✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


❤به نام او که نامش آرام بخش دلهاست ❤
سلام به استاد عزیز و دوستان خوب سایت تناسب فکری
من تا ۲۷ سالگی که رفتم دانشگاه ۴۸ کیلو وزن داشتم، ورزش رزمی کار می کردم و زمانی که دانشگاه رفتم به خاطر درس و دانشگاه و چون شهر دیگه ای بودم ورزش رو رها کردم و تو فضای خوابگاه بی وقت غذا خوردن و یا نخوردن و یا زیادی خوردن، مثلاً ۲ روز هیچی نمی خوردم یا ی روز ساعت ۱۲ شب تازه شام درست می کردیم و ۲ و ۳ نیمه شب می خوردیم ببین چی میشه 😁😁😁 خلاصه تو این ۲/۵ سالی که دانشجو بودم ۶الی ۷ کیلو وزن اضافه کردم.
دوست داشتم وزن کم کنم اما روز به روز اضافه میشد.😔😔😔
خیلی کارا باعث چاق شدنم شد:
استرس و نگرانی،شرایط خوابگاه و بچه ها،اختلافهای خانوادگی،اعصاب خوردیها،بدهی،کار،اختلالات هورمونی،فشارهای عصبی در محل کار و خانه،بی حالی،بی حوصلگی،انجام ندادن کارها یعنی نصفه رها شدن،به موقع غذا نخوردن،خوب نجویدن غذا،سردی و گرمی کردن خوراکیها،طب سنتی و طب شیمیایی کردن،تنها زندگی کردن در خوابگاه و دردسرهای آن،استفاده نکردن از همه مواد غذایی،تند تند غذا خوردن،با ولع غذا خوردن،از روی سیری غذا خوردن،موقع غذا درست کردن ناخنک زدن،از بیکاری غذا خوردن،باورهای نادرست،می دونم اشتباهه و ضرر داره می خورم و بعد خودم رو سرزنش می کنم چرا خوردم،ارثی بودن،گرسنگی عاطفی،حسرت خوردن برای اندامهای متناسب،قند و چایی زیاد خوردن،مدام گفتم و فکر کردن به چاقی،گفتن اطرافیان که چاق شدی،گفتن به دیگران که چاق شدن،مدام تکرار و تکرار و باورهای نادرست و زود به نتیجه رسیدن،تکرا من چاقم،عدم اعتماد به نفس و عزت نفس،نه گفتن به غذا،قدرت ذهنی،کم خوردن آب،ترس و…
یکی دو بار رژیم ی هفته ای گرفتم به دلیل عجول بودن رها کردم.
یک دوره ۲۸ روزه رژیم طب سنتی، کاهش وزن ۵ کیلو
و تمامی اینها طی چندین سال و هر روز اضافه شدن وزن که از سال ۸۵ که ۴۸ کیلو بودم و الان ۴۰ ساله هستم و سال ۹۹ که ۷۶ کیلو هستم، از بعد از دانشگاه سالیانه اضافه وزن پیدا کردم تا رسیدم به وزن ۷۶
مطمئنم به امید خدای مهربان و کمک شما استاد عزیز به وزن دلخواهم همان ۴۸کیلو می رسم.🌹🌹🌹🌸🌸🌸🌹🌹🌹
به امید روزهای زیبا و شاد و متناسب شدن
بهترینها را از صمیم قلب برای شما استاد عزیز و دوستان سایت تناسب فکری آرزومندم.❤❤❤🌹🌹🌹
خدایا شکرت به خاطر اینکه تو این سایت زیبا هستم.❤❤❤
خدایا شکرت که روز به روز متناسب تر میشم.❤❤❤
سلام استاد عزیز
ممنون و سپاسگزارم از انرژی خوب و گرمتون🌹🌹🌹🙏🙏🙏
سلام دوست عزیز چه عکس پرو فایل زیبایی داری عجیب به آدم حس آرامش میده تبریک به خاطر انتخاب همچین عکس پروفایلی🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
😍😍😍😍به نااااااااااااامِ خداااااااااااایِ وهااااااااااااب😍😍😍😍
سلااااااااااااام سلاااااااااااااام
استادِ عزیز و دوستانِ عزیز منم مثلِ اکثریتِ شما میخوام از مسیرِ چاق بودن به مسیرِ لاغر شدن و تناسبِ اندام و آرامشِ درون برم.
الان که شروع کردم به تایپ کردن،ذهنم خیلی مقاومت داره و من خیلی باهاش کلنجار رفتم و خداروششششکر تونستم شروع کنم به تایپ کنم.
استادِ عزیز من تا حدودی با قانونِ جهان آشنا هستم.اما نمیدونم چرا انقدرررر مقاومت دارم و باورم نمیشه که بتونم راحت لاغر بشم.
اما یه حسی بهم میگه که شاید شد،شاید تونستی…..
جلسه ی اول: چرا چاق شدم؟
منم مثلِ خیلی از شما دلایلِ زیادی دارم واسه چاق شدنم….
نمیتونم جلویِ خوردنم رو بگیرم…… خیلی تند تند غذا میخورم….. خوردن رو دوست دارم،پس شاید این یکی از دلایلِ چاقیم باشه….. تحرک ندارم…… توو خونوادم افرادِ چاق وجود دارن….. شاید چیزهایِ مقوی و مخصوص نمیخورم و چیزهایی میخورم که منو چاق میکنه….. از بچگی و بدوِ تولد چاق بودم….. دورانِ مدرسه کلا لاغر بودم….. بعد از ازدواجم چاق شدم….. و و و
الان که دارم دلایلم رو تایپ میکنم و به لاغر شدن فکر میکنم،ذهنم همه ش میگه هه،حتما، عمرا لاغر نمیشی….
اما سعی میکنم که بهش توجه نکنم و تا آخر تایپ کنم.
ممنونم که دیدگاهم رو میخونین و ممنون میشم که توو این مسیرِ عااالی کمکم کنین تا هدایت بشم و به هدفم برسم.
امروز ۲۵ مرداد ۱۳۹۹
🥳🥳🥳
سلام وقت بخیر خدمت استاد محترم و بقیه دوستان
من علت اصلی چاقی خودم و بی توجهی به غذا خوردنم میدونم در حین غذا خوردن هیچ توجهی ندارم بعداز اینکه غذام ، تموم میشه تازه متوجه میشم چقدر خوردم گاهی تصمیم میگیرم آگاهانه لقمه هام رو بجوم و با لذت غذامو بخورم ، باور کنید انقدر لذت میبرم از طعم غذام وواقعا خیلی کمتر غذا میخورم و زودتر هم سیر میشم وحس سبکی خوبی دارم ولی نمیدونم چرا ادامه نمیدم و از این حالت خارج میشم و دوباره به رفتار قبلم ناآگاهانه برمیگردم .برای یه مدتی همه چیز و رها میکنم و با حس گناه از این بی توجهی دوباره برنامه رو از سر میگیرم.
من از ۹سالگی توپل شدم از اونجایی که در خانواده ای به دنیا آمدم که بجز پدرم و یکی از بچه ها همه چاق بودن و انقدر شنیده بودم که شما تو ارثتون چاقی هست و تلاشتون بی نتیجه هست ناخوداگاه منتظر چاقی بودم .با اینکه رژیمهای مختلف و گرفتم ولی نتایج تماما موقتی بود.
امیدوارم با آموزش های شما به یک نتیجه دائمی برسم .
سلام من فاطمه۲۱سالمه،ازموقعی که خودمو شناختم ازبقیه بچه های دورواطرافم تپل تر بودم،همیشه موردتمسخر قرار میگرفتم تومدرسه ویاهرجای دیگه،خیلی موقع هامنو به خاطر هیکلم تو جمع راه نمیدادن یا کاری بهم نمیدادم که گروهی انجام بدیم که میگفتن چون چاقی اینکارو نمیتونی بکنی یا فلان کارو نمیتونی بکنی،ازاون موقع به بعدسرخورده وبااعتمادبه نفس پایین روبه روشدم.ومثل بقیه دوستانی که نوشتن من هم ازجمع دوری میکردم.من حتی از طرف پدرم هم مورد تمسخر قرارمیگرفتم ومنو سوار موتورش نمیکرد میگفت فنرهای موتور خراب میشه ازبس سنگینی(۱۲۱کیلو بودم).بااینکه استعدادهای زیادی داشتم وهوش بالایی داشتم ودرسم از بچه های دیگه تو مدرسه عالی تر بودهمیشه تو همه مراحل تحصیلم،ولی یه ضعف بزرگ داشتم اونم چاقی که هیچ موقع نذاشت من برای این چیزا وچیزای دیگه شاکرخداباشم و لذت ببرم وازته دل خوشحال باشم،مخصوصا موقع مهمانی ها ومسافرت و خرید و…
من بچه بودم وتاالان که بزرگ شدم از یک بیماری رنج میبرم که باعث میشه من داروهای کرتون وهورمونی استفاده کنم وهمه ی خانوادم دلیل اولیه چاقی من رو این چیز میدونن،بعدهم که مشکل کم کاری تیروئید ومیگرن برام پیش اومد توسن خیلی کم،که همه دکتر ها میگفتن به خاطر استرس و اعصابه و غم و غصه پنهان هستش که مادرم میگفت اره دکتر از بس که غصه چاقیشو میخوره و واقعا هم همینطور بود،تمامی راه هارو انجام دادم برای لاغری،انواع رژیم وقرص وورزش انجام دادم ولی چون مقطعی و کم جواب میداد بیشتر افسرده وخسته و ناامیدمیشدم،تااینکه به فکر پیکرتراشی افتادم و انجام دادم وچون قرار بودنامزدکنم خودمو مجبوربه این کار میدونستم بااینکه همسرم هیچ مشکلی نداشت و الان هم نداره،خلاصه انجام دادم و چه زجری تجربه کردم، ونامزدیم عقب افتادو باز بعد مدتی چاق شدم وشدم۱۱۸کیلو وعمل بی فایده شدونشد اون لباس دلخواه رو بپوشم،بعدش دوباره رژیم گرفتم واز۱۱۸ رسیدم۱۱۰که عقد کردم وباز هم اون چیزی که میخواستم بپوشم نتونستم بپوشم و اصلا لذت نبردم از عشقی که بهش رسیدم و تمام غصه میخوردم و فیلم عکسارو نگاه نمیکردم و الان هم نمیکنم و نذاشتم کسی ببینه،تااینکه باز رزیم گرفتم واندفه شدم ۸۹ کیلو که بدنم استاپ کردومریض شدم از رزیم های سرسختی که گرفتم و باز ول کردم رژیمو چون بدنم دیگه نمیکشید و باز رسیدم به۱۰۶کیلو که بیشتر موقع هایی که باید ازدوران نامزدی لذت میبردم،ازبیرون رفتن ها ومهمانی ها ولی نبردم،خیلی غم انگیزه! که ماه پیش بودکه تصمیم گرفتم برم عمل معده و پیکرتراشی دوباره انجام بدم که دوستم شمارو بهم معرفی کردکه خودش با راهکارهای شما لاغرشده بود.از ماه پیش تا دوروز پیش زیاد جدی نگرفتم ولی دوروز پیش برای بارسوم که ویس اول رو گوش کردم،یه حس عالیی گرفتم و باخودم عهدکردم همه رو گوش بدم وقدم قدم پیش برم باشما وتمرین هارو انجام بدم.ومطمئن شدم که باشما به رویای لاغری میرسم و عروسیم رو اونجوریی میگذرونم که دوست دارم،
دلایلی که فکر میکنم باعث چاقیم شده:
۱ داروهای هورمونی ۲ کم کاری تیروئید ۳ استرس واعصاب که منجربه پرخوری عصبی میشه ۴ لدت بردن از غذاو عاشق امتحان کردن غذاهای جدیدم ۵ غذا یکی از تفریحات هیجان انگیزمه ۶ خوردن بیش ازحد که حتی وقتی سیرم باز ادامه میدم
۷عاشق تنقلات وشیرینی و…. ۸ هرلحظه دوست دارم دهنم بجنبه ۹ دیرخوابیدن ۱۰ بی تحرکی ۱۱ ورزش نکردن ۱۳ خوردن غذاهای روغنی و سرخ کردنی ۱۴ خوردن فسفود ۱۵ زیاد رستوران رفتن ۱۶ همراهی کردن همه توخوردن ۱۷ گاهی جبران تمامی تنش هام غذا خوردنه ۱۸ منع کردن و رژیم های زیاد که باعث شده همش ولع داشته باشم یه جورایی عقده خوردن ۱۹ فکر های منفی که همش من
هرچی میخورم چاق میشم وحتی اب هم میخورم چاق میشم.این بود انشای من از چاقی
سلام و وقت بخیر خدمت شما.من فکرمیکنم دلایل چاق شدنم اینا باشه:با عشق غذا خوردن- لقمه های گنده خوردن- عاشق همه نوع غذام سنتی فست فود فرقی نداره هرچی باشه میخورم-عاشق نون و برنجم و حجم زیاد میخورم اما بعدش افسرده و نگران میشم- دیر سیر میشم- از چاق شدن میترسم- دیگه علاقه ندارم رژیم بگیرم خسته شدم- با کوچکترین هیجان میرم سروقت غذا- فکرمیکنم غذا آرومم میکنه عین یه دارو- تفریحیه برام با جوییدن انگار حرصم خالی میشه- آب هم کم میخورم
ولی امید دارم اینجا حتما لاغر میشم چون قانون جذب هم کار میکنم و به قدرت ذهن ایمان دارم
من از سن بلوغ شروع به ۰اقی کردم ارث چاقی دارم خورده خوری میکنم مواد غذایی نشاسته ای میخورم بعد از زایمانها چاق شدم بعد دچار کم کاری تیروئید شدم پرخوری عصبی و عاطفی دارم وقتی در جمع هستم همراه دیگران به خوردن ادامه میدم بی آنکه گرسنه باشم وقتی غذایی آماده باشه و در دسترسم باشه مثلا روی میز هربار که رد میشم ناخنک میزنم
سلام من ۲۱ سالمه و دوران کودکی من لاغر بودم و فکر میکنم استخوان بندی من حتی ریز است من در سن ۱۶ ۱۷ یا ۱۸ سالگی کمی به وزنم اضافه شد ولی با این وجود فکر میکنم وزنم متناسب بود من قدم حدود ۱۶۸ است و در اون دوران شاید حدود ۵۷ ۵۸ کیلو بودم به نظرم اون موقع متناسب بودم ولی تا اینکه اواخر ۱۸ سالگی از ایران رفتم و بعد از ۴۰ روز رفتنم از ایران پدرم فوت شد پس از اون من هورمن بدنم بهم ریخت و فکر میکنم پر خوری عصبی داشتم و روز به روز چاق تر شدم تا اینکه یه روز به خودم اومدم دیدم ۷۰ کیلو ام و همیشه سعی کردم بعدش لاغر شم اما واقعا نتونستم من در طول ۲ سال و نیم حدود ۱۰ ال ۱۳ کیلو چاق شدم و برای من بدنی بد فرم درست شد ! الان امیدوارم توسط کنترل ذهن به وزن متعادل گذشته برگردم 🙂
به نام خدا
من از زمانی که یادم میاد بچه تپلی بودم و همیشه اضافه وزن داشتم و چاق بودم
چیزی که همیشه روحمو آزرده کرده و اعتماد به نفس و شخصیت منو تحت الشعاع قرار داده از جمع همیشه گریزونم و دلم نمیخواد کسی رو ببینم خیلی سخته که همش نگاههای تحقیر آمیز و ترحم آمیز و تمسخر آمیز و تحمل کنی
تا هر کی بهت میرسه به خاطر خودت شروع به نصیحت میکنه که چیزی جز تخریب نداره
من بینهایت به شکلات و بستنی وشیرینی علاقه دارم و نمیتونم مقابل شون طاقت بیارم تا حد خفگی باید بخورم متاسفم بعدش با عذاب وجدان درگیرم که چرا خوردم
خورده خوری میکنم مثلا موقع چشیدن غذا یه بشقاب میخورم هله هوله می خورم تند تند غذا میخورم با لقمه های گنده
میدونم اشتباهن ولی ادامه میدم و بعدش عذاب میکشم
بخاطر کمر درد تحرکم خیلی پایینه
خوابم مرتب نیست شبا دیر میخوابم روزا دیر بیدار میشم
یه سری مشکلات روحی برام پیش اومد که باعث پرخوری بیشترم شد
به فست فودم علاقه دارم
ژنتیکی هم چاقی داریم
روحیه داغون داغون دیگه انگار امید آخرم اینجاست
امیدوارم بشه اونچه که سی و اندی ساله که برام رویا و آرزو شده چیزی که بخاطرش بارها و بارها تلاش کردم از راههای مختلف استفاده کردم
انواع و اقسام رژیم های لاغری همه مدل
ورزش
گوشواره لاغری
شلوارک لاغری
دکتر تغذیه
داروهای لاغری
امبدینگ
بدنسازی
دستگاهای لاغری
پیاده روی
رویای تناسب اندام!
امیدوارم یکروزی اینجا بنویسم که منم به تناسب اندام رسیدم و موفق شدم
به نام خداوند هستی بخش
سلام من هم به تازگی و به لطف خدا با این سایت آشنا شدم ۳۱ سالمه خانم هستم به نظر من دلایل چاقی من پرخوری باشه من هیچ علاقه ای به شیرینی جات ندارم فقط در مقابل نهار و شام یه خورده زیاده روی میکنم از زمانی که یادم میاد با خودم میگم وای انقد زیاد میخوری چاق میشی جالبه که من زود سیر میشم ولی بیشتر برای مزه غذا و تفریح غذا رو ادامه میدم فک میکنم علت من برای اضافه وزن پر خوری باشه نه ارثی گیبینم دلیلشو نه تحرک بیشتر و بیشتر فکر میکنم اگه زیاد بخورم چاق میشم با رژیم به وزن ۵۸ که ایده الم بود رسیدم ولی دوباره با ۱ سال و نیم رها کردن رژیم و حسابی راحت خوردن و پر خوری شدم ۸۰ کیلو امیدوارم بتونم با این روش به اندام دلخواهم برسم و ثابت بمونه البته این رو هم بگم موقعی که ۵۸ شده بودم همه حتی همسرم میگفتن خوب نیس اینجوری و لاغری بهت نمیاد خونواده مم همینو میگفتن تقریبا بی انگیزه شدم و هییچ لذتی از لاغری م نبردم مدام جلوی اینه بودم و ناراحت ازینکه چرا شکمم تخت نشد و به جاش پاهام اینقد ناجور لاغر شد خیلی احساس بدی داشتم از لاغری م همینطور که الان احساس بدی دارم از چاقی م همه ش فکر میکردم که چه اشتباهی کردم رژیم گرفتم و اخرش اینقد بد شدم
سلام آقای عطارروشن
با آرزوی سلامتی خدمت شما
منم مثل اکثر دوستان از بچگی با مشکل اضافه وزن روبه رو بودم. البته چون واقعا عاشق خوردن بودم و هستم اصلا برام مهم نبود. نه فقط من که کل خانواده ی منم با این موضوع مشکلی نداشتن.
کم کم که بزرگتر شدم تقریبا به خاطر این موضوع اعتماد بفسم بشدت پایین بود ،به طوریکه اصلا روم نمیشد برم دانشگاه یا جایی بخوام صحبت کنم چون از اینکه جلب نظر کنم به شدت بیزار بودم.
این مسئله تا شاغل شدنم ادامه داشت فکر میکنم در ۲۰ سالگی که به اجبار مادرم پامو از خونه به قصد اجتماعی شدن و شاغل شدن گذاشتم بیرون ۱۰۳ کیلو بودم که کم کم به خاطر فعالیت بالایی که محل کارم داشت وزنم پایین اومد و به ۹۳ گاها ۹۲ رسیدم
بازم این ماندگار نبود درصورتیکه من مدام درحال رژیم و رعایت بودم تا اینکه با آقایی آشنا شدم تو اون زمان ۸۵ کیلو بودم ولی همین که احساس آرامش از طرف مقابلم پیدا کردم باز هم وزنم به صورت فوق نور بالا رفت و این سری به ۱۱۰ رسیدم
خودن من همیشگیه دقیقا مثل صحبتهایی که کردین
ناراحت میشم میخورم
عصبی میشم میخورم
استرس دارم خوشحالم و….
در هر صورت خوردن برای من همیشه اولویت بوده ولی بخاطر رژیمهای سخت و دوره های تاقت فرسا خودمو کنترل میکردم
یعنی میتونم به جد بگم از ۲۰ سالگی تا الان که ۳۱ ساله هستم مدام رژیم بودم ولی خسته چون اصلا نمیتونستم نگه دارم وزنمو تا دلتوت بخوااااااااد انواع قرصهارو استفاده میکردم
تا جایی که ۳ سال پیش به خاطر اصرار بیش از حدم راهی اتاق عمل شدم و عمل اسلیو انجام دادم
بعد از اون فکر کردم دیگه رها شدم از چاقی خیلی عالی بود
جوری که واقعا هیچ آرزویی نداشتم برای اولین بار وزنم به ۸۰ رسیده بود. دوران طلایی خوشبختی و کامیابیم بود
ولی اونم ماندگار نبود دقیقا ۱ سال بعد از عملم یعنی سال ۹۷ باردار شدم و دوباره همه چیز به هم ریخت درسته که زیاد اضافه وزن بارداری نداشتم و فقط ۹ کیلو اضافه کردم ولی بعد از زایمان دوباره سوار جت چاقی شدم و اومدم بالا الان که ۱۸ ماه از زایمانم میگذره شدم یک مادر ۳۱ ساله با وزن ۱۰۰ کیلو و روحیه ای خراب.
با اینکه شرایط شغلی عالی دارم و در ازدواجم موفق ولی هیچ وقت نتونستم از چاقی رها بشم.
امیدوارم بتونم روش لاغری با ذهنو به عنوان آخرین راهکار انجام بدم و بعد از نجات از این زندان چاقی یه همسر و مادر شاد برای همسر و فرزندم بشم
سلام،وقتتون خوش.من ۳۹ سال دارم.وتا سن ۲۵سالگی و درواقع قبل از ازدواجم هرچیزی رو به هرمقدار که دلم میخواست میخوردم ولی اصلا اضافه وزن نداشتم،باقد۱۶۸ وزنم نهایتا میشد۶۱کیلوگرم.بعد از ازدواج در عرض۵ ماه چهارکیلو اضافه وزن پیداکردم ولی هنوزم ناراضی نبودم از این وضعیت.بعد از دو سه سال متوجه شدم که باتوجه به علاقه زیادم به غذا و شکلات و شیرینی هر سال تقریبا یکی دوکیلو به وزنم اضافه میشه،بار اول که ۶۹ کیلو شده بودم باشگاه رفتمو باتغذیه درست به اندام بسیار عالی رسیدم.ولی بعد از عمل آپاندیس نتونستم ورزشم رو ادامه بدم.دو سه سال بعد دوباره اضافه وزن پیداکردم واز طریق رژیم غذایی به اندام دلخواه رسیدم.و میدانستم که علت اضافه وزن و عدم تثبیت تناسب اندامم علاقه به غذا و شیرینی و شکلات و بستنی هست و بدون فکر و بدون توجه به ظرفیت بدنم میخورم همیشه و هروقت اینکارو میکنم منتظر اضافه وزنم هستم.خلاصه اینوضع یکباردیگه هم تکرارشد و من دوباره با رژیم و ورزش اصلاحش کردم،میدونستم یک چیزی این وسط مشکل داره که این اتفاق دایما تکرار میشه،بعد ازمدتی متوجه شدم که باید بر ذهنم و تغذیه م آگاهی داشته باشم وگرنه این اتفاق دو سه سال یکبار میفته و دوباره باید رژیم و ورزش درجهت لاغرشدن رو شروع کنم تا بتونم لباسهای قبلی رو بپوشم و از دیدن خودم در اینه خوشحال باشم. تقریبا چندماه بعد با سایت شما آشنا شدم و الان خیلی خوشحالم که بتونم از این روش نتیجه ماندگار بگیرم.