۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











با سلام به استاد عزیز و گرامی
من اگر بخواهم به این سوال که چرا چاق شدم بگم این هست که دقیقا هیچ وقت رژیمم بیشتر از پنج روز نبوده و هیچ اراده ای برای رژیم نداشتم و برای ورزش هم همینطور همیشه این ذهنم و فکرم بوده که حالا الان مهمونی هست از فردا شروع به رژیم و لاغری می کنم و الان ناراحتم می خوردم و خوشحالم باید پرخوری کنم و هیچ وقت اراده کم خوردن نداشتم و ریزه خوری و پرخوری خودم رو به اعصابم ربط می دادم و خیلی مشتاق هستم که با ذهنم درگیر بشم و روش کار کنم تا از شر این چاقی رها بشم.
به قول جول اوستین
وقتی شما می نویسید چشم، ذهن، جسم (دست) ، اعصاب ، بسیاری دیگر از اندام شما در خدمت شما هستند و به همین دلیل تمرکز شما موقع نوشتن پیش از زمانی است که در حال تماشا کردن یا گوش دادن هستید.
اتفاقاً من هر کتابی که می خونم نکات مهم اون رو یادداشت می کنم تا یادم بمونه
وقتی تغییر در اعمال و رفتار بوجود بیاد حتما در جسم هم تاثیر خودش رو می ذاره و باید ذهنمون رو تغییر بدهیم و بر ذهنم کنترل داشته باشم.
چرا ما چاق هستیم و چرا خیلی آدمها لاغر هستند و از چه طریقی باید لاغر بشیم. لاغر با ذهن مثل همون کامپیوتر عیب یابی می کنه و با انجام دادن تمرینات و گوش دادن به آنها پی به چاقی خود ببریم.
خوب فکر کنیم چرا چاق هستیم تا با کنترل ذهن فرمول های چاق کننده رو به فرمول های لاغر کننده تبدیل کنیم.
با تشکر از زحمات شما
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استادعزیز و دوستان گرامی🌹چرا من چاق هستم🤔من هر چقدر خاطره از کودکی دارم همیشه یه فرد متناسب و خوش اندام بودم اصلا یه تیکه چربی اضافه هم نداشتم و مدام هم اهل وجه ووجه میکردم عاشق باغداری بودم و همراه بابا و داداش هام آب درخت های باغ میدادم و کارهای کشاورزی می کردم کلا بخواهم بگم خیلی تحرک داشتم از طرفی هم چون توی باغمون انواع میوه ها وتره باز و سبزی جات داشتیم همه ی غذاهامون ارگانیک بود و توی طول روز معمولا میوه ومغزی جات مثل بادوم و گردو می خوردیم و خیلی اهل صبحونه و ناهار وشام نبودیم ۱۲ ماه سال ما همش توی باغ سپری می شد برای همین همیشه متناسب بودیم طوری که همه حسرت اندام ما رو میخوردن توی مدرسه که می رفتم بچه ها میگفتن خوش به حالت که چاق نیستی و متناسبی هر وقت که پیش بزرگترها بحث چاقی دوستانم پیش می کشیدم می گفتن این گروه و طایفه ذاتا و ژنتیکی چاق هستن مامان و باباش رو ببین اونا هم چاق هستن😮 یکی دیگه از دوستام بود اونم چاق بود دلیلشو میگفتن اینا خیلی اهل خوردن هستن تا اونجایی که تو نمیبینی بیکار بشینن مدام میخوررن و تحرکم ندارن وقتی به رفتارهاش توجه کردم دیدم همین طوره😯 یکی دیگه بود اون بنده خدا چون مامان و باباش کارمند بود غذای خونگی خیلی نصیبش نمیشد و همیشه ساندویج میخورد و تپل شده بود خلاصه که همیشه دلایلی برای چاق شدنشون بود و خیلی راحت با دیدن نمونه بارز افراد ما می پذیرفتیم که عوامل ژنتیکی و ارثی و خوردن هله هوله و پرخوری و تحرک نداشتن باعث چاقی میشه همیشه به ما میگفتن تحرک داشتن باعث میشه چربی های اضافه بدن آب بشه و انسان لاغر بشه اگه تو متناسبی برا خاطر اینکه که خیلی تحرک داری و کم غذا میخوری و غذاهای سالم وکم کالری میخوری و اینجور در ذهنم تداعی شد که اگه مثل اونا رفتار کنم و تحرک نداشته باشم چاق می شوم تا سال سوم راهنمایی من متناسب بودم ولی از اول دبیرستان من هم رفته رفته به رفقای تپلی خودم پیوستم چون دیگه باغی در کار نبود که تحرکی داشته باشم عضو تیم والیبال مدرسه بودم ولی خب تحرک یکی دوساعته مدرسه کجا و تحرک روزانه تو باغ کجا بیشتر وقتم تو خونه بودم شهر ما اون موقع باشگاه ورزشی هم برای دخترها نبود که باشگاه هم بریم و تحرک داشته باشیم و از طرفی هم داداشم مغازه سوپری زد و ما شدیم هله هوله خور و اهل صبحونه وناهار وشام مفصل😔 دقیقا شدم مثل رفقایی که چند سال پیش حسرت منو میخوردن و اینگونه شد که روند چاق شدن من شروع شد و چاق شدم
سلام ب همه ی دوستان همسیرم 🙂
برای قرار گرفتن در مسیرلاغری با قدرت ذهن باید از همون راهی ک رفتیم و چاق شدیم حالا دور بزنیم و برگردیم ،، مسیر چاقی ما پربوده از کوله باری از افکار و عقاید و باورهای غلط و اشتباه دیگران ، دیگرانی ک خود ب اشتباه در معرض آموزش و یادگیری بوده اند ،
ماانسانها از بدو تولد با ذهن و باورهای درست و بجا آفریده شده ایم ن تنها در بحث چاق و لاغری بلکه در تمام جنبه های دیگه زندگی از جمله :ثروت ، سلامتی ، آرامش ، خوشبختی ،،،،
یکی از باورهای اشتباهی ک در ذهن ما کردن اینه ک اگر زندگی قشنگ بود با گریه شروع نمیشد ☹️
و من هربار با روب رو شدن ب مشکل و مسایلی یاد نوزاد یک روزه ای میفتم ک بعداز بدنیاامدن شروع ب گریه کردن میکنه ، 😑😑
درمورد چاقشدن و لاغر شدن هم ب همین شکله ک افکار و عقایدی رو در ذهن ما کردن ک برای خود ما نبوده ، ماحتی همچین دیدگاههای راجبه باورهاشون نداشتیم ولی انقدر برامون تکرارش کردن که بالاخره برای ما هم باور پذیر شده مگ غیراز اینه ک هرچیزی رو که ما تکرار کنیم و ذهن باور میکنه و ملکه ی ذهنش میشه
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
درزندگی های انسانی طبیعی هست ک تا علت ی موضوع ، ی مشکل ، ی بیماری ، ی عصبانیت ، ی کلافگی ، و خیلی دیگ ازین «یه» ها رو اگ ندونیم نمیتونیم براش راه حلی پیدا کنیم و سعی در برطرف کردنش داشته باشیم ،، الان ک فکر میکنم میبینم پس چطور من وقتی علت چاق شدنم رو نمیدونستم پس چطور سعی دربرطرف کردنش داشتم ، سعی و تلاش من ، سعی و تلاش ما بدلیل کدوم علت بوده ؟؟😒🤔🙄🧐
🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸🌸
سواله خوبیه 👌👍 میخام بدونم من چ علتهای رو دلیل چاق شدنم میدونستم تا شاید متوجه بشم ک از کجا این فرمولها وارد ذهن من شدن و جا خوش کردن ، و بابزرگتر شدن من ، ریشه آونها هم بزرگ و محکمتر شدن ⁉️⁉️🙄🧐
شاید از وقتیک شنیدم اگ تحرک نداشته باشی ، یا اگ زیاد غذا بخوری مخصوصا (غذاهای چرب و نشاسته دار مثل برنج ، ماکارونی ، سیب زمینی ،) غذاهای سرخ کردنی ، فست فود , نوشابه ، شیرینیجات ها ، حتی گاهی میوها ، چون قند بعضی از میوه ها چاق کننده ست مثل انگور ، خربزه ، ) یعنی چی آخه ؟؟ پس چی موند ما بخوریم 😑😢😅😅
یا زمانیک شنیدم و دیدم بعداز ازدواج ، یا بعد از زایمان ، با بعد از بدنیااومدن بچه دوم ، یا شنیدم کسایی ک کم خونی یا تیرویید دارن ، یا ،یا ،یا ،،،
زمانهای زیادیه ک میگذره و من بیاد ندارم ک دیگه چیا شنیدم و دیدم و کدوم باور من شده ، اما هر چی ک هست الان توی ذهنه من هست باید شناسایی بشه ، دلیلشو و بفهمم تا بتونم رفعش کنم و مانع برداشته بشه ,، شاید یک دلیل ،دو دلیل باشه ، شایدم هیچکدوم نباشه و هنوزم پنهانه ولی حتما ی چیزی باید باشه ، واگرنه من ک چاق شدن رو نمیخاستم پس این ی ورودی داشته ک با در مسیر بودنم در مسیر لاغری با قدرت ذهن کشف و ضبط میشه 😉😉😑
🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺🌺
موضوع بعدی چرا خیلی از آدمها چاق هستند و چرا خیلی از آدمها لاغرهستند ؟؟!!
ماانیانها از بدو تولد بدنی عاری از چربی داشتیم و در صحت و سلامت بودیم ،،،
افرادی ک چاق هستند مثل خودم براثر ی سری دیدهها و ی سری شنیدهها افکار و عقایدی رو باور کردیم در واقع نسبت ب موضوع واکنش نشون دادیم یا با تعجبمون ، یا تنفرمون ، یا خوشحالیمون ، یا حتی گاهی مسخره کردنمون ، وگاهی هم خنثی بودنمون و هی بهش پروبال دادیم ،گاهی ترسیدیم ،،پس ما قطعا رفتارهای تکرار شونده ی زیادی داشتیم ک ذهن مون قبل از پذیرفتن خودمون اون رو ملکه ی ذهنش کرده تا موقع معقرمارو باهاش رو ب رو کنه یا خواستمون بوده یا ناخواسته و ذهن از طریق ترس و فرار مااز اون فکر ،مسئله ،اون رو بدترب ما میچسبوندش مثل همین چاق شدن و چاقتر شدنمون ،،ک ماهی خواستیم از شرش خلاص بشیم و فراری بودیم ازش ،رژیمها وورزشهای سبک و سنگینی انجام میدادیم براش ولی چون ذهن ما قدرت تشخیص حال خوب و حال بد رو نداره متوجه ی خواسته های ناخواسته های ما نمیشده ،،،
اصلا خیلی چیزه عجیبیه ذهنی ک همه چی (قدرت) دست اون هست ولی قدرت تشخیص خوب با بد ، خواسته یا ناخواسته هارو نداره بنظرم خارقالعاده س 👍👍
اما افرادی ک لاغرن و متناسبن :این افراد هیچ نوع واکنش و فکر و عقایدی نسبت ب موضوع و باورهای دیگران ندارند و کاملا خنثی خنثی هستند..
اون افکار ترس مااز غذا رو ب هیچ وج ندارن ، هیچ حسی نسبت ب مواد غذایی ، کالری مواد غذایی ، بسته بندی های خوش رنگ ندارن ، هیچ حرص وولعی نسبت ب غذاهای چرب و سرخ کردنی ، فست وفودو شیرینجات ها ندارن ،تنها واکنشی ک این افراد نسبت ب غذا دارن ک واکنش بسیار بسیار پسندیده ای هست ک غذا فقط برای تامین انرژی روزانه اشونه ن کمتر و ن بیشتر ،، و کاری با اینک پولشو دادن ، تبرکه ، نذریه ، طرف تدارک دیده ممکنه از نخوردنشون ناراحت بشه و یا ب خودش شک کنه هیچ عبای ندارن چون سیستم ذهنیشون اینه ک بیشترازی حدی نمیتونن بخورن ، حتی اگ فقط یک شب باشه یاازون خوراکی فقط همون احظه باشه و دیگ حالا حالاها پیدا نکنه ازش ،،
مووضوع بعدی اینک مااز چ طریقی باید لاغربشیم ؟!این سوالیه ک ما ماه ها و سالها بدنبالش بودیم ک کدوم رژیم ، کدوم حرکت ورزشی ، کدوم ساعت از شبانه روز برای پیاده روی کردن ، کدوم دمنوش. کدوم چربیسوز ، وووو و این هم سوالی غلط و اشتباه در راه و روش و مسیری اشتباه ..
چرا ک ما تاقبل از آشنایی با راه و روش مسیر لاغری من اطلاع ی از دلیل و بهانه های چاقی نداشتیم ، ما بدون اینک بدونیم اول باید صورت مسئله رو بدونیم و حل کنیم دنبال نتیجه بودیم ،،غیرازین بوده ک همه ی ما میخاستیم در مدت زمان کوتاهی ب نتیجه ی دلخواه چندین و چند سالمون برسیم ،،دروافع ره صدساله رو میخاستیم ی شبه بریم البته این ضرب المثله ولی از خواسته ی ما ک میخاستیم چاق بودن ۵ سال ، ۱۰ سال ،۱۵ سال و حتی بیشتررو تو مدت زمان چندماه کم کنیم دور نیست 😑😑
این حرفها و راه و روش های قبل ازمسیر لاغری باقدرته ذهن بوده , روشی اشتباه ک پراز باورها و افکارهای غلط و اشتباهن ,و نتیجه اون افکارو باورها شده بود رژیم های غیر اصولی و بی اساس ک محبور ب گرفتنشون بودیم از سر اجبار و نیاز و بستن فقط و فقط دهن دیگران و ثابت کردن خودمون بازم برای دیگران ن خودمون
امادرمسیری ک الان هستیم (لاغری با قدرت ذهن) دیگ خبری از هیچ نوع رژیم وورزشی بااسم های معروف و هزینهای هنگفت نیست ,خبری از باید نبایدها نیست ،خوردن نخوردن نیست ،محدودیت محرومیت نیست ، خبری از حال بد نامیدی نشدنها استرس، تنهایی، گریه ،منزویی بودن ، ثابت کردن نیست ،،،
خبر هست ولی ن خبرهای از جنس نشدنها نخاستن ها تنفراز خودبودن ها ترسها برعکس پراز عشق و آرامش و خوشبختی و لذت اززندگی حالمونه .. زندگی ک تا چند وقت پیش با مشکلاتش دست و پنجه نرم میکردیم و حالمون زار بود و پراز ناراحتی و نامیدی،،،، اما حالا هستن بازم اون مشکلات اون آدمها اما تو دل این مسیر تحملشون داشتنشون باعث افتخارمونه ،و در کنارشون یاد میگیریم ک هم از بودن خودمون دراین جهان هستی و هم درکنار بودن عزیرانمون لذت ببریم در کمال ارامش و دوستی و صلح باخودمون ،،انشالله🙏😍
و دراین مسیر نتیجه تغییر افکار، عقاید ، وباورهای خودمون ک با ذهنیت خودمون ساختیم و متعلق ب ورودی های کسی نیست و خلق خودمون هست میشه حال خوب ، ذهنی تهی از منفی باف ها و نجواهای ناراحت کننده و عبوس ، میشه احساس شادی درونی و آرامش ،میشه تغییر رفتارمون ک باز نتیجه اش میشه جسمی عاری از چربی .و تناسب اندام …👍😍🤗
ب امید موفقیت همه ی دوستان همسیرم 🌹🙏
نشان های دریافت شده
سلام گام چهارم در مسیر لاغری من ماهمیشه دانبال نتیجه بودیم. وکاری به اصل مشکل نداشتیم که چرا چاق شدیم فقطمیخواستیمنتیجهتغییر بدیم و مشکل در ذهن ما بود ولی ما میومدیم جسممان رو تخت فشارقرار. میدادیم واسه همین همیشه شکست میخوردیم ولی در روش ذهنی ما دانبال علت چاقی هستیم که چرا چاق شدیم وریشه یابی میکنیم که سرچشمه چاقی از کجاست که چرا چاق شدیم چرا بعضی انسان ها چاق هستند بعضیها متناسب تفاوتاین روش دربقیه روش ها برای لاغری این است که دانبال علت چاقی است نه تغییرنتیجه ووقتی علت چاقی معلوم بشه خیلی راحت برطرف میشه نتیجه ماندگار میده وبههمینعلتنتیجهماندگارمیدهوبههمینعلتنتیجهماندگارمیده مشکل از ریشه اساس حل میشه. رو شذهنی ریشهیابیمیکنهومشکلچاقیرواز اساس. ریشهیابیمیکنهواسههمینبا اارامش. لذتاحساسخوبمتناسبمیشیبدون.فشارمحدودیت پس باید دانبال علت چاقی باشیم و. فکر کنیم که چرا چاق شدیم از چه زمانی چاق شدیم دلایل چاقی ما چی بوده و بررسی کنیم علل چاقی رودر. خودمان وبنویسیم قبلا وارد شدن در این مسیر علت ها زیادی داشتم برای چاقی خودم که الان با مدرک دلیل بهم ثابت شده که همه اونها اشتباه بوده و علت چاقی من ذهنم بوده که آموزش چاقی بهش دادم فرمول ها چاقی ثبت کردم در ذهنم و هرروزم انجام میدادم رفتارها اشتباهم روواین دلیل چاقی من بوده فقط ذهنم که بهش آموزش چاقی دادم من چاق کرده. نکته طلایی 👇. خداوندبههمهانسانهایکنعمتبزرگومعجزهگردادهبهاسمذهن. ذهنیکنیروقدرتمنداستکه قابلیت اموزشداردهرچیزیبهشاموزش بدی درزندگیتمبینی ذهنتمامتلاششمیکنههرچیزی کهیاد گرفتیدرزندگیتنمایانکنه. هرچیزیروکهباورکنیرخمیدهدرزندگیت. ماباحرفهاییکهشنیدیمازبچگیباورهایی درذهنمانایجادکردیمدرموردهمهچیو. والانمدرهرشرایطیکههستیمبخاطر. باورهایی که داشتیم درموردکار،ازدواج، ثروت،سلامتی،تناسباندام،وهرچیزی. کهالانداریمبخاطرافکاروباورهاخودمانه ازویژگیهاذهنایناستکهتواناییوقابلیت آموزش دوبارهدارد. مهمنیستتوچهسنیهستیوچقدر. اضافهوزنداریچهکارهاییانجامدادی. شکستخوردیمطمعنباشبااینروش شگفتیسازمیشیفقطکافیهبااطمینانو ارامشقدمبرداریادامهبدیحتیاگهشکداریادامهبدهخودتشگفتزدهمیشی. وتمامجنبههازندگیتتغییرمیکنه. ازویژگیهاروشذهنی. هیچرژیمینیست. هیچمحدویتینیست. هیچبرنامهورزشینیست. هیچ اجبارفشارینیست. هیچ ترازو وزن گرفتنی نیست. ارامش،احساسعالی،اعتمادبنفسعالی، اشتیباخودتدوستداشتخوخودخاشتیباخودتدوستداشتن خودت احساسقدرتازادی،
ازویژگیهااینروشاست منقبلاتمامدلایلمبیرونیبودمث زیادخوردن،برنجگوشتچربیخوردن فستفودنوشابهخوردن،ورزشنکردن باشگاهنرفتن،تحرکنداشتن،. بافیلمسریالغذاخوردن،ابنخوردن، ارثیبودنچاقی، ناتوانبودندرلاغرشدن،لیاقتلاغرشدن نداشتن،احساس ضعف ناتوانی. ⬆️اینها دلایل چاقی منبودهقبلا. ولیبامدرکدلیلتماماینمواردردمیکنم منباورهااشتباهیدرذهنمثبتکردمو. عملکردمرفتارکردموچاقیبهوجوداوردم الانمبااموزشصحیحبهذهنمویادگیری عملکردنمتناسبمیشم استادتغییرباشیدنهقربانیتقدیر شماتواناییتغییرکردنداریدچون. هدایت شده خداوندیدبهاینمسیر شمالیاقتشگفتیسازشدندارید شادپیروز موفق باشید تا گام بعدی. 🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍🤩😍
سلام دوست عزیز
برای جداسازی جملات بجای استفاده از دکمه فاصله از دکمه اینتر استفاده کنید
به این شکل نوشته شما پاراگراف بندی می شه و زیبایی نوشته شما بیشتر می شه
نشان های دریافت شده
سلام استاد جان ممنونم بابت راهنماییتون تمرین گام پنجم تازه تموم کردم و همین روش که گفتین استفاده کردم مطمعنم مدال میگیرم خیلی خوشحال شدم که درست انجام دادم شور شوق داشتم که به شما بگم ازتون تشکر کنم استاد جان محشرید شما
سلام به استاد عزیز و همه ی دوستان جویای تناسب و عشق و آگاهی و ارامش.💝
بسیار عالی استاد عزیز….لذت میبرم از فایلهای شما…مخصوصا این دوازده جلسه ی رایگان لاغری با ذهن که اگه واقعا درست گوش داده بشه و به عمل در زندگیمون تبدیل بشه حتما جواب میده…
همونطور که باورهای چاق کننده در ذهن اکثر ما باعث چاقی و جسم نادلخواه میشه، ایجاد باورها و رفتارهای درست حتما نتیجه ی تناسب و جسم دلخواه رو به ما میده.
✨همه ی ما باید برای همیشه این اصل رو در ذهنمون حک کنیم که منشأ تمام اتفاقات و تجربیات ما در زندگیمون ذهن ماست.
این ذهن ماست که باید کنترل بشه و خداوند متعال هم بارها در قرآن کریم به تقوا که همون سلف کنترل یا کنترل نفس هست اشاره کرده است.
اگه ما ذهنمون رو کنترل کنیم و با ورودی های درست آگاهانه بهش جهت بدیم در تمام جهات زندگی میتونیم به خواسته هامون برسیم.
تناسب ذهن = تناسب جسم و تناسب در تمام ابعاد زندگی و در نتیجه همون خلق زندگی زیبا و عالی برای خودمون در این دنیا و خلق زندگی زیبا در اون دنیا.
چرا که اگه ما خودمون رو ناتوان بدونیم در خلق زندگیمون و ضعیف و غمگین این دنیا رو ترک کنیم، قدرت خودمون و خدا رو نشناختیم و درک نکردیم و به خودمون ظلم کردیم و حتما در پیشگاه خداوند باید جوابگو عملکردها و باورهای اشتباهمون باشیم.
من قبل از آشنایی با شما دلایل زیادی رو باعث چاقی خودم میدونستم.تقریبا دو سال هست با شمام و تناسب خوبی رسیدم اما هنوز جای کار دارم…
چون هر بار که این دوره رو دوباره شروع میکنم متوجه باورهای مخفی در ذهنم میشم که با اینکه به زبون میگم اینا رو من دیگه قبول ندارم اما از عملکردها و احساسات خودم میفهمم که هنوز به باور در ذهنم تبدیل نشده…باید ادامه بدم و ادامه بدم…تا کی؟!
تا همیشه…
چرا؟!
چون چیزی که برای من مهمه لذت این مسیر هست که همراه با طی کردن این راه، آگاهی های من و درک من از ذهنم و وجودم بیشتر میشه.
پس کار و زندگیت چی میشه؟!
کار و زندگی من با گوش دادن این آگاهی ها بهتر میشه.👌👌👌
این همه زمانی که در طی روز نادرست تلف میشه با گوش دادن این آگاهی ها به صورت مفید استفاده میشن و در عین حال به ما یاد میشه که چطور در کنترل ورودی هامون بهتر و بهتر عمل کنیم و در نتیجه زندگی مون رو به شکل بهتری مدیریت کنیم و شکل بدیم.
همه ی ما صبح تا شب تلاش میکنم که به هدفهامون برسیم از جسم زیبا تا ثروت و عشق و لذت…
این مسیر همه ی این چیزا رو با هم داره در عین حال که سرشار از آگاهی هم هست پس چرا ادامه ش ندیم.😊
استاد عزیز من به لطف خداوند و کمک شما به این درک رسیدم هدف من از زندگی کردن در این دنیا چی بوده و چطور باید زندگی کنم.💖
من مطمئنم ادامه دادن این مسیر آگاهی به من کمک میکنه که خودم رو در ابعاد مختلف زندگیم همچنان رشد بدم.💪
✨در واقع فهمیدم که شناخت خودم و رسیدن به خودشناسی اصل و کلید موفقیت هر انسانی هست.
ممنونم که هستید استاد و به ما اصل وجودیمان رو یادآوری میکنید.🙏💝
نشان های دریافت شده
💝💝💝به نام خدای یکتا 💝💝💝
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان خوبم 💐💐💐
گام چهارم : چرا چاق شدم ؟ در مورد علت چاقی چاقی خود هر چه میدانید بنویسید
من در گذشته برای چاقی خودم بهانه های زیادی داشتم
باور غلط ⬅️ ❌در کودکی از اطرافیان زیاد شنیده بودم که چاقی و لاغری ژنتیکیه و اگر پدر و مادر چاق باشند فرزندان آنها نیز چاق می شوند یا چاقی ارثیه ! و من باور کرده بودم که اسیر سرنوشت شدم و چون پدر و مادرم چاق هستند پس من هم از اونا ارث بردم چاقی رو و ژنتیک ما کلاً چاقه 😑
✅ باور صحیح ⬅️ من افراد زیادی رو می شناسم که پدر و مادرشون چاق هستند اما یکی از فرزندان یا همه ی فرزندانشون لاغر هستند ! مثل عموی خودم که هیچ وقت در طول زندگیش چاق نشد اما کل اعضای خانواده اش چاق بودند ! یا یکی از دوستام تمام افراد خانواده و بیشتر افراد فامیلشون چاق بودند اما خودش به شدت لاغر بود ! پس اگر چاقی ارثی بود چرا اونا چاق نشدند ؟ پس این فکر رو کاملاً تکذیب می کنم ⚠️شناسایی باور غلط⚠️
باور غلط ⬅️ ❌ من در گذشته فکر می کردم به خاطر کم کاری تیروئید کم خونی چاق شدم !
✅ باور صحیح ⬅️ تحقیقات دانشمندان نشان داده که کم کاری تیروئید و کم خونی در حادترین حالت بین ۳ تا ۵ کیلو به وزن اضافه می کنه ! و در ضمن من چند نفر رو دیدم که کم کاری تیروئید و یا کم خونی دارن ولی به جای افزایش وزن کاهش وزن داشتند ! چون اون افراد باور دارند که کم کاری تیروئید و کم خونی باعث بی اشتهایی و لاغری میشه ! پس این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم و نمی تونه صحت داشته باشه ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️
باور غلط ⬅️ ❌ من در گذشته فکر می کردم که چون مزاجم بلغمه( سرد و تر ) چاق شدم !
✅ اما بعداً در کمال حیرت افراد بلغمی زیادی رو دیدم که از لاغری بیش از حد رنج می برن ! پس مزاج بلغم هم نمی تونه علت چاقی باشه و من این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️
باور غلط ⬅️ ❌ من در گذشته فکر می کردم هر کس سزارین کنه چاق می مونه و مخصوصاً شکمش دیگه کوچک نمیشه چون در کودکی مادر خودم و خیلی خانمهای دیگه رو دیده بودم که این مشکل رو دارن و برای همین باور کرده بودم !
✅ اما در بین اطرافیانم خانمهای زیادی دیدم که زایمانشون سزارین بوده ولی کاملاً لاغر و متناسب هستند ! پس این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️
باور غلط ⬅️ ❌ من فکر می کردم غذاهای چاق کننده مثل نوشابه ، فست فود ، پنیر پیتزا ، روغن ، برنج و نان و شیرینی ها ، تنقلات ، غذاهای سرخ کردنی و … عامل مهم در چاق شدن من بودند و من از این غذاها می ترسیدم
✅ اما بعد که بیشتر فکر کردم متوجه شدم افراد لاغر هم از همین غذاها می خورند اما چاق نمیشن پس این فکر رو هم کاملاً تکذیب می کنم ۸⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️
باور غلط ⬅️ ❌ من مدتی حتی رطوبت معده رو باعث چاقیم می دونستم و به من گفته بودند چون معده ات رطوبت بالا داره باعث اشتهای زیادت شده و علت چاقیت همینه !
✅ بعد فهمیدم که این فکر هم اشتباهه چون یک نفر دیگه رو دیدم که معده ی مرطوب داشت و لاغر بود پس این فکر رو هم تکذیب می کنم چون این هم نمی تونه دلیل درستی باشه ⚠️ شناسایی باور غلط ⚠️
اما امروز می دونم که تنها علت چاقیم ذهنم بوده و هیچ عامل بیرونی نمی تونه علت چاقی من باشه و من فقط خودم رو مقصر چاقیم می دونم چون با فکر های اشتباه و غلط درخت تنومند چاقی رو در ذهن خودم پروش دادم و ترس ها و نگرانیهایم از چاق شدن و غذا خوردن و تنگ شدن لباس هام به چاق شدن بیشتر من دامن زد و هر بار که ترسیدم چاقتر نشوم چاقتر شدم ! هر بار که ترسیدم که به خاطر چاقیم مسخره ام کنن و چاقتر شدم ! من در واقع ترس رو عامل اصلی چاقیم می دونم
نشان های دریافت شده
سلام🙂
بارها و بارها داستان شکل گیری لاغری با ذهن رو از زبان شما در فایلهای مختلف شنیدم و هر بار برام جذاب ترو شگفت انگیزتر از دفعه های قبلی بوده به نظرمن کاملا رد پای خداوند رو در داستان شما میشه دید و حتی نحوه هدایت خداوند رو میشه درک کرد و اینکه چقدر زیبا خودش مسیر رو باز میکنه و آدمها رو به سمت مسیر درست هدایت میکنه منکه بسیار لذت میبرم از درک این آگاهیها و حتی از روند و مسیر هدایت که چقدر شگفت انگیز و معجزه وار هست🙏🙏🙏🙏
با شما کاملا موافقم که پیدا کردن علت مشکل خودش نصف راه رو رفتنه
و باز هم در این مورد که هیچ کس علت اصلی چاقی رو پیدا نکرده و اکثرا فقط به دنبال برطرف کردن و تغییر نتیجه بودن 👌👌👌
حتی علتهاش رو هم که میگردیم یه سری جواب پیدا میکنیم که واقعا خودمون رو ناتوانتر میبینیم در برابر برطرف کردنش
مثلا وقتی از خودمون پرسیدیم چرا ما چاقیم؟ جواب اومده که خوب چون چاقی ات ژنتیکیه
و خوب چه کسی میتونه ژنش رو تغییر بده🤨
یا اگه پرسیدیم چرا چاقیم؟باز هم جواب اومده چون تیروییدت کم کاره و متابولیسمت پایینه که باز هم کی میتونه متابولیسمش رو افزایش بده ؟جالبه که من بارها برام سوال بود که وقتی داروی تیرویید میدیم به آدمها و طبق آزمایش تیرویید نرمال میشه پس چرا اون فرد لاغر نمیشه تیرویید ش که نرماله پس متابولیسمش دیگه طبیعیه پس چرا لاغر نمیشه🤨🤨🤨😮😮😮
یا باز هم دربین بیمارام افرادی رو دیدم که کم کاری تیرویید داشتن و برگه آزمایش اینو نشون میداد ولی اتفاقا لاغر بودن 🤨🤨🤨
اگه کم کاری تیرویید چاق میکنه پس چرا بعضیها لاغرن با وجودیکه تیروییدشون کم کاره؟؟؟؟؟؟؟؟😶😶😶
یا علت رو سرد مزاجی تعریف کردن که اصلا من نمیدونم پایه و اساس این علم از کجا اومده ویه چیز عجیبتر هم اینکه خیلی وقتها دمنوشهای لاغری چای سبز و…
. هستن که اتفاقا خودشون میگن چای سبز سرده…
.چطور میشه چاقی ات از سردی باشه درمانش هم باز یه دمنوش با طبع سرد باشه😅😅😅
کم تحرکی هم علت دیگه ای هست که برای چاقی ما عنوان کردن و راه درمان رو ورزش دونستن که از ساده ترین شکلش که پیاده روی هست تا پیچیده ترینش که بدنسازی و…
.هست عنوان کردن
اول اینکه خوب اینهمه آدم لاغر در اطراف ما هست که یه قدم هم راه نمیره چه برسه ورزش کنه وباز هم لاغره دوم اینکه همه ما بارها انواع ورزشهای خونگی و باشگاهی و پیاده روی و…
.
.امتحان کردیم و میدونیم که به محض اینکه خسته بشی و رهاش کنی دوباره برمیگردی به همون سایز قبلیت
مادرم دیروز میگفتن من بیشتر از همه خانومهای محل رژیم گرفتم بیشتر از همه هم راه رفتم و الان هم از همهشون چاقترم اونایی که هیچ کاری نکردن نهایت به کمی چاق شدن😑😑😑
این خودش کل ورزشها رو برای لاغر شدن زیر سوال میبره👌👌👌
از علتهای دیگه چاقی پرخوری و خوردن غذاهای پرکالری عنوان شده برای همین انواع رژیمها و برنامه های مختلف غذایی اختراع شد ترازو برای وزن کردن خوراکیها اومد برنانه کرفس برای اندازه گیری کالری غذاها اومد وهزارن کسب و کاری که به خاطر ما چاقها راه افتاد و حسابی رونق گرفت😶😶😶
که غیر از اعصاب خوردی و نا امیدی و بی ارادگی و سرزنش وبی اعتمادی ارمغان دبگه ای براب افراد چاق نداشت
همه ما دیگه از تمام این روشها خسته شدیم و دیگه حالمون بهم میخوره وقتی اسمشو میاریم
ولی یه نفر یه جایی بهمون گفت مشکل تو نیستی مشکل نحوه آفرینشت نیست نحوه غذاخوردنت نیست کم تحرکیت نیست مشکل جسمت نیست متابولیسم ات نیست مشکل غذاها و خوراکیهایی که میخوری نیست
مشکل فقط ذهنته اونو باید تغییر بدی که خیلی راحت و اروم و اسون لاغر بشی اونم برای همیشه اون هم کسی نبود جز استاد عطار روشن 🙂
ختم تمام نا امیدیها و ناتوانیها و سرزنشها و خود خوریها و رژیمها و ورزشها و دمنوشها و حتی عملهای جراحی…😏😏😏😏
مموونیم از شما که دنبال علت چاقی رفتین و راه تناسب فکری رو ساختین تا همه عاشقان لاغری رو به رویا و ارزوشون برسونین🙏🙏🙏🙏🙏
.
..
سلام عزیزان این دور دومیه که من این فایل ها رو گوش میدم و خدا رو شکر تا همین الان تغییرات خودم رو متوجه میشم دفعه قبل کامنت خیلی مختصری و کوتاهی گذاشتم انگار که فقط از روی وظیفه بود ولی این بار با حس بهتری کامنت میگذارم امروز ۲۰ خرداد ۱۴۰۰ است که من برای بار دوم شروع کردم خیلی ذوق دارم چون ایمان دارم این تنها راهه نجاته
قبل از اینکه با این سایت آشنا بشم راه های زیادی رو امتحان کردم و در کوتاه مدت جواب گرفتم ولی در نهایت خودم به این نتیجه رسیدم که تا زمانی که نگرش من به غذا عوض نشه هیچ راهی جواب نمیده پس به فکر هام توجه کردم ببینم که چه مشکلی در افکار من هست همزمان اصلااااا نمیدونم چطوری این سایت رو پیدا کردم و شروع کردم مطالعه ، هر کلمه ای که میخوندم با تمام وجودم حسش میکردم و انگار کلمات در من حل میشدن تمام کلمات و جمله ها رو دونه به دونه بلعیدم انگار که عمریست تشنه و گرسنه این حرف ها بودم 😍😍 خلاصه که از اینکه اینجا هستم بی اندازه خوشحالم و این رو دقیقا معجزه میدونم
دلایل چاقی من زیادن ازدواج، بارداری، بیماری، کورتون
ولی در واقع اینا هیچکدوم دلیل اصلی نیستن دلیل اصلی این بود که من به این دلایل به خودم مجوز پرخوری میدادم ازدواج کردم پس بهتره یه پره گوشت بگیرم چون خیلی خیلی لاغر بودم ۴۹ کیلو بودم بار دارشدم پس باید به اندازه دو نفر غذا بخورم که اشتباه محض بود زایمان من سزارین بود پس شکممو نمیتونم محکم ببندم و این شکم دیگه جمع نخواهد شد بیمار شدم یک بیماری سخت که تا پای مرگ رفتم و تنها راه درمان کورتون بود و کورتون به شدت اشتهای من رو زیاد میکرد پس برای نجات جونم به خودم مجوز پرخوری میدادم در صورتی که دیگرانی بودن که شرایط منو داشتن و متناسب بودن
همه چیز از اونجا شروع شد که من به هر دلیلی به خودم مجوز پرخوری دادم آنقدر میخوردم که نفسم بالا نمیومد اما حالا میفهمم چقدر اشتباه کردم و تک تک اون لقمه های اضافه ای که خوردم برای من درد و مرض شد برای من باعث خجالت شد که هر کسی به خودش اجازه داد بابت چاقی من رو مسخره کنه و خردم کنه آاااااااااااااااااااااااااااااااااااه با تمام قدرتم اومدم برای جنگ جنگ با پرخوری جنگ با بی حرمتی جنگ با چاقی خدایا متشکرم
سلام دوست همسیرم 🙂
در مسیر لاغری باقدرت ذهن خبری از درگیری و جنگ نیست ،،ما تاخوده روزی ک باسایت استاد آشنا شدیم (هدایت شدیم ) در جنگ بودیم باخودمون ، با ذهنمون ،بازندگیمون ،
بخاطر راه و روش های اشتباه مون ، بخاطر تلاش کردنهای گاه طاقت فرسا ک نتیجه ای نداشت و اگر هم داشت نسبی بوده و بس 😑😑
پس ازاینجا ب بعد ما قراره ب صلح برسیم با خودمون ، با ذهنمون ، با واکنش هامون ،
ی مثال میزنم ک بهتر درک کنید : مثلا اگ ما قبلا پرخوری میکردیم عذاب وجدان داشتیم و درنهایت ب خودمون برچسب های میزدیم ❌ اگ حرص وولع یا محدودیت غذایی داشتیم ، منع میکردیم خودمون رو از خوردن و این یعنی جنگ و مبارزه با ذهن ❌
اما ؛در مسیر لاغری با قدرت ذهن اگرچه مادر مسیر هستیم ، داریم آموزش میبینیم برای یادگیری لاغرشدن و متناسب موندن ، شناسایی افکارچاق کننده و جایگزینی افکار صحیح و درست ،اما ممکنه ،،ممکن ک ن حتما بازم برامون پرخوری پیش میاد همیشه ن ،ولی حتما گاهی پیش میاد، و این پیش اومدن دلیل بر بی عرضه گی و ناتوانی ما نیست ، بخاطر اون فرمولهای هست ک سالها بهش پروبال دادیم ، ریشه شو محکم کردیم ،،اینجا دیگ نباید باخودمون دعوا کنیم ک مثلا بعد از ۱۰بار درست رفتار کردن اگ یکیش خطا شد ما نسبت ب خودمون جبهه بگیریم ،برعکس باید اشتباهمون رو بپذیریم و سعی در تکرارش نداشته باشیم ،،
اگر ب آموزش هامون پایبند باشیم و آنها رو تو زندگیهامون بعمل تبدیلش کنیم ما قطعا باخودمون دست صلح و دوستی میدیم ،،
برای ادامه دادن درمسیر لاغری با قدرذهن ما اول باید باخودمون ب صلح برسیم بعد ادامه مسیر رو طی کنیم برای درک و تحلیلهای جذاب و بهتر …
ب امید در صلح بودن باخود و ذهنتون موفق باشید دوست عزیزم 🌹😊
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز جنگی در کار نیست🙂
اتفاقا مرحله اول این مسیر صلحه اونم صلح با خودت با جسمت با شرایطتت👌👌
سلام همگی دوستان
گام چهارم:
تا وقتی که دنبال تغییر نتیجه باشیم که همان چاقیه جسمیه هیچ فایده ای نداره!!باید ریشه یابی کرد و فهمید دلیل چاقی چی بوده؟!
با این اموزش ها برای همیشه میتونی لاغر بمونی چون صورت مسئله بررسی میشه نه نتیجه آن 👍
هیچ روشی تناسب اندام پایدار نداره حتی عمل های جراحی👍
این بار نتیجه را رها کن و هدفت این باشه که چرا چاق شدی را تغییر بدی!!!این چراهااا همون فرمول های ذهنی هستند!!
لاغری با ذهن سیستمیه که عیب یابی میکنه ذهن شما را و فرمول های غلط را شناسایی و میگه که تغییرش بدین با فرمول های صحیح👍
– چرا من چاق هستم؟ دلیل چاقیتو بنویس! از کی چاق شدی؟
من وقتی که به دنیا اومدم ۲کیلو و ۱۰۰گرم بودم انقدر کوچیک بودم که میترسیدن از دستشون بیفتم حدودا یک ماهی شیر مادر خوردم و بعد از اون به دلیل شاغل بودن مادرم شیر خشک من همیشه میگفتم که چون به من شیر خشک دادین من تپل و چاق شدم و در واقع هم از همان بچگی چاقی و تپلی من شروع شد
شاید یک دلیلش هم ترس از لاغری و ریز بودنم توسط مادرم و مادر بزرگام بوده!!
خلاصه که شده بودم تپل دوست داشتنی و خیلیا منو تپلی صدا میزدن و من هرروز تپلتر میشدم تا وقتی که دیگه تپل دوست داشتنی نبودم و تبدیل شده بودم به یه بچه چاق که اصلا هم دوست داشتنی نبود!!!ولی بازم خداروشکر اطرافیانم خیلی به این موضوع اهمیت نمیدادن چون اکثرا خودشون هم چاق بودن و کاری به هم نداشتن!!!به نظرم این👆 یه نکته مثبت بوده که من را به چاقی زیاااد نکشونده من بیشترین وزنم تا حدود ۷۵-۸۰ رفته!!
همیشه هم غذای من بیشتر از داداشم کشیده میشد و من خوشحال تا ته غذامو میخوردم😅
یه دلیل دیگه چاقیم که توی ذهنم کردن کم تحرکی بود و اینکه اکثرا مینشستم میگفتن چاق میشی!
راستی از ورزش به شدت متنفر بودم حتی توی مدرسه و بهانه ام شده بود که من لوزه عمل کردم و انجام حرکات برایم سخت است حتی یک بار به سالن ورزش در زنگ ورزش نرفتم و اخرشم معاون فهمید و زنگ زدن مامانم ولی خداروشکر جواب نداد😅😅
دلیل بعدی چاقیم لباسای گشاد بود که همیشه یک سایز بزرگتر برایم میخریدن چون قرار بود بازم چاق بشم و ممکن بود برایم تنگ شود🤦
من مانند خیلی از دوستان رژیم های متعدد را امتحان نکردم فقط در حد ۳-۴ تا بوده که همان ها هم نتایج بی بازگشت نداشته اند و امیدوارم با روش لاغری ذهنی به اضافه وزنم پایان داده و به اندام رویاهام برسم چون من لایق متناسب شدنم🥰😍
مه تاب لاغر دوست داشتنی😍💖
سلام به همگی
چاقی و اضافه وزن من شاید از حدود 10 سالگیم شروع شد.اولاشو یادم نمیاد چی شد و چطور شد ولی یادمه به مرور این زمزمه ها رو میشنیدم که وزنت نسبت به سنت زیاده و داری دچار اضافه وزن میشی و بعدش هم که مضرات اضافه وزن برام شمرده میشد و بارها و بارها توضیح داده میشد.
من فرزند اول خانواده هستم و دو برادر ک.چکتر از خودم دارم و از طرفی اولین نوه ی دختر هم بودم که با فامیل میرفتیم بیرون بچه های کوچکتر رو(که تعدادشون هم کم نبود) اغلب به من میسپردن.
در خانواده بخاطر فرزند اول بودن همیشه مسیولیت های زیادی روی دوش من بود مثل نگهداری از برادرهام و خصوصا برادر کوچکترم که اون موقع 2-3 سالش بود ..آشپزی..مراقبت از خونه و تمیز نگه داشتنش و….
من فکر میکردم اگر آدم ضعیفی باشم نمیتونم خوب از پس انجام وظایفم بربیام..نمیتونم خوب و به درستی کارهایی که بهم سپرده میشه رو انجام بدم (خصوصا اون موقع ها کارتن های تلویزیونی ای میدیدم که توش بچه های کوچک یک عااالمه مسیولیت داشتند و اغلب نمیتونستن انجام شون بدن و تنبیه میشدند..در بیشتر موارد مریض و غمگین و بدبخت هم بودند و الان میفهمم که این پیام ها مدام ذهن منو تحت تاثیر این مطلب قرار میداد که اگر لاغر بشی ضعیف و زیر دست قرار میگیری و چاقی یعنی قدرت یعنی سلامتی و…)
مورد دیگه ای که باعث چاقی من بود این بود که همونطور که کمی قبل اشاره کردم چون فرزند و نوه ی اول بودم و بچه ها رو بامن میفرستادن پارک برای بازی،فکر میکردم اگر لاغر باشم،اگر دعوایی بین بچه های فامیل من با دیگران پیش بیاد من نمیتونم حق اونا رو بگیرم و کتک میخورم و حسابی ضایع میشم.
دلیل دیگه چاقی من این بود که من در سنین نوجوانی خیلی با خانواده ام هماهنگ نبودم و اغلب تنها بودم و فکر میکردم اگر لاغر و ضعیف باشم نمیتونم از خودم به اندازه ی کافی در مقابل مزاحم های احتمالی دفاع کنم..و این دلیل در زمان دانشجویی پررنگ تر هم شد چون من شهرستان اطراف تهران قبول شدم و مدام در رفت و آمد بودم صبح ها زود میرفتم و شبها تا برگردم دیر میشد مخصوصا شبهای زمستان که هوا زودتر هم تاریک میشد این تصور که اگر چاق باشم بهتر میتونم از خودم محافظت کنم بیشتر در من تایید میشد.
دلیل دیگه این بود که همیشه فکر میکردم آدمهای چاق آدم های خیلی بامزه ای هستند و همه دوست شون دارزند و هنرپیشه ای که خیلی بهش علاقمند بودم آقای مهران غفوریان بودند که اون وقتها در سریال زیر آسمان شهر خیلی روی بورس بودن.
دلیل دیگه ی چاقی من این بود که فکر میکردم آدمای چاق خیلی مهربون هستند و یه جورایی پناه و تکیه گاه آدمهایی که احتیاج به کمک دارند هستند،یعنی توی ذهنم من آدم تپلی بودم که ناجی حقوق دیگران بودم و کمک حال شون و همینطور آدمی بودم که چون زورم زیاده(چون چاقم) میتونم به دیگران کمک کنم و چون اعتماد به نفس نابودی داشتم فکر میکردم با این یاری دادن ها و کمک به دیگران مهر و توجهی که میخواستمو میگرفتم (در صورتیکه بیشتر اوقات اون چیزیکه میخواستمو نمیگرفتم و هربار عزت نفس بیشتری از دست میدادم چون خودم خودمو سرکوب میکردمو به خودم ناسزا میگفتم).
دلیل دیگه چاقی من این بود که چون زورم زیاد بود میتونستم به پیرزنها و پیرمردها کمک کنم و اونا برام دعا میکردن و این باعث خوشحالیم میشد و به خودم میگفتم ببین اگر لاغر و کم زور بودی نمیتونستی کمک کنی و از دعای خیر دیگران محروم میشدی و این حرفا باعث چاقی بیشتر من میشد.
دلیل دیگه چاقی که بسیار ریشه دار بود باور کمبود بود یعنی مثلا اگر عروسی ای دعوت میشدیم من در حد هیولا میخوردم و با خودم میگفتم عروسی که همیشه نیست.کو تا یه عروسی دیگه ما دعوت بشیم.
با سلام استاد عزیر ودوستان گرامی اولش بگم قبل از اینکه متن خودم رو بنویسم یک سری به نوشته های دوستانم زدم دیدم در خیلی جاها وخیلی نطرات وعلتها همه با مشترکیم استاد من از وقتی خودم رو تونستم ببینم و واکاوی کنم چاق بودم عکسهای بچگی ام هم حکایت تایید حرفم را دارد وکلا تپل ومپل بودم وکلا من خیلی از خودم تصویر حالا بسیار لاعری ندارم در حد چند کیلو اونهم برای عروسی مثلا فامیل نزدیک که لباس به تنم خوب بیا د وابن جور بحثهایی که هممون میدانیم ولی به ععرص یک هفته بعد از مجلس باز به همون و زن سابق بر میگشتم خلاصه ولی الان که فکر میکنم بعصی از زمانها هم خو به خود لاعر مبشدم مثلا زمانی که مشکلی توی زندگی پیش میامد برای این قسمت مطلب خودم دو علت رو میدونم یکی اینکه وقتی مشکلی داشتم رو خوردنم زون نمیکروم وبیخیال این موضوع میشدم واز استها میفتا دم که اون هم به خاطر استها نبوده بلکه فرمولهای اشتباه ذهنم یک دوره کوتاهی از کار افتاده بودند بوده ودهنم مسعول پردازش فرمولهای دیگه دهنم بودهدرمورد مشکل پیش اومده ویکی دیگه این بود که از همون ابندای مشکل میگفتم والان باور دارم که این در این زمان زندگی ام یعنی در مواقع مشکلات من خود به خود چون جوش دارم لاعر میشم ومیشم ها چون خیلی باورش عمیق توی دهنم که نمیدونم که درسته یا نه پس همه برمیگرده به این ذهن پس همه مشکل توی همین دهن ایت پس از همین ذهن هم میشه لاغر شد دیگه .من فهمیدم فرمولهای اشتباه ذهنم من را به قعر چاه چاقی کشانده است من بیشترین فرمول چاقی ام که از همه توی دهنم چاقتر شده این ایت که حتی الانم که توی این سایت هستم ورزیم هم ندارم این فرمول اشتباه بزرگه که باسه از فردا شروع کن را دارم وبعصی وقتها حین خورون دارم مطلالب سایت رو انجام میدم باز این افکار میاد که حالا ولش کن امروز رو بیخیال فردا شروع کن توی ذهنم میگم چی رو از فردا شروع کنم منکه رزیم خاصی ندارم مگه فردا وپس فردا داره ولی از وقتی چالش اینو نخوردم رو شروع کردم وتموم شدالبته چالش برای من این بود که من این رو حتی اب رو یواش میخورم وفهمیدم که دارم یک عادت جدید رو به اختیار خودم تجربه میکنم وقتی دارم این عادت رو تجربه میکنم دوباره این فرمول اشتباه میاد ومیگه ولش کن از فردا منم میگم من خودم میخوام عادت جدیدی رو امتحان کنم فردایی وجود نداره وحالا دیگه فهمیدم خداوند بین من وادم لاعر هیچ فرقی نمیداره منم حتما میبایست متناسب میبودم چون عدالت خداوند زیر سوال میره خودم خودم رو این جوری کردم با وررودی های اشتباه با حرفها وکنایهای ادمهای اشتبها زندگی ام که خود اونها کلی خودشون فرمول اشتباهند مثل خداوند مبنایش به زندگی درست برای همه وسلامتی برای همه است ولی بعصی هامون خودمون رو با افکار نادست بیمار میکنیم مثل همین چاقی به خدا ما خودمون با افکار نادست وفرمولهای استباه خودمون رو چاق کردیم حالا باید ان شاللله به یاری خداوند بی همتا وبا کمک این ا ستاد مهربان ماهم مثل تمام انسهانهای متناسب لاعر وخوش اندام میشیم و فرمول نادست دیگه اینکه خیلی به غذا قدرت دادم توی ذهنم مگه غذا خوردن غیر از نوشیدن وپوشیدن است چه فر قی میکنه ایا ما وقتی تشنه نیستیم اب میخوریم یا وفتی هوا سرد نیست لباس روی لباس میپوشیم خوب توی گرما وسرما به اندازه نیاز بدنمون میپوشیم وحتی خرید به اندازه نیاز میکنیم یا کفش روی کفش میپوشیم خوب یک جفت میپوشیم دیگه اون هم وقتی لازمه میپوشیم نه همیشه بابا چرا درمورد خوردن این طوری نیستیم مگه واقعا چه فرقی میکنه این هم یک نیاز بدن وانسان دیگه چرا این قدر توی ذهنمون سختش کردیم وفرمولهای اشتباه براش ساختیم بابا هر وقت گرسنمون شد بخوریم ووفتی سیر شدیم تمام وهر وقت لازم داشتیم خرید موادعذایی درست انجام بدیم مثلا در مورد خرید کفش ههمون چیزی رو میپوشیم که راحتیم وحتی در خریدش این دقت رو داریم که ادیت نشویم بک جامثلا ده جفت کفش نمیخریم در مورد موادغذایی هم به همین صورت باید عمل کنیم دیگه هرچی رو که وافعه به درد بدنمون میخوره وحالا توی اون زمان گرسنه ایم واحتیاج داریم بخریم وبخوریم ولدتشو رو ببریم ود نهایت خدایا شکرت