✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.86 از 636 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام مجدد بعد گوش دادن ۶ فايل تصمیم گرفتم دوباره برگردم و این ۶ فابل ارزشمند و دوباره مرور کنم من هیچ عجله ای برای رسیدن به لاغری ندارم چون هربار با عجله خواستیم بهش برسیم با همون سرعت هم دوباره وزن کم کردیم.
دلایل چاقی من :
پرخوری
ازدواج
کم تحرکی
ول کردن باشگاه
در تاریخ ۱۴۰۱ اینا دلایل چاقی من بودن حس میکردم وجود اینا در زندگی من باعث ایجاد چاقی در من شده است به خاطر لطفی که خدای مهربانم به من داشت بدون این که تلاش زیادی برای لاغر شدن از روش های اشتباه بکنم با استاد عطاروشن عزیز آشنا شدم و باشوق و اشتیاق فراوان شروع کردم به گوش دادن فابل ها هدف من اون تایم کاهش ده کیلو وزن بود و من به لطف شما و اراده خودم از وزن ۷۹ به وزن ۶۹ رسیدم 😍💪
همه چی خیلی خوب و عالی بود تا رسید به دوران بارداری خب بارداری و اضافه وزنش دیگه 😮💨
اما با هرگله که از اضافه وزنم داشتم حرف همه افراد این بود بابا بچه شیر میخوره لاغر میشی یا بزرگ میشه شلوغ میکنه لاغر میشی .خب برا من برعکس شد 😅نه دخترم شلوغ بود نه شیر میخورد. پس چاق شدن در من یک امر طبیعی بود من باور داشتم با شیر خوردن شلوغ کردن دخترم چاق میشم ولی خب نشد و من بعد زایمان در وزن ۸۵ گیر کردم چون برای چاق بودن خودم دلیل داشتم ولی هیچ دلیلی برای لاغر شدن نبود🥲
چاقی سختی های فراوانی داره از یه جایی بهت ضربه میزنه و ترو ناتوان جلوه میده میاد اعتماد به نفستو ازت میگیره و ترو گوشه گیر میکنه باعث میشه از خودت بی زار بشی هر بار سراغ لباس جدیدی میری با حسرت نگاه میکنی چون سایز تو نیستن یا لباسی که خیلی دوست داشتی به دلیل چاق شدنت دیگه اندازت نیست با هر تکون خوردنت آویزون بودن بازو شکم همه اینا احساس منفی در وجود ما ایجاد میکنه🥲
اما زمان این حس های پوخ و تو خالی گذشته من قوی تر از هر زمانی با انگیزه فراوان قدم در مسیر لاغری گذاشتم و خودمو از بند چاقی رها میکنم حق من یک زندگی عالی با یک جسم متناسب است😍
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت جناب عطار روشن و همه دوستان گرامیمن بچگیِ لاغری داشتم و حتی استخونی!😂 اما تا جایی که یادم میاد از زمانی که مقاطع حساس و استرس زای دوران زندگی من شروع شد، چاق شدنم هم شروع شد، دوران راهنمایی با تغییر مقطع در یک مدرسه ی سخت گیر که همش میخواستم بیست بگیرم!، استرسهای من زیاد بود و به تبعش برای آروم کردن خودم خیلی میخوردم و تندتند! دوران کنکور همینطور، دوران دفاع کارشناسی و آخرین بار هم بعد از ازدواج.. توی همه ی این چند مقطع غیر از آخری تونستم با رژیم گرفتن چیزی بین ۱۰تا۲۰ کیلو کم کنم، اما این سری هربار یه داستانی میشه که نمیتونم به رژیم و ورزش متعهد بمونم، و زیاد و تند غذا میخورم! یه مدت اعتیاد به سفارش فست فود از اسنپ فود پیدا کرده بودم که خداروشکر یک ماهی هست برطرفش کردم ولی خب همچنان نتونستم وزن کم کنم. قبل از عادت ماهانه هم به شدت دچار ولع شیرینی میشم! امیدوارم همه مون بتونیم با آموزش های جناب عطار روشن و روش لاغری با ذهن به تناسب اندام و سلامتی برسیم💪
سلام وقت بخیر
من از بچگی تپل بودم و وقتی به گذشته نگاه میکنم تنها چیزی که برام خیلی بولد بود این بود که من هر چی میخوردم اطرافیانم از سر شوخی بهم میگفتن نخور چاق میشی و فک میکنم اون موقع ها من این حرف ها رو جدی گرفته بودم و باورم شده بود ولی کلا در حالت عادی آدمی نبودم که زیاد میخوره، الان بعد چند سال فهمیدم همش از باورهای ذهنی ام بوده.
سلام خدمت استاد عطارروشن عزیز و همهی همراهان گرامی.
در جواب به این سوال که به این فکر کن که موضوعی باعث چاقی شما شده، از جه زمانی چاقی شما شروع شده، چرا شما چاق هستید، چه خاطراتی از چاق شدن دارید و چه مشکلاتی با چاق شدن داشته اید و در کل «یک انشا در مورد اینکه چرا من چاق هستم» بنویسید، باید خدمتتون بگم که چاقی من از زمان دانشگاه شروع شد، من در دوران کودکی و مدرسه و دبیرستان فرد متناسبی بودم و اعتقاد بر این بود که هر چی بخورم چاق نمیشم و واقعا هم همینطور بود اما اطرافیان مرتب نگران چاق تر شدن خودشون بودن و کم کم در دانشگاه من حس کردم دارم وزن پیدا میکنم و با ورزش سنگین خودم رو متناسب نگه داشتم و به زیبایی اندام هم به خصوص در بالاتنه رسیدم و حسابی بدن خوش فرمی درست کردم و حتی سیکس پک بودم و بازوها سینه کول ها و بدنم کاملا به شکل هفتی بود و خیلی فوق العاده شده بودم ولی مسئلهای که وجود داشت این بود که من باید هر روز چند ساعت ورزش میکردم و فشار به خودم میآوردم و مشکل بزرگ و اصلیام این بود که از نظر روانی دچار مشکل بودم و با اینکه احساس خوب رو در خودم ایجاد میکردم ولی ذهنم بسیار شلوغ بود و افکار زیادی داشتم که در هنگام ورزش به جای اینکه آرامتر بشم متشنجتر میشدم و سر همین موضوع عدم تعادل روانی که با آموزشهای کنترل ذهن هم نتونستم به صورت کامل درمانش کنم جهان و خداوند من رو مجبور به مراجعه به دکتر کرد (چون من بر این باور بودم که بدن من همهی امکانات لازم برای درمان خودش رو داره و نسبت به قرص خوردن مقاومت شدید داشتم ولی هر کاری هم روی ذهنم کردم از نظر روانی مسئله حل نشد و دیگه خداوند مجبورم کرد که برم دکتر) ایشون هم برای من قرص نوشت و گفت عدم تعادل دوپامین در مغزت باعث این موضوع در روان تو شده و پس از مصرف طی یک دوره زمانی تعادل روانی به من برگشت و اون همه مسئلهی افکار نامناسب حل شد و برخی از قرص ها قطع شده و الان چند دانه مصرف میکنم و در تعادل روانی هستم و این موضوع خیلی برام چالش برانگیز بود چون من واقعا نسبت به قرص مقاومت داشتم ولی باید تسلیم هدایت خدا برای حل این مسئله میشدم. بعد از شروع مصرف این دارو من ورزش رو هم خودکار کنار گذاشتم و از اینکه انقدر باید اراده خرج میکردم و هر روز ورزش میکردم دور شدم و پس از گذشت یک الی سه سال من وزنم بالا رفت و شکم پیدا کردم چیزی که در زندگیم تجربهاش نکرده بودم چون به ورزش سنگین خودم رو متناسب نگه میداشتم. پس میتونم بگم که چاقی من از دوران کنار گذاشتن ورزش طی همین دو ساله ایجاد شد و البته قبلا هم درکنار ورزشم یک مدت کوتاه آموزش های لاغری با ذهن رو دنبال کرده بودم اما اونقدر جدی نبودم چون وضعیتم جدی نبود اما الان به دلیل مسائلی که چاقی برام ایجاد کرده تصمیم گرفتم که روند رو تغییر بدم و البته این موضوع رو هم بگم که ابتدا امسال (۱۴۰۳) من یک سری آگاهیهای دوره قانون سلامتی استاد عباس منش رو انجام دادم و بسیار لاغر شدم و سلامتی بسیار خوبی رو هم تجربه کردم و تمام جوش های بدنم هم رفت و صورت و موهام دیگه اونقدر چرپ نمیشد اما به دلیل اینکه هزینه زیادی این دوره داره و باید کربوهیدات و قند حذف بشن و گوشت جایگزین بشه من دیدم توان مالی اش را حداقل الان ندارم بنابراین مجبور شدم اون سبک تغذیه رو کنار بگذارم و الا از همون روش نتیجه گرفته بودم ولی تا حل مسئله مالی نمیتونم اون مسیر رو ادامه بدم به همین دلیل یادم به آموزشهای لاغری با ذهن اتفاق افتاد و گفتم من میتونم با این روش بدون هزینه زیاد حداقل تناسب اندام رو در خودم ایجاد کنم. اینکه چه خاطرات و مشکلاتی از چاقی دو ساله اخیر دارم این هست که من به دلیل اینکه کارم با کامپیوتر هست ساعتهای زیادی باید پشت کامپیوتر بشینم و کارهام رو انجام بدم و از موقعی که چاق شدم نمیتوانم پشت سیستم صاف به مدت طولانی بشینم و همیشه کمرم خم میشه و ین خوب نیست و همچنین استخوان نشیمنگاهم که فکر کنم بهش دنبالچه میگویند بسیار درد میگیرد درصورتی که وقتی لاغر بودم اصلا خبری از این موضع نبود و همچنین احساس میکنم که نمیتوانم راحت بشینم و بلند شوم و فشار زیادی به پاهایم می آید و به نفس نفس زدن می افتم و این از زمان چاقی بوجود آمده است. همچنین به شدت عرق کردنم زیاد شده است و یک پیاده روی معمولی هم که میکنم کلی عرق میکنم درصورتی که قبلا اینطور نبود. هم اینکه از نظر ظاهری بسیار شکمم بزرگ شده و این برای منی که سیکس پک بودم درد آور هست و احساس میکنم فرم بدنی زیبایی که میخواستم را ندارم، همچنین نگران بیماریهایی مانند قند و فشار و .. هم هستم چرا که استاد عباس منش گفته بود که اگر سبک غذاییتان را درست نکنید ممکن است با این بیماری ها رو در رو شوید و منی که اصلا نگران بیماری نیستم باعث شده کمی نگران بشم در مورد سلامتی ام. همچنین چاقی این مسئله را برایم ایجاد کرده که بعد از پیاده روی پاهایم درد میکند و من تا به حال پا درد تجربه نمیکردم و اصلا حس نمیکردم چنین موضوعاتی را و الان میفهمم اطرافیانم که چاق بوده اند چقدر در این سالها به خاطر این موضوع اذیت شده اند و خودم را به این شکل تصور میکنم که با حل مسئله چاقی الگویی خواهم شد برای انها اگر خداوند هدایتشان کند آنها هم همین مسیر را بروند و از این مسائل مشکلات و کمر درد و پادرد هایی که دارند فاصله بگیرند. مسئله دیگری که چاقی برایم ایجاد کرده است پر بودن همیشگی معده و به قولی فشار شکم هست که من احساسش میکنم انگار در تمام طول روز فقط میخواهم بخورم و به نظرم این میزان از خوردن اصلا طبیعی نیست. در مورد این موضوع که چرا من چاق شده ام؟ دلایل زیر به ذهنم می آید که دلیل چاقی من خوردن بیش از حد هست، خوردن کیک و شیرینی هست، خوردن میوه هست، خوردن نان و برنج و حبوبات و به طور کلی کربوهیدرات هاست.. خوردن نودل و ماکارانی ایست، دلیل چاقی من ورزش نکردن هست، دلیل چاقی من اشتها زیادم هست، دلیل چاقی من حضور در خانواده ایست که هیچکدام یک از اعضا آن متناسب نیستند و همه به صورت کمتر و بیشتر چاق هستند و اضافه وزن دارند، دلیل چاقی من خوردن مواد قندی ایست مانند شکر و قند و شکلات و ..، دلیل چاقی من قرصی ایست که دکتر به من داده و بعد از آن باعث شده است که من چاق شوم و از ورزش کردن دور بیافتم، دلیل چاقی من باورهای محدود کنندهای هست که استاد عباس منش در فایلهای هدیهای که قانون سلامتی بیان کرده هست در مورد مواد قندی که باعث اضافه وزن و عدم سلامتی می شود چرا که من قبل از این آگاهیها انقدر چاق نبودم اما بعد از باور کردن آن صحبت ها و کنار گذاشتن روش استاد عزیز این اتفاقات در جسمم افتاد، موضوعی که باعث چاقی من شده است بی اراده بودنم در خوردن هست و بیش از حد میخورم، موضوع من در چاقی طرز فکر اطرافیانم هست که هر نوع غذایی رو مصرف میکنند و آن را هم به من میدهند تا مصرف کنم و این اتفاق بیفتد، موضوعی که باعث چاقی من شده است موضوع چاقی من صنعت غذا هستند که باعث شده اند ما مرتب بخوریم و بخوریم، این موضوع باعث چاقی من این هست که همیشه هوس غذاهای متنوع میکنم و نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم، این موضوع باعث چاقی من شده است که فلان آدم نمی گذارد من روزه بگیرم و ارادهام را نسبت نخوردن تقویت کنم!! این موضوع باعث چاقی من شده است که الگوگیری اشتباه دارم و به جای اینکه مسیر خودم را ادامه بدهم به خودم گفته ام که بین این همه آدم چاق شده اند و تو این اتفاق برایت خواهد افتاد، این موضوع باعث چاقی من شده است که آدم های چاق را در زمان لاغری اشتباه قضاوت میکردم که چقدر بی عرضه هستند، این موضوع باعث چاقی من شده است که مرتبا ویدیوهایی که در مورد غذا خوردن هست را دنبال کرده ام، این موضوع باعث چاقی من شده است که همواره به خودم در آینه نگاه میکنم و میگم بازم چاق تر شدی و بهش توجه زیاد میکنم، این موضوع باعث چاقی من شده است که پذیرفتهام که شرایط زندگیم را خودم خلق نمیکنم و عوامل بیرونی دخیل هستند یا ضعف خودم (غرور بی جا، توجه به ناخواستهها، عدم کنترل ذهن در شرایط مختلف) باعث شده است که دچار این چاقی و اینجور موضوعات شوم، این موضوع باعث چاقی من شده است که من تحرک سنگین ندارم درصورتی که من هر روز پیاده روی دارم نه برای لاغری برای اینکه حالم خوب میشود و سطح انرژیام بالا میرود و ذهنم بهتر کار میکند.. خیلی فکر کردم در جلسه اول و تا این اندازه به ذهنم رسید که فرمولهای ذهنی غلطم را بنویسم.
امیدوارم هم برای خودم و هم برای دوستان عزیز راهگشا باشه. بهترینها رو از خداوند براتون میخوام امیدوارم برکت و ثروت سلامتی و عشق و انرژی مثبت روز به روز در زندگیتون بیشتر و بیشتر بشه.
سلام استاد عزیز
چیزی که به خاطر دارم اینکه کلا چون خانواده ی پدری ام تقریباً بیشترشان چاق هستن و من هم انگار باورم شده بود که این ارثی و باید اینطور باشم و اینکه من دارو یا قرص چیزی نخوردم اما رژیم های سختی گرفتم در زمان بچگی و خیلی اذیت میشدم و دیگه دست از تلاش بر داشتم و باورم شده بود اما خیلی جالبه استاد که برادر خودم لاغره !! و همش با خودم میگفتم چرا داداشم لاغرها یا اون فلانی توی فامیل لاغره اما متوجه نمیشدم و الآن هم هدفم اینکه انرژی بیشتری داشته باشم و لذت بیشتری ببریم از زندگیم.
سلام من از بچگی همیشه تمل بودم .مادرم میگه شیر خکی بودی و ما چون نگران بودیم با شیر خشک سیر نشی یا مواد غذایی کامل بهت نرسه از همون اول غذا خورت کردیم و اینگونه من تپلی شدم چاق نبودم اما همیسه تپل بودم تا رسیدم به پیش دانشگاهی به اسرار مادرم رفتم دکتر تغذیه وقتی دکتر گفت چرا میخوای لاغر بشی گفتم من مشکلی ندارم مادر نگرانه در مدت ۴ماه دوره تغذیه من ۲کیلو کم کردم مادرم که بنده خدا با من همراه میشد تا دلم غذا نخواهد ۱۲کیلو کم کرد
و من یواشکی به شکل افراطی غذا میخوردم بعد از تولد دختر اولم حدودا ۶سالش بود تصمیم گرفتم لاغر بشم جون حس میکردم همسرم ازم فاصله گرفته با کالری شماری ۱۸کیلو کم کردم و بعد مدت کوتاهی دوباره برگشت بعد از ۵سال هی کم و زیاد کردن با یه رژیم متفاوت که فقط پروتئین بود ۱۸کیلو کم کردم اما هم عصبی شده بودم و هم حریص شده بودم و دوباره رها کردم و چاقی برگشت با طب سنت نون و برنج رو حذف وردم در دو هفته ۷کیلو کم کردم انا باز هم برگشت همش نگران چاقی بودم همش به خودم میگفتم من عصبی میشم زیاد میخورم من عاشق شیرینیم من استخوان بندیم درشته
اما بعد آشنایی با شما دیدم چقدر خودمو اذیت میکردم و مدام از مسیر تناسب اندام دور میشد
نشان های دریافت شده
سلام روز بخیر
من در کودکی تپل بودم و لی وقتی به مدرسه رفتم متناسب شدم و سالها متناسب ماندم ولی اطرافیانم همه خوراکی های مختلف خیلی زیاد به من میدادند تا قوی بشم من حتی بعد از ازدواج هم چاق نشدم ولی چون در خانواده ی شلوغی بودم و خیاطی هم میکردم موج افکار منفی به شدت زیاد شد و باورهای من تغییر کرد حالا برای رسیدن به بچه چند وعده غذا درست میکردم و هر بار مقداری به دلایل مختلف از آن میخوردم وچاقی من بعد از انجام یک جراحی شروع شد و پانزده سال هست من را درگیر خودش کرده انجام فعالیت ها برا سخت شده بیمار شدم لباس بهم نمیخوره و همیشه ذهنم درگیر این قضیه هست
به نام خدایی که مرا لاغر آفرید
من در گذشته یک فرد متناسب و لاغر بودم از کودکی با این که پر خوری نداشتم مامانم همیشه منو یه آدم شکمو میدونست و هر موقع راجب ب گرسنگی خودم میگفتم جوابم میشد تو که همیشه گرسنه هستی .یا از تمام زنان فامیل یک دور شنیده بودم که ازدواج برابر چاقی نمونه های دیده بودم البته برعکسش و هم زیاد دیدم فردی که ازدواج کرده و هیچ تغییری نکرده همون وزنی که قبلا بود مونده جتی این نمونه بیشتر از افرادی که چاق شدن بود.شنیده هایم باعث ایجاد ترس در من شده بود چون من از همان کودکی ترس از چاقی داشتم و برای خود نمایی هم که شده بود بعد غذا شروع به ورزش کردن میکردم . ترس که داشتم سبب شد با یه عالمه اصرار شروع به باشگاه رفتن کردم و از یکی شنیدم از فلانی و پسرش قبلا ورزش میکردن باشگاه میرفتن بع. ول کردن و چاق شدن از اونجا که فامیل نزدیک من هم بود یه ترس بزرگ تر در من ایجاد شد که باشگاه و ول کنی بدبخت شدی از اونجا که شهریه باشگاه و فشار که روی جسمم وارد میشد و کند بودنم سبب شد بیخیال باشگاه بشم و ته ته ذهنم ترس اینو داشتم که منم شکل اونا چاق میشم و همین دلایل باعث شدن من به سمت پرخوری برم چرا چون من قبول کرده بودم که اره من باید چاق بشم من باشگاه و ول کردم ازدواج کردم اصلا تحرکی هم ندارم پس من لایق چاقی هستم .
بعد اصلاح این فرمول ها به دلیل بارداری دو تا فرمول چاقی جدیدی در من فعال شدن عععع بارداری تبریک میگم تو قراره چاق بشیییی .و تشویق بهداشت و خانواد که بخور بچه جون بگیره و فلان حالا شیر میدی درست میشه آیا درست شد اصلا چون دخترم شیرخشکی شد و من هی میگفتم والا تازگیها خیلی بیشتر احساس گرسنگی میکنم قبلا که دخترم شیر میخورد این مدلی نبودم به حدی رسیده بود من شبا که بیدار میشدم بخاطر دخترم شروع میکردم به خوردن غذای که شب اضافه تر پخته بودم تا نصف شب بتونم از اون استفاده بکنم .
این داستان چاقی من بود و یک چیز راجب آموزش لاغری با ذهن واقعا بهترین راحت ترین آسان ترین و اصولی ترین راه برای رسیدن به لاغری است برای رسیدن به لاغری باید در این مسیر استمرار داشته باشیم و مداوم فایل گوش کنی بنویسی تا ذهن ناخودآگاه ما بتونه این مطالب رو به خوبی هضم کنه و زمانی که به لاغری رسیدی فرمول جدیدی برا خودت درست نکن من به لاغری رسیده بودم ولی با ایجاد دو دتا فرمول چاقی که شامل بارداری و شیرخشکی بودن دخترم در من ایجاد شده بود باعث شد من دوباره در مسیر چاقی شروع به حرکت بکنم و از مسیر اصلی خودم دور بشم.
به نام خدای خوبیها
من دختر لاغر و استخوانی بودم همیشه از اطرافیان و فامیل اینو میشنیدم که چقدر لاغر هستی به مامانم میگفتن چرا دخترت اینقدر لاغره و من فکر میکردم اگه چاق بشم خیلی خوبه دیگه همه منو دوست دارن و از من تعریف میکنن حتی یادمه زمستونا که لباس زیاد میپوشیدم خوشم میومد چون چاق نشونم میداد و بعضی وقتها که مهمون برامون میومد چند تا لباس رو هم میپوشیدم که تو پر منو نشون بده همیشه حسرت میخوردم که دختر عمه های من تو پر و گوشتی هستن من لاغر و استخوانی. وقتی جلو اینه میرفتم خودمو یه دختر تو پر تصور میکردم . تا اینکه سن بلوغ من رسید و من یه مقداری تو پر شدم عمه من وقتی منو میدید خوشحال میشد که چقدر خوب شدی داری جون میگیری و من خوشحال میشدم که به من توجه میکنن و موقع کنکور رسید و من وزنم خیلی زیاد شد شکمم بزرگ شد و پلو درآوردم بعد کنکور بهم میگفتن چقدر چاق شدی من تو فکر رژیم افتادم و خودم رژیم های من در آوردی میگرفتم تا اینکه نوبت ازدواجم رسید برای ازدواجم ۵ کیلو وزن کم کردم ولی بعد مدتی برگشت وارد خوابگاه دانشجویی شدم تناسب اندامم به هم ریخت با خوردن عرق زیره اشتهای من کم شد و من دوباره وزن کم کردم ولی باز برگشت و شکم و پلو من بزرگ شد باردار شدم ۲۰ کیلو وزن اضافه کردم بعد بارداری رژیم سخت گرفتم وزن کم کردم ولی دوباره شکم و پلو من بزرگ شد و من همش درگیر چاقی و لاغری بودم دیگه الانم خونوادم بهم میگن تو اندامت به بابات رفته که شکم داری و استایلت ارثی هست و دیگه آب پاکی رو دستم ریختن که تو به تناسب اندام نمیرسی. ولی من الان فهمیدم از همون سن بچگی که علاقه داشتم چاق بشم این کد وارد ضمیر ناخودآگاه من شده من دلم همون اندام لاغر و استخونی میخاد که هر لباسی بپوشم تو تنم شیک باشه . امیدوارم با روش لاغری با ذهن بتوانم تناسب اندامی که تجسمش میکنم به دست بیارم.
نشان های دریافت شده
سلام دوستم من کامنت زیبای شما را مطالعه کردم همه با یکسری حسرتها این راهو پیدا میکنیم فقط ادامه بده و استمرار داشته باش قطعا میرسی.
در ادامه وای چقدر از این کلمه بخور جون بگیری بخور جون داشته باشی هر چیزی که خوردن و جون بهم ربط میده دیگه بدم میاد خب اگه جون داشتن به خوردن بود که اصلا همه لاغرها باید میمردن و فقط چاق ها میموندن روی زمین. خدا را شکر الآن به این مرحله رسیدم که خوردن و جون داشتن بهم ریط نداره
بسم الله الرحمن الرحیم
هست کلید در گنج حکیم
با سلام به استاد عطاروشن عزیز
داستان چاقی من از جایی شروع شد که به خودم و بدنم سخت گرفتم، با اینکه لاغر بودم خودم رو چاق میدیدم و رژیمهای سخت میگرفتم تا لاغرتر بشم، صبحانه و شام نمیخوردم که لاغر بشم و بعد در روز سه ساعت پیاده روی میکردم ، به شدت لاغر شدم تو سه ماه و بعد خیالم راحت شد که خیلی لاغر شدی پس رها کردم و دوباره چاق شدم و حتی چاق تر از قبل، دقیقا این دفعه هم همین کار رو کردم و با کمال تعجب دیدم که به سرعت قبل لاغر نشدم و تلاشم رو بیشتر کردم و کمتر نتیجه گرفتم و ناامید شدم و رها کردم…. یادمه از اون موقع غذا برای من تبدیل به یه چیز ممنوعه شده بود و ازش خیلی میترسیدم، اگر چند روز هم غذا نمیخوردم خیالم راحتتر بود ولی این گرسنگی کشیدن ها و غذا نخوردن ها چند روز بیشتر قابل تحمل نبود و وقتی رژیمم رو میشکوندم و به قول معروف تقلب میکردم سراغ ممنوع ترین خوراکی ها متل بستنی و شیرینی فست فود میرفتم با اینکه اونموقع علاقه چندانی بهشون نداشتم و زیاد میخوردم چون قرار بود از فرداش برگردم تو گرسنگی شدید و اصولا وارد رژیم شدن برای من هر روز سخت تر و سخت تر شده بود و نمیتونستم غذا نخورم و رژیم هایی که میگرفتم سخت تر از اولین رژیمم بود.
یادمه دومین رژیمی که گرفتم خیلی بد بود، همیشه گرسنه بودم و فقط در روز حق خوردن یه خوراکی رو داشتم، این رژیم رو هم سه ماه بیشتر نتونستم بگیرم چرا چون در محدودترین حالت ممکن موادغذایی بود، به مرور زمان دیگه رژیم ها روی من جواب نداد و من همچنان رژیم میگرفتم و بعد از دو سه هفته ناامید میشدم و از رژیم بیرون میومدم و مقدار وزن کم شده سریع برمیگشت و حتی بیشتر از وزن اولیه ام قبل از رژیم میشد
همین موضوع باعث شد که اعتماد به نفسم کم بشه و نتونم کارهایی که دلم میخواد بکنم، نتونم بیرون برم و خودم رواز بقیه پنهان کنم، غذا خوردنم دچار اختلال بشه و هر روز بدنم ضعیف تر و چاق تر بشه و نتونم راه برم
بدترین رژیم آخرین رژیمم بود، هر روز فقط یه لیوان شیر و دارچین وعسل میخوردم و کالری بسیار ناچیز دریافت میکردم… دو ماه رژیم گرفتم و از این دوماه هفت هفته اش با سرگیجه و حال بد گذشت و با یه مهمونی رفتن و خوردن غذاهای خوشمزه نتونستم به این رژیم برگردم و وزنم برگشت و باز هم وزنم بیشتر از قبل شد، هر دفعه که رژیم بیرون میومدم اعتماد به نفسم کم و کمتر میشد
یادمه یه روز جلوی آینه به خودم گفتم یا میمیری یا لاغر میشی، ارزش زندگی و نفس کشیدن نداری اگر چاق باشی
اواخر رژیم هر وزنی که کم کرده بودم برگشت و عددی رو دیدم که همیشه ازش وحشت داشتم
یادمه دیگران بهم میگفتن برو پیاده روی تا لاغر بشی… همیشه از توی جمع بودن خجالت میکشیدم چون همیشه حرف دیگران بهم این بود که بر اسلیو کن یا چرا اراده نمیکنی؟! اینهمه آدم لاغر شدن ولی تو نشدی، فکر نمیکنی تو اراده نداری؟! وگرنه مثل اینهمه آدم میتونستی لاغر بشی و لاغر بمونی، کار نشد نداره و یا غیر ممکن وجود نداره،…. فلان چیز رو بخور و فلان چیز رو نخور، فلان قرص لاغر رو بخور و فلان آمپول لاغری رو بزن…. تمام این راهها رو رفتم، یه مدت کوتاهی وزن ناچیز کم میکردم و دوباره وزنم برگشت و بیشتر از قبل میشد
یه روز به خودم اومدم و دیدم که ای دل غافل از یه دختر با جثه ریز و اندامی متعادل تبدیل به آدم خیلی چاق شدم، افسردگی و غم چاقی برای من دیوانه کننده شده بود که به غذا و فست فود و شیرینی و هله هوله پناه بردم و مثل کبک سرم رو زیر برف کردم و با خودم قهر کردم و فقط خوردم و غصه خوردم و شرمنده خودم شدم و خودم رو نادیده گرفتم چون حس کردم یه آدم بی ارزش هستم چون نتوستم گرسنگی بکشم و به خودم میگفتم اگر اراده کنی میتونی تا ابد غذا نخوری…. بعد به خودم میگفتم کی از غذا نخوردن مرده که تو دومیش باشی؟! با اینکه میدونستم آدم ها تو طول تاریخ از گرسنگی و قحطی مردن و من نمیخواستم قبول کنم که من شکست نخوردم بلکه رژیم ها شکست خوردن، ایراد از من نیست و ایراد از رژیم هایی هست که فقط تمرکزشون روی چطور لاغر شدن هست نه اینکه به من یادآوری کنه چه کار کردم که چاق شدم و تشویقم کنه اون رژیمها رو نگیرم و سبک زندگی ام تغییر بدم و حال دلم رو خوب کنم
به ما نگفتن که شما کاری نکردی که چاق شدی، همیشه به ما گفتن که غذا زیاد خوردی و چاق شدی، و وقتی که داشتم حرفهای استاد عطاروشن رو گوش میدادم متوجه شدم که من چقدر ترس چاق شدن داشتم و دارم و هیچ وقت از خدا نخواستم کمکم کنه چون فکر میکردم که مشکل از من هست و فقط با غذا نخوردن و اراده کردن و رژیم های متفاوت و جدید روز میتونم لاغر بشم و لاغر بمونم
یادمه از وقتی رژیم گرفتن رو شروع کردم وقتی خوراکی رو میخوردم که نباید میخوردم به خودم میگفتم ببین فردا چاق میشی و وزنت بالا میره و با کمال تعجب همین میشد، همیشه فکر میکردم که نکنه بیماری خاصی دارم که با هیچی نخوردن و یا یه وعده به قول بقیه غذای ناسالم خوردن دارم چاق میشم، همیشه استرس وزن بالاتر رو داشتم و این ترس تبدیل به واقعیت شد و ترسم بیشتر و بیشتر شد و تبدیل به باور ذهنی شد من هیچوقت لاغر نمیشم، هیچ وقت توان کم کردن وزن ندارم و ترس چاقی و چاق تر شدن تو ذهنم نهادینه شده و الان میخوام با کمک فایلهای استاد عطاروشن به خودم ثابت کنم که اشکال از طرز فکر من بود نه از اراده من
الان فهمیدم باید باورهایم رو تغییر بدم و مطمئن باشم بدون هیچ تلاشی، بدون قرص و دارو و آمپول و رژیم و ورزش میشه لاغر بشم و لاغر بمونم و بتونم زندگی کنم با آرامش و بدون ترس چاق شدن