✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
سلام استاد مهربانی ها ، من عواملی از قبیل ارث،داروی اعصاب و اینکه سرنوشت من اینه و پذیرفته بودم در فامیل ما دخترها حتی اگر نی قلیون هم باشن چاق میشن رو بعنوان یک قانون پذیرفتم و چون داروی اعصاب استفاده میکردم و کم تحرکی رو عامل چاقی خودم میدونستم و چون خانواده همسرم خیلی غذا میخوردن الگوی عملی خوبی داشتم که بعد ازدواج و بچه دار شدن چاق میشم
با سلام خدمت استاد ارجمند و دوستان گرامی
انشا امروز
دلیل چاق بودنتون رو بنویسید.
من قبلا اضافه وزن داشتم و با سختی لاغر شدم (از طریق پیاده روی و رژیم غذایی) چون می خوام متناسب بمونم و با سایت شما آشنا شدم می خوام بدون سختی و با آرامش متناسب بمونم. با گوش فایلهای شما به این پی بردم که واقعا من به دنبال نتیجه بودم یعنی می خواستم لاغر بشم و دنبال نتیجه بودم الان که به فایلهای شما گوش می دم واقعا باید اول دلیل چاق بودنم رو پیدا می کردم و دلیلش رو ریشه یابی می کردم و اضافه وزنم رو برطرف می کردم حالا هم دیر نشده از اینجا به بعد می خوام راه درست رو انتخاب کنم و از راه درست متناسب بمونم.
قبلا که اضافه وزن داشتن دلایل اضافه وزنم رو عوامل بیرونی می دونستم من اون زمان با این روش ها آشنا نبودم و حالا که به لطف خدا در این مسیر قرار گرفتم خودم رو تغییر می دم می خوام دلایلی رو باعث اضافه وزنم می دونستم رو بیان کنم:
1- پرخوری
2- خوردن برنج، ماکارونی، تنقلات، شیرینی، فست فود و غذاهای چرب، خوردن آجیل
3- خوردن شام و اون هم دیر وقت
4- رسیدن به دوره بلوغ
5- ترشح برخی هورمونها
6- کم تحرک بودن
7- پایین بودن متابولیسم بدن
8- به ارث بردن چاقی از مادر و استعداد در چاقی
الان که این موارد بالا رو می خونم و بهشون فکر می کنم من خیلی از افراد رو می شناسم که زیاد می خورند و هر چیزی می خورند، اصلا تحرک ندارند، به سن بلوغ هم رسیدند با این وجود خیلی متناسب هستند.
من خودم رو با خواهرم که مقایسه می کنم هر دومون دقیقا مقدار مواد غذایی که مصرف می کردیم یک اندازه بودولی اون لاغر بود. پس اضافه وزن داشتن با غذا خوردن نیست.
من چند وقته که خیلی کم از اون سایزی که می خوام بیشتر شدم این بار باید دلیلش رو ریشه یابی کنم ،دنبال نتیجه نباشم.و باید در کم کردن سایزم صبور باشم و عجله نکنم.
دلیلش فکر می کنم به خاطر خستگی خیلی زیادمه ، در طول روز خودم رو خیلی خسته می کنم و شب تلاشم رو می کنم که بخوابم (خوابم میاد ولی نمی تونم بخوبم) و به خوردن فکر می کنم و یه چیزی میارم می خورم (هر چند باید این فرمول رو از ذهنم پاک کنم که خوردن باعث اضافه وزن میشه و از طرفی هم اضافه از نیاز بدن خوردن هم خوب نیست) . و امروز جرقه ای که به ذهنم رسید این بود که گاهی وقتها من موقع خواب یه سری فایلهاست که با گوش دادن اونها سریع خوابم می بره از امشب اون فایلها رو در زمان خواب بذارم و گوششون کنم.
این یه دلیله باید بگردم و دلایل دیگه رو پیدا کنم و برطرفش کنم.
سلام خدمت استاد وهمه دوستان من دوروزه که توسط یکی از دوستام بااين سایت آ شنا شدم. با گوش دادن به فایلها تازه دارم متوجه اشتباهات گذشته و دلایلی که باعث چاقی ام شده میشم من دربچگیم نسبتاً تپل بودم اما پس از ورود به مدرسه وزنم پایین اومد تا این که ی دوره به علت بیماری مجبور به خوردن داروهای اعصاب شدم واز همون زمان جرقه چاق شدن من زده شد کم کم موضوعات دیگری چون رطوبت بدن.،غم وغصه خوردن وتحرک نداشتن و ازدواج وبچه دارشدن وهمه این افکار مخرب باعث شد که روبه چاقی پیش برم وهر وقت خودم رو جلو اينه میبینم ولباسایو که دوستشون دارم الان اندازم نیست خیلی حسرت میخورم ودر گیر شدن ذهن با این موضوعات باعث شده دچار بی انگیزه بودن بشم راهای مختلفی رو برا لاغري دنبال کردم که نتیجه نداد مثلا ی مدت احساس میکردم خوردن صبحانه وچيزاي شیرین علت چاقی من بود اما بعداز مدتی که با ضعف بدن روبرو میشدم برميگشتم به حال اول تا این که خداوند بر من منت نهاد ومسیر درست را سراهم قرارداد. دوست دارم تا انتهای مسیر پیش برم وبه آرزوم برسم ومطمئن هستم که این آرزو اتفاق خواهد افتاد.
سلام .وقتتون بخیر
من از طریق کانال استاد عباسمنش با شما اشنا شدم
چند روی هست که جدی بروی خودم و افکارم تمرکز کردم و تصمیم گرفتم زندگیم رو متحول کنم .که نشانه ها از راه رسید….جالبه بدونید منم مثل شما به این فکر کردم که از طریق قدرت ذهن اگر میشه به تمام اهداف مالی و شخصیتی و ایمانی رسید چرا نشه به تناسب اندام رسید.البته من فقط با تکرار جملات تاکیدی و شکرگزاری پیشاپیش بابت اندام دلخواهم و دیدن عکس دوران لاغری اینکارو انجام دادم و مثل شما اینقدر پیشرفت نداشتم .البته زمان کوتاهی شروع کردم و شما یکی از نشانه ها هستید که خدا به من نشون داد.البته من اضاف وزن چشم گیری ندارم شاید۵.۶ کیلو.اما به هر صورت کم کردن این وزن راحت اما نگه داشتنش راحت نیست.در خصوص معضلات چاقی باید به کم تحرکی اشاره کنم و دلیل اصلی که همیشه بهش فکر میکنم و دومین دلیل خوردن غذاهای چرب و شرینی ها.پرخوری و تند غذا خوردن هم هست.خوردن تنقلات. ووقتی اب به میزان کافی نخورم ،هم باعث پر خوریم میشه و هم روی پوستم تاثیر داره .اینها رو وقتی کنار هم بزارید به چاقی میرسید و وقتی حذف بشن به لاغری….
سلان دوستان تمرین گام چهارم چرا من چاق هستم من تا سن ۳۱سالگی لاغر بودم ونفهمیدم چی شد چجوری فرمولهای مغزم تغییر کرد که موقعه ایکه بچه دومم باردار شدمچاق شدن منم شروع شد وقتی باردار شدم یواش یواش در عرض ۹ ماه وزنم از ۵۲ کیلو به ۷۲ کیلو تغییر کرد دلم گرم بود وقتی بچه بدنیا میاد وزنم برمیگرده سر جاش اما این اتفاق نیقتاد وهیچ تغییری نکرد مشکلاتم شروع شد خیلی سنگین شده بودم واصلا نمیتونستم خودمو تکون بدم یهو ۱۹ کیلو اضافه وزنشوکه کرده بود وافسردگی گرفتم اصلا برام قابل درک نبود غیر منتظره بود نمیتونستم باهاش کنار بیام یعنی چی میشه گذشت تا دخترم ۴ماهه شد رفتم پیش دکتر تغذیه رژیم شروع کردم رژیم خوبی بود همه چیز داشت خوبم وزن کردم وبرگشتم سر جای اولم اما طولی نکشید که دوباره چاق شدم ورژیمها ورزشها پیاده روی سونا خشک و…رو امتحان کردم به نتیجه مطلوب نرسیدم خیلی مشکل داشتم از لباس خریدن گرفته تا نمیتونستم راه بره اونم با بچه نمیتونستم از پله بالا برم دولا بشم بند کفشمو ببندم نمیتونستم کارهامو بکنم وزود خسته میشدم و…دلایل چاقی فکر میکردم که چون نمیتونم راه برم وکارهامو انجام بدم چاق شدم وفکر میکردم خوابیدن بی تحرکی خوردن غدا زیاد تیروئید کم کار نشستن زیاد تند تند غدا خوردن نجویدن اینا باغث چاقیم شده خاطرات جاقی درسته استاد که من همش به حرف این واون گوش میدادم بریم از دکتر فلان جا دارو بگیریم خوب بجز ملینه بقیه اش فایده نداشت بریم سونا خشک بجز اب بدنم کم بشه ومنو حریص کنه نسبت به خوردن فایده نداشت وهمیشه این فکر تو سرم بود که چرا من چاق شدم چی شد من چاق شدم وهنوزم نفهمیدم ولی امروز دیگه تمام این حرفا رو میذارم کنار وفقط تمرکز میکنم روی چرا من چاق هستم وسعی میکنم به نتیجه هم کاری نداشته باشم وپیش بسوی تغییر دادن فرمولهای چاقی به لاغری که اون موقه هست که معجزه افتفاق میافته به امید دیدن اون روز روز خوش
سلام ببخشید من فایلتون رو با دقت تمام گوش کردم منتها من لاغرم و عوامل چاقی نمیتونم بنویسم اما میخوام لاغر بمونم باید چیکار کنم؟ فایلهاتون میتونن کمکم کنن؟! ممنون میشم راهنمایی کنید💚🙏
سلام دوست عزیز
برای لاغر موندن نیاز نیست کاری انجام بدی
پیشنهاد میکنم ذهنت رو دست کاری نکن
از فایل های مربوط به تغییر زندگی استفاده کنید
نشان های دریافت شده
(درک عالی، شرح بر اساس محتوا، استفاده از مثال برای منطقی کردن)
.
به نام خدای دانش و نور.
اینجا نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری دائمی است. در گامهای قبلی، مسیر حرکت به سوی لاغری را شناسایی کردیم و فهمیدیم که بهترین مسیر برگشتن از مسیری است که ما را چاق کرده است. بعد نقشه راه را درک کردیم که طبق نقشه راه بایستی باورها ذهنی اشتباه و فرمولهای چاق کننده را شناسایی و سپس باورهای صحیح و فرمولهای لاغری را جایگزین کنیم. برای شناسایی فرمولهای و باورهای ذهنی که الان داریم بایستی مسیر چاقی خود را بررسی کرده و تمام عوامل و دلایل تأثیر گذار در چاقی خود را مشخص کنیم. بديهی است هرچه سابقه چاقی در ما بیشتر باشد ، عوامل موثر نیز افزایش مییابد. هرچهقدر دقيق تر این عوامل را شناسایی و برطرف کنیم، سریع تر مسیر لاغری را طی میکنیم، زیرا گاهی عوامل به ظاهر کم اهمیت میتواند در مسیر حرکت به سوی لاغری اختلال ایجاد کند. قصه چاقی من به شرح زير است:
با وزن کمتر از ۳ کیلو متولد شدم و براساس عکسهای دوران کودکی متناسب و کمی لاغر بودم. ازنظر مادرم کم اشتها و لاغر بودم و ایشان از انواع روشها و داروها برای افزایش اشتهای من استفاده کرده اند که بی نتیجه بوده است. در سن ۸ سالگی تابستان را در شهر دیگری نزد مادربزرگم گذراندم و بعد از تعطیلات اولین بار که مادرم مرا دید با خوشحالي گفت تپل شدی. همان سال از طرف مدرسه به شهربازی رفتیم و زنجیر محافظ یکی از وسایل بازی که به صورت اریب (مثل کمربند ایمنی ماشین) بسته میشد برای من تنگ بود و مجبور شدم آن را افقی روی کمر ببندم. این اتفاق برای مادرم خیلی ناراحت کننده بود و ایشان را شرمنده کرد. از لحظه ای که برگشتیم خانه این ماجرا را با ناراحتی و اغراق برای هرکسی که میدید تعریف میکرد و این داستان را در مدت چند روز بارها و بارها شنیدم. این نقطه شروع احساس چاقی در من، پذیرش آن و شرمندگی از آن برای من بود. خانواده برایم محدودیت غذایی تعیین کردند و تنقلات و خوراکی در اختیارم قرار نمیدادند و من از هر فرصتی برای یواشکی خوردن استفاده میکردم. همان سال صاحب خواهری شده بودم که به علت بیماری لاغر و نحیف بود. خانواده مرتب ما را با هم مقایسه میکردند و لقب فیل و فنجان، گوریل انگوری و بیگلی بیگلی، چاق و لاغر و … میدادند. در صورتیکه هیچ منطق قابل قبولی برای مقایسه اندام یک کودک یکساله و ده ساله وجود ندارد ! ترازو هم نداشتیم که خودم را وزن کنم ولی بر اساس این توصیفات تصویری بینهایت زشت و فاجعه بار از چاقی خودم داشتم. کلاس چهارم معلم بهداشت بچه های کلاس را وزن کرد الان آن وزنم را به یاد نمی آورم ولی یادم هست که تفاوت چندانی با بقیه نداشتم. وقتی با خوشحالی موضوع را به خانواده گفتم اول فکر میکردند اشتباه میکنم و در نهایت گفتند ترازو مشکل داشته است ! اگه میخوای واقعا لاغر شی غذا کم بخور، هله هوله نخور و تحرک داشته باش، تو تنبلی و از جات تکون نمیخوری. خانواده همیشه به تمسخر به من میگفتند باسن تو مثل طاقچه میمونه و یه دست آینه و شمعدان روی آن جا میشود، مادرم همیشه لباس آزاد و گشاد تن من میکرد که برجستگی های بدنم مشخص نباشد.
اکثر افراد خانواده مادری من چاق هستند و من از همان کودکی مرتب میشنیدم که برای توجیه چاقی خودشان میگفتند ما خانوادگی این شکلی هستیم استعداد چاقی داریم آب هم بخوریم چاق میشویم. این موضوع هميشه در ذهن من بود و وقتی در درس زیست شناسی با علم ژنتیک آشنا شدم تبدیل شد به چاقی ارثی و حالا یک نگاه علمی به آن داشتم و تردیدی نداشتم که چاقی من ارثی است. تا دیپلم چندین بار با ورزش وزن کم کردم ولی با رها کردن آن به علت کم تحرکی چاق میشدم و پایین تنه ام چاقتر. پدرم همیشه مثال میزد که ورزشکاران برای کاهش وزن مواد نشاستهای مثل نان و برنج و سیبزمینی و ماکارانی را حذف میکنند تو هم اینکار بکن. نکته اینجاست که عمده غذای ما همين بود ولی من اینکار را کردم و خیلی وزن کم کردم ولی وقتی رها کردم دوباره چاق شدم. سال اول دانشگاه مبتلا به یک بیماری مزمن کلیه شدم و روزانه دوز بالایی از کورتون مصرف میکردم و دکتر تاکید کرد این دارو چاق کننده است و مراقب افزایش وزن باش که به کلیه ها بیشتر فشار وارد میشود. طی دوسالی که کورتون مصرف میکردم علیرغم تلاش برای کاهش وزن، روز به روز چاقتر میشدم و ۱۰ کیلو چاق شدم. برای اولین بار پیش متخصص تغذیه رفتم و رژیم کالری گرفتم و در سمینار دکتر کرمانی به صورت علمی موضوع کالری مواد غذایی و کالری سوزی فعالیتها و منطق میزان ورودی کالری و کالری مصرفی بدن آشنا شدم که هر ۷۷۰۰ کالری اضافه یک کیلو به وزن اضافه میکند.خیلی خوب وزن کم کردم ولی وقتی خسته شدم و ادامه ندادم قطعا کالری ورودی به بدنم بیش از کالری مصرفی آن بود و من در مدت کوتاهی دوباره بیشتر چاق شدم. این موضوع مصادف شد با سر کار رفتن من که در همان ماههای اول بارها از همکاران شنیدم که کارمندی و پشت میزنشینی باعث چاقی و بزرگتر شدن شکم و باسن میشود و این موضوع در مدت کوتاهی در من نیز نمایان شد. مجددا پیش متخصص تغذیه دیگری رفتم که شیوه درمانش رژیم پروتئین به همراه طب سوزنی بود، ایشان همینجوری تشخیص دادند که سوخت و ساز بدنم پایین است. از نظر ایشان ورزش شدید، بیخوابی و نمک باعث تورم بدن شده و تورم بدن متابوليسم را کاهش و درنتیجه وزن کاهش نمی یابد. همچنین از نظر ایشان یویویی شدن بدن و تکرار کاهش و افزایش وزن، بدن را نسبت به کاهش وزن مقاوم میکند. دو بار از این روش برای کاهش وزن استفاده کردم و هربار بعد از تقريبا ۳ ماه کنار گذاشتم و هربار چاقتر شدم و به وزن ۸۰ کیلو رسیدم در این مسیر همچنان پایین تنه ام چاقتر میشد و تبدیل به یه آدم دو سایزه شدم که سایز بالاتنه و پایین تنه متفاوت بود.
همیشه مورد سرزنش خانواده بودم که هنوز ازدواج نکردی و زایمان نکردی این شکلی هستی، بعد ازدواج و زایمان می ترکی و دیگه از در تو نمیای! پس من بعد از ازدواج چاقتر شدم و ۸۵ کیلو شدم. سال اول ازدواج قرص ضد بارداری استفاده میکردم و در مدت یکسال ۹۰ کیلو شدم.
یک روز یکی از همکارانم تعریف کرد یکی از نزدیکانش بعد از فوت فرزند جوانش، خیلی چاق شده و دکتر تشخیص داده در اثر غصه و ناراحتی یک هورمونی ( که اسمش یادم نیست) در بدنش بیشتر ترشح شده و غم باد گرفته است. من هم بلافاصله در این رابطه سرچ کردم فهمیدم راست میگه غم باد ظاهرا ریشه علمی دارد. نتیجه گرفتم چون آدم عصبی و ناراضی هستم و هميشه در حال غصه و حرص و جوش خوردن هستم پس من هم به خاطر غم باد چاق میشم.
یک دوره دچار کیست رحمی شدم و دکتر به من گفت مراقب باش این کیستها هورمون مردانه ترشح میکند و باعث چاقی میشود و من طی هفت ماهی که طول کشید تا کیست برطرف شود هر روز چاقتر شدم و به ۹۵ کیلو رسیدم. سال ۹۵ با رژیم کالری طی یکسال ۳۶ کیلو وزن کم کردم و ۶۴ کیلو شدم بعد از دوماه باردار شدم و پس از زایمان ۱۵ کیلو اضافه وزن داشتم. به علت بی خوابی شبانه پسرم همیشه خسته و دچار کم خوابی شدید بودم. همیشه سرگیجه داشتم و درحال مصرف مواد قندی بودم و طی یکسال ۲۱ کیلو اضافه کردم و به ۹۹ رسیدم. در اثر کرونا هم تحرکم خیلی کمتر شد و آخرین بار دوماه پیش که خودم را وزن کردم ۱۰۲ کیلو بودم. این هم قصه پر غصه چاقی من. به طور خلاصه عوامل چاقی من عبارتند از : ۱. ارث، ۲. استعداد چاقی، ۳. پرخوری، ۴. کم تحرکی، ۵. هله هوله و تنقلات خوردن، ۶. مصرف مواد نشاسته ای مثل نان و برنج و… ۷. مصرف بالای کورتون، ۸. بیشتر بودن کالری ورودی به بدن نسبت به کالری مصرفی بدن، ۹. کارمندی و پشت میز نشینی، ۱۰. پایین بودن سوخت و ساز بدن، ۱۱. کم خوابی، ۱۲. مصرف نمک، ۱۳. بدن یویویی، ۱۴. ازدواج، ۱۵. قرص ضدبارداری، ۱۶. غم باد، ۱۷. بارداری، ۱۸. مصرف مواد قندی و شیرین.
با شناسایی عوامل چاقی خودم مشتاقم هرچه زودتر این عوامل را برطرف کنم و حرکت در مسیر لاغری را استارت بزنم. پیش به سوی برطرف کردن عوامل چاقی به کمک آموزشهای ارزشمند استاد در گامهای بعدی.
استاد عطار روشن عزیز آرزو میکنم خدا عمری طولانی با عزت همراه با سلامتی و خوشبختی به شما دهد تا به کمک شما آدمهای زیادی از درد و رنج رها شوند.
نشان های دریافت شده
جلسه اول رایگان لاغری با ذهن
این جلسه اول برای من پر از خاطره شده چون بعد از سه سال اضافه وزن و۲۰ کیلو چاقی وخسته از ورزش ورژیم بطور اتفاقی با درخواستی که از خداوند داشتم تا بهترین وراحت ترین راه را پیدا کنم بدست آوردم جلسه اول لاغری با ذهن دروازه ای ورود به دنیای لاغری با ذهن برای من بوده واز خدا بابت این نعمت سپاسگذارم استاد عزیز بارها گفتم اینقدر حرفهای شما در این جلسه به دلم نشست که دیگر این راه را نه تنها رها نکردم بلکه با ورود به سرزمین لاغرها آن را ادامه دادم امیدوارم دوستان عزیزم که هنوز شرکت نکردند به زودی وارد این سرزمین شگفت انگیز بشوند تا دنیای آنها هم مثل من تقییر کند
دوسوالی که مطرح کردید سوال اول چرا ما چاق ایم وعلت چاقی ما چیست وچرا بعضی ها لاغرند
سوال دوم چطور لاغر شویم
با شروع دوره پاسخ سوال اول برای من روشن شد ما همیشه به جسم خودمون فشار میاوردیم چون فکر میکردیم چاقی در جسم ماست با انواع رژیم ها ورزش ها ماساژها دمنوش ها وقرص های لاغری ویا حتی جراحی های خطرناک برای مدتی لاغر میشدیم ولی به محض رها کردن آن روش دوباره به حالت قبل ویا حتی بدتر از قبل چاق میشدیم پس در نتیجه چاقی هیچ ربطی به جسم ما نداره چرا ؟ چون اگر ربط داشت باید با آن روشها لاغر میماندیم چاقی در افکار ماست ونتیجه چاقی افکار در جسم ما پدیدار میشود برای لاغر شدن ولاغر ماندن پایدار باید فرمولهایی که از کودکی از والدین واطرافیان ورسانه ها ودیگر موارد وارد ذهن ما شده وبااین فرمولهای اشتباه چاق شدیم این فرمولها را با آموزش لاغری با ذهن تبدیل به فرمولهای صحیح کنیم تا با افکار درستی که در مغز ایجاد میشود دستور درست برای لاغر شدن جسم صادر گردد واین مسعله هیچ راهی ندارد به جز آموزش صحیح لاغری با ذهن از ااستاد عزیزم سپاسگذارم
نشان های دریافت شده
سلام به استاد و سلام به همه دوستان هدایت شده—گام چهارم :(مسیر لاغری من)
چرا چاق شدم و چی باعث اضافه وزنم شد؟
من همیشه لاغر بودم و هیچوقت چاق نشدم که خاطری از آن داشته باشم فقط یک چند کیلویی اضافه داشتم و برای همین مقدار کم مثل همه راههای زیادی رفتم و مثل همه کم کردم ولی هیچوقت به وزن دلخواهم نرسیدم.چون به گفته استاد مسیر را اشتباه داشتم برای همین به مقصد نمی رسیدم و خیلی وقتها تا نزدیک می رفتم و باز بر می گشتم و ابن مسیر اشتباه سالهای زیادی ادامه داشت تا اینکه از خدا خواستم راهی به من نشون بده که لازم به این همه ورزش و رژیم و…نباشه چون تا کی خواهم توانست ادامه بدهم که خداوند مرا شنید و مرا به سایت استاد هدایت کرد که فایلهای رایگان را شروع کردم و یک دور با تمرینات را انجام دادم ولی آمادگی نداشتم که دیدگاه را اینجا بنویسم و دوباره که دوره را از اول شروع کردم این توانایی را پیدا کردم که اینجا بنویسم و این خودش یک تغییر است و همش فکر می کردم که راهی پیدا کنم که موفق به خرید میکنم بشم که یکدفعه سورپرایز شدم از آن روزی که تو استوری انداختین ۱۰۰روزه به مبلغ ۲۵۰هزار تومان خیلی ذوق زده شدم و به فکر افتادم که آن را تهیه کنم که استاد گفتند تصمیم گرفتم رایگان بذارم .استاد از این همه بزرگواری بی دریق شما سپاسگزارم .و حالا با تکرار و اشتیاق با انتخاب مسیر درست حتمی به مقصد می رسم .
نشان های دریافت شده
💗 به نام خدای مهربان💗
🌹سلام استاد عزیزم 🌹 سلام دوستان همراه و پرشور سرزمین زیبای تناسب اندام همیشگی🌹
💜گام چهارم 💜 شروع مسیر لاغری 💜قسمت اول
💖چرا چاق شدم 💖
من متولد ۲۵ اسفند ۱۳۵۹ هستم و تا کلاس اول ابتدایی به شدت لاغر و متناسب و ریز نقش بودم طوری که مانتوی کلاس اولم اندازه هیچ کدوم از خواهرام نشد😍 در اون ایام منزل ما تو بمباران خراب شده بود و ما منزل پدربزرگم بودیم و خانه مان در حال ساخت بود و یک روز که از مدرسه آمده بودم به حدی گرسنه بودم و چون آنجا به صورت نسبتا مهمون بودیم😊 خجالت میکیشدم بگم گرسنه هستم و بخاطر همین دل درد خیلی شدیدی کردم اولش نمیدونستم این دلدرد شدید علتش گرسنگی بوده ولی وقتی غذا خوردم و فهمیدم این گرسنگی در اثر غذا نخوردن طولانی مدت بوده از گرسنه ماندن به شدت ترسیدم😅 و من اصلا حاضر به خوردن صبحانه نبودم و مادرم همیشه اصرار به خوردن صبحانه داشت ولی من فرار میکردم و تو مدرسه هم حاضر به خوردن هیچ خوراکی نبودم مخصوصا که مامانم تغذیه برام میزاشت دست نخورده برمیگردوندم و کلا دوست نداشتم جلوی دوستام خوراکی بخورم 😂 و بخاطر همین مدت زمان زیادی گرسنگی میکشیدم و به شدت خجالتی و کمرو بودم 😅
بابام همیشه لقمه های خیلی بزرگی میخورد و برام جذاب بود 😂و منم دوست داشتم لقمه های بزرگ بخورم و دهانم پر بشه و این کار رو تقلید میکردم 🙄 و مامانم همیشه منو دعوا میکرد😡 و میگفت تو دختری باید لقمه هات کوچیک باشه منم بیشتر یواشکی این کار رو میکردم یا برام جذاب بود😅
مردا تو بقالیا اکثرا میومدن و یه کیک درسته رو میکردن تو دهانشون و یک شیشه نوشابه رو کامل یه نفس میخوردن 😋🤕احساس میکردم خیلی قدرتمندن 💪🏻ولی هیچوقت نتونستم یه ذره بیشتر بخورم به خاطر گاز نوشابه و برام یه حسرت بود 🤣
خونه ما زیرزمین داشت و همسایه بقلیمون خونشون هم کف بود سه تا خواهر شیطون بودیم😉 و چون طبقه هم کف میدویدیم و بپر🤸♀️ بپر 🏃♀️میکردیم صدا 🔊میرفت خونه همسایه شکایت کرد به بابام که خیلی صدا میاد از خونه تون بابام همش میگفت یواش راه برید🚶♀️ و بیشتر ما رو میشوندن و مشغول تماشای👀🙇♀️ تلوزیون📺 میکردن ما رو از همونوقت به تلوزیون📺 به شدت علاقه مند شدم و معمولا دراز میکشیدم🙇♀️ و تماشا میکردم کم کم تحرک ما به شدت کم و کمتر شد و کمی تپل شده بودم و اطرافیان مدام بهم میگفتن نخور و منو سرزنش میکردن که دیگه از در🚪 تو نمیایی و من برام خیلی عجیب بود چجوری از در به اون گندگی تو نیام و برا خودم تصویر سازی و تفکر🤔 میکردم با عقل بچگانه و مدام بهم میگفتن تنبل و بی عرضه و کلی عنوان مسخره کننده که دوستشون نداشتم صدا میشدم ولی خودم فکر نمیکردم چاق باشم تا اینکه کلاس اول راهنمایی بودم خونه عمم همه رفتن ترازو منم وزن کردم ۵۰ کیلو بودم بابابزرگمم💖 ۵۰ کیلو 💖بودم خیلی منو مسخره کردن و کلی بهم بد و بیراه گفتن که چاقم و منم به شدت خجالت کشیدم و باورم شد چاقیم حاد شده و یه بار روز عاشورا گم شدم تو دسته ها پیاده رفتم به سمت خونه مادربزرگم چون اونجا رو خوب بلد بودم از حرم حضرت معصومه به سمت بنیاد پیاده میرفتم مسافت خیلز طولانی بود وقتی پیدام کرد یه آقای موتور سوار منو رسوند خونمون فقط خیابونمون رو اسمش رو بلد بودم وقتی منو رسوند مامانم کف کوچه نشست به گریه وبعدش اون شب شام نذری داشتیم 🌹غذای امام حسین🌹 از ایستگاه صلواتی گرفته بودن و خیلی صمیمی بودیم و با هم دورهمی شام میخوردیم 😅من هنوز از ترس گریه میکردم و آقای همسایه خواست مثلا منو بخندونه یا نمیدونم چی درست یادم نمیاد چرا گفت 🤔 و پسر خودش که یک ماه از من کوچیک تر بود😂 و اونم درست مثل من چاق بود باباش گفت اگه امید پسرش جای من بود و گم شده بود سخت تنبیهش میکردم و بهش شام نمیدادم و کلی بهم چیز گفتن منم با این که خیلی گرسنه بودم اصلا از حرفش خوشم نیومد و لج کردم با خودم و شام نخوردم😅😂 این اولین باری بود که شام نخوردم به حدی نصف شب حالم بد بود که نصف شب از گرسنگی خوابم نمیبرد و به غلط کردن افتاده بودم 😂
و من مدام شروع کردم دنبال رژیم های مختلف که کمی لاغر میشدم ولی بعدش خسته و نا امید میشدم یه روز عمم که خودشم با عرقیجات و گیاهی لاغر کرده بود گفت بهم از گرسنگی نترس و لذت ببر و من از همون روز دیگه به اراده آهنی💪🏻 معروف شدم و کلی رژیم های سخت و کم خوری گرفتم و از گرسنگی لذت میبردم و معده ام کاملا جمع شده بود و عادت کرده بود به نخوردنهای طولانی مدت و دیکه احساس گرسنگی نداشتم و حذف سه سم سفید خوشمزه معروف 🌹 (برنج و شکر و آرد )🌹 یکی از خطرناک ترین رژیم هام بود و به خوبی وزنمم کم شد ولی دکتری به بابام گفت اینا دخترن باید چربی داشته بدنشون برای زایمان و اینا نیاز دارن و بابام😡 اجازه نداد دیگه اونو ادامه بدم و وقتی رها کردم اون رژیم رو به سرعت نور به ۱۰۰ کیلو😢 رسیدم با وجود اینکه خودم کم میخوردم و فعالیتم شدید بود چون بابام مرتب از زرنگیهای مامانش تعریف میکرد منم الگو سازی میکردم و همه کارهای خونه رو به تنهایی انجام میدادم و همیشه هم بابام بهم میگفت گاو نه من شیرده😡 که یه عالمه کار میکنی ولی بعدش با پات میزنی همه رو میریزی 😂
ولی من کارهای خونه داری رو خیلی دوست داشتم مخصوصا آشپزی با اینکه خودم نمیخوردم خیلیم دست پختم خوب بود چون بابام شکمو بود و طعم غذا براش خیلی مهم بود برای همین من کدبانوی فوق العاده ای شده بودم حتی منو یانگوم صدا میکردن فامیل 😂و وقتی به کارکردن میفتادم دیگه نمینشستم مامانم میگفت تو یدفعه زرنگ میشی و تمام کارها رو دلم میخاست خودم انجام بدم و از همون بچگی به تمام فوت و فن علاقه داشتم 😂 ولی از همون وقت دیگه درست وزنم پایین نمی اومد و نا امید بودم چون دکترا میگفتن فعالیت خونه داری حساب نیست و حتما باید ورزش سنگین باشه تا وزن بیاد پایین 😂 سواستفاده و تبلیغات از افسرگی چاقها
و جراحی هم کرده بودم کمرم رو که کیست مو داشتم بخاطر پر مویی یه سال خوابیدم 🙇♀️و این وزن منو خیلی بالا برد منم شروع کردم با تلوزیون 📺ورزش کردن و پیاده روی🚶♀️🏃♀️ که پا دردهای من شروع شدن و مثل اینکه حرکات رو اشتباه میزدم و آرتروز گرفتم و ارتوپد بهم گفت وزنت زیاده و حتما باید تو آب 🏄♀️راه بری منم اصلاحاضر به رفتن استخر 🏊♀️نبودم هم از هیکلم خجالت میکشیدم هم هزینش زیاد بود خلاصه معجزه شد و رفتم باشگاه آمادگی جسمانی🏌️♀️ و با وزن ۱۰۶ کیلو شروع کردم و رژیم فوق العاده سخت خودم که هر چی میخوردم مینوشتم و به شدت از خوردن میترسیدم صبحانه و شام که حذف بود سالیان سال و نهارم در حد ۳ قاشق برنج و خورشت بود نهایت و در نهایت سختی در طی ۳ سال رژیم و باشگاه شدید به ۷۶ کیلو رسیدم و من چون نرمی استخوان داشتم کلا از ورزش معاف بودم حالا عاشق ورزش و باشگاه شده بودم و هیکلم 🏌️♀️عالی شده بود ولی پا پرانتزی بودم و با عوض شدن مربیم فلج شدم و آرتروزم شدیدتر شده بود و مجبور شدم پاهام رو عمل کنم و برای هر پایی که دکتر شکست و صاف کرد ۶ ماه درگیر بودم و یه سال خوابیدم🙇♀️ اوایل خیلی میترسیدم چاق بشم و نمیخوردم ولی بعد خواهرم میگفت خوب میشی و دوباره میری باشگاه و من چون مطمئن بودم اصولی کم کردم روزی که بعد از یه سال از جا بلند شدم فقط ۶ کیلو زیاد کرده بودم و ۸۰ کیلو شده بودم و بعد از فیزیوتراپی و دردهای شدیدم فهمیدم من دیگه اون آدم سابق نیستم و دکتر هم بهم گفته بود برای اینکه مفصلام آسیب نبینه باید پله ها رو دونه دونه برم بالا بعد از عملم مجبور شدم و راهی نداشتم و بعدشم قادر به باشگاه رفتن نیستم خیلی نا امید بودم چون من تصمیم داشتم مربی بدنسازی بشم و علاقه مند شده بودم و دیگه نمیشد 😍😂
و باز انواع و اقسام رژیم ها رو امتحان کردم و از اونجایی که نقش ورزش برام خیلی پر رنگ بود و منم درد شدید داشتم و توانایی راه رفتن معمولی هم نداشتم و مدام فلج میشدم باز دکتر رفتم و فهمیدم من رماتیسم دارم آرتریت روماتوییدی که تمام مفصلام درگیر و دردناک بود که مامانم میگفت ارثیه از بچگی که بابام وقتی من کوچیک بودم و سربازی میرفته رماتیسم گرفته و سربازیش رو نیمه کاره رها کرده بود 😂 و منم که ذهنم آماده پذیرش هر نوع بیماری و من از بابام به ارث برده بودم باوری از بچگی در من مدام تصویر سازی شده بود 😅
دکتر گفت فیزیوتراپی هم اصلا برای رماتیسم خوب نیس و تازه فهمیدم درد شدیدم بخاطر چیه و حتی با اصرار شدید اطرافیان قبول کردم برم استخر 🏊♀️که آخرین بار بدنم گرفت و به سختی از استخر اومدم بیرون و رژیمهای الکی خطرناک زیاد گرفتم که تلوزیون 📺هم اعلام کرد دچار سندروم یویویی وزن شدم و متابولیسمم رو کاملا داغون کردم و همیشه خدا بدنم یخ زده بود و انگار تو فریزر بودن دست و پاهام و باورم شده بود هیچ نوع سوخت و سازی ندارم و اکثرا بخاری رو بقل میکردم و کلیه هام رو میچسبوندم به بخاری که کلی هم عفونت کرده بود در همایشی که دکتر بیهوشی که کار تغذیه انجام میداد و رژیم درمانی میکرد وسط جمعیت منو نشون داد با لیست ۳ روزه ام که اون خانم فاجعه اشتباه میخوره و چاقه الکیه و بخاطر کم خوردنشه وزنش پایین نمیاد و لیست غذاییش یه مدت تاثیر داشت و من وزنم پایین اومد ولی به شدت دچار اسهال و استفراغ دو ماهه شدید شدم و با کلی آزمایش کسی نفهمید من چه مشکلی دارم و دکتر گوارش تشخیص کولیت داد و گفتن پرزهای روده ام رو از بین بردم و بالاخره خوب شدم و گفتن بخاطر سرکه سیب بوده و حذف کرد از لیستم که دیگه کاهش نداشتم و رو به افزایش گذاشت وزنم با این که دقیق رعایت میکردم و گفت رژیم پروتوئین بگیر که گفتم از پس هزینه اش بر نمیام😅 و باز خودم کم میخوردم ولی بی فایده و دوباره پیش یه دکتر تغذیه دیگه رفتم که رژیماش وحشتناک بود مثلا رژیم گوشت و گوجه یه ماهه داشت کلا تک بعدی بود و بعدها فهمیدم اونم متخصص تغذیه نبوده و مشاور بوده که یکی از بیماراش برای من تعریف کرد من تا رژیم این دکتر رو رها کردم به وزن ۱۵۰ رسیدم و من اونموقه ۱۰۸ کیلو بودم و این حرف رفت تو ناخودآگاه من و بعد از یه مدتی مجبور به رها کردن این رژیم شدم و کلا نا امید و افسرده بودم😅 و از هر چی رژیم بود خسته بودم زدم به سیم آخرکم کاری تیروییدم شدید شده بود یهو چشم باز کردم دیدم دقیقا همون ۱۵۰ کیلو شدم 😅و رفتم طب اسلامی و ریاضت گرفتم ۲ ماه که واقعا سخت بود و دکتر گفت ماهی ۱۰ کیلو نهایت ۲۰ کیلو تضمینی کم میکنی دقیقا هم همون شد چون اوایلش عالی وزنم پایین میومد وگفتم حتما بیشتر کم میکنم اما دقیق عدد و رقمی که دکتر بهم گفته بود رو نهایتا کم کردم ولی دیگه حاضر به انجام رژیمش نیستم و تهوع شدید میگیرم از خاکشیر و بعدشم یک ماهی روغن کنجد کل بدنم رو چرب میکردم و بادکش خورشیدی برای همه بدنم و فکر به اون ایام کاملا بوی اونا میاد تو دماغم 👃
چندتا رژیم دیگه هم داد بی فایده و باز خودم چالشی گروهی با دوستام کالری شماری و پنج دو و اونواع و اقسام رژیمها رو تست میکردم حذف نهار و سویق و اینا رو هم امتحان کردم و اواخرش قبل از آشنایی با شما رژیم ۵ دو رو با گوش دادن💓 صوتی کتاب شفای زندگی 💓انجام دادم که بهتر از همه چی نتیجه داد و من همیشه اعتقادم به این بود خیلی کم تحرکم و کم کاری تیرویید شدید دارم و چاقیمون ارثیه چون خانوادگی چاق بودیم و نوع خوردنمون به شدت بده چون سرخ کردنی زیاد میخوریم😅 و مصرف روغنمون خیلی زیاده😂 و برنج و نون چاق میکنه 😂و همیشه هم بخاطر اسراف نشدن باید غذای تو بشقابم رو تا ته میخوردم 😂 و حسرت نخوردنام شدید بود 😂گاهی که از همه چی خسته نا امید بودم یهو ۴ بسته پفک میخوردم 😂و بعد عذاب وجدان شدید میگرفتم عاشق هله هوله و شیرینی جات بودم ولی بیشتر خودم رو محروم میکردم و افسردگی حاد داشتم😅
دیگه گاهی کم میاوردم و عذابی که به خودم میدادم خیلی زیاد بود از خودم به شدت متنفر بودم حتی کلی متن و یادگاری از بچگیام داشتم که به خودم فحش و بد و بیراه داده بودم😡😠 هیچکس دوستم نداشت 🤕و خودمم بدتر از همه و اعتماد به نفس پایینم 🤧که همیشه احساس حقارت داشتم 😢و خشم و عصبانیت شدید و مورد تنبیه بدنی شدید میشدم حتی اگر غذایی رو دوست نداشتم مجبورم میکردن بخورم و بخاطرش کلی کتک میخوردم از بابام😡 همیشه میگفت تو دنبال چیزای خوشمزه ای 😋برا همینه چاقی باید چیزای بد مزه بخوری بخاطر همین گامبویی و خیلی عناوین وحشتناک بهم لقب میدادن و از زندگی کردن بیزار بودم حتی به خودکشی هم فکر میکردم چون بابام همیشه عصبی بود و منم بچه اول خانواده و کلا مورد خشم و غضب بابام 😐بودم و هر کاری بقیه میکردن گناهش به گردن من بودو میگفتن از تو یاد گرفتن😡 و واقعا من همیشه دنبال نتیجه بودم به جای اینکه به دلیل چاقی خودم پی ببرم مدام اضافه وزن رو میخاستم از بین ببرم درست مثل همون مشکل عیب و ایراد ماشین هر ننه قمری میگفت این رژیم خوبه تستش میکردم و پرونده شکست هام پر بارتر میشد و باور لاغر شدن سخت تر 😂 کارمم به جایی رسیده بود میگفتم هوا میخورم اب میخورم چاق میشم بابای منم دقیقا میگفت تو دلت خوشه و بی خیالی همش غصه اسلام رو میخوری 😳 و چاق میشی اینا مشکل و سختی نمیفهمن خوشی زیادز پروارشون کرده 😂 از بس غصه دار و افسرده بودم شبا متکام از اشک خیس بود تا خود صبح زیر پتو از سرزنشها گریه میکردم و روزا جلو همه مجبور به حفظ ظاهر بودم و خوش خنده ترین آدم و هر چی بیشتر بزرگ تر و چاق تر میشدم گاهی کسی مشغول به نصیحتم میشد اشکام قلمبه قلمبه میومد پایین 😂 و از بس دعوام میکردن که اشکت لب مشکت هست انقدر گریه نکن به صورتمم ماسک لبخند میچسبوندم 😂 ولی از درون داغون بودم و به یه تلنگر به هق هق گریه میفتادم و اکثرا آسی گریه او صدام میکردن 😂
اما از سال ۹۶ که با شما آشنا شدم کلا تغییر کرده همه چی عادتهام باورام زندگیم و از لحاظ روحی عالی هستم😍 فایل ارزشمندی از شما نیس که دانلود نکرده باشم و ندیده باشم روحم کاملا تغییر کرده فقط جسمم تغییر نکرده که اونم بخاطر ننوشتن در سایت هست و جرات نوشتن نداشتم الان مطمئنم به زودی شگفتی ساز میشم با توکل به خدا و راهنماییهای استاد بزرگوارم و خوندن تک تک نظرات و دیدگاههای دوستان 😍شاد و متناسبم و میدونم فقط و فقط خودم با باورام مقصر و مسئول تمام بدبختیهای گذشته ام هستم 😄 خودم خرابش کردم خودمم مدیرکارخونه ام رو برای تحصیلات عالیه در دانشکده زیبای تناسب اندام ثبت نام کردم و با آموزشهای فوق العاده روح و جسم و همه وجودم در آرامش و خوشبختی تمام و کماله 😍😍😍 تنها ترین راه و بهترین راه و بهترین مسیر هدایت شدم 😍 آخر خط چاقی 😍 شروع ایستگاه لاغری 😍 زندگی من شده سراسر لذت و عشق و زیبایی 😍
🌹🌹🌹بی نهایت از زحمات ارزشمند شما سپاسگزارم استاد گرانقدرم🌹🌹🌹
🌹۵۰کیلویی حق منه و من لایقشم هستم 🌹
🌹هر آنچه در مسیر چاقی از زندگیم از دست دادم به زودی بهم برمیگرده حتی بهتر از قبل 🌹
🌹لاغر شدن با قدرت ذهن اسون ترین کار دنیاست 🌹