این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱
✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسه بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) عمیقتر به دلایل ریشهای چاقی میپردازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

به نام خدا
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
نمیدونم از کجا بود یا از کی بود فکر نه یا ده سالم بود که سر سفره مامانم بهم گفت بسته دیگه نخور داری چاق میشی وای داغون شدم و همون لحظه چاق شدم چاق من من من
شاید تا اون لحظه حتی یک بار هم به چاقی به نخوردن فکر نکرده بودم
یادم یک بار خوشع انگور از لب حوض برداشتم تا بخورم و خواهرم یک نگاهی کرد یعنی واقعا که داری چاق میشی همون لحظه بود که باور کردم انگور هم چاق میکنه همه چیز چاق میکنه
اول راهنمایی بودم رفتم باشگاه بدنسازی یک دختر کوچولو به جای اینکه بره ورزشهای شاد و مفرح با زنهای بزرگ بره بدنسازی
وقتی رفتم دوم همه از دیدن من تعجب میکردن
با دوستام رژیم های مختلف میگرفتم بیشترشون ورزش داشت
بعد ازدواج یک دکتر تغذیع گفت ورزش چاق میکنه باعث شد سالها سراغ ورزش نرم
دمنوش
لاغری با دستگاه
ماساژ لاغری که باعث شد رگ پام بزنه بیرون
رژیم کانادایی
و در اخر لاغری با ذهن فقط این روش بود که تونست من به تناسب برسونه
چون دیگه از غذاها نمیترسم
دیگه از سر قابلمه و پنهانی نمیخورم
دیگه از هر بهانه ای برای خوردن استفاده نمیکنم و هر چیزی که من بع خوردن تشویق کنه سریع یاد کانالهای عصبی میندازتم
دیگه عجله ای برای لاغری ندارم چون همین الان هم لاغرم
دیگه برای دیگران نمیخوام متناسب شم فقط برای عشق و حال خودم میخوام متناسب شم
دیگه رو ترازو نمیرم تا خودم عذاب بدم
دیگه برای خرید به فروشگاه نمیرم تا خودم عذاب بدم فقط لباسهایی که دوست دارم میبینم و میگم به زودی میخرمت
دیگه مرتب چاق ها رو نگاه نمیکنم
دیگه از دیدن لاغرها حسرت نمیخورم
باسلام خدمت استاد گرامی و دستان گروه
عوامل چاق کننده خود را کشف کنید؟
هر چی فکر میکنم از اول نوجونی که درمسیر چاقی قرار گرفتم فقط و فقط این که میگفتن غصه نخور نمیخواد اینقد رژیم بگیری تو ارثی چاقی و هر کار کنی بازم هنینطوری هستی چرا خودتو اذیت میکنی ولی بازهم ناامید نمیشدم و غذاهای نشاسته دار کم میخوردم و تا مدرسه پیاده میرفتم تا این که ازدواج کردم و بعد کمی اضافه شدم بعد از زایمان اولم همش میگفتن عادیه که چاق بشی حداقل باید قیافه یه مادر رو داشته باشی ولی بازهم تا میتونستم مراعات میکردم خودتون که میدونین که ادم خسته میشه از این همه مراعات و باز بعد از زایمان دوم باز این شرایطم بدتر شد چون دوتا بچه و سر کار رفتن برای من وقت وهزینه رژیم نمذاشت و برای همین باز بدتر شدن یه دلیل دیگه که مامانم از بچگی میگفت یبوست بود که تو ذهن من حک شده بود به این دلیل که یبوست داری و غذاها همه جذب بدنت میشه تو چاق شدی بعداز زایمان خب خوردن قرصهای هورمونی به من گفتته شد که باعث چاقی و ورم در بدن میشه ولی من چند وقت مجبور بودم بخورم و همین تصور بیشتر چاقترم کرد تا الان اینقد به دلایل چاقی خودم فکر نکردم من ب خلاف همه از شیرینی خوشم نمیاد و ریزه خواری ندارم ولی افکار منفی دیگه ای داشتم که باعث اضافه وزنم شده
باتشکر از شما استاد گرامی
با نام و یاد خدای مهربان که بهترین دوست من هست و همیشه و در هر شرایطی دستم رو میگیره و بهترین ها رو در مقابلم قرار میده♥️سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار و همه دوستانی که هم مسیر با من هستند.
چرا من چاق شدم ؟ سوال تامل برانگیزی که چند روزی هست خیلی بهش فکر میکنم و احساس میکنم به همین دلیل یکم بیشتر میتونم جلوی اشتهای کاذبم رو بگیرم چون ذهنم درگیر این مسئله شده.نمیدونم شاید هم اشتباه باشه ولی خب من ابتدای مسیرم و ان شالله کم کم استاد میشم
از وقتی که یادم میاد درست برعکس شما استاد عزیز،من لاغر بودم به طوریکه مامانم تعریف میکنن که خیلی از وضعیت وزنت نگران بودم و بردمت دکتر…البته عکس های بچگیم خیلی نشون نمیده که لاغر شدید بودم ولی چون خانواده بچه های تپل رو میپسندید من لاغر به حساب میومدم تا دوران دبستان که کاملا لاغر و قد بلند ،راهنمایی و دوران دبیرستان همزمان با بلوغ و کنکور و استرسها رفتم تو مسیر چاقی…بعد هم ازدواج و دانشگاه که در این دوران به شدت چاق شدم و به وزن ۹۳ کیلو رسیدم….علتش رو بی تحرکی ، فست فود زیاد نوشابه ،غذاهای چرب و چیل که داخل خونه و دانشگاه مهیا بود،آروم کردن خودم با خوردن هر چیزی که تو یخچال پیدا میشد بی برنامگی و…. تا اینکه بلاخره برای بارداری تصمیم گرفتم لاغر بشم برنامه غذایی گرفتم ورزش روزانه کم خوری تا ۲۰ کیلو کم شد و ۶ ماه بعد باردار شدم.متاسفانه تو دوران بارداری دوباره همون رفتارهای اشتباه غذایی رو ادامه دادم به بهانه اینکه چون باردارم باید خوب بخورم به بچمم برسه،ماه آخر ۱۰۰کیلو بودم و نهایتا یه بچه کوچولو ۲۷۰۰دنیا آوردم در صورتی که بهم میخورد یه بچه چاق داشته باشم..بعد از زایمان دوباره شروع کردم به رژیم و کم خوری تا اینکه بلاخره توی دوسال تونستم بشم ۷۹کیلو
اما بازم باید کم میکردم سخت تلاش میکردم ورزش ورزش کم خوری کالری شماری.رسشماری.رسیدم به ۷۳ اما همه تلاش ها ۳ماه بیشتر نشد و بعد چون باید می رفتم سرکار فعالیت رو ول کردم و شد دوباره مثل قبل🥲
تا رسیدن تابستان امسال که خیلی در تلاش بودم که هر طوری هست به وزن ایده آلم برسم اول تابستون۷۴ بودم فقط ۴ کیلو باید کم میشد اما انگاری همه تلاشهای جواب عکس میداد
خیلی دوست دارم که برای همیشه این پرونده باز ذهنم یعنی اضافه وزنم رو برای همیشه ببندم و انرژیم رو صرف مسائل مهمتر کنم.خیلی اتفاقی وقتی داشتم عکس انگیزشی برای لاغری پیدا می کردم با سایت شما آشنا شدم امیدوارم که بتونم در مقابل این لطف خدا و آموزه های استاد سربلند باشم.
اما اگه بخوام تیتر وار دلایل چاقیم رو بگم ایناست:
.پرخوری
ورزش های نامنظم
عدمعصبی شدن گاه و بیگاه
خواب نامناسب و نامنظم
حجم زیاد فعالیت های روزانه که باعث خستگی و استرس میشه
وقتی کارهام طبق میلم پیش نمیره پرخوری میکنم
نداشتن الگو در مقابل چشمم
عادات غدایی اشتباه مادرم
نداشتن آگاهی لازم
طبع سرد معده ام
مصرف کم آب در طول روز
علاقه به تنقلات و شیرینی البته گاهی اوقات اما به صورت دیوانه وار
کمال گرا بودنم
امیدوارم به زودی براتون از خبر خوب لاغر شدنم بگم از اینکه نسبت به خودم و بدنم خیلی حس خوبی دارم…
میاد اون روز به زودی زود.به امید خدای مهربونم.
کمال گرا رو خوب امدید من هم همیشع تو لاغری کمال گرا هستم و این خیلی بد یادم ۷۲ بودم یا قد ۱۶۸ ولی دوست داشتم لاغر تر بشم
به نام خدای پاکی ها
سلام به همگی عزیزان
گام چهارم:
استاد..شما در ابتدا این فایل از دورانی گفتید که تازه با قانون جهان هستی اشنا شده بودید و تصمیم گرفتید ابتدا برای لاغری این روش رو امتحان کنید،الان که روند تکامل شما رو میبینم متوجه یک موضوع بسیار عالی میشم..شما از طریق ((نقطه ضعف)) همیشگیتون تونستید شگفتی بسازید..شاید اگر شما از کودکی چاق نبودید و فرمول های ذهنی چاق نداشتید هیچ وقت سایتی به نام تناسب فکری ایجاد نمیشد هیچوقت این همه آدم زندگیشون تغییر نمیکرد و…این نکته در ابتدا فایل مثل جرقه در ذهنم بود و نشد که بهش اشاره نکنم.
دو سوال مهم در شروع صحبت باید مورد بحث قرار بگیره ۱_چرا ما چاق هستیم؟ و خیلی ها لاغر هستند؟(صورت مسئله)۲_از چه طریقی ما میتوانیم لاغر بشویم؟(جواب مسئله)
¤اگر من میخواستم جواب یکی از اینها رو پیدا کنم،کدوم یک برای من جذاب تر بود و دنبال جوابش بودم؟ قطعا سوال دوم_اما حالا با آگاهی کامل از اینکه من دو بار مورد دوم رو انتخاب کردم و نتیجه نسبی گرفتم مورد اول رو انتخاب میکنم تا با جست و گریختن در مورد صورت مسئله به “جواب” سوال دوم برسم.
همیشه افرادی که اضافه وزن دارند میخوان نتیجه که چاقی در جسم آنهاست رو تغییر بدن و به اصلاح چاقی رو تبدیل به لاغری (در جسم) کنند و بارها با شکست مواجه شدند. و هیچوقت فکر نکردند که چرا چاق هستند؟ و واقعا خواستند که صورت مسئله رو پاک کنند و فقط به نتیجه برسند.ارزش واقعی این روش این هست که من میخوام یک بار لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم ارزشی که در هیچ روش دیگر وجود نداره..
لاغر شدن در صورتی میتونه برام نتیجه داشته باشه که من علتش رو پیدا کنم وگرنه هیچکس نتونسته با تغییر نتیجه(جسم) به لاغری همیشگی برسه! و به همین دلیله هرکس که رژیم میگیره بعد از مدتی دوباره اضافه میکنه چون اون نتیجه رو تغییر داده ها! ولی فرمول های ذهنش همچنان فرمول های ذهن یک فرد چاقه
¤هدف من از استفاده این روش چیست؟ اینکه چرا چاق شدنم رو تغییر بدم و به نتیجه فکر نکنم و نخوام به سرعت چاقیام رو به لاغری تبدیل کنم.
مثالی که درباره ماشین زدید رو به خوبی درک میکنم.اینکه بقیه عجز من درباره اضافه وزن رو دیدن و هر روشی که به ذهنشونرسید به من پیشنهاد دادن و هیچوقت کسی به من نگفت علت چاقیت رو پیدا کن و دنبال رفعش نباش!
اگر میخوام لاغر بشم باید براش وقت بزارم ،اگر عاشق لاغری و سبکی هستم باید زمان بزارم و تلاش ذهنی بکنم تا نتیجه مطلوبم رو بگیرم.حتی زمانی که همه خواب هستن به هر طریقی در هر جایی که هستم باید انجام بدم .چون اینها سخت تر از نخوردن و رژیم و ورزش و پیاده روی های طولانی نیست! و با همین تمرینات و نوشتن ها و خواندن ها میتونم صورت مسئله رو تغییر بدم و بعد بتونم سوال دومم که چگونه میتوانم لاغر بشم رو پاسخ بدم.
تمرین گام چهارم: 《دلایل چاقی من چیست؟از چه سنی چاق شدم؟چه خاطراتی از چاق شدن دارمچه مشکلاتی با چاق شدن داشتم؟》
موضوع انشا: چرا من چاق هستم؟
۱۶ سال پیش در شهری به دنیا اومدم.به خاطر اینکه مادرم بسیار در دوران بارداری تاکید داشت تا بچهش تپل به دنیا بیاد،۲۰ تا ۳۰ کیلو چاق شد و تونست من رو ۴ کیلو و خرده ای به دنیا بیاره.تا یک سالگی بسیار تپل و بانمک از نظر اطرافیان بودم و لُپ هام فقط دو کیلو بود! از یک سالگی تا شش سالگی لاغر اندام و متناسب بودم بعد از اون کم کم استارت اضافه وزن من شروع شد و در برابر تمام دوستانم درشت اندام تر بودم ولی هیچوقت چاقه بد هیکل و اضافه تر از قدم نشدم،فقط درشت بودم ولی خودم به شدت رویای اندام لاغر و ظریف داشتم..این روند تا ۱۳ سالگیم و دوران بلوغم ادامه داشت و یکهو وزنم به شدت بالا رفت در حدی که دیگه به فکر افتادم که کم بخورم یا نخورم تا کمی لاغر بشم. چون هرکس من رو میدید بهم گوش زد میکرد که لاغر بشم.مجبور بودم لباس های گشاد بپوشم تا چاقیم رو پنهان کنه،یادمه به خاطر ترک های پوستیم که قرمز بودن از بدنم خجالت میکشیدم و استخر نمیرفتم یا اگر میرفتم قبلش کلی گریه میکردم که چرا بدنم اینجوریهتونستم طِی یکسال ۹ کیلو به مرور لاغر بشم اما همچنان رفتار های یک فرد چاق رو داشتم (دارم)بعد از اون در ۱۵ سالگی از طریق یکی از اشناهامون با رژیم کتوژنیک آشنا شدم و دیگه خواستم رویای لاغریم رو دنبال کنم،مشوق من هانده ارچل بود.چون وقتی لاغر میشم خیلی بهش شباهت پیدا میکنم و اینبار با تمام وجودم به لاغریش توجه کردم و شروع کردم به رژیم گرفتن.و واقعا تونستم ۸ کیلو کم کنم که هرکس منو میدید میگفت آب شدی و..ولی به خاطر سختی رژیمم و گرون بودن مواد غذاییش تصمیم گرفتم دیگه ادامه ندم و روی وزن ۵۷ بمونم.درسته ۵۷ وزن خیلی خوبیه،خدارو صد هزار مرتبه شکر اما همیشه دوست داشتم لاغر اندام تر باشم چون هرکسی سلیقهای درباره بدنش داره،یکی دوست داره کمی توپر باشه یکی دوست داره خیلی لاغر باشه و..و من از اون دسته از آدم هام که میخوام خیلی لاغر باشم! خیلی زیاد..چون لاغر شدن بهم میاد(شعر هم گفتماااا)ولی اتفاقاتی افتاد که طی دوران تثبیت دو کیلو اضافه کردم و دچار خودباختگی شدم و احساس کردم دیگه تمومه و همونطور که زود لاغر شدم زود هم چاق میشم.اما همون شب بود که با سایت تناسب فکری اشنا شدم و حالا در این مسیر قرار دارم..
دلایلی که در گذشته فکر میکردم باعث چاقی من هست:
کم تحرکی و ورزش نکردن
ارثی از طرف خانواده پدر و مادر چاق بودم
علاقه زیاد به بستنی و تنقلات
خوردن رو جز لذت های دنیا دونستن
فکر کردن زیاد در طول روز به خوردن
زیاد غذا خوردن و هر سه وعده غذا خوردن
نون و برنج و نشاسته خوردن
باور مخربِ هرکس پولداره چون مواد غذایی خوب میخره چاق میشه
وقتی مسافرت و مهمونی میری چاق میشی و..
خیلی دارم روی رفتار هام کار میکنم و دوست دارم که با خودم نجنگم و این روند خود به خود اتفاق بیوفته، درسته هرکسی منو میبینه تیکه و کنایه خودش رو میندازه و میگه چاق شدی و از اون لاغری دراومدی.درسته بغض میکنم درسته ضعف دارم اما به خودم قول دادم که ادامه بدم.با خدا قرار داد بستم که توکل و ایمان و استمرار از من باشه و نتیجه از خودش..و فقط ادامه میدم.فقط تمرینات رو انجام میدم و به لطف الله،نتایج عالی کسب میکنم.ولی رویام رو خط نمیزنم،ارمیتای لاغر اندام رو به فراموشی نمیسپارم.اون در انتظار منه که به سمتش برم و در ایینه تماشاش کنم.از صورت زاویهدارش،از کمر باریکش،دستان ظریفش،پاهای لاغرش نهایت لذت رو ببرم.میدونم که ارمیتای لاغر درونم منتظر منه.نمیخوام وسط راه رویام رو بیخیال بشم تا ارمیتای لاغرم از من ناامید بشه.بسه تسلیم شدن،بسه ادامه دادن راه هایی که تهش بن بسته،بسه فکر کردن به رژیم های دیگه،بسه احساس بد و ترس از چاق تر شدن،بسه..بسه..بسه..
به نام خدای یکتا سلام دوستان خوب و استاد عزیز.با اینکه امروز مهمانی بودم و نتونستم تمرینم رو انجام بدم اما هیچ وقت دیر نیست و گام هام باید منظم باشن. گام چهارم: دو سوال رو همیشه از خودم میپرسیدم،چرا دوستام هرچی میخورن چاق نمیشن؟؟چرا همه متناسب هستن و من چاق تر میشم؟
وقتی صحبت از تناسب اندام میشه دو بحث پیش میاد چرا خیلی ها چاق هستند؟چرا خیلی ها لاغر هستند؟اکثرا دوست داریم جواب کدوم سوال پاسخ داده بشه؟ مورد دوم_چون میخوان به لاغری (سلامتی و احساس خوب) برسنحالا ما میایم در بقیه روش های لاغری صورت مسئله رو مورد بحث قرار میدیم یعنی ((مورد اول))اینکه انتظار داشته باشیم مسائل قبل از نتیجه رو تغییر ندیم و نتیجه رو تغییر بدیم کاملا اشتباهه،مثل تمام اون روش هایی که برای لاغری انتخاب کردیم.ما میخوایم لاغر شدن برای همیشه رو یاد بگیریم.به اصطلاح یک بار لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونیم..وای فوق العادهاس…
لاغری با ذهن سیستمیست که فرمول های اشتباه ذهن رو ردیابی میکنه و مارو به لاغری میرسونه
همه کسانی که چاق هستن از کسانی مشورت مزگیرن که خودشون چاق بودن یا از روشی چاق شدن یا لاغر!! پس اصلا درست نیست..
لاغر شدن در صورتی میتونه ماندگار باشه که علت چاقی رو تشخیص و برطرف کنی نه اینکه بخوای نتیجه اش رو تغییر بدی!
هیچکس نتونسته با تغییر نتیمه که همون چاقی به لاغریست تا همیشه لاغر بمونه! چون علت چاقی در ذهن افراده و تا زمانی که فرمول های ذهنت رو عوض نکنی تو هرچقدر به بدنت فشار بیاری متاسفانه دوباره به وزن قبلی یا بالاتر برمیگردی چون فرمول هات تغییر نکرده و فقط جسمت تغییر کرده…..و این کاملا منطقیه
تمرین گام چهارم: تحلیل صورت مسئله (چاقی)
من چرا چاق هستم؟ خیلی خوب فکر میکنم و مینویسم《فکر کردن خیلی سخت تر از رژیم و ورزش های سخت و طولانیه؟》
چون از زمانی که یادم میاد اطرافم کسانی رو دیدم که یا چاق بودن یا درحال رژیم گرفتن بودن! چون همیشه به من گفته میشد تو استخون بندیت درشته هرکاری بکنی نمیتونی لاغر بشیچون عاشق تنقلات بودم فکر میکردم از خوردن زیاد اونهاست که چاق شدمچون پرخوری عصبی رو باور کردم هرازچند گاهی پرخوری میگرفتم.چون اطرافیانم دلیل چاق بودنشون دقیقا نداشتن تحرک و زیاد خوردن بود.چون تمام رسانه ها مثل تلویزیون به ما گفتن تنها راه لاغر شدن عرق کردن و عرق کردن و عرق کردنه.چون همیشه خوردن رو به چاقی ربط میدادن.چون خیلی از خوردن میترسیدم و هر لقمه که میخوردم با ترس و نگرانی بود چون بعد از اینکه جلوی بقیه خودم رو از خوردن چیزی محروم میکردم یواشکی میرفتم و دوبرابر نیاز بدنم اونو میخوردم.چون فکر میکردم نون و برنج و فست فود چاق میکنه.چون همیشه برای خوردن هیجان داشتم.
سلام استاد جان
دلیل چاقی قبلیم،باور کردن این موضوع بود که من و خواهرام تو کوچیکیم لاغریم و به محض اینکه به سن بلوغ رسیدیم یهویی استخون میترکونیم و چاق میشیم و میمونیم،و اینکه این ارث ما هست و بعدشم که ازدواج و چاقی بعدش طبیعیه و بعدشم،زایمان و طبیعی بودن این که ما چاق تر از قبل خواهیم شد
اما من با شرکت در دوره های قبلی شما فهمیدم که همه ی اینها اشتباه هست و هیچ کدوم دلیل چاقی من نمیتونه بوده باشه
و قطعا الان میدونم که دلیل چاقی بعد از دومین زایمانم اونم در حالی که قبلش به تناسب ایده آلم رسیده بودم چیزی نیست جز،رعایت نکردن فرمول های جدید ذهنیم و رعایت نکردن اندازه ی سیریم بود.
اما به لطف خداوند مهربان و شما استاد عزیزم،و همینطور خود شجاع و قدرتمندم،خیییییلی خیییییلی خیییییلی سریع و آسان و شیرین دوباره به تناسب ایده آل و خوشششکلم خواهم رسید💪💪💪💪💪💪💪😍😍😍😍😍😍😍
سلام
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
داستان از اونجایی شروع شد ک من از بچگی یادمه بحث چاق شدن و اضافه و وزن در خانواده پدریم همیشه برقرار بود و اکثر عمه هام یا اضافه وزن داشتن یا ترس از اضافه وزن و گفتن این جمله که ارثی به شدت استعداد چاقی داریم و من هم ار یک سنی ب بعد در دام ترس از اضافه وزن و استعداد چاقی افتادم… در حال حاضر که در بیشتر وزنی ک تا حالا داشتم قرار دارم از دید بقیه نه تپلم نه چاق و معمولیم اما خودم دوست دارم 10 کیلو کنتر از وزن فعلی باشم و دوبار موفق شدم ک 10 کیلو کم کنم اما ب سرعت برق و باد برگشت… دوساله دچار استپ وزنی شدم و با رژیما مختلف وزن کم نمیکنم اما حواسم ب میزان و موارد خوراکم هست و دیده خسته شدم…
و مطمینم با برنامه ریزی ذهن و با این مسیر از دام ترس از اضافه وزن رها میشم…
ممنون از استاد عزیز
سلام
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
داستان از اونجایی شروع شد ک من از بچگی یادمه بحث چاق شدن و اضافه و وزن در خانواده پدریم همیشه برقرار بود و اکثر عمه هام یا اضافه وزن داشتن یا ترس از اضافه وزن و این جمله که ارثی به شدت استعداد چاقی داریم همیشه گفته میشد و من هم از یک سنی ب بعد در دام ترس از اضافه وزن و استعداد چاقی افتادم… در حال حاضر که در بیشترین وزنی ک تا حالا داشتم قرار دارم از دید بقیه نه تپلم نه چاق و معمولیم اما خودم دوست دارم 10 کیلو کمتر از وزن فعلی باشم و دوبار موفق شدم ک 10 کیلو کم کنم اما ب سرعت برق و باد برگشت… دوساله دچار استپ وزنی شدم و با رژیمای مختلف وزن کم نمیکنم اما حواسم ب میزان و موارد خوراکم هست و باید کنترل کنم اما دیگه خسته شدم…
و مطمینم با برنامه ریزی ذهن و با این مسیر از دام ترس از اضافه وزن رها میشم…
ممنون از استاد عزیز
به نام خدايي كه به شدت كافيست
الان كه داشتم مطالب گام چهارم رو ميخوندم به اين فكر كردم كه واقعا چه عاملي باعث شده تا من تناسب اندامم رو از دست بدم واينقدر بابت اين قضيه عصبي و رنجبر باشم ،اول از همه اينوبگم كه تصميم گرفتم ديگه از كلمه چاقي ولأغري استفاده نكنم چون تمام اين سالهااين دو كلمه واقعا براي من أزاو دهنده و ياداور مشقتها و سختي و فشار هاي عصبي كه تحمل ميكردم هست و اضافه وزن وتناسب اندام رو جايگزين ميكنم.
اين اولين گام من به سمت روزهاي خوب و رؤياي من است، اما دليل اضافه وزن من بيشتر خوردن است چون من تمام غذاها رو دوست دارم البته الان كه در اين مسير قدم برداشتم ميبينم ذهن من درگير خوردن بوده نه خود من چون خيلي أوقات كه ديگه از رژيم و كم خوردن خسته ميشدم ميگفتم ولش كن بابا كي ميدونه چقدر زنده ايم و ميتونيم از لذت هايي كه خداوند بهمون داده استفاده كنيم چار روز ديگه پير ميشيم هي ميخوان بگن اينو بخور اونو نخور پس بزار بخورم اما دوباره كلي عذاب وجدان ميگرفتم كه چرا خوردم دليل دوم حرفهايي بود كه اطرافيان ديكنه ميكردن و شده بود ملكه ذهنم مثلا تو ژنت اينطوريه هيكلت مثل فلانيه خودت رو هم بكشي هميني و ….
البته شروع اضافه وزن من از بعد از به دنيا اومدن پسرم بود و قبل از اون من هيچ مشكلي نداشتمو و همه اين رو طبيعي ميدونستن كه بعد از زايمان ادم دينه به اندام قبلش برنميگرده مگر اينكه با رژيم و ورزش خودكشي كني كه البته منم اينكار رو ميكردم كه كاملا بينتيجه و در خوشبينانه ترين حالت بسيار موقت بود
اما خداي مهربان رو هزاران بار شاكرم كه به لطفش با استادگرامي و اين مسير اشنا شدم واز خدا و استاد با تجربه كمك ميخوام كه كمكم كنند تا منم به نتيجه مطلوبه برسم
گام چهارم، سلام. به استاد عطار روشن ودوستانم. ،چرامن چاق شدم ودلایل چاقیم چی میدون؟خب من از همون بچگیم اضافه وزن داشتم نسبت به همسن وسالای اطرافم، توی خانواده ای بهم گفته شده بود که ما استعداد چاقی داریم بخوریم چاق میشیم نخوریم لاغر میشیم ودوسه بار هم در بزرگسالی وقتی جون شدم تونستم با نخوردن شام وکم خوری لاغر کنم اما. مگه چقدر آدم حوصله اش میکشه ادامه بده ومنم برگشتم سر خونه اولم. میگفتن در کنار کم خوری ورزش کنی لاغر میشی. منم انجام دادم لاغر هم شدم بعد رها کردن چاقتر شدم، خلاصه همینجور من با باور خوردن و کم تحرکی داشتم چاق. میشدم ، سن هم یه باور دیگه من بود که باعث چاقیم شده بود چون هر اندازه سنم بالاتر میرفت به وزنم اضافه میشد ، ازدواج هم توی چاقیم نقش داشت چون شنیده بودم و دیده بودم از اطرافیانم که ازدواج کردن و چاق شدن . بعد زایمانم گفتن چون داروی تقویتی مثل زینک میخوری چاق شدی ومنم باور کردم و دیگه نخوردم . اینم دلایل چاق من ، ممنون از همه دوستانی که دیدگاه منو میخونن
سلام همراه گل.
خیلی ممنونم که دیدگاهت رو اینجا ثبت کردی،چون خیلی از باور های ریز و درشتم رو پیدا کردم.
اینکه هنوز هم از قرص زینک میترسم و با اینکه بدنم نیاز داره و بعد رژیمم ریزش مو پیدا کردم و لازم هست باز هم نمیخورم چون میگن اشتها رو زیاد میکنه! اما کدوم اشتها؟ ما که غده اشتها نداریم که بخواد بزرگ یا کوچیک باشه.
متشکرم بابت اگاهی که بهم دادی