0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Tavassoli
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۵ ۱۲:۴۷
      مدت عضویت: 2470 روز
      امتیاز کاربر: 26378 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 600 کلمه

      سلام به استاد و دوستان عزیز
      ● فکر میکنید علل و عوامل چاقی شما چیست؟
      من از کودکی به واسطه شغل پدرم که کشاورز بود به همراه خانواده در باغ زندگی میکردیم و این باغ تنها منبع درآمدمون بود، باغمون خیلی بزرگ بود و کلی درخت داشتیم درختایی مثل: گردو، بادوم، انار، سیب، گلابی، آلوسیاه، آلوزرد، زردآلو، گوجه سبز و… 
      کلی هم صیفی جات توی باغمون کاشته بودیم مثل: خیار، گوجه، بادمجون، کدو، پیاز، کلم، فلفل و… 
      کلی هم سبزیجات خوردنی و خورشتی… که اکثر اینها برای فروش چیده و بسته بندی میشدند.
      همچنین گل چیدن (گل محمدی، نسترن، بیدمشک و…) و درو کردن (جو و گندم) هم داشتیم.
      به همین دلیل ما تمام وقت مشغول فعالیت در باغ بودیم و تحرک بسیار زیادی داشتیم و تا اول راهنمایی من کاملا متناسب بودم. اما از اول راهنمایی، کم کم خشکسالی ها شروع شد و کار کردن ما در باغ محدود به ماه اردیبهشت و خرداد شد و بقیه ماه های دیگه ما بیکار و خونه نشین شدیم و منم توی ماه های دیگه فقط به درس و مشقم میرسیدم و تنها تحرک من در 10 ماه دیگه سال، پیاده رفتن و برگشتن به مدرسه بود ( البته مدرسه ام خیلی از خونمون دور بود) و چون از اطرافیان زیاد شنیده بودم که بی تحرکی آدم رو چاق میکنه، منم چون 10 ماه از سال تحرک نداشتم منتظر اضافه وزن بودم و کم کم به اضافه وزن دچار شدم. اما اضافه وزنم زیاد نبود به دلیل همون پیاده رفتن و برگشتن به مدرسه دلم خوش بود که یه کم تحرک دارم. اما زمانی که پشت کنکوری شدم و تمام وقت خونه بودم دیگه اضافه وزنم به اوج خودش رسید.
      به نظرم پذیرفتن همین یک باور اشتباه (تحرک نداشتن) باعث اضافه وزن من شد😭😭 😭. 

      ● چه مشکلات و خاطراتی از چاقی خود دارید؟
      مشکلات چاقی که یکی دو تا نیست.

      مشکلاتی که من با چاقی داشتم :
      1. لباس رنگ شاد اندازه سایزم پیدا نمیشد و اکثرا لباس های تیره اندازم میشد.
      2. روم نمیشد توی مراسم ها (عزا، عروسی، جشن تولد، دورهمی و …) شرکت کنم.
      3. بیشتر از نیم ساعت نمیتونستم راه برم و بیشتر از این مدت به نفس نفس زدن میفتادم.
      4. توی مدرسه و دانشگاه بجای ورزش های پرتحرک (والیبال، بسکتبال، بدمینتون و…)، بیشتر ورزش های نشستنی انجام میدادم مثل شطرنج.
      5. از نگاه تحقیرآمیز دیگران خجالت میکشیدم.
      6. اعتماد به نفس رو ازم گرفته بود.
      7. منزوی شده بودم.
      8. خودم رو لایق هیچ موفقیتی نمیدونستم.

      خاطرات من از چاقی:
      خاطره که زیاد داشتم اما بدترین خاطره من به جشن فارغ التحصیلی ارشد دانشگاه تهران (۱۰تیر ۹۸) مربوط میشه که من به خاطر اضافه وزن خجالت میکشیدم توی اون مراسم شرکت کنم، چقدر دوست داشتم برم بالای سن و اون تندیس فارغ التحصیلی رو دریافت کنم. چقدر هم اتاقیام و هم کلاسیام بهم اصرار کردن که پاشو بیا مراسم، اگه به خاطر پولش هست ما پولش رو بهت میدیم (هزینه جشن ۷۰ تومن بود) از این حرف بچها خیلی سختم گذشت. بچها فک کرده بودن به خاطر هزینه اش من توی مراسم شرکت نکردم ولی اونا نمیدونستن که مشکل من اضافه وزنم هست. روم نمیشد جلوی اون همه دانشجوی متناسب من با اون وزنم برم مراسم و با اونا عکس بگیرم. اون روز من تنهای تنها توی خوابگاه موندم و همه رفتن سالن آمفی تئاتر دانشگاه برای مراسم فارغ التحصیلی. اون ۵ ساعتی که تنها توی خوابگاه بودم فقط داشتم به خودم بد و بیراه میگفتم و به خدا گله و شکایت میکردم که این چه سرنوشتی هست واسه من رقم زدی؟ چرا منو اینجوری خلق کردی؟ و… اینقدر گفتم و گریه کردم که خودم خسته شدم…

      خداروشکر دقیقا ۵ ماه بعد از این اتفاق (۱۲ آذر ۹۸) من با روش لاغری با ذهن آشنا شدم😊.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 2 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار اعظم قدمی
      اعظم قدمی
      ۱۴۰۰/۰۱/۰۴ ۰۴:۱۹
      امتیاز کاربر: 0

      نشان های دریافت شده

      شروع مسیر لاغری
      محتوای دیدگاه: 345 کلمه

      اعظم هستم متولد ۴۸ کودکی بسیار لاغر بودم طوری که خونواده میگفتن سنگ بزاریم داخل کوله پشتی که باد نبره ات تا ۱۶سالگی هیکل خوبی داشتم خیلی از غذاها رو دوست نداشتم بجای غذا تو‌نون بزارم نون تو غذا مثل کتلت املت و …میزارشتم اصلا نون دوست نداشتم برنج نمیخوردم کمی ته دیگ خورشتا مثل بامیه بادمجون ابگوشت و خیلی چیزا رو دوست نداشتم یه خواهر بزرگتر داشتم عاشق نون و غذا بود توی دوره جنگ ایران و‌عراق اومد و بیشتر با ما زندگی کرد حتی نون و سبزی رو با لذت میخورد کم کم اصرار کرد منم لقمه بگیرم و امتحان کنم و …کم کم اشتهام زیاد شد و شروع کردم به غذای مختلف خوردن و با لذت خوردن کم کم وزنم بالا رفت ولی خواهرم خیلی تغییر نمیکرد هر چقدر غذا میخورد خلاصه ذاعقه من عوض شد و همه غذایی میخوردم بعد ازدواج‌وزنم بالاتر رفت بعد بارداری بیشتر و زایمان بدتر تیروئید پر کار سمی گرفتم و روز بروز لاغتر تر شدم کلی دکتر و درمان تا یود رادیو اکتیو استفاده کردم به تشخیس پزشکم و تیروییدم کلا نابود و از بین رفت و ۲۳ساله قرص لوتیروکسین استفاده میکنم و حس کردم بیشتر چاق شدم و دیگه با رژیم هم خیلی کم نمیشه وزنم ولی همچنان سالی ده ماه رژیم بودم هیچوقت اونطور که خواستم نتونستم غذای مورد علاقه مو بخورم همیشه با ترس و لرز غذا و …میخورم امروز دنبال رژیم جدید و روش بهتری بودم که کم کردن وزن از طریق ذهن توجه مو جلب کرد و دنبال کردم و علاقه مندم امتحان کنم خیلی برام جالبه و اعتقاد دارم میشه دقیقا با ذهن همه کار غیر ممکن رو ممکن کرد چون قبلا با قانون جذب و ذهن اشنا شدم و تا حدودی پیگیر هستم و اعتقادم بیشتر شد که ما انسانهای توانمدی هستیم اگه قدرت ذهنمون رو کشف کنیم ممنون از دکتر که بفکر همنوعشون هستن و با این کار خیر خیلی ها رو به خواسته شون میرسونن و دل خوشحال میکنن با کمال احترام و قدردانی از دکتر و همه همکارانشون

      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار panahafshar0008870
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ ۰۸:۴۱
      مدت عضویت: 2525 روز
      امتیاز کاربر: 3118 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      درود دوستانم نسرینم😊مسیرم و پرقدرت از حسای خوب شروع کردم
      از مسیر چاقی شروع میکنم
      مثل همه شما من پرخوری و کم تحرکی بزرگترین عامل چاقی میدونم اینکه همه چیز میخورم و ناراحت میشم بعدش اینکه هیج تحرک ورزشی ندارم اینا منو چاق میکنن
      قبلا بهم میگفتن تو ب بابات رفتی چاقی
      ارتیع چاقیت چون حرص میخوری بیشتر چاق میشی تیرویید داری و منکه از عمد قرص برای پرکار شدن تیرویید میخورم و چقدر عذاب کشیدم واااای چه خودمو اذیت کردم
      اینکه همش دارم چیپس میخورم
      اینکه از بچگی خیلی هله هوله بخور بودم و تپل بودم و……..
      همش توی گوشم این حرفا بود
      حالا نشستم و کالبد شکافی کردم ببینم این دلیل ها واقعی هستن؟پس جرا فلانی مشابه منه ۶۰کیلو بیشتر نیست؟چرا فقط از بین ۶تا فرزند فقط من باید ب بابا ارث ببرم؟
      حالم خوبع که الان خطاهای خودمو کشف کردم و جوابای چندساله رو پیدا کردم
      قدم در این مسیر گذاشتم و ب خودم و اندامم فرصت و لذت میدم
      سپاس فراوان

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار mojgan05@gamli.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۲۰ ۱۷:۵۷
      مدت عضویت: 2071 روز
      امتیاز کاربر: 327 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 71 کلمه

      سلام استاد ودوستان با اراده فایل بار سوم گوش می دهم وهر بار مصصم تر میشم این راه ادامه بدم
      تا به تناسب اندام برسم
      تا بدنی سالم داشته باشم
      تا رابطه ام با بقیه بهتر بشم
      تا دیگه هر روز یه مشت قرص نخورم
      تادیگه زانو درد نداشته باشم
      تا بتونم لباسی دوستدارم بخرم
      تا با خدا رابطه بهتری داشته باشم
      به امید اینکه منم شگفتی دیگری در البوم شگفتی های استاد باشم ☺

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamkhazaie0000@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۸ ۰۲:۳۹
      مدت عضویت: 2119 روز
      امتیاز کاربر: 658 سطح ۲: کاربر متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیزو دوستان جان ،گام چهارم
      بهترین راه برای قرار گرفتن درمسیر لاغری شروع حرکت از مسیر چاقی هست ،برای رفع هر مشکل اول باید مشکل را حل کنیم ،پس برای رفع چاقی و لاغر شدن باید ابتدا دلیل چاقی را شنا سایی کنیم،چرا ما چاق هستیم ؟من از دوم راهنمایی استارت چاقی ام زده شد ی کوچولو چاق شده بودم و سال بعدش ک دیگه شکم پهلوم در امده بود و ب همون سال هم ب سن بلوغ رسیده بودم همه میگفتن ب خاطر رسیدن ب سن بلوغه بهت ساخته چاق شدی با این دلیل من چاق شدم و سال هایی بعدی ک هرسال از سال قبل چاق تر میشدم دلایل متفاوت میشد مثلا اینکه چاقیم ارثیه ب مامانم رفتم ب عمه هام رفتم ،بعد از ۱۸ سالگی ک ازدواج کردم ک همه میگفتن ک ازدواج کنی خیلی چاق تر میشی ک همین طورم شد و بعد از ۵ سال ک باردار شدم هم دوباره وزن زیادی اضافه کردم ک اینم دلیل کاملا موجهی بود ک دیگه باردار شده بودم وطبیعی بودچاق شدن بعداز بارداری برای من خلاصه داستان اینکه مث ی آدم کور و بیسواد هرچی رو دیدم وشنیدم باورکردم تا من شدام اینی ک آلان هستم و ان شاالله ک ب تناسب اندام دلخواهم میرسم .ان شاالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maydhqmy4@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۱۶:۲۹
      مدت عضویت: 2065 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 505 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز ودوستان،من ازوقتی بچه بودم تپل بودم اما وقتی راه افتادم کم کم لاغر شدم و حتی خیلی لاغر بودم بعد از اون دوباره وقتی 10 11 سالم بود باز چاق شدم فکر میکردم بخاطر ول کردن باشگاه ژیمناستیکی بود ک میرفتم اما بازم به مرور زمان تناسب اندام پیدا کردم همیشه میرقصیدم عاشق رقص بودم حتی تومهمونی تو ماشین مسافرت هرجا ک میشد میرقصیدم وهمه فامیل از هیکلم تعریف میکردن همه دوستام و یادمه همیشه زنداییم بهم میگفت ک دخترشو مجبور کنم یکاری کنم اونم مثل من برقصه وتحرک داشته باشه اخه اون خیلی چاق بود،ولی من بعد مدتی یکم رقصو ول کردم بخاطر درسام و یکم چاق شدم از سایز 38 به 40رسیدم چندماه بعدش توی 16سالگی نامزد کردم چشمتون روز بد نبینه کم کم چاقی اصلیم از اونجا شروع شد یادمه پدرشوهرم تو اوایل نامزدی برام لباس خریده بود اما چندماه بعد از عقدم اون لباس برام تنگ شد خیلی ناراحت بودم کم کم شروع کردم همه بهم میگفتن چاق شدی خودتو ول کردی هوای خودتو داشته باش دوروز دیگ باردار بشی میترکی ومن هی ناراحت تر میشدم،رفتم باشگاه ایروبیک مربی بهم برنامه غذایی داد ولی انچنان تاثیری نداشت نزدیک عید شد دیگ نرفتم چون نامزدم اومد دنبالم ک بریم خونشون واسه عید چون خونه هامون ازهم دور بود کل عید اونجا بودم بعدازعیدم بخاطر امتحان ودرس نرفتم باشگاه وشهریور اون سالم عروسیم بود من بازم لاغر شدم چون واسه کارای عروسی و جهیزیه خیلی سرم شلوغ بود موقع عروسیم بهتر شده بودم حتی بعدازعروسی ودیگه به لاغری فکر نکردم سرم گرم بود چون تازه عروس بودم واین مساله باعث شد بازم چاق بشم باز شروع کردم رژیم و ورزش رژیم ها و ورزش های سنگین بازم ول کردم خیلی سختم بود تا اینکه یکی از دوستام ی برنامه رو معرفی کرد کالری شماری و ورزش میکردم 8کیلو کم کردم اما بازم ول کردم،همش فکر میکنم چقد بی ارادم ک نمیتونم لاغر بشم همون دوستم با اون برنامه لاغر شد دوستای دیگم با روشای خودشون به هدفشون رسیدن ولی من نه دیگ خسته شدم واقعا همش فکر میکنم بخاطر چیپس و پفک و تنقلاته ک چاق میشم من شوهرم اوایل ازدواج بیشتر وقتا ناهار میومد ومیرفت باز شب میومد منم ک دیر بیدار میشدم من ادمی بودم که همیشه صبحونه میخوردم ولی چون باید ناهار اماده میکردم وقت صبحونه نداشتم و البته همسرم میگفت شام براش مهم نیست باشه یا نه ومنم راحت درست نمیکردم و کلا یه وعده غذا میخوردم وهروز ک همسرم میرفت رومبل مینشستم خوراکی هامو میاوردم باگوشی ور میرفتم یا تلویزیون میدیدم تخمه و نسکافه و پفک وچیپس و بستنی وهمیشه هم کیک و شیرینی درست میکردم و غذاهای فست فودی من فکر میکنم ک بخاطر اینها بخاطر دیر بیدارشدن کم تحرکی پرخوری ریزه خوری ازدواج تنهایی بی حوصلگی چون من از پدرومادرم دورم اونها کرج و من شمالم وهروقت حوصلم سرمیره فقط میخورم سایزم رسیده از 38به 46 یاحتی48 همه میگن چاق شدی خودتو جمع کن ولی هرکاری کردم موفق نشدم امیدوارم باروش شما بتونم لاغر شم ببخشید که سرتونو درد اوردم ممنون استاد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۵ ۱۵:۱۵
        مدت عضویت: 2117 روز
        امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 407 کلمه

        (شرح عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
        .
        سلام دوست عزیز..
        توی نوشتتون خواندم ک گفتید امیدواری ک باین روش بتونی لاغر بشی ،
        ببین عزیزم اگه باین دیدگاه بخای ادامه بدی متاسفانه اینجا هم نمیتونی نتیجه بگیری چرا؟؟چون نباید امیدوار باشید ، باید باور کنی .اونم ن باوری ک بخای زبونی بگی ک آره من باور کردم ..ک میتونم لاغر بشم ولی بی رمق باشی ، بی حوصله فایلها و گوش بدی
        شاید الان باناراحتی بهم بگی ن من علاقه دارم ، اشتیاق دارم فایلامو با حال و حس خوب گوش میدم ،،ولی وقتی ک نوشتی امیدواری یعنی هنوز ب اون درک نرسیدی ک اینجا چطوره ، فضاش چیه ،،اگ همچنان ب دیدگاه امیدوار ب این مسیر نگاه کنی .شما حتی نمیتونی انتظار لاغر شدن رو در خودتون ایجاد کنید ،اگ باین دیدگاه امیدواریتون ادامه بدید گریبان عجله کردن میشی و هروزی ک میگذره خودتو برانداز می‌کنی ومیگی من ک دارم فایلامو گوش میدم و میبینی ک تغییر نکردی و ب نتیجه میرسی ک این روشن بهت جواب نداد و میری سراغ عوامل بیرونی ورژیم غذایی وورزش،،،
        مسیر لاغری با ذهن رو باید قلبن باورش کنی عزیزم ،انقدری باور داشته باشی ب لاغر شدنت تواین مسیر ک اگر چاق هم شدی بهت گفتنم..اصلا ناراحت نشی ، کم نیااری .ادامه بدی استمرار داشته باشی.و حرف دیگران هم برات اهمیتی نداشته باشه..دیگران همیشه حرف برای گفتن دارن..چ اون موقع ک لاغر بودی ازت تعریف میکردن.چ الان ک چاقی و ی جوره دیگ ازت تعریف میکنن..و هروقت با اظهارنظر دیگران مواجهه شدی ک چاقتری،بگی عیبی نداره من ک تو مسیرم.. درسته الان چاقتر شدم اماازیه جایی متوقف میشه چون من در مسیر درستم….دوست عزیز شاید منظوری نداشتی ازین امیدوار بودن ،و اگر من ب اشتباه برداشت کردم ازت می‌خوام ببخشیم ..ولی اگر دیدگاهت اینه ک ب این روش هنوز اون باور و نداری ،،ک تنها روش صحیح و درست لاغر شدن مسیر لاغری با قدرته ذهن ..دوباره بشین با خودت خلوت کن .ببین چقدر ب بودنت تواین مسیر اطمینان داری…من این حرفا رو زدم ک با خودت دو دوتا چهارتا کنی ..ک ی وقت وقت بزاری و خدای نکرده نتیجه نگیری
        باورت و ب این مسیر قوی کن..مصمم باش…و بجای امیدواری صبر ،صبر ،صبر داشته باشه..وقتی ک باور و ایجاد کنی در ادامه مسیر و تحت آموزش اون باوری ک خودت بذرشو کاشتی با کمک فایل های اولیه استاد در ادامه آموزش محکم و قوی ترش می‌کنی.همه چی ب نگرش خودتون بستگی داره…ب امید موفقیت و باور قلبیتون ب این مسیر 😍 🙏 🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Salimeh
          ۱۳۹۹/۱۲/۲۰ ۰۲:۱۶
          مدت عضویت: 2167 روز
          امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

          نشان های دریافت شده

          نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
          نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
          محتوای دیدگاه: 3 کلمه

          عالییییییی بود عزیزم👏👏👏👏👌👌👌👌🌹🌹🌹

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Laleh
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۰۴:۳۵
      مدت عضویت: 2276 روز
      امتیاز کاربر: 4675 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 594 کلمه

      فایل “گام چهارم “:

      من نمیدونم تا حالا چند بار این فایل را دیده ام اما همانطور که یک هنرجو ی لاغری از استرالیا در تلگرام فایل صوتی گذاشته بودند، این فایلها حتی بعد از بارها تکرار هم، جذابیت خاصی دارد و باز دیدن و شنیدن انها خوشایند است. 

      من که خیلی احساس خوبی دارم چون داستان استاد با صداقت و رو راستی و بدون سانسور و شفاف است و استفاده از ان برای من بسیار کار مرا راحتتر کرده است.

      من از داستان ایشان ،تجربه شان و فایلهایشان استفاده میکنم و در حال لاغر شدنم. امروز موقع پیاده روی مرتب تصوير خودم را که در سن 18 سالگی با یک بلوز سفيد و شلوار لی متناسب و لاغر اندام بودم میدیدم.  

      احساس من موقع پیاده روی با فایل پیاده روی عالی است.
      این را میگویم برای دوستانی که تا حالا این فایل را تهیه نکرده اند چون من این فایل را برای خودم به عنوان کادو و هدیه تهیه کردم. هدیه ای که به خودم دادم فایل پیاده روی بود، چون خوب لاغر شدم و خواستم برای خودم ارزش بیشتری قائل شوم.

      میدونم حالت تبلیغ برای استاد است، ولی دوستان من استاد را مثل شما در سایت دیده ام و حتی اگر بخواهم نمیتوانم ایشان را ببینم، چون ساکن ایران نیستم ولی تاثیر این فایل برای پیاده روی شما مخصوصا ارتباط شما با خدا ،بسیار لذت بخش و تاثیر گذار است.

      من چون لذت زیادی از این فایل برده ام خواستم این تجربه زیبا را با شما که دنبال لذت سالم هستید به اشتراک بگذارم. 

      من عکسهای خودم را برای سایت ارسال کرده ام چون در عرض 6 ماه به خوبی بدون ورزش و رژیم به نظر خودم خوب لاغر شدم و تازه اول راهم و در کنار این دوره دوره پاکسازی را هم شروع کرده ام .

      تصویر لباس هایی که طی کمتر از شش ماه بودن در مسیر لاغری با ذهن در دو مرحله به دیگران بخشیدم

      اگر عاشق لاغری باشید حاضر نمیشوید که به هر لذتی دست بزنید. 
      من توی عمرم تا حالا به لذتهایی که برای خیلی ها لذت به حساب میاید دست نزده ام چون بدن من برای من کعبه است و روحم در ان قرار دارد.

       من با اینکه ساکن ایران نیستم ، به هیچ نوع نوشیدنی الکی یا حتی دخانیات لب نزده ام با اینکه وقتی کشور خودت را عوض میکنی خیلی بیشتر از کسانیکه در یک کشور خاصی همه عمرشان را زندگی میکنند باید اماده تغییرات باشی و مجبوری تغییر کنی، تغییراتی مثل زبان ، فرهنگ ، محیط زندگی ، دوری از وطن و هم وطن و خانواده و غیره. 

      من همیشه به پوچی لذتهایی که خانمانسوز است رسیده ام و رسیده بودم اما همیشه دنبال راه لاغری بودم که بالاخره پیدایش کردم و بابت ان به خودم افتخار میکنم. این لاغری به اضافه ان تیپ شخصیتی که من داشتم برای من بی نظیر بودن را به ارمغان اورده است ، مثل اینکه وجود من منتظر این دوره بوده وخداوند این دوره را سر راه من قرار داده چون من خواستم و ارزو کردم و خداوند این راه را سر راهم قرار داد. GPS من به سمت خدا روشن شده و من از مسیری صحیح به سمت او در حال حرکت هستم.

      خدایا از تو سپاس، بابت این زندگی زیبا. ایران خاک مقدسی دارد و من بسیار خوشحالم یک استاد عزیزی که ساکن ایران هستند منجی من و دیگر دوستانی هستند که ساکن کشورهای دیگر هستیم . تکنولوژی هر چند هم پیشرفت کند ، باز قدرتمند ترین نیرو ، نیروی ذهن ماست که خدا را شکر من با افتخار از یک هموطن به سطح اگاهی مورد نیاز برای دستیابی دوباره ام به لاغری و تناسب اندام دلخواهم میرسم.

      روز چهارشنبه 13 اسفند ماه سال 1399 شمسي

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Salimeh
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۹ ۱۰:۱۲
        مدت عضویت: 2167 روز
        امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 140 کلمه

        دوست عزیز و هم مسیرم سلام
        بابت تمام تغییرات جسمی و روحی بهتون تبریک میگم، شجاعت و جسارت و اراده و پشتکارتون قابل تحسین هست👏👏👏👏👌👌👌🌹🌹🌹
        تمام افرادی که نیاز به تغییر داشتند و علاوه بر نیاز،عاشق تغییر کردن هم بودند یجورایی توسط خداوند با این سایت و روش لاغری و استاد عزیز آشنا شدند، از روی نیاز خیلی افراد وارد این سایت و مسیر شدند و رفتند اما تنها کسانی که عاشق هستند و اعتماد و اطمینان دارند و باور دارند ادامه می دهند و در نهایت به نتیجه ی که از قبل وعده داده شد می رسند…
        برای شما چند برابر خوشحال شدم بدلیل اینکه در خارج از ایران و غربت به این لذت و شادی و تغییرات جسمی و روحی رسیدید
        ان شاءالله بزودی عکس هاتون رو در آلبوم شگفتی سازان سایت ببینیم😍
        با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان 🫀💪🧠

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار farideh.ganjoortehrani@yahoo.com
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۷ ۱۱:۵۷
        مدت عضویت: 2172 روز
        امتیاز کاربر: 5083 سطح ۳: کاربر پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 52 کلمه

        سلام لاله عزیز دوست همراهم به شما تبریک میگم برای شجاعتتون وباورهای زیباتون وتغییر ات شگفت انگیزتون ،بسیار زیبا از احساستون گفتید واز پیشرفتتون ،والبته از رهنمودهای عالی وبینظیر استاد دوست داشتنی ومهربانی که الحق بی نظیره وصفای روحشان به هرکدوم از ما کلا مسیر چگونه زیستن را می آموزد .موفق باشید

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
        ۱۳۹۹/۱۲/۱۴ ۲۱:۱۹
        مدت عضویت: 2117 روز
        امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 41 کلمه

        سلام دوست عزیز از تغییرات شما خیلی خوشحال شدم و خیلیییی بهتون تبریک میگم ..و از نوشتتون هم لذت بردم..شما الان برای خودتون شگفتی شدید .. انشاءالله در آینده ای تزدیک و نزدیکتر برای سایت استاد عزیزمون هم شگفتی ساز میشید..🙏😍🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Labkhande zemestan
          ۱۴۰۰/۰۱/۱۹ ۱۵:۴۳
          امتیاز کاربر: 0
          همیاری
          محتوای دیدگاه: 255 کلمه

          سلام دوست عزیز منم از خوندن دیدگاه شما لذت بردم مخصوصا از جایزه ای ک برا خودتون گرفتین 😍 من خودمم موقع خرید می‌کنم رسیدن ب آرزو ها پول پیرهنی ک قرار بود بخرمو دادم برای خرید می‌کنم و همون موقع ب خودم قول دادم ک  پیرهنی مثل اونو حتما برای خودم بعدا جایزه بخرم چون اونموقع فایلای لاغریو تناسب سایتو گوش میدادم  و همین قول و‌قرار با خودم کلی برام ذوق اورد و در ادامه ک من هم دوره های رسیدن ب آرزو ها و فایلا و‌لایوای سایتو گوش میدادم و درمسیر بود ی بار خیلی. اتفاقی پارچه  ای درست شبیه جنس طرح پیرهنی ک دوست داشتم رو دیدم و چون قیمتشم‌مناسب بود خریدم و ب حیاط آشنا دادم نزدیکای عید برام دوخت اونم چند سایز کوچیکتر از اندازه هایی ک قبل تو دفترش یاداش کرده بود ؛اونقدری برام جذاب ولذت بخش بود ک وصف نشدنیه هم  تونسته بودم دوره رو بخرم هم ب پیرهنی ک ب خودم قولشو داده بودم با سایز کوچیکتر و زیباتر رسیده بودم ک دوستام میگفتم این پیرهن تو تنت خیلی زیباتر از اونیه چن ماه قبل تو مغازه پرو کردی و‌اینها همه از لطف این مسیر زیبا است الان ک توی دیدگاه شما راجع به هدیه و‌جایزتون خوندم کلی خوشحال شدم براتون و گفتم منم از کادوی خودم ب خودم بنویسم اینجا 🥰و همینطور  منم طعم لذت بخش هدیه دادن لباس های سایز بزرگمو در اواخر سال گذشته داشتم و تجربه کردم و میدونم ک چقد تجربه شیرین و لذتبخشی هست بهتون تبریک میگم و آرزوی موفقیت های بیشتر براتون دارم 😘

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آهو خانم
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۱۵:۲۳
      مدت عضویت: 2585 روز
      امتیاز کاربر: 630 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 321 کلمه

      سلام به دوستانم و استاد مهربانم
      گام چهارم 1399/12/10
      انشای من درمورد روند چاقی ام : به یاددارم از وقتی که خوب و بد رو فهمیدم همه بهم میگفتن خیلی چاق شدی و باید لاغر بشی و رژیم بگیری ف در خانواده من عمه هایم چاق بودند و مدادم به من گوشزد میشد اگه رژیم نگیری مثه عمه ات میشیا
      عمه ام هم که بنده خدا بخاطر اضافه وزن زیاد نزدیک به 15 ساله گوشه نشین خونس
      خلاصه ترس توی وجودم اومد و پدرم مدام میگفتن حالا که تابستانه و مدرسه نمیری و کم تحرکی چاق میشی
      و من بر خلاف میلم رفتم کلاس بسکتبال و کل عصرای تابستون رو دویدم و البته کمی لاغر شدم
      یادمه زنموم میگف حتما چایی ات رو تلخ بخور و شکر و قند ممنوع
      خدای من چقدر فرمولهای احمقانه چاقی ای داشتم
      مدام باشگاه میرفتم و رژیم های مختلف میگرفتم و یکی دو کیلو کم میکردم و ادامش برام غیر ممکن شده بود
      دیگه کارم به جایی رسیده بود که خواهرم میگفت بابا تو داری تو روز یه وعده کوچیک غذا میخوری چرا همش میگی اگه بیشتر بخورم چاق میشم
      پسر مدیرمان در شرکت جلوی روی منه
      ایشون فوق العاده لاغره و معتقده که هر کاری هم میکنه چاق بشو نیس و میلیون ها تومان خرج کرده و چاق نشده
      همه چی میخوره و شاید هزار برابر من شیرینی و صبحانه های مقوی و ناهار های دلچسب و پر و هر شب هم که توی یه رستورانه
      خواهذم گفت اینو ببین همه چی میخوره حتی صد برابر تو اما اون چاق نمیشه
      چرا ؟
      و من کمی تکون خوردم بله ذهنش روی لاغریه
      میگه من چاق بشو نیستم و اینو فهمیدم و ذهنمم پذیرفتتش
      و من هم الان دارم روی ذهنم و فرمولهای ذهنیم کار میکنم که بفهمم و بپذیرم که من لاغرم و متناسب و هر کاری هم بکنم لاغر و متناسب میمونم
      من بسیار متناسب خواهم شد و بزودی عکسم در آلبوم شکفتی سازان قابل رویته
      با تشکر

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۱۲:۲۷
      مدت عضویت: 2092 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 680 کلمه

      بنام ایزد دانا. گام چهارم. ابتدا می خوام برداشتم را درباره فایل تصویری بنویسم با اجازه استاد عزیز. چاقی محصول ونتیجه ی عواملی هست که در دستگاه اصلی بدن یعنی مغز به وجود آماده است واین اختلال به خاطر مشکلی است که در دستگاه اصلی رخ داده ونتیجه آن محصولی به نام چاقی شده است. همه ما سالهاست با روش های مختلف فقط سعی کرده ایم محصول را تغییر دهیم در حالی که هر چه تلاش برای تغییر محصول صورت گرفته بی فایده بوده چون صورت مسعله یا همان دستگاه اصلی که مغز هست دوباره فرمان تولید محصول قبل را می دهد وما اگر بخواهیم تا آخر عمر محصولی متاسب باشیم باید مشکل دستگاه را حل کنیم. مسعله این است که چرا چاق شده ایم نه اینکه چگونه چاقی را از بین ببریم. داستان چاقی من. استاد عزیزم من این داستان را دوباره به طور مفصل در دفترم نوشتم حالا به طور خلاصه سعی می کنم بگم براتون. من در دوران کودکی چیزی که از مادرم واطرافیان شنیدم بسیار لاغر وضعیف بودم طوری که وقتی وول می خوردم از یقه لباسم می زدم بیرون از بس ریز بودم 😀چیزی که خودم از دوران ابتدایی یادمه همیشه بد غذا بودم ووقتی گرسنه از مدرسه می اومدم خونه همیشه سر اینکه من ابن غذا رو دوست ندارم دعوا می کردم من تمام طول دوران مدرسه بدون خوردن صبحانه مدرسه می رفتم وتو مدرسه هم معمولا چیزی نمی خوردم برای همین ظهر خیلی گرسنه می اومدم خونه برای اول راهنمایی خانواده تصمیم گرفتن منو بفرستن به شهر خوزستان تا خونه داییم که عمم زن داییمم می شد درس بخونم ما خودمون در شهر سرد سیر زندگی می کردیم وتغییر آب وهوای شدیدی را تجربه کردم کلا فضای مدرسه خونه همه چیز برای من جدید ونو بود خانواده من هیچ کدام چاق نبودن واصلا درکی از چاقی ولاغری نداشتم وخونه داییم واطرافیانشان برعکس ما زیاد اهمیت می دادن من طبق معمول بدون صبحانه به مدرسه می رفتم وتو مدرسه با پول تو جیبیم همیشه یه ساندویچ می خریدم چون تو مدرسه قبلیم اصلا بوفه ای نبود که بخواد ساندویچ داشته باشه این برام یه اتفاق جدید بود کم کم عادت کردم تو مدرسه هر روز یه ساندویچ کالباس بخورم ظهر هم می اومدم خونه اشتهای عمه وداییم رو که هر دو چاق بودن می دیدم ودوست داشتم مثل اونا لقمه بزرگ بگیرم دیگه بد غذاییم از بین رفت دیگه از بوی ماهی وبادمجون سر خ شده متنفر نبودم به خودم اومدم دیدم دارم مثل اونا از اول تا آخر غذا می خورم یادمه عید که شد عمم می خواست برام لباس عیدی بخره هرچی شلوار لی امتحان می کردم هیچ کدوم سایزم نمی شد ناچار شدم یه شلوار مشکلی زنانه بگیرم خیلی تو ذوقم خورد واونجا بود که فهمیدم خیلی بدنم تغییر کرده در طول این شش ماه از اول مهر تا فروردین من کلا شده بودم یه آدم دیگه تا بستون که برگشتم خانوادم منو نشناختن تا مدتها تو کل فامیل راجی تغییر من صحبت می شد البته هیچ کس نمی گفت بده که چاق شده همه می گفتن چقدر خوشکل شده چقدر سفید شده وتازه تو همون سن کم چندتا خواستگار پیدا شد برام با اینکه من سنم خیلی کم بود این جوری شد که چاقی برام عادی شد از بعد اون دیگه هی چاقتر شدم هر زمان از چاقی شکایت کردم همه دلایلی مثل اینکه چاقیت ارثیه یا تو خوش گوشت هستی یا اینکه چاقیت دیگه تو بدنت جا افتاده همین جوریم خوبی تو مغزم فرو رفت بعدنم که ازدواج کردم بازم برای زندگی اومدم خوزستان چون تجربه چاقیم از اینجا شروع شده بود تو تصوراتم مطمعن بودم آب وهوای گرم اینجا وبی تحرکی ومصرف قرص ضد بارداری چاقترم خواهد کرد وهمین طورم شد بعدم بارداری وشیردهی وهمش باورهای اشتباه واشتباه وفورمول های وحشتناک وهر غذایی می خوردم ایمان داشتم جاقتر وچاقتر می شم خیلی تلاش کردم برای لاغری ولی همیشه اضافه تر برمی گشتم سر خونه اول انشالا الان که خداوند جواب دعاهامو داده وخودش به این مسیر هدایتم کرده کمکم کنه بتونم نتابج عالی بگیرم ودر این راه صبور وثابت قدم باشم استاد بزرگوار یه دنیا سپاس بی کران❤️🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamzadk
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۸ ۱۵:۱۴
      مدت عضویت: 2443 روز
      امتیاز کاربر: 53283 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 397 کلمه

      سلام
      گام ۴: من هم فکر میکردم چاقی من ارثی هست چون مادر و دو تا داداشام یه کم تپل بودن ولی من بعد از ازدواج و حاملگی خیلی چاق شدم و پرخوری عامل این چاقی بود من عاشق غذا خوردن بودم غذای خونگی و اصلا به رستوران علاقه نداشته و ندارم چون توی رستوران من هر چی میخوردم سیر نمیشدم . به حدی من عاشق خوردن بودم که بچه‌هام هم مثل خودم بودن اما به لطف خدا زمانی که در این مسیر قرار گرفتم ناخودآگاه بچه‌هام هم کمتر میخورن ما ۵ نفر هستیم و قبلا ۵ پیمانه برنج می‌پختم و اضافه نمیومد اگر هم اضافه میشد خودم تا شب میخوردم شون اما الان ۳ تا پیمونه میپزم و اگر هم اضاف بیاد دیگه نمیخورم شون .
      من شیرینی و کیک هم خیلی خوب درست میکنم و خیلی کم پیش میاد که شیرینی هام خوب نشن و همیشه عادت داشتم کیک درست کنم و همیشه توی یخچال کیک باشه اما یکروز دخترم بهم گفت مامان اگه میخوای کیک درست کنی کوچیک درست کن توی یخچال نمونه تا نخوریم دیدم درست میگه وقتی کمتر درست کنم کمتر هم میخورم .و اما مشکلات چاقی من .چند سال پیش گردنم درد میکرد رفتم دکتر که برام داروی شل کننده عضلات بنویسه که دکتر اصلا تزاشت من حرف بزنم فوری بهم گفت برو روی ترازو و وقتی عدد ۱۲۲ کیلو رو دید شروع کرد به دعوا کردن که خانم شما تا چند وقت دیگه کلی بیماری و دردسرهای زیادی پیدا میکنی و اینقدر دعوام کرد که دخترم به دکتر گقت شما بیزحمت فعلا دارو بدین برای گردنشون بعدا برای اضافه وزن میان خدمتتون .که دکتر ساکت شد و دیگه هیچی نگفت و من تا چند روز حالم گرفته بود و باعث شد به دنبال روش های لاغری برم که هیچ کدومشون نتیجه نداشتن و به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و همین طور که توی این فایل استاد گفتن باید از همون مسیری که چاق شدیم لاغر هم بشیم چون برای چاق شدن زحمتی نکشیدیم پس برای لاغر شدن هم نباید سختی باشه و فشار به جسم .
      ایراد اصلی چاقی من از ذهنم هست چون فرمولهای اشتباه در اون ذخیره شده که با گوش دادن به فایلهای استاد و عمل کردن به گفته های ایشون و انجام تمرینات و فکر کردن به لاغری انشاالله میتونم به تناسب اندام برسم و زندگی جدیدی رو شروع کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم