تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
💡 اگه میخوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» میریم.
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 4.17 از 148 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام وقت همگی بخیر
نمیدانم چرا زمانی که این ویدیو تمام شد به یاد این حکایت از کتاب اسرارالتوحید افتادم
درست است که شاید کاملا مرتبط با موضوع نباشد اما بی ربط هم نیست
حکایت
روزی مردم در مسجد جمع شده و منتظر شیخ مانده بودند جمعیت زیاد بود و فضای مسجد اندک شیخ رسید و بر روی منبر رفت ناگاه جوانکی بلند شد و رو به مردم کرد و گفت ای مردم هر کجا که هستید یک قدم فراتر آیید تا افراد دیگر هم در مسجد جا شوند شیخ از منبر پایین آمد و گفت من دیگر سخنی ندارم حضار دلیل را جویا شدند شیخ فرمود هر انچه میخواستم بگویم را این جوان گفت ، بله در زندگی خود از هرکجا که هستید یک قدم فراتر آیید.
پایان
احساس میکنم مضمون این گام این بود که سعی کنید هر روز بهتر از دیروز خود باشد و هدف خود را لذت بردن از مسیر بگذارید و نه پایان راه
اینگونه هر روز میتوانید شاد تر از دیروز باشید چون هر روز نسبت به دیروز بر اگاهی و دانشمان افزوده شده و اینگونه هر روز بهتر از دیروز است و زمانی که خود را با دیروز مقایسه میکم پی به این بهتر بودن برده و حالمان خوب می شود.
موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر مسیر لاغری و قدمهای طلایی ام
سلام بر استاد عشق و دوستان عاشقم 💖
اول از همه بگم چقدر ذوق کردم استاد گامهای لاغری را به روزرسانی کردند و جابه جایی صورت گرفته حس کردم در دوره ی جدیدی هستم 😊سرمست شدم استاد سپاس از تمام عشقی که به رسالتتون دارید🙏🏻🌹
رهااایی 😇به به👌خالق تورا شاد آفرید 🦋آزاد آزاد آفرید
نتیجه را رها کن و از مسیر لذت ببر تا خود به خودی لاغر بشی 💖
چه نشونه قشنگی بود برام .همین چندروز پیش رفته بودم تو فاز منفی می گفتم دوساله داری خراب می کنی تا بسازی ‼️پس چی شد خواسته هات ؟دوره رفتی و کلی تمرین کردی و نوشتی پس درآمد چی شد کلی هم با خدا دعوا کردم و گفتم می دونم تو میخوای نمیتونم گردنت بندازم ولی حداقل من را متوجه کن چه فرمولی باید اصلاح بشه تا از این رنج خلاص بشم خیلی هم گریه کردم زده بودم جاده خاکی …این بود فوت کوزه گری خودت را با خودت مقایسه کن با شرایط قبل خودت🌟
منم در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتم با ترازو قرارداد بسته بودم جا به جا نشه ،حتما بعد از اجابت مزاج وزن بشه ،سر ساعت خاصی وزن بشه،یک هفته بعد از قاعدگی وزن بشه،و خلاصه هرروز این حساسیت بیشتر می شد تا جایی که در طول روز بارها من خودم را وزن می کردم آب هم می خوردم وزن می کردم بعد میرفتم روی تردمیل میومدم پایین وزن می کردم اصلا وسواس فکری گرفته بودم اگر میرفتم مسافرت هم با خودم ترازو رو می بردم اگر نمی بردم هم با ترازوی میزبان وزن می کردم و اگر اختلاف نشون می داد درگیر بودم که حالا اختلاف ترازو ها چقدرند کدوم بیشتر نشون می دهند و دقیقا شبیه یک بیمار روانی هربار که کم کرده بودم شاکی که چرا انقدر کم ⁉️وهربار که اضافه کرده بودم خشمگین و متنفر از خود…و دائم توجه داشتم به نقطه پایان و هر بار محاسبه می کردم که اگر این اضافه وزن که ۲۷کیلو بود را در ۶ماه و هر ماه حدود ۵کیلو کم کنم می توانم برای عید یا تابستون لباسهای رنگ سفید و صورتی بخرم و همیشه محاسبات غلط از آب در میومدند و من احساس ضعف و ناتوانی بیشتری می کردم انگار مسیر طولانی بودو کوله بار من سنگین …. به لطف خداوند و هدایتم از پارسال که با سایت تناسب فکری آشنا شدم و افتخار شاگردی استاد عطار را به دست آوردم تا به امروزیکبار هم خودم را وزن نکردم و راحت شدم 👏🦋😇
واقعا این درسته که وقتی تحت فشار قرار می گیریم و خسته می شویم به فکر تغییر می افتیم مثلا حدود ۲۰سال با شرایط بد مالی و شرایط اندامی غیر طبیعی و روابطی متشنج زندگی کردیم خیلی عادی ولی یک جایی کاسه صبر آدم لبریز میشه دیگه کم میاره خسته میشه و اینم از لطف خداست که اراده کنی برای تغییر
روزهای اول کلی شوق داری انگار تمام رمز دنیا را فهمیدی با شوق پیش میری دیگه خواب و خوراکت میشه امید و نور و آگاهی ولی بعد از مدتی میبینی تا نقطه پایان خودت (هدفت)بسیار گام مانده و همینجاست که لیز می خوری و از مسیر خارج میشی ⁉️همیشه باید به پشت سر خودمون نگاه کنیم الان من هشت روزه از نقطه شروع مسیر لاغری فاصله گرفتم و نشونه های بسیاری دارم 😍احساسم بهتر شده و زندگیم هدفمند شده احساس ارزشمندی دارم چون برای خودم وقت می گزارم هم مسیر شدم با انسانهایی که هدف و برنامه دارند اگاهی و دانشم بیشتر شده .نوشتنم بهتر شده ،چندین مورد از پرخوری و ریزه خواری هام خودبه خودی اصلاح شدند مثل یک هفته قبل میلی به خوردن شیرینیجات ندارم کمی بیشتر فکر کردم و دارم از هر گام لذت می برم 🤩
🌟لذت و مزه اینه که بدون اینکه متوجه بشیم به مقصد رسیده باشیم 😇👌یهویی یک شگفتی ساز شگفت زده 🤩
وقتی آموزش ذهنی داریم دستورالعملهای جدید و متفاوتی به مغز صادر میشه که در عملکرد و رفتار ما خودشو نشون میده بدون اینکه مواد غذایی را تفکیک کنیم دستوراتی از مغز صادر میشه که به اندازه نیاز خوراکی مصرف میکنیم و صددرصد دیگه انباشتگی چربی در بدن نخواهیم داشت و به همین طریق کم کم لاغر میشیم .
وای چقدر استاد من هم با شما خندیدم اینکه بعضی از دوستان باور نمی کنند که شما هر غذایی میل می کنید و اصلا هیچ محدودیتی ندارید
و به معنای واقعی آزاد هستید چه حس خوبی 😇 واقعا درک نمی کنند مثل خود من پارسال که با شما آشنا شدم همش روغن داغ استوری می کردید من می ترسیدم سریع می زدم بره وای خدای من مثل معجزه میمونه چقدر شاکر باشم الان تغییراتم را متوجه می شوم در طی سالهای بسیاری غذاها برای ما تفکیک شدند و این فرمولهای مخرب باعث شدند لذت نبریم از خوردن و بترسیم ولی در این مسیر سبزو زیبا 🌱جوانه های مهر و صلح همراه با ما می رویند خدایا هزاران بار شکرت
سپاس استاد که با قلبی پر مهر این دوره را هدیه کردید
من که نمی دونم توی دوره های پولی شما چه خبره⁉️ ولی این دوره انقدر برای وجودم مسرت بخشه که حس می کنم خلاصه ای مهم را بدون کم و کاست اینجا در اختیار ما قراردادیدواقعا بی نظیره و خداست که بی حساب می بخشد .
امروز از خودم راضی هستم ولی می شد که بهتر باشم کمی بیشتر به رفع واکنش بدنم توجه کنم تا نقطه سیری را بهتر بیابم .
خدایا شکرت
خدایا عاشقتم ❤️
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان هم مسیر
چقدر بار بزرگی از روی ذهنم برداشته شد.چقدر خیالم راحت شد از این مسابقه تمام نشدنی با دیگران که نمیشناسمشون ولی همیشه حضورشان در زندگی مهمتر از خودم بوده. اانگار که برای دیگران زندگی میکردم . برای اینکه کسب رضایت دیگران مهمتر از هر چیزی بوده حتی از این عمر محدود که بزرگترین نعمت خداست هم مهمتر بوده . وقتی این فایل رو شنیدم فکر میکردم که چقدر دستاوردهایی زندگیمون رو با مقایسهای بی پایان با دیگران کوچک و بی ارزش دانستیم در حالی که کارهای ما هم با زحمت حاصل شده و در نوع خودش مفید بوده ولی امان از مقایسه های بی پایان امان از ایده الیست بودن که همیشه با نشون دادن افراد خاص که ما واقعا از نحوی زندگی آنها آگاه نیستیم کل زحمات را به باد میده .
خیلی ممنون از ارسال این فایل با ارزش ، از این جهت که وقتی می بینیم این موضوع عمومیت داره بخش مهمی از این بار زمین گذاشته میشه و وقتی بتونم با توجه کردن به تغییرات خودم نسبت به قبل ذهنم رو از این مقایسه برای همیشه فاصله بدم . من تلاش خواهم کردم با اعتقاد به هدف خوبی که در ذهن دارم با آرامش و به صورت مستمر حرکت کنم و به خودم اطمینان دارم که به خوبی از پس این امر بر خواهم آمد.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
چند وقت پیش بود داشتم فکرمیکردم به اینکه وزنم انفدرکم بشه بشم چیزی که همش توفکر مه بعد به.
این موضوع فکرکردم اگه قراره لاغربشم ولاغر بمونم مهم وزن نیست درسته همه ی ما رویای من کردن وزنو داریم امامن به قول استاد که نوشتشون گفته بودن ملاک رضا یتم وزنی بود که میخواستم بهش برسم همش فکرمیکردم که من حالا که دارم نتیجه میگیرم باید یه طوری هم بشه خیلی زودتر نتیجه بگیرم تا زمانی که توی عید میرم خونه ی بابام عید دیدنی لاغرشده باشم و اینجابودکه فهمیدم دارم ازطرف عجله. حرکت میکنم واین به خاطر این بود که تمام این سالها به خاطر وعده های تبلیغات لاغری این که دمنوش روتا چهل روز مصرف کن لاغربشی تانودروزمصرف کن وکلی کارهایی که همشون بیرونی هستن و هیچ کمکی برای لاغری ماندگار ندارن الان که دارم مینویسم لاغری ماندگار برام دستیافتنی تر شده من تونستم درک کنم کم کم که اگه میخوام لاغربشم لاغربمونم خیلی لذتش بیشتره تافقط بخوام لاغربمونم ویاد میگیرم که لاغری روزندگی کنم وتبلیغات لاغری همگی از این حربه استفاده میکردند که برای لاغرشدن زمان ومقدار تعیین کنن و به خاطر همین هم بود که رها میکردیم لاغری رو و لاغری همون نقطه ی پایانی بود که به خاطرش شروع میکردیم اماشرو عمون همون نقطه ی پایان بود که شکست میخوردیم البته تومسیرلاغری باذهن من خیلی لیزخوردم و رو به زود رهامیکردم اماحالا به این درک رسیدم که به خاطر این بود که من میخواستم لاغربشم وله دنبال نقطه ی پایان بودم و این چندروزه دارم یاد میگیرم تمرین کنم و به خودم اطمینان بدم که لاغرمیشم و لاغرمیمونم چون کسیکه باعث این اتفاقات چاقی ومشکلاتی برمن شده خودم بودم و به این نتیجه رسیدم که اگه بخوام هی مدام به اندامک توجه کنم پارس ایراد بگیرم باعجله کنم کارسریعتر پیش نمیره چون تغییر جسمی زمان لازم داره و برای اینکه ترمیم به صورت کامل صورت بگیرد باید تخریب متوقف بشه و این یهویی انجام نمیشه وانباشته شدن چربی های اضافه متوقف میشه و همه ی روش های فیزیکی برای لاغری تلاش میکنن که چربی سوزی روبالاببرن اما در لاغری با ذهن ما با تمرین کردن و عمل کردن به آموزه ها چربیهای اضافه رو ازبین میبریم و انباشته کردن چربی رو متوقف میکنیم و اینکار باتکرارکردن اموزشها و دادن اطلاعات به ذهن و ازطریق ذهن به مغز سپرده میشه و فرمانهای جدید مغزی مبنی بر لاغری وتوقف دادن به چر بیسازی و انباشته کردن چربیها ست که توسط بدن دراخر لاغری نمایش داده میشه و لاغرم وندن فقط با استمرارداشتن درمسیرلاغری وزندگی کردن لاغری هست ولاغری به جزیی از زندگی تبدیل میشه وتبدیل به شخصیت مامیشه همانطورکه قبلاً چاقی شخصیت ماروشکل میداد ولی لاغری وقتی رویادبگیریم برای تمام عمرمیتونیم ازش استفاده کنیم. با سپاس فراوان.
نشان های دریافت شده
سلام
گاهی باید ب پشت سرمان نگا کنیم من خودم چن روزه منفی بافه اومده بود سراغم داری زیاد میخوری چ من یکم مریص شدم فرمول مغزی من این بود ک من مریض میشم اشتهام زیاد میشه این فرمول چن روزه بو ک تو من داش خودشو نشون میداد
ولی من ادامه دادم فایلم گوش دادم تکرار کردم با اینک گوشی خراب شده باز ب زوردارم دیدگاه مینویسم و ازم خیلی وقت میگیره
ولی من ته ته دلم از خودم راضیم حالم خوبه حس خوبی دارم
امروز خودم مقایسه کردم با فریبای قبل گفتم فریبا اگه فریبای قبل بود برا بامیه و شیرینی ک دیروز خریدی چ رفتاری نشون میدادی بیدرنگ گفتم همشو میخوردم ولی هنوز تو اون ظرف شیرینی هس پس این نشون میده تو تغییر کردی حالا ی جایی فرمول ها باعث میشن زیاد بخوری ناراحت نشو بیا فعالیتتو تو سایت زیاد کن طوری ک ذهن کم بیاره رام بشه و بشه اون نتیجه ای ک میخوای فریبا تو چندین ساله این افکار داری اینارو کردی تو مخت چ انتظاری داری جادوگری نیس ک ی عجی مجی بگم تغییر کنه صبر کن
رویایی ک کاشتی مراقبت میخواد عشق میخواد صبر میخواد
دیدید یکی عاشق میشه میگه من جونمو هم میدم
من برا این مسیر خودمو کشتم واین ی فریبای جدید فریبایی ک گفته باید این مسیر بری تا برسی ب لاغری ک منتظرته تا برسی بهش
من با تموم وجودم تا اخر مسیر میرم و میدونم ک خدا کمکم میکنه کنارمه تو وجودمه
سلام استاد خسته نباشید . من از اول مهرماه ۱۴۰۰ شروع به دوره های رایگان ۱۰۰ کردم با شور و اشتیاق زیاد . اما هر روز استفاده نمیکنم الن تازه گام نهم هستم چرا اینقدر .کند پیش میرم اصلاتو مسیر هستم یا نه ؟ خیلی با خودم می جنگم سه چهار روز حالم خوبه دوهفته حالم بد و همین حال بد باعث میشه کند پیش میرم به لحاظ مالی مشگل دارم و خیلییی هم افسرده هستم از فایل های زندگی با طعم خدا دو جلسه استفاده کردم عالی بود اما باز هم توقف دارم نمیدونم چطور باید منظورم رو برسونم با اینکه میدونم خدا من رو به این مسیر هدابت کرده و با این مسیر جالم خیلی خوب میشه اما حس میکنم اون طور که باید ازش اسنفاده نمیکنم . نمیدونم انگار دچار یک دوگانگی شدم . خوشحال نیستم …چطور باید جواب شما رو ببینم ؟ چطور میشه با شما صحبت کرد؟
سلام و درود
اگه توجه کنی می بینی که موضوعات ناراحت کننده خیلی منظم و پشت سر هم وارد زندگیتون می شه که و احساس شما رو بد می کنه
پس اگه می خوای به خودت کمک کنی باید خیلی منظم و پشت سر هم مطالب و آگاهی مفید رو وارد ذهنت کنی که در شما تاثیر کنه
با نظم بهتری از مطالب آموزشی استفاده کنید. و هرچه می تونی از وقت هایی که الکی هدر می دی و یا صرف کارهای بی خودی می کنی کم کن و از مطالب سایت تناسب فکری استفاده کنید
به زودی نتیجه رو احساس می کنی
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
باید چاقی و لاغری رو رها کنیم تا به نتیجه برسیم…..هر دوشو باید رها کنیم…این یه قانونه.اگه بیش از حد به چیزی فکر و توجه کنیم یا بیش از حد چیزی رو بخوایم از ما دور میشه.قانون توجه نکردن.هر وقت شدید به چیزی چسبیدی و گفتی هر طور شده باید بدستش بیارم ازت دور میشه. باید رها کنی .اون توجه رو رها کنی ولی در عین حال کارای لازم برای رسیدن بهش رو انجام بدی انشالا بهش میرسی…..من سالها پیش در زندگیم این قانون رو به وضوح دیدم و درک کردم.وقتی توکل بخدا کردم و رها کردم تو کمتر از سه ماه خدا اونو بهم داد. چقدم عالی داد. استاد بخدا روزی نبود که از جلو آینه رو نشم ویه نگاه به دور شکمم نندازم. ادعامه تو دوره ورود به سرزمین لاغرها هم شرکت کردم.چرا آخه.اصلا بقیه جاهام مهم نیستا. حساسم به پهلو و دور شکمم.قبلنا متر میکردم.از وقتی ترازو نمیرم و متر نمیکنم فکر میکردم توجه م رو برداشتم ولی همیشه وقتی جلو آینه م یا باید اونقد جلو باشم که شکمم دیده نشه یا اگه شدم هی براندازش میکنم.نمیدونستم اینم قد ترازو و متر خطرناکه.توجه بیش از حد وخواستن بیش از حد اینکه شکمم تخت بشه باعث میشه بخدا همه جلم سایز کم کنه و خوب بشم الا شکم…الان مدتیه دیگه نگاه نمیکنم.همون اول یه بار جلوی آینه وایسادم قربون صدقه ش رفتمگفتم میدونم تو که گناهی نداری. من این بلا رو سرت آوردم با خوردن های بی موقع . قول میدم خودم درستت کنم.و دیگه حداقل سغی میکنم از جلو آینه رد میشم لبخند بزنم و له کل اندامم نگاه کنم و بهش بگم طوری نیست.تو به زودی متناسب میشی. من مطم،نم تک تک اندام من حس دارن واز شنیدن این حرفم خوشحال میشن.این یه بحثه.موضوع دیگه رها کردن عدد و میزان چاقیمونه.یعنی وقتی من ۹۳ کیلو بودم و الان مشخصه چند کیلو کم کردم و نود شدم.خوب این یکی کارم درسته. مسیرم درسته.داره یکی یکی نوار زمان لاغری برام اتفاق میفته پس این خیلی عالیه.عجله نباید کرد.نیمه پر لیوان رو ببینیم نه نیمه خالی.خوب آره از الان سی کیلو دیگه من میخوام تا ۶۰ کیلو بشم ولی باز قانونی هست که میگه اگه قطره اول بارون رحمت الهی چکیده تا آخر شرشرمیباره.فقط استمرار میخواد و تکرار و کوتاه نیومدن.همینکه منی که اصلا میخوابیدم و طبق عادت صبح ها هر روز خودمو وزن میکردم نیم کیلو زیاد شده بودم.همین من الان یک سال و دو ماه زیاد که نشدم هیچ چند کیلویی کم کردم و لباسام آزاد شدن خیلی برام خوب و لذت بخشه .بخدا دیگه حتی از خوابیدن و بیدار شدن هم ترسیده بودم.از همه چی مخصوصا مواد غذایی میترسیدم که منو چاق میکنه.کم بود بگم نکنه اکسیژن هم منو چاق میکنه.وقتی اینا رفته ایم بزرگترین موفقیت منه.البته چند روزی بود منفی باف مارمولک یکم منو منحرف کرده بود.خوب اینم بدیهیه ولی سریع به لطف آگاهی های ناب استادم بهمسیر برگشتم. همین.فقط باید فایلارو گوش کرد. متن های ارزشمند رو خوند. نظراتمونو بنویسیم و بخونیم و مهمترین قسمتش اینه که بریم و اینا رو تو زندگی روزمره پیاده کنیم. عمل کنیم. من الان از خواب بیدار شدم نمیدونین چه حس زیبایی که شکم ادم قارو قور گشنگی بده و تو بری و تو گرسنگی واقعب بخوری.قول دادم تا حدی بخورم که همین ضعف تموم شه و تموممممممم.چه بخپام چه نخوام لاغر میشم.این قانونه
خیلی ممنونم استاد
خیلی ممنونم خداجونم
من مدیون هر دوی شمام
@
سلام به همه ی دوستان و استاد عزیز.گام نهم.امروز باید تصمیم بگیرم که لاغر شدن رو رها کنم.یعنی فکر کردن به لاغری رو رها کنیم .مدام به نقطه ی پایان فکر نکنم.چون رسیدن به اون شرایط مسلما سخته.و یه شبه نمیشه ره صد ساله رو رفت.لاغری خوبه و متناسب بودن هم خوبه.اما این پروسه زمان بره.و فکر کردن به لاغری توی زمان باعث میشه خسته بشیم و دست از تلاش کردن برداریم.مهمترین چیز این وسط اینه که باعث تغییر در خودمون بشیم.وقتی تو این مسیر مثه اون لاکپشته قصه ها حرکت کنیم حتمن برنده خواهیم شد.آهسته و پیوسته در مسیر لاغری.هر تغییری توی رفتار میتونه نشانه ای از موفقیت باشه.
نشان های دریافت شده
سلام 💕♥️💕♥️
خداقوت واقعا فایل به دلم نشست و گره ای از ذهنم باز کرد.مثالی که درمورد ثروتمند شدن زدید اینکه وضعیت مالی بهتر میشه اما چون با اون هدف نهایی(که معلوم نیست حد ثروتمند شدن هم چقدرهست😁)مقایسه میکنیم میبینیم خیلی فاصله داریم ، واقعا عالی بود.اتفاقا اتفاقات بسیارر عالی درهمه ی زمینه ها برام افتاده.اتفاقاتی که از همیشه تاالان اصلا رخ نداده بود و به یه ارزوی دست نیافتنی توذهنم تبدیل شده بودو براشون اقدام کرده بودم اما چون کم کم رخ میدن و چون تومسیری برات طبیعی میشه و متوجه نمیشی که حتی رخ دادن متوجه نمیشی که یه زمانی ارزو بودن برات طوری که میگفتی خدایا چی میشه فلان چیزو داشته باشم.
همیشه باخودم میگفتم ثروتمندا یا افرادی که لاغری شدن چجوری مگه فکرمیکنن که اینجوری شدن.مگه هدف نهایی رو توذهنشون مدام مرور نمیکردن؟پس چرا من اندام متناسب و عالی رو که توذهنم میارم اتفاقا انرژیمو میگیره حتی ذهنم خوشحال نمیشه که بگه ببین اگه تمریناتوانجام بدی نتیجه ی ۱ سال تو این میشه ها پس می ارزه تعهد درخودت بوجود بیاری.اما هیچ انگیزه نمیداد انرژیمم میگرفت حالا فهمیدم چی اون لحظه ها به فکرم میومد که انرژیمو میاوردپایین.دقیقا من به مسیری که باقی مونده توجه میکردم و هیچوقت به تغییری که باابتدای مسیر کردم دقت نمیکردم.
اتفاقا دیروز به یه تضادی تو دل خواسته ای که بهش رسیده بودم(اینم از خواسته های محالی بود که هیچوقت بهش نرسیده بودم و بالاخره موفق شده بودم😍) خوردم ناراحت شدم اما خواسته اینقدربرام ملموس و تکرارنشدنی بود که ته قلبم میگفت به این ارزو رسیدی چرا خوشحال نیستی و با یه تضادکوچیک حالتو خراب میکنی؟خلاصه یه مسیری رو پیاده اومدم گفتم چطور باید سپاسگذاری کنم تاحالم خوب بشه تابتونم خواسته های جدیدم که تیک خورده به چشمم بیاد.به ذهنم رسید به داشته هام توجه کنم و فکرکنم این تضاده عین تضادای قبلیه و داره منو به سمت نعمتای بیشتر هدایت میکنه.خب تاحدودی حالم بهترشداما بازم اون توقعی که از حال خوب سپاسگذاری داشتم براورده نشد.تادیشب که فایلو گوش کردم معرکه بود.انگار یه ورژن جدید سپاسگذاری رو نشونم دادید.یعنی توجه به داشته ها و مقایسه شون با ابتدای مسیر.بووممم!
ادم اینهمه تلاش میکنه تمام برنامه ریزی ها تمام زمان هایی که خرج میکنه برای اهدافش برای لاغری و…فقط به امید تغییرونتیجه ست.اگه این نباشه که خدایی کی میادادامه بده.منکه نمیدم.توی لاغری به نسبتی که کار کردم تغییراتی که داشتم روحی بوده.مثلا روزی که من اومدم نوشتم چه فکرایی توذهنم داره میادکه توجهمو داره میبره رو چاقی رو نوشتم.دیدم من سال های طولانیه از وقتی یادم میاد از هرطریقی به هربهانه ای خودمو سرزنش میکردم و از خودم بدم میومد.حتی موقع ارایش کردن چشمم به صورت تپلم میوفتاد.چقدرخودمو باابقیه مقایسه میکردم.همیشه همیشه همیشه اصلا فکرمیکردم خانمای متناسب خیلی ارزشمندترازمنن.خیلیی روحیه ام تخریب شده بود.لحظه ای نبودکه خودمو مقایسه نکنم.خلاصه وقت یاینو رو کاغذ اوردم دیدم اگه فقط فقط روی اعتماد به نفسم کارکنم کلی از مسیر لاغری رو رفتم.اگه فقططط رو اعتمادبه نفس کارکنم و حتی اندامم لاغرنشه کلی خوشبخت شدم چه ذهن ارومی بدست میارم.چون خودتون میدونین استاد همه میدونن ذهن چه جهنمی درست میکنه.یه سره توگوشتت نجوامیکنه ول نمیکنهههه بابا یه ادم اگه بخوادیه سره منفی بزنه یه ساعاتی از روزو خواب داره خخ ولی ذهن حتی نیمه شبم از خوابم بپری همونجا بازمکلی فکره منفی میاره توذهن.اینارو میگم ذره ای از رو دلخوری نیست چون خودمو با ابتدای مسیر که یکم پیشه مقایسه میکنم این موضوع(سرزنش نکردن و خودمو دوس داشتن ) تاااا حدود ۸۰ درصد حل شده.خیلیه هااا تازه بگم از چی بیشتر خوشحالم ازینکه به نتیجه هم رسیده.یعنی من هیچ موقع به فکره رابطه ی عاشقانه نبودم چه برسه بخوام داشته باشم همش بخاطرهمین احساس بی ارزشی.اما حس بده که از بین رفته هیچی وارد رابطه هم شدم.و اصلا طرف مقابل براش اندامم مهم نبود عین دخترای متناسب باهام برخوردمیکرد عین دخترایی که اوضاع رویایی توذهنم داشتن.واقعا عالییههه انگار اصلا چاقی وجود نداره.این دیگه فقط احساس خوب درونی نیست از احساس فراتررفته به نتیجه رسیده.ترسم از غذاها کمترشده اما چیزی که خیلی پررنگ بود همون مورد بود که این یعنی خیلی رشدکردم.اونم چقدررر سریع!مگه چندروزه تمرینارو شروع کردم تازهه اصلا اونطور که باید تعهدم برای تمرین نداشتم.اگه داشتم چی میشد.خداروشکر خداروشکرر مرسی استادد مرسی از دوستان
نشان های دریافت شده
موفق باشی دوستم
نشان های دریافت شده
باسلام دوست عزیز وهم مسیرم بهت تبریک میگم و واقعا خوشحال شدم از خوندن نوشته هات ولذت بردم و بازهم اگه ادامه بدی می بینی که چه بهشتی رو تجربه میکنی .منم آرزوم بود مثل آدمای متناسب لاغربشم وغذا بخورم و رفتارکنم و دیروز که بعدازمدتهاعکس از خودم گرفتم لذت بردم از دیدن خودم چقدرتغییرکرده بودم باعمل کردن به آموزشها وتفاوت بین زمین تااسمون بود چون همسرم هربار که اوضاع چاقیم بیشتر میشدوقتی میخواستم عکس بگیره از من تمام قدقبول نمیکرداما دیروز بالاخره یه عکس گرفت و وقتی فرق الانم بادوماه پیش رودیدم شگفت زده شدم گفتم خدایا واقعا دمت گرم نه رژیم و نه ورزش امااین همه تغییر وحتی دیشب ازشوق خوشحالی زیاد نتونستم درست اولش بخوابم امابعد به این نتیجه رسیدم که باید بیشترتکرارکنم .واین بهشتیه که ما بهش میرسیم واقعا لاغرشدن حق ماست .بهت تبریک میگم دوست عزیزم و امیدوارم به همه ی آرزوهات وازهمه مهمتر لاغری ایده آل خودت نه موردنظر دیگران ایده آلی که دوست داری تجربه کنی برسی.
نشان های دریافت شده
سلااام دوست عزیزممممم💕وای وای اشک تو چشام جمع شد بخداا
افرین بهت افرین چقدرایمانمو بیشتر کردی اونم دومااااه افرین بهت واقعا لیاقتش رو داشتی واقعا لیاقتش رو داشتی چون تو بودی که وقت گذاشتی فایل گوش کردی نوشتی بها دادی ذهنت گفته نه الکیه اما تو هی مقاومت کردی درمقابلش گولشو نخوردی واقعا حقتههه مرسیییی عزیزم خیلی امیدوارشدم واسه ایندهههه
مرسیی از کامنتت خیلی حس خوبی بهت داد خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
سلام دوست عزیز وهم مسیرم ممنونم از شما واقعا ازلطفت سپاسگزارم و ازاخداوند که منوبا دوستانی چون شما آشنا کرد. خیلی از تقابل وردوبدل کردن این احساس ها لذت بردم وامیدوارم که به نتیجه ی موردعلاقتون برسین. همه ی مالیاقتشوداریم . و هممون به نتیجه میرسیم. اگه بیشترادامه بدیم . ممنونم.ازشماعزیزم. 🙏🙏🙏🙏
نشان های دریافت شده
به نام خدا
وقت بخیر عزیزان
مشکل چاقی هر روز به آدم فشار میاره برای همین دوست داره تغییر کنه مشکلات چاقی زیاده و روی روان و اعصاب آدم تاثیر می زاره .و اقدام می کنیم برای تغییر و رهایی از این مشکل ولی وقتی هم شروع می کنیم برنامه ای و مشکلات چاقی هنوز هست .و با اینکه این مشکلات هست در مسیر لاغری باید ادامه بدم .از نقطه شروع تا پایان بازم رنج چاقی هست ولی باید ادامه داد.اما توجه به چاقی خسته می کنه آدمو.
فاصله زیاد از نقطه آغاز تا پایان ولی همواره شرایط بهتر می شه ولی با اون ایده ال فاصله زیادی هست ولی این حال ما رو بد می کنه .توی هر سطحی زندگی کنیم باز هم سطح های بالاتری هست..در عرض این چند وقت از اون شرایط به این شرایط رسیدم خیلی نسبت به نقطه شروع فاصله زیاد شده به این دقت می کنم بیشتر نه به نقطه پایان جوون اگه به نقطه پایان توجه کنم ناراحت می شم چون هنوز خیلی مونده ولی رفتارهام و نگاه می کنم فاصله و توی ایینه خودم و نگاه می کنم حرفهای اطرافیان و می شنوم پس خیلی فرق کردم از نقطه شروع خدا رو شکر.
خودشو آدم با خودش در نقطه شروع باید مقایسه کنه .و هدف بهتر کردن شرایط خودت باشه نه رسیدن به نقطه پایان.
واقعا همینه همین قدری که من الان توی این چند وقت کم کردم دو سال و نیم باید فکر کنم صدسال طول می کشید با روشهای قبلی .
من هم یه آدم وابسته به عدد ترازو اصلا این یه ذره می رفت پایین و بالا همینطور من خوشحال و غمگین می شدم هر روز باید خودم و وزن می کردم اخه همه همینطور هستن از م هی می پرسن اخه چقدر کم کردی ….
شاید اینو از مامان یاد گرفته بودم که همیشه خودشو وزن می کرد صبح به صبح و عادت مخربی بود .
خود به خود با این اموزشها تغییر می کنید و چیزی و حذف نکنید . وقتی مغز فرمان می ده شما اجرا می کنید. ولی در موقع رژیم مغز فرمان می ده ولی شما نمی خواین اجرا کنین اعصاب آدم بهم می ریزه.
فرمولهای ذهنی که عوض بشه فرمانهای مغز تغییر می کنه و رفتارها تغییر می کنه .
موضوع گرسنگی و سیری اول دوره خیلی من گرسنه می شدم هر دو ساعت یه بار باید چیز می خوردم ولی بعدا خیلی فاصله زیاد شد الان هم بعضی روزها بیشتر گرسنه می شم ولی بعضی اوقات هم خیلی کمتر .
منم همینطور هر روز هر چی دوست دارم می خورم .خدایا شکرت.