۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











با نام و یاد خدای مهربان که بهترین دوست من هست و همیشه و در هر شرایطی دستم رو میگیره و بهترین ها رو در مقابلم قرار میده♥️سلام و عرض ادب خدمت شما استاد بزرگوار و همه دوستانی که هم مسیر با من هستند.
چرا من چاق شدم ؟ سوال تامل برانگیزی که چند روزی هست خیلی بهش فکر میکنم و احساس میکنم به همین دلیل یکم بیشتر میتونم جلوی اشتهای کاذبم رو بگیرم چون ذهنم درگیر این مسئله شده.نمیدونم شاید هم اشتباه باشه ولی خب من ابتدای مسیرم و ان شالله کم کم استاد میشم
از وقتی که یادم میاد درست برعکس شما استاد عزیز،من لاغر بودم به طوریکه مامانم تعریف میکنن که خیلی از وضعیت وزنت نگران بودم و بردمت دکتر…البته عکس های بچگیم خیلی نشون نمیده که لاغر شدید بودم ولی چون خانواده بچه های تپل رو میپسندید من لاغر به حساب میومدم تا دوران دبستان که کاملا لاغر و قد بلند ،راهنمایی و دوران دبیرستان همزمان با بلوغ و کنکور و استرسها رفتم تو مسیر چاقی…بعد هم ازدواج و دانشگاه که در این دوران به شدت چاق شدم و به وزن ۹۳ کیلو رسیدم….علتش رو بی تحرکی ، فست فود زیاد نوشابه ،غذاهای چرب و چیل که داخل خونه و دانشگاه مهیا بود،آروم کردن خودم با خوردن هر چیزی که تو یخچال پیدا میشد بی برنامگی و…. تا اینکه بلاخره برای بارداری تصمیم گرفتم لاغر بشم برنامه غذایی گرفتم ورزش روزانه کم خوری تا ۲۰ کیلو کم شد و ۶ ماه بعد باردار شدم.متاسفانه تو دوران بارداری دوباره همون رفتارهای اشتباه غذایی رو ادامه دادم به بهانه اینکه چون باردارم باید خوب بخورم به بچمم برسه،ماه آخر ۱۰۰کیلو بودم و نهایتا یه بچه کوچولو ۲۷۰۰دنیا آوردم در صورتی که بهم میخورد یه بچه چاق داشته باشم..بعد از زایمان دوباره شروع کردم به رژیم و کم خوری تا اینکه بلاخره توی دوسال تونستم بشم ۷۹کیلو
اما بازم باید کم میکردم سخت تلاش میکردم ورزش ورزش کم خوری کالری شماری.رسشماری.رسیدم به ۷۳ اما همه تلاش ها ۳ماه بیشتر نشد و بعد چون باید می رفتم سرکار فعالیت رو ول کردم و شد دوباره مثل قبل🥲
تا رسیدن تابستان امسال که خیلی در تلاش بودم که هر طوری هست به وزن ایده آلم برسم اول تابستون۷۴ بودم فقط ۴ کیلو باید کم میشد اما انگاری همه تلاشهای جواب عکس میداد
خیلی دوست دارم که برای همیشه این پرونده باز ذهنم یعنی اضافه وزنم رو برای همیشه ببندم و انرژیم رو صرف مسائل مهمتر کنم.خیلی اتفاقی وقتی داشتم عکس انگیزشی برای لاغری پیدا می کردم با سایت شما آشنا شدم امیدوارم که بتونم در مقابل این لطف خدا و آموزه های استاد سربلند باشم.
اما اگه بخوام تیتر وار دلایل چاقیم رو بگم ایناست:
.پرخوری
ورزش های نامنظم
عدمعصبی شدن گاه و بیگاه
خواب نامناسب و نامنظم
حجم زیاد فعالیت های روزانه که باعث خستگی و استرس میشه
وقتی کارهام طبق میلم پیش نمیره پرخوری میکنم
نداشتن الگو در مقابل چشمم
عادات غدایی اشتباه مادرم
نداشتن آگاهی لازم
طبع سرد معده ام
مصرف کم آب در طول روز
علاقه به تنقلات و شیرینی البته گاهی اوقات اما به صورت دیوانه وار
کمال گرا بودنم
امیدوارم به زودی براتون از خبر خوب لاغر شدنم بگم از اینکه نسبت به خودم و بدنم خیلی حس خوبی دارم…
میاد اون روز به زودی زود.به امید خدای مهربونم.
کمال گرا رو خوب امدید من هم همیشع تو لاغری کمال گرا هستم و این خیلی بد یادم ۷۲ بودم یا قد ۱۶۸ ولی دوست داشتم لاغر تر بشم
به نام خدای پاکی ها
سلام به همگی عزیزان
گام چهارم:
استاد..شما در ابتدا این فایل از دورانی گفتید که تازه با قانون جهان هستی اشنا شده بودید و تصمیم گرفتید ابتدا برای لاغری این روش رو امتحان کنید،الان که روند تکامل شما رو میبینم متوجه یک موضوع بسیار عالی میشم..شما از طریق ((نقطه ضعف)) همیشگیتون تونستید شگفتی بسازید..شاید اگر شما از کودکی چاق نبودید و فرمول های ذهنی چاق نداشتید هیچ وقت سایتی به نام تناسب فکری ایجاد نمیشد هیچوقت این همه آدم زندگیشون تغییر نمیکرد و…این نکته در ابتدا فایل مثل جرقه در ذهنم بود و نشد که بهش اشاره نکنم.
دو سوال مهم در شروع صحبت باید مورد بحث قرار بگیره ۱_چرا ما چاق هستیم؟ و خیلی ها لاغر هستند؟(صورت مسئله)۲_از چه طریقی ما میتوانیم لاغر بشویم؟(جواب مسئله)
¤اگر من میخواستم جواب یکی از اینها رو پیدا کنم،کدوم یک برای من جذاب تر بود و دنبال جوابش بودم؟ قطعا سوال دوم_اما حالا با آگاهی کامل از اینکه من دو بار مورد دوم رو انتخاب کردم و نتیجه نسبی گرفتم مورد اول رو انتخاب میکنم تا با جست و گریختن در مورد صورت مسئله به “جواب” سوال دوم برسم.
همیشه افرادی که اضافه وزن دارند میخوان نتیجه که چاقی در جسم آنهاست رو تغییر بدن و به اصلاح چاقی رو تبدیل به لاغری (در جسم) کنند و بارها با شکست مواجه شدند. و هیچوقت فکر نکردند که چرا چاق هستند؟ و واقعا خواستند که صورت مسئله رو پاک کنند و فقط به نتیجه برسند.ارزش واقعی این روش این هست که من میخوام یک بار لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم ارزشی که در هیچ روش دیگر وجود نداره..
لاغر شدن در صورتی میتونه برام نتیجه داشته باشه که من علتش رو پیدا کنم وگرنه هیچکس نتونسته با تغییر نتیجه(جسم) به لاغری همیشگی برسه! و به همین دلیله هرکس که رژیم میگیره بعد از مدتی دوباره اضافه میکنه چون اون نتیجه رو تغییر داده ها! ولی فرمول های ذهنش همچنان فرمول های ذهن یک فرد چاقه
¤هدف من از استفاده این روش چیست؟ اینکه چرا چاق شدنم رو تغییر بدم و به نتیجه فکر نکنم و نخوام به سرعت چاقیام رو به لاغری تبدیل کنم.
مثالی که درباره ماشین زدید رو به خوبی درک میکنم.اینکه بقیه عجز من درباره اضافه وزن رو دیدن و هر روشی که به ذهنشونرسید به من پیشنهاد دادن و هیچوقت کسی به من نگفت علت چاقیت رو پیدا کن و دنبال رفعش نباش!
اگر میخوام لاغر بشم باید براش وقت بزارم ،اگر عاشق لاغری و سبکی هستم باید زمان بزارم و تلاش ذهنی بکنم تا نتیجه مطلوبم رو بگیرم.حتی زمانی که همه خواب هستن به هر طریقی در هر جایی که هستم باید انجام بدم .چون اینها سخت تر از نخوردن و رژیم و ورزش و پیاده روی های طولانی نیست! و با همین تمرینات و نوشتن ها و خواندن ها میتونم صورت مسئله رو تغییر بدم و بعد بتونم سوال دومم که چگونه میتوانم لاغر بشم رو پاسخ بدم.
تمرین گام چهارم: 《دلایل چاقی من چیست؟از چه سنی چاق شدم؟چه خاطراتی از چاق شدن دارمچه مشکلاتی با چاق شدن داشتم؟》
موضوع انشا: چرا من چاق هستم؟
۱۶ سال پیش در شهری به دنیا اومدم.به خاطر اینکه مادرم بسیار در دوران بارداری تاکید داشت تا بچهش تپل به دنیا بیاد،۲۰ تا ۳۰ کیلو چاق شد و تونست من رو ۴ کیلو و خرده ای به دنیا بیاره.تا یک سالگی بسیار تپل و بانمک از نظر اطرافیان بودم و لُپ هام فقط دو کیلو بود! از یک سالگی تا شش سالگی لاغر اندام و متناسب بودم بعد از اون کم کم استارت اضافه وزن من شروع شد و در برابر تمام دوستانم درشت اندام تر بودم ولی هیچوقت چاقه بد هیکل و اضافه تر از قدم نشدم،فقط درشت بودم ولی خودم به شدت رویای اندام لاغر و ظریف داشتم..این روند تا ۱۳ سالگیم و دوران بلوغم ادامه داشت و یکهو وزنم به شدت بالا رفت در حدی که دیگه به فکر افتادم که کم بخورم یا نخورم تا کمی لاغر بشم. چون هرکس من رو میدید بهم گوش زد میکرد که لاغر بشم.مجبور بودم لباس های گشاد بپوشم تا چاقیم رو پنهان کنه،یادمه به خاطر ترک های پوستیم که قرمز بودن از بدنم خجالت میکشیدم و استخر نمیرفتم یا اگر میرفتم قبلش کلی گریه میکردم که چرا بدنم اینجوریهتونستم طِی یکسال ۹ کیلو به مرور لاغر بشم اما همچنان رفتار های یک فرد چاق رو داشتم (دارم)بعد از اون در ۱۵ سالگی از طریق یکی از اشناهامون با رژیم کتوژنیک آشنا شدم و دیگه خواستم رویای لاغریم رو دنبال کنم،مشوق من هانده ارچل بود.چون وقتی لاغر میشم خیلی بهش شباهت پیدا میکنم و اینبار با تمام وجودم به لاغریش توجه کردم و شروع کردم به رژیم گرفتن.و واقعا تونستم ۸ کیلو کم کنم که هرکس منو میدید میگفت آب شدی و..ولی به خاطر سختی رژیمم و گرون بودن مواد غذاییش تصمیم گرفتم دیگه ادامه ندم و روی وزن ۵۷ بمونم.درسته ۵۷ وزن خیلی خوبیه،خدارو صد هزار مرتبه شکر اما همیشه دوست داشتم لاغر اندام تر باشم چون هرکسی سلیقهای درباره بدنش داره،یکی دوست داره کمی توپر باشه یکی دوست داره خیلی لاغر باشه و..و من از اون دسته از آدم هام که میخوام خیلی لاغر باشم! خیلی زیاد..چون لاغر شدن بهم میاد(شعر هم گفتماااا)ولی اتفاقاتی افتاد که طی دوران تثبیت دو کیلو اضافه کردم و دچار خودباختگی شدم و احساس کردم دیگه تمومه و همونطور که زود لاغر شدم زود هم چاق میشم.اما همون شب بود که با سایت تناسب فکری اشنا شدم و حالا در این مسیر قرار دارم..
دلایلی که در گذشته فکر میکردم باعث چاقی من هست:
کم تحرکی و ورزش نکردن
ارثی از طرف خانواده پدر و مادر چاق بودم
علاقه زیاد به بستنی و تنقلات
خوردن رو جز لذت های دنیا دونستن
فکر کردن زیاد در طول روز به خوردن
زیاد غذا خوردن و هر سه وعده غذا خوردن
نون و برنج و نشاسته خوردن
باور مخربِ هرکس پولداره چون مواد غذایی خوب میخره چاق میشه
وقتی مسافرت و مهمونی میری چاق میشی و..
خیلی دارم روی رفتار هام کار میکنم و دوست دارم که با خودم نجنگم و این روند خود به خود اتفاق بیوفته، درسته هرکسی منو میبینه تیکه و کنایه خودش رو میندازه و میگه چاق شدی و از اون لاغری دراومدی.درسته بغض میکنم درسته ضعف دارم اما به خودم قول دادم که ادامه بدم.با خدا قرار داد بستم که توکل و ایمان و استمرار از من باشه و نتیجه از خودش..و فقط ادامه میدم.فقط تمرینات رو انجام میدم و به لطف الله،نتایج عالی کسب میکنم.ولی رویام رو خط نمیزنم،ارمیتای لاغر اندام رو به فراموشی نمیسپارم.اون در انتظار منه که به سمتش برم و در ایینه تماشاش کنم.از صورت زاویهدارش،از کمر باریکش،دستان ظریفش،پاهای لاغرش نهایت لذت رو ببرم.میدونم که ارمیتای لاغر درونم منتظر منه.نمیخوام وسط راه رویام رو بیخیال بشم تا ارمیتای لاغرم از من ناامید بشه.بسه تسلیم شدن،بسه ادامه دادن راه هایی که تهش بن بسته،بسه فکر کردن به رژیم های دیگه،بسه احساس بد و ترس از چاق تر شدن،بسه..بسه..بسه..
به نام خدای یکتا سلام دوستان خوب و استاد عزیز.با اینکه امروز مهمانی بودم و نتونستم تمرینم رو انجام بدم اما هیچ وقت دیر نیست و گام هام باید منظم باشن. گام چهارم: دو سوال رو همیشه از خودم میپرسیدم،چرا دوستام هرچی میخورن چاق نمیشن؟؟چرا همه متناسب هستن و من چاق تر میشم؟
وقتی صحبت از تناسب اندام میشه دو بحث پیش میاد چرا خیلی ها چاق هستند؟چرا خیلی ها لاغر هستند؟اکثرا دوست داریم جواب کدوم سوال پاسخ داده بشه؟ مورد دوم_چون میخوان به لاغری (سلامتی و احساس خوب) برسنحالا ما میایم در بقیه روش های لاغری صورت مسئله رو مورد بحث قرار میدیم یعنی ((مورد اول))اینکه انتظار داشته باشیم مسائل قبل از نتیجه رو تغییر ندیم و نتیجه رو تغییر بدیم کاملا اشتباهه،مثل تمام اون روش هایی که برای لاغری انتخاب کردیم.ما میخوایم لاغر شدن برای همیشه رو یاد بگیریم.به اصطلاح یک بار لاغر بشیم و برای همیشه لاغر بمونیم..وای فوق العادهاس…
لاغری با ذهن سیستمیست که فرمول های اشتباه ذهن رو ردیابی میکنه و مارو به لاغری میرسونه
همه کسانی که چاق هستن از کسانی مشورت مزگیرن که خودشون چاق بودن یا از روشی چاق شدن یا لاغر!! پس اصلا درست نیست..
لاغر شدن در صورتی میتونه ماندگار باشه که علت چاقی رو تشخیص و برطرف کنی نه اینکه بخوای نتیجه اش رو تغییر بدی!
هیچکس نتونسته با تغییر نتیمه که همون چاقی به لاغریست تا همیشه لاغر بمونه! چون علت چاقی در ذهن افراده و تا زمانی که فرمول های ذهنت رو عوض نکنی تو هرچقدر به بدنت فشار بیاری متاسفانه دوباره به وزن قبلی یا بالاتر برمیگردی چون فرمول هات تغییر نکرده و فقط جسمت تغییر کرده…..و این کاملا منطقیه
تمرین گام چهارم: تحلیل صورت مسئله (چاقی)
من چرا چاق هستم؟ خیلی خوب فکر میکنم و مینویسم《فکر کردن خیلی سخت تر از رژیم و ورزش های سخت و طولانیه؟》
چون از زمانی که یادم میاد اطرافم کسانی رو دیدم که یا چاق بودن یا درحال رژیم گرفتن بودن! چون همیشه به من گفته میشد تو استخون بندیت درشته هرکاری بکنی نمیتونی لاغر بشیچون عاشق تنقلات بودم فکر میکردم از خوردن زیاد اونهاست که چاق شدمچون پرخوری عصبی رو باور کردم هرازچند گاهی پرخوری میگرفتم.چون اطرافیانم دلیل چاق بودنشون دقیقا نداشتن تحرک و زیاد خوردن بود.چون تمام رسانه ها مثل تلویزیون به ما گفتن تنها راه لاغر شدن عرق کردن و عرق کردن و عرق کردنه.چون همیشه خوردن رو به چاقی ربط میدادن.چون خیلی از خوردن میترسیدم و هر لقمه که میخوردم با ترس و نگرانی بود چون بعد از اینکه جلوی بقیه خودم رو از خوردن چیزی محروم میکردم یواشکی میرفتم و دوبرابر نیاز بدنم اونو میخوردم.چون فکر میکردم نون و برنج و فست فود چاق میکنه.چون همیشه برای خوردن هیجان داشتم.
سلام استاد جان
دلیل چاقی قبلیم،باور کردن این موضوع بود که من و خواهرام تو کوچیکیم لاغریم و به محض اینکه به سن بلوغ رسیدیم یهویی استخون میترکونیم و چاق میشیم و میمونیم،و اینکه این ارث ما هست و بعدشم که ازدواج و چاقی بعدش طبیعیه و بعدشم،زایمان و طبیعی بودن این که ما چاق تر از قبل خواهیم شد
اما من با شرکت در دوره های قبلی شما فهمیدم که همه ی اینها اشتباه هست و هیچ کدوم دلیل چاقی من نمیتونه بوده باشه
و قطعا الان میدونم که دلیل چاقی بعد از دومین زایمانم اونم در حالی که قبلش به تناسب ایده آلم رسیده بودم چیزی نیست جز،رعایت نکردن فرمول های جدید ذهنیم و رعایت نکردن اندازه ی سیریم بود.
اما به لطف خداوند مهربان و شما استاد عزیزم،و همینطور خود شجاع و قدرتمندم،خیییییلی خیییییلی خیییییلی سریع و آسان و شیرین دوباره به تناسب ایده آل و خوشششکلم خواهم رسید💪💪💪💪💪💪💪😍😍😍😍😍😍😍
سلام
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
داستان از اونجایی شروع شد ک من از بچگی یادمه بحث چاق شدن و اضافه و وزن در خانواده پدریم همیشه برقرار بود و اکثر عمه هام یا اضافه وزن داشتن یا ترس از اضافه وزن و گفتن این جمله که ارثی به شدت استعداد چاقی داریم و من هم ار یک سنی ب بعد در دام ترس از اضافه وزن و استعداد چاقی افتادم… در حال حاضر که در بیشتر وزنی ک تا حالا داشتم قرار دارم از دید بقیه نه تپلم نه چاق و معمولیم اما خودم دوست دارم 10 کیلو کنتر از وزن فعلی باشم و دوبار موفق شدم ک 10 کیلو کم کنم اما ب سرعت برق و باد برگشت… دوساله دچار استپ وزنی شدم و با رژیما مختلف وزن کم نمیکنم اما حواسم ب میزان و موارد خوراکم هست و دیده خسته شدم…
و مطمینم با برنامه ریزی ذهن و با این مسیر از دام ترس از اضافه وزن رها میشم…
ممنون از استاد عزیز
سلام
امیدوارم حال دلتون عالی باشه
داستان از اونجایی شروع شد ک من از بچگی یادمه بحث چاق شدن و اضافه و وزن در خانواده پدریم همیشه برقرار بود و اکثر عمه هام یا اضافه وزن داشتن یا ترس از اضافه وزن و این جمله که ارثی به شدت استعداد چاقی داریم همیشه گفته میشد و من هم از یک سنی ب بعد در دام ترس از اضافه وزن و استعداد چاقی افتادم… در حال حاضر که در بیشترین وزنی ک تا حالا داشتم قرار دارم از دید بقیه نه تپلم نه چاق و معمولیم اما خودم دوست دارم 10 کیلو کمتر از وزن فعلی باشم و دوبار موفق شدم ک 10 کیلو کم کنم اما ب سرعت برق و باد برگشت… دوساله دچار استپ وزنی شدم و با رژیمای مختلف وزن کم نمیکنم اما حواسم ب میزان و موارد خوراکم هست و باید کنترل کنم اما دیگه خسته شدم…
و مطمینم با برنامه ریزی ذهن و با این مسیر از دام ترس از اضافه وزن رها میشم…
ممنون از استاد عزیز
به نام خدايي كه به شدت كافيست
الان كه داشتم مطالب گام چهارم رو ميخوندم به اين فكر كردم كه واقعا چه عاملي باعث شده تا من تناسب اندامم رو از دست بدم واينقدر بابت اين قضيه عصبي و رنجبر باشم ،اول از همه اينوبگم كه تصميم گرفتم ديگه از كلمه چاقي ولأغري استفاده نكنم چون تمام اين سالهااين دو كلمه واقعا براي من أزاو دهنده و ياداور مشقتها و سختي و فشار هاي عصبي كه تحمل ميكردم هست و اضافه وزن وتناسب اندام رو جايگزين ميكنم.
اين اولين گام من به سمت روزهاي خوب و رؤياي من است، اما دليل اضافه وزن من بيشتر خوردن است چون من تمام غذاها رو دوست دارم البته الان كه در اين مسير قدم برداشتم ميبينم ذهن من درگير خوردن بوده نه خود من چون خيلي أوقات كه ديگه از رژيم و كم خوردن خسته ميشدم ميگفتم ولش كن بابا كي ميدونه چقدر زنده ايم و ميتونيم از لذت هايي كه خداوند بهمون داده استفاده كنيم چار روز ديگه پير ميشيم هي ميخوان بگن اينو بخور اونو نخور پس بزار بخورم اما دوباره كلي عذاب وجدان ميگرفتم كه چرا خوردم دليل دوم حرفهايي بود كه اطرافيان ديكنه ميكردن و شده بود ملكه ذهنم مثلا تو ژنت اينطوريه هيكلت مثل فلانيه خودت رو هم بكشي هميني و ….
البته شروع اضافه وزن من از بعد از به دنيا اومدن پسرم بود و قبل از اون من هيچ مشكلي نداشتمو و همه اين رو طبيعي ميدونستن كه بعد از زايمان ادم دينه به اندام قبلش برنميگرده مگر اينكه با رژيم و ورزش خودكشي كني كه البته منم اينكار رو ميكردم كه كاملا بينتيجه و در خوشبينانه ترين حالت بسيار موقت بود
اما خداي مهربان رو هزاران بار شاكرم كه به لطفش با استادگرامي و اين مسير اشنا شدم واز خدا و استاد با تجربه كمك ميخوام كه كمكم كنند تا منم به نتيجه مطلوبه برسم
گام چهارم، سلام. به استاد عطار روشن ودوستانم. ،چرامن چاق شدم ودلایل چاقیم چی میدون؟خب من از همون بچگیم اضافه وزن داشتم نسبت به همسن وسالای اطرافم، توی خانواده ای بهم گفته شده بود که ما استعداد چاقی داریم بخوریم چاق میشیم نخوریم لاغر میشیم ودوسه بار هم در بزرگسالی وقتی جون شدم تونستم با نخوردن شام وکم خوری لاغر کنم اما. مگه چقدر آدم حوصله اش میکشه ادامه بده ومنم برگشتم سر خونه اولم. میگفتن در کنار کم خوری ورزش کنی لاغر میشی. منم انجام دادم لاغر هم شدم بعد رها کردن چاقتر شدم، خلاصه همینجور من با باور خوردن و کم تحرکی داشتم چاق. میشدم ، سن هم یه باور دیگه من بود که باعث چاقیم شده بود چون هر اندازه سنم بالاتر میرفت به وزنم اضافه میشد ، ازدواج هم توی چاقیم نقش داشت چون شنیده بودم و دیده بودم از اطرافیانم که ازدواج کردن و چاق شدن . بعد زایمانم گفتن چون داروی تقویتی مثل زینک میخوری چاق شدی ومنم باور کردم و دیگه نخوردم . اینم دلایل چاق من ، ممنون از همه دوستانی که دیدگاه منو میخونن
سلام همراه گل.
خیلی ممنونم که دیدگاهت رو اینجا ثبت کردی،چون خیلی از باور های ریز و درشتم رو پیدا کردم.
اینکه هنوز هم از قرص زینک میترسم و با اینکه بدنم نیاز داره و بعد رژیمم ریزش مو پیدا کردم و لازم هست باز هم نمیخورم چون میگن اشتها رو زیاد میکنه! اما کدوم اشتها؟ ما که غده اشتها نداریم که بخواد بزرگ یا کوچیک باشه.
متشکرم بابت اگاهی که بهم دادی
نشان های دریافت شده
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
باعرض سلام خدمت استاد گرامی و دوستان عزیز🌹🌹
چهارمین روز کلاس رو با انگیزه ی مضاعف شروع کردم .
خیلی دوست دارم نکات جدید رو یاد بگیرم .
طبق معمول هر جلسه ابتدا جزوه رو خوندم جزوه ای که با این مطلب شرو ع شده بود .
چرا برای قرار گرفتن در مسیر لاغری باید از مسیر چاقی شروع کنیم ؟
خیلی دقیق توضیح داده شده بود برای حل هر مشکل ابتدا باید مشکل رو شناسایی کنیم 👌
البته که باید اینطور باشه خدای نکرده شما اگه بی حال و مریض بشوید اول که برید دکتر اون باید مشکل بدن شما و آنچه باعث بیماری شما شده رو با آزمایش و عکس پیدا کنه بعد برای شما دارو تجویز کنه، اینطوری نیست که بریم دکتر و دکتر همه ی دارو ها رو روی ما امتحان کنه تا ببینه کدوم دارو ،مشکل ما رو حل می کنه .
درباره ی رژیم هم دقیقا همینطوری باید عمل می کردیم که متاسفانه ما همه ی راههای درمان رو ،روی خودمون امتحان کردیم که هیچ کدوم هم جواب ما نبود 😔😔
دومین مطلب مهم جزوه این بود که :
شناسایی عوامل تاثیر گذار در چاقی
اولین گامی که باید برای مشکلمون برداریم دقیقا همین بود برگشت به عقب ،باید راهی رو که اینهمه سال طی کردیم، برگردیم تا متوجه بشیم، کجا و چطوری فرمول های اشتباه در ما نهادینه شدند.
استاد لطف کردن و برای خودشون لیستی تهیه کردن به نام عوامل چاقی من که منم در پایان لیست خودم رو برای شما بیان می کنم مثل :ارث ،درشتی استخوان بندی ،ورزش ،….
مطلب بعدی این بود که :
شروع مسیر لاغری در روش های قبلی چگونه بود ؟
خوب همون طور که نوشته بود و برای همه ی ما آشناست گرفتنBMI است و پیدا کردن چند کیلو اضافه وزن و شوک عظیمی که در ابتدا به هممون دست داده که وای منکه نمی تونم از پسش بربیام تازه من خودم بعد حساب می کردم که چقدر زمان میبره تمام بشه یک دفعه با سرعت ۱۸۰ کیلومتر حساب می کردم خوب بهتر بود و زمان کمتر تا لاغری، گاهی هم ۴۰ کیلومتر حساب می کردم این دیگه اوج افسردگی و ناراحتی بود .
مهم ترین مسئله ناراحتی و دوست نداشتن و اجبار در مسیرهای قبلی بود که در این مسیر نیست .
دراین روش جدید من نمیدونم که چند کیلو قراره کم بشه ؟،کی قراره کم بشه ؟
مهم نیست الان مهمه که من با لذت و راحتی و با اراده ی خودم اینکارو انجام میدم هیچ کس قرار نیست هفته ی بعد منو وزن کنه ،هیچ کس از من نمی پرسه چه خبر لاغر شدی آخه کسی خبر نداره ،هیچ کس منو مجبور نمی کنه که هر روز فایل گوش کنم بنویسم همش خودمم دوست دارم انجام میدم حالم خوبه انجام میدم واقعا فوق العاده است 😍😍
خوردن و نخوردن در کار نیست ،همه چی می خورم ،این بهترین حالت ممکنه چون بدنم می خواد و انتخاب می کنه نه دیگران ،چون دیگه بعدش حالت حریص بودن نداره ،من میدونم هر وقت هر چقدر دوست دارم می خورم ،ذهنم و بدنم منتظر نمی مونه رژیم تموم بشه بعد حرص نخورده ها رو در بیاره .
همه چی عالیه گاهی هم که می خواد تلافی کنه یا خاطره بازی بهش می گم عزیزم الان اذیت میشی میذارم تو آشپزخانه بعدا هر وقت خواستی باز بخور 🤭
همینکه با ذهنم و بدنم دوست شدم و همدیگر رو درک می کنیم و خلاف همدیگه حرکت نمی کنیم و با هم مبارزه نمی کنیم یعنی همه چی خوبه عالیه 😄😄
نکته ی مهم :
تنها کاری که توی جزوه دیدم باید انجام بدم استمرار است
استاد نوشتن همونطور که ایشون مثل من چاق شدن و الان لاغرن منم می تونم مثل ایشون لاغر بشم .
من کاملا مطمئنم 👌👌
آخرین نکته ای که اشاره شده در جزوه طریقه ی عمل کردن به تمرینات است :
خواندن جزوه
دیدن فایل تصویری یا صوتی یا هردو
خواندن نوشته ی دوستان عزیز
نوشتن ،نوشتن و نوشتن ****
بعد از جزوه حالا نوبت صحبت های خود استاد هست
استاد صحبتشون رو از خودشون شروع کردن .
از چاق و لاغر شدن مکرر ،از خستگی و ناراحتی
از اینکه چطور به این راه پا گذاشتند و از کجا شروع کردن و چه موفقیت هایی کسب کردن .
فوق العاده شنیدنی بود.
مثال شگفت انگیزی در میان صحبت هاشون بود که من عاشق مثال هستم
خودروی خراب و پیدا کردن مشکلش واقعا عالی بود دقیقا خودمو جای ماشین گذاشتم انگار من بودم و چاقی.
استاد درباره لاغری با ذهن توضیح دادن درباره ی تفاوت های روش لاغری با ذهن با بقیه .
کاری که قراره ما برای نتیجه ی عالی کسب کنیم استمرار در کار .
کاری که استاد ازما می خوان اینه که برگردیم به گذشته و دلیل چاقی خودمون رو پیدا کنیم .
یادمه وقتی کوچک بودم ،شکمم بزرگ بود و همیشه دایی هام شکمم رو فشار میدادن که یالا بگو من اضافی دارم خیلی درد داشت زود می گفتم تا رهاش کنند فقط اینو از کوچکی یادمه .
هیچ وقت هیچکی بهم نگفت چاقی .
تا دوران دبیرستان اصلا به مسئله ی چاقی فکر هم نمی کردم که رژیم گرفتم و اون موقع هم فقط رژیم کوتاه مدت گرفتم ولی به دلایل چاقی فکر نمی کردم
ولی چیزهایی که الان میدونم که دلیل چاقی هست :
همه ی اینا دلایلی هستند که من باعث چاقی خودم میدونستم 😔😔😔😔
کلاس امروز هم با شگفتی و انگیزه بیشتر به پایان رسوندم حالا خیلی ذوق دارم بدونم گام بعدی چیه ،این همون چیزیه که تا حالا برای رسیدن به تناسب اندام انجام ندادم ،ذوق و شوق فراوان از راهی که شروع کردم.
با تشکر از استاد گرامی 🙏🙏
با آرزوی بهترین ها برای همه ی اعضای خانواده ی تناسب فکری ❤❤
نشان های دریافت شده
به نام خدایی که سریع اجابت می کند
سلااام هم مسیری ها ی متعهد 🤩🕊
اول از همه باید بگم که بسیار عجیبه انگار تا حالا این مطالب به گوش من نخورده و فوق العاده تاازه است😮🤔
همیشه برای رفع مشکل باید دلیل به وجود آمدن آن مشکل را بررسی کرد تا به سرعت و سادگی مسئله حل بشه در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتیم ما می خواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و چاقی رو تبدل به لاغری کنیم و همیشه یک سئوال در ذهنمون داشتیم اینکه چه طور لاغر شوم؟و اگر می پرسیدیم که چگونه چاق شده ام ؟و جوابی براش پیدا می کردیم حتما من لاغر می شدیم 🌟:مثلا گیاهی که هرروز برگهایش زرد می شود را برای تغییر نتیجه می شود برگهایش را هرروز هرس کرد ؟ یا با رنگ سبز پوشاند !؟و در نهایت برگی نمی ماند ‼️ اگر ما متوجه نباشیم که گیاه به دلیل بی آبی و گرما دچار سوختگی برگ شده است آن گیاه را از دست می دهیم .
Why did I get fat? Some people passed by and said that it was because of puberty (she was exactly 10 years old) م م My mother also said that we are obese heirs. They are thin on the go (and in my opinion inheritance and genetics were unchangeable, I had to accept obesity and this word of force made me blame my family ️ ️ Some of my friends also said that you are not active, you should exercise for The nutritionist had also told you not to consume too many sweets and fatty substances, and I was interested, and this was a big limitation The زش The doctor also told me to follow everything from the throat to the lamb, lady! It makes me fat Father ️ My father sweated a lot and it was appropriate when I asked, he said I have a high metabolism,
تا به ته خط رسیدم یک بن بست و جمله ای که در ذهنم نقش بست ته بن بست دقیقا هموون جایی هست که باید پروااز کنی (اول کوچه ی خدا)🙏🏻🥰♥️🌹سایت تناسب فکری
اینجا هیچ خبری از رژیم و ورزش و محدودیت نبود و نکته ی مهم این بود که اینبار کسی برای من برنامه ریزی نمی کرد یعنی تحت کنترل کسی نبودم و آزادانه خودم با قدرت برای هدفم می خواستم برنامه ریزی کنم و این یک ویژگی خاص بود که احساس خوبی به من می داد.😇
چه طور باید لاغر بشم⁉️
باید دیاگ بزنیم 👌😁….با گوش دادن و دیدن فایلهای آموزشی لاغری با ذهن و نوشتن (فکر کردن )فرمولهای چاقی رو شناسایی می کنیم و از ذهنمون استخراج می کنیم وقتی مطالب را می خوانیم و یا می بینیم با چشم و گوش اینکاررا انجام می دهیم و از یک یا دو حواس استفاده می کنیم ولی به وقت نوشتن از چند حواس همزمان استفاده می کنیم و تمرکز بیشتری داریم و پراکندگی ذهن و حواس پرتی ما به موضوعات دیگر با تمرکز بر نوشتن یکجا جمع می شود یعنی سایت تناسب فکری را یک دستگاه فوق هوشمند در نظر می گیریم که در هر قدم فرمولهای ذهنی چاق را در ذهن ما شناسایی می کنه و برای اصلاح ،فرمولهای جدید لاغری را آموزش می دهد معجزه از درون ما اتفاق می افته اینکه آگاه می شیم که با پذیرش چه عنوانهایی خودمون به چاقی قدرت داده ایم و به مرور زمان آموزشهای لاغری را یاد میگیریم و قدرت را به هدفی می دهیم که باعث احساس رضایت ما می شود .خواندن نوشته های دوستان باعث میشه که شاهدان بیشتری برای ذهنمون بیاوریم و تصویر سازی لاغری در ذهنمون شکل بگیره و هر چه وقت بیشتری بگزاریم و تجزیه و تحلیل فکری داشته باشیم در آموزش لاغری خود به ذهنمون موفق تر عمل می کنیم