✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام من۲۷ هستم واز سن ۱۰سالگی شروع به اضافه وزن کردم دروان مدرسه کلاس دوم لاغر بودم بعد شروع به اضافه وزن کردم فکر میکردم ارثی وصبح ها صبحونه نمیخورد از وقتی که یادم میاد تو رژیم بودم وبعد که ازدواج کردم وزنم خوب بود وتوخونه ورزش میکردم رژیم تا اینکه باردارشدم وزنم شد ۹۵کلیو گرم وسرزنش دیگران خانواده که چرا اینقد چاق شدی من فکرمیکردم چاقم به خاطر قرصهاوبعد تصمیم گرفتم به دکتر رژیم غذای ورژیم برایم گذاشت من ۹ کلیو کم کردم وبعداون میرفتم چون ترس از چاقی داشتم اون دفعه وزنم استپ کرد حرص ولع خوردن که نمیتونستم غذا های که دوست دارم مصرف کنم بعد رفتم باشگاه وهم زمان دوورزش میکردم کم کردم تااین که خدامن هدایت کردبه لاغری با ذهن والان دوم بارمه که فایلهارو گوش میدم خلیی به آرامش رسیدم سبک شدم خداروشکر گذارم که من هدایت کرد ذهن قدرتمند هست ومیتونم به اندام دلخوهیمون برسیم به مرور ممنونم استا عزیز.
خداوند را بینهایت سپاسگزارم.
خانمی هستم ۲۵ ساله با قد ۱۶۰ وزن۸۴ البته وزن دومآه پیشم ۹۴ بود که دارم رژیم میگیرم و دم نوش نیوشا میخورم…من زیادهم چاق و لاغر شدم همه ی رژیم ها رو امتحان کردم رژیم سه روزه سیب زمینیبا که چهار کیلو کم میکنیم.رژیم جنرال موتوز.کاندایی..رژیم اش آبغوره..رژیم پروتین خوری انواع کرم های لاغری خلاصه بگم از سن نوجوانی چاقی من شروع شدزمانی که فقط درس میخوندم و استراحت می کردم هیچ فعالیتی نداشتم غذاهای چرب و انواعتجارت شیرینی جات چون دلم هوسرا میکرد..بعدم ازدواج دوتابچه پشت سر هم.وزنم حتی به ۱۰۴ کیلو رسیده
دلایل چاقیم هم خواب زیادمی..لنگ ظهر بیدار شدن.غذا ی زیادرژیم خوردنو.شام ساعت ۱۲-خوردن
فعالیت صفر.
مشکلات چاقی هم، زانو درد.کمردرد.اندامی زشتو..لباسهای نامتاسبهم که هیچی سایزمنیست
فیلن باز نمیشود
از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید به راحتی نمایش و دانلود می شود
سلام من ۴۵ سالمه و همیشه در وزن ثابت بودم چند وقتی هست که وزنم داره زیاد میشه و من میخوام تا خیلی بالا نرفته جلوش رو بگیرم.
دلایل چاق شدنم از این قراره : علاقه زیاد و خوردن فست فود با اینکه شاید یک چهارم آن را بخورم، علاقه زیاد به غذا خوردن، خوردن کاکائو و چیزهای شیرین با چای، اگر چیز خوردنی ببینم حتی اگر سیر باشم باز هم میخواهم بخورم و فرمان ایست در خوردن ندارم، با اینکه سیر هستم اگر غذا حاضر شده باشد کامل غذا میخورم، معمولا بیشتر از ۶ قاشق غذا برای خودم نمیکشم ولی وقتی تمام شد از کنار دیس یا قابلمه ریز ریز میخورم، از خواب بیدار میشوم دلم یک چیز شیرین با چایی میخواهد و همه اینها در کنار کم تحرکی من هست
ممنون از شما
99/۶/۱۰
نشان های دریافت شده
به نام خدا و با سلام…
خانمی هستم ۳۵ ساله.ازدواج کردم و یه پسر دارم.میخوام داستان چاقی و علت های چاقی مو بگم.من از وقتی بچه بودم چاق بودم. خانواده خودم بغیر از آبجی کوچیک که شبیه بابام شده و تمام خانواده مادریم چاق هستن.بقول استاد از بچگی بهمون گفتن پس ما ژنتیکی چاق هستیم.تا حتی رسیدم به کنکور و برام در انتخاب رشته موقعیت کار پیش اومد ولی چون یه دختر ۱۸ ساله هفتاد کیلویی بودم اون کار رو از دست دادم.اولین رژیم عمرم رو این موقع گرفتمو ده کیلو زیر نظر دکتر کم کردم.ولی باز بعد مدتی برگشتم به وزن قبلی.دانشگاه سر کار همش اعتماد به نفس پاییتی داشتم.مخصوصا در برخورد با آقایون. خجالت میکشیدم. تا سال ۹۰ که دوباره قرص خریدم از اینترنت وگفتم یا میمیرم یا لاغر میشم و خوردم و بازم طی سه ماه ۱۳ ،کیلوکم کردم.خیلی خوب و سبک شده بودم.البته دو سال همنگه داشتماولی بازم بعد عقد و ازدواجم برگشت. دیگه یک سال بعد وقتی پسرم دنیا اومد و کم کاری تیرویید هم گرفتم که افتضاح شدم.خیلی چاق شدم .توی دهماه اول بعد زایمان بودم که یه رژیم شیر خرما از اینترنت گرفتمو طی دو هفته ۶ کیلوو طی سه ماه بازم ۱۳ ,کیلوکم کردم و یه سال خوب لودم باز تو این کرونا و استرس شغلی و اینا ده کیلو زیاد کردم .طوری که از خودم بدم میاد و همش به خدا گله میکردم که چر.دوباره رژیم شیر بگیر. روزها تردمیل بزن غذا گنجشکی بخور.لقمه همو میشمردم .ولی در حد یکی دو کیلو کم میشم و سریع با یه روز معمولی خوردن چاق میشم. با خودم میگفتم تا کی اینطوری باید باشم.یعنی چاقی سرنوشت منه.باید بپذیرمش. افسرده و ناراحت بودم تا…تا اینکه خدا چند روزه پیش شما رو به من نشون داد. تازه دارم فایلاتونو میخونم. شاید یه کمی ذهنم داره مقاومت میکنه ولی تو دلم نوری روشن شده و به امید خدا شگفتی ساز بعدیتون منم…دلایل چاقی من…
ارثی و ژنتیکی_تحرک کم_ استرس فراوان از نوجوانی تا الان_کم کاری تیرویید _ متابولیسم پایین_دا؛م فکر کردن به چاقی و اینکه چی بخورمو چقد بخورم_ذهن ناآرام و اضطراب درونی_ دور شدن از خدا_ بخاطر کرونا و درگیری شغلی گاهی وسواس شستشو میشم_ فشار کار در منزل و بیرون و دست تنها بودن_ خواب ناکافی بخاطر داشتن بچه کوچیک و شب بیداری سر کار_ علاقه به شیرینی با چایی عصرونه_پرخوری عصبی و احساسی یعنی خوردن موقع شنیدن خبر بد یا خوب _و اینکه همش تو موقعیت دوستان و هیجان یادم میره رژیمم
نشان های دریافت شده
سلام
من خوشحالم که خودم این سایتو پیدا کردم و کسی بهم معرفیش نکرد، و دقیقا همونطوری که خودتون گفتین دیگه خسته شده بودم و دلم میخواست هر چی میخوام بخورم و چاق نشم و اسم رژیم هم که میومد استرس میگرفتم که دوباره قراره یه برنامه غذایی پر از محدودیت رو شروع کنم و بیشتر استرسم هم سر این بود که مامانم بهم بگه تو که هر کار بکنی نمیتونی با این روشا لاغر شی و بیشتر از ایگوی خودم بهم انرژی منفی میداد ، خلاصه که من همین الانم پر از شک و تردیدم میگم نکنه من موفق نشم، نکنه تا آخر عمرم تو همین وزن بمونم و هیچ وقت نتونم بدون عذاب وجدان غذاهای خوش مزه بخورم نکنه این روش لاغری با ذهن هم بره تو کالکشن کارهایی که کردم تا لاغر بشم و نشدم:( الانم دارم با تموم فکرای محدود کننده ی توی ذهنم میجنگم و این متنو مینویسم…
دلایل چاقی من :
من دوم دبستان بودم و چون مادر و پدرم کارمند بودن توی یه مدرسه ای ثبت نام کردم که میشد تا عصر بمونیم و ناهار بخوریم ، و من ناهارای چرب و خوشمزه اونجا رو میخوردم و هر روز منی که مادرم تا اون موقع همیشه با یه بشقاب غذا دنبالم بود تا یکم غذا بخورم ، داشتم روز به روز چاقتر میشدم. اولاش همه داشتن ذوق میکردن ولی کم کم که به خودم اومدم دیدم هم سنی هام دارن مسخرم میکنن و خیلی ها چون لاغر نبودم باهام تو مدرسه دوست نمیشدن و من خیلی تو اون دوران روی وزنم حساس شده بودم و دلم نمی خواست به کسی بگم چند کیلوئم و تو فامیل هم همیشه یه عده بودن که تا منو میدیدن همش القابی مثه تپل و خپل و ازین قبیل میدادن و من واقعا نفرت داشتم ازین حرفا و همش تو ذهنم داشتم با خودم فکر میکردم که اگه دفعه بعد اون فامیلا رو دیدم چطوری جوابشونو بدم و واسم دغدغه شده بود.
حالا هم این حرفا رو گفتم اما بعد از خوندن کتاب محدودیت صفر متوجه شدم که هر چیزی که توی زندگیم اتفاق میوفته به خاطر برنامه و دیتاهای ذهنیه و اگه اون برنامه از بین بره ، ما لاغر میشیم ، خوشبخت میشیم و وقتی با این سایت و آقای استاد:) آشنا شدم و فهمیدم با از بین بردن این برنامه ها قراره لاغر بشم با تموم موانع ذهنی که دارم ادامه میدم و به روند کار ایمان دارم
به امید روزی که همه تاریکی ها از بین بره ، ممنون که نور رو به دنیای چاق ها میتابونید🌟
به نام او
با سلام به استاد عزیز و مهربان و همچنین به تمام عزیزانی که در این مسیر قرار گرفتن
من دختری هستم در سن ۳۳ سالگی با قد ۱۶۷ و وزن ۶۷
که از طریق یکی از دوستانی که در این مسیر لاغر شدن آشنا شدم ، امیدوارم که من هم به اون نتیجه مطلوبی که دلم میخواد برسم.
عزیزان علت چاقی من از بی تحرکی ، بیماری و مصرف داروها ، مصرف دستگاه اکسیژن، هستش، و یکی دیگه از دلایل چاقی از سالی شروع شد که من خیلی لاغر بودم در وزن ۳۶ کیلو که هرکسی بهم میگفت چقد لاغری و خودمم زیاد از لاغری خودم خوشم نمیومد تا اینکه من توی ذهنم به چاق شدن فکر میکردم و به همین خاطر به باشگاه بدنسازی رفتم و چهارسال پست سرهم ورزش کردم و بت دستگاههای عضله ساز تمرین کردم و غذاهای پر کالری خوردم و هی به وزنم اضافه شد یعنی توی این چهارسال من ۱۰ کیلو اضافه کردم ، تا اینکه مریض شدم و کم تحرک و بدنم به خاطر مشکل ریه ورم کرد و من تحت درمان قرار گرفتم دارو مصرف میکردم به وزنم هم اضافه شد و بعد از بهبودی ورم بدنم کشیده شد ولی متاسفانه دور شکم همچنان گرد و قلمه باقی موند و دور وریام دوست و آشنا و غریبه خیلی روی اعصابم میرفتن و میرن که ای وای چقد چاق شدی ای وای چقد شکمت بزرگ شده آخی حامله هستی ، و همین حرفا ذهن منا خیلی بهم ریختن و که خیلی مواقع من کم میاوردم و میزدم زیر گریه ، و همش دنبال راه و چاره می گشتم برا لاغر شدنم تا اینکه خداروشکر با مسیر لاغری با ذهن آشنا شدم و چقد خدا را شاکرم که بهم کمک کرد تا بیام توی این مسیر و چقد انگیزه پیدا کردم برا لاغری و چقد هم امید دارم به لاغر شدن ، اینقدر خوشحالم که فقط میخوام همین جور هرچی برا لاغر شدنم به ذهنم میاد براتون بنویسم ، ولی حیف که خیلی نوشتم طولانی میشه و وقت شما عزیزای گل هم گرفته میشه ،
مچکر از اینکه دیدگاه من را هم میخونین،
پس باهم پیش به سوی لاغر شدن بدون بازگشت چاقی
استاد عزیز عاشقتم بخاطر مسیری که ما را باهاش آشنا کردین
💖💖💖💖💖 شب همگی خوش
۳شهریور ۱۳۹۹ ، ساعت ۱ و ۲۵ دقیقه بامداد
نشان های دریافت شده
سلام به سروران گرامی و استاده بی نظیرم امشب پارت سوم از دلایل چاقی خودمو عرض می کنم خدمتتون مهمترین دلایلم در این قسمت هست که می فرستم .
اول از همه بگم که چطوری به این سایت هدایت شدم .
خیلی عجیب و شگفت بود و هیچوقت فراموش نمی کنم سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ از خواب پریدم و بلافاصله گوشیمو برداشتم رفتم گوگل سرچ کردم لاغری با قوانین متافیزیک
که به این سایت برخوردم وتحول من آغاز شد …
نا امیدی هام به امید بدل شد .و نور امید در قلبم تابیدن گرفت …. از خداوند یک راه آسون برای کاهش وزنم خواسته بودم و برای این خواسته انرژی درمانی و مراقبه انجام داده بودم ولی عجیب محقق شد که بابتش هر چقدر شکرگذاری کنم کمه .
حالا میرم سر اصل مطلب
من ۵۲ ساله با قد ۱۵۰ و وزن ۷۸
تا ۳۰ سالگی کاملا لاغر و متناسب بودم اما ۱۰ سال بود رویای چاقی داشتم
یعنی از ۲۰ سالگی به علت اشکالات اندامی بعد از زایمانه دومین فرزندم فکر می کردم که چاق شدن می تونه این اشکالاتو رفع کنه
همینطور توجه همسرم به خانوم همسایه و به رخ کشیدن هیکل چاق و توپرش رویای چاقی رو در من تقویت می کرد م
ولی تا ۱۰ سال بعد حتی نیم کیلو هم به وزنم اضاف نشد
اینجور فکر می کردم چون همسرم نداره که بیاره بریزه زیر دستم و دو تا بچه ی کوچیک دارم که پشت هم به دنیا اومدن و هر دورو هم شیر مادر دادم و تحرکم زیاد بود حرص و جوش عدم تفاهم با همسرم هم بود امکان چاق شدن وجود نداشت …
تا اینکه در سن سی سالگی از همسرم جدا شدم و دوره ی جدیدی شروع شد کهکاملا متفاوت بود برام
۳۳ سالم بود که ازدواج مجدد کردم ایشون مرد خوبی بود پول کافی بهم می داد اجازه داد برای دو فرزندم که حضانتشون بامن بود کار کنم و سختگیری نکرد هم شرایط خورد و خوراکم خیلی خوب شد هم از حرص وجوش خبری نبود و کار و استقلال مالی روحیه خوبی بهمداده بود اینطور بود که احساس کردم دارم یواش یواش چاق میشم .و این منو خوشحال می کرد چون رویای توپول شدن داشت محقق می شد
بی حساب و کتاب حتی بیش از نیاز طبیعی از انواع خوراکی ها که به چاق کنندگی شهرت دارن می خوردم بی ملاحظه بدون ترس و این روند ادامه پیدا کرد تا در سال ۸۳ به ۷۲ رسیدم منی که وزنم تا ۶ سال پیش روی ۵۰ کیلو بود
اینجا بود که با انتقاد و سرزنش همکاران مواجه شدم و به چاق شدنم کمی حساس شدم و همینجور تفریحی رفتم سراغ کتابا و دستورالعمل های کارشناسان تغذیه و رژیم
اما هر کدومو تا دو هفته بیشتر نمی تونستم ادامه بدم و برام عذاب آور بود و این عدم موفقیت باعث از دست رفتن اعتماد بنفسم شد خودمو سرزنش می کردم که چرا نمی تونم چرا بی اراده ام و حاضر نیستم برای تناسب اندام و حفظ سلامتی وزنمو کاهش بدم ….
از سال ۸۳ تا به امسال سال ۹۹ به مدت ۱۶ ساله که می خوام وزنمو پایین تر بیارم و روی ۶۵ متوقفش کنم ولی نمیشه و نشده تازه بیشترم شده و رسیده به ۷۸ کیلو ….
حالا می فهمم که ذهنم چاقه که نمی ذاره جسمم لاغر شه .
دیگه کافیه دلیل تراشی ها برای چاقیم
متناسب شدن حق منه بدون ترس و لرز وسرزنش غذا خوردن حق منه به دلخواه زندگی کردن حق منه از روی زبانها افتادن مورد انتقاد و سرزنش همسر واقع نشدن حق منه
دیگه کافیه امید بیخودی بستن به راه حل کارشناسان تغذیه و رژیم دیگه کافیه پول دادن به مربیان باشگاهها و حسرت اندام اونارو خوردن
نیازی ندارم برای توجه و عشق همسرم اندامهای چاق داشته باشم دهها راه دیگه هست برای دراختیار داشتن قلب و فکر و توجه همسر همسری که حالا بعد از اون همه سالهایی کهمنو از توپول شدن تشویق می کرد و قربونم می رفت حالا مسخره ام کنه بگه قراره چندقلو بزایی😐😐😐
برای رفع اشکالات اندامی یک زن بعد از زایمان راههای درست و علمی از نظر زیباتر شدن هست نیازی به چاق شدن و چاق موندن ندارم
غذاها چاق کننده نیستن این منم که با ذهنیت اشتباه اونارو تبدیل به همچین ماده ای کردم
دیگه با ترس و اضطراب غذا خوردن کافیه چون حتما چاقترم می کنه
من می خوام مثل آدمای لاغر زندگی کنم مثل اونا از غذام بدون ترس لذت ببرم و شاد باشم
غذا مال ایجاد چربی اضافه و بداندامی نیست ..
این ماییم که به ذهنمون یاد دادیم که اضافه انرژی غذارو تبدیل به چربی کن چون ممکنه قحطی بشه و من بمیرم ….
انسانمتناسب خلق شده و هیچگاه قانونش ذخیره کردن چربی برای روز مبادا نبوده
تماما خودمون به بدن زیبای خدا دادیمون این برنامه های اشتباه رو دادیم حالا باید دونه به دونه حذفشون کنیم
البته وقتی دلایل چاقی خودمو لیست کردم یکی دوتا نبودن
بین سالهای ۸۰ تا ۸۳ کمک بهیار بیمارستانی در تهران بودم و زیاد شنیدم که توی غذای کارکنان و پرسنل کافور می ریزن و اینماده خیلی چاق کننده اس چون طبیعت خیلی سردی داره سردیها چاق کننده ن و بیشتر غذاهایی کهما ایرانیا می خوریم طبعش سرده و مارو چاق می کنه مث برنج که غذای اصلیمونه
دیگه از علل پایدار شدن چاقی این بود که بهم گفتن سن که از ۴۰ بگذره سوخت و ساز می آد پایین و لاغر شدن سخت تر میشه و من می دیدم که سنم از چهل گذشته پس باید منتظر چاقی بیشتر باشم چاره ای هم نداره
لعنت به این سوخت و سازه پایین ….
عامل بعدی
میگن چون دیر سیر میشی زیادتر می خوری چاق شدی تو متوجه سیر شدنت نمیشی پس ادامه می دی به خوردن
و من به دنبال چرایی ماجرا کهچرا این اتفاق برام میفته .
میگن نصف دل سیر نصفه دل گشنه دست از غذا خوردن بکش ولی من نمی تونم دچار استرس گرسنگی زودهنگام میشم حس گرسنگی حس خوبی نیست این حس سیریه که لذت بخشه و طبق قانون اهرم رنج و لذت
انسان به شکل فطری از رنج گریزان و به لذت گرایش داره
میگن به سن یایسگی داری نزدیک میشی پس رد خور نداره در معرض چاقی هستی یا اگر چاقی بدتر میشی
میگن که اهل لم دادن و استراحتی ورزش صبحگاهی نمی کنی مرتب پیاده روی نمی کنی پس چاق موندی و لاغر نمیشی
مادرم میگه استخوان بندی درشت داری و چاق متولد شدی و تو اینقدر چاق شده بودی توی شکمم که موقع زایمان و تولد تو نزدیک بود بمیرم چون بچه اولم بودی ….
خوب میگم مادره من چاق متولد شدم اما بی تناسب نبودم و بعد اون عکسایی که از ۶ سالگی به بعد دارم و می بینم اونقدر لاغر بودم …پس اینارو چی میگی
مادر میگه لاغری چیه حالا خوب می شد استخونی و نی قلیون و اسکلت بودی تو خیلی همخوب و بامزه ای فقط باید شکمتو آب کنی
خوب میگم اینم که لامصب اینقدر چربیای سفتی داره مگه به این راحتیا آب میشه و اگر موفق به رژیمچند ماهه هم بشم این آخرین جاییه که آب میشه منم که طاقت رژیم ندارم که بخوام به اینجا برسونمش
میگن خوشخواب خوشخوراک خوش خنده و بی غمی کارت شده لم دادن و استراحت خوش به حالت خوب نتیجه اش همینه کهچاق بشی و شکم بیاری
عامل مهم دیکه واسه چاقیم ترس از لاغر شدنه
اینکه اینقدر لاغر بشمکه همسرم دیگه ازم خوشش نیاد بره سمت شاخا و پلنگای اینستاگرام 😃😃
عامل بعدی چاقیم ترس از تغییر کردنه
این ترس خیلی مانع بزرگیه ….باید دید چرا از تغییر کردن می ترسم
من عاشق چای داغ قند پهلوم موقع عصر و آخر شب و قبل ظهر میگن جای قند توت خشک و خرما خشک بخور دوست ندارم نمی تونم ترککنم
میگن شام زود و سبک بخور نمی تونم
عامل مهم روحی که مانع لاغریمه عدم لیاقت و شایستگیه که به دلیل اتفاقهای دوران کودکی بارها بهم گفتن تو عرضه فلان کارو نداری و حتما هنوز در عمق ناخودآگاهم این گزاره وجود داره
عامل بعدی چاقیم مصرف گوشت مرغ به مقدار زیاده میگناین مرغا هورمونی هستن می خوریمچاق میشیم
وقتایی که وقتم آزاد میشه گرسنه هم که نباشمحتما باید بیارم یه چیزی بخورم وگرنه کلافه میشم و احساس کمبود می کنم
میگن آب کم می خوری
میگن تا دیر وقت بیداری تا دیر وقته روز می خوابی
عامل روحی بعدیم اینه که از چاقیم سود می برم واقعا خنده داره ها سود ی که می برم توجه جنس مخالف به اندامهای چاق بدنمه توجه اونا برام لذت بخشه فکر می کنم لاغر شم این توجه رو از دست می دم
ای خداااااا منچه بکنم با این حس مسخره ای که دارم اصلا به درک که دیگه بهمتوجه نمی کنن در صورت لاغر شدنم
آخه اینچه فکر مسخره ایه این همه امتیاز داره لاغری اونوقت بیای بچسبی به همچین حس بیهوده ای
بازم پای اهرم رنج و لذت وسطه
همیشه کلمه لاغری همراه شده با لاغر مردنی اسکلت نی قلیون پلنگ صورتی خشک و استخونی
اما چاقی تبدیل شد به کلمه توپول و بعد گفتن توپوله بامزه توپوله دوست داشتنی و خوش اخلاق و خوشرو و خوش خنده
میگن توپولا مهربونتر و خوش اخلاقتر و جذابترن
ولی لاغرا مث نی قلیون و خشک و بداخلاق و عبوس
خلاصه اونچه به ذهنم رسید از عواملی که نقش داشتن در چاق شدن وچاق موندنم اینا بود که نوشتم
از استاد روشن بی نهایت سپاسگزارم که می خونن و جواب می فرستن یکدنیا تشکر و ارادت خدمت شما بنده ی خوبه خدا که خداوند به شما چنین رسالتی داد
نشان های دریافت شده
از استاد عزیزم خیلی متشکرو ممنونم که وقت گذاشتی و برام نوشتی نظر خودتو …خیلی نظرت برام ارزشمنده استاد خیلی …..البته متنی که برای جلسه اول در نظر گرفتم کمی طولانیه نتونستم در یک دیدگاه ثبتش کنم
دیشب تمام اونچه به ذهنم می رسید از چرایی چاق شدنم و چرایی ادامه دار شدنش و چرایی موفق نبودنم در کاهش وزنم
در دفترم نوشتم و می خوام امشب یا فردا در قسمت دیدگاه اونو وارد کنم .امیدوارم باز هم نظر ارزشمندتونو درباره ی نوشتم ببینم چون خیلی خوشحالم می کنه و دلگرمم می کنه برای ادامه ی مسیر
عروسم هم دچار چاقی و اضافه وزنه طی ۶ماهه گذشته با یک نوع رژیم و ورزش در خانه تونسته ۱۰ کیلو کم کنه…..خیلی خوشحاله ولی من با آگاهی امروزم می دونم به محض اینکه بخواد به خودش کمی راحتی بده دوباره ذره ذره وزنش برمی گرده
اما امشب که می آد منزلم لینک سایت شمارو براش می فرستم هر جور خودش صلاح دونست انجام بده
چون تا وقتی خودم به تناسب نرسیدم نمی تونم راجع به روش لاغری با قدرت ذهن نمی تونم هیچ مانوری بدم …
استاااااااد یک دنیااااااا تشکر از توجهتون
نشان های دریافت شده
سلام و درود به استاد عزیزمون عطار روشن و تمام دوستانی که قدم در راه لاغر شدن با قدرت ذهن گذاشتن …
شبی که با این سایت برخوردم و از شادی اشگ شوق ریختم و با تمام وجود خدارو شکر کردم هیچوقت از یاد نخواهم برد سحرگاه ۱۷ تیر ۱۳۹۹ که واسه خودش داستانیه علیحده دقیقا امروز ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ ۴۳ روزه که کم و بیش با فایلها و متن های آموزشی این سایت همراه شدم و امشب اولین شبیه که برگشتم به اول دوره …….اولین فایل تصویری رو به دقت نگاه کردم صوتیشو هم گوش خواهم داد دفتر و قلم آماده کردم و تمام دلایلی که در ذهن داشتم برای چاقی خودم اینکه از چه تاریخ و سنی شروع به چاق شدن کردم و چه عواملی اونو در من نهادینه کرد
از سال ۸۲ تا به امسال خودمو به انواع روشها امتحان کردم ولی موفق نشدم که اینارو در پست بعدی توضیح خواهم داد خدمت دوستان دلایلی از چاقی خودم براتون خواهم گفت که کمتر از دوستان شنیدید و شاید به دلایل شما از چاقی خودتون ممکنه اضافه کنید تصمیم دارم نه تنها خلاصه متن هر جلسه ارو با دقت و تفکر بخونم و بنویسم بلکه از روی نوشته ی خودم با صدای خودم بخونم و ضبط کنم فایل تصویری و صوتی استاد روهم نگاه و گوش می کنم جمعا میشه پنج بار تمرین از هر جلسه و بعد نوشتن تمرین هر جلسه در قسمت دیدگاه هر جلسه نظرات دوستان رو هم مطالعهکنم واگر علتی از چاقی در نوشته هاشون دیدم که ممکنهدر چاقی منم نقش داشته باشه یادداشت و روی خنثی کردنش کار کنم
کار مهمی که قصد دارم برای گرفتننتیجه انجام بدم اینه که تک تک دلایلی که برای چاقیم و ادامه دار شدنش نوشتم همه باید دونه به دونه به شکل منطقی در ذهنم رد وخط قرمز بکشم
چون هر کدوم به تنهایی مانع تناسب اندامم خواهند بود به شکل جدی
فکر می کنم اینجوری بتونم پیشرفت خوبی داشته باشم نتیجه ای هم در این چهل و چند روز گرفتم آرامش کم شدن ترسم از غذا و احساس سبکی و تا حدودی کم شدن وزنم دارم و این برام خیلی دلگرم کننده اس و عزممو جذم کنم برای ادامه راه تا حصول نتیجه ی نهایی …….انشا الله فردا دلنوشته چاقی خودمو براتون در همین قسمت جلسه اول می فرستم با آرزوی موفقیت ثروت سلامتی و شادکامی برای استاد خوبم و همراهان گرامی فعلا شب بر همه ی شما خوش ۳۰ مرداد ۱۳۹۹ ساعت ۲۳ و ۵۳ دقیقه
نشان های دریافت شده
سلام
من خانومی هستم ۵۲ ساله که از سال ۷۶ مستعد چاقی شدم قبل این اتفاق از سن ۲۰ سالگی تا سی سالگی بنا به تصورات و افکار غلط دچار رویای چاقی شدم
وزنم دو کیلو زیر حد استاندارد بود یعنی خیلی لاغر تا قبل بیست سالگی دو فرزند به دنیا آوردم و به دلیل زایمان و شیر دهی دچار اشکالات اندامی شدم
شنیده ها رو باور کردم که می گفتن اگهتغذیه ات خوب بشه استراحتت بیشتر بشه غصه نخوری و خودتو بزنی به بی خیالی چاق و توپول میشی این اشکالات برطرف میشه
با شوهرم تفاهم فکری و اخلاقی نداشتیم و خیلی رابطه ی تاسف باری داشتیم دایم دعوا حرص و جوش
دو تا بچه پشت هم دنیا اومدن و گرفتاریای خاصی که داشتن ومندست تنها
این بود که به مدت ۱۰ سال حتی نیمکیلوهموزنم اضاف نشد ومنهمچنان برای زیباتر شدن اندامم و مورد توجه قرار گرفتن از سوی همسرم رویای چاق شدن داشتم
من فکر می کنم بدنم روی تناسب برنامه ریزی خدایی داشت ولی من عجیب دلم می خواست به فرمچاقی تغییرش بدم
بدنم مقاومت می کرد
ولی من به شدت حسرت چاق شدن داشتم و تصویرشو توی ذهنم می ساختم
و بالاخره این اتفاق منحوس افتاد و مقاومت بدنم شکسته شد و روند چاقی در پیش گرفت