0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار میثم افشین
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۹ ۱۱:۳۰
      مدت عضویت: 794 روز
      امتیاز کاربر: 25065 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 343 کلمه

      بنام خداوندمهربان 

      ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده

      چرا من چاق شدم؟ من ازوقتی یادم میاد چاق بودم وهمه ی دوستان واطرافیان مرا بخاطر چاقی مسخره میکردن من چون پدرومادرم وخواهروبردارهام چاق بودن من هم فکر میکردم چاقی من ارثی هست من فکر میکردم چاقی من از کم تحریکی ونشستن زیاد هست ویکی دیگه از چاقی خوردن برنج وماکارونی ونون بود چاقی من بخاطر خوابیدن زیاد بود چاقی من ازخوردن شرینی زیاد خوردن بود اما از وقتی بااین سایت واموزش های استاد اشنا شدم همهی اینهارا گذاشتم کنار

      من برای اولین بار رژیم کانادایی 15روزه گرفتم وحدود8یا9کیلو کم کردم واما بعداز مدتی وزنم برکشت من هرجا درمورد لاغری میشنیدم زود میخردم من داروهایی گیاهی زیادی برای لاغری اسفاده کردم قهوه تلخ وچای سبز زیاد میخوردم من تقریبا پنج سال پیش از روبیکا رژیم گرفتم ودرشش ماه حدود بیست خورده ای لاغر شدم اما این رژیم اصولی نبود ومن مریض شدم کم خونی شدید گرفتم وحتی طحال وکیسه صفرا هم عمل کردن ودراوردن  ممن خیلی سختی کشبدم بابت چاقی من بخاطر چاقی حرفهای زیادی شنیدم من میخواهم بااین روش به امید خدا وبه کمک استاد لاغر بشم ولاغر بمونم اصلا حرف مردم برام اهمیت نداره من بخاطر خودم میخوام لاغر بشم من میخواملاغر ومتناسب بشم تا راه رفتن وپیاده روی برام راحت باشه من میخوام لاغر بشم تا از پله ها براحتی بالا وپایین برم من میخواهم لاغربشم تاازکوه براحتی بالا برم من میخواهم لاغربشم نادرماشین جای کمتری بگیرم وهمش حرف دیگران را درباره ی چاقی نشنوم من میخواهم لاغر بشم تا لباس های خوش رنگ ولباسهای که دوست دارم بپوشم وموقعی که میرم لباس بخرم هرلباسی اندازه ام بشه من میخوام لاغربشم وبه لذت وارامش برسم واعتماد به نفسم بالا بره من باشوق شور واشتیاق تا وقتی که به وزن ایده الم برسم این راه راادامه میدم وازاین راه لذت میبرم من دیگه ازچاقی ترس ندارم از خوردن ترس ندارم وخوردن زیاد را دلیل چاقی نمیدونم  الهی شکر بابت اینکه دراین راه هستم لاغرشدن اسانترین مار دنیا هست خدایاشکرت هزارن بارشکرت که دراین مسیر هستم 

      به امید لاغر شدن همه ی دوستان هم مسبر وخودم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ✨یکتا✨
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۶ ۱۵:۲۹
      مدت عضویت: 929 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 894 کلمه

      به نام الله

      سلام مجدد به تمام عزیزان🌿

      می‌خوام انشای چاقی خودم رو بنویسم امیدوارم که ان شاله گام اولم رو محکم برداشته باشم🌱

      • چرا شما چاق هستید؟
      • از چه سنی چاقی شما شروع شد؟
      • خاطرات شما از چاقی چیست؟
      • مشکلاتی که چاقی در زندگی برای شما ایجاد کرده است را شرح دهید.

      خب خب خب 

      من دلایل زیادی برای چاقی داشتم

      برای اینکه این مسیر رو یک بار دیگه قبلاً رفتم خیلی‌هاشون حذف شدن و اگر هنوزم به عنوان دلیل بهشون نگاه می‌کنم به نظرم دیگه اونقدر قدرت ندارند

      ولی حالا چون که این مسیر رو از صفر شروع کردم می‌خوام تمام دلایل صفر تا صد رو اینجا به خودم بدم

      • من چاقی رو به خاطر خوردن بیش از حد می‌بینم، بعضی وقتا انقدر حساس می‌شم که فکر می‌کنم حتی خود خوردن هم چاق می‌کنه
      • دلیل دوم کم تحرکی است
      • دلیل سوم داشتن استرس و عصبانیت 
      • بعضی وقت‌ها توی ذهنم این میاد که شاید به خاطر ژنتیک باشه چون خانواده خیلیاشون چاقن اما هنوز که هنوزه خیلی به این حرف باور ندارم از این بابت خوشحالم🥰 ولی بازم به عنوان دلیل آوردمش که بتونم محکم و قاطعانه براش دلیل نقض بیارم🥲
      • کرونا که باعث شد که من کم تحرک بشم😕

      خب من احساس می‌کنم که چاقی جدی من از همون زمان کرونا شروع شد که تا الان فکر می‌کنم

      ۵سال گذشته

      اما من توی این ۵ سال دائماً در حال کم و زیاد شدن وزن بودم

      بیشتر این سال‌ها رو توی وزن ۴۵ و ۴۸ گذروندم

      و بعدش که خیلی جدی تلاش کردم و آخرین تلاش من بود وزنم رو به ۴۰ رسوندم که بعدش از اون زده شدم و دیگه حالم خیلی خیلی بد بود که یک روز که داشتم توی اینترنت می‌گشتم تا یک روش آسون‌تری پیدا کنم تا از اون روش من درآوردی فرار کنم دیدم که نوشته لاغری با قدرت ذهن و من برای اولین بار در سال فکر می‌کنم ۱۴۰۲ با این واژه آشنا شدم و خیلی خوشم اومد اما خوب اضطراب داشتم یلی حساس شده بودم به خاطر اینکه خیلی به خودم سخت می‌گرفتم تا حتی یک گرم به وزنم اضافه نشه و یادم میاد که همیشه بعد از مدرسه سریعا مرکز بهداشت می‌رفتم تا وزنم رو هر روز بگیرم که مبادا به وزنم اضافه شده باشه

      اگر از سختی‌هایی که به خودم می‌گرفتم براتون بگم طمئنم خیلی تعجب می‌کنید که یه دختر بچه چطور می‌تونه اینقدر به خودش سخت بگیره

      اگه بخوام از بعد از لاغر شدنم بگم که می‌خواستم وزنمو ثابت نگه دارم من هر روز کر می‌کنم حدود ۱۳۰۰ یا شایدم بیشتر ولی فکر می‌کنم از هزار تا کمتر نبود دراز نشست می‌رفتم😓

      یادمه بعضی شب‌ها از شدت درد تمام بدن از خواب می‌پریدم و یادمه که هر وقت صبح روز بعد فرا می‌رسید احساس بدی داشتم چون می‌دونستم که دوباره قراره چقدر به خودم زجر بدم🥺

      قشنگ صحنه‌ها اومد جلوی چشمم که وقتی چشمم رو باز کردم نزدیک بود گریم بگیره که خدایا دوباره باید کلی زجر بکشم

      این واقعاً هدایت خدا بود که منو نجات بده از اون کارای مسخره

      من قبل از اینکه خودم رو به وزن شعر برسونم یادمه که تمام روز رو پیاده‌روی می‌کردم و نه صبحانه و نه ناهار و نه شام می‌خوردم

      یعنی اوایل که شروع کردم مثلاً دو تا سیب و خرما می‌خوردم

      اما هرچی که جلوتر رفتم سختگیرتر شدم و یادمه که بعضی وقتا شاید روزم رو کلاً با چند تا دونه خرما یا شایدم یه دونه خرما می‌گذراندم

      الان که داره یادم میاد می‌بینم که من چقدر به خودم ظلم کردم به خودم رو زجر می‌دادم

      نمی‌فهمیدم که بابا مشکل این جسم نیست مشکل مغزته که داره اشتباه فرمان میده مشکل اون افکار اشتباهیه که داخل مغز حس کردی که با این همه سختی بازم انتظارش مطابق میل تو نباشه

      من هدایت شدم به این مسیر

      مگه میشه آخه همینجوری یهویی با این مسیر آشنا بشم این چیزی نیست جز هدایت الله بزرگم که دید دارم خودم رو نابود می‌کنم و گفت این واقعاً می‌خواد برسه  پس هدایتش می‌کنم🥺❤

      یاد اون حرف افتادم که خیلی قشنگ بود و دلنشین

      اگر هر دری را پیوسته بکوبی بالاخره به روی تو باز خواهد شد و اگر خواسته‌ای داشته باشی. برایش تلاش کنی  بالاخره به آن خواهی رسید…

      من عاشقانه می‌خواستم و سیر اشتباه می‌رفتم و با این حالی که هدایت شدم دوباره هم قدردانی نکردم🥺

      اما حالا اینجا هستم تا تلاش کنم و به خودم بگم دختر دیگه وقت بچه بازی و گول زدن خودت تموم شده این بار قراره برسی به خواستت و باید براش تلاش کنی!!

      اصلاً اونی که شجاعه و میره توی دل ترسش میشه با خواسته‌هاش رسیده توی کارتونای بچگیمونم دیدیم و شاهد این موضوع بودیم

      پس حالا یا می‌میری یا به خواسته‌ات می‌رسی

      دختر یادته که قدر به خاطر چاقت مسخرت می‌کردن؟! چقدر تو سرت می‌زدن توی همه جمع‌ها تو مترسک بودی و هرچی دلشون می‌خواست بارت می‌کردن  یادته توی ماشین می‌نشستی 

      و اون لاغره بهت می‌گفت که تو چقدر جا می‌گیری

      تو با این چاقی خیلی مشکل داری و اینجا جاشه و باید بالاخره اونو از ریشه وجودت در بیاری و برای همیشه بندازیش بیرون

      درسته توی بچگی خیلی چیزا رو می‌شنیدی و فکر می‌کردی چاقی خوبه 

      فکر می‌کردی که اونی تپله بقیه بیشتر دوستش دارن و خوشگل‌تره

      برای همین افکاری که توی ذهنت تکرار می‌شد منتظر چاقی شدی و خوردنت بیشتر شد

      حتی توی خیال‌هات خودت رو چاق می‌دیدی

      اما حالا که چاق شدی فهمیدی که چه اشتباهی کردی

      دختر همه اون‌ها توی ذهنت بود لانم می‌خوایم از همون روش خیلی راحت‌تر از اون چیزی که فکر می‌کنی و خیلی سریع‌تر از اون چیزی که توی خیالاته به رویات برسی ،به خواسته‌ات برسی، به اصلت برسی

      تو می‌تونی اگه باور داشته باشی🌿

      یاعلی بگو و بلند شو 

      یاعلی مدد🌱

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Z@S
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۶ ۱۵:۰۹
      مدت عضویت: 786 روز
      امتیاز کاربر: 655 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      به نام خدا

      چرا چاق شده ام؟؟

      من از جایی که یادم می اید اضافه وزن داشته ام وحتی در دوران کودکی نسبت به خواهرهایم اضافه وزن بیشتری داشته ام و در دوران کنکور بیش از حد چاق شده بودم ولی وقتی وارد دانشگاه شدم بدلیل رفتار ها تصمیم گرفتم وطی6 ماه تقریبا20 کیلو کم کردم وروز به روز کمتر شد وزنم تا به وزن ایده الم رسیدم این وزن حدود1تا2 سال باقی ماند ولی بعد از ان دوباره اضافه وزن پیدا کردم ولی زیاد نبود بعد از اتمام دانشگاه به دلیل فشار روانی وغصه بیش از حد وافسوس خوردن دوباره چاق شدم ودوباره تصمیم گرفتم لاغر بشم ودوباره با استفاده از ورزش حدود15کیلو کم کردم ولی به وزن ایده الم نرسیدم واین وزن تا10 کیلو کم وزیاد میشود دارو های گیاهی هم گرفتم ولی با چن بار خورد ازش انقد حالم به هم میخورد که نتوانستم ازش استفاده کنم تا امروز6اسفند ماه ک تصمیم گرقتم ک وزن خودم رو به وزن ایده الم برسانم وچون قبلا به وزن ایده الم رسیدم مطمئنم این بار هم به همان وزن میرسم وخیلی زودتر از قبل به این وزن میرسم

      خاطراتم از دوان چاقی:اصولا درتمام خاطراتی که دارم یکسری حرف ها یکسان است اینه کم بخور خیلی چاقی یا مادرم وخواهر وبردارهایم منو سرزنش میکردن برای چاقی یا موقع غذا خوردن اذیتم میکردن با حرف هایشان یا این که وقتی مریض میشدم اگه یک درصد هم به چاقی مربوط نبود هم ربطش میدادند یا موقع لباس خریدن این ک چاق بودم ولباس کم پیدا میشد اذیتم میکرد یا موقعی که با دوستانم بودم وان ها به دلیل چاق بودنم ازم فاصله میگرفتن ورفتار هایشان ازارم میداد وهمیشه خودم رو به دلیل این اتفاقات سرزنش میکردم وحرفا ورفتارها باعث اذیت وازارم میشد به حدی که از خودم متنفر میشدم یا مپلا منو با کسانی که چاق هستند تو فامیل مثال میزدن ومیگفتن چون چاق هستی عاقبتت هم همونطوری میشه یا اگه خواستگاری میامد وبه هر دلیلی نمیشد چاق بودنم را را دلیل نشدن قرار میدادند وهمیشه منو سرزنش میکردن 

      دلایل چاق شدنم:انگیزه نداشتن،بی تحرک بودن،پرخوری وخوردن بیش از حد شیرینی،استرس داشتن

      مشکلاتی که چاقی برای من به وجود اورد:اعتماد به نفسم خیلی پایین اومد و از بقیه افراد حتی خانوادم دوری میکردم وکلا بیشتر اوقات زندگیم را داخل اتاق بودم از خودم متنفر بودم ودلیلی برای ادامه زندگی نداشتم حرفای بقیه خیلی روم تاثیر میزاشت وازارام میداد هر اتفاق ناخوشایندی که درزندگی میفتاد من خودمو سرزنش میکردم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ✨یکتا✨
      ۱۴۰۳/۱۲/۰۶ ۱۴:۲۹
      مدت عضویت: 929 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 438 کلمه

            به نام الله

      سلام خدمت تمام هم مسیری‌های گلم و استاد عزیز

      خدا رو بسیار سپاسگزارم که به من فرصتی دوباره داد تا بین شما دوستان عزیزم باشم و یک قدم دیگر به سوی زیبایی و نور بردارم🥰

      چند تا نکته در این گام گفته شد که حیف می‌دونم اگه اون‌ها دوباره مرور نشن و دوست دارم که اینجا بیام و بنویسمشون

      • مسیر لاغری همان مسیر چاقی است، فقط باید در جهت مقابل به حرکت خود ادامه دهیم
      • برای رفع هر مشکلی باید ابتدا مشکل و عوامل بوجود آورنده آن مشکل را شناسایی کنیم.

      پس برای رفع چاقی و لاغر شدن باید ابتدا دلایل چاقی را شناسایی کنیم.

      • پس همانطور که استاد توانستد با عمل کردن به روش ما چاق شوند، ما هم می توانیم با عمل کردن به روش استاد لاغر و متناسب شویم
      • نکته شگفت انگیز و امیدوار کننده این است که برای لاغر شدن نیاز نیست به اندازه سال هایی که چاق بوده اید، صبر کنید.

      لاغر شدن به مراتب سریع تر از چاق شدن است

      اما در این سریع بودن منطقی بودن را نیز مدنظر داشته باشید

      باور کنید لاغر شدن سریع از چاق شدن است.

      با هر سرعتی در مسیر لاغری حرکت کنید، بارها و بارها سریع از زمانی که چاق شده اید، لاغر شدن را تجربه خواهید کرد.

      پس با اشتیاق و احساس خوب قدم اول را بردارید.

      و چند تا نکته بود که توی فایل صوتی دریافت کردم و دوست داشتم که اون‌ها رو هم اینجا مرور کنم

      ما کلاً توی بحث لاغری با ذهن دو تا مبحث رو مورد بررسی قرار می‌دیم:

      1. چطور چاق شدیم و چرا چاق شدیم؟!(صورت مسئله)
      2. چطور لاغر شویم؟!(نتیجه)

      همه ماها بارها اومدیم نتیجه رو تغییر بدیم و دیدیم که نتیجه حاصل نمی‌شه هیچ ،حتی اگه اون روش رو رها کنیم خیلی با سرعت از وزن قبلیمون هم بیشتر چاق میشیم🥺

      این برای اینه که ما همیشه می‌خواستیم بیایم نتیجه رو تغییر بدیم و دنبال چطور لاغر شدن بودیم و هیچ وقت از خودمون نپرسیدیم که اصلاً چرا چاق هستیم

      یا شایدم بارها توی ذهنمون از خودمون پرسیدیم ولی به خاطر اینکه اطلاعات نادرستی به ما داده شده بود جواب‌های زیادی داشتیم که به این سوال بدیم

      مثل ژنتیک کم تحرکی خوردن و هر چیز دیگه‌ای

      اما حالا اینجا هستیم که جواب درست رو بدیم و بیایم اون رو تغییر بدیم که دیگه چاق نباشیم

      اگر می‌خوایم لاغر بشیم باید فعلاً دست از سر نتیجه برداریم و بچسبیم به اون صورت مسئله❗

      اگر می‌خواهید یک درخت تنومند از لاغری در خودتان به وجود بیاورید باید بذر لاغری را در ذهن خود بکارید و درخت چاقی را در ذهن خود از ریشه درآورید❗

      به این ترتیب قطعاً لاغر خواهید شد

      پس بیایم یه بار برای همیشه لاغر بشیم

      برای این کار لازمه که لاغری رو از ذهن خودمون شروع کنیم

      یاعلی مدد

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار الهه مومنی
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۸ ۰۱:۰۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 249 کلمه

      به نام خدا 

      چرا چاق شدم؟ از وقتی یادم میاد  هیکلم معناست و خوب بود و ازش راضی بودم اما وقتی که کرونا اومد من مجبور شدم حتی همون ورزش کمی هم که داشتم رها کنم و همیشه و 24ساعته بشینم پای کتاب و گوشی از راهنمایی تا کنکور به همین منوال گذشت و هر روز با این فکر که من به خاطر کم تحرکی دارم چاق میشم چاق تر شدم مادرم هم میگفت تو از کم تحرکی چاق شدی و باید ورزش کنی و برام نگران بود. اما من روز به روز که میگذشت و سنگین تر میشدم حس میکردم برام ورزش کردن سخته عاشق ورزشم اما انگار حال بلند شدن و ورزش کردن رو ندارم. با همین فکر هام هم تا الان 10، 11کیلو اضافه وزن داشتم. حتی جالبه من اصلا خوراک زیادی ندارم و همیشه هم کم میخورم یعنی بیشتر نمیتونم بخورم و از وقتی کم سن تر بودم هم همین قدر میخوردم و هیچ وقت هم خوراک ناسالمی نداشتم پس مطمعنم به خاطر خورد و خوراکم نیست که چاق شدم و شاید همین کم تحرکی بزرگترین علتشه و بعدش هم این فکر که من دارم چاق میشم چون همیشه یکجا نشستم. انشالله خدا توفیق بده با این دوره همراه بشم و پشتکار براش داشته باشن و بتونم  اون رویای هیکل و وزن متناسب رو به واقعیت تبدیل کنم و نگران این نباشم که لباسام دیگه برام اندازه نیستن و هیکلم از فرم در اومده و بتونم اون وزنی که هدفمه یعنی 56کیلو رو بدست بیارم.  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پریسا رهام
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۶ ۲۱:۰۰
      مدت عضویت: 933 روز
      امتیاز کاربر: 1880 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 354 کلمه

      سلام مجدد بعد گوش دادن 6 فايل تصمیم گرفتم دوباره برگردم و این 6 فابل ارزشمند و دوباره مرور کنم من هیچ عجله ای برای رسیدن به لاغری ندارم چون هربار با عجله خواستیم بهش برسیم با همون سرعت هم دوباره وزن کم کردیم.

      دلایل چاقی من :

      پرخوری 

      ازدواج 

      کم تحرکی 

      ول کردن باشگاه 

      در تاریخ 1401 اینا دلایل چاقی من بودن حس میکردم وجود اینا در زندگی من باعث ایجاد چاقی در من شده است به خاطر لطفی که خدای مهربانم به من داشت بدون این که تلاش زیادی برای لاغر شدن از روش های اشتباه بکنم با استاد عطاروشن عزیز آشنا شدم و باشوق و اشتیاق فراوان شروع کردم به گوش دادن فابل ها هدف من اون تایم کاهش ده کیلو وزن بود و من به لطف شما و اراده خودم از وزن 79 به وزن 69 رسیدم 😍💪

      همه چی خیلی خوب و عالی بود تا رسید به دوران بارداری خب بارداری و اضافه وزنش دیگه 😮‍💨

      اما با هرگله که از اضافه وزنم داشتم حرف همه افراد این بود بابا بچه شیر می‌خوره لاغر میشی یا بزرگ میشه شلوغ میکنه لاغر میشی .خب برا من برعکس شد 😅نه دخترم شلوغ بود نه شیر می‌خورد. پس چاق شدن در من یک امر طبیعی بود من باور داشتم با شیر خوردن شلوغ کردن دخترم چاق میشم ولی خب نشد و من بعد زایمان در وزن 85 گیر کردم چون برای چاق بودن خودم دلیل داشتم ولی هیچ دلیلی برای لاغر شدن نبود🥲

      چاقی سختی های فراوانی داره از یه جایی بهت ضربه میزنه و ترو ناتوان جلوه می‌ده میاد اعتماد به نفستو ازت میگیره و ترو گوشه گیر میکنه باعث میشه از خودت بی زار بشی هر بار سراغ لباس جدیدی میری با حسرت نگاه میکنی چون سایز تو نیستن یا لباسی که خیلی دوست داشتی به دلیل چاق شدنت دیگه اندازت نیست با هر تکون خوردنت آویزون بودن بازو شکم همه اینا احساس منفی در وجود ما ایجاد میکنه🥲

      اما زمان این حس های پوخ و تو خالی گذشته من قوی تر از هر زمانی با انگیزه فراوان قدم در مسیر لاغری گذاشتم و خودمو از بند چاقی رها میکنم حق من یک زندگی عالی با یک جسم متناسب است😍

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار NewStyle
      ۱۴۰۳/۱۱/۲۲ ۱۴:۰۴
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 187 کلمه

      با عرض سلام و وقت بخیر خدمت جناب عطار روشن و همه دوستان گرامیمن بچگیِ لاغری داشتم و حتی استخونی!😂 اما تا جایی که یادم میاد از زمانی که مقاطع حساس و استرس زای دوران زندگی من شروع شد، چاق شدنم هم شروع شد، دوران راهنمایی با تغییر مقطع در یک مدرسه ی سخت گیر که همش میخواستم بیست بگیرم!، استرس‌های من زیاد بود و به تبعش برای آروم کردن خودم خیلی میخوردم و تندتند! دوران کنکور همینطور، دوران دفاع کارشناسی و آخرین بار هم بعد از ازدواج.. توی همه ی این چند مقطع غیر از آخری تونستم با رژیم گرفتن چیزی بین 10تا20 کیلو کم کنم، اما این سری هربار یه داستانی میشه که نمیتونم به رژیم و ورزش متعهد بمونم، و زیاد و تند غذا میخورم! یه مدت اعتیاد به سفارش فست فود از اسنپ فود پیدا کرده بودم که خداروشکر یک ماهی هست برطرفش کردم ولی خب همچنان نتونستم وزن کم کنم. قبل از عادت ماهانه هم به شدت دچار ولع شیرینی میشم! امیدوارم همه مون بتونیم با آموزش های جناب عطار روشن و روش لاغری با ذهن به تناسب اندام و سلامتی برسیم💪

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مینا خراسی
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۷ ۱۲:۲۴
      مدت عضویت: 635 روز
      امتیاز کاربر: 1320 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 75 کلمه

      سلام وقت بخیر

      من از بچگی تپل بودم و وقتی به گذشته نگاه میکنم تنها چیزی که برام خیلی بولد بود این بود که من هر چی میخوردم اطرافیانم از سر شوخی بهم میگفتن نخور چاق میشی و فک میکنم اون موقع ها من این حرف ها رو جدی گرفته بودم و باورم شده بود ولی کلا در حالت عادی آدمی نبودم که زیاد میخوره، الان بعد چند سال فهمیدم همش از باورهای ذهنی ام بوده.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار محمد صادق
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۳ ۲۰:۴۰
      مدت عضویت: 2374 روز
      امتیاز کاربر: 1024 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,556 کلمه

      سلام خدمت استاد عطارروشن عزیز و همه‌ی همراهان گرامی.

      در جواب به این سوال که به این فکر کن که موضوعی باعث چاقی شما شده، از جه زمانی چاقی شما شروع شده، چرا شما چاق هستید، چه خاطراتی از چاق شدن دارید و چه مشکلاتی با چاق شدن داشته اید و در کل «یک انشا در مورد اینکه چرا من چاق هستم» بنویسید، باید خدمتتون بگم که چاقی من از زمان دانشگاه شروع شد، من در دوران کودکی و مدرسه و دبیرستان فرد متناسبی بودم و اعتقاد بر این بود که هر چی بخورم چاق نمیشم و واقعا هم همینطور بود اما اطرافیان مرتب نگران چاق تر شدن خودشون بودن و کم کم در دانشگاه من حس کردم دارم وزن پیدا میکنم و با ورزش سنگین خودم رو متناسب نگه داشتم و به زیبایی اندام هم به خصوص در بالاتنه رسیدم و حسابی بدن خوش فرمی درست کردم و حتی سیکس پک بودم و بازوها سینه‌ کول ها و بدنم کاملا به شکل هفتی بود و خیلی فوق العاده شده بودم ولی مسئله‌ای که وجود داشت این بود که من باید هر روز چند ساعت ورزش میکردم و فشار به خودم می‌آوردم و مشکل بزرگ و اصلی‌ام این بود که از نظر روانی دچار مشکل بودم و با اینکه احساس خوب رو در خودم ایجاد میکردم ولی ذهنم بسیار شلوغ بود و افکار زیادی داشتم که در هنگام ورزش به جای اینکه آرام‌تر بشم متشنج‌تر میشدم و سر همین موضوع عدم تعادل روانی که با آموزش‌های کنترل ذهن هم نتونستم به صورت کامل درمانش کنم جهان و خداوند من رو مجبور به مراجعه به دکتر کرد (چون من بر این باور بودم که بدن من همه‌ی امکانات لازم برای درمان خودش رو داره و نسبت به قرص خوردن مقاومت شدید داشتم ولی هر کاری هم روی ذهنم کردم از نظر روانی مسئله حل نشد و دیگه خداوند مجبورم کرد که برم دکتر) ایشون هم برای من قرص‌ نوشت و گفت عدم تعادل دوپامین در مغزت باعث این موضوع در روان تو شده و پس از مصرف طی یک دوره زمانی تعادل روانی به من برگشت و اون همه مسئله‌ی افکار نامناسب حل شد و برخی از قرص ها قطع شده و الان چند دانه مصرف میکنم و در تعادل روانی هستم و این موضوع خیلی برام چالش برانگیز بود چون من واقعا نسبت به قرص مقاومت داشتم ولی باید تسلیم هدایت خدا برای حل این مسئله میشدم. بعد از شروع مصرف این دارو من ورزش رو هم خودکار کنار گذاشتم و از اینکه انقدر باید اراده خرج میکردم و هر روز ورزش میکردم دور شدم و پس از گذشت یک الی سه سال من وزنم بالا رفت و شکم پیدا کردم چیزی که در زندگیم تجربه‌اش نکرده بودم چون به ورزش سنگین خودم رو متناسب نگه میداشتم. پس میتونم بگم که چاقی من از دوران کنار گذاشتن ورزش طی همین دو ساله ایجاد شد و البته قبلا هم درکنار ورزشم یک مدت کوتاه آموزش های لاغری با ذهن رو دنبال کرده بودم اما اونقدر جدی نبودم چون وضعیتم جدی نبود اما الان به دلیل مسائلی که چاقی برام ایجاد کرده تصمیم گرفتم که روند رو تغییر بدم و البته این موضوع رو هم بگم که ابتدا امسال (۱۴۰۳) من یک سری آگاهی‌های دوره قانون سلامتی استاد عباس منش رو انجام دادم و بسیار لاغر شدم و سلامتی بسیار خوبی رو هم تجربه کردم و تمام جوش های بدنم هم رفت و صورت و موهام دیگه اونقدر چرپ نمیشد اما به دلیل اینکه هزینه زیادی این دوره داره و باید کربوهیدات و قند حذف بشن و گوشت جایگزین بشه من دیدم توان مالی اش را حداقل الان ندارم بنابراین مجبور شدم اون سبک تغذیه رو کنار بگذارم و الا از همون روش نتیجه گرفته بودم ولی تا حل مسئله مالی نمیتونم اون مسیر رو ادامه بدم به همین دلیل یادم به آموزش‌های لاغری با ذهن اتفاق افتاد و گفتم من میتونم با این روش بدون هزینه زیاد حداقل تناسب اندام رو در خودم ایجاد کنم. اینکه چه خاطرات و مشکلاتی از چاقی دو ساله اخیر دارم این هست که من به دلیل اینکه کارم با کامپیوتر هست ساعت‌های زیادی باید پشت کامپیوتر بشینم و کارهام رو انجام بدم و از موقعی که چاق شدم نمیتوانم پشت سیستم صاف به مدت طولانی بشینم و همیشه کمرم خم میشه و ین خوب نیست و همچنین استخوان نشیمنگاهم که فکر کنم بهش دنبالچه میگویند بسیار درد میگیرد درصورتی که وقتی لاغر بودم اصلا خبری از این موضع نبود و همچنین احساس میکنم که نمیتوانم راحت بشینم و بلند شوم و فشار زیادی به پاهایم می آید و به نفس نفس زدن می افتم و این از زمان چاقی بوجود آمده است. همچنین به شدت عرق کردنم زیاد شده است و یک پیاده روی معمولی هم که میکنم کلی عرق میکنم درصورتی که قبلا اینطور نبود. هم اینکه از نظر ظاهری بسیار شکمم بزرگ شده و این برای منی که سیکس پک بودم درد آور هست و احساس میکنم فرم بدنی زیبایی که میخواستم را ندارم، همچنین نگران بیماری‌هایی مانند قند و فشار و .. هم هستم چرا که استاد عباس منش گفته بود که اگر سبک غذاییتان را درست نکنید ممکن است با این بیماری ها رو در رو شوید و منی که اصلا نگران بیماری نیستم باعث شده کمی نگران بشم در مورد سلامتی ام. همچنین چاقی این مسئله را برایم ایجاد کرده که بعد از پیاده روی پاهایم درد میکند و من تا به حال پا درد تجربه نمیکردم و اصلا حس نمیکردم چنین موضوعاتی را و الان میفهمم اطرافیانم که چاق بوده اند چقدر در این سالها به خاطر این موضوع اذیت شده اند و خودم را به این شکل تصور میکنم که با حل مسئله چاقی الگویی خواهم شد برای انها اگر خداوند هدایتشان کند آنها هم همین مسیر را بروند و از این مسائل مشکلات و کمر درد و پادرد هایی که دارند فاصله بگیرند. مسئله دیگری که چاقی برایم ایجاد کرده است پر بودن همیشگی معده و به قولی فشار شکم هست که من احساسش میکنم انگار در تمام طول روز فقط میخواهم بخورم و به نظرم این میزان از خوردن اصلا طبیعی نیست. در مورد این موضوع که چرا من چاق شده ام؟ دلایل زیر به ذهنم می آید که دلیل چاقی من خوردن بیش از حد هست، خوردن کیک و شیرینی هست، خوردن میوه هست، خوردن نان و برنج و حبوبات و به طور کلی کربوهیدرات هاست.. خوردن نودل و ماکارانی ایست، دلیل چاقی من ورزش نکردن هست، دلیل چاقی من اشتها زیادم هست، دلیل چاقی من حضور در خانواده ایست که هیچکدام یک از اعضا آن متناسب نیستند و همه به صورت کمتر و بیشتر چاق هستند و اضافه وزن دارند، دلیل چاقی من خوردن مواد قندی ایست مانند شکر و قند و شکلات و ..، دلیل چاقی من قرصی ایست که دکتر به من داده و بعد از آن باعث شده است که من چاق شوم و از ورزش کردن دور بی‌افتم، دلیل چاقی من باورهای محدود کننده‌ای هست که استاد عباس منش در فایل‌های هدیه‌ای که قانون سلامتی بیان کرده هست در مورد مواد قندی که باعث اضافه وزن و عدم سلامتی می شود چرا که من قبل از این آگاهی‌ها انقدر چاق نبودم اما بعد از باور کردن آن صحبت ها و کنار گذاشتن روش استاد عزیز این اتفاقات در جسمم افتاد، موضوعی که باعث چاقی من شده است بی اراده بودنم در خوردن هست و بیش از حد میخورم، موضوع من در چاقی طرز فکر اطرافیانم هست که هر نوع غذایی رو مصرف میکنند و آن را هم به من میدهند تا مصرف کنم و این اتفاق بیفتد، موضوعی که باعث چاقی من شده است موضوع چاقی من صنعت غذا هستند که باعث شده اند ما مرتب بخوریم و بخوریم، این موضوع باعث چاقی من این هست که همیشه هوس غذاهای متنوع میکنم و نمیتوانم جلوی خودم را بگیرم، این موضوع باعث چاقی من شده است که فلان آدم نمی گذارد من روزه بگیرم و اراده‌ام را نسبت نخوردن تقویت کنم!! این موضوع باعث چاقی من شده است که الگوگیری اشتباه دارم و به جای اینکه مسیر خودم را ادامه بدهم به خودم گفته ام که بین این همه آدم چاق شده اند و تو این اتفاق برایت خواهد افتاد، این موضوع باعث چاقی من شده است که آدم های چاق را در زمان لاغری اشتباه قضاوت میکردم که چقدر بی عرضه هستند، این موضوع باعث چاقی من شده است که مرتبا ویدیوهایی که در مورد غذا خوردن هست را دنبال کرده ام، این موضوع باعث چاقی من شده است که همواره به خودم در آینه نگاه میکنم و میگم بازم چاق تر شدی و بهش توجه زیاد میکنم، این موضوع باعث چاقی من شده است که پذیرفته‌ام که شرایط زندگیم را خودم خلق نمی‌کنم و عوامل بیرونی دخیل هستند یا ضعف خودم (غرور بی جا، توجه به ناخواسته‌ها، عدم کنترل ذهن در شرایط مختلف) باعث شده است که دچار این چاقی و اینجور موضوعات شوم، این موضوع باعث چاقی من شده است که من تحرک سنگین ندارم درصورتی که من هر روز پیاده روی دارم نه برای لاغری برای اینکه حالم خوب میشود و سطح انرژی‌ام بالا میرود و ذهنم بهتر کار میکند.. خیلی فکر کردم در جلسه اول و تا این اندازه به ذهنم رسید که فرمول‌های ذهنی غلطم را بنویسم.

      امیدوارم هم برای خودم و هم برای دوستان عزیز راهگشا باشه. بهترین‌ها رو از خداوند براتون میخوام امیدوارم برکت و ثروت سلامتی و عشق و انرژی مثبت روز به روز در زندگیتون بیشتر و بیشتر بشه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهرا شاد
      ۱۴۰۳/۱۱/۱۳ ۱۰:۵۴
      مدت عضویت: 635 روز
      امتیاز کاربر: 8645 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      محتوای دیدگاه: 104 کلمه

      سلام استاد عزیز 

      چیزی که به خاطر دارم اینکه کلا چون خانواده ی پدری ام تقریباً بیشترشان چاق هستن و من هم انگار باورم شده بود که این ارثی و باید اینطور باشم و اینکه من دارو یا قرص چیزی نخوردم اما رژیم های سختی گرفتم در زمان بچگی و خیلی اذیت میشدم و دیگه دست از تلاش بر داشتم و باورم شده بود اما خیلی جالبه استاد که برادر خودم لاغره !! و همش با خودم میگفتم چرا داداشم لاغرها یا اون فلانی  توی فامیل لاغره اما متوجه نمی‌شدم  و الآن هم هدفم اینکه انرژی بیشتری داشته باشم و لذت بیشتری ببریم از زندگیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم