0

لاغری با قانون رهایی؛ چیزی که دنبالش بودی! (گام ۹)

لاغری با قانون رهایی
اندازه متن

تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار می‌شی، جلوی آینه می‌ری، و با لبخند به خودت نگاه می‌کنی. حس سبکی توی بدنته، لباس‌هات قشنگ رو تنت نشستن، و مهم‌تر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیاده‌روی کردم؟” توی سرت نیست. 😌

📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.

این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربه‌اش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفت‌وسخت، فقط با رها کردن! 🎈

لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿

تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔

اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…

ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:

مسیر لاغری با قانون رهایی.

📌 قانون رهایی یعنی چی؟

قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…

بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!

اون دقیقاً می‌دونه کی گرسنه‌ست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.

لاغری با قانون رهایی یعنی این‌که به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.

یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا می‌خوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!

💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.

آروم می‌خوری، با لذت، با احترام به خودت.

بدنت یه جایی بهت سیگنال می‌ده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»

و تو همون لحظه قاشق رو زمین می‌ذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.

🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.

به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیم‌های سخت و ترازو و ممنوعیت‌ها خراب نشده بود.

اون نسخه‌ای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.

✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار می‌کنه:

  1. گوش دادن به صدای بدن
  2. دوستی با خودت، به‌جای کنترل خودت

رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن می‌تونن با هم باشن.

لاغری با قانون رهایی

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمی‌ده؟ 😤

چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!

وقتی خودتو محدود می‌کنی، ذهن ناخودآگاهت می‌ره سراغ ذخیره‌سازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم می‌فرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵‍💫

نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.

مطالعات نشان داده‌اند که رژیم‌های محدودکننده می‌توانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث می‌شود غذاهای پرکالری جذاب‌تر به نظر برسند.

بنابراین، به جای جنگیدن با بدن‌مون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.

لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواس‌گونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهن‌مون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.

بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️

حالا لاغری با قانون رهایی چی کار می‌کنه برات؟ 🕊️✨

وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی می‌شی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌

اینجا یه سفر عاشقانه‌ست… بین تو و بدنت 💞

تصور کن یه روز از خواب بیدار می‌شی، صدای بدنت رو می‌شنوی، با لبخند می‌ری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕

با لاغری با قانون رهایی یاد می‌گیری که:

✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنه‌ای و کی فقط ذهنت دنبال حواس‌پرتیه. 🍽️🧠

✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗

✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفه‌ات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا می‌خوری، نه با ترس. 🍰💕

✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد می‌گیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞

✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫

یکی از معجزه‌های واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.

ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمی‌ده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯

بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آماده‌ای؟

(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)

👁️ چشمهات رو ببند و…

🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوش‌دوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت می‌خواست بپوشی ولی حس نمی‌کردی «اندازه‌اش هستی»…

✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه می‌ری…

لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشم‌ها برق می‌زنن…

همه تحسینت می‌کنن، ولی مهم‌تر از اون، تو خودتو تحسین می‌کنی! 😌💃

اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.

و این یعنی چی؟

یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی می‌سازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نه‌تنها ممکنه، بلکه لذت‌بخشه!

📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر می‌ذاره.

یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today می‌گه وقتی ما چیزی رو به‌صورت ذهنی تصور می‌کنیم، همون نواحی از مغزمون فعال می‌شن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال می‌شن. (منبع: Psychology Today)

💡 اگه می‌خوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرین‌های عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز می‌کنه.

✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» می‌ریم.

🔒

ادامه این جلسه ویژه مشترکین است

برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاه‌ها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.

👥 تا امروز 186 نفر در این جلسه دیدگاه ثبت کرده‌اند

📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایل‌های صوتی کاملاً نامحدود است.

🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرین‌های عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاه‌های سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت می‌کنه

توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.17 از 148 رای

https://tanasobefekri.net/?p=28546

186 دیدگاه کاربران این جلسه منتظر خوانده شدن شماست

186 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار Jazab
      ۱۴۰۰/۰۶/۳۰ ۲۳:۱۱
      مدت عضویت: 1901 روز
      امتیاز کاربر: 737 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 736 کلمه

      سلام 

      لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید 

      من در طول مسیر چاقی خودم و راه هایی که میرفتم هدفم رسیدن به نقطه پایان یعنی لاغر شدن بود و چون همیشه خودم با افراد متناسب مقایسه میکردم و وقتی اونها میدیدم و چاقی خودم خیلی ناامید میشدم و احساسم به شدت بد میشد 

      من در هر روشی که شروع میکردم هیچ لذتی نمیبردم چون هر لحظه در حال مقایسه خودم با دیگران بودم و تغییراتی که داشتم اصلا خوشحالم نمیکرد 

      یادمه خیلی تلاش میکردم که مقداری وزن کم کنم و وقتی یک روش شروع میکردم یک هفته ای که میگذشت فوری خودم وزن میکردم و اگه کم کرده بودم تعجب میکردم و میگفتم وای خدایا دیگه باز چاق نشم و ترس بازگشت دوباره وزنم حالم بد میکرد و اگه بیشترشده بودم خودم به شدت سرزنش میکردم و اگه وزنم همان بود تغییری نکرده بودم ناامید میشدم میگفتم اینم بدرد نمیخوره و به شدت حالم بد میشد و همیشه ترازو نشان دهنده چاقی لاغری من بود بهتر بگم نشان دهنده احساسم بود و این عدد روی ترازو بود که احساسم تعیین میکرد که چاقی لاغریم تعیین میکرد 

      و من همیشه دانبال عدد روی ترازو بودم تا نسبت به اون عدد تصمیم بگیرم و همیشه شکست میخوردم 

      ما افراد چاق وقتی روشی شروع میکنیم اول شروع کار دانبال پایان کار هستیم خودمان مقایسه میکنیم با مقصد واسه همین چون هنوز این چاقی با ما هست زود ناامید میشیم و شکست میخوریم چون تغییرات که داشتیم اول شروع تا اللان که خیلی تغبییرات داشتیم وزن کم کردیم در نظر نمی‌گیریم فقط می چسپیم به پایان کار فقط میگیم میخوام لاغر بشیم یا مث فلانی بشم و وقتی خودمان با پایان کار مقصد مقایسه کنیم خیلی زود ناامید میشیم شکست میخوریم 

      من یادمه هرکسی هر روشی میگفت انجام میدادم با شوق ذوق و یک هفته ای پیش میرفتم ولی بعدش سست میشدم اروم اروم ناامید میشدم رها میکردم و تو همین دوره صدگام هم همین طور بودم روز ها اول خیلی انرژی انگیزه تعهد داشتم ولی دارم میبینم که دیگه اون تعهد ذوق ندارم چون چاقیم همراهمه چون شبانه روز دارم میبینم چاقی خودم دارم باش زندگی میکنم پس وقتی توجه ام میره روی چاقی خودم و خودم مقایسه میکنم با افراد لاغر و میگم ای خاک تو سرت هنوز همونی چاقی نگاه فلان زود انگیزم از دست میدم و بعد امیدم و در اخرم لیز میخورم 

      بارها بارها سر همین مقایسه کردن خودم با یک فرد لاغر و عدد روی ترازو نشان دهنده بودن موفقعیت من در لاغری بارها بارها شکست خوردم لیز خوردم در همین مسیرلاغری با ذهن و یادمه وقتی از استاد میپرسیدم بهم میگفت ادامه بده 

      پس نباید خودمان مقایسه کنیم با مقصد باید الان از نتایج مان لذت ببریم من از زمان شروع تا الان تغییرات خوبی داشتم یکی خوردنم خیلی کم شده خودمم برام عجیبه مثلا همین امشب ساندویج داشتیم شام من همیشه دوتا یکی نصفی میخوردم ولی امشب یکی خوردم تا دیگه سیرم اصلا دلم دیگه نخواست حتی صبحانه خوردنمم کم شده از وقتی اون برنامه یک هفته ای استاد دارم عمل میکنم تغییراتم میبینم و خیلی خوشحالم من که عادت داشتم هنگام تماشا فیلم سریال غذا بخورم ولی الان بیشتر موارد اصلا چیزی نمیخورم و خیلی خوشحالم من که هر دقیقه دلم شیرینی میخواست الان اصلا بهش فکرم نمیکنم و خیلی خوشحالم از تغییراتم و خیلی حالم خوب میکنه که دارم درست رفتار میکنم و خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم بابت این همه تغییرات عالی که داشتم خدایا شکرت 

      پس یاد گرفتم خودم مقایسه نکنم با اخر کار با فرد متناسبی که در ذهنم است و هروقت خواستم خودم مقایسه کنم خودم با قبل از شروع این مسیر مقایسه کنم و بابت تغییراتی که داشتم بارها بارها خودم تشویق کنم بگم اره همین موفقعیت است به خودم انگیزه بدم با قدرت بیشتر و تعهد کامل مسیرم طی کنم و به هدف نهایایی خودم برسم 

      پس باید لاغر شدن رها کنیم نچسپیم به هدف بگیم پس کو چیشد من که لاغر نشدم هی خودمان مقایسه کنیم با فردی لاغری که دوستداریم شبیه به اون فرد بشیم و هی حال خودمان بد کنیم بگیم دیدی نشد فلان و انگیزه مان از دست بدیم لیز بخوریم شکست بخوریم 

      پس مقایسه کردن خودمان با مقصد ممنوع 

      و خودمان با قبل از شروع مسیر مقایسه کنیم و لذت ببریم از تغییرات عالی که داشتیم و با اشتیاق شور انگیز و تعهد کامل مسیر خودمان طی کنیم و بدون اینکه متوجه بشیم یهو میبینیم به مقصد رسیدیم و لذت میبریم 

      شاد شاد شاد باشید و مقایسه کردن خودمان با مقصد ممنوع 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار roshaam2002@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۶ ۱۰:۴۷
      مدت عضویت: 1884 روز
      امتیاز کاربر: 831 سطح ۲: کاربر متوسطه
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,266 کلمه

      گام نهم ( تکرار 1)

      من هم یادمه که مدتی خیلی روی وزنم و وزن کردن خودم وسواس زده بودم ، صبح زود قبل از صبحانه ، شب قبل از خواب ،  بعد از ورزش و … تا ببینم چقدر لاغر شدم.

      و ترازو ما هم فقط روی یک مکان خاصی درست نشون میداد و اگه جاش یک مقدار هم بالا پایین میشد دو کیلو اضافه تر نشون میداد.

      درواقع میزان رضایت من هم ز غملکرد خودم نبود ، بلکه عددی بود که ترازو نشون میداد.

      منم الان که دقت میکنم میبینم هیچوقت از دیدن عدد ترازو خوشحال نمیشدم .

      وقتی که عدد کمتری و نشون میداد خوشحال میشدم و از طرفی هم ی ترسی در من شکل میگرفت که نکنه دوباره برگرده و.. . و وقتایی هم که عدد بیشتر و نشون میداد، کلا از زندگی کردن سیر میشدم.

      موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده ال نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنیم.

      هر مقدار که احساس ما تغییر کرده باشه،ترس ها  و نگرانی های ما و… کمتر شده باشه و تغییر کرده باشه ، به همون اندازه موفق هستیم .

      در مسیر لاغری با ذهن ، هر تغییری که نسبت به نقطه شروع در ما ایجاد میشود ، بیانگر موفقیت و تاثیرگذاربودن اموزشها برای ماست.

      و در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه ما به تغییرات باشه و نباید توجهی به مقصد داشته باشیم .در غیر اینصورت خسته میشیم و موضوع رو رها میکنیم.

      موضوع لغزنده ای که در مسیر لاغری با ذهن وجود داره اینه که 

      ما اگه در شرایطی باشیم که از اون راضی باشیم ، مشکلی نداریم ولی  اگه از اون شرایط راضی نباشیم ، دوست داریم تغییر کنیم .

      پس فردی که اضافه وزن داره و تصمیم داره خودشو تغییر بده ، تو اون شرایط مشکل داره و راضی نیست و بهش فشار اورده که میخواد تغییرش بده 

      خود من هم از این شرایطم خسته شدم و درسته که برام مشکلی آنچنانی یجاد نکرده ولی من خودم رو تو بدن متناسب دوست دارم و واقعا الان ذهنم ومغزم تحت فشارهه پس از نظر ذهنی تحت فشار هستم و راضی نیستم و میخوام که شرایطم رو تغییر بدم و به وزن اید ه ال و دلخواه  خودم برسم . 

      و در این مسیر چیزی که مارو میلغزونه اینه که هر روز مشکل با ما هست و میخوایم تغییر کنیم ، یعنی اون مشکلات چاقی هنوز هست و قرار نیست از فرداش برامون گل و بلبل بشه و مدت زمان بین تاثیر کردن و نتیجه گرفتن از شروع ماجرا رو باید مدیریت کرد 

      یعنی هر روز با این شرایط که مشکلات چاقی هست در این مسیر حرکت کنیم . 

      خیلی ها و خود من هم اواعل قبل از رسیدن به این گام با شوق و انرژی خیلی زیادی شروع کرده بودم و کم کم افت کرده بودم و اون اشتیاقه رو دیگه نداشتم چون که چاقی هنووز هست و ما داریم با محتوای آموزشی حال خودمون و بهتر میکنیم ولی لاغری و حس لاغر شدن در ما وجود نداره و بعد فشار مشکل چاقی غلبه میکنه و فرد و لیز میده .

      بنابراین در این مسیر تا لاغری فاصله همواره با رنج چاقی هست ، باید ادامه بدیییم ، با تمام شرایط و حرفا ودرد ها  …. باید ادامه بدیم

      چاقی چندساله بوجود اومده و ما هرکاری کردیم ، نتونستیم از پسش بربیایم .پس اگه مطمعن باشیم که این مسیر لاغری با ذهن ، به ما جواب میده و حالمون خوب میکنه ، راه دیگه ای نداریم، باید انقدر در مسیر بمونیم و ادامه بدیم تا تغییرات در ما ایجاد بشه .

      و توجه کردن به چاقی و دیدن چاقی خودمون ، و کی لاغر میشیم و… و یا دقت کردن رو سایز پا و بازو و…. مارو خسته میکنه و فشار چاقی رو بیشتر میکنه .

      ما همیشه برای تغییر کردن متاسفانه  نقطه پایان ، نقطه شروع مونه و بخطر همین هم که حرکت میکنیم ، نمیرسیم ، خسته میشیم .

      چون ما هرجا و در هر شرایطی که باشیم ، خیلیی سطح های بالاتر دیگه هم وجود داره .

      خودم زمانی که رژیم میگرفتم و مثلا 10 کیلو کم میکردم ، میگفتم خب حالا 5 کیلو دیگه مونده و اونم باید الان کم کنم و… یعنی اصلا به این شرایطی که لاغر کرده بودم توجه نمیکردم و تمام نمررکزم روی کم کردن 5 کیلوی بعدی بود ، تا خیالم راحت بشه!

      چاقی در ذهنه ، کسی که 5 کیلو اضافه وزن داره با اونیکه 50 کیلو اضافه وزن داره ، به یک شکل اغصابش خورده ، تازه اونیکه 50 کیلو اضافه وزن داره اروم تره!چون دیگه رد داده ولی کسی که 5 کیلو اضافه وزن داره ، برای کم کردن همین 5 کیلو یک عالمه حرص میخوره  و تحت فشاره که چطور این 5 کیلو رو میخواد کم کنه و…

      در واقع هیچ وقت نباید نقطه پایان هدف اول ما باشد!

      اگه هدفمون بزاریم لاغر شدن ، نمیتونیم تحمل کنیم ، من خودم بودم ، که حداکثر تا 4 ماه میتونستم یچیزیو انجام بدم ، با اینکه نتیجه انچنانی هم نمیدیدم ، بعد رها میکردم . اگه الان خودمون و با قبل از خودمون مقایسه کنیم ، خیییییلللیییی پیشرفت کردیم .و خیلی خوشحال میشیم.

      ولی اگه خودمون و با جایی که میخوایم باشیم ، مقایسه میکنیم ، حالمون بد میشه .

      بنابراین همیشه هدف باید ، بهتر کردن اوضاع خودمون  باشه ، نه پایان .چون پایانی وجود نداره!

      من در باورها و افکارم تغییرات گسترده ای کردم.در عادات و رفتار غذاییم ، تغییرات گسترده ای کردم. حتی در جسم من هم تغییرات کوچکی ایجاد شده که مطمعنن ادامه خواهد داشت و بیشتر هم میشه به لطف خدا

      کنترل اشتها دست خودمون نیست ، مغز ما که فرمان خوردن صادر کنه باید بخوریم ، خود من که هروقت اومدم با این فرمانش مبارزه کنم ، بدترشد ! در واقع ما ذهن ما به خوردن طوری که فرمول هاش نوشته شده باشه دستور میده ، مثلا اگه فرمول پرخوری ما این باشه که ، پرخوری =چاقی ، ذهن برای چاق کردن ما از پرخوری کردن استفاده میکنه . ولی اگه فرمولش اینطوری باشه که پرخوری= لذت بردن یا…. ، ذهن برای لذت بردن و یا … ، از پرخوری استفاده میکنه 

      چاق شدن  اصلا ربطی به غذا خوردن و پرخوری کردن و .. نداره !

      تمرکز و توجه مون رو درگیرش نکنیم، در واقع اینطوریه که وقتی یک کاری ناخوداگاه انجام میشه ، خیلییی بهتر و تمیز تر انجام میشه ولی وقتی که ما میایم فکر میکنیم راجع به انجام دادن اون کار ، مثل دفعه قبل نمیتونیم انجامش بدیم.

      مثلا خود من که صدام اونقدر خوبه و هر روز تو خونه ی تایم خاصی برای خودم موزیک گوش میدم و میخونم ، وقتی دارم همینطوری برای خودم میخونم و حواس و تمرکزمو روی صدام یا رعایت سلفژِش نمیزارم ، خیلییی کامل و تمیز رعایتش مییکنم و وقتایی هم دقت کردم ، که موقع آواز خوندن یهو میبینم که صدای خیلی قشنگی دارم و خودم رو در حال بهتر خوندن و .. تصور میکنم و روی خوندنم تمرکز میکنم ، تپق زدم یا گاهی صدامم تغییر میکنه با اینکه خودم دارم روش کار میکنم ک تغییر نکنه !

      در واقع ی موضوعیه که من مثل استاد ، الان نمیتونم واضح توضیحش بدم . ولییی این نتیجه رو گرفتم که دیگه تو کار بدنم و یا انچام یسری کارها که توش سولو هستم ، دخالت نکنم و واگزارش کنم به بدنم و خوداگاه ذهنم  و درگیرش نکنم . 

      خودش کاربلده و میدونه باید چیکار کنه ، همیشه بهش اطمینان میکنم .

      رها کردن یعنی توجه نکردن به اوضاع الانمون و استمرار داشتن در انجام تمرین هااا ، تو این مسیر توجه کردن به شرایطی که داریم مثل اینه که شیطان داره مارو گول میزنه منحرفمون میکنه ! پس مواظب باشیم و وسوسه ی شیطان رو نادیده بگیریم!

      شاد و پیروز و متناسب باشید .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 10 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار marzieh753@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۲۳ ۱۳:۴۰
      مدت عضویت: 1929 روز
      امتیاز کاربر: 6612 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 216 کلمه

      سلام به همه دوستان همراه! توجه کردن به مقدار اضافه وزن می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند. موفقیت رسیدن به نقطه پایان نیست بلکه مقدار فاصله از نقطه شروع تا نقطه اکنون است. در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد نه مقصد نهایی! تا زمانی که چاقی به افراد فشار نیاورد به فکر تغییر کردن نمی افتند و هر روز این مشکل با ما هست از همان نقطه شروع و در طول مسیر و ما می‌خواهیم آن را تغییر دهیم، باید فاصله بین نقطه شروع تا موفقیت که لاغری هست برای ما را مدیریت کنیم و اجازه ندهیم انگیزه ما از زمان شروع تا حصول نتیجه کم شود. فکر کردن به چاقی باعث خسته شدن و افزایش فشار چاقی می‌شود، هیچ وقت نقطه پایان را هدف اول قرار ندهید. اگر چیزی که الان هستی را با نقطه شروع خودت مقایسه کنی و متوجه تغییرات خودت بشوی، خوشحال میشوی ولی اگر از جایی که هستی خودت را با نقطه پایان مقایسه کنی، اعصابت بهم می‌ریزد، بنابراین لاغر شدن را رها کن تا لاغر شوی! نکات:1_ توقف چربی سازی در بدن راحت تر از چربی سوزی است. 

      2_ رفتار شخصی بعد از استفاده از محتوای آموزشی با رفتار شغلی تفاوت می کند

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار shahrbanou1346
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۰ ۲۳:۴۰
      مدت عضویت: 2300 روز
      امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

       سلام خدای بی همتا،

         سلام دوستان بی نظیرم ،

             سلام استاد گرامی ،

      موضوع این فایل  :

              لاغری لذت بخش 

            _______________________

      استاد عطار روشن :

      امروز که به لطف خدای مهربان بعد از آشنایی با مسیر لاغری با ذهن حرکت چندساله و مستمر در این مسیر در شرایط جسمی بسیار خوبی هستم بیشتر از هر زمان دیگری برایم واضح است که توجه کردن به مقدار اضافه وزن چقدر می تواند انرژی و احساس خوب افرادی که برای لاغر شدن سعی می کنند را نابود کند.

      در مسیر لاغری با ذهن ،موفقیت چگونه معنا می شه ؟

      در مسیر لاغری با ذهن به خوبی درک کردم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای است که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می کنید.

      احساس شما به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      نگرانی شما از لاغر نشدن به چه اندازه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده است؟ به همان اندازه موفق هستی

      چه چیزی در مسیر لاغری با ذهن نشانه تاثیرگذار بودن آموزشهاست ؟

      هر تغییری که در خود به نسبت نقطه شروع حرکت در مسیر لاغری با ذهن در خود مشاهده میکنید بیانگر موفقیت و تاثیرگذار بودن آموزشها برای شما می باشد.

      در مسیر لاغری ذهنی ،توجه به تغییرات درونی چه تاثیر مثبتی می تواند داشته باشد ؟

      در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.

      همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.

      این طریق لاغر شدن لذتبخش است،

          ______________________

      امروز نت برداری از فایل ارزشمند از زندگی لذت ببرید تا لاغر شوید بعد از فایل ۴۳ از دوره مقدماتی رو تموم کردم .برای رفع خستگی آمدم سری به صدگام بزنم ‌این فایلو انتخاب کردم چون دقیقا راجع به همین تمرینی هست که امروز می نوشتم .با خوشحالی خوندمش و به صورت پرسش و‌پاسخ تنظیم کردم و خدمت دوستان ارسال کردم .

      امیدوارم مورد توجه قرار بگیره 

      ____________________

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار مسیر خدا
      ۱۴۰۰/۰۶/۱۰ ۱۴:۴۳
      مدت عضویت: 2614 روز
      امتیاز کاربر: 8533 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 366 کلمه

      سلام

      اول از همه بگم امروز اولین روز از سومین سالی هست که عضو سایت هستم و به حرف استاد رسیدم که گفتن اصلا مهم نیست از چه تاریخی وارد سایت شدی یا دوره خریدی مهم اینه چه میزان عمل کردی، برای همین نتیجه ای که من گرفتم نسبت به کسایی که از اول به تمرین ها عمل کردن برام راضی کننده نبود، دو سال دور خودم چرخیدم تا سرم بخوره به سنگ تا باور کنم ببین تا عمل نکنی اتفاقی نمیفته، نتیجه جدید میخوای باید رفتار جدید انجام بدی، من وزن و سایز کم کردم ولی چون هنوز در جمع بیشتر از حدم خوردم همچنان این عادت و دارم و اصلا شخصیتم در جمع تغییر نکرد، تازه درک کردم باید شروع کنم تو جمع هم حواسم به رفتارهام باشه و امقد آگاهانه حواسم باشه تا ان عادتم هم درست بشه، یعنی دو بار تو جمع درست رفتار میکردم ولی استمرار نداشتم تا عادت کنم، 10 بار خراب میکردم، و این باعث میشد همون نتیجه ی همیشگی رو داشته باشم مثل عذاب وجدان و هزارتا حس بد دیگه، یعنی تو جمع درست خوردن شده بود برام شاخ غول که باید میشکوندم، خلاصه طولانیش نکنم انقد دور خودم چرخیدم تا دوباره رسیدم به نقطه ی شروع، و امروز من فکر میکنم تازه وارد سایت شدم، با اسم جدید، و اولین باره میخوام آگاهی هارو بشنوم، البته ده روز پیش این تصمیمو گرفتم و دارم به خودم زمان میدم تا از اول آموزش ببینم و یاد بگیرم و عمل کنم و وارد این چرخه ی  یادگیری، درک و عمل بشم

      در مورد فایل امروز هزار تا مورد رو در ذهنم مرور کردم که خواسته ای داشتم ولی بعد رهاش کردم و چقد راحت وارد زندگیم شد و الان دارمش، لاغری رو هم باید رها کنم، یعنی درخواستشو که دادم چون الان تو این سایتم و دارم فعالیت میکنم، عمل هم میکنم، و در نهایت از اینکه دارم برای خودم کاری درست انجام میدم لذت میبرم، نتیجه ی این کارهای درست چیزی غیر از لاغری و سلامتی و زیبایی و هزار تا حس خوب دیگه نخواهد بود، میخوام همه ی حواسمو بدم به اینکه تمرینامو درست انجام بدم و تمرین کنم دیگه خودمو چک نکنم و زندگیمو بکنم، میدونم که میتونم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار moradiisomaih@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۹ ۱۰:۳۵
      مدت عضویت: 2070 روز
      امتیاز کاربر: 360 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 363 کلمه

      سلام استاد ودوستان هم دوره ای،     من تا گام دوازدهم پیش رفتم وبعد به جمله پرخوری باعث چاقی میشه رسیدم هرچند که تواین مدت پرخوری کرده بودم وچند کیلویی هم از نظر جسمی کاهش وزن داشتم اینم بگم که واسه هر گام 3یا 4روز  زمان میذارم ، اما چون  از پرخوری باعث چاقی میشه حسم بدشد تصمیم گفتم از استاد پرسش کنم وایشون جواب عالی به من داد وگفت این ذهن توهست که پرخوریو باچاقی معنی کرده، ،.منم تصمیم گرفتم از اول شروع به فایل گوش دادن کنم البته خودمو با ترازو وزن کردم که دیدم هشتصد گرم اضافه وزن داشتم ناراحت شدم ، تا اینکه شروع کردم دوباره گوش دادن فایلا و نوشتن چیزایی که تاحالا درک کردم وآموختم ، رسیدم به گام نهم جمله لاغری را رها کنید تا لاغر شوید درک درستی انگار ازش نداشتم با اینکه شنیدم که باید تمرکزمو از جسمم بردارم اما درکش نکرده بودم باگوش دادن فایل نهم وخوندن نظرات دوستان که همین نظرات خیلی به حل مسئله ای من کمک کرد تازه فهمیدم رهایی از لاغری تا لاغر بشیم یعنی چی، یعنی:یعنی وزن کردن رو رها کنیم، یعنی سایزکردنو با متر ولباسامون رها کنیم یعنی انتظار کشیدن اینکه دیگران بهمون بگن لاغر شدیو رها کنیم یعنی رفتن جلوی اینه ونگاه کردن به قسمتای چاقو بدنمونو رها کنیم یعنی حرص وولع خوردنو رها کنیم چون همه ای اینا فرمولهای ذهن چاق هست ، خدایاشکرت،  ، من یه حسی بهم گفت حالا که مواد غذایی مورد علاقتو دوست داری به اندازه ای علاقه ات توی بشقاب وکاسه بکش ولی به اندازه نیازت ازش بخور وقتی این کارو کردم حسم خوب شد ترسم از اینکه غذام تموم بشه ودیگه نباشه ازش بخورم ریخت، من ماست خیلی دوست دارم به اندازه علاقه ام ماست کشیدم توی ظرفم اما به اندازه نیازم ازش خوردم وبعدش حتا حوس اضافه تر خوردن نداشتم خدایاشکرت، گاهی شبا هم که بیدارم گشنه میشم واول ترسیدم اگه بخورم چاق بشم اما بعدش گفتم اگه نخورم چاق میشم پس به اندازه نیازم میخورم ، وحسم خوبه خداروشکر، نکته مهم این گام واسه من رها کردن عدد ترازو ووزن کردن خودم بود . هرچند تمام حرفای استاد ودیدگاه شما دوستان مهم هست پراز آموزش، 💗

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار hosynzadh66@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۷ ۲۲:۰۹
      مدت عضویت: 1896 روز
      امتیاز کاربر: 581 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 132 کلمه

      سلام به استاد عزیزم 

      گام نهم 

      واقعا حرفاتون برا من صحت داشت ورزش میکردم رو ترازو میخوردم رو ترازو واقعا دیگه حالم از ترازو بهم میخورد هر ساعتی یه وزن نشون میداد

      و همش میگفتم ۱۵اضافه  دارم ۷ تو چالش کم کنم مابقی چطوری کم کنم حتی میگفتم تا چند ماه دیگه طول می کشه 

      اما از نه روزه که تو این مسیرم رو ترازو نمیرم 

      اصلا برام مهم نیست مهم تغیر رفتار خودم و دوست دارم لذت ببرم از مسیر 

      دیگه هدفم ۷کیلو کم شدنم نیست هدف آرامش و تجربه شادی تو مسیر اینقدر با عشق غذا میخورم مثل قبل نیستم یه کفگیر می ریزم دو قاشق میخورم میگم دیگه نیازی ندارم به غذا 

      فقط یه مشکل دیگه که هنوز نتونستم کنترل کنم یه قاشق ته بشقاب بچه میخورم  اگه کسی پیشنهادی عملی داشت راهنمایی کنه ممنون میشم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار Somayeh
        ۱۴۰۰/۰۶/۳۱ ۱۱:۱۵
        مدت عضویت: 2349 روز
        امتیاز کاربر: 4237 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        محتوای دیدگاه: 65 کلمه

        سلام دوست عزیز

        گام اول موفقیت در هرکاری دوست داشتن خودت هست .

        من هم قبلا این کار رو میکردم . ولی الان که روی اعتمادبه نفسم کارکردم  آنقدر معده خودم رو دوست دارم که همچین کاری نمیتونم بکنم اونجوری اون دیگه اسمش معده نیست .

        سطل زباله میشه برای جمع آوری آشغال.

        تازه فرزندتان این کارتون رو یاد میگیره وبعدا که بزرگ میشه این رفتار ازش سرمیزنه .

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
        آواتار shahrbanou1346
        ۱۴۰۰/۰۶/۱۱ ۰۰:۱۳
        مدت عضویت: 2300 روز
        امتیاز کاربر: 47225 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 296 کلمه

        سلام دوست عزیز،

        راجع به سوالی که پرسیده بودی یه چند کلمه عرض کنم :

        خوردن از ته بشقاب دیگران ،یکی از رفتارهای  نامناسب افراد چاقه . یکی از تمرینات دوره گام اول  مصاحبه حضوری یا غیر حضوری با افراد متناسب و لاغره .

        من تا به حال با ۵ نفر از این تیپ آدمای دوست داشتنی مصاحبه کردم و یکی از سوالاتی که باید می پرسیدیم همین بود .

        آیا شما در وعده های غذایی ،ته بشقاب دیگرانو هم می خورید ؟

        باور کنید همه اشون بدون استثناء نوشتن و‌گفتن به هیچ وجه . اصلا اینکارو  کسر شاءن خودشون می دونن .و البته من بهشون توضیح دادم که معمولا مامانا  اینکارو می کنن یعنی ته بشقاب بچه هاشونو می خورن .و اینکارو بد نمی دونن تازه میگن ثواب داره  غذارو دور نریزیم ،بخوریم ثواب داره .

        که خوب این طرز تفکر برمی گرده به فرهنگ دینی مردم ما . البته فکر نکنم توی دین ما همچین دستوری آمده باشه  مردم خودشون با توجیه اینکه  اینکار ثواب داره  چسبوندنش به دستورات دینی .

        ما در دوره های آموزشی گام اول یاد می گیریم که به جای توجه به افراد چاق به متناسبها و لاغرها توجه ،و اونهارو الگوی خود در رفتارهای غذایی کنیم .البته لاغرهایی با رفتار غذایی صحیح .

        چون لاغرهایی هم هستن که با وجود صحیح بودن افکارشون ،متاسفانه رفتار صحیح غذایی از خود نشون نمی دن و پرخوری می کنن .ما کاری باهاشون نداریم .

        خلاصه اینکه چون لاغرها ،ته بشقاب دیگران و حتی بچه هاشونو نمی خورن  پس ما هم به تبعیت از این تیپ های شخصیتی باید از اینکار ،صرف نظر کنیم .

        اصلا چرا برای بچه غذای زیادی بکشیم که بهانه بدیم دست خودمون و بخوایم اضافی غذاشونو ما جبران کنیم . …..

        ببخشید دوست عزیز وقتتو گرفتم .

        فقط خواستم نظرمو راجع به رفتاری که بیان کردی بگم .

        دوستدار شما شهربانو 

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پروانه
      ۱۴۰۰/۰۶/۰۲ ۱۷:۱۷
      مدت عضویت: 2460 روز
      امتیاز کاربر: 1350 سطح ۳: کاربر پیشرفته
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 812 کلمه

      گام نهم : سلام به همگی .لاغر شدن را رها کنید تا لاغر شوید یکی از روری ترین کارهای من هر روز وزن کردن خودم بود . در واقع میزان رضایت من از عملکرد خودم نبود بلکه از عددی بود که ترازو با هر بار وزن کردن نشان میداد . ترازو هم انگار متوجه حساسیت من شده بود و هر بار بازی در میاورد تا احساس من رو خراب کنه . الان که به رفتار گذشته ام فکر میکنم هیچ گاه از دیدن ترازو خوشحال نمیشدم چون هیچ وقت خودم و عملکردم رو با جایی که شروع کرده بودم مقایسه نمیکردم و دائم به هدف نهایی فکر میکردم که خیلی باهاش فاصله داشتم و زورش هر دفعه از من بیشتر بود و من به شدت زمین میخوردم و صدمه میخوردم و اضطرابی میشدم و حس ناتوانی و خستگی در من حسابی ریشه میکرد . الان در این مسیر و گوش دادن با این فایل متوجه میشم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایده آل نیست بلکه موفقیت به مقدار فاصله ای هست که از شرایط خود در نقطه شروع در خود احساس می‌کنید. به میزانی که احساس شما تغییر کرده و یا میزانی ترسمون از مواد غذایی کمتر شده و ارتباطمون با خودمون به همون اندازه موفق هستید . در این مسیر لاغری با ذهن و البته میتونیم تعمیم بدهیم به کل زندگی همیشه باید توجه ما به تغییرات خودمون باشه و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشیم و از اون طرف با کوچکترین اشتباه یا رفتار بر اساس فورمول های قبلی نباید همه زحمت های خودمون رو نادیده بگیریم و فکر کنیم ما آدم موفقی نیستیم کلا در این مسیر هر کسی زمین میخوره و از هر بار بلند شدن آدم آگاهی های بیشتری به سراغش میاد و درس جدید میگیره و باید فقط با حال خوب و شادی ادامه داد . بدین طریق زندگی کردن و لاغر شدن راحت هست نه اینکه هر روز شرایط خودمون رو با چیزی که باید باشیم هی مقایسه کنیم و در این شرایط هر چقدررر قوی باشی رستم هم باشی بعد از چند روز از پا در میای و خودت از خودت شکست میخوری پس میبینی دلیل به ناتوانی تو نیست بلکه دلیل در راه اشتباه و قیاس اشتباه تو بوده در اینهمه سال به علت آموزش های غلط که منجر به باور های غلط شده و حس بی لیاقتی رو در ما تقویت کرده و به همه زندگیمون تعمیم داده . این اشتباه خیلی بزرگی هست که منجر به لیز خوردن هزار باره من شده که هدف رو نقطه نهایی تعیین کردیم . این هدف تعیین کردن ها باعث میشه در مابین شرایطی که شروع کردیم و نقطه شروع بوده و نتیجه گرفتنه و دیده شدن نتیجه در جسم و… این فاصله که دایم چاقی و شرایط های دیگه به ما فشار میاره خیلی حال بد و افسردگی و حس اینکه کاری صورت نگرفته رو تجربه کنیم . هیچگاه نباید نقطه پایان هدف ما باشه هدف این نیست که لاغر شوم و هدف این نیست که من کاملا مستقل و موفق بشوم هدفم اینه که خیلی خوب زندگی کنم شاد باشم آرامش داشته باشم خود به خود لاغر میشوم و به خودم میام میبینم مدتی زیادی هست که از خط پایان هم عبور کردم بنابراین از هر آموزشی استفاده میکنی هدف بهتر کردن اوضاع خودت باشه اون چیزی که هستی رو باید با قبل خودت مقایسه کنی وگرنه راهی جز این نیست و شکست میخوری . این نوع رفتار و فکر رو سر لوحه زندگیت کن که هدف لذت بردن از زندگی هست هیچ ایرادی نداره حتی اگه مسیری رو از اول شروع کردی و اینکه خودت رو توی شرایط یه انسان معمولی ببین که میتونه خطا کنه میتونه بلد نباشه و میتونه آموزش ببینه و بعد که پذیرفتی با لذت شروع کن به آموزش دادن به خودت و هدف رو لذت بردن از شرایط ببین . در این‌مسیر متوجه شدم ما چاق ها فقط از خوردن و فعل خوردن لذت بردیم و اینهمه نعمت های خدا در این دنیا بوده ندیدیم و به چشم لذت نگاه نکردیم . حالا در این مسیر میبینم خیلی لذت های زیادی هست که خود افراد متناسب هم اون رو متوجه نیستند مثلا لذت حس گرسنگی که بعدش میتونی با یه غذای عالی و با کیفیت از خودت پذیرایی کنی ، لذت حس سیری بدون عذاب وجدان و حس بدی که بعدش داری ، لذت سبکی ، لباسهای زیبا و حس غرور و عکس های زیبا ، لذت قدرتمندی که تو هستی که داری عالی عمل میکنی تو هر شرایطی و لذت اینکه فقط و فقط لذت رو در خوردن نمیبینی و فکر و خیال خوردن رو حس نمیکنی و ذهنت رها میشه . زندگی پر از زیبایی هست ، به آن توجه کن . به زنبور عسل ، به کودک کوچک و چهره های خندان دقت کن.باران را نفس بکش و باد را احساس کن زندگی ات را زندگی کن و برای رویاهایت مبارزه کن . دنیا جای آدم های شجاع هست پس شجاع باش و از زندگی کردن با خودت لذت ببر .  

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار kouroshzamany95@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۵/۳۱ ۲۳:۰۰
      مدت عضویت: 1903 روز
      امتیاز کاربر: 2350 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 72 کلمه

      باسلام ودرود 

      حرفهای به جایی بود دقیقا برای من 

      من دوروز پیش دیدن فایلهارو رها کرده بودم و پیش خودم میگفتم که حالم خوب نیست و خوابم میاد و حوصله ندارم ولی دوباره شروع کردم 

      و وقتی این فایل و دیدم متوجه شدم چون  چند روزه به چاق بودنم توجه میکنم که هیچ تغییری ندارم حتی چاقتر شدم نا امید شدم و ذهنم نمیزاره گوش بدم که اذیت نشم 

      تشکر میکنم واقعا تذکر به موقعی بود

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار maryam1398rahimi
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۹ ۱۲:۴۲
      مدت عضویت: 2434 روز
      امتیاز کاربر: 42264 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 935 کلمه

      به نام خدا 

      با سلام 

      گام نهم :(ترازو) 

      لاغر شدن رو رها کنید تا لاغر شوید 

      خدا رو شكر ميكنم ترازو در زندكي من نقشي به سزايي نداشته و خيلي تاكيد نميكردم به ترازو 

      بعضي وقتها ميرفتم باشكاه بهمون ميكفتن بايد برين رو ترازو 

      اول شروع ورزش تا ببينم توي اين مدتي كه مياين باشگاه بفهمين چند كيلو كم كردين 

      خيلي اوضاع بدي بود اون مواقعي  كه ما رو وزن ميكردن خيلي حال بدي بر من تحميل ميشد الان هم دركش ميكنم اون حس و حال  با اينكه ساليان سال گذشته ولي يك حس خيلي بدي داشت وقتي عدد روي ترازو رو ميديدم 

      حالم بد ميشد و تا پايان باشگاه مثلا يك ماه يا دو ماه كه ميرفتم وزني كم نميشد خيلي عذاب اور بود 

      درسته از وزنه خيلي استفاده نميكردم ولي همون جند باري كه در باشكاه استفاده ميكردم به اندازه ي اين بود كه من هر بار بر روي وزنه هستم چنان حس بدي داشت حالم از خودم بهم ميخورد كه جرا لاغر نميشم 

      هميشه با خودم ميكفتم من ٥كيلو كم كنم خوبه ديكه 

      جون خيلي اضافه ندارم ميتونم با باشگاه و ورزش كم كنم 

      نميخاد زياد سخت بكيرم و خيلي به خودم فشار نمي اوردم 

      جون باور داشتم اضافه وزنم خيلي نيس و اونم با پياده روي و باشگاه كم ميشه و شايد بعضي مواقع سايزي جيزي كم مي كردم ولي وزن كم نميكردم 

      و هميشه تعهدم براي يك ماه دو ماه بود و هيج وقت نميتونستم بيشتر ادامه بدم 

      و هميشه خودم با افرادي كه متناسب بودن مقايسه ميكردم 

      خيلي حالم بد ميشد وقتي اين كار و ميكردم حسم به خودم بد ميشد خيلي گرفته ميشدم و صدتا بد و بيرا به خودم ميكفتم 

      كه بشين بابا تو خودت استخون بنديت اينحوريه به مادرت زفتي اوني هم كه متناسبه به مادرش رفته 

      اينا ژنتيكي متناسبن و خودم و سرزنش ميكردم و اعتماد به نفس كه اصلا نداشتم صفر صفر و خودم و يك شخص ضعيف و بي اراده و جاق ميدونستم 

      جون باورم شده بود كه ديكه ارثيم اينجوريه استخون بنديم اينجوريه ديكه  خيلي دست به رزيم هاي سخت وكارهاي بزركتر نميزدم ميدونستم فايده ندارن و دوباره اين وزنه برميكرده 

      جون بارها بوده مثلا تا حدودي رزيم ميگرفتم وقتي اطرافيانم منو ميديدن ميگفتن كه واي ول كن مريم باز تو اين و نميخوري اونو نميخوري فايده نداره باز برميگردي سرجاي اولت هر كي هر جي هس هست 

       البته من فكر ميكردم اضافه وزنم ٥كيلوهه 

      جون باور داشتم وزن به سختي كم ميشه ميگفتم خب من ٥٧بشم خوبه 

      نميدونستم كه ميشه هر جقدر دوست داري كم كني اونم به اسوني 

      جون برام سخت بود وزن كم كردن ميكفتم خب من ٥تا كم كنم خوبه 

      ولي الان دوست دارم خيلي بيشتر وزن كم كنم 

      براي ترازو بكم كه من از زماني كه با اين سايت اشنا شدم حدود ٥سالي ميشه ديكه ترازو نديدم خيلي بهش علاقه هم نداشتم ازقبل 

      جون با تغييرات كوجيكي كه در خودم مي بينم حالم خوبه 

      من خيلي تغييرات زيادي داشتم در اين خصوص 

      هيج وقت به نتيحه نهايي فكر نميكنم و خودم رو با نتيجه ي نهايي مقايسه نميكنم 

      خودم رو با روزهاي شروع در اين مسير زيبا مقايسه ميكنم كه اول جه بودم الان جه هستم 

      من ميدونستم كه اكه بيام با هدفم كه متناسب شدن ایده اله مقایسه کنم زود خسته میشم و رها میکنم 

      بنابراین به تغییرات کوچیک مثلا ناخن زدن های من خیلی کم شده 

      هله هوله نمیخورم قبلا مثل بچه ها عاشق سوپری بودم بخاطر چیپس و پفک و بستنی و ……اما الان خیلی علاقه ندارم 

      قبلا شیرینی چیزی تو خونه بود شب خوابم نمیبرد ولی الان اگه شیرینی تو خونه باشه اونم اگه گشنه ام باشه شاید یکی بخورم دیگه علاقه ی جندانی ندارم قبلا‌ امکان نداشت شیرینی باشه و من نخورم باید سیر هم که بودم باز هم میخوردم قبل یک جعبه رو میخوردم 

      خواهرم همسرم میگفت من نمی تونم شیرینی بیشتر از یکی یا نصف بخورم سنگین میشم برام سوال بود جی میگه این اخه من یه جعبه اش هم بخورم سنگین نمیشم چه جوریه 

      یا مثلا بستنی رو نمیتونس تموم کنه میکفت نصفش کافیه دیگه نمیتونم 

      الان خودم هم همین جور شدم بعضی مواقع یک  بستنی نمیتونم بخورم 

      قبلا من با نون و برنج فقط سیر میشدم 

      الان من یه میوه بخورم هم سیر میشم و دیگه اشتهام کور میشه 

      خیلی تغییرات داشتم که قبلا اینا وجود نداشته من بابت همه ی این تغییزات خوشحالم 

      شاید به ایده الم نرسیدم ولی خیلی خیلی خیلی خوشحالم این تغییرات داشتم وقتی که حودم و مقایسه میکنم با قبلا میگم خدایا شکرت خدایا شکرت چقدر تغییر کردم 

      رفتارم عوض شده کلامم عوض شده ارتباطم با مواد غذایی خیلی پسندیده هس 

      عاشق این رفتارهام هستم الان هر جیزی رو دوست ندارم  غذای  مورد علاقه ندارم 

      وقتی گرسنه بشم به اندازه ی نیازم میخورم 

      قبلا عاشق قورمه سبزی کباب پیتزا ساندویج مرغ شکم پر ماهی …..ولی الان فقط به اندازه ی مورد نیازم میخورم و خیلی برام مهم نیست ناهار  چی باشه 

      ترسو از مواد غذایی کم شده و سوال نمیکنم که استاد برنج هم میشه شب بخورم یا نه 

      یا مثلا نون 

      من هر وقت گرسنه بشم بگو نصف شب هم باشه برنج میحورم نمیترسم 

      چون چند ساله با این دوره ها هستم و با بند بند وجودم اینا رو پذیرفتم و باور دارم که باید ذهن تغییر کنه 

      و مواد غذایی هیچ ربطی به چاقی نداره و این باورهای ما هستن که ما رو نامتناسب میکردن 

      اگه رو باورمان کار کنیم و باورهای صحیح رو جایگزین کنیم برای همیشه همانطور که چاق شدیم متناسب میشیم 

      به شرطی که در این مسیرها باشیم و با بند بند وجودمون یکی بشه و باورهای صحیح و درست رو هر روز تکرار کنیم و استمرار داشته باشیم در این دوره ها تا به ایده المون برسیم 

      البته ناگفته نماند من الان باردار هستم و وقتی میرم درمانگاه میگه برو وزنه برام مهم نیس دیگه 

      دیگه ترس ندارم از عدد روی ترازو 

      من به این حال خوبی که دارم توجه میکنم از اینکه خیلی تغییر کردم در این مسیرها 

      بسیار بسیار خوشحالم 🙏🏻🙏🏻🙏🏻🙏🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ★ ★ ★ ★ ★
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      مشاهده پاسخ ها
        آواتار آینا کاوه
        ۱۴۰۰/۰۶/۰۱ ۱۶:۲۷
        مدت عضویت: 2078 روز
        امتیاز کاربر: 77954 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

        نشان های دریافت شده

        نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
        نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
        همیاری
        محتوای دیدگاه: 362 کلمه

        با سلام دوست همراهم

        چقدر عالی نوشتید.ازتون ممنونم..

        من یازده ماهه که در این سایت هستم و از روز اول با دیدن وگوش دادن فایلها… حرفهای استاد به عمق وجودم نشست..و کاملا اونها رو قبول کردم…و در کل که من در سایز سی وهشت بودم ومتناسب البته از نظر خیلیها…ولی خودم ناراحتم از شکمم که صاف نیست..هر روز گوش کردن فایل…تمرین زیاد..خواندن نوشته های بچه ها…استمرار با ذوق وشوق.‌‌تغییرات احساسی خوبی داشتم از همان ابتدا..‌و با انتظار زیاد که خیلی زود به نتیجه دلخواه میرسم هر روز بیشتر اوقاتم رو در سایت میگذرونم..

        ولی چند روزی میشه که خیلی شاد نیستم یعنی می بینم کوچکترین تغییر جسمی پیدا نکردم.

        یکی..دو روزی است که یاد اون متن استاد افتادم که پیامبر هم از خداوند یه راه اثبات میخواست..خدا فرمود مگه ایمان نداری.

        گفت دارم ولی میخوام مطمئن بشم…

        گفتم بابا من که دیگه از پیامبر بالاتر نیستم..والا

        چرا یه کوچولو هم شده تغییری توی جسمم نمیبینم.

        راستش کارهای هر روزم رو انجام میدم ولی نه با دل ودماغ گذشته..و این در حالی است که به این راه صد در صد اطمینان دارم..و میدانم که صحیح ترین وعقلانی ترین راه همین است وبس.

        به هیچ عنوان دست از این راه برنمیدارم اما دلم میخواست هر لحظه با ذوق وشوق در این راه سر سیز وعالی قدم بزنم…

        ولی امروز با مرور گام نهم و نوشته های دوستان و نوشته شما  برام یاد آوری شد که منم تغییرات زیادی داشتم….شناسایی فرمولهای غلط….فراگیری فرمولهای درست….دیگه چیزی بنام اشتها در من وجود نداره….هله وهوله خوری تقریبا صفر

        خوردن غذا به اندازه مورد نیاز و وقتی سیر شدم امکان نداره بتونم چیزی بخورم..یعنی حالم بد میشه.

        این تغییرات عالی هستند در ضمن اینکه ار لحاظ روحی بسیار متفاوت شدم و همه را از لطف خداوند وپیگیریهای استادم میدونم و ..واقعا سپاسگزارم.

        بازم تشکر میکنم که خیلی واضح حال واحوالتون رو نوشتید و برای من تداعی شد که منم این حالتها رو دارم…وحالم خوبه..دیگه چه بخورم.چه نخورم  ندارم..ترازو ..بی ترازو…اندازه میخورم…و…خیلی از موارد دیگه…که تنش سابق رو ازم دور کرده..

        و فقط باید اینو برای خودم جا بندازم که زیاد به زمان و شکمم…توجه نکنم…که امید وارم در این امر موفق بشم.

        به امید روزهای که همگی در تناسب اندام دلخواه… شاد و سرحال به زندگی روزانه خود در این مسیر زیبا ادامه دهیم.

        برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
        ★ ★ ★ ★ ★
        ثبت امتیاز
        امتیاز: 0 از 0 رأی
        افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم