🧠 برای اینکه تو مسیر لاغری به یه نتیجهی موندگار برسیم، لازمه که اول با روش های لاغری شدن آشنا بشیم.
اما نه فقط برای اینکه بدونیم چی بخوریم یا چجوری ورزش کنیم! 🥦🏃♀️
بلکه برای اینکه بفهمیم چه موانع ذهنیای باعث شدن تا الان نتیجه نگیریم. چون خیلی وقتا ذهنمون داره ما رو از لاغر شدن دور میکنه، نه بدنمون!
وقتی بفهمیم دقیقاً چه باورها یا رفتارهایی مانع لاغر شدنمون شده، میتونیم راحتتر روشی رو پیدا کنیم که هم با بدنمون سازگاره، هم با ذهنمون هماهنگه. ✨💡
💡 بهترین مسیر از بین روش های لاغر شدن کدومه؟
ما سالها با سبک زندگی، افکار و عادتهایی زندگی کردیم که باعث اضافهوزنمون شدن.
پس اگه میخوایم متناسب بشیم، باید دنبال روش های لاغر شدنی باشیم که ریشهای فکر کنن، نه فقط سطحی! 🌱
وقتی روش درست رو بشناسی:
✅ دیگه بین رژیمهای مد روز و تبلیغات رنگارنگ سردرگم نمیشی
✅ با آگاهی پیش میری، نه با استرس
✅ و مهمتر از همه، یه مسیر رو پیدا میکنی که هم به ذهنت میسازه، هم به بدنت!
وقتی بفهمی کدوم یکی از روش های لاغر شدن با سبک زندگی، باورها و نیازهای تو هماهنگه، نه تنها با خیال راحت تو مسیر میمونی، بلکه از هر قدمی که برمیداری لذت میبری ❤️
از محدودیت و اجبار خبری نیست؛ فقط آگاهی، آزادی و انتخابی که با دل و ذهن تو یکیه!

💫 از بین روش های لاغر شدن، کدومش واقعاً موندگاره؟
اگه مدتهاست دنبال راهی هستی که واقعاً بتونه بهت کمک کنه وزن کم کنی و این بار دیگه وزنت برنگرده، خوبه بدونی که بین تمام روش های لاغر شدن، یه روش هست که با دل و جون سر و کار داره: لاغری با ذهن.
چرا این روش متفاوته؟ چون درست مثل همون مسیری که باعث چاقیمون شده، حالا هم باید از همون مسیر برگردیم؛ یعنی از ذهن شروع کنیم.
🧠 لاغری با ذهن؛ چرا ماندگارترین روش لاغر شدنه؟
لاغری با ذهن دقیقاً همونقدر موندگاره که چاقی با ذهن بود!
همونطور که سالها با باورها و احساساتمون چاق شدیم، حالا هم میتونیم با اصلاح همون باورها، به تناسب برسیم. و اینبار برای همیشه!
پس اگه دنبال روش های لاغر شدن هستی که فقط یه عدد موقتی روی ترازو نباشه و یه تغییر موندگار در سبک زندگیت ایجاد کنه، لاغری با ذهن یه انتخاب هوشمندانهست.
مقالهای در Psychology Today نشان داده افرادی که نگرش مثبت دارند نه تنها بیشتر به اهداف کاهش وزن خود دست مییابند، بلکه ۸ برابر کمتر از دیگران دچار افزایش وزن میشوند.
همچنین، این افراد ۲۵٪ بیشتر احتمال موفقیت در حفظ وزن خود دارند. این نتایج نشان میدهد که نگرش مثبت میتواند عامل مهمی در موفقیت در مدیریت وزن باشد.
🎯 مسیری که من رفتم، حالا برای شما آمادهست
در دورهی آموزشی «ورود به سرزمین لاغرها»، من دقیقا همون راهی رو آموزش میدم که خودم طی کردم و به وزن و اندامی رسیدم که همیشه آرزوش رو داشتم.
به لطف خدا، طی این سالها صدها نفر با همین آموزشها تونستن رؤیای تناسب رو به واقعیت تبدیل کنن.
🌟 شگفتیسازان؛ شاهدان عینی برترین روش های لاغر شدن
اگه هنوز شک داری که آیا لاغری با ذهن میتونه واقعاً مؤثر باشه یا نه، یه سر به آلبوم شگفتیسازان بزن.
اونجا عکس هنرجوهایی رو میبینی که از همین مسیر عبور کردن، و با روش ذهنی لاغر شدن. دیدن نتایج این افراد میتونه جواب واضحی به یه سؤال مهم بده:
از بین روش های لاغر شدن، کدومیکی واقعاً جواب میده؟

❌ چرا بیشتر روش های لاغر شدن شکست میخورند؟
تا حالا به این فکر کردی که ما چطور چاق شدیم؟
هیچکدوم از ما برای چاق شدن برنامهریزی نکردیم، رژیم نگرفتیم، کالری نشمردیم! کاملاً طبیعی و بیهیچ زحمتی، کمکم چاق شدیم…
اما حالا که میخوایم لاغر بشیم، میریم سراغ هزار جور برنامه، رژیم، ورزش سنگین و خلاصه کلی روش های لاغر شدن که با حال و هوای ذهنمون همخوانی نداره.
ما سعی میکنیم با روشهایی وزن کم کنیم که هیچ ربطی به مسیر چاق شدنمون نداره.
مثل اینه که برای برگشتن به خونه، یه راه کاملاً غریبه رو انتخاب کنیم و بعد هم تو راه گم بشیم…
🤯 چرا انقدر تلاش کردیم ولی باز به وزن دلخواهمون نرسیدیم؟
جوابش خیلی سادهست:
چون بیشتر روش های لاغر شدن که امتحان کردیم، اشتباه بودن. شاید برای یه مدت کوتاه وزن کم کردیم، ولی هیچوقت اون نتیجه موندگار و راحتی که دنبالش بودیم رو نگرفتیم.
این نشون میده که بدن و ذهن ما تمایل به تناسب دارن، اما مسیرهایی که رفتیم، راه درستی برای رسیدن به اون هدف نبودن.

❌ چرا خودمون رو مقصر میدونیم…
خیلی وقتها وقتی از انواع و اقسام روش های لاغر شدن نتیجه نمیگیریم، شروع میکنیم به سرزنش کردن خودمون:
- “من بیارادهام”
- “من عرضه لاغر شدن ندارم”
- “حتماً یه مشکلی تو وجود منه که نمیتونم لاغر شم…”
بارها و بارها از روش های لاغر شدن استفاده کردیم. رژیم گرفتیم، ورزش کردیم، قرص خوردیم، ولی نتیجهای که دلمون میخواست رو نگرفتیم. و اینجاست که یه درد عمیقتر شکل میگیره:
احساس ناتوانی در برابر چاقی
و کمکم یه انتظار ناخودآگاه از خودمون میسازیم که “من قراره همیشه چاق بمونم…”
✅ اما مشکل از ما نیست، از روشهاست!
اگه ما بارها به سراغ روش های لاغر شدن رفتیم و نتیجه نگرفتیم، یعنی مسیرمون اشتباه بوده، نه شخصیت یا ارادهمون.
ما آدمای بیارادهای نیستیم، اتفاقاً خیلی باانگیزه و پیگیر بودیم، اما چون راه درست رو بلد نبودیم، هربار رفتیم تو مسیر اشتباه.
🧭 پس راهحل چیه؟
اولین قدم برای لاغر شدن اصولی اینه که بدونیم اصلاً داریم از چه روشی استفاده میکنیم.
کدوم یکی از روش های لاغر شدن واقعاً ماندگاره؟
کدوم مسیر، فقط چند کیلوی موقتی کم میکنه و کدوم یکی، تغییر اساسی در ذهن و بدنمون ایجاد میکنه؟
وقتی بدون تعصب و با آگاهی نگاه کنیم، خیلی راحت میتونیم بفهمیم چرا لاغری با ذهن یه راه متفاوت و مؤثره.
راهی که نه تنها از ما یه نسخه بهتر میسازه، بلکه دیگه خبری از سرزنش، خستگی و ناامیدی توش نیست.
🎯 جمعبندی جلسه:
در این جلسه، مفصل دربارهی روش های لاغر شدن صحبت کردیم؛ اما نه فقط برای اینکه یه اطلاعات جدید یاد بگیریم…
بلکه برای اینکه بالاخره تصمیم بگیریم این بار یه بار برای همیشه از مسیر درست برای لاغر شدن حرکت کنیم.
توی این جلسه، نکات خیلی مهم و اثرگذار شرح داده شده:
🔹 فرق بین فرمولهای مغزی یک فرد متناسب و یک فرد چاق چیه؟
🔹 چرا ذهن ما با ذهن حیوانات توی مسئلهی اضافهوزن فرق داره؟
🔹 و از همه مهمتر: اصلاً چرا چاق شدیم؟ ریشهاش کجاست؟
اینها فقط حرف نیستن. اگه با دقت گوش بدی و یکم روی این صحبتها فکر کنی، میفهمی چقدر از چیزهایی که گفته شده، دقیــقاً با تجربیات خودت همخوانی دارن.
