✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
بنام حق
تمرین گام اول: انشای در مورد چاقی خود بنویسید
۱_ از چه سنی شما چاق شدید به عبارتی از چه سنی چاق شدن شما شروع شده است؟
۲_ فکر میکنید علل و عوامل چاقی شما چیست و چرا شما چاق هستید؟
۳_ چه مشکلات و خاطراتی از چاقی خود دارید؟
استاد عزیز انشای من خیلیییییی طولانی هست و من بطور مفصل توی سررسیدم نوشتم بخاطر اینکه از حوصله شما و دوستان خارج نشه اینجا خلاصه تر بیان میکنم
سوال۱_ من از وقتی یادم میاد از همون دوران نوزادی و بچگی تپل و چاق بودم،چاق ترین فرد کلاس و مدرسه و حتی موقع دانشگاه، چاق ترین بچه فامیل و دوست و آشنا، همیشه در حسرت و آرزوی لاغر شدن و لاغر موندن بودم، مثل همه ی دوستان تمام روش های لاغری رو به غیر از عمل انجام دادم که بطور موقتی و تا زمانی که انجام میدادم خوب بود ولی بعدش برمیگشت و این سیکل رژیم و انواع روشهای لاغری، شکست و چاقی همیشه توی زندگی ام برقرار بوده
سوال۲_ اینجا بصورت خلاصه تر و تیتروار مینویسم
مهمترررررررین و اولین دلیل چاقی خودم رو پرخوری و بیش از حد نیاز بدن غذا مصرف کردن میدونم، من میتونم بگم عاشق غذا و خوردنم و واقعا از خوردن لذت میبرم، بماند که همش بعدش عذاب وجدان میگیرم که چرا اینقدرررر خوردم و چرا اینو خوردم و چرا اونو نخوردم، در کل خیلی حرص و ولع خوردنم و اشتهام زیاده، پرخوری عصبی، علاقه و مصرف انواع فست فودها و بستنی ها،مصرف کم آب و سبزیجات و سالاد، تحرک زیاد نداشتن و ورزش نکردن، یبوست شدید، کم خوابیدن یا شبها دیر خوابیدن، ارثی بودن، سوخت و ساز پایین بدن، طبع و مزاج سرد و بغلم داشتن و رعایت نکردن رژیم بر اساس آن، استرس زیاد، استخوان بندی درشت، اراده ضعیف برای رژیم گرفتن های طولانی مدت
۳_ و اما سوال بعدی، من فکر میکنم اکثر مشکلات و خاطرات افراد چاق مشترک هست چون یه وجه مشترک بنام چاقی داریم
چاقی سراسر رنج و سختی هست و پر از مشکلات و خاطرات بد که حتی وقتی یادمون میافته حالمون رو بد میکنه…
توی دوران کودکی و نوجوانی که همیشه مورد تمسخر همکلاسی و بقیه افراد بودم و برچسب تپل و خپل و چاقاله…موقع ورزش کردن،لی لی کردن،بازی کردن و دویدن همیشه آخرین نفر بودم، یکبار صبح همه ی افراد خانواده خواب موندیم و منم دیر به مدرسه رفتم ناظم مدرسه شروع کردن به مسخره کردن که از بس زیاد میخوری، از بس زیاد میخوابی، از بس چاقی…
و همیشه چون چاق بودم و قدبلند معلم های میگفتند باید ردیف آخر بشینی… و همیشه همه انتظار داشتند کارهایی سخت و سنگین و بیشتر از حد توان همسن و سال های خودم انجام بدم چون چاق بودم و حتما زور و قوت ام بیشتر بوده
دوران جوانی که بخاطر هیکل و اندام درشت مورد نگاه های حیض بعضی از مردها بودم و تکه و متلک های ناجورشان…و این باعث مسئله باعث شده بود همیشه نسبت به جنس مخالف ام بی اعتماد کامل بودم، و بخاطر این مورد و همچنین چاقی و عدم اعتماد به نفس ام برعکس بیشتر همکلاسی های راهنمایی و دبیرستان و... سمت پسرها نمیرفتم و در نتیجه دوست پسری هم نداشتم…لباس خریدن و کفش خریدن رو که نگم که همه ی افراد چاق تجربه شو دارند و هیچوقت حق انتخاب ندارند و بجای انتخاب باید اولین سوالشون از فروشنده این باشه که اندازه من چی دارید؟ و گردن کج نهادن به انتخاب فروشنده و موجودی فروشگاه، یا با هزینه بیشتر و زیبایی و شکیل بودن کمتر به خیاط بگن براش بدوزه،وقتی خیاط به مادرم میگفتم چون چاقه باید دوبرابر پارچه بگیری پیش خودم خیلیییی ناراحت میشدم، وقتی با شوهرم رفتیم خرید حلقه و مثل اکثر زن و شوهرها دنبال ست حلقه بودیم وقتی فروشنده بهم گفت خانم دست شما تپله و ست های حلقه، زنانه هاش اندازه دست شما نمیشه، شما نمیتونید ست بگیرید و جدا باید بگیرید انگار یکی آب یخ روم ریخته بودم خیلی ناراحت شدم و احساس خجالت، که چرا من اینقدر چاقم؟ چرا دست من اینقدر تپل و مردانه است؟ و در نهایت من یه حلقه مردانه برداشتم و شوهرم هم یه حلقه مردانه که تقریبا مشابه هم بود…احتمالا شاید بعضی از دوستان تجربه اینو داشته باشند که میخواستند برای خواهر،دوست کسی کادو بخرند و از فروشنده قیمت جنس رو پرسیدند و فروشنده با یه لحن و بیانی گفتند خانم اینا اندازه شما نمیشه!
اکثر وقتها دلم نمیخواست به مهمونی و مراسم و عروسی ها برم و اگه میرفتم هم یه گوشه مینشستم و هیچوقت بلند نمیشدم برقصم و توی جمع باشم، چون همیشه از چاقی خودم خجالت میکشیدم و دوست داشتم کمتر توی چشم باشم و حتی بعد از عقدم دوست نداشتم توی مهمانی ها و مراسم و عروسی ها و جشن های خانواده شوهرم شرکت کنم چون من از استان های شمالی و شوهرم از استان های جنوبی بود، واقعا خجالت میکشیدم و همش میگفتم حالا اونو مسخره ام میکنن و پیش خودشون میگن چقدر چاق هست و واقعا اینجا یه دختر متناسب تر پیدا نمیشد که این همه راه رفتن شمال چه انتخابی و…
چون شوهرم تقریبا اندامی متناسب داره همیشه مورد تذکر و گوشزدهای اون راجب رژیم و کمتر خوردن و… بودم حتی توی دوران بارداری هام، و توی دوران بارداری بیشتر از همه وقت ناراحت و اذیت میشدم
تمسخر دیگران که همیشه همراه من بوده حتی بعد از زایمان هام چون بچه هام ریز و تقریبا ۲کیلو و نیم بودند خیلییی ها بهم میگفتند خودت اینجوری چاق و بچه چقدر ریز، مادر به این چاق و تپلی چه بچه ی ضعیفی بدنیا آورده و…
از مریضی ها نگم که انگار دکترهای ما منشا تمااااااااااااااام مریضی ها رو مستقیم ربط میدن به چاقی، حداقل برای من که اینجوری بوده، دیسک کمر در حد پارگی دیسک داشتم دکتر جلوی شوهرم میگفته چاقی و خیلی اضافه وزن داری، فشار خونت بالاست چون چاقی، یبوست و تنبلی روده داری چون چاقی، تپش قلب داری چون چاقی، زایمان زودرس داری چون چاقی، درماتیت سبوره داری چون چاقی، آقا اصلا سردرد داری چون چاقی یعنی همه ی مریضی رابطه مستقیم داره با چاقی….
استاد جان اگه بخوام بنویسیم واقعا تا صبح میتونم بیدار باشم و بنویسم ولی از حوصله شما و دوستان خارج میشه، تا همینجا هم پر حرفی کردم حلال کنید.
از ته اعماق وجود و قلبم امیدوارم که این روش منو به آرزوم برسونه
با آرزوی سلامتی و شادی و تناسب اندام و افکار دائمی برای شما و تمامی دوستان عزیز….
نشان های دریافت شده
سلام موفق باشید
نشان های دریافت شده
دوست عزیزم تقریبا همه ی ما مشکلاتی این چنینی داریم ، ولی تا حالا خودتم خیلی خوب متوجه شدی ک در مسیر لاغری با قدرت ذهن دیگ هیچکدوم ازاون ناراحتی و سر پایینی ها نیست ، دیگ اون دیگرانی ک ما همیشه ازش خودشون ، از حرفاشون میترسیدیم دیگ نیستن ، در واقع ما چاقی روبزرگ میدونستیم ولی بخاطر این حرفهای بیجا دیگران ک اصلا ب اونها ربطی نداره ما چاقی رو برای خودمون ی غول بی شاخ و دم تصور کرده بودیم ..در مسیر لاغری حتی اگ تو دلش چاقتر هم بشیم باورمون اینه ک راهمون درسته ،بالاخره دیر یا زود نتیجه میده ،،دیرو زود داره ولی سوخت و سوز و قبل رو نداره ، غم غصه قبل رو نداره ، رنج و سختی قبل رو نداره ، محرومیت و محدودیت قبل رو نداره ،،فقط باید ادامه بدیم و صبر داشته باشیم در هر شرایطی .و این دیگران ب ظاهر محترم و پشت سرمون جا بزاریم توی همون مسیر اشتباه ..احتیاجی ب تشویق و تحقیرشون نداریم دیگ ،حتی نیاز ب گفتن چقدر لاغر شدی شونم نداریم ،،اگ داشته باشیم ایندفعه ی جور تیک تحقیرمون میکنن ک خوب تونستی اززیر چاقی دربری ، ن بابا توام تونستی بالاخره کم کنی امیدواره ک برنگرده ،،،پس بهشون اهمیت ندیم ،ن ب خوب گفتن بدشون ،ن ب بد گفتن از روی ترحمشون ،،اصل حال خوب خودمونه ، اصل آرامش و لذت خودمونه ،ووقتی ک ما خوب باشیم اطرافیانمون هم عزیزانمون هم خوبن.شادن با ما همراهن ودیگ ب راهمون شکی نخواهند داشت ک مارو از مسیر با حرفاشون منصرف کنن ،،پس خوب بودن حق ماست ، زندگی کردن،آرامش داشتن ،لذت ،خوشبختی ،سلامتی،ثروت ،حق مسلم ماست ،،از چشم بد بدور باشیم ،از چشم دیگران حسود بدور باشیم🙏
وقتیک دیدگاه مینویسی سراسر وجودتو غرور کن از سر شادی ،ذوق ،سرخوشی واقعی ،لبخند بزن ب دیدگاهات ، ب حرفات. ب باورت ،بجای اون روزایی ک از خجالت نرقصیدی این روزا برقص…وقتیک دیدگاه مینویسی ناراحت نباش ، غصه نخور،،خداروشکر دوست خوبم اون روزا دیگ تموم شده ،، خان آخرش مونده ک بنویسیمو و لاغر شدن رو باور و درک کنیم بعد مواظب ورودی ها ی ذهنمون باشیم ک دیگ تکرار نکنیم اون روزارو .اون حال ها رو .اون عذاب و حرفا دیگران..
فقط بخودت ، ب باورت اعتماد و اطمینان داشته باش😊
ب امید موفقیت و شگفتی شدن🙏🌹 انشاءالله 🙏😍💪🤲♥️
نشان های دریافت شده
بنام حق
یه شب که بعد از کلی درماندگی و ناامیدی از تمام روش های لاغری که گزینه آخرش عمل جراحی بود که با مخالفت شوهرم مواجه شدم، توی گوگل با این سایت آشنا شدم، راجب لاغری با ذهن قبلا اصلا چیزی نشنیده بودم و برام خیلی جای تعجب و سوال بود، اون شب داشتم توی سایت میچرخیدم و مطالب و فایل های استاد رو میدیدم و مطالب دوستان رو میخوندم که نفهمیدم چجوری صبح شد، با اینکه این مطالب خیلی برام عجیب بود و جای شد و تردید اما مشتاق شده بودم به قدری که همون شب تمام این ۱۲ فایل آموزشی رایگان دانلود کردم پیش خودم گفتم شاید نظر مدیر سایت عوض شد و قبل اینکه من بخوام تمامش رو بخونم از توی سایت حذفش کرد، اولش خیلی عجله داشتم واسه لاغر شدن چون توی این مورد هیچوقت و در روش های آزاردهنده و سخت دیگه صبور و با اراده و حوصله نبودم و بین راه ولشون میکردم، بخاطر همین همون شب فایل مقدمه و گام اول و دوم گوش دادم، بعدش برام یه مسئله پیش اومد که ۲ماه ازش دور شدم و نتونستم پیگیرش باشم البته همیشه توی ذهنم بود و هرازگاهی که وقت میکردم به سایت سر میزدم تا اینکه مجدد از ۹۹/۱۱/۱۱ شروع کردم، اما این دفعه متفاوت تر، با حس و حال و اطمینان بیشتر، و صبر و حوصله بیشتر، دیگه مثل روش های دیگه لاغری و همچنین ۲ ماه پیش خودم عجله نداشتم واسه لاغری، و به خودم قول دادم تا واقعا یه فایل رو کامل درک نکردم و تمریناتش رو انجام ندادم،کامنت و نظراتی یه تعداد دوستان رو نخوندم سراغ فایل های بعدی نرم، گفتم حالا برای هر فایل ۱ماه میخواد طول بکشه
اول که یه سررسید برداشتم برای یاداشت کردن نکات استاد و نظرات و تجربیات دوستان و همچنین انجام تمرینات
با وجود متاهل بودن، شاغل بودن،۲تا بچه کوچیک، درس خوندن و کلاس رفتن، به خودم قول دادم هر روز برای این مسئله که واقعا واسم مهمه وقت بگذارم هر روز هر روز، تکالیفم رو به نحو احسن انجام بدم، و توی هر گام و هر قسمت تا جایی که بتونم کامنت دوستان رو بخونم و خودم کامنت بگذارم چون مطمئنم این مورد میتونه خیلی تاثیر گذار باشه هم برای خودم و هم برای دیگران
یه چیزی که صفحه قبل نظرم رو جلب کرد این بود که توی گام اول دوستان خیلی دیدگاه ثبت کردند و نظر دادند ولی وقتی ببینید هر چی گام ها بالاتر میره تعداد کامنت افراد هم کمتر شده تا آخرین کامنت که به کمترین برسیم کمترین دیدگاه و نظر ثبت شده، چرا؟! پیش خودم گفتم من باید قدم اول رو محکم بر دارم بخاطر همین حدودا ۱۰ روز روی فایل اول بودم و ۷_۸ بار گوش دادم و حدودا ۲۵ صفحه راجبش توی سررسیدم نوشتم چون استاد گفتند هرچقدر میتونید راجبش بنویسید، پیش خودم گفتم تا گام آخر باید ثابت و استوار باشم و جزو همون تعداد افراد خاص...
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز همسیرم…خیلی از متنت لذت بردم ب حدی ک دوست داشتم ادامه داشته باشه ……مرسی ک حس ت رو ب اشتراک گذاشتی ب امید شگفتی شدنت🙏🌹
سلام وقتتون بخیر
روزتون سرشار از سلامتی شادی ارامش عشق و ثروت
من از دوران کودکی تا دانشگاه وزن بسیار نرمالی داشتم حتی ازبقیه اعضای خانوادم لاغرتر بودم یا بهتره بگم اندام زیبایی داشتم تا اینکه به مدت سبک غذاییم تغییر کرد و من نون بیشتری میخوردم اون زمان شکمم چاق تر شد و یکمی به وزنم اضافه شد عقد که کردم باز هم سبک زندگیم یه تغییراتی کرد اونجاهم دوسه کیلو اضافه کردم
بعدش تو باشگاه کمرم اسپاسم شدید شد و مجبور شدم ۶ ماه تمام بخوابم وتواون دوران هم به دلیل اینکه اصلاااااا تحرک نداشتم و قرصای ویتامین استفاده میکردم ۱۰ کیلو اضافه کردم
که این شد آغاز تمام جون کندنای من برای لاغری
دلایل زیادی توی ذهنم برای چاقی دارم و باید بگم
ذهن من وزن بالا و چاقی و پذیرفته و خیلی دیگه عادی شده درواقع انگار من دارم با یه بخش خیلی نرمال بدنم جنگ میکنم!
خانواده چاق و عمه هاو خاله ها و دایی های چاق منو متقاعد کرده که چاقی هم عادیه هم ارثی
بعداز ازدواج چاق شدنم باعث شده فکر کنم همه بعداز ازدواج چاق میشن و دیگه نمیتونن تناسب قبل و داشته باشن
نون سفیدو ماکارانی و سس و اینجور چیزا باعث شده اگه یه کوچولو ازشون بخورم مدام استرس داشته باشم که الان تبدیل به یه توده شکم و پهلو و چربی های زشت میشه
هیچوقت از غذا خوردن لذت نبردم همیشه استرس داشتم و دارم واز شنیدن تمام حرفهایی که بهم میگه خودتو لاغر کن خسته شدم….با اینکه من از نظر خیلی ها تناسب خوب و قابل قبولی دارم و چربی هام موضعیه اما انگاروزنم قفل کرده خیلی دلم میخواد بتونم از طریق تمرینات ذهنی چاقی ذهن و افکارمو درمان کنم
سپاسگزارم از سایت خوبتون و ممنونم که خداوند من و به این مسیر هدایت کرد.
درپناه خدا باشین🙏💖💖💖
باسلام خدمت استاد گرامی ودوستان همراهم وهمدردم البته اگه بشه اسم این مسئله رو درد کذاشت این قدر هممون روشهای مختلف رو رفتیم که برامون یک چیز راحت شده درد و خیته شدیم دیگه تقریبا ولی نه میخوایم با قدرت ادامه بدیم این روش فرق میکنه دیگه با همکاری ودلسوزی استاد عز یز وشماهمراهان همدرد والبته وصد البته با یاری الله همربان که همه مارو هدایت کرده وگرنه الام مثل ستلهای قبل نزدیک عید که میشد دنبال رژیم خاصی میگشتیم که کمی لاعر بشیم وفقط هفته اول عید همه بهممون بگن لاعرشدی ها وبعد بدای ۱۳بدر شدیم همون اشو همون کاسه قبلی خلاصه عوامل چاقی من اوه خیلی از کجاش بگم ولی یک چیزی که خیلی توی هنم پر رنگتر از همشه اینه که من فک میکنم چون تند تند یعنی خیلی تند تند میخورم واز همه بدتر اینقدر لدت میبرم وقتی این طور میخورم کیف میکنم خودم میفههم بهم میچسبه والان توی این روزها فقط فکمیکنم دلیل پر رنگ چاقی من فقط تندتند غداخوردن وپرخوری زیاد من میگم اگه یواش میخوردم زود سیر میشدم ووسط غذام این افکار میاد توی ذهنم وباعث میشه یک فکری توی ذهنم بگه امروز رو که دیگه باز یواش نخوردی پس ولش کن دیگه وامروز خراب کردی تاشب فقط بد وتند تند میخورم درحد ترکیدن ومن ریزه خواری ندارم فقط عذای اصلی ام رو خوب میخورم دیگه چیزی نمیخورم وعلاقه ای هم ندارم ولی غدام روتند تند وزیاد میخورم ویکی دیگه که از این هم پر رنگتره اینه که من خودم رو خیلی چاق تصور میکنم که دارای لپهای چاق وبدن پر هستش ویک تصویر چاق از خودم دارم همیشه جلوی ایینه از خودم ایراد میگیرم وخودم رو بد هیکل میبینم وفک میکنم با دیدن عکسهای بچگی ام از اول چاقبودم وفک میکنم باید خیلی لاعر بشمکه نطر مردم روی من عوص بشهویکی دیگه که خیلی بدتر ازهمشونه اینه نطر مردم برام خیلی مهمتره ودیگه اینه که خودم رو نمیتونم لاعر تصور کنم درصورتی که من الان دوتا بچه ۱۰ ستله و۱۶ ساله دارم ووزنم مثل دوره مجردی ام شده ولباسهای دوسالوسه سال پیشم رو میپوشم هیچ فرقی نکردم ولی همیسه خودم رو چاق وبد هیکل تصور میکنم البته فک میکنم حرفهای خانوادهام ونگاه های اونها مخصوصا نگاه های اونها وحرفهاشون رو خیلی تاثیر میزاره واینکه شوهر من چاق پسنده شاید یکی از دلایل اینکه توی ته واعماق دهنم نمیخوام زیاد لاعر بشم میگم حالا که شوهرم راصی نکنه فردا لاعربشم واز من بدش بیاد شاید این هم باسه ولی باز میگم خودم مهمم خودم باید از اندامم راصی باشم ویک اعتماد به نفس خوبی داشته باسم خلاصه تمام داستانم اینه ولی حتما لاعری با ذهن رو می اموزم وخیلی خوشتیب میشم قول میدم همین الان که این جمله رو نوشتم یک چیزی توی دهنم گفت اره اگه یواش بخوری واز عدات لدت ببری ببینید استاد این موصوع خیلی من رو ا ذیت میکنه حالا نمیدونم این هم عوامل وفرمول اشتباه دهنی است یانه چون من میگم این فکر فکر درستی وهمه همیشه میگن که باید یواش بخوری وتند تند نخوری پس فکر نادرستی نیست همین باعث میشه پرخوری کنم خدایا کمکم کن این فرمولهای استباه راپیداکنم وجایگزینش فرمولدستی بشود الهی امین ودوباره خداروسکر که من با این سایت اشنا شدم
سلام خدمت اقای عطار روشن و دوستان گرامی.من از کودکی وزن متعادلی داشتم.در زمان بلوغ مقداری تپل شده بودم که بعد از ان دوران دومرتبه وزن متعادلی پیدا کردم و همینطور متعادل بودم تا ازدواج کردم و دوسال بعد از ازدواجم بچه دار شدم.حتی بعد از زایمانم هم خیلی سریع وزنم بدون اینکه ورزش…رژیم یا هیچ زحمت مضاعفی بکشم متعادل شد و این موضوع ادامه داشت تا ۷ سال پیش که من در بارداری دومم دچار بیماری تیرویید کم کار شدم و بعد از زایمان هم این مشکل رفع نشد و به هم ریختگی های شدید هورمونی هم پیدا کردم و من همچنان اضافه وزن بعد از زایمان را دارم.پر خور نیستم و کالری شماری انجام میدم اما بعد از یه مدت خسته میشم و کالری شماری را ول میکنم.همش ذهنم درگیر این ۱۰ کیلو اضافه وزنه .وقتایی که عصبی هستم بیشتر میخورم.برنج ونون و نشاسته را در حد ۸ قاشق و دو کف دست میخورم و واقعا به غیر از تیرویید دلیل دیگه ای برای اضافه وزنم پیدا نمیکنم.البته من خیلی هم پر فکر هستم.امیدوارم بتونم از این طریق بار فکری و ذهنیم را کم کنم🙏
به نام خداوند هدایگر و مهربان .❤سلام خدمت همه ی هم سفر هایم و خدمت استاد خوبی ها .گام چهارم .چرا برای قرار گرفتن در مسیر لاغری باید از مسیر چاقی حرکت کنیم ؟ابتدا باید دلیل چاقی خود را شناسایی کنیم و چه عواملی باعث چاقی ما شده اند وبا شناسایی ان ها وراهکار مناسب عامل چاق کننده را پیدا کنیم در روش های لاغری با ذهن خبری از نخوردن ها و رژیم غذایی نیست و نکته شگفت انگیز این است که نیاز نیست به اندازه ای که سال ها چاق بودیم صبر کنیم و باور کنیم که لاغر شدن خیلی سریع تر از چاق شدن است وقعا میشود با تغییرذهن خود لاغر شویم و قدرت ذهن خود را باور کرده باشیم وفرمول های لاغری را جایگزین کنیم ودر روش های قبلی همیشه میخواستم نتیجه را تغییر بدهم و میخواستم چاقی رو تبدیل کنم به لاغری و این روش نمیتونست لاغری متداوم داشته باشع ومن میخوام رنج چاقی رو تبدیل کنم به لذت لاغری ومن میخوام روی صورت مسئله کار کنم لاغری باذهن سیستمی هست که عیب یابی میکنه وبه ما میگه چه چیزی در ذهن ما اشتباه برنامه ریزی شده و چه فرمول هایی با گوش دادن با فایل ها و انجام دادن تمیرینات هر قسمت و خواندن نوشته های دیگران به ما در جایگزین کردم فرمول ها خیلی کمک میکند و من و همراهانمان تا حالا از هر روشی استفادده کردیم برای لاغری با توصئه ی دیگران بوده وبه جایی نرسیدیم و من متوجه شدم لاغر شدن در صورتی میتواند دائمی باشد که علت چاقی رو برطرف کنم نه این که نتیجه رو تغییر بدم و چاقی در ذهن من هست ومن هر فشاری به جسم بیارم نتیجه نخواهم گرفت و فرمول های من تغییر نکرده و من رابه وضعیت قبلی برمیگردونن تمرین گام چهارم ؟ صورت مسئله این که چرا من چاق هستم وهر دلیلی برای چاقی من .؟؟؟من از دوران بلوغ شروع کردم به چاق شدم چون یادم میاد که بهم میگفتن در دوران بلوغ دختر ها چاق میشن و فرمول هادر من از همون دوران شروع به استارت کردن زد وراثت و ارثی بودن و ژنتیک مدام به من تاکیید میکردن مادر چاق برادران چاق پدر چاق عمو عمه و دختر عموها و پسر عموها همه چاق وومنم دیگه طبعی بود باور کنم چاقی ارثیه و جزو باورهام شود وورزش نکردن بیتحرکی ودر دوران عقد باور کرده بودم که بعد از عقد اکثر چاق میشن ومن هم سریع این فرمول رو من تاثیر خوش رو گذاشت و۴و۵کیلو اضافه کردم متابولیسم و سوخت ساز بدن اخه من نمیدونم با چه دلیلی این باورهارو قبول کردیم وسریع سریع تو مغزمون باورش کردیم و نهادینه شده و بعد ازدواج دوران بار داری که اصلا دیگه روزانه چاق شدن بود شنیده بودم که دوران بارداری خیلی خانوم ها چاق میشن و من هم باور کرده بودم که طبیعیه که چاق بشم واز هرچی به هر مقدارمیخوردم چون یه خانوم باردار باید همه چی بخوره در حد خفگی چون دونفر هستیم باور چاق کننده . در دوران شیر دهی اگر شیر ندی با همون اضافه وزن باقی میمونی اونم که طبق معمول برقرار بود وتشدید چاقی پررخوری فرمول چاقی ورزش نکردن اب بخورم چاق میشم کم تحرکی تند غذا خوردن وسریع خوردن و باعث میشه که معده هضم نکنه و چاق بشیم شب نون برنج غذا های سرخ کرده خوردن فست فود شادی با غذا خوردن غم با خوردن وتشدید چاقی و هزاران دلیل های دیگه و جالب ترر تیروید عامل چاقی و چه مشکلاتی با چاق شدن دارم مشکل من اول این که حس درونیم نسبت به خودم خوب نیست دوم اعتماد به نفس ندارم سوم خیلی جاها از خیلی چیز ها و علایقم صرفه نظرکردم برای چاقیم نمیتونم لباس مورد علاقم رو بپوشم چون چاقم و محدودیت دارم سبک نیستم بدنم به خودم راحت نیست سلامتی ندارم از خیلی از جشن ها ودورهمی ها فاصله میگیرم بخاطر اضافه وزنم من نمیتونم سبک باشم ازاد ورها باشم من از سن ۱۴سالگی شروع به چاق شدن کردن و همیشه میخواستم نتیجه رو تغییر بدم بازم برگشتم سر خونه اول و استاد مهربان الان برای بار سوم دیگاه هم رو نوشتم وپاک شد و دوباره شروع کردم به نوشتن چون متعهد بودم واشتیاق و استمرار دارم و اطمینان دارم به خودم و مسیر و خداوند هدایت گر با شور و اشتیاق تمومش کردم خدارو شکر که در مسیر متعهد هستم و حس درونی عالی دارم البته منفی باف میخواهد با عجله کردن من رو از مسیر منحرف کنه ولی من خیلی سر سخت تر از اون هستم و من لایق بهترین ها هستم پیش به سوی هدف
سلام خدمت دوستان عزیزم و اقای عطار روشن
خدمت شما عرض کنم که همه ماها که درگیر اضافه وزن و چاقی هستیم چند طرز فکر مشترکی داریم.مثل وراثت عامل چاقی یا استخوان بندی درشت یا …
به نظرم هممون میدونیم که عامل چاقی مون چیه .
منم عامل وراثت رو خیلی تاثیر گذار میدونم
یام استخون بندی من.
من از زمانی که تفاوت چاق و لاغری رو فهمیدم
خونوادم همیشه بهم میگفتن که تو تپلی تو چاق میشی تو تپلی با مزه تری و از این حرفا…
تا دوران دانشگاه و اوایل شروع بکار کارمندیم وزنم نرمال بود اما با این حالم فکر میکردم چاقم و درگیر رژیم و دارو لاغری و… بودم.حدود ۶ ماه بعداز شروع کارمندیم وزنم کم کم بالا رفت تاجایی که وزنم از ۶۸ کیلو به ۸۱ رسید ی رژیم سفت و سخت گرفتم و وزنم به حالت اول برگشت با این حال بعداز مدتی اضافه وزنم بعداز مدتی برگشت و چند بار رژیم گرفتم اما متاسفانه ناموفق بودن.
خیلی تحقیق کردم و که عامل اصلی چاقی رو پیدا کنم اما پیدا نمیکردم تا اینکه با سایت فوق العاده شما اشنا شدم.
انشالله بتونم در کنار شما و با کمک اموزه های شما این چالش زندگیمو حل کنم
در اخر ارزوی سلامتی و موفقیت تمامی دوستان و اقای عطارروشن دارم
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی🌹
داستان چاقی من به این شرح هست
من خدا رو شکر در خانواده ای پر جمعیت به دنیا اومدم که هیچ خبری از چاقی و اضافه وزن نبود از کوچیکی یادم میاد همه روزهام توی باغ و لابه لای درختان و گل های خوشبو می گذشت باعشق و علاقه روزها سپری میکردیم بس که شیطنت و بدو بدو می کردیم اصلا نمیدونستیم چاقی چیه اصلا هم بهش توجه نمیکردیم خب متناسب بودیم با بدنی ورزیده 😊گاهی هم که بچه ها و آدم های تپل رو میدیدم از بزرگترها علت تپل بودنشون می پرسیدیم میگفتن به خاطر بی تحرکی هست معلومه هرچی میخورن میشه چربی اینا اگه با همین روند پیش بروند دیگه دو روز دیگه راه هم نمیتونن بروند و خونه نشین میشن و هزارتا مشکل براشون پیش میاد نفسشون میگیره مشکل قلبی پیدا میکنن و…متاسفانه شاهد این اتفاق ها هم بودیم والانم هستیم و میبینیم کسانی رو که از سنگینی وزن نای رفتن ندارن و خونه نشینن😔 برای همین همیشه دنبال تحرک بودم ولی ازتابستون کلاس سوم راهنمایی به خاطر مشکلات خشکسالی شاهد قطع شدن یکی یکی درختانی بودیم که کل روزهای خوب کودکی باهاشون سپری کردیم برای همین دیگر دل ودماغ آنچنانی رفتن به باغ نداشتیم و کم کم شروع به اضافه وزن پیدا کردن کردیم توی مدرسه به خاطر اینکه کم تحرک نباشم عضو تیم والیبال شدم و خیلی روی حال و روز من اثر گذاشت و عاشق ورزش و تحرک بودم ولی خب بازم یکم اضافه وزنه داشتم دنبال رژیم غذایی نرفتم اصلا بهش اعتقاد نداشتم چون تنها عامل چاقی من فقط بی تحرکی بود توی دانشگاه هم همین روند پیش گرفتم و عضو تیم والیبال شدم و کلی عشق میکردم به خاطر تحرک و آب شدن اضافه وزنم 😊 بعد دانشگاه هم دوباره اضافه وزن پیدا کردم این بار متاسفانه دیگه بی تحرک شدم چون تمام وقتم توی آموزشگاه بود و مربی کامپیوتر بزرگتر ها و مربی ریاضی بچه ها بودم دیگه وقتی برای خودم نداشتم😔 یعنی در واقع اصلا به فکر خودم نبودم خیلی بهش توجه نمیکردم 😔 ولی باز خجالت میکشیدم بالاخره تناسب اندامی که من داشتم کجا والان کجا😔 توی این چن سال نه دوست داشتم توی عکس ها باشم نه توی جمع خانوادگی ها حضور پیدا میکردم نه توی جمع غذا خوردن بهم میچسبیدو… 😔 خیلی بهم بر میخورد که بهم بگن چاق شدی همش فکر میکردم منو زیر نظر دارن 😔جوابی هم که خانواده داشتن برای توجیه اضافه وزن خودمون این بود که ما استخوان بندیمون محکم هست به خاطر غذاهای سالم و لاغر ها غذای درست وحسابی نمیخورن 😂 الان که بهش فکر میکنم میبینم ما استاد توجیه کردن بودیمااااا😂 راسیتش خانواده من خیلی به چاقی بی توجه بودن و این روی من هم اثر گذاشت و منم بیخیال بودم .خیلی جاها اطرافیان بهم طعنه زدن و دلمو سوزوندن ومسخره بازی درمیاوردن و اضافه وزنم رو بزرگ میکردن و میگفتن که دو روز دیگه از درب اتاق هم مثل فلانی وفلانی رد نمیشی 😔 من فقط دنبال تحرک بودم وبس.از خیلی چیز ها محروم شدم من عاشق هنر های رزمی ام ولی به خاطر اضافه وزنم سختم بود و نرفتم خیلی لباس های شیک و خوش رنگ دیدم و حسرت پوشیدنش برام موند 😔یه اعترافی کنم با وجود این همه مسائل من هیچ وقت اضافه وزن خودم رو باور نکردم و مطمئن بودم همیشگی نیست و با یه همت پر تحرک میره 😊همه منو به این عنوان میشناسن که اگه بخام هر کاری میتونم انجام بدم برای همین این احساس توانمندی همیشه منو قوی نگه داشت😊 تا اینکه با دوره لاغری با ذهن آشنا شدم و این احساس توانمندی با توان فوق العاده بالا که ناشی از آموزنده های شما هست همیشه با من هست😊ممنونم از انرژی بخشی و دوره بسیار عالیتون🙏ایام به کامتون خوش🌹
سلام سلام.
بنظرم دلیل هممون که چرا چاق هستیم ذهنیه. بخاطر فکرای غلطی که از بچگیمون داشتیم و تقصیر ماهم نبوده همه همین نظر و داشتن و ماهم شنیدیم و باورش کردیم و اون شده جسم ما.
سوال: چرا من چاق هستم؟
جواب من یکم فرق میکنه چون درواقع چاق نبودم و نیستم و لاغر هم نیستم ولی از خودم راضی نیستم و این تازگی ها احساس میکردم که دارم واقعا از خط قرمز رد میشم و چاق میشم و عادت های فرد چاق در من داشت کم کم پر رنگ تر میشد. اینکه چرا من داشتم چاق میشدم بدلیل افکار غلطم بود. اینکه فکر میکردم غذا خوردن چاق میکنه، چقدر بخوری چاق میکنه، چی بخوری چاق میکنه، الان بعد از چند ماه فایل گوش کردن بهتر شدم ولی هنوزم گاهی اوغات کیک ها و روغن و کره که تو غذا زیاد باشه فکرمو درگیر میکنه و سعی میکنم دورش کنم ولی بازم هست.
و دلیل دیگشم کم تحرکی میدونستم مخصوصا تابستونا که ندرسه نمیرفتم البته بجاش کلی کلاس ورزش ثبت نام میکردم. مامانم همیشه بهم میگفت چون ما ژن چاقی نداریم تو هیچوقت چاق نمیشی. چون خانوادم چاق نیستن. این فکر هم شنیده بودم که اگه کسی تو سن بلوغ مواظب نباشه چاق میشه.و اینم تو ذهنم بود. نمیدونم چرا ،واقعا چرا این فکر و میکردم ولی احساس میکردم که من یه روزی چاق میشم و میگفتم اگه چاق بشم چی میشه،چه شکلی میشم، همش احساس میکردم که من هرچی بزرگتر میشم چاقتر میشم و این خیلی من و میترسوند. واقعا نمیدونم چرا همچین فکرایی میکردم. شاید چون چندین ساله که درگیر این بودم که غذا کم بخورم که چاق نشم. و قبلن رژیم سختی گرفته بودم و خود قبل از اون و اصلا یادم نیست چطوری بودم، چطوری میخوردم،چطوری فکر میکردم. زمان قبل اون انگار در من وجود نداشته. و چرا من تصمیم گرفتم که رژیم بگیرم و زندگیم و نابود کنم. و مجبور باشم تا سال ها بعد اون فکرم هر روز درگیر لاغر شدن و غذاها باشه.
دلیل چاق شدن من فکر کنم بیشتر فکرهایی که درباره غذاها داشتم، ورزش کردن ها و نکردن ها، سن بلوغ، وفکرهای مسخره که یه روزی من چاق میشم و دارم روز به روز چاق تر میشم، و هیچوقت نمیتونم لاغر بشم بوده.
روزی روزگاری محمد در خانواده کم جمعیتی به دنیا امد او بچه دوم خانواده بود
او از کودکی تپلی و سفید بود
پدرش همیشه برای او خوراکی میخرید
خانواده اش همیشه دلایل تپلی را از سالم بودن و سر زنده بودن و ساختن زندگی به او می دیدند و به او میگفتند کسی که تپل است یعنی زندگی به او حال خوبی داده و این در ذهن او اینگونه ایجاد شده که تپلی یک جورایی با نمک است تا قد کشید و به مدرسه رفت اما همیشه در مدرسه در هنگام فوتبال بازی کردن یا بدمینتون یا والیبال به مشکل بر میخورد و کمرش و پاهایش درد میگرفت او بسیار علاقه به غذا داشت و بسیار خوش خوراک بود همه چیز را میخورد و از هرچیزی زیادتر میخورد حتی موقعی که احساس سیری میکرد باز هم میخورد بارها از خانواده اش شنیده بود که ما ارثی چاق هستیمما اب بخوریم چاق میشویم ما لاغر نمیشویم چون استخوان هایمان درشت است و همینجوری و با همین باورها بزرگ شد ، بارها تلاش کرد برای وزنکمکردنتا حدودی هم موفق میشد اما چون وزنشبالا بود به بدنش بسیار فشار می امد و در نهایت ورزش را کنار میگذاشت، او فکر میکند که هر چیزی که میخورد او را چاق میکند اما ایا واقعا این درست است او دوستانی را دارد که صد ها برابر او غذا میخوردند اما بازهم لاغر بودند او همیشه دنبال لباس های گشاد میگشت تا بدن چاقش را پنهان کند ، لباس رسمی و کت شلوار را دوست دارد اما چون به بدن چاقش نمی اید انها را خیلی سال است نپوشیده است او بارها از خانواده اش شنیده است که اب هم بخورد چاق می شود اما امروزی که او اینجاست تصمیمی گرفته است با دوره لاغری با ذهن جناب عطار روشن به لاغری برسد و این اولین قدم اوست ، خدایا کمکم کن تا در این مسیر محکمقدم بردارم و تعهد به دانسته ها و تمرین ها داشته باشم و به اگاهی های این دوره عمل کنم
محمد نیک پور ۱۱،۱۱،۹۹