0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 666 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
900 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 180 کلمه

      بسم الله الرحمن الرحیم

      سلام و درود خدمت جناب اقای عطارروشن.

      بنده شما رو از سایت استاد عباسمنش شناختم و اونجا توی کامنت هاتون متوجه شدم که سایت لاغری با ذهن دارید…

      اسمتونو گوگل سرچ کردم و سایتتون بالا اومد…

      یکی دو روزه دارم توی سایتتون میگردم.

      خیلی جالبه برام…

      و حس میکنم دقیقا چیزی ک باعث اضافه وزن چندین ساله ی من شده فقط و فقط ذهنمه…

      من موقع مسافرت فقط و فقط به فکر خورد و خوراکم و دوتاسبد خوردنی فقط جمع میکنم.چون ذهنم میگه اینجوری بیشتر خوش میگذره…

      مهمون ک میاد ذهنم فقط درگیر تهیه غذا و دسر و شیرینی هس چون ذهنم میگه با خوردن بیشتر خوش میگذره…

      هزاران مثال دارم…

      کلا ذهن من خودش رو با خوردن ارام میکنه…

      با خوردن شیرینی و کاکائو به اوج مستی میرسه

      فشار ناراحتی ها رو با خوردن کمتر میکنم

      عصبیتم رو با خوردن کاهش میدم

      لذتم رو با خوردن افزایش میدم

      مهمونی هام رو با خوردن مفرح تر میکنم

      و…   و….    و…..

      خیلی خوشحالم اینجام

      و امیدوارم توی این دوره ای ک لطف کردید و رایگان گذاشتید بمونم و قدرش رو بدونم و ب نتایج مسرت بخشی برسم انشاالله…

      شاد و سلامت و ثروتمند باشید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار گلی
      ۱۴۰۳/۱۰/۰۳ ۱۳:۴۰
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 327 کلمه

      به نام خدا

      خداوند را شاکرم من را در مسیر لاغری با ذهن قرار داد تا با یادگیری آن به سمت متناسب شدن دائم گام بردارم.

      من چرا شدم؟

      من متناسب بودم. اونم سالها. اکثرا می گفتن خیلی لاغری. شبیه فلان بازیگری. یا مدام یه چیزی می گفتن. حس خوبی نداشتم. مدام فکر میکردم زشتم. در صورتی که بدن من خیلی متناسب بود‌. اونقد بقیه تکرار کردن که  من دوست داشتم یه مقداری وزنم اضافه بشه. یه دوره خیلی میخوردم. ولی دریغ از یک کیلو اضافه وزن. ماه رمضون که میشد من سریع وزن کم میکردم. ماه رمضون ها غصه ام میشد. باشگاه ثبت نام کردم. به همه گفتم برای سلامتی باشگاه میرم. ولی میخواستم ۵ کیلو وزنم بالا بره. ولی همون ماه اول ۳ کیلو کم کردم و ۵۰ شدم. بعد باشگاه میخوردم. میان وعده هام زیاد شد.یکم تو پور شدم. ولی بعد یک سال و نیم باشگاهرو کنار گذاشتم. یه روز بیرون رفتم و دختر خالم رفت روی وزنه. منم خودمو وزن کردم. از قبل همه می گفتن بعد اینکه باشگاه رو کنار بزار چاق میشی. منم اون روز بعد چند ماه که روی وزنه رفتم ۸ کیلو اضافه کردم. خیلی خوشحال شدم. ولی بعد چند ماه شکمم بزرگ شده بود. ترس و نگرانی من شروع شد. هر روز می رفتم پیاده روی. توی وزن ۶۵ کیلو  بودم که رژیم گرفتم چند کیلو کم کردم.  ولی بعد رژیم بعد چند ماه دوباره اضافه کردم. زمان کرونا وزنم بالا رفت تا همین خرداد یا اردیبهشت امسال(یه بار وارد سایت شدم سه هفته بودم وزن کم کردم و دوباره همه چیو فراموش کردم) از همون هفته اول تغییراتم شروع شد تا الان. شکر خدا الان حالم از نظر روحی خیلی بهتره تاجسمی. توجهی به جسمم ندارم. ولی اونقد بقیه میگن تغییر کردی، روی وزنه میرم. وزن کم کردن رو هم دوست ندارم. ولی بقیه میخوان بدونن. ده کیلو توی این چند شش ماه کم کردم. بیشتر خوشحالم شخصیتم لاغر شده. بعد دوره صد روزه تغییرات زیادی جسمی و ذهنی داشتم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 414 کلمه

      اولین چیزی ک از چاقی یادمه اینه ک مامانم وقتی بچه بودم بهم میگفت غذاتو تا اخر بخور ک فرشته ها لعنتت میکنن و من هم غذا هامو تا اخر میخوردم ک فرشته ها لعنتم نکنن

      ازدواج ک کردم انگار یه مانع بزرگ از سر راه پرخوری من برداشته شده بود 

      شوهر هم ک کردم پس دیگه وزنم مهم نیست. 

      یه شک اضافه وزن دیگه هم موقع حاملگی و شیر دهی داشتم. یادمه سر بارداری دوم ۲۰ کیلو اضافه کردم. میگفتن شیر ک میدی لاغر میشی ولی بازم من خوردم تا شیرم زیاد بشه و باز هم چاق شدم 

      موقع تغیرات هورمونی هم تا دلم میخواست شیرینی کاکائو میخوردم. 

      جمعه ها پناه تنهایی من چیپس و پفک و تخمک بود. هر جمعه 

      تا جایی ک غذا میپختم ولی نمیخوردم بجاش چیپس بسکوییت وپفک میخوردم 

      یه دوره ای هم هفته ای چند بار پیتزا میخوردم نوشابه ک بجای اب عضو هر روز خونه ما بود تند تند بطری خالی دور میریختم 

      مشکل من این بود ک غذای ناسالم زیاد میخوردم سالم هم زیاد میخوردم

      امان از وقت هایی ک کیک یا پیتزا زیاد میومد. از خواب بیدار میشدم میرفتم دستشویی بعدش میرفتم مستقیم سر یخچال.  نصف شب 

      چاقی اعتماد بنفسم رو از من گرفت احساس میکردم لایق دوست داشته شدن نیستم. حتی بعد ازدواج هم فکر میکردم شوهرم دیگه زیاد دوستم نداره چون چربی هام تو ذوقش میزنه 

      عوارضی ک چاقی برام اورد دیابت بود. البته فقط قند ناشتام بالاست و همچنین دیابت بارداری گرفتم و انسولین زدم و بچه ای با وزن بالا ب دنیا اوردم. ترس از اینده اون هم دارم چون اون هم داره تپل میشه. نمیخوام درد هایی ک من تجربه کردم اون هم تجربه کنه 

      پس دنبال راهکارم. اول واسه خودم  ک بعد بتونم ب اون هم کمک کنم 

      از بچگی چاق بودم. شاید اگر بگم چاقی سی ساله ای تجربه کردم دروغ نگفتم 

      از بچگی النگو سایز دستم کم بود خیلی کم 

      و امسال برای اولین بار یکم دست انتخابم باز تر بود. خیلی وقته انتخاب هام بر اساس هرچی اندازم ام هست  بود.   نه هرچی پسندم بود 

      تو جمعی ک بودم ادم های لاغر تر از من درگیر لاغری و رژیم و بی ریخت شدم و شکمم بزرگه بودن. و من گوش میکردم و سکوت میکردم

      چون کسی ک اینو میگفت خیلی از من لاغر تر بود 

      و من حرفی برای گفتن نداشتم.

       اینم بگم  که از عمد میگفت ک منو تحقیر کنه همیشه تو ذهنش با من در رقابته 

      کاهش وزن ارزشمندی رو تجربه کردم خدایا کمکم کن که روز ب روز سالم تر و تندرست تر باشم و صد البته خوش اندام با شکمی تخت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۸ ۲۱:۴۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 690 کلمه

      داستان چاقی من:

      من تا سن ۱۶سالگی لاغر بودم و هر کی می‌رسید می‌گفت وای چه لاغری چه استخوانات معلومه مثل مرده ها هستی و هزار تا چیز دیگه که من به فکر برد برای چاقی اما بازم هرچیزی که می‌خوردم چاق نمی‌شدم و زیادم می‌خوردم و میگفتم هرچیم بخورم چاق نمی‌شم یه روز خالم گفت چرا چاق نمیشی گفتم نمی‌دونم چرا هرچی میخورم چاق نمی‌شم گفت به خاطر همین جمله ایی که میگی چاقی نمیشی رفته تو ضمیرناخودآگاهت من از اون روز گفتم خب برعکسشو میگم شاید چاق شدم و با خودم مرور میکردم که هرچی میخورم چاق میشم حتی آب و به مدت یکماه علاوه بر وعده های اصلی شب موقع خواب غذای زیادی می‌خوردم همراه با نوشابه و سالاد و سس  روزانه ۲تا دلستر می‌خوردم میگفتم بزار وزن بگیرم و کم کم دیدم که بله دارم توپر میشم و ذوق میکردم هرکس میدید می‌گفت آها اینجوری خوبه این درسته تازه داری خوب میشی ولی از جایی به بعد نمی‌خواستم چاق بشم ولی نمیشد و در حال اضافه وزن بودم هر کی می‌گفت چرا چاق شدی یادم رفته بود که خودم اینکارو‌کردم‌با تغییر ناخودآگاهم و می‌انداختم گردن ارث یا استخون بندی درشت تا فهمیدم کم کاری تیرویید دارم و دکتر بهم گفت هواست به وزنت باشه ورژیمم شروع شد رژیم غذایی و باشگاه ورزش حلقه زدن تو خونه خوردن سرکه سیب تو ۴سال هرچی سعی کردم لاغر بشم نشد کمی لاغرمیشدم اما برمیگشت حتی بیشتر از قبل . و ازدواج کردم و نمی‌دونم چرا یهو به خودم اومدم دیدم ۱۰کیلو اضافه کردم و هر کی هم می‌گفت وای چه چاق شدی ناراحت میشدم و میگفتم دلم میخواد دوست دارم و با خودی ها مثلاً درد و دل میکردم میگفتم مال تیرویید مال کم تحرکیه.ازدواج . خوردن قرص .مکمل .تند تند گرسنه شدن .درس خوندن سقط مکرر. ناراحتی.و……برای بقیه دلیل می‌آوردم  ولی از طرفی دنبال راهی بودم برای لاغری و تمام باشگاه های شهرمون رو دونه دونه ثبت نام میکردم و آخرم هیچی به هیچی دوباره برمیگشت و من خسته میشدم . قرص های لاغری . رژیم های متفاوت . تا یه روز قرص متفورمین خریدم که بخورم برای لاغری ولی اصلا دوست نداشتم بخورم دودل بودم میدونستم احتمال بروز دیابت هست افت قند یک هفته تو کیفم بود هی دست دست میکردم نمی‌ذاشتم شوهرم ببینه چون نمیذاشت و می‌گفت خوبی نمیخاد از این چیزا بخوری سال ۱۴۰۰بود تو نت سرچ کردم رژیم های مختلف و آسان ببینم چی میاد . یه لحظه پاک کردم گفتم همه اینا رو امتحان کردم نوشتم لاغری اومد لاغری با ذهن و من کنجکاو دوره ی رایگان رو با انرژی خیلی خوبی شروع کردم قرص رو انداختم دور و تا میتونستم تو سایت میومدیم و می‌نوشتم و خیلی شگفت انگیز تو ۳ماه من از ۷۸رسیدم به ۶۵و خوشحال از اندام متناسب ولی دوباره حرف بقیه چرا لاغر شدی چیزی شده بیمار شدی و هزار حرف دیگه شدی مثل معتادا و….من یکم دلسرد شدم ولی تو همون وزن موندم گفتم خودم دوست دارم که متناسب باشم و باردار شدم و چون سقط مکرر داشتم دکتر استراحت مطلق داد و مکمل و ویتامین و چون حرفی که همیشه شنیدم از قدیما که بارداری باعث اضافه وزن میشه و من روز زایمانم ۹۷کیلو شده بودم و وزن فجیهی بود . و دوباره بقیه میخای شیر بدی بخور روزی ده بار اینو بخور مقوی و ….. ولی من چون با دوره ها آشنا بودم از ۳ماه بعدش شروع کردم کامل هم نتونستم تو سایت باشم چون بچه داری نمیذاشت وقتم کامل نبود ولی با دست نوشته های قبلیم و چیزهای که یادم بود شروع کردم و فیلم های. تو سایت رو دانلود کردم و وقتایی که میشد نگاه میکردم تو ۴ماه رسیدم به ۶۵تا و خیلی خوب شدم عالی تر از این نمیشه  و ممنونم از خدای مهربانم که این مسیر رو پیش روم گذاشت موقعی که از هم جا بریده بودم و تشکر و قدر دانی دارم از استاد رضا عطار روشن . من دوست دارم در این مسیر باشم تکرار داشته باشم و دوست دارم که به وزن ایده آل تر ۵۹کیلو گرم برسم . دوره رایگان رو شروع کردم و بعد از این میخام ۱۰۰گام رو شروع کنم شاد باشید و در مسیر متناسب شدن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار طاهره بانو
        ۱۴۰۳/۱۱/۲۴ ۲۲:۴۵
        مدت عضویت: 494 روز
        امتیاز کاربر: 1720 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 80 کلمه

        سلام عزیزم از اینکه دیدگاهتون رو به اشتراک گذاشتین بسیار سپاسگزارم و از خوندنش بسیار انرژی گرفتم و یک جمله تون واقعا بر من تاثیر گذاشت ، جایی که فرموده بودین: فکر چاق نشدن در ضمیر ناخودآگاهتون نهادینه شده بود 🤩و شما برای چاق شدن این ذهنیت رو با جمله ای دیگر جایگزین کردین و متاسفانه چاق شدین🤔

        به گمانم تمام حرف و سخن این سایت هم همین هست

        امیدوارم همگی در این مسیر موفق باشیم ، به امید روزهای بهتر 😇💌

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد میم
      ۱۴۰۳/۰۹/۰۶ ۱۰:۵۶
      مدت عضویت: 711 روز
      امتیاز کاربر: 9565 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام به همه دوستان 

      سوال اول

      چرا شما چاق هستید؟ واقعا و حقیقتا جوابی برای این سوال مد نظرم نیست،اما این رو می‌دونم که این چاق شدن از توجه کردن به ترس ها و ناخواسته های من شکل گرفته منظورم این هست که این موضوع از زمانی شروع میشه که من برای حرف دیگران درباره وضعیت بدنی خودم توجه کردم،مثل این جمله چقدر میخوری یا آنقدر نخور چاق میشی

      یا حتی تشویق پدر و مادر و خانواده که میگفتن بخور چاق بشی،چله بشی بخور رشد کنی

      بخور مریض نشی

      بخور قوی بشی،بخور مهمونیه،بخور میخوای بری مدرسه گرسنه میشی،بخور همه خوردن تو چرا نمیخوری،حالا چون خودشون در وجود خودشون اون صدای که دائم پچ پچ می‌کنه و میگه اینو بخور اونو بخور اینو نخور بعد اینکه خوردی میگه چرا خوردی 

      نباید میخوردی،اونو بخوری اینجوری میشی اینو بخوری اینجوری میشی

      و میتونم بگم چاقی من از جایی شکل گرفت که خودم پذیرفتم که طبیعی چاقی و اضافه وزن، طبیعی این همه چربی به تنم بچسبه که کاملا دید غلطی هست

      طبیعی که من همیشه بخوام بخورم حتی وقتی گرسنه نیستم و بدنم نیاز نداره و جواب دیگران این بوده که برای ارث تو مامانت چاق تو هم چاق شدی، ژنتیکت اینجوریه یا فعالیتت کنه چون با کامپیوتر بازی می‌کنی یا هر چیزی دیگه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 97 کلمه

      سلام . من از سال۹۲ یه دفعه چاق شدم البته از قبل کمی اضافه وزن داشتم 

      سال ۹۸ تو یک سال ۲۵ کیلو با ورزش کم کردم و به وزن ایدال رسیدم ولی متاسفانه کرونا همه برنامه هام بهم ریخت . از ۹۸ تا ۴۰۱  ۵ کیلو از وزنم برگشت 😔 و از یک سال و نیم پیش که فرزندم تصادف سختی داشت من افسردگی گرفتم و دوباره چاق شدم . 🥴 یک ماه  ورزش شروع کردم و تازه با این سایت اشنا شدم . امیدوارم که بتونم اول حال روحی خوب و دوم وزن ایدال برسم ☺️ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره قادرنیا
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۵ ۱۱:۴۹
      مدت عضویت: 573 روز
      امتیاز کاربر: 8335 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 308 کلمه

      سلام من خانم ۵۲ ساله هستم و از ۱۹ سالگی چاق شدم چرا؟چون خیلی شیرینی دوست داشتم وتازه استخدام شده بودم

      واز خانواده هم جدا شده بودم توی پانسیون زندگی میکردم حقوق میگرفتم ودائما شیرینی میخریدم ومیخوردم یک جوری آزادی مو هر روز جشن میگرفتم خوب نتیجه هم شد چاقی!!!عمه هام همه چاق بودن واونموقع چاقی علامت زیبایی یک دختر جوان، پس حسابی هم بخاطر چاقیم تشویق میشدم پس روز به روز چاقتر شدم تا اینکه رسیدم به۳۰ سالگی وبارداری فرزند دومم ومسمومیت حاملگی و… از اینجا مشکلات چاقی برام شروع شد من حدودا ۳۰ کیلو اضافه داشتم وفشار خون بالا وروماتیسم و کم کاری تیروئید به سراغم اومد تازه حالا فهمیدم توی فامیل پربود از سکته قلبی ،فشار خون بالا ومرگ در اثر بیماریهای قلبی ودیابت و… تازه حالا فهمیدم با خودم چکار کردم😵‍💫البته قبلش میدونستم ولی همیشه فکر میکردم این بیماریها مال آدمهای مسنه اووووو تا من برسم به اوجا!!!!ولی دیدم نه بابا اینجوریا هم نیست😬  شروع کردم به تلاش کردن برای کاهش وزن ولی هر دفعه ۱۵ تا ۲۰ کیلو کم میکردم وچند ماه بعد ۲۰ تا ۳۰ کیلو اضافه میشد🥵 روز به روز از خودم بیشتر بدم میومد افسردگی به سراغم اومد اعتماد به نفسم پایین وپایینتر اومد من که اصلا با خجالت آشنا نبودم حالا ارتباط اجتماعی ام داغون شده بود🫣 بازنشستگی پیش از موعد گرفتم تا توی خونه باشم 😥تا اینکه سال گذشته یک هو با یک روشی اشنا شدم شبیه به همین روش بود🤩 وتونستم خیلی معجزه آسا ۲۰ کیلو بدون سختی کم کنم😆 یک جوری وزنم کم شد که اصلا نفهمیدم چطور شد تازه لذت هم میبردم 😁ولی یک ساله وزنم ثابت مونده واصلا دیگه کم نمیشه البته گاهی شیطونی میکنه میخواد بره بالا که کنترلش میکنم ولی نیاز به کمک دارم برای کم کردن باقی اضافه وزنم امیدوارم این روش بتونه به من دوباره یک کمک معجزه آسا کنه 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار جوانه
      ۱۴۰۳/۰۸/۲۴ ۱۵:۳۶
      مدت عضویت: 1188 روز
      امتیاز کاربر: 1357 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 527 کلمه

      به نام خدا

      سلام

      چاقی مسئله ای هست که من از دوران دبستان متوجه آن هستم و کم‌کم بیشتر با آن درگیر شده ام. طبق صحبت های مادرم من از تا قبل از ورود به مدرسه خیلی لاغر بودم و کم کم از هفت سالگی چاق شدم. یادم هست که من همیشه غذاهای سالم می‌خوردم و عادت به خوردن تنقلات نداشتم، ولی همیشه تا حد خفگی می‌خوردم. همان اوایل همه به من می‌گفتند تو استخوان بندی درشتی داری و برای همین پرتر شدی. کم‌کم که چاقی من بیشتر شد، به من می‌گفتند این چاقی ارثی است و وقتی سن رشدت تمام شد باید رژیم بگیری. خلاصه از دوران راهنمایی رژیم گرفتن من زیر نظر دکتر  شروع شد. اما هیچوقت نتونستم اونطوری که باید به دستور رژیم عمل کنم، خیلی برام سخت و عذاب آور بود. برای همین ورزش رو زیاد کردم و چون علاقه داشتم ادامه دادم. غذاهای سالم می‌خوردم و مقدارش دیگه برام مهم نبود چون باور داشتم که دارم ورزش می‌کنم و با ورزش متناسب می‌مونم. به خاطر همین باوری که داشتم سه سال خوش هیکل بودم و لباس‌‌های قشنگی می‌پوشیدم. بعد از اون سال کنکورم رسید و من ورزش رو قطع کردم. و چون فکر می‌کردم هرکسی که برای کنکور می‌خونه چاق میشه، پس منم چاق میشم و اینجا بود که ۳۰ کیلو وزن اضافه کردم و دقیقا روز بعد کنکورم ۱۰۰ کیلو شده بودم. اعتماد به نفسم خیلی کم شده بود. لباسام دیگه اندازم نبود، همه میگفتن حواست به خودت هست؟ تو قراره ازدواج کنی، باید زیبا و خوش هیکل باشی. اینطوری که نمیتونی ازدواج کنی. دیگه اون لباسایی که می‌پوشیدم تبدیل شده بود به آرزو برام. 

      مهر همون سال رفتم دانشگاه و از این فضای فکری منفی اطرافم دور شدم و با پیدا کردن سایت شما دوره های رایگان رو شروع کردم. هر سری  که خانوادم من رو میدیدن میگفتن چقدر لاغرتر شدی. یادمه نزدیک عید بود که وزن کردم و دیدم ۸۰ کیلو شدم. وای خدا باورم نمیشد که این من بودم که توی این ۵ ما ۲۰ کیلو کم کردم. مامانم به همه می‌گفت فعالیتش توی دانشگاه زیاد شده، از ما دور بوده اشتهاش کم شده و… . وقتی یه بار براش توضیح دادم که چیکار کردم باورش نشد و گفت نه اینا الکیه و تو به خاطر این دوره ها لاغر نشدی. دیگه تابستون شده بود و منم آموزش ها رو قطع کرده بودم و دوباره با قرار گرفتن توی اون فضای رژیم و ورزش و حرفای اطرافیان که می‌گفتن حواست باشه حالا که لاغر شدی دیگه برنگرده و… همه ترس‌هام برگشت و پرخوریم شروع شد و دوباره مهر شدم ۹۰ کیلو. رفتم دانشگاه و متاسفانه هم اتاقی‌هایی که داشتم خیلی به من گیر میدادن و من رو به ورزش و رژیم ترغیب کردن. اون سال هم گذشت و من الان که سال سوم دانشگاه هستم دیدم با این روش‌ها هیچ تغییری نکردم. دفتری که تمرینات اون سال رو نوشته بودم در آوردم و دیدم که چقدر از ترس‌های گذشته من برگشته و اصلا متوجه این نبودم. حالا دوباره دوره رایگان رو شروع کردم و اینبار نظراتم رو ثبت می‌کنم. 

      ممنون از اینکه وقت گذاشتید و دیدگاه من رو خوندید. 

      از شما استاد گرامی هم برای اینکه این دوره رایگان رو قرار دادید ممنونم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 25 از 5 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار لیل ماه
      ۱۴۰۳/۰۸/۱۷ ۲۰:۴۳
      مدت عضویت: 600 روز
      امتیاز کاربر: 1060 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      باسلام. من تا سن سی و یک سالگیم لاغر بودم. و اصلا اضافه وزن نداشتم. بعد از سقط جنین های دوقلوم من چاق شدم. و مقصر چاقیمو قرص زینک دونستم که با خوردنش بعد از سقط به طرز شدیدی اشتهام زیاد شد ، بعد  اطرافیانم و دکتراعلت این اشتهای زیاد رو به عنوان  پرخوری عصبی گفتند و ناشی از اعصاب، بعد ربطش دادم به قرص الپرازولام که شبا نمیخابیدم و میخوردم. بعدش ربطش دادم به تنبلی تخمدان. خلاصع من هعی چاق میشدم و هعی میخوردم و میخوردم و همش علت واسه چاقیم گیر میاوردم . که الحمدلا الان که با سایت شما اشنا شدم و فمیدم علتش فقط ذهن خودم بوده و بس

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 93 کلمه

      سلام روزتون بخیر 

      من از وقتی به دنیا اومدم تا هفت سالگی چاق بودم بعد از اون اندام متناسبی داشتم تا دو سال بعد از ازدواج روند چاقی من شروع شد ، هر از گاهی با رژیم و ورزش مقداری وزن کم میکردم باز بعد یه مدت اضافه وزنم بر میگشت 

      الان هم با سایت شما آشنا شدم ان شا‍‌الله که به نتیجه مطلوب برسم وقتی دیدم که لباس های قلبم اصلا اندازه ام نیستن حسابی بهم ریختم 

      از چاقی هیچ خاطره خوبی ندارم ، اصلا چاقی خوب نیست که بخواد خاطره خوب هم رقم بزنه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا