این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱
✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسه بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) عمیقتر به دلایل ریشهای چاقی میپردازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
با سلام
داستان چاقی من
من از وقتی یادم میاد تپل بودم ، توی جمع دوستانم و خانواده همیشه یه حس معذبی دارم ،بیرون که میرم حس معذبی دارم
علت چاقی من علاقه زیادم به خوردن و خوردن زیاد و ورزش نکردن هست
نشان های دریافت شده
باسلام و خسته نباشید خدمت شما دوستان متناسبم من این دوره رو برای دومین بار شروع کردم
وانت علت چاقی من ! من از وقتی یادم میاد توپول بودم ومامانم همیشه بهم گوش زد میکرد که خوراکم از بقیه بیشتر ه به همین منوال بزرگ شدم وتوپولی و همراه خودم کشوندم ازدواج کردم دوبار زایمان کردم کم کاری تیروئید دارم وهمچنان مامان توپول دوتا بچه هستم جالب تر از همه اینه که من کلا ۲۵کیلو اضافه وزن دارم ولی توی ذهنم ۱۰۰ کیلو خودنمایی میکنه به امید تناسب اندام
نشان های دریافت شده
با سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیز
عوامل چاقی من: بدلیل عوامل ژنتیکی که خانواده ی مادرم چاقن که منم عین اونا هستم،من دوران بچگی خیلی مریض میشدم و مادرم بخاطره اینکه مریضم اینقد بهم غذا شیر عسل شیر موز شیر خرما از اینجور چیزا میداد تا بلاخره اشتهام باز شد و از اون موقع غذام خیلی زیاد شد تا الان که خیلی هم رژیم گرفتم برگشته سال 91 رژیم گرفتم البته با قرص 2ماهه 15کیلو کم کردم اما بعد از 6سال اونم برگشت من دلیل چاقیمو تو زیاد غذا شیرینی و زیاد اب خوردن میدونم و اینکه تحرک هم ندارم وقتی میرم باشگاه یا پیاده روی برمیگردم چنان گرسنم میشه که نمیتونم جلومو بگیرم شدیدا سردرد میگیرم و وقتی ام میخورم بدتر از قبل میشه انقد گفتم از فردا شروع میکنم و وقتی نشده نتونستم واقعا خسته شدم من تو دوره استاد شریفی عضو ام اونروز فایلارو گوش میدادم که گفتم برم گوگل سرچ کنم که ایا با قانون جذب میشه لاغر شد که با سایت شما اشنا شدم و خیلیی امیدوار شدم از خدای عزیز کمک میخوام که وانشاالله اینبار بتونم لاغر شم و به ارزوم برسم.
نشان های دریافت شده
عوامل چاقی:
1. لذت بردن بیش از حد از خوردن و این که خوردن رو خیلی خیلی دوست دارم و واقعا ازش لذت می برم و به نظرم خوردن و خوابیدن جزو لذت بخش ترین کارهای دنیاست.
2. فعالیت کم که تنبلی میکنم و ورزش نمیکنم و بازم میخورم و میخورم.
3. همه اطرافیانم چاق هستند و از اول که یادمه چاقی عادت و چیز عادی ای تو خونه ما بوده.
4. دسپخت خوشمزه اطرافیانم و دوباره برمی گرده به همون دلیل اول که لذت بردن از خوردنه.
5. ریزه خواری میان وعده های غذاییم.
6. و شاید اصلی ترین علت چاقی خودم رو بی ارادگی خودم میدونم که البته با فرمایشات آقای روشن این گفته درست نیست چرا که ذهنم رو از اول بد تربیت کردم.
7. یکی از عوامل دیگه میشه به موروثی بودن این امر و این که استعداد بدنم برای چاقی زیاده اشاره کرد، که اینم آقای روشن رد کردن ولی خب خیلی ها رو دیدیم که خیلی می خورن و اصلا چاق نمیشن ولی قطعا من جزو اون دسته نیستم.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
موضوع انشا: چرا من چاق شدم؟
من خانمی 28 ساله هستم با قد 150 و وزن 81 و البته متاهل و صاحب یک پسر 5 ساله
من حدودا از 12 سالگی شروع به چاق شدن کردم و دلیل آن سفر حج عمره پدر و مادرم بود که من پیش خانواده عموی خودم ماندم و از آنجایی که دستپخت زن عموی خودم رو خیلی دوست داشتم خیلی میخوردم و البته تازه از شر یک بیماری رها شده بودم که از آنجایی که بدن ضعیفی داشتم و مدام سرما می خوردم اصلا چاق نمیشدم و پس از درمان بیماری خود، به منزل عمویم رفته بودم، و مدام میخوردم و روز به روز به وزنم اضافه میشد و از آنجایی که خیلی کم بود داشتم تازه داشت جای کمبودهایم رو جبران می کرد تا حدودا 15 سالگی که دیگر داشت تبدیل به اضافه وزن میشدولی از آنجایی که همه خانواده اضافه وزن زیاد داشتند مخصوصا خواهرم که 1 سال از من کوچکتر بود و کاملا چاق بود، دیگر چاق شدن من به چشم کسی نمی آمد.
تا این که قبل از ازدواجم به وزن 68 رسیدم و برای عروسی خود کمی لاغر کردم (60) ولی باز هم عروس تپلی بودم.
موقع زایمان من وزن 81 داشتم که بعد از زایمان همان وزن باقی ماند و تا 3 سالگی پسرم خود را به وزن 70 رساندم ولی دوباره از آنجایی که دوباره قصد بارداری داشتم (و در فامیل خود فردی داشتیم که به دلیل رژیم قبل از بارداری دچار فقر فولیک اسید شده بود و کودکشان با مشکلات شدیدی به دنیا آمد) و در نتیجه احساس میکردم به تمام نیاز های بدنم باید پاسخگو باشم خوردم و خوردم تا امروز که وزن 81 کیلو را دارم و چاقی من مانع بارداریم میشود.
امیدوارم با این روش ذهنی بتوانم لاغر شوم به امید و کمک خدا
چرا که تا الان هر بار برای لاغر شدن رنج و درد زیادی را متحمل شده ام با ورزش های سنگین و رژیم های متفاوت و نخوردن قند و شکر و شام و ……………….. اندکی کم کردم و همان طور که آقای روشن فرمودند دوباره خیلی زود برگشته.
به امید آینده روشن با آقای عطار روشن
نشان های دریافت شده
موضوع انشاء: چرا من چاق هستم؟
من یه خانم 32 ساله و مجرد هستم. زمان بچگی، دختر تپلی بودم. خیلی چاق و چله نبودم، فقط توپُر بودم. زمان مدرسه هم وقتی ابتدایی بودم، مثل بچه های دیگه معمولی بودم. ولی از همون بچگی، خیلی پُرخور بودم و همیشه از غذا خوردن اعم از میوه، شیرینی، شکلات، غذا، آبمیوه، سبزیجات، هله هوله و کلاً از خوردن همه چیز لذت می بردم و تقریبا به اندازه 2 تا داداشم که ازم بزرگتر بودند، غذا می خوردم. خودم فکر می کنم یکی از دلایل اصلی چاقی ام، علاقه بسیار شدید به غذا و خوراکی ها و داشتنِ ولع خوردن هست.
از زمان راهنمایی هم یواش یواش چاق شدنم شروع شد و تا اونجایی که یادم میاد، همیشه از فعالیت بدنی و زنگ ورزش مدرسه بیزار بودم و هیچ وقت ورزش نمی کردم. تو عمرم هم هیچ رشته ورزشی رو دنبال نکردم. در واقع علت اصلی چاقی ام رو همون خوردن غذای زیاد و ورزش نکردن می دونم. (چون اصلا هر چی که از بچگی در مورد علت چاقی شنیدم و دیدم، این دو علت، یعنی پُرخوری و عدم ورزش بوده و خُب این رفته تو ناخودآگاهم و چون تکرار هم شده، به صورت باور دراومده).
تو دوره راهنمایی هم اضافه وزن داشتم ولی نه زیاد. تو دوران دبیرستان، یعنی بعد از 15 سالگی، دیگه چاق شدنم به طور جدی شروع شد و چون قدم هم کوتاهه و 1 مترو 52 سانتی متر هست، اضافه وزنم به شکل عدم تناسب اندام خودش رو نشون می داد. به اضافه اینکه بالاتنه ام هم خیلی چاق تر از پایین تنه ام بود.
وقتی وارد دانشگاه شدم و دوره لیسانس رو می گذروندم، نه سراغ رژیم بودم و نه سراغ ورزش. همیشه دوست داشتم اندام متناسب داشته باشم، ولی هیچ اقدامی در جهت اون نمی کردم. یه نکته رو هم ذکر کنم که من خیلی آدم خوابالویی هستم و خیلی زیاد می خوابم و بعد از ظهرها از خواب بیدار میشم که این رو هم یکی از علت های چاقی خودم می دونم. چون دیر از خواب بیدار میشم و بیشترِ روزم میره و به تَبَع اون، فعالیت بدنیم در طول روز کم میشه.
غذاهایی که مامانم می پزه، خیلی کم از روغن استفاده می کنه و تو خونه ی ما بیشتر از برنج، از نون استفاده میشه. کلا فکر می کنم استفاده غالب از نون و برنج و کمتر مصرف کردن سبزیجات هم یکی از علل چاقی ما ایرانی ها هست. ما اونقدری غذا می خوریم که سیرِ سیر بشیم و این درست نیست!
باعجله و تند غذا خوردن هم یکی دیگه از دلایل چاقی من هست. یه حدیثی از امام علی (ع) شنیده بودم که فرمودند: من به شما 4 نکته را توصیه می کنم که اگر رعایت کنید، به هیچ بیماری (اعم از معده و گوارشی) مبتلا نشوید:
1- تا زمانی که واقعا گرسنه نشدید، غذا نخورید.
2- غذاها را خیلی خوب و کامل بجویید.
3- درست یک لقمه مانده به سیر شدن، دست از غذا خوردن بکشید.
4- قبل از خوابیدن حتما معده خود را تخلیه کنید (به دستشویی بروید).
اگر واقعا این 4 نکته از کلام معصوم رو رعایت کنیم، چقدر سلامت می مونیم!
زمانی که کارم رو شروع کردم (سال 89)، کارمند بودم و خیلی هله هوله و بخصوص، کاکائو، به محل کارم می بردم و می خوردم. کلا امکان نداشت که من تو خیابون راه برم و یه عالمه خوراکی و هله هوله از بقالی و مغازه های مختلف نخرم و بیام خونه!
شاید باورتون نشه، من تو یه روز 20 تا بستنی می خوردم. ولی وزنم همون حدود 60 کیلو بود. یعنی با اینکه به طرز وحشتناکی زیاد می خوردم، اونقدری چاق نمی شدم. شاید یه دلیلش بدون ماشین رفتن به سرکار بود که با مترو می رفتم و یه کمی هم پیاده روی می کردم.
سال 91 به دلیلی، دچار افسردگی شدم و داروی اعصاب مصرف کردم. از طرفی، فعالیت فیزیکی هم نداشتم و غذا خوردنم خیلی خیلی بیشتر شد و تا سال 92 به وزن 75 کیلو رسیدم. سال 93 و 94 و 95 هم به خاطر مشکل افسردگی ام، سرکار نرفتم و وزنم روز به روز بیشتر میشد.
تا اینکه آذر ماه سال 95 رژیم گرفتم (از روی کتاب “معجزه ای برای چاق ها” از دکتر کرمانی) و در عرض 4 ماه، 11 کیلو کم کردم. خیلی احساس خوبی داشتم. ولی باز چون ولع خوردن همراهم بود و ورزش هم نمی کردم، سال 96 دوباره چاق شدم و رسیدم به 65 کیلو.
سه ماه اول سال 97، روزی یک ساعت پیاده روی کردم و کمتر غذاخوردن رو شروع کردم و تیرماه امسال رسیدم به 56 کیلو که مثل یه معجزه بود برام.
دوباره تابستون، بیماری افسردگی ام (به خاطر قطع کردن قرص هام) عود کرد و ورزش نکردم و غذا خوردنم زیاد شد تا امروز که 27 بهمن ماه سال 97 هست و من حدوداً 75 کیلو هستم و می خوام سال آینده برسم به 45 کیلو.
به نظر شما از طریق ذهنم می تونم 30 کیلو وزن کم کنم و سال دیگه بشم 45 کیلو؟
سپاسگزارم.
نشان های دریافت شده
سلام من از طریق YouTube با این روش آشنا شدم و خیلی برام جالب بود ولی یک سوال برام پیش اومده که شما میگین یعنی زمانی که ما حوس چیزی رو میکنیم و مغز ما دستور میده که اون رو بخوریم باید مانع اون بشیم و نخوریم درسته؟یا که من اشتباه متوجه شدم.
نشان های دریافت شده
با سلام .
من تا سن دانشگاه وزن متعادلی داشتم اما از همان کودکی فکر میکردم چاقم ، یعنی توهم چاقی داشتم و همیشه دنبال راهی برای لاغر تر شدن بودم و دقیقا نتیجه برعکس گرفتم . بارها و بارها رژیم گرفتم و بعد از مدتی وزن خیلی بیشتر برگشت. من دلایل چاقی خودم رو از موارد زیر میبینم.
1- کارمند هستم و صبح تا عصر پشت میز نشسته ام و اصلا تحرک ندارم.
2- هورمونهام به هم ریخته
3- معده ام بزرگ شده و غذای زیادی میخورم حتی بعد از سیر شدن دست از غذا نمیکشم .
4- غذا خوردن برام لذت بخشه و در واقع من با طعم ها تفریح میکنم.
5- با عجله غذا میخورم
6- شیرینی ها رو خیلی دوست دارم
7- همیشه فکر میکردم چاقم حتی وقتی که چاق نبودم
8- به موقع و به شکل مرتبی غذا نمیخورم
9- وقتی ناراحتم یا دارم به موضوعی فکر میکنم باید یک چیزی بخورم
10- حال تکون خوردن ندارم و کلا آدم کندی هستم .
11- از چاقی وحشت دارم
12- باور دارم که چاقی من ارثیه
نشان های دریافت شده
سلام من فریبا ۴۸ ساله هستم
همیشه خواهرهام می گن ورزش کن رژیم بگیر اینقدر شیرینی نخور و..
ولی من از ورزش خوشم نمی اد رژیم نمی تونم بگیرم و عاشق شیرینی هستم ولی پر خوری نمی کنم ۷۱ کیلو وزن من هست و سالبان دلم می خواد به وزن ۶۵ برسم علت چاقی من هم بعد از ازدواج به وجود اومد
طرز فکرم هم اینه من که می خوام در نهایت بمیرم چه ده کیلو بیشتر چه کمتر همین منو ملزم می کنه رژیم نگیرم اما دلم می خواد لاغر بشم
نشان های دریافت شده
سلام وقت بخیر
من لیدا هستم , در مورد موضوع انشاء شما خیلی فکر کردم , خیلی خیلی , دلیلی ندیدیم غیر از اینکه میخواستم توجه جلب کنم در بچگی غذا نمی خوردم در نهایت اینکه گرسنه بودم , استرس و بد بودن محیط همه و همه در روح و روانم تاثیر داشت زمانیکه کمی محیط برایم آرام شد گرسنگی به سراغم آمد و غذا خوردم , من از وزن 54 کیلو در سن 25 سالگی به 104 کیلو در سن 52 سالگی رسیده ام, از تمام مراحلی که شما نام بردید استفاده کردم برای کم کردن وزنم در سال 2012 حدودا 15 کیلو لاغر کردم اون زمان 86 کیلو بودم و به 71 رسیدم و به محض اینکه رژیمی که بسیار هم پول پایش خرج کردم دوباره به 92 رسیدم و دوباره رفتم 80 کیلو شدم و بعد از تمام شدن به 96 رسیدم دفعه آخر یک سال پیش بود که همان رژیم را گرفتم به 83 کیلو رسیدم و الان 104 کیلو هستم , و از این رژیمها میترسم برای بدنم و روحم , میدونم که مشکل در ذهن من هست , چون من از زمانی که 59 کیلو بودم رفتم با رژیم خودم را 54 کیلو رسیدم و از اون موقع وحشت چاقی من رو تحت فشار میگذاشت , من فکر میکنم دلیل چاقی من وحشت از چاقی بوده و همیشه فکر میکردم باید رژیم بگیرم , به همین دلیل مغزم غذاهایی رو که میخورم رو جمع میکنه