0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار ساحل
      ساحل
      ۱۳۹۷/۰۷/۰۸ ۰۸:۵۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام آقای عطارودستان گرامی
      من قدم۱۶۳ هست ووزنم ۶۴ کیلو بیشتر میخوام شکم ودور کمر باریک بشه وسایز کم کنم ،آیا با این روش به هدفم میرسم؟؟

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار م.ر
      م.ر
      ۱۳۹۷/۰۷/۰۷ ۰۱:۰۴
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 11 کلمه

      ممنونم از زمانی که برای پاسخ به دیدگاه من صرف کردید.

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 501 کلمه

      لاغری با ذهن تمرین جلسه اول:
      سلام به همه ی عزیزان و جناب عطارروشن مهربان.
      تایم زیادی در حال تایپ کردن بودم و بنا بر اتفاقی تمام نوشته ها پاک شد!!! نمیدونم شاید خدا خواست که برای بار دوم دقیق تر و بهتر به دلایل چاقی خودم نگاه کنم.
      دو هفته ای هست که از گوش کردن به قسمت اول میگذره و من چند بار این قسمت رو دیدم اما وقت نکردم دلایلم رو بنویسم.جالب اینجاست با اینکه در این ده روز کاری نکردم چیزی ننوشتم و حتی فایل دیگه رو گوش ندادم،انگار حسی از درون من رو به فکر کردن راجع به انتخاب های تغذیه ایم هدایت میکنه،برای خودم خیلی عجیبه انگار ذهن من داره از من می‌خواد که توی این راه باشم.
      به دلایل چاق بودنم که فکر میکنم به نظرم مهم‌ترین این هست که من از بچگی چاق شدن و استعداد چاقی داشتن رو باور کردم!!!
      خیلی متاثر میشم وقتی بهش فکر میکنم،به لحظه هایی که همه از این استعداد خانوادگی برام میگفتن و همش در حال مقایسه بودند..در حالی که عکس های من گواه این هست که من اصلا چاق نبودم فقط قد بلند و تو پر بودم،لاغر استخونی که
      همه بگن لاغر هم نبودم..
      اما این تفکر و تکرار از طرف اطرافیان باعث شد که من رفته رفته به این پذیرش برسم که من چاقم در صورتی که نبودم و الان که دارم مینویسم من چاقم خیلی چاق!!! دلیل چاقی من پذیرش این باور هست و اشتباهم این هست که وقتی بزرگ‌تر شدم و آگاه تر‌شدم.باورم رو تغییر ندادم و به اون باور غلط ادامه دادم.من چاقم برای این که به خودم رحم نکردم برای اینکه مضرترین مواد غذایی رو دوست دارم و به خوردنشون عادت کردم،چاقم برای اینکه از روی نیاز نمیخورم از روی حرص و ولع و تفریح و بیکاری به خوردن مشغول میشم،چاقم برای اینکه توی زندگیم جایی رو برای ورزش و تحرک نگذاشتم،چاقم برای اینکه به سلامتی و زیباییم اهمیت ندادم،چاقم برای اینکه همش برای چاقیم دنبال بهونه و توجیه بودم..
      شاید یک سال پیش اگه از خودم میپرسیدم دلایل چاقیم چیه صدتا دلیل ریز و درشت رو لیست میکردم که به خاطر اینا من چاقم اما الان دیگه خیلی وقته که میدونم مشکل از خودمه مشکل از ذهنمه مشکل از تفکر غلطم هست.
      جناب عطارروشن عزیز شاید براتون جالب باشه که بهتون بگم من مدت زیادی بود که به یکی از دوستانم که اون هم مساله چاقی رو داره همش میگفتم فلانی من به این نتیجه رسیدم که ما مشکل از ذهنمون هست و با این رژیم گرفتن ها تغییری نمیکنیم و اون هم گاهی قبول می‌کرد و بعد میگفت ببین فقط نگو مشکل از ذهنمون هست ،ما زیاد میخوریم و بالاخره باید یه رژیمی بگیریم تا لاغر بشیم و …
      و جالب تر این هست که بهتون بگم من یجورایی غیر مستقیم از طریق همین دوستم با شما و مسیر فکری تون آشنا شدم..
      خلاصه این که من مطمئنم و کاملا احساس میکنم که خدای مهربون من رو توی مسیر جدید و درستی داره هدایت میکنه که قطعا برای من ثمر بخش خواهد بود.
      به امید موفقیت در کنار هم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ش. ح
      ش. ح
      ۱۳۹۷/۰۷/۰۳ ۱۶:۱۵
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      به نام خدا با سلام خدمت استاد عطارروشن
      یادم میاد وقتی ازدواج کردم شصت کیلو بودم و خیلی از اندامم راضی بودم تا اینکه بعداز دو سال باردار شدم در بارداری اولم حدود هشتادو چهار کیلو شدم بعد از زایمان وقتی دخترم شش ماهه شد به ۷۲ کیلو رسیدم و دست به هر رژیمی زدم که دوباره به ۶۰ کیلو برسم ولی نشد شاید یکی دو کیلو کم میکردم ولی دوباره به هفتادودو میرسیدم تنها دلخوشیم این بود که بیشتر نمیشم تا اینکه دوباره حامله شدم و در بارداری دومم اشتهام خیلی زیاد شوده بود بعضی وقتها نصف شب سر یخچال میرم و تا میتونستم میخوردم و وزنم از ۷۲ به ۹۲ رسید و در اواخر بارداری خیلی تنگی نفس داشتم تا بعد از زایمان وزنم به ۸۴ رسیدخیلی بدنم بی ریخت شوده بود بیشتر لباسهام واسم تنگ شوده بودن دوباره شروع کردم به رژیم گرفتن. بعضی وقتها از دوستا و آشناها میشنیدم که میگفتن کسی که سزارین بشه اصلا دیگه نمیتونه کم کنه و منم حسابی حالم گرفته میشد که چرا اینطوری شد خیلی دوست داشتم دوباره لاغر بشم یکی از آرزوهای بزرگم لاغری شوده بود. خلاصه از رژیم ها هم خسته شدم دیگه کاملا ناامید شده بودم و با خودم میگفتم دیگه نمیشه هیچ راهی نیست تا اینکه یک روز به طور اتفاقی کانال شما رو دیدم خیلی برام جالب بود لاغری با ذهن چجوری میشه؟رفتم و تمام آلبوم شگفتیها رو دیدم الان خیلی خوشحالم که این کانالو پبدا کردم و با شما آشنا شدم و دیگه مطمئن هستم که این بهترین و آخرین راه هست. و خداروشکر که منو به این راه هدایت کرد. و این بود داستان چاقی من. الان حدود ۷۳ هستم و به خودم قول میدم که ۲۰ کیلو از وزن خودم رو کم کنم اما با حوصله. با تشکر از شما و زحمتاتون

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سپیده سپید
      سپیده سپید
      ۱۳۹۷/۰۷/۰۳ ۱۴:۳۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 353 کلمه

      سلام
      من شروع کردم جلسه دوم را گوش بدم ، وقتی گفتید تا تمرین جلسه اول را انجام نداده ، جلسه دوم را ادامه ندم تصمیم گرفتم که بیام و بنویسم ، من در واقع هیچ وقت چاق نبودم ، ۳۴ ساله هستم قدد ۱۵۵ و وزن ۵۸ ، بهتره سه الی چهار کیلو وزنم رو کم کنم ، ولی چیزی که منو اذیت میکنه همین سه ، چهار کیلو هست ، بارها و بارها کم کردم بارها و بارها ، دوباره برگشته یه زمانی به مدت سه سال وزنم ۵۳ کیلو بود ، ولی بعد دوباره چند کیلو اضافه شدم هی کم کردم هی همون سه کیلو رو اضافه کردم و چیزی که آزارم میده که وقتی دارم بستنی میخورم پفک میخورم اصلا غذای اصلی میخورم همیشه به این فکر میکنم که وای چاق میشم ، و همیشه ذهنم درگیر چاقی هست ، خنده دار اینه که اگر یک روز پرخوری کنم فکر میکنم الان شبیه یه آدم با ۲۰ کیلو اضافه وزن هستم ، و البته همیشه و همیشه روی ترازو هستم ، من اونقدری که درگیر این سه چهار کیلو هستم فکر کنم کسانی که سی و چهل کیلو اضافه وزن دارن نباشن ، حتی وقتی وزنم به ۵۳ میرسونم هم باز فکر مکنم خب دیگه چیزی نباید بخورم ، و موضوع مهم اینکه وقتی گشنه هستم حس خیلی خوبی به خودم دارم و وقتی سیر میشم حس بد
      دقیقا نمیدونم اینا از کجا میاد چون هیچ وقت چاق نبودم، خلی برام مهم هست اگر کسی بعد چند وقت منو میبینه بهم بگم وای چقدر لاغر شدی ، و اگر بگن چاق شدی اصلا از هر چی خوراکی هست بدم میاد
      شاید بخشی است ریشه در فرهنگ خانواده ام داره ، چون وقتی سیر بودن هم غذا میخوردن یا میوه و شیرنی و تنقلات رو همیش بعد از شام و ناهار مفصل میخوردن ، و پدر و مادر م چاق هستن و من هرگز دوست نداشتم وقتی سنم بالا میره مثل مامانم چاق بشم ، فعلا اینا رو یادم میاد باز اگر چیزی دیگه ای یادم اومد میام و مینویسم ، من برم جلسه دوم رو گوش بدم .

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سپیده سپید
        سپیده سپید
        ۱۳۹۷/۰۷/۰۴ ۰۵:۴۱
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 21 کلمه

        ممنون استاد بزرگوار ، مهربان ، به لطف خدا و کمک شما از شر این وسواس ذهنی راحت خواهم شد .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ ۲۰:۳۰
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 1,366 کلمه

      سلام .
      موضوع انشاء : چرا من چاق شدم؟
      من ۶۴ روز است که ذهنم را به کار گرفته ام تا پاسخ آن را بیایم . نتایج بسیاری هم به دست آورده ام که در روزهای گذشته در قسمتهای بالای همین صفحه نوشتم . اما امروز آگاهی من نسبت به روز اول خیلی بیشتر شده و بهتر میتوانم ذهنم را واکاوی کنم و پاسخ سوال را بنویسم.
      چرا من چاق شدم ؟ از کوچکی به دلیل اینکه من و خواهرم دوقلو بودیم و من هنگام تولد از او ضعیفتر بودم مادرم توجه ویژه ای روی من داشت و به مرور من کمی تپل تر از خواهرم شدم . ما میخوردیم و هرگز در فکر چاقی و لاغری نبودیم ولی از سن ۱۱ سالگی که من ۴۰ کیلو وزن داشتم و خواهرم ۳۶ کیلو باور چاقی در من شکل گرفت و من باور کردم چاق هستم . خواهران بزرگترمان هم با اینکه خودشان چاق بودند میگفتند تو چاقتر از زهره هستی یه کاری کن لاغر بشی . انقدر نخور و من باورم شده بود که چاق هستم الان میفهمم که تصویر ذهنی چاق من از سن ۱۱ سالگی شکل گرفت و من هم باور کردم مثل خواهرانم و مادرم تپل هستم و تازه چون سن من از آنها کمتر است اوضاع وخیمتری نسبت به آنان دارم . آنها سنشان بیشتر از من بود و در سن و سال من وزنشان از من کمتر بود و حالا چاق شده بودند من اگر به سن آنها برسم قطعا از آنها چاقتر میشوم . وای چقدر دلم به حال خودم میسوزه که چطور فکرم رو با این گفتارها چاق کردم . چه ترسی از چاقتر شدن در دل من بود . من از همان موقع تصمیم به کم خوردن گرفتم اما فایده ای نداشت چون الان میفهمم که تصویر ذهنی من در حال چاق و چاقتر شدن بود تا سن ۱۵ سالگی من ۵۸ کیلو شدم و خواهرم ۵۳ و من همچنان از او چاقتر و باور من هم چاقتر . من ۲ کیلو کم کردم یادمه اون زمان ترازو نبود من و خواهر بزرگترمان سوار اتوبوس میشدیم و بعد از حدودا نیم ساعت مسیر به داروخانه ای میرسیدیم آنجا ترازو داشت و خواهر بزرگم (خواهر سومم) که عقد کرده بود و میخواست وزنش برای عروسی اش پایین بیاید خوشحال از چند کیلویی کاهش وزن و منم خوشحال از ۲ کیلو کاهش وزن به خانه برمیگشتیم . خواهرم چه همتی داشت هر هفته برای وزن کردن خود تا آن داروخانه میرفت و برمیگشت . اما من دیگر نتوانستم کم خوردن را ادامه دهم و یک سال بعد در مدرسه برای اندازه گیری قد و وزن ما آمدند و در کمال تعجب من دیدم وزن من به ۷۰ کیلو رسیده و خواهر دوقلویم ۵۸ کیلو . وای خدای من فاجعه بود . من چه کار باید میکردم . ناراحت بودم ولی همت کم کردن وزنم را نداشتم . من ذهنم فوق العاده تیز بود و بدنم فوق العاده تنبل همیشه نمرات ورزشم پایین بود و هرگز نمیتوانستم مثل خواهر دوقلویم بدوم . نمیتوانستم کم بخورم دلم برای مادرم که با زحمت غذا درست میکرد میسوخت و اگر میخواستم نخورم او ناراحت میشد اما خواهر دوقلوم و خواهر سومیم کم میخوردند و به حرفهای مادر توجه نداشتند و کم میخوردند چند سالی به همین ترتیب سپری شد تا به سن ۲۱ سالگی رسیدم . خواهر دومم که وقتی ما به دنیا آمده بودیم ازدواج کرده بود ترازو خریده بود و ما دیگر برای وزن کردن مشکلی نداشتیم و من وقتی خود را وزن کردم ۸۱ کیلو شده بودم . وای خدای من همان چیزهایی که در سرم میپروراندم در حال وقوع بود . هرچه سنم بیشتر میشد روند افزایش وزن من ادامه داشت ترس من بیشتر میشد و همتم کمتر. رنج من از چاقی بیشتر میشد و توانایی من کمتر. و من بالاخره تصمیم گرفتم لاغر کنم و در حدود ۶ ماه ۱۰ کیلو از وزنم را پایین آوردم اما به بدنم فشار زیادی آمد ریزش موی شدیدی پیدا کردم . تشنج کردم . صورتم خیلی کوچک شد و آب زیادی از دست دادم وزنم ۷۱ شد اما صدمه و آسیبی که به من رسید مخصوصا تشنج که تا حدود ۴ سال با من همراه بود مادرم را مجاب کرده بود که هرگز نگذارد من رژیم بگیرم و منم از خدا خواسته شروع کردم به خوردن . حالا که فکر میکنم همه ی این بلاها را ذهن حیله گر من سرم آورد تا دوباره به تصویر چاقی خودش برگردد تا سن ۲۹ سالگی من در وزن ۸۰ بودم هنگام ازدواج کمی به خودم سختی دادم و تنها ۴ کیلو کم کردم تا سن ۳۱ سالگی که من کم کم دوباره به ۸۰ رسیدم و بعد دکتر تغزیه رفتم در یک ماه ۷ کیلو کم کردم ولی نتوانستم ادامه بدهم و بعد از چند ماه به طور ناگهانی در سن سی و دو سالگی به ۹۱ کیلو رسیدم . فاجعه پشت فاجعه . به جاریانم میگفتم اندام الان مرا شکر کنید من بچه دار شوم به ۱۲۰ -۱۳۰کیلو هم میرسم . آنها هرچه میگفتند نگو تو چند کیلویی چاق شدی میتوانی دوباره لاغر شوی اما من پیش بینی وزن خودم را میکردم و آینده ی خودم را در خانومهای فوق العاده چاق تلویزیون یا اینترنت میدیدم . ذهن من روزبه روز چاقتر میشد و چاقتر شدن برای او عادی بود و من روز به روز افسرده تر از این چاقی . در سن ۳۳ سالگی تردمیل خریدم ماه اول ۳ کیلو کم کردم اما نتوانستم ادامه دهم یک ماه بعد به دکتر طب اسلامی مراجعه و در عرض دوماه ۶ کیلو کم کردم و وزن من ۸۲ کیلو رسید اما بازهم به دلیل مواد گرانی که باید میخریدیم کنار گذاشتم و بعد از کنار گذاشتن مواد مغذی موهای من به شدت ریزش پیدا کرد . چند ماه بعد وزن من به ۸۸ کیلو رسید بعد از اینکه علت بچه دار نشدنم را چاقی من عنوان کردند سعی کردم لاغر شوم دوهفته سه کیلو کم کردم ولی باز رها کردم و نتوانستم ادامه دهم تا روزی که دکتر با وجود قرصهای بسیاری که به من داده بود و همگی نتیجه ی معکوس به رویم داشتند گفت خانوم شما نازایی ثانویه داری . چون دوتا سقط داشتی و حالا دیگه به دلیل چاقیت اصلا باردار نمیشی . من دیگه نمیتونم کاری برات کنم و بعد به دکتری دیگر مراجعه کردم وزنم کرد ۸۵ کیلو بودم و باقد ۱۶۱ خانم دکتر گفت شما تا زمانیکه لاغر نکرده ای پیش من نیا چون دارو بهت جواب نمیده باید ورزش کنی و باشگاه بری و دکتر تغزیه تا با رژیم صحیح لاغر شوی . نیمه ی شعبان امسال اردیبهشت ماه بود که من در اوج ناتوانی و ناامیدی فوق العاده تصمیم به لاغری داشتم اما نمیتوانستم کم بخورم برای همین همه چیز را کنار گذاشتم و به همسرم گفتم من همینم من چاقم نه میتونم ورزش کنم نه با تردمیل راه بروم نه رژیم بگیرم نه بچه داربشم . میخوای بخواه نمیخوای تا آخر شهریور فرصت بده اگه همه چیز درست شد به زندگی ادامه میدهم و اگر نه طلاق .
      و من بازهم در یک ماه دیگر خوردم و چاقتر شدم ۸۸ کیلو آخرین وزنی بود که داشتم و آخرین وزن چاقی من تا آخر عمرم .چون ۱۶ تیرماه معجزه ی زندگی من اتفاق افتاد و منی که نامید و افسرده و نازا و ناتوان و چاق بودم با کسی آشنا شدم که زندگیم را متحول کرد متحول کرد متحول کرد و آن شخص شما بودید استاد گرامی که به طور کاملا اتفاقی خداوند شما را در شدیدترین روزهای ناامیدی و ناتوانی بر سر راهم گذاشت . اکنون من یاد گرفته ام که خدای من کیست . دنیا چقدر زیباست و متناسب شدن و متناسب ماندن آسانترین کار دنیاست. ذهن من که مسبب تمام تلخی های زندگی من بود با راهنمایی های شما استاد بزرگوار بالنده شد و در مسیر صحیح تناسب امید سلامت عشق و …. قرار گرفت. بله فرمولهای چاقی در تمام نوشته ی من موج میزند و من تمام سعیم بر اینست این فرمولها را با فرمولهای تناسب جایگزین کنم . چون در روز تولد دوباره ام فهمیدم علت چاقی من در مغز منست . ببخشید انشای طولانیی شد. اما کامل همه چیز را بیان کردم . یک دنیا سپاس از تمرین فوق العاده ی شما .

      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سادات
        سادات
        ۱۳۹۷/۰۷/۱۴ ۰۸:۳۸
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 175 کلمه

        سلام . انشایت را دوباره با تمام وجودت خواندم سادات عزیز . خواندم و اشک ریختم . اشک شادی از معجزه ی زندگیت . خدای عزیزم شکرت که مرا با این راه خوب آشنا کردی . امروز صبح که از خواب بیدار شدم یک لحظه ذهنم خالی بود هیچی داخلش نبود بعد کم کم افکار آمدند و من افکار تناسب ، افکار شادی و افکار لذتبخش را انتخاب کردم و تا همین حالا شادی قلبم ادامه دارد . خدایا شکرت . ممنون که همیشه هستی . ممنون که راه تناسب رو امروزم پیش روم آوردی تا انتخابش کنم و امروزم را هم با تناسب آغاز کنم و در مسیر صحیح قرار بگیرم . من امروزم را هم با توجه به تناسب زندگی خواهم کرد و تو را شکر گزارم . استاد بابت اینکه این سایت رو قرار دادید و ما رو دعوت به ثبت نوشته هامون میکنید ممنونم ‌. چون همین نوشته ها پر از شادی و نشاط است و برای آینده ی ما تصویرهای شیرینی که باعث تثبیت تناسب در ذهنمان میشود . متشکرم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سادات
        سادات
        ۱۳۹۷/۰۷/۱۴ ۰۹:۲۸
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 735 کلمه

        سلام . در همین نوشته و انشا یه فرمول اشتباه ذهنی پیدا کردم . نوشته بودم ذهنی فوق العاده تیز و بدنی فوق العاده تنبل داشتم ‌. ببین سادات عزیز این از همون باورهای اشتباهیه که از کوچکی همراه توست و بسیار در تو عمیق است . این باور اشتباه است چرا ؟
        فرمول این باور تنبلی= راحتی .
        این فرمول غلط است و من با توجه به آموزشهای استاد غلط بودن آن را به تو اثبات میکنم ‌. تنبلی برای بدن تو نبود و نیست و نخواهد بود . از قرآن کمک میگیریم : و ما خلقنا الانسان فی احسن تقویم و ما انسان را در بهترین تعادل و تناسب قرار دادیم . این آیه ی خداوند است و تو این باور را از جان قبول داری. باوری دیگر فسینیسره للیسری . نُیَسِّرُهُ»: او را مهیّا و آماده می‌سازیم. «الْیُسْرَی»: رفاه و آسایش. ساده و آسان. با توجه به تفاسیر صحیح آیه متضمّن دو معنی است: الف – او را آماده برای زندگی خوش و آسوده می‌سازیم ب – او را آماده انجام کارهای ساده و آسانی می‌سازیم که پیشتر برای او مشکل و دشوار بود. یعنی در پرتو گام نهادن به راه خدا مشکلات را برایش ساده و در انجام آنها توفیقش می‌دهیم . چیزی که روشن است اینست که خداوند برای ما راحتی را قرار داده است و ذهن ما را برای آن آماده میکند . برای همین است که ذهن ما طالب راحتیست تا اینجا ذهن عزیز من قسمت دوم فرمول درست است که تو طالب راحتی هستی چون این از الطاف الهیست که خداوند آن را در نهاد تو و همه ی انسانها قرار داده است . حالا سراغ قسمت اول فرمول میرویم . تنبلی . این تنبلی چیست و از کجا آمده است . آیا تنبلی در بدن است یا منشا آن در ذهن است . با توجه به آموزش های استاد سه ماه است که یاد گرفته ای که ریشه تمام اعمال و عادات و رفتار ما در ذهن است . پس این تنبلی نیز در ذهن است . خب پس تا اینجا هم قبول که اگر جسم من به مرور زمان تنبل شد به خاطر فرمانی بود که از ذهن صادر شد . چون خوب یادت است که در زمان نوزادی و کودکی تا حدودا سن ۶ سالگی همه تورا فرز و زبر و زرنگ خطاب میکردند . چون آن موقع هنوز فرمولهای اصلی خداوند در ذهن تو و در غریزه ی تو بود و باورهای خود ساخته و دیگر ساخته هنوز در تو عمیق نشده بود . هنوز طبق آفرینش اولیه که به دنیا آمدی تا حدودا شش سالگی چابک و سریع بودی . پس تنبلی فرمول خود ساخته ای بود که بعدها در تو به وجود آمد . باز هم ای ذهن من تا اینجا را قبول داری . خب به سراغ این میرویم که این تنبلی بدن از کی باور تو شد . از زمانی که به خوردن توجه کردی و پرخوری در ذهن تو تبدیل به لذت شد .درست است . زمان ایجاد آن را دقیقا یادم نیست . اما خوب یادم است که تو وقتی در کلاس پنجم پایت درد گرفت تنبلی در تو عمیق و عمیقتر شد . چون برای اینکه به پایت فشار نیاد ذهن ، دستور کم کردن فعالیت را صادر کرد . کاری که در زمان چاقی هم ذهن به مرور برای حفظ بدن صادر میکند . از زمانی که کلاس اول تا پنجم بودم ذهن آرام آرام فعالیت مرا کم کرد چون باور چاقی را میپروراند و برای اینکه بدن بتواند سر پا بماند ذهن شروع کرد شروع کرد آرام آرام به دستورکند شدن حرکات . وای خدای من که تو چه خلق کردی . وای که چقدر زیباست . یعنی ذهن برای حفظ بدن چه فرمولهایی که نمیسازد . وای خدای من تو چه میکنی با وجود مخلوقاتت . چقدر فوق العاده است . حیرت انگیز است . بله این باور کم کم در من ایجاد شد و در سن ۱۱ سالگی با همان اتفاقی که اتفاقا بعد از ورزش و دویدن برای من رخ داد تاییدی برای تثبیت باور ” کم شدن حرکات برای حفظ بدن ” شد . وای که این باور چقدر در من عمیق است . هنوز ادامه دارد و من فعلا برایم کاری پیش آمده و نمیتوانم ادامه دهم . این تحقیق ذهنی همینجا بماند در اولین فرصت به سراغت میایم . سررشته دستت باشد .

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سادات
          سادات
          ۱۳۹۷/۰۷/۱۴ ۱۶:۲۰
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          شروع مسیر لاغری
          محتوای دیدگاه: 226 کلمه

          سلام استاد . ممنون از لطفتون . ممنون که جایی رو به ما اختصاص دادید و اجازه ی نوشتن میدین و تشویق میکنید که به تمارین ادامه بدیم . خوندن نظرات دیگران هم خیلی کمکم میکنه اما موقع پاسخ میترسم یه وقت یه چیزی بگم که ناخواسته ناراحتشون کنم . چون بعضی جاها به نظرم اشتباه میاد بعد میگم این فرمول ذهن اونهاست من خودم هنوز تازه به این روش پی بردم . شاید من اشتباه کنم . شاید اونها دوست نداشته باشند فرمولاتشون رو از روی نوشتشون پیدا کنم . برای همین خیلی نمیتونم روی نظرات اونها مانور بدم . واسه همین گفتم نظرات خودم رو هر چند وقت یکبار تحلیل کنم و ببینم چقدر تغییر کردم . اشکالاتم رو بگیرم و سعی در اصلاحشون کنم . اینجوری دیگه نگران این نیستم که کسی ناراحت بشه . البته میدونم اینم یه فرمول اشتباهه . اما چون خودم اینجوری بودم و وقتی همون اوایل یکی اومد و به شدت ازم ایراد گرفت و من خیلی ناراحت شدم ترجیح میدم نزارم این اتفاق برای دیگری از طرف من بیفته . ممنون از شما که بهم اجازه ی نوشتن میدین . چون با نوشتن واقعا خیلی چیزها تو ذهنم سپرده میشه . البته توی دفتر هم مینویسم اما چون اینجا با انسانهای دیگه هم در ارتباطم بهتر میتونم حسم رو انتقال بدم .از شما ممنونم استاد گرامی

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار سادات
          سادات
          ۱۳۹۷/۱۱/۰۵ ۱۸:۵۶
          امتیاز کاربر: 0

          نشان های دریافت شده

          شروع مسیر لاغری
          محتوای دیدگاه: 447 کلمه

          سلام .
          امروز که حدودا ۷ ماه است در مسیر تناسبم دیگه هیچ دغدغه ای برای چاقی ندارم .
          چاقی واقعا سخت بود .
          الان که فکر میکنم آخه چاقی به اون سختی من چطور اون همه چاق شدم .
          آخه چرا چاقی به اون سختی چرا برام اون قدر راحت شد .
          و حالا به راحتی من دیگر هیچ دغدغه ای برای لاغر شدن ندارم .
          هرچه فرمول بود گیر آوردم و ذهنم ثابت کرد که او خودش دارد فرمان تناسب میدهد .
          ناخوداگاه همه ی ما بر مدار تناسب است .
          خیالتون راحت .
          ما خودمون و رها کنیم لاغر میشیم .
          وای نکنه از این لاغرتر بشم .
          وای نکنه از این زیباتر بشم .
          وای خدایا چرا مراقب نباشم انقدر سریع لاغر میشم .
          خودمو ول کنم رفتم روی ۴۴
          تک تک سلولهای بدن من دارن خودشون رو پاک سازی میکنند .
          نشانه اش سلولهای مرده ای که روی پوست میاد .
          عرق کردن . بازدم . رها کردن بدن از بیماری به صورت خودبه خود . ببخشید ادرار و مدفوع و در آخر خواب بزرگترین پاک کننده های چاقی من بودند . یعنی طبیعت بدن ما بر پاکسازی است تازه خود چاقی و خود بیماری هم به نوعی پاک سازیهای بدن هستند که مدتی در جسم ما بودند و رفتند .
          طبیعت بدن ما بر سلامتیست . طبیعت بدن ما بر تناسب است . سلولهای جدید همه پر انرژی سالم و توانمند هستند . بدن من عالی داره متناسب میشه . نفس من به من تناسب را هدیه میکند . ذهن من بر مدار تناسب است .
          دیگر رها کرده ام و این کار را به ناخودآگاه سپردم .
          کل ذهنم را گشتم .
          همه ی ناراحتیهای ما نشاندهنده ی آغاز پاکسازی بدن است و وقتی ناراحتی رفع شود پاکسازی کارش را عالی انجام داده است .
          خدایاااا شکرت . دیگه رها شدم .
          دیگه سپردم به ناخوداگاه .
          دستهام رو باز میکنم و احساس رهایی میکنم و به کارهای دیگر میرسم . میروم و خوشگذرانی میکنم .
          ذهن و بدنم به راحتی بدن مرا سالم میکنند . بدن مرا متناسب میکنند . مرا پاکسازی میکنند و همه چیز عالی عالی پیش میرود ‌.
          دیگه رها شدم از همه چیز . خدایا شکرت
          خدایا شکرت .
          دیگه برم سراغ لذت بردن از زندگی چون به جایی رسیدم که همه چیز برایم راحت شد . دیگر هیچ دغدغه ای ندارم .
          خدایا نکنه از این راحتتر بشم . مگه راحت تر از اینم میشه . خدایا شکرت که رهام کردی . رها شدم از دغدغه ی خوردن و پرخوری و عذاب وجدان .
          دیگر همه چیز درست شد . هیچ چیز دیگر نمیتونه جلوی متناسب شدنم رو بگیره . خدایا نکنه از این آسونتر هم راهی وجود داشته باشه?????. خدایا شکرت .احساس میکنم دیگه به سکوت رسیدم . خدایااا شکرت شکرت شکرت خدای مهربونم

          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار rshima801@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۶/۲۳ ۲۰:۱۵
        مدت عضویت: 1730 روز
        امتیاز کاربر: 300 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 18 کلمه

        انقدر انشات جالب بود دوست دارم الان بدونم موفق شدی و الان بچه داری…کاش بیای و برامون بگی

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rahil
      rahil
      ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ ۱۶:۰۶
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 25 کلمه

      سادات عزیز
      از خوندن مطالب شما بسیار خوشحالم
      وداشتن چنین انگیزه و احساسی رو تبریک میگم
      موفقیت ازآن کسانی است که خود را باور دارند

      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سادات
        سادات
        ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ ۲۰:۳۵
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 70 کلمه

        عالی بود راهی جان . درست میفرمایید .علت چاقی همه ی ما خودمان بودیم . ذهنمان بود و فرمولهای چاق کننده ی ذهنمان . ان شاء الله روز به روز همه ی ما در این مسیر زیبا بیشتر و بهتر و با اشتیاق بیشتر بتوانیم فرمولها را کشف کنیم و آنها را با فرمولهای مثبت جایگزین کنیم . خدایا شکرت شکرت شکرت . استاد ازتون ممنووونم . خیلی ممنونم

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار سادات
        سادات
        ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ ۲۰:۴۸
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 266 کلمه

        ممنون راهی جان . ولی با خواندن زندگینامه ی تلخ من متوجه خواهید شد چرا اکنون اینگونه تمارین را با اشتیاق انجام میدهم تا در اینجا و همچنین در قسمت زندگی به طعم خدا شگفتی آفرین شوم . من همان روز اول تولد دوباره ام ذهنم اولین فرمول صحیح را ساخت . من به طور قطع یک شگفتی ساز هستم و حالا همچنان در مسیر شگفتی هایی که همه ی ما در آن در حرکتیم هستم . چون این کار کار ذهنیست و خداوند از همان کوچکی مرا عاشق مسائل ذهنی کرده بود. من همواره در تمام مشکلاتم یقین داشتم چیزی از درون نمیگذاره من خوشبختی رو حس کنم . یه جایی در درون من ایراد داره . جسم من سالمه ولی چی باعث بیماریم شده . نمیفهمیدم چیه و روز تولد دوباره ام منجی زندگی من تمام مسائل پیچیده ی زندگی مرا به راحتی آب خوردن حل کرد و من فهمیدم چه خبر است در این دنیا . خدای من باز اشکم جاری شد و من این همه تحول رو که فقط در ۶۴ روز اتفاق افتاده به سادگی آب خوردن یافتم و هرگز رها نخواهم کرد چون اصلا راه دیگری ندارم من در ان راه قبلی به انتهای خط رسیده بودم و کسی که در آن مسیر اشتباه به انتهای خط رسید راه جدید را با تمام عشق و اشتیاق دنبال میکند . چون تلخی کام من از آن دوران آنقدر شدید بود که هرگز نمیخواهم دوباره امتحانش کنم . خدایا شکرت شکرت شکرت . استاد ازتون خیلی ممنونم خیلی ممنونم خیلی خیلی و تا همیشه مدیون شما هستم.

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rahi
      rahi
      ۱۳۹۷/۰۶/۲۰ ۱۶:۰۲
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 260 کلمه

      سلام خدای خوبم
      همان خالق اثرهای زیبا
      سلام استاد خوبم
      خرسندم از اینکه باز دوباره موهبتی شامل حالم شد وتونستم این بار دوباره آموزشهای لاغری با ذهن. رو با جدیت. و اشتیاق و انگیزه آغاز کنم
      هر بار گویی یک بیسوادم که تازه داره الفبای زندگی رو مشق میکنه
      اما تفاوت این با دفعه ی پیش در این است که من پراز اعتماد به نفسم هم به خودم هم به استادم وهم بالا تر از همه به خدای خوبم
      که چه عالی مرا در مسیری قرار داد که دیگه دست از گریبان دیگران بردارم
      چه به جا اشاره کردید که سالها به دنبال مقصر بودم. اما خودم را بی تقصیر می دانستم
      گفته ها وتجربه های شما منو غرق در تجربه های خودم کرد که چه خطاهایی انجام دادم

      وچه بیهوده وبی نتیجه بودن چون فرمول ذهن من همانهایی بودن که زمان چاقی داشتم فقط میخواستم چاق تر نشوم

      اما لاغری یک رویای دور دست وپر از رنج بود
      خدایا شکرت که امروز به این آگاهی رسیدم تنها خودم مسئول تمام رفتارهایم هستم
      خودم تنها میتوانم به خودم کمک کنم نه پزشک نه مربی ونه دیگری مسبب لاغری و حال خوب من است
      امروز به خودم تبریک میگویم که چه عالی تسلیم شدم و تمام سلاحها رو زمین نهادم
      وقراره کار رو از ریشه درست کنم
      ریشه همان افکار مخرب من بودن

      لاغری با ذهن یعنی پایه و اساس تمام رفتارها
      یعنی آرامش خاطر یعنی اعتماد یعنی باور به تواناییها

      ممنونم ازتون وخدارو هزاران بار شاکرم

      استاد خداقوت
      به شدت منتظر فایل بعدی هستم

      سپاس از لطف و عنایت شما

      امتیاز: 6 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۶/۰۵ ۲۲:۳۷
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 221 کلمه

      سلام امروز حدودا ۵۰ روز است من با مسیر تناسب فکر آشنا شده ام . دستاوردهای بسیاری در همین ۵۰ روز نصیبم شده است . دلم میخواهد تکرار کنم و فریاد بزنم که چقدر نتیجه گرفتم همین حالا هم یک شگفتی شده ام . امروز مانتویی که آخرین بار حدودا دو ماه پیش به تن کرده بودم را پوشیدم . بوی عطری که آن زمان به آن زده بودند هنوز از آن مانتو حس میشد بود اما منی که آن زمان در آن بود با منی که اکنون در آن است از نظر ظاهری و از نظر درونی بسیار تغییر کرده است . استاد این مانتو به قدری از من گشاد شده که امروز خواهرانم با دیدن من در آن گفتند کجا رفتی از تو که فقط لباست مانده است . روند کاهش وزن من همچنان ادامه دارد . تغییرات روحی روانی من نیز آخرین باری که من آن مانتو را به تن کردم با اکنون که به تن کردم نیز گفتنی است . آن زمان ناراحت غمگین عصبانی افسرده و ناتوان و کافر و اکنون شاد پرانرژی خوشحال پر از لذت، توانا و مسلمان . با مانتوام صحبت کردم و گفتم میبینی چقدر عوض شده ام تو هیچ تغییری نکردی اما من شخص دیگری شده ام.
      همه ی این تغییرات شیرین را مدیون شما هستم استاد بزرگوار.

      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سادات
      سادات
      ۱۳۹۷/۰۴/۳۱ ۱۳:۱۳
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 341 کلمه

      سلام . خدایا شکرت . آقای عطار روشن ممنون . امروز پانزدهمین روز تغییر فکر و تغییر زندگی منه . فایلها رو مرتب گوش میدم و با گوش دادن هرکدوم مسیر ذهنم رو هر روز در حال تناسب میبینم. از کوچکترین فرصتها جهت گوش دادن فایلها استفاده میکنم . در خانه . در بیرون از خانه وقت پیاده روی . وقت رفتن به مهمانی وقت برگشتن و… . آقای عطار روشن تناسب فکر هدیه ای است که شما از جانب خدای مهربون به ما هدیه دادین و من بی نهایت هم از شما و هم از خداوند سپاسگزارم .
      من در این پانزده روز یاد گرفتم که تنها خودم و تنها خودم رو مسئول چاقی خود بدانم و در جهت رفع آن کوشش کردم . روز اول تصمیم گرفته ام ۴۴ کیلوگرم از وزن خودم را کم کنم که اکنون که پانزده روز از آن امضای روز اول میگذرد بر سر قرار خود هستم . نمیدانم چقدر از وزنم کم شده چون ۱۵ روز است که با وزنه خداحافظی کردم و حتی وسوسه ای هم برای وزن کردن به سراغم نمیاد اما خودم و همه ی اطرافیانم متوجه شده اند که در طول این ۱۵ روز من لاغر شده ام و دارم در مسیر تناسب روز به روز زندگی میکنم . نمیدانم چطور از شما تشکر کنم. مهمتر از همه ی نتایج حس خوبی است که ۱۵ روز است در من به وجود آمده و من با حس خوب شادی و امید در حال طی کردن مسیر تناسب فکری هستم . متناسب شدن آسانترین کار دنیاست و من باور کردم که میتوانم با تغییر باور به تناسب اندام برسم . باور کردم که میتوانم . باور کردم که عاداتم در حال تغییر است . باور کردم که دیگر ولعی به غذا ندارم . باور کردم که ذهن من قدرت بهترینها را دارد و باور کردم که من انسان متناسبی هستم . این باورهای شیرین را هدیه ی شماست به ما و از شما بینهایت سپاسگزارم . خدایا شکرت که مرا در این مسبر زیبای تناسب فکر قرار دادی . شکر شکر شکر

      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار سادات
        سادات
        ۱۳۹۷/۰۶/۱۳ ۱۳:۵۵
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 437 کلمه

        سلام . امروز دوشنبه ۱۳ شهریور ۹۷ است . جمعه همین هفته ۱۶ شهریور ماه است و دقیقا دوماه میشود که من در مسیر تناسب فکری هستم . چادری که میپوشیدم اونقدر بلندشده که یکی دوبار نزدیک بود زمینم بزند شلوارهایم که همگی زار میزنند .خواهرم میگوید فاطمه چقدر زود زمان تغییر لباسهای قبلیت فرارسیده . حتی چادرت هم باید تغییر دهی . گفتم خواهرم من کلا آدم دیگری شده ام .جسم و روح و جان و ذهن من در حال تغییر است و من هرلحظه در حال نو شدنم . حتی لباسهایم از این همه تغییر درشگفتند. من در این دوماه بدون کوچکترین اذیتی خیلی وزن کم کردم . آرام و پیوسته اما با نتایج عالی . رمز کار در بودن در مسیر تناسبه . فرقی نداره در کدوم دوره باشید در هر دوره ای که هستید مهم اینست ذهنمان در مسیر تناسب باشد . مسیر تناسب مسیر لذتهاست . مسیر تناسب مسیر شکر است . مسیر باورهای صحیح . مسیر نترسیدن از غذا . مسیر دوست بودن با بدن . مسیر همسو شدن با ذهن . مسیر افکار و احساسات مثبت . مسیر امید . مسیر ایمان . مسیر باور به خود . اطمینان به نیاز بدن . وای خدا که این مسیر چقدر لذتبخش است . حالا که برمیگردم و دوباره نظراتم را میخوانم سرشار از ذوق میشوم . استاد گرامی تا الان کلی نکته از شما یاد گرفته ام و این همه نتایج عالی حاصل تلاش شماست . من فقط خواستم که در مسیر بمانم و شما آرام و زیبا ما را هدایت کردید . من فاطمه سادات در امتداد مسیر زیبا و لذتبخش تناسب همچنان متعهد هستم که به وزن اصلی خود برسم و بر سر تعهد روز اولم هستم . امروز که حدودا دوماه و فقط دوماه از روز تولد دوباره ام میگذرد من به اندازه ی تک تک ثانیه های عمرم تغییر کرده ام . زمان برایم طولانی شده . همان زمانی که همیشه از تند سپری شدنش غصه میخوردم چه اتفاقی افتاده که برایم اینقدر طولانی شده . خدایا من در تک تک لحظات این دو ماه زندگی را چشیدم . استاد چهره ام هم دارد عوض میشود . یعنی کل سلولهای بدن در مسیر تناسب قرار گرفته اند و چقدر لذتبخش است طعم زیبای تناسب . دلم میخواهد فریاد شادی برآورم و به کل کائنات بگویم تمام فرکانسهای افراد نا امید را به مسیر تناسب هدایت کنید .بیایید ببینید اینجا چه خبر است . بیایید و تناسب همه ی وجودتان را زندگی کنید و بچشید طعم زیبای رهاشدن از خود را . استاد عطار روشن بی نهایت سپاسگزارم. خداوند عزیزم بی نهایت شکر .

        امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار محمد صادق
          ۱۳۹۹/۰۲/۱۰ ۲۳:۳۸
          مدت عضویت: 2235 روز
          امتیاز کاربر: 724 سطح ۲: کاربر متوسطه
          محتوای دیدگاه: 41 کلمه

          سلام به سادات عزیزم. خیلی از بابت موفقیت هات خوشحال شدم. کامنت شما احساس خیلی خوبی به من داد. سپاسگزارم به خاطر استمرار شما و تلاش عالی ای که انجام دادی. امیدوارم از هر نظر در زندگیت به تناسب عالی برسی.

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار Sarai
        ۱۴۰۰/۰۲/۲۴ ۱۱:۳۶
        مدت عضویت: 1855 روز
        امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 10 کلمه

        خداروشکر خدارو شکر خدارو شکر برای باورهای قشنگتون دوست عزیزم🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
1 2 3 72
گردونه هدایا گردونه هدایا