0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) عمیق‌تر به دلایل ریشه‌ای چاقی می‌پردازیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 688 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
908 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار طناز .ه
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۹ ۱۵:۴۸
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 346 کلمه

      به نام خدا 

      با سلان خدمت استاد من قبلا این فایلهای رایگان رو دیده بودم و این دومین بار هست دارم میبینم 

      داستان چاقی من  اینطور بودکه من تا دوران ابتدایی یلاغر بودم ولی از اول متوسطه رو به چاقی رفتم وخوش خوراک بودم و میخوردم و از همکلاسیهایم  چاقتر بودم ولی خانواده من زیاد به من نمیگفتن رژیم بگیر و من میخوردم و چاق شدم و رسیدم به کنکور ودیگه تحرک نداشتم و نشسته بودم چون کنکور داشتم و بیشتر خودم رو تقویت میکردم و یادمه یه عکسی گرفتم که من پیراهن مردانه دادشم رو پوشیدم تا لاغر به نظر برسم و اعتماد به نفس نداشتم و از خودم خوشم نمیومد ذهنم آرام  نبود و وقتی رفتم دانشگاه اونجا دانشجو هارو دیدم خوشتیپ هستن شروع کردم به رژیم و زیا  لاغر نمی‌شدم و تا آخر داشگاه من چاق بودم و برای سر کار رفتن امتحان استخدامی داد یه مانتو جدید خریدم و لی چون‌رنگش شاد بود و من رو چاق نشون میداد و من نپوشیدمش اصلا و تو دوران سر کارم تو خوابگاه بودم و من مرتب در حال رزیم گرفتن بودم تا ازدواج کردم و هنوز تپل بودم بعدشدوباره رژیم گرفتم لاغر میشدم دوباره چاق میشدم زایمان کردم و بیشترچاق شدم و بعدش گفتن بچه شیر میدی بخور دوباره من چاق شدم و زایمان دوم دوباره بدتر ومنودیگه معروف بودم از رژیم گرفتن دیگه همسرم هم چیزی نمی‌گفت نکنه من  ناراحت بشم خلاصه من دیگه خسته شدم تا ۵ ماه پیش که رفتم تو یوتوپ ببینم کسی رژیم نداره من بگیرم تا اینکه بر حسب اتفاق لاغری با ذهن آقای عطا روشن رو دیدم و همه فایلهارو گوش دادم ولی به آنها عمل نکردم و شروع کردم دوباره به رژیم گرفتن و با شکست مواجه شدم و برای عید امسال من کلا افسردگی شدید داشتم در حدی که از خودم اصلا خوشم نمیومد و من بعد از عید دوباره به سایت تناسب اندام رفتم و دوره اول دو خریدم اینقدر برام جالب بود که همون موقع بخش دوم رو هم خریدم و خیلی آرامش گرفتم  و دارم به سمت متناسب شدن میرم  با تشکر از استاد 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Niloo
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۹ ۰۱:۱۳
      مدت عضویت: 1045 روز
      امتیاز کاربر: 1360 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 357 کلمه

      من تا سن ۳۰ سالگی اندام خیلی متناسبی داشتم جوری که همه حسرت میخوردن.حتی بعد از دو بار زایمان هم شکم نداشتم ولی بع از دو سه سال از زایمانم چاقیم شروع شد.

      من قبلا ولعی به خوردن نداشتم.هر وقت گرسنم میش. یه چیز میخوردم وسیر میشدم،ریزه خواری نداشتم ولی کم میخوردم و تو چند وعده غذا میخوردم.اما همسرم و خانوادش خیلی به غذا اهمیت میدن جوری که همسرم موقع غذا خیلی تلاش میکنه بهترین قسمت غذا و بیشترین غذا بهش برسه وحتی گاهی بدای جلب توجه بیان میکنه مثلا چقدراین غذا خوسمزس و اگه نخوری از دستت رفته و اینجور چیزها …ومتاسفانه این حرص زدنهای همسرم روی ذهن من ناخودآگاه اثرگذاشت و من با خودم میگفتم چرا من که غذا رو میپزم کم بخورم ولی بقیه بهترین جای غذا رو بخورن و بیشتر از من بخورن،این چیزها الان برام آشکار شده،اون زمان اصلا برام روشن نبود ولی کم کم بدون اینکه خودم بفهمم غذام زیاد شد.خودم متوجه نشده بودم که خیلی میخورم و حتی ریزه خواری میکنم چون ولعم زیاد شده بود،یا گاهی وقتی بچهام نمیزاشتن چیزی که دوست داشتم بخورم و سهم منو میگرفتن، يواشک  وقتی نبودن میخوردم که کسی ازم نگیره.فکر نمیکردم دارم چاق میشم چون همیشه متناسب بودم تا اینکه کم کم دیدم لباسام بهم تنگ شدن و دیگران بهم گفتن چاق شدی.

      تازه اونجا بود که به خودم اومدم و خودمو وزن کردم و ۱۵ کیلو وزن اضافه کرده بودم بدون اینکه متوجه بشم.

      رژیم و ورزش و برنامه‌ها  کالری شمار و هر چیزی رو امتحان کردم ولی فایده نداشت.

      تا اینکه مهر ۱۴۰۲ با این روش آشناشدم.

      بهش باور داشتم و انجامش دادم و ۸ کیلو وزن کم کردم.بدون اینکه سختی بکشم ولی به وزن ایده آلم هنوز نرسیده بودم، به قول استاد باید مدام تو این مسیر باشیم تا ذهنمون منحرف نشه ولی من متاسفانه به دلیل یک سری مشکلات مدتی از مسیر دور شدم.

      الان حس میکنم ذهنم مثل دورانی که داخل این مسیر بودم راهنماییم نمیکنه،خودمو وزن نکردم ولی حس میکنم دارم چاق میشم.پس دوباره شروع کردم ۱۲ گام رو از اول جلو برم و به وزن ایده آلم برسم انشالله.و به امید خدا همیشه تو این مسیر بمونم تا ذهنم همیشه آگاه باشه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صبا س
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۷ ۰۹:۰۷
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 174 کلمه

      سلام به همه دوستان و  همراهان

      خیلی خوشحالم که به صورت اتفاقی با این فضای دوستانه و پر انرژی آشنا شدم. من هم فعلا با جلسه اول  و گام اول شروع کردم، حس خوب و مثبتی دارم، می نویسم اما روی کاغذ چون فعلا تایپش داخل سایت به دلیل طولانی بودن برام میسر نیست.

      ممنون از جناب عطارروشن که موقعیت ساز شدن

       جالب بود برام که فکر می کردم طبق توضیحات استاد در همین گام، استاد مجرد هستند چون برای تهیه مواد خوراکی مخصوص رژیم به تاثیرش روی پدر و مادرشون اشاره کردن و اسمی از همسرشون نبردن اما در قسمت دیگه ی سایت دیدم 23مین سالگر ازدواجشون رو گرامی داشتند،بسیار عالی. من از دیدن روابط صمیمی و معنوی بین همسران لذت می برم. پاینده باشید.

      راستی یه نکته جالب دیگه که در همین گام اول دیدم تصویر یه آقا هستش که کنارش عنوان چرا لاغر نمیشم نوشته شده به نظر میرسه ایشون دارای دو عدد ناف هستند که عجیب به نظرم رسید.

      به امید روزهای خوب تر و خوردن چیزایی که دوست دارم و چاق نشم

      \"🙂\"/

      همگی موفق باشیم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار نادیا همتی
      ۱۴۰۳/۰۲/۲۴ ۱۹:۴۸
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 302 کلمه

      چرا من اضافه وزن گرفتم ؟

      من سال۸۷ ازدواج کردم تا حدود سال ۹۳ بعد از بدنیا اومدن اولین فرزندم وزن مناسبی داشتم تا اینکه کم کم شروع شد اضافه وزنم

      من سال ۸۷ ،۵۵ کیلو بودم و در حال حاظر ۶۹ کیلوشدم چیزی حدود ۱۴ کیلو‌اضافه وزن داشتم در این ۱۰ سال

      من فکر میکنم که کم تحرکی ،ورزش نکردن،و تغذیه ی نامناسب عامل اصلی اضافه وزنم بوده.

      مثلا من علاقه ی شدید به شیرینی جات دارم و فست فود

      از طرفی ام تحرک ام فقط کارای خونس و ورزش نمیکنم

      فکر میکنم چون دو تا پسر دارم تایم ندارم برای ورزش و پیاده روی اینا

      درضمن من زیادم نمیتونم راه برم سریع پا درد میگیرم و از دیگر مشکلات اضافه وزنم خواب زیاد و پرخوری ،بی حالی و بی حوصله گی وگاهی عصاب ضعیف شده

      یک باور دیگم که من دارم این که ما ارثی اضافه وزن داریم مثل پدرم عمه هام مادر بزرگم مادرم خانواده مادریم و کلا اکثریت حتی پسربزرگم

      خیلی وقتا نمیتونم اباس دلخواه مو بپوشم چون میترسم چاق دیده بشم یا کفش های لج دار می پوشم و کفش تخت نمیپوشم که مبادا همکوتا و هم چاق دیده بشم ،حس میکنم این افزایش وزن باعث شده سنم زیاد تر بنظر برسه از هم سن و سالام و کلا احساس خوبی نسبتبه اندامم ندارم چون شکم دارم ،نگرانم بنظر کسی چاق بیام و کوتاه

      چون قدمم ۱۶۰ هستش ،دلم میخاد لباسای لش و گشاد بپوشم اما میترسم گنده دیده بشم اعتماد بنفسم پایین اومده و احساس میکنماون جوری که باید انرژی ندارم یا کم توان شدم مثلا زود خسته میشم یا کم میارم دلم میخاد پر انرژی باشم حسابی ،پر قدرت باشم قویباشم اندامم خیلی خیلی رو فرم و وزن ایده آلم و داشته باشم میخام ۱۰ کیلو کم کنم تا هرچی بخام و بپوشم و لذت شو ببرم اعتماد بهنفس داشته باشم فول انرژی سالم باشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزاده رحمانیان ثابت
      ۱۴۰۳/۰۲/۱۵ ۲۱:۴۱
      مدت عضویت: 859 روز
      امتیاز کاربر: 7480 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,203 کلمه

      چرا چاق هستم ؟ جالبه ، هیچ وقت به این سوال فکر نکردم . بعد از دیدن فایل اول ذهنم به شدت درگیر این سوال شده ، واقعا چرا چاق شدم و چرا چاق هستم . تا جایی که یادمه همیشه  دلایل مختلفی از اطرافیان در مورد علت چاقی ام شنیده ام ، مثلاً چون دو سال و شش ماه شیر مادر خورده ام باعث چاقیم شده ، یا چون غذای کمکی خوردم دچار چاقی شدم . یا چون خانواده مادرم سفید پوست و عموما چاق هستن این ارث از اون ها به من هم رسیده و چاق شدم یا نون و برنج باعث چاقی میشه ، تازه مدتی طولانی این جمله رو تکرار می‌کردم که من آب هم میخورم چاق میشم …. یادمه اولین جمله ای که در مورد زیاد غذا خوردن شنیدم مربوط به چهار یا پنج سالگیم بود . اون موقع ها برای غذا خوردن رو زمین می نشستیم . دور سفره نشسته بودیم ، من ، مامانم ، خواهرم و برادرم . من عادت کرده بوده که با همون سن کم خیلی صاف بشینم ، عادتی که الان متوجه میشم چقدر عالی بود ، برادرم که سیزده سال از من بزرگتر بود و اون موقع ها هفده یا هجده ساله بود چندین بار به مسخره گفت : آزاده صاف می شینه که غذا زیاد بخوره !!! 😔 و من با تمام بچه گیم و برای اینکه ثابت کنم این طوری نیست این عادت عالی رو تغییر دادم، این مطلب رو گفتم تا به خودم یادآوری کنم یک جمله اشتباه ولو خیلی کوتاه حتی اگر به شوخی مطرح بشه می تونن چه تاثیر مخربی در ذهن ناخودآگاه مون بزاره ، شاید جرقه اضافه وزن من از همون جا زده شد، اما تا جایی که یادم میاد حداقل تا ده سالگی اضافه وزن نداشتم . اما از ۱۱ – ۱۲ سالگی کم کم دچار اضافه وزن شدم ، سال اول راهنمایی مدرسه تیزهوشان رفتم ، اونقدر شرایط محیطی در اون مدرسه بد بود که دچار افسردگی شدم و از یه دختر شاگرد اول شاد و پر انرژی تبدیل شدم به یه دختر گوشه گیر و با افت شدید تحصیلی و تنها تفریحم شد ،غذا خوردن ، برای فرار از تنهایی و بی مهری معلم ها و همکلاسی هام به یک گوشه دنج پناه می بردم و غذا می‌خوردم . چه گرسنه بودم چه نبودم ، خوشبختانه سال دوم راهنمایی برگشتم مدرسه دولتی ، از نظر روحی خیلی بهتر شدم اما روند افزایش وزن ادامه داشت و همیشه این جمله سر سفره غذا از دهان مادرم خارج میشد ، کم غذا بخور ، اینو نخور و اونو نخور ، فرقی نمی‌کرد که مهمان داشتیم یا نه ، این جملات مدام مثل پتک تو سرم فرود میومد، جوری که علاوه بر مادرم بقیه هم به خودشون اجازه می دادن این جمله رو به زبون بیارن ، تا جایی که یه بار بچه خواهرم که ده سال از من کوچکتر بود با زبان بچه گیش بهم گفت خاله چقدر میخوری ، کم بخور …. حتی الان هم که دارم این مطالب رو می نویسم برام درد آوره …. 💔😔اولین تلاشم برای کاهش وزن حدود سن ۱۶ یا ۱۷ سالگی بود به توصیه یک پزشک زنان و من رژیم پروتئین گرفتم ، فکر می کنم ابتدای رژیم ۸۵ کیلو بودم اما با رژیم به ۶۱ کیلو رسیدم ، الان دیگه شده بودم بچه خوب که مورد تایید مامان هست اما حیف که این حس تایید مدت زیادی طول نکشید و با سرعت برق و باد برگشتم سر وزن اول و تحقیرها و گوشزد کردن  شام نخور ، نون نخور، برنج نخور و و و ….شروع شد و من تمام تلاشم رو میکردم که بتونم لاغر بشم اما دریغ از سر سوزنی تغییر…. در همین زمان ها بود که عادت بسیار بد ریزه خواری هم پیدا کردم … 😔  وقتی رفتم سرکار با پول اولین حقوقم رفتم پیش دکتر کرمانی اما اونقدر که رژیم گرفته بودم و ول کرده بودم سر یک ماه استپ وزنی کردم تازه جالب اونجا بود که پزشک مشاور تغذیه هم به جمع بازخواست کننده ها اضافه شده بود ، رژیم و تحت نظر بودن رو ول کردم چون از محدودیت بیزار بودم و هستم و حمایتی هم از طرف اطرافیان وجود نداشت ، همه اش تحقیر بود و تمسخر 😢 ، اما هر از گاهی باز هم وقتی از اضافه وزن خسته میشدم می رفتم سراغ رژیم چون راه دیگه ای بلد نبودم تا سال ۹۶ از طریق همکارم با یک قرص لاغری آشنا شدم که خودش هم استفاده کرده بود و نتیجه اش فوق العاده بود ، قرص رو تهیه کردم و خوردم ، تقریبا اشتهام به صفر رسیده بود ، روند کاهش وزن فوق العاده بود اما از عوارض قرص عصبی شدن و خشکی دهان بود که آزار دهنده بود اما به نظرم به کاهش وزن از ۷۸ کیلو به ۶۴ کیلو می‌ارزید . قرص ها تموم شد و اثرش در بدنم از بین رفت و دوباره روند چاقی شروع شد . دوباره قرص ها رو تهیه کردم اما در کمال ناباوری اثر اولیه رو نداشت در نتیجه رهاش کردم . حدود سال ۹۹  در کمال استیصال از اضافه وزنم در اینستاگرام پست های مختلف رو بالا و پایین میکردم که با یک پیچ لاغری با ذهن آشنا شدم . چون قبلاً با قانون جذب و قدرت ذهن آشنایی داشتم به نظرم جالب اومد. دوره رو تهیه کردم و تقریبا خوب هم پیش رفتم اما به دلایلی تمرینات رو رها کردم و دوباره برگشتم سر نقطه اول 🤦 تا یکی دو ماه اخیر که متوجه شدم در خواب دچار خر و پف شدم و این مسئله زندگی مشترکم رو هم تحت تاثیر قرار داده ،هفته گذشته  پیش دکتر رفتم و قبلش در اینترنت سرچ کردم و یکی از دلایل این موضوع رو اضافه وزن مطرح کردن. حقیقتش امروز که مورخ ۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۳ هست  و من ، آزاده ۴۲ ساله تصمیم گرفته بودم به دکتر بگم برای کاهش وزنم قرصی بهم بده و یه دکتر تغذیه بهم معرفی کنه و همزمان دنبال پیج قبلی لاغری با ذهن که عضوش بودم می‌گشتم که به صورت اتفاقی وارد پیج تناسب فکری شدم و مطالب اولیه رو مطالعه کردم . فایل مراقبه لاغری رو دیدم و بررسی چاقی و لاغری از منظری متفاوت به نظرم جالب اومد.  . احساس کردم در اوج استیصال و ناامیدی دری به روم باز شده . تعهدنامه رو در دفترچه یادداشتم نوشتم و میخوام به خودم متعهد باشم . نه به خاطر گرفتن تایید از دیگران ، بلکه به خاطر خودم و سلامت جسم و روح و روانم . و در کنارش لذت بردن خودم از اندامی متناسب. جالبه که بگم هیچ وقت در مورد این موضوعات با کسب صحبت نکردم و این اولین باره که این مطالب رو می نویسم همیشه این رفتارهای تلخ و تلاش های بی نتیجه فقط مثل یه نوار بارها و بارها در ذهنم تکرار میشد و هر بار احساس بسیار ناخوشایندی نسبت به خودم پیدا می کردم . الان  و در این لحظه احساس می کنم که باری از روی دوشم برداشته شده . امیدوارم اشتراک گذاری این مطلب بتونه کمکی بکنه به دوستان دیگه ای که به این مسیر قدم میزارن تا بدونن که تمام ما درد مشترکی داریم که کمک مون می‌کنه در این مسیر ثابت قدم گام برداریم ،  از اینکه مطلب منو مطالعه می کنید سپاسگزارم .🙏😌

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 34 از 7 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سید عیسی هاشمی
      سید عیسی هاشمی
      ۱۴۰۳/۰۲/۰۷ ۰۷:۵۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 61 کلمه

      سلام من 42سالمه . من یک ورزشکار حرفه ای بودم و تناسب اندام خوبی داشتم ولی متاسفانه درگیر اعتیاد شدم و خلیلی لاغر شدم . بخاطر اینکه دیگران و مخصوصاً همسرم بهم شک نکنند تمام تلاشم رو کردم که چاق بشم . الان خدارو شکر 10سال است که پاکم ولی چاقی داره آزارم میده . انشاالله با تغییر ذهنم لاغر میشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 18 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مریم گلی
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۵ ۱۸:۰۹
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 124 کلمه

      سلام.  45 سالمه…

      از کی چاق شدم؟؟ خیلی لاغر بودم.. اندامم خوب بود، خیلی حسرت هیکلمو میخوردن 

      اون روزها هم مث امروز اهل ورزش و رژیم نبودم، فقط فکرم درگیر چاقی نبود دوستان و اطرافیانم هربار با جملاتِ “یه روز بالاخره استخون میترکونی و چاق میشی” منو سیراب میکردن…

      از 37 سالگی وزنم بالا رفت .. الان منو میبینن با خوشحالی میگن دیدی توهم چاق شدی.

      ذهنم درگیر حرفهای اطرافیان بود و منو به چاقی کشوند و میخوام درستش کنم،میخوام ذهنمو ببرم به تموم اون سالهایی که لاغر بودم .. میخوام لباسهایی که دوستشون دارم رو بپوشم، میخوام کوه برم، دوچرخه سواری کنم بدون اینکه فک کنم چاقم… من لاغر میشم .. ذهن من از حالا به بعد درگیر لاغری هست. من قطعا به روزهای لاغری خواهم رسید.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 20 از 4 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بی همتا
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۵ ۰۷:۳۹
      مدت عضویت: 2398 روز
      امتیاز کاربر: 23233 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 739 کلمه

      با سلام.

      چرا من چاق شدم؟ 

      امروز قراره سفری داشته باشم به گذشته ی خودم .

      اولین جرقه های چاقی کی در ذهن من شکل گرفت .مشخصا نمیتونم بگم که دقیقا از کجا شروع شد ولی حرف هایی که یادم میاد رو مینویسم .

      هنوز مدرسه نمی‌رفتم یک روز داشتم با دوستم تو راه پله های خونه مون توپ بازی می کردیم ، توپ افتاد طبقه ی پایین و نوبت من بود برم بیارمش که دوستم گفت برو اینجوری لاغر میشی!!! 

      اینجا بود که برای من سوال شد چرا باید لاغر بشم؟؟

      عکس های بچگیم رو که میبینم کودک معمولی بودم از نظر سایز نه لاغر بودم نه تپلی ..وزن نرمالی داشتم ولی همه میگن تو از بچگی تپل بودی انگار یک برچسبی اگر بهت بخوره دیگه بقیه ول کن نیستن و تا همیشه اون برچسب روی آدم میمونه ..

      بعد که رفتم مدرسه داخل دفترچه بهداشت وزنم در سن هفت سالگی ۲۱ کیلو بود و وقتی دبستان رو تموم کردم ۵۱ کیلو بودم و اینجا دیگه نسبت به سنم واقعا چاق شده بودم.

      از حضور در جمع خجالت میکشیدم به خاطر اینکه لباس سایز و مناسب سنم نمیتونستم بپوشم باید لباس های زنونه تنم می کردم و اینجوری با من مثل بزرگترا برخورد میشد و من دلم میخواست بچگی کنم . قبلا مثل الان نبود که حتی سایز بزرگ هم تنوع زیاد داشته باشه شاید هم بود من ندیده بودم.

      خلاصه رسیدم به دوران راهنمایی و اولین بار رفتم پزشک تغذیه فکر کنم ۶۰ کیلو شده بودم..

      بعد چند ماه مقدار کمی کم کردم ولی دیگه ادامه ندادم. نمیدونم چه حکمتی بود هروقت من رژیم می گرفتم خونه پر میشد از خوراکی های رنگارنگ و مورد علاقه ی من! 

      همینجوری سرخود رژیم میگرفتم ول می کردم ، یکی دوبار دیگه به پزشک مراجعه کردم ، دستگاه دراز نشست خریدم، تو خونه ورزش می کردم ، باشگاه ثبت نام کردم ۳ ماه رفتم ، می رقصیدم،  خودم رو از خوردن محروم میکردم و گرسنگی های طولانی میکشیدم تا بلکه به آرزوی لاغری خودم برسم.

      روش های زیادی بوده که با خوشحالی و امید زیاد شروع کردم ولی ناامید و سرخورده یا من رها کردم یا بی نتیجه موندم. 

      اگر از پدر و مادرم بپرسم علت چاقی من چیه استخوان بندی و ارث رو دلیل عمده میدونن .

      ولی همیشه میگفتن تو اراده ی خوبی برای لاغر شدن داری شاید اونا هم موندن که چرا من‌نتیجه نگرفتم.

      قبل از اینکه از اطرافیان بازخورد چاقی بگیرم اصلا به شرایط جسمی فکر نمی کردم و پیش فرض ذهنم این بود که متناسب هستم و چیزی نیاز به تغییر نداره.

      ولی از جایی شروع شد که به من می‌گفتند رژیم بگیر ، تا جوانی سعی کن لاغر بشی بعدش چربی ها سفت میشه و نمیشه آبشون کرد و کلی حرف دیگه.

      مشکلاتی که چاقی در زندگی برای شما ایجاد کرده است را شرح دهید.

      مشکلاتی که چاقی ایجاد کرده مستقیم و غیرمستقیم زندگی من و حتی شخصیت و انتخاب های من رو تحت تاثیر قرار داده. 

      واضح ترینش در جسم و اینکه لباس مدل هایی که دوست دارم نمیتونم بپوشم و برای ظاهر خودم انتخاب آزادانه ای ندارم و در ذهن و شخصیت کمبود اعتماد به نفس و لایق ندونستن خودم برای خیلی چیزها هستش.

      در واقع چاقی خیلی محکم پاهاش رو گذاشته روی مسیر خوب زندگی کردن من! 

      و انتخاب های من رو محدود کرده . من رو خجالتی و کم رو کرده باعث شده نتونم حرفم رو بزنم فقط به خاطر اینکه از ظاهرم خجالت میکشم.

      در پذیرش خواستگار تردید میکنم چون دوست ندارم قضاوت بشم از اینکه بگن دختره چاقیه بدم میاد.

      چطور یک آدم چاق از خوردن ته مونده غذاها ترسی و خجالتی نداره منم از اینکه همیشه آخر باشم چیزی نصیبم نشه و در زندگی پیشرفت نکنم ، ترسی ندارم.

      این چاقی من رو عادت داده به رنج و طوری شده که از تغییر کردن میترسم شاید همین کلید چاق موندنم باشه من با رنجی که میشناسم راحت ترم تا تجربه ی شرایط بهتری که برام ناآشناست. 

      لاغری رو با تمام وجودم میخوام ولی ته قلبم و ذهنم ازش ترس دارم چون شرایط متفاوتی هستش که تجربه ای ازش ندارم.

      همین ترس و ریسک نکردن هم چاقی به من داده و من از حضور این مهمان در جسم و وجودم خسته شدم.

      در تحصیلات من هم تاثیر گذاشته، ادامه ی تحصیل در مقطع ارشد رو چون از صحبت در جمع میترسیدم رها کردم و خودم تعجب می‌کنم از رنجی که هرروز به جسم و روحم میدم ولی کاری هم برای تغییرش انجام نمیدم.

      میخوام این دفعه متفاوت باشه از هربار که تلاش کردم برای لاغری . و به امید خدا انشاءالله این بار موفق خواهم شد.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار فریبا
        ۱۴۰۳/۰۲/۰۱ ۲۳:۵۸
        مدت عضویت: 1418 روز
        امتیاز کاربر: 80490 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 86 کلمه

        سلام

        عزیزم در نوشته شما کمبود عزت نفس رو مبینم یسوال دارم تو پدر مادرتو رتو همینجوری ک هس دوس داری برات مهم نیس ک چاقه یا لاعره 

        اما در رابطه با خودت این عشق رو نداری من خودمم این چنینم امما بیا متفاوت عمل کن از اینرو ب خ خواستگارت نگ نگو چاقم ایندحرف تو نشون از درون تو داره ک پر از فقدان عشق ب خود هس ازروی خودت کار کن  و بعد وارد رابطه شو چن من خودم این راهورفتم و بیشتر وبیشتر غرق شدم 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۱ ۲۲:۴۳
      مدت عضویت: 1323 روز
      امتیاز کاربر: 85901 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 186 کلمه

      سلام دوست عزیز 

      با عرض پوزش من عادت ندارم جواب کسی رو ندم‌ نمیدونم‌ چطور ابن پبامک روندیدم  وچی زمانی آمده من اون ومتوجه نشدم 

      برای شما دوست عزیزم اروزی  باوره این مسیر  رو دارم‌ اون حس ناامید اون حس  که داری رومن داشتم  که تو این‌ مسیراول باوره کردم‌که واینجا آخرین مسیرو وتنها ترین مسیر هست که من‌با طی کردن لاغری رودریافت خواهم کرد

       ناامید نباش ادامه بده تلاش کن‌ باوره پیدا کن به اون باوره پربال  بده پروش بده نتیجه اگه با  عمل گرد ورفتار تغییر پیدا گرده میشه لاغری برای من بااین سن و مشکلاتی که توبخش سلامتی خود برای خودم ایجاد کردم و دارم‌ با کمک کرفتن ازخدایی خودم اون برطرف میکنم شد برای شما که خیلی جوان شاداب هستید اصلا هیچ کاری نداره حتما موفق خواهید شد

        لاغرشدن واسونترین کاره دنیا هست اگه فقط باور  کنید   

      احساس رو به هرنوع خوب کنید اول همه از خدایی خود درخواست کردید که حالا اینجا هستید خلاصه به نوعی راهنمایی شدید به این‌ مسیر اطمینان داشته باشید با بودن و استمرار داشتن ادامه دادن به نتیجه خواهید رسید

      خدا پشت. وپنا. هتون یا حق. حق. نگه دارتون  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Reza
      ۱۴۰۳/۰۱/۰۱ ۱۷:۵۹
      مدت عضویت: 1285 روز
      امتیاز کاربر: 26236 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,205 کلمه

      همیشه هر وقت به دنبال لاغری و تناسب اندام بودم اولین گزینه این بود چی نخورم چه رژیمی و چه ورزشی

       چرااا اینطور فکر میکردم؟؟؟

      چون نگاهی به اطرافم‌ می انداختم و فکر میکردم راه دیگه ای وجود نداره و خودم را ناتوان در اون روشها می دونستم و حتی جاهایی هم که اراده میکردم و نتیجه دلخواهم را کسب میکردم از ادامه دادن خسته میشدم چون محدود شده بودم 

      چون فشار بیش از اندازه به خودم میاوردم 

      ولی بهترین گزینه بهترین راه حل چیز دیگری بود

      سوال کردن

      بله درسته سوال کردن

      این سوال که اگر نتیجه داده بود چرا همیشگی نیست

       چرا با وجود ادامه دادن کلافه میشم خسته میشم و رها میکنم 

      چرا کسی جواب دائمی نگرفته 

      اگر جواب داده بود چرا هر بار روش دیگری ابداع میشه

       در صورتی که میتونه همان روش تقویت بشه 

      مثل گوشی های تلفن که همیشه اپدیت میشه

      پس اولین مرحله اینه که به دنبال راه حلی مناسب و تاثیر گذار باشم

       چه در تناسب اندام بلکه در تناسب افکار

      چرا در رسیدن به خواسته هامون ناتوان می شیم؟؟؟

      بخاطر اینکه از مسیر درستش حرکت نمیکنیم بخاطر ورودیهامون چون القا شده بود بهمون که چی درست هست و چی درست نیست 

      الان که در مسیر هستم در موقعیت هایی قرار میگیرم که میخواهم کاری را انجام بدهم ولی نتیجه از قبل در ذهنم نقش بسته بخاطر اینکه از قبل ورودی اش داده شده و من خودکار دارم براساس اون ورودی حرکت میکنم 

      پس من میام و شروع میکنم به ورزش و رژیم گرفتن ولی قبل از اینکه حتی شروع کنم میدانم که باز چاق میشوم

       چون بزرگترین داده ای که در ما ثبت کردن گزینه سختی و محدودیت هست 

      و از اونجایی که ذهنمون با این سختی و محدود شدن شدیدا مخالف هست پس دست به اقدام نمیزنه و هر کجا به اجبار و از طریق فیزیک کاری انجام دهیم باز هم خسته میشیم کم میاریم و به روال سابق برمیگردیم و بیخیال میشیم و خودمون را ناتوان میبینیم 

      ولی فقط باید ادامه داد در مسیر صحیح وقتی در مسیر صحیح حرکت کنی داری از زندگی لذت میبری 

      هر کاری یک استارتی داره مانند حرکت ماشین برای شروع فشار و دور موتور زیاد هست و حرکت کردن  کند ولی وقتی حرکت میکنی نیازی به هیچ کار دیگه ای نداری ماشین داره حرکت میکنه و کافیه فقط پامون کمی روی گاز باشه در مسیر لاغری هم همین طور هست 

      • چرا من چاق هستید؟

      از چه سنی چاقی شما شروع شد؟

      • خاطرات شما از چاقی چیست؟ 

      من در تناسب اندام کامل بودم ولی زمانی تحت تاثیر قرار گرفتم که فهمیدم لاغری مناسب نیست و همه از لاغری بد میگویند و لاغری را مسخره میکنند چون یاد گرفته بودم باب میل دیگران رفتار کنم و برای رضایت اونها نه اینکه بخواهم اونها را خوشحال کنم این خوشحال کردن دیگران برای من هیچ وقت اولویت نبوده ولی اینطور برداشت کرده بودم بلکه برای این بوده که دعوام نکند و بهم آسیب روحی وارد نشود و مورد توبیخ قرار نگیرم.

      این روند از دوران راهنمایی ام حدود ۱۴ سالگی برای من شروع شد و هنوز هم ادامه داره و هر بار هم تلاش برای لاغری میکردم باز با این جمله روبرو میشدم 

      حواست باشه از قیافه نیوفتی 

      و هر بار هم به نتیجه دلخواهم‌ میرسیدم 

      با این نظرات از اطرافیان مواجه میشدم 

      چیکار کردی حواست به خودت هست چی مصرف میکنی 

      وقتی کاری در نظرت اینقدر حقیر و زننده توصیف بشه که باعث میشه با افرادی مقایسه بشی که از جامعه طرد شده اند آیا میتونی ادامه بدهی

       ولی اصل داستان اینه که به خودم مطمئن هستم و برای دیگران انجام نمیدم

      دوست دارم مثالی بزنم که این را به خودم ثابت کنم که ذهن چطور آموزش دیده و تحت تاثیر قرار میگیره

       و از موقعی که در مسیر تناسب فکری هستم چقدر آسون و راحت این مسائل را تشخیص میدهم و به ارزش خودم پی میبرم که من برای خودم هستم و ارزشمندم

      حدود ۱۵ ماه هست که از طریق ذهن سیگار را ترک کردم خیلی آسون و راحت چندی پیش یکی از افرادی که مدت ها پیش بود ندیده بودم با هم ارتباط برقرار کردیم و خبر اینکه من سیگار را ترک کرده بودم بهش رسیده بود و از قبل از اینکه دوباره ببینمش مدام این در ذهنم مرور میشد که وقتی ببینمش چه عکس العملی نشون میده و چقدر ازم تعریف میکنه و چه اتفاقات جالبی میوفته 

      ولی دریغ از یک کلام که به ترک سیگارم ربطی داشته باشه

       و چندین بار در ذهنم مرور شد چه فایده هر کار کنی کسی ازت تعریف نمیکنه 

      و خوشبختانه با هدایت های خداوند و آموزش هام و آگاهی هام و در مسیر بودنم دریافتم که این بازی ذهن هست چون دوست داره ازش تعریف بشه و مورد تحسین قرار بگیره ولی با یک سوال درست و بجا کلا از دور خارج شد 

      و این سوال

      که آیا من بخاطر این شخص سیگار را ترک کردم که الان بخواهم بخاطر توجه کردن یا توجه نکردنش خوشحال یا ناراحت بشوم و تحت تاثیرش قرار بگیرم

      من برای خودم برای سلامتی ام این کار را انجام دادم و پاداشی که خداوند بهم داد این بود که در مسیر تناسب فکری قرار گرفتم با افتخار و قدرت

       و این جوابی هست که هر بار در موضوعات مختلف و بخصوص لاغری دارم به ذهنم میدهم که من برای خودم هر کاری هست انجام میدهم نه برای دیگران و کاملا به آرامش میرسم

      همین الان هم سرکارم از رئیسم و بالا دستم دارم میبینم که چطور با نفرات تازه وارد و حتی زیر دست برای اینکه دستوراتش و خواسته هایش را اجرا کنند چطور برخورد میکند با ایجاد ترس و توبیخ و این ضرب المثل که به مرگ بگیر و به تب راضی بشه

       خوب در لاغری و تناسب اندام من مدام پدرم بهم میگفت یه چیزی بخور استخوانهات زده بیرون بیمار میشی 

      یه چیزی بخور جون بگیری

      ما خوشمون نمیاد اینقدر لاغری باشی

      به حرف بزرگترت گوش کن اونها یه چیزی میدونند از تو تجربه بیشتری دارند

      ولی اگر تجاربشون تاثیر گذار بود خودشون بعد به دنبال این نبودند که دوباره بگویند لاغر بشو

      و همه این تاکید ها با حالت تهاجمی و فشار به صورتی که اگر چاق نشی دوستت نداریم و یا اینطور باهات برخورد میشه تا چاق بشی 

      پس به دنبال کسب رضایت دیگران شدم که طرد نشم و خدا را شکر میکنم که این باور به این صورت برام واضح شد که برای فرار از توبیخ شدن و مورد خطاب گرفتن دیگران با لحنی تند مجبور شدم چاق بشوم و دلیل چاقی ام را واصح درک کردم

      و این موضوع نه تنها در چاقی من تاثیر گذاشت بلکه فرآیندی در من ایجاد کرد که در تمام زندگیم اثر گذاشت در هر محیطی ایجاد شد و با هر شخصی 

      ولی الان برای خودم ارزش قائل شده ام خودم را دوست دارم و به خودم احترام میگذارم

      من همینی که هستم بهترینم  

      • مشکلاتی که چاقی در زندگی برای شما ایجاد کرده است را شرح دهید.

      چاقی باعث شده بود مورد تمسخر دیگران قرار بگیرم و اکثرا با این جمله روبرو میشدم که اول شکمش میاد بعد خودش میاد

       چند روز دیگه هم از در رد نمیشی 

      در مهمانی و جایی قرار میگرفتم خوراکی ها ازم قائم میشد و یا میگفتند به اندازه سهمت بردار 

      کیفیت دیگه برام مهم نبود 

      برای خودم ارزش قائل نبودم 

      ناراحت میشدم که چرا بهم تعارف نمیکنند

      چرا ظرف شیرینی را تا من حضور دارم برمیدارند 

      و تمام این موارد باعث ایجاد پرخوری در من شده بود و برچسب زدن به مواد غذایی 

      لباس به سایز نمیتونستم بپوشم و وقتی هم لباسی که میپوشیدم اولین جایی که نمایان بود و لباس را از حالت زیبایش خارج میکرد شکمم بود 

      ولی امروز با لاغریم تموم این موارد حذف شده و روز به روز همه چیز برایم زیباتر و بهتر میشه

      ۱۴۰۳.۰۱.۰۱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم