ته دل همه ما یه حس عمیقی هست که انگار یه چیزی کمه… یه حسِ گمگشتگی! 😔 انگار داریم یه نفرو تو زندگیمون پیدا میکنیم که خیلی بهش نزدیک بودیم، ولی حالا راه رو گم کردیم!.
این حس همون تلاش بیوقفه ما برای پیدا کردن ارتباط با خدا است.
خالقی که ما رو آفریده، اما به مرور زمان، انگار زبون مشترکمون رو فراموش کردیم و دائم دنبال راهی برای وصل شدن بهش میگردیم. 🕊️
از همینجا بود که ادیان مختلف شکل گرفتند، هر کدوم با یه سری قواعد و روشها، تا به ما نشون بدن چطوری میتونیم این ارتباط رو برقرار کنیم.
این مقاله یه دعوته برای یه گفتوگوی خودمونی و از ته دل، تا با هم نگاهی بندازیم به این راهِ شیرین و دوستداشتنی… 🤩
خدا… واقعاً کیه؟ 🤔 تعریف ما از خالق چیه؟
تا حالا از خودت پرسیدی خدا کیه یا چیه؟
یه لحظه بهش فکر کن و ببین اولین چیزی که به ذهنت میرسه چیه.

احتمالاً جوابهایی که به ذهنت میاد، شبیه جواب خیلی از آدمای دیگه است. چرا؟ چون ما اغلب چیزهایی رو درباره خدا میدونیم که از بقیه یاد گرفتیم.
از بچگی بهمون یاد دادن برای ارتباط با خدا باید رو به آسمان کنیم چون خدا در آسمانهاست، در کتابهای دینی خوندیم، در مسجد، مراسم مذهبی و شبهای قدر شنیدیم. 🏫
این تعریفها از منابع مشابهی به ما رسیده و به همین دلیل، افراد دیدگاه و نگرش تقریباً یکسانی درباره خدا پیدا میکنند.
مثل این میمونه که بخوایم سیب رو برای کسی توضیح بدیم که تا حالا ندیده.
ما میگیم سیب قرمزه، شیرینه، آبداره و… چون اون رو دیدیم، لمس کردیم و مزهاش رو چشیدیم. درکمون از سیب، یه درک کاملاً واقعی و تجربیه.
درباره هر موضوع مادی دیگه هم همینطوره. ما به اندازهای که اون رو درک و تجربه کردیم، میتونیم دربارهاش توضیح بدیم.
اما وقتی نوبت به ارتباط با خدا میرسه، ما نمیتونیم اونو با چشم ببینیم یا با دست لمسش کنیم. به همین خاطر، درک ما از خدا ممکنه اونقدرها هم واقعی و دقیق نباشه و بیشتر بر اساس شنیدهها و آموزشها شکل گرفته باشه. 🤫
تنها دلیلش اینه که خدا مثل مخلوقاتش مادی و قابل درک با حواس پنجگانه نیست.
اگر خدا مثل مخلوقاتش مادی بود و میتونستیم اون رو ببینیم و لمس کنیم، درک ما ازش قطعاً درست و منطبق بر واقعیت بود.
ادیان مختلف، هر کدوم خدا رو به یه شکل توصیف کردند. مثلاً خدایی که گاهی خیلی سختگیر و غضبناکه، گاهی خیلی مهربون و بخشنده. اما چیزی که هیچوقت تغییر نمیکنه، خود خداست.
خدا همیشه همون خدای ثابته، بینهایت، و بدون تغییر. این فقط نگرش و درک ماست که بر اساس آموزشهایی که دیدیم، تغییر میکنه.
پس در واقع، ما با یه خدای واقعی ارتباط با خدا برقرار نمیکنیم، بلکه با خدایی که دیگران درک و شرح دادهاند و ما اون رو در ذهن خودمون پذیرفتیم، در حال ارتباط هستیم. 🧠
به همین دلیله که گاهی درک و تجربه شخصی ما از خدا، با اون چیزی که بهمون آموزش داده شده، در تضاد قرار میگیره.

روشهای ارتباط با خدا… کدوم درسته؟ 🙏
موضوع ارتباط با خدا یکی از مهمترین مباحث در همه ادیان و مکاتب هست. از آنجایی که ادیان توسط انسانها ایجاد و تنظیم شدهاند، نحوه ارتباط با خدا در هر دین متفاوت از دین دیگه است.
برای مثال، فردی که در هندوستان زندگی میکنه و پیرو یکی از ادیان هندو هست، به شکل خاص خودش با خداوند ارتباط برقرار میکنه و فردی که در ایران زندگی میکنه و پیرو دین شیعه هست، به شکل خاص خودش.
هر انسانی در هر جای جهان که پیرو دینی باشه، به شیوه و شمایل مرسوم اون آیین با خداوند ارتباط برقرار میکنه.
اما نکته مهم اینجاست که این روشهای ارتباط با خدا بر اساس علاقه و خواست خودمون نیست، بلکه بر اساس الگوهایی هست که در ادیان شکل گرفته و به ما ارائه شده.
به همین دلیله که وقتی میخوایم با خدا صحبت کنیم یا ازش چیزی بخوایم، به دنبال روشی برای انتقال خواستهمون میگردیم.
مثلاً به دنبال یک دعای خاص به زبان عربی هستیم یا دنبال انجام مراسم خاصی میگردیم. گاهی حتی برای خودمون شرط و شروطی تعیین میکنیم، مثل اینکه باید ۴۰ روز یه حرکت خاص رو انجام بدیم یا یه عبارتهایی رو تکرار کنیم تا خدا خواستهمون رو برآورده کنه. 👂
اما آنچه مسلمه، شما به هر طریقی که دوست داری میتونی با خدا صحبت کنی و ازش درخواست کنی.
خداوند برای برقراری ارتباط با خود روشی خاص یا عبارتهای مشخصی رو معرفی نکرده. چون اگه این کار رو میکرد، خودش رو محدود میکرد و از بینهایت بودن خارج میشد.
خداوند در واقع بینهایت راه برای ارتباط با بندگانش داره و مهمترین چیز در این ارتباط، احساسی هست که در وجود فرد شکل میگیره. 💫
هر روشی که برای ارتباط با خدا انتخاب میکنید، فقط عقیده یک یا عدهای از انسانهاست که تصور کردهاند باید به این شکل با خدا صحبت کرد، اما خدا خودش رو محدود به این چارچوبها نمیکنه.

خدا سواد نداره، احساس داره! ❤️
یادمه وقتی بچه بودم، تو مدرسه سر صف صبحگاهی، ناظم خیلی تاکید میکرد که صلوات رو درست تلفظ کنیم. میگفت اگه “ص” رو “س” بگی، گناه بزرگیه و انگار داری به خدا دشنام میدی! 😨 این حرفا باعث شد از خدا یه موجود سختگیر و ترسناک تو ذهنم بسازم.
همیشه با ترس و لرز چند خط قرآن میخوندم، چون میترسیدم اشتباه عربی رو تلفظ کنم و خدا با من دشمن بشه. این ترس باعث شد کمکم از قرآن و نماز فاصله بگیرم.
همیشه با خودم میگفتم، چرا خدا اینقدر به عربی خوندن قرآن تاکید کرده؟ مگه زبان خودم چشه؟
حس میکردم من و خدا زبون همدیگه رو نمیفهمیم و این حس، باعث شد ارتباط با خدا برام سخت و دور از دسترس بشه.
هیچوقت کسی به ما نگفت که خدا به زبون و کلمههامون کار نداره، بلکه به احساسی که پشت اون کلمات هست، توجه میکنه. 💖
یه بار که از یکی پرسیدم چرا باید نماز رو عربی بخونیم؟! گفت خدا خودش معنیاش رو میفهمه، مهم اینه که ما وظیفهمون رو انجام بدیم.
با خودم فکر کردم، پس عقل و تفکر ما چی؟ اگه داریم یه سری کلمات رو بدون درک معنیشون تکرار میکنیم، پس فرق ما با یه ربات چیه؟ 🤖
همین ترس از خدا و عذابهاش باعث شد برای یه مدت خیلی ازش فاصله بگیرم و نماز رو فقط از روی عادت و تکلیف بخونم.
دنبال آرامش از ارتباط با خدا بودم، اما مدام با سختگیری و غضب خدا روبهرو میشدم. تا اینکه بالاخره خدا منو به مسیری هدایت کرد که نگاهم بهش کاملاً عوض شد. 🛤️
خدای جدید من: خدای عشق و آرامش ✨
وقتی به این آگاهی رسیدم که خدا یه انرژیه و تو همه ذرات دنیا وجود داره و خدا همونجوریه که من باور میکنم، همه چیز برام تغییر کرد.
تصمیم گرفتم خدام رو مهربون، بخشنده و عشق باور کنم. خدایی که همیشه کنارمه و کمکم میکنه از زندگی روی زمین لذت ببرم. 😇
درک کردم که خودم هستم که دارم زندگیمو خلق میکنم. دیگه خدایی نیست که سرنوشتم رو از قبل تعیین کرده باشه. دیگه خدایی نیست که بهم اجبار کنه چیکار کنم، بلکه به تصمیماتم احترام میذاره.
و دیگه خدایی نیست که به عربی خوندن قرآن یا اینکه چطوری تلفظش کنم، گیر بده. 🤩 حالا میفهمم که ارتباط با خدا یک ارتباط قلبی و احساسیه.
خدای من، همون خداییه که تو نور، شادی، و آرامش وجود داره. حالا که فهمیدم ارتباط با خدا به زبان نیست، خیلی باهاش صمیمی شدم و راحت باهاش حرف میزنم.
اینجوری خیلی بیشتر از قبل دوست دارم باهاش وقت بگذرونم. قبلاً از روی ترس و زور بلند میشدم و تند تند نماز میخوندم که تموم شه، اما حالا از ته دل و با عشق این کارو میکنم. 😊
وقتی به گذشته نگاه میکنم، میبینم من همون آدمم و خدا هم همون خدا. فقط با یه آگاهی جدید و یه نگرش متفاوت برای ارتباط با خدا، کل زندگیم تغییر کرده.
چقدر قشنگه که فقط با تغییر نگاهمون به زندگی و خداوند، میتونیم یه دنیای جدید بسازیم. 🤯
نتیجه گیری:
حالا که تا اینجا با هم پیش اومدیم و از شیرینی ارتباط با خدا حرف زدیم، وقتشه یه قدم محکمتر برداریم.
شاید تا الان این سؤال برات پیش اومده باشه که «خب، حالا چطور این ارتباط رو عمق ببخشم و بهش شکل عملی بدم؟» یا «چطور باورهای غلطم رو در مورد خدا و زندگی اصلاح کنم؟» 😔
دوره «خدا هرگز دیر نمیکند»! ✨ یه نقشه راهه برای اینکه بتونی نگرشت رو نسبت به خدا و خودت تغییر بدی.
این دوره بهت کمک میکنه تا باور کنی که خدا همیشه هست، همیشه حامیه و هرگز برای رسوندن بهترینها به تو دیر نمیکنه. 🥰
با استفاده از آگاهی های این دوره، یاد میگیری چطور با “هستیبخش مهربان” هماهنگ بشی و زندگیات رو در تمام ابعاد، از ثروت و خوشبختی گرفته تا آرامش درونی، متحول کنی.
این دوره بهت نشون میده که ارتباط با خدا چقدر میتونه زندگیات رو کامل و بینقص کنه، همونطور که خدا خودش هستی رو کامل و بینقص آفریده.
پس اگه دنبال یه تغییر اساسی و یه پیوند عمیقتر با خالقت هستی، حتماً یه سر به این دوره بزن. مطمئنم پشیمون نمیشی! 💖
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
امتیاز 4.31 از 162 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!



نشان های دریافت شده
سلام خدایی بیهمتا وفرمانده کلی هستی
سلام. بر استاد عطارروشن وکل دوستان هم مسبر
من کلی مشکل داشتم به همه چیزه همه کس اون ربط دادم به جز خداوند و شناخت خود.از خالقم مهربانم وبا ورد به ابن مسیر کلی تغییر پیدا کرد متوجه شدم اول اشتباه بزرگ زندگیم که این همه مشکل داشتن رو نقص ارتباط با خدایی خودم بوده من اون ایمان که توهربخش زندگیم حضوز رخداوند بسیار کارآمد هست رو هیج زمان به شکل ابن زمان حس نکردم حس میکردم یی بخش عبادت یی بخش بیماری مربوط به خداوند هست اگه روز بخوای اونم دردستان خداوند هست اون زمان بابد از خودش بخوام یی بخشهای فقط کاره خودم هست اون بخش نباید هواسم به یی نیرویی قویی وبا انرژی خداوند باشه اون باید تو بخش خودم باشه کاره خودم باشه بازم زمانی از خداوند بخواهم ولی کاره خودم در ردیف اول هست کمک هم میرسه چون دارم تلاش میکنم حتی تو بخش بیماری به من گفته شده بود ا گه خداوند کسی رو دوست داشته باشه بهش بیماری رو عطا میکنه که او نبنده با این عطا زیاد خدا بیرون نباشه و همیشه هواسش به خداوند باشه و این افکار اشتباه حتی من به این تشویق میکرده چون من مشکلم داره بیشتر میشه درجه دوست داشتن داره بالاتر میره جون درد دارم ابن همه اون دیده شدن در نزد خداوند رو پر رنک میکنه پس خداوند هواسش به من هست وطمع زندگیم به درد راه نرفتن مشکل حرکتم رقم زدم حتی نگاه به شفا که باید اون خداوند به من بده شرایط اون برای خودم فبول نداشتم که فردی کاملا متفاوت به امروز باید باشم که شفا قسمت بشه تو افکار خودم لایق شفا نمی دیدیم
فردی که شفا گرفته که اون فردی بسیار با ایمان بی هیچ گناهی بوده که خداوند بهش نظر کرده شامل شفای خداوند شدن واین یعنی فردی بسیار مومن بی هیچ کاره اشتباه تو پرونده اون فرد هست که شفا به اون فرد رسیده چون من هرروز این شنیده بودم که دومامور هر روز لیستی از کارهای کرده نکرده من آمده میکنن این لیست در روز قیامت روبه من نشون خواهند داد که من هر روز چه کاری رو انجام دادم که ثواب بوده و چه کاری انجام دادم که اون گناه به حساب می امد من که خوب طبق زندکیم بازم زمانی اون طوری که که باید باشه حرفی زدم کاری کردمکه تونگاهم اون شاید ایراد داشته خوب پس بی کناه کاملا نبودم واین شفا الهی هیج زمان من نخواهد رسید
یادم هست یی خانمی توشهر قم مشکلی بیماری داشتن اون بنده خدا شفا گرفته بود همه می گفتم این خانم بعداز شفا از ائمه یی بوی عطری همیشه میده که ازبوی که آدم حس خیلی خوبی میگره باره دلم میخواست ی جوری می شد این خانم من میدیم بینم چطوری انسانی بوده که خداوند اون لایق شفا دیده بهش این نعمت داد وشفا شامل حال اون بنده خدا شده
نبا یدهای که من اگه انجام میدادم برای باورهای که در من ایحاد کرد همیشه خودم ازخدای خودن خیلی دور میدیم حتی خواندن قرآن هم مشکل شما رو داشتم حتی دوفتی کلاس آموزش قرآن رو داشتم طی می کردم هر کاری می کردم که اون کلمه روبه شکل عربی بخوان بهتر هست ولی برام تلفظ اون کلمات هنوزدهم سخت هست حتی این زمان همر این باوره هنوز نتواستم اون برطرف کنم حتی این زمان هم اون افکارم رو به شکل خوب کم درنک نکردم و رفتن به طرف قرآن برام کمی سخت شده که بازم اگه اشتباه کتاب خدا رو بخوانم این باوره داره ولی باید این باوره رو از بین ببرم که ابن درست نبوده من با شناختی که از خداوند به دست آوردند اصلا خداوند با زبان ما کاری نداره داون فقط حس رو بهتر می گیرده اگه حسم خوب هست از همون مدل به میده اگه حسم بد هست بازم از همون به من برکشت میدهد تو مدلهای مختلف با همون حس اصلا خدا سواد نداره اون فقط حس رو بهتر بیشتر بهش بها میده خدای نامحدود هست خدای همه زبانه هست هم رو متوجه میشه با کلمات اصلا کاری نداره
خدا به کلمات ما کاری نداره حرف که بین من و خلق او تو حس خوب رو به من بده آنرژی که گرفتم احساس زمانی که بد هست وفتی حتی زمانی نماز خواندم سر روی مهر میزاشتم و اشک می ریختم وبه جای بهترشدن حسم وحل شدن مشکل تو نگاهم اون مشکل داشت هی بزرگ.بزرکتر میشد ولی حالا چون با حس خوب با خدا وند ارتباط دارم اون حسم که باید خوب باشه و هست هر زمانی که باهش هستم حال دلم خوب هست دیگه میدنم هر خواسته من رو اول اون مرحله رشد رو بایدطی کنیم که اول من اون رشت انجام بدم و بعد دریافت همیشه آماده هست فقط بخش خودم رو به شکل بهتری انجام بدم اون زمان که به شکل طبیعی من تو اون بخش رشد کردیم هدیه با کیفت خیلی بالا ودر شکلی که من اون اصلا توذهنم نمیدونم له چه شکل به من میرسه اون آسون راحت راه خدادند بی نهایت مسیر وراه درست برای دادنخواسته درنزد خداوند هست که تو زمانش از. همون راه در خواست ما رو جواب میده مشکل ما انسانها این هستکه احساس می کنم زمانی که ما در خواست می فرستیم سریع باید به ما جواب داد بشه ولی این دقت نداریم وفتی توبخش طبیعی باشیم اول مراحل به شکل پله به پله هست اول رشد پله به پله دریافت کوچک بعد بازم رشد دریافت کمی بزرکتر ودرپله بعدی جتی اون دریافت ابعادش بزرکترمیشه جیزهای که تو فکر ما نیست با ابعاد خیلی بیشتر به ما داده میشه فقط باید صبر داشت عجله نکرد توجه توبخش خداوند باشه با احساس خوب
خدا پشت وپنا هتون یا حق. حق. نگه دارتون
نشان های دریافت شده
به نام خدایی مهربان
سلام خدمت استاد عطار روشن ودوستان هم مسیر.
رابطه با خداوند ودریافت نتیجه خوب برای زندکی خودم
تو هرجنبه از زندکی اگه اون رضایت درست بودن ولذت بخش بودن ندارم همه نشان از ارتباط با خداوند نقص ومشکل دار خودمدر تو همون بخش هست خدایی که تو ذهنم وجود من از اکاهی نادرست ساختم ایراد داره با برطرف کردن این اشکال شناخت مناول باید درست بشه تکامل پیدا کنه یقین اطمینان من باید افزایش پیدا کنه اون حنبه از زندکی من از کمکی که خداوند بی نهایت مدل شکلش در سیستمش داره به سمت من فرستاده میشه
از اسمان زمین زمان دستهای نامرئی خداوند خودشن نشون میده کارها روی غلطک می افته افرادی میان با نیت کمک اون کار برای من انجام میدن پول ثروت مثل باران ریزش میکنه سلامتی انجان بهیود پیدا میکنه که نیاز به هیج دکتر دارویی نیست تو راحترین مدل شکل اشکال راحت اسون برطرف میشه
وهر جنبه زندگی ترمیممیشه بهبود پیدا میدکنه چون قصد من ازبودن تو این مسیر بهبود بخشی بی نفص هست خوب این ترمیم بهبود بخشی کامل همه تحت اختیار خالقم هست
قبلا این فکر اشتباه تو همین مسبر در من ساخته شد وقتی متوجه قانون حذب سیستم خالقم شدم متوجه شدم اراده من باید با خداوند همسو بشه وهمسویی هم زمانی های دیگه خدادوند انجام میده
بخش اخر بهتر درک کردم ولی متوجه نشدم تا زمانیگ که من حرکت نکنم خداوند برای من نششته امکان نداره کاری انجام بده از قدیم می گفتن ازتوحرکت ازخدا برکت این برکت همون قانون سیستم کسترش هستی که تحت اختیار خداوند بوده هست
پس اول باید کامل تسیلمبا ایمان یقین درست میشدم که شدم به این مسیر هدایت شدمتا وفتی که خودممهم میدیدم کمک های خوبی هم دریافت کردم تو مدل های زباد خرید وسایل منزل تو زمانی که واقعا پول زیادی نه دست من بود ونه دست همسرم ولی انجام شد
حالا اپن بخش وقتی دچار مشکل شده پول کافی تو حساب منو پول خوبی توحساب وکارت همسرم هست ولی اپن خرید یه حا یه دفعه هنوز اتقاق نیفتاده مدل های دیکه این پول وارد زندکی ما شد که یه بخش دیکه از زندکی من تو بخش ارامش،برده که به اپن نیاز داشتم تا افکارم تو ارامش قرار بگیره
اکه تو سلامتی مشکل دارم نشان بی ایمان به شفا دادن خداوند نسبت به خودمهست
تو رابطه همسرم ودوستان اکه مشکل دارم نشان از به خداوندعشق محبت ومودت
اگه توکسب کار پول ثروت مشکل دارن بی ایماتی خودم در رازق بودن خداوند هست
سعی کنم از کمک خداوند استفاده کنم تا اون بخش ترمیم درست انجام بدم تا هرحنبه زندکی من توبخش تکاملش قرار بگیره
با باورهای اشتباهکه اموزش دیدن باعثشد من ازخداوند دور بشم خداوند ازمن هیجذوقت زمان دور نبود از رک کردن به من نزدیکتر بود
تو وجودم بود تو قبلم بود هست پس خدادوند من هیج زمان تنهام نزاشته اکه من این افکار داشتم من اشتباه کردم کمکش همیشه بود با اینکه من اشتباه داشتم
بازم کمکش داده بعضی استفاده کرد بعضی زمان بهش اصلا محل ندادم پس کمک همیشه بوده هست خواهد بود هیج زمان من رها نکرده نخواهد کرد
خداوند سواد نداره چون سواد داشتن محدود است خداوند هیج زمان محدود نبوده نبست چون هر چی زبان بلد باشم تو کل جهان کلی زبان هست که من قادر نیستم باهش ارتباط برقرار کنیم چون خداوند.کاری به کلام نداره خداوند توکل جهان خداوند داره ارتباط انجام میده
خداوند با احساس هر فرد کار داره نه سواد نه زبانش کاری نداره احساس به منعی دل سوزی نیست
وقتی حسم خوب باشه پاسخ به من میده که احساسم خوب بازم خوبتر بشه اکه احساسم بد هست پاسخی که به من داده میشه این احساس بد بدتر بشه
احساسم وابسته به محیط،قرار ندم باید احساسم تو هر مکان زمان خودم نزدیک خدادوند ببنم وجودم وابسته وپیوسته به خداوند بدونم اتفاقات خوب سمت خودم حذب کنم
فاصله خواسته و دریافت باید طی بشه وفتی با خداوند که انرژی وغیز فیزیکی هست ارتباط درست پیدا کنم تا خواسته تا به شکل فیزیکی به زندکی من وارد بشه به زمان نیاز داره که باید طی بشه مثل زمانی که دارم روی ذهنم و مغزم دارمکار می کنم که کار غیر فیزیکی هست این کار وخواسته تبدیل به لاغری که کاره فیزیکی هست تیدیل بشه به زمان نیاز داره
پس صحبت ارتباط ازکلام خارج کنم ببرم سمت احساسی بودن ارتباط،با خداوند حتی تو سکوت با احساس خوب باهش ارتباط بکیرم
درخواستم با تجسم با احساس خوبش بیشتر کنم چون دارم حسش می کنم حال احساسیم خوب هست پس ارتباط با خداوند هم بهتر عمیقتر بیشتر برقرار میشه وخداوند درخواست بهتر واضحتر داره چون من دارم بهش نمونه نشون میدم خداودند کمکش این هست خداوندنمونه که به نشون میدم خیلی بهتراز نمونه من هست من به اون توجه تمرکز میکنم اون به من داده میشه
این کار چند روز پیش تومطلب دکتر انجام دادم یه فرد سالم دیدمکه هم سن من بود از سلامتی حرکتش لذت بردم بین ما هیجکلامی رعد بدل نشد فقط،سکوت بود چند لبخند رعد بدل شد
براش اروزیی سلامتی خوشبختی بیشتر کردم برای خودم سلامتی پام مدل اون خانمتو سکوت با احساس خوب خواستمجند دقیقه نکشید یه خانمشیک پوشتر سرحالتر وصع مالی بهتر با مدل لباس شیک کلی تزینات شیکوارد شد توحه رفت سمت اپنخانمدیدم حرکت اپنخانمبهتر اراین خانم هست با احساس بهتر از دارایی ثزوت وارد مطلب دکتر شد پس نمونه خدا وند برای بهبود برای،من اون مدل کاملتر شیک پوشتر بود منفوری در خواست مدلش عوض کردم شکل مدل کاملتر خواستم بازم اون خانمکمی اضافه وزن داشت به فاصله چند دقیقه بعد ازرفتن اون خانم سه خانم امدن هم لاغربودن هم سالم وهم شیک پوش و هم از وضعیت که داشتم صحبت می کردن متوجه شدم که بهتر با روحیاتم سازکارتر هست اینجا بعد ازکذشت همونبرنامه درخواست داده حتی ارتباط،کلامی بین ما ایجاد شد با احساسی بهتر محبت بیشتر ازهمحدا شدیم یه بچه کناراین خانم بود که من پباهش ارتباط،خوبی توسکوت کرفتم
پس این نمونه بهتر کی به مننشپن داد بازم خداوند جوناحساسم هی مرحله به مرحله بهترش کردم خداوند نمونه بهتری به من نشون داد
این یه تمرین خوب برای خودم هست که صحبت کردم بی مودر تبدیل کنم به سکوت کار ساز با کلی احساس خوب عالی که به دریافت عالی ختم خواهد شد
درپناه اذامش الهی ساکن باشیم امین