تغییر باور و نگرش 🎯 کلید اصلی برای باز کردن درهای زندگی بهتر است.
وقتی ذهنمان را مانند باغچهای پر از بذرهای تازه تصور کنیم 🌱، هر باور و نگرشی که در آن میکاریم، در نهایت میتواند میوههای شیرین موفقیت و آرامش بدهد 🍓.
بعضی وقتها باورهای قدیمی مثل سنگهایی هستند که جلوی جریان زندگی ما را میگیرند ⛔، و تنها با مراقبت و تغییر نگرش میتوانیم راه را برای رشد خود هموار کنیم.
در این مسیر، یاد میگیریم چگونه با ذهن خود دوست باشیم و قدم به قدم به زندگی دلخواهمان نزدیک شویم ✨.
تاثیر تغییر باور و نگرش در کسب نتیجه 🌟
برای اینکه از این دوره آموزشی نتیجه عالی بگیرید، لازم است تغییر باور و نگرش خود را جدی بگیرید و نگرشتان نسبت به تمرینات و آگاهیهایی که دریافت میکنید، مثبت، امیدبخش و پرانرژی باشد ✨💡.

امیدبخش به این معنا که مطمئن باشید با انجام تمرینات و بهکارگیری آگاهیها، نتایج عالی، ملموس و پایدار خواهید دید 🎯🌱.
این انتظار مثبت باعث میشود ذهن شما به جای تمرکز بر مشکلات، روی راهحلها و تغییرات واقعی متمرکز شود.
افرادی که در مسیر آموزش هستند، معمولا به دو گروه تقسیم میشوند:
گروه اول: افرادی که هنوز اطمینان صد در صد به تاثیر آموزشها ندارند و با نگرش «فعلا امتحان میکنم، اگر جواب داد ادامه میدهم» پیش میروند 🤔.
این افراد اغلب وقتی نتیجه فوری نمیبینند، دلسرد میشوند و مسیر خود را نیمهکاره رها میکنند.
گروه دوم: افرادی که قبل از رسیدن به هر نتیجهای، با اطمینان کامل باور دارند که با استفاده از این آموزشها و تمرینات مرتبط با تغییر باور و نگرش نتایج عالی خواهند گرفت 💪🌟.
این افراد با انگیزه و تمرکز بیشتر، حتی در مواجهه با چالشها، به مسیر خود ادامه میدهند و رشد واقعی را تجربه میکنند.
تفاوت این دو گروه در نوع انتظار آنهاست، و همین انتظار است که تعیینکننده کیفیت و سرعت نتایج آنهاست.
وقتی انتظار شما تنها بر اساس نتیجه باشد، کوچکترین تغییر یا تاخیر میتواند انگیزه و مسیرتان را تحت تاثیر قرار دهد ⚡.
اما اگر انتظار شما بر پایه اعتماد به مسیر، تمرین مستمر و تغییر باور و نگرش شکل گرفته باشد، وابسته به نتیجه نیست و به راحتی از مسیر خود منحرف نخواهید شد 🛤️✨.
بنابراین، برای کسب نتیجهای فراتر از حد تصور، ابتدا باید باور و نگرش خود را تقویت کنید، ذهن و قلبتان را برای تغییر باور و نگرش آماده کنید و اطمینان قلبی داشته باشید که مسیر درستی را در پیش گرفتهاید 🌱🌈.
تمرینهای کوچک روزانه، تکرار آگاهیها و تمرکز روی نتایج مثبت، انرژی شما را دوچندان میکند و باعث میشود مسیر تغییر، هموار و لذتبخش شود 💖.

مراقبت از بذرهای تغییر کردن 🌱
آگاهیهایی که از طریق تماشای ویدیوهای آموزشی وارد ذهن شما میشوند، مثل بذرهایی هستند که در دل خاک کاشته میشوند 🌿. با ادامه دادن تمرینها و توجه به این بذرها، به مرور جوانه زده و سر از خاک بیرون میآورند 🌱✨.
در تمام مراحل کاشت و رشد این نهالهای تازه، مسئولیت مراقبت و نگهداری از آنها بر عهده شماست 👐.
اگر میخواهید نتیجه عالی از کشت و کار ذهنی که آغاز کردهاید به دست بیاورید، نباید درباره آنچه در جلسات آموزشی یاد میگیرید با دیگران صحبت کنید 💬.
چون شنیدن آگاهیها به سرعت باعث ایجاد احساس خوب و روشن شدن ضمیر ناخودآگاه شما میشود، اغلب وسوسه میشویم دیگران را هم به استفاده از این محتوا دعوت کنیم ✨.
یا وقتی میبینیم کسی در شرایط احساسی نامناسب است، تمایل داریم با صحبت درباره آنچه شنیدهایم، حال او را بهتر کنیم 💖.
اما این کار مثل نابود کردن بذرها و جوانههای تازه روییده در ذهن خودمان است 🌬️.
هر انسانی با توجه به آنچه در زندگی روزمره مورد توجه قرار میدهد، دچار سطوح مختلفی از احساس میشود؛ از افسردگی شدید تا شادی و سرزندگی 🌈.
چون ایجاد احساس مثبت نیاز به تمرکز طولانی روی ورودیها و افکار مشابه دارد، صحبت با دیگران برای بهبود شرایط احساسی آنها، معمولاً تأثیری در تغییر شرایط آنها ندارد ❌.
همچنین، چون شرایط احساسی آنها با آنچه شما درباره آن صحبت میکنید متفاوت است، بیشتر از ایجاد آرامش باعث عصبانیت میشود ⚡ و فرد سعی میکند به شما اثبات کند که اشتباه میکنید.
بنابراین، به جای اینکه به فکر دیگران باشید، روی خودتان تمرکز کنید و مراقبت کنید تا نهالهای تازه روییده در بستر ذهن شما، با تمرکز بر تغییر باور و نگرش، رشد کنند و شما از نتایج عالی کشت و کار خود بهرهمند شوید 🌟.

ساده بودن تغییر کردن 🌟
یکی از بزرگترین موانع در مسیر تغییر باور و نگرش این است که بیشتر مردم فکر میکنند تغییر کردن بسیار سخت و حتی غیرممکن است 😓.
این نگرش به ویژه درباره بهبود شرایط مالی و اقتصادی بیشتر دیده میشود 💰.
مثلاً اگر از هر کسی بپرسید فردی که به بیماری سخت مبتلا شده است، آیا ممکن است شفا پیدا کند؟
احتمالاً پاسخ همه مثبت خواهد بود ✅، چون در ذهن ما این باور وجود دارد که اگر خدا بخواهد، معجزه رخ میدهد و کسی که در شرایط دشوار بیماری است، ممکن است شفا پیدا کند 🌈.
اما وقتی همان سوال درباره فردی که در شرایط مالی سخت زندگی میکند مطرح شود، بیشتر ما پاسخ منفی میدهیم ❌؛ چون برای تغییر شرایط مالی تقریباً هیچ احتمالی قائل نیستیم و حتی برای خدا هم محدودیتی قائل میشویم که شاید معجزهای رخ دهد 💭.
برای همین، اولین قدم در مسیر تغییر باور و نگرش این است که باور کنید تغییر کردن بسیار ساده و امکانپذیر است ✨.
برای باورپذیر کردن این نگرش، بهتر است مثالهایی از طبیعت اطراف خود پیدا کنید 🌿:
- تصور کنید با بارش یک باران چه تغییرات گستردهای در طبیعت رخ میدهد ☔.
- با وزش چند دقیقه باد شدید، چه حجم عظیمی از مواد در طبیعت جابجا میشود 💨.
- یا تابش نور خورشید چه تاثیری روی دما و گرمای اجسام دارد ☀️.
بیشمار مثال مشابه وجود دارد که نشان میدهد جهان هستی با یک عمل ساده، تغییرات گستردهای ایجاد میکند 🌏.
البته منظور از عمل ساده این نیست که هیچ اتفاقی رخ نمیدهد یا وزش باد و بارش باران بیاهمیت است، بلکه نشان میدهد جهان به طرز شگفتانگیزی، بدون نیاز به دخالت انسان، قادر است تغییرات وسیع ایجاد کند 🌟.
در دوره زندگی با طعم خدا، ما میخواهیم از همین ویژگی جهان هستی استفاده کنیم و با تمرکز بر تغییر باور و نگرش، زندگی خودمان را به شکل عالی دگرگون کنیم 💖.
پس پذیرش ساده بودن تغییر کردن، یکی از گامهای مهم برای بهبود شرایط زندگی در همه جنبههاست 🌱✨.

انتخاب مسیر صحیح تغییر کردن 🛤️
یکی دیگر از نکات کلیدی در مسیر تغییر باور و نگرش، انتخاب مسیر صحیح است 🌟.
ممکن است راهها و روشهای مختلفی برای ایجاد تغییر در زندگی وجود داشته باشد، که هر کدام شیوه متفاوتی دارند. اما مسیری که در دوره زندگی با طعم خدا پیش میگیریم، کاملاً متفاوت از روشهای مرسوم در دنیای اطراف ماست ✨.
در این دوره، قصد داریم زندگی را بر اساس اصول و قوانین زیربنایی خلقت جهان هستی تغییر دهیم 🌏. قوانینی که خداوند وضع کرده و تحت تاثیر هیچ تصمیم یا اقدام انسانی در دنیای مادی قرار نمیگیرند.
مسیر الهی تغییر باور و نگرش، مستقل از عوامل دنیوی مانند افزایش یا کاهش نرخ دلار، همیشه به بهترین شکل عمل میکند 💫.
این مسیر بینهایت گسترده است و جا برای همه انسانها دارد 🌈. بنابراین نیازی نیست نگران مکان یا سهمیه خود باشید؛ هرچقدر بخواهید، برای شما مهیا شده است.
حتی اگر همه انسانها هم خواستهای مشابه داشته باشند، خداوند بدون کمبود یا نقصان، خواسته همه را برآورده میکند 🌟.
پس تنها چیزی که در مسیر الهی تغییر باور و نگرش نیاز دارید، آرامش است 🕊️. آرام باشید، با اطمینان قلبی قدم بردارید، به آنچه گفته میشود گوش دهید و با عشق و ایمان عمل کنید 💖.
در این صورت، نتیجه عالی و شگفتانگیز به دست خواهید آورد 🌱✨.
✍️ تمرین آموزشی تغییر باور و نگرش 📖
🌱 اهمیت انجام تمرین
برای رهایی از افکار و نگرشهای اشتباه، انجام تمرینات بسیار مهم است. 🧠
تمرین باعث میشود آگاهیهای دوره تغییر باور و نگرش در ذهن شما تثبیت شود و مسیر تغییر واقعی آغاز گردد.
ابتدا توضیحات نوشتاری آموزشی را با دقت مطالعه کنید، سپس ویدیوی آموزشی را با تمرکز مشاهده کنید و آماده پاسخگویی به سوالات بخش نظرات باشید. ✨
❓ سوالات تمرینی
- هدف شما از شرکت در دوره تغییر باور و نگرش چیست؟ 🌟
- چه شرایطی را دوست دارید در زندگی خود تجربه کنید؟ 🌈
- تمرین روزانه شما برای تثبیت نگرشهای مثبت چیست؟ 📝
- چگونه میخواهید از محتوای آموزشی برای ایجاد تغییر واقعی در ذهن خود استفاده کنید؟ 💡
- چه چالشهایی در مسیر تغییر باور و نگرش برای شما وجود دارد و چگونه قصد دارید آنها را حل کنید؟ 🔑
💬 مشارکت در بخش نظرات
تجربه خود از استفاده محتوای سایت تغییر باور و نگرش را در بخش نظرات بنویسید ✨.
این کار به شما کمک میکند تمرین را در ذهن خود تثبیت کنید و همزمان انگیزه و اشتیاق دیگران برای تغییر کردن را افزایش دهید. ❤️
تمرین خود را با جزئیات بیان کنید و از استیکرهای احساسی و نکات تصویری استفاده کنید تا تعامل و انرژی بیشتری ایجاد شود. 🚀
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.20 از 284 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



به نام خدای عشق
سلام به همه عزیزان
من از شرکت کنندههای دوره ورود به سرزمین لاغرها هستم. من قبل از دوره یک آدم دیگه بودم، و الان یک آدم دیگهام. هرچی از حال خوبم، آرامشم، شادی درونم بگم کم گفتم.
هرچی از این دوره عالی بگم کم گفتم. واقعا عالیه، فوقالعادست.
انقدر تغییر کردم که در واقع دوباره متولد شدهام. انگار از یک پیله دراومدم و پروانه شدم. از پوسته سخت خودم، از جایی که خودم و زندانی کرده بودم، از نادانی دراومدم و متولد شدم.
خدای زیبایم من و به اینجا هدایت کرد. به دوره زندگی با طعم خدا. داستان پشتش چی بود؟
حدود دوهفته بود که حالم بدون دلیل مشخصی خراب شده بود. مثل روزهایی که آدم بدون هیچ دلیلی حال و حوصله نداره اما ادامه دار شده بود و نگرانم کرد. تمام اون حسهای خوب، آرامش فکری، شادی، دوست داشتن خودم، کم شدن میلم به غذا، لذت بردن از زندگی، ارتباط با خدا و حس کردن او از بین رفته بود. انگار تمااااام چیزهایی که بدست اورده بودم دود شده بود رفته بود هوا.
نمیدونستم چرا اینطور شدم، اتفافی نیوفتاده بود. اما دوباره برگشته بودم به فاطمه قبلی، داشتم دیوانه میشدم. اصلا نمیخواستم به خود گذشتم برگردم. من عاشق الان خودم بودم.
یک چیز که خیلی من و ناراحت کرده بود این بود که وقتی شکرگزاری میکردم حالم خوب نمیشد نمیدونم چرا. و اون حس عالی ارتباط با خدا و از دست داده بودم. انگار درِ ارتباطم با خدا بسته شده بود. زندگی مثل قبل شده بود. بیمعنی، فقط و فقط مادی بدون هیچ چیز الهی.
من خدارو تجربه کرده بودم و میدانستم که چقدر فوق العادس.
دیگه نمیدونستم چیکار کنم تا اون حال خوب با خدا و دوباره بدست بیارم. خدام و گم کرده بودم. به آخر خط رسیدم. همینجوری که نشسته بودم تو دلم گفتم خدایا من دوست دارم مثل قبل تو رو احساس کنم، چقدر معجزات و الهاماتت قشنگ بود، چقدر احساس زنده بودن میکردم، چقدر احساس الهی بودن میکردم دیگه نمیدونم چیکار کنم.
فردای اون روز وقتی فوقالعاده کسل بودم و نمیتونستم از تخت پاشم پست جدید فردی و دیدم که عاشق خداست و اسم خداش و گذاشته جانجانان، تا ویدیو شروع شد و اون فرد شروع به صخبت کردن کرد یکدفعه دیدم عه!!! داره با من حرف میزنه!، خدا داره با من حرف میزنه.
بهم گفت: مدتیه که از اصل خودت دور شدی، چقد دلم تنگ شده برای اون روزهایی که بیشتر مراقب خودت بودی، بیشتر حواست به اصل خودت بود.
این خدا بود که در قالب انسان در اومد و با من حرف زد. این اولین بار بود که خدا رو در قالب انسان دیدم و متوجه شدم که خداست. قبلا هم حتما دیدم اما متوجه نمیشدم.
به خدا گفتم: منم دلم برات تنگ شده. خدایا من گمت کرده بودم نمیتونستم پیدات کنم اما تو خودت اومدی خودت و بهم نشون دادی،گفتی دلت برام تنگ شده، دل منم برات تنگ شده بود.
خدا وقتی دید من دنبالش میگردم اما نمیتونم پیداش کنم خودش و بهم نشون داد و گفت من اینجام من اینجام، من همیشه پیشت هستم.
بعد از اون یکدفعه انرژی گرفتم و اون کسل بودنم از بین رفت. پاشدم رفتم پارک، پارک مثل بهشت بود. برگهای پاییزی همه جا ریخته بود، جمعشون نکرده بودن تا مردم از برگهای نارنجی و قرمز و زرد لذت ببرند. هر جا و نگاه میکردم همه داشتن از همدیگه عکس پاییزی میگرفتند. و خوشحال بودند و میخندیدند. اردکهای خیلی خوشگل و دیدم که داخل رودخانه بودند و مردم روی پل واستاده بودند و بهشون غذا میدادند. هوا خیلی خنک و سرد و دلچسب بود.
وقتی داشتم از پارک میرفتم بیرون چشم به یکی از تابلوهای داخل پارک افتاد که نوشته بود: اگر بهار را در خود تکرار کنید، بهشت همین جاست.
واقعا هم همینطور بود. من از زندگی لذت میبردم و بهشت همین زیباییهایی بود که دیدم. همین طبیعت، درختان، سبزهها، برگها، انسانهای خوشحال و خندان، اردکها، گربهها، کلاغها، حال خوب خودم، شادی خودم، شادی اطرافیانم.
بعد از اینها یاد دورههای استاد افتادم که درباره خدا بود. اسمش و نمیدونستم و نمیدونستم درباره چیه ولی سریع رفتم تو سایت و پیداش کردم. زندگی با طعم خدا. همین بود. چون دیگه نمیخوام زندگی بدون خدا و تجربه کنم. میدونم که خدا همیشه هست چون خدا در درونمه، اما میخواستم همیشه احساسش کنم این چیزیه که میخواستم.
فردا صبحش بعد از اینکه تمریناتم و انجام داده بودم خوابیده بودم و مامانم اومد من و بیدار کرد و گفت: فاطمه بیداری؟ برف اومده!
من با تعجب سریع چشمامو باز کردم گفت برف! گفت آره.
سریع از جام پاشدم و دویدم سمت پنجره. فقط زیبایی بود میدیدم. همه جا سفید بود و برف با شدت خیلی زیادی از آسمون میریخت. خیلی صحنه زیبایی بود. اصلا نمیتونستم ازش چشم بردارم. همهجا از سفیدی برق میزد. پنجره و باز کردم و بوی خنک برف به صورتم خورد، دستم و بردم بیرون و دونههای برف رو دستم ریخت.
همونجا کلی از خدا تشکر کردم برای این همه زیبایی. چون من عاشق برفم. و میدونم که این برف و خدا برای من اورد. چون میدونست که من عاشق معجزاتشم. قبلا هم برام بارون اورده بود.
اولین برف سال در پاییز.
بعدش رفتم بیرون و برف بازی کردم. عصرشم با دوستم برف بازی کردیم. و امروز هم رفتم کوه و مردم و دیدم که با تیوب از تپه میومدن پایین و کِیف میکردن. یک آدم برفی کوچولوهم درست کردم.
از این نعمت زیبای خدا نهایت لذت بردم. زندگی یعنی همین، یعنی لذت بردن از نعمتهای خدا.
یاد جملهی یک انیمیشن افتادم که میگفت:
-اگه به زمین برگردی میخوای چیکار کنی؟ قراره چطور زندگی خودت و بگذرونی؟
-مطمعن نیستم. ولی میدونم… که همهی دقیقههاش و زندگی میکنم.
چیزهایی که میخوام:
خدایا صد هزار مرتبه شکرت
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
چقدر عالی هجرت کردید
هجرت از جهنمی که ساخته افکار و نگرش ذهنی به بهشتی که ساخته قدرت بی نهایت الهی است.
چقدر زیبا و قابل لمس درباره زیبایی هایی که تجربه کردید نوشتید
انقدر عالی بود که موقع خوندنش بودن در اون محیط رو احساس کردم.
نکته جالب توجه اینکه:
برای زندگی در جهنم افکار و نگرش باید خیلی تلاش کنیم و مدت ها افکار منفی رو مرور کنیم و به بدی ها تمرکز کنیم
اما برای زندگی در بهشت واقعی خداوند هیچ کاری لازم نیست انجام بدیم فقط کافیه تماشا کنیم و لذت ببریم.
شاد و موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام استاد وقت بخیر
نمی دونم چطور شد سر از اینجا درآوردم .فرصتی هست که چند کلمه حرف دلم رو بگم ..
اطمینان دارم با متناسب شدنم با اشگ شوق زندگی با طعم خدارو شروع خواهم کرد ….
حتما یادتون هست داستان یکمدل دوخت و دوز مدل زنانه ارو براتون تعریف کردم نوشتم که وقتی بعد از چند ماه کشیدن الگوهای من درآوردی و صرف وقت و هزینه مدل بیستم رو که دوختم و امید داشتم که دیگه این یکی باید بی عیب باشه ولی برخلاف انتظارم بعد از صرف شش ساعت دیگه از عمرم امیدم ناامید شد با ناراحتی و گریه اونو به گوشه ای پرتاب کردم بساط چرخ و خیاطیمو جمع کردم گذاشتم کنار ولی نتونستم کلا از ذهنم خارجش کنم و هنوز ته ذهنم کورسوی امیدی احساس می کردم .به دنبال راهی در گوگل نت برای تحقق علاقه ام بودم که ناگهان به مدلهای آماده و فروشی برخوردم و فریاد زدم یافتم یافتم چیزی که دنبالش بودم فوری سفارش دادم از مشهد برام فرستادن و دو روز بعد اونارو دریافت کردم و اون روز یکی از بهترین روزهای عمرم بود ….
وقتی دکتر تغذیه وزنمو بهم گفت تقریبا حالت اون روز رو پیدا کردم که از ناراحتی و نا امیدی بساط چرخ و خیاطی رو با گریه کنار گذاشتم ااما چون کلا نا امید نشده بودم خدا کمک کرد و به آرامش و شادی رسیدم ….منتها در مورد وضعیت فعلیم ناراحتی نکردم نا امید نشدم برنامه ارو گرفتم اومدم خونه ولی تمام فکرم این بود اونو مطابق با آموزه های این دو سال تغییر بدم و دادم برام شرکت در یک چالش بود تا بفهمم با خودم چند چندم ….سعی کردم در مسیر بمونم و موندم به امید خدا و تلاش خودم و پشتیبانی بی نظیر شما متناسب میشم و زندگی با طعم خدارو تجربه خواهم کرد …
آمین …
سلام استاد عزیز بسیار ممنونم 😇
این نکتهای که گفتید واقعا نکته مهمی بود که نمیدونستم. متوجه شدم که خیلی از حسهای بدم به خاطر تکرار کردن افکار منفی بود.
در این مدت سعی میکردم تا حواسم به این موضوع باشه و اگر داشتم جهنم میساختم به خودم یاداوری میکردم که اینکار و نکنم.
خیلی ممنون
اول از همه میخام بگم که من دوره لاغری با ذهن را شرکت کرده ام و نتابج بسیار عالی از دوره گرفتم و جایی که الان هستم اصلا قابل مقایسه با ابتدایی که من با این سایت اشنا شدم نیست و اعتماد کامل دارم به تمام دوره ها و ویدیو هاتون استاد و مطمعنم که این دوره هم مثل تمام دوره های دیگه ای که شرکت کردم کلی تغییرات مثبت توی زندگیم بوجود میاره
دوره ی چالش تغییر عادت و برنامه ریزی ذهن برای ورزش کردن را هم شرکت کرده ام و از اون دوتا دوره هم به شدت نتیجه دیدم
بعد از دوره ی تغییر عادتها که کاملا عادتی که اول دوره مشخص کرده بودم حل شد و بعد از دیدن دوره ی ورزش هم بالاخره بعد از نوزده سال ورزش مورد علاقمو شروع کردم و خیلی خیلی حس خوبی از ورزش کردن گرفتم و با حس و اشتیاق عالی میرفتم باشگاه
الان یکی دوماهیه که نرفتم باشگاه شرایطش جور نبوده ولی خیلی تو فکرم که دوباره ورزش مورد علاقمو ادامه بدم
من از این دوره چی میخام ؟
من اولین چیزی که الان نیاز دارم داشتن یه رابطه ی عاطفی خوب با یه پسر خوبه
از گفتنش هم فوق العاده خجالت میکشم و نمیدونم شاید هم این نظر را پست نکنم ولی وقتی بهش فکر میکنم میبینم که خجالت نداره چون نیاز به یک رابطه عاطفی سالم هم یک نیازه که خداوند در تمام موجوداتش قرار داده و من میدونم که توی ذهنم یسری فرمول اشتباه درباره این موضوع دارم
از اونجایی که توی خانواده ام مامان بابام همیشه باهم دعوا داشتند باورهای اشتباهی در مورد روابط تو ذهنم بوجود اومده و وقتی داشتم در مورد این موضوع با دوستم صحبت میکردم بهم پیشنهاد کرد بیام و این دوره را ببینم
من دلم میخاد فرمولهای اشتباهی که درمورد رابطه عاطفی توی ذهنم هست کمرنگ بشن و بجاش فرمولهای صحیح پررنگ بشن
چون همه ی ما لایق عشق و احترام لایتناهی هستیم
دومین چیزی که میخام رسیدن به استقلال مالی همراه با خلق ارزشه
حقیقتش در چند ماه اخیر یه کسب و کار کوچیکی را شروع کردم ولی دوماه پیش متوقف شد و چند روزیه که تصمیم دارم دیگه ادامش ندم چون شاید در حد خودش بازدهی مالی داشت ولی نیاز اصلی من که خلق ارزش بود را ارضا نمیکرد
یه ایده تو سرم هست که احساس میکنم کسب و کار بهتری میتونه باشه چون که علاوه بر بازدهی مالی خلق ارزش هم داره
خداروشکر میکنم که توی کسب و کار سابقم فهمیدم که من نیاز به کاری دارم که توش احساس ارزشمندی و مفید بودن کنم
اون کار را با هدف پول درآوردن و استقلال مالی شروع کردم ولی الان میخام کار جدیدی را با هدف خلق ارزش و استقلال مالی شروع کنم
نمیدونم ایده ای که تو سرمه خوبه یا نه ولی میدونم که من میخام به این مدل شغل برسم و حالا یا با این ایده یا ایده ی بهتری که در آینده به سراغم میاد
سومین چیزی که میخام اینه که بتونم احساس آرامش و امنیت را در خودم ایجاد کنم چون خیلی وقتها بیخودی از چیزهای زیادی میترسم و دلم میخاد که توی این دوره بتونم احساس آرامش و امنیت را در خودم بوجود بیارم
به ذهنم رسید بنویسم که میخام به اندام ایده الم هم دست پیدا کنم ولی حقیقتش انقدر لاغر شدم و به ادامه لاغر شدنم ایمان دارم که همین الان هم اندام متناسب خودم را یه هدف تیک خورده میدونم چون فقط کافیه مسیری که هستم را ادامه بدم تا مثل نتایج شگفت انگیزی که تا امروز بدست آوردم بقیش را هم بدست بیارم
همین
استاد خوشحال میشم که به این دیدگاهم پاسخ بدید چون خیلی با خودم کلنجار رفتم تا بتونم ثبتش کنم و نیاز دارم که یه فیدبکی بگیرم
خیلی خوشحالم که در ابتدای این دوره هستم تا الان که همه ی دوره ها شگفت زده ام کردند
خدایا شکرت بابت این هدایت عالی که برای من انجام دادی و منو با این سایت آشنا کردی
سلام و درود
عقیده دارم روابط جز موضوعات مهم در زندگی است چون زمان زیادی از زندگی ما در رابطه با دیگران سپری می شود
چه رابطه با همسر، چه رابطه با مشتری و همشهری ها و دوستان و … باشه
ما در هر لحظه در حال برقراری ارتباط با دیگران هستیم و این تصمیم عالیه که می خوای در زمینه روابط نگرش های عالی در خودت ایجاد کنی.
باعرض سلام ودرودبر جناب اقای عطارروشن عزیز وگرامی ک بینهایت لطف میکنن و وقت گرانبهاشونو برای مامیزارن تاماحال وروزبهتروقشنگتری داشته باشیم. بسیارسپاسگذارم و قدردان.
وباسلام ب دوستان وهمراهان خوب من درزندگی باطعم خدا.
عرض شودخدمت باسعدت شماعزیزان ک امروز مغازه ک بودم وسرم خلوت بودونشسته بودم سریال یوسف پیامبرنگاه میکردم یهو یک جرقه ای درذهنم ایجادشدو ب یک مطلبی فکرکردم ک گفتم خوبه اینوبادوستانم هم ب اشتراک بزارم. چراک انگیزه ای میشه برای عوض کردن طرزفکرمون وزندگیمون.. واون مطلب اینه ک خداوندمارابخاطریک هدف بزرگ ب دنیافرستاد.. اگه نه میذاشت توی همون بهشت زندگی کنیم وخوش بگذرونیم بدون اینکه هیچگونه شناختی نه ازخودمون و نه ازخدامون داشته باشیم. نه هدفی نه انگیزه ای و نه علم ودانش وتجربه ای.. یک موجودخام و بی ارزش ک فقط خوردن و خوابیدن بلده.. یک دستوربماداد ک خودمون بفهمیم چندمرده حلاجیم. ؟چقدر ب خواسته ی خداوندوپروردگارخودمون اهمیت میدیم و اطاعت میکنیم. ایا اینقدربراش ارزش قائل هستیم دربرابرکسی ک همه ی نعمتهابماداده وهیچ چیزی کم وکسرنذاشته ومارو اشرف مخلوقات کرده ک باید ب خودمون ببالیم ازین خلقت بی نقص اطاعت کنیم و بدون چون وچرابپذریم! ؟ک خب متاسفانه ازین ازمایش سربلندوپیروزبیرون نیومدیم و خداوماروبجایی فرستاد بتونیم خوب وبدهاروبفهمیم وتجربه کنیم. بدیها وسختیهارو ببینیم و قدرخوبیها و راحتیهاروبدونیم. دنبال حقیقت وعلم بریم وذهن وعقلمونو رشدبدیم وبتکامل برسیم. باسختیهاو مشکلات دست وپنجه نرم کنیم وروح وجسم خودمونوسیقل وپرورش بدیم تابتونیم پروردگارمون وهستی رو کاملتروبهتردرک کنیم..
درسریال یوسف پیامبر، ذلیخانیمی ازعمرش در خوشگذرونی وهوسبازی وبت پرستی گذشت تااینکه عشق ب یوسف تمام وجودشو درگیر کردو یواش یواش اززندگی مرفه و امکانات فاصله گرفت چون دیگه هیچ کدوم ازین تجملات براش مهم نبود وتنهاخواسته ش رسیدن ب معشوقش یوسف بود بطوری ک ازاوج عزت و وجلال وجبروت ب فقرو بدبختی وحقارت رسید وهمینطورسالیان سال گذشت ک فهمید بایدطرز فکرشو عوض کنه وبخدای واقعی ایمان بیاره.. اونوقت ک دیگه خداراباتمام وجودحس ودرک کرد خداوندهم ب اون لطف وعنایت فرمود وعمردوباره بهش داد وتوفیق اینو بهش داد ک جوردیگه ای دنیاروببینه و درک کنه وب همین خاطر اوج گرفت و بخداوند نزدیک شد. تاوقتی درمسیر اشتباه باشی هیچ تغییر مهمی نخواهیم کرد ولی اگه درمسیردرست باشیم ودرست فکرکنیم و ب طعمهای خوبی ک خداوندبرامون قرارداده فکرکنیم واستفاده کنیم زندگیمون تغییرپیدامیکنه. باآرزوی رسیدن تک تک شماعزیزان و خودم ب خدا وطعمهای خوبش… موفق باشید
سلام خدای مهربونم
خداوندا مرا در برداشتن گامهایی که در این مسیر یاری فرما
ما باید بخوایم تا تغییر کنیم و هروقت خداوند بخواهد زمان این تغییر فرا میرسد
و درست وقتی تغییرات ایجاد بشه تا بینهایت ادامه پیدا میکنه وکافیه بذری که کاشتیم با ایمان و صبر ادامه بدیم و جوانه مون رشد میکنه و به درختی تنومند تبدیل بشه
خداوند انسان رو خلق نکرد تاسختی و عذاب بکشه بلکه انسان رو خلق کرده تا لذت ببره و با شادی زندگی کنه
به ما میگفتن برای رسیدن به ارزوها تلاش کنی و عذاب بکشی و تا به موفقیت برسی
جهان بر سادگی و اسانی است مثلا یک بذر رو که میکاری با سختی رشد نمیکنه بلکه با راحتی و ارامش رشد میکنه و ما هم باید مثل اون بذر ارام و بی سر صدا رشد کنیم
ما هم جز این طبیعتیم
درختی که در این طبیعت رشد میکنه نمیتونه از رشد کردن و میوه دادن سر باز بزنه ولی انسان به خاطر حق انتخاب میتونه انتخاب کنه که خوشبخت باشه ویا بدبخت
همونجوری که خداوند برای یک بذر خواسته که رشد کنه و ارزشی در این دنیا به وجود بیاره ررای ما هم میخواد که رشد کنیم و به کمال برسیم و لذت ببریم و هر سال جهان نسبت به سالها قبلش در حال پیشرفته و بهتر میشه
این خاصیت جهانه که چه بخوایم چه نخوایم پیشرفت میکنیم
ما وقتی در مسیر درست حرکت کنیم باهر سرعتی حرکت کنیم به مقصد میرسیم ولی در مسیر اشتباه با سرعت جت هم حرکت کنیم به هدف و مقصد نمیرسیم
ما باید خودمون رو مثل طبیعت به خدا بسپاریم و مثل یک بذر رشد کنیم و به کمال برسیم
من از دوره های دیگه استاد استفاده کردم و به نتایج خیلی خوب رسیدم چه از لحاظ تناسب و چه ارامش و از لحاظ روحی بسیار تغییر کردم و به خاطر این که حال دلم بهتر بشه دوباره اومدم به این فایلها سر بزنم
من اومدم به این مسیر که زندگی نو برای خودم برسم
زندگی با طعم خدا رو احساس کنم
من میخوام به سلامتی کامل برسم
من میخوام حسابم پر پول باشه تا هر چی بخوام بخرم و مخصوصا دوره های دیگه رو
من دوست دارم دوست بدارم و دوست داشته بشم
من دوست دارم مثل موجودات که خودشونو با خدا سپردن و واقعا میدونن که خدا اونا رو بدون روزی نمیزاره و حرص نمیزنن و مثل یک بذر و درخت که میدونه تو مسیر رشدش خدا نور خورشید و اب رو ازشون دریغ نمیکنه منن خدا رو کنارم حس کنم
وقتی میگم خدا رزاقه و موقع جور کردن قرضهان دنبال افراد دیگه نباشم چون ایمان دارم خدا رزاقه
من دوست دارم دلم و افکارم و زبانم با هم بکی بشن نه این که بگم توکل به خدا ولی به دیگرات تکیه کنم و رو بزنم
من دوست دارم معنی واقعی توکل رو با تمام وجودم درک کنم و
دوستدارم افکارم و رفتارم همسو بشه
دوست دارم دیگه مثل قبل از خدا نترسم و اونو دوستی کنارم بدونم که فقط به خدا تکیه کنم نه با هیچ کس دیگه
خداوندا در ایجاد یک انسان جدید یاریم کن و همواره از هدایت و حمایتت مرا برخوردار کن امین
در پناه خدا باشید
بنام خدا. درودبراستادعزیزجناب عطارروشن و گروه بزرگ ودوست داشتنی زندگی باطعم خدا. عرص کنم خدمت دوستان عزیزوجناب استادگرامی ک من۴۷سالمه وتا۱۰سال پیش من یجورایی توی همین راه و وادی بودم. بسیارامیدوار ب زندگی. شاداب و خنده رو و امیوار.. طوری ک خانومم دیگه شاکی شده بود ومیگفت همین درست میشه رو اگه ازشمامردابگیرن دیگه هیچی ازتون نمیمونه. ماشین براحتی عوض میکردم و مابقی پولشوچک میکشیم۲یا۳ماهه.. وخانومم میگفت آخه ازکجامیاری چندماهه دیگه بدی میگفتم خدابزرگه خودش درست میکنه وباورکنیدیک هفته مونده ب موعدچکم پول جورمیشد وباخیال راحت چکم پاس میشد. خلاصه خیلی بیخیال بودم و واقعا عقیده م براین بود ک خداهواموداره ومیرسونه و واقعا هم میرسوند. روزی ک مهمون داشتم دوبرابرمشتری برام میومدومعتقدبودم ک این روزیه مهمونمه… تااینکه تحت تاثیرخانومم و جامعه قرارگرفتن و متاسفانه روز بروز حالم خرابترشدو ازون مسیرقبلی فاصله گرفتم.. تاالان ک خیلی اوصام خراب شده و تقریباافسردگی گرفتم و حسابی ناامیدشدم و یکسره ازدنیا وجامعه و مردم نالونم و یکسره غرمیزنم ک چرااین مردم اینجوری هستن؟ چراخیلی چیزارو رعایت نمیکنن؟ چرافرهنگشون ضعیفه؟ خلاصه ازمردم و دولت و دنیا و زمین و زمان شاکی ام. هرروزازخواب بیدارمیشم و میگم ای بابا بازیکروز لعنتی دیگه باید توی این دنیازندگی کنم.. وخودم هم قلبا میدونم ک توی مسیراشتباه افتادم.. وحالا همون خانومم ک ۱۰سال پیش بهم غرمیزد ک تو زیادی امیدواری خودش پارسال بخاطر تناسب اندامش اومد توی گروه و والان یکی ازطرفدارای محکم زندگی باطعم خداست و داره سعی میکنه منم براه راست هدایت کنه و دستمو بگیره و ازین همه ناامیدی بکشه بیرون.. همینطور ک خودش نجات پیداکرد. الان هم لاغرشده و هم اخلاق ورفتارش صددرصدعوص شده وخیلی هم دوست داشتنی ترشده نسبت بقبل.. ومن باتمام وجود تغییر درش حس میکنم ومیخوام خودم هم باهمسرم همراه وهمسفرباشم وخداوند درین راه منو یاری کند. انشالله.. باارزوی موفقیت برای تمام اعضا وتمام مردم دنیا برای بهترشدن دنیا. موفق باشیددوستان
سلام و درود
از اینکه در جمع شگفتی سازان هستید خوشحالم
از خوندن نوشته شما لذت بردم
شاید از نظر خودتون شرایط مساعد نیست ولی برای من اثبات قدرت باور به خداوند خیلی لذتبخشه
اینکه قبلا چه باوری نسبت به خدا داشتید و چه نتایجی خلق کردید و بعد که تحت تاثیر جامعه قرار گرفتید به چه شکل اوضاع تغییر کرد
ولی نکته جالب و امیدوار کننده اینه که (خدا ثابته) و تغییر نمی کنه
یعنی قبلا که راضی بودی خدا ثابت بود الان هم که نیستی باز ثابته این ما هستیم که تغییر می کنیم
پس اطمینان داشته باشیم که سمت خودمون رو درست کنیم سمت خدا همیشه درسته
پیشنهاد من برای خودم و همه دوستان برای اولین مرحله قطع ارتباط با افکار و نگرش جامعه است و همچنین تمرکز رو از روی مردم برداشتن
کاری نداشته باشیم که چرا بقیه اینطورن
بلکه به این فکر کنیم که ما می خوایم چطور باشیم.
شاد و موفق باشید
من یک دوره کامل تمام فایل های شمارو گوش دادم تمرین هارو انجام دادم و تمام این تمرینات رو با باور و اعتماد انجام دادم ، میخوام بگم من دوباره از اول اومدم تا این دوره ها رو با اشتیاق و احساس خوب دورباره انجام بدم و کیف میکنم ،
باز هم دوست دارم بشنوم ببینم و بنویسم تمام تمرین های شما استاد عزیز رو
خیلی احساس خوبی دارم و خیلی نتیجه میده مطمئن باشید چون من تا اخر این دوره ها رو گوش دادم و انجام دادم و خیلی احساس خوبی دارم و تغییر رو در خودم ذهنم و افکارم احساس میکنم و میبینم ک خوبه چقد انسان شادتری شدم چقد آسون تر میگذرونم زندگی رو و همراه شادی
دیگه اصن مثل قبل نیستم دیگه اصن نق نمیزنم غیبت نمیکنم شکایت نمی کنم و خیلی راحت تر میبینم زندگی و مسائل رو و کاملاً دیدگاهم عوض شده و خیلی هم تغییر های من با راحتی به دست اومده هیچ سختی برای تغییر نکشیدم من با اشتیاق و راحتی تمرین هامو انجام دادم و راحت به نتیجه رسیدم و بازم اومدم از دوره اول شروع کنم بازهم گوش بدم خیلی مفیده برام و خیلی حس و حال خوبی در زندگیم دارم
دوستان عزیزم شماهم بنویسید اعتماد کنین خیلی حالتون خوب میشه و باور داشته باشید نتجیه ی خوبی میگیرید
با تشکر از شما استاد عزیزم
به به به … چه طعمی داره طعم خدا ! چه عطری ! چه رنگی !
آقا وایسا وایسا …من همینجا مچ خودمو بگیرم . به خدا قسم همین الان که چند کلمه بالا رو نوشتم به ذهنم رسید .
چرا من میخوام هر چیزی رو توصیف کنم عالیه ، قشنگه ، باحاله ، دوست داشتنی یه ، با مزه و عطر و طعم توصیفش میکنم ؟
چرا هر چیزی که به دلم میشینه باید با مزه و خوش آب رنگ و رو باشه ؟
همینه . استاد میگه شروع کنین بنویسین ، ایده و فکرهاتون خودبخود میان ها ؟ همینه .
همین الان ، و در همین لحظه من فهمیدم چرا اصلا وارد دوره ی “ طعم خدا ” شدم ! چون واژه ی “ طعم ” توش هست . و الا چند روزه من توی سایت هستم . خدا رو شکر برای خرید هر کدوم از محصولات هم هیچ محدودیتی مالی یا زمانی ندارم . ولی همش به بهانه ی اینکه ؛ نه ! هنوز از نظر ذهنی آماده نیستم ! باید بیشتر بخونم ! بیشتر با مطالب استاد آشنا بشم . باید بیشتر یاد بگیرم … از زیر بار وارد شدن به دوره های اصلی شونه خالی میکنم .
ولی به محض اینکه دیدم نوشته ؛ “ طعم خدا ” ، پریدم اومدم تو .
باید بگم که من همین الان و درست در همین لحظه یکی از باورهای چاق کننده ذهنی ام رو شناختم که :
همه چیزایی وارد ذهن و بدنم و دهانم میکنم وقتی بهم میچسبه یعنی خوشمزه اس ،
وقتی خوشمزه اس یعنی لذت بخشه ،
وقتی لذت بخشه یعنی حال و هوام رو خوب میکنه .
حالا یه مهندسی معکوس بزنیم : حال و هوای خوب ، لذت بخش بودن ، خوشمزگی ، و در نهایت چی ؟ غذا !!! پس دیگه هر چی رو بخوام به شادی و سرخوشی و مسرت بخشی ازش تعریف کنم از مزه و طعم و عطر و بوش میگم . حالا اسمش رو بزارم یک وعده اصلی یا به زعم خودم غذای روح ! پس میخورم چون فکر میکنم حالم رو همیشه خوب میکنه ! پیداش کردم ! خدایا شکرت .
مطلب بالا رو که نوشتم ، تموم شد و خوندمش ، دیدم شاید بیشتر مناسب ثبت در قسمت نظرات یکی از قسمتهای اولیه ۱۲ گام لاغری با ذهن و شناخت باورهای چاق کننده مون باشه . میخواستم کات اش کنم و ببرم اونجا الصاق کنم ، ولی دیدم اگر خدا خواسته من الان و اینجا این موارد به ذهنم بیاد و نوشته بشه بی دلیل نیست .
همین یه نشونه برای منه که آقا مسیرت درسته ! همین فرمون رو بگیر برو جلو .
اومدی زندگی رو با طعم خدا بچشی ؟ همینه . چراغا رو برات روشن میکنه . تاریکی رو از بین میبره . تا اونا که تا حالا نمیدیدی رو ببینی . ذهنت رو جلا میده . تا اگر آگاهی ارزشمندی وارد فکرت شده حالا بدونی چجوری و کجا ازش استفاده کنی .
حالا میفهمم که خدا درست مثل یک میزبان مشتاق ، تمام کسانی که وارد مسیر میشن رو دوشادوش و با لبخند همراهی میکنه تا به منزل اصلی برسونه . از بهت و کنجکاوی ما در مسیر تعجب نمیکنه . سوالات پی در پی و مکرر ما رو با صبوری بهمون پاسخ میده . خستگی ها و غرولند کردن های ما و گاه به لجبازی گوشه جاده نشستن های ما رو نگاه میکنه که میگیم : من دیگه نیستم ! خسته شدم ! دیگه جلوتر نمیام ! همه رو با سکوت خودش تحمل میکنه ، و میزاره یه مدت تو حال خودمون باشیم . ولی باز با عشق ، میاد جلومون می ایسته و دستش رو برای گرفتن دستمون و بلند کردن دوباره مون پیش میاره .
مثل همین الان . که ایستاده روبروم و لبخند میزنه و میگی ؛ آخه تو چی میخوای که اینقدر براش این در و اون در رو میزنی ؟ به خودم بگو . چرا لقمه رو دور سرت میگردونی ؟ اینجوری که راحت تره . سریع تر هم بهشون میرسی . بگو . من میشنوم.
جدی ؟ راست میگی ؟ همین الان ؟ مرسی خدای خوشگلم . باشه . الان میگم .
ای بابا …این لیست رو من کجا گذاشتم ؟ وای وای …هول شدم !
به خودت مسلط باش الهه . نفس عمیق بکش . هوووووووف …
خوب ، اولین چیزی که میخوام …نه نه …اینو بزارم آخر بگم …این یکی رو اول میخوام …. نه نه … اینم نه …
عه ؟ چه فرقی میکنه دختر ؟ مگه خدا تفاوتی براش داره که چی رو بهت بده یا نده ؟ مگه خط کش خدا مثل من و توئه که بخشش و رحمتش رو به بنده هاش سهمیه بندی کنه ؟ مگه برای درگاه بی انتهاش فرقی میکنه که اینو الان بگیری یا بعدا بخوایش ؟ یا مگه ممکنه یه چیزی بخوای الان نباشه ؟ یا یکی دیگه قبل از تو اومده باشه گرفته باشه ؟ بارگاه الهی رو ، بی حساب بودن نعمت های خدا رو ، با چی مقایسه میکنی ؟
این فکرا رو بریز دور . بشین با آرامش هرررر چی که میخوای رو بنویس .باور کن که اگر بنویسی شون و از ذهنت یه جایی بیرون ثبت بشن برای خودت هم بهتره . بنویس که ببینی چه چیزایی میخواستی و اگه یه روزی تو زندگیت اومده بودن و وجودشون برات عادی شده بود بدونی که یه وقتی مثل امروز جزو آرزوهات بوده .
مطمئن باش . باور کن و ایمان داشته که همه شون بهت داده میشه . باور کن که همه ی خواسته هات برآورده میشه . ایمانت رو عمیق تر میکنه ، اطمینانت رو پایدارتر و اعتمادت رو قوی تر .
روزی رو ببین که داری اولین خواسته رو از لیست خط میزنی و میگی خدایا شکرت ! بعد دومی و سومی و همینطور تا آخر …
خدایا شکرت که :
امروز به اندام متناسبی که میخواستم رسیدم .
الان به وزن ۶۸ کیلویی که آرزوم بود رسیدم .
در صحت و سلامت کامل هستم . آخرین باری که گرفتار دارو و درمان بودم همان شکستگی مچ پا در مهر سال ۱۴۰۱ بود که خدا رو شکر به بهترین شکل ممکن درمان شدم و دیگر بعد از آن والسلام .
تمام اعضای خانواده ام هم در صحت و سلامت کامل هستند .
در زمینه تولید لباس که میخواستم کارآفرین باشم دارم فعالیت میکنم ،
کلی کارگاه و کارخونه دارم که فروش بسیار خوبی دارند و برند من یک اسم جهانی شده ،
برای بستن قراردادهای کلان و فروش محصولات به کلی کشورهای دنیا سفر کردم .
بواسطه کار و تجارت به چند زبان کاملا مسلط هستم .
ایده ها و افکار جدید و خلاقانه ای که در ذهن دارم هر روز باعث گسترش کسب و کارم هستن .
کلی کارگر و کارمند دارم که تو زمینه های مختلف دارن برای من و برند لباسم کار میکنن و از این طریق باعث واریز خیر و برکت برای کلی خونواده شدم .
ماشین کروکی جدید که عاشق رنگ آبی تیره اش هستم رو، سوار میشم .
چند ماه از سال رو تو خونه های مختلفی که تو کشورهای دیگه دارم زندگی میکنم .
ارتباطم با تک تک اعضای خونواده ام بسیار گرم و صمیمی یه و عاشقانه دوستم دارند و دوستشون دارم .
گفتار و رفتاری بسیار آگاهانه دارم .
زنی بسیار خردمند ، آرام ، باهوش ، جذاب و دوست داشتنی ام که هنوز هم عاشق مطالعه و خواندن و آموختن و یادگیری ام .
نتایج همه تصمیماتم سنجیده و درست است .
در هر موقعیت از زندگی ام ، به واسطه ارتباط نزدیکم با خداوند به بهترین راه ها و نزدیکترین مسیرها رهنمون میشم .
از زندگی ام رضایت کامل دارم و تمام جان و روحم در آرامش و رضایتمندی کامل قرار دارد .
خدایا شکرت ، خدایت شکرت ، خدایا شکرت .
سلام به شما دوست عزیز
ای جانم که انقدر قشنگ و دوست داشتنی مینویسید. با ذوق کردن شما منم ذوق میکنم و میخندم.
شاد بودم، دلم شادتر شد. در واقع قلبم اکلیلی شد.
سلام از ماست بانو جان .
ممنونم از شما . ارادت دارم خدمتتون .
شاید دلیلش این باشه که ؛
آنچه از دل برآید …لاجرم بر دل نشیند …
خوشحالم که مورد پسند شما هم واقع شد و افتخار داشتم برای لحظاتی لب هاتون رو به لبخند و دل مهربون تون رو به درخشش شادی مهمان کنم .
از محبت و توجه تون سپاسگزارم .
از اینکه در این مسیر با هم همپا و همگام هستیم بسیار مسرورم و امیدوارم در انتهای راه ، همگی به نتایج عالی ، اندام متناسب ، شادی و آرامش مداوم ، و سلامتی مستدام دست پیدا کنیم .
آمین .
در پناه خدا . یا حق .
چکیده نکات گام اول. داریم قوانین هستی رو یاد میگیریم پس این تمرینات حتما نتیجه میده
درباره این دوره با هیچچ کس حرف نزن چون ممکنه خودتم از ادامه دادن این مسیر منصرف بشی
همون طور که مسیر پیشرفت یک دانه آسون طی میشه و تغییرات یک دانه ریز به درخت تنومندی تبدیل میشه پس برای ما انسان ها هم پیشرفت کردن آسونه و هم تغییرات میتونه تا بینهایت ادامه داشته باشه
خداوند هیچچ وقت برای بهترین خلقت خودش رنج و سختی نمیخواد این آدم ها هستند که کارها رو سخت میکنن چون خودشون رو وارد سیستم طبیعت و خدا نمی کنن
ما میخوایم در طی این دوره در مسیر درست به رشد برسیم
به چطور اتفاق افتادن وقایع و خواسته ها فکر نمیکنیم
و وارد مرحله جدیدی از زندگی میشیم و زندگی ارزشمند تری خواهیم داشت
تمرین اول
من زمان زیادی نیست که با سایت آشنا شدم ولی در همین مدت احساسات درونیم بهتر شده و آرامش بیشتری دارم و وقتی به سایت میام محیط سالمی رو تجربه میکنم
تمرین دوم
من میخوام ارتباطات و روابط خیلی عالی داشته باشم
میخوام آرامش درونی و بیرونی بی نظیری رو تجربه کنم
میخوام حال دلم در بهترین حالت خودش باشه
میخوام فن بیان عااالییی داشته باشم و مجری سمینارهای شهرمون بشم
میخوام ارائه های عالی در دانشگاه داشته باشم
میخوام ماشینی که دوستش دارم رو بخرم
میخوام خوونه خیلی خوبی در منطقه های عالی شهرمون داشته باشم
میخوام یه خونه باغ بزرگ و سرسبز و خوشگل داشته باشم
میخوام استقلال زیاد مالی و مکانی و زمانی داشته باشم
میخوام پیشرفت عالی در حوزه موفقیت داشته باشم
میخوام
میخوام جزو موفق ترین ها در حیطه کاری خودم باشم
میخوام مسافرت های زیاد داخلی و خارجی داشته باشم
دلم میخواد بهترین رستوران ها و هتل ها و لباس ها و امکانات رفاهی رو تجربه کنم
میخوام بهترین همسفر عالیی و مناسب خودم رو برای ادامه مسیر زندگیم انتخاب کنم (انتخاب درستی داشته باشم)
میخوام سالم و تندرست زندگی کنم
میخوام تا آخر عمرم سلامت روحی و روانی و جسمی کامل داشته باشم
میخوام به تناسب اندام کامل دست پیدا کنم
میخوام زندگی سالمی داشته باشم
میخوام خانواده سالمی داشته باشم
میخوام مسئولیت هایی که دارم یا بر عهده خواهم گرفت رو به بهترین شکل انجام بدم
میخوام تا آخر عمرم با طعم خدا زندگی کنم در همه لحظات زندگیم و بهترین ها برام اتفاق بیفته
میخوام خیر دنیا و آخرت نصیبم بشه
میخوام بقیه رو در حد منطقی دوست داشته باشم و بقیه هم منو دوست داشته باشن
میخوام روی افراد مختلف تاثیرگذار باشم و به آرزوهام رنگ تحقق ببخشم
میخوام زندگی بهم خوش بگذره و خوشبخت و خوشحال باشم همیشه
دلم میخواد حساب بانکیم مقدار خیلی خوبی باشه تا بتونم همیشه آموزش ببینم
دلم میخواد همیشه آگاهی هایی رو که به سودم هست رو به بهترین حالتش یاد بگیرم و اجراش کنم در زندگیم
دلم میخواد دوره های خدا هرگز دیر نمیکند و رسیدن به آرزوها رو استفاده کنم
دلم میخواد قوانین هستی از دیدگاه خداوند و قرآن که هیچ خللی در اون نیست یاد بگیرم
دلم میخواد کسب و کاری خودم دلم میخواد رو راه بندازم و موفق بشم در این مسیر
نشان های دریافت شده
با سلام به استاد عزیزم ودوستان فایل ۱ زندگی با طعم خدا
من این جمله خیلی لذت بردن وبرام یادآوری شد که تمرینات با تمام وجود باور کنید که این تمرین برای من نتیجه میده با این اعتماد بنویسید که صد در صد جواب میده من فقط تمرین مینوشتم با جون ودل مینوشتم واز نوشتنش لذت میبردم اما به این نکته توجه نمیکردم که این تمرینات باعث میشن من به خواستم برسم وصد در صد جواب میده وباعث شد من با شور واشتیاق بیشتر تمرین بنویسم بینهایت سپاسگزارم
سلام خدمت استاد عطار روشن.
اول بگم که من به حرفای شما خیلی اعتماد دارم یعنی باورتون کردم چرا چون الان گام ۳۷ مسیر لاغری من هستم و خیلی تغییرات در افکارم و رفتارم ایجاد شده و یه مقدار خیلی کمی هم از سایزم کمتر شده بدون هیچ زحمتی اونم با استفاده از فایلهای رایگان که در سایت قرار دادین اینو گفتم که هم به شما هم به خودم اینو باورسازی کنم که من اطمینان کامل به همه حرفای شما و مسیر شما دارم چه در زمینه لاغری باشه چه در زمینه زندگی و شرایط های مختلف چون واقعا دارم میبینم که شما هم از شرایط زندگیتون راضی هستید هم از تناسب اندامتون اگه شما تونستید و دارید همونارو به من آموزش میدین پس صد درصد منم میتونم.
مسئله بعد این که من در همین جلسه اول از زندگی با طعم خدا چی از خدا میخوام چی از این دوره میخوام رو بیان کنم.
من اول از همه میخوام اونقدر خدا بهم انگیزه بده متناسب بشم که افکارم نسبت به همه موضوعهای دیگه باز باشه این یعنی وقتی روح و روان و ذهن و اندام جسمی من سالم باشه و ازش راضی باشم میتونم در بقیه مسائل هم پیروز بشم این کشمکش ها و مشکلات بین من و همسرم که ۹۰ درصدش بخاطر مشکلات مالی هست تموم بشه چون واقعا من عاشق همسرم هستم و میخوام روابطمون به طور عالی بهبود پیدا کنه و چیزی که همه میخوان اما روش درخواستش از خدا رو بلد نیستیم از نظر شرایط مالی هست که تو شرایط فقر بقول استاد نیستم و این جای شکر داره اما رضایتمند هم نیست چون من الان در منزل پدر شوهرم ساکن هستم و یه خونه مرتب جوری که بدهکار نشم خدا شرایطش رو برای من و همسرم فراهم کنه تا بتونیم تهیه کنیم و از این جای کوچیک و خیلی تنگ راحت بشیم که واقعا خیلی برامون مسئله نسبتا بزرگی هست یکی اینکه من سه تا وام خانگی اسم نوشتم که بتونم با برنده شدن قرض و بدهی هامون رو بدم که فکرمو درگیر کرده و من میخوام در قرعه کشی یه ماشین که همیشه بهش فکر میکنم و دوست دارم سوارش بشم برنده بشم و از خدا میخوام شرایطش برامون مهیا بشه و چیزی که هم خودم هم همسرم خیلی دوست داریم و یه جورایی همش فکر میکنیم نیاز به پول زیاد داریم این هست که همسر من دوست داره سالن آرایشگاه مردانه بزنه و از این شغل کارگری خارج بشه از خدا میخوام خیلی زود شرایطش برای ما فراهم بشه که بتونیم با همکاری هم سالن خوبی براش دست و پا کنیم و استاد خارج از این مسائل مادی من میخوام به صلح درونی با خودم برسم میخوام از این حالت افسردگی خارج بشم میخوام هر زمان جایی تو زندگی احساس کردم دارم کم میارم فقط با فکر کردن به اینکه خدا کنارمه و لمسش میکنم اونقدر آروم بشم که تمام افکار منفی ونامیدی ها از مغزم رها بشه و با صبر با افکار مثبت و درست از اون مشکل عبور کنم این یعنی این که بیشترین چیزی که از خدا میخوام خودشو میخوام باور خدای درونم رو میخوام درک کنم.