✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
گام اول
این دفعه که این فایل رو گوش دادم بیشتر به بزرگی کاری که استاد انجام دادند پی بردم .راهی که خودشان آن را طرح ریزی کردند با توجه به آموزشهایی که دیده بودند این روش رو در ایران وجهان به اسم خود ثبت کردند .
من تا الآن هیچ استادی از اساتید مطرح جهانی یاایرانی را ندیدم که لاغری با ذهن را تدریس کند واین مایه ی افتخار من هست که شاگرد استاد بزرگی چون استاد روشن هستم و درین راه قدم گذاشتم وبه لاغری با ذهن ایمان آوردم وبه خودم هم افتخار میکنم که لاغری با ذهن رو باور کردم ودرین راه استمرار دارم .
شاید الآن خیلی ها به این باور نرسند ولی بالاخره یک جایی یه روزی به این مسیر هدایت بشن و لاغری با ذهن روشروع کننن مثل همه ما که هدایت شدیم .
لاغری با ذهن یک روش زندگی به سبک افراد متناسب هست یک طرز فکر به شیوه ی افراد متناسب هست پس یک روش ماندگار ودائمی هست که باید آن را زندگی کرد.
من چاق شدم چون افکار و گفتار ورفتارم و احساسم در مسیر چاقی بود چون من چاقی رو زندگی کردم چون سالها افکار و گفتار و رفتار واحساس چاقی داشتم وتمام تمرکزم بر چاقیم بود تمام توجه هم بر احساسات منفی وجودم بود .
من اگر اغراق نکنم تا قبل از آشنایی با قانون جذب یک روز خوش در زندگیم ندیدم یعنی واقعا اصلا خوبی هاو اتفاقات خوبی که برای من می افتاد نمی دیدم چون بیشتر اتفاقات زندگیم پراز غم وغصه وترس بود
من تازه دارم معنای زندگی رو میفهمم معنای لذت بردن معنای عشق و ایمان را درک میکنم
و امیدوارم هیچ وقت یادم نرود از کجا به اینجا رسیدم واز خودم توقع بیجا نداشته باشم ومسیرم رو با عشق دنبال کنم وچشم از نقطه ی آخر بردارم
ممنونم استاد که نوری در تاریکی بودید و راه رو برای ما روشن کردین
واقعا فامیلیتون به معنای واقعی برازنده تون هست
شما روشنگر راه زندگی برای ما هستین .🌼🙏💙
سلام و وقت بخیر امروز اومدم منم نظراتمو راجع به اینکه چرا چاقم اینجا بنویسم تا شاید گرهی از این موضوع باز بشه تا اونجایی که یادمه از اول خیلی لاغر و به اصطلاح نی قلیون بودم تا اواخر راهنمایی بعد از اون یادمه که روند افزایش وزن من شروع شد مخصوصا بعد از ولیمه و مراسم شیرینی خورون از مکه برگشتن پدر و مادرماون موقع من خیلی میخوردم تو مهمونی انواع و اقسام میوه و شیرینی و غذا خیلی خیلی زیادهرچی فکر میکنم من اگه باور چاق کننده داشتم چرا تا اون موقع متناسب و حتی لاغر بودمچندین و چندسال گذشت و من انواع و اقسام رژیم رو گرفتم و باشگاه رفتم و مثل یویو تا یه ذره وزنم پایین میومد دوباره برمیگشت سرجاش حتی بیشتر از وزن کم شدهرسیدیم به دوران عقدم تا اونجایی که یادمه اون موقع حدودای 78کیلو بودم و به نظر خودم خیلی چاق نبودم ولی این ذهنیت تو وجود من بود که ماها بعد از عقد و ازدواج چاق میشیم و همونطوری هم شد من وزنم شدید رفت بالا دو ماه مونده به عروسیم رفتم باشگاه تا وزنم بیارم پایین و خیلی سفت و سخت ورزش میکردم چون لباس عروسی که به دلم بشینه نمیتونستم با اون سایز پیدا کنم حدودا 10 کیلویی کم کردم و همه خیلی تشویقم میکردن که الان خیلی خوب شدی و به 6ماه نکشید من دوباره 20کیلو افزایش وزن پیدا کردم و بعد از اون هرچی تلاش کردم دو کیلو کم کردم 3کیلو اضافه کردم و درنهایت با وزن 94 کیلو باردار شدم و دکترم خیلی استرس میداد که وزنت زیاد بالا نره و نهایت با وزن 104کیلو زایمان کردم دخترم که به دنیا اومد در عرض یکی دوماه وزن خوبی کم. کردم و تا 88 اومدم پایین ولی چه فایده که دوباره در عرض چند ماه برگشتم و الان دخترم سه سال و نیمه است و من همون 104کیلوی زمان زایمان هستم یکی اَز باورهایی که تازه بهش دقت کردم این بود که تا زمانیکه چاق نشده بودم قبلش خیلی لاغر بودم و توسط اطرافیان همیشه این موضوع به من گوشزد میشد و آزارم میداد شاید یکی از دلایل چاقی من همین موضوع بود یه موضوع دیگه اینکه هروقت خواستم اقدام کنم برای لاغری تمام عوامل دست به دست هم دادن تا من نتونم، همون روز میرفتم کیک یا شیرینی یا تنقلات میخریدم و با ولع بیشتری میخوردم و انگار همیشه یه صدایی درون من میگفت باید بخوری مخصوصا اگه شیرینی یا هله هوله ای تو خونه باشه من تا تهش رو در نیارم ول کنش نیستم میترسم از اینکه لاغر بشم و یکی دو سال دیگه اگه خواستم دوباره مادر بشم بازم اضافه وزن پیدا کنمچون استاد گفته بودن بیایم بنویسین اومدم نوشتم امیدوارم این سایت و مطالبش و راهنمایی های استاد کمکم کنه منم خلاص بشم از این درد چندین ساله حسرت به دل موندم منم لباس مورد علاقه ام رو بپوشم و بابت سایزم خجالت نکشم
سلام استاد عزیز من امروز روز اول ورود به سایت تناسب فکری هستم خواستم بگم منم خیلیها از اول چاق نبودم اصلا به چاقی فکر نمیکردم تاوقتی که به سن 16 سالگی رسیدم ورفتم سرکار شغلم طوری بودکه با نمای توده بدنی وکالری غذا ها بیشتر سرکار داشتم اوایل شروع بکارم توده بدنی من زیاد نبود اما. کمکم تر س از اضافه وزن پیدا کردن وچاقی من رو هدایت کرد به سوی چاق شدن هر روزبیشتر خودم وزن کردم نکته چاق بشم نکته bmiمن بیشتر بشه واین شد شروع چاقی من تا اینکه دیگه تو سن 23 سالگی که ازدواج کردم حتی لباس مناسب عروس تنم نمیشد خیلی چاق شدم کم کم از خودم متنفر شدم اعتماد به نفس نداشتم میترسیدم تو جمع فامیل شوهرم برم فکر میکردم همه به یه دید بدی به من نگاه میکنند چاقی شده بود معضلی برام تا اینکه تصمیم گرفتم یه کاری بکنمیکی از دوستام که به پزشک زنان رفته بود به او گفته بودن باید لاغر بشی تا باردار بشی منم برنامه رژیم اون رو گرفتم و شروع کردم رژیم گرفتن الحق که خوب هم وزن کم کردم خیلی خوشحال شدم تا ایکه باردار شدم وتو بارداری خیلی چاق شدم طوری که حتی بعد زایمان هم چیز زیادی کم نکردم از اینجا بود که دست بکار شدم به متخصص تغذیه رفتم تا وزن کم کنم اما چه فایده یکم وزن پایین میآمد دوباره برمیگشت الان حدودده یا 15 ساله که درگیرچاقی خودم هستم از خودم بدم میاد دوست ندارم تو عکسهای جمع دوستانه یا خانواده باشم همیشه ترس از چاق شدن بیشتر رو دارم شما گفتید دلایل چاقی خودتان را بگید من خیلی فکر کردم خیلی دنبال دلیل گشتم با خودم گفتم اگه ازخوردن باشه که کسانی رو میشناسم که چند برابر من غذا میخورن و اصلا هم چاق نمیشن واینکه اگر از کم تحرکی باشه که من تحرکم از خیلی هاکه لاغر هم هستن بیشتره پس چرا من چاقم واونها لاغر فقط یه چیز به من ثابت کرد که دلایل چاقی من نه از خوردن نه از کم تحرکی ونه از بیماری چون من هیچ بیماری ندارم الحمد لله که سالم هستم دلایل چاقی من فقط یه چیز میتونه باشه ترس از چاق شدن و زن کردن هرروزه خودم شناختن توده بدنی یا دانستن کاری غذا که باعث چاقی میشن والبته یه چیز دیگه هم هست که میگفتن استعداد چاقی دارم این شده بود ملکه ذهنم که من هرچی بخورم چاق میشم آبم که بخورم چاق میشم امیدوارم با ورد به این دوره که متمعنا دوره درستی هست در راه تناسب اندام به آن چه که میخوام برم ممنون از شما استاد عزیز
سلام خدمت استاد عزیز این مطلب رو خیلی دوست داشتم و خیلی خوب برداشت کردم باید خیلی بیشتر گوش کنم به امید بهتر درک کردن
سلام و درود
من تا الان حدود ۵ بارمثل داستان در مورد عوامل چاقی خودم نوشتم تو دفترم البته ، و بار آخر فقط لیست وار نوشتم از دیدن این همه عامل واقعا تعجب کردم والبته کمی ترسیدم !چون من از دوره آموزشی اصلی که گام به گام و طبقه بندی شده است ، نمی تونم استفاده کنم ، آیا می تونم با تلاش خودم و با هرآنچه از دورها ی رایگان دریافت میکنم این همه باور غلط رو درست کنم یا نه ؟
اما همه تلاشم رو خواهم کرد ….
و اماعواملی که من تو ذهنم برای چاقی خودم داشتم …
من از بچه گی مادرم رو میدیدم که با وجود کارهای زیاد خانه داری و مراقبت از ۵ فرزند و کارهای زیاد دیگه که از ۵صبح روزش آغاز میشد، همچنان چاقه ! و بارها شنیده بودم که پدرم و بقیه دلسوزانه بهش میگن که چاقیش ارثیه و کاری ازش برنمیاد و حتی آبم بخوره چاق میشه ! چون پدربزرگم دایی ها و خاله هام همه چاق بودن و تنها فرد متناسبشون از ۱۰ فرزند خاله کوچیکم بود که اونم متهم به مریضی میکردنش ! و نکته این بود که همه به من میگفتن توهم شبیه مادرتی در صورتی که من بچه کاملا متناسبی بودم ! ولی هر بار این ذهنیت سمی وارد ذهنم میشد که شبیه مادرتی ! و من با وجود متناسب بودن همیشه فکر میکردم قراره مثل مادرم بشم وچاقی هیچ درمانی نداره چون مادرمن با وجود همه کارها و زحمات و تحرک و کم خوری اینا چاقه ! تو دوره دبیرستان کم کم متوجه شدم یه چند کیلویی از دوستام چاق ترم و چون قد کوتاهی داشتم کاملا مشهود بود و از اون موقع شکنجه وزن کم کردن در من شکل گرفت ، شروع کردم به روزه داری های بدون سحری متناسب شدم ! تا دیپلم بعدش یهو شروع به چاق شدن با سیر صعودی داشتم و مثل همه چاق های دیگه همش در حال کم خوری و رژیم برای لاغری تا ازدواج با این روش ها و شکنجه ها خودمو لاغر نگه داشتم و اما بعد ازدواج ترکوندم بعدم متوجه تیرویید شدم ک یه متهم دیگه اضافه شد، مشکلاتم با همسرم و خانواده اش افسردگی ، بارداری و شیردهی ، کم تحرکی ، افسردگی بعد زایمان و داروهای افسردگی متهم های بعدی من بودن و البته از خوراکی های مثل برنج و قند وچیزهایی که علاقه داشتم و خواب خرابم و صبحانه نخوردن ، پرخوری عصبی و شب خوری هم غافل نشم ….
و اینطوری ۱۶ سال از زندگیم رو گذروندم سالهایی که با شکنجه رژیم ها و لاغر شدن های دوره ایی و کوتاه مدت گذشت !
و حالا که لیست عوامل چاقیم رو نگاه میکنم برام وحشتناکه که چطور میخوام این همه رو درست کنم و پاکسازی کنم ….
عواملی که سالها برام مثل سیاهی شب و روشنی روز واضح و مُبرهن بود!
عواملی که سالها تقصیر چاقی من و تمام حسرت هام رو به گردن داشتن !
ولی با خودم فکر میکنم ، یا بهتره بگم اینطور به خودم آرامش میدم که همین که خدا من رو به این راه هدایت کرده برام یه نشونه است و مطمئنم نتیجه میگیرم …
می دونم نیاز به تلاش چند برابری نسبت به شرکت کننده ها دارم و این کار رو میکنم ! با توکل به خدا و توجه و دقت به گفته های استادبزرگوارم..
با ارزوی بهترین ها
سلام و درود
خوشحالم در سرزمین لاغرها همراه ما هستید
بدون توجه به موانع ذهنی از محتوای آموزشی استفاده کنید هیچ مانعی برای لاغر شدن وجود ندارد
ضمنا
اگه انقدر که مطمئنی نمی تونی دوره های آموزشی رو خریداری کنی چون راهی براش سراغ نداری مطمئن باشی به لطف خدا این دوره ها را خریداری خواهی کرد می بینی که راهش جلو پات گذاشته می شه
موفق باشی
سلام استاد بزرگوار
چشم همونطور که گفتید بدون توجه به موانع فایل هارو با دقت و اشتیاق گوش میدم و هر بار مجدد تمارینش رو انجام میدم…….
درسته هیچ چیز ناممکنی نیست !
امیدم به خداست شایدم یه روز منم تونستم بخرم دوره رو 🌸
خیلی خوشحال شدم خودتون پاسخ دادید این واسم انرژی مضاعف شد …..
با آرزوی بهترین ها
نشان های دریافت شده
سلام
منم از روزی که توسایت بودم تا به الان که فعالیت میکنم همچنان درحال شناسایی علت چاقیم هستم کلی روتونستم پیدا کنم :
کم تحرکی وپشت میز نشینی
رفتن به باشگاه ورزشی
استخوان بندی درشت
بالا رفتن سن
شباهت به عمه هام
وضعیت مالی بهتر و چاق ترشدن
اتمام تحصیلات و دورشدن از استرس امتحانات
رفاه و آزادی بیشتر
نشان های دریافت شده
سلام برهمگی
من همیشه فکرمیکنم پشت میزنشینی واستراحت زیادوخوردن کیک وکلوچه وخوردن غذاهای مقوی وچربی باعث چاقی میشودوفکرمیکردم اگرکمی چاق ترشوم صورتم پف میکندوزیباتروقشنگ ترمیشوم
ب نام خداوند هادی وهدایتگر
سلام ب عزیزان متناسبم
مسیر لاغری ، مسیر لاغری از مسیر چاقی شروع میشود،
مسیر چاقی من از کجا شروع شد؟؟؟ده دوازده ساله بود ی دختر متناسب با اندام ظریف ک مدتی بود مدام از اطرافیان میشنید ک هر روز ک بزرگتر میشه شبیه مامانش وخونواده مادری میشه،از نظر بقیه من از شکل ظاهر شبیه مامان بودم ولی من در عالم بچگی مامانمو نگا میکرذم تپل بود،بعد مادر بزرگمو میدیدم ک پا درد اذیتش میکنه بخاطر چاقی وشکم بزرگ و فشار خون و کلی مشکلات چاقی اونوقتا مادر بزرگ مامانمم زنده بود واونم ی خانوم چاق ک به سختی وبا عصا راه میرف،من میرفتم جلو اینه خودمو نگا میکرذم از اندام هیچ شباهتی ب اونا نداشتم ولی چشای درشت عسلی صورت گرد و تمام اجرای صورتم مثل مامانم مامان بزرگم ومامان مامانبزرگم بود، بس یعنی منم قرار مثل اونا بشم ،مامانم میگف ماها معدمون بزرگه غذا زیاد میخوریم برا همون چاقیم ،سوخت وسازمون پایینه، هر کاری کنیم لاغر نمیشیم، نون چاقمون میکنه ،برنج ،سرخ کردنی ،شیرینیجات و ……. اونقدر امار غذاها بالا رفتع بود ک دیگه من باور کرده بودم ک ابم بخوریم ما اخرش پیشونی نوشتمون چاقیه ،و من هر لحظه خودمو ی فردچاق تصور میکردم و همیشه در عالم بچگی مگفتم هر چند خونواده مادری خوشگلن ولی کاش ب خونواده پدری میکشیدم حداقل هیچوق چاق نمیشدم ،من لاغر متناسب سال ب سال باورم قوی تر میشد ووزنم سنگین تر واطرافیان هم مدام تایید میکرذن ک اره شبیه تر میشی استخون بندیت درشته مثل اونا باید تو پر باشی وگرنه زشت دیده میشی الان بهتری چاق نیسی فقط تو پری و مدام از زیبایی های توپری و یه پر گوشت داشتن ومورد توجه جنس مخالف بود وادامه وادمه و ترس های من کاز همون اول بود وشدتش بیشتر میشد وتمام مدت من خودمو محدود میکرذم غذا باعث چاقیه بس ب هر لقمه ام با وحشت توجه میکردم ،کم تحرکی،نوع خاصی از غذاها ،و من مدام ویتامینای بدنم کمبود داشت بعد ب شدت از قرص ویتامین میترسیدم چرا ک اطرافیانم کسایی بودن ک قرصای ویتامین میخوردن و باور کرده بودن م ورم بدن وچاقی میاره ومنم باورم میشد اونقدر این باور در من قوی شده ک الان ک یکسال ونیم در دوره هستم باز مینرسم والان چن باری ک مجبور شدم قرصای مکمل ومویتامین بخورم حس چاقی داشتم در حالی ک میدونم هیچ عاملی. از بیرون نمیتونه منو چاق کنه و همه چیز از ذهن من شروع میشه ب خودم میگم ببین فاطمه زنداداشات حتی امپول های ویتامین ومکمل استفاده میکنه هر ماه کلی قرص ولی خیلی خیلی لاغره ،چرااا چون اون باور کرده ک نمیتونه چاق بشه باور کرده مثل اب خوردن لاغر میشه ،یعنی با کلی تلاش خودشو دو سه کیلو چاق میکنه بعد بدون اینکه متوجه بشه ۴_۵کیلو لاغر میشه و میگه بدن من نمیتونه چاق بشه، دوست صمیمیم بدون مکمل ها وقرص های ویتامین اصلا نمیتونه فعالیت کنه ولی تمام سالهایی ک میشناسمس متناسب بوده وتکون نخورده ،از ذهنم شروع شده چاقی بس باید از ذهنم لاغری رواغاز کنم براش با مهربانی وعطوفت تکرار کنم تکرار تکرار ،حتی جایی استرس گرف ترسید باید کنارش باشم وبهش نشون بدم ک اون باور از کجا اومده وتضادش چیه ، تمام زندگیم توجهم ب مقدار غذام بود چرا چون هزار بار شنیده بودم ک ماها زیاد غذا میخوریم ومعدمون بزرگع بس من ب زور جلو خوردنمو میگرفتم و از ی دختر اروم تبدیل میشدم ب ی ادم بی اعصاب بی حوصله ک مدام گلایه از وضعیتش وارثی ک از خونواده مادری بهش رسیده اونم چاقی ، در حالی ک پدر من هیچوق هیچ محدودیتی نداشت از هر چیز ک دلش میخواست میخورد ولی وقتی سیر میشد حتی ب اندازه ی دونه برنجم نمیتونس برداره،و همه ی تارفاتو رد میکرد هر چی ک بود براش مهم نبود در حالی ک مادرم بجز غذای خودش باقی مانده غذای بچه ها و ته قابلمه رودر میاورد و میگف ک معدمون بزرگه ، این روزا وقتی فک میکنم ک چرا سر سفره از بابام الگو برنمیداشتم چرا لاغری زندگی کردنو از اون یاد نمیگزفتم چرا توجه نمیکردم ،چون ذهن من باور کرده بود ک چون شبیه مادره نمیتونه مثل پدر باشه ومثل اون برخورد بکنه با موادغذایی،من تمام اون سالهایی ک در بیرون وب صورت فیزیکی دنبال روش های ناموفق لاغری بودم فقط کافی بود مراجعه کنم ب اصل وطبیعت خودم و باورهامو درست کنم ،من مدام ب زور و با فشار ب جسمم وزن کم میکردم و خیلی زود باز برمیگشتم ،و هر بار ک از روشی استقاده میکرذ کلی هم باورها مخرب و چاق کننده یاد میگرفتم وب ذهن میسپردم ،ک فلان غذارو فلان ساعت بخوری چاق میشی یا نخوری چاق میشی ،شام رونخور صبونه روب زور هم ک شده بخور ،تحرکت کمه،وقتایی ک باشگا میرفتم ک واویلا بود ،خانوما اینقد ما بین تمرینات از چاقی و لاغر نشدن و پدر دراومدن برا لاغری میحرفیدن ک باور میکردم تا اخر عمر سرنوشتمون همینه ،،تولدی دیگر از ذهن و با ورد ب سایت تناسب فکری برام اغاز شد فهمیدم باعث همه ی این شرایط ووضعیت جسمی وروحی و هر چی ک در زندگیم هست خودمم ،زمانی ک قبول کردم و باورم کردم ک همه چی از خودم شروع شده اروم اروم شروع کردم ب تغییر وایمان دارم ک وقتی در مسیر باشم و نگرش ها و باورهای لاغری رو یاد بگیرم تکرار کنم، ب خودم نشون بدم ،عمل کنم بدون اینکه سختی بکشم و حتی متوجه بشم بدنم ب سمت طبیعت خودش ک لاغری هست میره.
یاالمحیی ای زندگی بخش تورو با هر نفس سپاس میگویم برای این زندگی جدید و پر از امیدو سلامتی و تناسبم خداا جونم شکررررت
نشان های دریافت شده
من چرا چاقم ؟
علت چاقی من به نظرم خود کم بینی، عدم احساس لیاقت، عدم احساس خود ارزشی ،عدم احساس زیبایی اندام، نداشتن اعتماد به نفس ،عدم احساس فراوانی در جهان و باور کمبود ،
من دلایل زیادی دارم برای چاقی ترس از چاقی ترس از چاق تر شدن ترس از نگاه های دیگران ترس از حرفهای دیگران ترس از مسخره شدن ترس از تحقیر دیگران
ویک ترس شدید دیگه این که ترس از برگشت لاغری ترس از لاغر شدن ولی لاغر نماندن اینو تازه پیدا کردم خیلی به نظرم اذیتم میکنه ذهنم رو به درد میاره
میترسم لاغر بشم ولی لاغر نمونم خیلی وحشت دارم تا آخر عمر درگیر چاقی و عوارض آن باشم ترس از شکست ترس از نتیجه نگرفتن ترس از لاغر شدن و رها کردن مسیر و دوباره چاق شدن ترس از آینده ترس از فایل گوش ندادن وچاق وچاق تر شدن ترس از بیماری های چاقی
دلیل دیگه اینکه من پرخوری دارم باید غذام بازم کم بشه باید دیر گرسنه بشم پیام سیری رو رد میکنم چند لقمه اضافه می خورم .
غذا های مقوی و طبیعی زیاد می خورم .صبحانه اغلب غذای گرم میخورم .
خوب فایل گوش میدم ولی عمل نمیکنم یادگیری عالی ولی عمل کرد ضعیف چون همش فکر میکنم تو دوره هام پس چاق نمیشم زیاد بخورم هم به خاطر دوره استفاده کردن هضم میشه میره ذخیره نمیشه قدرت رو به دوره دادن
حرص وطمع زیاد همون باور کمبود میشه
دلیل دیگه باور نکردن توانایی و قدرت لاغری خودم
سخت بودن لاغری تو ذهنم
عجله داشتن برای لاغر شدن غصه چاقی رو خوردن حسرت لاغری داشتن
همش جلوی آینه بودن وچک کردن خود سایز کردن خود
احساس بد به اندام خود
عجله عجله عجله
تمرکز بر چاقی ناراحتی از چاقی خود
عدم تمرکز کافی بردوره فراز و نشیب زیاد
ناسپاسی به خاطر اندام خود در تمام طول چاقی خود ناراضی بودن از اندام خود ناشکری کردن دوست نداشتن خود گله شکایت از اندام وظاهر
کم کاری تیروئید استخوان بندی درشت
به نام خدای مهربان سلام من از اوایل شروع شدن نوجوانی اضافه وزنم شروع شد همیشه دیگران به من طعنه میزدن همیشه از جمع ها فراری بودم هر بار که از مادرم سوال میپرسیدم اضافه وزن من بخاطر چیه چرا من چاقم مثلا دختر خاله یا دختر عمه من لاغرن بیشتر مواقع میگه اونا ارثیشونه یا میگه تو چاق نیستی فقط استخون بندیت درشته که این نشانه سلامتیت هست و همیشه اینو میگه که اونایی که لاغرن ضعیفن تو قوی هستی یا مثلا میگه نگاه کن دختر عموت لاغره اما ی کوچولو شکم آورده پس بخاطر مواد غذایی هست چون مواد نگهدارنده دارن و این باعث شکم آوردن میشه پس ما مقصر چاقی نیستیم یا هر وقت که تلاش به رژیم گرفتن میکردم میگفت تلاش بیخود میکنی ما ارثی و خانوادگی چاقیم من هر وقت از غذام کم کردم لاغر که نشدم هیچ چاق هم شدم مادرم همیشه میگه تحرکت کمه من همسن تو بودم همش طناب میزدم میدوییم اصلا روی زمین بند نبودم و من این حرفشو اصلا درک نمیکنم من که همیشه باشگاه میرم روزانه ورزش میکنم مسیر طولانی مدرسه رو پیاده میرم و میام مگه تحرک چیه غیر از این؟ چرا اینو میگه هر بار که کسي اضافه وزنمو به رخم میکشه کلی عذاب میکشم هر بار که توی جمع ها و مهمانی ها میرم هی میخوان منو نصیحت کنن منو مسخره کنن و همین باعث میشه که من همش دنبال راه فرار از حضور در جمع باشم من فکر میکنم مهم ترین علت چاقی من پرخوری باشه مواد غذایی که نگهدارنده دارن و موجب اضافه وزن میشن در خانواده ما همه افراد خانواده اضافه وزن دارن پس ارث نقش مهمی در چاقی من داره من فکر میکنم متابولیسم (سوخت و ساز) بدنم پایینه برای همین چاقم
به امید متناسب شدن و رهایی از این همه فشار روانی من به این مسیر ادامه خواهم داد