۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام آقای عطار روشن
خیلی جالبه با اینکه من الان چند ساله تو سایت آقای عباسمنش هستم و حتی کلیپی که پارسال از خودتون تهیه کرده بودید رو تو سایت عباسمنش دیده بودم ولی نمیدونم چرا با وجود مشکل اضافه وزن به این قسمت لاغری کشیده نشده بودم. البته الان می دونم که همش به فرکانس و مدارم ربط دارم چون تا حالا به مدار شما نرسیده بودم و شاید براتون جالب باشه که سایت شما رو خانم راضیه بر روی یکی از کامنهای من در سال 95 دیروز گذاشته بود و من بعد از سرچ در سایت عباسمنش متوجه شدم شما سایت لاغری دارید و خدا را سپاسگزارم که دستان خدا این بار از طریق یک هم خانواده به یاریم اومده است .
در مورد تمرین فایل اولتون باید بگم, من 184 قد با وزن 100 کیلو هستم که تا پارسال وزنم روی 96 برای مدت زیادی ثابت بود که امسال افزایش پیدا کرده و پایین نمی یاد البته من چون در قدیم خیلی ورزش میکردم وزنم توی یک تولرانس 3-4 کیلو بالا پایین میشد
علت چاقیم یکیش لذت بردن از خوردنه
2- هر وقت افسرده و یا غمگین میشم رو میارم به خوردن
3-شبها که از سر کار میام منزل همه هم سالاد بخورم هم بعدش میوه و هلو هوله
4-با اینکه یک مدت شبها همش سالاد میخوردم بازم نه شکمم کوچک شد نه وزنم کم شد فقط 1-2 کیلو
5- در زمان دانشگاهم 75 کیلو بودم ولی بعد از سربازی و ازدواج به علت مهمون بازی و عشق من به خوردن وزنم رفت بالا حتی علیرغم ورزشهایی که من توی این مدت مثل شنا و کوهنوردی حرفه ای و ورزشهای دیگه مثل تنیس و دوچرخه سواری و پیاده روی طولانی انجام میدادم فقط روی وزن باقی می موندم ولی باز بعد از چند سال هی وزنم رفت بالا تا به این وزن رسیم.
من بچه گی و دوران مدرسه توپول بودم و بابام فقط ما رو تشویق به خوردن میکرد و اگر خدای نکرده می خواستیم مثلا گوشت نخوریم اینقدر دلیل میاورد که مجبور بودیم بخوریم .
6-کلا از قدیم هم عاشق سلف سرویس و خفه کردن خودم بودم و همیشه عاشق هتلهای آل کلوسیو ترکیه هستم و فکر می کردم با ورزش و سوزوندن کالری میتونم کنترل وزن داشته باشم ولی الان که محدودیت ورزش دارم(به علت کمر درد و زانو درد ) اینم مزید بر علت شده
با تشکر از سایت عالی و کلیپهای مفیدتون
سلام استاد عطار روشن
وقتی این همه بندگان خداوند به شما لقب استاد دادند من هم با اینکه چند روز وارد سایت شما شدم بهتون احترام می ذارم و استاد خطابتون میکنم
چند روز پیش از خداوند خواستم بهترین رژیم رو بهم معرفی کنه تا بطور اتفاقی هدایت بشم به سایت شما استاد گرامی
چون شما هم شاگرد استاد خودم هستید . جز خانواده صمیمی عباس منشی ها
وقتی متوجه شدم آقا رضا عطار روشن مدرس هستند هیچ شکی به دلم نمودند
خیلی خوشحالم که در جمع شما و شاگرد شما هستم
من قد 170 و وزن 89 کیلو رو دارم وزن من به مرور به این وزن رسیده است
دلایل چاقی من
1 می گفتم چاقی ارثی است
2 زیاد غذا خوردن و ریزه خواری کردن و تند تند غذا خوردن و نجویدن غذاست
3 عدم تحرک کافی یعنی همیشه تنبل بودم حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم
همیشه با استرس غذا میخورم بیش از حد غذا خوردن حتی زمانی که سیر شدم است
و فکر میکنم که چون ارثی است و استخوان بندی من درشت است و اصلا لاغر نمیشم
قبلا هم لاغر شدم ولی زمانی که سربازی بودم و بعد سربازی دوباره چاق شدم و وزن اضافه کردم
الان ک یادم میاد زمان کنکور وزن اضافه کردم بعد رفتم سربازی و وزن کم کردم و زمانی که دوباره رفتم دانشگاه وزن اضافه کردم
سلام به همگی من۲۷ سالمه و حدود۷۸ کیلو وزن دارم چاقی برام خیلی رنج آور بوده همیشه دنبال راهی برای لاغری بودم همش از خدا میخواستم تا کمکم کنه که لاغر شم به طور اتفاقی با گوش کردن به یکی از فایلهای شما وارد سایت لاغری با ذهن شدم وخیلی امیدوار به لاغری شدم واقعا احساس خوب و اشتیاق زیادی برای لاغری دارم از وقتی که به فایل های شما استاد عزیزگوش میکنم. من از وقتی که یادمه چاق بودم و نسبت به هم سن و سالهای خودم اضافه وزن داشتم.
چه چیزی باعث چاقی من شده؛
کم تحرکی ٬ ریزه خواری٬خوردن هله هوله٬خوردن شام زیاد ودر کل زیاد خوردن و بدون فکر غذا خوردن
از چه سنی واز چه زمانی چاق شدم؛
از زمان بچگی که تپل بودم٬ اما از زمان بلوغ چاقی من شدت بیشتری پیدا کرد و بعد از ازدواج هم بدتر شد
چه مشکلاتی با چاقی ام دارم؛
نداشتن اعتماد به نفس٬ کمر درد و اینکه مجبورم گن بپوشم و این بیشتر از همه اذیتم میکنه واینکه لباسی رو که دوست دارم رو نمیتونم بپوشم و لباس هایی که دارم روز به روز برام تنگتر میشن.
سلام من 31 سال دارم و در دوران دبستان و راهنمایی بسیار لاغر بودم و در اون دوره به بچه هایی که در مدرسه و فامیل تپل بودند اهمیت بیشتر میدادند و من همش احساس میکردم چون لاغر هستم محبوب نیستم و از دبیرستان شروع به پرخوری کردم و چاق شدم و تا به حالا بارها خودمو لاغر کردم و انواع رژیم ها و راه های لاغریو استفاده کردم ولی دوباره وزنم به سابق برگشته . همیشه موقع غذاخوردن عذاب وجدان دارم و بیشتر اوقات سعی میکنم با عرض معذرت بالا بیارم تا لاغر بشم ولی تاثیری نداره هفته ای 3 بار باشگاه میرم ولی هیکلمو دوست ندارم چون بالاتنه ی چاقی دارم و الان 73 کیلو هستم ولی باید به 58 برسم ولی واقعا بدنم تحمل رژیمو نداره . امیدوارم بتونم با ذهنم لاغر بشم.
ق من خیلی خوب لاغر بودم اما یک روز رفتم خونه غمم که ترازو داشتن و گفتن ایلیا 3 کیلو اضافه کردی ولی بزرگ بشی زن نمیدن یک جور کلامت منفی و از اون روز به بعد من شروع به پرخوری چاقی کردم
ممنون استاد
سلام خسته نباشید
من امروز عضو سایت شما شدم و فایل صوتی جلسه اولتون رو گوش دادم
توی این فایل گفتید به این فکر کنید که چرا چاق هستید
من تا قبل از سن بلوغ تقریبا میشه گفت لاغر بودم و بعد اون یادمه یه دوره پیش دکتر تغذیه رفتم برای افزایش قد اما هیچ تاثیری رو قدم نداشت و فقط وزنم افزایش پیدا کرد نمیدونم امکان داره ژنتیک باشه یا نه
ولی من اشتهای خیلی زیادی هم ندارم و غذای زیادی نمیخورم و اکثر مواقع حتی ناهار هم نمیخورم چون اشتهام نمیکشه و اینکه ورزشکار هم هستم و مربیم میگه بالاتنه و پاهات باید لاغر تر بشه اما بازم نمیدونم چرا مشکل برطرف نمیشه
سلام خدمت استاد عزیزم
من ایمیل شمارو خوندم و همون جا پاسخ رو واستون نوشتم
یک دنیا ممنون از لطف و محبت شما امیدوارم شاگرد خوب و شگفتی سازی برای شما باشم
سلام استاد عزیز
من جواب سوالتون در فایل اول رو دادم ولی هرچی گشتم پیدانکردم حالاداینجا باز تکرار میکنم
من دنبال لاغر شدن با کمترین سختی و در کمترین زمان بودم ک کاملا اتفاقی با سایت شما آشنا شدم و فایل اول رو گوش دادم
من در دوران دبستان و راهنمایی تقریبا چاق بودم ولی در دوران دبیرستان چون مجبور بودم یکسالی رو پیاده برم و برگردم خیلی لاغر شدم جوری ک اندامم خیلی خوب و خوشگل شده بود و صورتم لاغر نشده بود ک از این موضوع خیلی خوشحال بودم تا اینکه پشت کنکوری شدم و کم تحرک شدم و کم کم وزن اضافه کردم تا اینکه رفتم دانشگاه اونجا هم تحرکی نداشتم و علاوه بر اون غذاهای دانشگاه ک بیشتر هم فست فود بود هم اضافه شد و بیشتر چاق شدم تا اینکه سال دوم دانشگاه تصادف کردم و استراحت مطلق شدم وبی تحرک تر و چاق تر شدم و اینکه مشکلات دیگ هم برام پیش اومد ک همش بخاطر چاق شدنم بود از جمله تنبلی تخمدان و…
تا اینکه رفتم دکترو یسری تلاش ها ک چند جایی متوجه شدم ک غلبه مزاج هم پیدا کردم و بدنم خیلی سرد شده و اینم بر میگرده به کم تحرکی و تغذیه تقریبا سرد
من خیلی دوست دارم به همون اندامم برگردم هر دفه مانتوهای مجلسی دو یه سال پیشمو میپوشم و از اینکه اینقدر چاق شدم ناراحت میشم و مصمم شدم ک لاغر کنم
نمیدونم باید چیکار کنم و از کجا شروع کنم امیدوارم بتونم کم کم جواب سوالامو پیدا کنم
ممنونم از همه ی کمک هاتون
منتظراتفاق های خوب هستم
با سلام خدمت استاد عزیز
من این چند روز بازم چندین بار فایل اول رو گوش دادم و. دلایل دیگه ای هم توی ذهنم پیدا کردم که خواستم به دلایل قبلیم اضافه کنم
-تند خوردن :من فکر میکنم یکی دیگه از دلایلی که باعث چاقیه من شده سریع خوردن هستش
-دوست داشتن شکلات و شیرینی و زیاد خوردن اونها
-خوابیدن بعد الظهر و زیاد خوابیدن
-بارداری و زایمان
-اشتهای زیاد داشتن
-این فکر که وقتی مدام ورزش میکنی اگه ورزش رو کنار بزاری چاق میشی
-اگه بعد از ورزش چیزی بخوری چاق میشی
-شوهرم بسیار اهل شکلات و شیرینیه و من هم وقتی تو خونه این چیزا هست میخورم و چاق میشم
-معدم بزرگ شده
-دیر وقت شام خوردن
-شام فسفود خوردن
-تا دیر وقت بیدار بودن چون میگن هورمونها بهم میریزه و وقتی هورمونها بهم ریخت چاق میشی
-خوردن غذای سرخ کردنی
-مزاج بلغمی
-استخوان بندی درشت
-کم آب خوردن
-توی ذهنم لاغری مساوی با زشتی چون همش از بچگی گفتن دیدی فلانی لاغر شده چقدر زشت شده و این تو ذهن منه و باعث ایجاد ترس میشه که حالا که دارم لاغر میشم نکنهه زشت بشم
-تو ذهن من لاغری مساوی ضعیف بودن و مریضی هستش
-تو ذهنم لاغری مساوی فقر و نداری هستش
-تو ذهنم لاغری مساوی سختی هستش از بس که رژیم گرفتم سختی کشدم اسم لاغری که میاد تو ذهنم سختی و رنج تداعی میشه
-ترس از شل شدن و زشت شدن پوست بدن
-یائسگی مساوی چاقی البته من هنوز یائسه نشدم ولی این فرمول تو ذهنم هستش و از این موضوع میترسم و میخوام درستش کنم که گرفتارشدن نشم
واقعا برام این روش جالبه چون هر چی جلو تر میررم و ذهنم رو لایروبی میکنم چیزهای جدید ی پیدا میکنم که خودم هم متعجب میشم که اینها چه دلایل عجیبی هستش که تو ذهن من لونه کرده
انشاالله دارم روی تک تکشون کار میکنم که همه این دلایل بیهوده رو دونه دونه خرد کنم و بشکنم
ممنون از استاد عزیزم که اینقدر ذهن منو روشن کردن یک دنیا ممنون
سلام خدمت استاد عزیزم
ببخشید دیر جواب دادم شما در پاسخ متن من گفتنین که تو واتساپ یا تلگرام به شماره ای که دادین پیام بدم متأسفانه مبایلم حدود 10 روزی هستش که سوخته و من دوره رایگان رو از طریق لبتابم دارم دنبال میکنم و مبایل ندارم که به واتساپ شما پیام بدم انشاالله تا چند روز آینده که مبایل تهیه کردم به شماره ای که دادین پیام میدم
ممنون از لطف و توجه شما