این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱
✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسه بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) عمیقتر به دلایل ریشهای چاقی میپردازیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
باسلام خدمت آقای عطارروشن
موضوع انشا:چراچاق میشویم؟؟
من ۳۰سالمه قدم 157ووزنم ۷۶.دوران مجردی ۵۵کیلو بودم بعدازدواج ۷۰شدم دلایل چاقیم:وراثت.سوخت وساز بدنم باهم برابر نیس.تحرک ندارم زیاد .درخوردنم پرهیز ندارم چندوقتیه.قرص هورمونی هم مصرف کردن.هیچ گونه ورزشی هم انجام نمیدم. دوسه سال قبل رژیم گرفتم و ب ۶۰کیلو رسیدم امادوباره بعد ازدواجم ک رژیمو گذاشتم کنار برگشت وزنم .وقتی چیپس یابستنی یاشیرینی میخورم عذار وجدتن اینکه چاق بشم لذت خوردنوازم میگیره وبیشترعذابم میده واقعاخسته شدم میشه گفت نصف عمرمودررژیم ب سربردم الانم مراعات زیادی ندارم خسته شدم دیگ بس ک پرهیزکردم ودرحسرت خوردن بودم.الان لباسای قبلم همه تنگ شده برام توروخداکمکم کنین تاحالاامتحان نکردم این روشو وزیادم اعتقادی نداشتم دوس دارم امتحانش کنم تاب باور برسم .ان شاالله ک مفید باشه تصمیم جدی گرفتم چون واقعا ناراحتم ازوضعم.ممنون ک کمکم میکنین
نشان های دریافت شده
سلام
موضوع انشا :چرا چاق هستم
من 26 ساله هستم واز زمانی که به یاد میآورم چاق بودم .همیشه سر سفره غذا کنار دیگ غذا مینشستم . وبی صبرانه منتظر بودم تا از غذای یکی اضافه بیاید ومن آن را بخورم .از وقتی یادم میآید هیچ لذتی از غذا خوردن نبرده ام . غذا از نظر من مثل هوایی بود که داخل بادکنک میدمند وآن بادکنک من بودم .از بچگی همیشه مسخره ام میکردند ومن شدیدا دنبال لاغر کردن خودم بودم ولی نمیدونستم چجوری در سن ده دوازده سالگی تلاش برای لاغری با افکار بچگانه مانند خوردن ترشک ونخوردن شام شروع شد سوم راهنمایی بودم که با وزن نود وهفت کیلو پیش دکتر رژیم رفتم وزنمو پایین آوردم شدم هشتاد کیلو ولی دوباره ول کردم ناراحت وافسرده آنقدر دکتر تغذیه رفتم که حد نداشت پیش تمامی دکترهای تغذیه شهرم رفته بودم وحتی قرص لاغری استفاده کردم .سختترین رژیم های غذایی را گرفتم چند سالی بیخیال شدم وزنم رسید به صدوپانزده کیلو دوباره دوشیفت ورزش و کم خوری دوباره رسیدم به 97
کیلو خسته با مغزی توی فشار همه چیز ول کردم برای هر کیلو اضافه وزنم کلی ناراحتی میکردم قرص خواب میخوردم که بخوابم بمن سخت گذشت ومیگذره از درون داغون شدم وهمه بهم میگفتند آدمی که نتونه شکمشو نگه داره باید بمیره . این حرف نبود یه شلاق بود تازیانه بود که بیرحمانه به بدنه احساس وهویت من میخورد شب ها تا صبح گریه میکردم خدایا ایراد کجاست خدا چرا نمی تونم خدایا من چه مرگمه چند روزی توی فکر بودم با هیچ کس حرف نمیزدم همش میگفتم این مشکل هر چی که هست توی ذهن منه من مشکل روحی وذهنی با این قضیه دارم ولی نمی تونستم ریشه یابی کنم . به خواهرم گفتم گفتم توی رژیمم ماه اول خوبم ولی بعد یه صداهایی توذهنم و وقتی که خودمو تویآینه میبینم میاد که میگه ای بابا اووووو تا کی تو لاغر میشی مطمینم یه مجلس که دعوت بشی فاتحه تو رژیمت میخونی و وقتی یکیو تو خیابون میدیدم که خیلی از من چاق تره همش میترسیدم که مثل اون بشم همه اون ترسا اتفاق افتاد من شدم 155کیلو الانم همه افتادن به جونم که عمل کنم . ولی من عمل نمیکنم چون با این ذهن حس میکنم عمل هم برام فایده نداره از خانوادم ودور شدم اومدم یک شهردیگه فقط میخوام روی خودم وذهنم کار کنم نه تنها برای لاغری برای همه چی من امروز با این برنامه قدرت ذهن آشنا شدم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت شما بزرگوار
من ٣١سالمه و وزنم ٨٤كه علمي من ٢٤كيلو اضافه وزن دارم
من به قدرت ذهن و تجسم خلاق ايمان دارم و ميدونم من با ذهنم و جهت دادن بهش ميتونم به همه چي برسيم
و شنبه تو اينترنت زدم لاغري ذهن و كانال شما رو ديدم
فايل خداي لاغري و روياي لاغري رو شنيدم عالييييي بود ????????
وباعث شد بيشتر تو كانالتونو بگردم
وخيلي جالب من امروز نوبت دكتر داشتم براي اينكه برم و ببينم دليل چاقي من چي هست و بعد هم برم پيش دكتر كرماني براي رژيم ???
اما فكر نكنم ديگه برم ?
اما دليل چاقي من
١-من از طايفه پدريم ارث بردم
٢-ژن من باعث چاقيمه
٣-كلاس پنجم بودم مربي بهداشتمون گفت تو ١٢كيلو اضافه وزن داري و اين ١٢كيلو هميشه با من هست والانم بيشتر شده ?
٣-يه چيزي تو بدنم كم يا زياد يا يه جاي بدنم خرب كار نميكنه كه من چاقم ?
٤-چون عمل لاپراسكوپي انجام دادم شكمم اينقدر بزرگ شده??چون سوخت و ساز بدنم كمه من چاقم ?چون قدم كوتاه چاقيم معلوم ميشه?چون هيچي نميخورم بدنم عادت كرده هرچي بهش ميرسه ذخيره كنه و من چاق ميشم ?واين باور كه من اب هم بخورم چاق ميشم ?چون در بين روز وعده غذايي ندارم چاقم ?چون اب كم ميخورم چاقم?
٥-چون به خاطر نازايي از داروهاي هورموني و امپولها استفاده كردم چاق تر شدم ?
٦-چون ازدواج كردم بعد از ازدواج چاقتر شدم?
٧-حرف اطرافيانم كه تو تپل باشي صورتت قشنگتر (البته خودم كمتر اينو قبول دارم ولي براي خالي شدن ذهنم نوشتم)
٨-اينكه خدا خواسته من چاق باشم و حتما حكمتي داشته ?و?الان فهميدم اصلا خدا نخواسته ?
نشان های دریافت شده
چرا چاق هستم
من بهارم 34 سال سن دارم. از سن 27 سالگی درست زمانی که فیلم یکسالگی فرزند یکساله ام رو نگاه کردم با یه موجود خپل گنده روبرو شدم. باورتون نمیشه خودم رو نشناختم. دوباره دیدم با دقت… درسته خودم بودم. خدایا چرا اینقدر چاق.این من بودم؟ اصلا باورم نمی شد… به تحقیق فراوان رفتم سراغ دکتر و رژیم گرفتم و دوباره لاغر شدم اما به 58 کیلوی همیشگی نرسیدم. 60 بودم. و ای وزن را قبول کردم. ولی دوباره بعد از رها کردن رژیم کمک کمک به وزن 75 رسیدم. دوباره رژیم و رسیدن به 68 و و دوباره رها کردن و الان شدم 71 کیلو… من تا جایی که یادم میاد همیشه تا سن 17 سالگی دونده خوبی بودم و خیلی روی فرم و خوش اندام. حتی به ذهنم خطور نمی کرد برم سراغ وزنه. اون زمان وزنه برام اهمیتی نداشت . الان حدود 10 سال هست ذهن من مداوم داره به چاقی فکر می کنه. خسته شدم از اینکه با حسرت به لباس های قدیمی ام نگاه کنم.از این هم وقتی و زمانی که دارم به چاقتر خودم کمک می کنم. و ذهن سرکش من اصلا نمی تونه راهش رو پیدا کنه.. همش می گم چرا باید به بدنم فکر کنم. چرا توی آینه به خودم نگاه نمی کنم. چرا فقط صورتم رو می بینم و بقیه اندامم رو نگاه نمی کنم. یه مدت سعی کردم در همایش های لاغری شرکت کنم ولی به دلیل هزینه بالایی که برام داره اصلا امکان پذیر نیست برم. به طور اتفاقی تو ایترنت دنبال دارو و دمنوش بودم که بگیرم ولی چون کتاب پل مکنا رو خونده بودم سعی کردم دنبال لاغری با ذهن بگردم. و با کانال شما آشا شدم. چند روزه که فایل اول رو گوش دادم و 10 تا دلیل برای چاقی خودم پیدا کردم. هنوز بقیه رو ادامه ندادم.می دونم چاره کارم در ذهن من هست و ذهنم اینقدر دستور چاق شدن رو میده. از دیدن آلبوم شگفت انگیز لذت می برم. من میخام اوولین قدم ها رو بردارم. مطمئنم جواب همه ای ن مسائل درذهن خودم هست و خوشحال از اینکه با کمک شما استاد عزیز بتونم به موفقیت برسم
نشان های دریافت شده
چقدر خوبه آدم تو زندگیش کسانی رو داشته باشه که بهشون انگیزه بده و من امروز که این پیام شما رو خوندم انگیزه گرفتم حسابی. یاد او موقع ها افتادم که از دویدن زیاد نفسم بالا نمی اومد ولی وقتی می دیدم مربی ام کنار زمین منو تشویق می کنه که با تمام قدرت ادامه بدم و به خط پایان برسم.. ولی من دیگه توانی نداشتم ولی عزمم رو عزم می کردم که ادامه بدهم و ادامه می دادم…
ولی این روزا حس می کنم بریدم و بایستی ادامه بدم و نیاز به انگیزه دارم. انگیزه ی دددرررووونننییی(درونی)… ولی ذهن من دنبال اگیزه بیرونی هست. منتظره هلش بدن. چرا استپ کردم؟ از کجا باید شروع کنم. باید تلاش کنم با این چربی های اضافه بجنگم… (نه … جنگ نه– نمی شه بهاشون به توافق برسم و راضی شون کنم برن-ممکنه چه پیشنهادی بهم بدن؟-چه کاری ازم میخوان براشون انجام بدن-یا باید باج بدم؟)
امروز می خوام برای هر بهانه یه دلیل بیارم که بگم الکی کلاف سردرگم شدم. پیدا کرد دلیل آسونه… چطوری باید قبول کنم.. قبول کردش سخته…و دوباره برمیگردم رو تنظیمات قبلی…
ولی امروز به خودم تلنگر زدم
بهارجون… همیشه متناسب بودی و هستی و خواهی بود فقط این تناسب فعلا زیر مقداری چربی پنهان شده و بایستی لایه لایه از چربی ها رو کم کنی تا خودت رو پیدا کنی.. بهار قوی و محکم ایستاده و می خواد به جلو بره
پس پیش به سوی متناسب شدن
نشان های دریافت شده
سلام و درود
من نسرینم حدودا ۹ماهی هست که اول دوره مقدماتی بعدش پیشرفته را شروع و تموم کردم….البته گاهی وقفه هم داشتم که خداروشکر در کل زندگیم این روش تاثیرگذاشته…الان هم از همین امروز میخوام تکرار کنم و لذت بیشتری ببرم?
چون میدونم هرچیزی که بارها تکرار کنی خوب حک میشه توی ذهنم و بیشتر یاد میگیرم….ب امید خدا هروز گزارشای منو میبینید?ممنونم از استادعزیز
نشان های دریافت شده
موضوع انشای امروز: چرا من چاق هستم
اساسا اینکه چاقی از کجای زنذگی همراه من بوده شاید خیلی دقیق قابل نوشتن نیست چون خاطرم هست که تا سن 8 سالگی هم بچه ای با اندام متناسب و حتی ریز تر از سنم بودم ولی الان که دارم گذشته رو نکاه میکنم میبینم که کم کم و خیلی خیلی زیر پروستی از 9 سالگی به بعد روند چاقی برای من شروع شد دون اینکه متوجه حضور این همراه جدید باشم. دلیل متوجه نشدنم هم این باور غلط ارثی بودن چاقی و استعداد زیاد چاقی در خانواده پدری من بود که خوب روند کند چاق شدنم رو هم خودم و هم خونوادم گذاشتن به حساب اینکه خوب منم ارثش اومده سراغم و محکومیت تا ابد من به چاق بودن شروع شد و خوب بخاطر اون باور غلط هم تسلیمش بودم. نگکته جالب اینجا بود که اون ایام باور کم تحرکی اصلا در میون نبود چون من به شدت اهل ورجه و وورجه و ورزش بودم ولی این میزان تحرک هیچ مانعی برای چاق شدنم نبود. و همچنان با یک ریتم کند اما دائمی چاقتر میشدم و فکر میکردم که هیچ کاری هم از دستم بر نمیاد. به محض دیپلم گرفتن کار رو شروع کردم یک کار بی تحرک و از اینجا به بعد این باور هم که کم تحرکی باعث چاقی من شده هم قوت گرفت چون به نسبت زمان مدرسه من تقریبا هیچ جست و خیری نمیکردم و خو دلیل بیشتر شد و سرعت چاقی هم بیشتر. بهمرور وقتی دیدم که به دلیل چاقی یک سری کراها رو نمیتونم انجام بدم به فکر کنترل وزن افتادم اما خوب هیچ کدوم ازروشهایی که من شخصا تجربه کردم منو به نتیجه دلخواهم که رسیدن به تناسب اندام دائمی بدون رعایت رژیم غذایی بود، نرسوند. خیلی جالب بود سراغ داروهای لاغری، انواع رژیم حتی دکتر جراح برای کوچک کردن معهده هم رفتم و ازش مشورت کردم ول خدا رو شکر که به دلیل ترسیدن خودمو به تیغ جراحی نسپردم. سال 92 من با دوره هایی رو در موسس فرهنگی اطلس پیدایش گذروندم وکه طی اون دوره ها من و همه شرکت کننده ها با قدرت ذهن آشنا شدیم و توانمندی اون رو در هدایت خودمون درک کردیم و این باور از میزان قدرت ذهن بوجود اومد. بعد از همون دوره ها بود که من تونستم ظرف مدت 6 ماه البته با استفاده از روشهای مختلف همزمان برای لاغری مثل رزِم، ورزش ا دستگاه و ماساژ لاغزی حدود 33 کیلو از وزنم رو کم کنم و از 106 کیلو به 73 کیلو برسم و بهم این موضوع که منم میتونم علی رغم داشتن ارث و استعداد شدید وزنم رو کم کنم بهم ثابت شد. اما چون اون باورهای چاق کننده سر جاشون بودن به محض اینکه روشهای لاغری رو کنار گذاشتم چون فکر میکردم که فقط با رعایت اندازه در خوردن و پرهیز از خودن زیاد و خصوصا یک سری تنقلات در این شرایط باقی خواهم موند ولی متاسفانه دوباره اضافه وزن شروع شد و در یک روند مستمر برگشتم به وزن 103 کیلو. من با برگشتن به شرایط قبل فقط یک سوال بیجواب برام مونده بود که چرا من به وضعیت اولم برگشتم؟ تا اواخر سال 96 که با یکی از دوستان عزیزی که ایشون هم تو همون موسسه دوره ها رو گذرونده بود برای روش لاغریش صحبت کردم و اون بزرگوار اول یکی دو تا از فایلهای رایگان رو برای آشنایی من فرستاد و بعد منو در کانال تلگرام مربی عضو کرد و ازم خواست که خوب فکرهام رو بکنم و در مورد این روش تصمیم بپیرم. اما من که قبلا در مورد قدرت ذهن گفتگدهایی رو شنیده بودم و حقایقی در این مورد متوجه شده بودم محور حرکت این دوره رو خیلی زود باور کردم و این شد جواب اون سوال من و چون به جواب رسیدم تکلیف معلوم بود باور تاثیر دوره و شروع اون تا لان که در خمدت شما عزیزان هستم. باید عرض کنم طبق تعهدی که به مبی عزیز دادم اصلا سمت ترازو نمیرم واین بابت یک حس آزادگی دارم و خیلی جالبه از وقتیکه دوره در امتداد مسیر لاغری رو شروع کردم نشانه های خیلی بیشتری رو دارم میبینم. لباسهای کارم رو دو بار مجبور شدم تنگ کتن و دست آخر مجبور شدم لباس جدید رو تهیه کنم و اینکه اهضای فامیل هربار که منو میبینن با تعجب بهم این جمله رو میگن که از دفعه قبل بازم لاغرتر شدی و میپرسن که دارم چکار میکنم و من گاهی که فرصت کافی برای توضیح دادن داشته باشم براشون یک توضح اجمالی در مورد دوره میدم و حتی شرکت در دوره رو هم بهشون پیشنهاد میکنم. الانم که دارم این انشا رو مینویسم یک حس شکرگزاری از خداوند بابت اینکه سبب آشنایی من رو با این دوره فراهم کرده وجود منو گرفته. خداوندا شکرگزار و سپاسگزارم که منو با جوب سوالم آشنا کردی و بهم این فرصت رو دادی که از شک بی موردی که خلقت خودم بابت چاقیم داشتم دست بردارم و به واقعیت موضوع پی ببرم.
این بود انشای من
نشان های دریافت شده
سلم استاد ارزشمند
از بچگی با اضافه وزن متولد شدم.البته شاید کمی نسبت به هم سن هام تپلی تر بودم خیلی کم .اونها واقعا لاغر بودند.ولی از کلاس چهارم و پنجم متوجه این تفاوت و چاقی شدم و توجهم بهش جلب شد.تقریبا اغلب اوقات کمتر از بقیه میخوردم ولی بیشتر از بقیه چاق بودم و جالب اینکه روز به روز چاقتر میشدم.اول دبیرستان به خاطر نوع مدرسه و درسها دچار سرخوردگی شدم و مدرسه رو عوض کردم البته توی این سرخوردگی و احساس ناتوانی ؛ شاید چاقی من که از همه کلاس چاقتر بودم هم بی تاثیر نبود.
دبیرستانم رو عوض کردم و رفتم یه مدرسه دیگه حس خیلی بهتری داشتم ولی هنوزم چندین کیلو اضافه وزن بسیار آزارم میداد.سال بعد از کنکوررژیم گرفتم و خودم توی سه ماه ۱۳کیلو کم کردم و بسیار خوب بود.تا دوسال بعدش هم هکیلو دیگه کم کردم و حتی به وزن ایده ال رسیدم ولی بعد از رسیدن انگار که به هدف رسیده باشم دیگه نگهش نداشتم و کم کم شدم ۷۰.جالب تر اینکه همون ۶۰ کیلویی بودن هم فکر میکردم چاقم در حالی که قدم۱۶۸ بودوالان میفهمم که چقدر عالی بودم.
بعداز اونبا دانشگاه و ارشد و پایان نامه و تصور اینکه از همه چاقترم شدم ۷۹
و بعد عقد کردیم
بازهم من چاق تر از همسرم بودم و… برای رڗیم اقدام کردم سه چهار کیلو بیشتر کم نکرده بودم که باردار شدم.انگار بارداری مجوری بود برای چاقی بیشتر و من با ۱۱۴کیلو بچه رو به دنیا اوردم.دشواریهای بارداری و زایمان با وزن بالا واقعا سختبود و چون به همین دلیل بیمار شده بودم و دکترگفته بود دیگه باردار نمیشی؛ بار دوم با ۱۰۷ کیلو وزن باردار شدم و تا نزدیک ۱۳۲ رفتم
بعد از تولد بچه رژیم گرفتمالبته رڗیم ملایم و نه سخت.تا ۱۰۷کیلو هم رسیدم ولی الان ۱۱۲ تا۱۱۴ متغیرم
و هر راهی رو حاضرم برم تا لا۵ر بشم و ۶۵کیلو بشم.
بچه هام هم از چاقی من در رنج اند.نمیتونم درست به اموراتشون رسیدگی کنم .پارک ببرمشون و باهاشون درست و حسابی بازی کنم
لباس مناسب نمیتونم پیدا کنم.کفش و وسایلم باید جوری باشه که به سایزم بخورهو همه اینها عذابه
اینکه چاق باشی و نتونی لاغر کنی سخت ترین عذابه
سلام به رضای عزیز. من خیلی تحت تاثیر شما قرار گرفتم، شما این فضا رو واقعا برای بهبود زندگی خودت و دیگران خلق کردی و این خیلی ارزشمنده. نگاهت به تناسب فکری، مثل یک بیزینس و کسب و کار نیست بلکه فراتر از کسب و کار هست. کمک کردن به بهتر کردن جهان برای زندگی.
نشان های دریافت شده
سلام آقای عطارودستان گرامی
من قدم۱۶۳ هست ووزنم ۶۴ کیلو بیشتر میخوام شکم ودور کمر باریک بشه وسایز کم کنم ،آیا با این روش به هدفم میرسم؟؟
نشان های دریافت شده
ممنونم از زمانی که برای پاسخ به دیدگاه من صرف کردید.
لاغری با ذهن تمرین جلسه اول:
سلام به همه ی عزیزان و جناب عطارروشن مهربان.
تایم زیادی در حال تایپ کردن بودم و بنا بر اتفاقی تمام نوشته ها پاک شد!!! نمیدونم شاید خدا خواست که برای بار دوم دقیق تر و بهتر به دلایل چاقی خودم نگاه کنم.
دو هفته ای هست که از گوش کردن به قسمت اول میگذره و من چند بار این قسمت رو دیدم اما وقت نکردم دلایلم رو بنویسم.جالب اینجاست با اینکه در این ده روز کاری نکردم چیزی ننوشتم و حتی فایل دیگه رو گوش ندادم،انگار حسی از درون من رو به فکر کردن راجع به انتخاب های تغذیه ایم هدایت میکنه،برای خودم خیلی عجیبه انگار ذهن من داره از من میخواد که توی این راه باشم.
به دلایل چاق بودنم که فکر میکنم به نظرم مهمترین این هست که من از بچگی چاق شدن و استعداد چاقی داشتن رو باور کردم!!!
خیلی متاثر میشم وقتی بهش فکر میکنم،به لحظه هایی که همه از این استعداد خانوادگی برام میگفتن و همش در حال مقایسه بودند..در حالی که عکس های من گواه این هست که من اصلا چاق نبودم فقط قد بلند و تو پر بودم،لاغر استخونی که
همه بگن لاغر هم نبودم..
اما این تفکر و تکرار از طرف اطرافیان باعث شد که من رفته رفته به این پذیرش برسم که من چاقم در صورتی که نبودم و الان که دارم مینویسم من چاقم خیلی چاق!!! دلیل چاقی من پذیرش این باور هست و اشتباهم این هست که وقتی بزرگتر شدم و آگاه ترشدم.باورم رو تغییر ندادم و به اون باور غلط ادامه دادم.من چاقم برای این که به خودم رحم نکردم برای اینکه مضرترین مواد غذایی رو دوست دارم و به خوردنشون عادت کردم،چاقم برای اینکه از روی نیاز نمیخورم از روی حرص و ولع و تفریح و بیکاری به خوردن مشغول میشم،چاقم برای اینکه توی زندگیم جایی رو برای ورزش و تحرک نگذاشتم،چاقم برای اینکه به سلامتی و زیباییم اهمیت ندادم،چاقم برای اینکه همش برای چاقیم دنبال بهونه و توجیه بودم..
شاید یک سال پیش اگه از خودم میپرسیدم دلایل چاقیم چیه صدتا دلیل ریز و درشت رو لیست میکردم که به خاطر اینا من چاقم اما الان دیگه خیلی وقته که میدونم مشکل از خودمه مشکل از ذهنمه مشکل از تفکر غلطم هست.
جناب عطارروشن عزیز شاید براتون جالب باشه که بهتون بگم من مدت زیادی بود که به یکی از دوستانم که اون هم مساله چاقی رو داره همش میگفتم فلانی من به این نتیجه رسیدم که ما مشکل از ذهنمون هست و با این رژیم گرفتن ها تغییری نمیکنیم و اون هم گاهی قبول میکرد و بعد میگفت ببین فقط نگو مشکل از ذهنمون هست ،ما زیاد میخوریم و بالاخره باید یه رژیمی بگیریم تا لاغر بشیم و …
و جالب تر این هست که بهتون بگم من یجورایی غیر مستقیم از طریق همین دوستم با شما و مسیر فکری تون آشنا شدم..
خلاصه این که من مطمئنم و کاملا احساس میکنم که خدای مهربون من رو توی مسیر جدید و درستی داره هدایت میکنه که قطعا برای من ثمر بخش خواهد بود.
به امید موفقیت در کنار هم