ته دل همه ما یه حس عمیقی هست که انگار یه چیزی کمه… یه حسِ گمگشتگی! 😔 انگار داریم یه نفرو تو زندگیمون پیدا میکنیم که خیلی بهش نزدیک بودیم، ولی حالا راه رو گم کردیم!.
این حس همون تلاش بیوقفه ما برای پیدا کردن ارتباط با خدا است.
خالقی که ما رو آفریده، اما به مرور زمان، انگار زبون مشترکمون رو فراموش کردیم و دائم دنبال راهی برای وصل شدن بهش میگردیم. 🕊️
از همینجا بود که ادیان مختلف شکل گرفتند، هر کدوم با یه سری قواعد و روشها، تا به ما نشون بدن چطوری میتونیم این ارتباط رو برقرار کنیم.
این مقاله یه دعوته برای یه گفتوگوی خودمونی و از ته دل، تا با هم نگاهی بندازیم به این راهِ شیرین و دوستداشتنی… 🤩
خدا… واقعاً کیه؟ 🤔 تعریف ما از خالق چیه؟
تا حالا از خودت پرسیدی خدا کیه یا چیه؟
یه لحظه بهش فکر کن و ببین اولین چیزی که به ذهنت میرسه چیه.

احتمالاً جوابهایی که به ذهنت میاد، شبیه جواب خیلی از آدمای دیگه است. چرا؟ چون ما اغلب چیزهایی رو درباره خدا میدونیم که از بقیه یاد گرفتیم.
از بچگی بهمون یاد دادن برای ارتباط با خدا باید رو به آسمان کنیم چون خدا در آسمانهاست، در کتابهای دینی خوندیم، در مسجد، مراسم مذهبی و شبهای قدر شنیدیم. 🏫
این تعریفها از منابع مشابهی به ما رسیده و به همین دلیل، افراد دیدگاه و نگرش تقریباً یکسانی درباره خدا پیدا میکنند.
مثل این میمونه که بخوایم سیب رو برای کسی توضیح بدیم که تا حالا ندیده.
ما میگیم سیب قرمزه، شیرینه، آبداره و… چون اون رو دیدیم، لمس کردیم و مزهاش رو چشیدیم. درکمون از سیب، یه درک کاملاً واقعی و تجربیه.
درباره هر موضوع مادی دیگه هم همینطوره. ما به اندازهای که اون رو درک و تجربه کردیم، میتونیم دربارهاش توضیح بدیم.
اما وقتی نوبت به ارتباط با خدا میرسه، ما نمیتونیم اونو با چشم ببینیم یا با دست لمسش کنیم. به همین خاطر، درک ما از خدا ممکنه اونقدرها هم واقعی و دقیق نباشه و بیشتر بر اساس شنیدهها و آموزشها شکل گرفته باشه. 🤫
تنها دلیلش اینه که خدا مثل مخلوقاتش مادی و قابل درک با حواس پنجگانه نیست.
اگر خدا مثل مخلوقاتش مادی بود و میتونستیم اون رو ببینیم و لمس کنیم، درک ما ازش قطعاً درست و منطبق بر واقعیت بود.
ادیان مختلف، هر کدوم خدا رو به یه شکل توصیف کردند. مثلاً خدایی که گاهی خیلی سختگیر و غضبناکه، گاهی خیلی مهربون و بخشنده. اما چیزی که هیچوقت تغییر نمیکنه، خود خداست.
خدا همیشه همون خدای ثابته، بینهایت، و بدون تغییر. این فقط نگرش و درک ماست که بر اساس آموزشهایی که دیدیم، تغییر میکنه.
پس در واقع، ما با یه خدای واقعی ارتباط با خدا برقرار نمیکنیم، بلکه با خدایی که دیگران درک و شرح دادهاند و ما اون رو در ذهن خودمون پذیرفتیم، در حال ارتباط هستیم. 🧠
به همین دلیله که گاهی درک و تجربه شخصی ما از خدا، با اون چیزی که بهمون آموزش داده شده، در تضاد قرار میگیره.

روشهای ارتباط با خدا… کدوم درسته؟ 🙏
موضوع ارتباط با خدا یکی از مهمترین مباحث در همه ادیان و مکاتب هست. از آنجایی که ادیان توسط انسانها ایجاد و تنظیم شدهاند، نحوه ارتباط با خدا در هر دین متفاوت از دین دیگه است.
برای مثال، فردی که در هندوستان زندگی میکنه و پیرو یکی از ادیان هندو هست، به شکل خاص خودش با خداوند ارتباط برقرار میکنه و فردی که در ایران زندگی میکنه و پیرو دین شیعه هست، به شکل خاص خودش.
هر انسانی در هر جای جهان که پیرو دینی باشه، به شیوه و شمایل مرسوم اون آیین با خداوند ارتباط برقرار میکنه.
اما نکته مهم اینجاست که این روشهای ارتباط با خدا بر اساس علاقه و خواست خودمون نیست، بلکه بر اساس الگوهایی هست که در ادیان شکل گرفته و به ما ارائه شده.
به همین دلیله که وقتی میخوایم با خدا صحبت کنیم یا ازش چیزی بخوایم، به دنبال روشی برای انتقال خواستهمون میگردیم.
مثلاً به دنبال یک دعای خاص به زبان عربی هستیم یا دنبال انجام مراسم خاصی میگردیم. گاهی حتی برای خودمون شرط و شروطی تعیین میکنیم، مثل اینکه باید ۴۰ روز یه حرکت خاص رو انجام بدیم یا یه عبارتهایی رو تکرار کنیم تا خدا خواستهمون رو برآورده کنه. 👂
اما آنچه مسلمه، شما به هر طریقی که دوست داری میتونی با خدا صحبت کنی و ازش درخواست کنی.
خداوند برای برقراری ارتباط با خود روشی خاص یا عبارتهای مشخصی رو معرفی نکرده. چون اگه این کار رو میکرد، خودش رو محدود میکرد و از بینهایت بودن خارج میشد.
خداوند در واقع بینهایت راه برای ارتباط با بندگانش داره و مهمترین چیز در این ارتباط، احساسی هست که در وجود فرد شکل میگیره. 💫
هر روشی که برای ارتباط با خدا انتخاب میکنید، فقط عقیده یک یا عدهای از انسانهاست که تصور کردهاند باید به این شکل با خدا صحبت کرد، اما خدا خودش رو محدود به این چارچوبها نمیکنه.

خدا سواد نداره، احساس داره! ❤️
یادمه وقتی بچه بودم، تو مدرسه سر صف صبحگاهی، ناظم خیلی تاکید میکرد که صلوات رو درست تلفظ کنیم. میگفت اگه “ص” رو “س” بگی، گناه بزرگیه و انگار داری به خدا دشنام میدی! 😨 این حرفا باعث شد از خدا یه موجود سختگیر و ترسناک تو ذهنم بسازم.
همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن میخوندم، چون میترسیدم اشتباه عربی رو تلفظ کنم و خدا با من دشمن بشه. این ترس باعث شد کمکم از قرآن و نماز فاصله بگیرم.
همیشه با خودم میگفتم، چرا خدا اینقدر به عربی خوندن قرآن تاکید کرده؟ مگه زبان خودم چشه؟
حس میکردم من و خدا زبون همدیگه رو نمیفهمیم و این حس، باعث شد ارتباط با خدا برام سخت و دور از دسترس بشه.
هیچوقت کسی به ما نگفت که خدا به زبون و کلمههامون کار نداره، بلکه به احساسی که پشت اون کلمات هست، توجه میکنه. 💖
یه بار که از یکی پرسیدم چرا باید نماز رو عربی بخونیم؟! گفت خدا خودش معنیاش رو میفهمه، مهم اینه که ما وظیفهمون رو انجام بدیم.
با خودم فکر کردم، پس عقل و تفکر ما چی؟ اگه داریم یه سری کلمات رو بدون درک معنیشون تکرار میکنیم، پس فرق ما با یه ربات چیه؟ 🤖
همین ترس از خدا و عذابهاش باعث شد برای یه مدت خیلی ازش فاصله بگیرم و نماز رو فقط از روی عادت و تکلیف بخونم.
دنبال آرامش از ارتباط با خدا بودم، اما مدام با سختگیری و غضب خدا روبهرو میشدم. تا اینکه بالاخره خدا منو به مسیری هدایت کرد که نگاهم بهش کاملاً عوض شد. 🛤️
خدای جدید من: خدای عشق و آرامش ✨
وقتی به این آگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات دنیا وجود داره و خدا همونجوریه که من باور میکنم، همه چیز برام تغییر کرد.
تصمیم گرفتم خدام رو مهربون، بخشنده و عشق باور کنم. خدایی که همیشه کنارمه و کمکم میکنه از زندگی روی زمین لذت ببرم. 😇
درک کردم که خودم هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم. دیگه خدایی نیست که سرنوشتم رو از قبل تعیین کرده باشه. دیگه خدایی نیست که بهم اجبار کنه چیکار کنم، بلکه به تصمیماتم احترام میذاره.
و دیگه خدایی نیست که به عربی خوندن قرآن یا اینکه چطوری تلفظش کنم، گیر بده. 🤩 حالا میفهمم که ارتباط با خدا یک ارتباط قلبی و احساسیه.
خدای من، همون خداییه که تو نور، شادی، و آرامش وجود داره. حالا که فهمیدم ارتباط با خدا به زبان نیست، خیلی باهاش صمیمی شدم و راحت باهاش حرف میزنم.
اینجوری خیلی بیشتر از قبل دوست دارم باهاش وقت بگذرونم. قبلاً از روی ترس و زور بلند میشدم و تند تند نماز میخوندم که تموم شه، اما حالا از ته دل و با عشق این کارو میکنم. 😊
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم من همون آدمم و خدا هم همون خدا. فقط با یه آگاهی جدید و یه نگرش متفاوت برای ارتباط با خدا، کل زندگیم تغییر کرده.
چقدر قشنگه که فقط با تغییر نگاهمون به زندگی و خداوند، میتونیم یه دنیای جدید بسازیم. 🤯
نتیجه گیری:
حالا که تا اینجا با هم پیش اومدیم و از شیرینی ارتباط با خدا حرف زدیم، وقتشه یه قدم محکمتر برداریم.
شاید تا الان این سؤال برات پیش اومده باشه که «خب، حالا چطور این ارتباط رو عمق ببخشم و بهش شکل عملی بدم؟» یا «چطور باورهای غلطم رو در مورد خدا و زندگی اصلاح کنم؟» 😔
دوره «خدا هرگز دیر نمیکند»! ✨ یه نقشه راهه برای اینکه بتونی نگرشت رو نسبت به خدا و خودت تغییر بدی.
این دوره بهت کمک میکنه تا باور کنی که خدا همیشه هست، همیشه حامیه و هرگز برای رسوندن بهترینها به تو دیر نمیکنه. 🥰
با استفاده از آگاهی های این دوره، یاد میگیری چطور با “هستیبخش مهربان” هماهنگ بشی و زندگیات رو در تمام ابعاد، از ثروت و خوشبختی گرفته تا آرامش درونی، متحول کنی.
این دوره بهت نشون میده که ارتباط با خدا چقدر میتونه زندگیات رو کامل و بینقص کنه، همونطور که خدا خودش هستی رو کامل و بینقص آفریده.
پس اگه دنبال یه تغییر اساسی و یه پیوند عمیقتر با خالقت هستی، حتماً یه سر به این دوره بزن. مطمئنم پشیمون نمیشی! 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 162 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



دیدگاه ما از کودکی تا الان چقدر اشتباه بوده و چقد دیر فهمیدیم که خدا اصلا سواد نداره که بخوای با بیان درست قران و کلمات در نماز احساس سپاس گذاری زو به خدا بیان کنی ،
از نظر من حتی خدا توی ذهن ما هست و به انچه فکر میکنیم اگاهه و میتونه از روی ذهن ما احساس مارو درک کنه ،
پس این دیدگاه اشتباهه ک حتما باید دعا کنی با گریه و زاری به خدا خواسته هاتو بگی، خدا اگاه هست به تمام احساس ما و ما هر لحظه که به هرچیزی در ذهنمون و در کللمات بیان میکنیم این حس میتونه با احساس خوب در مسیر خدا هم سو بشه،
امروز که من به این تغییر ذهن و به این دوره رسیدم و آن را سه دفعه گوش کردم فهمیدم که چقدر از خدا دور بودم و چقدر درباره او احساس های اشتباه ه و دیدگاه غلطی نسبت به خدا داشتم که او ما را مورد اذیت و آزار قرار می دهد در دنیا برای ما سختی می خواد و ما رو تنبیه میکنه و او همیشه منتظر تو ببین کی چیکار میکنه و در صورتی که این چیزها را از بچگی به ما آموخته بودند که خدا مهربونه ، خدا بخشنده است و خدا بزرگ است خدا مهربان است و از بندگانش هیچ گناهی را قبول میکند و تکرار نکنیم اما این توبه کردن چیست همان احساس خوب داشتن و همان و رها کردن احساس های بد به نظر من همان توبه کردن است این که دیگر مثل آدم گذشته نباشیم و احساس خوبی داشته باشیم و توبه یعنی همین،
اگر ما انسان ها می دانستیم خداوند چقدر احساس خوب و چقدر همسو شدن با او لذت بخش هست دیگر به مشکلات جور دیگری نگاه میکردیم و با توکل و ایمان به خدا از همه چی رد میشدیم و همه چیز را با حس و با حال خوب انجام می دادیم وقتی که درباره خدا حرف میزنیم همهش کلمات قشنگ رو بیان می کنیم از این میترسیم که آره نکنه خدا ناراحت بشه و بگه این بنده درباره من چقدر زشت صحبت کرد و خوشحال بشه و بگه این بنده درباره من چقدر قشنگه حرف زد همیشه فکر می کنیم خدا گوش داره و میشنوه و میفهمه میخونه اما خدا یک احساس است سواد ندارد و همیشه در ذهن او در قلب ما در اعمال ما دیده می شود در مسیر زندگیمو دیده می شود در طعم هایی که می خواهیم از او و در راهی که می رویم دیده می شود
من امروز فهمیدم که چقدر احساس خوبی نسبت به خدا دارم و با او صحبت می کنم و می نویسم که خدایا من چقدر با تو احساس خوبی دارم و با این فایل خوب و مفید تمام ذهنیت اشتباه من دگرگون شد و از اول به خدا ایمان آوردم و با خودم به این نتیجه رسیدم که به دنبال خوبی باشم به دنبال حسهای خوب باشم تا خدا را نزدیکه خودم ببینم نتیجه خوبی به دست بیارم
با تشکر از شما استاد عزیز
باسلام خدمت شما استاد عزیز،
سلام خدای مهربونم امروز هم یک روز عالی هست برای من و خیلی احساس خوبی دارم در شروع روزم و دوستدارم که تا پایان امروز حالم خوب باشه،
دیدگاه من در زندگی قبل از این اگاهی ها چطور بوده، خوب منم در بین همین مردم بزرگ شدم و رشد کردم منم با باور ها و رفتارشون راجب خدا دیدم و شنیدم ،
جای تعجب نیست که منم یک نگاه انسانی به خدا داشتم و اون رو مسعول اتفاق های زندگیم میدونستم ،
همیشه میشنیدم از بزرگتر ها که خدای مهربان بخشنده و رحمان است ،
اما در رفتار خودشون باز تضاد میدیدم و میگفتن که اگر کار بدی کنی که مورد علاقه خدا نیست و خدا در جهنم میسوزی و در این دنیا هم به شکل اتفاق های بد قرار میگیرین ،خوب پس چی شد شما که میگفتین خدا مهربان و بخشنده است و انسان های خوب رو دوست داره،
یا همیشه یادم میاد که برای خوندن نمازم شک داشتم که نکنه درست نباشه یا بد بخونم و از کلماتش اگاهی نداشته باشم پس اشتباه کنم و مورد قبول واقع نشه و بیشتر موجب گناهم بشه، یا در خوندن قران که عربی من هم ضعیف بود و تمایلی به درس عربی نداشتم چرا باید به یک زبان دیگه با خدای خودم که از پوست و خونم و رحم هست حرف بزنم ، مگه اونی که المانی هست با زبان دیگری با خدای خودش حرف میزنه و مدت ها با این موضوع ها من هم نماز خوندم و کار های که گفتن با تریدی که ایا این اصل هست یا درسته انجام دادم،
همیشه تصوری که از خدا برای من ساخته بودن این بود که خدای بزرگ از نظر قدرت و جسم و همه چی یک تخت پادشاهی داره توی اسمون که بالای سر ماست و ما رو از اون بالا میبینه و ما نمیتونیم ببینیمش ولی اون تمام اعمال و کار های مارو میبینه پس باید قشنگ باهاش حرف بزنیم و هرکی درست عربی نخونه یا قران بلد نباشه خدا دوستش نداره ، نماز که دیگه جاش جهنمه
اووووه در چه خواب غفلتی بودم و خبر نداشتم وای از این عمری که سال ها با حرف های دیگران راجب خدا پر شد نه شناخت واقعی خدایی که وجود دارد و در احساس ماست،
با هدایتم به این سایت عالی تونستم یکم درباره خدای واقعی جهان هستی و انسان ها شناخت پیدا کنم و درباره ی دریافت نعمت های خوبی که دوست دارم که تازه فهمیدم با توجه به خوبی های جهان و احساس خوب هم میشه با خدا حرف زد میشه درخواست کرد میشه خوبی کرد میشه که با زبان فارسی و حتی در ذهن با خدا در تمام لحظات عبادت کرد و حرف زد و حتما لازم نیست در ساعات خاصی شکر گذار باشی و در بقیه ساعات روز احساس بدی نسبت به خودمون و زندگی داشته باشم ، ،
من تصمیم گرفتم که دیدگاه واقعی رو نسبت به انچه هست داشته باشم درباره همه چی خوب فکر کنم و سعی کنم که در جهان با افکاری مثبت از زندگی لذت ببرم و شادی رو تجربه کنم و در قران هم گفته شده انسانی که مومن است حزن و اندوه ندارد و با احساس خوب از نعمت های خودش سپاسگزار هست،
منم میخواهم که یک انسان با ایمان و توکل به خدای حقیقی باشم نه خدای که انسان ها برای ما گفتن،میخواهم با باور های خوبی که از این فایل و این سایت و این دوره های زندگی با طعم خدا بدست آوردم هنوزم بالاتر و به درجات بالایی برسم، خدایا شکرت از این انسان متفاوت و ارام و شادی که هستم، و امروزم میخوام بهترین خودم باشم،
باتشکرازشما
باسلام خدمت شما استاد عزیز
یک بار دیگه من هم اطمینان پیدا کردم که خداوند سواد نداره احساس داره،زمانهایی که با اون در ذهن خودم حرف میزنم و از خواستههایم براش میگم و مطمئنم که هر چقدر هم صبر کنم ون به عهد خودش وفا میکنه و خواسته منو اجابت میکنه،
خدا احساس داره نیاز نیست التماس کنیم تلاش کنیم تقلا کنیم و با گریه از او درخواست کنیم کافیه لبخند بزنیم و حال خوبی داشته باشیم،
کافیه هر روز از اینکه بیدار میشیم و زنده هستیم و یک فرصت دیگه به ما داده شده سپاسگزار باشیم و از داشتههامون راضی باشیم ،
و لذت بردن از داشتههامون میتونیم از خداوند درخواست کنیم با احساس خوب درخواست کنیم نه با زبان عربی نه با نمازهای طولانی خوندن با گریه و زاری و التماس کردن ون در اون حالت احساس بدی پیدا میکنیم و خداوند فقط با احساس خوب ما سر و کار داره،
اگه بندهای در سلامتیش مشکل داره اگه در شرایط مالی خودش مونده و نمیتونه از پس اینجور چیزها در زندگیش به خوبی بر بیاد همه به احساس اون فرد برمیگرده در اون لحظه باید نگاه کنیم که چه حسی در ما به وجود میاد آیا از زندگی متنفر میشیم یا باز با ایمان و توکل به خدا ادامه میدیم،
مثلاً من خودم گاهی وقتا حس میکنم که خواستههام رو گفتم و خدا هم که شنیده احساس خوبی هم که دارم پس چرا انقدر طول میکشه چون که ما با یک انرژی در دنیا به اسم خدا سر و کار داریم و به صورت غیر فیزیکی هست که با احساس ما سر و کار داره و خواستههای ما رو به صورت اتفاقهای خوب جلوی راهمون میذاره،
پس این مسیرو که میخواد آرزو و هدفمونو به واقعیت تبدیل کنه باید باز هم صبر کنیم و در احساس و خونه خوب خودمون بمونیم،
نباید زود جا بزنیم و فکر کنیم که دیگه قرار نیست که هیچ اتفاقی بیفته باید صبر داشته باشیم و با اعتماد به خداوند و ایمان به اون با احساس خوب زندگی کنیم،
باتشکرازشما