✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
سلام زهراهستم ۳۷ساله خداراشکرمیکنم که من رابه سوی مسیرلاغری باذهن هدایت کرد.من ازبدوتولدوزن ۵کیلو داشتم وتادوران راهنمایی این تپلی همراهم بودبرام مهم نبودتااینکه رفتم کلاس تکواندوویک دفعه قدکشیدم ولاغروخوش اندام شدم ودرسن ۱۶سالگی ازدواج کردم وتا حاملکی اول اندام خوبی داشتم وبعدازحاملگی وتوشیردهی وزنم اضافه ترشدوبازم انگاراون زمانها براهیچ کس زیادمهم نبودوبعداز۵سال توحاملگی دومم وزنم بیشتربالا رفت وبعدازاون رفتم توفکرلاغری وروش های زیادی راامتحان کردم یه دفعه تو۴۵روز۳۰کیلووزن کم کردم دوباره بازگشت یه سری دمنوش خوردم دوباره بازگشت یه سری توی ۴ماه ۳۵کیلووزن کردم خلاصه بارها وبارها مشکل معده روده مریضی اعصاب پیداکردم وافسردگی شدید ودوباره بازگشت وزن بیشترتااینکه سال ۹۹رژیم دکترکرمانی گرفتم وازوزن ۱۱۰به ۷۵رسیدم توسال ۱۴۰۰وطی یکسال وزنم بالا اومده دوباره ولی وزن نکردم وخیلی ناراحتم وحالا خداکمکم کردوتواین مسیرقرارم دادانشاالله که سربلندبیرون میام .
عوامل چاقی
ارثی
قرص اعصاب
تندغذاخوردن
ترس ازچاقی
اشتهای زیاد
پرخوری عصبی
سوخت وسازپایین(یبوست)
شایدبرااینکه هرروزبرنج میخورم
شایداینکه اگه گرسنه بمونم میمیرم
خوردن حالموخوب میکنه
حاملگی
به نام خداوند هدایت گرم
سلام خدمت استاد عزیز و همراهان همیشگی.
قبل از هر چیزی برای انگیزه بیشتر افرادی که به لطف و هدایت خداوند وارد این سایت میشون میخوام بگم لاغری با ذهن بهترین روش برای لاغریه ذهن ما بسیار توانمند است و به راحتی و با تغییر باور و فرمول های نادرست به راحتی میتوان به سلامت،لاغری ، ثروت رسید.من پریسا برای بار دوم شروع به تکرار ۱۲ جلسه رایگان کردم ام . من تقریباً از ۸ ابان شروع کردم و امروز ۳ دی ماه هست من در تی این یک ماه و چند روز به لطف خدا و استاد عزیز توانستم از ۷۸ کیلو به ۷۲ کیلو برسم که واقعا شگفت انگیز و مطمئن هستم ب زودی من نیز جزی از افرادی میشم که در این مسیر شگفتی خلق کرده اند.
چاقی در بدن من همانند ویروسی ناشناخته شکل گرفت .ویروسی که از اسم اشم ترس داشتم از کودکی تا چند ماه پیش . ترسی که با وجود تناسب اندام نیز همواره در من وجود داشت.
از کودکی باور های در من ب مرور زمان شکل گرفتن و ذره ذره در من رشد کردن و در اخر تناسب در من تبدیل به چاقی شد .
حالا این عوامل چاقی من چیا بودند:
۱_پرخوری😣
۲_کم تحرکی🙁
۳_نامزدی و ازدواج😕
۴_ول کردن باشگاه🏋🏼♀️
۵_ریزه خواری😧
و مهم ترین عامل چاقیم داشتن ترس از چاقی بود ترس از داشتن شکم و من دقیقاً در این مدت کم چه چاق شدم از ناحیه شکم بیشتر چاق شدم طوری که انگار چاقی من فقط در شکم من جمع شده .
ولی دیگه همه چی در زندگی من متفاوت هست من فردی کاملا ازاد هستم ازاد در خوردن پوشیدن . فردی با اعتماد بنفس کسی که در همه حال از خودش و جسم اش سپاسگزاره و خودشو دوست دارم.و هیچ ترسی از چاقی نداره🤗
لـآغـر آسـانـ تـریـنـ کـار دُنـیـآسـتـ
سلام به همه دوستان عزیزم
دلیل اینکه چرا چاق هستم
من در بچگی لاغر بودم جوری که خانوادم نگران بودن مادرم میگفت بردیم دکتر یه شربت داد دیگه تو اشتهات باز شد غذا زیاد خوردی
من از سن 16 سالگی شروع به چاق شدن کردم الان 23 سالمه من در اول دبیرستان که مدرسه ام عوض شد اون مدرسه از خونمون دور بود با سرویس میرفتم و میومدم خانوادم بهم میگفتن تو با سرویس میری و میای چاق میشی ها
این جمله رو باور کرده بودم که تحرکم کم بشه چاق میشم
بعدش یه مدت افسردگی گرفته بودم دیگه کلا خونه موندم باز چاق شدم خانوادم باز میگفتن اینقدر خونه نمون چاق میشی
بعد رفتم آرایشگاه کار کردم یکم تحرکم زیاد شد یکم لاغر شدم بعد 3 بار باشگاه رفتم تکواندو ، بدنسازی ، پیلاتس باز ول کردم چاق شدم
به خاطر حرف های بقیه میخواستم لاغر بشم همه تا منو میدیدن میگفتن چرا چاق شدی شکم داری فلان دمنوش رو بخور ورزش کن پیاده روی کن
در ذهن من این باور ها درست شده که ورزش سخت و پیاده روی و رژیم باعث لاغری میشن
این باور هم در ذهنم هست که افرادی که در بچگی لاغر بودن وقتی بزرگ میشن چاق میشن و افرادی که در بچگی چاق بودن وقتی بزرگ میشن لاغر میش
من تا پیش از آشنایی با این سایت فکر میکردم دلیل چاقی ام تحرک کمم و ورزش نکردنم و زیاد خودنم هست
خداروشاکرم که منو با سایت خوبتون آشنا کرد😍🌹
و خوشحالم که در مسیر لاغری هستم🤩😍
از شما هم سپاسگزارم استاد🌹🌹🌹
به نام خدای عشق
سلام به همه عزیزان
لاغر شدن در صورتی میتونه دائمی باشه که علت چاقی تشخیص داده بشه و بعد برطرفش کنیم. نه اینکه بخوایم نتیجه و تغییر بدیم.
چون نتیجه، تکرار افکار و رفتار و باورهای ماست.
مامانم غذا درست کرده بود و من که اولین نفر بودم که از اون غذا میخوردم گفتم: یکم شور شده.
گفت: شور؟! منکه به اندازه نمک ریختم.
منم به خوردن ادامه دادم و یکدفعه گفت اهاا حواسم نبوده و ۲بار نمک ریختم.
به هر حال ما نمیتونستیم کاری کنیم تا شوری غذا از بین بره. اما با فکر کردن به اینکه در زمان درست کردن غذا چه کاری انجام دادیم تونستیم علت شور شدن و تشخیص بدیم.
…..
اوایل که من تازه آشپزی یادگرفته بودم و خیلی ماهر نبودم تصمیم گرفتم حلوا درست کنم و ماه رمضان هم بود. رفتم دستور پختش و از اینترنت دراوردم و شروع کردم.
اول شربتش و درست کردم و آب و شکر و زعفران و گلاب ریختم. حالا هرچی هم میزدم شکراش حل نمیشد. با خودم میگفتم ای بابا اینا چرا حل نمیشه آبشم که جوشه. هی هم میزدم، هی هم میزدم، و اونطور که باید حل نشد.
به هرحال به کارم ادامه دادم و آرد و تفت دادم و شربت و ریختم و درست شد. خیلی خوشحال ریختم تو ظرف و منتظر موندم تا اذان.
اذان و که گفتن منم خیلی خوشحال یک قاشق بزرگ زدم تو حلوا و گذاشتم دهنم و اولین گاز و که زدم استپ کردم و چشام گرد شد. واااای نگم براتون که بدمزهترین حلوایی بود که تو دنیا درست شده بود. حالا چه طور بود؟ شور، شووووور شوووور، زهرماااار. وحشتنااااک بوووود. انقدر شور بود که تلخ شده بود. حتی الان که بهش فکر میکنم دلم ریش میشه.
بعد مامانم گفت منم با خودم گفتم که فاطمه چرا ظرف شکر و برنداشته. و بهم گفت که دونههای شکر بزرگترن.
منم موقع برداشتن ظرف شکر شک کرده بودم که کدومش شکره یا نمک. به هر حال اون موقع هم روزه بودم و هم کلا خوشم نمیاد که نمک یا شکر و مزه کنم.
از اون موقع که خیلی سال قبل بود حدود فکر کنم ۶ یا ۷ سال، دیگه فرق شکر و نمک و فهمیدم. و هر چیزی که خواستم درست کنم دیگه اشتباه نکردم.
این هم یعنی من علت کارم و تشخیص دادم و یاد گرفتم و دیگه هیچ وقت اون اشتباه و تکرار نکردم. نه تنها در حلوا بلکه در غذاهای دیگه.
خدایا شکرت
سلام خدای مهربونم
خدایا بینهایت سپاس که اشتیاق بودن در مسیر رو در دلم زنده نگه میداری
سلام استاد عزیزم و دوستان خوبم
گام اول رو شروع میکنم
ما همه از روشهای مختلف برای لاغر شدن استفاده کردیم و سختی های زیادی کشیدیم ولی نسبت به رنجی که متحمل میشدیم به نتیجه داعمی نمیرسیدیم و بعد از مدت زمانی حالا چند هفته ویا چند ماه بالاخره به حالت اول و چاقتر از اون هم میرسیدیم
ادم ها میتونن متناسب باشن اگه اطلاعات ذهنشونو تغییر بدن
ما در این مسیر دو موضوع داریم
۱-چرا ما چاقیم و چرا خیلی ها لاغرن
۲-باید از چه طریقی لاغر بشیم
مطمعنا همه ما به دنبال رسیدن به راه دومیم هر چی چاقیمون بیشتر باشه عجله ما برای رسیدن به تناسب بیشتره
ما در همه روشهای قبلی میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و برای همین موفق نشدیم و اگه تا حدی لاغر شدیم ولی دایمی نبود و باز چاقتر از قبل میشدیم
ما همیشه از کسایی راه کار گرفتیم و مشورت کردیم که خودشون در نهایت نتیجه نگرفتن و این کار فقط ما رو خسته کرد و خودمون رو ناتوان تر میدیدیم و به جایی که به اون راهکار شک کنیم با خودمون و تواناییمون شک میکردیم و هر دفه مایوس تر از گذشته بودیم
ما باید علت رو شناسایی کنیم تا به لاغری دائمی برسیم
خب علت چاقی من چی بود
من از بچگی چاق نبودم و تازه خیلی لاغر هم بودم ولی همش از مادرم میشنیدم که ما چاقی ارثی داریم خواهرم هم لاغر رود و به بلوغ که رسید چای شد و مامانم همیشه میگفت ببین خواهرت چقد قویه تو هم باید بخوری که قوی بشی و منم به بلوغ که رسیدم و به خودم اومدم دیدم چاق شدم و هم کلاسی هام بهم که میگفتن ناراحت میشدم و راهی بلد نبودم تنها راه که با ذهنم میومد کم خوردن و نخوردن و روزه گرفتن بود و ابن سختی ها گذشت تا به سن ازدواج رسیدم و همیشه شنیده بودم و دیده بودم که ازدواج باعث چاقی میشه و بعد بارداری و با قرار گرفتن در این شرایط چاقتر شدم وقتی رفتم سر کار همکارام گفتن از پشت میز نشینی چاق شدن و منم با این باور چاقتر شدم و بعد خوردن قرصهای هورمونی چون دکتر گفت احتمال ورم موقع خوردن است و من با این باور تا ۸۵ کیلو رسیدم
خدایا بینهایت سپاس که در این شرایط نموندم و لطفت رو شامل حال من کردی
خداوندا در این مسیر هدایت و حمایتم کن
در پناه خدا باشید
سلام وقت بخیر
دلایل چاق شدنم رو بهتون میگم
من بعد از ازدواجم روتین زندگیم عوض شد
به عنوان مثال ساعت غذا خوردن ، ساعت خوابیدنم تغییر کرد، نوع غذام عوض شد بیشتر غذاهای چرب و آماده و شیرین و نوشابه
که متاسفانه تمام این موارد باعث افزایش وزن ناگهانی من شد و همزمان باعث تنبلی تخمدان و بی نظمی پریود و عدم تعادل هورمونیشد که تمام اینها باعث افزایش وزن بیشترم شد
خیلی تلاش کردم اما هنوز به نتیجه نرسیدم
الان تنها امیدم اول خدا بعد تناسب ذهنی هست
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرم😊
من تازه با این سایت آشنا شدم و خیلی خوشحالم که به مسیر درست هدایت شدم خدارو هزار مرتبه شکر
خب منم میخام مث بقیه دلایل چاقیم رو بنویسم که خیلی بهم حس خوبی داد شناسایی کردن این دلایل
خب من در زمان کودکی متناسب بودم و فقط صورتم کمی تپل بود و وقتی هفت هشت سالم بود مامان بزرگم هی بهم میگفت که استخون بندی من درشته چون قدم از خواهر بزرگترم بلند تر شده بود هی بهم میگفتن تواستخون بندیت درشته
و بعد زن عموم بهم میگفت تو بزرگ بشی مث عمه ات میشی چون استخون بندی تومثاون درشته منم چون کوچک بودم خیلی توجه نمیکردم به حرفش ولی این حرف یه گوشه ذهنم هک شده بود که بزرگ بشم مث عمم میشم
و بعد این ماجرا ها وقتی ده یازده سالم بود از این و اون میشنیدم که دخترا به سن بلوغ برسن چاق میشن چون بدن شون حساس میشه و خواهرم که سه سال ازمن بزرگتر بود یهو شروع کرد به چاق شدن و منم باورم شد که رسیدن به سن بلوغ آدمد چاق میکنه ووقتی چهرده سالم بود علاقه شدیدی به خوردن شیرینی پیدا کردم و هرروز کیک و شکلات کی خریدم و میخوردم تا یک ماه همینجوری ادامه دادم که دیدم یکم تپل شدم ولی راضی بودم چون دیگه اندامم به صورتم یکی شده بود ولی توخونواده همش بهم میگفتن وای چقدر چاق شدی(البته چون تو خونواده ما همه متناسبه و من تنها فرد چاقم) ولی من به حرف شون توجه نمیکردم چون خودم مشکلی نداشتم ولی بعد ها کم کم لباسام برام تنگ میشد و دیگه از اضافه وزنم خوشم نمیومد چون هرروز بیشتر میشد ولی نمیتونستم جلوی خودمو بگیرم و هی درحال خوردن بودم
و تا الان که هجده سالمه هنوز این اضافه با منه تو این چهار سال خیلی تلاش کردم رژیم گرفتم ورزش کردم خیلی خوب هم نتیجه گرفتم ولی برام نموند و دوباره چاق شدم و من تا بیشترین وزنی ک تجربه کردم تا هفتاد و چهار کیلو گرم بوده که البته تو ماه رمضون نمیدونم چی شد یازده کیلو کم کردم و شدم شست و سه کیلو ولی بعد رمضون دوباره شدم هفتاد و هنوز همونم و اصلا وزنم تغیری نکرده
و خیلی خوشحالم که با این سایت آشنا شدم و میتونم این چاقی رو برای همیشه رد کنم بره (البته یک ماه پیش با این سایت آشنا و تو این مدت فقط دنبال دلایل چاقیم بودم چون من اولش فکر می کردم چون زیاد غذا میخورم و تحرکم کمه چاقم ولی وقتی نظرات دوستان رو خوندم هر روز متوجه دلایل بیشتری شدم و الان اینجام که این مسیر زیبا رو شروع کنم)
من خیلی جاها بخاطر اضافه وزنم تحقیر شدم خیلی جاها دلم شکسته ولی به روم نیاوردم و الکی خندیم خیلی ها منومسخره کرده ولی ادامه دادم و تصلیم نشدم تا خدا منو به این سایت هدایت کرد و خیلی خوشحالم که میتونم از راه که صد در صد نتیجه بخشه به رویام برسم
و دلایل چاقی من :
به عمم رفتم برا همین چاقم
استخون بندی من درشته
چون به سن بلوغ رسیدم چاق شدم
نزاج من سرده برا همین چاقم
چاقی خوشکلی میاره لاغر بشی زشت میشی
خوردن غذای زیاد منو چاق کرده
چون تحرکندارم چاق شدم
سوخت و ساز بدنم پایینه
ریزه خواری منو چاق کرده
سخت بودن لاغری تو ذهنم
چرا من چاق ام
تقریبا یه سال پیش یکم حس چاقی در ناحیه شکم حس میکردم. وزن خوبی داشتم اندام مناسب بدون اضافه وزن اما همش پیش خودم میگفتم من از شکم چاقم من شکم دارم شکم شکم فکر هر روزم شده بود شکم خلاصه بعد یک ماه بلخرع رفتم باشگاه برای لاغر کردن شکمم میرفتم تمیرن می امدم خونه میخوردم میخواییدم تقریبا یه ماه این کارو انجام دادم بعد ادامه ندادم چون زیاد چاق نبودم زیاد توجه ای ب خوردنم وزنم نداشتم ازادانه غذا میخورم و افسوس شکمم و میخوردم چرا من شکم دارم تا ب خودم امدم دیدم وزنم رفته بالا تی ۸ ماه تقریبا ۲۶ کیلو وزن اضافه کردم هیچ لباسی اندازم نمیشد بازم بدنم برام مهم نبود فقط شکمم گفتم اینطوری نمیشه باشگاه باز یه ماه رفتم باشگاه ولی نتونستم ادامه بدم دمنوش خوردم یکم سایز کم کردم وزنم ولی تکون هم نخورد دوباره بعد چند مدت برگشتم ب حالت قبل دیگه کلا از رژیم و ورزش بدم امده بود از هیکم از شکمی که دارم فقط میخوردم و تحرک خیلی کمی هم دارم در روز جمع کل نهایت من ۳ ساعت سر پا باشم کارم شده بود خوردن و خوابیدن و افسوس خوردن پس دلایل چاقی من پرخوری کم تحرکی فکر کردن زیاد درباره چاقی که اصلا نداشتم.ولی من باور دارم من این بار موفق میشم و اون چاقی که خودم اجازه دادم شکل بگیره رو از بدنم همون شکلی که وارد کردم خارج میکنم ذهن من قوی تر از هر چیزی هست من میتونم همون طور که چاق شدم لاغر بشم لاغری و چاقی من در دست خود من است من میتونم هر زمان که بخوام چاق بشم بدون کوچک ترین زحمتی پس میتونم برعکس اونم انجام بدم چون من از قدرت ذهنی بالای برخوردارم پس من ب کمک توانایی ذهنی خودم همان گونه که میتوانم چاق بشم لاغر میشم چون لاغری راحت تر از چاقی است
شروع اضافه وزن من از بعد بارداری بود . حدود دو سه سال پیش …شاید دلایلش به نظرم اینا باشه…
میگفتن سر بارداری احتمالا چاق میشی…
کیک و آبمیوه زیادی خوردم…
شبها بیدار میشدم و غذا میخوردم و با شکم پر میخوابیدم
میگفتن باید اندازه دونفر بخوری تا بچه ات رشد کنه
به خاطر استراحت مطلق بودن تحرکم خیلی کم شد
آمپول های ضد سقط
داروهای تقویتی زیاد
استرس زیاد در بارداری
بعد از زایمان هم به این دلایل نتونستم لاغر بشم
همه میگفتن لاغر شدن خیلی سخته
استرس و باور لاغر نشدن
ضعف بدن و عدم تحرک
پرخوری عصبی
افسردگی و اضطراب بالا
به نام خداوند جان و خرد 🤍
سلااااام😊
امیدوارم تک تک لحظه هاتون غرق در خوشبختی باشه🥰
به لطف خدای مهربان منم وارد مسیر زیبای لاغری شدم
مسیر زیبایی که از اول خلقتم باید حسش میکردم ولی به طور اشتباه مسیر ،اشتباه چاقی رو انتخاب کردم
مسیری که کلی حس بد برام داشت
کلی گریه برام داشت
کلی حرف شنیدن و مسخره شدن برام داشت
مسیری که باعث شد از کلی لذت ها دور بمونم
لذت راحت غذا خوردن
لذت لباس های رنگ رنگی و چین دار پوشیدن
لذت عرض اندام کردن تو مجالس
این مسیر منو به سمتی کشوند که دلم میخواست مریض بشم تا لاغر بشم
این مسیر منو به سمتی کشوند که از خدای خودم گِله میکردم که چرا منو چاق آفریده
گریه میکردمو به مامانم میگفتم چرا منو چاق به دنیا آورده…
هر چی فکر میکنم مسیر چاقی یک بار هم حس و حال خوب برام نیاورده
پس چرا خودم و ذهنم انقد روش مقاومت داریم؟
چرا مسیری رو که ایمان کامل داریم که فقط حال بده همش دنبال میکنیم؟
ولی بازم نکات مثبت قضیه رو نگاه میکنم🙃
من با طی کردن این مسیر چاقی و وارد شدن به مسیر لاغری حس ها و تجربه ای را خواهم داشت که یه فرد متناسب هیچ وقت تجربه اش نخواهد کرد💪💪💪🌟🌟🌟💪💪💪
انقد تلاش میکنم که یه مسیر با کلی لذت برای خودم بسازم
یه مسیر مفرح و پر از نشاط
بریم که شروع کنیم مسیر زیبای لاغری رو👇
دلایل چاقی من👈اولیش این که خدا منو چاق آفریده
دوم مادرم منو چاق به دنیا آورده
سوم ارثی
چهارم همه خانواده ما درشت هستن
پنجم استخون بندی من درشته
ششم زن تپل قشنگ تره
این شش تا دلیل ،دلیل عمده و بزرگ چاقی من هستن
دلایل کوچک تر مثل👇
کم تحرکی
زیاد غذا خوردن
من آب هم بخورم چاق میشم
دفع نکردن غذا و تبدیل شدنش به چربی
هم از دلایل چاقی من هستن
تو دل این سوال بری کلی دلیل داری مثل اینکه تپل باشی لباس تو تنت قشنگ تره
میخوای شوهر کنی ،باید تپل باشی تا شوهرت ازت خوشش بیاد
صدتا دلیل مثل این دلایل که شاید الان خنده دار بیاد و بگی نه این چه حرفیه
ولی همه اینا تو ناخودآگاه ما ثبت شده و داره کاره خودشو میکنه
ولی بازم خداروشکر که مسیر درست رو پیدا کردیم و توش قدم برداشتیم
که به لطف خدا به هدف نهایی خودمون میرسیم چون لاغری آسان ترین کار دنیا هستش🥰😍🥰
میخواهم
میتوانم
میشود