۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سالها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نهتنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاقتر شده بودم. امروز میخوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچکس نمیتونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.
این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد میکنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🙋♂️ من و اضافه وزن
برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم میکردم، ولی وقتی رژیم رو کنار میذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمیگشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاقتر میکرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.
در اون سالها به خاطر اضافه وزن، بیماریهای مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که میرفتم به بنبست میرسید. بعضیها رو میدیدم که لاغر میشن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجهی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.
جرقهای که همه چیز رو عوض کرد
از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجههای بزرگی در بخشهای دیگهی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچوقت فکر نمیکردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچکس چنین حرفی نمیزد. همه یا میگفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا میگفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد میدادن.
یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه میشه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخشهای دیگهی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمیکنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»
از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا میکردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالریشماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.
وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معدهات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدمها مثل گذشتهی خودم دارن در این مسیر زجر میکشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزشها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سالها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجههاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

🧠 بدن فرمانبر ذهنه
برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسانها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟
جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا میشه، اون بدن با همهی عضلهها و استخونها و قلب و مغزش، حتی نمیتونه یه پلک بزنه. یعنی همهی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.
همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمیداد، دستت هیچوقت خودش تکون نمیخورد.
خیلی سادهترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمیده. هر کاری که بدن انجام میده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.
❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیده؟
بیشتر آدمها فکر میکنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین میرن سراغ بدنشون. میگن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربیهاش رو با جراحی بردارم یا معدهاش رو کوچیک کنم.
یعنی تقریباً همهی روشهای لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچکدوم سراغ ذهن نمیرن. نتیجهاش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر میشن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمیگردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام میدن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا میره.
دلیلش اینه که همهی این روشها سراغ نتیجهی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمیگرده.
مثال کامپیوتر و چاپگر
برای اینکه این موضوع رو راحتتر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمهی پرینت رو زدی. برگهای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.
حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلطگیر روی «من چاقم» رو میپوشونی و با خودکار مینویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو میکنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگهی چاپشده دست میبرن.
ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ میشه و این بار حتی پررنگتر. یعنی از وزن قبلیت هم چاقتر میشی. من سالها همین اشتباه رو میکردم. هر بار میرفتم سراغ بدنم و میگفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمیشه.

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاقتر میشیم؟
مهمترین وظیفهی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو میفهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربیهای بدن یعنی ذخیرهی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمیشه.
حالا وقتی رژیم میگیری و غذات رو کم میکنی، ذهن نمیدونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر میکنه قحطی شده و غذا پیدا نمیشه. برای همین بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم میکنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.
به همین دلیل وقتی رژیم میگیری، بیحال و خسته و کمحوصله میشی و زود عصبانی میشی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته میشی و رژیم رو کنار میذاری، ذهن سریع شروع میکنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره میکنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.
این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیمهای پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمیگرفتم و با بدنم نمیجنگیدم، هیچوقت به ۱۳۵ کیلو نمیرسیدم.
خیلی سادهترش اینه که وقتی رژیم میگیری، داری با ذهنت میجنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون ارادهی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته میشه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچوقت خسته نمیشه.
🔑 کلید اصلی مسیر لاغری
حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی بهجای اینکه روی برگهی چاپشده لاک غلطگیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جملهی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوشاندامم».
وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلطگیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کمکم با نیاز بدنت هماهنگ میشه، ریزهخواریها و پرخوریهات کمتر میشه و وزنت آرومآروم پایین میاد. چون این بار برنامهی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمیگرده.
باورهای چاقکننده از کجا اومدن؟
حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشکها جملههایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل اینها:
- «آب هم میخورم چاق میشم.»
- «ژنتیکم چاقه و استخونبندیم درشته.»
- «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمیشم.»
- «سنم رفته بالا، دیگه نمیتونم لاغر بشم.»
- «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»
جملهای که خود من سالها به همه میگفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانوادهام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمیگرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه میکردم.
وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیلهای چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیلها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم و هیچوقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.
وقتی همهی حواسمون به چاقیه
دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد میشه، موقع لباس پوشیدن غصه میخوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو میخوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا میخوریم. همهی اینها یعنی توجه کردن به چاقی.
من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگتر میشه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر میکنیم و ازش میترسیم، داریم همون برنامهی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگتر میکنیم.
برای همینه که بعضیها هر چی دلشون میخواد میخورن و چاق نمیشن. چون اصلاً به چاقی فکر نمیکنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان میخوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق میشه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار میکنه.

📉 فرق این مسیر با رژیمهای قبلی من
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته میشدم و آخرش برمیگشتم سر خونهی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالریشماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.
یکی از قشنگترین تجربههام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچکس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم میگرفتم که چطور رفتار کنم.
۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کمکم و بیصدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همونطور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.
🤝 ما چاقها خیلی به هم شبیهیم
در این سالها نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدمهای چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر میکنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جملههایی که در بچگی شنیدیم و ترسهامون از غذا خیلی شبیه همه.
من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم میتونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همونطور که سالها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

🟣 گام اول: آگاهی
حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جملههای مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.
بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جملههایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.
عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد. من هم منتظر خوندن نوشتههات در بخش نظرات هستم.
پیشنهاد میکنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤالها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادتهایی باعثش شد؟
- 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیمها، وزنت چه تغییری کرد؟
- 🔍 چه باورهایی دربارهی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جملهها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون میکنی؟
- 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکتهی تازهای پیدا میکنی.
یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
در جلسهی بعد (قسمت دوم: مهمترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر دربارهی دلیلهای اصلی چاقی صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل میشه؟
چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی میبینه و بدن رو در حالت صرفهجویی قرار میده. وقتی رژیم تموم میشه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره میکنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر میبره.
۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟
از شناختن باورهای چاقکننده. اول باید بفهمی چه جملهها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدمبهقدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین میکنی.
۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟
نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالریشماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر میکنه.
۴. هر چند وقت یک بار جلسهی بعدی رو شروع کنم؟
پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشتههای بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسهی بعد.
امتیاز 3.82 از 705 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
سلام
با اینکه خیلی بچه بودم ولی دقیقا این صحنه یادمه که بهم گفتن اگه گوشت نخوری میمیری انقد بهم ترس وارد شده بود که یه کوچولو گوشت خوردم تا نمیرم چون ازش متنفر بودم، همه منو تشویق میکردن وقتی یه ذره غذا میخوردم اخه اصلاااا به غذا توجهی نداشتم و اصلا بهش فکر نمیکردم هیچ غذایی نبود که بخوام عاشقش باشم همینقدر میخوردم که زنده باشم و کاملا رفتار و افکار متناسبی داشتم، کم کم تحت تاثیر تشویق های خانواده و اینکه من و با دوستام که غذا میخوردن و اونارو برام مثال میزدن بیشتر غذا خوردم همینطور بیشتر و بیشتر تا اینکه دیدم ای بابا چرا من چاقم، آخر راهنمایی و اول دبیرستان من دیگه اضافه وزن داشتم نه خیلی ولی داشتم، حالا همونا بهم گفتن چاقی تو ارثیه کمتر باید بخوری، برنج چاق میکنه نون چاق میکنه،انقد شیرینی نخور، خربزه چاق میکنه کمتر بخور، ورزش کن وگرنه دیر لاغر میشی این شد که همه چی شد دلیل چاقی من غیر از پرخوریم به رفتارهای خودم که نگاه میکنم میبینم چقد ذهن چاقی دارم که هنوزم در جمع یا مقابل شیرینی همه چی یادم میره به قول استاد مهم نیست چه تاریخی دوره رو خریدی مهم زمانیه که شروع میکنی به دانسته هات عمل کنی مهم زمانیه که شروع میکنی رفتار متفاوتی مقابل غذا یا در جمع ها و مهمانی ها از خودت نشون بدی وگرنه من هر چی هم فایل گوش کردم با کسی که تا حالا اصلا خبر ازین سایت و فایل نداشته فرقی نداریم این عمل کردنه که نتیجه رو تعیین میکنه البته من هیچ ادعایی ندارم چون حسابی دور خودم گشتم و راهی جز برگشت به اینجا نداشتم و با خودم گفتم ببین تو هیچی نمیدونی از دوره رایگان شروع میکنی و انگار که اولین باره داری میشنوی، میدونی اصلا حس خوبی دارم تو سایت اخه استاد همش امید داده همش گفته تو چی میخوای هرچی بخوای میتونی مال خودت بکنیش لاغری که چیزی نیست بزرگش کردی، اون شلوارای قشنگ لباس مجلسی های شیک مال تو هم هست فقط باید باورش کنی، واسه همینه هر کی بره راهی جز برگشت نداره
به امید رهایی هممون از بند اسارت چاقی ذهن
بنام خداوند بخشنده مهربان
سلام به استاد عطار روشن و خانواده لاغری
چرا چاق شدم؟
از کدوم مسیر من چاق شدم؟
وقتی سری به آلبوم عکسا زدم دیدم من در کودکی همیشه تپل بودم و پدر و مادرم ازینکه
من تپل هستم
لپ دارم
بازو دارم
شکم دارم
خوششون میومده و همیشه به تپل بودن من افتخار میکردن که میلاد در کودکی تپل بوده و حتی همین الان هم که بچه خواهرم به دنیا اومده دومیش پسره که میگن شبیه میلاده و انگار میلاد کوچیک شده و تپل و ازین حرفا،
شاید در نگاه اول خیلی خوب باشه و همه چون بچه کوچیک هستش دوست دارن بغلش کنن و بخورن و بچلوننش ولی با تکرار این حرفا در ضمیر ناخودآگاه نیز این تپل بودن نوشته میشه.
خلاصه من این شکم رو از کوچیکی داشتم، خب من در واقع زیاد برام چاق بودنم مهم نبود تا اینکه دیدم این چاق بودن داره اعتماد به نفس منو میگیره از من و من دارم از داخل متلاشی میشم و پوچ پوچ،
یعنی چی پوچ پوچ؟
یعنی اینکه،
خیلی از افراد به حرفای من اصلا اهمیت نمیدادن اون افراد خانوادم هم بودن و منو یک آدم بی عرضه میدونستنن و برای همین من بهم یجورایی برخورد که این نگاه را به من دارن
و یجورایی این منظور رو میرسونن که تو خودت نتونستی برای خودت کاری کنی حالا میخوای به ما راهکار بدی،منم گفتم حالا که اینجوری شد،
اونقدر روی خودم کار میکنم تا از همه جنبه ها تغییر کنم بخصوص بحث لاغر شدن و این بار دیگه جدی شروع کردم و میسازم بدنمو به اون چیزی که خودم و خدام راضی باشه،
میدونید این چاقی و لاغری خیلی باهم ارتباط مستقیمی دارند، یاد نامه حضرت علی به امام حسن میفتم که به فرزندش گفت:
(فقر، دین انسان را ناقص، عقل و اندیشه او را مشوش میکند و مردم را نسبت به او بدبین میکند، فقیر در شهر خودش غریبه و بیگانه، فقر و تنگدستی انسان زیرک رو در برهان کند و ناتوان میکنه)
خیلی دقیق بشیم در این نگاه واقعا میبینیم، کسی که چاقه همه این نشونه های افراد فقیر رو داره،
پس بیاییم یکبار برا همیشه هم دندون فقر و از جا بکنیم و هم دندون چاقی رو.
انسان متناسب و ثروتمند صدها برابر به خداوند نزدیک تره،
من هرچقد ثروتمند و لاغر بشم به خداوند نزدیک میشم،اگه میخوام بیشتر به خداوند نزدیک تر بشم باید بیشتر ثروتمند تر و لاغرتر بشم!
خدایا شکرتت برای این مسیر زیبا و همین قدم های اولی که دارم محکم بر میدارم و خشت های اول رو د ست میچینم روی هم.
سپاسگزارم ازت پروردگار من.
سلام میکنم به استاد عزیز و هم دوره ای های متعهدم
البته امیدوارم من هم جزو افراد متعهد به انجام تمرینها باشم برای کمک به خودم
من دو روزه دارم توی این سایت میچرخم و برای لاغر شدن امیدوار شدم
امروز اولین جلسه دوره رو گوش دادم و تمرینش رو توی دفترم انجام دادم…
این تمرین که چرا من چاق هستم؟ حقیقتا من دو صفحه دلیل آوردم و تمام آن موضوعاتی که من رو چاق کرده بودن و دونه به دونه شمردم و در نهایت بعد از خوندن چند باره ی انشام برای خودم فهمیدم که من فقط دارم بهانه میارم و تمام اونها از جمله چاقی بعد از ازدواح و بارداری و دست پخت خوب و … همه بهانه است برای فریب دادن خودم وگرنه در اطرافم پر از افرادی هست که همه ی این موارد را داشتن مثل خانم داداشم که بسیار متناسب و حذاب هستن
پس من نمیخوام دیگه درگیر بهانه باشم
پیش به سوی تناسب اندام
نشان های دریافت شده
سلام و صد سلام به مسیر زیبایی و شادی و هماهنگی با جز جز کائناتم
درود و خداقوت به استاد پر شورو بخشنده و تمام هم کلاسی های باکلاس و متعهدم😍
👩💻🧑🏻💻👩💻🧑🏻💻👩💻🧑🏻💻👩💻🧑🏻💻👩💻🧑🏻💻👩💻🧑🏻💻👩💻🧑🏻💻👩💻
شروع حرکت مسیر لاغری را محکم و قدرتمندانه و عاشقانه و شادمانه آغاز می کنیم👸🏻
این مسیر خیلی آسون با دوتا سؤال اساسی شروع و بررسی میشه ؟!.
صورت مسئله ؟چرا من چاق هستم ؟🤔
حل مسئله؟😇چگونه می توانم به سادگی لاغر شوم؟
(اگر با تفکر به جواب برسم برای همیشه لاغر می شوم آخ جووون 😍رمز گاوصندوق تناسب )
در تمام روشهای لاغری که طی سالها استفاده می کردم بدون اینکه به صورت مسله جواب بدهم فقط به دنبال جوابی برای چگونگی لاغر شدن بودم و سعی داشتم با روشهای مختلف نتیجه را تغییر بدهم تمام فشارها و محدودیتهایی که برای جسم خود قائل می شدم روشهایی بودند بدون نتیجه ماندگار 🤷♀️به اضافه بار سنگینی از احساس ناامیدی و شکست وناتوانی و افسردگی ….تا اینکه به لطف پروردگار به راه مستقیم هدایت شدم راهی که فقط سادگی و زیبایی می آموزد و برای اهل تفکر است ما در تمام جنبه های زندگی می توانیم از مثال استاد در ماشین خراب در راه مانده درس بگیریم در پس هر مشکل از زندگی ما یک سئوال است که چرا من اینگونه؟و فقط نیاز به تفکر دارد .
ماشین فردی که خاموش می شود و در راه مانده می شودو افرادی که پیشنهادهایی برای فرد دارند در واقع دست و پازدن و تلاشهای ما برای تغیر نتیجه است که همگی فقط یک دیاگ (سیستم کامپیوتری )می خواهند ؟!تفکر و تعقل و رجوع به خود
چرا من چاق هستم ؟
بار اول که همراه شدم با این دوره خیلی دلیل داشتم دلایل سطحی که عموم افراد چاق دارند اینکه چاقی من ارثی هست و ژنتیکی ومن کم تحرک هستم و خوابم زیاد هست خیلی حرص می خورم شیرینی دوست دارم غذای فست فودی و سرخ کرده استفاده می کنم داروهای افسردگی استفاده می کردم و به خاطر ازدواجه و بعد از اون به خاطر بارداری و شیردهی 😱
خدارا شکر الان خودم را تست کردم و دیدم به لطف خدا من چقدر آزاد شده ام 😍خدایا هزاران بار شکرت❤️
نمی تونم بگم صددرصد ولی دلیل چاقی امروزم را این موارد نمی دونم
ولی چرا من هنوز چاق هستم ؟
چرا با توجه به اینکه۱۰کیلو از اضافه وزنم در همین مسیر زیبا کم شد ولی اینطور حس می کنم که باز کمی چاق شدم؟!
(مانع من استپ بدنی هست )و پرخوری و ریزه خواری و خواب زیاد …
خیلی خوب پیش می رفتم تا اینکه این فرمول مانع شد چون سالهای زیادی رژیم غذایی گرفته بودم و هر بار کارشناس تغذیه می گفت بدنت استپ کرده و باید تغییراتی در روال رژیم ایجاد بشه و بدنت عادت کرده که ریشه در فرمول های خوردن چاق می کند داره🤔
من این مسیر را رها کردم برای چندماه !…چون ذهنم می گفت این هم رژیمه ول کنی بر می گردی!… خیلی سعی کردم حالیش کنم این مسیر یادگیریست و هنوز نیاز دارم خیلی راجع به این موضوع فکر کنم🤔چه جالب سناریو چیده که من رها کنم ای شیطون 😅
چقدر زمان میبره که شخصیت من متناسب بشه ؟نه اینکه اینجا بهم بد می گذره ها…استاد عشق و آموزه ها ساده و روان و شیوا ولی من در حال پروازم دوست دارم به کتابها به سایت اساتید به نام دیگر و آموزه های مولانا و نظامی و غیره سر بزنم و همه با هم امکانپذیر نیست شاید این هم یک بازی باشه !..
این همه دانش و عملکرد چی ؟نمی دانم خدایا مرا از گمراهی نجات بده .🙏🏻و همیشه در مسیر مستقیم و هموار و پرنعمت خود قرار بده 🕊🕯
پر خوری چاق می کنه؟ریزه خواری چی؟
افراد بسیاری دیدم که پرخوری می کنند و ریزه خوار هستندو خیلی متناسبند این هم ترس از خوردنه که از کودکی از خانواده مدرسه جامعه و رسانه و کارشناسان تغذیه آموختم …حدود دوهفته ای هست که پرخور شدم و ترس به سراغم اومده البته آموزه ها خیلی کمک کننده بودند و حدود ۵۰درصد توانستم حسم را کنترل کنم ولی لازم دونستم برگردم یعنی خواست خدا بود چون هنوز خیلی شاگردم
خواب زیاد چی؟
چرا هر موقع بیشتر از ۷ساعت می خوابم صورتم پف می کنه و انگار ورم می کنم این در حالیست که دایی خودم بیش از ۱۲ ساعت می خوابه و متناسبه و سرحال 🤔…از کجا این فکر ها شروع شدند ؟!!!
🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃
چگونه به سادگی و برای همیشه لاغر شوم ؟
امروز به لطف خداوند متوجه شده ام که دنیای من انعکاس افکار و فرمولهای ذهنی من است که بی شمارند ولی با اصلاح هر فرمول یک روزنه نور در مسیر زندگیم روشنایی بخش میشه🌑🌘🌗🌖🌕🌝🌞
باید متناسب بودن و ثروتمند بودن و عاشق بودن بر همه عالم را یاد بگیرم اول شناسایی فرمول ذهنی رنج آور و بعد جایگزینی فرمولهای صحیح و آگاهانه و توحیدی
ورودی ذهنم چشم و گوشم باید در جهت یادگیری باشه باید خیلی تفکر کنم و بسیار بنویسم و تمرین کنم باید یادبگیرم آگاهانه عملکرد داشته باشم باید برای همیشه با هم فرکانسی های خودم افرادی که هدفمند زندگی می کنند در ارتباط باشم باید به این درک برسم که چرا می خواهم تغییر کنم ؟درد و رنج ما از چاقی باعث شده در طلب آرامش باشیم خسته شدیم و اینجا ته خطه !…
چقدر این چند روز حالم بهتره و چقدر از نوشتن خودم دارم لذت می برم این یک تفاوت عمیق و اساسی هست با تمام روشهای لاغری قبل در تمام روشهای لاغری قبل می خواستیم متناسب شویم تا به آرامش برسیم ولی در این روش ابتدا به آرامش می رسیم و بعد متناسب می شویم و به همین دلیل جوانتر و زیباتر و پرانرژی تر می شویم (راه مستقیم و پرنعمت)یعنی لذت بردن از مسیری که مطمئن هستی به مقصد می رسه و نشانه آن احساس خوب و باوره …
به خودم افتخار می کنم و خداوند را شاکرم که انقدر تغییرات ذهنی گسترده ای داشتم و جز شاگردهای خوب و متعهد این مسیر هستم وقتی به پشت سرم نگاه می کنم انگار معجزه اتفاق افتاده است هر چند که آرزوهای بسیاری دارم ولی به خدا می سپارم و می خواهم از مسیر زندگی ام و هر گام عملکرد بهتر لذت ببرم
خدایا شکرت عاشقتم ❤️
با نام و یاد خداوند عزیز و بزرگم استاد عزیز ، این روزا واقعااا داشت بهم سخت میگذشت ، خیلییی بد لیز خوردم ولییی ، به هر روشی که شده دارم ادامه میدم! این چند مدت خیلیی رو اعصابم بود که برم خودمو وزن کنم و ببینم که کمتر شدم ، اما در کمال تعجب باید بگم که چاق تر هم شدم! با اینکه هم تو مسیر هستم ، هم فایلا رو گوش میدم و میبینم و مینویسم و حتی عمل میکنم ، اما دیروز بد جا خوردم! تا حدی که منفی باف ها اومدن گفتن ، دولاره غذارو کم کن و ورزش کن لاغر بشی بعد با فایلا برو جلو این مدت خیلیی هم تو جنگ بودم با منفی باف چون نمیتونستم باورش کنم ! اما از ی طرفم دیدم که اینطوری شد، و واقعااا نمیدونستم باید چیکار کنم !!!یزره خلوت کردم، ارامش گرفتم و البته اینم بگم که به این نتیجه رسیدم که شاید هنوز مانعی هست، یا عاملی هست که برطرف نشده !چون غیر از این نیست! بخاطر اینکه ، رفتار های غذاییم تغییر کرده ، و من نسبت به قبل ، خیلییی کمتر میخورم و اینکه مشکل از غذا هم نیست و بیشتر باورهام تغییر کرده ، پس هنوز ایراد از درون منه! و من ی خصلتی دارم اینه که تو هر کاری که دارم انجام میدم که دیگران هم دارن انجام میدن و اون ها نتیجه کرفتن و حتی خیلی زود هم نتیجه شونو میگیرن و منم دارم همون کارو انجام میدم و اما نتیجم یا برعکسه یا دیرتر از همس و… روانی میشم یعنیی اون روی سگم بالا میاد و به خودم میگم ، بسه دیگه ، خودتو گیر اوردی ! تمومش کن ، نوبرشو نیاوردی که سر سومین دفعه یهو دیگه حمله میکنم به هدفم ، دیگه اروم اروم حالیم نمیشه ، چون دیگه نوبت منهتو این چند مدت بگم که انگار داشتم فایلا رو بزورررر گوش میدادم و مونده بودم که چیکار کنم؟ ادامه بدم، ندم ؟؟ من که تا اخرش هستم ، اتفاقااا دوتا از مشکلات دیگه هم رو قراره از طریق این مسیر برطرف کنم. چون میشه و همونطور که برای این همه ادم شده، برای من هم بایدددد بشهههه . از سنگ که دیگههه کمتر نیستم !واقعاا این فکر که بقیه میتونن اما برای تو هیچ وقت نمیشه ، اتیشم میزنه ! من حقم رو از این دنیا میگیرم که خیلییی به من بدهکاره اگه قراره که بجنگیم ، پس بجنگ تا بجنگیم بالاخره یجااا تسلیم میشه خدارو همینجا شاهد خودم قرار میدم که دفعه بعد که دیدگاهی قراره نوشته بشه تو این سایت ، فقط خبر شگفتی سازی های منه !نمیخوامم که اینطوری فکر کنین ، من الان دارم از این گام به اون گام میپرم و الان دوره صدگام بودم و چرا اومدم تو این ۱۲ جلسه و … اما واقعااا نمیدونم ، میخوامم دوباره از اول شروع کنمبخاطر درس ها و کارهای دیگم ، وقت نمیکنم که بیشتر از این دیدگاه هامو تو سایت هم قرار بدم و میخوام که دوباره تو دفترم بنویسم و اینجا هم میگم که از سر لج هم که شده انقدرررر این مسیرو ادامه میدم تا به خواستم برسم . چون من اینطوریم که یکی به من بگه فلان کارو نکن، من لج میکنم و بیشتر انجامش میدم ، پسس با ذهنمم لج انداختم و بیشتر انجامش میدم تا بهش برسم، چون اصلااا هیچ کار سختییی نیست و انفاقااا خیلیییی اسون تر از چیزیه که فکرشو میکنم و منم از همین لجم گرفته که این اسونی زیادش هیچ کاری نتونستم بکنم و نتیجه نگرفتم و این هم داره اتیشم میزنه😂ولییی اگه من مردشم ! اگه اینهمه کار انجام دادم که لاغر شدن در برابر اونا هیچی نیست ، این رو هم تمومش میکنم . امیدوارم همتون همیشه موفق باشین و پای خواسته هاتون بمونین و براش بجنگین و حقتون رو از این دنیا بگیریدموفق و پیروز و متناسب باشید
به نام خدای مهربان
سلااااااااااامی پر انرژی به استاد و دوستان گلم
چقدر لذت بخشه که از امروز به بعد قراره در کنار صد گام دوره روانشناس لاغری رو هم ادامه بدم..
نوری عمیق در قلبم وجود داره که به من نوید روز های فوق العاده رو میده ..
اولین نتیجه پرداخت بهای رویام احساس اطمینان و ارامشم بود و هنوز هم هست
تا سه ماه پیش به روش قبلی استاد عمل کردم و فکر کردم و چاق شدم
ولی اینجام تا به روش جدید و همیشگی استاد عمل کنم و لاغر بشم.
..#اگر میخوام نتیجه بگیرم باید به آموزه هام عمل کنم..#
من باور دارم که لاغر شدن اسون تر از چاق شدنه
چون من قانون احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد= احساس بد رو به کاملی درک و پذیرفتم.
من باورم دارم لاغری آسونه چون وقتی دارم لاغر میشم دیگه حسم خوبه و آرامش ژرفی دارم.
شاید نتایج هنوز بی داد نمیکنه ولی استاد و دوستان خوبم…من به حالت سکون رسیدم
من آرامش فوق العاده ای دارم و حالا بعد از گذشت سه ماه به طرز عجیبی به این روش ایمان دارم و با خیال راحت تمریناتم رو انجام میدم.
اصلا عجله برای لاغری ندارم و دوست دارم هر روز که میگذره فقط یاد بگیرم و یاد بگیرم و یاد بگیرم.
از فایل قبلی یعنی “انتخاب” بسیار ارامش گرفتم.
حالت معنوی خاصی رو تجربه میکنم و لاغری برام باور پذیر شده چون میدونم خدا من رو برای لاغری انتخاب کرده و حالا که اینجام قطعا نتیجه میگیرم.
این رو خدا در خلوت بهم گفت.از طریق دستان من در دفترم گفت..
و من مطمئنم نتیجه هام شروع شده..
و اما گام چهارم.همیشه این فایل ۴۱ دقیقه ای من رو دیوانه میکنه! چون مثال ماشین خراب و مکانیک ها و تفاوتی که شروع مسیر لاغری قبلیمون با این داشته شگفت انگیزه^^
وقتی برای لاغری اقدام گرفتم رفتم روی وزنه،از خودم عکس گرفتم و فقط با شتاب ادامه دادم تا از خودم فرار کنم و به تناسب برسم
اصلا توی مسیر لاغری قبلیم به حال خوبم فکر نکردم.توجه نکردم که نتبجه نمیده من فقط ادامه دادم و تند تند روز هام رو شمردم تا به لاغری برسم..
و نتیجه اش چی شد؟ برگشت تمام و کمال وزنی که با زجر کم کردم.
در رابطه با لاغری دو موضوع مورد بحث قرار میگیره
۱.چرا خیلی ها چاق اند و خیلی ها لاغر؟
۲.چگونه میشود لاغر شد؟
سوال اول صورت مسئلهاس که ما هیچ وقت بهش توجه نکردیم.چون دلایل زیادی برای چاقی خودمون و لاغری بقیه داشتیم.
بیشترمونم باور داشتیم ژنتیکمون چاقه و ژنتیک اونها لاغر..
اصلا تفکر نکردیم،تعلل نکردیم..
چیزی که خدا در قران بسیار تاکید میکنه :
ایا تفکر نمیکنید؟ ایا توجه نمیکنید؟
قرآن هم میگه توجه کن..ببین دور و برت این همه ادم هرچی میخودن لاغرن پس مشکل از خوردنت نیست بفهم..
ولی کی بهمون یاد داده فکر کنیم؟ هیچ کس! چون ما قربانیانِ قربانیان هستیم.
من مطمئنم دیگه با هیچ رژیم و ورزشی لاغر نمیشم.
فقط از طریق پیدا کردن عوامل چاقی ام و ادامه مسیر لاغری با ذهنه که میتونم برای همیشه رها باشم
رهایی یعنی حالت تسلیمی که الان دارم
از دیشب که دوره ام فعال شده انگار حالت تسلیم و سکون دارم.
حالتی که هرچقدر توی دوره های رایگان دوییدم بهش نرسیدم!!
ولی حالا خیلی راحت و آسوده بهش دست پیدا کردم..
استاد من فهمیدم :
اگر میخوام ثروتمند بشم باید یک خانم رئیس خوش اندام باشم.
من اگر میخوام سلامت باشم باید سبک و لاغر باشم.
من اگر روابط خوب میخوام باید لاغر بشم تا بتونم بهتر خودم رو ثابت کنم و نگران قضاوت دیگران نباشم
من اگر عزت نفس میخوام باید تناسب داشته باشم. تا اعتماد به نفسم خود به خود بیشتر بشه.
حالا میرسیم به لیست عوامل چاقی من:
پرخوری
ریزه خواری
یواشکی غذا خوردن
شیرینی و تنقلات خوردن
نون و برنج خوردن
کم آب خوردن
تنهایی زیاد غذا خوردن
بی موقع و از روی تفریح غذا خوردن
ژنتیک و ارثی به طرف پدر و مادر رفتن
بلوغ
ورزش نکردن
و…
عاشق این جمله ام:
هیچ اتفاقی در فایل های بعدی نمیوفته،هیچ تکنیکی نیست
هرچی هس همین گامه! نگاه کن ببین گام هات رو چطور برمیداری ..
رضایت بخشه یا نه؟..
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
استغد قراره دلالیل چاقی مونو از دیدگاه خودمون بنویسیم…..هر چی سعی کردم مثل قبل لیستی از دلایل چاقیم تهیه کنم نشد.تو سری اول فکر کنم بالای ده مورد علت چاقی شمردم که بعضیاشون خیلی تو ذهنم قوی و محکم بودن….ولی الان نتونستم دوباره اونا رو بنویسم.برای منی مه بیشتر از یه ساله با شمام و دوره رو شرکت کردم و کامل انجام دادم و روزی چند بار گفتم من مس،ولیت چاقی خودم را میپذیرم دیگه نمیشه. نمیتونم بشینم باز بنویسم دلیل چاقی من ارثیه.آره سالها اینجوری فکر میکردم و چقد مامانمو به شوخی دعوا کردم که این ارث بود تو به من دادی. و عدالت خدا رو زیر سوال میبردم که چرا موقع آفرینش باید آبجی مو شبیه بابام لاغر و خوشگل بزنه و منو زشت و چاق. بر چه اساسی. عقلم نمیپذیرفت خدا اینکارو کرده باشه ولی خوب اینجوری بزبان میاوردم.دیگه نمیتونم بگم چاقی من از کم کاری تیروییده در حالی که میبینم کسایی که تیرویید کم کار دارن و لاغرن.نه دیگه نمیتونم بگم چاقی من از ورزش نکردنه درحالی که جاری من دا،م خونه ست و مخدوده حرکتش خونه شه ولی بشدت لاغره.ولی من روزی ۴۰دقیقه تردمیل میزدم و سرکار میرفتم و کارای خونه مو حتما انجام میدادم و هر روز از دیروز بیشتر چاق میشدم.نه من میدونم علت چاقی من چیه.و دارم به لطف خدا برطرفش میکنم.موانع رو که بردارم. چون خدا ذات من و لاغر و زیبا خلق کرده خودبخود به سمت لاغری میرم. چه بخوام چه نخوام. وای که از اولین روز چه کیفی میکنم با این جمله نهایی تون….چه بخوای چه نخوای لاغر میشی…خیلی خوبه.همیشه دلم میخواست اینو بشنوم……
دلیل چاقی من فرمول های چاق کننده ای هستن که در ذهن منن.و این فرمول ها هیچ کدوم ذاتی نیست. از ابتدا با من نبودن. آموختنی بوده. خانواده جامعه دوستان به غلط فرمول هایی رو تو ذهن من کاشتن و من
بی اختیار و ناخودآگاه و از روی عادت دارم بهشون عمل میکنم.باید با تلاش خودم و شرکت مداوم در دوره و گوش کردن فایل هلی شما و خوندن و نوشتن و تکرار این فرمولای چاق رو در ذهنم کمرنگ کنم. اونقد کمرنگ که انگار پاک شن و دیگه نباشن.بعد فرمولای لاغری رو هم با تکرار جایگزین کنم.به همین آسونی.لاغری با ذهن آسونترین کار دنیاست.بعد آروم آروم نشونه ها ظاهر میشه.باید صبور باشم و مشتاق.وای استاد وقتی برنامه ذهنیمو هر دفعه اینجوری مرور میکنم هر دفعه تنم از خوشحالی مورمور میشه. یه شعف خاصی دارم. تصویر ذهنی خودمو میبینم که روی یه خانم کمرباریک ۶۰ کیلویی بسته شده.دیگه وقتی تو اینستایی جایی یه خانم مانکن میبینم نمیگم کاش منم اینقدی شم .بخدا. میدونم که میشم. یه لحظه خودمو جاش میبینم .اینو تازگی فهمیدم. خیلی قشنگه استاد.از خدا میخوام کمکم کنه تو این مسیر زیبا استوار بمونم…
به امید روزی که عکس این خانم ۶۰ کیلویی زیبا رو براتون بفرستم
نشان های دریافت شده
سلام استاد عزیز
تولدتون مبارک .
درپناه حق تندرست وموفق باشید
الان خواستم دوتا از محصول شما رو باهم خریداری کنم
منتها وقتی کدتخفیف رو میزنم فقط همون ۴۰ درصد رو حساب میکنه و ۱۵ درصد خرید اولم رو به عنوان تخفیف در جمع منظور نمیکنه .
آیا بایستی تک تک خرید کنم تا ۱۵ درصد خرید اول رو که به عنوان هدیه درسبد خرید منظورمیشه درخرید دوم ام دریافت کنم .
یا اینکه هدیه سبد خرید اولم در یک روز دیگه غیر امروز منظور میشه ؟
با سپاس از زحماتتون .
سلام و درود
موجودی کیف پول در مرحله پرداخت به صورت خودکار از مبلغ پرداختی کسر می شه
بسم الله الرحمن الرحیم
سلااااااااام
من از کِی چاق شدم؟چرا چاق شدم؟
الان که دارم فکر میکنم به بچگیام و عکسامو که میبینم متوجه شدم که من وقتیکه به دنیا اومدم خیلیییییی تپلی بودم و اصلا تپل بودنِ بچه ها در بدوِ تولد نوعی افتخار محسوب میشده.
در تمامِ دورانِ مدرسه متناسب بودم.اما همیشه از بقیه میشنیدم که تپل بودن مُده.
اما وقتیکه بزرگتر شدم و راه افتادم متناسب بودم.
همینکه درسم تموم شد و رفت و آمدم به مدرسه قطع شد شروع کردم به چاقی.
بعد از ازدواجم بدنم شروع کرد به چاق شدن.
یکی از چیزایی که شنیده بودم این بود که چاقی در ما ارثیه.
یکی از دلایلم کم تحرکی بود.وووو
اینطوری شد که تمامِ توجهم رفت رویِ ناخواستم که چاقی بود.
و دیگه تپل بودن هم از مُد افتاده بود.
اطرافیانم میگفتن که اگر بچه دار بشی لاغر میشی.اونموقع یکسره میخوردم و میگفتم که الان وقتِ خوردنه و بعد از زایمان لاغر میشم.من الان به لطفِ الله ۲ تا دخمل دارم اما هنوز لاغر نشدم که هیچ.چاقترم شدم.که چاقتر شدنم رو انداختم گردنِ عملی که واسه زایمان هام انجام دادم.
تا الان که روشهایِ مختلف رو انجام دادم اما…
هر وقت که هر لباسم برام تنگ میشد خودمو سرزنش میکردم و از خودم بدم میومد و خجالت میکشیدم.تا اینکه دیگه اصلا از لباس خریدن خوشم نمیاد و اعتمادِ به نفسم هم خیلیییییی اومد پایین.
ممنونم از شما استادِ عزیزم و کسانی که دیدگاهم رو میخونن.
سلام
خوب که فکر میکنم من کودکی ام کاملا نرمال بودم ولی چون از خواهر هایم یکم درشتتر بودم شانه های پهن تری داشتم برخلاف اندام مینیاتوری خواهرهام مادر بزرگ که خودش چاقترین آدم فامیل بود همیشه بهم میگفت این به کی کشیده بد ریخته چشم ابرو نداره یا همسایمون بمن میگفت حق خواهراتو میخوری در حالی که غذام خیلی کمتر از اونا بود تا وقتی که از وقتی که به سن بلوغ رسیدم با اینکه الان به عکس های اون دوران نگاه میکنم فوق العاده بودم دختر خاله های پدرم که پزشک بودن همیشه به مامانم میگفتن تیپش اروپایی و داییم که یه تحصیلکرده بود همیشه میگفت به مامانم که خوشتیپترین دخترت نفسه ولی افسوس از آدمهایی که فقط روم ایراد میزاشتن که چرا این درشته و فلانه مامانمم میگفت ژنتیکی به من کشیده تپلتره این دخترم یا میگفت متابولیسمش پایینه تا این درشت بودن منو توجیح کنند افسوس از نادانی
من همیشه خودمو یه دختر چاق و زشت میدونستم در حال که الان دوستای دوران مدرسه رو میبینم همگی میگن تو مثل عروسکها بودی ولی چون ارتباط نمیگرفتی باهامون ماهم نمیگفتیم بعدش بعد ازینکه خواهر بزرگم ازدواج کرد طبق معمول منو خواهر وسطیم که ازون درست تر بودم موقع خرید لباس خواهرم جوری با من رفتار میکرد که انگار خییییلی چاق بودم و تو روم میگفت تو باید خیلی لاغر شی تا خوشگل بشی زمانی هم که موقع ازدواجمبود یه خواستگار از اطرف فامیل شوهر خواهرم اومد و بعد نیومدن خواهرم گفت میگن این الان انقدر چاقه یدونه بزاد چی میشه در حالی که سایزم ۴۲بود وزنم ایده عال جالبه که هیکلمم ساعت شنی هستش فرمش
الان که به عکس های دوران بلوغ و جوانی نگاه میکنم فوق الااده بودم ولی عمرمو با تفکر اینکه خیلی چاق و بیریختم گزروندم
باورم نمیشه چرا تو اون وزن ها همیشه احساس چاق بودن میکردم بعد ازینکه مادرمو تو بیست سالگی از دست دارم عمه مدبامن خیلی صمیمی بود ولی متاسفانه اونم همیشه میگفت باید خیلی لاغرتر بشم و هروقت نا امید میشدم بمن میگفت تو ژنتیکی چاقی تو سوخت و سازت پایینه من همسن تو بودم باربی بودم و این حرفها و در این سالها با وجود اینکه رژیم های محتلف و پزشکهای مختلفی را تجربه کردم ولی بعد از حتی ۲۰کیلو کاهش وزن وزنم برگشته الان به این نتیجه رسیدم که همه چی باید از درون من تغییر بکنه
و اتفاقی با این سایت آشنا شدم امیدوارم که جواب بگیرم بکبار برای آخرین بار