✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


سلام خدمت استاد عزیز ودوستان،من ازوقتی بچه بودم تپل بودم اما وقتی راه افتادم کم کم لاغر شدم و حتی خیلی لاغر بودم بعد از اون دوباره وقتی ۱۰ ۱۱ سالم بود باز چاق شدم فکر میکردم بخاطر ول کردن باشگاه ژیمناستیکی بود ک میرفتم اما بازم به مرور زمان تناسب اندام پیدا کردم همیشه میرقصیدم عاشق رقص بودم حتی تومهمونی تو ماشین مسافرت هرجا ک میشد میرقصیدم وهمه فامیل از هیکلم تعریف میکردن همه دوستام و یادمه همیشه زنداییم بهم میگفت ک دخترشو مجبور کنم یکاری کنم اونم مثل من برقصه وتحرک داشته باشه اخه اون خیلی چاق بود،ولی من بعد مدتی یکم رقصو ول کردم بخاطر درسام و یکم چاق شدم از سایز ۳۸ به ۴۰رسیدم چندماه بعدش توی ۱۶سالگی نامزد کردم چشمتون روز بد نبینه کم کم چاقی اصلیم از اونجا شروع شد یادمه پدرشوهرم تو اوایل نامزدی برام لباس خریده بود اما چندماه بعد از عقدم اون لباس برام تنگ شد خیلی ناراحت بودم کم کم شروع کردم همه بهم میگفتن چاق شدی خودتو ول کردی هوای خودتو داشته باش دوروز دیگ باردار بشی میترکی ومن هی ناراحت تر میشدم،رفتم باشگاه ایروبیک مربی بهم برنامه غذایی داد ولی انچنان تاثیری نداشت نزدیک عید شد دیگ نرفتم چون نامزدم اومد دنبالم ک بریم خونشون واسه عید چون خونه هامون ازهم دور بود کل عید اونجا بودم بعدازعیدم بخاطر امتحان ودرس نرفتم باشگاه وشهریور اون سالم عروسیم بود من بازم لاغر شدم چون واسه کارای عروسی و جهیزیه خیلی سرم شلوغ بود موقع عروسیم بهتر شده بودم حتی بعدازعروسی ودیگه به لاغری فکر نکردم سرم گرم بود چون تازه عروس بودم واین مساله باعث شد بازم چاق بشم باز شروع کردم رژیم و ورزش رژیم ها و ورزش های سنگین بازم ول کردم خیلی سختم بود تا اینکه یکی از دوستام ی برنامه رو معرفی کرد کالری شماری و ورزش میکردم ۸کیلو کم کردم اما بازم ول کردم،همش فکر میکنم چقد بی ارادم ک نمیتونم لاغر بشم همون دوستم با اون برنامه لاغر شد دوستای دیگم با روشای خودشون به هدفشون رسیدن ولی من نه دیگ خسته شدم واقعا همش فکر میکنم بخاطر چیپس و پفک و تنقلاته ک چاق میشم من شوهرم اوایل ازدواج بیشتر وقتا ناهار میومد ومیرفت باز شب میومد منم ک دیر بیدار میشدم من ادمی بودم که همیشه صبحونه میخوردم ولی چون باید ناهار اماده میکردم وقت صبحونه نداشتم و البته همسرم میگفت شام براش مهم نیست باشه یا نه ومنم راحت درست نمیکردم و کلا یه وعده غذا میخوردم وهروز ک همسرم میرفت رومبل مینشستم خوراکی هامو میاوردم باگوشی ور میرفتم یا تلویزیون میدیدم تخمه و نسکافه و پفک وچیپس و بستنی وهمیشه هم کیک و شیرینی درست میکردم و غذاهای فست فودی من فکر میکنم ک بخاطر اینها بخاطر دیر بیدارشدن کم تحرکی پرخوری ریزه خوری ازدواج تنهایی بی حوصلگی چون من از پدرومادرم دورم اونها کرج و من شمالم وهروقت حوصلم سرمیره فقط میخورم سایزم رسیده از ۳۸به ۴۶ یاحتی۴۸ همه میگن چاق شدی خودتو جمع کن ولی هرکاری کردم موفق نشدم امیدوارم باروش شما بتونم لاغر شم ببخشید که سرتونو درد اوردم ممنون استاد
نشان های دریافت شده
(شرح عالی، مشارکت در گسترش آگاهی)
.
سلام دوست عزیز..
توی نوشتتون خواندم ک گفتید امیدواری ک باین روش بتونی لاغر بشی ،
ببین عزیزم اگه باین دیدگاه بخای ادامه بدی متاسفانه اینجا هم نمیتونی نتیجه بگیری چرا؟؟چون نباید امیدوار باشید ، باید باور کنی .اونم ن باوری ک بخای زبونی بگی ک آره من باور کردم ..ک میتونم لاغر بشم ولی بی رمق باشی ، بی حوصله فایلها و گوش بدی
شاید الان باناراحتی بهم بگی ن من علاقه دارم ، اشتیاق دارم فایلامو با حال و حس خوب گوش میدم ،،ولی وقتی ک نوشتی امیدواری یعنی هنوز ب اون درک نرسیدی ک اینجا چطوره ، فضاش چیه ،،اگ همچنان ب دیدگاه امیدوار ب این مسیر نگاه کنی .شما حتی نمیتونی انتظار لاغر شدن رو در خودتون ایجاد کنید ،اگ باین دیدگاه امیدواریتون ادامه بدید گریبان عجله کردن میشی و هروزی ک میگذره خودتو برانداز میکنی ومیگی من ک دارم فایلامو گوش میدم و میبینی ک تغییر نکردی و ب نتیجه میرسی ک این روشن بهت جواب نداد و میری سراغ عوامل بیرونی ورژیم غذایی وورزش،،،
مسیر لاغری با ذهن رو باید قلبن باورش کنی عزیزم ،انقدری باور داشته باشی ب لاغر شدنت تواین مسیر ک اگر چاق هم شدی بهت گفتنم..اصلا ناراحت نشی ، کم نیااری .ادامه بدی استمرار داشته باشی.و حرف دیگران هم برات اهمیتی نداشته باشه..دیگران همیشه حرف برای گفتن دارن..چ اون موقع ک لاغر بودی ازت تعریف میکردن.چ الان ک چاقی و ی جوره دیگ ازت تعریف میکنن..و هروقت با اظهارنظر دیگران مواجهه شدی ک چاقتری،بگی عیبی نداره من ک تو مسیرم.. درسته الان چاقتر شدم اماازیه جایی متوقف میشه چون من در مسیر درستم….دوست عزیز شاید منظوری نداشتی ازین امیدوار بودن ،و اگر من ب اشتباه برداشت کردم ازت میخوام ببخشیم ..ولی اگر دیدگاهت اینه ک ب این روش هنوز اون باور و نداری ،،ک تنها روش صحیح و درست لاغر شدن مسیر لاغری با قدرته ذهن ..دوباره بشین با خودت خلوت کن .ببین چقدر ب بودنت تواین مسیر اطمینان داری…من این حرفا رو زدم ک با خودت دو دوتا چهارتا کنی ..ک ی وقت وقت بزاری و خدای نکرده نتیجه نگیری
باورت و ب این مسیر قوی کن..مصمم باش…و بجای امیدواری صبر ،صبر ،صبر داشته باشه..وقتی ک باور و ایجاد کنی در ادامه مسیر و تحت آموزش اون باوری ک خودت بذرشو کاشتی با کمک فایل های اولیه استاد در ادامه آموزش محکم و قوی ترش میکنی.همه چی ب نگرش خودتون بستگی داره…ب امید موفقیت و باور قلبیتون ب این مسیر 😍 🙏 🌹
نشان های دریافت شده
عالییییییی بود عزیزم👏👏👏👏👌👌👌👌🌹🌹🌹
فایل “گام چهارم “:
من نمیدونم تا حالا چند بار این فایل را دیده ام اما همانطور که یک هنرجو ی لاغری از استرالیا در تلگرام فایل صوتی گذاشته بودند، این فایلها حتی بعد از بارها تکرار هم، جذابیت خاصی دارد و باز دیدن و شنیدن انها خوشایند است.
من که خیلی احساس خوبی دارم چون داستان استاد با صداقت و رو راستی و بدون سانسور و شفاف است و استفاده از ان برای من بسیار کار مرا راحتتر کرده است.
من از داستان ایشان ،تجربه شان و فایلهایشان استفاده میکنم و در حال لاغر شدنم. امروز موقع پیاده روی مرتب تصوير خودم را که در سن ۱۸ سالگی با یک بلوز سفيد و شلوار لی متناسب و لاغر اندام بودم میدیدم.
احساس من موقع پیاده روی با فایل پیاده روی عالی است.
این را میگویم برای دوستانی که تا حالا این فایل را تهیه نکرده اند چون من این فایل را برای خودم به عنوان کادو و هدیه تهیه کردم. هدیه ای که به خودم دادم فایل پیاده روی بود، چون خوب لاغر شدم و خواستم برای خودم ارزش بیشتری قائل شوم.
میدونم حالت تبلیغ برای استاد است، ولی دوستان من استاد را مثل شما در سایت دیده ام و حتی اگر بخواهم نمیتوانم ایشان را ببینم، چون ساکن ایران نیستم ولی تاثیر این فایل برای پیاده روی شما مخصوصا ارتباط شما با خدا ،بسیار لذت بخش و تاثیر گذار است.
من چون لذت زیادی از این فایل برده ام خواستم این تجربه زیبا را با شما که دنبال لذت سالم هستید به اشتراک بگذارم.
من عکسهای خودم را برای سایت ارسال کرده ام چون در عرض ۶ ماه به خوبی بدون ورزش و رژیم به نظر خودم خوب لاغر شدم و تازه اول راهم و در کنار این دوره دوره پاکسازی را هم شروع کرده ام .