✍️ تمرین آموزشی 📖
🔍 مرحله اول: پاسخ به سوالات درباره فرمولهای ذهنی
با دقت و شرح انشایی به سوالات این قسمت در بخش نظرات پاسخ دهید:
۱- نگرش و درک شما بعد از استفاده از محتوای آموزشی درباره روش های لاغر شدن چیست؟
۲- اگر نیاز دارید دوباره و چند بار فایل آموزشی را تماشا کنید، حتما این کار را انجام دهید.
۳- تفاوتهای فرمولهای ذهنی خود با یک فرد متناسب را بنویسید.
🔍 مرحله دوم: چرا من چاق هستم اما فلانی لاغر است؟
تا به حال ممکن بود شانس، ژنتیک یا دلایل دیگر را عامل تفاوتهای خود با افراد متناسب بدانید. اما از این لحظه به بعد، شما میدانید که **تفاوت اصلی در فرمولهای ذهنی است.**
بنابراین، سعی کنید با ذکر مثال تفاوت افکاری و رفتاری خود با یک یا چند نفر از افراد متناسب پیرامون خود را بنویسید:
🔸 مثال ۱: من متوجه شدم که دوستم امیر هیچوقت از خوردن مواد غذایی ترس ندارد و به چاق شدن بخاطر خوردن فکر نمیکند، درصورتی که من همیشه ترس از خوردن مواد غذایی دارم. این به دلیل تفاوت در فرمولهای ذهنی من با امیر است.
🔸 مثال ۲: من متوجه شدم که ثمانه دختر خالم وقتی به او شیرینی تعارف میکنند، اگر سیر باشد برنمیدارد، درصورتی که من همیشه نسبت به شیرینی اراده ندارم و نمیتوانم تعارف دیگران را رد کنم.
🔍 مرحله سوم: تفاوتهای فکری و رفتاری شما با افراد متناسب چیست؟
۱- تفاوتهای فکری من با افراد متناسب؟
۲- تفاوتهای رفتاری من با افراد متناسب؟
🔍 مرحله چهارم: ارزیابی روشهای لاغر شدن
روشهای مختلفی که تا به حال برای لاغر شدن امتحان کردهاید را مورد بررسی قرار دهید و روشهایی که باعث تغییر در فرمولهای ذهنیتان شدهاند را شناسایی کنید.
برای این منظور به سوالات زیر با دقت پاسخ دهید:
– از **کدام روشهای لاغر شدن** تا کنون استفاده کردهاید؟ شرح دهید:
🔹 عنوان روش
🔹 مدت زمان اجرای روش
🔹 مقدار کاهش وزن به دست آمده
🔹 مدت زمان ثبات وزن کاهش یافته
🔹 تاثیر استفاده از این روش در تغییر فرمولهای ذهنی
📉 **مثال:**
“من از روش رژیم مالدیوی برای مدت یک ماه استفاده کردم و توانستم ۵ کیلوگرم کاهش وزن داشته باشم. ولی حدود سه هفته بعد از اتمام برنامه رژیم، نتیجه آن به طور کامل برگشت.
💬 حالا نوبت شماست! در بخش نظرات، نظرات و تجربیات خود را درباره فرمولهای ذهنی و روشهای لاغری که امتحان کردهاید با ما در میان بگذارید.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.00 از 295 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان متن ۴( ناشنوایان )دوباره رفتیم از اون روش ها استفاده کردیم……نه فقط ما، خیلی از اطرافیان ما که اضافه وزن دارن، خیلی از دوستامون که اضافه وزن دارن به همین شکل عمل کردن، بارها و بارها از روش هایی استفاده کردن که نتیجه نداده و اگر به تمرین خودتون در جلسه ی قبل رجوع کنید، می بینید که شما هم از چند روش استفاده کردید، حتی اگر تمرينات دوستانتون رو بخونید، می بینید که چقدر از روش های دیگه هم استفاده شده که شما اصلا خبر نداشتید، اونا استفاده کردن و در نهایت نتیجه هم نگرفتن و این دیگه داره؛ ببین باید دیگه خودتون فکر کنید، چرا هیچ روشی برای لاغری جواب نمیده؟ لاغری همیشگی مد نظر ماست، چرا، اون مقطعی برا یک هفته، دوهفته، یک ماه، برا ۵کیلو، ۱۰کیلو جواب میده ولی اینکه مثلا کم کنی دیگه همیشه متناسب بمونی، چرا جواب نمیده؟اول اینکه باید یکی یکی روش هاتونو خط بکشید؛ یعنی هر روشی که خودت استفاده کردی رو؛ حالا هر نتیجه ای که گرفتی سر جای خودش، خیلی هم عاليه بهتون تبریک میگم؛ اما اون روش رو به عنوان یک روش صحیح برای متناسب شدن دیگه نباید بپذیری و باید روش خط بکشی، ديگه بهشم فکر نکنی؛ هر روشی رو که هر کسی به شما داده، در هر جایگاهی بوده اگر برا خودت نتیجه نداده، دیگه بزارش کنار. هر روشی هم که شنیدی دیگران استفاده کردن و نتیجه نداده اونا هم بدون که جزِ همین دستهٔ نشدنی هاست؛ یعنی از این مسیر نمیشه و متاسفانه افراد چاق عادت دارن که بارها و بارها روش های مختلفی که همه معمولا به یک شکله، base (پایه شون) یکیه رو استفاده کنن و نتیجه نگیرن. هر بار یه سری افراد میان همون روش های اشتباه رو به طریق دیگه ای میان مطرح می کنن، رنگ و لعاب شو عوض می کنن؛ ولی در واقع همه ی اون ها، روش های اشتباهی هستن. انیشتین یک جمله ی خیلی معروف داره، من خیلی خوشم میاد از این جمله و خیلی در زندگی خودم تحول ایجاد کرده؛ یعنی اون زمانی که من به این جمله از انیشتین رسیدم واقعا به فکر فرو رفتم و همون باعث شد که من به مسیر جدید هدایت بشم که همون لاغری با ذهن باشه. انیشتین میگه:” آدم احمق آدم یه که یک کار رو بارها و بارها انجام بده به امید کسب نتیجه ی متفاوت. با خودم هستم، خیلی من خودم این طرز رفتار رو داشتم، خیلی وقتها برنامه های لاغری رو انجام میدادم، نتیجه نمی گرفتم، دوباره به شکل دیگه، دوباره می گفتم: نه دیگه این دفعه من با تعهد بیشتر، این دفعه دیگه قول میدم، این دفعه دیگه پیش فلانی رفتم، تعهد دادم، این دفعه دیگه کار به آخر رسیده، باید از این روش، ولی باز نتیجه نداده.در کسب و کارهای مختلف هم به همین شکل؛ هی می گفتم: این دفعه دیگه باید اینجوری بشه ولی باز همون روش قبلی رو میومدم با یه انرژی بیشتر می خواستم انجام بدم، بازم نتیجه نمی داد. این مثل همون سفر کردن از یک مسیر اشتباهه؛ شما صد بار از یه مسیر اشتباه با هر سرعتی بخوای به مقصد برسی، امکان نداره برسی. فرض کن شما از شهر خودت می خوای به بندرعباس بری، می خوای بری مثلا جزیره کیش مثلا، یک مقصدی در نظر بگیر، با هر سرعتی، با هر وسیله ی نقلیه ای از مسیر اشتباه بری، شما به مقصد نمی رسی؛ لاغری هم یه مقصد ِشما از هر روشی با هر سرعتی بخوای لاغر بشی، اگر روش اشتباه باشه، شما هیچ وقتی لاغر نمیشی و همه ی ما این تجربه رو داریم دیگه نیاز نیست که بخوام خیلی حالا براش دلیل و برهان بیارم.همه ی ما بارها از روش های مختلف استفاده کردیم ونتیجه نداده، پس یکبار، برا همیشه بیا به ذهنت این دستور رو بده، این فرمول جدید رو در ذهنت ایجاد کن؛ که همه ی روش هایی که تا الان من برای لاغری استفاده کردم اشتباه بوده ومن این بار می خوام از روش صحیح برا لاغری اقدام کنم و روش صحیح، روش لاغری با قدرت ذهن خودته، نه قدرت ذهن من، نه قدرت برنامه ی من، نه قدرت داروی من، نه قدرت هیچی، فقط قدرت ذهن خودت، چون شما خودت با قدرت ذهنت چاق شدی ،حالا میگم چرا، پس با قدرت ذهن خودت هم می تونی لاغر بشی، شما از هر مسیری به مقصد برسی، بهترین راه برگشت از همون مسیر برگشتنه، منطقیه دیگه؛ از شهر خودت به هر شهری شما سفر کنی بهترین مسیر برگشت، از همون مسیریه که رفتی، از همون راهی که رفتی برگردی، بهترین مسیره. شما از مسیری که چاق شدی باید لاغر بشی؛ اگر می خوای برای همیشه لاغر بمونی. شما اگر از، برا چاق شدن رژیم خاصی گرفته باشی، بله، الانم می تونی با رژیم لاغر بشی. اگر برا چاق شدن، داروی خاصی مصرف کردی،شاید بشه با داروی خاصی لاغر شد.اگر برا چاق شدن، مثلا، آها ورزش های خاصی انجام داده باشی، میشه با ورزش های خاصی لاغر شد؛ اما اگر برا چاق شدن هیچ کدوم از این کارا رو نکردی؛ بنابراین تصور باطلیه که بخوای با انجام این کارها لاغر بشی. کسی داره این حرف رو بهتون می زنه که خیلی روش های زیادی رو استفاده کرده، بی اطلاع از این روش ها نیستم، فردی نیستم که خودم از ابتدا متناسب بودم؛ حالا یه چیزی یاد گرفته باشم بخوام به شما یاد بدم ؛نه،من خودم چاق بودم، تصاویر قبل از تناسب اندامم در سایت هست می تونید ببینید، می تونید تحقیق کنید، خیلی روش هایی رو استفاده کردم و اگر در این شرایط هستم و مدت هاست به لطف خدای مهربان متناسب هستم و این صلاحیت رو داشتم که به دوستان زیادی کمک کنم که متناسب باشن به خاطر اینه که به روش صحیح هدایت شدم، از مسیر درست برا لاغری اقدام کردم و به لطف خدا نتیجه مشخصه. نتایج شما و من ودیگران از روش های قبلی هم مشخصه؛ ما نمیخوایم خدای نکرده بیایم با جو سازی بیایم بخوایم يه روشی رو بگیم نه این اشتباهه یااین جواب نمیده، بابا، نتیجه مشخصه، وقتی من بارها استفاده کردم، شما استفاده کردی، دیگران استفاده کردن و همه وهمه ی ما نتیجه نگرفتیم یعنی یک نتیجه ی مشترک گرفتیم و اون شکست خوردن در لاغری بوده، خب دیگه نتیجه مشخصه، دیگه من چی بخوام بگم. حالا برا اینکه بهتر با موضوع لاغری با ذهن آشنا بشی و اینکه چرا روش های قبلی جواب نداده، باید نسبت به این موضوع آگاهی پیدا کنی که اصلا چرا ما چاق شدیم و چرا ما لاغر نمیشیم ؛ این خودش یک موضوع بسیار مهمه.چرا هر بار که لاغر شدی، دوباره چاق شدی؟چرا نمی تونی اصلا لاغر بشی؟ چرا اونی که لاغره چاق نمیشه؟ اونی که چاقه لاغر نمیشه؟ سؤال خیلی مهمیه، بهش فکر کنین. یه فایل فوقالعاده هم من در این باره دارم؛ راز چاق شدن، ببخشید؛ راز چاق نشدن لاغرها و لاغر نشدن چاق ها؛ یه کم اسمش پیچیده س ولی قشنگه.راز چاق نشدن لاغر ها و لاغر نشدن چاق ها.یک فایل یکساعت و خرده ایه که خیلی کامل، جامع درباره ی تأثیر ذهن در چاقی و لاغری افراد صحبت می کنم و کاملا براتون موضوع رو باز می کنم که چرا یک فردی از ابتدا تا انتهای زندگیش متناسب می مونه ولی یک فردی چاق میشه و دیگه نمی تونه متناسب بمونه؟ و باید چیکار کنه که متناسب بشه؟ …
ادامه دارد….
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۳ ( ناشنوایان )
ما فرض می کنیم یه نتیجه ی نسبی هم گرفتی…
… بعد خب دیگه چونکه نمی تونی برا همیشه با اون روش زندگی کنی، بر اساس اون برنامه زندگی کنی، دوباره یواش یواش بر می گردی به برنامه ی زندگی عادیت و خیلی زود طی دو- سه هفته یا حالا کمتر یا بیشتر دوباره به وزن قبلی بر می گردی، این اثبات می کنه که روش شما برای لاغر شدن اشتباه بوده؛ خب، شما خودتم اون زمان می دونستی که اشتباه بوده چون نتیجه ای که می خواستی رو کسب نکردی، یه مدت میگذره، دوباره وسوسه میشی که نه، ببین اون روشه خب نتیجه نداد ولی این روشی که فلانی استفاده کرده یا این روشی که دارن تبلیغ می کنن یا اینی که الان بهش بر خوردم، این فرق میکنه ، دیگه، دیگه، این روشه رو، ديگه این دیگه جواب میده، یه جورایی خودتو توجیه می کنی که نه، اون روش به چه دلیلی به درد نخورد یا حالا به هر دلیلی نتیجه نداد، برا من خوب نبود، خيليا اینجوری فکر می کنن؛ نه اون روش به من نساخت، بازم خودشونو مقصر می دونن ولی این روشه دیگه فرق می کنه. یادم میاد من خب ، خیلی برنامه های رژیمی رو استفاده می کردم، بنده خدا مادرم هم تو این مسائل دیگه درگیر بود؛ البته خب تقصیر خودشم بوده دیگه، از بچگی به خاطر علاقه ی زیادی که به فرزندان تپل داشته ؛ خب، باعث شده بود که منم از بچگی تپل باشم، بعد یواش یواش با افزایش سن و خلاصه وزن از تپل به چاق و چاق تر و چاق تر و خلاصه دیگه افتضاح تبدیل شد، جسمم. بماند حالا چون خودش…و خیلی هم بنده خدا تلاش می کرد در برنامه هایی که من داشتم؛ مثلا برنامههای غذایی که داشتم حالا با این که گله و شکایت هم داشت که، درد سر بود دیگه، هر روز بخواد حالا یه غذای خاصی برا من درست کنه، حالا بماند هزینه هاش به کنار، اما خب همون زمان، اون، اینکه جداگانه بایستی غذا درست کنه، دردسر داشت؛ بهر حال که، خب؛ همکاری هم می کرد، بعد یه مدت انجام میدادم، نتیجه خب حالا بگی نگی یه مقداری کم می کردم و دیگه خسته می شدیم حالا اونم چون اعتراض داشت دیگه بیشتر منو تشویق می کرد که دیگه بسه بابا تمومش کن این مسائلو، دیگه همه شاکی شدن، منم ول می کردم و می شدم همون رضایی که قبلا بودم، بعد جالب بود، مثلا از چند تا روش من نتیجه نگرفته بودم، اسم های مختلفی هم داشتن، روش فلان، مثلا ۲۱ روزه، نمی دونم غذای پاک، خیلی روش، اسم های دیگه، نتیجه نگرفته بودم بعد مثلا يه چند وقت می گذشت، یه دوستی میومد می گفت که ببین من یه برنامه ای رو شروع کردم، یه برنامه ی رژیمی خیلی عالیه، می گفتم مثلا چطور میگی عالیه؟ چی، چطوریه؟ می گفت اینو يکی از فامیلامون که آمریکا زندگی می کنه، اونجا رفته پيش دکتری که خیلی معروفه تو آمریکا، اون این برنامه رو بهش داده و اون خودش تو آمریکا استفاده کرده خیلی خوب بوده الان به من داده، منم چند وقته استفاده می کنم خیلی عالیه، بعد من می گفتم: آها، ببین، گمشده ی من همینه؛ تا حالا من هر چی برنامه استفاده می کردم همه ایرانی بود، این اون برنامه خوبه س، آمریکاییه.این USA یی که داشته باشه، دیگه، ديگه حرف نداره.بعد، خب من گفتم به منم بده، اونم خب دوستمون بود، با هم خیلی شوخی و اینا هم داشتیم. میگفت، نه الکی نیست که، باید یه؛ مثلا اینو؛ باج می خواست دیگه، خلاصه، اینو باید بهم بدی، اینو باید بهم بدی، کلی لوازم و خلاصه چیزا از من می گرفت، اینو بده مثلا یه هفته پيش من باشه، اینو مال خودم باشه؛ منم به خاطر اینکه می خواستم هر طوری شده به اون روش آمریکاییه دست پیدا کنم میدادم.اون برگه رو گرفتم و خلاصه دیدم عجب چیزیه، غذا های مختلفی هم توش بود حالا بعضیاشم حتی ما نداشتیم، اومدیم ما خودمون من درآوردی یه چیزایی جایگزین کردیم؛ خب، یک سری غذاهاش مال اونجا بود و نداشتیم ما اصلا این غذا ها رو و یه مدت با یک حس و حال خیلی خوبی که این برنامه ازآمریکا رسیده و دیگه این کار رو تموم می کنه، با اون شروع کردم و مدت بیشتری هم ادامه ش دادم چون خیلی دوستش داشتم به خاطر اینکه آمریکایی بود، یه چیز خاصی بود که دیگران نداشتند یعنی بعد، هر وقت کسی، اطرافیانم می گفتن چی شده، انگار یه کم داری جمع و جور تر میشی؟ می گفتم این دفعه دیگه کار تمومه دیگه، یه برنامه ی آمریکا ییه، بعد می گفتن به ما هم بده می گفتم نه بابا، این جوری نیست که، کلی دردسر داره پيدا کردنش، مگه به این راحتی دستم رسیده ؟نمی تونم به شما بدم، خلاصه، کلاس می ذاشتم که نمی دم و بیشتر هم ادامه ش دادم؛ مثلا اگر برنامه های قبلی رو یک ماه ادامه دادم اینو باور کنید ۴-۵ ماه من ادامه دادم، خیلیم خوب نتیجه گرفتم، یعنی مقدار خیلی زیادی از وزنم کم شد، ولی خب بازم نتونستم برای همیشه طبق اون برنامه عمل کنم و تقريبا یک ماه،شاید مثلا ۲ ماه بعداز اینکه دیگه از اون برنامه غافل شدم دوباره دیدم همون آدم قبلیم ، می خوام بگم که یعنی ما بارها این اتفاق برامون افتاده که یک مسیری رو رفتیم، یک روشی رو امتحان کردیم، شکست خوردیم ولی دوباره چند وقت بعد به طریق دیگه، به اسم دیگه، به شکل دیگه، به اعتبار دیگه، دوباره رفتیم از اون روش ها استفاده کردیم،…ادامه دارد….
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن ۲ ( ناشنوایان )
درسته این فرایند به این سادگیم که میگم نیست…
…دوستانی که در دوره ی آموزشی لاغری با ذهن شرکت می کنند؛ یعنی اون دوستانی که در دوره ی اصلی ثبت نام می کنند، وجه ثبت نام رو پرداخت می کنن و دوره رو شروع می کنن؛ خب، مطمئنا به شکل گام به گام وخییلی اصولی تر این نحوه ی شناسایی و تغییر افکار و ایجاد فرمول های صحيح لاغری رو یاد می گیرن؛ اما، خب در این دوره ی فشرده ی چند جلسه ای هم خیلی می تونید استفاده کنید و اگه موضوع رو بگیرید و خودتون بهش فکر کنید، تحلیلش کنین و سعی کنین اونو در ذهنتون پرورش بدید مطمئنا نتیجه ی خیلی خوبی می گیرین، خب پس؛ برای لاغر شدن ما اومدیم تاحالا؛دلایل چاقی رو اول شناسایی کردیم. بعد یکی یکی اونها رو لغو کردیم. بعد مسئولیت چاقی خودمون رو پذیرفتیم،بنابراین تعهد دادیم که خودمون رو مسئول لاغری خودمون هم بدونیم.
ببین یعنی اومدیم، یه وجه اشتباه رو شناسایی کردیم، وجه صحيح رو جایگذاری کردیم. اومدیم دلایل اشتباه رو شناسایی کردیم و دلایل صحيح رو آوردیم که نه تنها به این دلیل و به این دلیل اشتباه هستن. اومدیم عدم مسئولیت خودمون رو شناسایی کردیم و در مقابل اون مسئولیت پذیری رو قرار دادیم. روش کار ذهنی اینجوریه؛ هی یه سری مسائلی که یه فرمول های اشتباه شناسایی میشه، با فرمول های صحيح جایگزین میشه؛ حالا یک موضوع مهم در بحث لاغری و چاقی، همین روش های لاغرین، چون، ببین همه ی آدمها از هیچ روشی استفاده نکردن برا چاق شدن؛ خیلی خود به خودی، خیلی ساده چاق شدن و حتما با نظر من موافق هستید؛ اما همه ی این افراد خیلی روش های متفاوتی رو استفاده کردن برای لاغر شدن و نتیجه ی همشون باز مشابه؛
نتیجه نگرفتن،
اگه دارید این فایلو نگاه می کنید دلیلش اینه که از روش های قبلیت نتیجه نگرفتی که الان داری این فایلو نگاه می کنی، اگر شما اضافه وزن داشته باشی قبلا، از یک روشی هم استفاده کرده باشی و لاغر شده باشی که دیگه الان قاعدتا این فایلو نگاه نمی کنی، پس همه در یک شرایط هستیم. دوباره میگم همه ی افراد چاق از “هیچ روشی” برای چاق شدن استفاده نکردن، خود به خود چاق شدن، خب، نه میدونن چی شده ؟ نه اینکه تاریخی می دونن. ، نه تصمیم گرفته باشن، نه اینکه مثلا يه کار خاصی انجام داده باشن، هیچی یادشون نمیاد، خود به خود چاق شدن و جالبه همه ی این افراد چاق، خیلی کارهای متنوعی رو انجام دادن برای اینکه لاغر بشن و در نهایت نتیجه ی همه ی اونها هم مشابه، که” نتیجه نگرفتن “.این موضوع فرق می کنه با اون تمرینی که جلسه ی قبل انجام دادیم و گفتم مقدار نتیجه تون رو مشخص کنید. در اون تمرین ما می خواستیم به این باور برسیم که ، جسم ما توانایی لاغر شدن رو داره؛ چون خیلیا باورشون اشتباهه که فکر می کنن، جسم شون نمی تونه لاغر بشه، نه، ما این باور رو باید تغییر بدیم؛ باید این توانایی رو در خودمون ببینیم، به خودمون تاکید کنیم و در ذهنمون بذر لاغری رو بکاریم و ما با اون تمرین دقیقا همین کار رو کردیم..بذر لاغری رو ما در ذهن مون کاشتیم. حالا می خوایم دربارهی روش ها صحبت کنیم. بالاخره ما برای لاغر شدن باید یه کاری انجام بدیم دیگه؛ یه روشی رو می خوایم انجام بدیم که به لاغری برسیم و در این سال ها همش به دنبال روش های مختلف بودیم و تمرینی که شما جلسه ی قبل انجام دادید، اومدید نتایج تون رو نوشتید، مثلأ من از فلان روش ۵کیلو کم کردم، من از فلان روش ۳کیلو کم کردم؛ بالاخره از یک روش هایی استفاده کردیم برای اینکه لاغر بشیم. می خوایم این روش ها رو با هم بررسی کنیم و به یک نتیجه ی واضح، به یک دسته بندی برسیم که آقا چه روش هایی اشتباه هستن و چه روشی می تونه صحيح باشه؛ چون به هر حال شما وقتی راه صحیح رو پیدا کردی؛ مطمئنا با خیال راحت تر، با اطمینان بیشتر، با آرامش بیشتری در این مسیر حرکت می کنی. مطمئنی دیگه راه صحیح اینه، دیگه شک و تردیدی وجود نداره. در تمام روشهایی که تا حالا شما استفاده کردی، فارق از این که چه نتیجه ای براتون داشته؛ یعنی چه مقداری از وزن تون رو کم کرده که اون مربوط میشه به استعداد شما در لاغری، مربوط میشه به توانایی جسم شما در لاغری؛ اون موضوعش رو کار نداریم، موضوع روش کاره. شما هیچ وقت نتیجه ی مطلوبو نگرفتی.نمی خوام اسم ببرم چه روش هایی، خودتون، همه کاملا آشنایی دارین با روش های مختلف. یه روشی رو شروع می کنی؛ مثلا انجامش می دی، یه نتیجه ی نسبی یا می گیری یا اصلا نمی گیری. ما فرض می کنیم يه نتیجه ی نسبی هم گرفتی، بعد خب دیگه…ادامه دارد…
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
متن فایل صوتی جلسه ی سوم لاغری با ذهن از دوازده گام
متن ۱ ( ناشنوایان ) سلام دوستان خوبم! من رضا عطار روشن هستم و خداوند رو بی نهایت سپاسگذارم که این فرصت رو به من داد تا همراه شما دوستان خوبم باشم با جلسه ی سوم دوره ی آموزشی لاغری با ذهن.
تشکر می کنم از دوستان عزیزی که تمرينات جلسات گذشته رو به شکل عالی دارن انجام ميدن و معلومه که مشتاق لاغر شدن هستن.به همشون تبریک میگم وخیلی خوشحالم که هر روز داره دوستان بیشتری با این روش آشنا میشن و تصمیم می گیرن که از طريق لاغری با ذهن رویای متناسب شدن خودشون رو محقق کنن.
در جلسه ی گذشته، خب در مورد موضوعات مختلفی صحبت کردیم؛ اما یکی از تمرينات خیلی مهمی که بایستی انجام می دادین این بود که بایستی میزان نتیجه ای که از هر روشی، شما کسب کردید رو بایستی می نوشتید که مثلا من در فلان تاریخ از این طریق تونستم این مقدار کاهش وزن داشته باشم. خب، مطمئنا تمرین رو انجام دادید و اگر انجام ندادید باز هم تاکید می کنم ادامه ی فایل ها رو استفاده نکنید، برید جلسه ی گذشته رو قشنگ ببینید، بارها نگاه کنید و به شکل عالی تمرينات رو انجام بدید و بعد از این جلسه استفاده کنید؛ چون این جلسات به ترتیب داره آماده میشه و در هر جلسه ما یک در جدیدی از آگاهی ها رو به روی ذهنمون باز می کنیم درباره ی لاغر شدن؛ بنابراین خیلی دوست دارم که مراحل رو به شکلی که براتون توضیح میدم انجام بدید.
خب، برای این قسمت می خوایم روش های لاغری رومابررسی کنیم؛ مطمئنا برای هر هدفی می تونه روش های مختلفی وجود داشته باشه.
شما اگر بخواید به يه شهر خاصی سفر کنید، ممکنه چند راه برای رفتن به اون شهر باشه، اما معمولا یک راه از همه بهتره. اگر شما بخواید مثلا به قله ی کوه صعود کنید ممکنه چند راه برای رسیدن به قله وجود داشته باشه؛ اما یکی از اون راه ها مطمئنا بهتر از دیگر راه هاست، راه ایمن تریه ، راه ساده تریه و راهیه که خیلیا شاید قبلا استفاده کردن و از اون مسیر به راحتی به قله رسیدن؛ راه های اشتباه یکی از ویژگی ها شون اینه که همیشه اشتباهن؛ یعنی، یک راه اشتباه نمی تونه برای یک فردی نتیجه ی خوب داشته باشه، برای یک فردی نتیجه ی بد داشته باشه؛ اما راه صحیح چرا،می تونه برای یک عده ای نتایج خوب داشته باشه، برای یک عده ای نتایج خوب نداشته باشه. چرا به این شکله؟چون عملکرد اون فرد از مسیر صحیح هم تأثیر خیلی زیادی در نتیجه از اون مسیر داره؛
اما مسیر اشتباه، شما به هر شکلی عمل کنی، در نهایت نتیجه اشتباه خواهد بود و اون چیزی که می خوای در نمیاد.
حالا روش کار ذهنی به این شکله که ما همیشه باید بیایم یه سری آگاهی هایی رو که داریم ، که من از اون ها به عنوان فرمول های ذهنی نام می برم؛ اون ها رو باید بیایم شناسایی کنیم، درست و غلط ها شو جدا کنیم و اون هایی که اشتباه هستند رو با استدلال و دلیل به فکر، به باور و به فرمول صحیح در مغز مون تبدیل کنیم. درسته این فرایند به این سادگیم که میگم نیست…ادامه دارد…
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان همراه
دوره لاغری با ذهن تخلیه افکار اشتباهه که نتیجه اولیش آرامشه . عبارتی که قبلا با اینکه چندین بار این فایل رو گوش دادم نشنیدمش وامروز با درک بهتر شنیدمش .
آرامش
آرامش من همراه با چاقی همراه بود ملایم وار آهسته وار.
سال قبل یکی ازمن پول قرض گرفت و قول داد زودی پرداخت کنه اما موضوعی براش پیش اومد وگفتش فعلن نمیتونم بوهیی رو به تو پرداخت کنم چون یه قضیه پیش بینی نشده برام پیش اومد باید اول اون رو رفع کنم .
ومن استرس گرفته بودم اما بعد مدتی گفتش خورد خورد بهت میدم ومنم ناچارا قبول کردم . هرسری پرداخت انجام میشد کمی استرسم کم میشد وآرامش میگرفتم .
بعدش روی عزت نفسم کار کردم وهرسری که با درونم هماهنگ تر میشدم آرامش پیدا میکردم .
مهم تر از همه من مدتی که چاق بودم و با دوره لاغری با ذهن وزنم از ۷۴ به ۶۰ رسید همش توفکرم این بود که چرا لاغرتر نمیشم حالا متوجه شدم چون من با کاهش وزنم دغدغه چاقیم از بین رفت و آرامش پیدا کردم .
وکد آرامش خودش تو ذهنم تعریف بود با چاقی .
ومن این طرف زور میزدم باور مخرب رو پیدا کنم نگو خود این آرامش بعد لاغری خودش مانع کاهش وزن بیشترم شده بود.
امروز که استاد تا کلمه آرامش رو گفتش یهو به خودم اومدم .
و دلیل استپ خوردن وزنم تو ۶۰ کیلو رو شناسایی کردم .
استاد بی نهایت ازتون ممنونم .
حالا روشهای قبلی که من قبل از دوره لاغری با ذهن انجام دادم و نه تنها لاغری پایدار نداشتم بلکه به جسم و روحم آسیب زدم رو عنوان میکنم قبلش اینو میخام بگم که
اینکه به نظرم تو دوره های ذهنی گفته میشه مرتب روی خودتان کارکنید برام یه کم شبهه داشت آخه چرا . من که مطمنم باورهای فبلیم پوچ شد چرا تکرار کنم .
چون ما انسانها اجتماعی هستیم و مرتب با افراد و توجهات مختلف برخورد میکنیم و گاها ناخودآگاه ذهنمون برنامه ریزی میشه بدون اینکه حسش کنیم وبعد عارضه، تازه باید بیاییم و دوباره مغزمون رو عیب یابی کنیم .
حالا متوجه میشم چقدر کنترل ورودی های ذهن وتکرار مهمه .
روشهایی که خودم استفاده کردم ونتیجه نگرفتم :
پیاده روی یک ساعته در ظهر تابستان و رفتن داخل اتاق بدون پتکه وکولر ورقصیدن و رژیم فقط ۵ کیلو کم کردم درحالیکه از قیافه افتاده بودم و بعد چند ماه ۷ کیلو بیشتر شدم .
دستگاه دراز نشست خونگی خریدم و باشگاه چندین ماه رفتم اونم بعد چند ماه برگشت .
دوستم رژیم کتوژنیک استفاده میکرد بعد چند ماه کلا که لاغرتر شده بود بعد چند ماهه دیگه که بازم داشت ادامه میداد میگفت چاق دارم میشم .
اما وقتی خودم از دوره لاغری با ذهن ۱۴ کیلو وزنم رو کاهش دادم هرکی منو میدید میگفت خیلی جوان شدی و خواهرزادم که دستی تو باشگاه و کارهای ورزشی داره اومد پیشم و بازوم رو فشار داد خیلی تعجب کرد که پوستم سفته و شل نشده .
داداشام اوایل فکر میکردن عمل زیبایی انجام دادم باور نمیکردن الانا میگن کرم چیزی زدی پوستت سفت شد .
الان میخام دوباره مانکن شم . چون این کد آرامش رو برطرفش کنم که به چاقی ربطش دادم برطرف بشه از سری قبل هم لاغرتر میشم .
چون این دوره آرامش میاره و دلیل نمیشه من آرامش پیدا کردم چاق شم .
خدایا شکرت بابت الهامات بی نظیرت وتشکر از استاد عزیز و دوستان همراهم
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز خانم متناسب شاد ،
از خوندن دیدگاهت خیلی احساس خوبی پیدا کردم از اینکه به شگفتی ساز دیگه ای آشنا شدم خوشحال شدم موفقیتت رو بهت تبریک میگم … فرصتی پیشامد که سوالی ازتون بپرسم فرمودید با دوره های ذهنی ۱۴ کیلو کاهش وزن رو تجربه کردی ..این خیلی عالیه و جای هزار بار تبریک داره … اما سوالم : شما برای کسب این موفقیت ، بیشتر روی افکار و باورهات کار کردی یا روی رفتار غذایی …اگر نکته ای هست و تجربه ای داری که ممکنه به من کمک کنه خوشحال میشم بهم بگید …
با تشکر و سپاس فراوان از شما …
نشان های دریافت شده
الهی به امید تو!
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
لازم میدونم یه اصلاحیه بنویسم در باره ی یه متنی که تو همین قسمت چند روز پیش نوشتم , که اطلاعات اشتباه منتقل نکرده باشم:
مواد غذایی که ما میخوریم بعداز اینکه در سیستم و دستگاه گوارش هضم شد از طریق دیواره ی رگهای دستگاه گوارش وارد خون میشه واز اون طریق در سراسر بدن گردش میکنه وبنا به نیاز سلول ها در هر قسمتی از بدن وطبق یه فرایندهای انتقال که اون هم داستان خودش رو داره و یکی از میلیاردها معجزه ایه که خداوند در خلقت ما انجام داده، وارد سلول ها میشه و در داخل سلول فرایند متابولیسم و استفاده از انرژی ذرات غذایی انجام میشه و انرژی مولکول های غذایی ؛ مثل گلوکز در میتوکندری سلول تبدیل به ( ای تی پی) و یا همون ATP معروف وحیاتی میشه و سلول در انجام واکنش های شیمیایی خودش از اون به شکل های مختلف استفاده میکنه.
وآگاهی از این همه معجزه که هر روز در بدن ما رخ میده و حتی ما در لحظه به اون آگاه نیستیم فقط جای شکر گذاری داره برای تک تک سلول های بدنمون؛
برای تک تک واکنش هایی که هر لحظه در بدن ما اتفاق میفته که اگر حتی یکیش از نظم خارج بشه وحتی یه مرحله اون درست انجام نشه و یا یه مولکول تغییر کنه ویا حذف بشه بدن بیمار میشه وکلی تخصص باید دست به دست هم بده که بتونه یه راهی برای برگردوندن سلامتی پیدا کنه و مشکل اون یه مولکول رو حل کنه و این هم جای شکر داره.
پس هر کی بیاد بگه فلان عالم و دانشمند مشرک وکافره من قبول نمی کنم چون :
بر سر در علم نوشته شده :” اگر ایمان نداری وارد نشو !
کسی که علم داره خدا رو پیدا می کنه . علم لق لقه ی زبان نیست ، ادعا نیست، مدرک زورکی نیست ، به خاطر پز دادن و از کسی جا نموندن ،دانشگاه رفتن و مدرک گرفتن نیست.
با پول مدرک گرفتن ونمره خریدن نیست.فقط از یه جا حفظ کردن ویه جای دیگه نوشتن و نمره گرفتن و قبول شدن نیست. علم حرمت داره. علم مقدسه. عالم هم حرمت داره چون شعور داره . آگاهی داره .منش داره.
علم واقعی رفتار رو هم درست میکنه. علم واقعی نشونه داره. علم واقعی لباس عالم رو هم متبرک می کنه همونطور که عطر فضا رو خوشبو میکنه.
ادعا نیست علم خودش رو پشت کسی یا چیزی قایم نمی کنه.
علم واقعی برا خودش از اسم ورسم دیگرتان و شجاعت اون ها که هیچ ربطی به اون نداره استفاده نمی کنه تا برای خودش پله بسازه وبه هوس های دنیاییش برسه .
علم تقلید نیست جستجوه. علم دنبال خدا می گرده پیداش میکنه .سنگ رو از پیش پای مردم وخلق خدا بر میداره .علم دردها رو شفا میده .مرهم زخم همنوعان میشه. گره ها رو اززندگی مردم باز می کنه علم مقدسه ؛ حتی بالاترین عبادته. علم خود عشق به خداس.
وقتی میشنویم که محفل علم باغچه ای از باغ بهشته یعنی بالاترین نمازه. یعنی علم ، خود نمازه.نماز باعلم و آگاهی باعث افزایش درجه ی روحی من میشه.
نه اینکه مثل کلاغ وجلوی این واون ادای آدم خوب ها رو در بیارم و نماز بخونم. دارم چیکار میکنم؟ کی رو میخوام گول بزنم؟ گیرم بقیه فکر کردن من آدم خوبیم، خب دو دقیقه بعد وقتی عملم وتصمیم هایی که گرفتم خلاف اون رو نشون داد می خوام چی بگم؟ هی با نماز رو گندهای خودم ماله بکشم که چی؟ درد کی رو درمون می کنه؟ به کجا میرسونه منو؟ چرا دارم پشت نماز قایم میشم؟ چرا برا یکبار هم که شده به خودم نمیام ویه فکر درست ودرمون برا خودم نمیکنم؟ به خدا جایی نمیرم .هیچ پیشرفتی به من نمیده. رو به عقب دارم میرم. اون پسرفته.اون فاجعه س .اون نماز نیست. اصلا معلوم نیست چیه ؟ در خلوت خودم هر کسی باشم غیر از اونی که در ظاهر دارم نشون میدم چه فایده ای داره؟!
دوست دارم دیگه تموم بشه . مردمم بیدار بشن . دنبال خدا تو بيراهه نگردن. خدا همین جاست .مثل خورشیده .همه جا رو روشن میکنه .ما باید چشمامونو بازکنیم . پرده رو کنار بزنیم .ما باید ظهور کنیم خودمون باشن . خود خداییمون .حرف های قشنگ زدن همه چیز رو درست نمی کنه . عمل کردن به اون حرف هایی که میزنیم وتعهدی که در قبال حرف هامون داریم اون ها رو ارزشمند میکنه وگرنه میشن حرف مفت . صد من یه غاز.
میشه این که دیگه خودمون رو هم قبول نداریم .به هرجا هم میرسیم آرامش نداریم چون روحمون میدونه بیراه رفتیم ، ما گوش و چشممون رو بستیم.دیگه خودمون رو هم نمیشناسیم.سرگردون میشیم. همش دنبال اثبات اینیم که بقیه ما رو تایید کنن بگن ما خوبیم.در حالی که خودمون می دونیم خوب نیستیم .آرامش نداریم. زور میگیم . عقده هامونو تبدیل به خنجر میکنیم و به جون مردم میفتیم. زیاده خواه میشیم.قدرت طلب میشیم.
این یه تفکر اشتباهه که در طول تاریخ هزاران ساله ی بشر همیشه بوده ، وجود داشته و آسیب زده به پیکره ی بشریت ، به انسانیت لطمه زده ، خیلی جاها جبران ناپذیر.
این همه مسائل و مصیبت های بشراز کجا سرچشمه می گیره؟
از یه ذهن ناآگاه ، از یه فکر بیمار، از یه روحی که رو خودش کار نکرده، خودش رو تو دنیا گم کرده؛ در نتیجه از خدا جدا شده ، بلا شده ، آوار شده رو سر مردم؛ وگرنه انسانی که با قد کشیدن جسمش رو ذهنش و فکرش هم کار کرده وخودش رو رشد داده، ارتقا داده که اینجوری رفتار نمی کنه ، به هر جا برسه، اول آدمه، انسانه، بعد میشه رئیس ومدیر و هر نقشی که در اجتماع داره.
همش منتظر معجزه از بیرونیم. منتظریم یکی بیاد همه چی رو برامون درست کنه. این جوری نیست . ما غایبیم. ما نیستیم .ما خودمون گم شدیم . اون حاضره. اون معجزه منتظر ماست تا اون رو به زندگیمون و به دنیامون دعوت کنیم .چطوری؟
وقتی خودمون رو پیدا کنیم. وقتی خودمون باشیم. وقتی به حرف هایی که می زنیم عمل کنیم. وقتی هر خوبی که برای خودمون میخوایم برای بقیه هم بخوایم.وقتی نیت مون رو درست کنیم . وقتی شب که میخوایم بخوابیم به فکر انسان های دیگه در سراسر دنیا باشیم نه فقط به فکر گروه خاصی. وقتی انحصارطلب نباشیم.خودمون رو بالاتر از بقیه ندونیم. نژاد پرست نباشیم. آدم ها رو از روی ظاهرشون قضاوت نکنیم. دنبال درست کردن بقیه نباشیم، خودمون رو درست کنیم .
چه قدر دنیامون قشنگ میشه. اون وقت ناجی میاد .خدا ناجی رو میفرسته. میگه دیگه وقتشه. دیگه مردم تغییر کردن. آگاه شدن. آخه خدا خودش گفته: اوضاع مردم تغییر نمیکنه تا وقتی مردم خودشون رو تغییر ندن. این تغییر تو تک تک ماست وباید خودمون بخوایم وآگاهانه باشه. زوری نیست . با قانون وبخش نامه نیست. از بالا نیست. توی خودمونه ،تو وجودمون باید تغییر کنیم. تفاوت ها روبپذیریم. نخوایم همه مثل ما فکر کنن. به عقاید هم احترام بزاریم. برادری فقط با حرف درست نمیشه. برادری همدلیه. یه روح بزرگواریه. شنیدن حرف هایی یه که ما دوست نداریم ولی درسته وباعث بهتر شدن ما میشه اگه بهشون فکر کنیم. خودخواهی رو کنار بذاریم .اشتباهاتمون رو قبول کنیم. عارمون نشه بگیم اشتباه کردیم .سختمون نباشه بگیم ببخشید تقصیر من بود اگه واقعا مقصریم. پذیرش مسئولیت از ما آدم بهتری میسازه. ما رو بزرگ میکنه.
اینجوری چقدر دنیامون زیبا ودلنشین تر میشه وقتی از خوشبختی وسعادت بقیه ماهم احساس لذت بیشتری میکنیم.
این دنیاییه که دوست دارم توش زندگی کنم ، توش نفس بکشم واز بودن در کنار همنوعان آگاهم مست لذت بشم . چه سعادتی بالاتر ازاین!!!!
دوستتوندارم ! حالم عالییییه…پس بیاین با هم ادامه بدیم…
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
یه مطلب دیگه که لازم میدونم مطرح کنم ؛
اینه که در تمام روش های قبلی که استفاده کردم ؛ هیچ کدوم باعث تغییر در فرمول های ذهنی من نشده و چون در تمام طول دوره هایی که جسمم داشته با تحمل فشار خودش رو تغییر میداده و لاغر میشده؛ مغزم همچنان داشته دستوراتی مبنی بر چاق شدن به جسمم صادر می کرده وبه همین دلیل بوده که به محض رها شدن از فشار و کنار گذاشتن کم خوری اجباری ، دوباره جسمم به حالت چاقی تغییر وضعیت میداده وتمام زحمات من برای لاغر شدن بی نتیجه می مونده و
این اعمال نفوذ ذهنم رو بر جسمم می رسونه.
در نتیجه من فقط با مذاکره با ذهن ومغزم می تونم باعث بشم که در دستوراتی که صادر می کنن ، تجدید نظر کنن .
چطوری باید قانعشون کنم؟
با دادن آگاهی های درست وجدید واستمرار داشتن در تکرار اطلاعات صحیح و پشتکار مداوم و ادامه دادن در مسیر لاغری با ذهن.
اونقدر با خودم جلسه میزارم و اونقدر به شکل های مختلف آگاهی جدید و البته لذت بخش وارد ذهنم میکنم که راهی نداشته باشه جز تسلیم .
وجوابی نداشته باشه ، جز چشم ، اطاعت میشه گلستان، هر چی تو بخوای و ذهنم در برابر اراده ی من نمی تونه مقاومت کنه ، اگر با دلیل و منطق پیش برم ، نه با اجبار و اکراه.
و البته ؛ اونقدر به مسیرم باور داشته باشم که تمام موانع رو کنار بزنم، که البته به باورم شک ندارم.
کاملا یقین دارم . هیچ وقت تو زندگیم این قدر مطمئن نبودم وهیچی جلودارم نیست که بخواد دلسردم کنه .
کوتاه نمیام .همین جا اعلام میکنم که هیچ کاری برام مهمتر از لاغر شدن نیست .هیچ عذر وبهانه ای پذیرفته نیست. تا ابد برای این هدفم وقت دارم وبا اشتیاق پیش میرم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
من در طول ۲۳ سالی که اضافه وزن داشتم بارها برای کاهش وزن اقدام کردم .
اتفاقا امروز یکی از دفترهای قدیمی خودم رو که برنامه هامو توش می نوشتم باز کردم ودر یک صفحه نوشته بودم که وزن هدفم ۵۸ کیلو بوده و وزن اون زمانم ۶۸ و به طور هفتگی کاهش وزنم رو با تاریخ ثبت کرده بودم.
تاریخش سال ۱۳۹۰ بود وکاهش وزن هفتگیمو نوشته بودم ودر طول ۲ماه سه کیلو کاهش وزن داشتم.
همینطور بارها کاهش وزن داشتم ولی تا کم خوری رو کنار می ذاشتم دوباره در عرض چند هفته به وزن قبلیم برمیگشتم حتی بعضی وقتها وزن قبلی رو هم رد میکردم و بيشتر چاق می شدم. از همه بدتر می دونید چی بود؟ اینکه بعد یه مدت که خودم رو منع میکردم از خوردن، بدنم حریص می شد و اونقدر ولع خوردن داشتم که حالمو بد میکرد و بعدش هم که نگم؛ اونقدر خودم رو سرزنش می کردم که از زندگی بیزار میشدم.
سال ۱۳۹۴ بعد از اینکه پسرم رو از شیر گرفتم به مدت یک سال با کم خوری تونستم ۱۰کیلو کاهش وزن داشته باشم ؛ تامدتی خوب بودم احساس سبکی داشتم ولی خیلی طول نکشید وبعداز چند ماه بازم وزنم اضافه شد.
کارهایی که برای کاهش وزنم انجام میدادم اسم خاصی نداشت ، هرچی رو میشنیدم اثر داره و هرکی از یه روشی نتیجه گرفته بود رو من انجام میدادم ولی موقتی بود.
کتاب دکتر کرمانی رو خوندم ، بحث هاش برام جالب بود ، خیلی رو حرف هاش فکر کردم ولی رژیمش رو انجام ندادم.
یه بار هم سال ۱۳۹۴ پیش متخصص تغذیه رفتم ویه لیست هفتگی بهم داد ویه آنالیز رو بدنم انجام داد .
وقتی برگشتم خونه ولیست رو خوندم ، اصلا نتونستم قبولش کنم حتی یک روزشو رو هم انجام ندادم. چون اصلا نمی تونستم قبول کنم که اون روش ؛ درست باشه.
با این حال ؛ راه دیگه ای هم بلد نبودم ولی قانع نشدم وباز به جستجو ادامه دادم .
اما یه جای کار می لنگید . یه قطعه از پازل همیشه به نظرم کم بود ولی نمی دونستم اون قطعه چیه؟ من که اراده ی خوبی تو ادامه رژیم داشتم ؛ بارها وزن کم کرده بودم، بارها فشار رژیم رو بر خودم وارد کرده بودم، جسمم طفلکی این همه با من راه اومده بود وگوش به فرمون بود .
الان که این جملات رو می نویسم خیلی دلم به حال جسمم می سوزه ؛ چه بی پناه بوده ، در مقابل اون همه بلایی که سرش آوردم. چه صبورانه ، ناآگاهی های منو تحمل کرده و انواع واقسام هر چیزی رو که میشد خورد ومی گفتن باعث لاغری میشه رو به خوردش دادم واون تحمل کرده و دم نزده.
در نهایت هیچ کدام از روش هایی که برای کاهش وزنم استفاده کردم ماندگار نبود و نتیجه ی دائمی نداشت وبه نظرم غیر طبیعی میومد ودر نتیجه هیچ کدوم رو باور ندارم از هیچ کدوم نتیجه ی دلخواهم رو نگرفتم ونتیجه نسبی هم که به دست آوردم به خاطر فشاری بود که به جسمم وارد کردم ولی نمی دونستم که باید ذهنم و مغزم رو هم در این مسیر با جسمم همراه میکردم.
تازه جدای از این همه کاهش وزن های دوره ای چند وقت پیش به فکر افتاده بودم که پوست شکمم رو جمع کنم ولی از عوارض اون ترسیدم و بی خیالش شدم.
با وجودی که کاهش وزن هایی که داشتم خیلی سریع نبوده با این حال باعث افتادگی و شلی پوست میشه که اون هم داستان خودش رو داره.
حالا که گذشته رو مرور کردم به یقین رسیدم که هیچ روش کاهش وزنی در دنیا وجود نداره که کامل تر ، درست تر و منطقی تر از لاغری با قدرت ذهن باشه .
کاملا منو راضی میکنه ودلایل استاد قانعم کرد .
هر جور که بهش فکر می کنم حرف های استاد درسته.
قلبم گواهی میده راه و مسیر درست رو پیدا کردم، جوینده یابنده س.
قسم میخورم که دیگه دنبال هیچ روشی غیر از روش لاغری با ذهن نرم و همین روش رو تا آخر عمرم ادامه میدم .خسته نمی شم و از بودن در این مسیر لذت میبرم.
حس و حالم عالییییه …
ادامه میدم….
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
درمورد تفاوت فرمول های ذهنی من با یک فرد متناسب:
یکی از تفاوتها اینه که فرد متناسب دغدغه ای در مورد خوراکیها نداره وبیشتر از زمانی که لازمه برا شون وقت نمیزاره و بهشون فکر نمی کنه ؛ گرسنه شد ، می خوره، لذتشو میبره وبه موقع دست میکشه و دیگه میره دنبال ادامه ی زندگیش ولی من چاق ( البته تا قبل از اینکه شناخت الانمو داشته باشم) حتی وقتی هم که به اندازه خوردم ، هنوزم چشمم دنبال خوراکی هاست، انگار قراره قحطی بیاد.
حالا متوجه شدم که همش به خاطر دستورات مغزی من این حالت ها به وجود میاد.
من چاق هستم چون با آگاهی هایی که خودم به ذهنم سپردم باعث ایجاد فرمول هایی در مغزم شدم که نتیجه ی اون چاق شدنمه .اما دوست متناسبم یا آگاهی های درستی در این زمینه به ذهنش داده یا به این موضوعات اصلا فکر نکرده وخود به خود رو تنظیمات کارخونه مونده وذهنش رو دستکاری نکرده.
من چاق هستم چون توجه من در مسیر اشتباه قرار گرفته وناخواسته اطلاعات وآگاهی های اشتباه وبه عبارتی فرمول های اشتباه در ذهن من شکل گرفته و در واقع چاقی من نتیجه ی اون اشتباهات فکری منه ؛ در حالی که دوست متناسبم در ذهنش فرمول های درست داره.
چند سال پیش خونه ی یکی از اقوام مهمون بودم ، اون خانواده دوتا دختر داره که دقیقا نقطه ی مقابل هم هستن از نظر جسمی. یکیشون کاملا متناسبه و اون یکی کاملا چاق. حدود ۱۵۰ کیلو رو راحت وزنشه.
سر سفره که نشسته بودیم وخوراکی ها مشترک بود واین دو خواهر روبروی من و کنار هم نشسته بودن واین حالت باعث یه مقایسه در ذهن من شد که این موضوع چقدر عجیبه !
این دو نفر از یه پدر و مادرن. سر یه سفره میشینن و غذاشون هم عین همه ؛ پس این همه تفاوت سایز ، دلیلش چیه؟ اگه بگم ژنتیک ، خب این دو نفر خواهرن ، ژنتیکشون شبیه همه.
ولی چرا یکی چاقه و اون یکی متناسب؟ همین طور نامحسوس حواسم به رفتار هاشون بود؛ می دیدم فرد متناسب انگار یه کنترل درونی داره که نمیزاره حتی یه قاشق بیشتر غذا بخوره و از طرف دیگه هم ، فرد چاق انگار داره یه دستوراتی رو انجام میده در مورد خوردن که باز اونم دست خودش نیست وانگار یکی از درون بهش میگه ادامه بده ، بازم بخور.
واین موضوع، تفاوت در فکر و رفتار یک فرد چاق با یک فرد متناسب رو کاملا بهم نشون داد.
بعد از اینکه سفره جمع شد و چایی و شیرینی آوردن ؛ دختر خانمی که متناسب بود اصلا لب نزد وخیلی راحت گفت نمی خورم ؛ در حالی که دختر خانم چاق سه تا شیرینی برداشت و باز هم خورد.
حالا بعد چند سال که از اون روز میگذره و من با آگاهی هایی که از آموزشهای استاد کسب کردم متوجه میشم دلیل اون دو جسم کاملا متفاوت ودلیل اون دو رفتار متفاوت چیه؟
ممنونم که وقت گذاشتید و دیدگاه منو خوندید .
حالم عالییییه وبا اشتیاق ادامه میدم.
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیزم ودوستان همراهم!
بعداز بارهاگوش دادن فایل صوتی وخوندن متن گام سوم:
متوجه شدم که از وقتی که خاطره ها در ذهن من شروع به شکل گیری کرده ، یک سری حرف ها رو مدام وبه شکل های مختلف از زبان آدم های متفاوتی شنيدم و رفته تو ناخودآگاهم . فیلتر کردن بلد نبودم، مثل خونه ای که درش همیشه بازه وهر کسی می تونه وارد بشه و دربان نداره.
طی تمام سال های عمرم با این روش خیلی مطالب وحرف ها رو به خورد ذهنم دادم به طور ناآگاهانه. اگر تجربه ی الانم رو داشتم محال بود اين کار رو بکنم.
ولی خب زندگی خیلی چیزها به آدم نشون میده.
الان که به سال های گذشته فکر می کنم ، از وقتی که اومدم بیشتر به جسمم توجه کنم وبرام مهم شد که حواسم به خودم باشه ، تاثیر حرف ها و باورهای غلط هم روی من شروع به کار کرد و جسم من از تنظیم خودکار خارج شد . با دست های خودم و بهتره بگم با افکار اشتباهم این بلا رو سر خودم آوردم.
وگرنه قبل از ازدواجم ، هم این جسم رو داشتم و غذا هم می خوردم ومتناسب هم بودم. از هیچ روش و فرمولی هم استفاده نمی کردم ، اصلا هیچی بلد نبودم . رو تنظیم کارخانه بودم . خورد و خوراکم سر جاش بود . اما از وقتی که فکر کردم باید در این مورد از دیگران یاد بگيرم و بی اطلاعی من از تشخیص حرف های درست و غلط باعث شد ذهنم تغییر کنه وسعی کردم بر اساس حرف های جدیدی که می شنیدم عمل کنم جسمم به سمت چاقی تغییر کرد.
حرف های جدیدی در این زمینه می شنیدم و در ذهنم بارها و بارها اون رو تکرار می کردم واون رو برای خودم منطقی می کردم و درنتیجه برام تبدیل به باور می شد و ذهنم و مغزم سعی می کرد بر اساس اون باور های جدید دستورات جدیدی صادر کنه وجسم من فقط از مغزم اطاعت میکرد، در نتيجه تغییر شکل داد وخودش رو شبیه باور جدید کرد.
آخه جسم که قدرت تشخیص نداره ، مگه معده می تونه فکر کنه؟ مگه تا حالا شنیدیم بگن شکمم فکر میکنه. خنده داره، حتی اگه به اون یه لحظه فکر کنیم.
این حرف ها رو جدید یاد گرفتم ، از استاد یاد گرفتم.
قبلا بلد نبودم .مراحل تغییر رو این طور نمی دیدم که بخوام حواسم باشه کجا می شینم ؟ با کی میشینم ؟ به چی دارم گوش میدم؟ چی رو می بینم ؟ چه اطلاعاتی رو وارد ذهنم می کنم؟ حتی بلد نبودم تو ذهنم وبدون اینکه به طرف چیزی بگم اون حرف رو رد کنم و یا تحلیلش کنم . فکر می کردم بی احترامی میشه. چه فکر اشتباهی! فقط ورودی داشتم چه درست و چه غلط .
خب تمام این مراحل در وجود من خییییلی آروم و بی صدا انجام شده من حتی متوجه نشدم درونم چه خبره؟ وبعد يه مدت رفتم جلوی آینه ومتوجه جسمم شدم که
ای بابا ! چرا اینجوری شدم ؟ چرا چاق شدم و تازه اون موقع داشتم نتیجه ی اون همه مدت تغییرات رو میدیدم واز مراحلی که قبل از نتیجه طی کردم بی اطلاع بودم وخودم هم شوکه شدم وترسیدم، هی به چاقیم قدرت دادم وخواستم به شکل های مختلف نتیجه رو تغییر بدم، چاقی رو که نتیجه بوده از بین ببرم وتازه پناه بردم به روش های اشتباه وافراد ناآگاه تر از خودم و مدام به طور ناخواسته بیشتر به جسمم آسیب زدم.
ناآگاهی بد دردیه . تو هر زمینه ای ناآگاهی فقط زجر و عذاب ونارضایتی میاره. از خدا میخوام و در دوره ی زندگی با طعم خدا هم ، مهمترین خواستهی من دریافت آگاهی های نابه.
آقا بلد نبودم ، هی چشمم به دهن این و اون بوده ببینم کی چکار کرده منم همون کار رو انجام بدم .واااااای الان که به خودم اومدم دارم متوجه میشم تا لبه ی پرتگاه رفتم که یه دفعه خدا دست منو گرفته واستاد رو سر راهم قرار داده.
خدا یا شکرت بازم مثل همیشه به موقع به دادم رسیدی!
و در موقعی که شدیدا نیازمند کمکت بودم دستمو گرفتی! ممنونم !
من می شنیدم برنج چاق میکنه، باور کردم و هر بار که برنج خوردم به خودم گفتم : من دارم چیزی میخورم که منو چاق میکنه وجسمم گفته :” تو راست میگی” و خودشو شبیه باورم کرده و خودشو تغییر داده وچاق شده.
هر وقت خواستم یه چیزی بخورم ، به ساعت نگاه کردم وچون از قبل شنیدم دیر وقت اگه چیزی بخورم ذخیره میشه و چاق میشم و باور کردم وجسم بیچاره ی من هم اطاعت کرده وچاق شده.
ندونستم که ساعت رو آدم ها ساختن و وقت ها هم قرارداد ما آدم هاس . طبیعت ساعت نداره. من ساعت دوازده هم برای عروس هلندی دخترم غذا بزارم ، گرسنه باشه می خوره ، به ساعت کار نداره ، نمی گه نه الان نمیخورم، دیر وقته، چاق میشم .
استاد! گل گفتی ، طبیعت بزرگترین معلمه، برای منی که بخوام چشمم رو باز کنم و دنبال حقیقت باشم و از اون الگو بگیرم. ممنونم که راهشو بهم نشون دادی!
ذهنت همچنان منور باد به نور آگاهی های زندگی ساز و چراغ مسیرت همواره روشن!
من شنیدم غذای چرب آدمو چاق میکنه ، باورش کردم و هربار که یه غذای چرب خوردم به خودم گفتم وای این غذا چربه و منو چاق می کنه ، جسمم باور کرده ، وگفته تو راست میگی ؛ آخه جسمم گوش به فرمان ذهنم و مغزمه وهرچی اونا بگن ، براش حجته و انجام میده وشک نمی کنه….
وهمینطور ادامه پیدا کرده و دیده ها و شنیده هام تبدیل فکر وباور شده وبه شکل دستور های مغزی به جسمم صادر شده وجسم بی گناه من فقط مطیع اوامر مغز و ذهن منه و من بی خبر از همه جا ، این همه سال با جسمم دعوا داشتم ؛ جلوی آینه بد نگاهش کردم . تو اتاق پرو هر وقت لباسی که دوست داشتم ، اندازه ی من نبوده ، بهش حرف زدم. وقتی خواستم برم مهمونی قایمش می کردم ، موقع عکس گرفتن جوری می ایستادم که کسی اونو نبینه و به چشم نیاد و تازه هزار ویک جور بلا سرش آوردم که تغییر کنه و بيشتر از بقیه خودم ، مدام سرزنشش کردم.
استاد عزیزم! تا اینجا جواب سوال اوله . امیدوارم درست متوجه سوال شده باشم و جوابم درست باشه.
منتظرم بهم بازخورد بدین که درسته یا نه ، که بعد برم سراغ سوال دوم.
حس وحالم عالیه …ادامه میدم….