0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار galavezhkheshtzar
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۸ ۱۶:۰۳
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 400 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 292 کلمه

      سلام خدمت استاد بزرگوار وتمامی دوستان
      استاد فرمودید که از خودمون سوال کنیم چرا چاق هستیم؟ چند روزه دارم به این سوال فک میکنم وخب جوابهای زیادی به ذهنم رسیده اولینش این بود خب چون بیشتر از نیاز میخورم تحرکم کمه، غذاهای ما اغلب چرب و پر کالری و….
      اما وقتی داستانهای دیگران رو خوندم فهمیدم که نه این خود غذا نیست که چاق کنندس بلکه ترس من از خوردن اون غذا یا هر خوراکی هست که میخورم واقعیتش این که من هر لقمه یا هرقاشقی که غذا میخورم اول از هر چیزی این به ذهن من میاد که با خوردن این غذا چقد چربی به شکمم اضافه می شه؟
      راستش من بچه که بودم چاق نبودم خیلم متناسب بود حتی در دوران راهنمایی و دبیرستان ولی یادمه اون وقتام همیشه خودم رو چاق و نازیبا میدیدم هرچند الان که به فیلم وعکس اون دوران نگاه میکنم که نه خیلم خوب بودم حتی تو یه سنی لاغرم بودم خیلی ولی همیشه فکر چاق بودن با هام بود واز خوردن لذت نمی بردم. اما بعد از ازدواجم واقعا چاق شدم اونم خیلی باقد 165به 75 کیلو رسیدم واین وحشتناک بود رژیمای سخت منم شروع شد رفتن به متخصص تغذیه، قرص، دمنوش، باشگاه پیاده روی ولی هربار بعد از یه مدت دوباره وزنم از قبل بالاتر میرفت با مادر شدنمم که نگو دیگه 80 و رد کردم گاهی به 85 هم رسیدم واین پرسه ناقص تا به امروز ادامه داشته ومن سر خورد و ناراحت که چرا هر بار بعد از کم شدن وزنم باز دوباره بر میگرده تا اینکه چند روز پیش که تو یوتیوب دنبال فیلم لاغری با ضربه تراپی میگشم عنوان لاغری با ذهن شما رو دیدم وبه کانالتون وارد شدم امیوارم که منهم بتونم یه شگفتی ساز بشم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سیما شریعت پناه
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۴ ۱۸:۵۰
      مدت عضویت: 2512 روز
      امتیاز کاربر: 9338 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

      با سلام و وقت بخیر خدمت استاد گرامی و دوستان محترم این سایت،اگه بخوام انشا رو بنویسم باید بگم بنده خانم 35 ساله متأهل هستم که از کودکی تپلی بودم. ولی از 6-7 سالگی مجدد لاغر و متناسب بودم تا حدود 17-18 سالگی که با نزدیک شدن به زمان کنکور دادن و استرس های ناشی از اون و نشستن روی یک میز و درس خواندن کم کم وزنم بالا رفت. سال اول کنکور قبول نشدم. و حسابی وزنم بالا رفته. 92کیلو شدم. خیلی سرزنش می شدم. از طرف خیلی ها. پدر و مادرم. آشنایان و فامیل. حیف نیست. تو فقط 18 سالته. از حالا انقدر چاق! همون سال با اینکه پشت کنکور بودم و درس میخواندم. یه دوساعتی رو هم وقت گذاشتم برای باشگاه رفتن. باشگاه رو به شدت دنبال کردم و همراه با اون کم خوری. خیلی هم خوب وزن کم کردم و به 80 رسیدم. دانشگاه قبول شدم و بعد از اون مجدد رژیم غذایی زیر نظر پزشک گرفتم. خیلی عالی بود. حدود 12 کیلو دیگه هم کم کردم و به 68 رسیدم. خیلی خوشحال بودم. خیلی تغییر کرده بودم. هر کس من و می دید می گفت وای نشناختمت. خیلی تغییر کردی. و بعد از مدتی احساس های خاصی سراغم اومد. همش مضطرب بودم. تپش قلب داشتم. به مسائل منفی فکر می کردم و گریه می کردم. تا حدی که مجبور شدم برم پیش روانپزشک. و مصرف دارو و مجدد اضافه وزن!! خلاصه وقتی درسم تمام شد(4سال)، وزنم 90 بود! ? و انگار هیچی به هیچی. بعد از اون مجدد رژیم و ورزش رو شروع کردم. تا به 74 رسیدم. و سال 90 بحث ازدواج و نامزدی پیش امد و من بازم وزنم بالا رفت.. سال 92 با شروع زندگی مشترک یه شغل هم بهم پیشنهاد شد و از آن به بعد نشستن های طولانی در محل کار همانا و اضافه وزن 30کیلویی هم همانا. و مشکلات زیادی که از اضافه وزن تا کنون داشتم، مثل دردهای زانو. کمر. گردن. کم کاری تیروئید. دردهای معده و فتق مری. خجالتی بودن. کمبود لباس مورد دلخواه و…. و تا این حد ناامیدم که همش با خودم گفتم، عیب نداره نهایتا توی همین سن از چاقی می میرم. مثل خیلی آدم هایی که قبلاً فوت شدن? به نظر خودم هم علت چاقی ام هم همون فرمول های اشتباهی هست که شما بهشون اشاره می کنید. اینکه اگه فست فود بخورم حتماً چاق میشم. با خوردن سس ها حتماً چاق میشم. انواع غذاها من و چاق میکنه. حتی میوه ها. مطمئن بودم که شغلم حتماً من و چاق می کنه. و…. عادت هایی هم دارم این که غذا خوردن و دوست دارم. از شیرینی جات خوشم نمیاد. ولی تنقلات رو دوست دارم. تحرکم خیلی کمه. با ماشین میرم سر کار و بر می گردم. و اصلا هم ورزش نمی کنم. ولی یک هفته بود که با این موضوع در ذهنم درگیر بودم که خدایا از کجا شروع کنم. تا به طور اتفاقی یکی از دوستانم شما رو بهم معرفی کرد. و تازه از اولین فایل شروع کردم. امیدوارم بتونم. ❤️?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار masixmz18
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۱ ۱۲:۳۳
      مدت عضویت: 2540 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      با سلام به استاد عزیز و دوستان
      من این دوره رایگان رو تا فایل شماره 9 پیش رفتم و حس کردم هنوزم باورش نکردم و برای دیدن فایل ها حوصله نداشتم تا اینکه اطرافیانم به من گفتن که یه سری از عادت ها و رفتار هام تغییر کرده مثلا من همیشه عصرانه میخورم وجز وعده های غذایی مهمم هست و شامل چای با کیک و حتی ناهار همون روز بود ولی یک هفته شده که میلی به خوردن عصرانه ندارم و من خودم به این موضوع دقت نکرده بودم اما وقتی اطرافیانم اینو به من گفتن متعجب شدم و بعد از دقت کردن به خودم متوجه شدم که دیگه از چاقی با کسی صحبت نمیکنم وعده های غذاییم به اندازس و زیاده روی نمیکنم و وقتی توی اینه به خودم نگاه میکنم هیچ حس نفرتی از بدن خودم ندارم و اینا باعث شد که ایمان بیارم و میخوام از اول با اشتیاق بیشتری شروع کنم
      و دوستانی که تازه با این روش شگفت انگیز اشنا شدن و وارد سایت شدن باید بگم که منم مثل شما هیچ امیدی نداشتم چون هر روشی که انجام دادم خیلی سخت بود و وقتی وزنم برمیگشت خودم رو سرزنش میکردم
      اما الان به امید خدا میخوام اصولی این فایل هارو نگاه کنم و به حرفای استاد عزیز دقت بیشتری بکنم چون وقتی دقتی نداشتم و همینجوری نگاه میکردم متوجه تغییرات شدم وهم اکنون عاشق این روش هستم
      اشنایی من با این سایت :هیچ امیدی نبود و هیچ اشتیاقی برای رژیم های عجیب و غریب دیگه نداشتم و اولین چیزی که توی گوگل سرچ کردم این بود…بهترین راه لاغری کدام است و به قسمت ویدیو ها رفتم تا یکی فایل های استاد رو دیدم و همینجوری کنجکاو شدم که ببینم چیه و وارد سایت شدم و همون روز از خوشحالی به گریه افتادم و به خودم گفتم یعنی بالاخره به مقصد درست رسیدیم؟ یعنی منم میتونم مثل بقیه هنرجوها لاغر بشم اونم بدون بازگشت ؟
      مرسی از استاد عزیز که مارو با این روش اشنا کردن و خدارو هزار مرتبه شکر که منو توی این راه قرار داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Habibe
      ۱۳۹۸/۰۹/۲۰ ۲۲:۲۷
      مدت عضویت: 2577 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 333 کلمه

      چرا من چاق هستم؟
      از چه سني شروع شده؟

      خوب من چاقم چون زياد ميخورم
      وقتايي كه سير هستم هم همش دلم ميخاد بخورم
      شيريني و كربوهيدرات و غذا
      و كلا ذهن من همش دنبال غذاهاس كه وعده بعدي چي بخوره
      و تو ذهنم هم تجسم ميكنم و لذت ميبرم
      و زمان خوردن كه ميرسه به سرعت ميخورم
      وقتي سير ميشم ولي ذهنم سير نميشه باز ميگه بكش خيلي خوشمزه س
      وقتي مهموني ميرم
      ميگه بابا مهمونيه
      حالا دوباره شروع ميكني
      يك شبه بخور
      اذيتم شدي ميري بالا مياري
      فقط بخور??
      بعد اون همه خوردن از فشار معده عصبي ميشم
      شكم باد كرده
      نفس كه سخت ميتونم بكشم
      رفلاكس شبانه
      و اذيت شدن گوارش
      گاهي براي آروم كردن اعصاب و وجدانم ميرم بالا ميارم
      گاهي شب رو سخت ميخوابم
      و از سوزش معده رنج ميبرم
      ولي بازم روز بعد همون جريان ادامه
      داره
      مسافرت ميرم
      دوباره همون حرفا
      مگه ميشه تو مسافرت نخورد
      حالا وقت زياده
      هنوز چند ماه مونده تا زمان كه با خودت قرار گذاشتي
      و وقتي نزديك ميشم به اون زمان و مثل سري هاي قبل سرخورده كه بازم نتونستم برسم به تناسب اندام ميگم تو بازم نتونستي ديدي
      تو نميتوني
      اينم مثل سري هاي قبل
      باز چون وجدانم رو بخام آروم كنم و حالم بهتر بشه ميگم تا فلان موقع اينسري سعي كن
      و چنگ ميزنم به راه هاي مختلف

      و دوباره تايم ميدم
      اوايل خوب پيش ميرم ولي باز انگيزه افت ميكنه
      باز مهموني
      باز مسافرت
      باز عادت هاي قبل ناخودآگاه
      و نجواهايي كه ميگه هنوز وقت داري
      حالا اينسري
      …
      من يادمه دبستان و راهنمايي قد بلند بودم ولي با اندام خوب
      دبيرستان هم خوب بودم
      ولي كم كم اضافه وزن داشت شروع ميشد
      اون موقع ها دنبال رژيم و لاغري نبودم
      ولي نميدونم كي
      ولي زمان دانشگاه كه لباس هايي كه دلم ميخاست اندازم نميشد به فكر رژيم و لاغري افتادم
      و هي سرخورده شدم
      يه بار دوماه خيلي خوب كم كردم
      ولي بعدش در عرض ٤ ماه خيلي بيشتر از قبل شدم
      و هزار راه تو اين ١٠ سال رفتم
      باشگاه رژيم مربي قرص دمنوش
      …
      الان كاملا درك مبكنم مشكلم ذهنمه
      ذهنم چاقه
      همه هواسش رو چاقيه
      نميذاره از هيچ غذايي لذت ببرم
      و همش ميگه خوردن = چاقي
      ولي يه نيروي ناخودآگاهي هم دارم
      كه غلبه ميكنه بهم
      منو همش به خوردن وادار ميكنه

      بايد ذهنم رو بيارم رو خاستم
      ولي خيلي سخته

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار memar.box
      ۱۳۹۸/۰۹/۱۸ ۱۵:۲۲
      مدت عضویت: 2516 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 101 کلمه

      سلام. من همیشه نسبت به سنم توی هر دوره یه مقدار از بقیه چاق تر بودم ولی از وقتی وارد دانشگاه شدم به خاطر عادات نادرست و بعضی وعده هارو نمی تونستم بخورم و به جاش توی وعده دیگر پرخوری میکردم چاق تر شدم تا جایی که الان اضافه وزنم خیلی زیاد شده و جلوی اعتماد به نفسمو گرفته خیلی از کارایی که دوست دارم انجام بدم به خاطر اضافه وزنم نمی تونم حتی لباس خریدنمو میگم بزار یکم لاغرتر بشم بعد میخرم. و اینکه ورزش میکردن در دوران قبل از دانشگاه و یه دفعه به خاطر درسم اونو گذاشتم کنار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا:)
      ۱۳۹۸/۰۹/۱۱ ۱۹:۳۹
      مدت عضویت: 2551 روز
      امتیاز کاربر: 2218 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 688 کلمه

      سلام به دوستان عزیز و استاد روشن که با جان کلامشون فرکانسمون رو عالی میکنند
      خیلی خوشحالم که در مدار لاغری با ذهن قرار گرفتم و اینجا هستم و احساسم خیلی خوبه که میخوام تناسب فکری پیدا کنم
      چالش من این هست که شکمم تخت نیست و دوست دارم بازوهام خوش فرم بشن و کشیده وگرنه خداروشکر اندامم زیباست
      و مورد دیگری که برام آزار دهندست خوردن بی هدف و از سر سرگرم شدن یا رسیدن به حس خوب
      و اضافه وزنم بنظرم حدود ۴ کیلو اینا باشه
      و جواب سوال چرا من چاق هستم
      من وقتی دنیا اومدم نوزاد تپل و تو دل برویی بودم و بعد دوران کودکیم متناسب بودم اما در کل والدینم خیلی حال میکردن از اینکه خوش اشتهام و سفارش خوراکی و غذاهای دلخواهمو میدم….چیزی که یادم اونوقتا متناسب بودم ولی با خوردن میوه و کمی پرخوروی شکمم جلو میومد و بخاطرش تازه بانمکم میشدم
      دوران ابتدایی کاملا متناسب بودم….یک چیز خیلی مهمی که در مورد من هست استیل نرم و گوشتی دارم و حتی در صورت تناسب بقولی لاغر مردنی نیستم و یک آدم استایل سرحال و گوشتی دارم…مثلا دستای خیلی لطیف و نوزاد گونه ای دارم و شاید این مورد همیشه خوشایندم بوده و هست چون باهاش خیلی نوازش گرفتم
      دوران راهنمایی بخاطر سن بلوغ به یکباره رشد قد و پر شدن هیکلم بزرگ شدن خاصی رو تجربه کردم و جمله ای که همیشه یادمه و الانم میشنوم از اطرافیان و یجور نشون دادن محبت بهم هست فریبا تپلی
      شاید تو ذهنم مترادف با خوب بودن تلقی شده یا اینکه چاقا مهربونن…چون من واقعا خیلی مهربون بودم
      دوران نوجوانی درشت بودم
      دوران دبیرستان متناسب بودم
      دوران دانشگاه خب همیشه غذای سلفو نمیخوردم و خیلی پرخور نبودم و تناسب داشتم اما چیزی که یادمه همیشه شکمم حجم داشت و تخت نبود
      بعد یک مدت قرصای هورمونی خوردم و چاق شدم دوباره متناسب شدم
      دوران کارمندی متناسب بودم اما شکمم باز باهام بود
      بعد تو این چندسال اخیر که بعد دوران تحصیل و اشتغالم به خونه برگشتم یکهووووو دیدم چ خبره
      همه دخترای فامیل باشگاه میرن
      فلانی صبح اول صبح فلان نوشیدنی میخوره که سوخت و سازش بالا بره
      فلانی کم غذا میخوره( استاد الان که نگاه میکنم با وجودیکه ۹۰ درصد عمرمو متناسب بودم اما خودمو پرخور میدونستم و بابت این مورداحساس شرم داشتم و دارم وخودمو یک دختر طناز باوقار نمیدونستم و نمیدونم چون تو ذهن من دختر باوقار کم خوره????? یکجور دوست نداشتن خودم بخاطر خوش اشتها بودن)
      و خواهرم که بسیار حساس بود و هست
      هی میگفت فلانیو ببین چاق شده
      سوخت و ساز با بالا رفتن سن کم میشه
      ما بازوهامون تناسب نداره عمه رو ببین اصلا خوش فرم نیست
      خلاصه اصلا افتادم تو یک وادی که چشمام چهارتاشد
      استادخواهرم چندتا پالتو و کاپشن خریده فقط بخاطر اینکه دستاشو بزرگتر نشون میده و خودشو چاقتر اصلا یکبارم نپوشیده..فقط خریده
      منم تو این چندسال اخیر اصلا پالتو و کاپشن نخریدم
      و نپوشیدم
      چون خودمو دوست نداشتم و احساس شرم داشتم
      بعد اون یکی خوهرم بهم میگفت تو فقط پشت میز نشستی و تحرک نداری همون چاقتر شدی
      البته تحرک اصلا ندارم از جلو در سوار میشم و جلو دفتر پیداه و قدم زدن من در روز ده قدمم نمیشه
      یک مدتم چندسال پیش یک سری داروهایی مصرف کردم که چاق شدم و بعدش دیدم خیلیا تحت تاثیر این دارو چاق شدن…البته اونا یک مدت کوتاه بود ولی چاقی اینطوری رم تجربه کردم
      خواهرم الان میگه چون جدیدا با غذا ماست و آب و سالاد اینا نمیخوریم لاغر شدیم
      این نکته مهمم بگم پدر من خیلی متناسب بود ولی شکم داشت….از وقتی یادمه
      مادرمم کاملا متناسبه ولی شکم داره
      و خواهرمم با وجود یک زایمان کاملا متناسبه ولی شکم ماشالله
      مثال نقض ما تو شکم نداشتن برادر بزرگمه
      البته ی کوشولو اونم داره ولی اصلا مشهود نیست
      خلاصه استاد عزیزم من از خوردن احساس گناه دارم
      فکر میکنم دخترای ناز و رویایی و باوقار کم خورند
      اما من اینجوری نیستم و خودمو دختر جذابی بخاطر این مورد نمیدونم
      من اگر دو لیوان آب پشت هم بخورم شکمم خیلی جلو میاد و سفت میشه و عصبیم میکنه
      و در حال حاضر این مسئله رو اعصابمه و دوست دارم شکمم تخت بشه و بازوهام خوش فرم و صورتم لاغر واز حالت تپلی دربیاد
      ۸۰ درصد موارد بعد خوردن احساس گناه دارم
      ???
      خیلی خوشحالم که در مدار تناسب فکری قرار گرفتم
      خیلی آرامش میگیرم از صحبت ها و کلام شما
      سپاس گزارم از دوره رایگانتون
      ???

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیر .م
      ۱۳۹۸/۰۸/۱۰ ۱۴:۴۸
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 69 کلمه

      باسلام و تشکر از زحمتی که کشیدید.
      قبل از استفاده از دورتون یک سوالی دارم
      اینکه بعضیها چاقی موضعی دارند مثلا بالا تنه چاق دارند ولی موقعی که رژیم میگیرند، دوست ندارند پایین تنه شون(مثلا باسن و ران )لاغر بشه
      شاید بخاطر همین به عمل های جراحی متوسل میشوند، آیا در روش شما راهی هست که لاغر شدن بصورت دلخواه و مطلوب در همان نقاطی که میخواهیم اتفاق بیفتد؟

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار منیر .م
        ۱۳۹۸/۰۸/۲۰ ۱۹:۴۷
        مدت عضویت: 2555 روز
        امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 7 کلمه

        ممنونم???
        از اینکه صبورانه به سوالات پاسخ میدین.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نفس فیاض
      ۱۳۹۸/۰۷/۳۰ ۲۳:۴۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 332 کلمه

      سلام آقای عطار روشن مهربان و خنده رو ??☺️ چیزی که اولین برداشت من از شما با دیدن اولین فایل شما در کانال استاد عباسمنش بود. بنده شما رو از سایت آقای عباسمنش پیدا کردم…و از آشنایی با شما خوشبختم.
      داستان زندگی شما برای من بسیار انگیزاننده بود و جالب….????
      و اما برویم سراغ علت حضور من در این سایت.دلیل اولم شناخت بیشتر قوانین کائنات از طریق دنبال کردن سخنان شماست چون دریافتم شما انسان خود ساخته و قوی ای هستین که به قوانین مسلط هستین و میتونین راهنمای من در مسیر شناخت قوانین باشید.دوم حل مشکل اضافه وزنی هست که بعد از ازدواج سراغ من آمد.من قبل از ازدواج در سن 24 سالگی 55 کیلو بودم اما دوست داشتم ظریف‌تر باشم با اینکه نرمال بودم.برای همین دو سال مداوم باشگاه رفتم که البته دلیلش فقط وزن کم کردن نبود،دلیل اصلیم سلامتی و نشاط بود اما در کنارش دوست داشتم وزنم کمتر بشه… خلاصه بعد سه سال مستمر باشگاه رفتن با اینکه چربی اضافه ای نداشتم به 49 کیلو رسیدم که البته دچار کمردرد شدم چون خیلی لاغر شده بودم…که ازدواجم در همین مرحله ی زندگیم اتفاق افتاد.
      کم کم باشگاه رفتن رو رها کردم…یه روز میرفتم سه روز نمیرفتم…?? و طی دو سال دوران عقد 10 کیلو اضافه شدم.???تلاش کردم که دوباره به وزن قبلیم برسم اما نشد و وزنم ثابت مونده بود…
      یه مدت وزنم ثابت بود اما بعد بارداری وزنم به 68 کیلو رسید.الان میخوام وزنم به همون پنجاه کیلو برسه.یعنی 18 کیلو کم کنم….
      اینکه چرا چاق شدم رو میدونم.ازدواج چون باور داشتم ازدواج باعث چاقی میشه.خوردن غذای بیشتر کنار همسرم که همیشه دوست داشت تنها غذا نخوره.زایمان… باورم این بود با زایمان دچار اضافه وزن میشم و کم تحرکی.باور اینکه اگه ورزش رو ول کنم چاق میشم.اقای عطار روشن عزیز یا بهتره بگم استاد امیدوارم بتونم با تغییر فرمول‌های اشتباه ذهنم هم به لاغری و هم به تغییر هر چه بیشتر و بهتر در تمام جوانب زندگیم دست پیدا کنم. شاد و پیروز باشید در پناه خداوند یکتا. ? ? ?

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم ربیعی
      ۱۳۹۸/۰۷/۲۸ ۱۴:۴۰
      مدت عضویت: 2566 روز
      امتیاز کاربر: 2607 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 146 کلمه

      با سلام خدمت سروران بزرگوار من تقریبا ۲ هفته ای هست که دنبال میکنم برنامه های شما را من این انشا رانوشتم وتقریبا ۳ صفحه ای شد ولی اینجا خلاصه ای از متنم را مینویسم دلیل چاقی من اول پرخوری وریزه خواری وهرلحظه ای که هر ماده ی غذایی ببینم بدون فکر وارد دهانم میکنم من بلرها رژئم عمل جراحی عمل زیبایی وخلاصه هر چیزی که بگید انجام دادم انا دوباره برگشت دلشتم فعالیت ورزشی شدید نمیتونم انجام بدهم چون شکستگی مهره های کمری وپیچ وپلاک شدن داینقدر رلیل برای لاغری دارم که باید انجام بدهم تنام عنرم درحال رژیم بودوخلاصه اینکه الان در حالت سردرگمی هستم امیدوارم این راه اخرم باشه وبتونم به تناسب فکر اول وبعد تناسب جسمم برسم من بازنشسته هستم وحقوقم ۲۵۰۰وبه این نتیجه رسیدم که حقوق بدن محصول شما را خریداری کنم چون چاره ای ندارم کاش قسط بندی میشد ممنون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Qazal Golipour
      ۱۳۹۸/۰۷/۲۵ ۱۹:۳۲
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام استاد اول از همه تشک میکنم ازتون که دوره رایگان و قرار و داید و بسیار هم عالی و توضیح دادید
      پاسخ به سوالتون که چرا من چاق شدم ؟سوالی هستش که من نمیتونم پاسخ رو پیدا کنم و حس میکنم مشکل اصلی هم از همینجاست من اضافه وزن دارم و مثل همه رژیم ها و ورزش های سخت رو امتحان کردم و خیلی سختی کشیدم به خاطر این موضوع از ضعف کردن و غش کردن ها گرفته تا حسرت تو مهمونی و مجالس بخاطر نخوردن غذا مثل بقیه من همیشه این سوال توی ذهن خودم بود که چرا اطرافیانم با اینکه پرخوری میکنن و حتی تحرک کافی هم ندارد بازهم لاغر هستن اما من با وجود پرهیز غذایی و سختی و ورزش باز چاقم و اعتماد به نفس ندارم ! من مداوم به جواب این سوال فکر میکردم و از همه افراد لاغر میپرسیدم شما چیکار کردید که لاغرید؟و همیشه جواب درستی پیدا نمی کردم یا وقتی میپرسیدم که چجوری باید لاغر شم یا چرا چاقم با این پاسخ ها که تو ژن چاقی داری ،تحرک کافی نداری،زیاد میخوری ،استرس داری و ……. و وقتی میپرسیدم شما ها با وجود زیاد خوردن چطور لاغرید میگفتن خب سیستم بدن هر کس متفاوته!!سیستم بدن چیه؟اینم سوالیه که همیشه تو ذهنم بود دلیل علمی هم داره؟من همیشه حس میکردم ریشه و اساس این مشکل اینجاها نیست تا با سایت شما به صورت اتفاقی آشنا شدم و امروز دومین روز هست که در سایت ثبت نام کردم و حس میکنم به احتمال قوی راه رو درست اومدم و باز هم تشکر میکنم هم از شما و هم از خدا که این راه رو جلوی پام گذاشت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم