0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار aylin1381.asd
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۷ ۱۹:۲۵
      مدت عضویت: 2399 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 278 کلمه

      سلام روز بخیر استاد عزیز من مدتیه که شنیدم دلیل چاقی تو ذهن ماست و حالا که واقعا میخوام به لاغری داعمی برسم با سایت خوب شما آشنا شدم و میدونم که خداوند من رو به اینجا هدایت کرد من 17 سالمه حدود 10 کیلو اظافه وزن دارم طی یه دوره این 10 کیلو رو کم کردم و لی متاسفانه برگشت من همیشه مامانم بهم میگه آره تو اندامت خوب بود ولی از زمانی که خودت تونستی راه بری و شروع کردی خوردن چاق شدی بیشترم چون زمان بچگی بستنی خیلی دوست داشتم با اون چاق شدم یادمه همیشه خدا تو مطب دکتر رژیم و هورمونی و به زور می‌فرستادن باشگاه و رقص و…. خیلی چیزای دیگه به قول خودشون یه شوخی هایی هم میکردن که مثلا به من بر نمیخوره وقتیم عصبانی میشدم شاکی میشدن که فقط شوخی بود اون زمان که تونستم لاغر بشم همش با ترس و لرز غذا میخوردم که نکنه دوباره چاق بشم و ترسم به واقعیت تبدیل شد و چاق شدم اخرای سال 99 توی گروه کوهنوردی ثبت نام و خییییلی خوب بود و داشتم لاغر میشدم که کرونا و قرنطینه اومد الان که تو خونه نشستم از زور عذاب وجدان و ناراحتی دارم دیوونه میشم تو سنیم هستم که خیلی رو این مسائل حساسم حتی از زمان بچگی تو ذهنم مونده که بستنی عامل چاقی منه و از خوردن بستنی میترسم ولی خوب دوسش دارم چه میشه کرد حرف استعداد و تنبلی و این چیزا هم که همیشه به راه بوده از ته دلم آرزو میکنم و اراده ای از خدا میخوام که این مسیر رو همراه شما و دوستان طی کنم و به امید خدا نتیجه دلخواهم رو کسب کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار almanmasoud1380
        ۱۳۹۹/۰۱/۲۴ ۱۱:۳۰
        مدت عضویت: 2391 روز
        امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 129 کلمه

        سلام و عرض ادب خدمت شما استاد گرامي من دو روز هست كه با سايت شما اشنا شدم و خيلي علاقمند به صحبتهاي شما شدم و تصميم گرفتم يكبار براي هميشه مشكل چاقي را با كمك شما حل كنم من تا حالا چند با رژيم گرفتم هر دفعه تا 70 رسيدم ولي دوباره رژيم رو رها كردم به 80 رسيدم الان هم 76 هستم با قد 168 ولي از بالا و پايين شدن وزن و اينكه همش فكرم در گير لاغر شدن هست خسته شدم دوست دارم به جايي برسم كه به هيچ وجه در گير لاغر شدن و خوردن نباشم ذهنم ارام باشه اميدوارم با كمك شما به اين موفقيت دست پيدا كنم به اميد روزهاي بهتر و سلامتي براي همه عزيزان .ممنون از لطف شما استاد گرامي.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار aylin1381.asd
        ۱۳۹۹/۰۱/۲۰ ۰۲:۲۲
        مدت عضویت: 2399 روز
        امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 22 کلمه

        باورتون نمیشه با خوندن پیامتون چه حس خوبی گرفتم و انگیزم برای ادامه این راه بیشتر شد حتما به نتیجه دلخواهم میرسم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار toktamresideh
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۷ ۱۰:۰۴
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 312 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      با سلام خدمت شما استاد گرامی خیلی خوشحالم که با شما و سایتتون آشنا شدم امیدوارم بتونم با راهنماییهای شما تغییرات خوبی در ذهن و جسمم بوجود بیارم چون که حس میکنم خیلی احتیاج دارم .۳۷ سالمه دوست دارم ۹ کیلو کم کنم بیشتر شکم و پهلو دارم علت های چاقیم شامل :۱دوتا بچه کوچک پر سروصدا دارم که اعصابم رو خورد میکنن و باعث ریزه خوریم میشن ۲مجبورم برای اونها کیک و غذای سرخ شده درست کنم که خودم هم میخورم ۳وقت استراحت کم دارم ۴ میگن ارث شکم و پهلو دارم ۵احساس افسردگی میکنم افکار منفی میاد به ذهنم ۶ الان حسرت سالهای قبل رو دارم کارهایی که میشد در زندگیم انجام میدادم و ندادم .فکر کنم کافی باشه استاد گرامی بازم ممنونم از شما خدا بهتون قدرت روز افزون بدهد شما نشانه وجود خدا در درون ما هستید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار zsadeghi801
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۶ ۰۲:۰۲
      مدت عضویت: 2400 روز
      امتیاز کاربر: 3645 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 373 کلمه

      با سلام خدمت اقای عطارروشن بزرگوار
      من الهام صادقی ۳۳ ساله هستم . من حدود ۶ ماه پبش با سایت شما اشنا شدم و از همون لحظه تمام صحبت های شما رو را باجان ودل می پذیرفتم و عمل میکردم و۱۲ فایل رو بطور کامل گوش و انجام دادم تا اینکه خواستار این شدم که پکیج لاغری رو خریداری کنم و برام مشکلی پیش امد ونتونستم و با این حال من از وزن ۹۲ به ۷۸ رسیدم و خیلی موفق بودم و همیشه در این مدت صحبت های شما در ذهنم بود . الان مجددا از فایل اول شروع کردم و به امید خدا پایان فایل ۱۲ می خواهم در دوره شرکت کنم. یعنی الان با دقت وتمرکز بیشتر وارد مسیر شدم .
      دلایل چاقی:
      از زمان نوجوانی که برام هیکلم مهم بود من توپر و کمی چاق بودم و همیشه یکی از برنامه هام باشگاه رفتن بود تا از این چاق تر نشم . دلیل دیگه این بود که من علاقه به غذاهای حجیم و شیرینجات دارم اولش وقتی میخورم خیلی لذت میبرم بعدش بخودم میگم چه خبر بود اینقد خوردی. یه دلیل دیگه چاقی هم سر این بود که همش بهم میگفتن به عمه هات رفتی هیکلی و درشتی. منم اینو پذیرفته بودم که من درشت هیکلم ولی همیشه درگیر این بودم که عین خانواده پدریم نشم. یه چیز جالب براتون بگم که همیشه به مادربزرگ مادریم گله و شکایت میکردم که چرا من به شما نرفتم که خوش هیکل و قدبلند باشم اخرشم مادربزرگم بهم میگفت که تو اینقد قشنگی چشمای درشتی داری این حرفا چیه بیا اینایی که من دارم برای تو. خلاصه کارمون به شوخی و خنده تموم میشد.
      تازگیا فهمیدم که یبوستم باعث چاقیمه که با استفاده از داروهای گیاهی سعی کردم اینم برطرف کنم.
      خلاصه که من الان یکسال زایمان کردم که قبل از زایمان دوسال گیاهخواری کردم که واقعا مسیر سبز و زیبایی بود و حالم خیلی عالییییی بود تا اینکه باردار شدم و وزنم بالا رفت البته میدونم خودم مقصر بودم .
      هم اکنون در مسیر دیگری هدایت شدم و این مسیر هم برایم خوشایند و دلپذیره. وبا تمام قوا و با انگیزه تا پایان این مسیر شگفت انگیز را با شما استاد مهربان ودلسوز طی خواهم کرد.
      با سپاس فراوان از زحمات شما و دوستان عزیز

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار n.dsdashi
        ۱۳۹۹/۰۱/۱۸ ۰۰:۰۴
        مدت عضویت: 2398 روز
        امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 378 کلمه

        با سلام خدمت دوست واستاد هم فرکانسی ام
        من به واسطه سایت استاد عباس منش با شما دوست خوبم آشنا شدم وبه خودم میبالم که هدایت همیشه جاریه ومن نیز از این کل مثتثنا نیستم.
        خدایا شاکرم که بدنی سالم در عین پر بودن بمن اعطا کردی.
        خدایا شاکرم که منو به سمت سایت آقای عطار روشن هدایت فرمودی.
        من چاق هستم چون در خانواده‌ای بزرگ شدم که ذهنیت بزرگ کردن بچه به بزرگ بودن جسم او اطلاق می شد. هرچه بچه توپول تر سالم تر. ۸۰ درصد درآمد پدرم صرف خرید مواد غذایی می شد تمام برنامه ها به خوردن یا پختن غذا های خوشمزه ختم شد پدرم به نسبت انسان لاغری است و سعی می کرد این به ظاهرنقص را در مورد ماجبران کند. من دارای سه برادر هستم که آنها نیز به شدت به خوردن علاقه دارند پدر من بر این اعتقاد بود که خانم باید ۶۰ کیلو باشد این که چند سالش باشد مهم نیست بچه راهنمایی که ۱۴۰ سانت قد دارد و ۶۰ کیلو است با یک حساب سر انگشتی همین ۲۰ کیلو اضافه وزن از همین جا شروع شد. یا اینکه احترام را در خوراندن می‌دانستند. یا یا اینکه هرکسی خوب میخورد پر زور تر است یا هر کسی که خوب می خورد دارای عقل خوبی است یا خوردن یک توانایی است. چیزهای خوشمزه دلیل دور هم جمع شدن خانواده می شد خوردن بهترین کار دنیاست و همه چیز تحت تاثیر آن است این یک اصل در خانواده ما بود یا اینکه وقتی غذا دارای پروتئین بیشتری است و این غذا سالم تر است و یا باور اینکه حیف شکم را با میوه و سبزیجات پر کنیم حتماً باید با پروتئین پر شود و باور اینکه اگر گشنه بمانم اعصابم به هم میریزد. غذا حتما باید پخته شود تا من از آن سیر شوم. کار می کنیم تا غذا بخوریم، پیش هم هستیم تا از غذا خوردن لذت ببریم ،من باید بعد از بیدار شدن حتما غذا بخورم چیزهای معمول صبحانه مرا سیر نمی کند و از این دست باورها که البته بعد از ازدواجم خیلی از این باورهای غلط اصلاح شد به غیر از تناسب اندام من که البته بعد از زایمانم این اضافه وزن به ۲۰ کیلو افزایش یافت،به نظرتان میشود همه این باورها را نادید ه گرفت،ممنونم از راهنماییهای سازندتون

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرامش
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۶ ۰۱:۴۲
      مدت عضویت: 2601 روز
      امتیاز کاربر: 600 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 90 کلمه

      سلام به همه. وقتتون بخیر. سال نو مبارک وپرازشادی
      من چاق نیستم مدتیه که یه کم شکم وپهلو اوردم
      من خداروشکر همیشه اندام متناسبی داشتم ونرمال بودم حتی بعداز بارداری وزایمان هم فوری به وزن سابق برگشتم.اما مدتیه که شکم وپهلو اوردم و خیلی حساس شدم بالطبع دیگران هم میگن که اره شکم اوردی طبیعیه دیگه چون توخونه ای. چون یه بار زایمان داشتی. چون هرروز برنج میخوری. چون ورزش نمیکنی
      در واقع اینا حرفایی که خودمم انگار باور دارم. وفکر میکنم به خاطر همین باورها وتفکراته که اینجوری شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمدامین سهرابی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۵ ۰۹:۳۹
      مدت عضویت: 2578 روز
      امتیاز کاربر: 618 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 142 کلمه

      سلام مجدد
      مچکرم استاد که دارید تو این راه به ما کمک می کنید
      پس من هم با تعهد بیشتری سعی می کنم به تمرینات ادامه بدم
      یه علت دیگه که الان به ذهنم رسید اینه که من فکر می کردم که با ترک سیگار اضافه وزن پیدا می کنم و دقیقا به رفتارهام که دقت می کنم بعد از ترک سیگار ریزه خواری هام بیشتر شده. مثلا اگر قبلا سیگار می کشیدم الان به جای سیگار کشیدن باید وقتم با خوردن بگذرونم
      و این هم باعث اضافه وزن من شده.
      با نوشتن تمرینات میدونم که در وهله اول به خودم کمک می کنم و در وهله دوم دارم به دوستانم که در این راه قدم گذاشتند کمک می کنم
      خدایا شکرت به خاطر مسیری که هدایت م کردی
      ممنونم استاد عزیز
      راستی تولد نورسیده تون هم مبارک باشه
      انشالله که تولدش نوید روزهای عالی برای شما و خانواده تون باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمدامین سهرابی
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۴ ۱۸:۳۲
      مدت عضویت: 2578 روز
      امتیاز کاربر: 618 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 392 کلمه

      سلام به استاد گرامی جناب آقای رضا عطارروشن عزیز
      من نزدیک به 6 ماه پیش این دوره رو شروع کردم ولی به خاطر برخی مسائل اون رو رها کردم و مجدد با تعهد کامل اومدم که با کمک خداوند مهربان و استاد عزیز به تناسب اندام برسم. چون این کاریه که برای رسیدن به هدف م باید انجام بدم تا هدایت بشم به قدم بعدی و این مستقیما مربوط میشه به عزت نفس من. البته من 9 ماه پیش بعد از 10 سال تونستم سیگار رو ترک کنم و مطمئن هستم به یاری خداوند از پس این کار هم برمیام. من 31 ساله هستم و وزنم 89 کیلو است.
      از بچگی تپل بودم ولی نه اینکه چاق باشم تپل خوشکل بودم شاید در حد چند کیلو اضافه وزن داشتم و همیشه بهم می گفتن تو تنبل هستی و چون تحرک نداری چاق میشی و یادمه از زمان دانشگاه هم همه ش میگفتن نباید برنج زیاد بخوری چون چاق میشی و اینکه حتی به ما دو وعده برنج میدادند. یادمه همون اوایل دانشگاه هم دیگه بیشتر با بحث اینکه چاقی ارثی هست آشنا شدم و بیشتر باور کردم چون دایی هام چاق بودند. فکر کنم بیشترین باورهایی که روی من تاثیر گذاشتن همین چاقی بودن ارثی است و اینکه برنج خوردن آدم رو چاق میکنه و اینکه تحرک کافی رو ندارم.
      اینها باعث شدند که من همیشه حرص و ولع داشته باشم موقع غذا خوردن و اینکه غذا رو بدون اینکه جویده بشه قورت بدم و همیشه هم وقتی از سر سفره کنار می کشیدم که نزدیک به ترکیدن بودم. به همه اینها ریزه خواری رو هم اضافه کنید زمانهایی که نمیدونستم چکار کنم از سر بیکاری میرفتم و یه چیزی می خوردم. آهان یکی دیگه از دلایلش اینه که سر وعده های غذا با اینکه گرسنه نبودم غذا رو میخوردم و این تبدیل شد به یک عادت که حتی اگر گرسنه هم نبودم سر ساعت های صبحانه، نهار و شام غذا میخوردم و این عادت من هم از زمان دانشگاه شکل گرفت. یکی از عادت های دیگه ای که دارم اینه که اصلا من چای رو به عشق قند می خورم و عاشق شیرینی و شکلات هستم. همیشه موقع غذا خوردن هم ترس از اینکه این غذا من چاق میکنه اینها میاد سراغم.
      همین جا اول به خودم بعد به استاد نازنینم تعهد میدم که در این مسیر ثابت قدم باشم تا به تناسب اندام برسم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Saraaaaaa
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۲ ۱۲:۵۴
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 427 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 317 کلمه

      سلام. سال نو مبارک همه ما باشه. آمین.
      من چهل و یک ساله هستم. ۱۲۳ کیلو با قد یک متر و صد و پنجاه و پنج سانت.
      یعنی فوق العاده چاقم.
      سالهای سال رژیم گرفتم. فقط یکبار موفق بودم و به شصت کیلو رسیدم. ولی متاسفانه بی دوام بود.
      خانواده مادری بنده، همه چاق هستن. از کودکی شنیدم که ماها به طور ارثی چاق هستیم. در حالیکه تا نوجوانی واقعا لاغر بودم ولی همیشه ایمان داشتم که چون چاقی در ما ارثی ست، پس حتما چاق میشم.
      از دوره دبیرستان یه کوچولو شکم آوردم.
      یادمه از همون موقع به خودم انگ چاقی زدم و لباسهای گشاد پوشیدم که شکمم مشخص نشه. عکس یه پیراهن مجلسی اندامی، در یک ژورنال، من رو شیفته خودش کرده بود. عکس رو تا سالها نگه داشتم و هربار با حسرت نگاهش میکردم و میگفتم اگه خوش اندام باشم عین این پیراهن رو میدوزم و میپوشم.
      سالها گذشت و چاق تر شدم.
      حالا که فکرش رو میکنم، همون موقع واقعا میتونستم اون مدلی رو بپوشم. ولی چنان اون یه ذره شکم رو در ذهنم بزرگ کردم، که از لذت پوشیدن اون لباس محروم شدم.
      پس دلیل اصلی چاقی من، ذهنیت اشتباهم و باور غلطم بود که قطعا چاق خواهم شد.
      این ذهنیت اشتباه، پرخوری و کم تحرکی برام به ارمغان آورد. بی اندازه پر خور و فوق العاده کم تحرک و تنبلم.
      اما از چاقی خسته شدم.
      چند وقت پیش پزشک مامانم به مامانم گفتن که باید به خاطر حفظ سلامتی، لاغر بشن.
      مامانم پاسخ دادن که چاقی ما ارثیه.
      دکتر فرمودند که در زمان هیتلر، همه اسرایی که از زندان ها آزاد شدند، بسیار لاغر بودند. پوست و استخوان. آیا حتی یک نفرشون، بیماری وراثتی چاقی نداشت؟ پس چطور لاغر شده بود؟؟؟
      این تلنگری بود بر باور اشتباه من!!!
      این مدت در یوتیوب فیلمهای زیادی از آدمهای فوق العاده چاق دیدم که با اراده ای که داشتن به اندام زیبایی رسیدن.
      به این باور رسیدم که من هم میتونم.
      ان شاءالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Saraaaaaa
        ۱۳۹۹/۰۱/۱۲ ۱۵:۲۹
        مدت عضویت: 2465 روز
        امتیاز کاربر: 427 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 4 کلمه

        سلامت باشید. ان شاءالله

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار sama
      ۱۳۹۹/۰۱/۱۰ ۱۳:۴۳
      مدت عضویت: 2405 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      سلام من سمانه هستم 25سالمه 175 قد و 99 کیلو وزن دارم. مثل همه تا الان خودمو کشتم واسه لاغری. اخیرا هم رژیم کتوژنیک گرفتم و 7کیلو توی 28روز کم کردم ولی واقعا دیگه توان رژیم گرفتن رو ندارم این 28روزم خیلی تحمل کردم. من تازه ویدیو قسمت اول رو دیدم و از اونجاییکه تمرین جلسه اول نوشتن دلایل چاقی بود تصمیم گرفتم اینجا بنویسم براتون. من کم کاری تیرویید دارم و علت اصلی چاقیم رو همین موضوع میدونم ولی کنار این بیماری دلایل دیگه ای هم هست. مثلا من تا 12ظهر میخابم و به محض بیدار شدن صبحانه میخورم و دیگه تا ساعت 7 و 8 شب چیزی نمیخورم(شاید 1میوه یا شکلات تلخ بخورم) پس بنظرم دومین دلیل چاقیم منظم غذا نخوردن باشه. دلیل دیگه دست پخت فوق العاده ی مامانمه بنظرم. انقدر خوبه که حتی بعضی مواقع با وجود اینکه سیر شدم ولی بازم غذا میخورم و نمیتونم ازش بگذرم. یه دلیل دیگه اینه که مواقعی که زیاد میخورم بعدش عذاب وجدان میگیرم. دلیل آخرم به نظرم بی تحرکی و فعالیت کمم هم باعث چاقیم شده. با همه ی اینا تصمیم گرفتم با ویدیو های رایگانتون طرز فکرم رو عوض کنم و بعد وارد دوره های مخصوصتون بشم. امیدوارم که آخرین تلاشم جواب بده و بتونم از شر این چاقی راحت شم.
      مرسی از ویدیو های خوبتون. خوشحال میشم نظرتون را درباره ی دلایل چاقیم بدونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار razieemohammadi
      ۱۳۹۹/۰۱/۰۸ ۱۴:۰۳
      مدت عضویت: 2408 روز
      امتیاز کاربر: 9038 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 197 کلمه

      سلام.خیلی خوشحالم از اینکه با این سایت و استاد عطارروشن عزیز،آشنا شدم…من دوره های امیرشریفی و عباس منش رو هم طی کردم و بعد از اونا ،خدا منو به این سایت هم هدایت کرد و واقعا مفتخرم از این بابت
      در مورد پاسخ به سوال اینکه چرا چاق شدم؟و از کی چاق شدم؟
      من تا قبل از ازدواجم کاملا متناسب بودم تا حدی که هیچکس نبود که از اندامم تعریف نکنه….ولی متاسفانه بلافاصله بعد از ازدواجم،شکم پیدا کردم،که خیلی برام ناراحت کننده بود ،و هیچ اقدامی هم برا حلش (به قول فرمایشات استاد عزیز،همون حل نتیجه در واقع)نکردم…دوسال بعدش زایمان کردم که علاوه بر اینکه شکنم بزرگتر شد،پهلوهامم بزرگ شد. گهگاهی هم به باشگاه میرفتم که البته برگشت پذیر بود لاغری.و گاهی رژیم،که بخاطر لاغر شدن صورتم ،بیخیال اونم میشدم.
      و اما علت چاقیم،یا فرمولهای ذهنیم در مورد چاقیه شکم پهلوم:
      ۱_خوردن برنج و نون زیاد و بلافاصله خوابیدن بعدش
      ۲_نرفتن به باشگاه یا انجام ندادن هیچ ورزش خاصی در جهت تناسب اندامم
      ۳_اینکه پیاده روی موثر نیست برام
      ۴_زایمان
      ۵_کم تحرکی
      ۶_ و اینکه هر چقد سن بالاتر بره خودبخود اضافه وزن اتفاق میافته و دیگه لاغر کردن هم در سن بالا واقعا شاخ غول شکستنه.
      ممنونم از چشمای پر مهرتون که مطالب منو دنبال کردین.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سجاد خوش رفتار
      ۱۳۹۸/۱۲/۱۶ ۱۷:۱۸
      مدت عضویت: 2588 روز
      امتیاز کاربر: 606 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 201 کلمه

      سلام استاد عزیز
      یسری پیام گذاشتم ک نیومد
      من تا قبل چهارم ابتدایی لاغر بودم البته نسبت ب همکلاسیام زودتر قد کشیده بودمو 4شونه شده بودم اما لاغر بودم
      چهارم ابتدایی تو روستا ی حشره ای منو زد ک خانوادم برای خوبشدنم چندروز متوالی تخم‌مرغ آپزی میدادن ک توی فلفل گم میشد و بعد از ون چند روز من کهیر میگیریم از گرمیه زیاد و میام گرگان و این دکتر و اون دکتر ک ی دکتر ی قرصی بم میده ک در عرض دوهفته پف کردم چاق شدم پوستام ترکید چاق و سفید
      ازون سال روشهای زیادی استفاده کردم لاغر بشم توسط طب سنتی لاغر تر شدم باز برگشت
      افراد خانوادمونم هم چاقن
      اعتقاد دارن
      هرکی مریض میشه لاغر میشه
      فقیرا لاغرن و پولدارا چاق
      ما آب بخوریم چاق میشیم
      ارثیه
      میگن چون تو گرگان شهر رطوبتیه چاقیم با اینکه اینجا ادم لاغر هم زیاد داره
      یا غذا داریم میخوریم تو ذهنمون میاد اینو نباس بخوریم بخوریم چاق میشیم یا اینکه اسنو بخوریم مارو میکشه
      پر خوریم
      اما من دوس دارم با اینکه میخورم لاغر بشم
      مث خیلی از دوستام ک ب مراتب از من بیشتر میخورن ورزش هم اگه از دستشون در بره ورزش کنن
      دوس دارم ورزش کنم برای ماهیچه سازی خسته شدم برای لاغری ورزش کنم
      استاد بگو از کجا چطوری شروع کنم؟
      ممنون میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار melika.faraji
        ۱۳۹۸/۱۲/۲۳ ۱۷:۱۵
        مدت عضویت: 2427 روز
        امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 86 کلمه

        با سلام خدمت شما علت چاقی من سن رشد بود تویه سن رشد ک بودم اشتهام به صورت چشمگیری باز شد و اینکه دکتر میرفتم باهام دعوا میکرد میگفت اضافه وزن داری و رژیم های سختی بهم میدادنو من از اونا متنفر بودم خیلی زورم میگرفت که بهم میگفتن نخور یواشکی میخوردم ولی بزرگتر ک شدم خودم اقدام کردم نه به خاطر حرف بقیه به خاطر خودم و اینکه زشت شده بودم خیلی اقدام کردم ولی باز به عادات پرخوریم ادامه دادمو خیلی گرسنه میشدم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم