بسیاری از ما در طول زندگی آرزوها و خواستههایی داریم که برای رسیدن به آنها تلاش میکنیم، اما گاهی به نتیجه دلخواهمان نمیرسیم.🤔 شاید از خودتان بپرسید چرا؟
حقیقت این است که راه رسیدن به خواستهها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمیشود. ما اغلب فراموش میکنیم که دنیای درونمان، یعنی افکار و احساسات ما، نقشی کلیدی در جذب آرزوهایمان دارد. 🤯
این مقاله قرار است به شما کمک کند تا با اصول و قوانین جهان هستی آشنا شوید و ببینید که چطور با مدیریت ذهن و احساساتتان میتوانید به سمت اهداف و آرزوهای واقعیتان حرکت کنید.
پس همراه من باشید تا با هم این سفر جذاب را شروع کنیم! ✨💖
خواستهها به چه صورت ایجاد میشوند
تا حالا از خودتان پرسیدهاید که آرزوها و خواستههایی که دارید واقعاً از کجا آمدهاند؟ 🤔
شاید فکر کنید تمام این خواستهها از دلِ نیازهای واقعی و درونی شما بیرون میآیند، اما اگر کمی عمیقتر به آن نگاه کنیم، متوجه میشویم که بخش بزرگی از آنها از مشاهده زندگی دیگران شکل میگیرد.
مثلاً دوستتان را میبینید که یک ماشین جدید خریده یا همکارتان به یک سفر خارجی رفته است و ناخودآگاه، آرزوی داشتن همان چیز در ذهن شما شکل میگیرد.

راه رسیدن به خواستههایی که از این طریق به وجود میآیند، اغلب با احساسات منفی مثل حسرت و ناامیدی همراه است، چون معمولاً این حس را در ما ایجاد میکند که “چرا من ندارم؟” 😔
این نوع خواستهها، به جای اینکه ما را به سمت خوشبختی هدایت کنند، ما را وارد یک رقابت بیپایان میکنند که در آن همیشه یک قدم عقب هستیم. به همین دلیل، شناخت ریشه خواستهها بسیار مهم است.
خواستههای ما به طور کلی به دو صورت در وجود ما شکل میگیرند:
۱- از برخورد با تضاد: این نوع خواستهها کاملاً درونی و حقیقی هستند و از نیازهای اساسی ما نشأت میگیرند.
مثلاً وقتی تشنه هستید، به صورت خودکار نیاز به آب در شما شکل میگیرد. یا وقتی در محیطی گرم و آزاردهنده قرار میگیرید، به سمت جایی خنک کشیده میشوید.
حتی زمانی که کسی به شما بیاحترامی میکند، به صورت خودکار آرزوی قرار گرفتن در شرایطی را پیدا میکنید که مورد احترام باشید.
این خواستهها نیازی به فکر کردن یا برنامهریزی قبلی ندارند؛ بلکه به صورت خودجوش و طبیعی به وجود میآیند و راه رسیدن به خواستهها را برای ما روشن میکنند. ✨
۲- از مشاهده زندگی دیگران: این نوع خواستهها از طریق مقایسه و دیدن شرایط زندگی افراد دیگر به وجود میآیند.
این مشاهده میتواند در دنیای واقعی یا از طریق فضای مجازی و دیدن ویدیوها باشد.
مثلاً وقتی زندگی یک فرد موفق را میبینید، ممکن است به صورت ناخودآگاه آرزوی داشتن شرایط او در شما شکل بگیرد. نکته مهم اینجا این است که باید مراقب احساسی که این مشاهده در ما ایجاد میکند، باشیم.
اگر دیدن موفقیت دیگران به جای حسرت و اندوه، در ما شوق و ذوق برای رسیدن به آن شرایط را ایجاد کند، میتواند انگیزهبخش باشد. اما اگر منجر به گله و شکایت شود، ما را از راه رسیدن به خواستهها دور میکند.
چرا گله و شکایت ما را به عقب میراند؟
حالا که با منشأ خواستهها آشنا شدیم، بیایید به یک نکته فوقالعاده مهم بپردازیم: نقش احساسات ما در جذب خواستهها. 💖
وقتی در شرایط نامطلوبی قرار میگیریم، ذهن ما به صورت خودکار به شرایط بهتر فکر میکند. این یک درخواست طبیعی به جهان هستی است که ما خواهان شرایط بهتری هستیم.
اما مشکل از جایی شروع میشود که به جای تمرکز بر روی راهحل و شرایط بهتر، شروع به گله و شکایت میکنیم.
ما بارها و بارها درباره آن شرایط بد صحبت میکنیم و انرژی و تمرکزمان را روی آن میگذاریم. این کار دقیقاً مانند این است که بخواهیم به سمت شمال برویم اما مدام به سمت جنوب حرکت کنیم.
به این ترتیب از راه رسیدن به خواستهها دور و دورتر میشویم.
اینجا باید یک اصل مهم را به خاطر بسپاریم: جهان هستی سواد ندارد! 🌍
جهان هستی معنی کلمات و جملات ما را درک نمیکند؛ بلکه فقط احساس و فرکانس ما را دریافت میکند.
وقتی شما مدام از شرایط بد و نامطلوب گله میکنید، فرکانس احساس بد را به جهان هستی میفرستید.
از نظر جهان، تکرار و توجه مداوم به یک موضوع به این معناست که شما آن شرایط را دوست دارید و میخواهید در آن بمانید.
به همین دلیل است که هرچه بیشتر درباره مشکلاتتان حرف میزنید، بیشتر با آنها درگیر میشوید.
در مقابل، وقتی شکرگزار هستید و درباره نکات مثبت زندگیتان صحبت میکنید، فرکانس احساس خوب را ارسال میکنید. جهان هستی این احساس را دریافت کرده و شرایط، افراد و فرصتهای مشابه آنچه به آن توجه کردهاید را در زندگیتان رقم میزند.
این همان چیزی است که در آیات قرآن و احادیث هم به آن اشاره شده است: شکرگزاری و دوری از غیبت و قضاوت، باعث توجه به خوبیها و در نتیجه جذب آنها میشود.
پس برای هموار کردن راه رسیدن به خواستهها، باید تمرکزمان را از روی نداشتهها برداریم و روی داشتهها بگذاریم.

قانون تکامل: عجله ممنوع! 🦋
بخش سوم و شاید مهمترین بخش در راه رسیدن به خواستهها، درک قانون تکامل است.
ما انسانها ذاتاً موجودات عجولی هستیم و دوست داریم یک شبه به همه چیز برسیم.
میخواهیم یک شبه پولدار شویم، یک شبه لاغر شویم یا یک شبه در هر زمینهای به اوج برسیم. اما آیا این کار منطقی است؟
خداوند، که قادر مطلق است، جهان هستی را در شش روز (شش دوران) آفرید. ⏳
این موضوع در چندین آیه از قرآن تکرار شده و به ما یادآوری میکند که هر چیزی، حتی خلقتی به عظمت جهان هستی، نیازمند طی کردن یک فرآیند تدریجی و تکاملی است.
طبیعت به ما درسهای بزرگی درباره تکامل و راه رسیدن به خواستهها میدهد.
مثلاً یک پروانه بدون گذراندن دوره کامل خود در پیله، نمیتواند به یک پروانه کامل تبدیل شود و اگر زودتر از موعد از پیله خارجش کنیم، بدون شک میمیرد. 🐛
اگر بدون طی کردن مراحل تکاملی به چیزی برسیم، چون “ظرف” ما برای پذیرش آن آماده نیست، خیلی زود آن را از دست میدهیم.
این همان اتفاقی است که برای کسانی میافتد که یک شبه پولدار میشوند و به سرعت ورشکست میشوند. یا کسانی که با راههای غیرطبیعی و عجولانه وزن کم میکنند و بلافاصله به وزن قبلی خود برمیگردند.
به همین دلیل، باید این نکته را به خاطر بسپاریم که راه رسیدن به خواستهها یک مسیر تدریجی است، نه یک جهش ناگهانی.
اعتماد به فرایند زندگی: ایمان قلبی به مسیر 🌈
یکی از مهمترین نکاتی که در راه رسیدن به خواستهها باید به آن توجه کنیم، اعتماد به فرایند زندگی است.
گاهی ما همه کارهای لازم را انجام میدهیم: تلاش میکنیم، ذهن و احساسمان را مدیریت میکنیم، شکرگزار هستیم و حتی صبورانه منتظر میمانیم. اما با این حال، باز هم احساس میکنیم چیزی کم است.
اینجاست که موضوع “ایمان” نقش پررنگی در راه رسیدن به خواستهها ایفا میکند. ایمان یعنی باور قلبی به اینکه جهان هستی همیشه به نفع ما عمل میکند، حتی اگر در لحظه چیزی برخلاف میل ما اتفاق بیفتد. 🙏
تصور کنید دانهای کوچک در دل خاک کاشته شده باشد. این دانه مدتی طولانی در تاریکی خاک میماند، بدون اینکه نشانی از رشد بیرونی داشته باشد.
اگر بخواهیم عجله کنیم و قبل از موعد زمین را زیر و رو کنیم، رشد گیاه را نابود کردهایم. اما اگر صبورانه به فرایند طبیعت اعتماد کنیم، آن دانه در زمان مناسب سر از خاک بیرون میآورد و به گیاهی زیبا تبدیل میشود. 🌱
راه رسیدن به خواستهها هم دقیقاً همینگونه است. بسیاری از اوقات خواستههای ما در حال شکل گرفتن هستند، اما چون چشم ما نتیجه فوری نمیبیند، دچار ناامیدی میشویم.
در حالی که واقعیت این است که جهان هستی پشت پرده در حال هماهنگی شرایط و افراد موردنیاز برای تحقق آن خواسته است.
بنابراین، برای اینکه راه رسیدن به خواستهها برایمان هموار شود، باید یاد بگیریم:
- اعتماد کنیم حتی اگر نشانهای نمیبینیم.
- رها کنیم و مدام نگران نتیجه نباشیم.
- ایمان داشته باشیم که هر خواسته در زمان درست و به بهترین شکل ممکن محقق خواهد شد.
این نگاه، آرامش عمیقی به ما میدهد و باعث میشود نهتنها مسیر برایمان شیرینتر شود، بلکه ارتعاش و فرکانس مثبتی به جهان بفرستیم که تحقق خواستهها را سریعتر و آسانتر میکند. ✨

جمعبندی: مسیر عملی رسیدن به خواستهها با قدرت ذهن 🌟🧠
در این مقاله فهمیدیم که راه رسیدن به خواستهها تنها با تلاش فیزیکی هموار نمیشود؛ شناخت ریشه خواستهها، مدیریت ذهن و احساسات، شکرگزاری، صبر و اعتماد به فرایند زندگی، نقش اصلی را در تحقق آرزوها دارند. 💖
اما دانستن این نکات کافی نیست؛ برای اینکه واقعا تغییر را در زندگی خود احساس کنیم، نیاز داریم راهکارهای عملی و قدمبهقدم برای بهکارگیری این اصول را یاد بگیریم. 🤔
شرکت در دوره آموزشی “رسیدن به آرزوها با قدرت ذهن” به شما این امکان را میدهد که:
- خواستههای واقعی خود را شناسایی کنید 🎯
- ذهن و احساسات خود را برای جذب شرایط مثبت آماده کنید ✨
- تکنیکهای عملی و علمی حرکت در مسیر تحقق آرزوها را بیاموزید 🏃♀️💨
- و با تمرینات ذهنی، مسیر تکامل خواستهها را با صبر و لذت طی کنید 🌿
با یادگیری این روشها، شما دیگر منتظر اتفاقهای تصادفی نخواهید بود؛ بلکه خودتان فعالانه راه رسیدن به خواستهها را هموار میکنید و هر گام کوچک در مسیر را با آرامش و اطمینان طی میکنید. 🌈💖
اگر آمادهاید تا راه رسیدن به خواستهها را به شکل اصولی طی کرده و آرزوهایتان را به واقعیت تبدیل کنید، این فرصت را از دست ندهید و با قدرت ذهن، مسیر تحقق خواستهها را اصولی و عملی بیاموزید. 🚀✨
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.22 از 138 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد گرامی وعزیز خودم
چه جالب تازه متوجه شدم که خواسته هامو ورویاهامو باید منطقی کنم برای خودم تا بهشون برسم
منم وقتی اولش استاد گفتن سریع یه پنت هوس تو الهیه تهران وچند تا ماشین آخرین سیستم و۱۰۰ کیلو طلا وماهی چند میلیارد درآمد وچندصد ملیارد م پول تو حسابم و…خواستم انگار درهای رحمت خدا باز شده وفقط الان بهم هرچی بخوام میدن یه جورایی انگار غول چراغ جادو اومده وگفته سرورم چه آرزویی داری
اما من درحال حاضر ماهی ۳۶ ملیون قسط داریم وماهی ۸ تا ۱۰ تومن برامون میمونه یدونه النگو طلا دارم ۵ ۶ گرم نهایت که اونم مادرم کادو داده که حالا داستان جالبی داره یه روز براتون تعریف میکنم
ماشین نداریم حتی موتور ودوچرخه هم نداریم داریم بچه دار میشیم خونه پدرم توی اتاق زندگی میکنیم یدونه خونه ته شهر داریم ۵۳ متری که اجاره اش دادیم ماهی ۶ تومن و۲۳۰ ملیون رهن که با کلی قرض وبدهی خریدیم خردادم موعد مستاجرمون خلاصه این وضعیت گل وبلبل زندگیمون آها دومیلیون بانک سپرده دارم ماهی ۴۰ هزار تومن بهم میده ۴۰۰ تومن هم یارانه دارم وسایلمو وسط خونه پدرم وتوانباریشون
خلاصه گل وبلبل بنت هوس میخوام از خدا خخخخ
بنظرم منطقی تره که سال جدید دلم میخواد بدهی ها وقسطامون که نصف حقوقمون میشه دلم میخواد یک سوم بشه یعنی بیشتر از چیزی که فکرش میکنم امسال عید نه ولی سال دیگه پول مستاجرمون جور بشه بدیم بره خودمون بشینیم با دل خوش یدونه انگشتر دلم میخواد برام بخره همسرم موقع زایمانم ۴۰ هزار تومنم ماهی یکی دومیلیون بشه بانک بهم بده ماهی پس اندازم تا برم خونمون ۲۰ ۳۰ تومنی بشه دلم میخواد بیمارستان خوب وراحت زایمان کنم بچه مون سالم باشه بعدش راحت ودرسلامت کامل بزرگش کنم خوب شیر بخوره بعدشم خوب غذا بخوره سالم وسرحال وآرام باشه بچه خوشحال وسلامتی باشه لذت ببریم از داشتنش دلم میخواد وقتی سال ۱۴۰۵ رفتیم خونمون خونمون مطابق میلمون باز سازی کنیم یه پژو سرحال سفید سالم بخریم که دوستش داشته باشیم ترجیحا دوگانه سوز که کم مصرف باشه سمندم خوبه بعد زایمانم وزن کم کنم هیکلم با ورزش بتونم به ایده آلم نزدیک کنم همسرم شکمش آب کنه تل خوشحال تر بشه وراض ی تر دیگه دلم میخواد کلی هم پس انداز کنیم تا رفتیم خونه خودمون اندوخته داشته باشیم وبا خیال راحت هر سال وام بگیریم پولم داشته باشیم وزندگیمون بیوفته رو قلهک بعد رفتن خونه خودمون سالی یک بار سفر داخلی بریم دلم میخواد برای اولین بار با همسرم سفر خارجی رو هم تجربه کنم وسایل خونمم بخرم وخلاصه فعلاتا سال ۱۴۰۵ آخرش اینا برنامتون تولد هم هر سال دوست دارم برای دخترم بگیرم با آرامش ولذت وخاطره سازی کنم اینا خواسته های من بعد سال ۱۴۰۶ میام بازم خواسته هامو میگم
خدایا مرسی که هستی وآرامش ولذت پول وعشق وهمه چیز باهم بهم میدی ممنونم ازت خداجونم
به نام خداوند بخشنده ومهربان
استاد عزیز شما درست میگین خواسته های ما باید قدم به قدم وپله به پله باشه
من یادم میاد تو لیست آرزوهام داشتن یه خونه بزرگ مثل قصر بود یا مثل بقیه منم دلم سفر خارج و آخرین مدل ماشن میخواستم
من هم از خداوند شاکی بودم که چرا به فلانی دادی به من نمیدی
الان این فایل گوش دادم تازه متوجه شدم که منم چه قدر طرز فکر وخواسته هام غلط بوده
واقعا مهم که هر چیز باید زمانش برسه وصبر داشته باشیم واز کمش بخواییم شما فکر کنید همین وجود انسان وقتی یک نوزاد به دنیا میاد فکرش کنید که مادرش از خدا بخواد این الان شروع کنه به حرف زدن یا پاشه راه بره .این همون نداشتن صبر ودقت نکردن به این که باید مرحله به مرحله باید بگذرونه تا بتونه حرف بزنه .رشد انسان نمونه کامل خواسته های انسان که داره نشون میده که باید مرحله به مرحله در زمان خودش باید تي کنه تا تکاملش شکل پیدا کنه
هیچ انسانی یک شب بزرگ نشده یک شب نتونسته کارهای ساده زندگیش خودش انجام بده پس باید مراحلش بگذرونه
یادم پدرم وقتی نوجوان بودم آرزو داشت که یه باغ خیلی بزرگ داشته باش
پدرم چون وضع مالیش خوب بود
تونست اون باغ بد مدت ها بخر ولی واقعا مرحله اول پدرم نگذرانده بود اون این که تا حال یه باغ کوچیک نخرید بود که ببین میتونه ازش لذت ببر اصلا خوشش میاد
چون باغ نگهداری خاص خودش داره
زمانی که پدرم باغ خرید یه باغ ۳ هزار متری بود یادم نمیره که برای پر کردن آخرش یه روز کامل میکشید که آب توش پربشه
بد یه مدت کوتاهی حدود ۴ ماه وقتی تمام هیجانات اولیه پدرم از بین رفت
جاش ترس و استرس گرفتن جاش داد به تمام اون خواستش
یادم وقتی میرفتیم باغ پدرم میترسید دلش میخواست همه فامیل اون روز که ما میریم باغ اون ها بیانبد یه مدتی کسی دیگه حوصله نداشت به خاطر دوری راه نم اومدن
همین مثله باعث ناراحتی پدرم شد ودیگه از باغ لذت نمیبرد من وخواهرم کوچیک بودیم غروب نشده پدرم میترسید باغ به این بزرگی چه جوری بمونه با دوتا دختر کوچیک
خیلی سریع از اونجا ما میرفتیم خونمون
من اون زمان خیلی ناراحت بودم که چرا بابام نمیزاره شب هابمونیم، چرا همش میگه بقیه نمیان ،چرا از اینجا زده شده ،
الان میفهمم که پدرم اصلا لذت داشتن باغ متوجه نشود وخیلی زود دلزده شد
واین باعث شد به ۲ سال نکشید که پدرم باغ فروخت
اینم بگم که بد فروش هم هنوز قصه این میخوره که چرا فروختم
یعنی نه موقع خریدش نمیدونست برای چی این میخواد نه موقع فروشش ازش نتوستم دل بکنه .فقط تو ذهنش موند وتا الان پشیمونه
این برای من نمونه کامل فایل صوتی شماست استاد عزیز.
من فهمیدم که منم نباید در حال حاظر دنبال هدف ها وآرزوهایی باشم که باعث اذیت شدن من بشه باعث بشه که من لذت زندگی حال نفهمم
من از خدا ممنونم برای زندگی الانم واز خدا رو شکر میکنم که لذت زندکی کردن با گوش دادن به فایل ها شما دارم یاد میگرم از خدا ممنونم که من در این مسیر قرار داده
نشان های دریافت شده
سلام شادی عزیزم
از خوندن دیدگاهت خیلی لذت بردم چه مثال خوبی زدین از رعایت نکردن قانون تکامل توسط پدر عزیزتون خدا حفظشون کنه .
پدرتون به جای اینکه یه باغ کوچک بخره تا باغداری رو یاد بگیره وکارهای باغ رو به راحتی انجام بده از همون اول باغ بزرگ خرید و ازش هم لذتی نبرد ومایه رنج براش شد.
خیلی از ما هم اینطور عمل میکنیم ما هم دوست داریم یه شبه لاغر بشیم یه شبه پولدار بشیم یه شبه یه ماشین خفن بخریم سوار بشیم
ولی درک نمیکنیم که همه این ها باید پله پله اتفاق بیفته مثلا الان پراید داری یه پله ازون بالاتر هدفت باشه نه یه شاسی بلند خارجی این اصلا امکان نداره آدم مدارشو طی نکرده به پله ی بالاتر بره اگر هم بره مثل پدر شما جز غم اندوه وناله و استرس براش لذتی نخواهد داشت..
خیلی خوشحالم که 52 روز از ورودتون به سایت میگذره و یک تازه وارد آگاه و در مسیر رشدوتغییر هستین برای من آدمهای تازه وارد خیلی جالب وجذاب هستند چون من خودم اول ورودم به مسیر تو ابرها بودم وخوب میدونم شما الان چه احساساتی رو دارین تجربه میکنید .
موفق باشی دوست عزیزم
سلام خانم الهام خضرلو
ممنون از دیدگاهتان واقعا شما کاملا من درک کردین من واقعا الان روی ابرها هستم
وامیدوارم این حال خوب برای من وبقیه دوستان همیشه ادامه دار باشه 😘💝💝
نشان های دریافت شده
به نام خدای رزاق،
خواسته های واقع گرانایانه الان من:
۱. خونه ۳۰ متر بزرگتر از خونه الان و شخصی سازی نه مجتمعی در همین محله
۲. ماشین صفر دناپلاس که یک لول بالاتر از ماشین خودمون باشه
۳. سفر شمال یک شبه ۳ بار در تابستان هر ماه یه شب و یکبار سفر به جنوب در زمستان
۴. افزایش درآمدم ۵میلیون تومان هر ۳ماه
۵. گرفتن پاداش دوبار در سال
۶. لاغر کردن و دیدن تغییرات جسمی بیشتر
۷. افزایش ایمان به خدا و توکل و گرفتن تصمیمات درست برپایه آموزش ها و دانسته های که از دوره های ذهنی به دست میارم و توانایی عمل به آنها
۸. سلامتی و داشتن زندگی با عادت های سالم بیشتر، جایگزینی عادتهای سالم با عادتهای منفی در طول سال
۹. جور شدن وامی که به دنبالش هستیم و خریدن زمین های کشاورزی موردنظر در شهرستانمون
۱۰. تایم بیشتر در کنار خانوادم و دوستانم گذروندن نسبت به قبل
۱۱. رسیدن به خودم و تیک زدن دو مورد از لیست انتظارم
الان که اینارو نوشتم تازه فهمیدم درست آرزو کردن چیه ون تمام اینها در ذهنم خیلی دست یافتنی هستن چون واقعا در یه قدمیشون هستم و بعد رسیدن بهشون لیست ارزوهای بعدیم رو تنظیم میکنم و دوباره یکی دیگه از اشتباهاتی رو بهش پی بردم اصلا نوشتنی خوشحال شدم و ذوق کردم چون برام خیلی واقعی و باورپذیر بود.
نشان های دریافت شده
سلام و نور
پریا : به نام خداوند مهربان
من بازبینی کردم خواسته هایم را و همگی معقول بودند مثل تناسب اندام که خب با دوره ی لاغری با ذهن بسیار امکان پذیر هست و استدلال آن رسیدن دوستان به نتایج عالی و البته تغییرات خودم هست . و یا رسیدن به آرامش و احساس نزدیکی با خدا و حال خوب که در همین چند روز خیلی بهش نزدیک شدم و یکی دیگر از خواسته هایم تغییر افکار غلط و بازدارنده بود که به لطف خدا هر روز یک قدم نزدیک تر میشوام . و رسیدن به استقلال مالی یک رقم معقول تو ذهنم بود هست که به لطف الهیی در مسیر ش هم قرار گرفتم .
خداوند خودش بذر آرزو های امکان پذیر در این مرحله و در این لولی که هستم را در دلم قرار داده و مطمینم با سیر تکامل و به بهترین شکل ممکن و با آمادگی و در زمان درست به آن ها خواهم رسید و هر روز یک پله از دیروز خودم بهتر هستم و هر روز یک قدم بیشتر برای در مسیر آرزوهام بودن برمیدارم .
هیچ عجله ای ندارم زیرا خداوند متعال همه چیز را در زمان درست برایم مقدر میکند و من از این موضوع لذت میبرم و از این سیر تکامل هم لذت میبرم نه اینکه فقط به رسیدن فکر کنم بلکه با حس خوب و عالی رسیدن و لذت بردن و حس کردن خداوند برای من مهم است.
خدارا شکر میکنم که مرا به این دوره فوق العاده آگاه بخش هدایت و حمایت میکند برای ادامه آن و همچنین مرسی از استاد عزیز که این دوره را به اشتراک گذاشت با ما.
به نام خدای بی همتا
با سپاس از استاد عزیز
من همیشه در زندگیم چیز غیر باور نخواستم الان هم خواسته هایی که نوشتم به زندگیم نزدیک هست اول اونارو بدست میارم بعد پله پله آرزوهای بیشتر به نظر من بعدا آرزوها کوچیکتر میشن و آرزوهای بزرگ تر جاشون رو میگیرن
من همیشه به آرزوهای معقولم رسیدم برام چیز غیر ممکنی نبوده خداوند همیشه رحمتش طامل حال همه بندگانش میشه و ما باید قانون های خداوند رو به خوبی اجرا کنیم تا از این رحمت الهی به خواسته های بیشتر برسیم
الان که خواسته هامو دیدم همه معقول و منطقی بودن و انشاله به همه آنها میرسم اگر خداوند آنها رو برای ممن مهیا کرده و من آنها رو تجربه میکنم
من قبلا یه شهری دیگه کار میکردم آرزو میکردم بیام این شهری که الان هستم و اومدم الان هم راضی هستم ولی دوست دارم برم یه شهر دیگه رو هم تجربه کنم پس خواسته معقولی داشتم و دارم یا ماشین ال نود داشتم خیلی دوست داشتم شاسی بلند داشته باشم پولش رو جمع کردیم و خدا خواست و خریدیم من نگفتم از ال نود من رو ببر پورشه سوار بشم تفاوتش با شاسی بلند ۵۰ میلیون بود تقریبا
پس عجله نمیکنم یواش یواش به همه آرزوهام میرسم
من این چندروز که فایلهارو گوش کردم اینقدر در درونم احساس خوبی دارم همش خودم رو به خدا خیلی نزدیکتر میبینم و همش میگم تا تو کنارمی خیالم راحته و همش حواسش به من هست
باسلام خدمت شما استاد عزیزم
من هم همیشه فکر میکردم که باید یک سری اتفاقات عجیب توی زندگیم بیفته جهش بزنم یا مثلاً یه کیسه پول از آسمون بیفته توی زندگی من احساس کنم که خواستههام برآورده میشه،
اما آرزو و هدف داشتن همیشه به این صورت نیست با توهم داشتن نمیتونیم به اون هدفمون در زندگی برسیم مثلاً من همیشه مسافرت با ماشین شخصی خودمون میرم،و تعالی سوار قطار یا هواپیما نشدم یکی از خواستههام که همیشه بهش با احساس خوب فکر میکنم و از خدا میخوام اینه که تجربه کنم و سوار این دو وسیله نقلیه خوب هم بشم و به مسافرت برم،به نظر من این یه خواسته واقعیه که میتونه اتفاق بیفته،
من همیشه توقع دارم که یک معجزه شکل بگیره تا از نظر پول و ثروت هر روز پولدارتر بشم و میتونم که در جهان مادی باید قدم قدم پیشرفت و به خواستههامون برسیم،و هر چقدر که تلاش کنیم به دست میاریم پس این طبیعیه که گاهی میتونیم صبر کنیم تا دوباره از اول با اراده شروع کنیم و قدم به قدم پیش رفت کنیم،
مثلا فکر میکردم ی شبه خدا ک براش کاری نداره موجودی حساب منو بالا ببره،
الان درک میکنم و میفهمم یکم خواستم از روی توهم بوده ،
من همیشه دوست دارم که ساس خوبی داشته باشم و در طول روز کاری رو انجام بدم که خوشحالم میکنه یکی از خواستههای دیگم خرید کردن مثل چیزهای کوچیک لباس یا کفش و اینا هست،همین که باعث میشه احساس خوبی داشته باشم این کارو دوست دارم و هیچ از واقعیت دور نیست و میتونم که ر زمان اراده کنم میتونم انجامش بدم،
ولی میدونم که هرچقدر تلاش کنم به سفر خارجی نمیتونم برم حتی اگر سالها تقلا کنم نمیتونم یک سفری به کشوری که دوست دارم رو تجربه کنم شاید توی رویاهام بهش فکر کنم اما براش تقلا نمیکنم،
ولی از طرفی دوست دارم که اتاقم رو بهتر و زیباتر کنم مثلاً تخته بهتری داشته باشم فرش بهتری و وسایل مورد نیازم رو لپ تاپ گوشی،چیزهایی که با واقعیت نزدیک هستند همیشه اونا رو حس کرد و لمس کرد و خوشحال بود،
بعضیا با خوندن نوشته من بگن چقدر خواستههای کوچیک و بیاهمیتی داری من در حد خودم فکر میکنم من برای هدفهای خودم زندگی میکنم پس اینا چیزهایی هستند که حال منو خوب میکنن،
مثلاً من خیلی خوشحالم که هر سال میتونم با ماشین شخصیمون به مسافرت برم اما خوب داشتن یه ماشین بهتر رو هم دوست دارم که تجربه کنم و راحتتر باشم و با احساس خوشحالی بیشتری به مسافرت برم،
دیدن این فایل من دریافتم که باید منطقی فکر کنیم و درباره خواستهها و چیزهایی رو بخواهیم که با واقعیت زندگیمون در تماس هستند نزدیک به واقعیت هستند و میتونیم اونا رو حس کنیم و با احساس خوب بخواهیم،و باید بدونیم که اگر باور داشته باشیم و قدرت خداوند و زندگی با طعم خداوند رو دست کم نگیریم و با احساس خوب پیش بریم قدم به قدم هر روز پیشرفت میکنیم چه در زمینه مادی چه معنوی به بینهایت نعمتهای خداوند است پیدا میکنیم و اصل سپاسگزاری اینه که از حال خوبمون راضی باشیم و اصل وجودمون رو فراموش نکنیم،
باتشکرازشما
نشان های دریافت شده
با عرض سلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامیم .
استاد من قبلنا بیشتر خواسته هام اینجوری شکل میگرفت که میرفتم جایی خونه اقوام میدیم که مثلا قورمه سبزی به این شکل درست میکنن لوبیا میریزن تو زود پز بپزه بعد پیاز زیاد سرخ میخورن سبزی قورمه هم میریزن تو پیاز سرخ شده با یه لیوان آب بخار پز میکنن بعد لوبیا که پخت میریزن تو سبزی نیم ساعت بعد خورشت حاضره
خوب اینو میدیدم میگفتم عه چه خوب چقدر زود حاضر شد در عرض یکساعت خورشت حاضر بود جا افتاده خوشمزه پس منم از این به بعد اینجوری بپزم بعضی خواسته هام اینجوری شکل میگرفت
یا میرفتم جایی میدیم مثلا رنده خونشون چند کاره است و برقی میگفتم چه خوب و راحت سریع مواد غذا حاضر میشه زود غذا میزاری اینجوری میگفتم پس منم برم بخرم
از روی حسودی اینا نبود من بلد نبودم اونجا یاد میگرفتم میرفتم انجام میدادم
و معمولا هم چون رنده برقی گرون بود من نمیتونستم بخرم خودم نخریدم میگم آرزوهام اینجوری شکل میگرفت ولی از روی سادگی حسودی نبود اونجا یاد میگرفتم یا ورژن جدیدی میدیدم که چقدر بهتر و راحتر
و یادم نمیاد خیلی ولی بعضی اوقات حتما به حسودی تموم میشد که عه اینا اینو دارن آوند دارن من ندارم میشد ولی خیلی زیاد نه
ولی من الان بیشتر خواسته هام از نوع اول هستن که مثلا یه چیزی ندارم میگم چقدر خوب میشد اونو داشتم یا یه چیز نیاز داشتم اون لحظه در من خواسته اش شکل میگرفت مثلا زمانی که بیمار بودم خواسته شفا الهی در من شکل گرفت و خدا رو شکر میکنم که من به راحتی تجربش کردم خدایا برای لحظه لحظه ثانیه به ثانیه که دارم نفس میکشم و سلامت هستم بینهایت به توان هزار سپاسگزارم خدایا ممنون و متشکر و قدر دانم خدایا شکرت
و خداوند سواد نداره فقط به حس پا کار داره اگر به نقاط مثبت زندگی خود و دیگران توجه کنیم خوب طبعا احساس خوبی خواهیم داشت و اتفاقات خوب رو پشت سر هم تجربه خواهیم کرد
و اما اگر به بدیها و ناملایمات توجه کنیم ک صحبت کنیم طبعا احساس خوبی نخواهیم داشت و خداوند هم بر اساس اون احساس بدی که داریم اتفاقات بد رو پشت سر هم برای ما میفرسته چون خداو ند سوار نداره فکر میکنه ما اونو خیلی دوست داریم و احساسمون درگیر اون موضوع شده
میدونید استاد الان که فکر میکنم میبینم خیلی از خواستهام هم به شکل تمایلات درونی بوجود میاد یهو دلم بایگت میخواد گرسنه نیستم ولی تمایل پیدا میکنم بخورم میرم از فریزر برمیدارم میخورم
یا میگم الان که میرم بیرون خوبکه فلان چیز هم بخرم میخوام غذا درست کنم نیاز دارم
اینکه ما در هر لحظه در حال ارسال درخواست به خداوند هستیم یعنی وقتی به افکار خوب فکر کنیم احساس خوبه پس داریم به خداوند درخواست میدیم وقتی افکار نامناسب داشته باشیم احساسمون بد بازم داریم به خداوند درخواست میدیم
پس اینکه وقتی در شرایط بد هستیم بهش فکر میکنیم دربارش صحبت میکنیم گله و شکایت میکنیم در واقع احسا س قویتری رو به خداوند ارسال میکنیم
در نتیجه خداوند به احساس ما کار داره و بنا بر احساس ما اتفاقات رو بشکل همزمانی وارد زندگی ما میکنه
و خدا وند سواد نداره کلمات نمیدونه اگر تو گله و شکایت کنی یا تعریف و تمجید کنی براش فرقی نمیکنه اون تعریف و تمجید میدونه و بر اساس اون اتفاقات وارد زندگی شما میشن گاه خوشحال میشیم و خدا رو شکر میکنیم گاه ناراحت میشیم گله و شکایت میکنیم
من هم عقیده دارم که اگر به گنهکار سرزنش کنید به آن مبتلا میشوید این موضوع همونی که میگن ایراد کسی بگیری خودتم همون طور میشی
مثلا میگفتن فلانی همش نون و پنیر میخوره حالا خودم تا گرسنه بشم و غذای رو دوست نداشته باشم نون و پنیر میخورم
یا میگم دختر خواهرم همش تو اتاقش داره با گوشیش کار میکنه الان دقیقا همون کارو دخترم داره همون کارو انجام میده
میدونید استاد این دوستمون درست میگن اما من عجله دارم بخاطر اینکه من نمیخوام تکاملم دور بزنم من ایمان دارم به خداوند که در کسری از ثانیه میتونه خواسته منو محقق کنه پس چرا من باید آنقدر منتظر بمونم دلم میخواد زودتر آرزوم برآورده بشه خداوند خودش گفته منکه نگفتم
اون روزا همین طور بودم وقتی میرفتیم مسافرت همش دلم میخواست زود برگردیم چرا که چون شرایط اونجا سخت بود دوست نداشتم بمونم اگر برم مسافرت برم یه سویت اجاره کنم شب راحت تو یه جای امن بخوابم همش استرس نداشتم خرچنگ از بلای سرم رد میشه درسته بچه است ولی گاز که میتونه بگیره میترسیدم دیگه و…..
وگرنه امکانات باشه دلم میخواد برم یکماه بمونم هر وقت دلم خواست برم دریا هر وقت گرسنه شدم غذام حاضر باشه تنوع داشته باشه بتونم هر چیزی دلم خواست بخرم خلاصه یه سفر خاطره انگیز بیاد ماندی برای خودم بسازم که هر وقت خواستم برای کسی تعریف کنم
نگن که نمیخواد تعریف کنی همه با شوق و ذوق منتظر باشن من تعریف کنم عشق کنم بخندم از لذت بردنم از خوش گذشتنم از خرید کردم با خیال راحت و از …..
من یکی از خواسته هام سلامتی و تناسب اندام ایده الم بود که وزن ۵۰ کیلو سایز ۳۶ قد ۱۶۵ بوده
خوب این آرزو من برای اصل زندگیم خیلی خوبه خداوند من در وجود من با این شرایط سخت در بدن من وجود داره وقتی من سلامت باشم خدا وند از طریق من سلامتی گوشهام تجربه و زندگی میکنه
خدارو شکر همه انسانها که مثل من مثل شنوایی گوش ندارن فقط من دارم وقتی گوشام شفا الهی تجربه کنن خدا ند هم از طریق من میتونه شفا گوشم تجربه کنه میتونم صداهای خیلی آرامم بشنوم میتونم برم سالن ورزشی با صدای سالن مشکلی نداشته باشم
وقتی بچه ها آهنگ گوش میدن با صدای بلند من هی نمیگم کم کن کم کن حالا من نمیگم اصلا
وقتی من تناسب اندام ایدهالم تجربه کنم خوب من در تمام جنبهای زندگیم رشد پیشرفت چشمگیری تجربه میکنم میتونم برم لباسهایی که سالهاست آرزو پوشیدنش دارم تهیه و استفاده کنم و خدارو شکر کنم میتونم برم کت و شلوار تهیه کنم میتونم لباسهای شیک تجربه میکنم میتونم لباسهای جدیدی تجربه کنم و در نهایت میتونم از لحظه لحظه زندگیم لذت ببرم و استفاده کنم شاد باشم
آرزوی بعدی من داشتن یه شغل که بتونم ازش درآمد کسب کنم
وقتی من شغل داشته باشم میتونم به راحتی درآمد کسب کنم و دیگه نیاز ندارم کسی اگر دلش خواست یه مقداری ناچیزی هم به من پول بده
وقتی من شغل داشته باشم و درآمد داشته باشم تمامنیازهای خودم ساپورت میکنم هر چیزی که بخوام خودم تهیه میکنم دیگه صبر نمیکنم تا همسرم پول داشته باشه دوست هم داشته باشه بعدا برای من چیزی بخره
وقتی من شغل و درآمد داشته باشم خودم میرم بهترین غذاها رو تهیه میکنم و استفاده میکنم سپاسگزار خداوندم میشم میتونم بهترین مسافرتها رو تجربه کنم هر کجا که دلم خواست برم میتونم با هواپیما برم دوست داشتم با قطار برم میتونم سفرهای خارجه رو نیز تجربه کنم ببینم اونجا چجوری چطوره که اونجا آنقدر وسایلهاشون زندگیشون غذاشون بهتره
و یکی از علتهایی که من میگم زودتر خداوند آرزوهام به من هدیه کنه اینکه منکه نمیدونم چند سال دیگه زنده هستم دوست دارم زودتر تجربه کنم دوست دارم خداوند زودتر به من هدیه کنه تا آرزو به دل نمیرم
گر چه به خدا هم گفتم خدایا دوست ندارم به این زودی بهشتی بشم
آرزو بعدی پولدار شدن وقتی پولدار باشم خونه رویایی خودم میتونم تهیه کنم و تمام وسایل اونو نو بچینم دوست دارم خونه خودم اون جور که دوست دارم بسازم وقتی پولدار باشم به راحتی میتونم همه این کارها رو انجام بدم
وقتی پولدار باشم میرم بهترین لباسها رو میخرم میرم رستوران یه غذای خوب با خیال راحت سفارش میدم برای خودم کادو میخرم برای خودم تولد میگیرم
استاد من وقتی فکر کردم دیدم سه تا تاریخ تولد دارم احساس کردم سه بار متولد شدم یکبار تاریخ تولد شناسنامهای که برای من اول فروردین سال ۱۳۵۱ بعدا متوجه شدم تاریخ تولد اصلی من ۲۰ آذر ۱۳۵۱ یه تاریخ تولد دیگه هم دارم که ۱۵ تیر سال ۱۳۹۹ که عضو سایت شدم خدایا شکرت برای تاریخ تولدها م
خوب منم وقتی برای اولین بار میخواستم آرزوهام بنویسم همین جور بود دیگه فکر میکردم یه فرصتی پیش اومد که من باید آرزوهام بنویسم بعد تا اون زمان که به این شکل آرزو ننوشته بودم فقط در حد کلامی یا ذهنی بود نمیدونستم باید مرحله به مرحله پیش برم برای همین مینویسم ماشین شاسی بلند نمیدونستم نیسان آبی هم شاسی بلند
این ارزومننوشتم دوست دارمخونه یکم بزرگتر تجربه کنم ۱۰۵ متری اگر سه اتاق خوابه باشه که خیلی عالی میشه من میتونم یه اتاق برای خودم تنهایی داشته باشم راحت زندگی کنم اونجا کتابخونه ام داشته باشم میز تحریر داسته باشم بتونم هر وقت تمرین مینویسم یا فایل گوش میدم تو اتاق خودم باشم تا در سکوت باشه نیام تو پذیرایی با صدای تلوزیون تمرین بنویسم .
من لایق بهترین شرایط هستم من لایق بالاترین حد سلامتی هستم من لایق تناسب اندام ایدهالم هستم من لایق پوشیدن لباسهای سایز کوچکتر هستم من لایق خوردن غذاهای خوب هستم من لایق تجربه کردن خونه بزرگتر هستم چرا چون خداوند در ابتدا خلقتم من مرا در بهترین و بالاترین حد هر چیزی قرار داده خداوندم مرا در بهترین و بالاترین حد ثروت بالاترین حد هر چیزی قرار داده
منم میخوام تکاملم طی کنم میگم در طی این دوره یا همون در یکسال آینده از اول شروع این دوره آرزوهام خداوند به من هدیه کنه دیگه عجله نمیکنم و با آرامش از خدا میخوام به من کمک کنه تا من با آرامش تکاملم طی کنم آرزوهام تجربه و زندگی کنم
خدایا من میخوام مدار بالاتر از الانم بهم هدیه کنی الهی آمین
من هم سپاسگزارم از شما که تجربیات با ارزش خودتونو به رایگان در اختیار من قرار میدید تا منم استفاده کنم بتونم زندگیم تغییر بدم بینهایت به توان هزار از شما ممنون و متشکر و سپاسگزار و قدر دانم
نشان های دریافت شده
سلام خواسته های من
من دوست دارم که از یک جایی یهویی به اندازه یک اتاق پر بهم پول برسه.
یهویی یکی بهم پیشنهاد کار با حقوق ۲۰ میلیون در ماه را بده.
و بچه داربشم اون هم ۳ قلو.
یک خونه در بهترین جای شهرم داشته باشم.
سوالات کنکور دکتری و مصاحبه را با سک قدرتی در سفر زمان به آینده به دست بیارم.
یک سرویس کامل طلا داشته باشم.
یک ویلا تو شمال
یک ماشین شاستی بلند.
یک مینی لب تاب برا دخترم.
یک ویلا تو منزل آب شهرم .
یک هزینه هنگفت برا ساخت و ساز زمین پدریم.
حالا باید این آرزوها و خواسته ها را معقول کنم تا بهشون برسم.
خوب اگه به من یک اتاق پر پول داده بشه من باید همش مراقب باشم کسی تو اتاق نره اتاقهای ما هم که ۲ تا بیشتر نیست بعدشم خرج گردن این همه پول خیلی انرژی و استرس داره من همش باید مراقب خریدام باشم و زودی هم برگردم چون پولا تو اتاقه.
از طرفی دوست ندارم کسی بفهمه من این هنه پول دارم وایییی چقدر استرس زاست.
پس بهتره بگم من یک مقدار پول برای برآورده کردن نیازهای الانم می خوام اینکه یک کمی گوشت بخرم تو یخچال یک لباس برای عروسی سونیا بخرم
هزینه خیاط و آرایشگاه را داشته باشم.
اینکه ۳ قلو داشته باشم یک کم زیادیه اخه من تازه بدنم سلامایشو بدست آورده و من باید برای ۳ نفر غیر خودم هم غذای سالم برسونم باید بدنم توان این همه انرژی را داشته باشه نمی گم نمی شه و خدا نمی تونه بله می تونه وقتی من درست قوانین اونو یاد بگیرم خدا یهویی یک چیز را خلق نمی کنه چون باعث زحمت بنده اش می شه .
من اگه یهویی سه قلو بیارم چطوری نگهشون دارم همش سر کارم دخترم که کنکور داره همسرم اگه بتونه یکی رو نگه داره من خسته تز سر کلر باید به بچه ها برسم درسته ۲ سال اول این سختی ها هست ولی نباید با آرامش باشه تا او کودک در کنار من احساس آرامش را بحای استرس و خستگی تجربه کنه چرا یک فرد عصبی و استرسی به جامعه بدم.
پس می گم وای چقدر خوبه دو قلو داشته باشم تا به همه کارهام برسم.
سوالات کنکور را در آینده بدستم برسه که محاله پس خودم تو آرزوی مخال غرق نمی کنم چون آرزوی من دست یافتنی هست با کمی برنامه ریزی می تونم با دیدن سوالات لذتی را کسب کنم که برابر با اون لذت نیست.
گرفتن مینی لب تاب خوبه ولی نه الان جون دخترم تازه در نسیر رشد و بلوغش هست خریدن این وسیله بدون نیاز و اگاهی می تونه ضربه بزنه .
پس می خوام وقتی دخترم ی خورده بزرگتر که شد برلش شرلیط خرید را آماده می کنم.
گرفتن یک شاستی بلند الان در این وضعیت مالی من چیز درستی تیست من اول گواهینهمو بگیرم بعدش یک ماشین پراید می خرم بعدش مدلهای بالاتر.
داشتم هزینه برای زمین مدریم و گرفتن ویلا در شمال الان جزء اولویتهای من نیست بهتره اول برسم به اینکه یک خونه برای خودم تو شهر بعدش برسم به یک آرامش کلی.
نشان های دریافت شده
به نام خدا
اول از همه میخام در مورد نکته ای که اول فایل گفتید صحبت کنم انجام دادن تمرینات
آنقدر ترتیبی که برای این تمرینات در نطر گرفتید عالیه که فک میکنم اگه گام قبلی رو ندیده باشم نمیتونم این تمرینات رو انجام بدم برای من تا اینجا تمرینی که جلسه قبل دادید فوق العاده بود
حتی وقتی به تمرین جلسه چهارم فکر میکنم میبینم اگر تمرین جلسه قبل رو انجام نمیدادم تمرین این جلسه رو هم نمیتونستم خوب انجام بدم
چون وقتی داشتم لیست داشته هام رو مینوشتم یه جاهایی احساس گناه کردم که چقدر ناشکر بودم ولی طبق تمرین جلسه سوم باور کردم که خدا منو میبخشه و ازش طلب بخشش کردم و قول دادم بعد این تلاشم رو کنم قدر داشته هام رو بدونم شایدم یه وقتایی یادم رفته ولی هر وقت یادم میاد حالم خیلی خوب میشه
وقتی رفتم خواسته هایی که جلسه اول رو نوشتم مروز کردم دیدم هدف هایی که برای شرکت در این دوره نوشتم برام قابل باور و توهمی ننوشتم خدا رو شکر
البته قبلا اینجور نبودم و الان خدا رو شکر به این مرحله رسیدم
یکی از خواسته هام این بود توکل و ایمانم نسبت به خدا بیشتر بشه وارتباط نزدیک تری با خدا حس کنم و تو همون جلسات اول راهش بهم گفته شد که نگرش هاتو نسبت به خدا تغییر بده و باور کن فابریکی نزیک خدا هستی
و هر چقدر بتونم احساس خوب نسبت به خدادداشته باشم و استمرار داشته باشم تو این حال خوب ،ایمان و توکل بیشتر میشه
دومین خواسته ام این بود برای تولد دخترم که تو ماه خرداد هست یه جشن به همراه خانواده ام تو یه ویلا بگیرم ننوشتم خودم یه ویلا داشته باشم چون الان برام قابل باور نیست ولی اینکه بتونم برای یک شب ویلا اجاره کنم برام قابل باور و این درخواست رو به خدای مهربونم دادم
و تصمیم گرفتم هر وقت ذهنم گفت پولشو از کجا میخای بیاری بگم من اطلاع ندارم اعتماد دارم به خدا
دلم یه سفر جانانه میخاد که همه چیش با خدا باشه میخوام یه سفر داخلی برم که تا الان بهترین سفر عمرم باشه یعنی گفتم خدایا میخام این فرق داشته باشه با سفر های قبلی
و کاری که از شما استاد عزیزم یاد گرفتم این بود رفتم در مورد شهری که دوست دارم برم هم جاهای دیدنی اش رو ببینم هم خونه ببینم برای شب موندن
یکی دیکه ار خواسته هام بهبود وضعیت مالیم بود قبلا وقتی فهمیدم باید خواسته هامو بنویسم مینوشتم مثلا ۲۰ میلیون درآمد برای خودم ولی حتی یه تومن هم درآمد نداشتم و الان دو سال میشه بهداین خواسته نرسیدم و فکر کردن بهش بعصی وقتا حالمو بد میکنه که چرا بعد دوسال به این خواسته که میدونم شدنی هست نمیرسم
نمیدونم چطور باید این خواسته رو بگم
ولی حتی وقتی ۵ تومن هم نوشتم بازم محقق نشد و دیگه یه جایی گفتم یعنی حتی ۵ تومن در ماه هنوزم برام قابل باور نیست نمیدونم باید در مورد این خواسته چطور عمل کنم
ولی تنها چیزی که به ذهنم اومد این بود که از خدا درخواست کنم وضعیت مالیم بهبود پیدا کنه در حدی که اگر لباسی میخوام بتونم به راحتی بخرم دوره ای میخام شرکت کنم به راحتی بتونم هزینه اش رو بدم یا رستوران میخام برم بتونم راحت برم و همیشه مقداری پول تو کارتم باشه
گفتیددمهمترین موضوع تو رسیدن به خواسته ها داشتن احساس خوب و مسلط بودن به افکار و قدرت دادن به نگرش هایی که احساس امید و ایمان و شوق بهم بده
من فهمیدم اگر افکار منفی خیلی تو سرم تکرار میشه بخاطر اینه فکر جایگزینی ندارم اگر فکر جایگزین رو وارد کنم و اونو تکرار کنم ذهن این افکار مثبت رو تکرار میکنه و وقتی به بعصی از خواسته هام فکر میکنم میبینم جون فکر جایگزین ندارم در اون زمینه و دارم فکرهای قبلی رو تکرار میکنم برای همین نتیجه تغییر نمیکنه
من باید کانون توجه ام رو تغییر بدم چند روز پیش میخواستم نت بگیرم و پولی تو حسابم نبود ولی کارت مغازه دستم بود و من نمیخواستم از اون بزنم بعد همسرم بهم گفت بخر خدا بزرگه میرسونه من مدام اینو تکرار کردم و رفتم برای خرید نت یه ثانیه نکشیده به حساب یه تومن واریز شد جاریم بهم بدهکار بود و اونو برام دقیقا تو همون تایمی که من میخواستم بسته بگیرم واریز کرد این نشانه رو من دیدم و بارها برای خودم تکرار کردم و با خودم گفتم ببین قانون جواب میده و کار من اینه همش این افکاری که بهم حال خوب میده و قدرت میده به این نگرش که خدا هست و حواسش به همه جیز هست رو تکرار کنم
با امید وایمان و اشتباق بیشتری جلسات رو ادامه میدم چون الان فقط خدا میدونه چه حال خوبی رو دارم تجربه میکنم و چه امیدی تو وجودم جوونه زده