تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
یه نکته خیلی مهم!
خیلی از آدمها وقتی برای اولین بار با مفهوم لاغری با قانون رهایی آشنا میشن، یه سوال مهم براشون پیش میاد:
«اگه قرار نیست رژیم بگیرم و محدود باشم، پس یعنی هر چی دلم خواست بخورم؟! یعنی بیخیالی مطلق؟» 🤷♀️
📍 لاغری با قانون رهایی بههیچوجه یعنی بیخیالی نسبت به بدنت. برعکس! یعنی رسیدن به یک رابطه سالم، آگاهانه و صادقانه با غذا و خودت.
فرق رهایی با بیخیالی چیه؟ 👇
🚫 بیخیالی یعنی پر کردن هر حس خالی با غذا
✅ رهایی یعنی شناخت احساسات واقعی و احترام به نیازهای واقعی بدنت
🚫 بیخیالی یعنی غذا خوردن از روی استرس، خشم یا بیحوصلگی
✅ رهایی یعنی آگاهی از احساسات، بدون سرکوبشون با خوراکی
🚫 بیخیالی یعنی خوردن بیمرز، بیتوجه به نشونههای سیری
✅ رهایی یعنی توانایی متوقف کردن خوردن وقتی بدنت میگه: “من دیگه کافیمه!” ✋
چرا این تمایز مهمه؟ 🎯
چون لاغری با قانون رهایی فقط در صورتی اتفاق میافته که تو بتونی فرمان رو بهدست خودت بگیری — نه با اجبار، بلکه با عشق. ❤️



جمعبندی رهاگونه 😄
(یا به عبارتی: وقتی لاغری میشه یه سفر عاشقانه با خودت! 💖)
لاغری با قانون رهایی یعنی شروع یک رابطهی تازه… رابطهای پر از عشق، احترام و آرامش با خودت، بدنت و غذایی که میخوری 🍽️🧡
✅ یعنی خودتو همونطوری که هستی، با تمام فراز و نشیبها بپذیری
✅ یعنی انتخابهات از عشق باشه، نه از ترس یا وسواس
✅ یعنی غذا خوردن برای لذت، نه برای تنبیه یا پاداش
🌈 با قانون رهایی دیگه:
❌ غذا دشمنت نیست
❌ ترازو باعث استرس نمیشه 😩⚖️
❌ هر لقمه همراه بغض و اضطراب نیست
💫 حالا وقتشه سبک زندگی بسازی که نه فقط بدن، بلکه قلبت هم سبکی و آرامش داشته باشه.
از امروز یه تصمیم جدید بگیر… 🕊️✨
🌟 بذار لاغری با قانون رهایی بیاد سراغت… نرم، آرام و بیدردسر، مثل نسیم صبحگاهی 🍃🌞
🎁 نکته مهم: تو قرار نیست لاغر بشی تا خودتو دوست داشته باشی. تو خودتو دوست داری، برای همینه که اجازه میدی بدنت برگرده به حالت طبیعی خودش 💛
💡 و حالا، اگه میخوای یاد بگیری چطور ذهن و اشتهای خودت رو برای همیشه برنامهریزی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقا مسیر درستش رو بهت نشون میده.
این دوره کمک میکنه با ذهن خودت دوست بشی، وسوسهها رو مدیریت کنی و لاغری با آرامش و لذت واقعی رو تجربه کنی. 🧠✨
🎯 بخش تمرینی امروز: تجربهات از رها کردن وسوسهها! 🎯
📝 سؤال امروز:
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟
چی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟
👇 همین حالا پایین همین صفحه، توی بخش دیدگاهها بنویس:
- چه احساسی داشتی وقتی خواستی رها کنی؟
- نتیجهاش چی شد؟
- اگه نتونستی رها کنی، دوست داری دفعه بعد چی کار کنی؟
🧠 چرا نوشتن مهمه؟
وقتی تجربههات رو مینویسی، ذهنت از حالت مبهم درمیاد و آگاهتر میشی. نوشتن باعث میشه قانون رهایی رو بهتر درک کنی، اشتباهاتت رو ببینی و به خودت فرصت رشد بدی. هر کلمهای که مینویسی، یه قدم به آگاهی و آزادی ذهنی نزدیکترت میکنه.
✨ تو با نوشتن، در حال ساختن نسخهی آزادتر و سبکتر خودت هستی…
🌱 همین الان بنویس و به مسیر لاغری با ذهن، قدرت بیشتری بده!
📌 ما دیدگاههات رو میخونیم و با عشق همراهت هستیم 💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.21 از 146 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!


به نام خداوند مهربانم
سلام استاد عزیز!
به لطف بیکران خدای مهربانم و شما امروز گام هشتم رو با موفقیت و پر از انرژی پشت سر گذاشتم و خداوند رو از این بابت شاکر هستم .
از فایل بسیار خوبتون واقعا تشکر میکنم! همینطور که شما عرض کردین برای من هم تا همین دومته دیش که رژیم داشتم ترازو اصلی ترین و مهمترین مورد زندگی من بود (جاش در خونه ما چسبیده به دیوار نه یک سانت اینطور نه یک سانت اونور مبادا که بخواد وزن منو بیشتر نشون بده در جای دیگه!
من برعکس همه آدمهای دیگه وقتی میرفتم رو ترازو و میدیدم وزنم بالا رفته شروع میکردم به خوردن وحشتناک و به اصطلاح میگفتم انگیزه ای ندارم دیگه برای رژیم!! وقتی که شروع میکردم به رژیم گرفتن ! حتی گرم های وزنمم برام مهم بود!! یعنی این ترازو بود که حال من رو میساخت!!
الان که تقریبا نه روز با شما شروع کردم! ترازو بی ارزش ترین و بی اهمیت ترین موضوعه برام، حتی برام مهم نیست بدونم چقدر تونستم تواین گامهایی که تا به امروز بردارم موفق باشم! همیشه این وزن بود که برام مهمترین چیز بود !!! ولی الان حالم براممهمه ! نه دیگه خودم رو یه آدم چاق میبینم و نه لاغری رو رویا میبینم!!
اتفاقا من با وزن ایده ال پزشکی پنج کیلو فاصله دارم و با وزن مانکنی تقریبا ۱۰ کیلو!! و دقیقا این گفته شما درسته! من این اضافه ورن بیشتر در اعصاب و روانم تاثیر گذاشته تا آن فردی که اضافه وزن افراطی داره!! چون من همیشه دردم این بوده که چرا حتی من وقتی این اضافه وزن رو موفق میشم پایین بیارم نمیتونم این وزن رو ثابت نگه دارم! چرا همیشه در نوسان وزنم؟! ااین بزرگترین کابوس زندگی منه!!
و من الان دارم یاد میگیرم که درست فکر کنم ! درست غذا بخورم !! و اینو دارم یاد میگیرم منم مثل همه آدمهای نرمال که تناسب اندام دارن میتونم همه چیز بخورم بدون محدودیت بدون اینکه به وزنه ! گرم! چاقی!! چربی!! و با هرچیز دیگری که روح روان من رو درگیر میکنه فکر کنم!!
و این حس رو هیچوقت در زندگیم نتونستم حس کنم ! که میتونم گاهی دلم خواست یه تیکه کیک با مهمونام بخورم اما به اندازه! میتونم بیشینم غذا بخورم به اندازه نیازم بدون اینکه دلهره داشته باشم یا نگران باشم!! کاری که هیچوقت نمیکرد!! اما با رفتارهای اشتباه و نادرست طور دیگه این خوردن رو جبران میکردم!!
یه جا تو این فایلتون گفتین یکی پرسیده استاد شما برنجم میخورین!! و شما خندیدن گفتین وقتی به این فایلها گوش میدین و فهمیده باشین لاغری با ذهن رو عجیب پرسیدن این سوال! به نظر من مسی میتونه بفهمه که لاغری با ذهن به چه معناست که فهمیده باشه خوردن هیچ چیز ممنوع نیست! این درست رفتار کردن و درست خوردنه که مهمه!!!
این راهی رو که شروع کردم هیچوقت نه شنیده بودم!! نه امتحان کردم!! به روحم داره آرامش میده با لذت اینکه خودم و تو آینه میبینم تحسین میکنم که دارم هرروز لاغرتر میشم،
و از این بابت واقعا از شما سپاسگزارم!
سلام و درود
از خوندن نوشته شما لذت بردم
خوشحالم احساس بهتری دارید و منتظر خوندن نوشته های خوش احساس شما هستم
سلام استاد عزیز چقدر از دیدن دیدگاه شما زیر نوشته های من خوشحال شدم! چون فکرش رو هم نمیکرد که شاید کامل همه نوشته های من رو بخونید و این خیلی به من انگیزه بیشتر داد ! راستش رو بخواین روز اولی که گفتین باید بنویسید پیش خودم گفتم وای کی حال داره بنویسه!! و میگفتم پیش خودم هرروز چطور باید حرف جدید نوشت!! وقتی علت یک چیز معلوم و مشخصه! هرروز که نمیشه در مورد اینها هی نوشت!!ولی الان که صبح چشامو باز میکنم اگر کلاس نداشته باشم اول میخوام فایل شماروگوش کنم و بعد شروع کنم به نوشتن و اصلا نمیدونمچطور میشه که اینهمه نوشتم!! وارد این بابت احساس خوشایند دارم! و ممنونم باز هم از شما🙏🏻🌸
سلام وای که چقدر این متن عالی بود .
امروز یه چیز عالی کشف کردم
رفتار نامتناسب زمانی از من سر می زنه که ذهن من نامتناسبه ولی وقتی ذهن من با اطلاعات متناسب کننده پر بشه رفتاری که از من سر میزنه متناسب و عالی هست .
پس چیزی که رفتار منو کنترل می کنه ذهن منه .
وقتی ذهنم رو سرشار از فرمولهای لاغر کننده کنم عمل من متناسب کننده خواهد بود .
چه اطلاعاتی در ذهن من باعث بروز واکنشهای لاغر کننده میشود ؟
نگرش من .
نگرش من به مواد غذایی سبب میشود که رفتار من در مواجهه با آنان اصلاح یا خراب باشد .
وقتی من قدرت چاق کنندگی به غذاها ندهم .
وقتی بدانم انها همیشه در دسترس من هستند .
وقتی بدانم هیچ محدودیتی در دنیای تناسب نیست .
وقتی بدانم غذایی که میخورم فقط برای انرژی بخشیدن به من آمده .
وقتی بدانم غذاها نیروی چاق کنندگی برای من ندارند بلکه من به آنها قدرت چاق کنندگی می دهم .
وقتی بدانم من با فکرم خودم را محروم میکنم و یا به ولع می اندازم این افکار باعث بروز رفتار چاقی میشود .
وقتی من ذهنم را از خود دوستی و توجه به خود پر کنم بیشتر روز با احساس آرامش و یا شادی تناسب همراه خواهم بود نه با احساس عذاب وجدان و یا ولع و یا حال بد .
دنیای لاغری دنیای آزادی است . دنیایی است که فکر من در جهت متناسب کردن منست و در نتیجه عملی که از من سر میزند نیز متناسب کننده خواهد بود .
من بیشتر از اینکه سعی کنم با اراده عملم را کنترل کنم بای سعی کنم اطلاعات صحیح به ذهنم وارد کنم . درست تحلیل کنم تا رفتاری که از من خارج میشود متناسب و ایده آل باشد .
پس من قبل از اینکه بخواهم به وزن ایده آلم برسم باید فرمولهای ذهنی خودم را طوری تنظیم کنم که رفتار ایده آل از من سر بزند .
پس خروجی من فقط وزن ایده آل نیست . بلکه رفتار ایده آل هم جزء خروجی من است .
یکی از افکاری که میتواند عمل مرا متناسب کننده کند اینست که من لاغر شدن را رها کنم . وقتی لاغر شدن را رها کنم در من احساس عجله ایجاد نمیشود و من میتوانم با آرامش تنها توجهم را روی فکر خود متمرکز کنم تا فکر خودم را از دنیای چاقی خارج کنم .
نشان های دریافت شده
سلام
استاد مهربانم چقد حالم خوب میشه وقتی صبح بعد از دادن صبحانه به پسرم هندزفری و میزارم تو گوشم و به صدای شما گوش میدم، یه استاد عزیز دیگه تو زمینه موفقیت دارم ولی انقد موضوع لاغری برام مهمه که حسم همش میگه اول به فایل استاد عطارروشن گوش کن، همه حرفای شما نکات طلایی هستن، من روزی درخواست دادم بتونم لاغر بشم و راحت بشم برای همیشه خدا هدایتم کرد به این سایت، خب، اگه میخوام یهو به خودم بیام و ببینم بدنم تغییر شکل داده باید دست از چک کردن خودم بردارم، وقتی تو آیینه نگاه میکنم کلی نگاه کنم جدا جدا به قسمتایی نگاه نکنم که ذهن حس بد بهم بده، در واقع باید بیخیال بشم،فکر کنم تو کلاس زبان شرکت کردم، اگه واقعا مطمئنم که خدا دستمو گرفت و آورد اینجا چرا باید نگران باشم مگه قدرتی بالاتر از قدرت خدا هم هست، خدا خواسته که اینجام پس بقیشم بسپرم به خدا، رها کردن رها کردن، خدایا چقدر مهمه این قانون، چقد تمرین میخواد تا آدم انقد به خدای خودش ایمان داشته باشه که فقط درخواست و بده و با خیال راحت سوت بزنه و مسیر و طی کننه، استاد یه واقعیت و بگم اخر فایل شما گفتین من شب هم شام برنج میخورم، من دیدم انقد ترس از خوردن دارم که خیلی وقتا صبحانه نمیخورم و یه قهوه میخورم فقط ،نه اینکه گرسنه باشم و چیزی نخورم نه، دیدم من موقع هایی که رژیم میگرفتم صبحانه رو حذف میکردم و تو این مسیرم ناخواسته داره همون کار تکرار میشه، استاد من همیشه تحسینتون میکنم چون من هم شاگرد استاد شما تو زمینه موفقیت هستم، همش میگم ببین استاد عطار چه جوری رو خودش کار کرد و الان کجاست، از نظر مالی، سلامتی، بچه های سالم، ارتباطش با خدا، ارتباطش با خودش، لاغری و… ولی من با قطعو وصل کردن تمرین هام همون جای قبلی ام، ۲۱ روز مونده تا پایان ماه، این ۲۱ روطو میخوام یه جور دیگه کولاک کنم، هم برای لاغری هم آرامش و شادی و لذت از زندگی تو لحظه حال، باید ثابت کنم به خودم لایق هدایت به سایت شما دو استاد بزرگوار بودم و خدا رو نا امید نکنم
سلام وقت همگی بخیر
نمیدانم چرا زمانی که این ویدیو تمام شد به یاد این حکایت از کتاب اسرارالتوحید افتادم
درست است که شاید کاملا مرتبط با موضوع نباشد اما بی ربط هم نیست
حکایت
روزی مردم در مسجد جمع شده و منتظر شیخ مانده بودند جمعیت زیاد بود و فضای مسجد اندک شیخ رسید و بر روی منبر رفت ناگاه جوانکی بلند شد و رو به مردم کرد و گفت ای مردم هر کجا که هستید یک قدم فراتر آیید تا افراد دیگر هم در مسجد جا شوند شیخ از منبر پایین آمد و گفت من دیگر سخنی ندارم حضار دلیل را جویا شدند شیخ فرمود هر انچه میخواستم بگویم را این جوان گفت ، بله در زندگی خود از هرکجا که هستید یک قدم فراتر آیید.
پایان
احساس میکنم مضمون این گام این بود که سعی کنید هر روز بهتر از دیروز خود باشد و هدف خود را لذت بردن از مسیر بگذارید و نه پایان راه
اینگونه هر روز میتوانید شاد تر از دیروز باشید چون هر روز نسبت به دیروز بر اگاهی و دانشمان افزوده شده و اینگونه هر روز بهتر از دیروز است و زمانی که خود را با دیروز مقایسه میکم پی به این بهتر بودن برده و حالمان خوب می شود.
موفق باشید
نشان های دریافت شده
سلام و درود بر مسیر لاغری و قدمهای طلایی ام
سلام بر استاد عشق و دوستان عاشقم 💖
اول از همه بگم چقدر ذوق کردم استاد گامهای لاغری را به روزرسانی کردند و جابه جایی صورت گرفته حس کردم در دوره ی جدیدی هستم 😊سرمست شدم استاد سپاس از تمام عشقی که به رسالتتون دارید🙏🏻🌹
رهااایی 😇به به👌خالق تورا شاد آفرید 🦋آزاد آزاد آفرید
نتیجه را رها کن و از مسیر لذت ببر تا خود به خودی لاغر بشی 💖
چه نشونه قشنگی بود برام .همین چندروز پیش رفته بودم تو فاز منفی می گفتم دوساله داری خراب می کنی تا بسازی ‼️پس چی شد خواسته هات ؟دوره رفتی و کلی تمرین کردی و نوشتی پس درآمد چی شد کلی هم با خدا دعوا کردم و گفتم می دونم تو میخوای نمیتونم گردنت بندازم ولی حداقل من را متوجه کن چه فرمولی باید اصلاح بشه تا از این رنج خلاص بشم خیلی هم گریه کردم زده بودم جاده خاکی …این بود فوت کوزه گری خودت را با خودت مقایسه کن با شرایط قبل خودت🌟
منم در تمام سالهایی که اضافه وزن داشتم با ترازو قرارداد بسته بودم جا به جا نشه ،حتما بعد از اجابت مزاج وزن بشه ،سر ساعت خاصی وزن بشه،یک هفته بعد از قاعدگی وزن بشه،و خلاصه هرروز این حساسیت بیشتر می شد تا جایی که در طول روز بارها من خودم را وزن می کردم آب هم می خوردم وزن می کردم بعد میرفتم روی تردمیل میومدم پایین وزن می کردم اصلا وسواس فکری گرفته بودم اگر میرفتم مسافرت هم با خودم ترازو رو می بردم اگر نمی بردم هم با ترازوی میزبان وزن می کردم و اگر اختلاف نشون می داد درگیر بودم که حالا اختلاف ترازو ها چقدرند کدوم بیشتر نشون می دهند و دقیقا شبیه یک بیمار روانی هربار که کم کرده بودم شاکی که چرا انقدر کم ⁉️وهربار که اضافه کرده بودم خشمگین و متنفر از خود…و دائم توجه داشتم به نقطه پایان و هر بار محاسبه می کردم که اگر این اضافه وزن که ۲۷کیلو بود را در ۶ماه و هر ماه حدود ۵کیلو کم کنم می توانم برای عید یا تابستون لباسهای رنگ سفید و صورتی بخرم و همیشه محاسبات غلط از آب در میومدند و من احساس ضعف و ناتوانی بیشتری می کردم انگار مسیر طولانی بودو کوله بار من سنگین …. به لطف خداوند و هدایتم از پارسال که با سایت تناسب فکری آشنا شدم و افتخار شاگردی استاد عطار را به دست آوردم تا به امروزیکبار هم خودم را وزن نکردم و راحت شدم 👏🦋😇
واقعا این درسته که وقتی تحت فشار قرار می گیریم و خسته می شویم به فکر تغییر می افتیم مثلا حدود ۲۰سال با شرایط بد مالی و شرایط اندامی غیر طبیعی و روابطی متشنج زندگی کردیم خیلی عادی ولی یک جایی کاسه صبر آدم لبریز میشه دیگه کم میاره خسته میشه و اینم از لطف خداست که اراده کنی برای تغییر
روزهای اول کلی شوق داری انگار تمام رمز دنیا را فهمیدی با شوق پیش میری دیگه خواب و خوراکت میشه امید و نور و آگاهی ولی بعد از مدتی میبینی تا نقطه پایان خودت (هدفت)بسیار گام مانده و همینجاست که لیز می خوری و از مسیر خارج میشی ⁉️همیشه باید به پشت سر خودمون نگاه کنیم الان من هشت روزه از نقطه شروع مسیر لاغری فاصله گرفتم و نشونه های بسیاری دارم 😍احساسم بهتر شده و زندگیم هدفمند شده احساس ارزشمندی دارم چون برای خودم وقت می گزارم هم مسیر شدم با انسانهایی که هدف و برنامه دارند اگاهی و دانشم بیشتر شده .نوشتنم بهتر شده ،چندین مورد از پرخوری و ریزه خواری هام خودبه خودی اصلاح شدند مثل یک هفته قبل میلی به خوردن شیرینیجات ندارم کمی بیشتر فکر کردم و دارم از هر گام لذت می برم 🤩
🌟لذت و مزه اینه که بدون اینکه متوجه بشیم به مقصد رسیده باشیم 😇👌یهویی یک شگفتی ساز شگفت زده 🤩
وقتی آموزش ذهنی داریم دستورالعملهای جدید و متفاوتی به مغز صادر میشه که در عملکرد و رفتار ما خودشو نشون میده بدون اینکه مواد غذایی را تفکیک کنیم دستوراتی از مغز صادر میشه که به اندازه نیاز خوراکی مصرف میکنیم و صددرصد دیگه انباشتگی چربی در بدن نخواهیم داشت و به همین طریق کم کم لاغر میشیم .
وای چقدر استاد من هم با شما خندیدم اینکه بعضی از دوستان باور نمی کنند که شما هر غذایی میل می کنید و اصلا هیچ محدودیتی ندارید
و به معنای واقعی آزاد هستید چه حس خوبی 😇 واقعا درک نمی کنند مثل خود من پارسال که با شما آشنا شدم همش روغن داغ استوری می کردید من می ترسیدم سریع می زدم بره وای خدای من مثل معجزه میمونه چقدر شاکر باشم الان تغییراتم را متوجه می شوم در طی سالهای بسیاری غذاها برای ما تفکیک شدند و این فرمولهای مخرب باعث شدند لذت نبریم از خوردن و بترسیم ولی در این مسیر سبزو زیبا 🌱جوانه های مهر و صلح همراه با ما می رویند خدایا هزاران بار شکرت
سپاس استاد که با قلبی پر مهر این دوره را هدیه کردید
من که نمی دونم توی دوره های پولی شما چه خبره⁉️ ولی این دوره انقدر برای وجودم مسرت بخشه که حس می کنم خلاصه ای مهم را بدون کم و کاست اینجا در اختیار ما قراردادیدواقعا بی نظیره و خداست که بی حساب می بخشد .
امروز از خودم راضی هستم ولی می شد که بهتر باشم کمی بیشتر به رفع واکنش بدنم توجه کنم تا نقطه سیری را بهتر بیابم .
خدایا شکرت
خدایا عاشقتم ❤️
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز و دوستان هم مسیر
چقدر بار بزرگی از روی ذهنم برداشته شد.چقدر خیالم راحت شد از این مسابقه تمام نشدنی با دیگران که نمیشناسمشون ولی همیشه حضورشان در زندگی مهمتر از خودم بوده. اانگار که برای دیگران زندگی میکردم . برای اینکه کسب رضایت دیگران مهمتر از هر چیزی بوده حتی از این عمر محدود که بزرگترین نعمت خداست هم مهمتر بوده . وقتی این فایل رو شنیدم فکر میکردم که چقدر دستاوردهایی زندگیمون رو با مقایسهای بی پایان با دیگران کوچک و بی ارزش دانستیم در حالی که کارهای ما هم با زحمت حاصل شده و در نوع خودش مفید بوده ولی امان از مقایسه های بی پایان امان از ایده الیست بودن که همیشه با نشون دادن افراد خاص که ما واقعا از نحوی زندگی آنها آگاه نیستیم کل زحمات را به باد میده .
خیلی ممنون از ارسال این فایل با ارزش ، از این جهت که وقتی می بینیم این موضوع عمومیت داره بخش مهمی از این بار زمین گذاشته میشه و وقتی بتونم با توجه کردن به تغییرات خودم نسبت به قبل ذهنم رو از این مقایسه برای همیشه فاصله بدم . من تلاش خواهم کردم با اعتقاد به هدف خوبی که در ذهن دارم با آرامش و به صورت مستمر حرکت کنم و به خودم اطمینان دارم که به خوبی از پس این امر بر خواهم آمد.
نشان های دریافت شده
بنام خدا
چند وقت پیش بود داشتم فکرمیکردم به اینکه وزنم انفدرکم بشه بشم چیزی که همش توفکر مه بعد به.
این موضوع فکرکردم اگه قراره لاغربشم ولاغر بمونم مهم وزن نیست درسته همه ی ما رویای من کردن وزنو داریم امامن به قول استاد که نوشتشون گفته بودن ملاک رضا یتم وزنی بود که میخواستم بهش برسم همش فکرمیکردم که من حالا که دارم نتیجه میگیرم باید یه طوری هم بشه خیلی زودتر نتیجه بگیرم تا زمانی که توی عید میرم خونه ی بابام عید دیدنی لاغرشده باشم و اینجابودکه فهمیدم دارم ازطرف عجله. حرکت میکنم واین به خاطر این بود که تمام این سالها به خاطر وعده های تبلیغات لاغری این که دمنوش روتا چهل روز مصرف کن لاغربشی تانودروزمصرف کن وکلی کارهایی که همشون بیرونی هستن و هیچ کمکی برای لاغری ماندگار ندارن الان که دارم مینویسم لاغری ماندگار برام دستیافتنی تر شده من تونستم درک کنم کم کم که اگه میخوام لاغربشم لاغربمونم خیلی لذتش بیشتره تافقط بخوام لاغربمونم ویاد میگیرم که لاغری روزندگی کنم وتبلیغات لاغری همگی از این حربه استفاده میکردند که برای لاغرشدن زمان ومقدار تعیین کنن و به خاطر همین هم بود که رها میکردیم لاغری رو و لاغری همون نقطه ی پایانی بود که به خاطرش شروع میکردیم اماشرو عمون همون نقطه ی پایان بود که شکست میخوردیم البته تومسیرلاغری باذهن من خیلی لیزخوردم و رو به زود رهامیکردم اماحالا به این درک رسیدم که به خاطر این بود که من میخواستم لاغربشم وله دنبال نقطه ی پایان بودم و این چندروزه دارم یاد میگیرم تمرین کنم و به خودم اطمینان بدم که لاغرمیشم و لاغرمیمونم چون کسیکه باعث این اتفاقات چاقی ومشکلاتی برمن شده خودم بودم و به این نتیجه رسیدم که اگه بخوام هی مدام به اندامک توجه کنم پارس ایراد بگیرم باعجله کنم کارسریعتر پیش نمیره چون تغییر جسمی زمان لازم داره و برای اینکه ترمیم به صورت کامل صورت بگیرد باید تخریب متوقف بشه و این یهویی انجام نمیشه وانباشته شدن چربی های اضافه متوقف میشه و همه ی روش های فیزیکی برای لاغری تلاش میکنن که چربی سوزی روبالاببرن اما در لاغری با ذهن ما با تمرین کردن و عمل کردن به آموزه ها چربیهای اضافه رو ازبین میبریم و انباشته کردن چربی رو متوقف میکنیم و اینکار باتکرارکردن اموزشها و دادن اطلاعات به ذهن و ازطریق ذهن به مغز سپرده میشه و فرمانهای جدید مغزی مبنی بر لاغری وتوقف دادن به چر بیسازی و انباشته کردن چربیها ست که توسط بدن دراخر لاغری نمایش داده میشه و لاغرم وندن فقط با استمرارداشتن درمسیرلاغری وزندگی کردن لاغری هست ولاغری به جزیی از زندگی تبدیل میشه وتبدیل به شخصیت مامیشه همانطورکه قبلاً چاقی شخصیت ماروشکل میداد ولی لاغری وقتی رویادبگیریم برای تمام عمرمیتونیم ازش استفاده کنیم. با سپاس فراوان.
نشان های دریافت شده
سلام
گاهی باید ب پشت سرمان نگا کنیم من خودم چن روزه منفی بافه اومده بود سراغم داری زیاد میخوری چ من یکم مریص شدم فرمول مغزی من این بود ک من مریض میشم اشتهام زیاد میشه این فرمول چن روزه بو ک تو من داش خودشو نشون میداد
ولی من ادامه دادم فایلم گوش دادم تکرار کردم با اینک گوشی خراب شده باز ب زوردارم دیدگاه مینویسم و ازم خیلی وقت میگیره
ولی من ته ته دلم از خودم راضیم حالم خوبه حس خوبی دارم
امروز خودم مقایسه کردم با فریبای قبل گفتم فریبا اگه فریبای قبل بود برا بامیه و شیرینی ک دیروز خریدی چ رفتاری نشون میدادی بیدرنگ گفتم همشو میخوردم ولی هنوز تو اون ظرف شیرینی هس پس این نشون میده تو تغییر کردی حالا ی جایی فرمول ها باعث میشن زیاد بخوری ناراحت نشو بیا فعالیتتو تو سایت زیاد کن طوری ک ذهن کم بیاره رام بشه و بشه اون نتیجه ای ک میخوای فریبا تو چندین ساله این افکار داری اینارو کردی تو مخت چ انتظاری داری جادوگری نیس ک ی عجی مجی بگم تغییر کنه صبر کن
رویایی ک کاشتی مراقبت میخواد عشق میخواد صبر میخواد
دیدید یکی عاشق میشه میگه من جونمو هم میدم
من برا این مسیر خودمو کشتم واین ی فریبای جدید فریبایی ک گفته باید این مسیر بری تا برسی ب لاغری ک منتظرته تا برسی بهش
من با تموم وجودم تا اخر مسیر میرم و میدونم ک خدا کمکم میکنه کنارمه تو وجودمه
سلام استاد خسته نباشید . من از اول مهرماه ۱۴۰۰ شروع به دوره های رایگان ۱۰۰ کردم با شور و اشتیاق زیاد . اما هر روز استفاده نمیکنم الن تازه گام نهم هستم چرا اینقدر .کند پیش میرم اصلاتو مسیر هستم یا نه ؟ خیلی با خودم می جنگم سه چهار روز حالم خوبه دوهفته حالم بد و همین حال بد باعث میشه کند پیش میرم به لحاظ مالی مشگل دارم و خیلییی هم افسرده هستم از فایل های زندگی با طعم خدا دو جلسه استفاده کردم عالی بود اما باز هم توقف دارم نمیدونم چطور باید منظورم رو برسونم با اینکه میدونم خدا من رو به این مسیر هدابت کرده و با این مسیر جالم خیلی خوب میشه اما حس میکنم اون طور که باید ازش اسنفاده نمیکنم . نمیدونم انگار دچار یک دوگانگی شدم . خوشحال نیستم …چطور باید جواب شما رو ببینم ؟ چطور میشه با شما صحبت کرد؟
سلام و درود
اگه توجه کنی می بینی که موضوعات ناراحت کننده خیلی منظم و پشت سر هم وارد زندگیتون می شه که و احساس شما رو بد می کنه
پس اگه می خوای به خودت کمک کنی باید خیلی منظم و پشت سر هم مطالب و آگاهی مفید رو وارد ذهنت کنی که در شما تاثیر کنه
با نظم بهتری از مطالب آموزشی استفاده کنید. و هرچه می تونی از وقت هایی که الکی هدر می دی و یا صرف کارهای بی خودی می کنی کم کن و از مطالب سایت تناسب فکری استفاده کنید
به زودی نتیجه رو احساس می کنی
نشان های دریافت شده
سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم
باید چاقی و لاغری رو رها کنیم تا به نتیجه برسیم…..هر دوشو باید رها کنیم…این یه قانونه.اگه بیش از حد به چیزی فکر و توجه کنیم یا بیش از حد چیزی رو بخوایم از ما دور میشه.قانون توجه نکردن.هر وقت شدید به چیزی چسبیدی و گفتی هر طور شده باید بدستش بیارم ازت دور میشه. باید رها کنی .اون توجه رو رها کنی ولی در عین حال کارای لازم برای رسیدن بهش رو انجام بدی انشالا بهش میرسی…..من سالها پیش در زندگیم این قانون رو به وضوح دیدم و درک کردم.وقتی توکل بخدا کردم و رها کردم تو کمتر از سه ماه خدا اونو بهم داد. چقدم عالی داد. استاد بخدا روزی نبود که از جلو آینه رو نشم ویه نگاه به دور شکمم نندازم. ادعامه تو دوره ورود به سرزمین لاغرها هم شرکت کردم.چرا آخه.اصلا بقیه جاهام مهم نیستا. حساسم به پهلو و دور شکمم.قبلنا متر میکردم.از وقتی ترازو نمیرم و متر نمیکنم فکر میکردم توجه م رو برداشتم ولی همیشه وقتی جلو آینه م یا باید اونقد جلو باشم که شکمم دیده نشه یا اگه شدم هی براندازش میکنم.نمیدونستم اینم قد ترازو و متر خطرناکه.توجه بیش از حد وخواستن بیش از حد اینکه شکمم تخت بشه باعث میشه بخدا همه جلم سایز کم کنه و خوب بشم الا شکم…الان مدتیه دیگه نگاه نمیکنم.همون اول یه بار جلوی آینه وایسادم قربون صدقه ش رفتمگفتم میدونم تو که گناهی نداری. من این بلا رو سرت آوردم با خوردن های بی موقع . قول میدم خودم درستت کنم.و دیگه حداقل سغی میکنم از جلو آینه رد میشم لبخند بزنم و له کل اندامم نگاه کنم و بهش بگم طوری نیست.تو به زودی متناسب میشی. من مطم،نم تک تک اندام من حس دارن واز شنیدن این حرفم خوشحال میشن.این یه بحثه.موضوع دیگه رها کردن عدد و میزان چاقیمونه.یعنی وقتی من ۹۳ کیلو بودم و الان مشخصه چند کیلو کم کردم و نود شدم.خوب این یکی کارم درسته. مسیرم درسته.داره یکی یکی نوار زمان لاغری برام اتفاق میفته پس این خیلی عالیه.عجله نباید کرد.نیمه پر لیوان رو ببینیم نه نیمه خالی.خوب آره از الان سی کیلو دیگه من میخوام تا ۶۰ کیلو بشم ولی باز قانونی هست که میگه اگه قطره اول بارون رحمت الهی چکیده تا آخر شرشرمیباره.فقط استمرار میخواد و تکرار و کوتاه نیومدن.همینکه منی که اصلا میخوابیدم و طبق عادت صبح ها هر روز خودمو وزن میکردم نیم کیلو زیاد شده بودم.همین من الان یک سال و دو ماه زیاد که نشدم هیچ چند کیلویی کم کردم و لباسام آزاد شدن خیلی برام خوب و لذت بخشه .بخدا دیگه حتی از خوابیدن و بیدار شدن هم ترسیده بودم.از همه چی مخصوصا مواد غذایی میترسیدم که منو چاق میکنه.کم بود بگم نکنه اکسیژن هم منو چاق میکنه.وقتی اینا رفته ایم بزرگترین موفقیت منه.البته چند روزی بود منفی باف مارمولک یکم منو منحرف کرده بود.خوب اینم بدیهیه ولی سریع به لطف آگاهی های ناب استادم بهمسیر برگشتم. همین.فقط باید فایلارو گوش کرد. متن های ارزشمند رو خوند. نظراتمونو بنویسیم و بخونیم و مهمترین قسمتش اینه که بریم و اینا رو تو زندگی روزمره پیاده کنیم. عمل کنیم. من الان از خواب بیدار شدم نمیدونین چه حس زیبایی که شکم ادم قارو قور گشنگی بده و تو بری و تو گرسنگی واقعب بخوری.قول دادم تا حدی بخورم که همین ضعف تموم شه و تموممممممم.چه بخپام چه نخوام لاغر میشم.این قانونه
خیلی ممنونم استاد
خیلی ممنونم خداجونم
من مدیون هر دوی شمام
@