0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۱۲/۱۴ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 790 کلمه

      عرض سلام و درود 

      علت اصلی چاقی بخاطر سپردن  تصویری ازچاقی  و اندامهای چاق با کلی امتیاز ی که ضمیمه اش کردیم در ذهنه  ……در حقیقت ما ذهنی چاق میشیم  پس ذهنی هم لاغر خواهیم شد .

      من تا قبل سی سالگی  لاغر و متناسب بودم البته چاق و توپول به دنیا اومدم اونقدر چاق که مادرم بنده خدا تا دم مرگ  رفته بود …عکس دوران نوزادیم هست که خاله و داییم منو دو نفری بغل کردن  …ولی تا سن قبل مدرسه به تدریج لاغر شدم  که تا سی سالگی  ادامه داشت …اما  به مدت ۱۰ سال قبل از چاق شدنم تصویری که از خانومای چاق در ذهنم نقش می بست محسنات و امتیازاتی که به اونا در سطح جامعه و خانواده قائل می شدن منو به این تله انداخت …یعنی ۱۰ سال  ناخواسته و به دور از آگاهی روی ذهن لاغرم کار کردم در حقیقت ……تا بالاخره  ذهن لاغر به یک ذهن چاق تغییر ماهیت داد…

      ولی جای بسی امیدواریه که تبدیل کردن ذهن چاق به لاغر  یک سوم و در مواردی خیلی کمتر از یک سوم‌ این مدت زمان می بره  بچه هایی بودن که  سه هفته از دوره گذشته شروع به ریزش سایز و وزن کردن …….. دیگه بستگی به همت هنر جو برای انجام تمرینات فکری روزانه  و درصد درگیری ذهنی نسبت به چاقی داره ….

      طبیعت جسم انسان به شکل فطری روی تناسب تنظیم شده و بدن گرایش به لاغر شدن و تناسب داره ….ولی  چاقی یک‌امر تحمیلی و غیر طبیعیه ……..ولی خوشبختانه با تمرین و ممارست قابل تغییره 

       زیاد می شنیدم که چاقها قوی هیکل و جوندارن ….صورتای پهن و پری دارن  که باعث میشه زیباتر به نظر بیان  سر و سینه پری دارن مث لاغرا  توخالی و کوچیک نیستن چاقا پولدارن لاغرا فقیر چون چیزی برای خوردن گیرشون نمی آد 

      یعنی دقیقا هر امتیازی به چاقها می دادن انگار یک‌امتیاز منفی در مقابل به لاغرا تعلق می گرفت …این بود که منم آرزوی چاق شدن کار دستم داد ….من الان آرزومه دوباره بشم ۶۵ کیلو و قطعا زمانی که شروع به چاق شدن کردم یک برحه ای از زمان در همین وزن بودم و لذتشو بردم ولی به تدریج سال به سال بیشتر شد  تا اینکه قبل کرونا به ۸۴ رسیدم  که خیلی ترسیدم ازاین عدد که روی ترازو  دیدم  که خوب باعث شد برای آخرین بار دست به اقدام از روشهای رایج بزنم رژیم کالری شماری  گرفتم همزمان باشگاه ثبت نام کردم  یک‌روز می رفتم باشگاه یکروز پیاده روی طولانی  قبل  اینا یکسری کپسول گیاهی کاهش اشتها از یه عطاری از مشهد برام آوردن که بعد از یکماه مصرف کردن دیدم بی فایده اس دل درد هم می شدم کنار گذاشتم  با رژیم کالری شماری و باشگاه  و پیاده روی ۲ کیلو و نیم کم کردم …که آمدن کرونا باعث شد باشگاه بسته بشه منم استرس رو بهانه کردم و گفتم نمی تونم به کمخوری ادامه بدم رها کردم بعد که به این سایت هدایت شدم .۸ ماه  در دوره عمومی بودم دوره ۱۲ گام رو تموم کردم و آرزوی خرید می‌کنم گام اول به دلم نشست  که موفق شدم از ۱۶ فروردین ۱۴۰۰ تحت آموزش در این دوره قرار بگیرم …خوشحال و راضیم چون قبلا از هر روشی می رفتم محال بود بتونم ۲_۳ ماه بیشتر  ادامه بدم ولی از این روش نتونستم دست بردارم و … طی یکی دو ماه آینده دوره  ارو تموم می کنم  تا اون موقع تقریبا نزدیک  یکسال میشه  که در دوره هستم‌و خدا خدا می کنم زودتر به دوره تکرار  برسم …. البته کل دوره گام اول ،بغیر از دوره تکرار  ۱۲ هفته اس  ……اگر کسی بتونه وقت کافی بذاره  و هر روز تحت آموزش یک فایل جدید قرار بگیره سه ماهه تموم  میشه و نکته های لاغری تماما گفته میشه و به یک‌جمع بندی ذهنی  خواهیم رسید … و اگر نکات عملی   رو پیاده کنیم در زندگیمون‌   قطعا نتایج جالب توجهی  خواهیم داشت …

      دوره سه ماهه برای من تبدیل شد به ۱۲ ماه چون سه ماه بنا به دلایلی کلا تعطیلش کردم  …که اصلا کار درستی نبود …می خوام بگم  قشنگ بچسبی به اصل دوره  و در دام تله های منفی باف نیفتی اینقدر آموزشها طولانی نمیشه  که بسیار شیرین و لذتبخش  هستن  اما همینجوری لاکپشتی هم که جلو آمدم‌اینقدر این مسیر بهم آرامش داده که لذتش از هر چیزی برام بالاتر و بیشتره …..من به تدریج دارم وزن کم می کنم بدون هیچ سختی …و نتایج عالی در جنبه های دیگه زندگیم داشته که اینجا مجالش نیست که بگم …..با همین حرکت لاک پشتی ادامه می دم تا یه روز که زیاد دور نیست  پرچم  سپید پیروزی رو بر قله تناسب اندام برافراشته خواهم کرد …….. و اصول تناسب فکری جزئی از زندگی من خواهد بود تا روزی که زنده هستم ….

      ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇

      به امید نشر و گسترش هر چه بیشتر تناسب فکری در جهان 

      ◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇◇

      شهربانو  ۵۴ ساله از تهران‌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۶/۰۱ ۱۷:۰۲
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 1,846 کلمه

      سلام به سروران گرامی و استاده بی نظیرم امشب پارت سوم از دلایل چاقی خودمو عرض می کنم خدمتتون مهمترین دلایلم در این قسمت هست که می فرستم .

      اول از همه بگم که چطوری به این سایت هدایت شدم .
      خیلی عجیب و شگفت بود و هیچوقت فراموش نمی کنم سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ از خواب پریدم و بلافاصله گوشیمو برداشتم رفتم گوگل سرچ کردم لاغری با قوانین متافیزیک

      که به این سایت برخوردم وتحول من آغاز شد …

      نا امیدی هام به امید بدل شد .و نور امید در قلبم تابیدن گرفت …. از خداوند یک راه آسون برای کاهش وزنم خواسته بودم و برای این خواسته انرژی درمانی و مراقبه انجام داده بودم ولی عجیب محقق شد که بابتش هر چقدر شکرگذاری کنم کمه .

      حالا میرم سر اصل مطلب
      من ۵۲ ساله با قد ۱۵۰ و وزن ۷۸
      تا ۳۰ سالگی کاملا لاغر و متناسب بودم اما ۱۰ سال بود رویای چاقی داشتم
      یعنی از ۲۰ سالگی به علت اشکالات اندامی بعد از زایمانه دومین فرزندم فکر می کردم که چاق شدن می تونه این اشکالاتو رفع کنه
      همینطور توجه همسرم به خانوم همسایه و به رخ کشیدن هیکل چاق و توپرش رویای چاقی رو در من تقویت می کرد م

      ولی تا ۱۰ سال بعد حتی نیم کیلو هم به وزنم اضاف نشد
      اینجور فکر می کردم چون همسرم نداره که بیاره بریزه زیر دستم و دو تا بچه ی کوچیک دارم که پشت هم به دنیا اومدن و هر دورو هم شیر مادر دادم و تحرکم زیاد بود حرص و جوش عدم تفاهم با همسرم هم بود امکان چاق شدن وجود نداشت …

      تا اینکه در سن سی سالگی از همسرم جدا شدم و دوره ی جدیدی شروع شد که‌کاملا متفاوت بود برام

      ۳۳ سالم بود که ازدواج مجدد کردم ایشون مرد خوبی بود پول کافی بهم می داد اجازه داد برای دو فرزندم که حضانتشون با‌من بود کار کنم و سختگیری نکرد هم شرایط خورد و خوراکم خیلی خوب شد هم از حرص و‌جوش خبری نبود و کار و استقلال مالی روحیه خوبی بهم‌داده بود اینطور بود که احساس کردم دارم یواش یواش چاق میشم .و این منو خوشحال می کرد چون رویای توپول شدن داشت محقق می شد
      بی حساب و کتاب حتی بیش از نیاز طبیعی از انواع خوراکی ها که به چاق کنندگی شهرت دارن می خوردم بی ملاحظه بدون ترس و این روند ادامه پیدا کرد تا در سال ۸۳ به ۷۲ رسیدم منی که وزنم تا ۶ سال پیش روی ۵۰ کیلو بود

      اینجا بود که با انتقاد و سرزنش همکاران مواجه شدم و به چاق شدنم کمی حساس شدم و همینجور تفریحی رفتم سراغ کتابا و دستورالعمل های کارشناسان تغذیه و رژیم

      اما هر کدومو تا دو هفته بیشتر نمی تونستم ادامه بدم و برام عذاب آور بود و این عدم موفقیت باعث از دست رفتن اعتماد بنفسم شد خودمو سرزنش می کردم که چرا نمی تونم چرا بی اراده ام و حاضر نیستم برای تناسب اندام و حفظ سلامتی وزنمو کاهش بدم ….
      از سال ۸۳ تا به امسال سال ۹۹ به مدت ۱۶ ساله که می خوام وزنمو پایین تر بیارم و روی ۶۵ متوقفش کنم ولی نمیشه و نشده تازه بیشترم شده و رسیده به ۷۸ کیلو ….
      حالا می فهمم که ذهنم چاقه که نمی ذاره جسمم لاغر شه .

      دیگه کافیه دلیل تراشی ها برای چاقیم
      متناسب شدن حق منه بدون ترس و لرز وسرزنش غذا خوردن حق منه به دلخواه زندگی کردن حق منه از روی زبانها افتادن مورد انتقاد و سرزنش همسر واقع نشدن حق منه
      دیگه کافیه امید بیخودی بستن به راه حل کارشناسان تغذیه و رژیم دیگه کافیه پول دادن به مربیان باشگاهها و حسرت اندام اونارو خوردن

      نیازی ندارم برای توجه و عشق همسرم اندامهای چاق داشته باشم دهها راه دیگه هست برای دراختیار داشتن قلب و فکر و توجه همسر همسری که حالا بعد از اون همه سالهایی که‌منو از توپول شدن تشویق می کرد و قربونم می رفت حالا مسخره ام کنه بگه قراره چندقلو بزایی😐😐😐

      برای رفع اشکالات اندامی یک زن بعد از زایمان راههای درست و علمی از نظر زیباتر شدن هست نیازی به چاق شدن و چاق موندن ندارم

      غذاها چاق کننده نیستن این منم که با ذهنیت اشتباه اونارو تبدیل به همچین ماده ای کردم

      دیگه با ترس و اضطراب غذا خوردن کافیه چون حتما چاقترم می کنه

      من می خوام مثل آدمای لاغر زندگی کنم مثل اونا از غذام بدون ترس لذت ببرم و شاد باشم

      غذا مال ایجاد چربی اضافه و بداندامی نیست ..
      این ماییم که به ذهنمون یاد دادیم که اضافه انرژی غذارو تبدیل به چربی کن چون ممکنه قحطی بشه و من بمیرم ….

      انسان‌متناسب خلق شده و هیچگاه قانونش ذخیره کردن چربی برای روز مبادا نبوده

      تماما خودمون به بدن زیبای خدا دادیمون این برنامه های اشتباه رو دادیم حالا باید دونه به دونه حذفشون کنیم

      البته وقتی دلایل چاقی خودمو لیست کردم یکی دوتا نبودن
      بین سالهای ۸۰ تا ۸۳ کمک بهیار بیمارستانی در تهران بودم و زیاد شنیدم که توی غذای کارکنان و پرسنل کافور می ریزن و این‌ماده خیلی چاق کننده اس چون طبیعت خیلی سردی داره سردیها چاق کننده ن و بیشتر غذاهایی که‌ما ایرانیا می خوریم طبعش سرده و مارو چاق می کنه مث برنج که غذای اصلیمونه

      دیگه از علل پایدار شدن چاقی این بود که بهم گفتن سن که از ۴۰ بگذره سوخت و ساز می آد پایین و لاغر شدن سخت تر میشه و من می دیدم که سنم از چهل گذشته پس باید منتظر چاقی بیشتر باشم چاره ای هم نداره
      لعنت به این سوخت و سازه پایین ….

      عامل بعدی
      میگن چون دیر سیر میشی زیادتر می خوری چاق شدی تو متوجه سیر شدنت نمیشی پس ادامه می دی به خوردن

      و من به دنبال چرایی ماجرا که‌چرا این اتفاق برام میفته .

      میگن نصف دل سیر نصفه دل گشنه دست از غذا خوردن بکش ولی من نمی تونم دچار استرس گرسنگی زودهنگام میشم حس گرسنگی حس خوبی نیست این حس سیریه که لذت بخشه و طبق قانون اهرم رنج و لذت
      انسان به شکل فطری از رنج گریزان و به لذت گرایش داره

      میگن به سن یایسگی داری نزدیک میشی پس رد خور نداره در معرض چاقی هستی یا اگر چاقی بدتر میشی

      میگن که اهل لم دادن و استراحتی ورزش صبحگاهی نمی کنی مرتب پیاده روی نمی کنی پس چاق موندی و لاغر نمیشی

      مادرم میگه استخوان بندی درشت داری و چاق متولد شدی و تو اینقدر چاق شده بودی توی شکمم که موقع زایمان و تولد تو نزدیک بود بمیرم چون بچه اولم بودی ….

      خوب میگم مادره من چاق متولد شدم اما بی تناسب نبودم و بعد اون عکسایی که از ۶ سالگی به بعد دارم و می بینم اونقدر لاغر بودم …پس اینارو چی میگی

      مادر میگه لاغری چیه حالا خوب می شد استخونی و نی قلیون و اسکلت بودی تو خیلی هم‌خوب و بامزه ای فقط باید شکمتو آب کنی
      خوب میگم اینم که لامصب اینقدر چربیای سفتی داره مگه به این راحتیا آب میشه و اگر موفق به رژیم‌چند ماهه هم بشم این آخرین جاییه که آب میشه منم که طاقت رژیم ندارم که بخوام به اینجا برسونمش

      میگن خوشخواب خوشخوراک خوش خنده و بی غمی کارت شده لم دادن و استراحت خوش به حالت خوب نتیجه اش همینه که‌چاق بشی و شکم بیاری
      عامل مهم دیکه واسه چاقیم ترس از لاغر شدنه
      اینکه اینقدر لاغر بشم‌که همسرم دیگه ازم خوشش نیاد بره سمت شاخا و پلنگای اینستاگرام 😃😃

      عامل بعدی چاقیم ترس از تغییر کردنه
      این ترس خیلی مانع بزرگیه ….باید دید چرا از تغییر کردن می ترسم
      من عاشق چای داغ قند پهلوم موقع عصر و آخر شب و قبل ظهر میگن جای قند توت خشک و خرما خشک بخور دوست ندارم نمی تونم ترک‌کنم
      میگن شام زود و سبک بخور نمی تونم
      عامل مهم روحی که مانع لاغریمه عدم لیاقت و شایستگیه که به دلیل اتفاقهای دوران کودکی بارها بهم گفتن تو عرضه فلان کارو نداری و حتما هنوز در عمق ناخودآگاهم این گزاره وجود داره
      عامل بعدی چاقیم مصرف گوشت مرغ به مقدار زیاده میگن‌این مرغا هورمونی هستن می خوریم‌چاق میشیم

      وقتایی که وقتم آزاد میشه گرسنه هم که نباشم‌حتما باید بیارم یه چیزی بخورم وگرنه کلافه میشم و احساس کمبود می کنم

      میگن آب کم می خوری
      میگن تا دیر وقت بیداری تا دیر وقته روز می خوابی
      عامل روحی بعدیم اینه که از چاقیم سود می برم واقعا خنده داره ها سود ی که می برم توجه جنس مخالف به اندامهای چاق بدنمه توجه اونا برام لذت بخشه فکر می کنم لاغر شم این توجه رو از دست می دم

      ای خداااااا من‌چه بکنم با این حس مسخره ای که دارم اصلا به درک که دیگه بهم‌توجه نمی کنن در صورت لاغر شدنم
      آخه این‌چه فکر مسخره ایه این همه امتیاز داره لاغری اونوقت بیای بچسبی به همچین حس بیهوده ای
      بازم پای اهرم رنج و لذت وسطه

      همیشه کلمه لاغری همراه شده با لاغر مردنی اسکلت نی قلیون پلنگ صورتی خشک و استخونی
      اما چاقی تبدیل شد به کلمه توپول و بعد گفتن توپوله بامزه توپوله دوست داشتنی و خوش اخلاق و خوشرو و خوش خنده

      میگن توپولا مهربونتر و خوش اخلاقتر و جذابترن
      ولی لاغرا مث نی قلیون و خشک و بداخلاق و عبوس

      خلاصه اونچه به ذهنم رسید از عواملی که نقش داشتن در چاق شدن و‌چاق موندنم اینا بود که نوشتم

      از استاد روشن بی نهایت سپاسگزارم که می خونن و جواب می فرستن یکدنیا تشکر و ارادت خدمت شما بنده ی خوبه خدا که خداوند به شما چنین رسالتی داد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ ۱۹:۳۹
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 233 کلمه

      از استاد عزیزم خیلی متشکرو ممنونم که وقت گذاشتی و برام نوشتی نظر خودتو …خیلی نظرت برام ارزشمنده استاد خیلی …..البته متنی که برای جلسه اول در نظر گرفتم کمی طولانیه نتونستم در یک دیدگاه ثبتش کنم
      دیشب تمام اونچه به ذهنم می رسید از چرایی چاق شدنم و چرایی ادامه دار شدنش و چرایی موفق نبودنم در کاهش وزنم
      در دفترم نوشتم و می خوام امشب یا فردا در قسمت دیدگاه اونو وارد کنم .‌امیدوارم باز هم نظر ارزشمندتونو درباره ی نوشتم ببینم چون خیلی خوشحالم می کنه و دلگرمم می کنه برای ادامه ی مسیر

      عروسم هم دچار چاقی و اضافه وزنه طی ۶ماهه گذشته با یک نوع رژیم و ورزش در خانه تونسته ۱۰ کیلو کم کنه…..خیلی خوشحاله ولی من با آگاهی امروزم می دونم به محض اینکه بخواد به خودش کمی راحتی بده دوباره ذره ذره وزنش برمی گرده

      اما امشب که می آد منزلم لینک سایت شمارو براش می فرستم هر جور خودش صلاح دونست انجام بده
      چون تا وقتی خودم به تناسب نرسیدم نمی تونم راجع به روش لاغری با قدرت ذهن نمی تونم هیچ مانوری بدم …

      استاااااااد یک دنیااااااا تشکر از توجهتون

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ ۰۸:۴۹
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 584 کلمه

      سلام و درود به استاد عزیزمون عطار روشن و تمام دوستانی که قدم در راه لاغر شدن با قدرت ذهن گذاشتن …
      شبی که با این سایت برخوردم و از شادی اشگ شوق ریختم و با تمام وجود خدارو شکر کردم هیچوقت از یاد نخواهم برد سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ که واسه خودش داستانیه علیحده دقیقا امروز ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ ۴۳ روزه که کم و بیش با فایلها و متن های آموزشی این سایت همراه شدم و امشب اولین شبیه که برگشتم به اول دوره …….اولین فایل تصویری رو به دقت نگاه کردم صوتیشو هم گوش خواهم داد دفتر و قلم آماده کردم و تمام دلایلی که در ذهن داشتم برای چاقی خودم اینکه از چه تاریخ و سنی شروع به چاق شدن کردم و چه عواملی اونو در من نهادینه کرد
      از سال ۸۲ تا به امسال خودمو به انواع روشها امتحان کردم ولی موفق نشدم که اینارو در پست بعدی توضیح خواهم داد خدمت دوستان دلایلی از چاقی خودم براتون خواهم گفت که کمتر از دوستان شنیدید و شاید به دلایل شما از چاقی خودتون ممکنه اضافه کنید تصمیم دارم نه تنها خلاصه متن هر جلسه ارو با دقت و تفکر بخونم و بنویسم بلکه از روی نوشته ی خودم با صدای خودم بخونم و ضبط کنم فایل تصویری و صوتی استاد روهم نگاه و گوش می کنم جمعا میشه پنج بار تمرین از هر جلسه و بعد نوشتن تمرین هر جلسه در قسمت دیدگاه هر جلسه نظرات دوستان رو هم مطالعه‌کنم‌‌ و‌اگر علتی از چاقی در نوشته هاشون دیدم‌ که ممکنه‌در چاقی منم نقش داشته باشه یادداشت و روی خنثی کردنش کار کنم

      کار مهمی که قصد دارم برای گرفتن‌نتیجه انجام بدم اینه که تک تک دلایلی که برای چاقیم و ادامه دار شدنش نوشتم‌ همه باید دونه به دونه به شکل منطقی در ذهنم رد و‌خط قرمز بکشم
      چون هر کدوم به تنهایی ‌مانع تناسب اندامم خواهند بود به شکل جدی
      ‌ فکر می کنم اینجوری بتونم پیشرفت خوبی داشته باشم نتیجه ای هم در این چهل و چند روز گرفتم آرامش کم شدن ترسم از غذا و احساس سبکی و تا حدودی کم شدن وزنم دارم و این برام خیلی دلگرم کننده اس و عزممو جذم کنم برای ادامه راه تا حصول نتیجه ی نهایی …….انشا الله فردا دلنوشته چاقی خودمو براتون در همین قسمت جلسه اول می فرستم با آرزوی موفقیت ثروت سلامتی و شادکامی برای استاد خوبم و همراهان گرامی فعلا شب بر همه ی شما خوش ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳ و ۵۳ دقیقه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۳۹۹/۰۵/۳۱ ۰۳:۳۰
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 252 کلمه

      سلام
      من خانومی هستم ۵۲ ساله که از سال ۷۶ مستعد چاقی شدم قبل این اتفاق از سن ۲۰ سالگی تا سی سالگی بنا به تصورات و افکار غلط دچار رویای چاقی شدم
      وزنم دو کیلو زیر حد استاندارد بود یعنی خیلی لاغر تا قبل بیست سالگی دو فرزند به دنیا آوردم و به دلیل زایمان و شیر دهی دچار اشکالات اندامی شدم
      شنیده ها رو باور کردم که می گفتن اگه‌‌تغذیه ات خوب بشه استراحتت بیشتر بشه غصه نخوری و خودتو بزنی به بی خیالی چاق و توپول میشی این اشکالات برطرف میشه

      با شوهرم تفاهم فکری و اخلاقی نداشتیم و خیلی رابطه ی تاسف باری داشتیم دایم دعوا حرص و جوش
      دو تا بچه پشت هم‌ دنیا اومدن و گرفتاریای خاصی که داشتن و‌من‌دست تنها

      این بود که به مدت ۱۰ سال حتی نیم‌کیلوهم‌وزنم اضاف نشد و‌من‌همچنان برای زیباتر شدن اندامم و مورد توجه قرار گرفتن از سوی همسرم رویای چاق شدن داشتم

      من فکر می کنم بدنم روی تناسب برنامه ریزی خدایی داشت ولی من عجیب دلم می خواست به فرم‌چاقی تغییرش بدم
      بدنم مقاومت می کرد
      ولی من به شدت حسرت چاق شدن داشتم و تصویرشو توی ذهنم می ساختم

      و بالاخره این اتفاق منحوس افتاد و مقاومت بدنم شکسته شد و روند چاقی در پیش گرفت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم