✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام به همگی
چاقی من از بعد مدرسه تو ۱۸ سالگی شروع شد ولی فقط دو سه کیلو اضافه وزن داشتم چون خانواده ی لاغری داشتم خودم رو با دوسه کیلو اضافه وزن چاق میدیدم همیشه تو ذهنم تو اون دوران بعد بلوغ خودم رو چاق میدونستم و از این وضعیت ناراضی بودم الان وقتی به عکس اون دوران نگاه میکنم خیلی لاغر بودم کاملا متناسب
به افکار چاقی اون دورانم فکر میکنم خندم میگیره این نارضایتی از چاقی باعث چاقی بیشتر در بعد دیپلم گرفتنم شد چون من یه علتش رو کم تحرکی بعد دیپلمم میدونم ما برای مدرسه رفتن هر روز رفت و برگشت یکساعت پیاده روی داشتیم پس تا اینجا اول علت چاقیم فکر کردن به چاقی (که جدیدا با اموزشهای استاد فهمیدم)و علت بعدی کم تحرکی بعد دیپلمم
هر چند سال چند کیلو به وزنم اضافه شد مثلا تو دوران دانشگاه۶۳ کیلو بودم بعد ازدواجم ۶۷ کیلو شدم و بعد عروسیم ۷۳ تا ۷۶کیلو
همینطور هم بعد بارداریم که دوماه اخر استراحت مطلق بودم خیلی خوردم و به ۹۵ کیلو رسیدم و الان ۸۰ کیلو هستم
تند غذا می خورم. سبک نادرست زندگی هم موثر بوده مثل گاهی اخرشب غذا خوردن
۴۲ سالمه الان ۲۲ ساله که اضافه وزن دارم با قد ۱۵۹ ۸۰ کیلو هستم
تو این چند سال سه بار خیلی خوب لاغر کردم ولی خیلی زود برگشت وزن داشتم
ده سالی میشه که اصلا بیشتر از چند کیلو نمی تونم وزن کم کنم
چون صدای مخرب نمیزاره رژیم بگیرم که الان خسته ای بخور
الان بیکاری حوصلت سر رفته بخور
این ده سالی اینقدر این صدای درونی زیاد شده که من حتی اراده به رژیم هم ندارم همین که شروع میکنم ول میکنم
من کلا تمایل به خوردن دارم
برام خوردن لذت داره گرسنم نیس بازم صدای درونی میگه بخور لذت داره
من تو بعضی وعده هام اشتهای کاذب دارم شبیه به سوزش معده که رفع نمیشه و دیر سیر میشم و اینجاس که صدای درونی مخرب هی میگه بخور تا سوزش رفع شه هر چی می خورم انگار باز گشنمه اینا علتهای چاقیم بودن
از باورهام بگم: که بهم میگفتن تو به عمت و مادربزرگت کشیدی چون اونا چاق بودن چاقی تو ژنتیکته
پدرم میگفت تو به مادرم کشیدی هر کاری کرد خودشو لاغر کنه نتونست
از دهه ۳۰ زندگیم که با مزاج ها و طبع بدنی و طب سنتی آشنا شدم فهمیدم چاقی شکمی من از طبع بلغمی و معده ی سردمه و نمی تونم لاغر شم چون بلغمی ها از لحاظ تحرک بدنی خیلی آرومن پس متابولیسم پایینی دارم به سختی وزن کم میکنم باور به اینکه اراده ندارم چون صدای درونی مخرب زیاد داشتم باور به اینکه دیگه نمی تونم با رژیم و ورزش لاغر شم چون عاشق غذا بودم وشنیده بودم ورزش فقط ۳۰ درصد از وزن رو کم میکنه بیشترین تاثیر رو غذا کم خوردن داره
دیر سیر شدنم تو بعضی از وعده هام باعث شده بود از رژیم گرفتن بی انگیزه بشم چون قدرت ادامه نداشتم و باورم شده بود دیگه لاغر نمیشم
تا اینکه تو شکرگذاریهام که روزانه مینوشتم یاد گرفتم از خدا طوری تشکر کنم که انگار خواستم رو داده منم مینوشتم خدایا شکرت که منو تو مسیر تناسب اندام قرار دادی طوری شد که کتاب راز در مورد قانون جذب در همه جنبه های زندگی برای جذب رابطه مال و ثروت سلامتی و شغل و حتی لاغری رو خوندم
خیلی برام جالب بود که ما نباید به چاقی فکر کنیم ما باید به تناسب اندام فکر کنیم عکس دوران لاغریمونو ببینیم حس خوب بهمون دست بده
لاغرها رو تودلمون تحسین کنیم وقتی غذا می خوریم با لذت بخوریم نه با این فکر که چاق میشیم
بدنمونو بپذیریم و دوسش داشته باشیم ولی اینا قانعم نمیکرد میگفتم باید بیشتر بدونم اومدم تو گوشیم لاغری با قانون جذب رو سرچ کردم که سایت استاد برام باز شد که امیدی تو دلم شد که منم به آرزوم برسم
الهی که هر کی اومده با امید تو این مسیر به آرزوش برسه به امید خدا من هم برسم
یا حق
سوال: چرا چاق هستم ؟ چطور چاق شدم؟ عوامل چاقی چیه؟
من یک بار مسیر لاغری با ذهن را با استاد سینا شریف زاده طی کرده ام .. در اون زمان من فایل جلسه اول شما رو نگاه کردم ولی انگار نتونستم با شما هم فرکانس بشم و از حرف هاتون چیزی متوجه نشدم با اینکه با دقت و تمرکز نگاه کردم
بعد گذشت یکسال الان دوباره فایل جلسه اول رو نگاه کردم و الان با شما همفرکانس هستم و متوجه حرفهاتون میشم …
۱. صدای درونی ، صدای شیطان، صدای نفس ، صدای هوس
انگار یک صدا و یک نجوایی در درونم هست که مرتبا پشت سر هم بهم میگه بخور بخور بخور تمومش کن تمومش کن و آنقدر قوی هست که انگار من هم محکوم به چشم گفتن هستم
۲.باور به اینکه غذا باید تموم بشه
اگر غذایی تو سفره یا یخچال هست انگار این وظیفه و مسئولیت مهم و واجب من هست که باید تمومش کنم ، مهم نیست سیرم یا گرسنه .. صبحه یا شب .. آیا از پرخوری سرگیجه گرفتم دل درد دارم یا نه … باید ته اون غذا رو دربیارم
۳.نداشتن ارتباط عمیق و صمیمی با خودم (ضعف در اعتماد به نفس، عزت نفس ، خودپنداره منفی)
با اینکه از غذا خوردن رنج میبرم ولی یادم نمیاد که بگم من چون به خودم اهمیت میدم، چون خودم رو دوست دارم ، چون برای خودم و سلامتی و بدنم ارزش قائل هستم ، چون لایف استایلم برام مهمه ، چون ارزشمند هستم ، پس مراقب خودم باشم ، خودم رو در اولویت بزارم و این غذای اضافی رو که مقرر هست برام و حالم رو بد میکنه نخورم
۴.عدم حضور در زمان حال
اینکه به حال الانم توجه کنم که آیا سیرم ، یا گرسنه ، شکمم سنگینه یا خالی؟ نیاز به خواب یا استراحت دارم یا گرسنمه.. آیا الان سرم گیج نمیره از پرخوری، چشام تار نشده … بدونم حس و حال الانم چطوره، بدنم چه چیزی نیاز داره و بعد تصمیم بگیرم
۵.نیاز به نوشتن و محاسبه کردن و برنامه ریزی کردن
نوشتن معجزه میکنه … در حال خوردن مغز از کار میوفته ، فکر مثبتی نیست و فکر اینکه فقط بخور تمومش کن
ولی وقتی تو دفترم مینوسم که از این به بعد به جای قند کشمش بخور ، سری بعد اینکار رو انجام میدم .. پس گاهی لازمه یه مروری بشه و شروع به نوشتن کنیم
۶.سبک و آداب اشتباه غذا خوردن
تند تند و با عجله خوردن، کامل نجوییدن غذا ، با حواس پرتی مثل نگاه کردن به تلوزیون و غذا خوردن ، ایستاده خوردن ، اینکه برای پختن غذامون وقت بزاریم و غذا مون رو با عشق بپزیم ، سفره رنگین و زیبا برای خودمون بندازیم. به طمع و عطر غذا توجه کنیم ، لقمه های کوچیک ورداشتن و هزار تا راه حل دیگه ….
۷.یک سری باورهای اشتباه اعم از
.مطالعه میکنی قندت میوفته پس باید یه چیزی بخوری
.میوه و کیوی و مغزیجات که خوبه ، باید بخوری
.بدون شام که خوابم نمیبره. پس باید شام خورده شه
.صبحانه سوخت و ساز بدن تنظیم میکنه خوردنش واجبه
و هزار تا باور دیگه که نتیجه اش اینکه باید بخوری
۸.ریزه خواری
یک تیکه هویچ، چند تیکه قارچ ، یک لقمه از ملات غذا ، یک قاشق برنج موقع دم کشیدنش
چه احساس بدی ، انگار درهای انرژی منفی رو به روی خودم باز کردم
باید فکر کرد به خیلی از کارهامون
ممنونم از استاد ارجمند رضا عطار روشن
سلام دوستان من درمورد لاغری ذهنی خیلی شنیده بودم اما نمیتونستم پک های پولیش رو به خاطر شرایط تهیه کنم من تقریبا روزانه شکر گذاری میکنم و داخل شکر گذاریهام مینویسم خدایا بابت این که یک راهی برای لاغری پیدا کردم سپاسگذارم خدایا من به وزن مورد علاقم رسیدم و… و به لطف خدا از طریق هوش مصنوعی با این سایت اشنا شدم و خیلی خوش حال شدم که محتوا رایگان در دسترسم قرار گرفته و امروز شروع کردم تمام فایل هارو دانلود و مرتب تو گوشیم دسته بندی کردم و هر چی که استاد میگن رو به دقت میخوام انجام بدم بعد خوندن نوشته های شما با خودم گفتم منم تجربیاتم رو با شما به اشتراک بزارم
سرتون رو درد نمیارم😅
من ۵ سال پیش لاغر بودم ۵۸ کیلو با قد ۱۶۵ تو سن ۲۲ سالگی ولی اصلا متوجه وزن واندام خوبم نبودم همه چی ام میخوردم ولی نه بیرویه نه بدون برنامه شرایط زندگیم جوری بود که خوردو خوراکم منظم بود
میخواستم یه کار دانشجویی پیدا کنم که وارد یه کافه شدم وداستان من از اونجا شروع شد 🤦♀️
اونجا یه تایمایی به خاطر شلوغی غذا نمیرسیدیم بخوریم یه تایمایی باهم غذا میخوردیم منم از غذای اونا میخوردم یه تایمایی با این که غذا خورده بودم به اصرار همکارا برنامه شام میزاشتیم و من چون حیفم میومد تا ته غذا رو میخوردم بی برنامه شده بودم خوردنم تایم خوابم بد شده بود
و اصلی ترین مشکل رواوردنم به شیک و بستنی و کیک های کافه که برای بچه های کافه رایگان بود و من بدون این که بفهمم توی ۵ سال رسیدم به ۷۱ کیلو با این که ۳ ساله از اونجا در اومدم و هر کار کردم ۲ یا ۳ کیلو میومد پایین باز میرفت بالا هر چی میخوردم با استرس عذاب وجدان
جلوی اینه از خودم بدم میومد لباسا به تنم بد میشست همه میگفتن چاق شدی یه فکری کن خیلی جاها نمیرفتم به خاطر این که میگفتن چاق شدی گاهی از سر بیکاری میخوردم یا میخوردم که حالم خوب شه به جایی رسیدم گفتم ولش کن همینم دیگ عکسای اون زمانو میدیدم بیشتر حالم بد میشد میخواستم برگردم به اون دوران بعد میگفتم اگر بد تر شه چی بعد ازدواجمم که وزنم باز بالا رفت گفتم اگر بچه دار شم و بد تر شه چی
خلاصه الان خیلی امید وارم که با این محتوای اموزشی اشنا شدم و میدونم دیگ این همون چیزی هست که کمکم میکنه به ارزوم برسم
سلام خدمت استاد و دوستان
۱-چطور چاق شدی ؟
با پرخوری و اینکه میگفتم حالا امروز بخورم از فردا رژیم می گیرم-این یه روز هم بخورم با این یه لقمه که چاق نمیشم
از کی شروع شد؟
حدود ۶ سال پیش و ۲سال آخر بیشتر شد
چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
که من نمیتونم لاغر بشم-نمیتونم راحت هرچی دوست دارم بپوشم-هرچی بخورم چاق میشم-و برگشت وزنم بعد از رژیم
۲-چه باورهایی درباره غذا،بدن، یا لاغری داری ؟
عادت الکی خوردن و پرخوری-سبک فکری که من نمیتونم لاغر بشم-چاقم نمیتونم هرچی دوست دارم بپوشم و هرچی بخورم زود چاق میشم
۳-کم کاری تیروئید دارم پس نمیتونم زود لاغر بشم-تحرک ندارم-ژنتیک-سن-زایمان و مهمتر از همه اراده
سلام
دلایل چاقی من؟
چون زیاد میخورم بخصوص عصبی بشم پرخوری میکنم با اینکه میدونم اشتباه دارم میکنم ولی با خوردن آرامش میرسم
به خودم میگم امروز هم بخور از فردا شروع میکنم به رژیم خودم رو گول میزنم
از کی چاق شدم؟
مجرد بودم ۵۴ کیلو بودم زایمان اول ۵۹کیلوگرم و زایمان دوم ۷۴ کیلو شدم وزن الانم ۶۲ کیلوگرم هست
چه سبک زندگی یا عادتی باعث شد؟
همیشه فکرم مشغول غذاست،همیشه در ذهنم کالری شماری میکنم،همیشه فستینگ میگرم تا ۲۰ ساعت،چی بخورم چی نخورم
چه باورهایی درباره غذا ،بدن یا لاغری داری؟
غذا چاق کننده هست ،زایمان استرس ،کم خوابی وبدخوابی،تمایل به خوردن شیرینجات، با استرس غذا خوردن و لذت نبردن ،آرامش نداشتن زمان خوردن،تندتند خوردن ،آب نخوردن وخیلی چیزهای دیگه
به نام خدای فراوانی ها
سلام و ارادت استاد درجه یک و دوستان همراه
میخوام یکبار لاغر بشم و تا ابد لاغر بمونم این ارزشمنده
تا حالا انقدر دقیق و جزئی ، ازین زاویه به حل مسائل نگاه نکردم
خدایا شکر بابت هدایت به این موضوع
به نتیجه کار نداریم ، علت رو بررسی کنیم
چرا چاق شدم ؟ چه باورایی دارم و دلیل این همه شکست تو رژیمایی که گرفتم چی بوده؟
هرچی هست برعکسش منو به سمت لاغری هدایت میکنه
اینجا از قانون عکس باید پیروی کرد
چرا چاق شدم ؟ چون زیاد میخورم ، پرخوری دارم ، همیشه تمایل دارم بخورم حتی اگر سیرم ، زود به زود گرسنه ام میشه ،
از کی چاق شدی؟ از دوران راهنمایی به شدت افزایش وزن پیدا کردم ، تو کلاسا همیشه جز چاق ها بودم و یادمه دوم دبیرستان ۸۲ کیلو بودم انقدر برام دردسر درست کرده بود که بفکر چاره شدم ، اون سال لباس فرم مدرسه سایزم پیدا نمیشد ، دچار رنج زیادی شدم که رفتم دکتر تغذیه و اولین بار رژیم رو شروع کردم
چه باورهایی دارم ؟ من آبم بخورم چاق میشم چون استعداد چاقی دارم ، برای همین باید کم بخورم تا وزنم کم بشه که صدها بار رژیم گرفتم وزن کم کردم ، ی مدت ثابت بودم ولی دوباره وزن برمیگشت
چه باوری مانع موفقیت منه ؟اینکه لاغر شدن سخته مخصوصا ۱ هفته اولش ، بعدش معده ام کوچیک میشه و عادت میکنم به کم خوری دیگه نمیتونم زیاد بخورم ، اراده ندارم نمیتونم رژیم رو نگه دارم و رعایت کنم باز وزنم برمیگرده
خوردن باعث چاقیه من میشه و همیشه میترسم بخورم
چه جالب الان که نوشتم چیزایی جدید کشف کردم
تازه میفهمم چه باگایی دارم
و باید به قانون عکس عمل کنم
اینکه خوردن باعث چاقی نمیشه ، خوردن ترس نداره ، ربطی به ژن و استعداد نداره ، لاغری آسونترین کار دنیاست ، پرخوری و بهم خوری عادت اشتباهیه ، راحت و بدون ورزش هم میشه لاغر شد
چقدر منو بفکر برد این موضوع که به نتیجه کار نداریم به چراها کار داریم از دل اونا چیزایی میاد که راه حلشونم میاد
خدایا شکرت بابت این آگاهی
استاد خدا خیرتون بده چه تلنگری به من زدید با نکات این جلسه
هنوز فک کنم کلی باور اشتباه از ذهنم میاد بیرون
سپاس فراوان بابت آموزه های ناب ، اصولی و منطقی
خدا قوت
سلام ب دوست عزیزم
منم با خوندن کامنت شما ذهنم بازشد
و یادم اومد زمانیکه دوست داشتم ب خاسته های قبلیم برسم اول با ذهنم شروع کردم و توی تنهایی خودم نقش بازی میکردم
ذهن فرق واقعیت از دروغ رو تشخیص نمیده
و این ایده رو من واسه بارداری هم بکار بردم الان یک لحظه کامنت شمارو خوندم یاد اون موقه افتادم باذخودم حرف میزدم و نقش خانمای باردار بازی میکردم شاید یکی میفهمید فکر میکرد دیوانه هستم اما من اینکارو کردم
و الان هدفی دارم ک بهم گفته شد همین ک کامنت شمارو خوندم بهم گفته شد نقش بازی کرذن رو انجام بده تا کم کم ذهنت باور کنه ک تو اینجوری هستی
شما هم برای لاغری میتونید ازش استفاده کنید ک مثلا یک خانم خوش اندام هستید و رفتید لباس سایز کوچک بخرید همه دارن ب شما میگن وای چقد خوشکل و لاغرشدین و ب خودتون بگید واو. من چقد خوش اندام شدم چقد سبک شدم
حسم گف الان ک ایده اش بهم داده شد واسه شماهم بگم
حتما شما در مدار تغییر واقعی هستید
شاد و پیروز باشید
دلایل چاقی من
کم کاری تیرویید
اینکه بدن من این مدلیه و باید همینجوری قبولش کنم و هیج جوره درست نمیشه
مشکل هورمونی و تنبلی تخمدان
داشتن استرس و داروهای که برای استرس و اعصاب و فشار مغز و سر دردهایم میخورم
کم تحرکی و اینکه هراز گاهی ورزش میکنم و بعد ورزش و رها میکنم.
بی خوابی،بدخوابی
اینکه برنج باعث چاقی میشه و ما هر روز داریم برنج میخوریم.
دلایلی که گفتم همیشه باعث آزارم شده و همیشه ذهنم رو درگیر کرده و همیشه مثل یه مانعی جلوی لاغری منو گرفته و بهم میگه تو حتی اگه لاغر هم بشی بازم برمیگرده چون با این مشکلاتی که داری امکان لاغری دائمی برات وجود نداره
دیگر دلایل چاقی که میتونم اضافه کنم
آب نخوردن
کم کاری روده هام
تند غذا خوردن
خوب نجویدن
بعد از گرسنگی شدید غذا خوردن
اهمیت ندادن به وعده های غذایی به خاطر چاقی
بعد از غذا بلافاصله دراز کشیدن
بیشتر تمرکز روی این غذا الان چاقم میکنه
یویو عمل کردن هی رژیم گرفتن هی بی خیال شدن
خوردن به بهانه تفریح
تمایل به خوردن شیرینی جات
موقع فکر کردن چیزی خوردن
با استرس غذا خوردن و لذت نبردن از غذا فقط به دلیل عذاب وجدان و نگرانی از چاقی
صبور نبودن در رسیدن به نتیجه
نگرانی از افتادگی پوست صورت
کمبود ویتامین ها در بدن
حیفه نمونه اسراف میشه در صورتی که در هر صورت اسراف که میشه
سلام فاطمه ترحمی هستم داستان چاقی من از جایی شروع شد که خواهرم وقتی ازدواج کرد بهم میگفت همسرش از لاغری خواهرم خوشش نمیاد و خواهرم دارو میخورد که چاق بشه منم هم کم سن و سال بودم فکر کردم من هم باید چاق باشم البته دختر لاغر لاغر نبودم ولی رو فرم و اندازه بودم منم شروع کردم یواشکی دارو خوردن که احساس کردم شکم دارم میارم بی خیال شدم ازدواج کردم و تحرکم کمتر شد و به خاطر اوضاع زندگی غذا خوردنم نامناسب باردار شدم و هی گفتن باید زیاد بخوری تا بچه تپل به دنیا بیاری خلاصه با فشار بالا بچه به دنیا اومد و من به خاطر فشار بدنم ورم شدیدی کرده بود و من تو بارداری ۲۵ کیلو اضافه وزن پیدا کردم برادر همسرم بعد زایمان که منو دید گفت زنداداش حتما باشگاه برو خیلی چاق شدی حرفش مثل پتک تو سرم فرود اومد چاقی شد خوره جونم دوران شیردهی هم کم غذا میخوردم هم رفتم رژیم دکتر کرمانی بعد رژیم بی رویه گرفتن جوری لاغر شدم که همه فکر کردن بیماری لاعلاج گرفتم دوباره حرف مردم و خسته شدنم از رژیم باز اضافه وزن هی ورزش میکردم هی رژیم بعد چند سال با گروه باراکا آشنا شدم که باعث شد ۱۴ کیلو کم کردم ولی باز خسته گی و لذت نبردن از غذا و … دمنوش گرفتم قرص لاغری هر چی که فکرشو کنید کلاسهای اداب غذا خوردن تا اینکه رژیم کتوگرفتم خیلی عالی لاغر شدم اما بعد دو سال خسته شدم غذا خوردن رو دوست داشتم کلا تصویر سازی ذهنیم عالی بود حتی در مورد غذایی صحبت میکردم شنونده وسوسه خوردن میشد طوری شده بود که در حین غذا خوردن عذاب وجدان میگرفتم
هم غذا میخوردم هم خودمو سرزنش میکردم واقعا خسته شدم و خودم به خودم میگفتم من فقط ذهن بیمار دارم وگرنه غذا کم میخورم ، سعی میکنم تمام وسایل ارگانیک باشن ولی همچنان مهمان ناخوانده دارم الان تصمیم جدی گرفتم تا ذهنم رو لاغر کنم و به خودم بقبولونم که لاغری آسانترین کار دنیاست
سلام و درود
به جمع شگفتی سازان خوش آمدید
از خوندن نوشته و تجربه شما احساس خوبی پیدا کردم و مطمئنم از این مسیر الهی نتایج عالی کسب می کنید.
منتظر خبرهای عالی شما هستم
سلام به همراهان عزیز سایت تناسب فکری من از سال ۱۴۰۴با لاغری با ذهن آشنا شدم و نتیجه های فوق العاده ای برام داشته من بار اول تونستم تو سه ماه ۱۲کیلو کم کنم بدون هیچ ورزشی بار دوم ۴۷کیلو کم کردم تو ۴ماه عالی بودم هر لباسی دلم میخواست میپوشدم خیلی متناسب و خوب بودم ولی بازم گول خوردم ای کاش حرف مردم برام اینقدر مهم نبود میگفتن خیلی لاغری مثل معتادا شدی صورتت خیلی بده شده بخور و هزار حرف دیگه که منو وادار کرد به خوردن برای چاقی دوباره و من دلایل چاقیم از ۱۴۰۴/۵/۱
پرخوری .تند تند غذا خوردن . قطع شیر دهی .تیرونید کم کار .
الان شدم ۷۵کیلو گرم ولی میخام کم کنم الآنم رو دوست ندارم . از اینکه به خاطر حرف مردم حتی نزدیکان خودم درجه یک ها سریع منصرف میشم و چاقی رو انتخاب میکنم بدم میاد از خودم اما اینسری دیگه اینکارو نمیکنم میام روی وزن ۶۸به لطف استاد گرامی و خدای متعال
نشان های دریافت شده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام استاد عزیز
از بچگی چاقی من شروع شد از زمانی که منو با پسرعموی خودم وجه اشتراک هامو میگفتن ترس از خوردن افتاد تو جونم اینو نخور چاق میکنه اونو نخور چاق میشی برنج نخور نون کم بخور بعد از خوردن نخواب برنج کم بخور همراه برنج نون نخور و تمام این حرفهایی که فقط تو ذهنم ترس ها اومدن و صبح تا شب فقط ترس از چاقی تو ذهنم بود و یسره توجهم سمتش بود تا اینکه منو به اون چیزی که فکر میکردم خیلی راحت و اسون رسوند و چاق شدم.
باور اصلی من اینکه خوردن باعث چاقی میشه هر چی که وارد معده من میشه چاقم میکنه و حسابی ذهنمو مشغول خودش میکنه
پاشنه اشیل من همین ترس از چیزهایی که میره تو معده من هستش مانع موفقیتم میشه و نمیزاره لاغر بشم.
هر روزی که این فکر قویتر باشه اون روز چاقترم لباسام تنگتره شکمم گنده تره و حسابی بار عصبی و فکری شدیدی رو من هستش.
من کلا کم غذا هستم و اصلا هله هوله خور نیستم ولی فقط ترس هام از مواد خوراکی زیاده که گاهی وقتا اب زیادم میخورم ترسام شروع میشه تا این حد