0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

۳۳ ساله بودم و اضافه وزن زیادی داشتم که فهمیدم مسیر لاغری من از همون اول اشتباه بوده. سال‌ها هر رژیم و روشی که فکرش رو بکنید امتحان کرده بودم، ولی هر بار نه‌تنها لاغر نشده بودم، بلکه از قبل هم چاق‌تر شده بودم. امروز می‌خوام بگم مشکل کجا بود و کلیدی که بدون اون هیچ‌کس نمی‌تونه لاغر بشه و لاغر بمونه چیه.

این نوشته، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر اومدی، خوش اومدی. پیشنهاد می‌کنم اول ویدیوی این جلسه رو با دقت ببینی و بعد این متن رو بخونی.

🙋‍♂️ من و اضافه وزن

برای دوستانی که تازه با من آشنا شدن، اول یه کم از خودم بگم. من حدود ۳۵ سال اضافه وزن داشتم. اولین بار وقتی حدود ۸۵ کیلو بودم رژیم گرفتم. با هر رژیم ۵ یا ۱۰ کیلو کم می‌کردم، ولی وقتی رژیم رو کنار می‌ذاشتم، بیشتر از اون چیزی که کم کرده بودم برمی‌گشت. بنابراین هر رژیم من رو یه پله چاق‌تر می‌کرد تا رسیدم به ۱۳۵ کیلو.

در اون سال‌ها به خاطر اضافه وزن، بیماری‌های مختلفی هم سراغم اومده بود؛ مثل دیابت، فشار خون، کبد چرب، زانو درد، کمر درد، تنگی نفس و خروپف شبانه. هر راهی که می‌رفتم به بن‌بست می‌رسید. بعضی‌ها رو می‌دیدم که لاغر می‌شن، ولی برای من انگار هیچ راهی وجود نداشت. نتیجه‌ی هر تلاشم یه وزن بالاتر، یه ناامیدی بیشتر و یه حال بدتر بود.

جرقه‌ای که همه چیز رو عوض کرد

از یکی دو سال قبل، با استفاده از قدرت ذهن نتیجه‌های بزرگی در بخش‌های دیگه‌ی زندگیم گرفته بودم؛ از نظر مالی، روابط و کارم. ولی هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم بشه از همین قدرت ذهن برای لاغری هم استفاده کرد. چون اون موقع هیچ‌کس چنین حرفی نمی‌زد. همه یا می‌گفتن رژیم بگیر و کالری بشمار، یا می‌گفتن ورزش کن، یا جراحی و پیکرتراشی رو پیشنهاد می‌دادن.

یه روز که دیگه واقعاً خسته شده بودم، نشستم و از خدا کمک خواستم. گفتم من هر کاری بلد بودم کردم و نشد. مگه می‌شه یه قفلی باشه و کلید نداشته باشه؟ همون روزها این فکر به ذهنم رسید که «تو که در بخش‌های دیگه‌ی زندگیت از قدرت ذهن نتیجه گرفتی، چرا برای لاغری ازش استفاده نمی‌کنی؟ مگه بدن تو از این قانون جداست؟»

از همون روز شروع کردم به تحقیق و فکر کردن و هر چیزی که پیدا می‌کردم روی خودم امتحان کردم. نتیجه این شد که بدون رژیم، بدون گرسنگی کشیدن، بدون باشگاه و بدون هیچ قرص و دمنوشی، در عرض ۷ ماه به وزن ۸۰ کیلو رسیدم. از اون موقع تا امروز هم بدون رژیم و کالری‌شماری و بدون استرس چاق شدن، روی همین وزن موندم.

وقتی اطرافیانم تغییرم رو دیدن، اولین سؤالشون این بود که «معده‌ات رو عمل کردی؟». وقتی براشون توضیح دادم چه کار کردم، دیدم چقدر آدم‌ها مثل گذشته‌ی خودم دارن در این مسیر زجر می‌کشن. برای همین سایت تناسب فکری رو راه انداختم تا این آموزش‌ها رو با بقیه هم در میون بذارم. خدا رو شکر در این سال‌ها هزاران نفر وارد این مسیر لاغری شدن و نتیجه‌هاشون رو در بخش نظرات سایت نوشتن.

مسیر لاغری

🧠 بدن فرمانبر ذهنه

برای اینکه کلید لاغری رو بفهمی، اول باید یه اصل ساده رو بدونی. ما انسان‌ها دو بخش داریم: یه بخش جسمی که همین بدن ماست، و یه بخش ذهنی و روحی. سؤال اینه که کدوم یکی اصله و کدوم یکی فرعه؟

جواب ساده است. وقتی ذهن و روح یه آدم از بدنش جدا می‌شه، اون بدن با همه‌ی عضله‌ها و استخون‌ها و قلب و مغزش، حتی نمی‌تونه یه پلک بزنه. یعنی همه‌ی قدرت دست ذهن و روحه و بدن فقط ابزاریه که در اختیار ذهن قرار داره.

همین الان تصمیم بگیر دستت رو بالا بیاری. اول در ذهنت این تصمیم گرفته شد و بعد دستت بالا اومد. اگه ذهنت این دستور رو نمی‌داد، دستت هیچ‌وقت خودش تکون نمی‌خورد.

خیلی ساده‌ترش اینه که بدن ما هیچ کاری رو خودسرانه انجام نمی‌ده. هر کاری که بدن انجام می‌ده، اول در ذهن تصمیمش گرفته شده. حالا ببینیم این موضوع چه ربطی به چاقی و لاغری داره.

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌ده؟

بیشتر آدم‌ها فکر می‌کنن چاقی یه مشکل بدنیه و برای همین می‌رن سراغ بدنشون. می‌گن شکمم اومده جلو و پهلوهام زده بیرون، پس باید غذای این بدن رو کم کنم، به زور ورزشش بدم، چربی‌هاش رو با جراحی بردارم یا معده‌اش رو کوچیک کنم.

یعنی تقریباً همه‌ی روش‌های لاغری فقط با بدن کار دارن و هیچ‌کدوم سراغ ذهن نمی‌رن. نتیجه‌اش هم اینه که بیشتر کسانی که با رژیم و ورزش لاغر می‌شن، بعد از مدتی به وزن قبلی یا حتی بیشتر از اون برمی‌گردن. حتی خیلی از کسانی که جراحی معده یا پیکرتراشی انجام می‌دن، بعد از چند سال دوباره وزنشون بالا می‌ره.

دلیلش اینه که همه‌ی این روش‌ها سراغ نتیجه‌ی چاقی رفتن، نه سراغ علت اون. بنابراین تا وقتی علت سر جاش باشه، نتیجه هم دوباره برمی‌گرده.

مثال کامپیوتر و چاپگر

برای اینکه این موضوع رو راحت‌تر بفهمی، ذهنت رو مثل یه کامپیوتر در نظر بگیر و بدنت رو مثل یه چاپگر. فرض کن در کامپیوتر نوشته شده «من چاقم» و تو دکمه‌ی پرینت رو زدی. برگه‌ای که از چاپگر بیرون میاد هم همین جمله رو داره.

حالا تو از این جمله خوشت نمیاد. برای همین با لاک غلط‌گیر روی «من چاقم» رو می‌پوشونی و با خودکار می‌نویسی «من لاغرم». رژیم گرفتن، ورزش اجباری و جراحی دقیقاً همین کار رو می‌کنن. یعنی با زور و گرسنگی و سختی، روی برگه‌ی چاپ‌شده دست می‌برن.

ولی فایل اصلی در کامپیوتر هنوز همون «من چاقم» است. بنابراین به محض اینکه رژیم رو کنار بذاری، دوباره همون جمله چاپ می‌شه و این بار حتی پررنگ‌تر. یعنی از وزن قبلیت هم چاق‌تر می‌شی. من سال‌ها همین اشتباه رو می‌کردم. هر بار می‌رفتم سراغ بدنم و می‌گفتم باید کمتر بخورم، باید بدوم، باید دمنوش بخورم. غافل از اینکه تا وقتی فایل اصلی در ذهنم عوض نشه، بدنم هم عوض نمی‌شه.

چرا لاغر نمی‌شم؟

⚠️ چرا بعد از رژیم از قبل هم چاق‌تر می‌شیم؟

مهم‌ترین وظیفه‌ی ذهن ناخودآگاه ما اینه که ما رو زنده نگه داره. ذهن کاری نداره که تو دوست داری در یه مهمونی لباس قشنگ بپوشی یا اندام متناسب داشته باشی. ذهن فقط یه چیز رو می‌فهمه: این آدم باید زنده بمونه. برای ذهن، چربی‌های بدن یعنی ذخیره‌ی انرژی برای روزهایی که غذا پیدا نمی‌شه.

حالا وقتی رژیم می‌گیری و غذات رو کم می‌کنی، ذهن نمی‌دونه که تو برای لاغر شدن رژیم گرفتی. ذهن فکر می‌کنه قحطی شده و غذا پیدا نمی‌شه. برای همین بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده تا انرژی کمتری مصرف بشه؛ درست مثل وقتی که برق رفته و گوشیت ده درصد شارژ داره و تو نور صفحه رو کم می‌کنی تا گوشی دیرتر خاموش بشه.

به همین دلیل وقتی رژیم می‌گیری، بی‌حال و خسته و کم‌حوصله می‌شی و زود عصبانی می‌شی. ذهن در تمام مدت رژیم منتظره که این قحطی تموم بشه. وقتی بالاخره خسته می‌شی و رژیم رو کنار می‌ذاری، ذهن سریع شروع می‌کنه به ذخیره کردن و این بار بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه، تا اگه دوباره قحطی شد غافلگیر نشه.

این دقیقاً بلاییه که سر من اومد. من از ۸۵ کیلو رژیم گرفتن رو شروع کردم و با رژیم‌های پشت سر هم به ۱۳۵ کیلو رسیدم. شاید اگه همون موقع رژیم نمی‌گرفتم و با بدنم نمی‌جنگیدم، هیچ‌وقت به ۱۳۵ کیلو نمی‌رسیدم.

خیلی ساده‌ترش اینه که وقتی رژیم می‌گیری، داری با ذهنت می‌جنگی. در این جنگ هم همیشه ذهن برنده است. چون اراده‌ی ما محدوده و بعد از یکی دو ماه یا چند ماه خسته می‌شه، ولی ذهن ناخودآگاه ۲۴ ساعته بیداره و هیچ‌وقت خسته نمی‌شه.

🔑 کلید اصلی مسیر لاغری

حالا کلید کجاست؟ کلید اینه که دست از سر بدنت برداری و بری سراغ ذهنت. یعنی به‌جای اینکه روی برگه‌ی چاپ‌شده لاک غلط‌گیر بزنی، فایل اصلی رو در کامپیوتر ذهنت درست کنی. یعنی جمله‌ی «من چاقم» رو از ذهنت پاک کنی و جاش بنویسی «من لاغر و خوش‌اندامم».

وقتی فایل اصلی عوض بشه، دیگه به لاک غلط‌گیر نیازی نیست. یعنی لازم نیست گرسنگی بکشی و به خودت سختی بدی. اشتهات کم‌کم با نیاز بدنت هماهنگ می‌شه، ریزه‌خواری‌ها و پرخوری‌هات کمتر می‌شه و وزنت آروم‌آروم پایین میاد. چون این بار برنامه‌ی ذهنت عوض شده، وزنت هم دوباره برنمی‌گرده.

باورهای چاق‌کننده از کجا اومدن؟

حالا سؤال اینه که چرا در ذهن ما نوشته شده «من چاقم»؟ جوابش باورهای ماست. ما از بچگی تا امروز، از خانواده و اطرافیان و جامعه و حتی پزشک‌ها جمله‌هایی شنیدیم و پذیرفتیم که حالا در ذهن ناخودآگاه ما جا خوش کردن. مثل این‌ها:

  • «آب هم می‌خورم چاق می‌شم.»
  • «ژنتیکم چاقه و استخون‌بندیم درشته.»
  • «بعد از زایمان چاق شدم و دیگه لاغر نمی‌شم.»
  • «سنم رفته بالا، دیگه نمی‌تونم لاغر بشم.»
  • «لاغری سخته و برای لاغر شدن باید گرسنگی کشید.»

جمله‌ای که خود من سال‌ها به همه می‌گفتم این بود: «چاقی من ارثیه و هر کاری کنم لاغر بشو نیستم.» این جمله رو از خانواده‌ام زیاد شنیده بودم و هر بار که نتیجه نمی‌گرفتم، با همین جمله خودم رو توجیه می‌کردم.

وقتی مسیر لاغری با ذهن رو شروع کردم، اولین کارم این بود که بشینم و دلیل‌های چاقیم رو بنویسم. وقتی با خودم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این دلیل‌ها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم و هیچ‌وقت درستیشون رو بررسی نکرده بودم.

وقتی همه‌ی حواسمون به چاقیه

دلیل دوم اینه که حواس ما از صبح تا شب روی چاقیه. جلوی آینه از هیکلمون بدمون میاد، روی ترازو اعصابمون خرد می‌شه، موقع لباس پوشیدن غصه می‌خوریم، در مهمونی حسرت اندام بقیه رو می‌خوریم و سر سفره با عذاب وجدان غذا می‌خوریم. همه‌ی این‌ها یعنی توجه کردن به چاقی.

من در زندگیم بارها تجربه کردم که به هر چیزی بیشتر توجه کنی، همون چیز در زندگیت بزرگ‌تر می‌شه. بنابراین وقتی دائم به چاقی فکر می‌کنیم و ازش می‌ترسیم، داریم همون برنامه‌ی «من چاقم» رو در ذهنمون پررنگ‌تر می‌کنیم.

برای همینه که بعضی‌ها هر چی دلشون می‌خواد می‌خورن و چاق نمی‌شن. چون اصلاً به چاقی فکر نمی‌کنن و استرس چاق شدن ندارن. ولی کسی که هر لقمه رو با ترس و عذاب وجدان می‌خوره و باور داره با یه دونه خرما هم چاق می‌شه، داره با هر لقمه همون باور رو در ذهنش تکرار می‌کنه.

لاغری با ذهن

📉 فرق این مسیر با رژیم‌های قبلی من

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعد خسته می‌شدم و آخرش برمی‌گشتم سر خونه‌ی اول. ولی در لاغری با ذهن خبری از کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوعه نبود.

یکی از قشنگ‌ترین تجربه‌هام در این مسیر این بود که برای اولین بار هیچ‌کس برام رژیم ننوشته بود. هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نداشتم. خودم مسئولیت بدنم رو قبول کرده بودم و خودم تصمیم می‌گرفتم که چطور رفتار کنم.

۳۵ سال اضافه وزن داشتم، بدون اینکه کسی بهم یاد داده باشه چطور چاق بشم. کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم. این بار هم کسی بهم نگفت چطور لاغر بشم. فقط خودم خواستم و ذهنم رو با لاغری آشنا کردم. یعنی همون‌طور که ذهنم چاقی رو یاد گرفته بود، لاغری رو هم یاد گرفت.

🤝 ما چاق‌ها خیلی به هم شبیهیم

در این سال‌ها نوشته‌های هزاران نفر از اعضای سایت رو خوندم. چیزی که بیشتر از همه برام جالب بود این بود که ما آدم‌های چاق، خیلی بیشتر از اون چیزی که فکر می‌کنیم به هم شبیهیم. باورهای ما، جمله‌هایی که در بچگی شنیدیم و ترس‌هامون از غذا خیلی شبیه همه.

من ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که خیلی از شما الان در اون هستید. بنابراین مطمئنم که شما هم می‌تونید همون کاری رو بکنید که من کردم. فقط یه چیز لازمه: ادامه دادن. همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندیم، حالا باید همون ثبات رو برای مسیر لاغری بذاریم.

لاغری ذهنی

🟣 گام اول: آگاهی

حالا که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی. ویدیوی این جلسه رو با دقت ببین و موقع دیدنش یه دفتر و قلم کنارت باشه تا جمله‌های مهمش رو یادداشت کنی. فایل صوتی جلسه رو هم چند بار در طول روز گوش بده.

بعد از اون، با خودت فکر کن که چه باورهایی باعث چاقیت شده و چه جمله‌هایی رو از بچگی با خودت آوردی. شناختن همین باورها اولین قدم ورود به مسیر لاغری واقعیه.

عجله نکن و هر روز فقط یک جلسه رو کار کن. تمرین این جلسه رو بنویس، نوشته‌های بقیه‌ی اعضای سایت رو هم بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد. من هم منتظر خوندن نوشته‌هات در بخش نظرات هستم.


پیشنهاد می‌کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی؛ نه برای سرزنش کردن خودت، بلکه برای شناختن خودت. جواب این سؤال‌ها رو کامل و با جزئیات در بخش نظرات بنویس:

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد و چه فکرها یا عادت‌هایی باعثش شد؟
  • 🍽️ چند بار رژیم گرفتی؟ بعد از کنار گذاشتن رژیم‌ها، وزنت چه تغییری کرد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره‌ی غذا، بدن و لاغری داری؟ کدوم جمله‌ها رو از بچگی شنیدی و هنوز تکرارشون می‌کنی؟
  • 📓 یه دفتر مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 ویدیو و فایل صوتی این جلسه رو چند بار ببین و گوش بده. هر بار نکته‌ی تازه‌ای پیدا می‌کنی.

یادت باشه: آگاهی، اولین قدم مسیر لاغریه. هر چی بهتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه‌ی بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) بیشتر درباره‌ی دلیل‌های اصلی چاقی صحبت می‌کنیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

۱. چرا بعد از کنار گذاشتن رژیم، وزنم بیشتر از قبل می‌شه؟

چون ذهن ناخودآگاه، رژیم رو قحطی می‌بینه و بدن رو در حالت صرفه‌جویی قرار می‌ده. وقتی رژیم تموم می‌شه، ذهن برای اینکه دوباره غافلگیر نشه، بیشتر از قبل ذخیره می‌کنه. بنابراین هر رژیم، وزن رو یه پله بالاتر می‌بره.

۲. شروع مسیر لاغری با ذهن از کجاست؟

از شناختن باورهای چاق‌کننده. اول باید بفهمی چه جمله‌ها و باورهایی در ذهنت هست که تو رو چاق نگه داشته. بعد قدم‌به‌قدم این باورها رو با باورهای افراد متناسب جایگزین می‌کنی.

۳. در این مسیر باید رژیم بگیرم یا ورزش کنم؟

نه. در لاغری با ذهن رژیم غذایی، کالری‌شماری و ورزش اجباری نداریم. تمرکز ما روی تغییر ذهنه. وقتی ذهن تغییر کنه، رفتار غذایی هم بدون زور تغییر می‌کنه.

۴. هر چند وقت یک بار جلسه‌ی بعدی رو شروع کنم؟

پیشنهاد من اینه که هر روز فقط یک جلسه رو کار کنی. ویدیو رو با دفتر و قلم ببین، تمرین رو بنویس، نوشته‌های بقیه رو بخون و فردا برو سراغ جلسه‌ی بعد.

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.82 از 705 رای

https://tanasobefekri.net/?p=11407
917 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار mail.elham.k@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۱ ۱۴:۰۴
      مدت عضویت: 1935 روز
      امتیاز کاربر: 203 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 126 کلمه

      با سلام و تشکر از شما استاد گرامی 

      من فکر میکنم اصلی ترین علت اضافه وزن من اینه که برای خودم و بدنم ارزش قائل نیستم . در سن ۲۳ سالگی ۵۹ کیلو گرم بودم و حالا با دوتا بچه و ۳۶ سال سن ۹۰ کیلو هستم متاسفم چون بیشتر زمانم به این گذشته که با خوردن بدون اینکه گرسنه باشم در صدد رفع استرس و فشارهای روزانه بودم. 

      ولی الان که بچه هام بزرگتر شدن از رویه زندگی و خودم خجالت می کشم وبه طور اتفاقی با این دوره ها برخورد کردم از طریق اینستاگرام.  همیشه در مورد اینکه با قدرت ذهنم همه چی رو برای زندگی و همسرم و بچه هام بهتر کنم در تلاش بودم و حالا میخوام این کار رو برای خودم انجام بدم. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آرمیتا صدیقی
        ۱۴۰۰/۰۵/۰۳ ۱۴:۳۰
        مدت عضویت: 1926 روز
        امتیاز کاربر: 392 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 53 کلمه

        سلام دوست خوبم.خوشحام که تصمیم گرفتی راه خودت رو پیدا کنی.امیدوارم در این دو هفته عضویتت به این باور و یقین برسی که با  ایمان ادامه دادن منجر به نتیجه عالی میشه.خوشحالم که میخوای زندگی خودت و اطرافیانت رو زیبا کنی.چقدر لذت بخشه در کنار کسانی باشم که به دنبال پیشرفت زندگیشون هستن♡

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار asmagazban
      ۱۴۰۰/۰۴/۲۰ ۱۷:۱۵
      مدت عضویت: 2217 روز
      امتیاز کاربر: 13888 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 335 کلمه

      بنام  خدا 🌹 باسلام  خدمت  استاد و.دوستان عزیز  سایت  تناسب فکری.

       من تصمیم گرفتم که اول  بیام  ازدوازده جلسه رایگان شروع کنم  وبعد به سمت مسیرلاغری من  و بقیه ی فایل های  دیگه برم . با اجازه ی استاد . 

       من  چرا چاق  هستم؟؟؟ 

      دلایل  زیادی  هست  ازجمله سبک زندگی من  مزاج سرد  زایمان  .واینکه از بچگی  پرخوری  میکردم  واینکه برنج  زیادمیخورم  نون زیاد. میخورم. دایما سرم  توگوشیه  وکلیپ  واینستا گردی  میکنم. روغن  زیادمیزارم  توغذا  تخم مرغ زیادمیخورم. وعادتهای  غذایم خیلی  زیاد ه که  باعث  چاقی من شده  خوردن آبمیوه های صنعتی  و مصرف افراطی کیک و شیرینی  وهرچیزی که مزه ی شیرینی  بده وحلوا پختن زیاد  وتهدیگ زیادمیخورم  سمبوسه  واینکه باورکردم که من استعداد چاقی دارم چون همه بهم گفتن و من باورکردم ژنتیک و اینکه. مدام باعمه ی بزرگم. مقایسه میشم اینکه هم اندازش دارم میشم نداشتن تحرک  وزایمان کردن وعمل سزارین  به جای آب غذامیخورم وباغذا آب میخورم  وپشت سرهم غذامیخورم  وهیچ فعالیتی ندارم  جزکارهای روزانه و کم تحرکم  واینکه سرسفره زیاده روی میکنم. وموقع تخمه خوردن  چیزی جزتخمه آفتابگردون نمی‌شناسم  بادیدن تلویزیون غذامیخورم ودایما نشستم و کاری  نمیکنم وبعدازناهار می‌خوابم وبعدا اینکه بیدار میشم مستقیم  میرم  سراغ یخچال  ودلیل دیگه مریضیه که بابتش  داروی  اعصاب میخورم وترس ازاینکه چاقتربشم  چی ممکنه  پیش بیادوورزش نکردن  وراه نرفتن  ونداشتن  برنامه ی غذایی متعادل وزیادمصرف کردن غذاهای فست فود ی وسرخی وهرچیزنوو جدیدی که توی یخچال هست من از بچگی بچه ی چاقی بودم وزن خاطر تپلی مسخره  افرادفامیل  وبه خصوص اطرافیان نزدیک بودم  وهیو دوستی نداشتم و همیشه سرسفره پرخوری میکردم بااینکه  زیادسما یخچال  نمیرفتم  اما سر سفره  زیادمیخوردم  وهیچ وقت دوستی  نداشتم  نه در دوران مدرسه و نه دردبیرستان  وبه. خاطر همین  زمانی که برای بازی با بچه هامیر فتم  بچه ها پخش  میشدن  ومنودیوونه  صدا میکردن به خاطر مریضی وبه خاطرچاقی اینکه جسمم  صورتم  نرماله  اما به خاطر چاقی  وهمیشه  خجالت زده بودم  واین  حرف هاییکه آدمای فامیل هم به فکر خودشون   خیلی بانمکن 🙁توحق  بقیه روخوردی 🙁🥺 واقعا توفکرشون چی می‌گذشت اماالان به لطف خدا درمسیرهستم وپابه پای شما دوستان ادامه میدم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۹ ۱۷:۲۱
      مدت عضویت: 1939 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,866 کلمه

      باسلام به استاد عزیز آقای عطار روشن ودوستان عزیز سایت 

      لاغری با ذهن قسمت اول 

      وقتی صحبت از تغییر میشه دوتا موضوع مورد بحث قرار میگیره 

      موضوع اول اینکه چرا ما چاق هستیم و چرا خیلی ها لاغر هستن

       موضوع دوم اینکه از چه طریقی ما باید لاغر بشیم

       دو تا موضوع باید مورد بررسی قرار بگیره یکی صورت مسئله است که چرا ما چاقیم و دیگران لاغر هستن؟

       و یکی جواب مشکل که حالا چطور میتونیم لاغر بشیم؟

       افرادی که اضافه وزن دارن همیشه دنبال این هستن که چطور لاغر بشن و هیچ وقت دنبال این نبودن که چرا چاق شدن و به همین دلیله که هیچ وقت نتونستن به اون نتیجه ای که دوست دارن دست پیدا کنن

       چون همیشه می‌خواستن چاقی رو حل کنن و چاقی رو از بین ببرن می‌خواستن نتیجه رو از بین ببرن و می خواستن نتیجه رو تغییر بدن 

      دنبال روشی بودن که چاقی رو تبدیل کنن به لاغری

       ولی هیچ وقت به این فکر نکردن که اصلاً چرا چاقن؟ دلیلش چیه که اونا افراد چاقی هستن؟

       اگر صورت مسئله رو بهش فکر کنید و جوابی برای اون پیدا کنید شما برای همیشه میتونی لاغر بشی 

      یکی از وجه تمایز های لاغری با ذهن با دوره‌های دیگه اینه که صورت مسئله مورد بحث و تحلیل قرار میگیره و روش هایی برای تغییر صورت مسئله یاد می گیریم نه اینکه بخواهیم نتیجه را تغییر بدهیم 

      نتیجه همیشه حاصل یک سری افکار، رفتارها و یکسری مسائله که نتیجه نهایی رو رقم میزنه

       اینکه انتظار داشته باشید بدون اینکه مسائل قبل از نتیجه را تغییر بدید، فقط نتیجه را تغییر بدید ،یک انتظار اشتباه و دور از دسترسه

       در تمام دفعاتی که ما برای لاغری اقدام کردیم ما می‌خواستیم نتیجه را تغییر بدیم می‌خواستیم یهویی چاقی را تبدیل کنیم به لاغری و دیدیم که در این کار ناموفق بودیم 

      پس اگر می خواهید لاغر بشید این بار نباید با نتیجه کاری داشته باشید نباید هدفت این باشه که چاقی خودت رو به لاغری تبدیل کنی 

      باید هدفت این باشه که چرا چاق شدنت رو ،تغییر بدی

       مثال:

       تصور کنید که با ماشین خودتون درسطح شهر رانندگی می کنید اتفاقی میافته و ماشین شما از حرکت می‌ایسته و ماشین خراب میشه و شما دنبال دلیلش می گردی و به نتیجه‌ای نمی‌رسی

       رهگذری رد میشه و از شما میپرسه مشکلی پیش اومده وقتی بهش میگی نمیدونم چرا یهو ماشین خاموش شد این رهگذر هم میگه فکر می‌کنم از باتری ماشینه

       فکر کنم باتریش خالی شده، بهتره باتری نو بندازی

       اما بعد از تعویض باتری می بینی که باز هم ماشین روشن نمیشه

       یک نفر دیگه میاد میگه من مکانیکم و از باتریش نبوده از شمع های ماشینه

       به خاطر همینه که ماشین روشن نمیشه و شما باز هم وقتی شمع نو میخری و روی ماشین میزاری میبینی باز ماشین روشن نمیشه 

      عصبانی میشی که چرا مشکل حل نمیشه 

      یه نفر دیگه میاد میگه این از دینامه ماشینه که  روشن نمیشه برق تولید نمی کنه و عبور نمیده برای همینه که روشن نمیشه و شما میری و یک هزینه بیشتر انجام میدی و دینام رو تهیه می کنی و روی ماشین می بندی و ماشین باز روشن نمیشه

       یه نفر دیگه هم میاد و یه دلیل دیگه میگه و شما دیگه به حرفاش گوش نمیدی 

      چون با قبلی‌ها هم به نتیجه‌ای نرسیدی

       و یک نفر میاد میگه بهتره ماشین رو ببری تعمیرگاه و نمایندگی و اونا همه چیز را متوجه میشن

       و ماشین رو میبری نمایندگی و آنجا متوجه میشن که کجای ماشین مشکل داره 

      یک قطعه خیلی ساده و کم هزینه رو برات تعویض می‌کنن و ماشینت روشن میشه 

      شما در برخورد با موضوع چاقی هم  از این دو طریق عمل کردید

       همیشه از طریق اول عمل کردید که هر کسی از راه رسیده به شما گفته: شما به این دلیل چاقی و باید این کار رو انجام بدی بیا این برنامه را استفاده کن، این برنامه ورزشی رو استفاده کن،

       بیا این قرص رو استفاده کن و هر کدام را انجام دادی نتیجه نگرفتی و هر بار نسبت به خودت و دیگران بدبین تر شدی

       در صورتی که اگر شما یک بار اشکال اصلی رو پیدا کرده بودی ایراد اصلی رو تشخیص داده بودی و به حل آن پرداخته بودی خیلی راحت‌تر لاغر شده بودید

       و برای همیشه لاغر می ماندید

       لاغری با ذهن همون کامپیوتر و سیستمه که عیب یابی میکنه جسم شما رو 

      عیب یابی میکنه ذهن شما رو 

      به شما میگه چه چیزهایی در ذهن شما اشتباه برنامه‌ریزی شده

       چه فرمولهایی اشتباس، شما اونها رو تغییر بده لاغر میشی 

      کل لاغری با ذهن همینه که شما تصور کن یک کامپیوتر هوشمنده که شما با انجام تمریناتش، با گوش دادن به فایلهای توضیحی اون، به معایب و مشکلات ذهنی خودتون، به فرمول های ذهنی اشتباهی که در مغزتون دارین  پی میبرین

       و اونها رو با فرمول های صحیح جابجا می کنید، تغییر میدید و می‌بینید که جسمتون به شکل عالی تغییر میکنه

       لاغر شدن در صورتی می تونه دائمی باشه که علت چاقی رو تشخیص و برطرف کنید نه اینکه بخوای نتیجش رو تغییر بدی 

      هیچ کسی نتونسته با تغییر نتیجه که همون چاقی به لاغریه برای همیشه لاغر بمونه 

      چون علت چاقی در ذهن افراده و تا وقتی این فرمولها تغییر نکنه شما هر فشاری به جسمت بیاری، متاسفانه به وزن قبلی برمیگردی 

      به خاطر اینکه فرمول ها تغییر نکرده و اونهادارن کار خودشون رو انجام می‌دن

       و شما دوباره در مسیر چاقی قرار میگیری 

      به اینکه چرا شما چاق هستید فکر کنید و هر دلیلی که به نظرتون میاد که دلیل چاق بودنتونه  را بنویس 

      اگر میخواهی لاغر بشی باید وقت صرف یادگیری لاغری با ذهن کنی 

      با یادگیری، با انجام تمرینات ،با فکر کردن به سوالات، در واقع داری برنامه‌ریزی ذهنت رو تغییر میدی

       سوال ،::

      خوب به موضوع چاقی فکر کن ببین چه چیزی باعث چاقی شما شده؟

       چرا شما چاق شدید؟ از چه سنی شما چاق شدید؟ یک داستان درباره چاقی خودتون بنویسید

       از چه زمانی اضافه وزن شما شروع شده؟ چرا شما چاق هستید؟ چه خاطراتی از چاق شدن دارید؟ چه مشکلاتی با چاق شدن داشتید؟ یک انشا درباره چرا من چاق هستم بنویسید تا میتونید درباره این توضیح بدهید

       زمانی که شما فکر می‌کنی در واقع داری فرمول های ذهنت رو استخراج می‌کنی و روی کاغذ میاری

       یادم میاد من تا زمانی که مجرد بودن اندام ایده آل و متناسبی داشتم و اصلاً استرس چاقی و نخوردن غذا ها رو نداشتم بعد از ازدواجم هم  یه مدتی اندامم خوب بود ولی یادم میاد وقتی به مشکلی بر می‌خوردم 

      یه چند بار تونستم خودم رو با خوردن آروم کنم و هر موقع می خوردم تا بعد یه چند ساعتی مشکلم یادم میرفت و احساس خوبی بهم دست میداد 

      ولی فقط برای چند ساعت بود و من هر روز با تکرار این کارها چاق شدم  و هرچقدر یادم میاد فقط در حال تلاش برای لاغری بودم 

      از انواع رژیم ها استفاده کردم و به نتیجه هم نمی رسیدم چقدر خاطرات بدی از چاقی دارم مخصوصاً زمانی که میخواستم برم مهمونی یا عروسی چقدر خجالت میکشیدم اصلا نمیتونستم لباس مورد علاقم رو بپوشم یا لباس مورد علاقه ام رو خریداری کنم همش باید لباس‌های گشاد و تیره می پوشیدم

       وقتی که می رفتم مهمونی یا جایی میرفتم چقدر خجالت میکشیدم غذا بخورم با اینکه خیلی سعی میکردم کم بخورم ولی واقعاً نمی تونستنم

       همش این فکر برام میومد که حالا در مورد من چی فکر میکنن حالا همه میگن با این وزنش اصلا  رعایت نمی کنه

       چقدر احساس های بعدی را تجربه کردم

       با اضافه وزنم هم تاندون های پام به مشکل برخورد و هم کمر درد شدیدی گرفتم دکتر ها فقط می‌گفتن باید وزنت کم بشه تا خوب بشی و من چقدر رژیمهای سختی را می‌گرفتم و موفق هم نمیشدم به وزن دلخواهم برسم 

      دلایل چاقی من؛؛؛

       چون باور داشتم اشتهام زیاده😋

       چون باور داشتم غذا های سرخ شده و نون و فست فود و برنج و شیرینی و هله هوله باعث چاقی میشن🤨

       چاق شدم چون باور کرده بودم که تفریح و لذت بردن از زندگی فقط از طریق خوردنه اونم خوردن تا مرز خفگی و معده درد😒

       چون باورم این بود که هر موقع حوصلم سر میره باید بخورم چاق شدم چون باور داشتم وقتی پول هر غذایی رو دادم تا تهش باید بخورم که هدر نره🤭

       چون باور داشتم همین یه امشبه که اومدم  مهمونی یا عروسی پس باید تا میتونم بخورم و بعد از فردا شروع می کنم به ورزش و رژیم😊

       چاق شدم چون باور داشتم مواد غذایی را اسراف نمی‌کنم و دور نمیریزم و اضافه ها رو میخورم چون می گفتم حیفه دور ریخته بشه😉

       چون باور داشتم باید غذا رو کامل و هرلقمه رو باید سی یا چهل بار بجوی و من اینکارو نمی کردم و دوست داشتم سریع بخورم 😅

      چاق شدم چون زیاد تحرک نداشتم و ورزش نمی‌کردم

       چون آب زیاد مصرف نمی‌کردم که سموم از بدنم دفع بشه 

      آب زیاد مصرف نمیکردم چون گفته بودن با خوردن زیاد آب قند اضافه دفع میشه و جذب نمیشه🤥

       چاق شدم چون غذاهای چرب و پر روغن استفاده می‌کردم چون در زمانی که واقعاً گرسنه بودم غذا نمیخوردم 😯

      چون گفته بودن اگر کسی مشکل هورمونی داشته باشه استعداد چاقیش میره بالا و من هم چون مشکل هورمونی داشتم هم این باور رو داشتم☺

       چون سبزیجات و میوه ها رو  کمتر استفاده می‌کردم 🤭

      چون بیشتر غذاهام نشاسته‌ای و قندی بودن🤨

       چون از غذاهایی که فیبر نداشتن استفاده می‌کردم😐

       چون از نان‌های سبوس‌دار استفاده نمی کردم🤗

       چون از غلات خیلی کم استفاده می‌کردم 🤩

      چون پیاده‌روی هام یکنواخت بودن و باید به صورت اینتروال و قدرتی پیاده روی و ورزش می کردم🏃‍♀️🏋‍♀️

       چاق شدم چون از سس برای سالاد استفاده می‌کردم😆

       چون بیشتر از روی عادت غذا می خوردم و اصلاً به زمان گرسنگی واقعی اهمیت نمی دادم و با اینکه گرسنه نبودم ولی باز هم می خوردم😃

       چون بیش از مقدار نیاز آجیل و شکلات میخوردم و باید فقط به اندازه یک مشت آجیل می خوردم 😁

      چاق شدم چون کمتر از پروتئین استفاده می‌کردم🙂

       چاق شدم چون از ساعت شش عصر به بعد باید فقط پروتئین میخوردم و اگر غیر از این بود چربی ها در بدن من انباشته می شد و چاق می شدم 🙃

      چاق شدم چون یه مدت ورزش می کردم و یه مدت ورزش را کنار میذاشتم💃

       چاق شدم چون هر موقع اعصابم خورد می شد با خوردن خودم رو آروم می کردم 😍

      چاق شدم چون گفته بودن کالری زیاد باعث چاقی میشه و باید غذاها رو بر اساس کالری بندی بخوری 😶

      چون گفته بودن وقتی سن آدم بالا میره سوخت و ساز بدن کمتر میشه و باید غذاهای کم کالری مصرف کنی🥴

       چاق شدم چون گفته بودن زمان فهمیدن سیری ۲۰ دقیقه طول میکشه تا مغز متوجه سیری بشه پس باید غذا رو آروم و جویده جویده بخوری و هول نکنی🧐

       چاق شدم چون موقعی که سیر هستم و کسی به من غذا تعارف می کرد باز هم می خوردم🤤

       چاق شدم چون بعضی از میوه ها قند زیادی داشتن و من هم به شدت به آنها علاقه داشتم و در خوردن اونها زیاده روی می کردم🥳

       چاق شدم چون عاشق  ته دیگ سیب زمینی و نون بودم😢

      چاق شدم چون باور داشتم زولبیا  وبامیه چاق‌میکنه😧

       چاق شدم چون صبحانه می خوردم، به من گفته شده بود که صبحانه باید فقط میوه یا سبزیجات بخورم 😱

      چاق شدم چون از پنیر پیتزا استفاده می‌کردم🥺

      چاق شدم چون ۲۴ ساعت شبانه روز فقط در مورد خوردن فکر می کنم که الان چی بخورم که کالریش کمتره، چی بخورم که احساس سیری بیشتری بهم بده ،ولی چاقم نکنه و انگار ذهنم فقط و فقط مشغول چیز دیگه ای به غیر از خوردن و نخوردن نیست 🤯

      چاق شدم چون هر موقع با دوستان و فامیل به پارک یا جاهای تفریحی می‌رفتیم همش در حال خوردن آجیل و تخمه  ومیوه بودیم 🥵

      چاق شدم چون نوشابه و نوشیدنی های قندی خوردم😬

      باسپاس از شما استاد عزیز بابت این سایت عالی وبینظیرتون

      چقدر خوشحالم وارد سایت شماشدم🥰🥰🥰💖💖🌹🙏🙏🙏🙏🙏

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فروغ ریاحی
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۵ ۱۵:۴۱
      مدت عضویت: 2560 روز
      امتیاز کاربر: 10160 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,834 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرم 

      فایل صوتی  امروز :

       استاد میگن  قبلا از هر راهی که در پیش میگرفتم برای لاغری نتیجه ی من برای لاغر شدن در حد چند هفته بوده و دوباره به حالت قبل بر میگشتیم شایدم بیشتر از قبل بر میگشتم 

      این چاق و لاغر شدنهای مکرر من رو خسته  و ناامید میکرد .

      و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه کمتر میشد و هیچ وقت نشد با اون روشها برای همیشه از شر اضافه وزن رها بشم تا اینکه استاد در سایتی برای موفقیت فردی وارد میشن  و استاد تصمیم میگیره  از اون برای موفقیت در تمام جنبه ها حتی لاغری خودش استفاده کنه .

      و استاد هر چقدر  در این سایت تلاش میکرد درآمد و ثروت و روابطش رو بهتر کنه ولی اضافه وزن مانع موفقیتش میشد و تصمیم گرفت اول این اضافه وزن رو کم کنه.

       و استاد با استفاده از این روش های ذهنی تونست مقدار زیادی وزن کم کنه بدون اینکه رژیم و یا ورزش و … داشته باشه واستاد در تمام دفعاتی که رژیم  و ورزش داشت هیچ وقت نتیجه ی قابل ملاحظه ای کسب نمیکرد و یا اگر نتیجه ای میگرفت خیلی راحت از دستش می داد .

      استاد از دوران کودکی فکر میکرد چرا دوستام لاغرن و من چاقم ؟؟..چرا اونها هر بازی رو میکنن و چرا من نمیتونم ؟؟؟و چرا من در این وضعیتم ولی بقیه متناسبن ؟؟…

      تا به این جواب رسید که واقعا میشه آدمها متناسب بشن اگر ذهنشون رو کنترل کنن.

      و استاد با همین روش کلی وزن کم  کرده  بود که باعث حیرت خیلیا شده بود  در حالی که هیچ کار خاصی نمیکرد  و برای خیلیا جای سوال بود که چی کار میکردم  و وقتی استاد توصیح میداد اونها قبول نمیکردن و میگفتن راستش رو بگو چه رژیمی گرفتی و …و استاد یواش یواش رفت به دنبال آموزش این دوستان نه برای در آمد ایجاد کردن به خاطر خودش که ببینه آیا این روش درست هست یا نه و برای همین یه کانال درست شد و استاد به این دوستان آموزش میداد .و این دوستان خیلی امیداور شده بودن و کنجکاوی میکردن و کلی تعداد این افراد زیاد شده بود و استاد خودش رو مسول این افراد دونست که راهنماییشون کنه تا نتیجه بگیرن .

      لاعری با ذهن رو اگر بخوایم خلاصه بگیم به این شکل هست :

      چرا ما چاق هستیم و چرا خیلیها لاغر هستن ؟؟

      از چه طریقی ما باید لاغر بشیم ؟؟؟

      پس این دو موضوع باید مورد بررسی قرار بگیرین یکی صورت مساله هست یکی جواب اون هست .

      به نطر شما کدوم موضوع باید برای ما مورد بحث قرار بگیره ؟ممکنه خیلیا بگن مورد دوم و دوست دارن نحوی لاغر شدن رو یاد بگیرین .

      و اما این اشتباه هست چون ما همیشه به دنبال این هستیم که چطور لاعر بشیم ولی هیچ وقت به دنبال این نبودیم که  چرا چاق شدیم .

      چرا چاق هستی ؟دلیل این رو پیدا کن تا برای همیشه لاغر بشی .

      و این وجه تمایز این روش از بقیه روشها هست  چون اگر  با این روش لاغر بشیم دیگه چاق نمیشیم .

      و ما  در این روش به دنبال از بین بردن صورت مساله نیستیم و ما میخواهیم جوابی برای اون سوال پیدا کنیم و این لاعر شدن مداوم رو به ما میده چون به دنبال لاغری هستیم که تا ابد در ما باشه این ارزشمند هست .

      پس این بار هدف نباید این باشه چاقی رو به لاغری تبدیل کنی باید به دنبال این چراها باشی که چرا چاق شدی ؟؟

      هر کس از راه رسیده خواست ما رو با برنامه ها و دارو و ورش و رژیم  و … لاغر بکنه.

      لاغری با ذهن همون کامپیوتر و سیستمی هست که میاد عیب یابی میکنه  و معایب و مشکلات و فرمولهای غلط ذهنی رو  پیدا میکنه  و اونها رو تغییر میده و میبینید جسمتون هم تغییر میکنه .

      و ما هر وقت از روشهای غلط نتیجه نگرفنیم خودمون رو سرزنش کردیم و گفتیم انگار من نمیتونم و  نمیشه لاغر بشم و خسته و ناامید شدیم  از لاغری داییمی و اما دوستانی که این مسیر رو ادامه بدن نتیحه میگیرین و خستگیشون در میاد و زندگی جدیدی رو تجربه میکنن .

      و از رنج چاقی به لذت تناسب اندام میرسید .

      لاعری در صورتی داییمی میشه که علت چاقی رو بررسی کنید .

      علت چاقی در ذهن افراد هست و تا اونها تغییر نکنه شما نمیتونید لاغر بشید .

      اگر شما میخوایدلاغر بشید باید وقت صرف کنی و بنویسی و فکر کنی این کارها سخت تر از ورزش کردن و نخوردن و ساعتها پیاده روی که نیست پس فکر کنید و فرمولهای لاغر کننده رو ثبت کنید .

      سوال مهم :

      خوب به موضوع چاقی فکر کنید و بگید چرا شما چاق شدید ؟از چه سنی چاق شدید ؟؟.موضوع انشا این هست چرا من چاق  هستم .؟؟؟

       هر چقدر شما بیشتر بنویسید فرمولهای لاغری رو در ذهنتون تثبیت میکنید .

      و اما داستان چاقی من و چرا من چاق شدم :

      من از وقتی  خودم رو یادم میاد تا سن ۱۷ سالگی کاملا لاغر بودم و حتی از نطر خیلیا  یه مقدار هم شاید کمبود وزن  داشتم و طبق حساب کردن وزن  به عدد دو رقم  اخر   قدم هم دقیقا همین طور بود من ۴ کیلویی کمتر بودم ولی هر چیزی رو به راحتی میخوردم و هیچ محدودیتی و حساب و کتابی در خوردن نداشتم و به راحتی میخوردم و اما هیچ وقت پرخوری هم نمیکردم سریع سیر میشدم و غذا  رو  رها میکردم  و به زور غدا نمیخوردم و …. تا اینکه در سن کم نامزد کردم و از همون دوران نامزدی چون هر شب  میخواستیم تفریح کنیم  و لدت ببرم و خیلی بهم خوش بگذره به رستوران و فست و فودی و کافی شاپ میرفتم و انصافا میخوردم خوب هم میخوردم و دقیقا یادم میاد در همون دوران  نامزدی تا زمان جشن عروسی من ده کیلو اضافه کردم و همه و تمام اطرافیان من رو تحسین و تشویق میکردن کا چقدر زیبا شدی چقدر بهت میاد حالا خوب شدی  چقدر فرم صورتت و پوستت و جهره ات زیباتر شده و منم خوشحال بودم از این همه تعریفها و تمجیدها و از طرفی هم بارها از اطرافیانم و خانوادم  شنیده بودم هر که ازدواج کنه چاق میشه و نمونه م در اطراف زیاد دیده بودم حتی خواهر بسیار لاعر خودم که دو سال قبل از من ازدواج کرده بود و بعد از ازدواج  کلی اصافه وزن پیدا کرده بود و چاقی بی حدی پیدا کرده بود که با رژیم و ورزش تونست اونها رو کم کنه و دیگه کنترل شده غدا خورد و به جز در بارداریش که بازم چاق شد و بعدش  بازم دوباره با رزیم و ورزش  لاغر کرد  و دیگه چاق نشد و در دهن من مونده بود ازدواج و بارداری ادم رو چاق میکنه و ورزش و رژیم  تتها راه لاغر شدن هست  دقیقا خودم بعد  از ازدواج  کلی چاقتر شدم تا ۸۰ کیلو رفتم و دیگه واقعا شکم داشتم رانهای چاق داشتم و هر لباسی اندازم نمیشد و تصمیم گرفتم  با رزیم و ورزش خودم رو  لاغر کنم و تونستم ده کیلویی کم کنم و اما ته دلم همیشه در ذهنم صورت چاق و دست و پای چاق رو خیلی دوست داشتم و هر کس در اطراف من این خصوصیت رو داشت میگفتم اینطوری خوبه که یکم توپول باشی  که لباس بهت بیاد و صورتت هم زیبا تر و با طراوت تر میشه برای همین بر خلاف رزیمی که داشتم سریع دوباره به حالت قبل خودم بر میگشتم و چاق میشدم و اما سریع من باردار شدم و در هر بارداری اول و دومم بسیار بی حد چاق می  شدم چون تلافی هر چه نخوردن بود در این مدت بارداری اجرا میکردم به همراه کلی فرمول غلط که در دهنم داشتم  که باید زیاد بخورم به جای دونفر بخورم و باید بخورم تا بچه ای با بنیه ی قوی به دنیا بیارم و …. تا جایی که از نظر پزشکم اضافه وزنم  خطرناک میشد و باید زیر نظر متخصص تغدیه چند ماه آخر رو میگذروندم که زیادتر  اضافه نکنم و خلاصه در هر بارداری من  چاقی بالای صد کیلو رو تجربه میکردم و حال بد و … که دربارداری دوم و اخرم دیگه تصمیم گرفتم خیلی عالی خودم رو لاغر کنم و بسیار تلاش کردم با رژیم و متخصص تغدیه لاعر بشم  و تونستم عالی وزن کم کنم تا ۵۹ کیلو لاغر بشم اما در همون ماه های آخر متوجه شدم کم کاری تیرویید و دارم و مشکل هورمونی دارم که باید دارو مصرف کنم و بارها از اطرافیان و پزشکان متخصص شنیده بودم این دو باعث چاقی من میشن  و یک دفعه روند کاهش وزن من متوقف شد و بر عکس هر ماه چاقتر میشدم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه سختتر و کمتر میشد برام و یا خیلی کم بود و قابل مقایسه با تلاشم نبود و نا امید خسته  بودم تا به این سایت اشنا شدم و دقیقا از همین ۱۲ جلسه رایگان  شروع کردم و احساس کردم چقدر حرفهای استاد درست و به جا هستن و همون حلقه ی گمشده ی من هستن .

      و اما من چاق شدم چون باور داشتم هر کس ازدواج کنه چاق میشه 

      من چاق شدم چون باور داشتم هر کس باردار بشه چاق میشه 

      من چاق شدم چون باور داشتم اشتهام زیاده 

      من چاق شدم چون باور داشتم قرص و دارو یی مصرف میکنم که باعث اضافه وزن نا خواسته  در من میشن 

      من چاق شدم چون باور داشتم غداهای سرخ شده و نون وفست فود و  برنج و شیرینی و هله و هوله و … باعث چاقی من میشن .

      من چاق شدم چون باور داشتم من با متناسبها فرق دارم اونها یه نعمت خدادی دارن که گرسنه نمیشن و من همیشه میل به عدا دارم و گرسنه هستم پس حتما چاق میشم .

      من چاق شدم چون باور داشتم سلامتی من و قوی بودنم و تفریحهام و لذتهام در گرو خوردن زیاد هست .

      من چاق شدم چون میگفتم اگر میخوام زندگی کنم و خیلی لذت ببرم باید هر چیزی رو که میخوام در هر مقداری که میتونم تا مرز خفگی بخورم .

      من چاق شدم چون باور داشتم آزادی و زندگی کردن یعنی زیاد خوردن 

      من چاق شدم چون باور داشتم هر وقت حوصله ام سر  رفت باید  بخورم .

      من چاق شدم چون باور داشتم پول هر عدایی رو دادم تا تهش باید بخورم که پولم هدر ندره .

      من چاق شدم چون باور داشتم  همین یه امشبه و دیگه از این نوع و مدل غدا نیست و از فردا شروع میکنم پس تا میتونم باید بخورم و هیچ وقت اون فردا نیومد 

      من چاق شدم چون باور داشتم زیاد خوردن باعث میشه من کمی توپولتر بشم و زیبایی صورت من بیشتر بشه .

      من چاق شدم چون باور داشتم لباس به تنم قشنگتر میشه .

      من چاق شدم چون باور داشتم دست و پام و پوست صورتم زیباترمیشه .

      من چاق شدم چون با ور داشتم بیشتر   مور تایید اطرافیانم  میشم .

      من چاق شدم چون باور داشتم هیچ مواد غدایی رو اسراف نمیکنم و دور نمیریزم  و گناه نمیکنم .و هر چی اصافه هست من میخورم 

      من چاق شدم چون باور داشتم که  نیرویی به زور من رو وارد به خوردن میکنه که تحت کنترل من نیست و اسمش اشتها هست و من هیچ تسلطی بر خودم ندارم و مجبورم که بخورم و اینم تقدیر من هست که با اشتهای زیاد افریده شدم نمیتونم لاغر بشم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار nargesaslanian2021@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۰۵:۵۲
      مدت عضویت: 1949 روز
      امتیاز کاربر: 233 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 26 کلمه

      سلام.عوامل چاقی من در خوردن زیاد ،حرص خوردن اوضاع بدمالی نداشتن برنامه غذایی اصولی برای خانواده خستگی از کار بیرون از خونه  بیکاری همسر رژیم‌های مکرروناموفق 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سیده آمنه یاقوتی
      ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۰۳:۱۷
      مدت عضویت: 2056 روز
      امتیاز کاربر: 1221 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 987 کلمه

      سلام به تمام دوستان عزیزم خانواده ی زیبا ومتناسب تناسب اندام😍😘

      گام چهارم👣

      ۹،۴،۱۴۰۰

      به این موضوع فکر کنید و سعی کنید به شکل کاملا منطقی در ذهن خود بپذیرید که شما قصد یادگیری لاغر شدن با قدرت ذهن را دارید.یادگیری به منزله لاغر شدن(متناسب شدن) نیست.✅✔️😍🌹لاغر شدن یک هنر است، باید آن را یاد بگیرید💪

      نکات ارزشمند متن✅✅اولین نکته که بعد از این همه وقت خوندم و حتی چشم هام پر اشک شد اینه که از همون راهی که چاق شدی،،،لاغر میشی

      ودقیقا منو یاد این حدیث از امام علی (ع)انداخت که فرمودن:من عرف نفسه فقدعرف ربه(هرکه خودش راشناخت خدای خودش را خواهد شناخت)شاید بپرسید این چه ارتباطی به گفته استاد جان داره والان براتون میگم

      اینجاهم داره میگه از راه خودت از درون خودت میتونی بخدا وصل شی و بشناسیچرا؟چون خدا گفته من از رگ گردن بتو نزدیکترم من خود توأم،تو روح منی

      و واقعا قانون همیشه ثابتههمیشه از همون راهی که اومدی باید برگردی شاید تو این راه کوچه های فرعی باشه(همون تصاعدی شدن تکامل در باورها)

      ازهمون راهی که بی پول شدم میتونم پولدارشم✅ازهمون راهی که مریض شدم میتونم به سلامت کامل برسم✅وازهمون راهی که چاق شدم میتونم لاغر بشم✅

      ☑️این الگو ثابته،الگویی که استادجانم هم ازش استفاده کرده✔️چه الگویی؟☑️الگوی نحوه ی برخورد باتضادها و پیداکردن اصل خواسته

      یعنی چی🤔یعنی کاری که استاد عطار روشن انجام دادوقتی فهمید قانون ثابتهاومد قوانین رو برای تناسب اندام استفاده کردو با نوشتن لیست بلند بالای ناخواسته های جسمشون به خواسته ها رسیدن

      وقتی میشینم و فکر میکنم چطور شد من چاق شدم؟ذهنم میگه خب:۱.دختراوقتی پریود شن چاق میشن۲.ازدواج آدم وچاق میکنه۳.کالری زیاد آدم وچاق میکنه(خدایی تاحالا حتی نرفتم تحقیق کنم ببینم کالری یعنی چی؟😂)وذهن منی که یه دوره چاق شدم وهمیشه میشنیدم که فلان غذا انقد کالری داره که انقدش جذب میشه وانقدش اضافه وزن میاره«کی گفته🤔الله واعلم نمیدونم 😅😂وتو ذهنم این کالری بندی حکاکی شده😁۴.بارداری که دیگه اصلا زن کل ترکیبش متلاشی میشه😂۵.عاقا از بس تو هولی آمنه زیاد میخوری ومغزنیم ساعت بعد پیام سیری رو میرسونه(یعنی من الان متلاشی شدم،مغز که انقد خفن و سریعه چرا اینجا انقد کند عمل میکنه؟😆چون من انقد شنیدم وتکرار کردم که مغزم کند شدوالبته که مغزم معتاد شده بود به غذا و این خود مغزم بوده که گشنه میشده و دراصل پارتی بازی میکرده برا خودش تا حسابی خفه شه از غذا و ماهم باهاش خفه میشدیم😂😂😂۶.ارثیه۷.مااصلا خانوادگی استعداد داریم🙀(من فقط موندم این ها ازکجااومده واقعا😂)۸.استخون بندیمون درشته😣۹.ما کلا ژنتیکمون اینه تغییرناپذیره تو این مورد۱۰.توسن ۳۰سالگی آدم میره رو به فرسایش و کلا انباشتگی زیادتره😭«عاخه من چرا یذره فکرنکردم واقعا به این حرفها😂😂😂)۱۱.آخ این یکی که خود استاد میگفت «ماسوخت وساز بدنمون کمه😜یعنی این یک باور دمار از روزگار من درآورد و من هرچقد تلاش میکردم بی فایده بود چون باور کرده بودم سوخت و سازم کمه۱۲.تعریق ندارم۱۳.من بافت چربیم زود تشکیل میشه۱۴آرامش زیاد،بیخیالی۱۵.دوباره یسری میگفتن غصه بخوریم چاق میشیم۱۶.شیر دهی۱۷.عدم تحرک۱۸.چون برنج میخورم شکم آوردم😵۱۹.غذاهای نشاسته ایی اصلا بد فرم چاق میکنه۲۰.ازبس سس میخورمو۱۰۰۱باور دیگه که واقعابی اصل و اساس اند وفقط چون باورشون کردم برام پیش اومدن😐

      و واقعا موافقم که وقتی مسئله رو  بدونم راحتتر میتونم حلش کنم و براش راهی پیدا کنم(والان یادم اومد همیشه میگفتن نصف جواب توی خود مسئله است*حالا من میگم ۱۰۰در صد جواب تو دل خود مسئله است)

      وقتی من بدونم چاقی چیه؟چرا بوجود اومده؟روش های چاقی چی هستن؟خب خیلی راحت میتونم حلش کنم و جواب بدم

      تااینکه فقط هی بنالم که چرا چاقم(یعنی در اصل بدون شناسایی مسئله فقط میگم من نمیدونم سؤال چیه ولی مدام اصرار و گریه میکنم لطفا جواب و بهم بدین☹️«یااینکه بگم من فلان غذا رو میخوام ولی ندونم چیه اصلا««این غذاهای جدید که اسم های ناآشنایی دارن😜اهل دلا میدونن😁وبعد که غذارو میارن میگیم اهههه این چیه)حالا شده قضیه ی من که هی میگم من لاغری میخوام ولی فرمول چاقی میدم بعد میگم اهههه من که چاقی نمیخوام*

      خب حالا چطوریه که روش لاغری باذهن باحاله؟چون نه رژیم داره💃💃نه ورزش خاصی😇نه منع غذایی و کم خوری😋نه برنامه ومحدودیتی👻واینکه عدد خاصی و نمیخواد کم کنم 🙏یعنی از همون اول قله رو نشونم نمیده تا بگم اههههه آخه چطوری این همه راه و برم😣برعکس میاد و یک قدم یک قدم مسیر  رو برام روشن میکنهوتا قدم اول و برندارم گام بدی در کار نیستواین عین لذت وعشقه که راحت واقعا راحت وبا عشق وکیف نتایج رخ میدن بدون اینکه زور بزنم تقلا کنم یا فشاری بیارم

      ☑️درسته درنگاه اول بخودم میگم اههههه چه کلاهی سرت رفت آمنه و ناراحت شدماما بقول استاد نکته ی خوبش اینه که خبری از باید ونبایدهانبود ومهم تر از همه برنامه نویس این روش خود ماهستیم چطوری؟ به این شکل که هرکدوم ما بابررسی شنیده هاش وباورهاش پادزهر میزنه و اثرش و ازبین میبرهوچون قبلا راه و اومدم پس بلدمش فقط این بار برگشته نه رفت😍

      ««اما نکته شگفت انگیز و امیدوار کننده این است که برای لاغر شدن نیاز نیست به اندازه سال هایی که چاق بوده اید، صبر کنید.

      ✓✓لاغر شدن به مراتب سریع تر از چاق شدن است اما در این سریع بودن منطقی بودن را نیز مدنظر داشته باشید.✓✓»»

      چقدر از این یه تیکه👆👆خوشم اومد و باهاش کلی کیف کردم

      درسته آمنه جانم که از همون مسیر رفت باس برگردی💪امااونقدری که طول کشید تا چاق شی طول نمیکشه تالاغرشی😍یعنی به مراتب سرعت متناسب شدن بیشترهچرا؟ چون تناسب اصله و اصل ها گسترده میشن و انرژیشون بیشتره

      ✔️✅البته نباید فراموش کنیم منطقی بودنش هم درنظربگیریم که همون «تکامله»

      یعنی آمنه جان اگه۱سال طول کشید چاق شی توقع نداشته باش یه هفته ایی لاغر شی

      واین یک رونده که باید طی شه عسیسم

      نکات فایل😇
      ✅بااین روش تغییرات دائمیه و بدون بازگشت«هووووراااا» 
      ✅تغییرات انقد بدون صدا و آرام و نامحسوسه که متوجه اش نمیشیم«وبقیه میگن چکار کردی لاغرشدی تو که کارخاصی هم نمیکنی هااا👻»

      ✅روش لاغری با ذهن میاد وعیب یابی میکنه ودر اصل باورهای معیوب مارو شناسایی میکنه و تغییرشون میدیم
      ««به قول عزیزی تو اکثر زمینه ها باید باورها رو بیاریم واضاف کنیم
      اما
      برای پولدارشدن «وحتی لاغر شدن» باید کلی باور رو شناسایی کنیم و پاک کنیم.

      ✅✅واینکه بافکر کردن و توجه کردن صورت مسئله چاقی و تغییر بدیم

      پس بازهم بگوعجله نوچ نوچ✖️فقط صبر و صبر وصبراستمرار استمرار استمرارعشق و شور و شوق

      خداااااا شکرررررررت شکررررررت شکررررررتواقعا لذت بردم از این همه عشق و آگاهی خدایا شکررررررت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار وحید57
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۸ ۰۹:۱۷
      مدت عضویت: 1952 روز
      امتیاز کاربر: 206 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 402 کلمه

      سلام به همه دوستان

      شاید من آنقدرها اضافه وزن نداشته باشم و آنقدر چاق نباشم اما وضعیتم طوری هست که حس میکنم میتوانم بهتر از این باشم. چرا که بزرگ بودن نسبی شکم برام آزار دهنده است. همچنین الان که 42 سال دارم یادم میاد که اضافه وزن من از 30 سالگی یواش یواش شروع شد بخصوص از بعد از ازدواج.

      یادم میاد در دوران دانشجوییم با وجودی که خوراکم بد نبود اما لاغر بودم بطوریکه نزدیک به 15 کیلو کمبود وزن نسبت به قدم داشتم. اما چه اتفاقی افتاد که حالا 12 کیلو اضافه دارم؟!!!!!

      من اضافه وزن دارم چون به یاد میارم از زمانی که کارمند شدم الگوی غذا خوردنم تغییر کرد. مثلا صبح زود صبحانه میخوردم و میرفتم سر کار تا بعد از ظهر معمولا چیزی نمی‌خوردم، بعد می اومدم خونه میافتادم سر ناهار و یه دل سیر میخوردم. تا مغز بدبخت دستور بده که بابا سیر شدی خفه نکن خودتو، من بشقاب رو هم لیسیده بودم!!! یه حالت عصبی بود که حس ولع در من نسبت به غذا بوجود می‌آورد و این رویه مدام تکرار می‌شد تا کم کم شکم آوردم. نتیجه می‌گیرم اگر بین صبحانه تا ناهار از یه میان وعده مناسب و شکم پرکن استفاده می‌کردم باعث میشد تا لا اقل حرص من به وعده ناهار کم بشه و باندازه بخورم

      من اضافه وزن دارم چون نمیتونم از جلوی هله هوله ها بی‌تفاوت بگذرم و باید یه ناخنکی بزنم.

      من اضافه وزن دارم چون به گرسنگی فکر می‌کنم؛ و مادامیکه به گرسنگی فکر می‌کنم باید دهانم بجنبه حتی زیاد پیش میاد که بعد از خوردن ناهار بازم احساس ضعف دارم و معلومه که این یک وضعیت ذهنیه.

      من اضافه وزن دارم چون وقتی کسی به من خوراکی تعارف میکنه، حتی اگر سیر باشم قبول میکنم و دست رد به سینه‌اش نمی‌‌زنم! اما به راحتی میتونم این مسئله رو حل کنم به این ترتیب که یک لحظه تصور کنم که شاید این شخص اصلا من رو ندیده بود!!! و یا اینکه از هر خوراکی باندازه تغییر ذائقه بخورم.

      من اضافه وزن دارم چون تصور میکنم از ساعت بیولوژیکی بدنم تبعیت می‌کنم به این ترتیب که مثلا راس ساعت 2 باید گرسنه بشم یا راس ساعت 9 شب چون وقت شام است باید شام بخورم حتی اگر گرسنه نباشم.

      با گوش دادن به فایل اول جناب عطار روشن به این یقین رسیدم که منشاء همه بیماریها و ناراحتی ها ذهن است و امید دارم علاوه بر اضافه وزن، سایر مشکلات روحی من هم حل بشه.

      ان شاءالله

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        امتیاز کاربر: 7081 سطح ۴: هنرجوی مبتدی
        محتوای دیدگاه: 45 کلمه

        سلام دوست عزیز
        از اینکه در سرزمین لاغرها هستید خوشحالم
        خیلی عالی رفتار خودت رو تحلیل کردی
        اینکه بدونی مشکل از کجاست خیلی ساده می شه اون رو حل کرد
        ضمنا در مورد حل شدن همه مسائل با قدرت ذهن امیدوار نباش
        بلکه مطمئن باشید
        منتظر خوندن نوشته های شما هستم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
          آواتار وحید57
          ۱۴۰۰/۰۴/۱۰ ۲۲:۵۴
          مدت عضویت: 1952 روز
          امتیاز کاربر: 206 سطح ۱: کاربر مبتدی
          محتوای دیدگاه: 29 کلمه

          ممنونم جناب استاد از پاسخ شما و بابت وقتی که برای اعضاء میگذارید سپاسگزارم

          پاسخ شما من رو مصمم تر کرد تا بتونم دوره را با جدیت بیشتری ادامه بدم.

          سپاس

          برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
          ★ ★ ★ ★ ★
          ثبت امتیاز
          امتیاز: 0 از 0 رأی
          افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار faribadeghani1371@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۷ ۱۲:۲۳
      مدت عضویت: 1950 روز
      امتیاز کاربر: 1506 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 541 کلمه

      سلام ب عزیزان دل
      از دیدن این قایل واقعا لذت بردم انگار حرف ها ی فرو خورده خودم بود ک چن سال فرو خورده بودم انگار ک دارم اون حرفها ب زبون میارم واقعا حرفها تو پراز رنج بود واقعا لدت بردم از اینکه این ها رو ب زبون اوردید
      من تا یادم میاد خودم عذاب دادم ک چاق نشم از وقتی بچه بودم از هم سن سالهای خودم درشت بودم همهومیگفتن استخوان درست چاق دیدی میشی خودم میگفتم چن پدر مادرم چاقن منم چاقم ولی اینطکر نیس چن خواهرم لاغره بعد میگفتم ن چن اون تو بچگی مریض بود ضعیف موند ولاغر شد بعد میام میگم ن خیلی از ادم ها هستن ک خانوادشون چاقه ولی فرزندانشون لاغره بعدش همه بهم میگفتن چاق پسر خالم همش مسخرم میکرد همش میگف چاق چاق .
      بعدش پدر همش میگف کم بخور چاق میشی کم بحور ولی الان ک فک میکنم میبینم ن من ب اندازه ی بچه عذا میخورم پس چرا چاقم
      یادمه وقتی کارد پیش دانشگاهی شدم شروع کردم ب کنکور خوندن و چاق شدم چرا چن میگفتم فعالیت ندارم چن شکلات میخورم چن استرس دارم چن نگرانم
      بعدش برا عروسی دختر خالم رفتم لباس بگیرم هیچ لباسی پیدا نکردم اون روز اشک چشمهای مادرمو دیدم اون روز مردم .یک لباس اندازه ی نفر حامله گرفتم متنفر بودم از اون لباس رفتم رژیم کرفتم یک رژیم سخت خیلی سحت لاعر شدم هر روز بهتر از دیروز میدم ک مادر شیرینی میگیره قایمکی از من میخورن در حالی اگه اون شیرینی اونا رو چاق نمیکنه منم چاق نمیکرد من شیرینی یک عمر عامل چاقی خودم و دیگران دانستم در حالی ک کسایی میشناسم ک همش شیرینی میخورن ولی متناسب هستن بعدش رفتم مسافرت با اینک خیلی کم میخوردم چاق شدم چرا چون من قبول کرده بودم ک رفتن ب اون مسافرت منو چاق میکنه بعدشدازدواج کردم و چاق شدم چن میگفتن خانواده شوهرم شام برنج میخورن یا پر روغن میخورن بعدش خونه خودم گفتم چن خودم عذا درست میکنم و مجبورم بخورم چن دلم میخواد چاق میشم چن هر روز برنج میحورم چاق میشم چن میوه زیاد میخورم چاق میشم چن با همسرم شام دیر وقت میخورم چاق میشم چن شبها برنج و سیب زمینی سرخ شده میخورم چن خورشت روعن میخورم چاق میشم بعد حامله شدم تا دلت بخواد خودمو عذاب دادم نخوردم چاق شدم گفتم ویارم شاید چاق شدنه چن منکه کم میخورم شیرینی تخوردم چن فک میکردم چاق میشم بعدش گفتم قرص ویتامینا چاق مبکنه بعدش زایمان کردم گفتم چن شیر میدم وزنم میاد پایین اما دریغ از یک کیلو بعدش رژیم گرفتم رژیم سخت پروتئن همش سینه مرع میخوردم تو مهمونیا مسخرم کردن تو ببین چقد چاقی واینا اما خسته شدم کالری شملری کردم متنفرم از ترازو از اسم کالری من هیچ وقت موفق نبودم چن همش فکرم ب فذا بود همش عذاب وجدان داشتم همش با حسرت دیگران نگاه میکردم فک میکردم بخورم چاق میشم چقد مریص شدم الان فک میکنم شیرینی بخورم چاق میشم عذای پر روعن بخورم چاق میشم روزه بگیرم چاق میشم بعد عذا بخوابم چاق میشم شبا برنج بخورم چاق میشم ته دیگ بخورم چاق میشم شربت بخورم چاق میشم الان میبینم واقعا چقد ارزش داشته انقد خودمو عذاب دادم چرا واقعا من چقد شرمنده خودم و بدنم هستن

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 3 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار susanbehrad@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۲ ۰۲:۴۱
      مدت عضویت: 2037 روز
      امتیاز کاربر: 14650 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 248 کلمه

      بنام خداوندجان وخرد 

      سلام استادگرامی وهمراهان عزیز

      گام چهارم چراچاق شدیم 

      من اصلا نمیدونم ازکجاشروع کنم چون من ازوقتی که خودم را شناختم چاق بودم وهمیشه میگفتن  چاقیه

      من ژنتیکیه و ارثیه چون هم عمه وهم عمویم چاق بودن ولی پدر مادرم چاق نبودن وخیلی هم متناسب بودن 

      من ازکودکی عاشق غذاخوردن بودم

      سرسفره که مینشستم تااونجامیتونستم میخوردم ولی با اینکه سیربودم اماچشمم همش دنبال

      غذا بود خیلی لذت میبردم وقتی می‌خوردم مینوشیدم موقع پختن غذا موقع کشیدن موقع جمع کردن 

      حتی وقتی کسی می‌گفت که من سیر شدم نمیخورم تعجب می‌کردم چون من هیچوقت سیربودنم رو احساس نکردم 

      چراچاق هستم چون همیشه عاشق شیرینیجات بودم وموقع که با دخترم بازارمیرفتیم ازجلوی قنادیها میگذشتیم واقعا بوی شیرینی مستم میکردوهمیشه باید کمی شیرینی میخریدیم وبه خانه میاوردیم ومن خیلی عجله می‌کردم که زودبرسیم ومن با چایی اون شیرینیهاروبخورم 

      چراچاق شدم 

      چون عاشق تنقلات بودم مثل کیک. بیسکوییت کلوچه .پفک و……….

      اگه قوطی بزرگ شیرینی جلوم میذاشتم تا تموم نمی کردم راحت نمیشدم 

      حتی تویخچال میگذاشتم مخصوصامنوصدامزدووقتی دریخچال روبازمیکردم بمن چشمک میزدن ومیخواستن که من بخورمشون واین خوردنهاخیلی لذت بخش بود

      خیلی تلاش می‌کردم که خودم روازخوردنشون منع کنم

      هرکاری می‌کردم که نخور ولعم بیشتر میشد

      چون مغزم ممانعت میکردوهمش دستور خوردن صادرمیکردواین من روخیلی اذیت میکرد

      من دوست نداشتم بخورم چون بعدش عذاب وجدان میگرفتم واین همیشه آزار دهنده بود

      اونهای که متناسب هستم فکرمیکنن که چه آدم‌های بی مسئولیت هستیم

      ولی هیچکس نفهمیدکه این رفتارهادست خودمان نیست فرمانهای ذهنمان است ومخواهیم ازاین پس این فرمانها.این رفتارهارااول به کمک خدا وبعدبااموزشهافایلهاومطالب استادو خواندن نوشته های دوستان عوض کنیم

      رفتارها وعادتهای درست وصحیح راجایگزین رفتارهاوعادتهای اشتباه کنیم 

      همتون درپناه خداوندیکتا باشین

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار tahere.norani
      ۱۴۰۰/۰۴/۰۱ ۱۳:۰۴
      مدت عضویت: 2200 روز
      امتیاز کاربر: 1325 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,309 کلمه

      به نام خداوند بخشنده ی مهربان
      سلام خدمت استاد عزیز و تمام دوستان خوبم
      تمرین امروز چرا من چاق هستم؟ دلایل چاقی من؟
      – من چاق هستم چون عاشق چیزهای شیرین هستم چه شیرین طبیعی مثل خرما و عسل و .. و البته بیشتر شیرین مصنوعی مثل تمام خوراکی هایی که توشون از شکر استفاده شده مثا کیک و بستنی و کلوچه و بیسکویت و شیرینی خامه ای و ….. از وقتی یادم میاد صبحانه خوشمزه ترین وعده ی غذایی من بود و ان هم به خاطره چای شیرینی بود که با نون و پنیر میخوردم، من عاشق این صبحانه بودم و اگر بنا به هر دلیلی یک روز صبحانه چای شیرین با نون و پنیر نبود حالم گرفته میشد😆 همیشه دو لیوان پر چای کاملا شیرین شده با نون و پنیر میخوردم و این دو تا با هم واقعا طعم خوبی داشت😋 من چاق شدم چون عاشق شیرینی ، بیسکویت شکلات، بستنی و کیک بودم و هستم ولی الان خیلی کمتر، من خوب میتونم غذا رو به اندازه و کم بخورم ولی در مورد خوراکی های شیرین واقعا نمیتونم مقاومت کنم و انها رو زیاد میخورم اخه این خوراکی ها احساس خوبی رو در من بوجود می اورند، طعم بیسکویت یا کیک یا حتی عسل روی نان تست و کره ی بادام زمینی و همچنین عسل روی جوی دوسر پرک ( البته این دو مورد اخر اخیرا اضافه شده چون به نظرم حداقل در کنار خوشمزه بودن برام بدنم مفیدترند) برای من واقعا لذتبخش است. من اینها رو میخورم تا خستگی در کنم نثلا اگر سرم شلوغ باشه مثل دیروز که صبح رفتم باشگاه و و بعد عصر از ساعت ۴ تا ۸ رفتم ارایشگاه تا ناخن هام رو درست کنم وقتی رسیدم خانه خیلی خسته بودم برای همین با اینکه کاملا سیر بودم شروع کردن به خرید بیسکویتی که برای پسرم خریده بودم در حالیکه اصلا تمایلی به خوردت نداشتم و خوب یک عالنه کلر داشتم که انجام بدهم و خوردن بیسکویت و نشستن برای من حکمیک بریک یا زنگ تفریح یا یه نوع مدیتیشن رو داشت که در حالیکه دارنم بیسکدیت رو میخورم و از طعمش لذت میبرم ذهنم رو نظم بدهم برای الویت بندی کارا و برنامه ریزی برای انجامشون در ذهنم، هرچند که از طعم خوشمزه بیسکدیت در دهانم هم لذت میبردم و خستگی ام در می رفت!!! یعنی مت میخورم تا خستگی در کنم🙄🙄🙄 و جالب اینکه من همش فکر میکردم چون عصرها تو خونم و حوصله ام سر میره میخورم اما الان فهمیدم اگه خونه هم نباشم بعد که اومدم همون مقدار میخورم یا قبلن فکر میکردم چون همسرم خونه است و من باید براش چیزی بیارم یا باهاش بخورن چاق میشم ولی الان فهمیدم حتی وقتی هم خونه نیست من شاید بیشتر هم میخورم، یا قبلن فکر میکردم چون باید غذا دهن پسرم بزارم و خودم ازش میخورم چاق میشم حالا فهمیدم نه بابا به اونم غذا ندهم هم خودم میخورم چاق میشم یعنی فهمیدم بودن در خانه یا همسر یا پسر و هیچ عامل بیرونی دلیل چاق شدن من نیست جز ذهنم که همش فرمان به خوردن میدهد، و اگر هیچکدام از اون عواملم وجود نداشته باشند باز من بیشتر میخورم و چاق میشوم.
      _ من چاقم چون حرص میزنم تو خوردن شاید چون خوداگاهم میگه نباید بخوری و البته خوداگاهم میگه نباید بخوری من حتی اگر نخواهم هم میخورم چون از محدودیت متنفرم شاید چون قبلنا خودم رو زیاد از خوردن محروم کردم تو مغزم( تو خود اگاهم محروم بودم ولی در اخر میخوروم چون از جنگیدن با ذهنم خسته میشدم) حالا وقتی خوراکی رو میبینم که خوشمزه و شیرین است حتی اگر نخواهم هم میخورم.
      _ من چاقم چون از خوردن کیک وشیرینی و بیسکویت با قهوه یا چای برای مدیتیشن و ارامش استفاده میکنم، هر وقت میخواهم به چیز مهم یا اصلا هر چیزی فکر کنم یا برنامه ای بریزم یا جایی بروم قبلش با یک شیرینی و قهوه از خودم پذیرایی میکنم😤
      _ من چاقم چون بیشتر مواقع به خودم میگم حق نداری بخوری نباید بخوری این کالریش بالاست، این تو رو چاق میکنه و این احساس محرومیتباعث میشه که من طمع بیشتری برای خوردنش داشته باشم و تمام ثانیه های زندگیم رو به اینکه چی بخورم و چی نخورمفکر میکنم حس محرومیت در من باعث ایجاد پرخوری میشه.
      _ من چاقم به دلیل عذاب وجدان و احساس گناه از خوردن و ترس از خوردن مثلا وقتی که گاهی دلم چیز شیرینی رو میخواد یا واقعا گرسنه میشم خودم رو از خوردن محروم میکنم چون مثلا فلان ساعت فلان چیز رو که نباید خوردم و حالا برای جبران کالری مصرفی نباید بخورم دیگه تا فردا و چون نمیتونم در برابر این فشار مقاومت کنم یا همون روز چیزی میخورم که این خودش باعث عذاب وجدان میشه و باعث پرخوری بیشتر در همان روز یا بهرحال تحمل میکنم و چیزی نمیخورم تا فرداش که اینم باعث پرخوری در فردا میشه
      _من چاقم چون برام کالری مصرفی از صدای بدنم بیشتر مهمه و گاهی نادیده گرفتم چیزی که واقعا میخواهم و نمیخورم باعث پرخوری در ساعات بعدی میشه چون گاها که به صدای بدنم گوش کردم واقعا با خوردن مقدار کمی از اون خوراکی ولعم رفع شده و تونستم ازش بگذرم و ارضا بشم
      _ من چاقم چون نمیتونم اگر تخلفی هم کردم خودم رو ببخشم و ازش رد شوم و به خودم بگم بابا تو در حال یادگیری هستی زمان میبره تا یاد بگیری و باید خودت رو ببخشی مثلا گاها که پرخوری میکنم یا بی دلیل چیزی رو میخورم انقدر خودم رو سرزنش میکنم و عذاب وجدان میگیرم و ناراحت میشوم که کل روزم رو خراب میکنم و باعث میشه دوباره پرخوری کنم و این چرخه (پرخوری_ عذاب وجدان و سرزنش _ پرخوری) مدام تکرار میشه، گاهی هم میگم حالا چون این وعده رو تخلف کردم کل روزم رو میخورم تا دوباره از فردا درست شروع کنم🙄
      _ مت چاقم چون وقتی خوب پیش میروم و چند کیلویی وزن کم میکنم یه صدایی انگار تو ذهنم میگه خیلی خوب داری پیش میری دیگه بسه بهتر از این نشو این برات زیادیه یا دیگه بیشتر از این لاغر نمیشی واقعا نمیدونم این چه حسیه؟ انگار خودم رو لایق اون اندام فوق العاده نمیدونم یا باور نمیکنم براحتی میتونم داشته باشمش😐🙁
      _ من چاقم چون بیست و چهار ساعت شبانه روز در مورد خوردن فکر میکنم، چی بخورم و چی نخورم، اصلا انگار ذهنم هیچ مشغله دیگری به جز خوردن نداره، و در تمام ساعات مخصوصا اگر بیکار باشم برام منو میچینه که الان چی بخوری چی نخوری؟
      _ من چاقم چون از بچگی مامانم مجبورمون میکرد تا ته بشقاب رو بخوریم و همش تشویقمون میکرد که غذامون رو تموم کنیم و چیزی تو بشقابمون باقی نمونه، یادم میاد گاهی از شدت سنگینی نمیتونستم از پای سفره بلند شوم🤣🤣 البته اون زمان لاغر بودم چون خیلی بازی میکردم.
      __ من چاقم چون دلم نمیاد غذام رو بریزم دور و نیخورمش که حروم نشه، البته در این مورد الان خیلی بهتر شدم ولی این رو هزاران بار از پدر و مادرم شنیده ام که بخورش حیفه! همش میگفتن نه نریزیش ها بخورش یا بده من بخورم( به زور) نعمت خداست گناه داره😅
      _ من چاقم چون خوردن چیزهای خوشمزه و طعمشون واقعا برای مت لذتبخش است، احساس گرما و زندگی بهم میده مخصوصا وقتی با خانواده جمع هستیم خوردن واقعا لذتبخشه😋😋
      _ من چاقم چون تمام عمرم رو به خوردن و نخوردن فکر کردم و یادم نمیاد در زندگی چیزی جز لاغر شدن و چاقی و خوردن و نخوردن فکر من رو مشغول کرده باشه و راستش من واقعا میخوام این موضوع رو یکبار برای همیشه در زندگیم حل کنم و به بقیه خواسته هام مثل ثروت ، و روابط و عزت نفس و ..‌ بپردازم. و میدانم تا لاغر نشوم ذهنم نمیتونه روی چیزهای دیگه تمرکز کنه چون لاغری الویت زندگی من است در حال حاضر و البته حق منه.
      اینها دلایلی بود که یادم اومد و فکر میکنم من رو چاق کردند، ممنونم از استاد برای این تمرین خوب و منتظر خوندن دلایل دیگر دوستانم هستم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 15 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار vr.jahanpour@gmail.com
        ۱۴۰۰/۰۴/۰۴ ۱۲:۲۴
        مدت عضویت: 1952 روز
        امتیاز کاربر: 206 سطح ۱: کاربر مبتدی
        محتوای دیدگاه: 12 کلمه

        سلام

        ممنون، خیلی کامل توضیح دادین ، من با خیلی هاش اشتراک دارم

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم