این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱
✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسه بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) عمیقتر به دلایل ریشهای چاقی میپردازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

• چرا شما چاق هستید؟
من چون مدتیه رو خودم کار میکنم خب شاید جوابم به این سوال متفاوت باشه نسبت به بقیه، خب من خودم الان فکر میکنم علت چاقیم ذهنیه یعنی من زمانی که میخواستم لاغر کنم مطالب کالری شماری و مطالبی که غذاها رو تو ذهن من بد میکردن رو میخوندم مثلا میگفتن فلان چیز چاق میکنه این نمیکنه و این باور رو آدم میگرفت که من تو این دنیا سهم و حق آزادانه غذا خوردن ندارم، من همهاش این مطالب رو میخوندم که یاد بگیرم رژیم بگیرم ولی اینا باعث شدن من حسم نسبت به غذاها بد شه، حسم نسبت به بدنم بد شه چون فکر میکردم بدنم باهام دشمنه و تقصیر اونه که مجبورم این محدودیت ها رو تحمل کنم، و چون اون زمانا به حرف اطرافیان اهمیت میدادم حسم نسبت به خودم بدتر میشد، و دیگران همیشه یه سری دلایل میاوردن مثلا میگفتن تو ژنت اینه یا تحرکت کمه یا حرفای دیگه، بعد من اینارو باور میکردم خب خیلی ذهنم محدود تر میشد فکر میکردم زندگی برای ادمای چاق خیلی سخته چون هی باید غذاشونو بشمارن، بخوام خلاصهش کنم میگم که این جریانات باعث شد ذهنیت چاق کننده تو من پررنگ تر شه و علت چاقیم رو این میدونم. و بنظرم جز باور های چاقی هیچ چیز دیگه ای نیست چون من همهی رژیما رو خودم مطالعه و اجرا کردم و همهشون بی اثرن و حتی از یه جا به بعد معکوس عمل میکنن.
• چاقی شما از چه سنی شروع شد؟ و خاطرات شما از چاقی چیست؟
این دو سوال رو باهم جواب میدم. اصلاا هیچی یادم نیست راجع به چاقی بهم گفته باشن یا خاطره خاصی یادم نیست ولی از ۸ سالگی شروع شد یعنی عکسامو که نگاه میکنم تا ۷ سالگی متناسب بودم، ولی ۸ سالگی به بعد تپلتر شدم و از طریق حرفهای دیگران فهمیدمکه چاقی چیه و من چاقم، ولی خب چون ذهنیتی راجع به چاق و لاغر شدن نداشتم زندگی گذشت تا ۱۱ سالگی که دکتر تغذیه رفتم یه مدت انجام دادم یکم لاغر شدم و رها شد چون اون زمانا خانواده مدیریت میکردن این موضوع رو ولی هی که کم کم بزرگ میشدم میدیدم نه اوضاع جدیه هی بهم میگن باید لاغر شی و خودم به فکر افتادم، توی اینترنت جستوجو میکردم راجع به رژیم های مختلف و علت چاقی مثلا مینوشتن بخاطر کالری یا تیروئید کم کار یا متابولیسم و ایناست (البته الان از نظرم این حرفا توهمه) هی هرچی یاد میگرفتم یا دارو و دمنوش میخریدم اجرایی میکردم و خوب کم میکردم ولی هیچوقت به اندام لاغر نمیرسیدم فقط کوچیک تر میشدم ولی بازم شکم و چربی داشتم، دیگه تو سن ۱۷ سالگی کم خوردن اینا روم اثر نداشت فهمیدم فایده نداره افتادم دنبال راه های عجیب غریب که خیلی طولانین، دیگه الان که ۲۲ سالمه تازه یکساله با مسائل ذهنی اشنا شدم فهمیدم جریان چیه!
• مشکلاتی که چاقی در زندگی برای شما ایجاد کرده است را شرح دهید.
عقب افتادن از زندگی و اهدافم و از دست دادن زمان های باارزشم. باعث شده احساس بی ارزشی و کمبود اعتماد بنفس کنم و احساس بی قدرتی و ناتوانی تو زندگی. احساس قدرتم رو تو زندگی از دست دادم
سلام به همه دوستان عزیزم
خدارو سپاسگزارم که دوباره این فرصت به من داده شد که بتونم از طریق این دوره آموزشی تغییرات عالی ایجاد کنم و امیدوارم همه مون بهترین نتیجه بگیریم
چرا چاق هستیم؟
این سوال واقعا تنها شوالیه که هر روز توی این مسیر از خودم میخوام بپرسم چی شد که اینجوری شد چی شد که آنقدر تغییر به وجود اومد من یادم میاد تا ۹ سالگی یا همین حدود من خیلی لاغر بودم خیلی متناسب بودم و این واقعا حالمو خوب میکرد ولی نمیدونم یهو چی شد که از ۱۰ ۱۱ سالگی کم کم کم اضافه وزن اومد سراغم الان که فکر میکنم میبینم اون موقع که کوچیک بودم نه میدونستم چاقی چیه نه لاغری چیه واقعا برام فرق نداشت و زمانی که مزخرفات و چرت و پرتی هایی که اطرافیان توی مهم کردن قبول کردم کم کم شروع کردم به تغییر
قبول کردم این دروغ که ژنتیک تو به مامانت کشیده پس چاقی
قبول کردم که تو فلان خوراکی میخورم پس چاقی
قبول کردم که تو اگه این رویه پیش بگیری چاق میشی
یه جوری تو محمد رفت و من قبولش کردم انگار گفتن تنها راه چاره اینه که چاق بشی انگار پات نوشتن سرنوشت توجه
این مزخرفات و چرت و پرت ها باعث که ترموستات وزن من تغییر کنه باعث شد تصویر ذهنی من تغییر کنه(توی ۹۵ درصد مواقع نباید حرف والدین گوش کرد،من تو زندگیم به این رسیدم)
حرف کسیو گوش کنید که چیزیو که میخواید داره شما لاغری میخواید برید ببینید لاغرا چی میگین اصن قبول نمیکنن این حرف های مارو درباره غذا ها مواد غذایی و هر چیزی دیگه ای رو
وقتی شروع کردم به قبول کردن این داستانا کم کم بدنم به باور هام واکنش نشون داد
بعد شد حدود ۱۱ سالم که خانواده منو فرستادن بسکتبال به امید اینکه لاغر بشم ولی اینو باید بگم که برای لاغری باید مسیری چاقی دور زد به سمت خانه یعنی لاغری یه تناسب یعنی اونی که خدا از همون اول تو سرنوشتم گذاشته
روزگار گذشت و گذشت تا اینکه نوبت به کنکور من رسید و توی این سالها هی وزن کم میکردم هی زیاد میکردم هی کم میکردم هی زیاد میکردم
و دو سال درگیر کنکور شدم و ذهنم با بهانه اینکه کنکور داری و همش باید درس بخونی و تحرک نداری درخت چاقی هی تو ذهن من پربار تر کرد ولی بار کرد در هر ثانیه بدن آنقدر سوخت و ساز داره که ما نمیتوانیم حساب کنیم
و بعد از کنکور به بیشترین وزن رسیدم و هی بیشتر تا اینکه به زور با ورزش خواستم تغییر ایجاد کنم که یخورده فایده کرد ولی ذهنم همون سر جای قبلی بود و میخواست وزن برگردونه تا اینکه با این دنیا آشنا شده
خاطرات شما از چاقی چیست؟
غر غر های پدرم و مادرم که دوباره برات لباس گرفتیم تنگ شد
اینکه یحورده میدویدم نفس نفس میزدم
اینکه عزت نفس و اعتماد به نفسم داغون شده بود
اینکه چقدر لباس خواستم بخرم حرف شنیدم
چقدر خواستم کارهای مختلف انجام بدم گفتن چاقی نمیشه
چقدر آرزو به دل موندم ورزش های که میخوام انجام بدم
چقدر دلم میخواست تیپ ولباسی که میخوام بپوشم
اینا که گفتم هم مشکلات بود و هم خاطرات
بنام خداوندمهربان
ای که مرا خوانده ای راه رانشانم بده
چرا من چاق شدم؟ من ازوقتی یادم میاد چاق بودم وهمه ی دوستان واطرافیان مرا بخاطر چاقی مسخره میکردن من چون پدرومادرم وخواهروبردارهام چاق بودن من هم فکر میکردم چاقی من ارثی هست من فکر میکردم چاقی من از کم تحریکی ونشستن زیاد هست ویکی دیگه از چاقی خوردن برنج وماکارونی ونون بود چاقی من بخاطر خوابیدن زیاد بود چاقی من ازخوردن شرینی زیاد خوردن بود اما از وقتی بااین سایت واموزش های استاد اشنا شدم همهی اینهارا گذاشتم کنار
من برای اولین بار رژیم کانادایی 15روزه گرفتم وحدود8یا9کیلو کم کردم واما بعداز مدتی وزنم برکشت من هرجا درمورد لاغری میشنیدم زود میخردم من داروهایی گیاهی زیادی برای لاغری اسفاده کردم قهوه تلخ وچای سبز زیاد میخوردم من تقریبا پنج سال پیش از روبیکا رژیم گرفتم ودرشش ماه حدود بیست خورده ای لاغر شدم اما این رژیم اصولی نبود ومن مریض شدم کم خونی شدید گرفتم وحتی طحال وکیسه صفرا هم عمل کردن ودراوردن ممن خیلی سختی کشبدم بابت چاقی من بخاطر چاقی حرفهای زیادی شنیدم من میخواهم بااین روش به امید خدا وبه کمک استاد لاغر بشم ولاغر بمونم اصلا حرف مردم برام اهمیت نداره من بخاطر خودم میخوام لاغر بشم من میخواملاغر ومتناسب بشم تا راه رفتن وپیاده روی برام راحت باشه من میخوام لاغر بشم تا از پله ها براحتی بالا وپایین برم من میخواهم لاغربشم تاازکوه براحتی بالا برم من میخواهم لاغربشم نادرماشین جای کمتری بگیرم وهمش حرف دیگران را درباره ی چاقی نشنوم من میخواهم لاغر بشم تا لباس های خوش رنگ ولباسهای که دوست دارم بپوشم وموقعی که میرم لباس بخرم هرلباسی اندازه ام بشه من میخوام لاغربشم وبه لذت وارامش برسم واعتماد به نفسم بالا بره من باشوق شور واشتیاق تا وقتی که به وزن ایده الم برسم این راه راادامه میدم وازاین راه لذت میبرم من دیگه ازچاقی ترس ندارم از خوردن ترس ندارم وخوردن زیاد را دلیل چاقی نمیدونم الهی شکر بابت اینکه دراین راه هستم لاغرشدن اسانترین مار دنیا هست خدایاشکرت هزارن بارشکرت که دراین مسیر هستم
به امید لاغر شدن همه ی دوستان هم مسبر وخودم
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام مجدد به تمام عزیزان🌿
میخوام انشای چاقی خودم رو بنویسم امیدوارم که ان شاله گام اولم رو محکم برداشته باشم🌱
خب خب خب
من دلایل زیادی برای چاقی داشتم
برای اینکه این مسیر رو یک بار دیگه قبلاً رفتم خیلیهاشون حذف شدن و اگر هنوزم به عنوان دلیل بهشون نگاه میکنم به نظرم دیگه اونقدر قدرت ندارند
ولی حالا چون که این مسیر رو از صفر شروع کردم میخوام تمام دلایل صفر تا صد رو اینجا به خودم بدم
خب من احساس میکنم که چاقی جدی من از همون زمان کرونا شروع شد که تا الان فکر میکنم
۵سال گذشته
اما من توی این ۵ سال دائماً در حال کم و زیاد شدن وزن بودم
بیشتر این سالها رو توی وزن ۴۵ و ۴۸ گذروندم
و بعدش که خیلی جدی تلاش کردم و آخرین تلاش من بود وزنم رو به ۴۰ رسوندم که بعدش از اون زده شدم و دیگه حالم خیلی خیلی بد بود که یک روز که داشتم توی اینترنت میگشتم تا یک روش آسونتری پیدا کنم تا از اون روش من درآوردی فرار کنم دیدم که نوشته لاغری با قدرت ذهن و من برای اولین بار در سال فکر میکنم ۱۴۰۲ با این واژه آشنا شدم و خیلی خوشم اومد اما خوب اضطراب داشتم یلی حساس شده بودم به خاطر اینکه خیلی به خودم سخت میگرفتم تا حتی یک گرم به وزنم اضافه نشه و یادم میاد که همیشه بعد از مدرسه سریعا مرکز بهداشت میرفتم تا وزنم رو هر روز بگیرم که مبادا به وزنم اضافه شده باشه
اگر از سختیهایی که به خودم میگرفتم براتون بگم طمئنم خیلی تعجب میکنید که یه دختر بچه چطور میتونه اینقدر به خودش سخت بگیره
اگه بخوام از بعد از لاغر شدنم بگم که میخواستم وزنمو ثابت نگه دارم من هر روز کر میکنم حدود ۱۳۰۰ یا شایدم بیشتر ولی فکر میکنم از هزار تا کمتر نبود دراز نشست میرفتم😓
یادمه بعضی شبها از شدت درد تمام بدن از خواب میپریدم و یادمه که هر وقت صبح روز بعد فرا میرسید احساس بدی داشتم چون میدونستم که دوباره قراره چقدر به خودم زجر بدم🥺
قشنگ صحنهها اومد جلوی چشمم که وقتی چشمم رو باز کردم نزدیک بود گریم بگیره که خدایا دوباره باید کلی زجر بکشم
این واقعاً هدایت خدا بود که منو نجات بده از اون کارای مسخره
من قبل از اینکه خودم رو به وزن شعر برسونم یادمه که تمام روز رو پیادهروی میکردم و نه صبحانه و نه ناهار و نه شام میخوردم
یعنی اوایل که شروع کردم مثلاً دو تا سیب و خرما میخوردم
اما هرچی که جلوتر رفتم سختگیرتر شدم و یادمه که بعضی وقتا شاید روزم رو کلاً با چند تا دونه خرما یا شایدم یه دونه خرما میگذراندم
الان که داره یادم میاد میبینم که من چقدر به خودم ظلم کردم به خودم رو زجر میدادم
نمیفهمیدم که بابا مشکل این جسم نیست مشکل مغزته که داره اشتباه فرمان میده مشکل اون افکار اشتباهیه که داخل مغز حس کردی که با این همه سختی بازم انتظارش مطابق میل تو نباشه
من هدایت شدم به این مسیر
مگه میشه آخه همینجوری یهویی با این مسیر آشنا بشم این چیزی نیست جز هدایت الله بزرگم که دید دارم خودم رو نابود میکنم و گفت این واقعاً میخواد برسه پس هدایتش میکنم🥺❤
یاد اون حرف افتادم که خیلی قشنگ بود و دلنشین
اگر هر دری را پیوسته بکوبی بالاخره به روی تو باز خواهد شد و اگر خواستهای داشته باشی. برایش تلاش کنی بالاخره به آن خواهی رسید…
من عاشقانه میخواستم و سیر اشتباه میرفتم و با این حالی که هدایت شدم دوباره هم قدردانی نکردم🥺
اما حالا اینجا هستم تا تلاش کنم و به خودم بگم دختر دیگه وقت بچه بازی و گول زدن خودت تموم شده این بار قراره برسی به خواستت و باید براش تلاش کنی!!
اصلاً اونی که شجاعه و میره توی دل ترسش میشه با خواستههاش رسیده توی کارتونای بچگیمونم دیدیم و شاهد این موضوع بودیم
پس حالا یا میمیری یا به خواستهات میرسی
دختر یادته که قدر به خاطر چاقت مسخرت میکردن؟! چقدر تو سرت میزدن توی همه جمعها تو مترسک بودی و هرچی دلشون میخواست بارت میکردن یادته توی ماشین مینشستی
و اون لاغره بهت میگفت که تو چقدر جا میگیری
تو با این چاقی خیلی مشکل داری و اینجا جاشه و باید بالاخره اونو از ریشه وجودت در بیاری و برای همیشه بندازیش بیرون
درسته توی بچگی خیلی چیزا رو میشنیدی و فکر میکردی چاقی خوبه
فکر میکردی که اونی تپله بقیه بیشتر دوستش دارن و خوشگلتره
برای همین افکاری که توی ذهنت تکرار میشد منتظر چاقی شدی و خوردنت بیشتر شد
حتی توی خیالهات خودت رو چاق میدیدی
اما حالا که چاق شدی فهمیدی که چه اشتباهی کردی
دختر همه اونها توی ذهنت بود لانم میخوایم از همون روش خیلی راحتتر از اون چیزی که فکر میکنی و خیلی سریعتر از اون چیزی که توی خیالاته به رویات برسی ،به خواستهات برسی، به اصلت برسی
تو میتونی اگه باور داشته باشی🌿
یاعلی بگو و بلند شو
یاعلی مدد🌱
به نام خدا
چرا چاق شده ام؟؟
من از جایی که یادم می اید اضافه وزن داشته ام وحتی در دوران کودکی نسبت به خواهرهایم اضافه وزن بیشتری داشته ام و در دوران کنکور بیش از حد چاق شده بودم ولی وقتی وارد دانشگاه شدم بدلیل رفتار ها تصمیم گرفتم وطی6 ماه تقریبا20 کیلو کم کردم وروز به روز کمتر شد وزنم تا به وزن ایده الم رسیدم این وزن حدود1تا2 سال باقی ماند ولی بعد از ان دوباره اضافه وزن پیدا کردم ولی زیاد نبود بعد از اتمام دانشگاه به دلیل فشار روانی وغصه بیش از حد وافسوس خوردن دوباره چاق شدم ودوباره تصمیم گرفتم لاغر بشم ودوباره با استفاده از ورزش حدود15کیلو کم کردم ولی به وزن ایده الم نرسیدم واین وزن تا10 کیلو کم وزیاد میشود دارو های گیاهی هم گرفتم ولی با چن بار خورد ازش انقد حالم به هم میخورد که نتوانستم ازش استفاده کنم تا امروز6اسفند ماه ک تصمیم گرقتم ک وزن خودم رو به وزن ایده الم برسانم وچون قبلا به وزن ایده الم رسیدم مطمئنم این بار هم به همان وزن میرسم وخیلی زودتر از قبل به این وزن میرسم
خاطراتم از دوان چاقی:اصولا درتمام خاطراتی که دارم یکسری حرف ها یکسان است اینه کم بخور خیلی چاقی یا مادرم وخواهر وبردارهایم منو سرزنش میکردن برای چاقی یا موقع غذا خوردن اذیتم میکردن با حرف هایشان یا این که وقتی مریض میشدم اگه یک درصد هم به چاقی مربوط نبود هم ربطش میدادند یا موقع لباس خریدن این ک چاق بودم ولباس کم پیدا میشد اذیتم میکرد یا موقعی که با دوستانم بودم وان ها به دلیل چاق بودنم ازم فاصله میگرفتن ورفتار هایشان ازارم میداد وهمیشه خودم رو به دلیل این اتفاقات سرزنش میکردم وحرفا ورفتارها باعث اذیت وازارم میشد به حدی که از خودم متنفر میشدم یا مپلا منو با کسانی که چاق هستند تو فامیل مثال میزدن ومیگفتن چون چاق هستی عاقبتت هم همونطوری میشه یا اگه خواستگاری میامد وبه هر دلیلی نمیشد چاق بودنم را را دلیل نشدن قرار میدادند وهمیشه منو سرزنش میکردن
دلایل چاق شدنم:انگیزه نداشتن،بی تحرک بودن،پرخوری وخوردن بیش از حد شیرینی،استرس داشتن
مشکلاتی که چاقی برای من به وجود اورد:اعتماد به نفسم خیلی پایین اومد و از بقیه افراد حتی خانوادم دوری میکردم وکلا بیشتر اوقات زندگیم را داخل اتاق بودم از خودم متنفر بودم ودلیلی برای ادامه زندگی نداشتم حرفای بقیه خیلی روم تاثیر میزاشت وازارام میداد هر اتفاق ناخوشایندی که درزندگی میفتاد من خودمو سرزنش میکردم
نشان های دریافت شده
به نام الله
سلام خدمت تمام هم مسیریهای گلم و استاد عزیز
خدا رو بسیار سپاسگزارم که به من فرصتی دوباره داد تا بین شما دوستان عزیزم باشم و یک قدم دیگر به سوی زیبایی و نور بردارم🥰
چند تا نکته در این گام گفته شد که حیف میدونم اگه اونها دوباره مرور نشن و دوست دارم که اینجا بیام و بنویسمشون
پس برای رفع چاقی و لاغر شدن باید ابتدا دلایل چاقی را شناسایی کنیم.
لاغر شدن به مراتب سریع تر از چاق شدن است
اما در این سریع بودن منطقی بودن را نیز مدنظر داشته باشید
باور کنید لاغر شدن سریع از چاق شدن است.
با هر سرعتی در مسیر لاغری حرکت کنید، بارها و بارها سریع از زمانی که چاق شده اید، لاغر شدن را تجربه خواهید کرد.
پس با اشتیاق و احساس خوب قدم اول را بردارید.
و چند تا نکته بود که توی فایل صوتی دریافت کردم و دوست داشتم که اونها رو هم اینجا مرور کنم
ما کلاً توی بحث لاغری با ذهن دو تا مبحث رو مورد بررسی قرار میدیم:
همه ماها بارها اومدیم نتیجه رو تغییر بدیم و دیدیم که نتیجه حاصل نمیشه هیچ ،حتی اگه اون روش رو رها کنیم خیلی با سرعت از وزن قبلیمون هم بیشتر چاق میشیم🥺
این برای اینه که ما همیشه میخواستیم بیایم نتیجه رو تغییر بدیم و دنبال چطور لاغر شدن بودیم و هیچ وقت از خودمون نپرسیدیم که اصلاً چرا چاق هستیم
یا شایدم بارها توی ذهنمون از خودمون پرسیدیم ولی به خاطر اینکه اطلاعات نادرستی به ما داده شده بود جوابهای زیادی داشتیم که به این سوال بدیم
مثل ژنتیک کم تحرکی خوردن و هر چیز دیگهای
اما حالا اینجا هستیم که جواب درست رو بدیم و بیایم اون رو تغییر بدیم که دیگه چاق نباشیم
اگر میخوایم لاغر بشیم باید فعلاً دست از سر نتیجه برداریم و بچسبیم به اون صورت مسئله❗
اگر میخواهید یک درخت تنومند از لاغری در خودتان به وجود بیاورید باید بذر لاغری را در ذهن خود بکارید و درخت چاقی را در ذهن خود از ریشه درآورید❗
به این ترتیب قطعاً لاغر خواهید شد
پس بیایم یه بار برای همیشه لاغر بشیم
برای این کار لازمه که لاغری رو از ذهن خودمون شروع کنیم
یاعلی مدد
به نام خدا
چرا چاق شدم؟ از وقتی یادم میاد هیکلم معناست و خوب بود و ازش راضی بودم اما وقتی که کرونا اومد من مجبور شدم حتی همون ورزش کمی هم که داشتم رها کنم و همیشه و 24ساعته بشینم پای کتاب و گوشی از راهنمایی تا کنکور به همین منوال گذشت و هر روز با این فکر که من به خاطر کم تحرکی دارم چاق میشم چاق تر شدم مادرم هم میگفت تو از کم تحرکی چاق شدی و باید ورزش کنی و برام نگران بود. اما من روز به روز که میگذشت و سنگین تر میشدم حس میکردم برام ورزش کردن سخته عاشق ورزشم اما انگار حال بلند شدن و ورزش کردن رو ندارم. با همین فکر هام هم تا الان 10، 11کیلو اضافه وزن داشتم. حتی جالبه من اصلا خوراک زیادی ندارم و همیشه هم کم میخورم یعنی بیشتر نمیتونم بخورم و از وقتی کم سن تر بودم هم همین قدر میخوردم و هیچ وقت هم خوراک ناسالمی نداشتم پس مطمعنم به خاطر خورد و خوراکم نیست که چاق شدم و شاید همین کم تحرکی بزرگترین علتشه و بعدش هم این فکر که من دارم چاق میشم چون همیشه یکجا نشستم. انشالله خدا توفیق بده با این دوره همراه بشم و پشتکار براش داشته باشن و بتونم اون رویای هیکل و وزن متناسب رو به واقعیت تبدیل کنم و نگران این نباشم که لباسام دیگه برام اندازه نیستن و هیکلم از فرم در اومده و بتونم اون وزنی که هدفمه یعنی 56کیلو رو بدست بیارم.
سلام مجدد بعد گوش دادن 6 فايل تصمیم گرفتم دوباره برگردم و این 6 فابل ارزشمند و دوباره مرور کنم من هیچ عجله ای برای رسیدن به لاغری ندارم چون هربار با عجله خواستیم بهش برسیم با همون سرعت هم دوباره وزن کم کردیم.
دلایل چاقی من :
پرخوری
ازدواج
کم تحرکی
ول کردن باشگاه
در تاریخ 1401 اینا دلایل چاقی من بودن حس میکردم وجود اینا در زندگی من باعث ایجاد چاقی در من شده است به خاطر لطفی که خدای مهربانم به من داشت بدون این که تلاش زیادی برای لاغر شدن از روش های اشتباه بکنم با استاد عطاروشن عزیز آشنا شدم و باشوق و اشتیاق فراوان شروع کردم به گوش دادن فابل ها هدف من اون تایم کاهش ده کیلو وزن بود و من به لطف شما و اراده خودم از وزن 79 به وزن 69 رسیدم 😍💪
همه چی خیلی خوب و عالی بود تا رسید به دوران بارداری خب بارداری و اضافه وزنش دیگه 😮💨
اما با هرگله که از اضافه وزنم داشتم حرف همه افراد این بود بابا بچه شیر میخوره لاغر میشی یا بزرگ میشه شلوغ میکنه لاغر میشی .خب برا من برعکس شد 😅نه دخترم شلوغ بود نه شیر میخورد. پس چاق شدن در من یک امر طبیعی بود من باور داشتم با شیر خوردن شلوغ کردن دخترم چاق میشم ولی خب نشد و من بعد زایمان در وزن 85 گیر کردم چون برای چاق بودن خودم دلیل داشتم ولی هیچ دلیلی برای لاغر شدن نبود🥲
چاقی سختی های فراوانی داره از یه جایی بهت ضربه میزنه و ترو ناتوان جلوه میده میاد اعتماد به نفستو ازت میگیره و ترو گوشه گیر میکنه باعث میشه از خودت بی زار بشی هر بار سراغ لباس جدیدی میری با حسرت نگاه میکنی چون سایز تو نیستن یا لباسی که خیلی دوست داشتی به دلیل چاق شدنت دیگه اندازت نیست با هر تکون خوردنت آویزون بودن بازو شکم همه اینا احساس منفی در وجود ما ایجاد میکنه🥲
اما زمان این حس های پوخ و تو خالی گذشته من قوی تر از هر زمانی با انگیزه فراوان قدم در مسیر لاغری گذاشتم و خودمو از بند چاقی رها میکنم حق من یک زندگی عالی با یک جسم متناسب است😍
با عرض سلام و وقت بخیر خدمت جناب عطار روشن و همه دوستان گرامیمن بچگیِ لاغری داشتم و حتی استخونی!😂 اما تا جایی که یادم میاد از زمانی که مقاطع حساس و استرس زای دوران زندگی من شروع شد، چاق شدنم هم شروع شد، دوران راهنمایی با تغییر مقطع در یک مدرسه ی سخت گیر که همش میخواستم بیست بگیرم!، استرسهای من زیاد بود و به تبعش برای آروم کردن خودم خیلی میخوردم و تندتند! دوران کنکور همینطور، دوران دفاع کارشناسی و آخرین بار هم بعد از ازدواج.. توی همه ی این چند مقطع غیر از آخری تونستم با رژیم گرفتن چیزی بین 10تا20 کیلو کم کنم، اما این سری هربار یه داستانی میشه که نمیتونم به رژیم و ورزش متعهد بمونم، و زیاد و تند غذا میخورم! یه مدت اعتیاد به سفارش فست فود از اسنپ فود پیدا کرده بودم که خداروشکر یک ماهی هست برطرفش کردم ولی خب همچنان نتونستم وزن کم کنم. قبل از عادت ماهانه هم به شدت دچار ولع شیرینی میشم! امیدوارم همه مون بتونیم با آموزش های جناب عطار روشن و روش لاغری با ذهن به تناسب اندام و سلامتی برسیم💪
سلام وقت بخیر
من از بچگی تپل بودم و وقتی به گذشته نگاه میکنم تنها چیزی که برام خیلی بولد بود این بود که من هر چی میخوردم اطرافیانم از سر شوخی بهم میگفتن نخور چاق میشی و فک میکنم اون موقع ها من این حرف ها رو جدی گرفته بودم و باورم شده بود ولی کلا در حالت عادی آدمی نبودم که زیاد میخوره، الان بعد چند سال فهمیدم همش از باورهای ذهنی ام بوده.