تصویر لباس هایی که طی کمتر از شش ماه بودن در مسیر لاغری با ذهن در دو مرحله به دیگران بخشیدم
اگر عاشق لاغری باشید حاضر نمیشوید که به هر لذتی دست بزنید.
من توی عمرم تا حالا به لذتهایی که برای خیلی ها لذت به حساب میاید دست نزده ام چون بدن من برای من کعبه است و روحم در ان قرار دارد.
من با اینکه ساکن ایران نیستم ، به هیچ نوع نوشیدنی الکی یا حتی دخانیات لب نزده ام با اینکه وقتی کشور خودت را عوض میکنی خیلی بیشتر از کسانیکه در یک کشور خاصی همه عمرشان را زندگی میکنند باید اماده تغییرات باشی و مجبوری تغییر کنی، تغییراتی مثل زبان ، فرهنگ ، محیط زندگی ، دوری از وطن و هم وطن و خانواده و غیره.
من همیشه به پوچی لذتهایی که خانمانسوز است رسیده ام و رسیده بودم اما همیشه دنبال راه لاغری بودم که بالاخره پیدایش کردم و بابت ان به خودم افتخار میکنم. این لاغری به اضافه ان تیپ شخصیتی که من داشتم برای من بی نظیر بودن را به ارمغان اورده است ، مثل اینکه وجود من منتظر این دوره بوده وخداوند این دوره را سر راه من قرار داده چون من خواستم و ارزو کردم و خداوند این راه را سر راهم قرار داد. GPS من به سمت خدا روشن شده و من از مسیری صحیح به سمت او در حال حرکت هستم.
خدایا از تو سپاس، بابت این زندگی زیبا. ایران خاک مقدسی دارد و من بسیار خوشحالم یک استاد عزیزی که ساکن ایران هستند منجی من و دیگر دوستانی هستند که ساکن کشورهای دیگر هستیم . تکنولوژی هر چند هم پیشرفت کند ، باز قدرتمند ترین نیرو ، نیروی ذهن ماست که خدا را شکر من با افتخار از یک هموطن به سطح اگاهی مورد نیاز برای دستیابی دوباره ام به لاغری و تناسب اندام دلخواهم میرسم.
روز چهارشنبه 13 اسفند ماه سال ۱۳۹۹ شمسي
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز از تغییرات شما خیلی خوشحال شدم و خیلیییی بهتون تبریک میگم ..و از نوشتتون هم لذت بردم..شما الان برای خودتون شگفتی شدید .. انشاءالله در آینده ای تزدیک و نزدیکتر برای سایت استاد عزیزمون هم شگفتی ساز میشید..🙏😍🌹
سلام دوست عزیز منم از خوندن دیدگاه شما لذت بردم مخصوصا از جایزه ای ک برا خودتون گرفتین 😍 من خودمم موقع خرید میکنم رسیدن ب آرزو ها پول پیرهنی ک قرار بود بخرمو دادم برای خرید میکنم و همون موقع ب خودم قول دادم ک پیرهنی مثل اونو حتما برای خودم بعدا جایزه بخرم چون اونموقع فایلای لاغریو تناسب سایتو گوش میدادم و همین قول وقرار با خودم کلی برام ذوق اورد و در ادامه ک من هم دوره های رسیدن ب آرزو ها و فایلا ولایوای سایتو گوش میدادم و درمسیر بود ی بار خیلی. اتفاقی پارچه ای درست شبیه جنس طرح پیرهنی ک دوست داشتم رو دیدم و چون قیمتشممناسب بود خریدم و ب حیاط آشنا دادم نزدیکای عید برام دوخت اونم چند سایز کوچیکتر از اندازه هایی ک قبل تو دفترش یاداش کرده بود ؛اونقدری برام جذاب ولذت بخش بود ک وصف نشدنیه هم تونسته بودم دوره رو بخرم هم ب پیرهنی ک ب خودم قولشو داده بودم با سایز کوچیکتر و زیباتر رسیده بودم ک دوستام میگفتم این پیرهن تو تنت خیلی زیباتر از اونیه چن ماه قبل تو مغازه پرو کردی واینها همه از لطف این مسیر زیبا است الان ک توی دیدگاه شما راجع به هدیه وجایزتون خوندم کلی خوشحال شدم براتون و گفتم منم از کادوی خودم ب خودم بنویسم اینجا 🥰و همینطور منم طعم لذت بخش هدیه دادن لباس های سایز بزرگمو در اواخر سال گذشته داشتم و تجربه کردم و میدونم ک چقد تجربه شیرین و لذتبخشی هست بهتون تبریک میگم و آرزوی موفقیت های بیشتر براتون دارم 😘
نشان های دریافت شده
سلام لاله عزیز دوست همراهم به شما تبریک میگم برای شجاعتتون وباورهای زیباتون وتغییر ات شگفت انگیزتون ،بسیار زیبا از احساستون گفتید واز پیشرفتتون ،والبته از رهنمودهای عالی وبینظیر استاد دوست داشتنی ومهربانی که الحق بی نظیره وصفای روحشان به هرکدوم از ما کلا مسیر چگونه زیستن را می آموزد .موفق باشید
نشان های دریافت شده
دوست عزیز و هم مسیرم سلام
بابت تمام تغییرات جسمی و روحی بهتون تبریک میگم، شجاعت و جسارت و اراده و پشتکارتون قابل تحسین هست👏👏👏👏👌👌👌🌹🌹🌹
تمام افرادی که نیاز به تغییر داشتند و علاوه بر نیاز،عاشق تغییر کردن هم بودند یجورایی توسط خداوند با این سایت و روش لاغری و استاد عزیز آشنا شدند، از روی نیاز خیلی افراد وارد این سایت و مسیر شدند و رفتند اما تنها کسانی که عاشق هستند و اعتماد و اطمینان دارند و باور دارند ادامه می دهند و در نهایت به نتیجه ی که از قبل وعده داده شد می رسند…
برای شما چند برابر خوشحال شدم بدلیل اینکه در خارج از ایران و غربت به این لذت و شادی و تغییرات جسمی و روحی رسیدید
ان شاءالله بزودی عکس هاتون رو در آلبوم شگفتی سازان سایت ببینیم😍
با آرزوی تناسب افکار و اندام برای تمامی دوستان 🫀💪🧠
سلام به دوستانم و استاد مهربانم
گام چهارم ۱۳۹۹/۱۲/۱۰
انشای من درمورد روند چاقی ام : به یاددارم از وقتی که خوب و بد رو فهمیدم همه بهم میگفتن خیلی چاق شدی و باید لاغر بشی و رژیم بگیری ف در خانواده من عمه هایم چاق بودند و مدادم به من گوشزد میشد اگه رژیم نگیری مثه عمه ات میشیا
عمه ام هم که بنده خدا بخاطر اضافه وزن زیاد نزدیک به ۱۵ ساله گوشه نشین خونس
خلاصه ترس توی وجودم اومد و پدرم مدام میگفتن حالا که تابستانه و مدرسه نمیری و کم تحرکی چاق میشی
و من بر خلاف میلم رفتم کلاس بسکتبال و کل عصرای تابستون رو دویدم و البته کمی لاغر شدم
یادمه زنموم میگف حتما چایی ات رو تلخ بخور و شکر و قند ممنوع
خدای من چقدر فرمولهای احمقانه چاقی ای داشتم
مدام باشگاه میرفتم و رژیم های مختلف میگرفتم و یکی دو کیلو کم میکردم و ادامش برام غیر ممکن شده بود
دیگه کارم به جایی رسیده بود که خواهرم میگفت بابا تو داری تو روز یه وعده کوچیک غذا میخوری چرا همش میگی اگه بیشتر بخورم چاق میشم
پسر مدیرمان در شرکت جلوی روی منه
ایشون فوق العاده لاغره و معتقده که هر کاری هم میکنه چاق بشو نیس و میلیون ها تومان خرج کرده و چاق نشده
همه چی میخوره و شاید هزار برابر من شیرینی و صبحانه های مقوی و ناهار های دلچسب و پر و هر شب هم که توی یه رستورانه
خواهذم گفت اینو ببین همه چی میخوره حتی صد برابر تو اما اون چاق نمیشه
چرا ؟
و من کمی تکون خوردم بله ذهنش روی لاغریه
میگه من چاق بشو نیستم و اینو فهمیدم و ذهنمم پذیرفتتش
و من هم الان دارم روی ذهنم و فرمولهای ذهنیم کار میکنم که بفهمم و بپذیرم که من لاغرم و متناسب و هر کاری هم بکنم لاغر و متناسب میمونم
من بسیار متناسب خواهم شد و بزودی عکسم در آلبوم شکفتی سازان قابل رویته
با تشکر
نشان های دریافت شده
بنام ایزد دانا. گام چهارم. ابتدا می خوام برداشتم را درباره فایل تصویری بنویسم با اجازه استاد عزیز. چاقی محصول ونتیجه ی عواملی هست که در دستگاه اصلی بدن یعنی مغز به وجود آماده است واین اختلال به خاطر مشکلی است که در دستگاه اصلی رخ داده ونتیجه آن محصولی به نام چاقی شده است. همه ما سالهاست با روش های مختلف فقط سعی کرده ایم محصول را تغییر دهیم در حالی که هر چه تلاش برای تغییر محصول صورت گرفته بی فایده بوده چون صورت مسعله یا همان دستگاه اصلی که مغز هست دوباره فرمان تولید محصول قبل را می دهد وما اگر بخواهیم تا آخر عمر محصولی متاسب باشیم باید مشکل دستگاه را حل کنیم. مسعله این است که چرا چاق شده ایم نه اینکه چگونه چاقی را از بین ببریم. داستان چاقی من. استاد عزیزم من این داستان را دوباره به طور مفصل در دفترم نوشتم حالا به طور خلاصه سعی می کنم بگم براتون. من در دوران کودکی چیزی که از مادرم واطرافیان شنیدم بسیار لاغر وضعیف بودم طوری که وقتی وول می خوردم از یقه لباسم می زدم بیرون از بس ریز بودم 😀چیزی که خودم از دوران ابتدایی یادمه همیشه بد غذا بودم ووقتی گرسنه از مدرسه می اومدم خونه همیشه سر اینکه من ابن غذا رو دوست ندارم دعوا می کردم من تمام طول دوران مدرسه بدون خوردن صبحانه مدرسه می رفتم وتو مدرسه هم معمولا چیزی نمی خوردم برای همین ظهر خیلی گرسنه می اومدم خونه برای اول راهنمایی خانواده تصمیم گرفتن منو بفرستن به شهر خوزستان تا خونه داییم که عمم زن داییمم می شد درس بخونم ما خودمون در شهر سرد سیر زندگی می کردیم وتغییر آب وهوای شدیدی را تجربه کردم کلا فضای مدرسه خونه همه چیز برای من جدید ونو بود خانواده من هیچ کدام چاق نبودن واصلا درکی از چاقی ولاغری نداشتم وخونه داییم واطرافیانشان برعکس ما زیاد اهمیت می دادن من طبق معمول بدون صبحانه به مدرسه می رفتم وتو مدرسه با پول تو جیبیم همیشه یه ساندویچ می خریدم چون تو مدرسه قبلیم اصلا بوفه ای نبود که بخواد ساندویچ داشته باشه این برام یه اتفاق جدید بود کم کم عادت کردم تو مدرسه هر روز یه ساندویچ کالباس بخورم ظهر هم می اومدم خونه اشتهای عمه وداییم رو که هر دو چاق بودن می دیدم ودوست داشتم مثل اونا لقمه بزرگ بگیرم دیگه بد غذاییم از بین رفت دیگه از بوی ماهی وبادمجون سر خ شده متنفر نبودم به خودم اومدم دیدم دارم مثل اونا از اول تا آخر غذا می خورم یادمه عید که شد عمم می خواست برام لباس عیدی بخره هرچی شلوار لی امتحان می کردم هیچ کدوم سایزم نمی شد ناچار شدم یه شلوار مشکلی زنانه بگیرم خیلی تو ذوقم خورد واونجا بود که فهمیدم خیلی بدنم تغییر کرده در طول این شش ماه از اول مهر تا فروردین من کلا شده بودم یه آدم دیگه تا بستون که برگشتم خانوادم منو نشناختن تا مدتها تو کل فامیل راجی تغییر من صحبت می شد البته هیچ کس نمی گفت بده که چاق شده همه می گفتن چقدر خوشکل شده چقدر سفید شده وتازه تو همون سن کم چندتا خواستگار پیدا شد برام با اینکه من سنم خیلی کم بود این جوری شد که چاقی برام عادی شد از بعد اون دیگه هی چاقتر شدم هر زمان از چاقی شکایت کردم همه دلایلی مثل اینکه چاقیت ارثیه یا تو خوش گوشت هستی یا اینکه چاقیت دیگه تو بدنت جا افتاده همین جوریم خوبی تو مغزم فرو رفت بعدنم که ازدواج کردم بازم برای زندگی اومدم خوزستان چون تجربه چاقیم از اینجا شروع شده بود تو تصوراتم مطمعن بودم آب وهوای گرم اینجا وبی تحرکی ومصرف قرص ضد بارداری چاقترم خواهد کرد وهمین طورم شد بعدم بارداری وشیردهی وهمش باورهای اشتباه واشتباه وفورمول های وحشتناک وهر غذایی می خوردم ایمان داشتم جاقتر وچاقتر می شم خیلی تلاش کردم برای لاغری ولی همیشه اضافه تر برمی گشتم سر خونه اول انشالا الان که خداوند جواب دعاهامو داده وخودش به این مسیر هدایتم کرده کمکم کنه بتونم نتابج عالی بگیرم ودر این راه صبور وثابت قدم باشم استاد بزرگوار یه دنیا سپاس بی کران❤️🌹
نشان های دریافت شده
سلام
گام ۴: من هم فکر میکردم چاقی من ارثی هست چون مادر و دو تا داداشام یه کم تپل بودن ولی من بعد از ازدواج و حاملگی خیلی چاق شدم و پرخوری عامل این چاقی بود من عاشق غذا خوردن بودم غذای خونگی و اصلا به رستوران علاقه نداشته و ندارم چون توی رستوران من هر چی میخوردم سیر نمیشدم . به حدی من عاشق خوردن بودم که بچههام هم مثل خودم بودن اما به لطف خدا زمانی که در این مسیر قرار گرفتم ناخودآگاه بچههام هم کمتر میخورن ما ۵ نفر هستیم و قبلا ۵ پیمانه برنج میپختم و اضافه نمیومد اگر هم اضافه میشد خودم تا شب میخوردم شون اما الان ۳ تا پیمونه میپزم و اگر هم اضاف بیاد دیگه نمیخورم شون .
من شیرینی و کیک هم خیلی خوب درست میکنم و خیلی کم پیش میاد که شیرینی هام خوب نشن و همیشه عادت داشتم کیک درست کنم و همیشه توی یخچال کیک باشه اما یکروز دخترم بهم گفت مامان اگه میخوای کیک درست کنی کوچیک درست کن توی یخچال نمونه تا نخوریم دیدم درست میگه وقتی کمتر درست کنم کمتر هم میخورم .و اما مشکلات چاقی من .چند سال پیش گردنم درد میکرد رفتم دکتر که برام داروی شل کننده عضلات بنویسه که دکتر اصلا تزاشت من حرف بزنم فوری بهم گفت برو روی ترازو و وقتی عدد ۱۲۲ کیلو رو دید شروع کرد به دعوا کردن که خانم شما تا چند وقت دیگه کلی بیماری و دردسرهای زیادی پیدا میکنی و اینقدر دعوام کرد که دخترم به دکتر گقت شما بیزحمت فعلا دارو بدین برای گردنشون بعدا برای اضافه وزن میان خدمتتون .که دکتر ساکت شد و دیگه هیچی نگفت و من تا چند روز حالم گرفته بود و باعث شد به دنبال روش های لاغری برم که هیچ کدومشون نتیجه نداشتن و به لطف خدا با این سایت آشنا شدم و همین طور که توی این فایل استاد گفتن باید از همون مسیری که چاق شدیم لاغر هم بشیم چون برای چاق شدن زحمتی نکشیدیم پس برای لاغر شدن هم نباید سختی باشه و فشار به جسم .
ایراد اصلی چاقی من از ذهنم هست چون فرمولهای اشتباه در اون ذخیره شده که با گوش دادن به فایلهای استاد و عمل کردن به گفته های ایشون و انجام تمرینات و فکر کردن به لاغری انشاالله میتونم به تناسب اندام برسم و زندگی جدیدی رو شروع کنم
سلام من تازه امروز با این متد آشنا شدم توی اینستا گرام تبلیغ کردند که لاغری باذهن با هزینه های بالا از آنجایی که محتاطم اومد گوگل سرچ کردم ببینم اصلا یک متدی با این اسم هست که با سایت شما آشنا شدم فایل شماره ۱ را گوش کردم پس به امید خدا پیش به سوی پاکسازی ذهن از مخربات
نشان های دریافت شده
به نام خدا سلام خدمت استاد و دوستان همراهم 🌹
گام ۴ من نمیدونستم ذهنم را باید درمان کنم چون چاقی توی ذهنم بود ولی دنبال اضافه وزنم بودم و از روی ناچاری رژیم های زیادی می گرفتم به اشتباه مثل ماشینی که خراب بود هر کسی یک پیشنهاد میداد ومن انجام میدادم وقتی از همه رژیم ها خسته شدم دست به دامن خدا شدم از خدا خواستم یک راهی به من بده که ذهنم را درمان کنم و از دخترم خواستم که یک راه دیگر برام پیدا کنه و دخترم توی اینستاگرام گشت و لاغری با ذهن را برام پیدا کرد من تا ۲۰ سالگی متناسب بودم یادمه ۱۴ سالم بود روی ترازو رفتم ۴۰ کیلو بودم بخاطر سه بار حاملگی پشت سر هم چاق شدم و درد سرهام شروع شد
سلام خدمت استاد عزیز
استاد عزیز و دوستان خوبم من از بچگی خیلی لاغر بودم تا اینکه از راهنمایی شروع چاق شدنم بود خیلی برام سخت بود بر خلاف خواهرام من تپل و چاق شدم و همه بهم میگفتن تو ارثی چاقی و آبم بخوری چاق میشی تو لاغر بشو نیستی چو استرس داری چاقی کم تحرکو تنبلی و پر خور هر راهی بجز عمل برای لاغری انجام دادم رژیم های مختلف قرصای مختلف دمنوشهای مختلف پودر های مختلف ورزش که میگفتن ورزشو رها کنی چاق میشی دیگه کم خوری دیگه اسم رژیم می آمد استرس میگرفتم افسرده میشدم در واقع خسته شدم خیلی غصه میخوردم تا اینکه گوگل را سرچ میکردم با سایت تناسب فکری استاد آشنا شدم واز برنامه های رایگان شروع کردم آرامش پیدا کردم امیدوارم که با استاد و سایتشون ویاری خدا به آرزوم تناسب اندام برسم ببخشید خلاصه بود سرتونو درد آوردم ممنون از استاد عطاروشن مهربان 🌹🌹🙏🏻
به نام خدا
سلام
خدارو شکر که به این مسیر هدایت شدم.
مطمعنم این جواب درخواستم به خدای مهربونمه که ازش خواستم اندامم رو به اون شکلی که قبلا بودم برگردونه
❤من میخواهم و میشود❤
من ۳۱ سالمه.
از وقتی که یادمه همیشه خوش لباس و خوش اندام بودم.
همیشه وزنم یه وزن ثابت بوده.تا قبل از زایمانم ۱۱ سال بود که وزنم ۶۴ ونیم تا ۶۵ نه بالاتر میرفت نه پایین تر.
همیشه تحصین میشدم به خاطر استایل قشنگم.
اینم بگم که بدون هیچ رژیم خاصی یا ورزش خاصی.کلا شاید تو عمرم بیست جلسه باشگاه رفته باشم اونم به خاطر محیطش که انرژی بخش بود با دوستام میرفتم.تمرین هایی که سخت بود هم هیچوقت انجام نمیدادم.مخصوصا ورزش های شکم و پهلو رو.ولی همیشه اندامم زیبا و خوش تراش بود.واقعا تک بود🥰عاشقش بودم.هررر مدلو هرر لباسی میپوشیدم خوش مینشست به هیکلم.تا زمانی که باردار شدم .تو بارداری دوس داشتم بدنم قوی باشه پسرم قوی باشه و خوب رشد کنه.و ایجوری بود که خیلی خوب غذا و میوه و مغزهارو میخوردم.و ۲۵ کیلو اضافه کردم😭
بعد از زایمانم ۴ کیلو کم شد من موندم و ۲۱ کیلو اضافه وزن.وقتی بهش فکر میکردم دوسداشتم بمیرم.
چندماه بعد از زایمان شروع کردم ورزش
چون هیچوقت حوصله ورزش نداشتم فقط طناب میزدم .باورم این بود که طناب خیلی زود لاغر میکنه.
و همونطور شد.چهار کیلو از ۲۱ کیلو موند.البته ده ۱۵ جلسه بدنسازی هم رفتم .وچون همیشه میگفتم من یک ماه باشگاه برم لاغر میشم همونطور شد و بعد از یکماه کللی لباس هام گشاد شده بودن.کمرم داشت به حالت اول برمیگشت.ولی به خاطر پسرم که کوچیک بود نتونستم ادامه بدم و به وزن دلخواهم برسم.
و چون زیاد شنیده بودم که بعد باشگاه دوباره چاق میشن همه
مغز من هم گفت چشم قربان بعد باشگاه نرفتن چاقت میکنم.و دوباره برگشت سایزم.
رفت و رفت تاشد دوران قرنتینه عید من چون همیشه فعالیت داشتم به خاطر بیتحرکی منتظر بودم چاق بشم.چون فقط میخوردیم و میخوابیدیم.باز چاق تر شدم.
الان در حال حاضر نسبت به قدم ۳ کیلو اضافه وزن دارم.ولی دوسدارم به وزن و فرم قبل بارداریم برگردم.دوسدارم بجای ۳کیلو ۸ کیلو کم کنم.اخه دلم میسوزه لباس های قبل بارداریم رو که میپوشم اندازم نمیشه.دکمه و زیپاشون بزور میبنده.
دیگه بعضی از مدلا بهم نمیاد😢 مدلایی رو که دوسدارم، مدلایی که به کمر باریکا میاد دیگه بهم نمیاد.😖
وقتی بهش فکر میکنم دلم ضعف میره برا قبلا.
تصمیم گرفتم به جای غصه خوردن از خدا بخوام به اندام قبل برگردونه اندامم رو.
❤من میخواهم و میشود❤
و الان اینجا هستم که به خواستم برسم،خدا هدایتم کرد به اینجا تا بشود آنچه که میخواهم.من تو درخواستم به خدا گفتم که دوست دارم به راحتی و آرامش برسم به چیزی که میخوام.برای همین دیگه. نه لازمه ورزش کنم نه رژیم بگیرم نه خودمو خسته کنم.😌
دلیل چاقی من……
۱..همه میگفتن بعد زایمان هیچوقت شکمت صاف صاف نمیشه.
۲..بعد زایمان بخوای نخوای چاق میمونی.
۳..تو چون همیشه فعالیت داشتی وقتی کار نکنی چاق میشی.
۴..من قبلا فکر میکردم تناسب اندامم به خاطر میوه زیاد خوردنمه و بعد زایمانم میوه کمتر میخوردم و غذا خور شدم.
۵..من قبلا برنج خییلی کم میخوردم یه مدت بیشتر میخورم و همه میگن برنج چاق میکنه.
۶..من بعد از زایمان منتظر چاقی بودم.
چیزایی که یادم اومد اینا بود ولی مطمعنم باور های مسخره دیگه ای هم هست که رفته تو نا خود آگاه ذهنم و نمیزاره به شکل قبل مغزم عمل کنه و مثل قبلا که هرچی می خواستم میخوردم ورزش نمیکردم هیچ کاری برای تناسب اندام نمیکردم و سال های سال روی یه وزن و سایز مونده بودم باشم.
ممنون از استاد عزیز به خاطر این دوره عالی🌹🌹🌹
به نام خدایی که در این نزدیکیست … الهی شکر که به این مسیر زیبا هدایت شدم تا این همه اگاهی های ناب وارد ذهنم شود از همون دوران کودکی آدما توی ذهن من سه دسته بودن یه دسته ادمای چاق که من اونا رو دوست داشتم چون اکثراً ادمای خنده رو ،شادی بودن یه دسته ادمای لاغر که من زیاد اونا رو دوست نداشتم چون اون ادمای اخمو ،عصبی، بودن ویه عده ادمای متناسب که من عاشق اونا بودم که از نظر من اونا ادمای خاصی بودن ومن زیاد ازاین دسته ادمای اطرافم نمددیدم وفقط اونا رو توی فیلما میدیدم وتو عالم کودکی روبه روی تلویزیون مینشینم وبا دقت اندام اونا رو نگاه میکردم وبا خودم فکر میکردم که اونا غذاهای خاصی میخورن میوهها ی دست نیافتنی میخورن ساعت خوابشون منظم ، تفریحات شون برنامهریزی شده ست ساعات غذا خوردنشون باهمه فرق داره،وخلاصه اینکه اونا توی یه گوشه ذهن من یه جور خاص و منحصر به فردی معنی شده بودن وهیشه ارزو داشتم که وقتی بزرگ شدم من مثل اونا باشم اما باز با خودم میگفتم محاله وحتی تا قبل از هدایت شدنم به این مسیر زیبا باز هم رسیدن به این آرزو برایم دست نیافتنی و جزو محالات بود تا این که به لطف خداوند ، یه شب 🌃 که توی همین فکرو خیالا و رسیدن به ارزوی لاغری و تناسب اندام بودم ،وروز قبلش که به جور قرصای چربی سوزی که خودم درست کرده بودم و داشتم درباره اون سرچ میکردم یهو بالای صفحه گوشی دیدم نوشته لاغری با قدرت ذهن خیلی برام عجیب بود دقیقاً یادمه زمانی بود که من از همه جا نا امید بودم سریع برگشتم عقب توی گوگل در مورد لاغری با ذهن سرچ کردم وکلی فایل و مقاله بالا اومد ومن با تعجب تند تند مطالب رو میخوندم ومدام با هیجان و احساس عجیبی واسه همسرم توضیح میدادم و الان میفهمم که خداوند منو به این مسیر زیبا هدایت کرده تا من متوجه بشم که رسیدن به ارزوم اونقدرم که من فکر میکردم محال و دست نیافتنی نیست فقط من اگاهی نداشتم ، من از بچگی ادم چاقی نبودم حتی تا قبل از ازدواجم خیلی هم متناسب بودم اما بعد عقد مراسم 💒 عروسی کم کم اضافه وزن من شروع شد وبعد از بارداری هایم خیلی بیشتر شد .اون اوایل که بهم میگفتن چاق شدی زیاد ناراحت نمیشدم اما به مرور دیگه شنیدن این حرفا خیلی برام خوشایند نبود و تازه ناراحتم میشدم وکم کم رژیم، ورزش،باشگاه، پیادهروی،، دمنوش، قرص های چربی سوز پودرهای لاغری…. در زندگی من شروع شد و من هیچوقت به وزنی که مد نظرم بود نرسیدم ،، و حالا دلایل من واسه چاقیم. ارث و ژنتیک ، بیتحرک بودن، منظم نبودن واسه باشگاه رفتن و پیاده روی، و ورزش ، مصرف زیاد بستنی ، شیرینی و کیک ومصرف زیاد چای با هر چیز شیرین ، خوابیدن بلافاصله بعد از ناهار ، ریزه خواری، داشتن میل و اشتها ی زیاد در وعده های غذایی ، داشتن علاقه زیاد به چیپس و پفک ، خوردن اضافه غذای بچه ها ، خوردن اجیل و تنقلات تا اخرش ، خوردن غذا در حد خفگی، علاقه زیاد به غذاهای چرب و شیرین ، ازدواج، بارداری و زایمان، و اینکه سزارین باعث میشه که دیگه تا آخر عمر شکم تخت نشه ،……، البته همه این دلایل مربوط میشه به زمان قبل از اشنایی من با این مسیر الان دیگه من هیچ کدوم از اینا رو قبول ندارم ، حالا دیگه هرروز دارم یه چیز جدید یاد میگیرم دیگه حدود پنج ماهه که توی این مسیرم وهروز داره به اگاهی هام اضافه میشه وایمان دارم که ،هرکسی اگه دوست داشته باشه که متناسب بشه باید برای این کار وقت بزاره، فایل گوش کنه، مطالب سایتو بخونه، تمریناتشو انجام بده ، نظر بچه ها رو بخونه،زمان تعیین نکنه، عجله نداشته باش ، وترازو ،و وزن کردن از ذهنش پاک کنه، و همچنین خودم صد درصد با انجام این کارها و لطف خداوند و راهنمایی های استاد محترم متناسب میشم واگر تا الان به وزن ایده آلم نرسیدم حتماً هنوز کفه ترازوی لاغری در ذهنم سنگین نشده وانشا الله با جایگزین کردن فرمول های صحیح بجای فرمول های غلط در ذهنمون کفه ترازوی چاقی همه مون سبک وسبک تر بشه وکم کم از بین بره وبرای همیشه متناسب بمونیم. با آرزوی سلامتی برای استاد عزیز و همه دوستان..