✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫
توی همهی سالهایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:
«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕
در حالی که همکلاسیهام و دوستام نه رژیم میگرفتن، نه ورزش خاصی میکردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷♀️⚖️
🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟
اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪
شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور میشی و برمیگردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح میکنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت میخواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘♀️🌟

🚗 یه مثال ساده…
فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت میافته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار میکنی؟ خب برمیگردی دیگه!
مراحلش چیه؟
- اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
- بعد دنبال یه دوربرگردون میگردی 🔁
- و بعدش دوباره راه میافتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️
مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!
تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه میشی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعیت! 😌💪
🟢 مرحله ۱: تصمیمگیری برای لاغری
همهمون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!
این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶♀️✨
🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست
باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠
🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر
اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت میرسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈
❗حواست باشه، خیلی وقتها ما وارد مسیر لاغری نمیشیم، چون نقطه شروعمون درست نیست.
به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، میریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه میافته 💭➡️💪
🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…
حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمیدهد؟
چاقی مثل یه جادهست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو میری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله میگیری 🛣️💨
اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کمکم حس میکنی این مسیر حال دلتو خوب نمیکنه، چون اون چیزی نیست که واقعا میخوای 😞
تو این مسیر، تابلوهای زیادی میبینی که بهت قول لاغری میدن 📢 اما وقتی واردشون میشی، فقط مسیرتو عوض میکنی، نه نتیجهتو! در واقع، فقط داری چاقتر میشی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩
📚 طبق مقالهای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیمهای یویویی میتونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️
این بههمریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی میشه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماریهایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️🔥
✅ پس راهحل چیه؟
باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه میکنه 🧠💖
وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نهتنها آسونتر میشه، بلکه موندگار هم میمونه ✨ این بار برمیگردی به جاده لاغری… همون جادهای که تو رو به خواستههات میرسونه 🚀

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟
هممون میدونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشهش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی میکنه!
یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقیت شده؟ 🤔
🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی
وقتی دلایل واقعی چاقیتو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسونتر میشه ✅
یعنی بهجای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف میگیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا میشه…
🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟
برخلاف روشهای سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک میکنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️
اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادتهاییست که تو رو چاق نگه داشتن.
✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی
وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقیمو نوشتم…
از وراثت گرفته تا سبک زندگی کمتحرک و حتی حرفهایی مثل:
«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅
اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسبهایی بودن که سالها به خودم زده بودم 🏷️
📉 فرق این روش با رژیمهای قبلی
قبلاً هر بار رژیم میگرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته میشدم، و آخرش… برمیگشتم سر خونه اول 😩
اما لاغری ذهنی فرق داشت؛
اینجا دیگه خبری از ترازو، کالریشماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰
من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.
🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع میشه!
مهمترین درسی که گرفتم این بود:
برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶♀️
💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید
مسیری که نه فقط به تناسب اندام میرسونه، بلکه باعث میشه آرامش، اعتمادبهنفس و شادی بیشتری تو زندگیمون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفتانگیز بودن لاغری با ذهن ✨
یکی از عجیبترین و قشنگترین تجربههایی که برای اولینبار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…
دیگه هیچکس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️
هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪
خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫
۳۵ سال با اضافهوزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷♀️ هیچکس بهم نگفته بود: «فلانی! اینجوری باید چاق شی!»
اما کمکم و بیصدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»
فقط اینبار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️
🤝 ما چاقها، بیشتر از اونی که فکر میکنی به هم شبیهیم…
تو سبک زندگیمون، تو باورهای قدیمیمون، تو خاطرات بچگی و حرفهایی که از بقیه شنیدیم…
منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨
تو هم میتونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈
فقط یه چیز میخواد: استمرار.
همونطور که سالها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫
⏱️ لاغری، سریعتر از چاقیه!
برخلاف چیزی که فکر میکنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریعتر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یهشبه…
اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم میکنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خستهای…
بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، میتونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖
🟣 گام اول: آگاهی
الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧
نتبرداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقیت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭
✍️ شناخت همینها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️
🌞 وقت بذار، عجله نکن
🧭 شروعِ قوی، ادامهی مسیرتو روشن نگه میداره
🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعلهور بمونه…
و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜
پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.
اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.
✍️ تمرین آموزشی 📖
📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری
حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشتهات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.
- 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
- 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
- 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحهاش رو پر کن.
- 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف میکنی!
یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضحتر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحتتر میتونی تصمیم بگیری به کجا بری.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.81 از 688 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!
به نام خدای مهربان
سلام و درود بر استاد گرامی بلاخره من بعد از یه سفر چند روزه تونستم دوباره وارد سایت بشم وفعالیت کنم و در این مدت نبودنم خیلی هم دلتنگ سایت و گوش دادن به فایلها بودم و من دیشب رسیدم و در اولین فرصت خالی که امروز پیدا کردم من وارد سایت شدم و میخواهم با انرژی بیشتر به راهم ادامه میدم .
من بسیار خوشحالم که در این مسیر هستم و تا به الان نتایج ارزنده ای گرفتم که شوق من رو برای ادامه دادن خیلی بیشتر کرده. من کسی بودم که بعد از ازدواجم حدودا بیست سال میشه درگیر چاقی بودم و همیشه در حال تلاش برای از بین بردن اون چاقی در جسمم بودم که هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه ی دایمی از من دورتر میشد و فقط در مقطعی من لاغر میشدم و دوباره چاقی حتی بیشتر از قبل به سمت من برمیگشت .و این اواخر اینقدر در زجر و محدودیت شدید بودم که واقعا اذیت بودم و نتیجه هم در حد این همه محدودیت و سختی نداشتم اما این سالهای آخر قبل از آشنایی با سایت باورهای من به خاطر حرفهای پزشکان که چون دارو های کم کاری تیرویید و یا هورمونی میخورم خراب شدند و فکر کردم که به خاطر مصرف دارو چاقی در بدن من طبیعی هست و من باید چاقی بیشتری رو تجربه میکردم در حالی که من همچنان در رژیم و ورزش سخت بودم اما من هر ماه چاقتر و چاقتر میشدم واما ته دلم این چاقی رو قبول نداشتم و همش میگفتم آخه مگر یه قرص چکار میکنه که من چاق بشم؟؟؟ و یا بارها میگفتم چرا خواهرم و یا افراد لاغر بیشتر از من میخورن و هر چی بخوان میخورن و لاغر هستن و اما من این همه نخوردن و محدودیت دارم و اگر همون غذاها روبخورم چاق میشم ؟؟؟ که زمانیکه با این راه آشنا شدم جواب سوالهام رو گرفتم که همه چیز به ذهن من برمیگرده و این ذهن افراد چاق و لاغر هست که با هم متفاوت. هست نه جسم اونها و خودم به محض ورود به سایت کلی ریزش سایز و وزن داشتم که واقعا شگفت زده شدم و سعی کردم دیگه همیشه این راه سبک زندگی من بشه و یادم میاد اون اوایل راه اینقدر از این راه خوشم اومده بودو ذوق زده شده بودم که به اطرافیانم هم میگفتم و به هر کس میگفتم بهم میخندیدن و قبول نمیکردن تازه شاید هم مسخره ام میکردن و هیچ کس مثل من در اطرافیانم. این راه رو ادامه نداد و اما من کاری به هیچ کس نداشتم و انگار یه نیرویی من رو از درون به سمت این راه هل میداد و من با عشق و امید راهم رو ادامه دادم و انگار واقعا من به این راه هدایت شده بودم .و خلاصه به لطف خدا من سالها هست آگاهانه در این مسیر دارم قدم. برمیدارم .
وقتی صحبت از تغییر میشه دو موضوع باید بررسی بشه :
#یکی چرا اینکه خیلیها چاق هستن و خیلیها لاغر هستن ؟
#دوم اینکه چطور میشه لاغر شد .؟
و بررسی سوال اول خیلی مهم هست .و من نباید فقط به دنبال تغییر نتیجه که چاقی هست باشم باید صورت مسأله رو بررسی کنیم که چرا ما چاق هستیم ؟؟ اگر این کار رو بکنیم به لاغری همیشگی میرسیم و این کار خیلی ارزشمند هست .
من خودم به شخصه درگذشته چند دلیل برای چاقی داشتم و همیشه هم راهش رو رژیم و ورزش میدونستم و با اونها هم نتیجه میگرفتم اما هیچوقت برام ماندگار نبود و من زجر میکشیدم و نمیدونستم ایراد کارم چی هست .
اما الان که با این راه لاغری با ذهن آشنا شدم متوجه میشم چقدر فرمول اشتباه در ذهنم داشتم و اونها رو با فرمول صحیح در ذهنم جایگزین کردم و نتیجه هم گرفتم و من متوجه شدم چقدر در گذشته اشتباه فکر کردم و چقدر راه های اشتباه رفتم و به همین خاطر دیگه من به هیچ روش و راهی اطمینان ندارم و فقط روش لاغری با ذهن رو قبول دارم .
