0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 688 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
908 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار rastegar.moradzadah.6939@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۱۰ ۱۲:۲۷
      مدت عضویت: 2036 روز
      امتیاز کاربر: 37457 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 680 کلمه

      بنام ایزد دانا. گام چهارم. ابتدا می خوام برداشتم را درباره فایل تصویری بنویسم با اجازه استاد عزیز. چاقی محصول ونتیجه ی عواملی هست که در دستگاه اصلی بدن یعنی مغز به وجود آماده است واین اختلال به خاطر مشکلی است که در دستگاه اصلی رخ داده ونتیجه آن محصولی به نام چاقی شده است. همه ما سالهاست با روش های مختلف فقط سعی کرده ایم محصول را تغییر دهیم در حالی که هر چه تلاش برای تغییر محصول صورت گرفته بی فایده بوده چون صورت مسعله یا همان دستگاه اصلی که مغز هست دوباره فرمان تولید محصول قبل را می دهد وما اگر بخواهیم تا آخر عمر محصولی متاسب باشیم باید مشکل دستگاه را حل کنیم. مسعله این است که چرا چاق شده ایم نه اینکه چگونه چاقی را از بین ببریم. داستان چاقی من. استاد عزیزم من این داستان را دوباره به طور مفصل در دفترم نوشتم حالا به طور خلاصه سعی می کنم بگم براتون. من در دوران کودکی چیزی که از مادرم واطرافیان شنیدم بسیار لاغر وضعیف بودم طوری که وقتی وول می خوردم از یقه لباسم می زدم بیرون از بس ریز بودم 😀چیزی که خودم از دوران ابتدایی یادمه همیشه بد غذا بودم ووقتی گرسنه از مدرسه می اومدم خونه همیشه سر اینکه من ابن غذا رو دوست ندارم دعوا می کردم من تمام طول دوران مدرسه بدون خوردن صبحانه مدرسه می رفتم وتو مدرسه هم معمولا چیزی نمی خوردم برای همین ظهر خیلی گرسنه می اومدم خونه برای اول راهنمایی خانواده تصمیم گرفتن منو بفرستن به شهر خوزستان تا خونه داییم که عمم زن داییمم می شد درس بخونم ما خودمون در شهر سرد سیر زندگی می کردیم وتغییر آب وهوای شدیدی را تجربه کردم کلا فضای مدرسه خونه همه چیز برای من جدید ونو بود خانواده من هیچ کدام چاق نبودن واصلا درکی از چاقی ولاغری نداشتم وخونه داییم واطرافیانشان برعکس ما زیاد اهمیت می دادن من طبق معمول بدون صبحانه به مدرسه می رفتم وتو مدرسه با پول تو جیبیم همیشه یه ساندویچ می خریدم چون تو مدرسه قبلیم اصلا بوفه ای نبود که بخواد ساندویچ داشته باشه این برام یه اتفاق جدید بود کم کم عادت کردم تو مدرسه هر روز یه ساندویچ کالباس بخورم ظهر هم می اومدم خونه اشتهای عمه وداییم رو که هر دو چاق بودن می دیدم ودوست داشتم مثل اونا لقمه بزرگ بگیرم دیگه بد غذاییم از بین رفت دیگه از بوی ماهی وبادمجون سر خ شده متنفر نبودم به خودم اومدم دیدم دارم مثل اونا از اول تا آخر غذا می خورم یادمه عید که شد عمم می خواست برام لباس عیدی بخره هرچی شلوار لی امتحان می کردم هیچ کدوم سایزم نمی شد ناچار شدم یه شلوار مشکلی زنانه بگیرم خیلی تو ذوقم خورد واونجا بود که فهمیدم خیلی بدنم تغییر کرده در طول این شش ماه از اول مهر تا فروردین من کلا شده بودم یه آدم دیگه تا بستون که برگشتم خانوادم منو نشناختن تا مدتها تو کل فامیل راجی تغییر من صحبت می شد البته هیچ کس نمی گفت بده که چاق شده همه می گفتن چقدر خوشکل شده چقدر سفید شده وتازه تو همون سن کم چندتا خواستگار پیدا شد برام با اینکه من سنم خیلی کم بود این جوری شد که چاقی برام عادی شد از بعد اون دیگه هی چاقتر شدم هر زمان از چاقی شکایت کردم همه دلایلی مثل اینکه چاقیت ارثیه یا تو خوش گوشت هستی یا اینکه چاقیت دیگه تو بدنت جا افتاده همین جوریم خوبی تو مغزم فرو رفت بعدنم که ازدواج کردم بازم برای زندگی اومدم خوزستان چون تجربه چاقیم از اینجا شروع شده بود تو تصوراتم مطمعن بودم آب وهوای گرم اینجا وبی تحرکی ومصرف قرص ضد بارداری چاقترم خواهد کرد وهمین طورم شد بعدم بارداری وشیردهی وهمش باورهای اشتباه واشتباه وفورمول های وحشتناک وهر غذایی می خوردم ایمان داشتم جاقتر وچاقتر می شم خیلی تلاش کردم برای لاغری ولی همیشه اضافه تر برمی گشتم سر خونه اول انشالا الان که خداوند جواب دعاهامو داده وخودش به این مسیر هدایتم کرده کمکم کنه بتونم نتابج عالی بگیرم ودر این راه صبور وثابت قدم باشم استاد بزرگوار یه دنیا سپاس بی کران❤️🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryamzadk
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۸ ۱۵:۱۴
      مدت عضویت: 2386 روز
      امتیاز کاربر: 51113 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 397 کلمه

      سلام
      گام ۴: من هم فکر میکردم چاقی من ارثی هست چون مادر و دو تا داداشام یه کم تپل بودن ولی من بعد از ازدواج و حاملگی خیلی چاق شدم و پرخوری عامل این چاقی بود من عاشق غذا خوردن بودم غذای خونگی و اصلا به رستوران علاقه نداشته و ندارم چون توی رستوران من هر چی میخوردم سیر نمیشدم . به حدی من عاشق خوردن بودم که بچه‌هام هم مثل خودم بودن اما به لطف خدا زمانی که در این مسیر قرار گرفتم ناخودآگاه بچه‌هام هم کمتر میخورن ما ۵ نفر هستیم و قبلا ۵ پیمانه برنج می‌پختم و اضافه نمیومد اگر هم اضافه میشد خودم تا شب میخوردم شون اما الان ۳ تا پیمونه میپزم و اگر هم اضاف بیاد دیگه نمیخورم شون .
      من شیرینی و کیک هم خیلی خوب درست میکنم و خیلی کم پیش میاد که شیرینی هام خوب نشن و همیشه عادت داشتم کیک درست کنم و همیشه توی یخچال کیک باشه اما یکروز دخترم بهم گفت مامان اگه میخوای کیک درست کنی کوچیک درست کن توی یخچال نمونه تا نخوریم دیدم درست میگه وقتی کمتر درست کنم کمتر هم میخورم .و اما مشکلات چاقی من .چند سال پیش گردنم درد میکرد رفتم دکتر که برام داروی شل کننده عضلات بنویسه که دکتر اصلا تزاشت من حرف بزنم فوری بهم گفت برو روی ترازو و وقتی عدد ۱۲۲ کیلو رو دید شروع کرد به دعوا کردن که خانم شما تا چند وقت دیگه کلی بیماری و دردسرهای زیادی پیدا میکنی و اینقدر دعوام کرد که دخترم به دکتر گقت شما بیزحمت فعلا دارو بدین برای گردنشون بعدا برای اضافه وزن میان خدمتتون .که دکتر ساکت شد و دیگه هیچی نگفت و من تا چند روز حالم گرفته بود و باعث شد به دنبال روش های لاغری برم که هیچ کدومشون نتیجه نداشتن و به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و همین طور که توی این فایل استاد گفتن باید از همون مسیری که چاق شدیم لاغر هم بشیم چون برای چاق شدن زحمتی نکشیدیم پس برای لاغر شدن هم نباید سختی باشه و فشار به جسم .
      ایراد اصلی چاقی من از ذهنم هست چون فرمولهای اشتباه در اون ذخیره شده که با گوش دادن به فایلهای استاد و عمل کردن به گفته های ایشون و انجام تمرینات و فکر کردن به لاغری انشاالله میتونم به تناسب اندام برسم و زندگی جدیدی رو شروع کنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار melisa.rezaei1974@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۶ ۱۹:۳۹
      مدت عضویت: 2016 روز
      امتیاز کاربر: 303 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 60 کلمه

      سلام من تازه امروز با این متد آشنا شدم توی اینستا گرام تبلیغ کردند که لاغری باذهن با هزینه های بالا از آنجایی که محتاطم اومد گوگل سرچ کردم ببینم اصلا یک متدی با این اسم هست که با سایت شما آشنا شدم فایل شماره ۱ را گوش کردم پس به امید خدا پیش به سوی پاکسازی ذهن از مخربات

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ریحانه عطریزاده
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۴ ۱۴:۳۷
      مدت عضویت: 2517 روز
      امتیاز کاربر: 3381 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 130 کلمه

      به نام خدا سلام خدمت استاد و دوستان همراهم 🌹
      گام ۴ من نمیدونستم ذهنم را باید درمان کنم چون چاقی توی ذهنم بود ولی دنبال اضافه وزنم بودم و از روی ناچاری رژیم های زیادی می گرفتم به اشتباه مثل ماشینی که خراب بود هر کسی یک پیشنهاد میداد ومن انجام میدادم وقتی از همه رژیم ها خسته شدم دست به دامن خدا شدم از خدا خواستم یک راهی به من بده که ذهنم را درمان کنم و از دخترم خواستم که یک راه دیگر برام پیدا کنه و دخترم توی اینستاگرام گشت و لاغری با ذهن را برام پیدا کرد من تا ۲۰ سالگی متناسب بودم یادمه ۱۴ سالم بود روی ترازو رفتم ۴۰ کیلو بودم بخاطر سه بار حاملگی پشت سر هم چاق شدم و درد سرهام شروع شد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 8 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Ashraf.farahmand99@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۲/۰۳ ۱۸:۴۶
      مدت عضویت: 2046 روز
      امتیاز کاربر: 400 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 155 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز
      استاد عزیز و دوستان خوبم من از بچگی خیلی لاغر بودم تا اینکه از راهنمایی شروع چاق شدنم بود خیلی برام سخت بود بر خلاف خواهرام من تپل و چاق شدم و همه بهم میگفتن تو ارثی چاقی و آبم بخوری چاق میشی تو لاغر بشو نیستی چو استرس داری چاقی کم تحرکو تنبلی و پر خور هر راهی بجز عمل برای لاغری انجام دادم رژیم های مختلف قرصای مختلف دمنوشهای مختلف پودر های مختلف ورزش که میگفتن ورزشو رها کنی چاق میشی دیگه کم خوری دیگه اسم رژیم می آمد استرس میگرفتم افسرده میشدم در واقع خسته شدم خیلی غصه میخوردم تا اینکه گوگل را سرچ میکردم با سایت تناسب فکری استاد آشنا شدم واز برنامه های رایگان شروع کردم آرامش پیدا کردم امیدوارم که با استاد و سایتشون ویاری خدا به آرزوم تناسب اندام برسم ببخشید خلاصه بود سرتونو درد آوردم ممنون از استاد عطاروشن مهربان 🌹🌹🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hadis.moazamii688@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۸ ۱۶:۵۵
      مدت عضویت: 2025 روز
      امتیاز کاربر: 309 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 567 کلمه

      به نام خدا
      سلام
      خدارو شکر که به این مسیر هدایت شدم.
      مطمعنم این جواب درخواستم به خدای مهربونمه که ازش خواستم اندامم رو به اون شکلی که قبلا بودم برگردونه
      ❤من میخواهم و میشود❤
      من ۳۱ سالمه.
      از وقتی که یادمه همیشه خوش لباس و خوش اندام بودم.
      همیشه وزنم یه وزن ثابت بوده.تا قبل از زایمانم ۱۱ سال بود که وزنم ۶۴ ونیم تا ۶۵ نه بالاتر میرفت نه پایین تر.
      همیشه تحصین میشدم به خاطر استایل قشنگم.
      اینم بگم که بدون هیچ رژیم خاصی یا ورزش خاصی.کلا شاید تو عمرم بیست جلسه باشگاه رفته باشم اونم به خاطر محیطش که انرژی بخش بود با دوستام میرفتم.تمرین هایی که سخت بود هم هیچوقت انجام نمیدادم‌.مخصوصا ورزش های شکم و پهلو رو.ولی همیشه اندامم زیبا و خوش تراش بود.واقعا تک بود🥰عاشقش بودم.هررر مدلو هرر لباسی میپوشیدم خوش مینشست به هیکلم.تا زمانی که باردار شدم .تو بارداری دوس داشتم بدنم قوی باشه پسرم قوی باشه و خوب رشد کنه.و ایجوری بود که خیلی خوب غذا و میوه و مغزهارو میخوردم.و ۲۵ کیلو اضافه کردم😭
      بعد از زایمانم ۴ کیلو کم شد من موندم و ۲۱ کیلو اضافه وزن.وقتی بهش فکر میکردم دوسداشتم بمیرم.
      چندماه بعد از زایمان شروع کردم ورزش
      چون هیچوقت حوصله ورزش نداشتم فقط طناب میزدم .باورم این بود که طناب خیلی زود لاغر میکنه.
      و همونطور شد.چهار کیلو از ۲۱ کیلو موند.البته ده ۱۵ جلسه بدنسازی هم رفتم .وچون همیشه میگفتم من یک ماه باشگاه برم لاغر میشم همونطور شد و بعد از یکماه کللی لباس هام گشاد شده بودن.کمرم داشت به حالت اول برمیگشت.ولی به خاطر پسرم که کوچیک بود نتونستم ادامه بدم و به وزن دلخواهم برسم.
      و چون زیاد شنیده بودم که بعد باشگاه دوباره چاق میشن همه
      مغز من هم گفت چشم قربان بعد باشگاه نرفتن چاقت میکنم.و دوباره برگشت سایزم.
      رفت و رفت تاشد دوران قرنتینه عید من چون همیشه فعالیت داشتم به خاطر بیتحرکی منتظر بودم چاق بشم.چون فقط میخوردیم و میخوابیدیم.باز چاق تر شدم.
      الان در حال حاضر نسبت به قدم ۳ کیلو اضافه وزن دارم.ولی دوسدارم به وزن و فرم قبل بارداریم برگردم.دوسدارم بجای ۳کیلو ۸ کیلو کم کنم.اخه دلم میسوزه لباس های قبل بارداریم رو که میپوشم اندازم نمیشه.دکمه و زیپاشون بزور میبنده.

      دیگه بعضی از مدلا بهم نمیاد😢 مدلایی رو که دوسدارم، مدلایی که به کمر باریکا میاد دیگه بهم نمیاد.😖

      وقتی بهش فکر میکنم دلم ضعف میره برا قبلا.
      تصمیم گرفتم به جای غصه خوردن از خدا بخوام به اندام قبل برگردونه اندامم رو.
      ❤من میخواهم و میشود❤
      و الان اینجا هستم که به خواستم برسم،خدا هدایتم کرد به اینجا تا بشود آنچه که میخواهم.من تو درخواستم به خدا گفتم که دوست دارم به راحتی و آرامش برسم به چیزی که میخوام.برای همین دیگه. نه لازمه ورزش کنم نه رژیم بگیرم نه خودمو خسته کنم.😌
      دلیل چاقی من……
      ۱..همه میگفتن بعد زایمان هیچوقت شکمت صاف صاف نمیشه.
      ۲..بعد زایمان بخوای نخوای چاق میمونی.

      ۳..تو چون همیشه فعالیت داشتی وقتی کار نکنی چاق میشی.

      ۴..من قبلا فکر میکردم تناسب اندامم به خاطر میوه زیاد خوردنمه و بعد زایمانم میوه کمتر میخوردم و غذا خور شدم.

      ۵..من قبلا برنج خییلی کم میخوردم یه مدت بیشتر میخورم و همه میگن برنج چاق میکنه.

      ۶..من بعد از زایمان منتظر چاقی بودم.

      چیزایی که یادم اومد اینا بود ولی مطمعنم باور های مسخره دیگه ای هم هست که رفته تو نا خود آگاه ذهنم و نمیزاره به شکل قبل مغزم عمل کنه و مثل قبلا که هرچی می خواستم میخوردم ورزش نمیکردم هیچ کاری برای تناسب اندام نمیکردم و سال های سال روی یه وزن و سایز مونده بودم باشم.

      ممنون از استاد عزیز به خاطر این دوره عالی🌹🌹🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار fatmhadly85@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۵ ۰۱:۳۰
      مدت عضویت: 2039 روز
      امتیاز کاربر: 10730 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 714 کلمه

      به نام خدایی که در این نزدیکیست … الهی شکر که به این مسیر زیبا هدایت شدم تا این همه اگاهی های ناب وارد ذهنم شود از همون دوران کودکی آدما توی ذهن من سه دسته بودن یه دسته ادمای چاق که من اونا رو دوست داشتم چون اکثراً ادمای خنده رو ،شادی بودن یه دسته ادمای لاغر که من زیاد اونا رو دوست نداشتم چون اون ادمای اخمو ،عصبی، بودن ویه عده ادمای متناسب که من عاشق اونا بودم که از نظر من اونا ادمای خاصی بودن ومن زیاد ازاین دسته ادمای اطرافم نمددیدم وفقط اونا رو توی فیلما میدیدم وتو عالم کودکی روبه روی تلویزیون می‌نشینم وبا دقت اندام اونا رو نگاه میکردم وبا خودم فکر میکردم که اونا غذاهای خاصی میخورن میوه‌ها ی دست نیافتنی میخورن ساعت خوابشون منظم ، تفریحات شون برنامه‌ریزی شده ست ساعات غذا خوردنشون باهمه فرق داره،وخلاصه اینکه اونا توی یه گوشه ذهن من یه جور خاص و منحصر به فردی معنی شده بودن وهیشه ارزو داشتم که وقتی بزرگ شدم من مثل اونا باشم اما باز با خودم میگفتم محاله وحتی تا قبل از هدایت شدنم به این مسیر زیبا باز هم رسیدن به این آرزو برایم دست نیافتنی و جزو محالات بود تا این که به لطف خداوند ، یه شب 🌃 که توی همین فکرو خیالا و رسیدن به ارزوی لاغری و تناسب اندام بودم ،وروز قبلش که به جور قرصای چربی سوزی که خودم درست کرده بودم و داشتم درباره اون سرچ می‌کردم یهو بالای صفحه گوشی دیدم نوشته لاغری با قدرت ذهن خیلی برام عجیب بود دقیقاً یادمه زمانی بود که من از همه جا نا امید بودم سریع برگشتم عقب توی گوگل در مورد لاغری با ذهن سرچ کردم وکلی فایل و مقاله بالا اومد ومن با تعجب تند تند مطالب رو میخوندم ومدام با هیجان و احساس عجیبی واسه همسرم توضیح میدادم و الان میفهمم که خداوند منو به این مسیر زیبا هدایت کرده تا من متوجه بشم که رسیدن به ارزوم اونقدرم که من فکر میکردم محال و دست نیافتنی نیست فقط من اگاهی نداشتم ، من از بچگی ادم چاقی نبودم حتی تا قبل از ازدواجم خیلی هم متناسب بودم اما بعد عقد مراسم 💒 عروسی کم کم اضافه وزن من شروع شد وبعد از بارداری هایم خیلی بیشتر شد .اون اوایل که بهم میگفتن چاق شدی زیاد ناراحت نمیشدم اما به مرور دیگه شنیدن این حرفا خیلی برام خوشایند نبود و تازه ناراحتم میشدم وکم کم رژیم، ورزش،باشگاه، پیاده‌روی،، دمنوش، قرص های چربی سوز پودرهای لاغری…. در زندگی من شروع شد و من هیچوقت به وزنی که مد نظرم بود نرسیدم ،، و حالا دلایل من واسه چاقیم. ارث و ژنتیک ، بی‌تحرک بودن، منظم نبودن واسه باشگاه رفتن و پیاده روی، و ورزش ، مصرف زیاد بستنی ، شیرینی و کیک ومصرف زیاد چای با هر چیز شیرین ، خوابیدن بلافاصله بعد از ناهار ، ریزه خواری، داشتن میل و اشتها ی زیاد در وعده های غذایی ، داشتن علاقه زیاد به چیپس و پفک ، خوردن اضافه غذای بچه ها ، خوردن اجیل و تنقلات تا اخرش ، خوردن غذا در حد خفگی، علاقه زیاد به غذاهای چرب و شیرین ، ازدواج، بارداری و زایمان، و اینکه سزارین باعث میشه که دیگه تا آخر عمر شکم تخت نشه ،……، البته همه این دلایل مربوط میشه به زمان قبل از اشنایی من با این مسیر الان دیگه من هیچ کدوم از اینا رو قبول ندارم ، حالا دیگه هرروز دارم یه چیز جدید یاد میگیرم دیگه حدود پنج ماهه که توی این مسیرم وهروز داره به اگاهی هام اضافه میشه وایمان دارم که ،هرکسی اگه دوست داشته باشه که متناسب بشه باید برای این کار وقت بزاره، فایل گوش کنه، مطالب سایتو بخونه، تمریناتشو انجام بده ، نظر بچه ها رو بخونه،زمان تعیین نکنه، عجله نداشته باش ، وترازو ،و وزن کردن از ذهنش پاک کنه، و همچنین خودم صد درصد با انجام این کارها و لطف خداوند و راهنمایی های استاد محترم متناسب میشم واگر تا الان به وزن ایده آلم نرسیدم حتماً هنوز کفه ترازوی لاغری در ذهنم سنگین نشده وانشا الله با جایگزین کردن فرمول های صحیح بجای فرمول های غلط در ذهنمون کفه ترازوی چاقی همه مون سبک وسبک تر بشه وکم کم از بین بره وبرای همیشه متناسب بمونیم. با آرزوی سلامتی برای استاد عزیز و همه دوستان..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Salimeh
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۱ ۰۲:۲۷
      مدت عضویت: 2110 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,043 کلمه

      بنام حق
      تمرین گام اول: انشای در مورد چاقی خود بنویسید
      ۱_ از چه سنی شما چاق شدید به عبارتی از چه سنی چاق شدن شما شروع شده است؟
      ۲_ فکر میکنید علل و عوامل چاقی شما چیست و چرا شما چاق هستید؟
      ۳_ چه مشکلات و خاطراتی از چاقی خود دارید؟
      استاد عزیز انشای من خیلیییییی طولانی هست و من بطور مفصل توی سررسیدم نوشتم بخاطر اینکه از حوصله شما و دوستان خارج نشه اینجا خلاصه تر بیان میکنم
      سوال۱_ من از وقتی یادم میاد از همون دوران نوزادی و بچگی تپل و چاق بودم،چاق ترین فرد کلاس و مدرسه و حتی موقع دانشگاه، چاق ترین بچه فامیل و دوست و آشنا، همیشه در حسرت و آرزوی لاغر شدن و لاغر موندن بودم، مثل همه ی دوستان تمام روش های لاغری رو به غیر از عمل انجام دادم که بطور موقتی و تا زمانی که انجام میدادم خوب بود ولی بعدش برمیگشت و این سیکل رژیم و انواع روشهای لاغری، شکست و چاقی همیشه توی زندگی ام برقرار بوده
      سوال۲_ اینجا بصورت خلاصه تر و تیتروار مینویسم
      مهمترررررررین و اولین دلیل چاقی خودم رو پرخوری و بیش از حد نیاز بدن غذا مصرف کردن میدونم، من میتونم بگم عاشق غذا و خوردنم و واقعا از خوردن لذت میبرم، بماند که همش بعدش عذاب وجدان میگیرم که چرا اینقدرررر خوردم و چرا اینو خوردم و چرا اونو نخوردم، در کل خیلی حرص و ولع خوردنم و اشتهام زیاده، پرخوری عصبی، علاقه و مصرف انواع فست فودها و بستنی ها،مصرف کم آب و سبزیجات و سالاد، تحرک زیاد نداشتن و ورزش نکردن، یبوست شدید، کم خوابیدن یا شبها دیر خوابیدن، ارثی بودن، سوخت و ساز پایین بدن، طبع و مزاج سرد و بغلم داشتن و رعایت نکردن رژیم بر اساس آن، استرس زیاد، استخوان بندی درشت، اراده ضعیف برای رژیم گرفتن های طولانی مدت
      ۳_ و اما سوال بعدی، من فکر میکنم اکثر مشکلات و خاطرات افراد چاق مشترک هست چون یه وجه مشترک بنام چاقی داریم
      چاقی سراسر رنج و سختی هست و پر از مشکلات و خاطرات بد که حتی وقتی یادمون میافته حالمون رو بد میکنه…
      توی دوران کودکی و نوجوانی که همیشه مورد تمسخر همکلاسی و بقیه افراد بودم و برچسب تپل و خپل و چاقاله…موقع ورزش کردن،لی لی کردن،بازی کردن و دویدن همیشه آخرین نفر بودم، یکبار صبح همه ی افراد خانواده خواب موندیم و منم دیر به مدرسه رفتم ناظم مدرسه شروع کردن به مسخره کردن که از بس زیاد میخوری، از بس زیاد میخوابی، از بس چاقی…
      و همیشه چون چاق بودم و قدبلند معلم های میگفتند باید ردیف آخر بشینی… و همیشه همه انتظار داشتند کارهایی سخت و سنگین و بیشتر از حد توان همسن و سال های خودم انجام بدم چون چاق بودم و حتما زور و قوت ام بیشتر بوده
      دوران جوانی که بخاطر هیکل و اندام درشت مورد نگاه های حیض بعضی از مردها بودم و تکه و متلک های ناجورشان…و این باعث مسئله باعث شده بود همیشه نسبت به جنس مخالف ام بی اعتماد کامل بودم، و بخاطر این مورد و همچنین چاقی و عدم اعتماد به نفس ام برعکس بیشتر همکلاسی های راهنمایی و دبیرستان و..‌. سمت پسرها نمیرفتم و در نتیجه دوست پسری هم نداشتم…لباس خریدن و کفش خریدن رو که نگم که همه ی افراد چاق تجربه شو دارند و هیچوقت حق انتخاب ندارند و بجای انتخاب باید اولین سوالشون از فروشنده این باشه که اندازه من چی دارید؟ و گردن کج نهادن به انتخاب فروشنده و موجودی فروشگاه، یا با هزینه بیشتر و زیبایی و شکیل بودن کمتر به خیاط بگن براش بدوزه،وقتی خیاط به مادرم میگفتم چون چاقه باید دوبرابر پارچه بگیری پیش خودم خیلیییی ناراحت میشدم، وقتی با شوهرم رفتیم خرید حلقه و مثل اکثر زن و شوهرها دنبال ست حلقه بودیم وقتی فروشنده بهم گفت خانم دست شما تپله و ست های حلقه، زنانه هاش اندازه دست شما نمیشه، شما نمیتونید ست بگیرید و جدا باید بگیرید انگار یکی آب یخ روم ریخته بودم خیلی ناراحت شدم و احساس خجالت، که چرا من اینقدر چاقم؟ چرا دست من اینقدر تپل و مردانه است؟ و در نهایت من یه حلقه مردانه برداشتم و شوهرم هم یه حلقه مردانه که تقریبا مشابه هم بود…احتمالا شاید بعضی از دوستان تجربه اینو داشته باشند که می‌خواستند برای خواهر،دوست کسی کادو بخرند و از فروشنده قیمت جنس رو پرسیدند و فروشنده با یه لحن و بیانی گفتند خانم اینا اندازه شما نمیشه!
      اکثر وقتها دلم نمیخواست به مهمونی و مراسم و عروسی ها برم و اگه میرفتم هم یه گوشه مینشستم و هیچوقت بلند نمیشدم برقصم و توی جمع باشم، چون همیشه از چاقی خودم خجالت میکشیدم و دوست داشتم کمتر توی چشم باشم و حتی بعد از عقدم دوست نداشتم توی مهمانی ها و مراسم و عروسی ها و جشن های خانواده شوهرم شرکت کنم چون من از استان های شمالی و شوهرم از استان های جنوبی بود، واقعا خجالت میکشیدم و همش میگفتم حالا اونو مسخره ام میکنن و پیش خودشون میگن چقدر چاق هست و واقعا اینجا یه دختر متناسب تر پیدا نمیشد که این همه راه رفتن شمال چه انتخابی و…
      چون شوهرم تقریبا اندامی متناسب داره همیشه مورد تذکر و گوشزدهای اون راجب رژیم و کمتر خوردن و… بودم حتی توی دوران بارداری هام، و توی دوران بارداری بیشتر از همه وقت ناراحت و اذیت میشدم
      تمسخر دیگران که همیشه همراه من بوده حتی بعد از زایمان هام چون بچه هام ریز و تقریبا ۲کیلو و نیم بودند خیلییی ها بهم می‌گفتند خودت اینجوری چاق و بچه چقدر ریز، مادر به این چاق و تپلی چه بچه ی ضعیفی بدنیا آورده و…
      از مریضی ها نگم که انگار دکترهای ما منشا تمااااااااااااااام مریضی ها رو مستقیم ربط میدن به چاقی، حداقل برای من که اینجوری بوده، دیسک کمر در حد پارگی دیسک داشتم دکتر جلوی شوهرم میگفته چاقی و خیلی اضافه وزن داری، فشار خونت بالاست چون چاقی، یبوست و تنبلی روده داری چون چاقی، تپش قلب داری چون چاقی، زایمان زودرس داری چون چاقی، درماتیت سبوره داری چون چاقی، آقا اصلا سردرد داری چون چاقی یعنی همه ی مریضی رابطه مستقیم داره با چاقی….
      استاد جان اگه بخوام بنویسیم واقعا تا صبح میتونم بیدار باشم و بنویسم ولی از حوصله شما و دوستان خارج میشه، تا همینجا هم پر حرفی کردم حلال کنید.
      از ته اعماق وجود و قلبم امیدوارم که این روش منو به آرزوم برسونه
      با آرزوی سلامتی و شادی و تناسب اندام و افکار دائمی برای شما و تمامی دوستان عزیز….

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 19 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ ۱۵:۰۱
        مدت عضویت: 2060 روز
        امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 379 کلمه

        دوست عزیزم تقریبا همه ی ما مشکلاتی این چنینی داریم ، ولی تا حالا خودتم خیلی خوب متوجه شدی ک در مسیر لاغری با قدرت ذهن دیگ هیچکدوم ازاون ناراحتی و سر پایینی ها نیست ، دیگ اون دیگرانی ک ما همیشه ازش خودشون ، از حرفاشون میترسیدیم دیگ نیستن ، در واقع ما چاقی روبزرگ میدونستیم ولی بخاطر این حرفهای بیجا دیگران ک اصلا ب اونها ربطی نداره ما چاقی رو برای خودمون ی غول بی شاخ و دم تصور کرده بودیم ..در مسیر لاغری حتی اگ تو دلش چاقتر هم بشیم باورمون اینه ک راهمون درسته ،بالاخره دیر یا زود نتیجه میده ،،دیرو زود داره ولی سوخت و سوز و قبل رو نداره ، غم غصه قبل رو نداره ، رنج و سختی قبل رو نداره ، محرومیت و محدودیت قبل رو نداره ،،فقط باید ادامه بدیم و صبر داشته باشیم در هر شرایطی .و این دیگران ب ظاهر محترم و پشت سرمون جا بزاریم توی همون مسیر اشتباه ..احتیاجی ب تشویق و تحقیرشون نداریم دیگ ،حتی نیاز ب گفتن چقدر لاغر شدی شونم نداریم ،،اگ داشته باشیم ایندفعه ی جور تیک تحقیرمون میکنن ک خوب تونستی اززیر چاقی دربری ، ن بابا توام تونستی بالاخره کم کنی امیدواره ک برنگرده ،،،پس بهشون اهمیت ندیم ،ن ب خوب گفتن بدشون ،ن ب بد گفتن از روی ترحمشون ،،اصل حال خوب خودمونه ، اصل آرامش و لذت خودمونه ،ووقتی ک ما خوب باشیم اطرافیانمون هم عزیزانمون هم خوبن.شادن با ما همراهن ودیگ ب راهمون شکی نخواهند داشت ک مارو از مسیر با حرفاشون منصرف کنن ،،پس خوب بودن حق ماست ، زندگی کردن،آرامش داشتن ،لذت ،خوشبختی ،سلامتی،ثروت ،حق مسلم ماست ،،از چشم بد بدور باشیم ،از چشم دیگران حسود بدور باشیم🙏
        وقتیک دیدگاه مینویسی سراسر وجودتو غرور کن از سر شادی ،ذوق ،سرخوشی واقعی ،لبخند بزن ب دیدگاهات ، ب حرفات. ب باورت ،بجای اون روزایی ک از خجالت نرقصیدی این روزا برقص…وقتیک دیدگاه مینویسی ناراحت نباش ، غصه نخور،،خداروشکر دوست خوبم اون روزا دیگ تموم شده ،، خان آخرش مونده ک بنویسیمو و لاغر شدن رو باور و درک کنیم بعد مواظب ورودی ها ی ذهنمون باشیم ک دیگ تکرار نکنیم اون روزارو .اون حال ها رو .اون عذاب و حرفا دیگران..
        فقط بخودت ، ب باورت اعتماد و اطمینان داشته باش😊
        ب امید موفقیت و شگفتی شدن🙏🌹 انشاءالله 🙏😍💪🤲♥️

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار اکرم امیدوار
        اکرم امیدوار
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ ۱۰:۱۶
        امتیاز کاربر: 0

        نشان های دریافت شده

        شروع مسیر لاغری
        محتوای دیدگاه: 3 کلمه

        سلام موفق باشید

        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Salimeh
      ۱۳۹۹/۱۱/۲۱ ۰۱:۲۳
      مدت عضویت: 2110 روز
      امتیاز کاربر: 1215 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 479 کلمه

      بنام حق
      یه شب که بعد از کلی درماندگی و ناامیدی از تمام روش های لاغری که گزینه آخرش عمل جراحی بود که با مخالفت شوهرم مواجه شدم، توی گوگل با این سایت آشنا شدم، راجب لاغری با ذهن قبلا اصلا چیزی نشنیده بودم و برام خیلی جای تعجب و سوال بود، اون شب داشتم توی سایت میچرخیدم و مطالب و فایل های استاد رو میدیدم و مطالب دوستان رو میخوندم که نفهمیدم چجوری صبح شد، با اینکه این مطالب خیلی برام عجیب بود و جای شد و تردید اما مشتاق شده بودم به قدری که همون شب تمام این ۱۲ فایل آموزشی رایگان دانلود کردم پیش خودم گفتم شاید نظر مدیر سایت عوض شد و قبل اینکه من بخوام تمامش رو بخونم از توی سایت حذفش کرد، اولش خیلی عجله داشتم واسه لاغر شدن چون توی این مورد هیچوقت و در روش های آزاردهنده و سخت دیگه صبور و با اراده و حوصله نبودم و بین راه ولشون میکردم، بخاطر همین همون شب فایل مقدمه و گام اول و دوم گوش دادم، بعدش برام یه مسئله پیش اومد که ۲ماه ازش دور شدم و نتونستم پیگیرش باشم البته همیشه توی ذهنم بود و هرازگاهی که وقت میکردم به سایت سر میزدم تا اینکه مجدد از ۹۹/۱۱/۱۱ شروع کردم، اما این دفعه متفاوت تر، با حس و حال و اطمینان بیشتر، و صبر و حوصله بیشتر، دیگه مثل روش های دیگه لاغری و همچنین ۲ ماه پیش خودم عجله نداشتم واسه لاغری، و به خودم قول دادم تا واقعا یه فایل رو کامل درک نکردم و تمریناتش رو انجام ندادم،کامنت و نظراتی یه تعداد دوستان رو نخوندم سراغ فایل های بعدی نرم، گفتم حالا برای هر فایل ۱ماه میخواد طول بکشه
      اول که یه سررسید برداشتم برای یاداشت کردن نکات استاد و نظرات و تجربیات دوستان و همچنین انجام تمرینات
      با وجود متاهل بودن، شاغل بودن،۲تا بچه کوچیک، درس خوندن و کلاس رفتن، به خودم قول دادم هر روز برای این مسئله که واقعا واسم مهمه وقت بگذارم هر روز هر روز، تکالیفم رو به نحو احسن انجام بدم، و توی هر گام و هر قسمت تا جایی که بتونم کامنت دوستان رو بخونم و خودم کامنت بگذارم چون مطمئنم این مورد میتونه خیلی تاثیر گذار باشه هم برای خودم و هم برای دیگران
      یه چیزی که صفحه قبل نظرم رو جلب کرد این بود که توی گام اول دوستان خیلی دیدگاه ثبت کردند و نظر دادند ولی وقتی ببینید هر چی گام ها بالاتر میره تعداد کامنت افراد هم کمتر شده تا آخرین کامنت که به کمترین برسیم کمترین دیدگاه و نظر ثبت شده، چرا؟! پیش خودم گفتم من باید قدم اول رو محکم بر دارم بخاطر همین حدودا ۱۰ روز روی فایل اول بودم و ۷_۸ بار گوش دادم و حدودا ۲۵ صفحه راجبش توی سررسیدم نوشتم چون استاد گفتند هرچقدر میتونید راجبش بنویسید، پیش خودم گفتم تا گام آخر باید ثابت و استوار باشم و جزو همون تعداد افراد خاص.‌‌‌..

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 13 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار ☺️s-moazamiy0🤗
        ۱۳۹۹/۱۲/۲۱ ۱۴:۴۰
        مدت عضویت: 2060 روز
        امتیاز کاربر: 934 سطح ۲: کاربر متوسطه

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 28 کلمه

        سلام دوست عزیز همسیرم…خیلی از متنت لذت بردم ب حدی ک دوست داشتم ادامه داشته باشه ……مرسی ک حس ت رو ب اشتراک گذاشتی ب امید شگفتی شدنت🙏🌹

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار arezooghasemloo895@gmail.com
      ۱۳۹۹/۱۱/۱۹ ۰۹:۴۱
      مدت عضویت: 2047 روز
      امتیاز کاربر: 403 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 293 کلمه

      سلام وقتتون بخیر
      روزتون سرشار از سلامتی شادی ارامش عشق و ثروت
      من از دوران کودکی تا دانشگاه وزن بسیار نرمالی داشتم حتی ازبقیه اعضای خانوادم لاغرتر بودم یا بهتره بگم اندام زیبایی داشتم تا اینکه به مدت سبک غذاییم تغییر کرد و من نون بیشتری میخوردم اون زمان شکمم چاق تر شد و یکمی به وزنم اضافه شد عقد که کردم باز هم سبک زندگیم یه تغییراتی کرد اونجاهم دوسه کیلو اضافه کردم
      بعدش تو باشگاه کمرم اسپاسم شدید شد و مجبور شدم ۶ ماه تمام بخوابم وتواون دوران هم به دلیل اینکه اصلاااااا تحرک نداشتم و قرصای ویتامین استفاده میکردم ۱۰ کیلو اضافه کردم
      که این شد آغاز تمام جون کندنای من برای لاغری
      دلایل زیادی توی ذهنم برای چاقی دارم و باید بگم
      ذهن من وزن بالا و چاقی و پذیرفته و خیلی دیگه عادی شده درواقع انگار من دارم با یه بخش خیلی نرمال بدنم جنگ میکنم!
      خانواده چاق و عمه هاو خاله ها و دایی های چاق منو متقاعد کرده که چاقی هم عادیه هم ارثی
      بعداز ازدواج چاق شدنم باعث شده فکر کنم همه بعداز ازدواج چاق میشن و دیگه نمیتونن تناسب قبل و داشته باشن
      نون سفیدو ماکارانی و سس و اینجور چیزا باعث شده اگه یه کوچولو ازشون بخورم مدام استرس داشته باشم که الان تبدیل به یه توده شکم و پهلو و چربی های زشت میشه
      هیچوقت از غذا خوردن لذت نبردم همیشه استرس داشتم و دارم واز شنیدن تمام حرفهایی که بهم میگه خودتو لاغر کن خسته شدم….با اینکه من از نظر خیلی ها تناسب خوب و قابل قبولی دارم و چربی هام موضعیه اما انگاروزنم قفل کرده خیلی دلم میخواد بتونم از طریق تمرینات ذهنی چاقی ذهن و افکارمو درمان کنم

      سپاسگزارم از سایت خوبتون و ممنونم که خداوند من و به این مسیر هدایت کرد.
      درپناه خدا باشین🙏💖💖💖

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم