شاید باورت نشه، اما خیلی از آدما هر سال رژیم میگیرن، ورزش میکنن، قرص میخورن… اما آخرش چی؟ باز هم چاقتر میشن! 😣
دلیلش این نیست که تنبلن یا کم تلاش میکنن، بلکه چون ذهنشون هنوز برای چاقی برنامهریزی شده 📍
اگه رؤیای لاغر شدن داری، باید اول توی ذهنت مسیر جدیدی بکشی. درست مثل نقشهای که از یه شهر شلوغ به یه ساحل آروم میره 🏝️.
وقتی ذهنت مسیر لاغری رو بشناسه، بدنت هم کمکم همون مسیر رو دنبال میکنه، بدون زور و فشار! 🌱
همونطور که بدون برنامهریزی خاصی چاق شدی، با برنامه ریزی ذهن برای لاغری هم میتونی به شکل طبیعی، سبک و رها بشی 💫
نقشه ذهنی چیست؟ 🧠
🧠✨ برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کشیدن نقشهای تازه در ذهن، درست مثل وقتی قراره از یه مسیر ناشناخته سفر کنیم…
حتماً تا حالا شده بخوای بری یه جای جدید و از روی نقشه یا GPS کمک بگیری. اون نقشه دقیقاً بهت میگه از کجا باید شروع کنی، از کدوم خیابون بری و چطور به مقصد برسی 🗺️🚗
ذهن ما هم دقیقاً به همین شکل کار میکنه!
ما توی ذهنمون برای هر کار و هدفی، یه مسیر میسازیم؛ به این مسیر میگیم نقشه ذهنی. این نقشه شامل باورها، تجربهها، خاطرات و افکار ماست. چیزهایی که گاهی حتی خودمون هم نمیدونیم اونجاست!

📌 حالا اگه سالها با تصویر چاقی زندگی کردیم، بارها از شنیدهها ترسیدیم، شکست خوردیم، ناامید شدیم و به خودمون گفتیم “من نمیتونم لاغر شم”… یعنی داریم طبق یه نقشه ذهنی چاقی زندگی میکنیم 😟
🔄 ولی خبر خوب اینه که:
میشه با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، یه نقشهی جدید ساخت
نقشهای که مقصدش سبکیه، آزادیه، لباس دلخواهمونه که بهمون اندازه میشه 👗😄
نقشهای که توش، اولین ایستگاه احساس امید و انگیزهست، نه ترس و یأس ✨🚉
💡 و جالبه بدونی:
هر کسی فقط میتونه نقشه ذهنی مخصوص خودش رو بسازه.
تجربه هرکس متفاوته، پس پاسخهایی که از دیگران میگیریم هم متفاوتان. چون هرکسی داره از روی نقشه خودش حرف میزنه!
پس اگه توی مسیر لاغری بارها سردرگم شدی، وقتشه بشینی پشت فرمون ذهنت، یه نقشه تازه طراحی کنی 🧭
و بذاری برنامه ریزی ذهن برای لاغری، راهنمای تو در این سفر متفاوت باشه 💚
🧩 نقشه ذهنی چطور ساخته میشه؟
ما از وقتی بچه بودیم و کمکم شروع به فهمیدن دنیا کردیم، شروع کردیم به ساختن مسیرهای ذهنیمون. این مسیرها، همون نقشههای ذهنی ما هستن؛ برای هر کاری، از غذا خوردن گرفته تا رابطه با دیگران و حتی لاغر شدن!
مثلاً وقتی از کسی میپرسی “تو چطوری لاغر شدی؟” اون داره از روی نقشه خودش باهات حرف میزنه، نه نقشه تو 📍
برای همینه که اگه از ۵ نفر بپرسی، ۵ تا جواب متفاوت میگیری! چون هر کسی، بر اساس تجربهها، ترسها، شکستها و تلاشهای خودش، یه مسیر ذهنی خاص ساخته.
حالا تصور کن کسی که سالها با اضافهوزن زندگی کرده، ذهنش پر شده از تصاویر، باورها و تجربههایی که به چاقی منتهی شدن 😞
این یعنی یه نقشه ذهنی چاقی ساخته شده که هنوز فعاله!
درسته که خیلی از افراد چاق، تجربههای مشابهی دارن، ولی هیچکس دقیقاً مثل تو فکر نکرده و زندگی نکرده. پس وقتشه که با آگاهی، نقشهی مخصوص خودت رو طراحی کنی!

💭 نقشه ذهنی چاقی چه محتوایی داره؟
🌌 بیا یه لحظه چشماتو ببند… و تصور کن ذهنت مثل یه شهر بزرگه؛ با خیابونها، کوچهها و تابلوهای راهنما 🧠🏙️
توی این شهر، مسیرهایی هست که سالها رفتی و برگشتی. اگه با اضافهوزن زندگی کردی، حتماً یه جاده پهن به اسم «نقشه ذهنی چاقی» ساختی — یه مسیر قدیمی اما آشنا! 🛣️
این مسیر پر از تابلوهاییـه که ذهنت سالهاست ازشون پیروی کرده:
🔹 جملههایی مثل: «چاقی ارثیهست» یا «سنم بالا رفته، دیگه فایده نداره»
🔹 ترسهایی مثل «اگه رژیم رو ول کنم چی میشه؟» یا «نکنه دیگران قضاوتم کنن؟»
🔹 رفتارهایی مثل غذا خوردن با استرس، یا پرخوری بعد از ناراحتی 😓🍕
🔹 خاطراتی که ذهنت بارها پخش کرده: لباس تنگ، عکسهایی که دوست نداشتی، خجالت از نگاه دیگران
🔹 تلاشهایی که شروع شدن و با حس شکست تموم شدن…
⛓️ همه اینا شدن مصالحی برای ساختن نقشه ذهنی چاقی — و حالا وقتشه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری، نقشه تازهای بکشی.
برنامه ریزی ذهن برای لاغری یعنی کمکم مسیرهای قدیمی رو ببندی و توی ذهنت کوچهپسکوچههای جدید بسازی؛ کوچههایی پر از اعتمادبهنفس، آگاهی و انتخابهای سالم 🌱✨
ذهنت آمادهی تغییر هست؛ فقط باید بلد باشی چطور فرمان رو دست بگیری. و این دقیقاً همون کاریه که با برنامه ریزی ذهن برای لاغری انجام میدی: ساختن عادتهای تازه، باورهای تازه، احساسات تازه!
🧭 کدوم مسیر رو انتخاب میکنی؟ چاقی یا لاغری؟
نقشه ذهنی چاقی هنوز توی ذهن ما هست، پاک نشده! 📍
| 🧠 نقشه ذهنی چاقی | 🌱 نقشه ذهنی لاغری |
|---|---|
| احساس شکست و ناامیدی در پایان مسیر | احساس ذوق، امید و اطمینان در آغاز مسیر |
| اضطراب از چاقتر شدن | آرامش در حرکت طبیعی به سمت لاغری |
| پرخوری احساسی و عادتهای ناآگاهانه | تغذیه آگاهانه و احترام به بدن |
| باورهای محدودکننده درباره لاغر شدن | باورهای قدرتمند و سازنده درباره تناسب |
| تجربه تکراری شکست با رژیمهای سخت | لذت بردن از مسیر ذهنی و بدون اجبار |
اما وقتی برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو شروع میکنیم، یه نقشهی تازه توی ذهنمون کشیده میشه — نقشهای که مسیرش کاملاً برعکسه! درست مثل دو قطار که روی ریلهای جدا از هم، به دو مقصد متفاوت میرن 🚂➡️🚂
تو نقشه چاقی، آخر خط میرسیدیم به حس شکست، یأس و اینکه “من هیچوقت لاغر نمیشم” 😞 اما توی مسیر لاغری با ذهن، همین نقطه آخر، تبدیل میشه به اولین ایستگاه!
ایستگاهی پر از ذوق، اطمینان و امید ✨💪

تصور کن ذهنت مثل یه GPS باشه که هر وقت مسیر قدیمی رو انتخاب کنی، تو رو به همون مقصد آشنا میبره — اضافهوزن، ناامیدی، تسلیم شدن…
اما حالا که داری مسیر ذهنی لاغری رو فعال میکنی، هر قدمت یه جهته تازهست به سمت رهایی و سبکی 🌿💚
با شناختن این نقشهها و مسیرها، خیلی راحتتر میتونی بفهمی آیا هنوز توی مسیر قبلی گیر کردی یا واقعاً داری به سمت هدف جدیدت حرکت میکنی؟
و همین آگاهی، نقطهی طلاییه 🌟
وقتی بدونی ذهنت چطوری برنامهریزی شده، میتونی خودت اون رو بازنویسی کنی… و این یعنی قدرت واقعی تو برای لاغر شدن!
من با عشق این مسیر رو تجربه کردم و حالا با تمام وجود این آگاهی رو با تو به اشتراک میذارم ❤️
چون باور دارم هر کسی بتونه ذهنش رو دوباره طراحی کنه و برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بده، میتونه بدنش رو هم دوباره بسازه.
و حالا نوبت انتخاب توست…
حالا که با مفهوم برنامه ریزی ذهن برای لاغری آشنا شدی و فهمیدی چطور ذهن میتونه مسیر چاقی یا لاغری رو توی زندگیت مشخص کنه، یه سوال مهم پیش میاد:
🧭 چطور این برنامهریزی ذهنی جدید رو شروع کنم؟ از کجا؟
پیشنهاد من به تو، دورهایه که هزاران نفر رو از سردرگمی، رژیمهای طاقتفرسا و احساس شکست نجات داده…
🌟 دورهی ورود به سرزمین لاغرها 🌟
این دوره دقیقاً مثل یه نقشه راه شفاف طراحی شده تا قدمبهقدم کمکت کنه تا برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو انجام بدی:
✅ افکار چاقکننده رو بشناسی و رها کنی
✅ ذهنت رو برای لاغر شدن از نو برنامهریزی کنی
✅ احساس خوب و امید رو جایگزین یأس و ناامیدی کنی
✅ و مهمتر از همه، به لاغری ذهنی ماندگار برسی… بدون رژیم، بدون اجبار، فقط با آگاهی 🧠💫
این مسیر مثل یه سفره؛ سفری که از درون شروع میشه و به بیرون ختم میشه. و دورهی ورود به سرزمین لاغرها بلیت طلایی تو برای این سفره 🎫🚀
پس اگه آمادهای تا مسیر جدیدی توی ذهنت بکشی و برای همیشه از نقشه ذهنی چاقی فاصله بگیری…
🌱 با عشق، از همین امروز قدم اول رو بردار!
✍️ تمرین آموزشی | برنامه ریزی ذهن برای لاغری
انجام تمرینها، یکی از مهمترین بخشهای برنامه ریزی ذهن برای لاغریه. 🤯🧭
هر تمرین مثل یه پلهست که تو رو به سمت ساختن نقشه ذهنی جدید نزدیکتر میکنه.
پس با دقت و تمرکز، این تمرین رو انجام بده و بگذار ذهنت مسیر تازهای برای لاغر شدن ترسیم کنه. 🌿🌟
پیشنهاد میکنم ابتدا متن آموزشی رو با دقت بخونی، بعد ویدیوی مربوط به این جلسه رو ببینی و در نهایت پاسخهای خودت رو بهصورت کامل در بخش نظرات بنویسی.
📌 سوالات تمرینی برنامه ریزی ذهن برای لاغری:
- ✨ نگرش شما درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری چیست؟ تجربهای در اینباره داری؟
- 🧠 نقشه ذهنی چاقی در شما چطور شکل گرفت؟ چه باورهایی در اون نقش داشتن؟
- 🏃♀️ چرا در گذشته برای لاغری سراغ رژیم یا ورزش میرفتی؟ ذهنت چی بهت میگفت؟
- 🔍 توی نقشه ذهنیت چه اطلاعاتی درباره لاغری ذخیره شده؟
- ❓ چرا با وجود تلاش زیاد، از روشهای مختلف لاغر نشدی؟
- 🛤️ چرا ایجاد نقشه ذهنی لاغری رو «آسانترین راه لاغری» میدونی؟ توضیح بده.
- 🗺️ چطور میتونی با استفاده از محتوای آموزشی، یک نقشه ذهنی برای لاغری بسازی؟
- 📝 از محتوای ویدیویی چه تمرینی برای خودت ساختی؟ در بخش نظرات بنویس.
💬 منتظر مشارکت تو هستم!
تمرینت درباره برنامه ریزی ذهن برای لاغری رو با دقت و از دل بنویس. تجربهات مهمه و میتونه الهامبخش بقیه همراهان هم باشه.
پاسخهات رو توی بخش نظرات همین صفحه با ما به اشتراک بگذار 💚✍️
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.62 از 63 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام اسناد عزیز و دوستان هم مسیر
نقشه ی ذهنی و لاغر شدن همانند نقشه ذهنی چاقی ست با این تفاوت که شروعش با اشتیاق و علاقه و انگیزه هستش و تا آخر احساس خوبی داریم اگه مسیر رو درست بریم .
ممنونم از فایل خوبتون
نشان های دریافت شده
سلام
من موقعی که به این مسیر هدایت شدم میشه گفتش که دوباره به خودم واطرافیانم قول دادم که میخام تمرینات مرگبار پیاده روی رو شروع کنم .
خوب از طرز صحبت من میشه فهمید مرگبار یعنی کارهای همراه با رنج وعذاب شدید . چون واقعا چاره ای نداشتم یه خواهر بزرگتر ازخودم دارم که وقتی خونمون میومد همچنین میگفت تپال . خپل .و… و همش آنقدر چاقیم رو بزرگ و زشت میدید که از زندگی سیر میشدم .
خوبه خودش چاق بود و میزاشت به حساب بچه دارشدنش وبرای من توجیهی نمیدید .
وخانواده هم همینطور وقتی غذا میخوردم باهام بد رفتار میکردن وبارها با برادرم بحثم میشد آخه من گشنم بود ونمیتونستم جلوی خودم رو بگیرم اما اونها درک نمی کردند.
البته همون سرزنش های اونها باعث شد رنج چاقی درذهنم صد برابر بشه وگرنه ازنظر خودم آنچنان مشکل چاقیم حاد نبود .
ازشون ممنونم که این کار روکردن و بیدارم کردن.
بعدش که این قول رو دادم همش تو فکر این بودم کدوم مسیر رو برای پیاده روی انتخاب کنم که کمتر درمعرض دید باشم و چون بهار بود کمتر گرما اذیتم کنه .
توهمین فکرها بودم و با این وجود میدونستم زحمت الکی هستش و برمی گرده . اما چاره ای نداشتم .
اما به لطف الهی به این روش هدایت شدم .
مطالعه کردم خبری از رژیم و ورزش وپیاده روی و.. نبود هرچی بود ذهنی سریع فایلها رو دانلود کردم بار اول آنقدر هیجان داشتم نه متن روخوندم نه کامنت فقط همه ۱۲ تا رودانلود کردم وتندتند گوش دادم ببینم تهش چیه .
چون خودم بامباحث قانون جذب آشنا بودم مطالبش دلم نشست وفهمیدم این همون گمشدمه . بعدش از اول با عشق وحوصله هم متن روخوندم وهم فایل رو گوش میدادم وهم تمرینات رو انجام میدادم .
غرق شدم درمطالب . ادامه دادم ادامه دادم هر روز احساسم بهتر میشد به صدگام رسیدم ادامه دادم کم کم متوجه شدم اطرافیانم چیزی بهم نمیگن وسرزنش نمی کنن. بازم ادامه دادم . کم کم خواهرم بعد مدتی که منو ندیده بود اومد خونمون بهم گفت انگار آب شدی چی کارکردی؟
منم یه کم بهش گفتم اونم تایید کرد وعلیرغم چاقیش هرگز ادامه نداد . من تاصدگام روتمام کردم متوجه گشادشدن لباسم . سبکی درحرکتم شدم .
هرچی استاد میگفت مثل وحی منزل میدونستم لایوها خیلی وقتها بهم کمک میکرد و نیرویم رو شارژ میکرد برای ادامه دادن . ترسها خیلی کمتر شد و حرص وولعم کمترشد .
رفتار غذاییم خیلی بهتر شد . گاها شام نمیتونستم بخورم . تمایلم به ترشی جات کلا ازبین رفت و….
الانا که مادرم میگه بسه دیگه خیلی لاغرشدی شبیه فلان دختره شدی . تا رنج لاغری رو درمن زیاد کنه .
منم بهش گفتم اگه تمام دنیا منو مسخره کنن که چاق بشم و
لاغری خوب نیست اما من دراین مسیر می مانم .
تازه میفهمم چقدر متناسب شدن عالیه . البته هنوزم کاردارم تا متناسب بشم .
الانا که اینجا شمال هوا خوبه وخواهرم پنکه روشن میکنه من خاموش میکنم یادم اومد من پارسال کولر روشن میکردم واون غر میزد وخاموش میکرد الانا برعکس شده .
وقتی این واکنش های خوب متناسب شدن رومیبینم متوجه میشم به ایستگاه متناسب شدن خیلی نزدیکم . وحال دلم عالیه .
چقدر خوبه که باغذاها آشتی کنی . باخودت آشتی کنی و متناسب بمونی .
به امید متناسب شدن برای کلیه دوستان این سرزمینم ..
با سلام ودرود
چه متن زیبایی، واقعا نقشه ذهنی چاقی مثل سرنیزه ایی میمونه که پشت سر افراد چاق گذاشتن ک حتی نمیتونی علی رغم علم به اشتباه بودن مسیر، رااه رو برگردی!! یکی از این نقشه ها که اینقدر از پزشکان تغذیه ومزدم عادی شنیدم در مورد مواد نشاسته ایی مثل برنج هست که میگن علت چاقی میشه ومن چون برنج دوست داشتم همیشه انتظار چاقی رو داشتم، ژنتیک روبا دیدن پدرم باور داشتم، طبع سرد ومزاج و… هم نقشه سازهای یعدی بود من واقعا منتظر چاقی بودم، وناامید از لاغری
نشان های دریافت شده
سلام
نقشه ذهنی مجموعه تجربیات مادر طی کردن مسیری است ک ما رو از مبدا ب مقصد میرساند
نقشه ذهنی توسط هر فردی وبرای خودش ایجاد میشود
در ذهن هر فردی ک اضافه وزن دارد نقشه ذهنی ک شامل اطلاعات وتجربیات چاقی ذخیره شده است
نقشه ذهنی من شامل
شنیده هام درمورد چاقی مواد غذایی درمورد مسائل بارداری ازدواج ژنتیک کارها
فکر این شنیده در مغزم ایجاد شد فکر کردم ترسیدم نگران شدم و انتظارم از خودم چاقی شد انتظارم از مواد غذایی چاقی شد از ورزش نکردن چاقی شد
درمودرشون حرف زدم توضیح دادم
ترسیدم رژیم گرفتم ورزش کردم وزن کردم
ناراحتی غم ناامیدی اضطراب استرس
تجربیاتم از چاقی ولباس هایی ک دوس داشتم و نتونستم داشته باشم بارداری سخت وگله و شکایت های همسر
رفتارهای و عادتهای چاق کننده درمن شکل گرف
نقشه ذهنی لاغری دقیقا مشابه همان نقشه ذهنی چاقیه با این تفاوت ک ایستگاههای انها ب طور متفاوت ترسیم شده است
نقشه ذهنی ما ادمهای چاق پر از درد و تحقیر و سرزنش هس
پر از نصیحتهای ک از دیگران شنیدیم
پراز راههای ک ب امید لاغری رفتم نشد
پر از فرار
فرار از خودم از چهرم از اندام از اینه از عکس
پر از حسرتهایی ک کشیدم همه شاد بکدن نن درگیر چاقیم ن از سفر نا ز رستوان ن از مهمونی نواز عید ن تولد ن از خوابیدن ن از بارداری ن از خانوادت ن از بچت ن از زندگی
پر از افسوس و غم ناراحتی تحقیر
پر از حس گناه
پر از حس خجالت
پر از دوری ها
دور شدن از خودم از زندگی از جوونی
من حرکت خودم آغاز کردم و در مسیر نقشه ذهنی لاغری هستم
ایستگاهایی ک گذشتم
اوایل چاق شدم ولی الان چاق نمیشم همونجا استپ کردم
شوق اشتیاق
شادی
حس خوب
رهایی
نترسیدن از موادغذایی
نگران نبودن
بیخیالی
دوست شدن با خودم
عکس گرفتن خرید کردن
لذت بردن
خجالت نکشیدن
انتظار لاغری داشتن
طبیعی دونستن لاغری
من یک ب یک ایستگاهها طی میکنم
و ب مرز لاغری میرسم و لاغر میشم من حسش میکنم خیلی نزدیک ب من
نشان های دریافت شده
سلاااااام بر عالم و آدم
درود هم کلاسی های درس جغرافیا ذهنی😊
نقشه ذهنی و تأثیر آن در لاغر شدن ….
نقشه مجموعه اطلاعات و تجربیاتی است که ما را از مبدأ به مقصد می رساند .
نقشه ی ذهنی شبیه نقشه کاغذی های جغرافیایی هستند با این تفاوت که در نقشه های کاغذی افرادی قبل از ما مسیری را طی کردند و اطلاعاتی را از مسیر اعم از امکانات مسیر و ایستگاهها یا شرایط آب و هوایی یا مسیر خاکی و آسفالت و …جمع بندی کردند و در قالب نقشه های کاغذی یا الکترونیکی دراختیار ما و دیگران قرار دادند.
اما نقشه ذهنی هر فردی برگرفته شده است از اطلاعات و محتوای ذهنی و شخصی خودش که در مسیر زندگی اش با توجه به چالشهای زندگی تجربیاتی کسب کرده است و به خاطر همین وقتی با چند نفر در مورد موضوعی مشورت می کنیم یا سئوالی می پرسیم پاسخ های متفاوتی دریافت می کنیم البته نقشه ذهنی چاقی در افراد چاق به خاطر شباهت رفتاری و عادتهایی که دارند خیلی به هم شباهت دارد ولی کاملا همسان و مطابق با یکدیگر نیست .
از زمانی که شناخت و درکی نسبت به مسائل پیرامون زندگی پیدا کردیم و قدرت تصمیم گیری در مسائلمون را به دست آوردیم در ذهنمون نسبت به هر موضوعی مثل چاقی یا فقر یا بیماری و …یک نقشه ذهنی ایجاد کردیم که از محتوای اطلاعات پیرامون و البته ذخیره آگاهی ما و تجربیاتمون و گفت و شنود از دیگران در ذهنمون ترسیم شده است .
نقشه ذهنی چاق
در ایستگاههای ایجاد شده به مقصد چاقی :
۱/شنیده ها و دلایل طبیعی بودن چاقی در ذهن
۲/ترس و نگرانی از چاق شدن
۳/ایجاد تصویر ذهنی چاق و چاق شدن
۴/تلاش برای مهار کردن چاقی
۵/احساس ناامیدی و ناتوانی و چاقترشدن
۶/تجربه و درد از مشکل اضافه وزن
هر چه سن چاقی بیشتر باشه اطلاعات و تجربیات ما برای وضوح نقشه چاقی در ذهنمون بیشتر و پررنگتر است .
روزی که سفر خود را از تناسب اندام به سمت چاقی آغاز کردیم هر تغییر احساس یک ایستگاه ما را به مقصدمون که چاقی بود نزدیکتر می کرد و آرام آرام تغییرفیزیکی در ما ایجاد می شد …
مثلا در زمان ۲۰سال ما این ایستگاهها را طی کردیم تا به اضافه وزن بالایی رسیدیم و همانطور که به وقت سفر کردن از مبدأ به مقصدی انتخاب بهترین راه از مبدأ به مقصد میتونه راه بازگشت هم باشه برای لاغری هم باید از همان مسیر که رفتیم و چاق شدیم اینبار به صورت معکوس برگردیم یعنی اگر ایستگاه قبل رسیدن به مقصد ما در سفرمون پمپ بنزین بوده حالا وقتی دور می زنیم برگردیم ایستگاه اولمون پمپ بنزین میشه در مسیر چاق شدن مرحله به مرحله با ایستگاههایی روبرو شدیم مثلا اول احساسمون بد شده بعد از دیگران حرف شنیدیم و سرزنش و تحقیر شدیم بعد ترس از چاقی در ما بیشتر شده و البته خجالت و دوری از جمع هم اتفاق افتاده و بعد دیگه لباس سایزمون نشده و محدود شدیم به پوشیدن لباسهای گشاد و بلند و رنگ تیره کمی گذشته و محروم شدن از علاقه مندیهامون و تغییر در تصمیماتمون به خاطر چاقی و البته متزلزل شدن اعتماد به نفس یا روابطمون و در نهایت ناامیدی و افسردگی و گریه و زاری و التماس به خدا ….آخرین مرحله در شرایط خیلی بد جسمی و روحی ما بوده که مورد رضایت ما اصلا نبوده است .
وقتی به لطف خداوند به مسیر لاغری با ذهن هدایت شدیم اولین ایستگاه برگشت ما از چاقی برعکس ایستگاه آخر چاقی هست یعنی ناامیدی و حس ناتوانی در ✨ایستگاه اول برای مقصدلاغری میشه 😍امید و شوق و انگیزه و احساس توانمندی و شادی و این نشونه درست بودن مسیر صحیح و ایجاد نقشه ذهنی ما هست .
✨ایستگاه دوم لاغری :پرخوری های ما با عذاب وجدان و درد و رنج به حالت لذت و به اندازه خوردن تغییر می کنه
✨ایستگاه سوم لاغری :از فرار آینه و نگرفتن عکس از خود تبدیل میشه به اعتماد به نفس و دوست داشتن خود و اتخاذ تصمیم های جدید
سالهای زیادی در تلاش بودیم که با روشهای مختلفی لاغر بشیم که هربارهم نتیجه مقطعی ما را با شکست روبرو می کرد و دلیلش این بوده که ما اصلا نقشه ذهنی در مغزمون نداشتیم هیچ اطلاعات و تجربه ای در این زمینه در ذهن ما نبوده و البته اگر اطلاعات و تجربیات مختصری در ذهن ما ایجاد شده به صورت ناقص و غیراز مسیر صحیح لاغری وجود داشته است و ما در روشهای قبلی همینطوری دور کوهها می چرخیدیم آواره و در بیراهه ها چون مسیر اشتباه بود فقط دردو سختی بدون نتیجه ماندگار برای ما به همراه داشت…
بنابراین وقتی ما حدود۵۰کیلومتر نقشه ذهنی چاق در ذهنمون به صورت پررنگ و قوی داریم نمی تونیم به قول معروف بپیچونیم ⁉️بیایم با یک کیلومتر به لاغری دائم برسیم به امید لاغری دائم بریم جراحی معده و لیپوساکشن انجام بدهیم شاید برای مدتی کوتاه به خاطر انتظارمون از خودمون لاغر بمونیم اما در نهایت ذهن فراخوان می زنه که نقشه ذهن مطابق با۱۵۰کیلو نیست و چه اختلالی در جسم ایجاد شده ؟!
پس چرا جسم مطابق با نقشه ذهن نیست؟! بنابراین کم کم شروع می کنه به هدایت ما برای اینکه جسممون مطابق با نقشه ذهنی ما و تصویر ذهنی ذخیره شده در ذهنمون از خودمون بشه !…
و تنها راه لاغری ماندگار ایجاد نقشه ذهنی لاغری است که باید همانطور مرحله به مرحله با تغییرات در ذهن ما ایجادو پررنگ بشه البته نقشه چاقی هم هرگز از ذهن ما پاک نمیشه ولی وقتی نقشه لاغری در ذهنمون کاملا صحیح و به صورت واضح ایجاد بشه انتخاب ما لاغری هست و از این نقشه استفاده می کنیم و اینبار چون خیلی لذت بخش هست دیگه به هیچ عنوان نمی خواهیم از نقشه چاقی استفاده بکنیم .
مگر فردی که ثروتمند شده دوست داره باز فقررا تجربه کنه!؟….هرگز
هیچ زمان مشخصی برای ایجاد نقشه های ذهنی در مغز ما وجود نداره چون ما در هر ایستگاه باید به حالت ترمیم و بازسازی برسیم و هر چقدر در زمان چاق شدن مثلا ایستگاه اعتماد به نفس ما تخریب شده باشه حالا در همون ایستگاه اعتماد به نفس ما باید به تعادل برسه ولی شاید ما بیست سال در مسیر چاقی بودیم اما با تعهد و اشتیاق و استمرار در مسیر لاغری نهایتا یکی دوسال به حالت تناسب ایده آل خود با سلامتی و شادی می رسیم و روح و ذهن و جسم ما کاملا هماهنگ این شگفتی عظیم را خلق می کنند یعنی با حالت سلامتی و شادی و اعتماد به نفس به آسونی و البته در ایستگاه ایده آل تناسب خود به صورت مااااندگار زندگی می کنیم و این خیلی باارزشه لاغری با زجر و محدودیت و ضعف فقط عذابه و هرگز پیروزی نیست …با دکتر و دارو و دوا با جراحی نمیشه خوشبختی با لاغری را کسب کرد فقط با نقشه ذهنی خلق این رویای شیرین ممکنه و فقط به خواسته ی خود فرد انجام می شه .
هیچ پزشک یا دستگاه و عاملی بیرون از ما و حتی استاد هم نمی تواند برای ما نقشه لاغری در ذهنمون ایجاد کند و فقط ما هستیم که دریافت کننده و البته تجربه کننده این مسیر سرسبز هستیم
در تمام جنبه های زندگی باید ما در ذهنمون نقشه ذهنی موفقی داشته باشیم …اگر بیراهه بریم و بخواهیم میانبر بزنیم فقط دچار دردو رنج میشیم به هیچ عنوان نمیشه جهشی حرکت کرد مراحل تکامل نقشه و تجربیات و اطلاعات کافی و صحیح از مسیر جدید و انتخابی ما باید در ذهنمون ایجاد نقشه موفقیت بکند …برای اینکه ثروت یا روابط عاشقانه و سلامتی پایداری داشته باشیم آگاهی های صحیح وارد ذهنمون کنیم و یک نقشه ذهنی صحیح در ذهنمون ایجاد کنیم با معامله کردن و زرنگ بازی و سرمایه گزاری های پیشنهادی دیگران و عوامل بیرونی نمیشه به لیاقت ثروتمندی یا محبوب شدن و سلامت بودن پایدار دسترسی پیدا کرد .
🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃
این فایل رو خیلی دوست داشتم چندین بار و چندروز گوش می کردم یعنی یک اعتبار و سند محکمی در ذهنم ایجاد می کرد و کاملا دلیل حس خوب و اشتیاق و توانمند شدن در شروع این مسیر را در ذهنم قطعی کرد …امید به نتیجه و البته اشتیاق برای اینکه این نقشه ذهنی را با دریافت آگاهی های بیشتر و البته تفکر بیشتر در ذهنم پررنگ تر کنم و روند تغییر جسمم را سرعت ببخشم البته نه به این معنا که یک شبه ده تا فایل ببینم این سرپیچی از قوانین آموزش هست ولی کمی جدی تر بگیرم با لذت بیشتری پیگیری کنم و بها بیشتری برای خلق رویام پرداخت کنم همین دیروز حکمتی بر من آشکار شد که سپاس گفتم خدا را به خاطر نقشه ذهنی و مراحل پرورش و تکاملم در مسیر مستقیم زندگی ….
حدود دوسال بود که وات ساپ را حذف کرده بودم چون فقط ورودی منفی و پیامهای ناهمسان با مسیرم دریافت می کردم بی حرمتی به حریم ذهنی ام و البته دعوت شدن به گروههایی که اصلا اطلاعی از بسترش نداشتم …..اما چندروزی بود برای یک سری کار اداری نیاز بود با وات ساپ کار انجام بدم و از طرفی نمی دونستم چطور دیگران و نزدیکانم را از ارتباط گرفتن با من از این طریق منصرف کنم 🤔..این برنامه را نصب کردم و الهام قلبی ام بر آن شد که در اطلاعات پروفایلم با استیکر😊لبخندی نوشتم پاسخگو نیستم…
چنددقیقه نشد که از طرف یکی نزدیکان پیام ولادت و غیره ارسال شد و اینبار نقشه ذهنی ایجاد شده به من گفت به قوانین خودت احترام بزار و از مرزهای تعیین کننده خودت عبور نکن .
چندساعتی منفی باف رو مخم بود زشته جواب بده حالا همین یک نفره .میبینه آنلاینی ولی اراده خدا بر این شد که قانون قانونه فرقی نمی کنه انتخاب خودم باشم یا دیگری ⁉️و اینجا به لطف خدا پیروز شدم و پاسخگو نبودم سجده شکر کردم و سپاس خدا گفتم اگر دوسال پیش نتیجه عبور از قانون خودم را تجربه نکرده بودم امروز قدرت نه گفتن را نداشتم پس این یک قدرت و آزادی پایدار هست برام همراه با عزت نفس بالاخدایا شکرت عااشقتم ❤️….
در مورد لاغری تقریبا متوجه شدم تو کدام ایستگاهم ایستگاه تصویر ذهنی ام نیاز به ترمیم داره …تجربیات مختلفی کسب کردم در مسیر لاغری و نهایتا یک عکس از خودم پیدا کردم ۹ساله هستم با قدی کشیده و لاغر اندام و بسیار زیبا گریه کردم به ناخودآگاهم گفتم من این تصویر هستم اورجینال و طبیعی همون که خدا در نهایت سلامتی و شادابی و زیبایی برام خواسته و حس می کنم تغییرات احساسیم رو به پیشرفت هست به امید و اراده خداوند
دست از طلب ندارم /تا کام دل بر آید
یا لاغر می شوم یا لاغر میشوم
درود بر همگان پایدار و برقرار باشید 🍃🌸
بنام خدا
سلام خدمت استاد و دوستان همراه
گام ۸۵ نقشه ذهنی
همه ی ما برای انجام خیلی از کارها اول یه،نقشه تو ذهنمون تز اون کار ترسیم میکنیم و بعد شروع میکنیم .
برا چاقی هم همین طور بوده ما طبق نقشه ذهنی چاق شدیم و کیلو به کیلو بیشتر شده چطوری از طریق افکارمون من خودم تو آینه از خودم بدم میامد ،از خرید بدم میامد از حرف دیگران فلانی چاقتر،شدی بدم میامد میرفتم سراغ ورزش ،رژیم میگرفتم ،اما همچنان ترس داشتم موقع غذا خوردن همیشه عذاب وجدان داشتم و این ترسیم نقشه ادامه داشت
تا من با سایت تناسب فکری آشنا شدم و همان مسیر بر عکس دارم بر میگردم تقریبا وسط راهم .شادم با اشتیاق بدون ترس غذا میخوردم از خوردن نمیترسم از خرید نمیترسم تو آینه خودم را تحسین میکنم و مقداری سایز کم کردم .برا همین میگم وسط راهم و دارم با شور و اشتیاق ادامه میدم گاهی یه نجواهایی سراغم میاد اما صداشون ضعیفه من قویترم با احساس خوبم و باورم که به مسیرم دارم و انشالله تا پایان راه چیزی نمانده هر چند راهمان پایانی نداره و من تا آخر عمر ادامه خواهم داد .
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز و گرامی و دوستان همراهم
چقدر عالی و قشنگ این نقشه ذهنی توضیح داده شد
مسیری را که طی کردیم و از لاغری به چاقی رسیدیم الان هم همان مسیر را بطور برعکس باید طی کنیم تا به ایستگاه اول که لاغری بود برسیم اما تفاوت این دو مسیر این است که احساس و تجربه مان در راه برگشت برعکس راه رفت است
من این احساس را تجربه کردم حدود سه سال پیش که وارد سرزمین زیبای لاغرها شدم از همان روزهای اول احساس آرامش و شادی و امیدواری کردم و مثل این بود که گمشده ام را که مدت ۴۰ سال دنبالش می گشتم را پیدا کرده بودم
من اطمینان کامل و بیش از صد در صد به درست بودن این روش پیدا کرده بودم و تمام تمرکزم را روی این دوره گذاشتم و هیچ.اهمیتی ندادم به روشهایی که وجود دارد و خودم تمام این ۴۰ سال آنها را امتحان کرده و نتیجه ماندگار نگرفته بودم
بعد از آن از دیدن خودم در آینه حالم بد نمی شد و به خودم بد و بیراه نمی گفتم
بعدا دوست داشتن خودم شروع شد دیگر از عکس انداختن و وارد جمع دوستان و فامیلها شدن فراری نبودم
حالا که خودم را دوست داشتم کارهای مختلفی برای شاد کردن خودم میکردم که مهم ترین و با ارزش ترین آن بودن در مسیر لاغری با ذهن و آموزش دیدن و با شور و شوق فراوان آموخته هایم را به اجرا گذاشتن است
تغییر بعدیم کم شدن حرص و ولع برای خوردن بود
یاد گرفتم که به جسمم احترام بگذارم واز آن بعنوان سطل آشغال استفاده نکنم تا هر چیزی را واردش کنم به خاطر دلایلی به غیر از گرسنگی
یاد گرفتم که خودم را برای این تغییرات تشویق کنم و اینرا در نظر داشته باشم که برای متناسب شدن اول باید فرمولهای لاغری را در ذهنم قرار بدهم و این همان تغییرات در افکار و رفتار من است
وقتیکه این تغییرات به حد قابل توجه ای برسد آنوقت است که خودش را در جسمم آشکار میکند و من به ایستگاه اول که متناسب بودن است میرسم
این همان طریقی است که من چاق شدم اول در ذهنم چاق شدم و بعد نشانه هایش را در جسم دیدم پس لاغر شدنم هم باید به همین طریق باشد
سلام به استاد عزیز و همراهان گرامی
گام ۸۵ نقشه ذهنی و تاثیر آن بر لاغری
الان که دارم به حرف های استاد خوب فکر می کنم می بینم که همه ما برای هر کاری یک نقشه برای خودمون طراحی می کنیم مثلا می خواهیم خونه بسازیم ازدواج کنیم و کار جدید رو آغاز کنیم همه کارها برای موفقیت نیاز به نقشه داره حالا بعضی وقت ها نقشه آماده است از تجارب بقیه استفاده می کنی بعضی وقتها خود انسان نقشه رو در ذهنش ترسیم میکنه و با آزمون و خطا به موفقیت میرسه
مثلا من می خوام یک خونه بسازم خوب اول زمین میخرم بعد مصالح میخرم کارگر و بنا و افراد رو میگیرم و روزها ماهها کار می کنیم و در نهایت یک خونه ساخته میشه
نمیشه من یک شبه به بنا بگم خونه ام رو تحویل بده
اگه هم تحویل بده یک جاش ممکنه مشکل داشته باشه
خونه ای که با حوصله با مصالح خوب با وقت گذاشتن ساخته بشه با خونه ای که یک شبه ساخته بشه خیلی فرق داره
وقتی من برم تو خونه ای که با حوصله انگیزه اشتیاق ساختمش برای تک تک آجرهای و وسایلش وقت گذاشته باشم اون خونه رو با هیچ خونه دیگه عوضش نمی کنم
لاغری هم همین طور هست ما باید طبق نقشه پیش بریم نمیشه یک شبه یک ماهه به وزن دلخواهت برسی اگه هم برسی بعدا به مشکل می خوری و می گی کاشکی این کار رو نمی کردم
من طبق حرف استاد تمام مراحل چاقی رو طی کردم آخرین باری که رژیم گرفتم از وزن ۶۵ به ۶۰ رسیدم اما بعد از چند ماه ترس از چاقی شروع شد لباس هام تنگ شدند از خودم متنفر شدم و همه اش به خودم می گفتم چرا نتونستی خودت رو نگه داری از خوردن می ترسیدم ولی پرخوری داشتم روز به روز چاق تر می شدم هر بار روی ترازو می رفتم وزن ام بالاتر نشون میداد تا به ۷۲ رسیدم و خودم رو سرزنش میکردم مگه ۶۵ چیکار بود که رژیم رو شروع کردی الان از همون وزن قبلی ات هم بالاتر رفتی دیگه از خودم بدم می اومد نل امید بودم و حاضر نبودم و نمی خواستم هیچ رژیم دیگه ای رو شروع کنم به خودم می گفتم چه فایده وقتی بعد از چند ماه بیشتر از وزنی که کم کردم به وزن الانم اضافه میشه
به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و چند ماه قبلش با قوانین جذب آشنا شده بودم
واین قدر خوشحال شدم استاد نقشه ذهنی رو ترسیم کردند چون دیدم من در وسط نقشه هستم پس بیشتر راه رو رفتم و به مقصد نهایی نزدیک هستم
من امیدوار و مشتاق هستم که لاغر میشم
به اندازه و به اندازه نیازم می خورم
از خوردنم لذت می برم
مهمتر از همه خودم رو دوست دارم اعتماد به نفسم بالا رفته در جشنواره ها و مسابقات شرکت می کنم
دیروز نوشتم براتون دارم میرم مشهد و تند تند می نوشتم رفتم و یک مانتو شلوار خریدم و اینقدر بهم میاد و همه میگن لاغر شدی
اینقدر لذت بردم از خرید مانتو و اینکه اندازه بود و به من می اومد همیشه می خواستم لباس بپوشم از اطرافیان می پرسیدم به من میاد خوبه ولی این سری با پوشیدن اولین مانتو عالی بودم
پس نقشه ذهنی من درسته و درست و صحیح دارم گامها رو بر میدارم من با اشتیاق و خوشحالی به این مسیر ادامه میدم و مطمئن هستم که به مقصد نهایی می رسم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان عالی و هم مسیرم
نقشه ی ذهنی که میگین من رو یاد همون نقشه های کاغدی میندازه که ما میتونیم با اونها کلی اطلاعات از حاده ها و یا شهرها کسب کنیم که کجا بریم و جه کنیم اما نقشه ی ذهنی فرقش این هست که دیدنی نیست پس هر چقدر نقشه ی ذهنی شما دقیق تر باشه بهتر میتونیم لاغر بشیم .
من زمانی که بعد از ازدواجم شروع به چاق شدن کردم سفر خودم رو از تناسب به سمت چاقی شروع کردم و از محل فعلی خودم که تناسب بود به سمت تناسب حر کت کردم و یکم که در مسیر چاقی که ناخواسته حرکت می کردم اون موقع یه تغییراتی در خودم می دیدم و بازم که حرکت کردم و استمرار داشتم یه تغییرات دیگه می دیدم مثلا حرفهای بقیه رو می شنیدیم که فلانی انگار چاق شدی مواظب باش و یا حالم بد شده بود و یکم دیگه که حرکت کردم ترسم شروع شده بود که نکنه بازم من چاقتر بشم و یکم دیگه که ادامه دادم دیگه از خودم خجالت کشیدم و دوست ند اشتم در مهمانی ها حاضر بشم و یکم دیگه که ادامه دادم دیدم انگار لباس سایز من گیر نمیاد و فقط لباسهای رنگ تیره باید بپوشم و بعد به مرحله ای رسیدم که دیگه بعضی کارها رو نباید انجام میدادم و خلاصه در مرحله ی دیگه یک چیز دیگه بود مثلا اعتماد به نفسم خراب شده بود و یا رابطه ام خراب شده بود و یادم میاد آخرین مرحله اش که احساس خیلی بد و گریه و زاری و ناامیدی و به خدا التماس کردن و ناامیدی و احساس بد و تسلیم شدن بود که باعث شد من با لاغری با ذهن آشنا بشم دقیقا خود من همینطور بودم یادم میاد ماه های اخر قبل از آشنایی با سایت بارها به خدا میگفتم من دیگه راهی برای لاغری بلد نیستم تو خودت کمکم کن و بسیار حالت ناامیدی و بدی داشتم و یادم میاد هر وقت روی ترازو میرفتم عددی میدیم که هیچ ربطی به تلاش من برای لاغری نداشت و من همینطور داشت وزنم بالا میرفت و من کلی گریه میکردم که چه کاری دیگه باید انجام بدم ؟؟؟ تا اینکه خیلی تصادفی که البته میدونم تصادفی نیست بلکه هدایت خدای خوبم بوده من رو با این راه لاغری با ذهن از طریق اینستا آشنا کرد و مدتی بعد وارد سایت تناسب فکری شدم و دیگه من با انگیزه ادامه دادم و حتی برای یک بار رهاش نکردم .
پس در بالا من مسیر چاقی رو که توضیح دادم خودم کاملا این مسیر رو تجربه کردم و میدونم در هر ایستگاه آدم چه چیزهایی رو تجربه میکنه و حالا که من دارم با استفاده از این راه از سمت چاقی به سمت لاغری حرکت میکنم پس آخرین ایستگاه چاقی برای من میشه اولین ایستگاه لاغری اما چون در باند مخالف هستم پس بر عکس اون حالت اتفاق میفته یعنی اگر اخرین ایستگاه چاقی احساس ناامیدی و بد بوده حالا در اولین ایستگاه لاعری من احساس امید و حال خوب رو تجربه میکنم پس به همین دلیل بود که خود من در همون روزهای اول آشنایی با سایت حالم عالی شد احساسم عالی شد آرامش پیدا کردم و احساس قدرت و توانایی کردم که میشه لاعر بشم من میتونم مشکلم رو حل کنم و دیگه خبری از ناراحتی و گریه و رنج در من نبود به جای اونها احساس لذت و شادی و آرامش و توانایی و اشتیاق و انگیزه میکردم و انگار تمام اون ناتوانی ها در من تبدیل شده بود به اینکه من میتونم لاغر بشم و باور کردم که میتونم لاغر بشم و اطمینان داشتم که میتونم با این راه لاعر بشم برای همین در همون روزهای اول ورودم به سایت با مشورت با استاد من ورزش و رژیم رو برای همیشه رها کردم در واقع من در این حد اطمینان داشتم که میتونم لاغر بشم منی که اگر مریض هم بودم باید میرفتم باشگاه تو سرما و گرما و باد و بارون و عروسی و … من میرفتم و ورزشم رو رها نمیکردم و همیشه در صف اول کنار مربی بودم چه اتفاقی در من افتاده بود که به یک باره ورزشم رو رها کردم ؟؟؟؟خب معلومه ایمان پیدا کرده بودم که میتونم لاغر بشم امید پیدا کرده بودم که میتونم لاغر بشم یادمه اون موقع که ورزش رو به گفته ی استاد کنار گداشتم خیلیها مسخرم کردن که چرا سالها هر چی ما گفتیمت بسه دیگه ورزش نکن خودت رو کشتی و قبول نمیکردی حالا به خاطر دو تا حرف ولش کردی تو دیگه کی هستی و من گوشم به این حرفها بدهکار نبود و راه خودم رو میرفتم و خیلی اطرافیان من و مربی و مدیر باشگاه در تعجب بودن که چه اتفاقی افتاده که من دیگه باشگاه نمیرم چون از تعهد و انگیزه و اشتیاق من و تلاش من برای لاعری خبر داشتن که چقدر منظم سر ساعت برای ورزش حاضر میشدم اما من با اولین تغییر در احساسم که میتونم لاعر بشم اونم به تنهایی و بدون نیاز به هیچ عامل بیرونی دیگه ورزش رو کنار گداشتم و قدم در این راه اصولی و منطقی گذاشتم و هنوز که هنوزه دارم براش قدم برمیدارم و همچنان دارم لذت میبرم و در شادی و اشتیاق هستم و اصلا عجله نمیکنم و بازم اطمینان دارم به زودی در وزن دلخواهم قرار میگیرم برای همین اموزشها رو دارم عالی دنبال میکنم و من یادم میاد دقیقا بعد از تغییر احساس که احساس ارامش و اطمینان داشتم و بعد تغییر در خوردنم به وجود اومد یعنی ایستگاه بعدی چاقی که پرخوری بود من برعکس اون رو در ایستگاه لاعری که به اندازه خوردن بود رو حس کردم که انگار هیچ حرص و ولعی ندارم و قشنگ یادم میاد که من میخوردم همه چیز میخوردم ولی به اندازه یعنی یه چیزهایی میخوردم که این اواخر بس نخورده بودم مزه هاشون رو یادم نمیومد و همسرم که میدید من همیشه رژیم دارم ولی اون موقع شروع کار در سایت میخورم نگران میشد و میگفت نخور الان چاق میشی ولی من میگفتم نه محدودیت ندارم و با لدت میخوردم و انگار ترس از خوردن در من کمتر شده بود و ایستگاه بعدی اعتماد به نفسم بهتر شد و رابطم با خودم بهتر شد و بعد تصمیم های بهتر گرفتم و بعد به خودم عشق میدادم در حالی که هنوز هیچ تغییر جسمی نکرده بودم من این همه تغییرات ذهنی داشتم و استمرار داشتن در مسیر باعث شد کم کم تجربه ی کاهش،وزن رو هم داشته باشم و میدیم که اطرافیان بهم میگن فلانی لاغر تر شدی و خودم حس میکردم لباسهام برام دیگه تنگ نیستن و خیلی در تنم راحت میشین پس اخرین ایستگاه چاقی میاد اولین ایستگاه لاغری قرار میگیره من کسی بودم که دقیقا این ها رو تجربه کردم مو به مو این تغییرات رو حس کردم پس متوجه میشم این راه دقیقا بر خلاف مسیر چاقی هست ولی زمان رسیدن به لاغری در افراد مختلف متفاوت هست بستگی داره که ما کی تغییر کنیم و این ایستگاه ها رو یکی یکی طی کنیم پس عجله نکنیم با اشتیاق و استمرار ادامه بدین تا به تناسب برسین من بارها به خودم میگم اگر تونستم با این مسیر حتی یک کیلو کم کرده باشم پس دوباره هم میتونم لاغر بشم از همون مسیر ولی لاین مخالفش در واقع همون ایستگاه های چاقی رو تجربه میکنم اما به شکل مخالفش و هیچ قرص،و امپول و زجر و سختی و عمل و رژیمی نداره .
نقشه ی ذهنی من رو هیچ کس نمیتونه تغییر بده مگر خودم در هر جنبه ای من باید نقشه ی ذهنیم رو تغییر بدم تا موفق بشم .
من عاشق ایستگاه های لاغری هستم .
نشان های دریافت شده
سلام
نقشه ذهنی اینو نشون میده ک باید صبر و استمرار و تکرار داشته باشیم تا گام ب گام یا ب قول استاد ایستگاه ایستگاه ب تناسب نزدیک بشیم ن مثل مار پله بریم و یدفعه بیام سر جای اولمون
بمونیم تو مسیر و ادامه بدیم تا ب تناسب برسیم
من از وقتی عضو سایت شدم چن بار اشتباهی مسیرم عین مار پله شد و ب ایستگاه های قبلی برگشتم ولی باز ادامه دادم چن میخواستم ک ادامه بدم ب قول استاد ب مو رسید ولی نزاشتم پاره بشه
من از وقتی تو مسیر تناسب گام گذاشتم حس خوب حال خوب بیخیالی خودمو دوس داشتن ک هنوز کاملم نشده حرص و ولعم کم شده پرخوری هام کم شده حسرت اندوه غم خیلی کم شده ب منفی ها فکرکردن بحث کردن و اینام کم شده امید ب لاغری خیلی بیشتر شده ایمان و باورم ب لاغری بیشتر شده
هنوز تغییرات جسمی نداشتم شایدم یکم چاق شدم نمیدونم وزن نکردم جرات وزن کردن دارم ولی نمیخوام اینکارو بکنم اصلا مهم نیس ذره ای نمیخوام ناراحت بشم
واینها نشون میده ک من تو مسیر برگشت ب لاغری هستم و ایستگاه یکی یکی دارم میرم جلو
من تغییر رو در خودم میبینم و میدونم و باور دارم ک بیشتر و بیشتر میشه تا ب تغییر جسم برسه ایمان دارم
من موقعی ک داشتم ب سمت چاقی میرفتم با حرف دیگران با عقاید و نظرات مزخرفشان بیشتر و بیشتر چاق شدم
اما
الان میخوام ذره ای ب حرف دیگران اهمیت ندم حتی همسر و مامانم و ادامه بدم درسته تنهام و کسی منو باور نداره ولی خودم خودمو باور دارم ب استاد ایمان دارم ب خدا ایمان دارم
و میدونم ک میشه