0

شروع مسیر لاغری (قسمت اول)

شروع مسیر لاغری
اندازه متن

این مطلب، جلسه اول از دوره رایگان ۱۲ جلسه‌ای لاغری با ذهن است. اگه تازه به این مسیر پیوستی، خوش اومدی! 🌱

✳️ مسیر لاغری همون مسیر چاقیه، فقط باید برعکسش حرکت کنیم ⏪💫

توی همه‌ی سال‌هایی که چاق بودم، همیشه اینو شنیده بودم که:

«برای لاغر شدن باید رژیم بگیری 🍽️ و فعالیتت رو بیشتر کنی 🏃‍♀️». منم بارها این کارها رو کردم، اما خبری از لاغر شدن نبود 😕

در حالی که هم‌کلاسی‌هام و دوستام نه رژیم می‌گرفتن، نه ورزش خاصی می‌کردن… ولی همیشه لاغر بودن! 🤷‍♀️⚖️

🛣️ چگونه در مسیر لاغری قرار بگیرم؟

اگه بخوام خیلی ساده و خودمونی برات توضیح بدم، بهترین راه برای وارد شدن به مسیر لاغری اینه که همون مسیر چاقی رو ادامه بدی… اما در جهت عکسش! 😄 ⏪

شاید عجیب به نظر برسه، اما وقتی از جاده چاقی دور می‌شی و برمی‌گردی به عقب، در واقع داری همون راهی رو که یه روز از لاغری منحرفت کرد، اصلاح می‌کنی! و این یعنی حرکت به سمت مقصدی که همیشه دلت می‌خواسته: لاغری دائمی و بدون بازگشت! 🧘‍♀️🌟

مسیر لاغری

🚗 یه مثال ساده…

فرض کن داری با ماشین میری به سمت یه شهر دیگه. یهو یادت می‌افته یه وسیله خیلی مهم رو جا گذاشتی 😳 چی کار می‌کنی؟ خب برمی‌گردی دیگه!

مراحلش چیه؟

  1. اول باید تصمیم بگیری که برگردی 🧭
  2. بعد دنبال یه دوربرگردون می‌گردی 🔁
  3. و بعدش دوباره راه می‌افتی، اما این بار توی مسیر درست 🛣️

مسیر لاغری هم دقیقاً همینطوره!

تو مسیر زندگی، یه جایی متوجه می‌شی که حالت با چیزی که آرزوشو داشتی خیلی فرق داره… حالا وقتشه برگردی سمت خودِ واقعی‌ت! 😌💪

🟢 مرحله ۱: تصمیم‌گیری برای لاغری

همه‌مون بارها تصمیم به لاغری گرفتیم، اما این بار فرق داره!

این بار قراره وارد مسیر بشی، نه فقط نیت کنی! 🚶‍♀️✨

🟢 مرحله ۲: پیدا کردن روش درست

باید روشی رو انتخاب کنی که بهت کمک کنه از درون تغییر کنی، نه فقط کالری بسوزونی 🔥🧠

🟢 مرحله ۳: حرکت با اراده در مسیر

اگه راه درست رو پیدا کردی، با دل و جون ادامه بده… به مقصدت می‌رسی، چون این بار از مسیر اشتباه وارد نشدی! 🚀🌈

❗حواست باشه، خیلی وقت‌ها ما وارد مسیر لاغری نمی‌شیم، چون نقطه شروع‌مون درست نیست.

به جای اینکه از ذهنمون شروع کنیم، می‌ریم سراغ رژیم و ورزش سنگین… در حالی که باید اول ذهن رو همراه کنیم، بعد بدن خودش راه می‌افته 💭➡️💪

🌟 لاغری ذهنی یعنی برگشتن به خودت، به باورهایی که یه روزی منحرفت کردن و حالا وقتشه با آگاهی، مسیرو درست کنی…

حالا که دونستی چطور باید برگردی، حاضری حرکت کنی؟ 🧠❤️

چرا لاغر نمی شم؟

❓ چرا تلاش برای لاغری نتیجه نمی‌دهد؟

چاقی مثل یه جاده‌ست 🚧 که هر چی بیشتر توش جلو می‌ری، بیشتر از مقصدت که همون سلامتی و تناسب اندامه، فاصله می‌گیری 🛣️💨

اوایل شاید خیلی متوجهش نشی، ولی کم‌کم حس می‌کنی این مسیر حال دلتو خوب نمی‌کنه، چون اون چیزی نیست که واقعا می‌خوای 😞

تو این مسیر، تابلوهای زیادی می‌بینی که بهت قول لاغری می‌دن 📢 اما وقتی واردشون می‌شی، فقط مسیرتو عوض می‌کنی، نه نتیجه‌تو! در واقع، فقط داری چاق‌تر می‌شی… ولی این بار، با ناامیدی بیشتر! 😩

📚 طبق مقاله‌ای از مجله Nutrients، درباره انتخاب مسیر لاغری، رژیم‌های یویویی می‌تونن تعادل میکروبیوم روده رو به هم بریزن ⚠️

این به‌هم‌ریختگی باعث التهاب مزمن، افزایش اشتها، و ذخیره بیشتر چربی می‌شه 🍔🍩 و در نهایت ممکنه خطر بیماری‌هایی مثل دیابت نوع ۲ و مشکلات قلبی رو بالا ببره ❤️‍🔥

✅ پس راه‌حل چیه؟

باید از اول، مسیر لاغری درست رو انتخاب کنیم؛ مسیری که پر از فشار و اجبار نیست 😌 بلکه ذهن و بدن ما رو با آرامش، آگاهی و عشق همراه می‌کنه 🧠💖

وقتی از ذهن شروع کنی، لاغری نه‌تنها آسون‌تر می‌شه، بلکه موندگار هم می‌مونه ✨ این بار برمی‌گردی به جاده لاغری… همون جاده‌ای که تو رو به خواسته‌هات می‌رسونه 🚀

لاغری با ذهن

❓ روش صحیح لاغر شدن کدام است؟

هممون می‌دونیم که برای حل هر مشکلی، اول باید ریشه‌ش رو پیدا کنیم 🌱 مسیر لاغری هم از همین قانون پیروی می‌کنه!

یعنی اگه بخوای واقعا لاغر بشی، باید بدونی چی باعث چاقی‌ت شده؟ 🤔

🧩 اولین قدم: شناسایی دلایل چاقی

وقتی دلایل واقعی چاقی‌تو پیدا کنی، راهکار پیدا کردن براش آسون‌تر می‌شه ✅

یعنی به‌جای اینکه فقط با رژیم و ورزش خودتو اذیت کنی، ریشه مشکل رو هدف می‌گیری 🎯 و اینجاست که مسیر لاغری با ذهن وارد ماجرا می‌شه…

🧠 چرا مسیر لاغری با ذهن فرق داره؟

برخلاف روش‌های سنتی که پر از محدودیت، اجبار و استرس هستن 🚫لاغری ذهنی بهت کمک می‌کنه تا از درون تغییر کنی، نه فقط از روی ترازو! ⚖️❤️

اینجا تمرکز روی شناخت افکار، احساسات و عادت‌هایی‌ست که تو رو چاق نگه داشتن.

✍️ تجربه شخصی من از شروع مسیر ذهنی

وقتی تصمیم گرفتم لاغری با ذهن رو شروع کنم، اولین کاری که کردم این بود که نشستم و دلایل چاقی‌مو نوشتم…

از وراثت گرفته تا سبک زندگی کم‌تحرک و حتی حرف‌هایی مثل:

«تو چون آرومی، طبیعتاً چاقی!» 😅

اما وقتی با ذهنم صادق شدم، فهمیدم خیلی از این باورها فقط برچسب‌هایی بودن که سال‌ها به خودم زده بودم 🏷️

📉 فرق این روش با رژیم‌های قبلی

قبلاً هر بار رژیم می‌گرفتم، اولش هیجان داشتم، بعدش خسته می‌شدم، و آخرش… برمی‌گشتم سر خونه اول 😩

اما لاغری ذهنی فرق داشت؛

اینجا دیگه خبری از ترازو، کالری‌شماری و لیست غذاهای ممنوع نبود ❌🍰

من یاد گرفتم که خودم تصمیم بگیرم چی بخورم و چطور رفتار کنم 🍎💬 و این آزادی، باعث شد احساس خوبی از مسیر داشته باشم.

🌟 لاغری واقعی از ذهن شروع می‌شه!

مهم‌ترین درسی که گرفتم این بود:

برای لاغر شدن، باید اول ذهنمو برای تغییر آماده کنم 🧠✨ وقتی ذهن تغییر کنه، بدن هم دنبالش میاد 🚶‍♀️

💡 لاغری ذهنی یعنی کنار گذاشتن باورهای محدودکننده و شروع یه مسیر جدید

مسیری که نه فقط به تناسب اندام می‌رسونه، بلکه باعث می‌شه آرامش، اعتمادبه‌نفس و شادی بیشتری تو زندگی‌مون جاری بشه 🌈🌸

✨ شگفت‌انگیز بودن لاغری با ذهن ✨

یکی از عجیب‌ترین و قشنگ‌ترین تجربه‌هایی که برای اولین‌بار تو مسیر لاغری با ذهن برام اتفاق افتاد، این بود که…

دیگه هیچ‌کس برام رژیم نچیده بود! 😍🍽️

هیچ لیستی از بایدها و نبایدها نبود، هیچ برنامه ورزشی سختی نداشتم 🏋️‍♀️ فقط خودم بودم که تصمیم گرفته بودم تغییر کنم 💪

خودم مسئول شدم. خودم مسیرمو انتخاب کردم. خودم پشت فرمون زندگیم نشستم 🚗💫

۳۵ سال با اضافه‌وزن زندگی کرده بودم، بدون اینکه بدونم دقیقاً چطور چاق شدم 🤷‍♀️ هیچ‌کس بهم نگفته بود: «فلانی! این‌جوری باید چاق شی!»

اما کم‌کم و بی‌صدا چاق شده بودم… حالا هم کسی بهم نگفت: «باید اینجوری لاغر شی»

فقط این‌بار، خودم خواستم لاغر شم — با دل، با اشتیاق، با آگاهی 🧠❤️

🤝 ما چاق‌ها، بیشتر از اونی که فکر می‌کنی به هم شبیهیم…

تو سبک زندگی‌مون، تو باورهای قدیمی‌مون، تو خاطرات بچگی و حرف‌هایی که از بقیه شنیدیم…

منم ۳۵ سال همون مسیر ذهنی رو رفته بودم که تو الان توش هستی، و فقط با یه انتخاب جدید، ورق رو برگردوندم 📖✨

تو هم می‌تونی… با لاغری ذهنی، به جای برگشتن به چاقی، برای همیشه به سمت تناسب حرکت کنی ⚖️🌈

فقط یه چیز می‌خواد: استمرار.

همون‌طور که سال‌ها با ثبات چاق موندی، حالا فقط کافیه همون پایداری رو بذاری برای لاغر شدن 💫

⏱️ لاغری، سریع‌تر از چاقیه!

برخلاف چیزی که فکر می‌کنیم، مسیر لاغر شدن خیلی سریع‌تر از چاق شدنه 🚀 اما یه شرط داره: صبوریِ آگاهانه. نه عجله، نه انتظار معجزه یه‌شبه…

اگر یه ساله اضافه وزن داری، اگه سه ساله با چاقی دست و پنجه نرم می‌کنی، یا حتی ده ساله که از وضعیت بدنت خسته‌ای…

بدون که چند ماه آگاهی، تمرین، و همراهی با ذهن، می‌تونه معجزه کنه 🧠🌟 نه با جادو، نه با فشار… با عشق و بینش درست 💖

🟣 گام اول: آگاهی

الان که تصمیم گرفتی شروع کنی، وقتشه وارد مسیر بشی 🎬 فایل آموزشی این جلسه رو با دقت ببین، چند بار گوش بده 🎧

نت‌برداری کن، فکر کن، خودتو مرور کن… ببین چه باورهایی باعث چاقی‌ت شده؟ چی از بچگی با خودت آوردی؟ 👀💭

✍️ شناخت همین‌ها، اولین کلید ورود به مسیر لاغری واقعیه 🗝️

🌞 وقت بذار، عجله نکن

🧭 شروعِ قوی، ادامه‌ی مسیرتو روشن نگه می‌داره

🔥 بذار آتیش اشتیاقت شعله‌ور بمونه…

و من، با تمام وجود، منتظر خوندن نظرات قشنگت هستم 💌 تو، که نور امیدی برای لاغر شدن توی قلبت روشن شده 🌟💜


پیشنهاد می کنم به این صفحه مراجعه کنید و براساس توضیحات ارائه شده دیدگاه خود را ثبت کنید.

اطمینان دارم محتوای این صفحه با مشارکت شما بسیار تاثیرگذارتر خواهد شد.


✍️ تمرین آموزشی 📖

📝 تمرین اختصاصی این جلسه: اولین گام در مسیر لاغری

حالا که تصمیم گرفتی وارد مسیر لاغری بشی، وقتشه با دقت بیشتری به گذشته‌ات نگاه کنی. نه برای سرزنش، بلکه برای شناخت.

  • 🧠 چطور چاق شدی؟ از کی شروع شد؟ چه سبک فکری یا عادتی باعثش شد؟
  • 🔍 چه باورهایی درباره غذا، بدن، یا لاغری داری؟ کدوم باورها ممکنه مانع موفقیتت بشن؟
  • 📓 همه چیز رو بنویس! یک دفترچه مخصوص مسیر لاغری داشته باش و همین امروز اولین صفحه‌اش رو پر کن.
  • 🎧 فایل آموزشی این جلسه رو چند بار گوش بده. هر بار چیز جدیدی کشف می‌کنی!

یادت باشه: آگاهی، اولین چراغ مسیر لاغریه. هر چی واضح‌تر بدونی کجا هستی و چرا اینجایی، راحت‌تر می‌تونی تصمیم بگیری به کجا بری.

در جلسه بعد (قسمت دوم: مهم‌ترین دلایل چاقی چیست؟) عمیق‌تر به دلایل ریشه‌ای چاقی می‌پردازیم.

منتظر کامنت‌های شما هستیم! 💬👇

همراه همشگی شما: رضا عطارروشن

افزودن به علاقه‌مندی‌هادریافت اعلان دیدگاه جدید
با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 3.81 از 688 رای

پادکست صوتی

باکس دانلود

https://tanasobefekri.net/?p=11407
908 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار hediyemomeni83@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۷ ۲۲:۲۰
      مدت عضویت: 1848 روز
      امتیاز کاربر: 500 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 46 کلمه

      سلام

      من از ۹سالگی شروع به چاق شدن کردم و الان رژیم و ورزش و قرص لاغری مصرف میکنم ولی نتیجه ای متاسفانه نگرفتم به نظرم دلایل چاقی من کم تحرکی در گذشته و ژنتیک و سوخت و ساز پایین بدنم هست. با اینکه خوراک کمی دارم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پروانه
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۷ ۱۲:۴۰
      مدت عضویت: 2411 روز
      امتیاز کاربر: 1350 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 1,607 کلمه

      سلام به همگی قدم‌ چهارم : هر مسیری نقطه شروعی دارد و این قسمت نقطه شروع لاغری است در مسیر لاغری با ذهن آگاهی به ما داده میشود و ابتدا فورمول های ذهنی برای ما واضح می‌شود وسپس فورمول های اشتباه جایگزین میشود . بهترین حرکت برای قرار گرفتن در مسیر لاغری شروع حرکت از مسیر چاقی هست . برای رفع هر مشکلی باید ابتدا مشکل رو شناسایی کنیم . در نتیجه در این مسیر هم ابتدا باید مشخص کنیم چه عواملی باعث چاقی ما شدند تا با راهکار مناسب برای برطرف کردن هر عامل چاق کننده به سمت لاغری پیش برویم . قدم اول در این مسیر شناسایی عوامل تاثیر گذار در چاقی هست . شروع مسیر در راههای قبلی ابتدا وزن و قد رو سوال میکردند و BMI سنجیده میشد و از همون ابتدا میزانی که باید کم کنیم هم مشخص میشد و از همون ابتدا احساس یاس و نا امیدی در ما شکل میگرفت . در این مسیر خبری از وزن کردن و جدا کردن غذا نیست در این مسیر محرومیت از کافه و رستوران و مهمونی و مسافرت نیست اینقدر ما در مسیرهای قبلی سختی کشیدیم که برطرف کردن این فورمول های چاقی و تبدیل به لاغری به مراتب راحت تر و شیرین تر خواهد بود . همین که خبری از ورزش و رژیم و سختی نیست یعنی زمان بیشتری رو میتونم در این مسیر بمونم بیشتر راههایی که قبلا به من ثابت کرده بود که بیشتر از چند روز یا چند ماه نمیتونم ادامه بدم .نکته شگفت انگیز در این مسیر برای اولین بار در این مسیر فرد دیگری برای من برنامه تهیه نکرده و خودم هستم که دست به کار شدم و برای لاغری اقدام کردم و از شناسایی خودم و ذهنم شروع کردم . خیلی ها این دوره رو استفاده میکنند ولی کسانیکه خودشون خوب درک و عمل میکنند به نتیجه میرسند . همانطور که در این ۳۴ سال کسی به من نگفته چطور چاق شوم و هر جایی که بودم و هر زمان و با هر امکانات و شرایطی چاق شدم اینبار هم خودم با اشتیاق پا توی این مسیر گذاشتم نکته شگفت انگیز و امیدوار کننده اینکه برای لاغر شدن نیاز نیست سالهایی که چاق بودید صبر کنید لاغری به مراتب سریع تر از چاقی هست . اما در این سریع تر بودن منطقی بودن هم باید در نظر داشته باشید، من که الان به جایی رسیدم که اگه ۳۴ سال هم طول می‌کشید راضی هستم که باز در این مسیر باشم چون این ۳۴ سال فقط در مسیر چاقی ترس و اضطراب تجربه کردم ترس از چاق تر شدن ترس از مهمونی ترس از رستوران شام مسافرت خونه مادر بزرگ ترس از عکاسی و دوست داشته نشدن ترس از قضاوت ترس از حرف اطرافیان ترس از کار خستگی درس خوندن کنکور ترس از وزن کردن در کنارش ترس از زندگی بدون وزنه از شب بیداری از صبح زود پاشدن ترس از غذاها ترس از ازدواج حاملگی و … از همه چی ترسیدم و زندگی نکردم و حالا اگه قراره تو مسیر لاغری باشم حتی آهسته ولی همش حال خوب و لباس های زیبا و شادی و مهمونی و مسافرت و آزادی و آزادی و آزادی صد در صد از این راه خسته نخواهم شد و هر روز سرحال تر و جوان تر و شاداب تر خواهم بود . از اون مهمتر من توی این سالها همه چی رو متوقف کردم که زمانیکه لاغر شدم انجام بدم و اون روز مثل شنبه های معروف هیچگاه نیومد و من عقب و عقب تر رفتم و از وزن ایده آلم دورتر ولی زمانیکه در مسیر لاغری هستی و امور رو به دست داری دیگه لازم نیست که چیزی رو متوقف کنی و این به من آرامش میده که ترس از دیر شدن و از دست رفتن سالهای عمرم نداشته باشم و زندگی کنم . پس با اشتیاق و حال خوب قدم اول رو برمیدارم . خیلی مهم هست قدم اول که شناسایی عوامل چاقی هست رو محکم برداریم . همه افراد چاق به تعداد سالهایی که چاق بودند به دنبال روشی بودند و نتیجه نگرفتند یا پایدار نبوده در نتیجه احساس افسردگی و نا امیدی و ناتوانی کردند و گوشه نشین خانه شدیم و عصبی و افسرده و گریه و شکایت از وضعیتی که داریم و حالا خداوند نوری در قلب ما روشن کرد و اینکه خیلی عالی و با اشتیاق در این مسیر باشیم یعنی سپاسگزاری . خوش آمد میگم به خودم برای ورود به سرزمین لاغرها . فکر میکنم چطور من این سالها ترس این نداشتم که نکنه اگه کسی نباشه فایلی نباشه و یا جایی باشم نتونم چاق بشم ؟ ولی مثل آب خوردن در هر شرایطی به زیباترین راه ممکن چاق شدم چون فورمول ها به خوبی در ذهنم بود و من به زیبایی عمل میکردم الان هم فورمول های لاغری در ذهنم ثبت بشه بدون نگرانی و اینکه کجا و در چه شرایطی باشم میتونم به خوبی به لاغری عمل کنم و این توانایی خود من هست که به دست آوردم من زمانیکه فکر میکنم میبینم این سالها بزرگترین دغدغه ذهنم و مانع من اضافه وزن بوده و مانع همه چی برای من شده و در کنارش فکر میکنم من با وجود این اینهمه دست آورد دارم اگه این مانع برطرف شه چقدررررررر میتونم شاد و آزاد باشم و تا بی انتها لذت ببرم از همه چی و تازه میفهمم من تمام لذت دنیا رو فقط یه غذا میدیدم الان میبینم دنیا چقدررررر زیبایی داره و من خودم رو محروم کردم ازش الان در این مسیر بدون سختی و زحمت دارم با آرامش به همه جنبه های زندگیم میرسم و نظم گرفته و کنترل خودم و زندگیم رو به عهده دارم و خودم خوشحالم و خوشحالی رو توی خونه هم حس میکنم . قبل از ورود به این دوره فقط به یه جنبه میتونستم فکر کنم الان همه چی مرتب شده میتوان این روش رو تا اخر عمر ادامه داد چرا که نه ؟ مگه ما غذایی که خوبه رو همیشه درست نمیکنیم و یا لذت مسافرت خوب اینهم همینه کاری که خوبه آدم انجام میده . از طرفی من ترس تموم شدن فایل ها و رها شدن داشتم حالا میبینم که اولا با هر بار گوش دادن درک متفاوتی دارم و در ثانی خدایی که من میشناسم تا وقتی توی مدار باشی تا اخر عمرت برات فایل و آگاهی جور میکنه و سر راهت قرار میده . همیشه از کودکیم برام سوال بود چرا من اینجوری آفریده شدم و باید اینقدر سرزنش بشم در چیزی که من تقصیر ندارم و حقم نیست ولی الان متوجه شدم که میشه خوب زندگی کرد و تنظیمات جدیدی نصب کرد و فرد جدیدی خلق کرد و در کنارش شاد و زنده بود خداوند همیشه برای من بزرگی و عزت خواسته و من رو به این مسیر هدایت کرد و این راهی هست که خدا نشونم داده . لاغری در حوزه دو مورد بحث میشه : ۱. چرا ما چاق هستیم ؟ ۲. از چه طریقی می‌توان لاغر شد؟ همیشه رو موضوع دوم کار کردیم و نتیجه هم تا به امروز دیدیم و حالا لاغری با ذهن از مسیر اول هست و میخواهیم این راه رو تجربه کنیم .اگر صورت مساله رو پیدا کنیم و جوابی براش پیدا کنیم میتونیم برای همیشه لاغر بشیم و لاغر بمونیم . تمرین : انشایی در رابطه با چاقی خود بنویسید : من ۳۴ سال سن دارم و از کودکی چاق بودم و من خاطرات تلخی از چاقی خودم دارم سرزنش ها و محرومیت و محدودیت من همگی برای چاقی بوده و من احساس عجز و ناتوانی بسیاری میکردم و من عللی که الان فکر میکنم رو اینجا نام میبرم ۱. پرخوری مخصوصا زمان ناراحتی و استرس ۲. جشن و شادی یعنی غذا و تفریح و بیرون هم بدون غذا معنا نداره ۳. همیشه ترس از چاقی دارم و این موارد برای من یعنی چاقی : مسافرت مهمونی رستوران خستگی کم خوابی شب بیداری بی تحرکی از اون طرف خود تحرک که بعدش آزادانه میخورم شام خوردن ۴. مهمون داشته باشم خسته بشم خیلی میخورم و از اونطرف اگه غذای خوبی نباشه برای اینکه اصراف نشه و یا خسته شدم و نریزم دور میخورم ۵. زمانیکه گرسنه هستم خیلی قاطی پاتی و سرد همه چی میخورم و نمیتونم منتظر غذا بمونم تا حاضر بشه ۶.زمانیکه غذا درست میکنم خیلی سر قابلمه میخورم ازش ۷. همه چی راه حل با غذا هست حتی مریضم غذا میخورم حالم خوب بشه و تنها راه حل هست ۸. خیلی از قرص ها از نظر من اشتها آوره و از اونطرف خیلی ها قطع که بشه باعثچاقی میشه ۹. یبوست داشتن یعنی چاقی ۱۰. قبل از عادت ماهانه پرخوری دارم ۱۱. مرز سیری من یعنی فشار شکم و ترکیدن و خفگی ۱۲. تا یکم این فسار کم میشه با گرسنگی تعبیر میشه و دوباره خوردن ۱۳. تشنگی معنا نداره و فقط خوردن ۱۴. غذا ها رو چرب و شیرین بخورم یعنی چاقی ۱۵. غذای ساده درست نمیکنم دور چین و یا استفاده از خیلی چیزها مثل پنیر و اینها۱۶.ترس از سیر نشدن دارم ۱۷. ترس از گرسنگی زمانیکه بیرون میرم و خسته میام خونه و تفریح میریم ۱۸. اگر وعده ای نخورم ده برابر میخورم و باز حس نخوردن اون وعده رو دارم ۱۹. سر ساعت تا زمان وعده غذا هست باید حتما بخورم حتی سیر باشم ۲۰. صبحانه نخورم حالم خیلی بد میشه ۲۱. از شام‌خوردن و مخصوصا دیر باشه زمانش خیلی میترسم ۲۲.از خیلی غذاها میترسم مثل سرخ کردنی شیرینی برنج نون و ماکارونی ۲۳.غذایی که خیلی دوست دارم خیلی میخورم ۲۴. مهمونی و یا غذای بیرون که پول دادم ترس از گیر نیومدن دوباره دارم باید حسابی بخورم ۲۵. غذای سرد من رو سیر نمیکنه و یا غذا حساب نمیشه ته بندی هست و باید حتما غذا گرم بخورم ۲۶. با چایی خیلی باید شیرینی بخورم ۲۷. بدون برنج و نون و ماکارونی ترس دارم سیر نشم 

      ۲۸. زمانیکه دیس غذا جلوم همش به اون فکر میکنم غذام زود تموم شه بشقاب بعدی بکشم ۲۹. غذا دور یا تو یخچال نمیتونم بزارم همش فکر میکنم پاشم بخورم 

      یه

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam.mehri1975@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۷ ۰۰:۵۲
      مدت عضویت: 1896 روز
      امتیاز کاربر: 521 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 122 کلمه

      سلام استاد عزیزم
      دلایل چاقی من
      ۱ باورهای اشتباهی که دوران بارداری و شیر دهی داشتم که هر چی بیشتر بخورم فرزندم بهتر رشد میکنه
      ۲ خوردن ته مونده بچه ها ‌که مثلا اسراف نشخ و عدم توجه به سلامتی خودم
      ۳ اهمیت ندادن به تناسب اندام خودم و همه وقت خود رو صرف بچه ها و کار کردم
      ۴ افسردگی شدیدتر زمانی که دیدم دیگه لباسهایی رو که خیلی دوست داشتم دیگه اندازه نبودن
      حالا طبق اون چیزی که یاد گرفتم از همین راهی که اومدم باید برگردم برای تناسب اندام خود قدمهای محکمی برمیدارم و با فکر کردن به لاغری و اینکه چه اتفاقهای خوبی در راه است و زندگی سرشار از زیبایی به مت خیلی انگیزه میده ممتونم از شما استاد بزرگوار

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار *Somayeh*
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۱۳:۰۳
      مدت عضویت: 1851 روز
      امتیاز کاربر: 545 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 274 کلمه

      سلام برهمگی 

      ادامه تمرین قبلی.

      الان که خوب فکرمیکنم من از کودکی همش تو ذهنم این بود که ثروتمندان خودشان وبچه هاشون تپل هستند و رنگ و رو دارن . خوش برخوردند و….. وهرچه ثروت بیشتر باشه رفاه بیشتر هست و چاق ترند و کم مو هستند. 

      اینها مواردی بود که در تلویزیون وقتی فیلم و سرریال میدیدم به یقین رسیدم چون بازیگری که قرار بود نقش ثروتمند مرد روبازی کنه کلا کم مو و چاق  و حقه باز بود.

      من هم زمانی که شاغل شدم و حقوق بردارشدم کم کم و به آرامی چاق شدم چون کلا وضعیت مالی خانواده ما ضعیف بود یه حقوق کارگری و هفت نفرآدم وبچه ها همه محصل . هیچ پول توجیبی هم ماهانه بهمون نمیدادند نه اینکه نخواهند بلکه نداشتند که بدهند .

      بعد اینکه شاغل شدم و از شرکت حقوق میگرفتم اگرچه خیلی کم بود کم کم ذهنم شروع به استارت باورهام کرد و پله اول رشد مالی برابربود با بالارفتن از پله اول چاقی . 

      وهمینطور ادامه پیدا کرد ومدت هایی که شرکت حقوق منو تا یکسال ندادند من همون متناسب بودم و بعد اینکه حقوقم در یه شرکتی یه کم بهتر شد چاقی من یه کم بیشتر شد و ریزش موهای من هم به همون نسبت بیشترشد .

      البته من قبل ازدوره و قبل از اتمام دوره رایگان فقط خوردن و کم تحرکی و شبیه بودن به عمه هام و افزایش سن  رو علت چاقی میدونستم اما وقتی  دوره رایگان لاغری با ذهن  وفایل های دوره رایگان و صدگام رو گوش دادم و تمریناتم روانجام میدادم این باور غلط رو که برای چاق شدنم میدانستم رو بعد اتمام دور اول  پیدا کردم .که هرچه پول بیشتر چاقی بیشتر وریزش مو بیشتر.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار *Somayeh*
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۵ ۱۰:۴۰
      مدت عضویت: 1851 روز
      امتیاز کاربر: 545 سطح ۲: کاربر متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 875 کلمه

      سلام بر همگی.

      من هرچی به گذشته خودم فکر میکنم شروع چاقی خودم رو از اولین شرکتی که مشغول به کار شدم رو میبینم . وسنم فکرکنم ۲۵ سال بود و من قبل اون موقع کاملا متناسب بودم .

      اون شرکت پخش مواد غذایی بود که سه نفر از صاحبان شرکت خودشان هرکدام جدا شرکت داشتند و این شرکت رو شرکاتا تاسیس کرده بودند که محصولات کارخونه خودشان رو هم خودشان پخش کنند .

      یکی از شرکا خودش کارخونه شکلات داشت که اون شکلاتهای خودش رو به این شرکت پخشی که ما بودیم میاورد تا پخش کنه و شرکاهای دیگه هم یکی رب و یکی خشکبار بود و….

      حالا من که در اون شرکت به عنوان کمک حسابدار مشغول به کارشدم بعد مدتی برای صبحانه تصمیم گرفتم از شکلات شرکتمون برای خوردن صبحانه وعصرانه استفاده کنم . 

      یکبار شکلات رو خوردم اسم شکلاتش نارگیل ۳۲ کاچیلا بود . یادم نمیره وقتی اولین بار خوردمش دیگه آنقدرخوشمزه بود چندتای دیگه رو هم خوردم . 

      وهمینطور روزهای دیگه تعداد خوردن ودفعات خوردنم بیشترشد و هرمشتری متفرقه که میومد بهش پیشنهاد میدادم .وآنقدر شکلات میخوردم که تقریبا بیشتر حقوقم واسه خوردن شکلاتها میرفت .

      منی که تا اون موقع علاقه ای به خوردن شکلات نداشتم مسحور اون شکلات شدم .

      تا اینکه اون شرکت جمع شد ومن آنقدر وابسته اون شکلات شده بودم در مغازه ها دنبالش میگشتم تا اینکه درجایی اون رو ندیدیم و بیخیالش شدم.

      بعد دریه شرکت دیگه مشغول شدم که درشهر دیگری بود و من و دوستم بعد اتمام ساعت کاری یعنی ۴ هر روز میرفتیم و ناهارمون رو ساندویچ میخوردیم تو اون شهر و بعدش میرفتیم خونه .

      کم کم متوجه شدم لباسهام بعد چند ماه یه کم تنگ  تر میشه

      و با خودم گفتم خوب سن آدم که بالا میره آدم رشد طولیش قطع میشه و رشد عرضی میکنه . و بی خیال چاقی شدم .

      یه چندسالی بود یه کم لاغر میشدم دوباره چاق میشدم بدون اینکه رژیم بگیرم  یا ورزش بکنم . واین قضیه باعث شد که مدتی که چاق باشم بی خیال بشم و بگم خوب دوباره لاغرمیشم واین طبیعیه . حتمن زیاد تو این مدت غذا خوردم و هیچ کاری برای لاغری نمیکردم . 

      تا اینکه تو سن ۳۶ سالگی یهو به خودم اومدم که وزنم شده ۷۰ کیلو . خیلی تعجب کردم آخه من همش روی ۶۵ استپ بودم . 🤔

      تصمیم گرفتم پیاده روی کنم و مدت ۵ الی ۶ ماه هر روز سنگین یک ساعت تو گرمای بهار وتابستان ساعت ۳ میرفتم پیاده روی بعدش میومدم خونه تو اتاقی که نه پنکه بود ونه کولر نیم ساعت میرقصیدم و کل لباسهام خیس خیس میشد و غذا خوردنم رو هم کم کردم و خوردن شیرینی و شکلات و بستنی رو کنار گذاشتم بعد ۶ماه شدم ۶۵ کیلو .😄

      خیلی خوشحال شدم و فکر کردم دیگه این وزن ثابت میمونع اما بعد یه مدت یهو یه مریضی گرفتم که کلا بی اشتها شدم و مامانم یه کله پاچه گرفت و گفتش آبش مقوی هست کم کم بخور تا جون داشته باشی و من هم یه کله پاچه کامل رو سه چهار روزه تنهایی خوردم و کلی خوراکی های جورواجور بهم میدادن تا یه کم حالم خوب شه و بعد مدتی وزنی که به هزار بدبختی از ۷۰ رسونده بودم ۶۵ بعد بیماری شد ۷۴ کیلو.

      یکسال بی خیال ورزش و رژیم  شدم اما دیدم  لاغرنشدم که هیچ تمامی لباسهام برام تنگ و تنگ تر میشه و اعصابم حسابی به هم میریخت و خونه هم مرتب بهم تذکر میدادن و میگفتن یه فکری بکن ومامانم میگفت شبیه عمه هات هستی اونها هم قد بلندند و چاق . خواهرم میگفت تحرک نداری اینجورشدی .

      داداشم که بدتر میگفت عجب بازوهای داری شبیه بازهای پسرای ورزشکاره و این حرفش اشکمو درمیاورد .

      ودوستانم بهم یه نسبتهایی میدادن که اینجا نمیتونم بگم .

      وبرای خرید لباس که منو و دوستم میرفتیم فروشنده بهت میگفت بارداری که لباس گشادتر بهم بده و من ناراحت میشدم و میگفتم نه خانم من مجردم . و دوستم هم اصرار میکرد که حلقه ورزشی بخرم که برای آب کردن چربی دورکمر وشکم خیلی خوبه و من هم یه دستگاه درازنشت خونگی داشتم و با اون ورزش میکردم و اون هم فایده نداشت حالا من بودم و یه هیکل چاق و یه صورت لاغر . که اطرافیانم میگفتند علیرغم چاقی تو صورتت لاغره و زیبایی  نداره . 

      یه دوستم بهم پیشنهاد داد  که یه قرصی هست که بخوری صورتت پرتر میشه و از این وضعیت میای بیرون و خودش هم استفاده میکرد و صورتش پر بود و زیبا .

      منم بعد مدتی استفاده دیدم صورتم  غبغب گرفت و خودم رو تو آینه میدیدم حالم حسابی بد میشد و قرص رو کنار گذاشتم بعد مدتی خوب شدم و کلی خوشحال شدم اما بعد مدتی دوباره دیدم غبغب هم برگشت .

      هیچی دیگه بعد یکسال واندی که هیچ کاری نکردم و هر روز ناراحت تر و نگران تر میشدم تصمیم گرفتم بعد  ماه رمضان سال ۹۹ دوباره تمرینات مرگبار پیاده روی و رژیم رو برای لاغرشدن شروع کنم که به لطف الهی چند روز مونده بود ماه رمضان تموم بشه با این روش آشنا شدم . 

      که الان بار دومی هست که دوباره از اول دارم فایلها رو دنبال میکنم وپیگیر آموزشها هستم .

      این سری با نام کاربری و رمز جدید . چون میخام تمرینات رو مستمرا و با اشتیاق دنبال کنم .

      از استاد عزیزم هم ممنونم که وقت میزارن کامنتهای ما رو میخونن وکلی مطالب آموزشی دراختیارمون گذاشتند و میزارن .♡

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آرمیتا صدیقی
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۲ ۰۲:۳۰
      مدت عضویت: 1876 روز
      امتیاز کاربر: 692 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 251 کلمه

      به نام خدای مهربان 

      سلام خدمت همه دوستان و استاد عزیز

      گام سوم رو هرکار کردم متنم وارد دیدگاه نشد.اما همچنان توی مسیرم و خوشحااااال

      چقدر من این فایل های مربوط به اون ۱۲ جلسه رو دوست دارم.

      من چرا چاق شدم؟!

      قبلا فکر میکردم چون تنقلات زیاد دوست دارم چاقم

      من به هر طرف برم ارثی چاقم و کسی توی خانواده ما لاغر همیشگی نیست.

      من استخون بندیم درشته چاقم .

      من اشتهام زیاده نمیتونم خودم رو کنترل کنم.

      هرچی بخورم میره توی لپام 

      و مهم تر از همه : ((بعد رژیم قطعا چاق میشی))

      باوری که ماه هاست باهاش درگیرم…

      از روزی که وارد سایت شدم سعی داشتم که این باور رو قطع کنم اما مادرم اجاره نمیده..

      هرچی مبخورم میگه نخور چاق میشی 

      و همین کلمه ((چاق)) برای کسی که قدش ۱۷۳ و همیشه وزنش متناسب و اوکی بوده خیلی سنگینه 

      و من انقدر تحت تاثیر حرف های مامانم که خیلی بهش اعتماد دارم قرار گرفتم حسابی اعصاب و روحم بهم ریخته.

      با خودم گفتم چه غلطی کردم رژیم گرفتم که حالا حرف پشتم باشه!!!

      اما خب من از خودم مطمئنم.چون دارم تمرین انجام میدم و به بهترین شکل درک میکنم و وقت زیادی برای این موضوع میزارم و غذام هم خیلی کم شده.

      طبیعیه که توهم بزنم که چاق شدم چون ذهن منطقیم میگه تو که کاری نمیکنی پس برای چی باید لاغر بشی؟

      درسته که طول میکشه تا نتایج نمایان بشه.اما میدونن که نتایج پایدار خواهد بود…

      میدونید میخوم شگفتی سار بشم و هبچ چبز جلو دار من نیست..

      درسته نوشته هام کمه اما در واقعبت بسبار روب ابن نوضوع کار میکنم تا برام واضح تر بشه‌….یوهووووو

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار afsaneh5700@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۱ ۱۷:۴۵
      مدت عضویت: 1970 روز
      امتیاز کاربر: 2205 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      محتوای دیدگاه: 534 کلمه

      بنام خداوند هدایتگر وهاب 

      سلام به دوستان زیبانگرشم 

      من اول تو دفترم خاطرات چرا من چاق هستم رو نوشتم ده صفحه شد و الان میخوام تو قسمت دیدگاهم جمع بندیشو تایپ کنم من از ده سالگی چاق شدم قبلش لاغربودم اما از ده سالگی ب بعد به سرعت چاق شدم اما قدم متوسط بود و وزنم زیاد بود چاقیم خیلی مشخص بود و اذیتم میکرد برای همین همیشه لباسهای گشاد میپوشیدم که اندامم زیادمشخص نشه و همین باعث شده بود فامیلهام ک مذهبی بودن تعریف و تمجید کنند ک لباس باحجاب میپوشم و اندامم معلوم نمیشه و ب دخترهای فامیل میگفتن ازمن یادبگیرن ک لباسهای باحجاب میپوشم چون دخترهای لاغر فامیلمون لباس تنگ میپوشیدن و مورد سرزنش بودن و منم چون دوست داشتم مورد تشویق پدرم باشم که بگه دخترم لباس باحجاب میپوشه بیشتر این رفتارو داشتم تااینکه بزرگتر میشدم وتودبیرستان دوستای بیشتری داشتم و همیشه خودمو با اونا و اندام لاغری دارند مورد مقایسه قرار میدادم و حسرت میخورد ک چرا من چاقم و احساس میکردم من خیلی زشتم که چاقم و وقتی وارد دانشگاه شدم این مقایسه ها بیشتر شد و همش تو جمع دوستانه میگفتم من خیلی چاقم من زشتم و اینا وخیلی اعتمادبنفسم پایین بود وچون خودم همش میگفتم ک من چاقم همه منو چاق میدیدن و بهم میگفتن و چون صورتم کوچیک بود و بدنم چاق بود بهم میگفتن خیلی زشته که صورتت با بدنت همخونی نداره و همیشه بزرگترین آرزو وحسرتم این بود و لاغربشم و چون از بچگی چاق بودم لاغری برام آرزو غیرمحال شده بود وقتی دانشگاهم تموم شده بود یه دوستی بمن یه گروه رژیم بود معرفی کرد که خیلیا تو اون گروه تونسته بودن لاغربشن و من وقتی عکسهای لاغریشون رو میدیدم همش بخودم میگفتم من باید لاغربشم ایناتونستن منم میتونم و شبا موقع خواب عکسهای لاغریشون رو نگاه میکردم ک باعث شد هیجان اشتیاقم برای لاغری زیاد بشه طوری ک صبح زود بیدار میشدم و یک و نیم ساعت ورزش میکردم و رژیم که فیدینک و فیستینگ بودو سخت بود و کالری شماری هم داشت رو باسخت کوشی میگرفتم طوری ک روزهای بود مهمانی میرفتم یا مهمان داشتیم غذای رژیمی من فرق داشت و گاهی خانواده مسخرهم میکردن ک تو هیچ وقت لاغرنمیشی تو ژنت چاقیه اما من با سخت کوشی ادامه دادم که تو شش ماه ۱۷کیلو کم کردم و باربی شدم برای خودم اما چون خیلی ورزش هوازی انجام میدادم صورتم خیلی لاغرتر شد و همه از لاغری من متعجب شده بودن ک من تونسته بودم لاغربشم خیلیا میگفتن چون صورت خراب شده لاغری بهت نمیاد و بعضیا میگفتن بهت لاغری میاد اما مادرم بخاطر اینکه فامیلها میگفتن ب دخترت گرسنگی دادین یا بیمار شده ک اینقدر لاغر شده خیلی سرزنشم میکردن که چرا خودتو از بین بردی ک همه میگن خراب شده صورتت و این حرفا و منم بعده یک سال رژیم رو ول کردم و بعده یک سال بعدش بیشتر از قبلم چاقترشدم و دلیل چاقیم رو چون از بچگی چاق بودم واز مادرم ارث چاقی بمن رسیده و استعداد چاقی دارم و چون کم تحرکم و خیلی میخوابم و چون غذاهای پرچرب همش میخورم چاقم و نون زیاد میخورم چاقم و قضاوت بقیه ک نظر دیگران درموردم مهمه و اعتمادبنفسم پایینه و اینکه تایید دیگران برام اهمیت داشت باعث چاقیمه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار Asi2018.bigdeli@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۱ ۱۲:۳۰
      مدت عضویت: 1855 روز
      امتیاز کاربر: 506 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 219 کلمه

      چرا چاق شدم

      امروز ۲۱مرداد ۱۴۰۰. ۳۸ساله هستم با وزن ۹۰کیلو وزنی که هیچ گاه فکرش رو‌نمی کردم . حتی با دو تا بارداری پشت هم، ولی الان ۹۰کیلو هسنم و به امید خدا و کمک شما استاد عزیز میخوام واسه همیشه از شرش راحت شم.

      مادرم همیشه تعریف می کند که وقتی دو سه ساله بودم اونقدر لاغر بودم که منو زیر چادر قایم می کرد تا دیگران پشت هم دلیل لاغریم رو‌نپرسن و هزارتا عیب و مریضی رو من نذارن.

      ولی خودم از ۱۶سالگی یادمه که همیشه رژیم بودم و باشگاه که لاغر بشم. تا سن ۲۵سالگی و قبل از ازدواج ۶۰کیلو بودم و همیشه جز خوش هیکل و خوش لباسا محسوب میشدم

      تا اینکه ازدواج کردم. عدم تحرک و پر خوری و درگیری ذهنی که بعد از ازدواج چند کیلو چاق شدن طبیعی،و استرس هایی که تو سالهای اول زندگی داشتم . وقتی عصبی میشدم غذا بیشتر می خوردم. تند تند غذا می خوردم بین ب بسم الله و نون پایان سفره واسه من ۳دقیقه نهایتا ۵دقیقه زمان بود. 

      بعد از اون دو تا بارداری پشت هم ولی باز سر بارداری دوم دو‌روز قبل از زایمان ۸۱کیلو بودم نه ۹۰کیلو. 

      خلاصه بگم  ببه نظر خودم پر خوری ، عدم تحرک ، خوردن شیرینی جات، حرص و جوش و انتخاب غذاهایی که مناسب طبع من نیست باعث چاقی بیش از حد من شده

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فرشته مهربانF.s
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۰ ۰۸:۰۸
      مدت عضویت: 2216 روز
      امتیاز کاربر: 12525 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 697 کلمه

      با سلام خدمت استاد گرامی وهمگی دوستان عزیزم 

      قبل از شروع دوره بینهایت دلیل داشتم برای چاق بودنم امابه لطف این دوره خیلیاش برطرف شد دفعه قبل که اومدم اینجا نوشتم خب چون میدونم که هیچ دلیلی ممطقی نیست که چاقیمو بندازم گردنش نوشتم هیچ دلیلی ندارم اما بعد متوجه شدم هنوزم دلایلی دارم که چاقیم گدنشون وهنوز دلیلی نقضشو پیدا نگردم برای خودم 

      این شد که اومد تا پیداشون کنم وپاکشون کنم برای همیشه از ذهنم 

      چجدیدا متوجه شدم بدن من به انرژی بسیار کمی احتیاج داره طوری که گاهی فقط یه بار احساس میکنم واقعا گرسنه هستم  واز بس زود سیر میشم تا میام بفهمم چی خوردم سیر شدم با این حال خوب بیشتر میخورم همین باعث شده فکر کنم پرخوری باعث چاقی منه درصورتی که دلیلی نقضش میشه بدن من کیلو کیلو چربی وانرژی رو ریخته دور اگه میخواست اپسیلون اپسیلونش ذخیره کنه که الان من باید با اون حجم وحشتناک پرخوری که قبلا میکردم باید به جای ۱۰۰ کیلو ۶۰۰ کیلو میبودم همین هم پرخوری کردن وچاق شدن منو نقض میکنه اتفاقا دیروز داشتم به همسرم میگفتم که من خدایی خیلی رفتارام عوض شده وقتی فکرشو میکنم که چند سال قبل چقدر پرخوریای وحشتناکی میکردم وحشت میکنم خوب یادمه نصف کیک شکلاتی بزرگ که حدود دوکیلو بود با چای در یک وعده میخوردم وای خدای من آخه چجوری تازه اینکه فقط نبود قبلش کلی غذا خورده بودم میوه خورده بود بیست بار ناهار وشام وصبحونه خورده بودم اینم میان وعده ام بود 

      یعنی وقتی به حجم پرخوریام فکر میکنم میبینم مثل دایناسور میخوردم بازم دم بدنم گرم که ۸۰ درصدشو میریخت دور ومنو نجات داد یا اونقدر فست فود میخوردم که احساس خفگی وتهوع بهم  دست بده الان چند وقت احساس فشار شکم  تهوع ودل درد ندارم واین نشون میده که گرچه میتونم بهتر وبیشتر به بدنم گوش بدم وبهتر عمل کنم ولی همین طوریشم به همین راحتی چنان با حداکثر سرعت لاغر میشم که خودمم شگفت زده بشم 

      خداییشم الان تقریبا از اول مرداد شروع کردم به عکس گرفتن خودم صبح که از خواب بیدار میشم اول یه عکس از خودم میگیرم تمام قد بعد به کارام میرسم دیروز که نگاه میکردم عکسام مثل اون دوستمون که رو عکسش زده بود بوم بوم قبل عمل وبعد عمل شده بود البته عمل به درست رفتار کردن 

      یه تیشرت قرمز با شلوار مشکی پوشیده بودم عکس اولم شبیه گوجه فرنگی گرد افتادم بوم 

      وعکس بعدم لباس به تنم نشسته وکلی لاغر شدم خودمم باورم نمیشد  فکر میکردم اصلا لاغر نشده با اما به وضوح دیدم لاغر شدنمو دراین عکس کاش با حجاب گرفته بودم ومیفرستادم برای این سایت حالا عیب نداره اوایل مهر عروسی دعوتم تا اون وقتم قطعا لاغر تر ومتناسب تر از الانم میشم اون موقع با حجاب عکس متناسبی میگیرم ومیفرستم 

      پس این دلیل پرخوری دلیل چاقی هم رد شد 

      اما دلیل دیگم کم تحرکیم باعث چاقیم شده 

      خب بازم پیشرفت کردم از ورزش کردن وپیاده روی رسیده به کم تحرکی الان مدت هاست ورزش نکردم وپیاده روی هم نرفتم درعوض فعالیت های دیگه کردم 

      خریدامو پیاده میرم وانجام میدم وکارای خونمو انجام میدم وهمیشه خونم تمیز ومرتب 

      پس من اتفاقا کلی هر روز فعالیت میکنم واصلا هم بیتحرک نیستم تازشم اگه روزایی هم کلا بخوابم وبیرون نرم مهم نیست واصلا باعث چاقی من نمیشه چون همونطور که استاد عزیز گفتن بدن ما بینهایت فعالیت اتجام میده برای گردش خون تنفس کارکردن تک تک اعضا بدنمون برای کارای روزمره مون همینا کافین ونیازی به فشار آوردن نیست درواقع کسی که میخوابه اتفاقا خیلیم زود لاغر میشه چون چیزی وارد بدنش نمیکنه وآدم درخواب که نمیتونه بخوره همه چیز دربیداریه پس خواب کمک کننده هم هست حالا یه مورد دیگه وقتی که آدم هایی که توی کما میرن ومیبینم با خودم میگم ببین ورودی های بدنش کم میشه درنتیجه شاهد لاغر شدن سریع این انسان ها میشیم اون فرد حتی نمیتونه چشماشو باز کنه دستشو تکان بده یا خودشو کش وقوس بده با این حال به شدت لاغر میشن درعرض فقط یک ماه دیدم که میگم 

      خب این اثبات میکنه اگه صبح تا شب بخوابی وحتی بلند نشی بری تا دم در خونه بازم لاغر ومتناسب میشی فقط ورودیاتو درست انتخاب کن وبه اندازه  فعلا این دوتا دلیل که نقضشون کردم داشت منو آزار میداد که به لطف خدا پاک شد وراحت شدم از دستش

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۹ ۰۹:۴۹
      مدت عضویت: 2385 روز
      امتیاز کاربر: 39414 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 838 کلمه

      به نام خدا 

      سلام به دوستان و استاد عزیزم

      چرا من چاق شدم ؟

      چاقی من خیلی دلیل داره که همه این دلیل ها هم از اطرافیانم  بر من تحمیل شده سالهای سال از درد چاقی رنج میبرم و خودم حقیر و بدبخت میدونم 

      یادمه کوچیک که بودم همه منو توپولو صدا میکردن و برام شعر توپولو میخوندن (توپولو  هم توپولو صورتم مثل هلو )این میخوندن برام خیلی عصبی میشدم از همون موقع هم از چاقی متنفر بودم من چاقیم رو اون زمان یادم نیس که کوچیک بودم فقط یادمه این شعرو میخوندن و تنفری که داشتم هم یادمه که خیلی بدم می اومد  

      یعنی من ۱۳/۱۴سالکی  به بعد چاق شدم 

      از اطرافیانم بارها شنیده بودم ادم تو سن بلوغ خود به خودرشد میکنه و چاق میشه ودوره ی چاق شدنه و همین جور هم شد

      نان های خوشمزه محله مون رو عامل چاقی میدونستم و چون خیلی خوشمزه بود همه دور هم می نشستیم و از دور همی هم لذت میبردیم و میخوردیم 

      دور همی هم خودش یک عامل دیگه هس که باعث میشه ادم و چاق کنه 

      و همچینین شنیده بودم  که ادم بعد ازدواج چاق میشه یعنی من بعد از عروسیم حدود۳/۴کیلو اصافه کردم بدون اینکه خوردنم تغییر کنه خود به خود این اصافه وزنه بر جسمم تحمیل شد که بهم میگفتن این طبیعیه. بعد از ازدواج ادم چاق میشه همه همین جورن

      باور اینکه چاقی خیلی زیباس و مردها از زن های چاق خیلی خوششون میاد رو در ما به وجود اورده بودن و همین مانع هم خودش یک مانع خیلی بزرگی بوده  

      زمانی که تلاش میکردیم که متناسب بشیم  هزاران مانع وجود داشته 

      مگه یکی دوتا مانع سر راهمون قرار داشته

      هزاران ادم که بر سراهمون سبز میشدن هر کدام خودشون یک مانعی رو میزاشتن جلوی روت 

      و ما هم ساده و بی اگاه از همه جا 

      این مانع ها رو قبول میکردیم و برمیگشتیم به. بدبختی هامون اادامه میدادیم 

      و یه باور دیگه این یود که ادم در بارداری چاق میشه 

      چون باید دوبرابر غذا بخوره چون دیگه خودش تنها نیس 

      چاق میشن ودلیلش هم این بود که چون دو نفرن باید خیلی بیشتر غذا بخورن 

      چاقی بعد از زایمان طبیعیه دیگه شکم اصلا ااب نمیشه و برای همیشه این چربی ها می مونه و هر بار که باردار بشی باید وزن بیشتری رو تحمل کنی چون خدا اینجور میخاد خواست خودشه 

      چون مادرم هم شکمش بخاطر بچه اوردنشه 

      من به مامانم رفتم اما بعضی های شانس دارن شکمشون بعد از زایمان اب میشه 

      خوردن فست فوذها باعث چاقی من شده 

      ارثی بودن چاقی توی خانواده ما چون مامانم و خواهرام و خاله هام و دایی هام همه چاقن من هم به اونا رفتم 

      استخون بندیم درشته و نمی تونم لاغر شم چون فایده نداره از استخون بندیمه 

      ادم باید چاق باشه لاغری مریضیه 

      ادم میخاد بچه بیاره باید جون داشته باشه این لاغرها چی هستن مردنی هستن 

      ادم های چاق خیلی زیبا هستن باعث افتخارن

      با دست غذا خوردن باعث چاقی میشه 

      شیرینی و تنقلات باعث میشه که ادم چاق بشه 

      میوه اشکال نداره هر جه بخوری مثل ابه زیاد بخورین به چاقی کاری نداره 

      ادم های که اارثی هستن اب هم که بخورن چاق میشن 

      قبلا یادمه اب هم میگفتن باعث جاقی میشه😭

      هر کی هر جی هست هست دیگه فایده نداره لاغر بشو نیس ژنتیکش اینجوره 

      مراسم های عروسی و تولد  باعث میشه ادم بیشتر بخوره و بیشتر چاق بشه 

      حالا هر جشنی باشه 

      ادم وقتی میره بیرون نمیشه  دست خالی بره

       بیرون رفتن هم باید از خوردن الذت برد باید کلی تنقلات چای کیک ……..ببری و بخوری و لذت ببری 

      تحرک نداشتن باعث چاقی میشه 

      من چون مدرسه بودم و تحرکی نداشتم و تمام کارها رو مادرم و خواهرم انجام میدادن به همین دلیل چاقم 

      خوراک های چرب باعث چاقی میشه 

      با ماشین اینور و انور رفتن ادم چاق میشه تحرک که نیس 

      پیاده روی نکردن ادم و چاق میکنه 

      تو خونه نشستن  باعث چاقی میشه و من چون خانه  دار هستم چاقم 

      قبلا زمان های خیلی دور مردم خیلی زحمت داشتن جارو میزدن 

      کارهای سنگین داشتن الان کارها خیلی راحت شده و همین زندکی راحتی باعث چاقی من شده و قبول کرده بودم این زندکی رو چون واقعا نسبت به قبل خیلی راحت شده 

      ادم وقتی جاق شد دیگه لاغر نمیشه خیلی سخته لاغر شدنش  خوابیدن زیاد باعث چاقی میشه ادم هر چه بخابه چاق تر میشه 

      خیلی باورهای اشتباه در ذهن من جای گرفته که همه رو قبول کرده بودم و همه ی این باورها در جسم من خودش و نمایان کرده و باعث شده که من سالیان سال از چاقی رنج ببرم و لذت نبرم از زندکی 

      و تا زمانی که این همه باور سخت و محکم در من وجود داشته چطور انتظار لاغری رو داشتم 

      چطور میخاستم با ورزش کردن و پیاده روی کردن لاغر بشم مگه میشه ذهن من خراب بوده 

      خدا رو شکر در این دوره ها هستم  

      و باورهای مخرب رو شناسایی میکنم و ان ها رو از بین میبرم و از انجایی که من چند ساله در این دوره ها هستم و از بودن در این دوره ها لذت میبرم و متناسب هم شدم و الان باردار هستم و در این بارداری سومم تناسبم حفظ شده و مانند اون دوتا بچه هام نیستم که ذهنم خراب بود 

      استاد ممنونم بابت این اگاهی ها و این دوره هاتون بسیار بسیار عالی  هستن و از همه دوره هاتون نتیجه گرفتم 🙏🏻👌🏻👏🏻🌹

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم