این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱
✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسه بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) عمیقتر به دلایل ریشهای چاقی میپردازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام. من خیلی اتفاقی سایتتون رو دیدم و امید خیلی بزرگی تو ذهنم شکل گرفته و دارم تمرین بخش اول شمارو انجام میدم چون به قدرت ذهن ایمان دارم.
من متینم ۲۷ ساله تا ۱۰ سالگی یادم میاد که لاغر بودم و کم غذا بودم بعدش انقدر گفتن بخور بخور تا اینکه خوردن من شروع شد و چاغ شدن منم از یک دختربچه لاغر به چاق شروع شد.
دوران راهنمایی یادم میاد همیشه از پاهام بدم میود چون پاهام چاق بودن و یجورایی حس اعتماد بنفس رو ازم میگرفت چون دوستامدهمه لاغر بودن. کم کم یکم شکم هم آوردم . در حدی که فقط خودم میفهمیدم. و از اون سن به وزنم حساس بودم… و همیشه مامانم به من میگفت تو که چاق نیستی و این باعث شد که تو دبیرستان چاق تر بشم و دیگه فقط پاهام نبود. من یکدست چاق شده بودم و منو درشت نشون میداد. که متنفر بودم . تا دانشگاه و قبل ازدواج قد ۱۶۰ و وزن ۶۰ بود اما الان که ۵ سال ازدواج کردم وزنم نزدیکه ۷۰ هستش. من استخون بندی ریز دارم و همه جام چربی یکدست داره و فکر میکنم که ۱۵ کیلو اضافه وزن دارم و خیلی از این بابت ناراحتم . چاق بودنم هیچ وقت نزاشته اون لباسی رو که دلم میخواد بپوشم اصلا جلوی شخصیت واقعیم رو گرفته. تا الان هم مامانم میگه تو که چاق نیستی …. و عصبیم میکنه. من کم کاری تیروئید هم دارم و این منو ناراحت تر و نا امید کرده چون تو باشگاه خیلی جواب نمیگیرم. کلا تحرکم هم دیگه کم شده تیروئیدم دارم. و به گفته مامانم من که چاق نیستم.
نشان های دریافت شده
سلام خوش اومدی و درست اومدی
نشان های دریافت شده
ممنونم
نشان های دریافت شده
سلام به مربی خوبم و همراهان متناسبم فایل روز اول رو از این دوره آموزشی گوش کردم و میخوام تمرینش رو انجام بدم
واقعا چرا من چاق هستم؟ اگه پارسال این موقع ازم میپرسیدین هزارتا دلیل داشتم. اما الان میخوام قصه چاقی خودمو بگم
یکی بود یکی نبود زیر ین گنبد کبود یک دختر ریز چشم آبی و بلوند به اسم عفیفه بود. تا دلتون بخواد شیطون و پر جنب و جوش این دختر ریز جسه بود تا اینکه رسیدبه سن مدرسه و از دوره آمادگی به بعد کم کم تپل شدنش شروع شد و این گفتگو هم شروع شد که چاقی تو خانواده از سمت پدر ارثیه. با اینکه تو مدرسه خیلی اهل فعالیت و حرکت بود اما طی دوره دبستان از ریزگی در اومد و شد و یک دختر بچه توپولی اما نه چاق. دوره راهنمایی که شروع کرد حجم توچولی هم کم کم بیشتر شد و گرد تر شد اما هنوز هم همونجور شیطون و پر جنب و جوش و دیگه معلوم بود که بله این عفیفه هم مثل بقیه اعضای فامیل پدری قاره چاق بشه و با همین حکم وارد دبیرستان شد. دوره دبیرستانم باز اوضاع خیلی خراب نبود چاقی بود اما تا حد تعادل بین بالاتنه و پایین تنه وجود داشت. بعد از تموم شدن درسش کار رو شروع کرد و از یک دختر تو پر کم کم تبدیل شد به یک دختر چاق که دیگه حالا علاوه بر علت ارث بی تحرکی و کار کارکمندی هم شد دلیل دیگه و اتفاق جدید هم کم کم شروع شد یعنی نا هماهنگی و عدم تعادل در چاقی بین بالاتنه و پایین تنه و هیکل این دختر شد کاملا دو سایزه. حالا ذیگه خودشم باور کرده بود که سرنوشتش اینه و هر کاری کنه همینه که هست از 20 سالگی رفت سراغ انواع روشهای لاغری از ورزش و بدنسازی و رژیم و دستگاه وماساژ و…. که هر کدوم هم نتیجه داشت اما اثرش ماندگار نبود و و اوضاع برگشت به وضعیت اول. یعنی همون که کربی تو فیلم گفت به جای اینکه بره سراغ اینکه چرا چاق شده میخواست لاغر شه و همن قصه تکراری همه و برگشتن به خونه اول رو بارها تجربه کرد.
اما الان خوب میدونه دلیل چاقی خودشو. دلیل چاقی عفیفه هیچی جز خودش و دهنش نیست و تنها راه حل رو هم که باورش کرده همین تغییر فرمول ذهنیه چون هر روشی رو که رفت نتیجه هم اگر د اشت ماندگار نبود و الان تنها راه و آخرین امیدش همیش روش لاغری با ذهنه که مطمئنه بهش و میخواد که از این روش به نتیجه ماندگار تناسب اندام برسه. البته با کمک مربی و همراهان و دوستان هم دوره خودش
نشان های دریافت شده
یادم رفت بگم من 44 سالمه و بیست وپنج کیلو اضافه وزن رو بیشتر از بیست ساله که به دوش میکشم?
نشان های دریافت شده
سلام خدمت جناب عطار روشن. خداقوت
من دنبال اسونترین راه برای کاهش وزن تو اینترنت بودم که به سایت شما برخوردم. دوره رو دیدم فایل اول روگوش دادم واینم تمرینش
کودکی تپل بودم تو سن مدرسه تا کلاس پنجم واول راهنمایی خوب بودم ولی فکر میکردم لاغر درازم از قدم خجالت میکشیدم چون از مادرم بلندتر میشدم . تو سن بلوغ شکم آوردم و بقیه منو سرزنش میکردن من سعی میکردم بلوغ جسمی رو پنهان کنم چون خاله ها و مادر میگفتن زشته. هر چی چافتر میشدم بیشتر ناراحت بودم خجالت میکشدم ورزش کنم یا بدوم. من رو از سن بلوغ از جنب وجوش منع کردن یا خودم خودم رو منع کردم چون خجالت میکشیدم. ولی باز هم تا بیست سالگی خوب بودم بعداز اون دست از هر تلاشی برای زندگی کردن برداشتم انگار مردم. چون یه اتفاق افتاد که خیلی ناراحت شدم از خانواده از خودم از همه چیز سرد شدم. وبی تفاوت. فقط سرزنش خودم بود به خاطر بد شکلی و بدقوارگی. اهل رژیم و باشگاه. و… خیلی نبودم چون میدونستم ادامه نمیدم. اما امسال تصمیم قطعی گرفتم ولی کمردرد من رو از باشگاهم محروم کرد.
درمورد عادتهای غذاییم که فکر میکنم. اهل صبحانه خوردن نبودم. تو مدرسه هم هیچی نمیخوردم. ظهر جنازه میامدم خونه با حرص وولع وعجله غذا میخوردم. به مرور معده م عصبی شد. بعدها میگرن گرفتم وخیلی غذاها رو نمیتونستم بخورم. همچنان غذایی که میخوردم گوشت همراه برنج بود و هنوزم هست. اهل ریزه خواری وتنقلات نیستم
ممنونم از هر گونه راهنماییتون
نشان های دریافت شده
با سلام فراوان خدمت شما بزرگوار
اول میخوام بگم ک واقعا از دیشب ک با برنامه شما اشنا. شدم قلبا خودم هم احساس بر اینکه علیرغم تمام تلاش های گذشته از رژیم های متعدد قرص های مختلف شاید بیست بار بیشتر باشگاه ثبت نام کردم و و و خلاصه خیلین این روش این دفعه منو از شر چاقی نجات میده و ارامش اعتماد به نفس و… رو به من بر میگردونه
ببخشید فراموش کردم معرفی کنم من حامد 26 سالمه و متاهلم من از 7سالگی شروع با چاق شدن کردم ک این از لطف مادر عزیزمه خدا خیریش بده واقعا از رویه دلسوزی منو به این روز انداخت همیشه بشقاب غذا من دوبله بود و البته تا یادم نرفته بگم یه ساندویچی نزدیک خونمون بود تا پول دستم میومد میرفتم اونجا و ساندویچ میخوردم باور کنید شاید در طول روز ممکن بود حتی دو یا سه بار هم برم و ساندویچ بخورم اونم با نوشابه و البته سس سفید همین الان ک دارم مینویسم هوس کردم.خخخ. حالا جالب اینجاس ساندویچیه بنده خدا میگفت دود کباب از حیاط خونتون میزنه بیرون برو کباب بخور میگفتم دوست ندارم تازه پول ک نداشتم ساندویچ بخرم از مارکت نزدیک خونه ک حساب دفتری داشتیم پفک و چیپس میخریدم و با نوشابه میخوردم.واقعا شاید خوندش واسه شما خنده دار باشه ولی واسه من شده کابوس شده باعث بدبختیم خلاصه این بود ک من شدم یه فست فود خور حرفه ای و البته به کمک مادرم ک الانم ک ازدواج کردم باز هوامو داره و بیخیال نمیشه ساندویچیه ک رفت از اونجا منو هم اوره کرده مجبور شدم چند جا دیگه رو پیدا کنم من عمیقا بعد از هر بار رژیم که میگیرم و رها میکنم شروع به پر خوری مفرت میکنم همین یکی دو هفته پیش بود که رژیم میوه خواری شروع کردم و چند روزی فقط میوه خوردم چشمتون روز بد نبینه تا شد روزه ششم یادم نمیره مثل یه فیل غذا فست فود و و و خوردم من قدم 172هست و وزنم 99 هست حداقل 20 اضافه دارم.
مطمئنم ک اگه بتونم فست فود و نوشابه رو ترک کنم لاغر میشم چون تو غذا خونگی مثل بقیه هستم و شایدم کمتر میخورم
خلاصه ممنونم از شما و از افریدگار واستون ارزوی سعادت و خیر میکنم مطمئن هستم به کمک اول خدا و بعد شما من موفق میشم
نشان های دریافت شده
سلام خسته نباشید من چون غضروف پاهام ساییده شده نباید وزنم زیاد باشه البته دلیل دیگه اینکه می خوام لاغر بشم کوتاه بودن قدمه آخه قدم 152 هست وزنم هم تا چند ماه پیش 77 بود
از اول مهر خودمو سرگرم کردم و سر کار میرم بخاطر از دست دادن مادرم روحیه ام خیلی خراب شده بود به همین خاطر از خونه بیرون می رفتم و کمتر اذیت می شدم در ضمن فشار روحیم و پیاده رفتنم به سر کار باعث شد 7 کیلو وزن کم کنم و الان 70 کیلو هستم . البته هم چنان زیاد غذا می خورم یک ماه پیش 68.5 کیلو بودم اما الان 70.5 کیلو شدم 2 کیلو اضافه شده می ترسم وزنم برگرده البته فکر می کنم دلیل چاق بودن من چند چیزباشه : یکی تند تند غذا خوردنمه ، یکی خوردن آب وسط غذا ، یکی غذای خام (سالادو ماست ) و پخته رو با هم می خورم که میگن اینهم دلیل چاق شدنه ، کم تحرکی که الان دیگه تحرک دارم بخاطر پیاده رویم ،و یکی اینکه باشگاه نمی تونم برم بدیل مشکل پاهام .پیاده روی هم که میرم آروم آرومه و گرنه اذیت میشم البته اینم بگم چند سال پیش با داروی گیاهی وزنم کم شد و به 63 رسید هر که میرسید می گفت دیگه خیلی لاغر شدی کوچولو هم شدی اما دو تا بارداری پشت سر هم باعث شد دیگه رژیم نگیرم و وزنم برگشت خلاصه اینکه چند روز پیش تو تلگرام روش لاغری با ذهن رو دیم تصمیم گرفتم از روش شما استفاده کنم ان شاء الله با توکل به خدا و پیشنهادهای شما و همت خودمون من و همه دوستان جواب بگیریم . با تشکر.
نشان های دریافت شده
سلام امروز 8 دی 1397 من با شما اشنا شدم . من از کودکی همیشه چاق بودم که البته شروع چاقی از 5 سالگی و بخاطر خوردن داروهای ضد حساسیت بود . بعد از اون به یکی از معلم هام خیلی علاقه داشتم دوست داشتم مثل اون باشم . البظه ایشان خیلی چاق نبود . بعدم از سوم راهنمایی تا الان که 35 سالمه همیشه رژیم داشتم و گاهی واقعا خسته میشدم و کلافه ولی هیچ وقت لاغر نبودم . ریزه خواری زیاد دارمشکلات خیلی دوست دارم . اما خیلی جلوی خودمو میگیرم . شبا از شدت ضعف و گرسنگی از خواب میپرم . و تازه اینجا شروع بد بختی چون هر چی تو روز نخوردم اینجا جبران میشه . کلا الان مدتی اراده هم دیگه ندارم .واقعا دوست دارم یه تحویلی ایجا بشه . من الان 15 کیلو اضافه دارم که دوست دارم از بین بره . هر راه و هر کاری چیزی هم که فکر بکنید انجام دادم شاید خودم دیگه متخصص تغذیه شدم . شاید این لطف خدا بوده که کاملا اتفاقی با سایت شما اشنا بشم و دو سه تا از فایلهاتون گوش دادم و خوشم امد و امیدوارم این تغییراتی ذهنی منو به هدفی که همیشه داشتم برسونه. ممنون از شما
نشان های دریافت شده
امروز ۷ دی ۹۷ هست و من میخواهم لاغر بشم من بخاطر خوردن بیش از اندازه نیاز بدنم شیرینی و غذا چاق شدم من قبل از آوردن بچه اولم خیلی خیلی لاغر بودم وهمیشه دررنج وعذاب بودم بخاطر لاغری بیش از حد و دربارداری و بعد زایمان بخاطر شیردهی خیلی غذا خوردم یعنی چاقی من از سال ۹۰ شروع شد از ۵۵ کیلو وچون یهو چاق شدم این به بیش از اندازه زیباشدن صورتم کمک کرد وهمه صورتم و اندامم راتحسین میکردن و من هم بیشتر میخوردم و فکر نمیکردم که روزی بشه ازچاقی عذاب بکشم وفکرنمیکردم که هرگز چاق بشم تا بچه اول من ۶ ساله شد و تصمیم به بارداری دوم گرفتم با وزن ۷۲ درسال ۹۶ بودم که بازهم ازنطر خودم وزن خوبی بود دربارداری دوم بخاطر اینکه بچه اولم ریزنقش بدنیا آمد باز بیش از اندازه نیاز کودکم و خودم غذا خوردم که کودک با چثه درشت بدنیا بیارم که موفقم شدم ولی زهی خیال باطل که همین بزرگ بودن کودکم باعث کش آمدن وحشششتناک شکمم شد ومن تا آخر زایمان ۹۰ کیلو شدم و به محض زایمان ۸۰ کیلو و بعد دوماه ۷۶ کیلو و من به خیال خودم که بازهم خودبخود کم میکنم و اینکه بخورم شیرم پرچرب بشه باز بیش از اندازه خوردم و به دلیل اینکه معده ام بزرگتر شد تحمل گرسنگی نداشتم شیرینیجات و فست فود و همچنین خوردن بیش از اندازه برنج باعث شد شکمم اینقدر بزرگ بشه که همه اطرافیان با وحشت به شکمم نگاه کنن که حتی فکر کردن غده ای چیزی در شکم من رشد کرده یا باز ۷ ماهه باردارم کسی نمیداند خلاصه تا الان که تصمیم گرفتم از این روش لاغر کنم و درضمن من هیچگونه فعلیتی نداشتم عید ۹۷ من ۸۶ کیلو بودم با پیاده روی و کم خوردن الان شدم ۷۸ میخواهم از این روش برا لاغرترشدن و تثبیت وزنم استفاده کنم و ان شاءالله که موفق باشم الان همه به زبان اومدن از چاقی من و بداندام شدنم و همه با یه لحن بد یا نگاه بد اندامم رو مورد تمسخر قرار میدن من برای تناسب اندام و همچنین سلامت خوردم واینکه اگر به خودم نیام از این دوبرابر میشم میخوام لاغر بشم ..لاغرشدن خیلی مزایا داره برامن من لاغرشدن رو دوست دارم باز نه خیلی لاغر لاغر ولی دوست دارم ۱۰ کیلو دیگر لاغر بشم و به وزن ۶۸ یا ۶۹ برسم
سلام به همگي
انشاي من : چرا چاق شدم ؟
من متولد بهمن 1359 هستم . چهارمين فرزند خانواده ، همه متناسب و حتي لاغري شديد داشتند ولي من از همون كودكي چاق بودم . يادمه هميشه بخاطر آروم بودن و تپل بودنم شهره فاميل بودم و هميشه لپ من در حال كشيده شدن و يا حتي گاز گرفتن توسط مردها و زن هاي فاميل بود ، تا 10 سالگي اصلا چاق بودنم برام مشكل ساز كه نبود هيچ ، مايه مسرت و شاديم بود كه همه بهم توجه مي كنند . اما يادمه كلاس پنجم ابتدايي كه بودم كم و بيش مي شنيدم كه دوستام با عنوان چاق صدام مي كنند و اين عنوان يه جورايي ديگه لذتبخش نبود و تازه متوجه شدم كه من يه جورايي با بقيه متفاوتم . به افراد ديگه خانواده و حتي بچه هاي هم سن فاميل كه نگاه كردم مي ديدم كه خيلي ها از لاغري در عذابند و من و يكي از عمه هايم چاق هستيم .
مي دونستم كه چاقي براي خوردن زياده ، اما هر چقدر توجه كردم متوجه تفاوتي در خورد و خوراك خودم با ديگر اعضا خانواده نشدم .
در يكي از مكالمات پدرم راجع به من با فردي شنيدم كه مي گفت اين دخترم ارثي چاقه و به عمه اش برده . اين دو تا آب هم مي خورند چاق ميشوند .
در اونزمان فهميدم كه خداوند خواسته من چاق باشم و كاري از دستم ساخته نيست و از اونجايي كه پدرم با افتخار من رو به دوستان و آشنايانش معرفي مي كرد ، تمام تلاشم اين بود كه اين جايگاه رو از دست ندم و هميشه مايه افتخار پدرم باشم 🙁
پدر م در نگاه من فردي ارزشمند و قدرتمند بود كه متاسفانه خيلي هم پسر دوست بود . و آسانترين ابزار من براي محبوب بودن چاقي بود كه هيچكدام از فرزندانش اين ابزار را نداشتند .
اين روال ادامه داشت تا اينكه در سال آخر دبيرستان يكي از هم كلاسي هام كه فوق العاده وحشتناك چاق بود بعد از تعطيلات تابستان كه به مدرسه اومد ، از لاغري نمي تونست راه بره و خيلي ضعيف شده بود . تازه فهميدم كه ميشه لاغر هم شد چرا ؟ چون دوستم از من چاق تر بود و حالا از من لاغرتر بود . و متوجه شدم با نخوردن و ورزش كردن ميشه لاغر شد
يادمه اونروز رفتم خونه و نهار نخوردم ، شب كه پدرم اومد و توسط مادرم از برنامه من مطلع شد به اتاقم اومد وكلي دعوا كرد كه تا وقتيكه خونه من زندگي مي كني حق نداري لاغر بشي . چرا ؟ چون افكارش اجازه نمي داد و فكر مي كرد اگر من لاغر بشم همه فكر مي كنند من مريض شدم
ولي اجازه داد به باشگاه برم
كاش اون رو هم اجازه نمي داد ، چون بعد از مدتي كه كمي و فقط كمي جمع تر ميشدم و از اونجاييكه واقعا ورزش كردن برام عذاب آور بود ، رهاش مي كردم و دوباره بيشتر چاق ميشدم و به اينصورت كلي پوست بدنم دچار پاره گي شد
و مربي باشگاه باور جديدي به من داد كه تو خيلي ورزش مي كني اما چون سوخت و سازت پايينه لاغر نميشي
اين شد كه فهميدم اين تقدير منه و با تقدير نميشه جنگيد
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما استاد عزیز و سایر دوستانم در این مجموعه
من فایل اول رو گوش دادم و برای انجام تمرین خودم رو متعهد کردم که چند خطی بنویسم.من حدوداً 9 کیلو اضافه وزن دارم و این اضافه وزنم بیشتر در ناحیه شکم و پهلو هستش .سالهاست که ورزش می کنم و باشگاه میرم (ولی نامنظم و بدون انگیزه) یکی دو بار تونستم حدود 5 الی 6 کیلو از این وزن رو کم کنم ولی دوباره بعد از مدتی به دلیل انجام رفتارهای قبلی در تغذیه ،این اضافه وزن برگشت.من حدود یکسال هست که با قانون جذب آشنا شدم و جذبای کوچیکی تو حوزه های مختلف هم داشتم تا اینکه چند شب پیش به دنبال راهکاری برای لاغر شدن از این طریق گشتم و نمیدونم چطور شد که با این سایت آشنا شدم.امیدوارم بتونم موفق بشم و این دغدغه ذهنی برای همیشه از ذهن من پاک بشه.
و اما جواب تمرین فایل شماره 1 استاد:
1- ریزه خواری بسیار زیاد به دلیل داشتن کاری پراسترس
2-تندخوردن غذا بخصوص موقع صرف ناهار و شام
3- خوردن اضافه غذاهای قبلی به دلیل جلوگیری از اسراف
4- تمایل بسیار زیاد به شیرینیجات و در دسترس بودن انواع مختلف و خوشمزه اون در منزل
5- دستپخت خوب خودم و داشتن حداقل دو وعده غذای پختنی در طول روز
6- همسفره شدن با افراد لاغر و پر خور
7- نداشتن اراده قوی در انجام رژیم و پایبند بودن به آن
8- داشتن بیماری میگرن و خوردن مداوم به دلیل ترس از گرفتن سردرد ناشی از گرسنگی
9- و از همه مهمتر خوش خوراک بودن خودم که هر نوع غذایی رو دوس دارم و از هیچ چیز بدم نمیاد.