گاهی وقتها دلت میخواد بشینی و بیواسطه با خدا حرف بزنی ✨ همونجوری که با صمیمیترین دوستت گپ میزنی. شاید برات سوال باشه چگونه با خداوند صحبت کنیم وقتی که نه صدایی از او میشنویم و نه زبان خاصی برای ارتباط لازم است؟ 🤔
حقیقت اینه که خداوند همیشه منتظر شنیدن دل ماست 💖، نه لحن رسمی میخواد و نه واژههای سخت. کافیست با زبان خودت، همونجوری که راحتی، احساساتت رو براش بگی. 🌿
تصور کن در سکوت شب، وقتی همه خوابیدن، تو با خدا نجوا میکنی و آرامشی عمیق مثل نسیم ملایم روی دلت مینشینه 🌙💫.
چگونه با خداوند صحبت کنیم 🙏✨
از همون کودکی به من یاد داده بودن که برای دعا کردن یا صحبت با خداوند باید حتماً به زبان عربی باشه.
برای همین همیشه دنبال دعاها و نوشتههایی به عربی میگشتم تا خواستههام رو به خدا عرضه کنم 📜.
ولی راستش رو بخواید، از زبان عربی خوشم نمیاومد 😅.

فقط از سر اجبار سعی میکردم متنها رو بخونم و حواسم باشه که تلفظم دقیق باشه؛ چون شنیده بودم یک اشتباه کوچیک توی فتحه و کسره میتونه کل معنی رو عوض کنه!
همین دقت و وسواس باعث میشد کمتر به سراغ دعا کردن برم، چون حوصله این همه سختگیری رو نداشتم.
تا اینکه به لطف خدا 🌿 وقتی مسیر تغییر در زندگیم شروع شد، با یه حقیقت مهم درباره چگونه با خداوند صحبت کنیم روبهرو شدم: اینکه میتونم به زبان خودم، ساده و راحت، با خداوند صحبت کنم. باور کنید اولش برام عجیب بود! هم ذوقزده بودم، هم گیج 🤯.
نمیدونستم باید دقیقاً چی بگم یا چطور حرف بزنم.
چون تا اون موقع فقط دعاهای آماده رو تکرار کرده بودم، بدون اینکه معنیشون رو بفهمم. حالا که نوبت خودم بود تا با خدا حرف بزنم، انگار زبونم بند اومده بود 😶. هر جملهای که میگفتم، سریع خودمو سرزنش میکردم:
«این چه حرفی بود؟! چرا اینو گفتی؟ چرا خودمونی حرف زدی؟ مگه نباید رسمیتر باشه؟» 🤦♂️
خیلی وقتها شک و تردید میکردم که نکنه اشتباه میکنم. چون بارها شنیده بودم که صحبت کردن با خدا آداب خاصی داره و من هیچ اطلاعی از اونها نداشتم.
اما چیزی که بالاخره بهم آرامش داد 🌸 این بود که فهمیدم خداوند فقط به زبان کلمات گوش نمیده، بلکه به زبان دل و احساسات ما توجه میکنه 💖.
فهمیدم مهم نیست فارسی بگم یا عربی، رسمی باشه یا صمیمی؛ مهم اینه که دلم آروم باشه و با خدای خودم حرف بزنم.
از اون موقع، هر وقت بخوام با خدا ارتباط میگیرم، با زبان خودم و به هر شکلی که راحتترم. نه استرس دارم و نه نگران اشتباه بودن حرفهام هستم. چون مطمئنم خداوند بینهایت مهربون، صدای دل همه بندگانش رو میشنوه ✨.
پس اگر میخوای بدونی چگونه با خداوند صحبت کنیم، یادت باشه هیچ زبانی بهتر از زبان دل خودت نیست ❤️. هیچوقت با خدا از گله و شکایتها نگو، همونجوری که احساس خوبی داری، باهاش حرف بزن و مطمئن باش میشنوه.

نقش احساس در گفتگو با خداوند 💖✨
وقتی صحبت از دعا و راز و نیاز میشه، بیشتر ما ذهنمون میره سمت کلمات: چه جملهای بگم؟ مودبانهتر باشه یا صمیمیتر؟ عربی بگم یا فارسی؟ 🤔
اما حقیقت اینه که اصل ماجرا کلمات نیستند؛ اصل، احساس ماست.
تصور کن 🌿 وقتی با یه دوست خیلی صمیمی صحبت میکنی، اون بیشتر به لحن و حس پشت حرفهات توجه میکنه تا به خود کلمات. حتی اگه جملههات ناقص یا ساده باشه، چون از دل اومده، تأثیر خودش رو میذاره.
ارتباط با خدا هم همینطوره، با این تفاوت که خداوند بینهایت عمیقتر و کاملتر از هر کسی، دل ما رو میشنوه ✨.
شادی، غم، امید، ناامیدی… همه اینها زبان مشترک بین انسان و خداست. خداوند نیازی به گوش برای شنیدن یا مغز برای تحلیل جملهها نداره؛ او مستقیم با قلب و احساس ما ارتباط میگیره 💫.
پس وقتی از خودت میپرسی چگونه با خداوند صحبت کنیم، بدون که مهمترین نکته اینه که با چه احساسی صحبت میکنی، نه با چه زبانی.
🔸 اگر با دلی پر از امید و آرامش دعا کنی، یعنی ایمان داری که خدا توان تغییر شرایطت رو داره.
🔸 اگر با حس ناامیدی یا اضطراب حرف بزنی، یعنی هنوز اعتماد قلبیت کامل نشده.
این احساس درونی، همون معیار واقعی ایمان و توکل ماست. ایمان یعنی اینکه هر بار یاد خدا میافتی، دلت سبک بشه، آروم بشه، لبخند روی صورتت بیاد 😊.
و توکل یعنی اینکه حتی وقتی شرایط بیرونی سخت و پرچالش باشه، درونت همچنان مطمئن باشی که خداوند همراهته 🌙🌸.
پس برای چگونه با خداوند صحبت کنیم مهم نیست چه جملهای میگی؛ چه فارسی، چه عربی، چه ساده و چه شاعرانه. مهم اینه که از دل و با عشق بگی. 💖.

بررسی نگرش خود درباره خداوند 🔍✨
برای اینکه بفهمیم واقعاً چگونه با خداوند صحبت کنیم و ارتباطی عمیقتر با او داشته باشیم، قبل از هر چیز باید یه نگاه صادقانه به نگرش فعلی خودمون بندازیم. چون نوع نگاه و باوری که به خدا داریم، مستقیم روی کیفیت رابطهمون با او تأثیر میذاره 🌿.
گاهی ما فقط چیزهایی رو درباره خدا شنیدیم، بدون اینکه واقعاً باورشون کرده باشیم. مثلاً همهمون بارها شنیدیم که “خداوند رزاق است” 🙏. اما سوال مهم اینه: آیا این جمله رو فقط شنیدیم یا واقعاً توی عمق وجودمون بهش ایمان داریم؟
اگه ایمان واقعی داشتیم، باید نشونههای رزق و روزی گسترده رو توی زندگیمون هم حس میکردیم 💰✨.
واقعیت اینه که خیلی وقتها فقط به شکل زبانی خدا رو توصیف میکنیم: خدا مهربونه، خدا رزاقه، خدا توبهپذیره… ولی وقتی شرایط سخت پیش میاد، واکنشهامون نشون میده که اینها بیشتر شنیدههامون بوده، نه باورهای ریشهای ما 😔.
پس لازمه از خودمون بپرسیم:
- وقتی میگم خدا مهربونه، آیا واقعاً در لحظههای سخت این مهربونی رو حس میکنم؟ 💖
- وقتی میگم خدا روزیدهندهست، آیا نگرانیهام رو درباره آینده رها میکنم یا همچنان پر از ترس و تردیدم؟ 😟
- وقتی میگم خدا شنونده دعاهاست، آیا راحت و صمیمی با او حرف میزنم یا هنوز دنبال جملهبندی درست و رسمی هستم؟ 🤔
اینجا همون جاییه که باید تمرین کنیم نگرشهامون رو با واقعیت زندگیمون مطابقت بدیم. یعنی اگر چیزی رو درباره خدا شنیدیم و تکرار میکنیم، اثرش رو در زندگی واقعی هم ببینیم.
به مرور که این تطبیق اتفاق میافته، هم ایمانمون واقعیتر میشه و هم یاد میگیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم بدون استرس، بدون اجبار به قالبهای خاص و فقط با دل ساده خودمون 🌸.
این نگاه تازه باعث میشه ارتباط با خدا از یه وظیفه خشک و پر از ترس، به یه رابطه صمیمی و آرامشبخش تبدیل بشه 💫.

🌿 چگونه با خداوند صحبت کنیم (تمرین روزانه)
اگر تا حالا با خودت فکر کردی که چگونه با خداوند صحبت کنیم و به جواب درستی نرسیدی، بدون که تنها نیستی 🌿.
وقتی به خدا فکر میکنی، او بیشتر از همه به قلبت گوش میده نه به واژههایی که انتخاب میکنی.
یعنی مهم نیست لحن رسمی باشه یا دوستانه، طولانی باشه یا کوتاه؛ مهم اینه که از دل بیاد ✨.
اگر باور داشته باشی که خدا همیشه کنارت هست، متوجه میشی که هر لحظه میتونی با او صحبت کنی.
برای همین میخوام اینجا سه تمرین ساده و شیرین بهت معرفی کنم تا راحتتر یاد بگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم و این ارتباط رو به بخشی از زندگی روزمرهات تبدیل کنی.
۱. یک دقیقه سکوت در آغاز روز ⏳✨
صبح که بیدار میشی، قبل از هر کاری چشماتو ببند و چند نفس عمیق بکش. در دل بگو: «خدایا! ممنونم که امروز رو به من دادی.» 🌸 همین گفتوگوی ساده شروعی عالیه برای حس کردن حضور خدا و یاد گرفتن چگونه با خداوند صحبت کنیم در طول روز.
۲. نجوای دوستانه در لحظههای عادی 💬💖
وقتی داری کارهای روزمرهتو انجام میدی، مثل رانندگی 🚗، آشپزی 🍳 یا راه رفتن 🚶، چند جمله کوتاه با خدا بگو. لازم نیست رسمی باشه؛ مثل حرف زدن با دوست صمیمی بگو: «خدایا مراقبم باش» یا «ممنونم که کنارمی». این تمرین بهت کمک میکنه چگونه با خداوند صحبت کنیم رو به یک عادت روزانه تبدیل کنی.
۳. دفترچه سپاسگزاری شبانه 📓🌙
قبل از خواب چند خط توی دفترچه بنویس از چیزایی که امروز به خاطرشون شکرگزاری کردی 🙏. این کار مثل یه پلی میشه که روزتو با آرامش به پایان برسونه و با لبخند به خواب بری. همزمان یاد میگیری چگونه با خداوند صحبت کنیم حتی در سکوت شبانه و با قلبی پر از احساس.
🌸 نتیجهگیری: گفتوگو با خدا، پلی به آرامش و عشق بیپایان
وقتی یاد میگیریم چگونه با خداوند صحبت کنیم، در واقع پلی میسازیم میان قلب پر از دغدغههای دنیاییمان و دریای بیکران آرامش الهی 🌊✨.
صحبت با خدا یعنی آزاد کردن دل از ترسها و نگرانیها، یعنی سپردن خودمان به منبع بیپایان عشق و رحمت.
هرچه بیشتر این ارتباط را تمرین کنیم، بیشتر حس میکنیم خداوند واقعاً نزدیکتر از هر چیزی است؛ از نفس کشیدن، از تپش قلبمان… 💓 و آنوقت است که زندگی رنگ دیگری میگیرد: سبکتر، روشنتر و پر از اعتماد و ایمان 🌈🌟.
پس بیایید از همین امروز، هر لحظه بهانهای برای گفتوگو با خدا پیدا کنیم. چه در شادی و چه در غم، چه در آرامش و چه در آشوب.
چون حقیقت این است: وقتی خدا را در کنارمان حس کنیم و بدانیم چگونه با خداوند صحبت کنیم، هیچ کوهی از مشکلات نمیتواند جلوی ما بایستد ⛰️💪✨.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 3.98 از 349 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


نشان های دریافت شده
تعریف من از خداوند،و چقدر این تعریف را باور کردم؟
از بچگی همیشه شنیدم خدا مجازات کننده قهاریه،و همیشه اون بالا نشسته و شش دنگ حواسش به ماست که مبادا دست از پا خطا کنیم.باید نماز بخونیم دقیق و سر وقت،سفت و سخت روزه بگیریم و خلاصه اگه اینا رو انجام ندیم خدا عصبانی میشه ازمون،و اگه جایی نعمتی را ازمون محروم کرد یا سختی ای بهمون رسید،به مجازات اون نماز نخوندنه بوده.اینکه خدا میخواد ما سختی بکشیم،یعنی آبدیدمون کنه حسابی ،تازه برا اون دنیا،چون این دنیا باید فدا بشه برای سعادت تو اون دنیا،که اونم هزار تا شرط داره .اگه سختی ای می کشیم یا بیمار میشیم برا پاک شدنه گناهامونه،و خیلی شانس آووردیم تو این دنیا داریم تقاص گناهامونو پس میدیم،اون دنیا به مراتب تقاص پس دادن سخت تره. و اینکه خدا نشسته اون بالا فقط امتحان ازمون بگیره،و از اونجایی که امتحاناتش معمولا سخت و طاقت فرساست، پس تو همشون ردیم. پس باید بشینیم یه گوشه،آروووم تا خدا یادش بما نیفته که بخواد امتحان ازمون بگیره،یا حداقل دلش رحم بیاد .گفتن خدا زود به دل میگیره،قهرش میاد زود.خدا اگه چیزی رو لطف کنه بم بده،باید منتظر باشم ببینم حالا چیا به ازاش ازم میگیره.پس ترجیح میدم چیزی نخوام،و بشینم تا خودش طبق صلاح دید خودش اون چیزی که دوست داره رو بم بده و اگه چیزی هم نداد شکایت نکنم که حتما به صلاحم بوده،. خدا اون مدیر بداخلاقیه که با تفریح و خوش گذرونی و خنده بیگانست،چون تا یادم میاد تو مجالس روضه و عزاداری و گریه اسمش بود و می گفتند الان به خدا نزدیکی،و بهش التماس کن تا ازت بگذره ای انسان خطاکاروگناهکار.اگه یه روز خوش سراسر خوشحالی خنده و…داشتم بعدش عذاب وجدانه میومد،که چرا ؟چشم خدا رو دور دیدی!؟مث مدیر بداخلاق که اون بالا منتظره کوچکترین خطایی،مچ گیری کنه ازت و مجازاتت کنه،اصلا خصلتشه،هروقت قرآنو باز میکردم معنی میخوندم،همشون آیه های عذاب بچشمم میومد.
گاهی هم میشنیدم خدا مهربانه،بسیار توابه،رزاقه،رحمانه،رحیمه،عادله،و …ولی هیچوقت اینارو درک نکردم،تجربه نکردم.شنیدم خدا رزاقه،ولی میگفتم،کو؟این مال بنده هاییشه که خودش دوست داشته باشه بهشون بده،نه یکی مث من.من یه یه بنده دورافتاده از خدا ،که پیش خودم فکر میکنم مبادا از خدا چیزی بخوام،که این جسارته،پرروییه،در حدی نیستم اصلا،که از خدا درخواست کنم.من هم چقد کم توقع تر باشم،اجر اخرویم بالاتره،چرا این دنیا رو به اون دنیا بفروشم.اگه چیزیو خدا صلاح بدونه بهم میده حتی اگه خوشم ازش نیاد.این یعنی احترام گذاشتن به خدا.اصلا وقتی خواسته ای دارم،خدا چجوری میاد خواستم رو برآورده کنه؟مگه منتظر معجزه ام؟معجزه ،الهام و هدایت از خدا ،مال پیامبران و امامان و بندگان خاصشه،نه یکی مث من،که دستش به جایی بند نیست.
اینا تقریبا تموم اون ذهنیت من در مورد خدا از بچگی،تا تقریبا یک سال پیشم بود.از وقتی کتابها و فایلهای صوتی در این زمینه، بخصوص فایلای صوتی استاد عزیزم،را گوش دادم،کم کم داره این ذهنیت کم رنگ و کم رنگتر میشه.
نشان های دریافت شده
سلام ، باورهای گذشته من در مورد خدا در کودکی که از مادرم یاد گرفتم یک خدای خشمگین مجازاتگر بود هرچی بزرگتر شدم در مدرسه و جلسات قرآن که میرفتم بیشتر از این خدا وحشت پیدا میکردم چون یاد گرفته بودم برای اینکه ازگناه پاک بشم باید دعای های عربی را با شدت گریه زیاد و توسل جستن به اماما خوندن نماز گرفتن روزه انجام بدم تا شاید خدا مارا ببخشه این باعث میشد بیشتر از خدا دور بشم و عذاب وجدانم بیشتر میشد تا ۲ سال پیش که با خدای جدید آ شنا شدم دیدم چقدر با خدای قبلی متفاوته باهاش دوست شدم دیگه مثل قبل کارهایی را که از روی ترس انجام میدادم به اسم عبادت ، گذاشتم کنار مثل روضه رفتن یا امامزادها که میرفتم برای گرفتن حاجت ، شرایط طوری شد که مادرم که خیلی آ دم مذهبیه بهم میگفت خدا هدایتت کنه تو کافر شدی و رابطه ش با من کم رنگ شد الان که من تو دوره لاغری با ذهن هستم حضور این خدا را خیلی حس میکنم چون احساس شادی وآ رامش دارم دیگه خدا ی غمگین و افسرده گذشته را نمیخام این فایل خیلی دوست داشتم و هر چی ببینم سیر نمیشم ممنون استاد
نشان های دریافت شده
خدا مهربان است خدا بخشنده است …. اگه این کار و بکنی خدا قهرش می گیره اگه اونجوری کنی خدا می برتت تو جهنم خلاصه این چیزها
ااین موضوعات احتیاج به تمرین هر روزه داره که آدم ایمانش وعملش یکی باشه و همسو من الان هر روز تقریبا دارم این ها رو تمرین کی کنم و سعی می کنم نگران چیزی نباشم و به خدا توکل کنم و بسپارم به خدا توی این شرایط که الان همه مثل همین و قرنطینه و این حرفها من فقط به فکر اینم که هر روز بتونم تمرینات و فایلهام و انجام بدم نه اخبار گوش می دم و نه اینا ها رو دنبال می کنم هر روزمی گم من به خدا ایمان دارم میدونم خدا حافظ هممون هست می دونم کمک می کنه همه چی روبراه بشه
نمی دونم درست می گم یا نه ولی یه آیه ای در قرآن هست که می گه حتی اگر در خانه هایتان بمونین هر چیزی که باید اتفاق بیفته ، میفته یه همچین مظمونی یادمه !
ولی الان تو این شرایط همه وحشت دارن همه می رن تو مغازه فقط چیز می خرن اصلا نمی دونن چی باید بخرن !
واقعا من این جمله یادم میافته تکرار می کنم مومنان همیشه شاد هستن و سلامت نه از چیزی بترسند نه غمی خواهند داشت این ترسی هم که شیطون تو وجود همه انداخته نتیجه اینکه باید ایمانمون و قوی تر کنیم در همه موارد نسبت به خدا و بدونیم خداوند قادر مطلق است و او فقط می گوید باش و آن هست ! و ما اینطوری در همه شرایط آرامش داریم من هر روز تمرین می کنم تا به حد عالی برسم انشالله و ایمانم با عملم یکی بشه انشالله
خداوندا می دونم به زودی همه این چیزها تموم می شه من به خدا ایمان دارم
يه موضوع ديگه اي رو فقط خواستم بيان كنم كه ترجيح دادم در يادداشتي جداگانه بهش اشاره كنم و اون اينكه من از وقتي كه با دوره تناسب فكري شما آشنا شدم شروع كردم روي تفكراتم كار كردن با ياري كائنات در اين مسير قرار گرفتم و ادامه دادم و گاهي اوقات انقدر از تغيير رفتار خودم متعجب ميشم كه باورش براي خودم سخته
انگار تمام آموزه هاي شما جايگزين افكار غلط قبلي شده اند و تو ذهن من حك شده اند به طرز غير قابل باوري الگوي غذايي من تغيير كرده شروع به باشگاه رفتن كردم و حتي دفترچه ٧ سال پيشم كه سايزهامو توش يادداشت ميكردم پيدا كردم و تصميم قاطع خود را گرفته ام كه به تناسب اندام هميشگي دست پيدا كنم
من واقعا يه آدم ديگه شدم
يه آدم با انگيزه و از همه مهمتر حسم نسبت به خودم عالي شده و اندام خودم رو ستايش ميكنم از شما استاد عزيزم بسيار متشكرم كه منو به اين راه هدايت كرديد.
جلسه دوم :
تعريفت از خدا چيست ؟!
از كودكي راجع به خدا بهتون چي گفتن ؟
خدا و رابطه اش با عشق :
خدا و رابطه اش با پول :
خدا و رابطه اش با كسب و كار :
خدا و رابطه اش با بخشندگي
توبه
سلامتي
رحمانيت
رزق و روزي
استاد عزيز نوشته خوب دوست عزيزمون بسيار كامل و جامع بود آقاي سيامك رو ميگم در واقع بسياري از حرفهايي كه من ميخواستم بزنم توي اون يادداشت اومده بود فقط اينكه در مورد زندگي شخصي خودم اگه بخوام به يه سري نكات ديگه اشاره كنم ميرسم به اينكه تا يادم مياد از پدرم شنيدم كه ميگفت آدم هاي پولدار يا دزدن و يا ارث بهشون رسيده چرا مثال پول رو زدم چون الان يكي از اهداف من در زندگي رسيدن به ثروت زياده اما هميشه بخاطر طرز تفكر پدرم فكر ميكردم كه آدم هاي پولدار خلاف كار هستند و خدا آدم هاي مجرم و دزد رو دوست نداره ولي اخيرا با آگاهي هايي كه دارم كسب ميكنم متوجه ميشم كه خداوند عاشق اينه كه بندگانش ثروتمند باشن
تفكر ديگه اينكه بچه كه بودم فكر ميكردم خدا براي عذاب دادن به ما عزيزانمون رو ازمون ميگيره ولي الان ميفهمم كه اين چرخه طبيعي زندگي است و از پديده مرگ ديگه افسرده نميشم
از قديم يادمه همه ميگفتن روزي دست خداست ولي امروزه متوجه شدم كه روزي خودم رو خودم تعيين ميكنم هرچقدر رو فركانس خوب باشم و هرچقدر حس خوب داشته باشم همونقدر خوبي و ثروت رو جذب زندگي ميكنم و برخلاف تصوري كه از خدا برامون ايجاد كرده بودند و خدا را به داروغه اي تشبيه كرده بودند كه امروز به اندازه اي كه خودش دلش بخواد سر كيسه زر رو باز ميكنه و اندكي به همه پول ميده
نه اين درست نيست ، ثروت در اين دنيا بي كرانه وسيع تر از اقيانوس و عميق تر از كهكشان و اين ما هستيم كه به اندازه ي سطلمون از اين بي كران بهره مند ميشيم پس اگه باور فراواني رو در خودمون تقويت كنيم با هيچ كمبودي در اين دنيا مواجه نيستيم چه مادي ، چه سلامتي ، چه عشق ، چه خوشبختي و هرچيز ديگه.
نشان های دریافت شده
سلام خيلي خوشحالم كه در آخرين ساعت هاي سال٩٨، من شناخت خدا و چشيدن طعم خدا را در زندگي ام دوباره آغاز كردم.
ميخواهم سال جديدم را با خدايي آغاز كنم كه بسيار مهربان است،روزي رسان است،روياهاي زيبايم را به من ميرساند.
خدا هميشه هست و قدرتمند اما اون چيزي رو به ما ميده كه انتظار داريم ازش ،يعني ظن ما هرچيزي باشه خدا هم همونو به ما عطا ميكنه.
استاد يك سوال هم دارم كه چگونه ميتونم در سال جديد ،احساس جديدي از خداوند تجربه كنم و به نتيجه برسم؟در واقع نتايج كي وارد زندگي ميشن؟
به نظرم خيلي تعريف هاي اشتباه درباره ي خداوند هست. مثلا خاله ي پدرم هروقت نوه هاش ميگن براي ما دعا كن ثروتمند بشيم ميگه نه! سلامتي خوبه. من هميشه سوالم اين بود كه خدايي كه ميتونه سلامتي بده ،آيا نميتونه ثروت بده؟ عشق در نعمت هاش نيست؟ و ديدگاه اين خانم اين هستش و من در بقيه افراد هم ديدم كه يا ميترسن از خدا چيزي بخوان،يا ميخوان و ميگن ما كه لياقت نداريم خدا خودش لطف كنه بلكه به ما بده. يا اينكه نميتونن تصور كنن هم سالم باشن، هم ثروتمند،هم شاد، هم عاشق ، و كلي نعمت داشته باشن و عميقا باور كردن هميشه بايد در كمبود باشن.
باور من و عملکرد کن در مورد خداوند!
باور من این هست که خداوند با قدرت ترین در جهان هستی هست و با قوانین خود در این جهان قدرت خود را اعمال میکنه .
قرآن را کامل میشناسم و اسما خداوند که نشان دهنده صفات بارزش هست برایم روشن و روشن هست اما حقیقتا نتونستم با باور صددرصد به این حقیقت ها عمل و زندگی کنم.
امیدوارم با گذرندان این دوره بتونم تغییراتی را ایجاد کنم
نشان های دریافت شده
سلام عزیزان
من در زمان کودکی احساس ورابطه خوبی با خدا داشتم وهمیشه باور داشتم ک خدا مرا دوست دارد وهمه جا هوامو داره ومرا ب خواسته هایم ک خیلی بچه گانه بود میرساند واین اتفاق می افتاد وخدا هنیشه هوامو داشت
وقتی ک بزرگتر شدم ازدواج کردم افتادم در دل سختی ها ولی خدای خوبم همیشه در کنارم مثل ی مادر مهربان بود وعشق ومحبتش را نصبت ب خودم احساس میکردم وباور داشتم ک همیشه هوامو داره وب من کمک میکنه
یادم میاد زمانهایی بود ک من ارزویی مبکردم ک حتی ب زبانم نیامده بود ارزویم براورده میشد واین ایمان مرا قویتر میکرد وعشقی ک ب خدای خودم داشتم خیلی زیاد بود
تا اینکه جنگ شروع شد وما مهاجرت کردیم ودوری از وطن وخانواده برایم خیلی دشوار بود از طرفی ب خاطر شوهر وبچه هایم مجبور بودم ک قبول کنم روز ب روز سختی های من زیادتر شد دو برادر داشتم ک یکی از انها درجنگ کشته شد واین موضوع خیلی خیلی سخت بود حالا زمان گله وشکایت های من ب خدا بود ک چرا باید اینطوری بشه واین اتفاق برای ما بیوفته چند سالی خیلی ب سختی گذشت ومن سعی کردم فراموش کنم وچاره ایی ب جز قبول کردن نداشتم بچه هام کوچک بودن وما باید مسائل اقتصادی حل میکردیم دوری نگرانی از فردا بی پولی وهمه وهمه
خلاصه دوباره یادم افتاد ک من خدایی دارم ونباید بترسم وب اوتوکل کردم ولی دوباره برادر دیگرم را ب خاطر سرقت ماشین از دست دادم واین دیگه قابل تحمل نبود من تنها شده بودم با کلی خاطرات بد ونگرانی برای فردای پدر و مادر ک چه بر سرشان میاید
دیگه تبدیل شدم ب یک ادم خودخواه ک فقط ب مسائل خودش فکر می کرد وشب وروز غصه میخورد وگریه میکرد حتی بچه های کوچک خودش را فراموش میکرد واز خدا خیلی شکایت ها داشت کسی ک همیشه عاشق خدا بود دیگه خدا در زندگی ش نقشی نداشت و…….
ولی خوب سخت بود ولی گذشت ومن شدم ی ادم دیگه نمیدونستم چکار کنم وچه چیزی در زندگی برایم مهم تره وباید انجام بدم پیش شوهرم وبچه ها باشم یا نزدیک پدرومادرم سرگردانی وبلاتکلیفی
نمیدونستم چطوری خدا را پیدا کنم دنبالش میگشتم همه جا هر جایی ک احساس میکزدم بوی خدا میاد میرفتم وبهش التماس میکردم تا ی مقداری ارامش بگیرم وقلبم ارام شود چند وقتی نماز خواندن راشروع کردم ولی نمیتوانستم ادامه دهم وباز قطع میشد گاهی اوقات واقعا حضور خدا را احساس میکردم ولی باز فراموش م میشد
استاد عطار روشن شما باعث شدید ک من نه تنها دنبال خدا بگردم حتی باعث شدید خودمو پیدا کنم در واقع خدا همیشه هست ولی من گم شدم وسرگشته
خداوند عشق وحضوره وما باید اونو باور داشته باشیم
حالا متوجه شدم کلی ارزوهای پررنگی دارم ک انشاالله همگی براورده میشود واز همه مهمتر شادی وارامش ی هست ک ما باشرکت در این دوره پیدا کردیم
من باور دارم ک بهشت وجهنم در همین دنیاست وامیدوارم همگی بتونیم در بهشت زندگی کنیم و سختیها را پشت سر بگذاریم
ببخشید ک اینقدر طولانی شد
استاد سپاسگذارم ??
سوال جلسه دوم از دوره زندگی با طعم خدا: از دوران کودکی تا به امروز چه ذهنیات، نگرش ها، تعابیر، تفاسیر و تعاریفی از خداوند متعال داشته ام و دارم؟
من از دوران کودکی و از وقتی که یادم می آید و خودم را شناختم، تعاریف و تفاسیر مختلفی راجع به خالق مهربان از پدر و مادرم ، رسانه ها و اطرافیانم شنیده و دیده بودم.
به طور مثال اینکه: خدا مهربان است ، خدا بخشنده است ، خدا دشمنِ دروغگویان است ، خدا عاشق صابرین است ، خدا کَسِ بی کَسان است ، خدا روزی دهنده بی منت است ،
مواقعی هم که از ما کارِ خطا و اشتباهی سر میزد به ما نهیب میزدند که: خدا قهرش می آید!! منتظر عواقب خشم خداوند باشید و از این قبیل هشدارهای پوچ و واهی!!
یا مثلاً در گفتگوی بین دو نفر میشنیدیم که: فلانی، بابت فلان کارِ بد و نامردی که در حق من کردی، واگذارت کردم به خدا!! و منظور این بود که خداوند، انتقام گیرنده ای سخت گیر و بسیار بی رحم است و هیچکس قادر به فرار کردن از عقوبت کارهای بدش نیست.
بعضی مواقع میشنیدیم که: آیا فلان کار را گذاشتی به امان خدا؟؟!! یعنی آن کار را به حالِ خودش واگذار کردی و به نوعی مخاطب را به بی ملاحظگی و سر به هوا بودن و سهل انگاری کردن در کارش متهم میکردیم و خداوند را هم به این شکل در ذهنمان میپروراندیم!!
یکی از مهمترین چیزهایی که درباره خداوند میشنیدیم هم این بود که خدا همه جا هست و هر کاری که ما انجام میدهیم را میبیند و هر حرفی که میزنیم را میشنود و دقیقاً مثل پلیسهای نامحسوس، جایی پنهان شده و کمین کرده است تا به ناگاه مچ ما را گرفته و رسوایمان سازد!!
و این تعاریفِ به ظاهر ساده و خودمانی، آرام آرام و به شکلی بسیار ظریف و نامحسوس، باورهای ما را نسبت به خالق متعال، شکل دادند و ضمیر ناخودآگاهمان را با قدرت برنامه ریزی کردند!! از دیگر تعاریف و تفاسیری که زیاد راجع به ذات مقدس خداوند در اطرافمان میشنیدیم این بود که: خدا رزاق و روزی دهنده بی منت است و اصطلاحاً میگفتند: به خاطر خداست که رشته زندگی به مو میرسد ولی پاره نمیشود و او همواره حامی و پشتیبانِ بندگانش است که این گونه تعاریف و تفاسیر بسیار مثبت و دلگرم کننده بودند و حتی تا به امروز هم برای خودِ من به شخصه بسیار تقویت کنندهء روحیه و آرامبخش هستند ?
از دیگر تعاریف و تفاسیری که همواره از خداوند در ذهنمان نقش بسته بود، این باور بود که خدا ستارالعیوب است و همواره نواقص و ایرادات درونی و بیرونیِ ما را می پوشاند و آنها را از نگاه و نظرِ اطرافیانمان مخفی نگاه میدارد و به همین خاطر همواره دلمان به این باور قرص بود که خدا مَحرم اسرار ماست و هیچوقت نمیگذارد که آبروی ما پیش دیگران بریزد و به قولی آبروداریِ ما را میکند ?
استاد بزرگوارم، من معتقدم تعاریف، تفاسیر، اشعار، تکیه کلام ها، اصطلاحات، ضرب المثل ها و . . . که ما در مورد خداوند، از کودکی تا به امروز زیاد شنیده ایم و به قول معروف با آنها بزرگ شده ایم و شکل گرفته ایم، تأثیرات بسیار عمیق و قدرتمندی در ساختن باورهای ما و شکل دادن به ذهنیات و افکار ما در مقاطع مختلف سنی، داشته اند.
تکرار بسیار زیاد همین موارد و نمونه های ساده، عامیانه و خیلی خودمانی که در اطرافمان از نزدیکان و دوستان و آشنایان و رسانه ها میدیدیم و میشنیدیم، آرام آرام تصورات و باورهای ما را درباره خداوند و دیگر موضوعات، شکل داده و در ذهنمان ایجاد نموده اند (هم خوب و مثبت و هم بد و منفی)
نمونه ای از اصلاحات، اشعار، کنایه ها، باورها، ضرب المثل ها، تعاریف و تفاسیر محاوره ای و روزمره که آنها را بارها و بارها شنیده ایم و نقش مهم و تأثیرگذاری در شکل گیری تصورات، ذهنیات و باورهای ما راجع به خداوند متعال داشته اند:
از تو حرکت ، از خدا برکت – حتماً خواست و مصلحتِ خدا بوده – هر چی خدا بخواد ، همون میشه – خدا رو چه دیدی؟ – خدا بخواد ، هیشکی نخواد – به خدا سپردمت – از کارِ خدا ، هیچ چیز بعید نیست – خدایا خودت درستش کُن – در امان خداوند باشید – دست خدا به همراهت – خدایا خودت جُفت و جورش کُن – هر چه دلم خواست نه آن میشود، آنچه خدا خواست همان میشود – خدا نجار نیست ولی در و تخته رو خوب به هم جفت میکنه – با خدا باش و پادشاهی کن، بی خدا باش و هر چه خواهی کن – شفا دهنده اصلی خداست ، دکتر و دارو وسیله هستند – واگذارت کردم به خدا!! – خدا اوستا کریمه – اگر خدا بخواد میخوام فلان کار را انجام بدم – خدا سریع الجوابه – خدایا راضیم به رضای تو – دست خدا بالاتر از همه دستهاست – خدا تقاصت رو میگیره، نگران نباش – یا رب ، نظرِ تو برنگردد – خداوکیلی (نوعی قسم عامیانه رایج میان مردم) – کور از خدا چی میخواد، دو چشم بینا میخواد (ضرب المثل) – خدا شاهده – خدا گواهه (قسم های عامیانه) – چوبِ خدا صدا نداره (ضرب المثل) – خدا جایِ حق نِشَسته – و خدایی که در این نزدیکیست – عجب صبری خدا دارد – خدا بده برکت – ایشالله خدا به زمین گرمت بزنه!! – خدایا چنا کن سرانجام کار، که تو خشنود باشی و ما رستگار – خدا به فریادت برسه!! – به نام خداوند جان و خرد، کزین برتر اندیشه بر نگذرد – خدا خیلی بهمون رحم کرد!! – خدا بیآمرزدش – خدا رحمتش کنه (پیامهای تسلیت) – خدا گر ز حکمت ببندد دری، ز رحمت گشاید درِ دیگری – از خدا که پنهون نیست، از شما چه پنهون – یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیچکس نبود – هم خدا رو میخواد هم خرما رو !! – خدا، خر رو شناخت و بهش شاخ نداد – خودم بودم و خدای خودم – به خدا راست میگم – خدا که نمُرده! چرا ناراحتی؟
و الی آخر…
جناب آقای استاد عطارروشن عزیز؛ من فکر میکنم از طریق همین تکیه کلامها، اشعار، دعاها، ضرب المثل ها، داستان ها، آه و نفرینها، دشنام ها و ناسزاها، جک ها و لطیفه ها و… دیگر گفتگوهای محاوره ای و عامیانه که در سالیان متمادی میان مردمان و فرهنگهای ایشان به شکلهای مختلف، سینه به سینه و نسل به نسل منتقل شده اند و من به عنوان نمونه، در بالا به تعداد خیلی کم و مختصری از آنها اشاره نمودم و از گذشته های دور تا به امروز در میان مردم عامی کوچه و بازار مصطلح شده و به کَرّات از آنها استفاده میشود و دائماً به شکلهای گوناگون و از طریق افراد مختلف برای ما تکرار و تکرار میشوند و همواره آنها را میشنویم، به مرور زمان و آرام آرام باورهای ما را راجع به خداوند متعال (و هر موضوع پُر کاربرد دیگری) می سازند و در ذهنمان به آنها شکل میدهند.
ایام به کام و تا درودی دیگر، فعلاً بدرود . . .
نشان های دریافت شده
باسلام و ارادت
من دوساله که خدامو پیدا کردم خیلی مهربونه .خیلی خوش تیپه و شاده و بسیار بخشنده س عالیه . عبادت هامو دوست داره در مسیر عشق لایتناهی منم فوق العاده سعی می کنم لحظه به لحظه حضورشو حس کنم و لذت ببرم . واینو میدونم جزای فریبکاران و هم با روش خودش خواهد داد اونهایی که مارو از خدا ترسوندن و اونو برامون یک موجود خشن و ترساننده جلوه دادند . الان فقط عاشق عشق وجودش در کلام شعور جهان هستی هستم و این هدیه تازه وارد که من رو عاشق خودش کرده آیدا کوچولو . سپاس از خداوند شادم و سپاس از روح لطیف شما هم مسیر هایم ❤❤❤????