0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار سکینه
      ۱۴۰۱/۱۱/۳۰ ۰۹:۰۵
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام استاد 

      خوشحالم که امروز به جمع این خانواده وارد شدم 

      در قدم اول شما فرمودید که علل و عواملی که در ذهن شما وجود دارد که علت چاقی خود میدانید را بنویسید و یک لیست تهیه کنید زیرا شناخت علت چاقی بسیار مهم است

      امروز هرچه فکر کردم دیدم از بچه گی چاق بودم و از کلاس پنجم ابتدایی که مادرم من را پیش دکتر برد تا علت چاقی من را بفهمد متوجه شدیم که تیروئید من کم کار است الان که سالیان سال از ان زمان میگذرد من با اینکه از اطرافیان خوراک کمتری داشتم ولی همیشه در حال چاق شدن و اضافه شدن وزنم بودم و تیروئید توجیه من بود با این که تقریبا هرسال یه ازمایش میدم و پزشکان در مورد  هر ازمایش میگویند مشکلی نیست و همه چیز نرمال است و احساس میکنم این باور ذهن من است که باعث چاقی بیش از حد من شده است

      چندین بار رژیم های مختلف گرفتم چندین بار ورزش های مختلف رو تجربه کردم ولی همه بی اثر بودند شاید در ابتدا چند کیلو کم میکردم ولی بعد وزنم ثابت میشد و من ناامید اون تلاش رو رها میکردم و وزنم چند کیلو بالا تر از قبل میرفت 

      اخرین بار دو ماه قبل ورزش با دستگاه های مختلف رو شروع کردم همزمان رژیم غذایی گرفتم در یک ماه وزنم از۱۰۸ به۹۹رسید ولی به شدت بدنم ضعیف شد و سرگیجه های شدید داشتم برای همین رها کردم ولی توی یک ماه گذشته سعی کردم با خوراکم این وزن رو همونجا ثابت نگه دارم تا بالا نره.

      استاد بزرگوار ممنون میشم من رو راهنمایی کنید 

      سپاسگزارم از شما وسپاسگزارم از خدای عزیزم که این راه را  مسیر زندگی من قرار داد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 36 کلمه

        سلام و درود
        خوشحالم در سرزمین لاغرها همراه ما هستید
        خداوند شما را راهنمایی کرده که الان اینجا هستید
        به جستجوی خود ادامه بدید به مرور مهارت شما در لاغری با ذهن خودتان بیشتر و بیشتر خواهد شد

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۱/۱۱/۲۵ ۲۲:۳۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 365 کلمه

      سلام من بچه که بودم خیلی چاق بودم  ولی 5 6 سالم که شد دیگه وزنم معمولی شد و کسی بهم نمی گفت تپل

      تو دوران ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان هم جز بچه های معمولی بودم یعنی نه چاق بودم نه لاغر ولی همیشه یه کوچولو شکم داشتم که تو دوران دانشجویی بیشتر مورد توجه من قرار گرفت اولین باری هم که رژیم گرفتم برای لاغری قبل از ازدواجم بود که دوست داشتم برای عروسی اندامم متناسب تر باشه یه دوره ای باشگاه رفتم ولی ادامه ندادم بار دوم سه سال بعد از ازدواج رفتم باشگاه که 66 کیلو بودم و بعد که حامله شدم دییگه نرفتم تا اینکه بعد از زایمان وزنم شد 71 کیلو دیگه از اون موقع تو فکر لاغری و کاهش وزن بودم و هر از چندگاهی رژیم های مختلف می گرفتم که یکم وزنم کم شه ولی خیچ وقت دکتر تغذیه نرفتم و رژیم هام هم بیشتر از یه ماه ادامه پیدا نکرد هر بار هم حدود یکی دو کیلو کم می کردم ولی بعد خسته میشدم و ول می کردم.

      تا بعد از زایمان دومم وزنم رسید به 74 کیلو و اینبار دیگه خیلی  جدی شدم برای لاغری و بیشتر ورزش و تمرین می کردم و تقریبا ازون موقع ورزش رو رها نکردم چه تو خونه چه پیاده روی و چه کوهنوردی و الانم که منظم باشگاه میرم و تناسب اندام خوبی دارم ولی وزنم همیشه بین 71 تا 75 در نوسانه بازهم چندین بار رژیم گرفتم با نرم افزار و کالری شمار و … اما افاقه نکرد 

      تا اینکه با این سایت اشنا شدم و حالا می هوام این رو رو تست کنم چون همیشه ارزو داشتم وزنم 60 کیلو باشه 

      علت چاقی رو هم تو پر خوری و خوردن غذاهای چرب و روغن های صنعتی تنقلات و خوراکی های مضر و شیرینی جات و ..می دونم 

      همینطور کم تحرکی و ارثی و زایمان و غذای ناسالم و استعداد چاقی دارم  برنج و نتن باعث چاقی میشه کربو هیدرات ها شیرینی و خامه و کره و کاست و پنیر پرچرب و شیر و شکلات و ….

      وقتی سیرم غذا بخورم 

      شب برنج بخورم 

      مواردی ازین دست 

      و البته که زیاد برخورد کردم با افرادی که هیچ کدوم اینها رو رعایت نمی کنن ولی چاق نمیشن

      با سپاس 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سارا
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۸ ۲۰:۳۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 243 کلمه

      چی باعث شد چاق بشی؟

      بچه که بودم لاغر بودم (۷ساله)و همه میگفتن چیه لاغر مردنی ای مث آدم غذا نمیخوری اینجوری لاغر موندی جون نداری و هی تکرار میکردن گذشت و من تو سن ۱۱ سالگی به مرور چاقی شروع شد اولش این بود که خوب شدی آب اومده زیر پوستت تا ۱۳ سالگی   بعد از اون دیگه داشت وزنم اضافه میشد حالا میگفتن سارا همینقدر خوبی دیگه چاق نشو منم سعی می‌کردم که دیگه چاق نشم ولی خب غذاهایی که دوست داشتم و فعالیتی که داشتم باعث میشد غذا زیاد بخورم حالا خیلیم نبود ولی خب دیگه میخوردم  ولی این چاقی متوقف نشد حالا تو سن ۲۰ سالگی من ۷۲ کیلو وزنمه حتی بعضیا میگن تو خیلی چاقی حتی بیشتر از ۷۲ خب دیگه اینم مثل حرفای قبلی حالا من موندم و بدنی که چاق شده ولی دلش میخواد لباسای خوشگلی که اونایی که تناسب اندام دارن بپوشه دوست داره راحت تحرک داشته باشه دوست داره راحت لاغر شه چون من به اندازه بقیه تلاش نکردم واسه لاغری و زود نا امید شدم یه بار هم تا چند هفته دراز و نشست رفتم ولی خب تاثیر چندانی نداشت من معمولا دنبال راه خوب میگردم به قول شما چجوری میشه بعضیا بدون اینکه کار خاصی کنن لاغر و خوش اندام هستن یا صورتشون مثل اینه صافه و حالا من نمیتونم انقدر راحت خوشتیپ باشم 

      خوشحالم تو سن ۲۰ سالگیم با شما آشنا شدم و قراره تجربه جدیدی از زندگی رو داشته باشم 🙂

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زینب
      ۱۴۰۱/۱۱/۱۲ ۲۳:۰۷
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 740 کلمه

      سلام به همه دوستان خوبم.                  من زینب هستم 31ساله

      تا اونجا ک یادم میاد از سن 12به اینور شروع شد تپل شدن من ، اون زمان اصلا لاغر و باربی شدن مطرح نبود کسی نبود که بگه زینب نخور بعدا پشیمون میشی 

      تو مدرسه خیلی گشنم میشد و ساندویچ میخوردم یک الی دوتا 

      با خواهرم سرغذا دعوا میکردیم 😂😂اخه دوتایی از مدرسه میومدیم برا نهار 

      اون سن خیلی شکمو بودم 

      قبل از سن 12 سالگی اندام کاملا متناسبی داشتم 

      موند تو سن 19 اینا استپ وزنی رو داشتم رو 70 یا 72 از همون موقع ها باشگاه میرفتم کسی باشگاه نمیرف تو فامیل 

      به یاد ندارم کسی بگه برو باشگاه اینطور که یادم میاد خودم حساس بودم ولی وزنم آنچنانی پایین نمیومد

      تو سن 24اینا بودم که یهو رفتم رو ترازو و دیدم یهو 75کیلو شدم 🥲

      یهو به خودم اومدم و رژیم سفت و سخت گرفتم برنجمو کلا قطع کردم به مدت هفت ماه روغن خیلی کم قند ب شدت کم و نمک خیلی کم تو غذاهای اپز و رژیمی من بود و لیوان لیوان چای سبز بود ک میخوردم وزنم بعد هفت ماه شد63کیلو                                        خیلی خوب شده بودم قدمم163

      همه ازم تعریف میکردن و میگفتن چیا خوردی و عجب اراده ای و فلان تو همون روزا یهو من ریزش مو شدید گرفتم معده درد گرفتم 

      و پشیمون از این رژیم خودسر😔☹️

      الان غذام تقریبا کمه 

      بعد اون دیگه رژیمو تعطیل کردم هی رفته رفته وزنم رفت بالا تا سن 28سالگی نامزد کردم تو عروسیم وزنم 69بود 

      بعد عروسی رفت بالا پارسال 72بودم باشگاه رفتم ولی منم ک فراری از رژیم از ترس ریزش مو و معده دردی ک هنوزم ولم نکرده پنج ماه رفتم باشگاه سایز کم شد ولی وزنم نه بعد سر اتفاقاتی از اسفند من نرفتم باشگاه تا همین ابان ماه 

      دو ماهی رفتم بدنسازی ولی دیدم تغییری تو وزنم ایجاد نشد ی کوچلو سایز کم کردم بعددوستم گف برو ورزشی ک توش هوازی باشه و بدنسازی ب درد تونمیخوره لاغرت نمیکنه وزنم رو 76مونده

      الان فیتنس میرم خیلی عرق میریزم ی خرده سایز کم کردم تابستون قراره برا بچه دار شدن اقدام کنیم ولی من دلم میخواد وزنمو بیارم پایین شوهرم میگه لاغر شو بعد بچه بیاریم 

      منم ک حساس حالا شوهرم میگه وزنتو بیارپایین قبل بارداری چون بعدش دیگه سختت میشه 

      الان ک بیشتر فک کردم

      دلایل چاقی من پدر من یادم بهم میگف زینب داری چاق میشیا 🥲

      بعدش خودمم حساس بودم عاشق اندام های باریک همیشه لذتبخش بوده برام تماشای اندام های باربی 

      ولی من ترس از رژیم دارم ترس از خالی موندن معدم و سوزش معده گشنم ک میشه ارامشم بهم میریزه همه بهم میگن تو اراده ات خیلی بالاس ب خاطر رژیمی ک گرفتم ☹️

      در حال حاضر بدون رژیم دوباره بعد سالها ریزش مو دارم ک خیلی اذیتم میکنه 

      همش به موهای پر پشت دیگران نگا میکنم حسرت میخورم مخصوصا الان ک ریزش دارم بدتر البته خیلی تلاش میکنم مثبت فک کنم شکر گزاری کنم برای موی دیگران تا خدا ب منم برگردونه موهامو وبرام مو بشه 

      دوستم میگه از وقتی یادم میاد تو همش درگیر لاغری بودی هنوزم درگیری… 

      علت دیگه ک شوهرم همش تو این چند ماه گف باید بری باشگاه تو بی تحرکی چیشد تو قرار بود لاغر کنی برا بچه ☹️

      همینجوریش من از خودم ناراضی ام اینم کاسه داغ تر ازآش شده 🥲

      علت دیگه باور غلط سوخت ساز بدن من پایینه ولی برا لاغرا زیاده چیکار کنم ؟!

      باید همش چای سبز بخورم قهوه بخورم بره بالا.

      علت دیگه اینک غذام کمه کم خوراکم ولی بعد دو ساعت دوباره زود گشنم میشه مجبور میشم بیسکویتی چیزی بخورم و همش میاد تو ذهنم آره آره غذات کمه عوضش شیر قهوه شیرین میخوری روغنت اشتباه نون سفید میخوری  غذاهای سرخ کرده میخوری☹️

      خلاصه امیدوارم با کار کردن بر روی ذهن 

      بتونم اندام دلخواهمو داشته باشم.    کاش میشد دوره های پولی رو هم رایگان داشته باشم خیلی کنجکاوم ببینم دیگه از چی بی اطلاعم ولی پولی ندارم بخرم.

      ب خدای خودم گفتم خدایا من مثل ی ماشینم تو منو طراحی کردی فقط تو میتونی درستم کنی موهامو برگردونی و اندام لاغرمو برگردونی من میخوام مو بشی اندام لاغر بشی پول بشی 

      و حالا اینجام و در این سایت ک ببینم چجوری میتونم با ذهنم لاغر بشم 

      و میدوم خدا هدایتم کرده تو این مسیر 

      و ازش سپاسگزارم مطمانم روزای شادتری در انتظار منه خدایا منو ب خواسته هام برسون 

      مرسی از اقای عطار ک اطلاعات و تحقیق خودشون رو با ما ب اشتراک میزارن و مارو از گمراهی در میارن به لطف الله یکتا

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ندا
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۸ ۲۲:۰۱
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 489 کلمه

      من از زمانی که ازدواج کردم روند اضافه وزنم اغاز شد تا قبل از ان بسیار بسیار لاغر بودم به طوریکه همیشه از این لاغری رنج میبردم و همیشه به من میگفتند لاغر سیاه تو ،لاغر مردنی من از بچه گی این لفظ لاغر مردنی رو با خودم یدک میکشیدم جون افراد زیادی در ان موقع به من میگفتند لاغر مردنی البته در ان زمان که من لاغر بودم لاغری اصلا چیز خوبی نبود حداقل برای دختر لاغر بودن چیز خوبی نبود .در ان زمان دختری ایده ال به نظر می رسید که تپل و گوشتی بود و من لاغر بودم اما بعد از ازدواج همه چییز تغییر کرد و من شروع به اضافه وزن نمودم یکی از حرف هایی که من مادرم شنیده بودم و شاید دلیل چاقی من باشد این بود که ایشان هم قبل از ازدواج باربی بودند و پس از ازدواج چاق شدند من همیشه این صحبت را از مادرم میشنیدم و اینکه من فکر میکنم علت چاقی من استفاده ی زیاد از شیرینی جات مخصوصا کاکائو ،نوشابه و فست فود هست همچنین من فکر میکنم عدم تحرک هم باعث چاقی من هست من فکر میکنم من کلا هر چه میخورم چاق می شوم علی الخصوص از ناحیه شکم و پهلو من همیشه فکر میکنم ما خوش خوراکیم و به همین علت چاق هستیم چون ما خانوادگی چاق هستیم من فکر میکنم ما در خوردن دله هستیم و به همین علت چاق هستیم من فکر میکنم ما خیلی با اشتها میخوریم شادی بهمین علت چاق هستیم کاکائو و شیرینی جات برای من حکم سیگار را دارد و من در خصوص کاکائو و شیرینی جات خودم را یک معتاد حرفه ای میبینم همانطور که یک معتاد اگر موادش بر روی زمین بیافتد یا در جای نامناسب بیافتد برایش مهم نیست و ان را در همان شرایط استفاده میکند من هم اگر کاکائو یا شیرینی جات از دستم بیافتاد و به زمین یا جای نامناسب برسد برایم مهم نیست و ان را استفاده میکنم من همه ی این ها را دلیل چاقی خودم میدانم پشت میز نشینی را هم دلیل چاقی میدانم همچنین من میگویم اصلا هر چیزی که ادم را شاد و خوشحال میکند برای ادم ضرر دارد همانند شیرینی من میتوانم برنج و نون را کنار بگذارم کما که در یک دوره ای از فروردین امسال شرکت کردم و به راحتی ان را کنار گذاشتم اما نمیتونم شیرینی جات را کنار بگذارم ان ها را یک قسمتی از وجودم میدانم من فکر میکنم شیرینی جات حال من را خوب نگه میدارد قند من را بالا نگه میدارد و من را خوشحال میکند و واقعا هم خوشحال میکند من میگویم اگر قرار باشد نخوریم و با خوردن عشق و حال نکنیم پس اصلا برای چی زنده باشیم و خوردن را مترادف با لذت میدانم علی الخصوص شیرینی جات من این ها را دلیل چاقی خودم میدانم من معتقدم اگر نخورم و اگر لاغر باشم صورتم استخوانی و لاغر می شود و زشت خواهم شد .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار somi13700
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۵ ۱۶:۱۱
      مدت عضویت: 2324 روز
      امتیاز کاربر: 8593 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 659 کلمه

      سلام!

      من برای رسیدن به تناسب همیشه پیاده روی میکردم وچون خیلی برام خسته کننده بودم وهمه ی اطرافیانم برای رسیدن به تناسب عقیده داشتن که پیاده روی کار خیلی موثری بااینکه هیچ اطمینانی نداشتم یا هیچ تضمینی نبود تا اینکار برای من که هیچ لذتی نداشت واستمرار اون فقط باعث خستگی وناامیدی در من ایجاد میشد وگاهی ازخودم سوال میپرسیدم که من تاکی قراره که همین روال رو پیش برم ممکن بود در سنین بالاتر انجام همچین کاری برام خیلی سخت باشه والانم که کسالت آوره برام وهیچ آرامشی ندارم و اون مقدار غذایی که در قبل از پیاده‌روی دارم آرامش بیشتری داره تا وقتی که بعد چندروز با ولع بیشتر میخورم و گاهی دیوانه وار فقط آشپزی میکنم و حتی اگه دلمم نخاد بازم فکرم بیشتر درگیر غذا و خوراکی وفست فود میشه این همه استرس و ترس من از چاقی چی میشه ؟

      آیا این توجه من به چاقی و عوامل بازدارنده می‌تونه دائمی باشه ؟

      من برای کم کردن اضافه وزنم دیگه چقدر باید خسته بشم یا تحرک داشته باشم نگرانی من از آینده چقدر دیگه میتونه منو نابود کنه ومن هربار شکست بخورم حالم بد بشه چی از خدا گلایه کنم از وضعیت اجتماعی م از وضعیت جسمی وروحی م از این عصبانیت ها وپرخاشگری هام وعذاب وجدان بعدش و این رفتار های اشتباهم در مواجه با حرفای دیگران یا حفظ خونسردی از انتقاد دیگران نسبت به خودم اهمیت دادن به نظرات دیگران وفکر اینکه الان که از مهمونی اومدم فلانی حتما پشت سرم چیزی گفته و عیب و ایراداشون وخندیدناشون

      استاد من بااینکه آدم پر خوری نیستم ولی هیچ تفاوتی با یک فرد پور خور ندارم شاید من بیشتر تاثیر گذار تر بودم در روند چاقیم افراد دارای رفتار پرخور و افراد دارای ذهن پرخور تفاوتی باهم ندارند

      مثل خودم چقدر دیگه باید به استرس و ترس و ناامیدیم از زندگیم توجه و تمرکز فقط مبارزه با چاقی مانند چاقوی دولبه تیز بود

      ازهرطرف بیفتم نابود کننده است 

      چقدر جملات بالا وحشتناک استاد مخرب و بیمار گونه

      ولی خوشحالم که اولین بار دارم باورهای اشتباه ذهنیم رو مینویسم و شناسایی اون ها باعث میشه تا درجهت تحقق اهداف من در زندگیم در اعتماد به نفس بالا یا مهمترین چیز آرامش 

      من برای آرامش روحیم همش دنبال مقصر بودم البته فک کنم پیچیده ترین مشکل رو من داشتم چون همش میرفتم پیش دعا نویس یا رمال ، ایشان ، زیارتگاه ،باورتون نمیشه استاد من و خونوادم برای آرامش روحی من به یک زیارتگاهی میرفتیم که کلا قبرستان بود و همین باور اشتباه من بود تا سراز اونجا دربیارم شبا میموندیم خیلی وحشتناک بود فقط بخاطر باور حرفهای ی سری انسان نمیدونم چی بگم و الان از خودم سوال میکنم چه دلیل دیگه ای می‌تونه داشته باشه جز عجله کردن در رسیدن به خواسته هام حتی یکبار پیش پزشک یا باشگاه یا رژیم نرفتم اولش مادرشوهرم همیشه حرفش همین بود کاراش رفتاراش ودرزمان کودکیم خاله م پیش مامانم از جن ودعا و خلاصه همیشه حرف میزد در دوران سنین 18/19سالگیم تشدید شد بگذریم 

      استاد تااینکه باشما آشنا شدم حرفهایی پرقدرت از شگفتی های آفرینش انسان طبیعت بدن متناسب لذت بردن از زندگی چقدر این جملات رو دوست داشتم

      من متوجه شدم

      لاغر شدن خیلی آسون تر از چاق شدن اولین تغییرات از همین ذهن آرومم یا لذت از زندگیم شکرگزاری از خدای مهربون همش رو دوباره دارم ازشما یاد میگیرم استاد بدون ترس درکمال آرامش احساس خوب خداگونه

       🥺🕊️ 

      اینکه خدا در وجودمه واز رگ گردن به من نزدیکتر

      برای ارتباط بااون فقط کافی صداش کنم و اون به بهترین شکل ممکن مسیر رو برام روشن میکنه فانوس آرزوها رو در دستم میگیرم و سوار بر تکه ای ابر ☁️ 

      در گرمای لذتبخش و آسودگی خیال راحت مسیر تناسب رو طی میکنم

      من یادگرفتم درهمه حال از خدای مهربونم سپاسگزار باشم

      هیچ ترسی از آینده نداشته باشم و بدون غم و غصه از گذشته و نگرانی از آینده از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم از جوانیم و شادابیم از زندگی که دارم

      این نوشتن و خواندن نظرات دوستان در همه ی دوره های رایگان باعث شده تا احساس امنیت کنم

      ممنون استاد 🌼✨ 

      الهی شکر 🌼🌼🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مهدیه
      ۱۴۰۱/۱۱/۰۴ ۱۴:۱۰
      مدت عضویت: 1374 روز
      امتیاز کاربر: 7065 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 276 کلمه

      سلام ب دوستان و استاد عزیزم.

      من حدود شصت و چهار کیلو هستم ولی دلم میخواد ک ب وزن پنجاه و چهار یا پنجاه و دو برسم از دیروز ب این سایت هدایت شدم و خیلی مشتاقم ک راه رو ادامه بدم و نتایج شگفت انگیز بگیرم و ایمان دارم ک می‌شود.چون با تغییر باورهام نتایج خوبی گرفتم و این بار هم حتما موفق خواهم شد.

      دلایل چاقیم:

      ممکنه خنده دار باشه ولی واقعیت اینه ک وقتی ی غذایی یا خوراکی توی خونه باشه من فک میکنم ک تموم میشه و ب من نمیرسه و میرم زود میخورمش درصورتی ک اصلا اینطور نیست و همسرم آدمی هست کم غذا.و علاقه ای ب خوردن غذا و…مونده نداره.دومین دلیل چون تحریم کمه اینطوری وزن آضافه کردم همیشه.درصورتی ک فضای کافی دارم برای تحرک توی محل کارم.دلیل بعدی حتما باید زیر نظرپزشک باشم ولی این غلطه چون من خودم مسئول چاقی هستم و خودم بهترین پزشک برای خودمم.دلیل بعدی اگه قحطی بیاد اولین نفر منم ک بمیرم اینو بابای خدابیامرزم میگفت و منم باور کرده بودم ولی الان میگم من اراده خوبی دارم من ساعت گرسنگی و سیری خودمو خوب میشناسم

      دلیل بعدی ب نظرم من آدمی هستم ک بسیار ب خوردن غذا و هله هوله اشتیاق نشون میدم و بالاترین لذت برام غذا خوردنه ولی الان میگم ک بالاترین  لذت لاغر بودن و تناسب اندام هست.

      اینا چند تا دلیل من بودن فقط چندتا وقتی داشتم می‌نوشتم از باورهای غلط هم خنده م می‌گرفت هم میترسیدم و ناراحت میشدم ک من چقدر ب خودم ظلم کردم و نمیدونستم.ولی خدارو شکر میکنم ک راهمو پیدا کردم در کنار شما دوستان و استاد عزیز ب بهترین نتیجه برسم با لطف الله یکتا.سپاس و روز خوش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ثنا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۳ ۱۴:۵۹
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 258 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز 

      من لاغری با ذهن رو از تاریخ ۱۴۰۱/۴/۱۰شروع کردم و بعد از. گذشت ۳ماه من به وزن ایده آل خودم رسیدم بدون هیچ ورزش و رژیمی یا پیاده روی یا خوردن قرص بدون هیچ کاری فقط بودن در مسیر لاغری با ذهن خداوند رو واقعاسپاسگذارم که من رو هدایت کرد به این سایت و استاد عطار عزیز ،استاد عطار روشن ممنونم ازتون به خاطر لطف بی کرانتون ایشالا که از خدا هر چی میخاید بهتون بده 

      چه لذتی میبرم وقتی کسی منو مبینه  و میگه وای چقدر لاغر شدی چطوری یه دفعه،چه خوب شدی، خدایا ممنونت من از وزن ۷۵کیلوگرم رسیدم به ۶۲کیلو بدون هیچ کاری و فقط با دوره های رایگان استاد عزیز 

      تنها اشتباه من این بود بعد از اینکه متناسب شدم دیگه نیومدم توی سایت و هیچ ویدیویی از شما ندیدم استاد و۴ماه من توی مسیر لاغری با ذهن نبودم و اشتباه کردم چون دوباره غذا خوردنم مثل قبل شد ترس از چاقی اومد سراغم و خودم رو کشیدم و دیدم که ۲کیلو اضافه کردم با اینکه معلوم نیست و اندام متناسبی دارم هنوزم اما دوست ندارم این ترس با من باشه و یهو به خودم بیام ببینم ۱۰کیلو‌اضافه کردم 

      من برای بار چهارم ۱۲گام لاغری رو شروع میکنم به خاطر اینکه در این مسیر باشم متناسب تر باشم و تا آخر در این مسیر میمونم 

      لاغر شدن آسان ترین کار دنیاست

      دلایل چاقی من :

      1. پرخوری 
      2. تند غذا خوردن 
      3. ازدواج 
      4. بارداری 
      5. ورزش نکردن 
      6. تنبلی 
      7. افراط کردن در مواد خوراکی 

      ترس از چاقی 

      به امید فردایی بهتر سپاسگزارم از استاد عطار روشن  .من به خاطر لطف شماست که تونستم متناسب بودن خودم رو ببینم مچکرم ،🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا
      ۱۴۰۱/۱۰/۱۱ ۲۳:۰۱
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      سلام زهراهستم ۳۷ساله خداراشکرمیکنم که من رابه سوی مسیرلاغری باذهن هدایت کرد.من ازبدوتولدوزن ۵کیلو داشتم وتادوران راهنمایی این تپلی همراهم بودبرام مهم نبودتااینکه رفتم کلاس تکواندوویک دفعه قدکشیدم ولاغروخوش اندام شدم ودرسن ۱۶سالگی ازدواج کردم وتا حاملکی اول اندام خوبی داشتم وبعدازحاملگی وتوشیردهی وزنم اضافه ترشدوبازم انگاراون زمانها براهیچ کس زیادمهم نبودوبعداز۵سال توحاملگی دومم وزنم بیشتربالا رفت وبعدازاون رفتم توفکرلاغری وروش های زیادی راامتحان کردم یه دفعه تو۴۵روز۳۰کیلووزن کم کردم دوباره بازگشت یه سری دمنوش خوردم دوباره بازگشت یه سری توی ۴ماه ۳۵کیلووزن کردم خلاصه بارها وبارها مشکل معده روده مریضی اعصاب پیداکردم وافسردگی شدید ودوباره بازگشت وزن بیشترتااینکه سال ۹۹رژیم دکترکرمانی گرفتم وازوزن ۱۱۰به ۷۵رسیدم توسال ۱۴۰۰وطی یکسال وزنم بالا اومده دوباره ولی وزن نکردم وخیلی ناراحتم وحالا خداکمکم کردوتواین مسیرقرارم دادانشاالله که سربلندبیرون میام .

      عوامل چاقی

      ارثی

      قرص اعصاب

      تندغذاخوردن

      ترس ازچاقی

      اشتهای زیاد

      پرخوری عصبی

      سوخت وسازپایین(یبوست)

      شایدبرااینکه هرروزبرنج میخورم

      شایداینکه اگه گرسنه بمونم میمیرم

      خوردن حالموخوب میکنه

      حاملگی

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۱/۱۰/۰۳ ۲۱:۳۶
      امتیاز کاربر: 0
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 294 کلمه

      به نام خداوند هدایت گرم

      سلام خدمت استاد عزیز و همراهان همیشگی.

      قبل از هر چیزی برای انگیزه بیشتر افرادی که به لطف و هدایت خداوند وارد این سایت میشون میخوام بگم لاغری با ذهن بهترین روش برای لاغریه ذهن ما بسیار توانمند است و به راحتی و با تغییر  باور و فرمول های نادرست به راحتی میتوان به سلامت،لاغری ، ثروت رسید.من پریسا برای بار دوم شروع به تکرار ۱۲ جلسه رایگان کردم ام . من تقریباً از ۸ ابان شروع کردم و امروز ۳ دی ماه هست من در تی این یک ماه و چند روز به لطف خدا و استاد عزیز توانستم از ۷۸ کیلو به ۷۲ کیلو برسم که واقعا شگفت انگیز و مطمئن هستم ب زودی من نیز جزی از افرادی میشم که در این مسیر شگفتی خلق کرده اند.

      چاقی در بدن من همانند ویروسی ناشناخته شکل گرفت .ویروسی که از اسم اشم ترس داشتم از کودکی تا چند ماه پیش . ترسی که با وجود تناسب اندام نیز همواره در من وجود داشت. 

      از کودکی باور های در من ب مرور زمان شکل گرفتن و ذره ذره در من رشد کردن و در اخر تناسب در من تبدیل به چاقی شد . 

      حالا این عوامل چاقی من چیا بودند:

      ۱_پرخوری😣

      ۲_کم تحرکی🙁

      ۳_نامزدی و ازدواج😕

      ۴_ول کردن باشگاه🏋🏼‍♀️

      ۵_ریزه خواری😧

      و مهم ترین عامل چاقیم داشتن ترس از چاقی بود ترس از داشتن شکم و من دقیقاً در این مدت کم چه چاق شدم از ناحیه شکم بیشتر چاق شدم طوری که انگار چاقی من فقط در شکم من جمع شده .

      ولی دیگه همه چی در زندگی من متفاوت هست من فردی کاملا ازاد هستم ازاد در خوردن پوشیدن . فردی با اعتماد بنفس کسی که در همه حال از خودش و جسم اش سپاسگزاره و خودشو دوست دارم.و هیچ ترسی از چاقی نداره🤗

      لـآغـر آسـانـ تـریـنـ کـار دُنـیـآسـتـ

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم