0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 687 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
907 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۹ ۰۲:۳۴
      مدت عضویت: 2555 روز
      امتیاز کاربر: 21830 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 349 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر  عزیزان

      وقتی صحبت از تغییر می شه باید به دو صورت در نظر بگیریم ۱- چرا ما چاق هستیم و چرا بعضی ها لاغر هستن

      ۲- از چه طریقی و چه طور باید لاغر بشیم.

      که  ما همیشه به قسمت دوم توجه کردیم  و با استفاده از رژیم‌ها و روش‌های مختلف می خواستیم لاغر بشیم هیچ وقت فکر نکردیم دلیل چاقی ما چیه علتش چیه که اون موقع ها همه یا ی گفتن چاقی ارثیه یا دلایل دیگه ما اصلا هر چی می خوریم چاق می شیک هیچی که نمی خوریم تو هم مثل عمه هات چاقی پاهات چاقه همش از این حرف‌ها بعدش هم که دیگه یواش یواش سن بالا می ره می گن متابولیسم کند کی شه و باید تحرکت بیشتر باشه 

      حالا این مثال ماشین هم خوب مثالی بود هر کی اومد و گفت عیبش اینه ما هم به هر کی برخورد کردیم یه نظری داد و رد شد ولی این روش لاغری با ذهن مثل همون کامپیوتر عیب ها رو پیدا می کنه رفعشون می کنه تنها روشی هست که موندگاره 

      من توی این دو سال دیگه ایمانم قوی تر شده که ماندگار هستش چون در روش‌های قبلی یه روز بعد از اتمام رژیم آدم شروع می کرد به چاق شدن ..

      حالا چرا من چاق هستم ؟

      من از بعد از زایمان چاق شدم که خوب همه این فرمولها رو شنیده بودم دور و اطرافم آدم ازدواج می کنه چاق می شه بچه دار می شه چاق می شه مامانم همیشه می گفت تو مثل عمه هات می مونی پاهات چاقه و یه سری از این حرف‌ها اینها کم کم جزو باورهای من شده بود و من رو به سمت چاقی هدایت می کرد یه موقعی من هر روز پیاده روی می کردم هر روز ورزش می کردم غذا کمتر می خوردم ولی اصلا فایده نداشت باید ادامه می دادم خسته می شدم یعنی همیشه ذهنم درگیر این بود که فردا برم رو ترازو آیا کم شده وزنم یا نهو خلاصه بعد از چند سال من دیگه کاملا از این برنامه ها و ورزش ها ناامید شده بودم که به خواست خدا به این سمت هدایت شدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Armita Sediqi
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۱ ۲۱:۴۶
      مدت عضویت: 1804 روز
      امتیاز کاربر: 1513 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 964 کلمه

      سلام..سلام به روی ماه تک تکتون!

      گام چهارم “شروعِ مسیرِ لاغریِ من” چه اهنگ زیبایی داره این جمله‌‌..عاشقشم

      اول یک تبریک و تشکر به خودم بدهکارم که دوباره شروع کرد و تا گام چهارم باهام اومد و احساسش رو خوب نگه داشت امروز که رفتم حمام و دیدم تکر های پوستی جدیدم دوباره زیاد شدن فهمیدم دارم مسیرو اشتباه میرم.من پرخوری رو با لاغری با ذهن اشتباه گرفتم اره درسته در لاغری با ذهن  غذا خوردن باعث پاقی نمیشه اما خوردنِ غذا اونم اضافی معلومه که باعث چاقی میشه!! وقتی خودم رو توی ایینه میبینم ذهن چاقم میگه دیگه اب زیاد بخور برو بدو و کم بخوراما ذهنِ متناسبِ تازه متولد شده ام کنار گوشم نجوا میکنه : بیشتر روی سایت و خودت وقت بزار.بیشتر گوش بده،دوره کن و سعی کن بیشتر تمرکزت روی درونت باشه نه عوامل بیرونی! 

      من اومدم با کلی هیجان که قراره این گام رو به تناسبم چی یاد بگیرم؟

      بریم سر اصل مطلب؛ وقتی صحبت از تغییر میشه دو موضوع مورد بحث قرار میگیره 

      ۱.صورت مسئله۲.جواب مسئله

      در مورد لاغری هم 

      ۱.چرا من چاقم و دیگران لاغرند؟ نقش صورت مسئله دارد.۲.چگونه میتونم لاغر و متناسب بشم؟ نقش جواب مسئله دارد.

      از خودم میپرسم! آرمیتا چرا دوست داری جواب سوال دوم رو پیدا کنی؟ وقتی حالا دیگه یاد گرفتی به جای اینکه صورت مسئله رو پاک کنی و دنبال نتیجه باشی باید به دلیل چاقیت فکر کنی.به اینکه چی شد که جسمت اینجوری شد..؟ به اینکه با افکار و رفتارت چه بر سر جسمت اوردی؟ وقتی توی این مسئله دقیق شدم ذهنم تیک تیک صدا داد و گفت: عه! این روش برای روابطم جواب میده که!! یعنی ما همیشه دنبال این هستیم که چطور میشه روابط بهتری داشت؟! اما هیچوقت نپرسیدیم چی شد که روابطمون اینجوری شد؟! چرا رابطه خوبی رو نمیتونیم تجربه کنیم؟!یا حتی ثروت و سلامتی و خلاصه تماااااااام جنبه های زندگیحالا که نگاه میکنم میبینم درباره کنکور و درس خوندن هم صدق میکنه.همه دنبال اینن چطور نمره عالی بیارن؟ در صورتی که نمیپرسن چرا نمره عالی نمیارن؟!

      خدایا…صدای باز شدن قفل های ذهنم رو میشنوم..خدایا شکرت..خدایا شکرت..چه ارامشی چه حس نابی.. شکرررررررت..

      و در ادامه:افرادی که اضافه وزن دارن همیشه دنبال راه فرار از چاقی هستگ و هیچ وقت حتی از ذهنشون خطور نکرده که اقا چرا چاق شدم؟! شاید از خودشون پرسیده باشن ولی ذهنشون گفته باشه: چه اهمیتی داره؟؟! زودتر از چاقیت خلاص شو بعدا راجع بهش فکر کن!

      شاید نه! مطمئنمم که همچین چیزی بهش گفته چون ذهن خودم که همین رو همیشه میگفت.میگفت بیکاری فکر کنی چرا چاق شدی؟خب خوردی و اضافه کردی دیگه! چه دلیلی میتونه داشته باشه؟..و بخاطر همین من و خیلی های دیگه در روش های دیگه لاغری هیچوقت موفقِ همیشگی نبودیم. 

      ذهن چاقِ قبلی‌ام دنبال راهی بود که :چاقی—-> لاغری اما ذهن متناسبِ جدیدم دنبال راهی است که: بفهمه چرا چاقه؟! 

      میپرسی چرا لاغری با ذهن ادعا میکنه که میتونه من رو برای همیشه لاغر کنه؟!

      چون برخلاف روش های دیگه ما صورت مسئله رو میزاریم روی میز، دربارش بجث میکنیم،تحلیلش میکنیم و کم کم روش هایی رو یاد میگیریم که این صورت مسئله رو تغییر بدیم(صورت مسئله یعنی همون که چرا چاقم و بقیه لاغرند؟)

      وقتی صورت مسئله تغییر کرد، جواب مسئله هم پیدا میشه و بعدِ اون؟؟ خوشحالی..اعتماد به نفس! به قول گام های قبلی: 

      “تمام ان چیزی که در مسیر چاقی به عنوان بها پرداختم در مسیر لاغری به عنوان پاداش دریافت میکنم “

      و این جمله رو خیلی دوست دارم! چون من رو خوشبین میکنه! امیدبخشه.. 

      میدونی! این روزا ذهنم زیاد میگه ولش کن حالا فعلا لاغرشو باز بعدا یک فکری داجع بهش میکنیم! اما من ذهنم رو کنترل میکنم و سعی میکنم بهش بگم: من اینجا نیستم که برای مدت کوتاهی لاغر بشم و لاغریِ همیشگی رو از دست بدم..چیزی که برام ارزشمنده و باعث افتخارم میشه و اگر برگردم بازم همین راه رو ادامه میدم اینه که: 

        $ من روزی تصمیم گرفتم یک بار لاغر بشم و برای همیشه لاغر بمونم $و نتیجه….؟ مشخصه! 

      ولی نمیخوام مثل نخ به نتیجه اویزون باشم.چون اگه میخوام لاغر بشم و به خودم افتخار کنم نباید به نتیجه کار داشته باشم و بزارم اروم اروم ذهنم کار خودش رو انجام بده..

      استاد!استاااااد!استاد…وقتی مثال ماشین رو زدین من یاد خودم نیوفتادم..اما حسِ تمامِ افراد چاق رو حس کردم(مثل مادرم و..)که هرکی از راه رسید و مشکلشون رو دید بهشون راهکار داد و باعث تخریب بیشترشون شدو اونها هم بدون چون و چرا قبول میکردن و پا در مسیر ناشناخته میذاشتن که بعدش کلی عوارض روی دستشون میذاشت:) و این..عذاب اوره.با اینکه خودم‌فقط یکبار رژیم گرفتم و داشت برمیگشت حس این افراد رو درک میکنم.وقتی من باور اولم بود و شکست خورده بودم انقدر ناامید بودم و خودم‌رو در برابر چاقی ناتوان میدیدم اونها که صد بار راه هارو رفتن و به جایی نرسیدن چجورین پس؟…

      در لاغری با ذهن ما یاد میگیرم فرمول های صحیح رو جایزگین فرمول های اشتباه کنیم .اون هم فقط ازطریق قورت دادنِ کل سایت در مدت زمان طولانی اتفاق میوفته…استاد!یک حرفتون تکونم داد!!.. چرا من وقتی  روش های قبلی رو میرفتم و نتیجه نمیگرفتم به اون روشا شک نکردم؟ چرا هیچوقت فکر نکردم منی که انقدر با اراده ام بعد از اتمام‌ رژیمم این حجم از پرخوری و حرص و ولع از کجا میاد؟؟؟ 

      چیزی که در این فایل اموزشیِزیبا یاد گرفتم: 

      لاغری زمانی میتونه دائمی باشه که من میتونم ریشه یابی کنم و بفهمم دقیقا چرا چاق شدم؟؟من و شمایی که داری این متنرو میخونیم باید خوب بفهمیم که روشهای دیگه لاغر شدن هیییییج تاثیری نداره.چون ذهن چتق در نهایت تورو به سمت غذهای خوشمزه مزه میپره..

      و حالا لیست بلند بالای چاقی من :

      ۱.بعد از رژیم چاقی میشی حتی  وقتی غذا همونه نمیخوری..۲.قرص ویتامین باعث اشتها ۳.سر کار و مسافرت و مهمونی.۴.تنهایی باعث خوردن بیش از حد میشه ۵.افراد لاغر مریض هستن و افراد تپل راضی و سالم..لاغری خوب نیست و هرکی لاغره مریضهخوشحالی و شادی باعث اقی میشهبا لذت غذا خوردن باعث چاقی میشهتند تند غذا خوردنناخنک زدنگشنگی واقعی رو تجربه نکردناستعداد چاقی دارم

      مشکلات هورمونیشکم و پهلو طبیعیهخواب زیادورزش نکردناب نخوردنپرخوری عصبی..و …که مطمئنم همه اینها حل میشه…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yosfileila@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۱ ۲۱:۱۳
      مدت عضویت: 1995 روز
      امتیاز کاربر: 312 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      با عرض سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز من تا 13 سالگی خیلی لاغربودم که نامزد کردم وبه خاطر دلسوزیهای زیادی خانواده شروع به چاقی کردم بعد از ازدواج ودردوره های بارداری میگفتم زیاد بخورم بچم رشد کنه وشیردهی که میگفتم بخورم شیرم زیاد بشه وهمین طورادامه داشت تا الان که با 30 کیلو اضافه وزن تازه فهمیدم همه فکرام اشتباه بوده چند ساله   هرچه رژیم ورزشهای سخت وباشگاه  و قرص های لاغری رواستفاده کردم هیچ فایده ای نداره چند کیلو لاغر میشم وبعدازمدتی دوباره برمیگرده حتی بیشتر هم میشه دیگه خسته شدم از زخم زبونهای دیگران از زانو درد وکمر درد .خجالت می کشم برم خریدفروشنده با پوسخند بگه سایز شما نداریم ازاستخر و آبگرم رفتن خجالت میکشم یک مجلسی عروسی چیزیکه  دعوت بشم جای خوشحال شدن اعصابم خورد میشه عزا میگیرم که حالا چی بپوشم بااین هیکل بدم😥😦😢

      حالا که با این سایت آشنا شدم کمی امید وار شدم که انشاءالله با کمک استاد عزیز وهمه شما عزیزان بتونم به آرزوی لاغری خودم برسم 👐👐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tala.kh25@yahoo.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۵ ۰۳:۳۰
      مدت عضویت: 2068 روز
      امتیاز کاربر: 6171 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 168 کلمه

      سلام♥️
      ازین فایل یادگرفتم
      از تجربه ی استاد و دوستان دیگه درس میگیرم روش های لاغری رو امتحان کردن و اشتباه بوده پس دورشون یه خط قررمز میکشم.(لازم نیست حتما امتحانشون کنم)

      ۲) هرکسی که نتیجه دستش بود حرفشو قبول کنم نه هرکسی.
      ۳)چاقی ربطی به ارث نداره استاد از کودکی چاق بوده چطوره که حالا لاغرشده و خیلی وقته لاغرمونده؟همه ی زندگیم پس دسته خودمهپ
      ۴)بدن خیلی سریع تغییرمیکنه استاد تو یه سال و نیم اونم با ازمون و خطا کردن خیلی لاغرشده.پس قطعا ما میتونیم خیلی کمترازین زمان لاغربشیم
      باخودم گفتم زیاده زیادش طول بکشه واقعا می ارزه ۱ سال و نیم دیگه کجا هستممم😍 لاغرم خداجوننن دیگه رهای رهاممم پس می ارزه زمان بذارم تمرین انجام بدم مثله الان که ۳ و نیم صبحه براش زمان میذارم.
      ممنون از خدا و بعدازشما استاد عزیز بخاطر دوره ۱۰۰ قدمی.باورم نمیشه تعهدمو خیلی زیادکرده.همین سعی برای هرروز یا روزدرمیون گوش دادن فایلا و کامنت گذاشتن خیلی موثربوده.حتی توکارای دیگمم تعهدم رفته بالا برنامه ریزیمم بهترشده.خیلی برام این مووضع مهم بود که تاحدخوبی رفع شد.
      ممنون💕♥️💕♥️

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زیبای خوش اندام
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۴ ۲۲:۳۸
      مدت عضویت: 1838 روز
      امتیاز کاربر: 2084 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 78 کلمه

      سلام به جناب استاد عطارروشن و  دوستان عزیز در سایت تناسب فکری 

      من دوهفته ای میشه ک دارم رو‌خودم کار میکنم و مینویسم تمرین هارو در دفترم خداروشکر

      امروز خواستم اینجا هم ردپای  خودم رو بذارم

      واقعا خوشحالم ک ب این سایت هدایت شدم از طریق سایت استاد عباسمنش و برای وجود این دو عزیز تاثیرگذار در زندگیم سپاسگزارم. 

      من از همین اول راه مطمعنممممم ک نتیجه عالی و فوق العاده هست و حسم عالیهههه و کلام استاد برجانم نشسته😍😍😍😍😍صدهزاربار خداروشکر میکنم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tara.maral.a@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۰ ۱۰:۱۵
      مدت عضویت: 1864 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 203 کلمه

      سلام و وقت به خیر 

      اینکه چاقی را یک عامل ارثی میدانستم 

      استخوان بندی درشتی که داشتم 

      تنبلی و کم تحرک بودنم نسبت به دیگر اعضای خانواده

      خواب بیش ازحد

      استرس و اضطراب که باعث بیشتر خوردنم میشد و زمانی که غذا ویا هر چیز دیگری مخصوصا شیرین میخورم احساس آرامش میکردم 

      و ۲ بارداری پشت سر هم و بدون فاصله 

      به نظرم مواردی بودن که باعث اضافه وزن زیادی من شدن

      من از بچگی نسبت به بقیه ی دوستانم توپرتر بودم و سن نوجوانی که رسیدم مادرم همیشه به من گوشزد میکرد که مواظب باش چاق نشی و اگر چاق شی سخت میشه لاغر شدنت چون توی ارث چاقی دارین و خانواده پدرت همه چاق هستن خیلی مراقب باش تا اینکه بعد از ازدواج و بارداری اولم ۱۰ کیلو اضافه وزن پیدا کردم و متاسفانه نتونستم بعد از زایمان دوباره وزن کم کنم و چن سال بعد بارداری دوم و باز اضاضه وزن و در طول چن ماه بارداری سومم باعث اضافه وزن بیش از حد من شد و دیگه ناراحت و ناامید از رسیدن به تناسب اندام شدم و رها کردم خودم و فقط عذاب وجدان میکشدم به خطر این مساله امیدوارم با قرار گرفتن در این راه بتونم به آرزوی چندین ساله ام که تناسب اندامم هست برسم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۰ ۰۷:۳۹
      مدت عضویت: 1819 روز
      امتیاز کاربر: 531 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 4,664 کلمه

      باسلام گام 4 ( تکرار 1) برای  رفع هر مشکلی ، در ابتدا باید اون مشکل و عامل آن شناسایی بشه و سپس بر طرف بشه ، یعنی اگه ما ندونیم علت اصلی اون چیه ، در نتیجه نمیتونیم اون مشکل و برطرف کنیم . بنابراین باید مشکل رواز ریشه شناسایی کنیم .نتیجه واقعی باید همیشگی باشه ! و اگه الان اینطور نبوده ، مسیر ما برای کسب نتیجه دلخواهمون صحیح نبوده است.داستان چاقی من از اونجایی که من یادم میاد من خودم و تپل دیدم و مادرم  هم گفته بود که من وقتی بدنیا اومدم 4 کیلو بودم ، ولی وقتی عکس های دوران کودکیمو که دیدم تا 3-4 سالگی نسبت به به بچه های دور اطرافم متناسبم من هم متناسب بودم و یادم میاد  از 6-7 سالگی بود  که مادرم به بهانه های مختلف میخواست بزور به من غذا بده وحجم غذاییمو بیشتر کنه و  دقیقا یادمه که میگفت:تو سن رشدی باید غذا بخوری.شیر و ماست بیشتر بخور وگرنه استخونات پوک میشه!صبحونه اگه نخوری ، مریض میشی!بخور ، مقویه!مادرم همیشه لقمه های بزرگ و خوشمزه خونگی  به من میداد که من با خودم ببرم مدرسه و بخورم و به بچه های دیگه پز بدم😐 ! و همیشه وقتی برمیگشتم ازم میپرسید ، خوشمزه بود؟ دوست داشتی؟ یا ساندویچتو خوردی ولی من بیشترهم مدرسه ای هامو میدیدم که تیتاپ و شیر و یا بیسکوییت میخوردن تو زنگ تفریح و منم چندباری از مادرم خواستم که مثل بچه ها شیر و بیسکوییت و اینا ببرم مدرسه و مادرم اینطوری جواب میداد که :نه ، اونا غذای درست حسابی نمیخورن! 😐

      مامان باباشون پول ندارن تا براشون غذاهای خوشمزه درست کنن!و…. 😐اونا لاغرن مریضن، هیچ کاری نمیتونن بکنن و  ..

      و.منم باور کرده بودم :/ خب چون 7 سالم بود و بچه ها باور ها و افکارشون و رفتارشون  از خانواده یاد میگیرن و همیشه نو خونه ما فراوانی غذا بود و چون مادرم نمیخواست چیزی برای ما کم بزاره  همیشه یخچال ما باید پر از غذا و خوراکی میبود و حتی الان هم همینطوره!تا اینکه تا 14 سالگی دیگه مثل اینکه وضعم خیلی خراب بود وزنم تقریبا 80 واینا  بود و از 11 سالگی ی مشکلی برام پیش اومد که خیلی زندگیمونو تحت تاثیر قرار داده بود و ما هرکاری برای برطرف کردن اون انجام میدادیم و تمام تمرکزمون روی اون مشکل من بود که من الان که 19 سالمه و هنوز هم به طور قطعی کاملا خوب نشدم. وحتی  میبینم  که این مشکل هم با روش ذهنی کاملااا برطرف میشه! .خب اونموقع دیگه به چاقی فکر نمیکردم و تمام تمرکزمون روی اون مشکلم بود و…سن 14 سالگی با دارویی هایی که برای درمانم استفاده میکردم  به طور ناخواسته مقدار زیادی رو تو مدت زمان خیلی کمی ، کم کردم و دوباره تا 15 سالگی  برگشت و و بعد از اون من دوبار دیگه از روش هایی که خودم می دونستم ،برای لاغریم استفاده کردم و باز هم دوباره هرچی کم کرده بودم برگشت!*یادم میاد فکر کنم 9 سالم بود و یا کم تر، که  از داییم که خودش چاق بود شنیده بودم چاقی تو خانوادمون ارثیه و همه ی افراد خانواده مادرم از پاهاشون و ران هاشون چاق میشن و این در من هم واضحه ! و من اصلا اون زمان  معنی ارث و نمیدونستم که چیه ؟! 🙂و از مادرم برای اولین بار پرسیده بودم و اونم به من توضیح داده بود .

       مادر من خودش تا قبل از این که منو باردار بشه خیلیی متناسب بود و خودش میگفت که 50 کیلو بود و بعد از اینکه من بدنیا اومدم چاق شد و بعد از برادرمم که دیگه اصلا….مادر من هم خدایی خیلیی کاراش بد بوده دیگه ! تمام هرچی که غیر عادی بوده و ربط میداد به ارث !مثلا من از مادرم و خانوادش چاقی و ارث برده بودم و از پدرم اون مشکلم و اخلاقم و…وبعد ی مدت با خدا لج کرده بودم و میگفتم که چرا من فقط میبایست که چیز های بد ارث میبردم ا؟ خب ،چیزای خوبش و بهم میدادی حداقل…..🙂🙃*ی مدت داروهایی میخوردم که به گفته دکتر ها عوارضشون اضافه وزن و چاقی بود و در صورتی که من خودم قادر نبودم که حتی برم مطب و ویزیت بشم وفقط مادرم میرفت و با پزشک صحبت میکردو برام دارو میگرفت و به منم نمیگفت که همچین عوارضی داره و من تا اون موقع نمیدونستم که مثلا دارو هایی کهادم چاق میکنن و یا داروهای چاق کننده هم داریم!😐 و بعد از اینکه یزره چاق شدم  ، مامانم میگفت این دارو هه اینطوری کرد ، دکتره گفته بوداااا ، منم بهش میگفتم پس چراا بهم میدادی اگه تو میدونستی و میگفت که چون خوب بشی و ….ینی مادرم حاظر بود که من چاق باشم ولی خوب باشم!و به سن بلوغ  که رسیدم و خیلی دوران سختی بود برام همش استرس بود و با اوضاع بدم هم برای تیزهوشان داشتم میخوندم ….*یجایی شنیده بودم که نمیدونم استرس باعث ترشح ی نوع هورمون میشه که فکر کنم اسمش هورمون کورتیزل بود که  در ادم  باعث چاقی میشه .و باور کردن این  حرف مزخرف هم یجااا*کم خوابی ، که اونم مثل اینکه باعث ترشح ی هورمون میشه که ادم م چاق میکنه و برام تعجبه که بعضیا میگن زیاد خوابیدن باعث چاقی میشه!الان دقبقاا حقیقت کدومه؟ کدومو باید ادم باور کنه؟؟ این خودش الان  کاملا واضحه که اصلا حقیقت نداره !و همه این اتفاقات  در صورتی بود که من تغذیمم همون بود و یا گاهی بود که اصلا غذا نمیخوردم واصلا به غذا خوردن فکر نمیکردم وحتی  متناسب میخوردم ! و اصلا یسری از غذاهارو دوست نداشتم، والان که یادم میاد من تا 4 سال قبل اصلا از شیره خرما و ارده و اینا خوشم نمیومد و اصلا از کشمش و زرشک تو غذاها بیزار بودم واصلا نون دوست نداشتم و به ناهار خوردن هم علاقه چندانی نداشتم ! و الان که با لذت یسری غذاهایی رو میخورم که اصلا تا ی زمانی دوسشون نداشتم خودم تعجب میکنم ! و مادرمم بهم میگه ، دیددی بهت میگفتیم ، یا تورو زوورر میکردیم بخور فلانه و خوشمزه و… ولی تو اصلا گوش نمیدادی؟ و یا بچه بودی نمیفهمدی!و مطمعنم که این عادت هایی هم که الان در من به تازگی  ایجاد شده بود  وهمونطور که در گام 34 گفته شده بود ،کار ناخوداگاه من بود که بعد از ایجاد فرمول های  چاقی توسط خودم در ذهنم  و باورهام درباره چاقی، منو به باورهام با شکل دادن این رفتار های جدید، سوق میداد!*کم تحرکی ! با اینکه خودم بچه ی تپل و پرجنب و جوشی بودم !*استخون بندیم درشته 😐؟، مثلاا دقیقا یادمه تو مدرسه که وزن منو میگرفتن من کاملا ظاهرا مثل یک شخص متناسب بودم و ولی وزنم بیشتر نشون میداد ،( الانم دقیقا همینطوریه ، تو ظاهر نشون میده 55 کیلو  ویا کمترباشم ، به طور کاملا واضحی نشون میده !ولی رو ترازو 66- 65 )، و همه هم بهم میگفتن که تو استخون بندیت درشته و …. در صورتی که من هروقت لاغر کرده بودم و کاملا استخونی شده بودم و یا تو عکس های اکس ری که حالا قبلا به دلایل مختلف گرفته بودم ، دقت کردم تا ببینم دقیقا استخون بندیه درشت چیه؟ دیدم که استخونام دقیقا مثل یک انسان عادی بود که هرجا دیده بودم ، نه بزرگتر و نه کوچکتر!*چون من از بچگی عاشق غذا خوردن بودم و الان هم همینطورم یعنی بیشتر غذا هارو دوست داشتم و دارم ، به گفته مامانم شکمو بودنم باعث اضافه وزن منه !؟؟ و چندباری هم از مادرم شنیده بودم که بعد از بدنیا اوردن من و برادرم چاق شده و الان هم که به سن یایسگی رسیده و دیگه سموم بدنش رفع نمیشه و چاق که بود و حالا چون یایسه هم شده دیگه  اصلااا نمیتونه لاغر بشه و …. هزاران هزار چرت و پرت و مزخرف دیگه ، که چرا چاق شده!🙄و من زیاد خودم اینارو باور نکرده بودم چون مادردوستام و میدیدم که خیلی لاغرو زیبا و خوش اندام بودن و به مامانم میگفتم که پس چرا مامان فلانی اینطوری لاغر و خوشگله؟حدس بزنین بهم چی میگفت؟😂اونا بیکارو دوله ان شوهراشون کار میکنن ، خودشون تو خونه افتادن، میرن به خودشون میرسن:/ یا اینکه سن اونا کمه !😐😐😐😐😐😐😐

      جااااااااااااااان؟؟خدااااایاااااااااااااا، کممممممکککککک ، !به هرحال امیدوارم که این دوتا رواصلا  باور نکرده باشم که بعد ار زایمان و سن یایسگی ادم چاق میشه و اگه هم ناخوداگاهم باورش کرده باشه و ذهنم همچین فرمولی درخودش ایجاد کرده باشه ، به لطف خدا تغییر میکنه. خدایا شکرت امروز صبح هم که اینو از مادربزرگم شنیدم ، مادربزرگم الان حدود یک ماهه که  کمرش و عمل کرده و ما ازش مراقبت میکنیم و تو این 1 ماه ، خداااااااشااهههههههههده  ، هرچی خورد ، صبحونه ، ناهار ، شام و… هی میگفت وای خیلی خوردم ، وای چاق شد م و …در صورتیی که اصلا هیچی نمیخوردددد!! از نوه 3 سالش هم کم ترر میخوره !!!!!و امروز رفت بالای ترازو دید که 2 کیلو چاق شده و منم گفتم تو که چیزی نمیخوری ! چطوریه که؟ ( در واقعیت میدونستم که ربطی به خوردن نداره ولی میخواستم اذیتش کنم😂) بعد اینجا مامانم اومد گفت : دیگه پیر شده و سوخت سازش پایین اومده ( همون لحظه و تو ذهنم گفتمآه آه 😏دیگه دیرشدهه که بخوای برای من دلیل بیاری چون من دیگه واقعیت و میدونم  تو هم داری با این  دلایلت خودتو گول میزنی ) و منم گفتم فقط سوخت ساز بدن  اون باید پایین بیاد پس چرا خواهرشوهرش ( عمه مامانم)  که از اون پیرتره هم لاغر تره هم جوون تره !؟😒

      فهمید که دارم از گفته های لاغری با ذهن جوابشو میدم گفت ، تو لطلف کن  در این مواقع اظهار نظر نکن اگه جواب های ما برات قانع کننذه نیستن ، تو کار خودتو بکن ما هم کار خودمون و میکنیم و…*تیرویید  ! پدر من تنها فرد متناسب تو خانواده ماست و ازونایی که به قول چاقا تو خانوادمون  ژنتیکش لاغره و سوخت و سازشون بالاعه و نمیدونم فلان وبسار ، جوری که مادرش ( مادرِ پدرم) یعنی عزیزمن، بخاطر چاقییی زیادی که داشت ، حدوذ 140/150 کیلو و چاق ترین شخص در بین کل خاندان پدری و مادری وایل و خاندان بود .منم از بچگی ، از اونجایی که یادم میاد اون خدابیامرز و عزیزچاقالو 😂صدا میکردم ، بنابراین اگه قرار بود که پدر من ژنتیکی لاغر باشه باید مادرش هم لاغر میبود ، نه اینکه فقط از پدرش ژنیکش و به ارث برده باشه .و وقتی که من عکسای جوونی عزیزمو دیده بودم  خیلیییی زیبا و لاغر بود و من نمیدونم و نمیخوامم بدونم که چه اتفاقاتی براش افتاده بود و چه فرمول هایی تو ذهنش ایجاد شد که اینطوری شد ،ولیی همینکه نشون میداد اون هم  ی زمانیی کاملا لاغر و متناسب بوده ، نشان دهنده ی اینه که چاقی فرم غیر طبیعیه بدنه و خلقت انسان ها متناسب بوده و دیگه خودشون مقصر چاقی خودشونن ، چون خداوند امانتش و بی نقص به ما داده بود و ما خودمون  به اون اسیب زدیم.خب پدر من از اون خوش شانس های لاغر ژنتیکی بود که  هنوز هم در میان خانوده مادر من هنوز  فرمولاش تغییر نکرده خداروشکر ولی مثل اینکه کم کم باوراش نسبت به غذاها داره عوض میشه !و فکر کنم که بنا به گفته های مادرم پدرم تیروعید هم داره ویکی از دلیل های لاغریش هم اینه و بهش همیشه میگه تو پرکاری تیروعید داری و به خاطر همین لاغری ، خواهراتم اینطورین و.. و من چون کم کاری تیروعید دارم فلانم !ولی من از بین 3 تا از عمه هام ، فقط یدونش متناسبه و حالا نمیدونم این  خواهرات  و واسه چی بکار برده 😐!:/  بگذریم !و فکر کنم مادر من هم اصلا تا ی زمانی مشکل تیروعیدی نداشت و از بس که درد و مرزاشو و به این تیروعید ربط داده بود و هی ازمایش خون میدادو متنظر بود ی چیز غیرطبیعی در خودش ببینه و  علایمی و یا مشکلی از تیرویید تو خودش پیدا کنه ،  تیروعید هم قدم رو چشماش گذاشت و با دست باز دعوتشو قبول کرد..و باعث ایجاد این باور در من شدن که : پس چاق شدن تقریبا عادیه و به همین دلیل که رژیم  هم میگرفتم  و لاغر میشدم میدونستم که بازهم  باید  چاق بشم ، چون باور کرده بودم که به دلیل این چیزایی که در دنیا و زندگی وجود داره ، چاقی یک روند طبیعیه ، ادم چاق میشه و لاغر میشه و این قضیه باید ادامه داشته  باشه  ینی جزو اکوسیستمه و انسان باید مدام در حال تغییرکردن باشه🤦🏻‍♀️ ، از چاقی به لاغری،دوباره از لاغری به چاقی و دوباره و دوباره و..واین یک چرخه داعمی و عادی در زندگیه ! که بعد کم کم با بزرگ تر شدن و تجربه های بیشتر دیدم که خیلی ها مدام در تغییر نیستند و همینجوری هر دفعه که اینارو میبینم ، لاغرن و متناسبن !و اعصابم خورد میشد و این وباور و پیدا کردم که اوناا خوش شانسن و نمیدونم ژنتیکشونه و خوش شانس های عوضی و فلان و ..

      همه اینارو گفتم که بگم منم به نحوی اینارو شنیده بودم ازشون و ی نمونه های اندکی هم دیده بودم ونمیدونم  باور کردم یا نکردم ، اما میخوام که اگ چیزی هم بوده باشه ، اصلاح بشهو وقتی که  الان  دقت میکنم ، میبینم اون موقعی که این و به شانس ربط داده بودم و خودمو بدشانس میدونستم ، اون زمان اتفاقاتی برام افتاده بود و میفتاد که من واقعا دوسشون نداشتم و دیگه کاملا برام بیشتر باور شده بود که من ادم بدشانسی هستم ! ولی از سال پیش که قدرت ذهنم رو آزاد کردم ، و کم کم در مسیر خواسته هام قرار گرفتم ، تو زندگبیم، کاملا اتفاقات قشنگ و رضایت بخشی شروع به اتفاق افتادن کرد و الانم میکنه و من میدونم که مقصر اون اتفاقات کاملا خودم بودم ، نه خدا ، و نه کس دیگه ای !*طبع سردی و گرمی !ً وقتی که داییم میاد پیشمون و هر دفعهههه ، خداشاهده، هردفعههههه من ازش ی دلیل جدید میشنوم برای چاقیش! یدفعه میاد میگه ما چون برنج و نون میخوریم چاقیم و چاق میشیم ! اولا که  ما نه . تو!  تو هرچی میخوری چاق میشی! مارو الکی درگیر باورهای خودت نکن ! والا اش نخورده و دهن سوخته ! 😐😐😒یدفعه میاد میگه ، معده من گوجه و خیار و نمیتونه دفع کنه !:/*یدفعه اومده گفته ما بلغمیم ، چاقیم! و من الان که 19 سالمه هنوز معنی واقعی بلغم و نمیدونم !و بعضی اوقات بخاطر شباهت اسمیش به شلغم مسخرش میکنم و میگم یعنی شلغمی؟؟ 😂و هر دفعه یچی میگه ، انگار اصلا دلیل اصلی چاقیشو هنوز پیدا نکرده ! من میترسم دفعه بعد بیاد بگه که حامله شده و حاملگی در اقایون تو خانواده ما طبیعیه  خدا بخیر کنه !😐🙂خداروشکررر هزارن مرتبه شکر که الان از خواب غفلت بیدار شدم وبا گوش اگاهانه این حرفارو از خانوادم میشنوم .*یبوست! مادرم بارها چاقیشو به یبوستش ربط داده!درکل انگار ظاهرا خانواده ما  تکلیفشون با خودشون مشخص نیست ! و این داستان هاشون هم فعلا ادامه خواهد داشت ، چون هنوز اشفته ان و من از خداوند مهربان و بخشایندم میخوام که خودش منو از این گفته ها و فرمول های نادرست حفظ کنه و من به باور های دیگران الوده نشم و اون قرار هایی رو که باهاش گذاشتم و برام فراهم کنه تا من کاملا از باورهای نادرست و اشتباه انها در امان بمانم .*چرخه پریودی! من اصلا همچین باوری نداشتم که پریود شدن و یا اون زمانی که ادم نزدیکشه ، چاق بشه و رفتار غذاییش تغییر کنه ، و قبل از اینکه به این باور اشتباه الوده بشم ، با اینکه خودم تو سن بلوغ و شروع پریودم چاق بودم ، ولی خودم تو اون  دوران ،اصلا نمیتونستم غذا بخورم و هیچ اشتهایی نداشتم، بیشتر درد و حالت تهوع هم داشتم ! اما وقتی تو اینترنت درباره علت های چاقی اون زمانی که رژیم بودم ، سرچ کردم و دیدم یکی از دلایلش این میتونه باشه و یا تو اینستاگرام هم دیده بودم که خانوما میلشون به شیرینیجات و شکلات  بیشتر میشه ، چون خونریزی باعث میشه فشارشون و یا قندخونشون افت کنه ، و یا تو اون دوران چون خون از دست میره ، غذای بیشتری مصرف میشه ،و ادم احساس خستگی و بی حالی میکنه و …در من هم کم کم چنین رفتاری ایجاد شد ، به وضوح حس کردم و کاملا متوجه شده بودم ، چون قبلا اصلا اینطوری نبودم ! *چون عاشق شیرینیجاتم و یجا شنیده بودم که مثل اینکه شیرینی چاق کننده هم هست و ….*ربط چاقی با ژنتیکی*با غذا اب خوردن – بعد از غذا اب خوردن – بعد از غذا میوه خوردن – شب دیر شام خوردن- خاطره خوب از غذاها **کم اب خوردن  ، با اینکه خودم مصرف ابم در روز نسبت به خیلی ها زیاده( از نظر خودم مناسب و کافیه) ! ازهمون بچگی با ی پارچ اب ( چون قمقمم بزرگ بود ) میرفتم مدرسه، 😂همه ی دوستامم الان بهم میگن که من مصرف ابم خیلی بالا بود وحتی الانم هست،  وتو مدرسه فقط اب میخوردم و این خیلی خوبه و…و ، در صورتی که از نظر خودم مصرف ابم طبیعی بوده و هست و نیاز بدن من  اونمقدر اب در روز بوده و اصرارشون به زیاد اب خوردن من چی بوده ، نمیدونم!؟ ولی اگه اون موقع باورم و اعتقاداتم در مورد غذاها مثل اب خوردنم بود ، 100% الان دیدم نسبت به موضوع چاقی فرق میکرد 

      *سریع و تند غذاخوردن !*اگه کالری از 1200 تا بالاتر بره ، ادم چاق میشه، سوخت و ساز بدن که  من کم و بیش این دلایل رو باور کرده بودم ، یعنی 100 % نبود .؟؟یا مثلا لاغرا زشتن ، چون مامانِ سوپر مدل جذابم با 90 کیلو وزن اینو بهم گفته بود😒! و من واقعا از صورت و اندام  لاغرم لذت میبردم و عاشقشون بودم. و بهش میگفتم تو اونطوری بقیه رو میبینی که خودت و میبینی و 👌🏻😂دیگه چیزی نداشت بهم بگه برام ادا درمیاورد و میرفت :/فعلا اینارو یادم میاد و فکر کنم که در کل همینا بوده باشن.در کل تمام روش هایی که من انجام دادم برای لاغرشدن و همه ی وزن هایی که کم کرده بودم برگشته بود و یا حتی بیشتر!  بخاطر این بود که من مسیر و اشتباه رفته بودم و هروقت هم که اقدام به لاغری و لاغرشدن میکردم ، بخاطر خودم بود، نه حرف دیگران ! چون من هیچ وقت همچین اجازه ای رو به کسی نداده بودم که برای ظاهرم اظهار نظر بکنن و یا به خودشون جرعت اینکارو بدن که بگن بالای چشمت ابروعه و الان هم به همین صورته.چون ، من از اونجایی که به گفته خانوادم   2 متر زبون دارم ، قشنگ طرف و میشورم و میزارم خشکش میکنم و در کل خوشم نمیاد کسی تو زندگیم یا ظاهرم یا ایندم ، فضولی یا دخالت کنه و هر کس هم که خواسته بود چنین کاری بکنه ، با واکنش من به خودش اومده بودو پشیمون شده بود ، خودمم  اصلا دوست ندارم با کسی تند رفتار کنم یا بی احترامی کنم ، ولی یجایی مجبوری یسری افراد و بنشونی سرجاشون تا زندگیتو خراب نکنن ! وگرنه من خیلی دختر مهربون و با ادب و با احترامی هستم ،و خیلی هم به بقیه احترام میزارم ، چون دوست دارم که همونطور که میخوام باهام رفتار بشه ، باهاشون رفتار میکنم ، شوخ طبع و بامزه هستم ، اما هر انسانی خط قرمز خودشو داره دیگه!و چون همه دوستا و خانوادم و کل فامیل ها اشناها ، اخلاقم دستشون اومده ، هیچوقت به خود شون اجازه ی همچین کاری  رو ندادن و من هم هرقت اقدامی کرده بودم ، برای دل و شادی و لذت بردن خودم بوده وقتی صحبت از تغییر کردن میشه ، با دوتا موضوع مواجه میشیم 1) صورت مسیله ( چرایی و دلیل و …2) حل مسیله و در لاغری با  ذهن موضوع اول مورد بحث قرار میگیره چون که در ابتد ا باید دلیل رو شناسایی کرد و بعد با برطرف کردن ان به نتیجه  دایمی  دست پیدا کرد . مثلا ما که دکتر میریم ، دکتر بدون معاینه و پرسوجو کردن از ما که برامون دارو تجویز نمیکنه ، اول معاینه میکنه یا میپرسه چی خوردیم ،  چه کارهایی کردیم و … تا اول مشکل و شناسایی کنه و برای برطرف کردن اون مشکل برامون داروی مخصوص همون مشکل  رو تجویز میکنه .

      ولی ما همیشه در روش های قبلی فقط  میخواستیم نتیجه رو تغییر بدیم و بخاطر همین شکست میخوردیم .در روش لاغری با ذهن ما میتونیم که برای همیشه متناسب بمونیم ،چون در این روش صورت مسعله مورد هدف قرار میگیره و روش های تغییر دادن صورت مسیله رو یاد میگیریم . در این روش کاری به نتیجه نداریم .نتیجه همیشه حاصل یسری از رفتارها  ، افکارها ، باور ها و…است  که نتیجه نهایی رو به ارمغان میاره .بنابراین ما باید قبل از تغییر نتیجه ، مساغل قبل از نتیجه رو حل کنیم.من میخوام یکبار برای همیشه لاغر بشم و لاغر بمونم و این ارزشمنده!ما همیشه در برخورد با موضوع چاقی به گفته های دیگران  و یا از طریق گفته های دیگران عمل کردیم که اغلب خودشون تجربه ای از چاقی نداشتن و یا یکسری ها که نتیجه هایی گرفته بودن ، و وقتی که ما انجام دادیم و نتیجه ای نگرفتیم و هر دفعه نا امید تر از دفعه پیش شدیم و خودمونو  رو سرزنش کردیم و برچسب و به خودمون زدیم که ما نمیتونیم لاغر  بشیم ،در صورتی که اگه ما اشکا ل اصلی چاقیمون پیدا کرده بودیم و اونو برطرف میکردیم ،به راحتی برای همیشه لاغر میشدیم و لاغر میموندیم .مثال ، ماشین خراب و در روش لاغری با ذهن ، ذهن ما عیب یابی میشه و فرمول ها و برنامه ریزی های اشتباه رو برامون شناسایی میکنه و ما با تغییر دادن اون  فرمول ها ، به طرز فوق العاده و عالی ای لاغر میشیم .و تو این روش برای ما مشخص نکردن که چی بخوریم ، چی نخوریم، چی کار کنیم ، چه ورزشی کنیم و….و تو روش های قبلی میومدن برای مااا مشخص میکردن که چه وزنی مناسب ما هست و من خودم وزنی که از نظر اونا برام مناسبه ، خیلی زیاده  نزدیک به 17 کیلووو اضافس ومن میخوام که کمتر باشم و خودم باید بدونم که چه وزنی مناسب منه ، نه اینکه دیگران بیان برام مشخص کنن! به بقیه هیچ ربطی نداره!😒مثلا میخوان به قول خودشون ظاهر مارو هماهنگ کنن ، در صورتی که من تو اون وزن ظاهرم با خواستم هماهنگ نیست و خودم دوست دارم مشخص کنم دوست دارم که چجوری بشم ، من دارم تو این بدن زندگی میکنم نه کس دیگه ای و من برای خواسته های دیگران  زندگی نمیکنم! اینطوری نبودم و نخواهمم بود.ادم باید خودش از وضعیت خودش راضی باشه.تو این روش ما هیچ سختی برای لاغرشدن نمیکشیم و فقط باید یادبگیریمش.من الان که توجه کردم ، متوجه شدم که فرمول های اشتباه در برنامه های رژیمی هم وجود داره، چون با محدود کردن غذا ها و یا مشخص کردن مقدار خوردن و یا نوع غذاهاا ، مستقیما چاقی و لاغری ر و با ، خوردن  مرتبط کردن و ما هم هیچوقت به طور دایمی از این روش ها لاغر نمیشیم ، چون تغییرات باید تا اخر عمر انسان بمونه تا بخواد لاغر بمونه و ، و یک انسان نمیتونه همچین کاریو تا آخر عمرش تکرار کنه ، مگه یک انسان چقدر میتونه تحمل کنه ، بلاخره یجا خسته میشه و ول میکنه ، و بخاطر همین بود که ما بعد از رها کردن رژیم دوباره چاق میشدیمو مجبور بودیم که برای اینکه بخوایم  تا اخر عمرمون لاغر بمونیم ، باید تا اخر عمرمون از غذاهای تو رژیم استفاده میکردیم ، نه اضافه تر ونه  بیشتر نه کم تر. که اینطوری ادم اصلا لاغرنشه و نباشه خیلی بیشتر ارزش داره!بنابراین من در طول این 18 سال زندگیم با عمل کردن به یکسری از باورهایی که در من ایجاد شده بود ، تونستم چاق بشم،با عمل کردن به روش لاغری با ذهن میتونم لاغر بشم و به وزنی که دوست دارم برسم و حتما هم لازم نیست که 18 سال زمان ببره تا من لاغر بشم ، چون لاغرشدن خیلی راحت تر  و سریع تر از چاق شدن اتفاق می افته ، چون طبیعت بدن انسان لاغری و لاغر بودن است و خداوند از ابتدا مقرر کرده است که انسان باید متناسب و لاغر باشد و حالا به دلایلی والدین و یا مادر هایی که در بارداری دست به چاق کردن کودک خود و یا بعد از به دنیا امدن فرزندانشان و یا داشتن کودکی چاق و تپل و بامزه میزنند  ، دارن در خلقت خداوند دخالت میکنند و از نظر من گناهکارند !والبته  در عین این سرعت و اسانی ، باید منطقی هم باشیم ! مثلا نباید توقع داشته باشیم که اگه تو 2 یا 3 سال چاق شدیم ، تو یک هفته لاغر بشیم و یا  اگه تو 5 سال چاق شدیم نباید توقع داشته باشیم تو 1 ماه ، لاغر بشیم و یا….چون لاغری یک فرایند جسمی است و باید زمان مخصوص به خودش رو طی کنه .و در نهایت بهترین روش قرار گرفتن در مسیر لاغری ، برگشتن از مسیر چاقی است. و تفاوت افراد در دریافت نتیجه هاشون مربوط به هوش و استعداد و یا توانایی هاشون نیست، بلکه نحوه عملکرد ان ها به اموزش هاست.چون همانطور که در شروع مسیر لاغری یادگرفتیم و متوجه شدیم که ما از طریق دیدن و خوندن و شنیدن و نوشتن برنامه ریزی ذهنمون انجام میشه و ما با نوشتن که پرقدرت تر ازبقیه ابزار است  میتونیم  برای برنامه ریزی  ذهن استفاده کنیم با دیدن و یا شنیدن فایل ها باز هم ممکنه حواسمون پرت بشه وتمرکز کافی روی اون موضوع نداشته باشیم ، برای خود من که بارها پیش اومده بودکه در کلاس های انلاینم شرکت کرده بودم وزمانی از کلاس گذشته بودو من به خودم امدم ، و دیدم چیزی متوجه نشده بودم . و این عادیه و برای هرکسی پیش میاد به دلیل پراکندگی موضوعات محیط اطراف افرادولی وقتی که ما مینویسیم، تمام تمرکز  و ذهن و چشم و دست و … کلی از اندام های داخلی و خارجی و به کار میگیریم و به ندرت پیش میاد که موقع نوشتن چیزی ، حواسمون پرت موضوعات دیگه بشه وتمرکز بیشتری روی اون موضوع داریم . به همین دلیل تمام افراد موفق خواسته هاشون و مینوسن و ناخوداگاه انها ، انها رو در مسیر رسیدن به خواسته هاشون قرار میده . حتی خداوند هم به قلم یادکرده و فرموده : قسم به قلم و انچه مینویسد و ما با خوندن نوشته های دیگران به خودمون اطمینان میدیم که این روش صحیحه و برامون تایید میشه و حاعز اهمیت ما میشه.روش لاغری با ذهن میاد با عیب یابی ذهن ما ،و شناسایی فرمول های ذهنی نادرست ما و باورهای اشتباه ما و اصلاح اونا ، به مراتب باعث میشه که بدن ما به شکل عالی و فوق العاده زیبایی ، کاملا متناسب و لاغر بشه و بمونه ، در صورتی که ما در تمام روش های قبلی داشتیم از گفته های دیگران برای لاغر شدن استفاده میکردیم ، که اغلب نه خودشون تا به حال چاقی رو تجربه کرده بودن و یا اغلب  افرادی بودن که با این روش ها ، نتیجه هایی گرفته بودن .و من هم کسی بودم که از سختی روش های قبلی واقعا خسته شده بودم و ولی با این حال میخواستم که لاغر بشم ولی دیگه توان ورزش گرفتن و نخوردن و نداشتم ، و به چه زیبایی به این مسیر هدایت شدم .پس لاغری در صورتی د اعمیه که ما علت اصلی چاقی رو تشخیص بدیم و اونو برطرف کنیم وگرنه کسی با تغییر دادن نتیجه نتونسته لاغر بشه و لاغر بمونه .چون علت چاقی در ذهن افراده و تا وقتی که فرمول ها تغییر نکنه ، ما چاق خواهیم بود . چون ما با تغییر دادن جسممون ، فرمول های ذهنمون تغییر نمیکنه و هرکاری بکنیم و هرچقدر به خودمون سختی هم بدیم ،باز هم طبق فرمول های نوشته شده پیش میریم و عمل میکنیم و بازهم به وزن قبل ویا حتی بیشتر برمیگردیم و در نهایت برای این که لاغر بشیم باید وقت بزاریم وگرنه معجزه اتفاق نمیفته ، باید خودمون بخوایم ما با انجام دادن تمرینات و نوشتن ، در حال تشخیص فرمول ها و اصلاح کردن انها هستیم و با فکر کردن میتوانیم که صورت مسعله چاقی رو کم کم برطرف کرده و فرم لاغربه خودمون بدیم و بببینیم که لاغری چه عالی در زندگی ما پدیدار میشه !ساعت 05:05بامداد و من با 4769 تا کلمه تا جایی که تونستم باورهام و درکیاتمو بیان کردم و مطمعنممممم که نتیجه میگیرم ، نتیجه استمرار و اشتیاقم رو!شاد و پیروزو متناسب باشید

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۸ ۱۴:۴۴
      مدت عضویت: 1864 روز
      امتیاز کاربر: 6912 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 313 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! داستان لاغری من: من از بچگی خیلی لاغر و قد بلند بودم به طوری که منو آخر کلاس مینشوندن و از اینکه با بقیه فرق داشتم خودم خیلی اذیت میشدم و بهم تو دعوا میگفتن شهرداری تیر چراغ برق استخدام می کنه و با این حرفها ناراحت میشدم و آرزو میکردم قدم بلند نباشه از لحاظ مالی هم اوضاع خانواده ام خیلی خوب نبود و ما مجبور بودیم اگه هم برنج درست می کنن با نون بخوریم تا سیر بشیم ولی بعدش شرایط تغییر کرد و مواد غذایی به مقدار زیادی در دسترسم بود و بدنم احساس می‌کرد از یه دوره قحطی نجات پیدا کرده و شروع به خوردن زیادتر از قبل کردم و بعد که چاق شدم تصمیم به لاغری گرفتم و این دائم رژیم گرفتن و لاغر شدن باعث شد به شدت چاق بشم در حالیکه اگر میزاشتم بدنم مسیر خودش رو ادامه بده و با هر بار رژیم گرفتن ذهنم رو حریص نمیکردم و از مواد غذایی نمیترسیدم الان اضافه وزن کمتری داشتم، من دلایل چاقی خودم رو پرخوری، کم تحرکی، تنبلی و علاقه بدنم به ذخیره چربی میدونم و اینکه مواد غذایی مفید رو کمتر از مواد غذایی مضر مصرف می کنم و همین طور تنقلات و شیرینی رو خیلی دوست دارم، از غذا به عنوان تفریح و از چاقی برای محافظت از خودم استفاده کردم و با لایه هایی از چربی که دور خودم اضافه کردم به عنوان سپر محافظ برای تنهایی و افسردگی خودم بهره بردم، کم آب میخورم و به چایی علاقه دارم سیستم تغذیه خانواده ام غلط هست سبزی کم استفاده می کنیم و در عوض چربی های مضر مامانم زیاد توی غذا میریزه و غیر از چاقی مشکل قند خون و چربی خون و کبد چرب هم داریم و از کربوهیدرات های کم ارزش بیشتر از پروتئین ها استفاده می کنیم که به نظرم اینها دلایل چاقی من است. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Jazab
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۷ ۱۵:۴۵
      مدت عضویت: 1836 روز
      امتیاز کاربر: 737 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 585 کلمه

      سلام به استاد عزیزم همه دوستان

      گام چهارم در مسیر لاغری من 

      من از زمانی خودم شناختم چاق بودم شاید اون زمان نیم کیلو اضافه وزن داشتم ولی اینقدر ترس داشتم که نکنه چاق تر بشم نکنه مث بابام بشم وای چاق میشم حالا چکنم و با این ترس بزرگ شدم و ارام ارام چاق شدم و چون با لذت خوردن همراه بود واسم مهم نبود که چی میشه و دانبال راه حلم نبودم تا اینکه بزرگ شدم و حرف نظر دیگران برام مهم شد و دوست داشتم خودنمایی کنم جلب توجه کنم ولی چون چاق بودم از خودم بدم میومد بازم تا اون زمان مث الان چاق نبودم و خیلی کم بود چاقی ام ولی خب شروع کردم انجام دادن روش ها مختلف واسه متناسب شدن 

      میخواستم نتیجه تغییر بدم میخواستم فقط لاغر بشم دیگران بهم بگن فلانی اندام شیکی داری ها و دانبال تغییر نتیجه بودم تایید دیگران و هر راهی بهم پیشنهاد میشد انجام میدادم و برعکس هرچه بیشتر تلاش فیزیکی میکردم کمترین نتیجه میگرفتم و به محض رها کردن باز وزنم برمیگشت بیشترم میشد و این روش ها ادامه دادم تا هدایت شدم به مسیر لاغری با ذهن 

      و اینجا یاد گرفتم که من کلا مسیر اشتباه رفتم من داشتم چاقی خودم تشدید میکردم و توجه میکردم به چاقی خودم و قبلا من دانبال یک راه بودم که فقط،لاغر،بشم نتیجه تغییر بدم 

      ولی با هدایتم به این مسیر در،یافتم که من از،طریق ذهن چاق شدم و از طریق ذهنم باید متناسب بشم و اگه میخوام متناسب بشم برای همیشه باید علت چاقی خودم پیدا کنم تا راه حلش پیدا کنم به نتیجه برسم تا علت چاقی خودم پیدا نکنم به نتیجه همیشگی دست پیدا نمیکنم 

      پس فرق این روش با بقیه روش ها واسه لاغر،شدن در این است که علت چاقی شناسایی میکنیم و فرمول ها صحیح جاش میاریم و استمرار میکنیم عمل میکنیم تا متناسب بشیم و یک فرق اساسی دیگه که باعث انگیزه فرد میشه در این روش رژیم محدودیت فشار سرزنش نیست که همین امر باعث میشه ذهن راحت تر بپذیره این مسیرو را و این فرد خیلی راحت مسیرش ادامه بده 

      پس ما افراد چاق باید دانبال علت چاقی خودمان باشیم و با شناسایی دلیل ها چاقی خیلی راحت مسیر طی میکنیم و فرمول ها صحیح جایگزین میکنیم متناسب میشیم به همین راحتی 

      حالا عوامل چاقی من 

      پرخوری و ازدست  دادن کنترل خودم در مهمانی تفریح و زیاده روی کردن 

      هنگام سیری با شیرینی کیک بستنی مواجع شدن و خوردن در،صورت حتی خفگی 

      بیرون رفتن تفریح واسه لذت بردن هنگام خوردن و به قصد لذت خوردن تفریح رفتن مسافرت حتی تو ماشین هم در مسیر کوتاه دانبال خوردن 

      مواجعه شدن با تعارف دیگران و نهه نگفتن خوردن 

      هنگام تماشا فیلم سریال غذا خوردن  

      ارثی بودن چاقی بخاطر،پدرم عموهام 

      باور عدم لیاقت لاغر شدن لباس ها شیک مانکنی پوشیدن و بصورت خواب خیال دیدن لاغری 

      لاغری در ذهنم سخت کردن و امید به خودم نداشتن که همون باور عدم لیاقت محسوب میشه 

      کم تحرکی ورزش نکردن 

      به اموزش ها لاغری عمل نکردن و کاهلی هنگام عمل و به صورت تئوری نوشتن ولی در عمل ضعیف 

      دیدگاه منفی داشتن و منفی اندیشی فکرها بد در مورد همچی و توجه به مشکلات ناخواسته ها و نظر،دیگران برام  اهمیت داشتن و خودم دوست نداشتن و توجه به اعضای بدنم که چاق هستند و حس بد داشتن 

      من فک میکنم اینها عوامل چاقی من هستند و این چیزها هستند که من چاق کرده اند 

      یکسال در این مسیرهستم تغییرات چشمگیری نداشتم و چندکیلویی کم کردم ولی دیگه استپ کردم چاق تر شاید بشم ولی متناسب تر نمیشم و استپ کردم 

      استاد ایا اینها دلیل استپ وزنی من شده لطفا جوابم بدید ممنون میشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 6661 سطح ۳: کاربر پیشرفته
        محتوای دیدگاه: 84 کلمه

        سلام و درود
        دلایل منطقی برای استپ کردن لاغر شدن بی نهایته و تمرکز بر پیدا کردن ما رو از اصل ماجرا دور میکنه
        وقتی مسیری که میتونه باعث موفقیت ما بشه وجود داره چرا وقت خودمون رو صرف شناسایی مسیرهای اشتباه کنیم
        مسیری که در پیش گرفتی ادامه بده و انتظار لاغر شدن مثل نقس کشیدن رو داشته باش
        هیچ دلیلی واسه توقف نفس کشیدن نداری ولی هزاران دلیل میتونی واسه توقف لاغری داشته باشی و این بخاطر محتویات ذهن شماست و البته توجه کردن به اونها

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار Jazab
          ۱۴۰۰/۰۶/۱۹ ۱۲:۲۳
          مدت عضویت: 1836 روز
          امتیاز کاربر: 737 سطح ۲: کاربر متوسطه
          محتوای دیدگاه: 18 کلمه

          سلام استاد 

          ممنونم از شما که خیلی قشنگ پاسخم ام دادید خدارو شاکرم که استاد بینظیری مث شما دارم 

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Foroozanf1995@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۵ ۲۲:۵۸
      مدت عضویت: 1813 روز
      امتیاز کاربر: 203 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 113 کلمه

      سلام.من از بچگی چاق بودم بارها و بارها تلاش کردم و کم و کردم همیشه یشتر از قبل برگشت.واقعا به این نتیجهرسیدم که اینا رو من جواب نمیده…

      دلیل چاق بودنم رو این میدونم که درکودکی مادرم دانشجو بوده و من رو دیگران همیشه با خوراکی ها راضی نگه داشتند و دلیل چاق موندنم اینکه وقتی شرایط بر وفق مراد نیست من به خوراکی ها روی میارم و جدیدا بخاطر شکست های پی در پی خودم رو سرزنش میکنم یه سره به اینکه یه چیزی بخورم فکر میکنم مدام در حال خوردن هستم…من واقعا خسته شدم یه جورایی این فکر اجازه نمیده من به زندگی عادی خودم بپرسم و از همه چی عقب موندم…

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم