۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و گرامی و همه دوستان همراهم
این فایل چقدر جالب و ارزشمند است
استاد چقدر ماهرانه با مثال ساده و قابل درک قدم اول مسیر لاغری با ذهن را پیش روی ما گذاشتند
داستان مسیر چاق شدن من
من در سن ۲۱ سالگی ازدواج کردم آنموقع تا قبل از باردار شدنم کاملا متناسب بودم
در سن ۲۲ سالگی باردار شدم و از آنموقع بزرگان خانواده مخصوصا مادر و مادر شوهرم اطلاعات اشتباه را وارد ذهن من کردند
آنها می گفتن که من باید به اندازه دو نفر غذا بخورم تا جنین من به درستی رشد کند و سالم به دنیا بیاید
بعد از وضع حمل نظرات به این صورت تغییر کرد که چون من بچه شیر میدهم باید زیاد غذا بخورم تا شیر به اندازه کافی داشته باشم
اطلاع اشتباه دیگری که وارد ذهن من شد این بود که موقع بارداری چاق میشوم و بعد از زایمان مقدار کمی از این اضافه وزن از بین میرود ولی بیشتر آن باقی میماند واین نرمال است
نتیجه این شنیده ها این شد که من انتظار چاق ماندن را داشته باشم و همینطور هم شد
وقتی بچه اولم یک سالش شد بچه دوم را حامله شدم
این حرف و حدیث ها ادامه پیدا کرد تا زمانیکه بچه دومم را از شیر گرفتم
این دوران ۵ سال طول کشید بعد از آن من که از چاق بودنم راضی نبودم شروع به رژیم گرفتن کردم
بعضی از رژیم ها مرا برای بیش از ۱۰ کیلو لاغر میکرد اما چه فایده وقتیکه رژیم تمام می شد آهسته آهسته بدون اینکه متوجه باشم دوباره چاق و حتی چاق تر از اول میشدم
در سن ۲۸ سالگی به استرالیا مهاجرت کردم
یکی از فامیلهایم دوقلو وضع حمل کرده بود و من با کمال تعجب دیدم که او کاملا متناسب است و در زمان بارداری هم چاق نشده بود
وقتی به مادرم گفتم شما که به من می گفتید در زمان حاملگی خانمها چاق می شوند و بعد از زایمان هم بیشتر چاقی در آنها می ماند پس چرا این فامیل ما کاملا متناسب است با اینکه دوقلو هم وضع حمل کرده است
جواب او این بود که چون او از نژاد چینی است چاق نشده است نژاد ما ایرانی ها با آنها فرق میکند
من باز حرف او را قبول کردم و حسرت خوردم که خوشا به حال چینی ها که نژادشان لاغر بودن است
چندین سال بعد که دخترم و دوتا از برادر زاده هایم ازدواج کردند و بچه دار شدن دیدم آنها هم متناسب ماندند آنوقت بود که به خودم گفتم پس این حرف درست نیست که ما خانمهای ایرانی بعد از حاملگی چاق می شویم و چاق باقی می مانیم
مشکلاتی که چاقی برای من ایجاد کرده است
چاقی مرا دچار بیماری های مختلفی کرده است
مثل چربی دور کبد
فشار خون بالا
کلسترول
اختلال در کارکرد تیروئید
وقتی حتی به مدت کوتاه از یک سربالایی بالا میروم به نفس نفس می افتم و خیلی از وضع خودم ناراحت میشوم
وقتی خودم را در آینه میبینم مخصوصا از دیدن شکمم بسیار دلخور میشوم
اما الان که مدت چند سال است که دوره های لاغری با ذهن را آموزش می بینم یاد گرفتم که خودم را با این وضع بپذیرم و توجهی به چاقی ام نکنم
من یاد گرفتم که با فرمولهای اشتباهی که در ذهنم دارم به این وضع رسیده ام و دارم یاد میگیرم که این فرمولها را شناسایی کرده و آنها را با فرمولهای صحیح جایگزین کنم
مثلا الان با داشتن مثالهای واقعی در زندگیم این باور که چاق شدن و چاق ماندن بعد از وضع حمل طبیعی است در ذهنم پاک شده است و این باور را پرورش میدهم که دلیلی ندارد که من چاق باشم من هم مثل همه کسانی که متناسب هستند لایق متناسب بودن هستم و انتظارم این است که به تناسب اندامی که قبلا داشتم برگردم و این حالت طبیعی من میباشد
من یاد گرفتم که با توجه کردن به چاقی این فرمولهای چاقی را قوی میکنم پس من باید مواظب مرور افکارم باشم و هرموقع که ذهنم به سمت مرور چاقی رفت آنرا متوقف کنم و به موضوعات دیگری توجه کنم
چونکه به هر چیزی که تمرکز کنیم جهان هستی آنرا افزایش میدهد پس به جای فکر کردن به چاقی باید به لاغری و تناسب اندام فکر کنیم تا آنها گسترش پیدا کنند در اینصورت بطور ناخودآگاه و بدون اینکه متوجه شویم به سمت لاغری پیش میرویم
سلام
من از بچگی نسلت به هم سن و سالامتپل تر بودم البته دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان معمولی بودم ولی خودم همیشه دلم میخواست از ایتی که هستم لاغر تر باشم
هیچ وقت اصافه وزن به اون شکلی که بهم بگن چاق نداشتم ولی هیچ وقت هم بهم نمی گفتن لاغری مشکل اصلی من هیمشه شکمم بود که هیچ وقت صاف نبود همیشه دوست داشتم یه شکم تخت داشته باشم ولی هیچ وقت نبود
یه جورایی من همیشه چاقی شکمی داشتم وگرنه بقیه اندامن طبیعی و معمولی بوده
از ست ۲ ۲۲ سالگی که دیگه رشدن کامل شد بین ۶۳تا ۶۵ کیلو بودم الان که ۳۹ سالمه ۷۵ کیلو هستم و ازدواج کردم و دو تا بچه دارم و کلا نوسان وزنیم ده کیلو بوده تو این سالها که در اثر زایمان و …. بوجود اومد ولی الان دلم میخواد به همون وزن ۶۵ کیلوی دوران مجردیم برگردم
رزیم گرفتم ولی نه خیلی همیشه کمتر از یک ماه بوده تاثیراتی هم داشته در حد ۲ ۳ کیلو ولی چون یا نریض میشدم یا صورتم لاغر میشد ادامه نمیدادم
الان باشگاه میرم ۲ سایز کم کردم حتی کمتر از زمان مجردیم شدم
ولی وزنم کم نشده و دلم میخواد با دوره لاغری با ذهن به وزن ایده الم برسم
با تشکر
نشان های دریافت شده
سلام برخداوند. مهربان. واستاد این مسیر لاغریی اونمبا ذهن
هیچ وفت برای تغییر دیر نسیت
برای این سوال من مدرک خوبی برای این سوال هست
تا زمانی که ما زنده هسیتم نیاز داریم اول حرکت وبعد آرامش داشته باشیم ودر سلامتی به سرببرم این حق من است من لایقت زندگی بهتری رو دارم نباید چون سنمبالا هست اروزودارم خودم رو اراین مشکلات رها کنم بگم. سنم زیاد است حق نداری خودت رو حالا که خداوند. درخواست کردی که د راه نجاتی برات در نظر بگیره تو رووبه این مسیر هدایت و حمایت میکنه این زمان چون سنم زیاداست از این نعمت استفاده نکنم این دیگه اشتباه بسیار.بزرگتر از اون زمانی هست که من کلی مسیر اشتباه رو طی کردم که به شکست رسید حالا راه ومسیردرست رو خداوند دراختیار گذاشته این کفران نعمت است که استفاده نکن شاید تو اینده زمان برای زندگی داشته باشم چون زمان فبلی روبه شکلی با اشتباه طی کردم و این باقی مانده عمرم که نمیدونم چند سال هست رو نیز با اشتباه به اخر برسنم من با امیدخودش شروع کردم و کاری که همه هم سنهای من اون دیگه امکان نداشتن لاغریی میدونن من اون باطل کردن من مهرباطل بهش زدم وبا عمل کرد خورم واستمرار خط باطل به این باوره زدم
چرا ما چاق هستمو خیلی لاغر
از. زمانی که به یاد دارم چوم پن ازمن کودکی دچار چاقی بودم اون زمان نمیدونمچطور همه خواهر پن لاغر بودن من بر خلاف آنها دچارچاقی بودم فقط یاد هست پدر خدا بیامرزم هم دچار چاقی بود وتو عمه ها یگی از عمه خدا بیامرزم های وهم دجار چاق بود ولی مادر هم لاغر بود خاله من هم ازتناسب برخوردار بودن ولی من توبچه ها ازهمه چاقترواضافه وزن داستم حتی خواهر کوچک وخواهر بزرگتر از کمبود وزن لاغر.و. بسیار ریزه بودند.این من اون زمان نمیدونم چرا من به این شکل بودم
تا این وزن زیادکردن هی طی شد من ما متوجه شدم با دیگر بچها ی هم سن فرق دارم این اضافه شدن ادامه داشت بعضی زمان کمی اون کم میکردمچون نوجوان بودم درفعالیت بود با کارکردن کمی تو جه یی مقادری خودم بافشار کمی متناسب میکردم تا سن ۱۸ سالگی که خودم روبا فشار کاره زیاد لاغر کردم خیلی از کم کردن وزنم خوشحال بودم این اولین رژیم من بود برای لاغر شدن هرکی من میدید حسابی تشویق میکرد ولی این نواین کمکردن با ازدواج کارهای که تومنزل انجام دادم تو حالت فشار با اجبار پایین بالا میشود بازم به اون شکل اضافه وزن نداشتم می شد ولی به مرور این زیاد شدن ادامه پیدا کرده من هی رژیم هی کم شدن و بر کشت بیشتر از. فبل و. شکست های پیشت سر هم تا جای که دچار ترس از خودن ترس از برخورد با مواد غذای هم به این چاق اضافه شد وترس ازچاقتر شدن شدت این چاقی رو به بالا برد
توهمین میان من مشکل زانودرد پیدا کردم این درد به حدی شد که د اثر یی حرکت من دچار دررفتگی مفصل زانوم شدم چیری که امکان خیلی کمهست این صدمه بخشید وحتی کاره به تزریق سوال درمانی کشید زمانی برام گمی مفید بود ولی بخاطر اضافه وزنم افراددیگه که وزن مناسبی داستم نتیجه خیلی بیشتر وبهتری رو کسب کردن خیلی حرکت بهتری رو داشتن ولی من بخاطر اضافه وزنم این تزریق هم جواب گو نشد و مشکل به شدت بیشتری برام شد ادامه داشت تا این زمان که چندسال هست من بخاطر مشکل زانو قادر به راه رفتن بیرون منزل که نیستموحتما بایدعصا پایه دار با خودم هپراه کنم تو منزل هم بازم ازعصا اسنفاده میکنم دکترها کفتن باید مفصل زانوم عمل بشه تا من راحتر بتوانم راه برم ولیو این بازم باید وزن خیلی کمتراز این زمان من باسه درحقیقت یی متناسب کامل بدون هیج گونه اضافه وزن پس مشکل شد دو تا حتی برای درمان زانو هم بازم اون چاقی و مشکلات اجازه نمیداد که من این عمل رو هم انجام بدم حتی با فشار دخترهای خودم برای عمل معده که من بسیار از عمل ترس داشتم اگه این عمل انجام میشد من بازم عمل برای بهتر شدن اون گازهای دراثر عمل معده انجام شده کلی راه تو بیمار ستان یاید حرکت میکردم که اینگازها تخلیه بشن این عمل باید کلی راه میرفتم که این بازم امکان نداشت چون زانو اجازه این کاره روبه من نمیداد درحقیت من چزخ معیوب چاقی اجازه هیچ کاری روبه من نداد ولی شاید این باعث شدمکه من هیچ راهی دیگه نداسته باشم به این مسیر هدایت شوم یعنی اون همه اطدیت ومسکلات چاقی این زمان تودید یی نعپت بود که من این مسیر رو به دست بیارم برای باسازی ذهنم اول چاقی ذهنم وارمبم وجودم ازکلی اشکلاتی که چاق برام. ایجاد کرده بود تو همین زمان من بازم دست بردار نبودم بازم برای بهترشدن وضعیت هی رزیم که شاید این وزنمکم بشه خودم رونجات بدم
ولی نشد که بشه کمکردم حتی تا ۱۶ کلیو هم وزنمکم شد ولی جون مسیراشتباه بود بازم برکشت بیشتر با اضافه وزن بیشتر این برای اولین باره هست کل چاقی خودم روبا مشکلاتش به این شکل نوشتم خواستم به دوستان بگم من باابن وشرایط ازخدا خواستمکه راهی جلوی پای من بزاره وخداوند این هدایت واین حمایت به من عطا کرد
وحالا صحنه زیبا روبراتون شرح میدم همون آدم همون مشکلات هنوزنمتوانم راه برم تواتاق خودم روی مبل خودم بدون هیج ورزش بدون هیج رژیم وبدن هیچ کاره من لا غر شدم آره برای من شد حتی آقای عطارروشن هیچ ازاین وضعیت من هیچ اطلاعیی نداشتن دوست نداشتم ازبزرگی مشکلم بهاین شکل کسی اطلاع داشته باشه زمانی که نتیجه گرفتم بازم قصد ابرازش نداشتم نمیدونم چی شد که تو این دیگاه انکار به من اجازه گفتن داده شد منکلی مشکل داشتم که به شکرخدا از بعضی خلاص شدم ازخوردن دارو به شکرخدا خیلی کم شده به خودم ازندگیی بهتر دادم در حال حاضر تو زبان که تودیم کاری نشدنی بود ولی اروزیی ۴۰ ساله بود دارم آموزش طی میکنم ۴ ماه هست یادگیری زبان انگلیس دارم آموزش می بینم کلی تغییر زیبا تو نگاه به زندگی دادم کلی عشق به زندگی و. خودم هدیه کردم کلی تغییر تو ذهنم ایجاد کردم چون به شکل واقعی کار کردم من هر آنچه تو این مسیر گفته شد رو به شکل واقعی انجام دادم و چون اول اون باره که میشه باز ذهن لاغر شد به شدت زیاد فبول کردم بعد عجله به کنار جاده برکشت از مسیر لاغری جا گذاشتم و کلی با باوره اشتباهم ول پیدا کردم باهشونو جنگیدن که مهم ترینش ارثی بودن چاقی خودم بود من برای این زندگی جدیدی که اول اون از هدایت خداوند مهربان نگاه بانو حضرت رهر (ص) ردارم وزاز تشویق. آقای استاد عطاروشن دارم ایشون درحق منلطفی عظیم کردن وفتی توبخش گنج پنهاهن۶ اسم من بردن برای تغییرات خوبم به قدری درمن شوق شعف به زندگی رو که خوب بود بهش قدرت خیلی بیشتر بخشیدن تا امروز ایشون. از وضعیت من به این آگاهی نبودن فقط میدوستن که من مشکل مفصل دارم باید تعویض مفصل انجام بدم ولی من میدنم تو این مسیر اون شفای که به دنبالش هستم تومسبر خدا هرگز دیر نمیکند به منداده خواهد شد این بهش یقین دارم با دلی قرص میکم اون به امید خداوند دریافت خواهم کردجون من اینمسیر رو ازخودش دارم که به من عطا شده پس بخشیدن شفایی مفصل زانوی من در. درگاه خداوند هیج نیست چون انرژی خداوند و گسترش نعمتش بی پایان هست اگه نگاه من بهش به شکل که باورها اشتباه رو ازدورن این نگاه بیرون بکشم بجای اون کلی باوره عالی که در ذات خداوند هست رو بینم مهم نگاه من هست چون خدای بزرگ هیج زمان از بنده خودش چیزی رو. دریغ نکرده. نگاه و باورها ماست که ابن همسو شدم رو به وجود نمیاره باید این نگاه و باوره رو تصحیح کرد
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
سلام خدمت استاد گرامی وتشکر از مطالب ارزشمند شما
من از تاثیر قدرت ذهن بر مغز یاد گرفته ام که خدا را دوست بدارم چون در هر لحظه پشتیبان من است خودم را دوست بدارم و برای خودم ارزش قائل باشم به من گفته بودند ضعیف هستی وفکر می کردم برای قوی بودن باید زیاد بخورم به این نتیجه رسیدم قوی هستم ولازم نیست زیاد غذا بخورم به من گفته بودند نمی توانی یاد گرفتم توانا هستم یاد گرفتم در هر موردی زیبایی ها را ببینم در مطب دکتر اضطراب داشتم یاد گرفتم که به ذهنم بگویم دکتر می خواهد به من کمک کند یاد گرفتم که وعده غدایم را هر جه که هست با لذت بخورم
نشان های دریافت شده
بنام خدا
مسیر لاغری قسمت اول
من برای چندمین بار این فایلها را گوش و دوره میکنم منم میخوام چگونه چاق شدن خودم را بنویسم
من تا ابتدایی خیلی لاغر بودم و قد بلندی نسبت به بقیه بچه ها داشتم از این بابت که لاغری ناراحت بودم آخه اون زمان مدل لاغری نبود هرکی لاغر بود مسخره میکردن آدم های چاق دوست داشتنی بودند سرخ وسفید بودن زودتر ازدواج میکردن اما لاغرها نه تا من وارد راهنمایی شدم چون دوست داشتم چاق بشم و تو ذهنم بود از همان راهنمایی من یواش یواش چاق شدم اما خوش حال وقتی کسی بهم میگفت لذت میبردم همه دوستم داشتن زیباتر شده بودم رنگو روم باز شده بود خلاصه تا رفته رفته نگرانی من از چاقی شروع شد و من اولین عامل چاقی خودم را پرخوری میدونستم و میگفتم چون میخورم و با نان برنج میخورم چاق شدم تا اینکه بهم میگفتن فلانی پهلو داری شکم داری و من راهی نداشتم برا لاغری و ازدواج کردم و باردار شدم و انتظارم بیشتر شد که هرکی ازدواج کنه چاق میشه باردار بشه چاق میشه واین اتفاق هم افتاد ومن بعد زایمان هر کی میگفت چکار کن انجام میدادم رفتم دکتر رژیم داد و بعد اون رفتم باشگاه و خودم کم خوری میکردم و دیگه داستان لاغری من و چگونه لاغر بشم شروع شد تا ۳ سال پیش که با مباحث لاغری با ذهن آشنا شدم و متوجه داستان از چه قرار است و من مثل مثال استاد هر کس هر چی میگفت را برای لاغری انجام دادم و در آخر متوجه شدم مشکل در ذهن من است و این ذهن من است که چاق است و من باید به ذهن خودم آموزش بدم و فرمول لاغری جدید را بسازم تا جای گزین فرمول های چاقی بشن و هیچ نیاز به رژیم و ورزش نیست جسم من خود به خود لاغر میشود اگر من خوب کار کنم روی خودم و استمرار داشته باشم میتوانم برای همیشه لاغر شوم و لاغر بمانم .
مرسی استاد عزیز
به نام خداوند عزیزم
سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان همگام
گام اول
هیچ وقت برای تغییر کردن دیر نیست
همه ما که در این سایت دور هم جمع شده ایم برای خلق یک هدف مشترک،برای خلق رویای لاغری خودمان اینجا هستیم .
و دقیقا زمانی به این سایت هدایت شدیم که از همه جا رانده و مانده بودیم و دیگر امیدی برای لاغری خودمان نمیدیدیم. و بالاخره زمان هدایت ما رسید و خداوند بزرگ و هدایتگر، ما را به این مسیر هدایت کرد .
من در تمام مسیر تناسب فکری چه دوره های اصلی و چه دوره های رایگان وجود خداوند بزرگ را در هر لحظه احساس میکنم .
اینجا خداوند جریان دارد .
خدای خوبم از تو سپاسگزارم که من را به مسیر درست زندگی هدایت کردی الهی شکرت
چرا خیلی از افراد چاق و خیلی ها لاغر هستند ؟
قبل از ورودم به سایت همیشه برایم سوال بود که چرا خیلی ها بیشتر از من میخورند و حتی ورزش هم نمیکنند؛
ولی لاغر و متناسب هستند، اما من حسرت خوردن همه چیز را دارم و کلی هم رژیم و ورزش های سنگین انجام میدهم ولی چاق هستم ؟؟؟!!!
آن زمان پاسخهای متفاوتی برای این پرسش داشتم
مثلا :”خدا من را اینگونه خلق کرده و سرنوشت من بدبخت را چاقی نوشته؛ژنتیک من چاقیست؛و .…..”
اما بعد ورودم به سایت و آموزش دیدن نگرش و باورهایم تغییرات فوق العاده ای داشته و اکنون پاسخ دیگری برای این پرسش دارم :
افراد چاق بدلیل انبوه فرمولهای اشتباهی که در ذهنشان ذخیره کرده اند چاق هستند .افراد چاق کلی مانع ذهنی دارند کلی ترس های اشتباه دارند.
و بر اساس قانون فرکانس هر انرژی که به کائنات ارسال کنیم انرژی هم اندازه و همسو با آن دریافت میکنیم .
پس ما خودمان چاقی را با انبوه اشتباهات ذهن چاقمان بزرگ و قدرتمند کرده ایم .
اما یک فرد متناسب هیچ کدام از این فرمولها و موانع در ذهنش وجود ندارد ،او به خوراکی ها قدرت چاق کنندگی نمیدهد،روی خودش برچسب نمیزند و انرژیهای منفی و چاق کننده به کائنات ارسال نمیکند.
پس او هیچ وقت چاق نمیشود.
چه کار کنیم تا لاغر شویم ؟؟
سوالی که همیشه در ذهن و زبان افراد چاق موج میزند چطور لاغر شوم ؟؟!!
قطعا همگی ما بارها و بارها از روشهای مختلف اقدام به لاغری کرده ایم .
ولی هیچ وقت نتیجه ماندگار نگرفته ایم و بعد از مدتی مجدد چاق و یا حتی چاقتر شده ایم .
دلیل آن این است که در تمام آن روشها ما با فشار و اجبار میخواستیم، جسممان را تغییر دهیم .
در حالی که ما برای چاق شدن هیچ سختی نکشیده بودیم ،هیچ زجر و فشاری را تحمل نکرده بودیم .
و ابتدا با ذهنمان چاق شده بودیم .ولی الان میخواهیم از مرحله آخر وارد عمل شویم و با تحت فشار گذاشتن جسممان همه چیز را حل کنیم .
و این کاملا اشتباه است ما باید ابتدا ذهنمان را متناسب کنیم و محتویات ذهنیمان را اصلاح کنیم تا به مرور و به صورت خودکار جسم ما متناسب شود .
پس بهترین روش برای داشتن یک لاغری اصولی و ماندگار بدون سختی و فشار ،روش لاغری با قدرت ذهن است .
خوب در این گام من باید دلایل چاقی خودم را لیست کنم
و ببینم که محتویات ذهنی من نسبت به دلایل چاقی ام چیست ؟البته این دلایلی که مینویسم دلایلی است که من قبل از گذراندن دوره صد گام داشتم و الان تغییرات ذهنی بی نظیری بعد از طی کردن دوره صد گام در من شکل گرفته است و من دیگر این باورهای اشتباه را ندارم .
تمرین شماره ۱
چرا شما چاق هستید؟
.و اما دلایل گذشته من برای چاقی
اولین دلیل چاقی من پرخوری بود .چون ،من به شدت پرخوری میکردم و عملا هر چیزی که قابلیت خورده شدن داشت در نهایت سر از معده من در می آورد .
دومین دلیل چاقی ام کم تحرکی بود ؛فکر میکردم چاقم چون تنبل و کم تحرکم .
سومین دلیل چاقی ام را اختلال جسمی میدیدم ؛فکر میکردم بدن من با تمام آدمها فرق دارد و من حتما دردی یا مرضی، چیزی دارم که لاغر نمیشوم.
چهارمین دلیل چاقی ام را ظلم خداوند در حق خودم میدانستم و سرنوشتی که من مجبورم بپذیرم ،و بخاطر همین طرز تفکر همیشه به خدا گلایه میکردم و غر میزدم .
پنجمین دلیل من ژنتیک بود؛باور کرده بودم که به عمه ام رفته ام و مثل او چاق و بیمار میشوم .
ششمین دلیل من این بود که از بس انسانها خوراکی ها را دست کاری ژنتیکی کرده اند و در روند طبیعت اختلال ایجاد کرده اند پس طبیعی است که من چاق باشم ،چون من از این خوراکی ها میخورم .
و کلی دلیل دیگر که الان مجال نوشتنش را ندارم .
تمرین شماره ۲
از چه سنی چاقی شما شروع شد؟
من از بعد ازدواجم کم کم روند چاقی ام شروع شد و بعد زایمان به اوج خودش رسید .و من از سال ۸۴ روند چاقی ام آرام آرام شروع شد و م بدون اینکه بفهمم که چطور چاق شدم متاسفانه کلی اضافه بار برای خودم خلق کرده بودم .
تمرین شماره ۳
خاطرات شما از چاقی چیست؟
از خاطرات چاقی بی نهایت خاطرات از لذت خوردن چیزهای مختلف دارم .از لذت خوردن فلان غذا و یا خاطره فلان رستوران یا فلان مسافرت .
ولی خاطرات بد چاقی بر خاطرات خوب و لذت بخش خوردنش همیشه پیروز میشود .
خاطرات خجالت کشیدن از اندامم
خاطرات شنیدن متلک و حرف و حدیث دیگران
خاطرات تحقیر شدن در جمع بخاطر مسخره کردن چاقی ام
خاطرات پیدا نکردن لباس مورد علاقه ام
خاطرات محدودیت و نداشتن حق انتخاب
و ………و………و کلی خاطرات شوم دیگر ……..
تمرین شماره ۴
مشکلاتی که چاقی در زندگی برای شما ایجاد کرده است را شرح دهید.
چاقی باعث زشت شدن اندامم شد
اعتماد به نفس نداشتم
عزت نفس نداشتم
قدرت انتخاب نداشتم
نمیتوانستم از حقم دفاع کنم
کلی بیماری پیدا کرده بودم کمر درد و پا درد و ناراحتی های گوارشی و …..
نمیتوانستم لباسهای مورد علاقه ام را تهیه کنم
مجبور به پذیرش هر شرایطی بودم
و به طور کلی انسانیت من به معنای واقعی در حال تباه شدن بود .
خدای بی همتایم از تو سپاسگزارم که من را به این مسیر هدایت کردی
الهی به امید تو
سلام خدمت استاد
عزیز چرا من چاق هستم؟
.چون من علاقه خیلی زیاد به شیرینی دارم جوری که انگار معتاد به شیرینی هستم بعد از غذا حتما باید یه چیز شیرین بخورم .
.من مواد فرآوری شده مثل چیپس و پفک پاستیل و… زیاد میخورم .
.چون غذا رو برای رفع نیاز بدن نمیخورم برای این میخورم که حوصلم سر رفته یا الان وقت اضافه دارم و برام مهم نیس که سیر شدم بازم میخورم.
. من عادت دارم که برم سر یخچال و کشو و هر چیزی که پیدا کردم رو بخورم .
.من تا وقتی غذا یا تنقلاتی اطرافم باشه و جلو دیدم بر میدارم و میخورم
.به دلیل کم تحرکی
. به دلیل پرخوری زیادددد
.به دلیل استعداد چاقی
.به دلیل ارثی بودن از طرف خوانواده پدری
.چون از اول چاقی با من بوده .
چون گاهی به دلیل لجبازی با دیگران بیشتر غذا میخورم
.از چه سنی چاقی من شروع شد ؟
از اول بوده طوری که پدرم تعریف میکنه من وقتی به دنیا اومدم با اینکه ۲ کیلو و ۸۰۰ گرم یودم ولی شکم داشتم از وقتی خودمو شناختم انگار همیشه داشتم با این مسئله دست پنجه نرم میکردم از من به عنوان بچه تپل یاد میشده
قدرت نفوذ چاقی در ذهن من حدودا ۷ سالگی بوده که پدرم مغازه سوپری باز کرد و منی که تپل بودم شروع کردم به تپل تر شدن و سرزنش و هشدار های دیگران به مواظب باشم تپل تر نشم چاق نشم و تمسخر خواهرم به دلیل داشتن شکم
یا اینکه من از اون موقع مسئله چاقی و اضافه وزن رو درک میکردم توی مدرسه همیشه اول سال به خوانوادم گفته میشد که بچه شما اضافه وزن داره و توصیه رفتن به پیش دکتر تغذیه رو میکردن.
خاطرات من درباره چاقی که از دیگران میشنیدم؟
اینکه افراد چاق افراد بد هیکلی هستن که به شدت تنبل هستن زرنگ نیستن افراد بد بویی هستن افرادی که همیشه مجبورن لباس مشکی بپوشن لباس های پوشیده تری نسبت به بقیه بپوشن همیشه افراد لاغر از اونا بالاتر هستن افراد چاق افرادی خیلی بی اراده یی هستن چون اگر اراده داشتن لاغر میشدن همیشه مشکل لباس خریدن دارن
.مشکلاتی که چاقی برای من ایجاد کرده ؟
.چاقی اعتماد به نفس منو خورد کرده
.از بدنم خجالت میکشم زیر لباس های گشاد سعی میکنم مخفی کنمش
.همیشه دنیال لباسی هستم که منو لاغر تر نشون بده
.همیشه در حال فکر کرون به قضاوت های دیگران درباره خودم هستم
.نداشتم اعتماد به نفس در انجام انواع ورزش ها
.از عکس گرفتن بیزارم
.سنم بیشتر چیزی که هست نشون میده چیزی حدود ۵ سال بزرگ تر
.احساس ضعیف در مقابل افراد لاغر
.جوش صورت
. عرق کردن
.سرزنش دیگران که لاغری کن نمیخوای لاغر بشی
.دور شدن از حس دخترانگی
.تنفر از بدن
. لایق ندونستن خود برای خیلی از کار های
.دوری از جمع
.خدا پشت و پنهانتان
به نام او
سلام خدمت استاد گرامی و تمام هم مسیرشان عزیز
خیلی شکر گذار هستم که توی این مسیر قرار گرفتم
برای جواب سوالات جلسه اول
جواب سوال،چرا چاق شده اید: اولین چیزی که به ذهنم خطور میکنه بخاطر خوردن خوراکی های بیرون مثل کیک و شیر کاکائو و موادی که قند غیر طبیعی دارن هست و خیلی موارد هم که خانواده القا کردن به ذهن من مثل:
تو ژنتیکی چاق هستی و ارثیه و مال اینه
چون مامان چاقه و اضافه وزن داری این توی ژنتیک تو هم هست
چون کم تحرکی
چون ریزه خواری زیادی داری
چون غذا زیاد میخوری
چون شکمویی و خیلی از این موارد
که خیلی از اون ها به اشتباه به ذهن من القا شده
جواب سوال دوم،از چه سنی چاق شده اید: دقیقا یادم میاد که از کلاس دوم ابتدایی به بعد چاقی من شروع شد و تا همین حالا که دارم این رو تایپ میکنم این اضافه وزن و چاقی من ادامه داشته یادمه کلاس ۸ ام و نهم که بودم تصمیم جدیدی بر لاغری گرفتم که بسکتبال کار میکردم ولی بازم چاقی ادامه داشت
و پارسال اولین روز محرم شروع کردم به وزن کم کردم دقیقا یادمه و خیلی نتایج خیلی خوبی گرفته ولی خیلی طول کشید و اینکه باشگاه رفتن رو یه مدت ول میکردم و یه مدت ادامه میدادم و الان هم نمیرم ولی در کل پارسال ۱۰۶ کیلو بودم و الان ۹۳ کیلو هستم خیلی از خدا ممنونم برای این کاهش وزن اما توی این سایت اومدم که کار رو یه سره کنم و وارد لاغری بشم برای همیشه
جواب سوال سوم ،خاطرات شما از چاقی :خوب من سابقه چاقی ۱۲ ساله دارم و خیلی توی این سال ها چاقی همراه من بوده تقریبا همیشه با من بوده
خاطرات همیشه نا خوشایند بوده ولی وقتشه دیگه چاقی خداحافظی کنه
من همیشه غذای دادشم یا ابجیم اگه اضافه میومدند میخوردم
کوچیکتر که بودم توی مهمونی ها در حد انفجار غذا میخوردم ،واقعا آنقدر میخوردم که حالم خیلی بده بشه
ریزه خواری که همیشه یار و یاور کنه همیشه یه وی باید بخورم
همش توی یخچال دنبال یه چی میگردم برخوردم در حالی که اصلا گشنم نیست این عادت خیلی بدی هست که همش یخچال رو میگردم و ببینم چیزی هست بخورم یا نه اصلا به اینکه سیر یا گشنه هستم ربط نداشت برا من ناخودآگاه این مسئله
همیشه توی لباس خریدن مشکل داشتم که لباس یا اندازم نبود یا لباسی که میخواستم نبود یا لباس رو تنم خیلی زشت بود و واقعا خوشم نمیومد
و اینکه لباس ها هم زود کوچیک میشد و دیگه بدرد نمیخورد
برای دوران کنکور هم حساب چاق شدم که برای مطالعه بیش از اندازه بود که الان بهترم الهی شکر
و این مواردی که گفتم مثل:
تنگ شدن لباس
بد ریختی لباس روی بدن
چالاک نبودن در ورزش
حمل کردن یه چیز اضافه همیشگی
کاهش انعطاف پذیری بدن
کند بودن
ضعیف بودن توده عضلانی بدن که میتونه به زانو درد و کمر درد و هزار تا بلا دیگه تبدیل بشه یک گوشه از مشکلات چاقی هست
که به لطف خدا و با تلاش خودم و وجود استاد عزیز به تناسب میرسم
سلام استاد
من در حال حاضر ۶۲ کیلو هستم و وزن ایده آلم ۵۰ کیلو هست.
تمرین جلسه ۱:چه موضوعی باعث چاقی تو شده؟ تو چرا چاقی؟چون استعدادشو دارمچون استرس دارمچون ورزش نمیکنمچون ریزه خواری میکنماز یکسال پیش چاق شدم که تو خونه موندم و باشگاه نرفتم و حجم کار و استرس ناشی از نگهداری مادر بیمارم زیاد شد چون هورمون های نامتعادل شد
با سلام خدمت استاد عزیز امروز به لطف شما گام اول لاغری را شروع میکنم و انشالله به کمک خداوند متعال و شما بتوانم در این مسیر به خوبی دنبال کنم چرا شما چاق هستید °برای اینکه من ورزش نمیکنم زیاد هم شیرینی میخورم ریزه خواری زیاد دارم و غذا های چرب و فسفودی در هفته یگبار استفاده میکنم و چاقی من از سن 16 سالگی شروع شد وقبل از آن لاغر بودم که همه به من میگفتند که شاید تیروئید دارید و خاطرات بد من از چاقی این بود که هر وقت جایی میخواستیم برویم چون من چاق بودم من را نمیبرد میگفتند جا نداریم ببریم تو را چون چاق هستی و مشکلات چاقی هم که موقعه خرید هر چیزی که پسندم بود سایز ما را نداشت و بیشتر از این چاقی من را اذیت میکرد بالا بردن سن من بود که خیلی ها سن من را بالا تر از سن خودم میگفتند من خیلی ناراحت میشدم وبعد به خودم دلداری میدادم که این ها برای چاقی خودم است که چهره من این جور به نظر میآید