0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۵ ۱۶:۱۱
      مدت عضویت: 2186 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 659 کلمه

      سلام!

      من برای رسیدن به تناسب همیشه پیاده روی میکردم وچون خیلی برام خسته کننده بودم وهمه ی اطرافیانم برای رسیدن به تناسب عقیده داشتن که پیاده روی کار خیلی موثری بااینکه هیچ اطمینانی نداشتم یا هیچ تضمینی نبود تا اینکار برای من که هیچ لذتی نداشت واستمرار اون فقط باعث خستگی وناامیدی در من ایجاد میشد وگاهی ازخودم سوال میپرسیدم که من تاکی قراره که همین روال رو پیش برم ممکن بود در سنین بالاتر انجام همچین کاری برام خیلی سخت باشه والانم که کسالت آوره برام وهیچ آرامشی ندارم و اون مقدار غذایی که در قبل از پیاده‌روی دارم آرامش بیشتری داره تا وقتی که بعد چندروز با ولع بیشتر میخورم و گاهی دیوانه وار فقط آشپزی میکنم و حتی اگه دلمم نخاد بازم فکرم بیشتر درگیر غذا و خوراکی وفست فود میشه این همه استرس و ترس من از چاقی چی میشه ؟

      آیا این توجه من به چاقی و عوامل بازدارنده می‌تونه دائمی باشه ؟

      من برای کم کردن اضافه وزنم دیگه چقدر باید خسته بشم یا تحرک داشته باشم نگرانی من از آینده چقدر دیگه میتونه منو نابود کنه ومن هربار شکست بخورم حالم بد بشه چی از خدا گلایه کنم از وضعیت اجتماعی م از وضعیت جسمی وروحی م از این عصبانیت ها وپرخاشگری هام وعذاب وجدان بعدش و این رفتار های اشتباهم در مواجه با حرفای دیگران یا حفظ خونسردی از انتقاد دیگران نسبت به خودم اهمیت دادن به نظرات دیگران وفکر اینکه الان که از مهمونی اومدم فلانی حتما پشت سرم چیزی گفته و عیب و ایراداشون وخندیدناشون

      استاد من بااینکه آدم پر خوری نیستم ولی هیچ تفاوتی با یک فرد پور خور ندارم شاید من بیشتر تاثیر گذار تر بودم در روند چاقیم افراد دارای رفتار پرخور و افراد دارای ذهن پرخور تفاوتی باهم ندارند

      مثل خودم چقدر دیگه باید به استرس و ترس و ناامیدیم از زندگیم توجه و تمرکز فقط مبارزه با چاقی مانند چاقوی دولبه تیز بود

      ازهرطرف بیفتم نابود کننده است 

      چقدر جملات بالا وحشتناک استاد مخرب و بیمار گونه

      ولی خوشحالم که اولین بار دارم باورهای اشتباه ذهنیم رو مینویسم و شناسایی اون ها باعث میشه تا درجهت تحقق اهداف من در زندگیم در اعتماد به نفس بالا یا مهمترین چیز آرامش 

      من برای آرامش روحیم همش دنبال مقصر بودم البته فک کنم پیچیده ترین مشکل رو من داشتم چون همش میرفتم پیش دعا نویس یا رمال ، ایشان ، زیارتگاه ،باورتون نمیشه استاد من و خونوادم برای آرامش روحی من به یک زیارتگاهی میرفتیم که کلا قبرستان بود و همین باور اشتباه من بود تا سراز اونجا دربیارم شبا میموندیم خیلی وحشتناک بود فقط بخاطر باور حرفهای ی سری انسان نمیدونم چی بگم و الان از خودم سوال میکنم چه دلیل دیگه ای می‌تونه داشته باشه جز عجله کردن در رسیدن به خواسته هام حتی یکبار پیش پزشک یا باشگاه یا رژیم نرفتم اولش مادرشوهرم همیشه حرفش همین بود کاراش رفتاراش ودرزمان کودکیم خاله م پیش مامانم از جن ودعا و خلاصه همیشه حرف میزد در دوران سنین ۱۸/۱۹سالگیم تشدید شد بگذریم 

      استاد تااینکه باشما آشنا شدم حرفهایی پرقدرت از شگفتی های آفرینش انسان طبیعت بدن متناسب لذت بردن از زندگی چقدر این جملات رو دوست داشتم

      من متوجه شدم

      لاغر شدن خیلی آسون تر از چاق شدن اولین تغییرات از همین ذهن آرومم یا لذت از زندگیم شکرگزاری از خدای مهربون همش رو دوباره دارم ازشما یاد میگیرم استاد بدون ترس درکمال آرامش احساس خوب خداگونه

       🥺🕊️ 

      اینکه خدا در وجودمه واز رگ گردن به من نزدیکتر

      برای ارتباط بااون فقط کافی صداش کنم و اون به بهترین شکل ممکن مسیر رو برام روشن میکنه فانوس آرزوها رو در دستم میگیرم و سوار بر تکه ای ابر ☁️ 

      در گرمای لذتبخش و آسودگی خیال راحت مسیر تناسب رو طی میکنم

      من یادگرفتم درهمه حال از خدای مهربونم سپاسگزار باشم

      هیچ ترسی از آینده نداشته باشم و بدون غم و غصه از گذشته و نگرانی از آینده از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم از جوانیم و شادابیم از زندگی که دارم

      این نوشتن و خواندن نظرات دوستان در همه ی دوره های رایگان باعث شده تا احساس امنیت کنم

      ممنون استاد 🌼✨ 

      الهی شکر 🌼🌼🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۴ ۱۴:۱۰
      مدت عضویت: 1236 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام ب دوستان و استاد عزیزم.

      من حدود شصت و چهار کیلو هستم ولی دلم میخواد ک ب وزن پنجاه و چهار یا پنجاه و دو برسم از دیروز ب این سایت هدایت شدم و خیلی مشتاقم ک راه رو ادامه بدم و نتایج شگفت انگیز بگیرم و ایمان دارم ک می‌شود.چون با تغییر باورهام نتایج خوبی گرفتم و این بار هم حتما موفق خواهم شد.

      دلایل چاقیم:

      ممکنه خنده دار باشه ولی واقعیت اینه ک وقتی ی غذایی یا خوراکی توی خونه باشه من فک میکنم ک تموم میشه و ب من نمیرسه و میرم زود میخورمش درصورتی ک اصلا اینطور نیست و همسرم آدمی هست کم غذا.و علاقه ای ب خوردن غذا و…مونده نداره.دومین دلیل چون تحریم کمه اینطوری وزن آضافه کردم همیشه.درصورتی ک فضای کافی دارم برای تحرک توی محل کارم.دلیل بعدی حتما باید زیر نظرپزشک باشم ولی این غلطه چون من خودم مسئول چاقی هستم و خودم بهترین پزشک برای خودمم.دلیل بعدی اگه قحطی بیاد اولین نفر منم ک بمیرم اینو بابای خدابیامرزم میگفت و منم باور کرده بودم ولی الان میگم من اراده خوبی دارم من ساعت گرسنگی و سیری خودمو خوب میشناسم

      دلیل بعدی ب نظرم من آدمی هستم ک بسیار ب خوردن غذا و هله هوله اشتیاق نشون میدم و بالاترین لذت برام غذا خوردنه ولی الان میگم ک بالاترین  لذت لاغر بودن و تناسب اندام هست.

      اینا چند تا دلیل من بودن فقط چندتا وقتی داشتم می‌نوشتم از باورهای غلط هم خنده م می‌گرفت هم میترسیدم و ناراحت میشدم ک من چقدر ب خودم ظلم کردم و نمیدونستم.ولی خدارو شکر میکنم ک راهمو پیدا کردم در کنار شما دوستان و استاد عزیز ب بهترین نتیجه برسم با لطف الله یکتا.سپاس و روز خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۳ ۱۴:۵۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز 

      من لاغری با ذهن رو از تاریخ ۱۴۰۱/۴/۱۰شروع کردم و بعد از. گذشت ۳ماه من به وزن ایده آل خودم رسیدم بدون هیچ ورزش و رژیمی یا پیاده روی یا خوردن قرص بدون هیچ کاری فقط بودن در مسیر لاغری با ذهن خداوند رو واقعاسپاسگذارم که من رو هدایت کرد به این سایت و استاد عطار عزیز ،استاد عطار روشن ممنونم ازتون به خاطر لطف بی کرانتون ایشالا که از خدا هر چی میخاید بهتون بده 

      چه لذتی میبرم وقتی کسی منو مبینه  و میگه وای چقدر لاغر شدی چطوری یه دفعه،چه خوب شدی، خدایا ممنونت من از وزن ۷۵کیلوگرم رسیدم به ۶۲کیلو بدون هیچ کاری و فقط با دوره های رایگان استاد عزیز 

      تنها اشتباه من این بود بعد از اینکه متناسب شدم دیگه نیومدم توی سایت و هیچ ویدیویی از شما ندیدم استاد و۴ماه من توی مسیر لاغری با ذهن نبودم و اشتباه کردم چون دوباره غذا خوردنم مثل قبل شد ترس از چاقی اومد سراغم و خودم رو کشیدم و دیدم که ۲کیلو اضافه کردم با اینکه معلوم نیست و اندام متناسبی دارم هنوزم اما دوست ندارم این ترس با من باشه و یهو به خودم بیام ببینم ۱۰کیلو‌اضافه کردم 

      من برای بار چهارم ۱۲گام لاغری رو شروع میکنم به خاطر اینکه در این مسیر باشم متناسب تر باشم و تا آخر در این مسیر میمونم 

      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست

      دلایل چاقی من :

      1. پرخوری 
      2. تند غذا خوردن 
      3. ازدواج 
      4. بارداری 
      5. ورزش نکردن 
      6. تنبلی 
      7. افراط کردن در مواد خوراکی 

      ترس از چاقی 

      به امید فردایی بهتر سپاسگزارم از استاد عطار روشن  .من به خاطر لطف شماست که تونستم متناسب بودن خودم رو ببینم مچکرم ،🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۱ ۲۳:۰۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      سلام زهراهستم ۳۷ساله خداراشکرمیکنم که من رابه سوی مسیرلاغری باذهن هدایت کرد.من ازبدوتولدوزن ۵کیلو داشتم وتادوران راهنمایی این تپلی همراهم بودبرام مهم نبودتااینکه رفتم کلاس تکواندوویک دفعه قدکشیدم ولاغروخوش اندام شدم ودرسن ۱۶سالگی ازدواج کردم وتا حاملکی اول اندام خوبی داشتم وبعدازحاملگی وتوشیردهی وزنم اضافه ترشدوبازم انگاراون زمانها براهیچ کس زیادمهم نبودوبعداز۵سال توحاملگی دومم وزنم بیشتربالا رفت وبعدازاون رفتم توفکرلاغری وروش های زیادی راامتحان کردم یه دفعه تو۴۵روز۳۰کیلووزن کم کردم دوباره بازگشت یه سری دمنوش خوردم دوباره بازگشت یه سری توی ۴ماه ۳۵کیلووزن کردم خلاصه بارها وبارها مشکل معده روده مریضی اعصاب پیداکردم وافسردگی شدید ودوباره بازگشت وزن بیشترتااینکه سال ۹۹رژیم دکترکرمانی گرفتم وازوزن ۱۱۰به ۷۵رسیدم توسال ۱۴۰۰وطی یکسال وزنم بالا اومده دوباره ولی وزن نکردم وخیلی ناراحتم وحالا خداکمکم کردوتواین مسیرقرارم دادانشاالله که سربلندبیرون میام .

      عوامل چاقی

      ارثی

      قرص اعصاب

      تندغذاخوردن

      ترس ازچاقی

      اشتهای زیاد

      پرخوری عصبی

      سوخت وسازپایین(یبوست)

      شایدبرااینکه هرروزبرنج میخورم

      شایداینکه اگه گرسنه بمونم میمیرم

      خوردن حالموخوب میکنه

      حاملگی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      به نام خداوند هدایت گرم

      سلام خدمت استاد عزیز و همراهان همیشگی.

      قبل از هر چیزی برای انگیزه بیشتر افرادی که به لطف و هدایت خداوند وارد این سایت میشون میخوام بگم لاغری با ذهن بهترین روش برای لاغریه ذهن ما بسیار توانمند است و به راحتی و با تغییر  باور و فرمول های نادرست به راحتی میتوان به سلامت،لاغری ، ثروت رسید.من پریسا برای بار دوم شروع به تکرار ۱۲ جلسه رایگان کردم ام . من تقریباً از ۸ ابان شروع کردم و امروز ۳ دی ماه هست من در تی این یک ماه و چند روز به لطف خدا و استاد عزیز توانستم از ۷۸ کیلو به ۷۲ کیلو برسم که واقعا شگفت انگیز و مطمئن هستم ب زودی من نیز جزی از افرادی میشم که در این مسیر شگفتی خلق کرده اند.

      چاقی در بدن من همانند ویروسی ناشناخته شکل گرفت .ویروسی که از اسم اشم ترس داشتم از کودکی تا چند ماه پیش . ترسی که با وجود تناسب اندام نیز همواره در من وجود داشت. 

      از کودکی باور های در من ب مرور زمان شکل گرفتن و ذره ذره در من رشد کردن و در اخر تناسب در من تبدیل به چاقی شد . 

      حالا این عوامل چاقی من چیا بودند:

      ۱_پرخوری😣

      ۲_کم تحرکی🙁

      ۳_نامزدی و ازدواج😕

      ۴_ول کردن باشگاه🏋🏼‍♀️

      ۵_ریزه خواری😧

      و مهم ترین عامل چاقیم داشتن ترس از چاقی بود ترس از داشتن شکم و من دقیقاً در این مدت کم چه چاق شدم از ناحیه شکم بیشتر چاق شدم طوری که انگار چاقی من فقط در شکم من جمع شده .

      ولی دیگه همه چی در زندگی من متفاوت هست من فردی کاملا ازاد هستم ازاد در خوردن پوشیدن . فردی با اعتماد بنفس کسی که در همه حال از خودش و جسم اش سپاسگزاره و خودشو دوست دارم.و هیچ ترسی از چاقی نداره🤗

      لـآغـر آسـانـ تـریـنـ کـار دُنـیـآسـتـ

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 245 کلمه

      سلام به همه دوستان عزیزم

      دلیل اینکه چرا چاق هستم 

      من در بچگی لاغر بودم جوری که خانوادم نگران بودن مادرم میگفت بردیم دکتر یه شربت داد دیگه تو اشتهات باز شد غذا زیاد خوردی

      من از سن ۱۶ سالگی شروع به چاق شدن کردم الان ۲۳ سالمه من در اول دبیرستان که مدرسه ام عوض شد اون مدرسه از خونمون دور بود با سرویس میرفتم و میومدم خانوادم بهم میگفتن تو با سرویس میری و میای چاق میشی ها 

      این جمله رو باور کرده بودم که تحرکم کم بشه چاق میشم

      بعدش یه مدت افسردگی گرفته بودم دیگه کلا خونه موندم باز چاق شدم خانوادم باز میگفتن اینقدر خونه نمون چاق میشی

      بعد رفتم آرایشگاه کار کردم یکم تحرکم زیاد شد یکم لاغر شدم  بعد ۳ بار باشگاه رفتم تکواندو ، بدنسازی ، پیلاتس باز ول کردم چاق شدم 

      به خاطر حرف های بقیه میخواستم لاغر بشم همه تا منو میدیدن میگفتن چرا چاق شدی شکم داری فلان دمنوش رو بخور ورزش کن پیاده روی کن 

      در ذهن من این باور ها درست شده که ورزش سخت و پیاده روی و رژیم باعث لاغری میشن

      این باور هم در ذهنم هست که افرادی که در بچگی لاغر بودن وقتی بزرگ میشن چاق میشن و افرادی که در بچگی چاق بودن وقتی بزرگ میشن لاغر میش

      من تا پیش از آشنایی با این سایت فکر میکردم دلیل چاقی ام تحرک کمم و ورزش نکردنم و زیاد خودنم هست 

      خداروشاکرم که منو با سایت خوبتون آشنا کرد😍🌹

      و خوشحالم که در مسیر لاغری هستم🤩😍

      از شما هم سپاسگزارم استاد🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 390 کلمه

      به نام خدای عشق 

      سلام به همه عزیزان

      لاغر شدن در صورتی میتونه دائمی باشه که علت چاقی تشخیص داده بشه و بعد برطرفش کنیم. نه اینکه بخوایم نتیجه و تغییر بدیم.

      چون نتیجه، تکرار افکار و رفتار و باورهای ماست. 

      مامانم غذا درست کرده بود و من که اولین نفر بودم که از اون غذا میخوردم گفتم: یکم شور شده. 

      گفت: شور؟! منکه به اندازه نمک ریختم.

      منم به خوردن ادامه دادم و یکدفعه گفت اهاا حواسم نبوده و ۲بار نمک ریختم. 

      به هر حال ما نمیتونستیم کاری کنیم تا شوری غذا از بین بره. اما با فکر کردن به اینکه در زمان درست کردن غذا چه کاری انجام دادیم تونستیم علت شور شدن و تشخیص بدیم. 

      …..

      اوایل که من تازه آشپزی یادگرفته بودم و خیلی ماهر نبودم تصمیم گرفتم حلوا درست کنم و ماه رمضان هم بود. رفتم دستور پختش و از اینترنت دراوردم و شروع کردم. 

      اول شربتش و درست کردم و آب و شکر و زعفران و گلاب ریختم. حالا هرچی هم میزدم شکراش حل نمیشد. با خودم میگفتم ای بابا اینا چرا حل نمیشه آبشم که جوشه. هی هم میزدم، هی هم میزدم، و اونطور که باید حل نشد. 

      به هرحال به کارم ادامه دادم و آرد و تفت دادم و شربت و ریختم و درست شد. خیلی خوشحال ریختم تو ظرف و منتظر موندم تا اذان.

      اذان و که گفتن منم خیلی خوشحال یک قاشق بزرگ زدم تو حلوا و گذاشتم دهنم و اولین گاز و که زدم استپ کردم و چشام گرد شد. واااای نگم براتون که بدمزه‌ترین حلوایی بود که تو دنیا درست شده بود. حالا چه طور بود؟ شور، شووووور شوووور، زهرماااار. وحشتنااااک بوووود. انقدر شور بود که تلخ شده بود. حتی الان که بهش فکر میکنم دلم ریش میشه. 

      بعد مامانم گفت منم با خودم گفتم که فاطمه چرا ظرف شکر و برنداشته. و بهم گفت که دونه‌های شکر بزرگ‌ترن. 

      منم موقع برداشتن ظرف شکر شک کرده بودم که کدومش شکره یا نمک. به هر حال اون موقع هم روزه بودم و هم کلا خوشم نمیاد که نمک یا شکر و مزه کنم.

      از اون موقع که خیلی سال قبل بود حدود فکر کنم ۶ یا ۷ سال، دیگه فرق شکر و نمک و فهمیدم. و هر چیزی که خواستم درست کنم دیگه اشتباه نکردم. 

      این هم یعنی من علت کارم و تشخیص دادم و یاد گرفتم و دیگه هیچ وقت اون اشتباه و تکرار نکردم. نه تنها در حلوا بلکه در غذاهای دیگه.

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار طاهره فروغی
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۷ ۲۰:۲۲
      مدت عضویت: 1785 روز
      امتیاز کاربر: 5975 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      سلام خدای مهربونم

      خدایا بینهایت سپاس که اشتیاق بودن در مسیر رو  در دلم زنده نگه میداری 

      سلام استاد عزیزم و دوستان خوبم

      گام اول رو شروع میکنم

      ما همه از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردیم و سختی های زیادی کشیدیم ولی نسبت به رنجی که متحمل میشدیم به نتیجه داعمی نمیرسیدیم و بعد از مدت زمانی حالا چند هفته ویا چند ماه بالاخره به حالت اول و چاقتر از اون هم میرسیدیم

      ادم ها میتونن متناسب باشن اگه اطلاعات ذهنشونو تغییر بدن 

      ما در این مسیر دو موضوع داریم 

      ۱-چرا ما چاقیم و چرا خیلی ها لاغرن 

      ۲-باید از چه طریقی لاغر بشیم

      مطمعنا همه ما به دنبال رسیدن به راه دومیم هر چی چاقیمون بیشتر باشه عجله ما برای رسیدن به  تناسب بیشتره

      ما در همه روشهای قبلی میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و برای همین موفق نشدیم و اگه تا حدی لاغر شدیم ولی دایمی نبود و باز چاقتر از قبل میشدیم

      ما همیشه از کسایی راه کار گرفتیم و مشورت کردیم که خودشون در نهایت نتیجه نگرفتن و این کار فقط ما رو خسته کرد و خودمون رو ناتوان تر میدیدیم و به جایی که به اون راهکار شک کنیم با خودمون و تواناییمون شک میکردیم و هر دفه مایوس تر از گذشته بودیم

      ما باید علت رو شناسایی کنیم تا به لاغری دائمی برسیم

      خب علت چاقی من چی بود

      من از بچگی چاق نبودم و تازه خیلی لاغر هم بودم ولی همش از مادرم میشنیدم که ما چاقی ارثی داریم خواهرم هم لاغر رود و به بلوغ که رسید چای شد و مامانم همیشه میگفت ببین خواهرت چقد قویه تو هم باید بخوری که قوی بشی و منم به بلوغ که رسیدم و به خودم اومدم دیدم چاق شدم و هم کلاسی هام بهم که میگفتن ناراحت میشدم و راهی بلد نبودم تنها راه که با ذهنم میومد کم خوردن و نخوردن و روزه گرفتن بود و ابن سختی ها گذشت تا به سن ازدواج رسیدم و همیشه شنیده بودم و دیده بودم که ازدواج باعث چاقی میشه و بعد بارداری و با قرار گرفتن در این شرایط چاقتر شدم وقتی رفتم سر کار همکارام گفتن از پشت میز نشینی چاق شدن  و منم با این باور چاقتر شدم و بعد خوردن قرصهای هورمونی چون دکتر گفت احتمال ورم موقع خوردن است و من با این باور تا ۸۵ کیلو رسیدم 

      خدایا بینهایت سپاس که در این شرایط نموندم و لطفت رو شامل حال من کردی 

      خداوندا در این مسیر هدایت و حمایتم کن

      در پناه خدا باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 84 کلمه

      سلام وقت بخیر

      دلایل چاق شدنم رو بهتون میگم

      من بعد از ازدواجم روتین زندگیم عوض شد

      به عنوان مثال ساعت غذا خوردن ، ساعت خوابیدنم تغییر کرد، نوع غذام عوض شد بیشتر غذاهای چرب و آماده و شیرین و نوشابه

      که متاسفانه تمام این موارد باعث افزایش وزن ناگهانی من شد و همزمان باعث تنبلی تخمدان و بی نظمی پریود و عدم تعادل هورمونیشد که تمام اینها باعث افزایش وزن بیشترم شد

      خیلی تلاش کردم اما هنوز به نتیجه نرسیدم

      الان تنها امیدم اول خدا بعد تناسب ذهنی هست

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Aida
      ۱۴۰۱/۰۸/۱۴ ۱۸:۰۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 537 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرم😊

      من تازه با این سایت آشنا شدم و خیلی خوشحالم که به مسیر درست هدایت شدم خدارو هزار مرتبه شکر

      خب منم میخام مث بقیه دلایل چاقیم رو بنویسم که خیلی بهم حس خوبی داد شناسایی کردن این دلایل

      خب من در زمان کودکی متناسب بودم و فقط صورتم کمی تپل بود و وقتی هفت هشت سالم بود مامان بزرگم هی بهم میگفت که استخون بندی من درشته چون قدم از خواهر بزرگترم بلند تر شده بود هی بهم میگفتن تو‌استخون بندیت درشته

      و بعد زن عموم بهم میگفت تو بزرگ بشی مث عمه ات میشی چون استخون بندی تو‌مث‌اون درشته منم چون کوچک بودم خیلی توجه نمیکردم به حرفش ولی این حرف یه گوشه ذهنم هک شده بود که بزرگ بشم مث عمم میشم 

      و بعد این ماجرا ها وقتی ده یازده سالم بود از این و اون میشنیدم که دخترا به سن بلوغ برسن چاق میشن چون بدن شون حساس میشه و خواهرم که سه سال ازمن بزرگتر بود یهو شروع کرد به چاق شدن و منم باورم شد که رسیدن به سن بلوغ آدمد چاق میکنه ووقتی چهرده سالم بود علاقه شدیدی به خوردن شیرینی پیدا کردم و هرروز کیک و شکلات کی خریدم و میخوردم تا یک ماه همینجوری ادامه دادم که دیدم یکم تپل شدم ولی راضی بودم چون دیگه اندامم به صورتم یکی شده بود ولی تو‌خونواده همش بهم میگفتن وای چقدر چاق شدی(البته چون تو خونواده ما همه متناسبه و من تنها فرد چاقم) ولی من به حرف شون توجه نمیکردم چون خودم مشکلی نداشتم ولی بعد ها کم کم لباسام برام تنگ میشد و دیگه از اضافه وزنم خوشم نمیومد چون هرروز بیشتر میشد ولی نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم و هی درحال خوردن بودم

      و تا الان که هجده سالمه هنوز این اضافه با منه تو این چهار سال خیلی تلاش کردم رژیم گرفتم ورزش کردم خیلی خوب هم نتیجه گرفتم ولی برام نموند و دوباره چاق شدم و من تا بیشترین وزنی ک تجربه کردم تا هفتاد و چهار کیلو گرم بوده که البته تو ماه رمضون نمیدونم چی شد یازده کیلو کم کردم و شدم شست و سه کیلو ولی بعد رمضون دوباره شدم هفتاد و هنوز همونم و اصلا وزنم تغیری نکرده 

      و خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم و میتونم این چاقی رو برای همیشه رد کنم بره (البته یک ماه پیش با این سایت آشنا و تو این مدت فقط دنبال دلایل چاقیم بودم چون من اولش فکر می کردم چون زیاد غذا میخورم و تحرکم کمه چاقم ولی وقتی نظرات دوستان رو خوندم هر روز متوجه دلایل بیشتری شدم و الان اینجام که این مسیر زیبا رو شروع کنم)

      من خیلی جاها بخاطر اضافه وزنم تحقیر شدم خیلی جاها دلم شکسته ولی به روم نیاوردم و الکی خندیم خیلی ها منو‌مسخره کرده ولی ادامه دادم و تصلیم نشدم تا خدا منو به این سایت هدایت کرد و خیلی خوشحالم که میتونم از راه که صد در صد نتیجه بخشه به رویام برسم 

      و دلایل چاقی من :

      به عمم رفتم برا همین چاقم

      استخون بندی من درشته

      چون به سن بلوغ رسیدم چاق شدم

      نزاج من سرده برا همین چاقم 

      چاقی خوشکلی میاره لاغر بشی زشت میشی 

      خوردن غذای زیاد منو چاق کرده 

      چون تحرک‌ندارم چاق شدم

      سوخت و ساز بدنم پایینه 

      ریزه خواری منو چاق کرده 

      سخت بودن لاغری تو ذهنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا