✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 666 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
به نام خدا
انشای من:
من لیلا هستم
قصه من برای یک دو سال گذشته است. چون من همیشه لاغر بودم. همیشه خوش اندام بودم. من ذهن خوبی داشتم و باور داشتم همیشه متناسب و خوش اندام می مونم. اگر هم گاهی پیش می اومد که کمی وزنم می رفت بالا با یه نگاه به خودم می گفتم دوباره کم میشه و کم می شد! من به لاغری ذهنی ایمان داشتم. قبلا هم فایلهای رایگان استاد عطاروشن رو گوش داده بودم (فکر کنم قبلا ۱۰ تا فایل بود)
معمولا وزنم حدود ۶۰ بود وزن ۵۸ رو دوست داشتم و این وسط وزنم بالا پایین می رفت. یه روز دیدم کمی شکمم چاق تر شده. شده بودم ۶۳ فکر کنم. و می دونم اونم تاثیرات ذهنی بود که باید از بین می رفت. داشتم به این فکر می کردم و با حرفهای دیگران در ذهنم مقابله می کردم که اتفاقات خانه نشینی کرونا پیش اومد. اینقدر حرف از چاقی شد، اینقدر نوشته هایی رو خوندم و آدمهایی رو دیدم که می گفتند تو خونه نشستیم می خوریم و چاق می شیم… حرفهایی که خیلی هاش رو شنیدید.
متاسفانه چون شرایط روحی خوبی نداشتم خودم رو رها کردم و بعد از چند ماه احساس کردم چاق تر شدم و وزنم شده ۶۶-۶۷. به خودم اومدم و دوباره شروع کردم به ساختن و پیدا کردن باور های درست. این وسط راه های اشتباهی هم رفتم. ورزش توی خونه با استرس! رژیم!!! دمنوش!!! هر بار وزنم تا ۶۵ می اومد و دوباره برمی گشت. دنبال دوره بودم. دنبال یه جایی بودم که انگیزه ام بیشتر بشه و راه درست رو پیدا کنم. اومدم اینجا اما نمی دونم چی شد که دوباره گم شدم و رفتم یه گروه دیگه. دو ماهی اونجا روی ذهنم کار کردم و شدم ۶۳. خیلی خوشحال بودم اما اونجا رو دوست نداشتم. ته ذهنم می گفت فقط استاد عطاروشن. احساس می کردم اون گروه دائم حرفهای استاد عباسمنش و استاد عطاروشن رو کپی می کنند.
وقتی دوباره اومدم اینجا دیدم این مسیر لاغری من اینجا بوده مثل آب در کوزه و من تشنبه لبان!
با تعهد شروع کردم. شروع کردم به نوشتن تا یادم نره و دوباره گم نشم.
خیلی خوشحالم. خیلی احساس خوبی دارم. مطمئن هستم بهترین و درست ترین راه همین راهه.
(سعی کردم خیلی خلاصه بنویسم که دوستان اگر تمایل به خوندن داشتند حوصله شون سر نره!)
برای همه دوستان آرزوی سلامتی و تناسب اندام دارم. زندگی تون پر از عشق و برکت.
به نام خدا
سلام استاد بله درسته زمانی که با تلاش زیاد و راهای زیاد و کار هایی که فقط رو. اعصاب ما تاثیر خوبی نداشت رو انجام میدادم که تاثیرش موقت بود یا گاهی به جای این که بهترشه بدتر هم میشد که به لطف خدا در مسیر صحیح لاغری با ذهن قرار گرفتم و اول لطف خدا و بعد شما استاد ممنون بابت زحماتتون الان احساس میکنم که اول از همه اعصابم آروم تر از قبل شده و به صورت ناخودآگاه همیشه با خودم میگم که این مسیر همون مسیر درسته مسیر واقعا درست اشتیاق همیشگی و استمرار رو داره که من در این مسیر هر روز مشتاق تر و مشتاق تر میشم
خیلی ممنونم
سلام به دوست خوبم جنابت عطار روشن همشاگردی عزیزم من محبوبه هستم یه خانم متاهل ۳۴ ساله با قد۱۵۸ ووزن ۷۳ کیلو گرم . وقتی گفتید که به صورت انشاء داستان چاقی رو بنویسم واینکه از کجا شروع شد این چاقی رفتم به زمان های خیلی دور من در کودکی بچه ی متناسبی بودم در دوران نوجوانی هم همیشه مواظب بودم تا چاق نشوم اون موقع ها اصلا به شیرینیجات علاقه نداشتم وفقط ترشیجات میخوردم لواشک قرقوروت آلوچه ودختر شر وشور واکتیوی بودم همش درتکاپو گشت وگزار بودم پیاده روی زیادی داشتم ووزنم هم بین ۵۵ تا ۵۷ بود تا این که نامزد کردم همسرم به شدت منو محدود کرد درخانه واجازه بیرون رفتن نداشتم واون همه تحرک وپیاده روی کلا از بین رفت وشدم یه دختر افسرده واز اونجا میل به خوردن شیرینیجات در من قوت گرفت وشروع به خوردن شیرینیجات کردم ششم ماه بعد که ازدواج کردم وزنم به ۶۲ رسیده بود ومن عاملشو خونه نشستن میدونستم والبته وقتی خیلی ناراحت وعصبی میشدم میل به خوردنم زیاد تر میشد .
بعد از ازدواج محدودیت ادامه داشت ومن که حالا از ۶۲ به ۶۵ ویا بیشتر رسیده بودم عزمم راجذم کردم تا دوباره لاغر شوم ویک رژیم وحشتناک رو شروع کردم به مدت دوماه از خوردن نون وبرنج خودم رو محروم کردم والا عملا چیزی نمیخوردم وزنم به سرعت کم شد چون شنیده بودم چربی تازه زود آب میشه ولی بدن لرزه گرفته بودم واعصاب هم به خاطر کمبود ویتامین ضعیف شده بود ریزش موی شدید گرفته بودم ودقیق یادم نیس درمدت چند ماه من وزنم به ۵۰ کیلو رسید بعد از اون رژیم رو رها کردم نه اینکه برم سر پله اول ولی خوب باز وزنم بالا رفت کم کم شاید تا دوسال بعد به وزن ۶۳ کیلو رسیدم وبعد از اون باردار شدم درایام بارداری خیلی ویار داشتم واصلا چیزی نمیخوردم در ایام بارداری وزنم کم شد ودر آخر رسیدم به وزن خودم ولی بعد زایمان همه میگفتن بخور شیره زیاد بشه ومن میخوردم باکس باکس دلستر واب قلم لیوان لیوان میخوردم تاشیرم زیاد بشه و به یکی دوماه نرسید که بالاترین وزنی که تجربه نکرده بودم رو تجربه کردم واونم وزن ۷۸ کیلو خلاصه دوباره یک سال با همین وزن ادامه دادم وبعد رژیم خلاصه این پروسه ادامه داشت تا به این سن رسیدم وحالا یکی از این عوامل رو یکی بیتحرکی میدونم ویکی اینکه نمیتونم جلوی ولع خوردنم رو بگیرم اصلا مخصوصا آلان واین دوره با اومدن این بیماری خونه نشینی تفریحم شده خوردن ریزه خوری والبته بیشتر وبیشتر خوردن تنقلات وشیرینیجات خوردن وغذاهای سرخ کردنی وفست فودی والبته فکر میکنم وقتی سن بالا میره اضافه وزن هم اتفاق میافته واراده قبل رو ندارم ونمیدونم رژیم بگیرم والبته یکی از مشکلاتم اینه که وقتی کم میخورم عصبی میشم وتن لرزه میگیرم امیدوارم کامل نوشته باشم
شاد وپیروز باشید
بنام خالق زیبایی ها باسلام وعرض ادب خدمت استادگرامی دلیل چاقی من کم تحرک بودن من است خب من خیلی ازاطرافیانم را میبینم ک خواب زیادی دارند ولی اصلا چاق هم نیستن پس کم تحرک بودن من نمیتونه دلیل چاقی من باشه دلیل دوم چاقی من اینکه همیشه میگم من مث مادرم هستم درحالی ک بقيه خواهرانم اصلا چاق نیستن پس اینهم نمیتونه دلیل چاقی من باشه دلیل سوم من تیروییدکم کارمن ک خیلی ازاشخاص میشناسم ک تیرویید دارند ولی چاق نیستن پس اینهم نمیتونه دلیل محکمی برای چاق بودن من باشه من بسیارکم خوراک هستم وهمیشه تکراراین جمله ک من هواهم میخورم چرا چاقم درحالی ک میدونم همچنین چیزی صحت نداره ک باخوردن آب کسی چاق بشه پس این هم نمیتونه دلیل برای چاقی من باشه من راهکارهای زیادی راامتحان کردم برای لاغری پزشک رژیم ک ب وزن ایده آل رسیدم ولی بعدازدوسال دوباره وزنم برگشت باشگاه رفتم بازهم وزن سابقم برگشت یکسال ب ک بدنبال همچنین چیزی بودم لاغری باذهن وهربار ک مطالب میخوندم توسایتها سایت لاغری باذهن برای من بازمیشد ولی بخاطرهزینه دوره اموزشی موفق ب شرکت دراین دوره ها نشدم وکم کم ناامید شده بودم ک سایت شما لاغری باذهن رایگان ب چشمم خورد وبا گفتن خدایا شکرت واشتیاق زیادی شروع ب گوش کردن فایلها کردم وخدارا سپاسگزارم ک دراین مسیر من راهدایت کرد ومن بعدازپیداکردن دلایل چاقی وتحلیل انها پذیرفتم ک خودم مسول چاقی خودم هستم ازشماجناب عطارروشن ممنونم بخاطرایجاداین سایت امیدوارم موفقیتهای بالاتری راکسب کنید
با سلام خدمت استاد عزیز
به گفته مادرم من از دوران نوزادی چون تنها باشیر مادرم سیر نمیشدم شیر خشک هم به من میدادن که سیر بشم برای همین همیشه توپول بودم بعدها که بزرگترشدم وقیافه واندامم شکل گرفت همه گفتن عین مادربزرگش شده چون من چاقی موضعی پیدا کردم وهمه منو عین اون خدابیامرز میبینن ازطرف خانواده پدری هم ارثی همه چاااقن اشتهای خیلی زیادی هم دارم و ازهیچ غذاوخوراکی بدم نمیاد وبه گفته دوستان واشنایان غذا رو با لذت میخورم طوری که بقیه هم هوس میکنن غذا بخورن خوردن عصبی هم البته دارم ریزه خواری هم میکنم فعالیتم خیلی کمه ولی گاهی پیاده روی میرم از ورزش متنفرم وخودم هم قبول کردم که چاقم دیگه واین موضوع منو ناراحت میکنه همیشه هرچی سنم بالاتررفته بیشتر اذیت میشم از حرف ونگاه بقیه واعتمادبنفس اصلا ندارم
باتشکر 🌺
سلام
خب من نظر همرو خوندم حالا نوبت منه.
چرا من چاقم و چاق شدم؟
من نسبت به سه تا برادرم از بچگي گرد و توپول تر بودم
چاق نبودم ولي لاغر هم نبودم
خودم با خودم اولش مشكل نداشتم ولي توي مدرسه دوران دبستان دخترا اكثرا لاغر بودن بمن توپول ميگفتن و من اينو اصلا دوست نداشتم.
سعي ميكردم گوشت نخورم چون فكر ميكردم گوشت باعث چاقي ميشه.
خوبم نتيجه داد البته و من خيلي لاغر شدم ولي مدتي بعد دوباره پر شدم نه چاق.
ديگه با اين موضوع كنار اومده بودم تا دوران آخر دبيرستان و تغييرات هورموني يسري دارو مصرف كردم كه تو مدت سه ماه بي نهايت چاق شدم.
اون شروع چاقي من شد و شروع تلاشهاي جدي و انواع رژيمها و ورزشها براي لاغري.
چرا امروز كه ٣٢ سالمه چاقم هنوز؟
قدم ١٦٦ وزنم ٧٢
من از بچكي تحرك رو دوست ندارم اين حتما يه عامله
البته الان مدتيه پياده روي رو حتما ميكنم و احساس ميكنم كمك ميكنه
شغلم شغل بي تحركي بود كه روزي ١٢ ساعت روي صندلي بودم
كلا استخونوام درشته لاغر لاغر هم شدم ٥٣ كيلو بازم هنوز نسبت به لاغرا كمي گردترم
اين عامل مهمترينه
صادقانه من احساسي و عصبي غذا ميخورم اين عامل اصليه
٩٠٪ موارد بدون اينكه گشنم باشه ميخورم
من غذاهاي چرب و فست فود و برنج و روغن و شيريني نخوردم كه چاق شدم
من اصلا گشنم نميشه ولي خسته ميشم ميرم اشپزخونه
ناراحت ميشم در بخچالو باز مبكنم
استرس ميگيرم ميخورم
خيلي خوشحالم ميخورم
بيكارم ميخورم
يه رابطه عاشقانه به خوردن دارم دلم بي نهايت ميگيره اگه چند ساعت نخورم !اصلا هم گشنم نيست ولي ميخورم
ميوه ميخورم لبنيات خيلي ميخورم خشبكار ميخورم
اره همه سالمن ولي من به تكرر و بدون حس گرسنگي ميخورم
بعد هم عذاب وجدان ميگيرم
يه خسي ميگه كه تو چاقي مثلا اينارم بيخود خوردي
حالا بيشتر بخور تا تنبيه شي تا ديگه از فردا هيچي نميخوري!
من سالهاست اينطور بيمارگونه خودمو تنبيه كردم و خوردم و خوردم و نخوردم و نخوردم
خسته ام از اينكه ٢٤ ساعت به فكر غذام
خسته ام از همه اين مسائل مربوط به چاقي
من بي نهايت
بي نهايت باور دارم و مطمئن هستم مشكل اصلي ذهن منه اما تا امروز كتابي نبود كه بهم كمك كنه امروز ابا اين گروه اشنا شدم و قلبم بهم ميگه صد در صد كليد مشكل اينجاست و من ذهن عزيزمو باز و آماده ي يادگيري تمام درسها گزاشتم.
ممنون از شما
الهام
باسلام
من دلیل چاقی ام راترس ازچاقی واین طرز فکرمیدانم که باخوردن هرچیزی که سبب افزایش وزن میشود احساس میکنم وزنم سنگین شده وبا گرفتن حتی چند روز رژیم فکرمیکنم وزنم کم شده است .طرز فکر اینکه هروقت بخورم چاق میشوم ترس ازانواع بیماریهایی که باچاقی همراه است باعث میشود من پس از خوردن ،خودم راسرزنش می کنم و احساس میکنم دارم بیمارمیشوم واین خلقم راپایین می آورد وبرای خلق بالا دوباره میخواهم بخورم ومن دریک چرخه گیرمیکنم.موضوع که خیلی من رادرفکر فروبرداین بود که به جای راه حل برای چاقی دنبال دلیل چاقی باشیم.ممنونم ازشما
سلام عرض میکنم خدمت شما استاد محترم
من به شکفتی های قدرت ذهن ایمان کامل دارم و مطمئن هستم خدای مهربونم منو به این سمت هدایت کرده چون دنبال راهی بودم که به راحتی تو وزن ایده ال خودم بمونم دلایل چاقی من از دوران کودکی فکر میکنم باشه من خوردن غذاهای چرب و فست فوو خوردن شام برنج و نون زیاد باعث چاقی من شده خوردن نهار بیشتر از ۵ قاشق برنج و کم تحرکی خواب زیاد و استعداد چاقی از خانواده اینها دلایل چاقی من هستند ورزش نکردن من الان ورزش میکنم و عاشق ورزش هستم ولی وقتی رژیم خودم رعایت نمیکنم چاق میشم در صورتی که وقتی دقت مکنم میبینم خیلی زیاد غذا نمیخورم ولی توی ذهنم به این باور رسیده که وقتی رژیم نگیری چاق میشی میخواهم بدون هیچاسترس و نگرانی غذا بخورم توی وزن ایده الم بمونم خدایا شکرت .تشکر ازشما استاد محترم برای این لاغری با ذهن
نشان های دریافت شده
بنام خدا
دلیل چاق شدن خودم را مینویسم
یکی از،دلایل این بود که دوست داشتم چاق بشم چند کیلو را نمیدانم چون نوجوان بودم و خیلی لاغر فکر میکردم همه به چشم یک لاغر مردنی ویا ضعیف بهم نگاه میکنند .اون زمان دهه ی شصت هر،کی چاق بود همه دوستش داشتن خوشکل بود خوش هیکل خوش لباس بود قوی بود و خیلی چیزهای دیگه .من از جوانی شروع به اضافه وزن کردم و فکر میکردم علتش چون هر،روز با دوستام تو دانشگاه نهار میخورم بیشتر برنج میخوردم تند تند غذا میخوردم خودم علتشو این میدونستم یا میگفتم استعداد دارم که دارم،چاق میشم .
مشکلات من با اضافه وزنم موقعی شروع شد که تو مدرسه مانتو گشاد میپوشیدم روم نمیشد بدوم احساس میکردم از همه بزرگترم تو بازیهای مدرسه والیبال ،وسطی دیگه روم نمیشد شرکت،کنم در صورتی که،قبلا همش سر،من تو مدرسه دعوا بود که بیان تو گروهم چون همیشه برنده بودم اما با اضافه وزن دیگه نتونستم آن فعالیت را داشته،باشم .
یکی دیگه مشکلات من،با چاقی وقتی عقد کردم لباس عروسم تنگ بود خیلی خجالت کشیدم جلو فامیل شوهرم بعد هم باردار شدم و،به همین دلیل که باید به اندازه دو نفر غذا بخورم هیچ رعایت نکردم تا به،۸۰ کیلو رسیدم بعد زایمان هیچ اضافهوزنم کم،نشد تا با شیردهی که بازم باید میخوردم که شیرم زیاد،بشه تو همون ۸۰،ماندم و مشکلات پا درد احساس سنگینی مشکل لباس پوشیدن همه به سراغم آمدند
اینم از دلایل و مشکلات چاقی من .
نشان های دریافت شده
بنام خدا
من چراچاق شدم .درطی سالهامن دلایل زیادی برای چاقی وچاق موندن خودم داشتم مثل پروخوری وکم تحرکی وخیلی چیزهای دیگه مثل روغن اضافه کردن به غذامثل خواب بعدازناهارمثل خوردن غذاهای پرچرب وپروتیین دار و ورزش نکردن و خوردن دارو .
ودرمن این باوروجودداشت که من چاقم چون خلقت من وشانس من همین هست و خواهد بود.
درطی تمام زندگیم که خودموشناختم چاق بودم و همیشه درزمانهایی ازاطر افیانم به خاطرچاقی طردمیشدم وهیچ دوست به خصوصی نداشتم درتوجه کردن به چاقی مشکلی نداشتم چون بچه که باشی همه چیزازنظرت به اندازه ی افکارت بی نهایته درسته که من چاقی رونمیفهمدم چی هست ولی احساسم به من این درک رومیدادکه یکجا ی کارایرادداره .همیشه مادرم دلیل چاقی منودارودادن به من میدونست وبه همه میگفت که اگه این داررو روبخوره به اندازه ی یک فیل غذامیخوره .وحالادرنظربگیریداحساس من دراون زمان چی بود و تفکرات من وتصوراتم منوتاکجامیبرد.به من میگفتن که چاقی من ارثیه درحالیکه ارثی نبودهمونطورکه درفایل دوم مسیر لاغری من گفته شدچاقی من آموزشی بودومن چاقی رویادگرفتم که حالاچاق هستم .درطی تمام عمرم این افکار ومرورمیکردم که چرامن چاقم وکسانیکه میشناسم چاق نیستن .همهی مادلیل چاق بودن خودمونوارثی بودن میدونستیم ولی حقیقت اینه چاقی ما به مامنتقل شده چطور.؟مثل یک ویروس .همه ی مامیدونیم زمانیکه مراقب نباشیم ویاحتی اگرهم مراقب باشیم به صورت خواسته یا ناخواسته دچارمریضی میشیم که اکثرا هم ناخواستس . مراقبت میکنیم که سرمانخوریم ویامشکلی برامون پیش نیاداما ما بازهم دچارمشکل میشیم . چرابه این دلیل که ما همیشه ترس وواهمه داریم وخیلی به چیزی که وجودنداره توجه میکنیم و براش آموزش هایی دیدیم وبهش فکرمیکنیم .درموردچاقی من تمام عمرم چاقی رویادگرفتم واموزش دیدم ازخانوادم اینکه چه قدر غذابخو رم چطوررفتارکنم من ازخونوادم کپی میکردم وهمه ی اطلاعات رو ازاونها درذهن خودم ثبت می کردم وبه عملکرددرزندگیم نشونش می دادم و به همین خاطر هم هست که من چاق شدم .فرق زیادی بین ارث وانتقال وجود داره
ارث چیزی هست که در درون جسم وجود داره درژن افراد درسلولهای ماهست که ازقبل نوشته شده وهیچ اختیاری دراون نداریم اما انتقال به این شکل هست که به ماتزریق میشه یامااونوانتخاب میکنیم یابه سمت ماجذب میشه پس چاقی رو ما با یادگرفتن از آموزشهای اطرافیان یادگرفتیم واونودرزندگی عمل کردیم اینکه چی بخوریم چطورباغذا رفتار کنیم همه ی لحظاتی که من درکنارخونوادم بودم تک تک کارهایی که انجام می دادن رویادگرفتم وبه حافظه وذهنم منتقل کردم و همه ی اونها تبدیل به کدهایی شدکه بدن منودرمسیر چاقی قرارمیداد چاقی من به خاطر آموزش دادن من به ذهنم بودحتی درزندگی هم رفتارهایی که انجام می میدادم برگرفته از افکاروباورهایی بودکه خونواده به من منتقل کردن ومن نقشی دراونهانداشتم درتمام زندگیم اگرمیدونستم که به این شکل من چاق شدم شایدبهترمیتونستم عمل کنم اما حالا که فهمیدم آموزشهای لاغری روجایگزین میکنم ولاغرمیشم یک نمونه از رفتارهایی که میشناسم این هست که من تارسیدن به فشارودردغذارومیخورد م وبازهم بعدش میخوردم موضوع اصلابحث سرغذانیست موضوع نحوه ی رفتارمان باموادغذایی هست وافکاری که من درباره ی موادغذایی دارم که باعث میشه زمان مواجه شدن با غذا چنین رفتاری داشته باشم همه ی ماچاقی روازخانواده یادگرفتیم به ما سبک زندگی وتفکرشون منتقل شده به خاطر همین به این مرحله رسیدیم .چون حق انتخابی نداشتیم مثل حرف زدن مثل خیلی ازچیزهایکه ازخانواده یادگرفتیم افکارماوباورهای ماوطرزرفتا مابراساس آموزش خانواده تغییرکردومابه سمت آموزشها یی که داده شده حرکت کردیم درچاقی هم به همین شکل بوده سالهامن درترس ازچاقی وچاق ترشدن بودم اماالا ن درک میکنم که چاقی من به خاطر آموزشهای هست که ازخانوادم دیدم .مثل غذاهرچقدربیشترباشه سیرترمیشم ویابرای اینکه سیربشم بابرنج نون میخورم ویااینکه برای اینکه غذاخوشمزه ترباشه وجلوه ی غذابیشترباشه پرچرب ترمیشه وزمانی هم که اقدام میکردم برای رژیم بیشتربهم یادمیدادن که چه غذاهایی بیشترباعث چاقی میشه وچه کارهایی بایدبکنم که چاق نشم دوباره ودرواقع هم من هم اونها انتظار چاقی وچاقترشدنوداشتیم چون سالها به این شکل زندگی کرده بودیم من چاق شدم چون چاقی روزندگی کردم وبه عنوان بخشی مهم از زندگیم پذیرفته بود مو بنابراین من چاق موندم وچاقترشدم من تمام زندگیم درمسیرچاقی بودم حتی در زمانیکه رژیم میگرفتم برای لاغرشدن چون بعداز رژیم من برمیگشتم به زندگی قبل خودم وزندگی قبل من هم چاقی بودپس برای لاغرشدن لاغری روبایدیادبگیرم تالاغربشم ..ودرمسیرزندگی تغییرایجادکنم .حتی یادبگیرم که اگرمیخوام که لاغربشم برای فقط خودم باشه نه برای راضی کردن همسرنه برای بچه دارشدن ویابه دست آوردن تمجیددیگران بایدبه چاقی به عنوان یک تجربه وبه لاغری به عنوان یک علاقه وفقط علاقه ای به اینکه ایجادتغییرکنم برای خودم فکر کنم واینطوردرمسیرلاغری قرارمیگیرم ولاغرمیشم.چون بااحساس نیازبه لاغر ی مانع از لاغری خودم میشم وبهش زمانیکه به عنوان علاقه نگاه کنم راحت تردرمسیرقرار میگیرم. با سپاس فراوان از شما.