من متوجه شدم که علت چاقی در ذهن ما هست و ما نباید به جسم خودمون فشار بیاریم و با این کار ما هیچوقت برای همیشه لاغر نمیشیم.
تمرین این جلسه :
دلایل چاقی من در گذشته چی بودن ؟
ازدواج
بارداری
مواد غذایی
کم تحرکی
اشتهای زیاد
بودن خوراکیهای مختلف در اطرافم
هر شب رفتن به خونه ی مادرم و اونجا شام خوردن
خواب زیاد
استخوان بندی درشت
مصرف داروی هورمونی
مصرف داروی کم کاری تیرویید
و اینکه من از چه سنی چاق شدم و چه مشکلاتی برای من به وجود اومد ؟؟
من با انجام این تمرین برنامه ریزی ذهنی رو تغییر میدم و من به سمت تناسب حرکت خواهم کرد .
من از وقتی که خودم رو میشناختیم کاملا لاغر و استخوانی بودم بماند که میگن در دوران نوزادی بسیار بسیار تپل و زیبا بودم و اما از همون کلاس اول دوم مدرسه که یادم هست تا سن ۱۷ سالکی که عقد کردم من بسیار لاغر بودم و اتفاقا هر چهار فرزند مادرم همینطور بودن ما هر چهار خواهر و برادر اینطور بودیم و اما همیشه از زبان اطرافیان میشنیدم که ازدواج باعث چاقی میشه و میدیدم که بقیه همین روال رو دارن و بعد از ازدواج چاق میشن تا خواهر بزرگترم که سه سال زودتر ازمن ازدواج کرد و خودش و همسرش که خیلی لاغر بودن هر دو در عرض زمان کوتاهی بسیار بسیار چاق شدن و بیشتر برام باور پذیر شد که این حرفها درسته تا زمانی که خودم عقد کردم و من هم خیلی به خوبی اشتهام تغییر کرد و زیادتر میخوردم و تا یک سال بعد من دوزاده کیلویی اضافه کردم و چقدر از طرف بقیه تایید شدم که حالا خوب شدی صورتت زیبا شد لباس بهت بیشتر میاد و …. و منم همین روند رو داشتم تا بعد از ازدواجم بازم چاق و چاقتر شدم و من زیر ۶۰کیلو بالای هشتاد بودم و اون موقع بود که جدی به لاغری فکر کردم و خودم با نخوردنها م دوست داشتم لاغر تر بشم و یادم میاد که تونستم و لاغر تر هم شدم و اطرافیانم بهم میگفتن چه اراده ای داری و این حرفها واما دقیقا من برای بارداری بازم الگو داشتم که آدم چاق میشه و همین خواهرم بازم همین روال رو داشت و کلی چاقتر شد و اتفاقا فرزند درشتی هم به دنیا آورد و من پذیرفتم که اره برای بارداری و داشتن فرزند ی با بنیه ی قوی باید به جای دو نفر غذا بخوری و بازم من چاقی بیشتر در هر دو بارداری تحمل میکردم اونم چاقی وحشتناک بالا که وزنم درحد صد کیلو یی میشد تازه در بارداری دومم صد و سه کیلو شدم که واقعا برام تحمل این وزن سخت بود و من زیر نظر کارشناس تغذیه رفتم که دیگه وزنم بیشتر نشه و بعد از زایمان من با یه اندام چاق و سایز بسیار بزرگ رو به رو شدم که واقعا زجر میکشیدم طوری که من شکم بند طبی پنج ایکس لارج خریدم ومیبستم به شکمم که شاید نبینمنش تا کوچیک بشه وپوستم حساسیت زده بود و پر از تاول قرمز اما من بازش نمیکر دم حتی در خواب هم با من بود و من با اون میخوابیدم که شاید شکمم زودتر کوچیک بشه و حتی وقتی کسی اون رو میدید از اطرافیانم تعجب میکردن که اذیت نیستی این چه کاریه اما من ادامه میدادم و یادم میاد من میرفتم داخل کمد اما هیچ مانتویی از گذشته به تنم نمیرفت و من غصه میخوردم حتی یادم هست لباسهای خونگی قبل از بارداری رو برمیداشتم و نگاه میکردم که چقدر لاغر بودم و غصه میخوردم . من مجبور بودم کلی لباس خونگی گشاد برم بخرم که اصلا دوستشون نداشتم و یا اینکه هیچ دستبند و انگشتر و النگویی به دستم نمیرفت و من زجر میکشیدم و یادم بعد از زایمانم یه روز به همراه همسرم و خواهرم که بچه رو بگیره تا من خرید کنم من کل شهرم رو گشتم تا یه مانتوی سایز بزرگ و شلوار سایز بزرگ که اصلا دوستش نداشتم خریدم و به تنم کردم و اینقدر ناراحت بودم که تصمیم گرفتم عصرها پیاده روی برم اما یادم که کفشهای ورزشیم به پام نمیرفتن و من سایز پام هم تغییر کرده بود و من فقط کفش طبی بد شکل میتونستم. بپوشم و خلاصه چاق شده بودم و متنفر از چاقی بودم و همون تنفر اینقدر شدید بود که تصمیم گرفتم پیش کارشناس تغذیه برم و زیر نظر اون لاغر بشم چون فرزند شیر خوار داشتم و همه میگفتن این کار برای بچه ضرر داره و خلاصه رژیم گرفتم و به عشق لاغری چنان رژیم رو با تعهد انجام دادم و در کنارش باشگاه هم رفتم که زودتر لاغر بشم و من تونستم درعرض چند ماه سی کیلو شایدم بیشتر کم کنم و وزنی رو تجربه کنم که در کل دوران ازدواجم اون رو نداشتم و ازطرف باشگاه تشویق شدم وهدیه گرفتم و به قول کارشناس تغذیه به سایز دخترونه رسیده بودم اما چه فایده ادامه دادن راهم برام سخت بود حرص و ولع شدید داشتم و درهمین اوضاع به خاطر یه مشکلی رفتم ازمایش خون دادم و متوجه شدم که من کم کاری تیرویید و مشکل هورمونی دارم و باید دارو مصرف کنم و همزمان از چند دکتر با هم شنیدم که این داروها تو روچاق میکنه حتی کارشناس تغذیه هم گفت و من دیگه بعد از اون موقع روی لاغری رو ندیدم هر ماه چاقتر و چاقتر میشدم وپیش همه گله و شکایت میکردم که چرا من این همه زجر میکشم و اما چاقتر میشم و هی محدودیتم و بیشتر. میکردم اما هر ماه شاهد وزن بیشتر میشدم وترس و نگرانی و تنفراز چاقی داشتم هر هفته خودم رو وزن میکردم و از اضافه وزنم گریه میکردم و به همه میگفتم اما چاره ای نبود. بقیه هم درکم نمیکردن میگفتن به خاطر دارو ها هست و اینکه تو حساس شدی و من میدیدم که هیچ چیز نمیخورم و تازه ورزش هم میکنم اما چاقتر شدم ولی خواهرم که خیلی لاغر بود همه چی میخورد و نگرانی نداشت و لاغر بود و من همش میگفتم بدن من با اونها فرق داره من دیگه توانایی لاغر شدن ندارم و دیگه ناامید شده بودم و همش به خودم میگفتم کاری از دستم بر نمیاد من که ته ورزش ورژیمم دیگه نمیدونم چه باید بکنم و ناامید وخسته شده بودم میخواستم به دمنوش و قرص لاغری پناه ببرم که شاید لاغر بشم چون دقیقا دوستی در باشگاه دمنوش خورده بود و خیلی لاغر شده بود و من با حسرت بهش نگاه میکردم اما ترس از تداخل با داروهای داشتم و جرات مصرف نداشتم و یا قرص هم همینطور میخواستم استفاده کنم اما از عوارضش میترسیدم تا اینکه به طور معجزه آسایی با این راه آشنا شدم و انگار حلقه ی گمشده ی خودم روپیدا کرده بودم و با تمام توانم در مسیر ماندم و الان دیگه نه تنها وزن اضافه نمیکنم بلکه بسیار لاغرتر و متناسب تر شدم و نزدیک به تناسب دلخواهم هستم و من اصلا متوجه شدم که چقدر دلایل من برای چاقیم بیهوده و پوچ بودن و من بدنم بسیار توانمندو مشتاق در لاغری هست و با عشق به سمت اون داره حرکت میکنه و باید بگم من امسال نزدیک به چهار بار سفر یهویی چند روزه داشتم که هر دفعه از دقعه ی قبل بهتر رفتار کردم و بسیار متناسب تر شدم که اگر در گذشته بودم نه تنها ثابت نبودم و بلکه کلی هم چاقتر میشدم و دلیل چاقی خودم رو سفرهای زیادم میدونستم اما الان به لطف خدا در هر زمان و مکانی من با روش تناسب فکری دارم به سمت لاغری جلو میرم و از خودم راضیم و هیچ عامل بیرونی رو عامل چاقیم نمیدونم و تنها عامل چاقی الان خودم رو انتخابها و افکار نادرستم میدونم که با بودن در مسیر مهارتم به مرور بیشتر و بیشتر میشه .
سلام به همگی.
من تقریبا نصف عمرم در تناسب بودم و نصف عمرم چاق بودم چون از دوران کودکی تا سن۱۷سالگی من بسیار لاغر بودم و از سن ۱۷سالگی تا 34سالگی من در چاقی مطلق بودم یا در حال از بین بردن چاقی در بدنم بودم اونم از طریق راه های اشتباه تا اینکه 7سال آخر قبل از آشنایی ام باسایت خیلی با تعهد هر روز ورزش سنگین و رژیم سنگین داشتم و تا حدودی متناسب بودم اما اون همه محدودیت در غذا و زمان و …. حالم رو بد کرده بود و دیگه خسته شده بودم خصوصا که اندازه تلاشم نتیجه نمیگرفتم تا اینکه با نهایت خستگی و در ماندگی با سایت آشنا شدم واقعا تصادفی البته که باید بگم هدایتی آشنا شدم و زمانی که آشنا شدم برای رفع اضافه وزنم وارد این دوره ها شدم. اما کم کم عاشق مسایل ذهنی و کنترل ذهن شدم و کلی دوره های عالی و اساتید قابلی سر راه من قرار گرفتن که من خیلی راحت با این موضوعات آشنا شدم و نتایج بسیار عالی و قابل لمسی در زندگیم الان دارم که همشون رو مدیون این راه هستم .
و اما باید بگم برای تناسبم هیچ کار خاصی نکردم. فقط و فقط در این سایت بودم و فایلهای استاد رو گوش میکردم و مثل وحی منزل به همه ی اونها گوش میکردم و سعی میکر دم دقیقا مثل اونها عمل کنم تا حدی که من در یک روز با یه مشورت استاد یک دفعه اون همه ورزش سنگین و جدی رو که فقط به خاطر لاغری میرفتم و اون همه مدل مختلف رژیم رو که روی برگه داشتم رو پاره کردم و پیج کارشناس تغذیه ام رو انفالو کردم و تمام زمانهای ویزیتم رو زیر نظر ایشون کنسل کردم و فقط با آموزشهای رایگان جلو رفتم انگار دلم قرص بود که این راه درسته این حرفها درسته .چون این اواخر دوران رژیمم کلی سوال در ذهنم بود که چرا من این همه محدودیت غذایی دارم این همه رعایت غذایی دارم این همه فعالیت دارم ولی هی چاقتر میشم اما اطرافیان من خیلی راحت بدون هیچ تلاش همیشه لاغر هستن ؟ و کلی از این مدل سوالها داشتم که به محض اشنایی باسایت تناسب فکری همه ی کارهای گذشته رو کنار گذاشتم حتی غذاهای هر روز من که همیشه به خاطر رژیمم از خانواده جدا بود دیگه تغییر کرده بود ومثل همه میخوردم و همسرم همش نگران بود که چرا ؟؟ چون حتی من در گذشته خیلی وقتها برای تفریح و پیکنیک با خانواده به خاطر رژیمم مجبور بودم غذای خاصی با خودم ببرم یا تابه ی رژیمی ببرم و اونجا درست کنم اما ازوقتی وارد این راه شدم بقیه میدیدن که مدتها هست من دیگه از این کارها نمیکنم تازه لاغر تر هم شدم و خیلیها میپرسیدن چی شده ؟؟؟کار خاصی کردی ؟؟اما چون اون اوایل ذوق آشنایی باسایت رو داشتم به هر کی میرسیدم میگفتم و اما بهم میخندیدن و یا من رو مسخره میکردن و یا این راه رو مسخره میکردن و من ناراحت میشدم اما من دست ازتلاش برنداشتم و راهم رو ادامه میدادم و هیچ چیز مانع از ادامه ی راه من نمیشد انگار حالم بهتر شده بود آرامشم بهتر شده بود. اطمینان از تناسب در من به وجود اومده بود انگار مانعی سر راهم برای رسیدن به هدفم نمیدیدم و خلاصه به لطف خداوند مقداری زیادی وزن و سایز کم کردم و مدتها هست که دارم روز به روز متناسب تر میشم و بهتر میشم و اصلا حتی برای دقایقی نمیخوام به اون دوران وحشتناک رژیم و ورزش برگردم و حتی تا حالا نشده یه پیاده روی ساده هم برای تناسبم کرده باشم و یا رژیم یک روزه داشته باشم خیلی رها و آزاد دارم به تناسبم میرسم .
من از وقتی در سایت هستم بارها مرور کردم که چرا چاق شدم ؟؟؟؟از کی چاق شدم ؟؟؟ و این کار خیلی به من کمک کرده ته من بهتر به تناسبم برسم .
من در این مسیر یاد. گرفتم برای تغییر نتیجه ی نهایی عجله نکنم اول یه سری پارامترهای درونی رو باید تغییر بدم بعد خود به خود نتایج من تغییر میکنن و این رو خود من تجربه کردم و ایمان دارم اول خودم باید تغییر کنم شخصیتم باید تغییر کنه تا نتیجه ام تغییر کنه چون من لاغری رو برای به مدت خاص نمیخوام برای همیشه میخوام چون تناسب همیشگی برای من ارزشمند هست .
من در گذشته هر کاری از دستم برمیومد در زمینه ی رژیم و ورزش با هم انجام میدادم چون فقط قبول داشتم لاغری از این راه درست هست و هر راه دیگه به بدن آسیب میزنه بنابراین برای آخرین بار زیر نظر کارشناس تغذیه رفتم و انواع رژیم ها و انواع ورزشها رو که میگفتن خوبه مثل ایستایس و ایروبیک وفیتنس و زومبا و … رو امتحان میکردم و اون اوایلش که بعد از بارداری دومم بود و حسابی چاق بودم من با چنگ و دندون تناسب رو اززاین راه اشتباه به دست آوردم اما به خاطر چند باور غلط که چون من دارو میخورم و…خیلی راحت ذهنم تغییر کرد و دیگه رسیدن به تناسب برام راحت نبود و هیچ رژیمی و ورزشی جواب نمیداد و من میخواستم سراغ دمنوش … برم یا اینکه چون میدیم اطرافیان با قرص لاغر شدن میخواستم قرص تهبیه کنم چون باورم شده بود سرنوشت من اینه که من باید چاق بمونم و لاغری حق من نیست و کار سختی هست و خلاصه و خسته و ناامید بودم و هیچ اعتمادی به خودم و رژیم و ورزشم نداشتم که میتونم لاغر بشم تا اینکه وارد این مسیر الهی شدم و مدتها هست به عشق لاغری من در این راه هستم .
و اما جواب اینکه چرا من چاق بودم ؟؟
من در گذشته فکر میکردم مواد غذایی چرب و پر کالری و سرخ شده و نشاسته ای باعث چاقی من هستن
خوردن شام های سنگین . و یا اصلا شام خوردن باعث چاقی من هست
ازدواج باعث چاقی من هست
بارداری باعث چاقی من شده
سایز بزرگ داشتن به خاطر زایمان داشتن من هست
تحرک نداشتن باعث چاقی من هست .
رفتن به مهمانی باعث چاقی من هست .
خونه مادرم هر شب رفتن و اونجا کلی خوراکی و غذا موجود بودن باعث چاقی من هست.
رفتن به سفر و تفریح ها و دور همی ها و …باعث چاقی من هست .
من ماه رمضان و ایام عید و …رو دلیل چاقتر شدنم میدانستم .
من کم کاری تیرویید رو دلیل چاقی خودم میدونستم
من مشکل هورمونی و خوردن قرصهای خاص رو دلیل چاقی خودم میدانستم .
من فست فودی رفتن و رستوران رفتن های هر ماهم رو دلیل چاقی خودم میدونستم .
من مواد غذایی خاص که خیلی خیلی در گذشته بهشون علاقه داشتم مثل چیبس و پفک و کرانچی که هرشب میخوردم رو عامل چاقی خودم میدونستم .
من خوردن شیرینی و هر هوله و هوله خوردن و غذای چرب و … رو دلیل چاقیم میدونستم .
و کلا تمام این افکار بعد از ازدواج در ذهن من به وجود اومدن و باعث چاقی من شدن چون من قبل ازازدواجم بازم فست فود میخوردم و هله هوله میخوردم و شام دیر وقت میخوردم و … اصلا چاق هم نبودم اما بعد از ازدواجم اینقدر از این حرفها به من گفتن و من شنیدم که هر روز از روز قبل بیشتر در مسیر چاقی قرار گرفتم و اما این اواخر از زبان چندین پزشک شنیدم که به خاطر خوردن دو داروی مصرفی تو از این بیشتر چاق میشی باید مواظب باشی و اصلا باشنیدن این حرف انگار من ، من قبلی نبودم و هر چقدر تا قبل از شنیدن این حرفها وزن کم کرده بودم دیگه فایده ای نداشت و من به محض شنیدن اون حرفها از زبان پزشکان معتبری شروع به چاق شدن کردم. و هر روز چاقتر میشدم .
اما خدا رو شکر الان در اندام بسیار عالی هستم که فقط یه ذره با تناسب دلخواهم فاصله دارم و بسیار آگاهم که هیچ چیز بجز قدرت افکار و باورهای من باعث چاقی من نمیشه حالا رفتارهای درست و همسو هم در رسیدن به هدفم بسیار به من کمک میکنن.
خدا رو شکر برای این جسم عالی که دارم
به نام خداوند مهربان
من خوشحالم که در این دوره اا هستم و من مطمعنم شگفتی ساز میشم و همین الانم هستم .
من از این دورها برای رهایی از چاقی استفاده میکنم .
من از یه مقطعی به بعد چاق شدم و این چاقی تا حدی همراه من بود اما من اون رو نپذیرفته بودم و بارها تلاش کرده بودم که لاغر بشم و انصافا هم خوب لاغر میشدم اما بعد از مدتی تمام اون چیزی رو که از دست داده بودم دوباره بعد از مدتی به راحتی برمیگشت و من دوباره چاق میشدم خلاصه این تلاش من ادامه داشت تا سال ۹۸ که با این سایت آشنا شدم و من از فایلهای رایگانهای سایت استفاده کردم و دیدم خیلی راحت بدون زجر خاصی و زحمت خاصی خوب و عالی لاغر شدم و اطرافیان من همه میگفتن فلانی خوب لاغر شدی حتی اون اوایل ورودم به سایت که هنوز باشگاه میرفتم بارها مربی و دوستاتم میگفتن خوب لاغر شدی و فکر میکردن رژیم میگیرم و خلاصه بعد از یه مدتی من چند دوره ی کوتاه از سایت خریدم و با بودن درراون دور ه ها بازم کلی تناسب بیشتر به دست اوردم .و واقعا همین تغییرات اشتیاق زیادی در من ایجاد کرده بود .که میشه بدون رزیم و ورزش هم لاعر شد و داشتم به کلی از جوابهای داخل ذهنم میرسیدم که چرا بعضیا چاقن و بعضیا لاعرن و ….
و من این روش و تمام حرفهای گفته شده در این روش توسط استاد رو قبول داشتم و میگفتم دقیقا این راه درست برای لاغری هست و من قبول دارم به این راه هدایت شدم و تمام سعیم این هست که من به نتیجه ی دلخواهم برسم چون قطعا توانایی رسیدن به خواسته ام رو و تغییر کردن رو دارم که به این راه هدایت شدم .
دوموضوع مهم در این راه هست که باید بهشون دقت داشته باشیم اونم این هست که :
*چرا ما چاق هستیم و خیلیها لاغر هستن ؟؟؟
*از چه طریقی باید لاغر بشیم ؟؟
ولی ما باید فعلا کاری به موضوع دوم نداشته باشیم و به دنبال جواب سوال اول باشیم .اگر به این سوال فکر کنید و جوابی برای اون پیدا کنید میتونید برای همیشه متناسب بشید .
ما همیشه به دنبال تغییر نتیجه بودیم و خواستیم چاقی رو به لاغری تبدیل کنیم و اما موفق نبودیم و شکست خوردیم ما میخواهیم لاغر شدن برای همیشه یاد بگیریم و لاغر بمونیم پس فعلا کاری به نتیجه نداشته باش،و نخواه که چاقی خودت رو به لاغری تبدیل کنی .
من همیشه به دنبال راهی بودم که چاقی خودم رو از بین بببرم و هر کاری میکردم برای همیشه لاغر نمیشدم در واقع لاعر میشدم و اما نتیجه ماندگار نبود چون ایراد اصلی رو پیدا نکرده بودم .
ایراد در ذهن من بوده اگر فرمولهای علط رو پیدا کنم و اونها رو شناسایی کنم و اونها رو با فرمولهای صحیح جایگزین کنم من برای همیشه میتونم لاعر بشم .
من همیشه به دنبال گرفتن رژیم از کارشناس تعدیه بودم و یا به دنبال توصیه های مربی ورزش بودم و اما هیچ وقت نمیتونستم نتیجهی دایمی بگیریم و خسته و ناامید میشدم و اینطور اعتماد به نفس لازم رو نداشتم و من در اوج ناامیدی با این روش آشنا شدم و واقعا ته خط بودم که وارد این دوره ها شدم و اما حالا از خداوند سپاسگزارم که در این دوره ها هستم چون همه چیز رو با هم دارم به دست میارم لاعری خودباوری و اعتماد به نفس شادی و آرامش،و روابط عالی ولذت در خوردن …. و واقعا خستگیم دراومده .
من باید علت چاقی رو برطرف کنم نه نتیجه رو که چاقی هست برطرف کنم .
و اما تمرین این جلسه این هست که چرا من چاق هستم دلیلهای چاقی خودم رو باید بنویسم پس وقت بزار و بنویس چرا چاقی ؟؟فکر کنید و بنویسید با فکر کر کردن من باید یواش،یواش فرمولهای چاق کننده رو پیدا کنم و فرمولهای لاغری رو جایگزین کنیم .پس داستان چاقی خودتون رو بنویسید ؟؟چه خاطرات و مشکلاتی از چاقی خودتون دارید ؟؟موضوع انشای شما این هست چرا من چاق هستم ؟؟هر چقدر میتونم باید وقت صرف کنم و بنویسم و فرمولهای اشتباه رو پیدا می کنم .
خوب اگر دوسال پیش بود که تازه وارد سایت شده بودم مینوشتم من چاقم چون اشتهام زیاده چاقم چون کم کاری تیرویید دارم چاقم چون داروی هورمونی مصرف میکنم شکم من بزرگ ست چون دو زایمان دارم من چاقم چون استخون بندیم درشت هست من چاقم چون زیاد هله هوله (چیپس و پفک ) میخورم من چاقم چون فعالیتم کم هست من چاقم چون ریزه خواری دارم من چاقم چون …اما من همه ی اینها رو با دلیل رد کردم و کلی تناسب در جسمم به وجود اومد
اما بعد از دوسال کار کردن روی خودم الان اگر بخوام دلیلی برای چاقی خودم بیارم هیچی به ذهنم نمیرسه و انگار دلیلی ندارم ولی میدونم باید اون ته ته های دهنم رو زیر و رو کنم تا فرمول علط رو پیدا کنم چون من لحظه ی وردم به سایت کل اون دلایل رو نقض کردم و کلی متناسب شدم و الان در حال حاصر نمیدونم چقدر اضافه دارم ولی یه مقدار بسیار کم هست دقیق نمیدونم چند کیلو هست و باید ترمزهای مخفی رو که مانع لاعری من میشه رو پیدا کنم و خیلی فکر میکنم و هر دلیلی به ذهنم میاد خودم سریع ردش میکنم مثلا چون همه چیز میخورمو محدودیت ندارم ولی میگم هیچ ربطی نداره برای بدن من مواد عدایی فرق نداره مهم اون به اتدازه خوردن من هست که من دارم یادش میگیریم و درست انجامش میدم و بسیار موفق بودم و هستم .
و یا میخوام بگم چون استخونبندیم درشته باید کمی از خواهرم و یا بقیه چاقتر باشم ولی یادم میاد با رژیم بار اخرم اینقدر لاعر شدم که از خواهر شوهر و خواهرمم که بسیار لاغرن لاعرتر شدم پس عیب از استخونبندی من هم نیست .
و یا میخوام بگم چون فعالیت ندارم ولی دختر خودم بدون ذره ای فعالیت کلی از یک سال پیشش لاعر تر شده و بسیار لاعر هست و من خودم بدون هیچ فعالیت خاصی فقط با بودن در دوره ها کلی وزن کم کردم
و یا میخوام بگم چون هنوز ترس از خوردن دارم ولی من بسیار عالی بدون هیچ ترسی هر وقت گرسنه شدم خوردم و هر وقت سیر شدم دست از خوردن کشیدم و بارها گفتم خوردن برای ادامه ی حیات ضروری هست و ترس نداره و این رفتارهای من هست وقتی که پرخوری میکنم ترسناک هست .
و یا میخوام بگم لاعری سخت هست و به این راحتی لاعر نمیشی ولی من خیلی راحت و طبیعی و خود به خود کلی وزن کم کردم در حین اینکه هیچ محدودیتی و زجری نبود و با لدت تونستم خیلی متناسب بشم پس همچنان هم دارم با لدت روی خودم کار میکنم و میگم بسیار این روش اسان هست چون دارم یادش،میگریم و تحت هیچ فشار خاصی و زجر و خاصی نیستم و از خیلی رژیم ها و ورزشهای اون موقع ی خودم راحت تر هست .
واقعا نمیدونم الان چه دلیل خاصی هست که من این چند کیلو رو که دقیق نمیدونم چه مقدار هست شاید ۵ کیلو باشه شایدم کمتر یا بیشتر ولی در این حد هست رو دیگه کم نمیکنم .
البته بارها به خودم گفتم این روش خیلی کند نتیجه میده و نباید عجله کنی شاید همین مانع شده برای من .ولی بازم به خودم میگم بابا خیلی دوستان با این روش در دوماه ده کیلو کم کردن من حالا بعد از یک سال و نیم نمیتونم ۵ کیلو کم کنم قطعا به زودی این چاقی رو از دست خواهم داد ولی من همچنان با حال خوب و لدت ادامه میدم و میرم جلو و میدونم این جسم من با ذهن من و رفتار من بلخره هماانگ خواهد شد چون واقعا عالی دارم رفتاررمیکنم و به اندازه میخورم و با انجام تمرینات متوجه شدم چقدر تعداد رفتارهای صحیح من از رفتارهای علط من بیشتر هست و قطعا همین سنگین بودن کفه ترازوی رفتارهای درست من رو به سمت لاغری هدایت میکنه جه بخوام چه نخوام من لاغر میشم و لاعری حق من هست و لاغری رو من باید به دست میارم اونطور که استاد و دوستان تونستن منم میتونم و هیچ چیز مانع تناسبم نیست و من رو ناامید نمیکنه من یک متناسب عالی خواهم شد به زودی چون هیچ دلیل خاصی رو برای خودم نمیدونم و نمیبینم .
اگر جایی اشتباه میکنم لطفا استاد عزیز راهنمایی کنید خوشحال میشم .
با این وجود بازم فکر کنم ببینم این دهنم چی میگه اگر متوجه حرفی و مانعی شدم میام و مینویسم تا برطرفش کنم
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیرم
فایل صوتی امروز :
استاد میگن قبلا از هر راهی که در پیش میگرفتم برای لاغری نتیجه ی من برای لاغر شدن در حد چند هفته بوده و دوباره به حالت قبل بر میگشتیم شایدم بیشتر از قبل بر میگشتم
این چاق و لاغر شدنهای مکرر من رو خسته و ناامید میکرد .
و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه کمتر میشد و هیچ وقت نشد با اون روشها برای همیشه از شر اضافه وزن رها بشم تا اینکه استاد در سایتی برای موفقیت فردی وارد میشن و استاد تصمیم میگیره از اون برای موفقیت در تمام جنبه ها حتی لاغری خودش استفاده کنه .
و استاد هر چقدر در این سایت تلاش میکرد درآمد و ثروت و روابطش رو بهتر کنه ولی اضافه وزن مانع موفقیتش میشد و تصمیم گرفت اول این اضافه وزن رو کم کنه.
و استاد با استفاده از این روش های ذهنی تونست مقدار زیادی وزن کم کنه بدون اینکه رژیم و یا ورزش و … داشته باشه واستاد در تمام دفعاتی که رژیم و ورزش داشت هیچ وقت نتیجه ی قابل ملاحظه ای کسب نمیکرد و یا اگر نتیجه ای میگرفت خیلی راحت از دستش می داد .
استاد از دوران کودکی فکر میکرد چرا دوستام لاغرن و من چاقم ؟؟..چرا اونها هر بازی رو میکنن و چرا من نمیتونم ؟؟؟و چرا من در این وضعیتم ولی بقیه متناسبن ؟؟…
تا به این جواب رسید که واقعا میشه آدمها متناسب بشن اگر ذهنشون رو کنترل کنن.
و استاد با همین روش کلی وزن کم کرده بود که باعث حیرت خیلیا شده بود در حالی که هیچ کار خاصی نمیکرد و برای خیلیا جای سوال بود که چی کار میکردم و وقتی استاد توصیح میداد اونها قبول نمیکردن و میگفتن راستش رو بگو چه رژیمی گرفتی و …و استاد یواش یواش رفت به دنبال آموزش این دوستان نه برای در آمد ایجاد کردن به خاطر خودش که ببینه آیا این روش درست هست یا نه و برای همین یه کانال درست شد و استاد به این دوستان آموزش میداد .و این دوستان خیلی امیداور شده بودن و کنجکاوی میکردن و کلی تعداد این افراد زیاد شده بود و استاد خودش رو مسول این افراد دونست که راهنماییشون کنه تا نتیجه بگیرن .
لاعری با ذهن رو اگر بخوایم خلاصه بگیم به این شکل هست :
چرا ما چاق هستیم و چرا خیلیها لاغر هستن ؟؟
از چه طریقی ما باید لاغر بشیم ؟؟؟
پس این دو موضوع باید مورد بررسی قرار بگیرین یکی صورت مساله هست یکی جواب اون هست .
به نطر شما کدوم موضوع باید برای ما مورد بحث قرار بگیره ؟ممکنه خیلیا بگن مورد دوم و دوست دارن نحوی لاغر شدن رو یاد بگیرین .
و اما این اشتباه هست چون ما همیشه به دنبال این هستیم که چطور لاعر بشیم ولی هیچ وقت به دنبال این نبودیم که چرا چاق شدیم .
چرا چاق هستی ؟دلیل این رو پیدا کن تا برای همیشه لاغر بشی .
و این وجه تمایز این روش از بقیه روشها هست چون اگر با این روش لاغر بشیم دیگه چاق نمیشیم .
و ما در این روش به دنبال از بین بردن صورت مساله نیستیم و ما میخواهیم جوابی برای اون سوال پیدا کنیم و این لاعر شدن مداوم رو به ما میده چون به دنبال لاغری هستیم که تا ابد در ما باشه این ارزشمند هست .
پس این بار هدف نباید این باشه چاقی رو به لاغری تبدیل کنی باید به دنبال این چراها باشی که چرا چاق شدی ؟؟
هر کس از راه رسیده خواست ما رو با برنامه ها و دارو و ورش و رژیم و … لاغر بکنه.
لاغری با ذهن همون کامپیوتر و سیستمی هست که میاد عیب یابی میکنه و معایب و مشکلات و فرمولهای غلط ذهنی رو پیدا میکنه و اونها رو تغییر میده و میبینید جسمتون هم تغییر میکنه .
و ما هر وقت از روشهای غلط نتیجه نگرفنیم خودمون رو سرزنش کردیم و گفتیم انگار من نمیتونم و نمیشه لاغر بشم و خسته و ناامید شدیم از لاغری داییمی و اما دوستانی که این مسیر رو ادامه بدن نتیحه میگیرین و خستگیشون در میاد و زندگی جدیدی رو تجربه میکنن .
و از رنج چاقی به لذت تناسب اندام میرسید .
لاعری در صورتی داییمی میشه که علت چاقی رو بررسی کنید .
علت چاقی در ذهن افراد هست و تا اونها تغییر نکنه شما نمیتونید لاغر بشید .
اگر شما میخوایدلاغر بشید باید وقت صرف کنی و بنویسی و فکر کنی این کارها سخت تر از ورزش کردن و نخوردن و ساعتها پیاده روی که نیست پس فکر کنید و فرمولهای لاغر کننده رو ثبت کنید .
سوال مهم :
خوب به موضوع چاقی فکر کنید و بگید چرا شما چاق شدید ؟از چه سنی چاق شدید ؟؟.موضوع انشا این هست چرا من چاق هستم .؟؟؟
هر چقدر شما بیشتر بنویسید فرمولهای لاغری رو در ذهنتون تثبیت میکنید .
و اما داستان چاقی من و چرا من چاق شدم :
من از وقتی خودم رو یادم میاد تا سن ۱۷ سالگی کاملا لاغر بودم و حتی از نطر خیلیا یه مقدار هم شاید کمبود وزن داشتم و طبق حساب کردن وزن به عدد دو رقم اخر قدم هم دقیقا همین طور بود من ۴ کیلویی کمتر بودم ولی هر چیزی رو به راحتی میخوردم و هیچ محدودیتی و حساب و کتابی در خوردن نداشتم و به راحتی میخوردم و اما هیچ وقت پرخوری هم نمیکردم سریع سیر میشدم و غذا رو رها میکردم و به زور غدا نمیخوردم و …. تا اینکه در سن کم نامزد کردم و از همون دوران نامزدی چون هر شب میخواستیم تفریح کنیم و لدت ببرم و خیلی بهم خوش بگذره به رستوران و فست و فودی و کافی شاپ میرفتم و انصافا میخوردم خوب هم میخوردم و دقیقا یادم میاد در همون دوران نامزدی تا زمان جشن عروسی من ده کیلو اضافه کردم و همه و تمام اطرافیان من رو تحسین و تشویق میکردن کا چقدر زیبا شدی چقدر بهت میاد حالا خوب شدی چقدر فرم صورتت و پوستت و جهره ات زیباتر شده و منم خوشحال بودم از این همه تعریفها و تمجیدها و از طرفی هم بارها از اطرافیانم و خانوادم شنیده بودم هر که ازدواج کنه چاق میشه و نمونه م در اطراف زیاد دیده بودم حتی خواهر بسیار لاعر خودم که دو سال قبل از من ازدواج کرده بود و بعد از ازدواج کلی اصافه وزن پیدا کرده بود و چاقی بی حدی پیدا کرده بود که با رژیم و ورزش تونست اونها رو کم کنه و دیگه کنترل شده غدا خورد و به جز در بارداریش که بازم چاق شد و بعدش بازم دوباره با رزیم و ورزش لاغر کرد و دیگه چاق نشد و در دهن من مونده بود ازدواج و بارداری ادم رو چاق میکنه و ورزش و رژیم تتها راه لاغر شدن هست دقیقا خودم بعد از ازدواج کلی چاقتر شدم تا ۸۰ کیلو رفتم و دیگه واقعا شکم داشتم رانهای چاق داشتم و هر لباسی اندازم نمیشد و تصمیم گرفتم با رزیم و ورزش خودم رو لاغر کنم و تونستم ده کیلویی کم کنم و اما ته دلم همیشه در ذهنم صورت چاق و دست و پای چاق رو خیلی دوست داشتم و هر کس در اطراف من این خصوصیت رو داشت میگفتم اینطوری خوبه که یکم توپول باشی که لباس بهت بیاد و صورتت هم زیبا تر و با طراوت تر میشه برای همین بر خلاف رزیمی که داشتم سریع دوباره به حالت قبل خودم بر میگشتم و چاق میشدم و اما سریع من باردار شدم و در هر بارداری اول و دومم بسیار بی حد چاق می شدم چون تلافی هر چه نخوردن بود در این مدت بارداری اجرا میکردم به همراه کلی فرمول غلط که در دهنم داشتم که باید زیاد بخورم به جای دونفر بخورم و باید بخورم تا بچه ای با بنیه ی قوی به دنیا بیارم و …. تا جایی که از نظر پزشکم اضافه وزنم خطرناک میشد و باید زیر نظر متخصص تغدیه چند ماه آخر رو میگذروندم که زیادتر اضافه نکنم و خلاصه در هر بارداری من چاقی بالای صد کیلو رو تجربه میکردم و حال بد و … که دربارداری دوم و اخرم دیگه تصمیم گرفتم خیلی عالی خودم رو لاغر کنم و بسیار تلاش کردم با رژیم و متخصص تغدیه لاعر بشم و تونستم عالی وزن کم کنم تا ۵۹ کیلو لاغر بشم اما در همون ماه های آخر متوجه شدم کم کاری تیرویید و دارم و مشکل هورمونی دارم که باید دارو مصرف کنم و بارها از اطرافیان و پزشکان متخصص شنیده بودم این دو باعث چاقی من میشن و یک دفعه روند کاهش وزن من متوقف شد و بر عکس هر ماه چاقتر میشدم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم نتیجه سختتر و کمتر میشد برام و یا خیلی کم بود و قابل مقایسه با تلاشم نبود و نا امید خسته بودم تا به این سایت اشنا شدم و دقیقا از همین ۱۲ جلسه رایگان شروع کردم و احساس کردم چقدر حرفهای استاد درست و به جا هستن و همون حلقه ی گمشده ی من هستن .
و اما من چاق شدم چون باور داشتم هر کس ازدواج کنه چاق میشه
من چاق شدم چون باور داشتم هر کس باردار بشه چاق میشه
من چاق شدم چون باور داشتم اشتهام زیاده
من چاق شدم چون باور داشتم قرص و دارو یی مصرف میکنم که باعث اضافه وزن نا خواسته در من میشن
من چاق شدم چون باور داشتم غداهای سرخ شده و نون وفست فود و برنج و شیرینی و هله و هوله و … باعث چاقی من میشن .
من چاق شدم چون باور داشتم من با متناسبها فرق دارم اونها یه نعمت خدادی دارن که گرسنه نمیشن و من همیشه میل به عدا دارم و گرسنه هستم پس حتما چاق میشم .
من چاق شدم چون باور داشتم سلامتی من و قوی بودنم و تفریحهام و لذتهام در گرو خوردن زیاد هست .
من چاق شدم چون میگفتم اگر میخوام زندگی کنم و خیلی لذت ببرم باید هر چیزی رو که میخوام در هر مقداری که میتونم تا مرز خفگی بخورم .
من چاق شدم چون باور داشتم آزادی و زندگی کردن یعنی زیاد خوردن
من چاق شدم چون باور داشتم هر وقت حوصله ام سر رفت باید بخورم .
من چاق شدم چون باور داشتم پول هر عدایی رو دادم تا تهش باید بخورم که پولم هدر ندره .
من چاق شدم چون باور داشتم همین یه امشبه و دیگه از این نوع و مدل غدا نیست و از فردا شروع میکنم پس تا میتونم باید بخورم و هیچ وقت اون فردا نیومد
من چاق شدم چون باور داشتم زیاد خوردن باعث میشه من کمی توپولتر بشم و زیبایی صورت من بیشتر بشه .
من چاق شدم چون باور داشتم لباس به تنم قشنگتر میشه .
من چاق شدم چون باور داشتم دست و پام و پوست صورتم زیباترمیشه .
من چاق شدم چون با ور داشتم بیشتر مور تایید اطرافیانم میشم .
من چاق شدم چون باور داشتم هیچ مواد غدایی رو اسراف نمیکنم و دور نمیریزم و گناه نمیکنم .و هر چی اصافه هست من میخورم
من چاق شدم چون باور داشتم که نیرویی به زور من رو وارد به خوردن میکنه که تحت کنترل من نیست و اسمش اشتها هست و من هیچ تسلطی بر خودم ندارم و مجبورم که بخورم و اینم تقدیر من هست که با اشتهای زیاد افریده شدم نمیتونم لاغر بشم
اضافه وزن از زمان ازدواج در من پیدا شد ولی همیشه در حال برطرف کردن اون با رژیم و ورزش بودم و همیشه تلاش کردم از شر چاقی رها بشم و همیشه هم با کلی تلاش و کوشش من لاعر میشدم ولی در زمان کوتاهی بر میگشت و همین تلاشها من رو خسته میکرد چون من اینقدر سختی میکشیدیم و نمیخوردم و ورزش میکردم ولی یکم که خیالم از وزنم راحت میشد رژیم رو کمتر میکردم و خیلی راحت وزنم در زمان کوتاهی بر میگشت و در این اواخر همه ی اطرافیان من رو مسخره میکردن که تو تمام روزهای عمرت رو با رژیم و سختی گذروندی و دیگه بسه و اینقدر حساس نباش رو وزنت که اینطور سختی نکشی و از این حرفا .
و من یه مدت هست که با این دورها آشنا شدم و از اونجایی که تمام حرفهای استاد به دلم نشست و اونها رو قبول کردم پس گفتم اونجور که استاد تونسته پس منم میتونم و اصلا از هیچکس نظری نخواستم و وارد این مسیر شدم که من هم لاغر بشم و من در آبان ۹۸ وارد این سایت شدم و از تمام تجربه های استاد و فایلهای استاد دارم نهایت استفاده رو میبرم و کلی هم نتیجه گرفتم و تغییراتی در رقتار و افکار من به وجود آمده و باعث شده من بدون اینکه سختی بکشم و زحر بکشم من دارم تغییر وزن و سایز رو حس میکنم و لی چون ذهن منفی باف من همیشه میخواد من رو منحرف کنه میاد میگه چطوری تو که نه رزیم داری نه ورزش میکنی پس لاغر هم نشدی ولی من گوش نمیکنم و صدایی بلند تر از اون فریاد میزنه همین راه درسته باید ادامش بدی و بری جلو و من مشتاقتر راهم رو ادامه میدم چون الان هیچ عوامل بیرونی رو در لاغری خودم دخیل نمیدونم و تمام راه های گذشته رو غیر اصولی و راه اشتباه میدونم و همین حال خوبم و آرامش و آزادی در خوردنم یه دنیا برام ارزش داره و حاضر نیستم اصلا به اون دوران رژیم و محدودیتاش بر گردم .
و من همیشه برام سوال بوده چرا فلانی همیشه هر چی دلش بخواد میخوره و متناسب هم هست و یا شام که در ذهن من یه وعده ی خطر ناک بود و باید سبک و با غدای بد مزه و رزیمی میخوردمش رو به راحتی میخوره و هر چی هم بخواد میخوره اما همیشه لاغر هست ؟و کلی از این سوالهای این چنینی که زمانی که با سایت آشنا شدم فهمیدم جریان چیه،و تازه متوجه این موضاعات ذهنی شده بودم و همین اشتیاق و انگیزه ی من رو بیشتر کرده بود تا ادامه بدم و من میخوام اینقدر انجام بدم تا به وزن ایده الم برسم و یه شگفتی ساز بشم که روی خیلیها تاثیر گذار باشم .
من عاشق این راهم و فقط من میخوام از این راه به نتیجه برسم و اول از خدا ی خودم و بعد از استاد عزیز تشکر میکنم برای این راه و تغییرلتی که در جسم و در زندگیم پیدا کردم .
دو سوال اینجا مطرح میشه به نطر شما کدوم سوال در اولیت هست ؟
سوال اول چرا ما چاق هستیم و خیلی از آدم ها لاِعر هستن ؟ سوال دوم از چه طریقی میتونیم لاغر بشیم ؟
اگه قبلا بود میگفتم سوال دوم اما چون مدتها هست در این سایت هستم میگم سوال اول و به دنبال از بین بردن نتیجه نیستم و میخوام صورت مساله رو برررسی کنم و نتیجه ها همیشه حاصل یه سری افکار و رفتارها هست و اگر بخواییم نتیجه رو تغییر بدیم چیز داییمی برای ما به وجود نمیاد مثل عمل جراحی و قرص و دمنوش که میخوان نتیجه رو تغییر بدن ولی ماندگار نیست و من به دنبال یه راه ماندگارم چون سالها هر چقدر گفتن چه ورزش خوبه چه نوع رزیمی خوبه چطور خوردن خوبه و چه کارهایی خوبه برای لاغری من انجام دادم اما نتیجه ی دلخواهم رو هیچ وقت پیدا نکردم عین اون ماشینی که استاد مثالش رو زده که خرابه و هر کس میاد یه نطر میده
من هم الان با این دوره و با گوش دادن به فایلها دارم معایب خودم رو پیدا میکنم و با جایگزینی فرمولهای درست دارم نتبجه رو میبینم .
و من هر وقت در لاعری شکست خوردم از خودم ناامید شدم که منم اینطور هستم و انگار باید همیشه در زجر ودر سختی باشم و تازه نتیجه ی دلخواهم رو و جسم دلخواهم رو نمیبینم و داشتم قبول میکردم که اینم سرنوشت من هست .
تا با این دورها آشنا شدم و دارم لدت تناسب اندام دایمی رو میبینم .
دلیل های چاقی من چی هست؟ و از چه زمانی شروع شده ؟و چه مشکلاتی داشتم؟ و یا انشا بنویسید چرا من چاق هستم ؟؟؟باید فکر کنم و بنویسم .و با همین نوشتنها فرمولهای ذهنی من تغییر میکنه و قرار نبست در این دورها هیچ رزیم و قرص و ورزشی به من داده بشه چون فقط در این دورها روی افکار و باورهای ما کار میشه و با جایگزینی فرمولهای لاغری به جای چاقی ما لاغر میشیم .
من هم از وقتی خودم رو به یاد میارم بسیار لاغر و خوش اندام بودم تا دوران ازدواجم هر چند زیاد گفتن قبلا که تو در نوزدای بسیار چاق و تپل بودی ولی هیچ وقت این حرف در من اثری خاصی نداشته .
در دوران نامزدی من هر هفته به رستوران میرفتم چون تنها تفریح ما رفتن در رستوران و کافی شاپ بود و من هم عاشق پیتزا بودم زیاد با همسرم میرفتیم و میخوردیم تا اینکه همه میگفتن چاقتر شدی و من حدود ده کیلویی چاقتر شده بودم چون واقها بیشتر میخوردم و بعد از ازدواج هم همینطور بازم من بیشتر میخوردم و عادت رستوران رفتن رو داشتم و تفریحهای ما همه در خوردن خلاصه میشد و هر وقت رستورانی تاسیس میشد و مخصوصا فست فودی که افتتاح میشد ما حتما میرفتیم و باید میخوردیم و برای بقیه هم میگفتیم کجا فست فودش خوبه کجا بد و کجا قیمتش مناسبتره و کجا گرو نتر و … تا ۸ یا ۹کیلو دیگه هم در عرض یه سال علاوه بر ده کیلو اضافه کردم و اونجا بود که چون همه بهم میگفتن چاق شدی کمی نگران بودم و دوست داشتم لاغر بشم و رژیم گرفتم و انصافن چند کیلویی هم کم کردم و اما باردار شدم و در بارداری تمام تلافی رژیم و محدویتهارو که با حرص،و ولع زیاد در خوردن غذا داشتم خالی میکردم و از طرفی هم کلی دلیل داشتم برای خوردنم که بخور بچه ای سالم و تپل به دنیا بیاری بخور چون تو الان دو نفری بخور چون نیاز داره بدنت و ….. و من در حدود ۳۵ کیلو اصافه وزن پیدا کردم شایدم بیشتر ۹۵ کیلویی شدم و بعد از اون دوباره رژیم گرفتم که تا عروسی بردارم که یه سال بعد از زایمان من بود حسابی خوش اندام بشم و شدم و انصافا خوب ورزش میکردم و رژیم میگرفتم همه میگفتن چه اراده ای داری و اما چه فایده که ماندگار نبود و بعد از عروسی داداشم انگار اون انگیزه رو نداشتم و دوباره شروع کردم به خوردن و دوبار ه هم چاق شدم تا دوباره نزدیک عروسی خواهر کوچیکم بود بازم با کلی انگیزه رژیم گرفتم ورزش کردم و بازم عالی لاغر شدم ولی بلافاصله بعد دوباره باردار شدم و این دفعه در این بارداری من ۱۰۰ کیلو شدم تازه با کلی هشدار و فرستادن من به دکتر تغدیه که وزنم خیلی بیشتر نشه و من با هر سختی بود رژیم و بارداری رو باهم داشتم تجربه میکردم تا فرزندم که به دنیا اومد دیگه حالم از جسمم و اوضاعم بهم میخورد نه هیچ لباسی به تنم میرفت نه هیچ کفشی به پام میرفت من بارها در کمد رو باز میکردم و مانتو ها م رو میخواستم امتحان کنم اصلا بهمنمیرسیدن هر دو طرف با کلی فاصله ی وحشتناک از هم دور بودن و میخواستم یه پیاده روی ساده برسم دیدیم کفشهای باشگاهم به پام نمیرن و من چقدر زجر میکشیدیم و یا لباسهای خونیگم رونگاه میکردم که اصلا به تنم نمیرفتن و همش میگفتم چقدر لاغر بودم یادم هست رفتم کلی لباس خونگی گشاد که اصلا سلیقه ی من نبود خریدم و پوشیدم و کفش طبی که اصلا تو عمرم به پام نکرده بودم خریدم چون هیچ کفشی به پای من نمیرفت و یادم میاد میخواستم دستبند طلام رو بببندم برای عروسی که بسته نمیشد و لنگار من متنفر تر میشدم از این اوضاع خودم و تحملم کمتر میشد در حالی که همه میگفتن چون شیر میدی باید زیادتر بخوری و یا چی بخوری و من گیج بودم این جسم رو نمیخوام نمیخوام غدا بخورم اما میگفتن اگه نخوری شیر ت کم میشه تا با کلی مکافات من در ۴ ماهگی پسرم رفتم پیش دکتر تغدیه.
خلاصه متنفر از چاقی شده بودم و فقط منتظر رزیم دکتر بودم و با کلی اشتیاق رفتم و انصافا عالی کم کردم از ۹۰ کیلو شدم ۵۹ کیلو با تعهد ادامه میدا دم و هم ورزش و هم رژیم رو با هم ولی زمانی که در وزن ایده ال بودم دیگه دوست داشتم مثل بقیه بخورم و یه جاهایی کم میوردم خسته میشدم و یه رفتار غذایی نا جوری که پر خوری شدید بود داشتم اما دوباره از فردا شروع میکردم و یا در مهمانی ها و یا رستوزانها و یا مسافرتها کنترل رژیم از دستم خارج میشد و من میخوردم و دیگه من شده بودم مثل یویو به قول استاد که میگن هی چاق میشدم و دوباره میرفتم دکتر و کلی رزیم و ورزش و محدودیت و دوباره لاغر میشدم و لی بازم فایده نداشت شاید نزدیک ۵ یا ۶ بار بعد از وزن دلخواهم من دکتر میرفتم و تقاضای رزیم سختتر و در باشگاهم به دنبال ورزش سنگینتر بودم اما اصلا فایده نداشت و من رو بسیار خسته و ناراحت کرده بود و خیلی جاها در جمع مسخره میشدم به خاطر خوردنم و وسواسی بودن در وزنم و همیشه با حسرت به لاغرها نگاه میکردم و فکر میکردم من با اونها فرق دارم و بدنم یه چیزی و یا مشکلی داره که اونها ندارن و همیشه در حین تسلیم که پذیرفته بودم من دیگه کاری از دستم بر نمیاد و اینجورم ولی به دنبال راه ای برای لاغری بودم و همیشه میگشتم و از بقیه هم میپرسیدم تا با این روش استاد و دورهاشون آشنا شدم و من حالا دارم طعم آرامش و لذت بردن از غذا ها رو خوب متوجه میشم و طعم یه زندگی جدید و متناسب رو حس میکنم و خداوند رو بینهایت شاکرم برای این مسیر رویایی و تناسب اندام قشنگی که در انتطار من هست به همراه زندگی رویایی که در انتظار من هست .
سلام
انشای لاغری من
من از وقتی که به یاد دارم لاعر اندام بودم حتی دوران تحصیلی هم کاملا لاغر بودم تا دوران نامزدی من یه دفعه افزایش وزن داشتم چون واقعا میخوردم و بیشتر تفریح های من و لذت های من با خوردن بود و رستوران و فست فودی رفتن بود که واقعا علاقه داشتیم هم من و هم همسرم و همه هم میگفتن چاق شدی ولی در حد۷ یا ۸ کیلویی بود و همه میگفتن چقد خوب شدی بهت میاد تا ازدواج کردم و بیشتر اضافه کردم تا من متناسب ۶۰ کیلویی نزدیک ۸۰ کیلو شدم و دیگه چاقی رو کاملا حس کردم و رژیم گرفتم اونم فقط شام رو حذف کردم و واقعا هم کلی لاعر شدم ولی بلافاصله باردار شدم و اضافه وزن شدید ۳۰ کیلویی داشتم که به محص زایمانم سریع با ورزش و رزیم خودم رو به ۶۷ رسوندم و لاعر کردم ولی اصلا ماندگار نبود و خیلی سریع بر میگشت و خیلی از قبل چاقتر شدم تا دوباره هم من با رژیم و ورزش خودم رو به وزن ۶۵ رسوندم کلی متناسب شدم عالی ولی دوباره باردار شدم و دوباره اضافه وزن شدید که فکر کنم به خاطر فرمولهای اشتباه که باید در بارداری خوب بخوری تا بچه ای با بنیه ی قوی داشته باشی من هم زیاد میخوردم و همزمان حرص و ولع رژیم های همیشه رو هم در ایام بارداری در میوردم چون مجوز داشتم برای خوردن زیاد و در ذهنم هم حک شده بود باید زیاد بخورم به جای دو نفر حسابی میخوردم طوری که در بارداری دوم به خاطر افزایش وزن شدید متخصصم من رو پیش دکتر تغدیه فرستاد که بیشتر از این اضافه وزن نداشته باشم و حال روحی خوبی با رزیم و بارداری نداشتم ولی تحمل میکردم وبه جای ماهی ۵ کیلو ماهی دو کیلو اضافه میکردم و دکترم میگفت بازم خوبه تا زایمان کردم و دیدیم واقعا چاقی ناجوری رو باید تحمل کنم در حد ۹۶ کیلویی بودم هیچ مانتوو شلوار و لباسی اندازم نمیشه طوری که رفتم و چند لباس با سایز خیلی بزرگ برای خونه خردیم در صورتی که اصلا به سبک من نمیخوردن و حتی یادم ۴ ماه بعد اومدم کفش های باشگاه ام رو بپوشم که کمی پیاده روی کنم اصلا به پام نمیرفتن و زجر میکشیدم و هر روز میرفتم و مانتوهای قبلی رو به تنم میکردم که ببینم چقد باید لاعر بشم ولی اصلا دو طرف مانتو بی حد از هم فاصله داشتن طوری که قابل پوشیدن نبودن برام و رفتم مانتو بخرم هیچی گیرم نمیومد و سایزم پیدا نشد تا چند جا به زور دو سه مورد پیدا کردم و بر خلاف نظرم ولی خریدم و خلاصه از جهتی هم تحت فشار دوران شیر دهی که باید خوب بخورم که شیرم زیاد بشه اصلا روند خوبی رو نداشتم و از لحاظ روحی تحت فشار بودم طوری که از ۵ ماهگی پسرم پیش متخصص تغذیه رفتم و ورزش در باشگاه رو هم شروع کردم و عالی وخیلی عالی کم میکردم طوری که از طرف باشگاه جایزه تشویقی میگرفتم و کلا چون به هر دوتا در کنار هم خیلی اعتقاد داشتم برای لاغری نه هیچ روش دیگه فقط ورزش و رژیم رو قبول داشتم سریع لاعر شدم با هر سختی که بود ولی این اواخر خیلی بهم سخت میگدشت تا به وزن ۵۹ کیلو رسبدم در حالی که متوجه شدم کم کاری تیرویید و یه مشکل هوررمونی که با قرص رفع میشه پیدا کردم و دیگه همین دوتا کافی بود تا هم از اطرافیانم هم خود دکترم که بهم تلقین بشه که تو دیگه ممکنه کمی افزایش وزن داشته باشی و از طرفی مدت رزیم هم به پایان رسیده بود بماند چقدر اطرافیان میگفتن زشت شدی صورتت خیلی لاعر شده پوستت خراب شده انگار مریصی گرفتی ولی سرگردان بودم بین خوردنهای بقیه و محدودیت های خودم که حرص و ولع باعث میشد بعصی مواقع یه خوردنی های خیلی ناجوری داشته باشم ولی تا یه مدت عداب وجدان داشتم و ناراحت میشدم که چرا اینطور میخورم ولی دست خودم نبود و دوباره رژیم میگرفتم ولی اصلا ماندگار نبود رزیم من و من مرتب نوسان وزن داشتم برای اولین بار که وزن کردم در عرص دو هفته از ۵۹ تقریبا به ۶۴ رسیدم وسریع پیش دکتر میرفتم و در خواست کمک میکردم و اونم اشاره میکرد اصلا روغن نخور فقط پخته شده بخور و کم روعن و محدودیت هام رو بیشتر میکرد ورزیم جدید برام مینوشت و من دوباره خوب میشدم بازم با ول کردن رژیم سریع وزنم برمیگشت در حالی که ورزش رو همیشگی داشتم و عادتهای رژیمی رو هم کاملا داشتم بماند یه جاهایی به خاطر رژیم همیشگی رفتارهای غلطی داشتم ولی بیشتر وقتها من در رزیم بورم و همه میگفتن بس که تو حساب و کتاب خوردنت رو میکنی و حساسی اینجوری و در صمن قرص هم که میخوری بدتر باعث چاقی تو شدن ولی من ته دلم هیچ وقت اینا رو دلیل خودم برای چاقی تلقی نمیکردم هر چند که زیاد شنیده بودم از اطرافیانم وحسابی برای من به صورت یه فرمول در اومده بودن ولی خیلی در تلاطم بودم حتی این اواخر زیاد با بقیه حرف میزدم که چرا چیز ی نمیخورم و لی همش در حال اضافه وزنم بعضیا میگفتن باید ورزشت رو عوص کنی سوخت و سازت پایین و دارو میخوری و زایمان داشتی و طبیعیه و … کلی از این حرفها که باعث شده بود من کلی دلیل برای چاقی خودم داشته باشم که من چاقم چون
اشتهام زیاده
کم کاری تیرویید دارم
داروی هورمونی استفاده میکنم
سوخت و سازم پایین
بدنم عادت کرده به این فعالیت ها باید فعالیت ورزشیم رو بالا ببرم
و همش پیش دکتر تغدیه میرفتم و این اواخر سفارش کرد هفته ای دو بار خودت رو وزن کن و اگه دیدی رفتی بالا حتما فلان رزیم رو بگیر منم همین کار رو میکررم و داخل باشگاه ورزشهای خیلی سنگین میکردم تو باد و بارون و خاک حتما باید میرفتم که بگم دارم تلاش میکنم برای لاعری ولی برعکس شده بود همچنان در حال افزایش بودم تا جایی که از ۵۹ کیلو دکتر تغذیه رسیدم به ۷۲ کیلو و خیلی حال بدی داشتم نمیدونستم دیگه چیکار کنم و این اواخر میگفتم دیگه هر کاری باشه که دارم انجام میدهم هر چی شد شد من که هم رزیم دارم هم ورزش چیکار کنم دیگه و بماند وقتی روی ترازو میرفتم و افزایش وزنم رو میدیدم چقدر زجر و ناراحتی میکشیدم و حال بد و هیچ فایده ای برام نداشت تا این اواخر حدود یه سال پیش با سایت استاد اشنا شدم و در مسیر درست قرار گرفتم و حالا هیچ دلیلی برای چاقی خودم نمیبینم و هیچ عامل بیرونی من رو نمیتونه چاق کنه فقط و فقط خودم میتونم جسم خودم رو اون جور که میخوام خلق کنم نه باشگاه و ورزش و نه دکتر تغذیه و نه هیچ روشی نمیتونه من رو به هدفم که لاعری ۵۹ کیلو هست برسونه و تا حد زیادی هم موفق بودم و انشاا… به وزن دلخواهم خواهم رسید
اینم داستان چاقی من و دلیل های چاقی من که گفتم
به امید متناسب شدن همه ی چاقها
سلام دوست عزیز و هم مسیرم
چقدر خدا رو سپاسگزارم که در این مسیر هستم و در کنار دوستان بینظیری مثل شما هستم .
از اینکه کامنت من رو خوندین بسیار خوشحالم و از اینکه تونسته باشم با نوشتم به هر کدوم از بچه های عزیز سایت کمکی کرده باشم لذت میبرم .
آرزوی سلامتی و شادی و ثروت و سعادت و تناسب اندام زیبا رو برای شما دوست خوبم از خداوند مهربانم دارم