0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۵ ۱۴:۲۴
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 359 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی وهمه دوستان عزیزم

      یک هفته ایه دارم روی این فایل صرف میکنم همه اونایی که منو میشناسن میدونن که من تقریبا یک سالی میشه دراین سایتم اما امروز بعد بارها گوش دادن این فایل بازم نکته های جدیدی برام واضح شد 

      وقتی داستان ماشین خراب برام گفتین استاد متوجه نکته بسیار جالبی شدم که تا امروز بهش فکر نکرده بودم

      بدن من همون ماشین خراب که درراه مونده به خاطر چاقی بارها دیگران اومدن و توصیه هایی کردن ورفتن 

      بارها پیش دکتر ومربی و…رفتم قرص ودم نوش ورژیم وادویه های خاص وکارای مختلفی رو امتحان کردم  خسته ناامید شدم 

      تا اینکه این روش که همون رفتن به تعمیر گاه وبا دستگاه عیب یابی مشکل کار فهمیدن بود خداوند بهم توصیه کردومن اینجام دراین یک سال هر فایلی که گوش کردم یه کدی بودکه دستگاه عیب یاب ذهنم متوجهش میشد همون فرمول ها حالا میفهمم که چرا استاد میگن فقط یه مشکل باعث چاقی من نشده تازه متوجه میشم که کلی گیر ومانع وجود داره داخل ذهنم که یکی پس از دیگری با استمرار من باز میشن 

      مثلاامروز فایل ثوابشوبخردیدم  دیدم چقدر منم همین مشکل دارم اصن نمیتونم چیزی رودوربریزم این خودش اختلال که باید ازش عبور کنم همش به خودم میگفتم کمتر میکشم تا کمتر بخورم ولی واقعیت اینکه وقتی کمتر میکشم احساس کمبودغذا وقحطی وفقر میکنم درحالی که وقتی حجم غذا بیشتر به مراتب کمتر میخورم حتی وقتی میرم عروسی وسلف سرویس اونقدر دلم نمیخواد چیزی بخورم واحساس بینیازی میکنم از خوردن که معمولا گرسنه برمیگردم خونه درحالی که کلی لذت بردم وبهم خوش گذشته 

      جالبه تازه فهمیدم هر فایل یک فرمول که درذهم من درست میشه ومنو راحت تر لاغر میکنه چرا که باعث میشه هرروز درست تر رفتار کنم ودوست داشته باشم بیشتر از قبل درست رفتارکنم ایده های جدیدی  حتی به ذهنم مثلا تصمیم قاطع گرفتم بازی درنیارم وهر چیزی یاد میگیرم تبدیل کنم به عمل واز هر کاری فرو گذار نباشم مثلا هرروز از خودم فیلم میگیرم ومیگم که قصد چه کاریرو دارم وبرای خودم نشون میدم که این منم که تصمیم گرفتم وتعهد دادم ودرصمن هر چندرو یک بار از خودم عکس میگیرم ودارم لاغرمیشم وهمینم برام انگیزه شده خیلی عالیه که دارم هرروزدرست تر رفتارمیکنم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Growing
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۵ ۰۰:۲۰
      مدت عضویت: 2307 روز
      امتیاز کاربر: 251 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 556 کلمه

       درود بر همه کسانی که برای تغییر مثبت در زندگی تلاش می‌کننداین متن تبدیل شده توضیحات استاد عطا روشن به رابطه ایده ال و عاشقانه متاهلی است

      تمام دوستان من شرایط مشابه من رو داشتند و همه شون مثل من یا در رابطه نبودن یا روابطشون اصلا موفق نبودن و عذاب میکشیدن

      دائم در جمع دوستان موضوعات مربوط به تنهایی رو مطرح میکردیم که مثلا ما تا ابد همه مون تنها میمونیم ک ما شانس نداریم ک ما بلد نیستیم خانوم یک رابطه باشیم حال و حوصله لوس بازی نداریم و… درواقع از اینکه درد مشترکی داریم لذت میبردیم و به جای تلاش برای تغییر انگار کنار همدیگه احساسات منفی و باور های اشتباهمون هم افزایی پیدا می‌کرد و حالمون بدتر میشد اما مثل یه اعتیاد ادامه میدادیم.

      هر کدوم ما که در وضعیت حال حاضر هستیم احتمالا بارها ب این موضوع فکر کردیم که چطور باید این موضوع رو حل کنیم؟ و از تنهایی در بیایم این انگار اصلی ترین موضوعه در ذهنمون برای اینکه اوضاع رو عوض کنیم . مثلا ممکنه تصمیم بگیریم ک با افراد بیشتری مراورده داشته باشیم یا مثلا بیشتر ب خودمون برسیم یا ظاهرمون رو تغییر بدیم و…. اما جواب این سوال به تنهایی ما رو به نتیجه نمیرسونه، مثل این میمونه که شما یه عارضه پوستی یا نمود عینی هر بیماری پیدا کردید و مراجعه میکنید به پزشک، پزشک فوری نمیگه اینو بخور این عارضه کم شه یا ناپدید شه اول ریشه مشکل رو پیدا میکنه ک مثلا چرا این درد یا این عارضه ایجاد شده پس ما هم باید ب جواب این سوال برسیم که ما چرا تنها هستیم یا از روابطمون نتیجه دلخواه رو نمیگیریم و چرا خیلی ها بدون هییییییچ زحمت و تلاشی رابطه فوق العاده ای دارند؟ ما اول باید پیدا کنیم ک ما چرا تنهاییم و بعد ب این مرحله برسیم ک چطوری رابطه خوبی رو بدست بیاریم. در واقع ما میخوایم صورت مساله رو ریشه یابی کنیم و بعدش چون که صد آید نود هم پیش ماست.

      ما میخوایم رابطه عاشقانه ایده ال متاهلی و همیشگی رو بدست بیاریم نمیخوایم یه مدت تو رابطه باشیم ما یک آرامش  همیشگی میخوایم. یک عشق ماندگار.

       شما اگه مشکل جسمی داشته باشید هر کس یه نسخه ای براتون میپیچه. یکی میگه فلان چیز رو نخور یکی میگه فلان چیز رو بخور هر کس یه دارویی پیشنهاد میکنه فلان دمنوش فلان مسکن و….تمام این توصیه ها رو امتحان میکنید و آخر خسته و نا امید فکر میکنید ک مشکل از شماست درحالی ک فقط ریشه یابی درست نبوده  وگرنه شماخیلی راحت نتیجه میگرفتید

      این مثال رو مقایسه کنید با وضعیت تنهایی یا رابطه نا موفق هر کس توصیه ای میکنه اما هیچکدوم  موثر نیست. چون  علت اصلی پیدا نشده ما در روش ذهنی با اموزه های آقای عطا روشن  مثل یک دستگاه اسکن یا یک آزمایش خیلی دقیق. ریشه موضوع رو پیدا می کنیم و حل میکنیم و خود به خود نتیجه  عوض میشه

      برای تمرین جلسه اول خوب فکر ککنید که شما چرا تنها هستید یا رابطه موفقی ندارید ؟چه چیزی باعث شده؟ حتی اگه خیلی اذیت میشی بنویس فکر کن درباره اش چون قراره تموم بشه. این درد رو تحمل کن باهاش رو ب رو شو تا ب نتیجه شیرین بعدش برسیم. اصلا یه قصه بنویس چرا اینطوری هستی ؟ چه رنج هایی از این قضیه کشیدی و تمرین ات رو همینجا داخل سایت بذار تا تعهدت برای انجام تمرینات بیشتر بشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mzt.zahra.malakouti.ir
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۴ ۱۹:۳۵
      مدت عضویت: 2335 روز
      امتیاز کاربر: 1985 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 237 کلمه

      به نام خداوند بخشنده و مهربان 

      داستان چاقی من 

      یادم میاد تا قبل از بلوغ متناسب و شاید لاغر هم بودم بعد از بلوغ یک دفعه احساس کردم و به همه می گفتم همه تو بلوغ یه باره قد و وزنشون زیاد میشه ولی از من نه ،فقط وزنم زیاد شده و قدم خیلی بلند نشده خیلی شنیده بودم که دخترا بعد از بلوغ چاق میشن چاقی من از اونجا شروع شد و بعد هم که پدر و مادرم چاق بودن و بیشتر افراد خانواده‌ام هم چاق بودند من قاطی یه عالمه پسر پرخور بودم و عین اونها غذا میخوردم. بعد از ازدواجم هم چون تحرکم خیلی کم شده بود و خیلی شیرینی خوردم چاق شدم همیشه فکر می کنم من به خاطر اینکه خیلی به شیرینی علاقه دارم و زیاد میخورم چاق میشم نمیتونم خودمو در مواجه با شیرینی هیچ وقت کنترل کنم همیشه حرص و ولع خوردن دارم تمام فکر و ذهنم خوردن و اصلاً هیچ جا و هیچ جمعی برام مهم نیست و خودم از این رفتارم اذیت میشم دلم میخواد مثل خیلی از آدم های متناسب خیلی باکلاس و موجه رفتار کنم و اصلا برام خوراکی ها مهم نباشه یا همیشه میگم من  چون قدم کوتاه چاقم و گرنه وزن ندارم اگه قدم بلند بود دیگه اصلاً چاق نبودم همیشه فکر می کنم من خیلی زیاد غذا میخورم من تنقلات و شیرینی هم زیاد میخورم .

      من از خوردن بی نهایت لذت میبرم پس من چاقم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Fateme Bologh
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۴ ۱۱:۲۴
      مدت عضویت: 2611 روز
      امتیاز کاربر: 623 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 344 کلمه

      درد و خدا قوت 

      ما میخواییم لاغر شدن را در مدت زمان طولانی یاد بگیریم برای همیشه  نه برای دوره ای 

      هدف من  باید این باشه که چرا چاق شدم 

      فرمولهای چاقی ذهنم رو پیدا کنم .نه اینکه هدفم این باشه چاقی خودم رو به لاغری تبدیل کنم.در تمام دورهای که من دنبال لاغری بودم  میخواستم صورت مسعله رو پاک کنم 

      اتفاقا منی که دوره های زیادی شرکت مردم و هر بار به مشکل خوردم بسیار ادم با پشتکاری هستم که بازهم به دنبال راه حل هستم 

      من باید فرمول های چاقی ذهنم رو تعغیر بدم تغییر من باید به این صورت باشه که من چرا و چگونه چاق شدم؟ 

      من همیشه دستور از بقیه گرفتم تا چاقی خودم را بر طرف کنم و نایجه نگرفتم و هر بار نسبت به خودم نا امید شدم و بدبین 

      ولی اگر برای یک بار  علت اصلی را پیدا کرده بودم نیاز به وشهای مختلف نبود 

      تصویر کنیدلاغری با ذهن  یک کامپوتر هوشمند هست که با گوش دادن فایلهای ان و انجام دادن تمرینات به معایب و مشکل ذهنی و فرمول ذهنی اشتباه خودتون پی میبرید انهارو تغیر میدهید و در مسیر لاغری قرار میگیرید و لذت میبرید 

      علت های چاقی من 

      دلایل : 

      1بسیار من و از چاق شدن ترسوندن سال ۹۶ هرچیز الان هم میخورم ترس چاق شدن دارم 

       2به من اعتمینان و باور دادن که تو بعد از این  عمل درمانی چاق میشی باید مواظب خوردنت باشی 

      3 کورتون میخوری  اشتهات زیاد میشه پس صد درصد چاق میشی 

      4 همه افرادی که مثل تو این عمل درمانی رو انجام دادند چاق شدند پس تو هم از این به بعد چاق میشی 

      5چاق نشو چاق بشی دچار بیماری و باز درد سر میشی 

      ۶به خاط این سیستم و متابولیسم بدنت تعغیر کرده پس چاق میشی 

      ۷ بقیه اعضای خونواده  چاق هستند توهم چاق میشی 

      من از سال ۹۷ شروع به چاق شدن کردم و هر بار که رو ترازو میرفتم به وزنم اضافه شده بوذ 

      من رو از چاقی و چاق شدن ترسوندن و از هرچی ترسیدم سرم و اومد 

      فقط برای اینکه من این عمل رو انحام دادم و افرادی که بهشون اعتماد داشتم گفتن چاق میشی  من هم باور کردم  و چاق شدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamhoma_481@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۴ ۰۰:۲۷
      مدت عضویت: 1912 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 24 کلمه

      فکر میکنم ژن چاقی دارم 

      تمایل به خوردن چیزهای شیرین دارم

      خوردن واسم تنها سرگرمی هست که ازش لذت میبرم

      فعالیت بدنیم کمه

      بیشتر از نیاز بدنم خوردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۳ ۱۷:۴۶
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,402 کلمه

      به نام خداوند مهربان 

      من خوشحالم که در این دوره  اا هستم و  من مطمعنم شگفتی ساز میشم و همین الانم هستم .

      من از این دورها برای رهایی از چاقی استفاده میکنم .

      من از یه مقطعی به بعد چاق شدم و این چاقی تا حدی همراه من بود اما من اون رو نپذیرفته بودم  و بارها تلاش کرده بودم که لاغر بشم و انصافا هم خوب لاغر میشدم اما بعد از مدتی  تمام اون چیزی رو که از دست داده بودم دوباره بعد از مدتی به راحتی  برمیگشت  و من دوباره چاق میشدم خلاصه این تلاش من ادامه داشت تا سال ۹۸ که با این سایت آشنا شدم و من از فایلهای  رایگانهای سایت استفاده کردم و دیدم خیلی راحت بدون زجر خاصی و زحمت خاصی خوب و عالی  لاغر شدم و اطرافیان من همه  میگفتن فلانی خوب لاغر شدی حتی اون اوایل ورودم به سایت  که هنوز باشگاه میرفتم بارها مربی و دوستاتم میگفتن خوب لاغر شدی  و فکر میکردن رژیم میگیرم  و خلاصه   بعد از یه  مدتی من  چند دوره ی کوتاه از سایت خریدم و با بودن درراون دور ه ها بازم کلی تناسب بیشتر به دست اوردم .و واقعا همین تغییرات اشتیاق زیادی در من ایجاد  کرده بود .که میشه بدون رزیم  و ورزش هم لاعر شد و داشتم  به کلی از جوابهای داخل ذهنم میرسیدم که چرا بعضیا چاقن و  بعضیا لاعرن و ….

      و من این روش و تمام حرفهای گفته شده در این روش  توسط استاد رو قبول داشتم و میگفتم دقیقا این راه درست  برای لاغری هست  و من قبول دارم  به این راه هدایت شدم و تمام سعیم این هست که من به نتیجه ی دلخواهم برسم چون  قطعا توانایی رسیدن به خواسته ام رو و تغییر کردن  رو دارم که به این راه هدایت شدم .

      دوموضوع مهم در این راه هست که  باید بهشون دقت داشته باشیم اونم این هست که :

      *چرا ما چاق هستیم و خیلیها لاغر هستن ؟؟؟

      *از چه طریقی باید لاغر بشیم ؟؟

      ولی ما باید فعلا کاری به موضوع دوم نداشته باشیم و به دنبال جواب سوال اول باشیم .اگر به این سوال فکر کنید و جوابی برای اون پیدا کنید میتونید برای همیشه متناسب بشید .

      ما همیشه به دنبال تغییر نتیجه بودیم و خواستیم چاقی رو به لاغری تبدیل کنیم و اما موفق نبودیم و شکست خوردیم  ما میخواهیم لاغر شدن برای همیشه یاد بگیریم و لاغر بمونیم پس  فعلا کاری به نتیجه نداشته باش،و  نخواه که چاقی خودت رو به لاغری تبدیل کنی .

      من  همیشه به دنبال راهی بودم که چاقی خودم رو از بین بببرم و هر کاری میکردم برای همیشه لاغر نمیشدم در واقع لاعر میشدم و اما نتیجه ماندگار نبود چون ایراد اصلی رو پیدا نکرده بودم .

      ایراد در ذهن من بوده اگر فرمولهای علط رو پیدا کنم و اونها رو شناسایی کنم و اونها رو با فرمولهای صحیح جایگزین کنم من برای همیشه میتونم لاعر بشم .

      من همیشه به دنبال گرفتن رژیم از کارشناس تعدیه بودم و یا به دنبال توصیه های مربی ورزش بودم و اما هیچ وقت نمیتونستم نتیجهی دایمی  بگیریم و خسته و ناامید میشدم و اینطور اعتماد به نفس لازم رو نداشتم و من در اوج ناامیدی با این روش آشنا شدم و واقعا ته خط بودم که وارد این دوره ها شدم و اما حالا از خداوند سپاسگزارم که در این دوره ها هستم چون همه چیز رو با هم دارم به دست میارم لاعری خودباوری و اعتماد به نفس شادی و آرامش،و روابط عالی ولذت در خوردن  …. و واقعا خستگیم دراومده .

      من باید علت چاقی رو برطرف کنم نه نتیجه رو که چاقی هست  برطرف کنم .

      و اما تمرین این جلسه این هست   که چرا من چاق هستم دلیلهای چاقی خودم رو باید بنویسم  پس وقت بزار و بنویس چرا چاقی ؟؟فکر کنید و بنویسید با فکر کر کردن من باید یواش،یواش فرمولهای چاق کننده رو پیدا کنم و فرمولهای  لاغری رو جایگزین کنیم .پس  داستان چاقی خودتون رو بنویسید ؟؟چه خاطرات و مشکلاتی از چاقی خودتون دارید ؟؟موضوع انشای شما این هست چرا من   چاق هستم ؟؟هر چقدر میتونم باید وقت صرف کنم و بنویسم و فرمولهای اشتباه رو پیدا می کنم .

      خوب اگر دوسال پیش بود که تازه وارد سایت شده بودم مینوشتم من چاقم چون اشتهام زیاده چاقم چون کم کاری تیرویید دارم چاقم چون داروی هورمونی مصرف میکنم شکم من  بزرگ ست  چون دو زایمان دارم من چاقم چون استخون بندیم درشت هست من چاقم چون زیاد هله هوله (چیپس و پفک ) میخورم من چاقم چون فعالیتم کم هست من چاقم چون ریزه خواری دارم من چاقم چون …اما من همه ی اینها رو با دلیل  رد کردم و کلی تناسب در جسمم به وجود اومد 

      اما بعد از دوسال کار کردن روی خودم الان اگر بخوام دلیلی برای چاقی خودم بیارم هیچی به ذهنم نمیرسه و انگار دلیلی  ندارم ولی میدونم باید اون ته ته های دهنم رو زیر و رو کنم تا فرمول علط رو پیدا کنم چون من لحظه ی وردم به سایت کل اون دلایل رو نقض کردم و کلی متناسب شدم و الان در حال حاصر نمیدونم چقدر اضافه دارم ولی یه مقدار بسیار کم هست دقیق نمیدونم چند کیلو هست و باید ترمزهای مخفی  رو که مانع لاعری من میشه رو پیدا کنم و خیلی فکر میکنم و هر دلیلی به ذهنم میاد خودم سریع ردش میکنم مثلا چون همه چیز میخورمو محدودیت ندارم  ولی میگم هیچ ربطی نداره برای بدن من مواد عدایی فرق نداره مهم اون به اتدازه خوردن من هست که من دارم یادش میگیریم و درست انجامش میدم و بسیار موفق بودم و هستم .

      و یا میخوام بگم چون استخونبندیم درشته باید کمی از خواهرم و یا بقیه چاقتر باشم  ولی یادم میاد با رژیم بار اخرم  اینقدر لاعر شدم که از خواهر شوهر و خواهرمم که بسیار لاغرن  لاعرتر  شدم پس عیب از استخونبندی من هم نیست .

      و یا میخوام بگم چون فعالیت ندارم ولی دختر خودم بدون ذره ای فعالیت کلی از یک سال پیشش لاعر تر شده و بسیار لاعر هست و من خودم بدون هیچ فعالیت خاصی فقط با بودن در دوره ها  کلی وزن کم کردم 

      و یا میخوام بگم چون  هنوز ترس از خوردن دارم ولی من بسیار عالی بدون هیچ ترسی هر وقت گرسنه شدم خوردم و هر وقت سیر شدم دست از خوردن کشیدم  و بارها گفتم خوردن برای ادامه ی حیات ضروری هست و ترس نداره و  این رفتارهای من  هست وقتی که پرخوری میکنم ترسناک هست .

      و یا میخوام بگم لاعری سخت هست و به این راحتی لاعر نمیشی ولی من خیلی راحت و طبیعی و خود به خود کلی وزن کم کردم در حین اینکه هیچ محدودیتی و زجری نبود و با لدت  تونستم خیلی متناسب بشم پس همچنان هم دارم با لدت روی خودم  کار میکنم و میگم بسیار این روش اسان هست چون دارم یادش،میگریم و تحت هیچ فشار خاصی و زجر و خاصی نیستم و از خیلی رژیم ها و ورزشهای اون موقع ی خودم راحت تر هست .

      واقعا نمیدونم الان چه دلیل خاصی هست که من این چند کیلو رو که دقیق نمیدونم چه مقدار هست شاید ۵ کیلو باشه شایدم کمتر  یا بیشتر ولی در این حد هست رو  دیگه کم نمیکنم .

      البته بارها به خودم گفتم این روش خیلی کند نتیجه میده و نباید عجله کنی شاید همین مانع شده برای من .ولی بازم به خودم میگم بابا خیلی دوستان با این روش  در دوماه ده کیلو کم کردن من حالا بعد از یک سال و نیم نمیتونم ۵ کیلو کم کنم قطعا به زودی این چاقی رو از دست خواهم داد   ولی من همچنان با حال خوب و لدت ادامه میدم و میرم جلو و میدونم این جسم من با ذهن من و رفتار من بلخره هماانگ خواهد شد چون واقعا عالی دارم رفتاررمیکنم و به اندازه میخورم و با انجام تمرینات متوجه شدم چقدر تعداد رفتارهای صحیح من از رفتارهای علط من بیشتر هست و قطعا همین سنگین بودن کفه ترازوی رفتارهای درست من رو به سمت لاغری هدایت میکنه جه بخوام چه نخوام  من لاغر میشم و لاعری حق من هست و لاغری رو من باید به دست میارم اونطور که استاد و دوستان تونستن منم میتونم و هیچ چیز مانع تناسبم نیست و من رو ناامید نمیکنه من یک متناسب عالی خواهم شد به زودی چون هیچ دلیل خاصی رو برای خودم نمیدونم و نمیبینم .

      اگر جایی  اشتباه میکنم لطفا استاد عزیز راهنمایی کنید  خوشحال میشم  .

       با این وجود بازم فکر کنم ببینم این دهنم چی میگه اگر متوجه حرفی و مانعی  شدم میام و مینویسم تا برطرفش کنم  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار n.ranjbari67@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۳ ۰۰:۰۳
      مدت عضویت: 2187 روز
      امتیاز کاربر: 306 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 437 کلمه

      موضوع انشاء: من چرا چاق هستم؟

      خب راستش رو بخوایین من اصلا چاق نیستم فقط یه کم شکم دارم و از هر روشی نخوردن برنج گرفته تا دراز و نشست استفاده کردم اما نتونستم شکم صافو تختی داشته باشم تمام دوران مجردی و متاهلیم لاغر بودم به حدی که مجبور شدم از قرص چاقی استفاده کنم و وزنم از چهل و دو کیلو شد پنجا کیلو اما بعد از زایمان شدم شصت کیلو الان پنج سال از زایمانم میگذره حول و حوش شصت و پنج کیلو وزن دارم و تمام چربی ها اطراف شکم و پهلوی من هست و بقیه ی جاهای بدنم لاغر و متناسبه و خیلی دوست دارم که دور کمر زیبایی داشته باشم، پس بهتره سوال رو عوض کنم و به جای اینکه بپرسم چرا چاق هستم و بعدش جواب، بپرسم چرا شکم بزرگی دارم و چرا نخوردن و ورزش شکم تاثیر پایداری نداشته. یعنی اینقدر شکم ام با بقیه جاهام نمیخونه که تا حالا دو نفر ازم پرسیدن حامله ای؟ و من دیگه دوست ندارم نفر سومی پیدا بشه و این سوالو ازم بپرسه، واسه همین تمرینات رو با تعهد انجامشون میدم، خب بریم سراغ تمرین، چرا من شکم بزرگی دارم؟ 

      از وقتی یادم میاد شنیدم که سزارین باعث شکم آوردن میشه و منم سزارین شدم همیشه شنیدم که بعد زایمان شکم بزرگ میشه و کوچیک کردنش به این آسونیا نیست، همیشه شنیدم که لاغر شدن خانم ها سختتره چون چربی اطراف رحم دارن، همیشه شنیدم که اگه همون اوایل درست شد شد اگه نه یه کم بگذره از زایمانت و گن نبندی دیگه همینجوری میمونه شکم ات، مادرم خواهرم و خاتواده ی همسرم چاق هستند و من لاغر بودم چون همیشه بهم میگفتن به پدرت و خانواده ی پدریت رفتی اما این چند سال خیلی پای حرفای خواهرشوهرام و دغدغه ی همیشگیشون واسه لاغری نشستم و حس میکنم جذب کردم واسه همین شکم دارم و توی بارداری هم البته اضافه وزن داشتم یه مورد دیگه اینکه همش بهم این باور داده شده که ما ایرانیا همه شکم داریم دلیلش هم برنجه و نو بدون سبوسی که میخوریم دلیلش تغذیه ی اشتباه ما ایرانیاس منم که عاشق برنج بودم و همیشه میخوردم البته چند روزی هست که بدم اومده از برنج، یه دلیل دیگه ام اینکه فکر میکنم بیشتر از چربی شکم ورم معده دارم و فکر میکنم علتش سردی معده اس جون نفخ و ناراحتیای گوارشی هم دارم، حالا که اومدم و نوشتم دلایلو فهمیدم هیچ کدوم منطقی نیست چون دیدم افراد زیادی که هم برنج میخورن هم سزارین شدن اما بعد زایمان دوباره شکمشون برگشته به حالت اول، فکر کنم دلیلش باید توجه کردن زیاد به صحبتای خواهرشوهرام باشه. ممنونم از سایت خوبتون.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۸ ۱۴:۲۷
      مدت عضویت: 2265 روز
      امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,073 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم

      خوب به موضوع چاقی فکر کن ببین چه چیزی باعث چاقی شماشده؟

      قبل از هرچیزی بگم که بینهایت دلم تنگ شده بود برای نوشتن اینجا وبه دلیل مشغله که بهانه درست وپذیرفته ای نیست نمی نوشتم وفقط فایل ها رو گوش میکردم هر روز 

      من شهریور امسال یعنی اول شهریور یک سال میشه که دراین سایت هستم وزن زیادی کم نکردم اما دارم به لطف خدا کم میکنم وکم شدن وزنم شروع شده اینا رو برای کسانی گفتم که هنوز نیومده انتظار لاغری دارن  که عجله نکنن

      اما بعد یک سال حدودا دوباره این سوال از خودم پرسیدم دلیل چاقی من چیه وچرا چاق شدم روز اولی که این سوال پاسخ دادم توماری از دلایل مختلف آوردم همه عالم وآدم مقصر چاقی من بودن شرایط زندگی خانواده اقتصادی کشور و…اما امروز به لطف خدا این آگاهی رو پیدا کردم که چاقی من فقط یک دلیل داره اونم خودمم فقط خودم وبالاخره بعد اصلاح شدن کلی باورای غلطم بالاخره پذیرفتم که مسیولیت چاقیم فقط باخودمه یک سال طول کشید ولی خب به حرف که نیست خودمونم که گول نمیزنیم تا درست نشن باورامون رفتاری تغییر نمیکنه خب من خیلی تغییر کردم خیلییی زیاد مطمئنم خیلی وقت پیش داستان هدایت عجیب منو خوندین امروز که اینجام یک آدم دیگه شدم بینهایت تغییر کردم وشرایط زندگیم وخودم بینهایت عوض شد

      من تبدیل شدم به یک انسان مثبت اندیش متوکل که واقعاایمان داره به خدای خودش از شخصی که بینهایت خلاف این شخصیت بود به طوری که به مرز افسردگی شدیدواسترس کشیده شده بودم خدارو شکر خدای بزرگ منو با ورود به این سایت نجات داد ورشد داد ومنو از فرش به عرش برد اینکه میگن فاصله خریت تا حریت فقط یک نقطه است واقعا همین ومن امروز با افتخار حر زمان خودم شدم 

      خودمو با حضرت داوود هم مقایسه میکنم زندگیش تا حدی شبیه منه وهمین که پیامبر وجودم بیدار شده من بینهایت خوشحالم به لطف خدای مهربان الهاماتشو درک میکنم میگیرم وآروم میشم استاد ازتون بینهایت متشکرم زندگیم به حدی زیبا وباشکوه شده که حتی خودمم تصورشو نمیکردم 

      حتی درزمینه مالی هم پیشرفت کردیم واز خانه اجاره ای کوچک دریک محله متوسط به یک خانه رهن کامل بزرگتر با صاحب خونه خوب تر ودرچند محله بالاتر نقل مکان کردیم البته فعلا کلید تحویل گرفتیم وآخر این ماه میریم اون خونه خوشگلمون به لطف خدا حقوق همسرم افزایش خوبی پیدا کرد و خداروشکر میکنم بابت قسطایی که هر ماه نمیدونیم چطور ولی پرداخت میشن وپول میرسه حتی به لطف خدا پالایشگاهی که پول همسرمو ۵ سال پیش خورده بود پروندش به جریان افتاده وبه لطف خدا خبرای خوبی درراه وبه لطف خدا دلم روشن که به پولمونم میرسیم استاد از همه بیشتر آرامشی که این روزا دارمو با هیچ چیز دردنیا عوض نمیکنم واینکه به راحتی به اندازه نیاز بدنم وفقط درزمان گرسنگی میخورمو خیلی دوست دارم 

      راهنمایی های شما بینهایت کمکم کرد هم به خودم هم به همسرم اون روز که براتون ایمیل زده بودم اونقدر گریه کرده بودم که شکل صورتم عوض شده بود امروز میفهمم که من خدارو دارم اونم خدایی بینهایت مهربان که عاشقمه وهمه انسان های دنیا رو سرراه من قرار میده تا باعث رشد من بشن به لطف خداروابطم با اطرافیانمم بهبود پیدا کرد وبراشون تبدیل شدم به یک انسان دوست داشتنی قدرتمند 

      اعتماد به نفسم بینهایت بالارفته اون روز جاریم طبق معمول حرفی زد که منو برنجونه اما من اونقدر خونسرد وآروم جوابی محترمانه دادم بهش که ازپاشد ورفت ودیگه هم منو تا آخر مهمونی ناراحت نکرد خیلی خودم لذت بردم واقعا قوی مهربان وبا اعتماد به نفس شدم دیگه ناراحت نمیشم یعنی میشما اما نمی مونم مثل صبا عزیزم که همیشه حرفاش توی ذهنم میگرده مرتب تکرار میشه غم تو دلم ندارم وسریع درمیام از اون حالت حتی رفتار من باعث شده که همسرمم خبرای بد واخبار روز کمتر برام بگه

      چون هر چیزی میگه من مرتب میگم درست میشه خدا بزرگه خدای مهربون وتوانای ما خدای مردم اون شهرم هست براشون طلب خیر وراحتی وآسایش میکنم اونا الان تو بهترین شرایط خودشون هستن 

      حتی یه دفعه همسرم گفت با عصبانیت که اگه جنگ بشه ما بیچاره میشیم منم گفتم نه ما هیچ وقت بیچاره نمیشیم اوضاع همیشه برای ما خوب خواهد بود خداروشکر خداهوامون داره وبهترین ها رو برای ما رقم میزنه پول امنیت آرامش وحتی جونمونم حفظ میکنه 

      دلش آروم شد وگفت راست میگی خداهست همش تقصیر همکارای بیش… منه که همش آیه یآس میخونن اعصابمو خورد کردن منم بهش گفتم هر وقت چیزی گفتن بگو پاشو بریم کمکشون کنیم یا اگه کاری میتونیم برای کسی که مشکل داره انجام بدیم اینجوری میفهمن که کاری از دست ما برنمیاد ورها میکنن حرفشون 

      من یاد گرفتم به هرکسی پیش من ناله کرد گوش ندم یعنی بشنوم ولی گوش ندم ودرآخرم بگم کاری از دست من برمیاد برات انجام بدم تا حالا نمیدونستم حرص نخوردن اینقدر راحت 

      باور کنید استاد از وقتی این روش به کار میبندم نزدیک به ۹۹ درصد افراد تشکر میکنن ومیگن نه عزیزم کاری از دستت برنمیاد اون موقعس که میگم نگران نباش درست میشه خداکه نمرده حتما همچیو درست میکنه من دلم روشن 

      استاد درمورد لاغریم یه چیزی بگم  جدیدا هر لباسی میپوشم عکس میگیرم ومیگذارم صفحه اول گوشیم خوب یادمه وقتی اولین عکس گرفتم مثل کسی که منهدم شده از چاقی بودم خخخ اما با این حال چند تا عکس با حال خوب گرفتم وبهترینشو گذاشتم روی صفحه گوشیم وهربار لبخند خودمو میدیدم خوشحال میشدم که ببین حالم خوبه میخندم دلم شاد پس همه چی خوبه یه جورایی برام شده انگیزه شاد بودن 

      دقیقا یادمه ۴ مرداد ۱۴۰۰ شروع کردم استاد خودمم باورم نمیشه همش ۴ روز گذشته ومن تغییر به وضوح دراحساسم وجسمم وعکسام میبینم خودمم از تعجب وخوشحالی درپوستم نمیگنجم یعنی یه جوری روند لاغریم سرعت گرفته که انگار گذاشتن لاغر شدنمو رو دور تند خخخ

      حالا میفهمم که شما وقتی گفتین شروع که بشه دیگه تا به ایده آلتون نرسید تموم نمیشه تا ابدم ادامه دار میشه این متناسب بودن 

      خیلی خیلی خوشحالم استیکرام نمایش داده نمیشن وگرنه کلی استیکر خوشحال وخندان میگذاشتم 

      حالا مهمم نیست مهم منم که بینهایت خوشحالم تا حالا فکر میکردم من حتما از زود به زود گرسنه میشم اما درکمال تعجب  اونقدر دیر گرسنم میشه که خودمم تعجب میکنم وهمینطور اون قدر زود سیر میشم که حد نداره انگار واقعا همه گرسنگی های قبلی من الکی بود 

      به قول همسرم غذام شده اندازه جوجه خخخ ولی خب سیر میشم چیکار کنم نمیشه که پرخوری کرد چون بقبه فکر میکنن این حجم کمه واستاندارد نیست استاندارد وبدن من تعیین میکنه واین خودش بهترین استاندارد دنیاست 

      استاد بینهایت ازتون ممنونم همیشه براتون طلب خیروخوشی وسعادت میکنم از خدای بزرگ 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار متناسب موفق
        ۱۴۰۰/۰۵/۰۸ ۲۳:۵۴
        مدت عضویت: 2063 روز
        امتیاز کاربر: 15689 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 103 کلمه

        سلام عزیزم 

        اولین پاسخ رو وقتی تازه عضو سایت شدم شما به من دادید برای همین خیلی دوستت دارم و ازخوندن نوشته هات انرژی مثبت میگیرم .

        با این نوشته ات کلی کیف کردم مخصوصا قسمتهای که نشون میده چقدر شخصیت شما متناسب و عالی شده .منم کسی بهم چیزی میگفت نمی تونستم جواب بدم و تا مدتها گریه میکردم و اوقات خودم رو تلخ میکردم .ولی الان خدا رو شکر یک پاسخ های قشنگی میدم که خودم بعدش کیف میکنم .خخخ

        واصلا به کسی توهین نمی کنم خودمم ناراحت نمیشم .

        برای  تناسبی هم که روی دور تندش افتاده خیلی برات خوشحال شدم .الهی شکر 

        موفق باشید 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار فرشته مهربانF.s
          ۱۴۰۰/۰۵/۱۰ ۰۲:۳۹
          مدت عضویت: 2265 روز
          امتیاز کاربر: 9475 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 100 کلمه

          سلام دوست عزیز  امیدوارم که خوب وشاد ودرمسیر هدفت باشی 

          ممنون عزیز دلم منم از نوشته های شما لذت میبرم وهمینطور دوستان دیگه خیلی خیلی خوشحال شدم که نوشته هام کمکتون میکنه 

          قبلا ها شخصی به من گفت همیشه خودت باش وخودتو بیشتر از چیزی که هستی نشون نده  خیلیا ازت خوششون نخواهد اومد اما آدم هایی که خوششون بیاد به خاطر خود واقعیت دوستت خواهند داشت 

          بینهایت خوشحالم که دوست خوبی چون شما دارم 

          هنوزم باورهای بسیاری دارم که باید اصلاح بشه ولی ایمان دارم همگیشون اصلاح میشه واین مسیر آگاهی ودانش ناب خداوند که ذهن مارو تغذیه میکنه 

          موفق ومتناسب باشی مهربون دوستم

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار منیره.ف
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۵ ۱۹:۱۶
      مدت عضویت: 2593 روز
      امتیاز کاربر: 23300 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 265 کلمه

      به نام خدا

      سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد

      نمیدونم از کجا بود یا از کی بود فکر نه یا ده سالم بود که سر سفره مامانم بهم گفت بسته دیگه نخور داری چاق میشی وای داغون شدم و همون لحظه چاق شدم چاق من من من

      شاید تا اون لحظه حتی یک بار هم به چاقی به نخوردن فکر نکرده بودم

      یادم یک بار خوشع انگور از لب حوض برداشتم تا بخورم و خواهرم یک نگاهی کرد یعنی واقعا که داری چاق میشی همون لحظه بود که باور کردم انگور هم چاق میکنه همه چیز چاق میکنه 

      اول راهنمایی بودم رفتم باشگاه بدنسازی یک دختر کوچولو به جای اینکه بره ورزشهای شاد و مفرح با زنهای بزرگ بره بدنسازی

      وقتی رفتم دوم همه از دیدن من تعجب میکردن

      با دوستام رژیم های مختلف میگرفتم بیشترشون ورزش داشت

      بعد ازدواج یک دکتر تغذیع گفت ورزش چاق میکنه باعث شد سالها سراغ ورزش نرم

      دمنوش

      لاغری با دستگاه

      ماساژ لاغری که باعث شد رگ پام بزنه بیرون 

      رژیم کانادایی

      و در اخر لاغری با ذهن فقط این روش بود که تونست من به تناسب برسونه

      چون دیگه از غذاها نمیترسم

      دیگه از سر قابلمه و پنهانی نمیخورم

      دیگه از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم و هر چیزی که من بع خوردن تشویق کنه سریع یاد کانالهای عصبی میندازتم

      دیگه عجله ای برای لاغری ندارم چون همین الان هم لاغرم

      دیگه برای دیگران نمیخوام متناسب شم فقط برای عشق و حال خودم میخوام متناسب شم

      دیگه رو ترازو نمیرم تا خودم عذاب بدم

      دیگه برای خرید به فروشگاه نمیرم تا خودم عذاب بدم فقط لباسهایی که دوست دارم میبینم و میگم به زودی میخرمت

      دیگه مرتب چاق ها رو نگاه نمیکنم

      دیگه از دیدن لاغرها حسرت نمیخورم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Tahereforughy@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۰۴ ۱۴:۵۷
      مدت عضویت: 1922 روز
      امتیاز کاربر: 10075 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 239 کلمه

      باسلام خدمت استاد گرامی و دستان گروه

      عوامل چاق کننده خود را کشف کنید؟ 

      هر چی فکر میکنم از اول نوجونی که درمسیر چاقی قرار گرفتم فقط و فقط این که میگفتن غصه نخور نمیخواد اینقد رژیم بگیری تو ارثی چاقی و هر کار کنی بازم هنینطوری هستی چرا خودتو اذیت میکنی ولی بازهم ناامید نمیشدم و غذاهای نشاسته دار کم میخوردم و تا مدرسه پیاده میرفتم تا این که ازدواج کردم و بعد کمی اضافه شدم بعد از زایمان اولم همش میگفتن عادیه که چاق بشی حداقل باید قیافه یه مادر رو داشته باشی ولی بازهم تا میتونستم مراعات میکردم خودتون که میدونین که ادم خسته میشه از این همه مراعات  و باز بعد از زایمان دوم باز این شرایطم بدتر شد چون دوتا بچه و سر کار رفتن برای من وقت وهزینه رژیم نمذاشت و برای همین باز بدتر شدن یه دلیل دیگه که مامانم از بچگی میگفت یبوست بود که تو ذهن من حک شده بود به این دلیل که یبوست داری و غذاها همه جذب بدنت میشه تو چاق شدی  بعداز زایمان خب خوردن قرصهای هورمونی به من  گفتته شد که باعث چاقی و ورم در بدن میشه ولی من چند وقت مجبور بودم بخورم و همین تصور بیشتر چاقترم کرد تا الان اینقد به دلایل چاقی خودم فکر نکردم من ب خلاف همه از شیرینی خوشم نمیاد و ریزه خواری ندارم ولی افکار منفی دیگه ای داشتم که باعث اضافه وزنم شده 

      باتشکر از شما استاد گرامی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم