تصور کن یه روز صبح از خواب بیدار میشی، جلوی آینه میری، و با لبخند به خودت نگاه میکنی. حس سبکی توی بدنته، لباسهات قشنگ رو تنت نشستن، و مهمتر از همه، ذهنت آرومه… دیگه اون فکرای همیشگیِ “چی بخورم که چاق نشم؟” یا “چرا باز زیادهروی کردم؟” توی سرت نیست. 😌
📍 این جلسه ادامه گام ۸ از دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است.
این دقیقاً همون چیزیه که با قانون رهایی قراره تجربهاش کنی. لاغری، بدون زور و فشار، بدون رژیمای سفتوسخت، فقط با رها کردن! 🎈
در این جلسه میآموزیم:
لاغری با قانون رهایی یعنی چی واقعاً؟ 🤔🌿
تا حالا شده احساس کنی توی یه چرخه تکراری افتادی؟

شروع یه رژیم، چند روز تعهد، بعد یه لغزش کوچیک… و بعدش احساس گناه، رها کردن، و دوباره برگشت به پرخوری؟ 😔
اگه آره، بدون که تنها نیستی! خیلی از ماها این مسیر رو بارها و بارها رفتیم…
ولی حالا وقتشه که یه مسیر جدید رو امتحان کنیم:
مسیر لاغری با قانون رهایی.
📌 قانون رهایی یعنی چی؟
قانون رهایی یعنی بذاری بدنت خودش کارشو بکنه؛ یعنی به جای اینکه همش بخوای کنترلش کنی، بهش اعتماد کنی…
بدن تو هوشمنده؛ خیلی بیشتر از چیزی که فکرش رو بکنی!
اون دقیقاً میدونه کی گرسنهست، چی لازم داره، و کی باید متوقف بشه.
لاغری با قانون رهایی یعنی اینکه به جای جنگیدن با بدنت، باهاش دست آشتی بدی.
یعنی دیگه لازم نباشه هر لقمه رو با عذاب وجدان بخوری… لازم نباشه هر بار که غذا میخوری، ذهنت درگیر کالری، چربی، یا وزن فرداست!
💡 تصور کن داری پشت میز غذا نشستی… یه غذای خوشمزه جلوت هست، بدون احساس گناه، بدون عجله، بدون فکرهای اضافی.
آروم میخوری، با لذت، با احترام به خودت.
بدنت یه جایی بهت سیگنال میده: «کافیه دیگه، سیر شدم.»
و تو همون لحظه قاشق رو زمین میذاری. نه از ترس چاقی، بلکه چون واقعاً دیگه نیازی نیست.
🔁 این یعنی بازگشت به حالت طبیعی.
به اون نسخه از خودت که هنوز ذهنش با رژیمهای سخت و ترازو و ممنوعیتها خراب نشده بود.
اون نسخهای که غذا خوردنش با حس خوب همراه بود، نه با عذاب وجدان.
✨ لاغری با قانون رهایی بر اساس دو اصل ساده کار میکنه:
- گوش دادن به صدای بدن
- دوستی با خودت، بهجای کنترل خودت
رها کردن یعنی به خودت یاد بدی که لذت بردن از غذا و سبک بودن میتونن با هم باشن.

چرا رژیم گرفتن دیگه جواب نمیده؟ 😤
چون رژیم گرفتن یعنی کنترل… و مغز ما از کنترل خوشش نمیاد!
وقتی خودتو محدود میکنی، ذهن ناخودآگاهت میره سراغ ذخیرهسازی. یعنی با هر رژیم، مغزت یه آلارم میفرسته که: «اوووه… دوباره قحطی شروع شد! سریع ذخیره کن!» 😵💫
نتیجه؟ همش فکر غذا، پرخوری، خستگی، شکست و در نهایت بازگشت به نقطه صفر.
مطالعات نشان دادهاند که رژیمهای محدودکننده میتوانند به افزایش فعالیت در نواحی پاداش مغز منجر شوند، که باعث میشود غذاهای پرکالری جذابتر به نظر برسند.
بنابراین، به جای جنگیدن با بدنمون، بیایید باهاش آشتی کنیم و بهش گوش بدیم.
لاغری با قانون رهایی یعنی رها کردن کنترل وسواسگونه و بازگشت به حالت طبیعی بدن؛ همون حالتی که قبل از اینکه ذهنمون با رژیم و کالری و ترازو خراب شه، وجود داشت.
بیایید با عشق و احترام به خودمون غذا بخوریم و از این سفر لذت ببریم. 💖🍽️
حالا لاغری با قانون رهایی چی کار میکنه برات؟ 🕊️✨
وقتی وارد دنیای لاغری با قانون رهایی میشی، دیگه خبری از محدودیت و کنترل و جنگیدن با غذا نیست! 😌
اینجا یه سفر عاشقانهست… بین تو و بدنت 💞
تصور کن یه روز از خواب بیدار میشی، صدای بدنت رو میشنوی، با لبخند میری سراغ صبحونه، بدون استرس کالری یا وسواس ترازو… فقط با عشق! 😍🍳☕
با لاغری با قانون رهایی یاد میگیری که:
✅ به صدای واقعی بدنت گوش بدی – یعنی بفهمی کی واقعا گرسنهای و کی فقط ذهنت دنبال حواسپرتیه. 🍽️🧠
✅ وقتی سیر شدی، راحت و بدون عذاب وجدان غذا رو کنار بذاری – چون دیگه نیازی به تموم کردن بشقاب از روی اجبار یا ترس نداری. 😌🥗
✅ از غذا لذت ببری، بدون اینکه حس گناه خفهات کنه – چون تو داری با آگاهی و عشق غذا میخوری، نه با ترس. 🍰💕
✅ به جای سرزنش خودت، خودتو در آغوش بگیری – یعنی یاد میگیری از بدن فعلیت خجالت نکشی، بلکه بهش افتخار کنی و ازش مراقبت کنی. 💖🪞
✨ لاغری با قانون رهایی یعنی برگشتن به یه سبک زندگی که با آزادی، شادی و هماهنگی با بدنت ساخته شده—not با زور و اجبار و استرس.

تصویرسازی ذهنی؛ جادوی لاغری با قانون رهایی! ✨🧠💫
یکی از معجزههای واقعی در مسیر لاغری با قانون رهایی، همین تصویرسازی ذهنیه.
ذهن ما فرق بین واقعیت و تصور رو خوب تشخیص نمیده، پس چرا از این ویژگی طلایی استفاده نکنیم؟ 😍🎯
بیا با هم یه تمرین خیلی خاص انجام بدیم… آمادهای؟
(البته اول بخون، بعد اجرا کن! 😉)
👁️ چشمهات رو ببند و…
🌟 تصور کن خودت رو توی لباسی که عاشقشی – شاید یه مانتوی خوشدوخت، یا یه لباس مجلسی خاص – درست همونی که همیشه دلت میخواست بپوشی ولی حس نمیکردی «اندازهاش هستی»…
✨ حالا خودت رو وسط یه جمع دوستانه یا یه مهمونی پر از نور و موسیقی ملایم ببین… داری با اعتماد به نفس راه میری…
لبخند به لبت، بدنت سبک و آزاد، چشمها برق میزنن…
همه تحسینت میکنن، ولی مهمتر از اون، تو خودتو تحسین میکنی! 😌💃
اون حس سبکی رو با تمام وجودت احساس کن… هم جسمت سبک شده، هم قلبت آرومه.
و این یعنی چی؟
یعنی بدنت داره با ذهن تصویر جدیدی میسازه… تصویری که درش لاغری با قانون رهایی، نهتنها ممکنه، بلکه لذتبخشه!
📌 علم هم ثابت کرده که تصویرسازی ذهنی، درست مثل تمرین واقعی روی مغز اثر میذاره.
یه تحقیق جالب در مجله Psychology Today میگه وقتی ما چیزی رو بهصورت ذهنی تصور میکنیم، همون نواحی از مغزمون فعال میشن که در هنگام تجربه واقعی اون اتفاق فعال میشن. (منبع: Psychology Today)
💡 اگه میخوای این تصویرسازی ذهنی و «قانون رهایی» رو با راهنمای کامل و تمرینهای عملی دنبال کنی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً همین مسیر رو باز میکنه.
✍️ حالا بریم سراغ یه نکته خیلی مهم؛ در ادامه هم توی گام ۱۰ سراغ «اعتیاد به غذا» میریم.
یه نکته خیلی مهم!
خیلی از آدمها وقتی برای اولین بار با مفهوم لاغری با قانون رهایی آشنا میشن، یه سوال مهم براشون پیش میاد:
«اگه قرار نیست رژیم بگیرم و محدود باشم، پس یعنی هر چی دلم خواست بخورم؟! یعنی بیخیالی مطلق؟» 🤷♀️
📍 لاغری با قانون رهایی بههیچوجه یعنی بیخیالی نسبت به بدنت. برعکس! یعنی رسیدن به یک رابطه سالم، آگاهانه و صادقانه با غذا و خودت.
فرق رهایی با بیخیالی چیه؟ 👇
🚫 بیخیالی یعنی پر کردن هر حس خالی با غذا
✅ رهایی یعنی شناخت احساسات واقعی و احترام به نیازهای واقعی بدنت
🚫 بیخیالی یعنی غذا خوردن از روی استرس، خشم یا بیحوصلگی
✅ رهایی یعنی آگاهی از احساسات، بدون سرکوبشون با خوراکی
🚫 بیخیالی یعنی خوردن بیمرز، بیتوجه به نشونههای سیری
✅ رهایی یعنی توانایی متوقف کردن خوردن وقتی بدنت میگه: “من دیگه کافیمه!” ✋
چرا این تمایز مهمه؟ 🎯
چون لاغری با قانون رهایی فقط در صورتی اتفاق میافته که تو بتونی فرمان رو بهدست خودت بگیری — نه با اجبار، بلکه با عشق. ❤️



جمعبندی رهاگونه 😄
(یا به عبارتی: وقتی لاغری میشه یه سفر عاشقانه با خودت! 💖)
لاغری با قانون رهایی یعنی شروع یک رابطهی تازه… رابطهای پر از عشق، احترام و آرامش با خودت، بدنت و غذایی که میخوری 🍽️🧡
✅ یعنی خودتو همونطوری که هستی، با تمام فراز و نشیبها بپذیری
✅ یعنی انتخابهات از عشق باشه، نه از ترس یا وسواس
✅ یعنی غذا خوردن برای لذت، نه برای تنبیه یا پاداش
🌈 با قانون رهایی دیگه:
❌ غذا دشمنت نیست
❌ ترازو باعث استرس نمیشه 😩⚖️
❌ هر لقمه همراه بغض و اضطراب نیست
💫 حالا وقتشه سبک زندگی بسازی که نه فقط بدن، بلکه قلبت هم سبکی و آرامش داشته باشه.
از امروز یه تصمیم جدید بگیر… 🕊️✨
🌟 بذار لاغری با قانون رهایی بیاد سراغت… نرم، آرام و بیدردسر، مثل نسیم صبحگاهی 🍃🌞
🎁 نکته مهم: تو قرار نیست لاغر بشی تا خودتو دوست داشته باشی. تو خودتو دوست داری، برای همینه که اجازه میدی بدنت برگرده به حالت طبیعی خودش 💛
💡 و حالا، اگه میخوای یاد بگیری چطور ذهن و اشتهای خودت رو برای همیشه برنامهریزی کنی، دوره اصلاح پرخوری و اشتها در مغز دقیقا مسیر درستش رو بهت نشون میده.
این دوره کمک میکنه با ذهن خودت دوست بشی، وسوسهها رو مدیریت کنی و لاغری با آرامش و لذت واقعی رو تجربه کنی. 🧠✨
🎯 بخش تمرینی امروز: تجربهات از رها کردن وسوسهها! 🎯
📝 سؤال امروز:
تا حالا پیش اومده که موقع خوردن یه خوراکی وسوسهانگیز، تصمیم بگیری رهاش کنی و بهجای خوردن، به احساس واقعیت گوش بدی؟
چی شد که تونستی رها کنی؟ یا اگه نتونستی، چه چیزی باعث شد سمتش بری؟
👇 همین حالا پایین همین صفحه، توی بخش دیدگاهها بنویس:
- چه احساسی داشتی وقتی خواستی رها کنی؟
- نتیجهاش چی شد؟
- اگه نتونستی رها کنی، دوست داری دفعه بعد چی کار کنی؟
🧠 چرا نوشتن مهمه؟
وقتی تجربههات رو مینویسی، ذهنت از حالت مبهم درمیاد و آگاهتر میشی. نوشتن باعث میشه قانون رهایی رو بهتر درک کنی، اشتباهاتت رو ببینی و به خودت فرصت رشد بدی. هر کلمهای که مینویسی، یه قدم به آگاهی و آزادی ذهنی نزدیکترت میکنه.
✨ تو با نوشتن، در حال ساختن نسخهی آزادتر و سبکتر خودت هستی…
🌱 همین الان بنویس و به مسیر لاغری با ذهن، قدرت بیشتری بده!
📌 ما دیدگاههات رو میخونیم و با عشق همراهت هستیم 💚
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
📻 رادیو لاغری
امتیاز 4.17 از 148 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

نشان های دریافت شده
سلام استاد صحبت های امروز عالی بود من هدفم لاغری بود وقتی به آن هدف فکر میکردم یه جورایی ناراحت میشدم ولی امروز که این فایل را دیدم خوشحال شدم چون درسته که لاغر نشدم ولی حالم با خودم خوبه ولع خوردن ندارم ترسی از خوردن ندارم یه کمی پیام های بدنم را دریافت میکنم ممنون از شما که به موقع به کمکم آمدین واین موضوع هدف آخر را بیان کردید هدف صحیح خیلی مهم است.
نشان های دریافت شده
به نام پروردگارم
سلام و عرض ادب همه هم مسیریهای گلم و استاد عزیز
الحمدلله که امروز هم حالم عالیه واقعاً شکر خدا رو میکنم که دقیقاً جایی که دیگه دارم خسته میشم و شک میفته توی جونم، یهو منو با یک فایل عالی از شما روبرو میکنم
وقتی شما گفتید که نباید نقطه آخر که لاغر شدن هست رو هدف قرار بدیم
فهمیدم که مشکل من همین بود
راستش خیلی استرس و اضطراب داشتم و فکر میکردم که حتماً باید الان یک فعالیتی به خودم بدم اما همین که نشستم و این فایل تصویر رو گوش دادم آرامش گرفتم
فهمیدم که مشکل من چی بود
مشکل من این بود که داشتم به هدفم نگاه میکردم و اصلاً حواسم به تغییرات شگفت انگیزی که کردم نبود
من علاقه خیلی زیادی به نان داشتم
طوری که اگر پدرم از نونوایی برمیگشت من نونا رو برش میدادم تا توی یخچال بگذارم
چون اون موقع میتونستم راحت کلی نون بخورم
و بعدشم همون زبان چاقی که میگفت بخور بخور بزنه تو سرم
اما امروز به یاد آوردم که من واقعاً تغییر کردم و دیگه اصلاً میل زیادی به خوردن نون ندارم
خیلی وقته که دیگه نون برش ندادم حتی شاید بعضی وقتا نمیفهمم که کی نون خریداری میکنیم ما
این تنها یکی ازکرد
ییرات رفتاری من بود
من در افکار خیلی تغییر کردم
دیگه مثل قبل ترس از خوردن خوراکیها ندارم راحت از اونها استفاده میکنم
همین امروز بستنی خودم رو با لذت خوردم
برام خیلی جالبه که الانها اگر بعضی وقتا پرخوری هم بکنم دیگه مثل قبل توی ذهنم درگیری ندارم و اصلاً زیاد درگیر چاقی نمیشم مثل قبل
استاد واقعا ممنونم از این فایل عالی که شما ضبط کردید
این فایل منو به خودم آورد، اون خدایی که بالای سرمه ،اون خدایی که همه جا حواسش به من هست ، اون خدایی که فرمون زندگیمو دادم دستش،
دوباره به دادم رسید و بهم یادآوری کرد که اگر به آن سپردم است دیگه نباید نگران باشم ون اگه روش اشتباه بود خودش من رو بیرون میآورد نه اینکه با این فایل امروز انقدر آرامش نصیبم کنه
حالم خیلی خوبه
امروز اتفاقی افتاد که به خاطرش واقعاً حالم بد بود و کلی گریه کردم اما خدا اینجا آرومم کرد
الهی شکر
من فکر میکنم از زمانی که کرونا اومد چون دیگه همش توی خونه بودم همش میخوردم اضافه وزن من شروع شد فکر میکنم حدوداً ۱۰ ۱۱ سالم بود
و میتونم بگم از همون موقع به خاطر مسخره شدنم با چاقی به مشکل برخوردم
شاید توی جسمم به مشکلی بر نخورده بودم خودم اذیت نمیشدم اما حرف بقیه دوستانم باعث میشد که رنج بکشم
دلم نمیخواد وقتی که راه میرم اندامم بلرزه به خاطر چربی اضافه
دلم نمیخواد با حرص و ولع غذا بخورم و بعدش توی ذهنم درگیر باشم و با خودم جنگ داشته باشم و همش عصبانی باشم و عذاب وجدان داشته باشم
دلم میخواد آرامش داشته باشم وقتی خودم رو توی آینه نگاه میکنم از اندامم لذت ببرم
دلم نمیخواد که وقتی به اندامم دست میزنم چربی به دستم بیاد
دلم نمیخواد وقتی با دوستانم به مرکز بهداشت میرم تا قدمون رو اندازه بگیریم وقتی بهم پیشنهاد کنم که بیا برو روی ترازو با ترس و لرز برم روی ترازو
دلم نمیخواد خجالت بکشم از اندامم و همش در حال مقایسه باشم و خودم رو توی جمعها قایم کنم
و کلی ناخواستههای دیگر
من امروز دریافت کردم که اون چیزی که مهمه و موفقیت من رو ثابت میکنه تغییراتیه که از اول مسیر تا الان کردم
اگر بخوام به نقطه آخر نگاه کنم مسافت طولانی به نگاهم میاد و من رو ناامید
پس این کار رو نمیکنم
یک فرد کوهنورد هم گر بخواد به قله نگاه کنه خسته میشه برای همین باید به اون قدم بعدی و جای پای بعدی خودش رو نگاه کنه و قدم بعدی رو محکم برداره
پس منم اگه میخوام به قله برسم نباید بهش نگاه کنم و باید اون رو رها کنم
و به همین موفقیتهای کوچیکم دل ببندم چون شاید اصلاً عمرم به دیدن اون نقطه آخر کفاف نده
امروز رو زندگی میکنم و محکم قدم برمیدارم تا فردا کی مرده است کی زنده
هدف صحیح من تغییر کردن است
و با دیدن تغییراتی که از اول مسیر تا الان کردم به خودم انرژی ادامه دادن میدهم
من میخوام آموزش ببینم که یک شخصیت عالی نه تنها لاغر بلکه از همه نظر عالی به وجود بیارم
پس این نیاز به زمان داره و هدف اصلی که لاغر شدن هست رو رها میکنم تا تغییرات کوچیکم به چشمم بیاد
رها کردن
توکل کردن
حرکت کردن و برکتش رو از خدا خواستند
این گام تمامش همین بود
تو حرکت کن و به همین تغییرات کوچیکت نگاه کن تا به موفقیتهای بزرگی که خدا برات در نظر گرفته برسی
با توکل کردن و ادامه دادن به این تغییرات میرسی
بهت قول میدم دختر
لاغر شدن را رها کن و به تغییراتت نگاه کن و شکرگزار الله باش که هدایتت کرد
الحمدلله رب العالمین
سلام استاد خدا قوت.این فایل خیلی عالی بود و روشنم کرد درمورد همه جنبه های زندگیم. متنی هم که تو این صفحه نوشتید فوق العاده بود.خیلی ازتون ممنونم.سلامت باشید.
خلاصه ای از نکات برای خودم:
✓باید بتونم هر روز با اینکه مشکلات هستند حرکت کنم.
فشار مشکل چاقی غلبه میکنه
✓هی نگاه کردن به چاقی و چرا من تغییر نمیکنم:خستت میکنه و فشار رو بیشتر میکنه
✓هدفم بهتر شدن شرایطه.پایانی وجود نداره.
✓هدف:بهبود پیدا کردن
✓هیچوقت نباید نقطه پایان هدف اولیت باشه.
✓هدفت نباید این باشه لاغر بشم!
✓خودتو با چیزی که بودی مقایسه کن نه با چیزی که میخای باشی.
✓سوالاییه که برای اینکه بفهمم تو مسیر درستم یا نه باید مدام تکرارشون کنم: احساس شما به چه میزان تغییر کرده؟نگرانی شما از لاغر نشدن به چه انداه به اطمینان به لاغر شدن تبدیل شده ؟ ترس از خوردن مواد غذای به چه میزان در شما تغییر پیدا کرده ؟ارتباط شما با خودتان به چه میزان تغییر کرده ؟ به همان اندازه موفق هستی
✓در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشد و توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید.
همینطور که مشغول لذت بردن از تغییرات خود هستید به خود می آیید و متوجه می شوید از نقطه پایان گذشته اید.
این طریق لاغر شدن لذتبخش است، نه اینکه هر روز شرایط خود را با آنچه باید باشیم یا دوست داریم باشیم مقایسه کنیم.
✓من لاغر شدن را رها کردم و فقط در پی یادگیری هستم
✓ برای نقاش شدن باید نقاش شدن را رها کرد و نقاشی کردن را آموخت.
✓فقط باید آموخت. فقط باید تکرار کرد و به آموزشها عمل کرد. مرحله به مرحله تکامل را سپری کرد. آزمون و خطا کرد تا کم کم تغییرات را در خودمان مشاهده کنیم.
✓ما هم برای لاغر شدن باید لاغر شدن را کنار بگذاریم و فقط لاغری را یاد بگیریم. جمله به جمله.
✓هر آنچه ما با فکر کردن به آن به احساس ناتوانی میرسیم باید آن را رها کنیم. و در اینجا لاغر شدن وقتی به ما احساس ناتوانی میدهد باید آن را رها کنیم.
✓وقتی لاغر شدن را رها می کنیم جلوی تخریب ذهن را می گیریم و ترمیم بدن پروسه ی لاغری را که همیشه در حال انجام آن بوده ادامه میدهد و چون دیگر ذهن یادگرفته این کارخانه ی خودکار را رها کند؛ لاغری رخ میدهد. این یک آموزش عملی است.
✓بدن من همواره در حال بهترین شدن خود است. تنها مانع خودم هستم.باید از سر راه برم کنار.
✓پس این یک فرمول است که باید به تغییرات فعلی خود توجه کنیم نه به مقصد نهایی.
۱- از۱۲ سالگی استارت چاقی خورد .از وقتی که شروع کردم مقایسه کردن خودم با دخترای هم سن و سالم و زیبا بودن رو توی خیلی لاغر بودن دیدم. با اینکه چاق نبودم غصه روز و شبم و ورد زبونم این بود که چقدر چاقمو میترسم چاق تر بشم. همون موقع پذیرفتم بدن من اینجوری کار میکنه و چاقم.بعد اون کم کم با انواع رژیمای لاغری اشنا شدم و چون نمیتونستم رعایتشون کنم انتظار چاق تر شدن میکشیدم.این اتفاقم افتاد.
۲-به خاطر اینکه مریض شدم نتونستم رژیمم رو ادامه بدم. ۲سال بود رژیمم رو نشکسته بودم. وقتی رژیمم رها کردم وزن اضافه کردم و روز به روز وزنم بیشتر شد و نگرانم مدام چاق تر بشم.
۳-باید بتونم بیشتر ذهنمو ببینم و از حرفاش نترسم و حرفاشو به خودم نگیرم.حس میکنم تو این موضوع دارم رشد میکنم.که حرفاشو بشنوم ولی به خودم نگیرم.جوابشو ندم. فقط صبر کنم.روزایی هست که مودم خوب نیست و دوست ندارم فایلی گوش بدم دارم سعی میکنم با اینم کنار بیام و هر روز مرتب دنبال کنم فایلارو .نوشتن هم برام هنوز سخته ولی دارم بهتر میشم.
اینم فهمیدم که باید روی بهتر شدن خودم تمرکز کنم نه نتیجه(تو هر موضوعی در زندگیم)و فارغ از بقیه و دنیای اطرافم و نتیجه دلخواهم، این کاری که فکر میکنم برام بهتره رو صرف نظر از اینکه چقدر زمان میبره انجام بدم.خیلی هم عجولم خیلی ام به خودم شک میکنم که دارم درست انجامش میدم یا نه.
۴-حالا فهمیدم که هدف درست برای لاغر شدن اینه که همه چیزای جدیدی که دارم اینجا یادمیگیرم بشه بخشی از طرز تفکرم و رفتارم و احساسم تا برای همیشه این ریشه چاقی از ذهنم پاک بشه و به ارامش برسم. هدف صحیح فکر میکنم برای من اینه که به جایی برسم نگران چاق تر شدن نباشم.بیشتر از اینکه بخام لاغر بشم نگرانم چاق تر بشم.اگر وزنم نره بالا مشکل جدی ندارم فعلا.هدفم اینه از مواد غذایی نترسم .رفتار غذاییم اصلاح بشه.روند اضافه وزنم متوقف بشه.
نشان های دریافت شده
با قانون رهایی لاغر شویم.
اینکه هر روز نگران لاغری باشیم ما را از هدفمون دور می کنه بلکه با تغییر ذهن از چاقی به لاغری و رها کردن
موفق میشیم و به پایان هدف نچسبیم
زندگی تشکیل شده از مسیر و مقصد و از مسیر تغییر برای لاغری لذت ببریم و رسیدن به پایان هدف و مقصد مورد نظر صفر ثانیه هست .
و توجه به پایان مسیر دلسردمون می کنه بلکه توجه به لذت بردن از مسیر
با سلام به نام الله یکتا
چه آگاهی های نابی در این فایل بود
سپاسگزارم از الله یکتا و شما استاد عزیز
چقدر این آرامش سرشار از قوه ی الهی زیباست چقدر شیرین است چقدر لذت بردن از مسیر و رها کردن لاغری و ایمان داشتن به موفقیت زیباست
خدایاشکرت
نشان های دریافت شده
بنام خدا سلام استاد گرامی ودوستان سایت تناسب فکری گام نهم :قانون رهایی لاغر شوید خواسته ات را رها کن وبه آن برس این قانون رهایی است. با استفاده ازآن میتوان به راحتی لاغر شد. وبرای موفقیت در مسیرلاغری با ذهن ودراین مسیر یاد گرفتم به خوبی درک کردم که موفقیت رسیدن به نقطه پایان یا وزن ایدهآل بلکه موفقیت به مقدارفاصله ای است که در شرایط خود در نقطه شروع درخودمان احساس میکنیم. احساس ما به میزانی تغییر کرده است به همان اندازه موفق هستیم. در مسیر لاغری با ذهن همیشه باید توجه شما به تغییرات خود باشید توجهی به مقصد نهایی نداشته باشید. وباید ازاین مسیر لذت ببرید تغییرات خودمتوجه میشوید از نقطه پایان گذشته اید ازاین طریق لاغر شدن لذت بخش است. نه اینکه شرایط خود رابا هرفردی مقایسه کنیم و تاثیر قانون رهایی بر لاغر شدن من لاغر ی را رها کردم فقط پی یاد گیری هستم من فهمیدم هزاران نخ وسوزن وچرخ ودیگر وسایل لاغری هم داشته باشیم اما وقتی یاد نگرفته باشیم خياطي کردن راهزگر نمیتوانیم باچرخ خياطي خياطي کنیم برای خیاط شدن بایدخیاطی رو رها کردخیاطی کردن رو آموخت باید تکرارکرد به آموزش عمل کرد. مرحله به مرحله تکامل را سپری کرد آزمون خطا کردتا کم کم تغییرات رو درخودمان مشاهده کنیم کسی خیاط هست هرگز به خياطي بودن خود فکر نمیکند. اصل کار ذهن یاد گیری است وقتی ذهنمان را مشغول یادگیری میکنیم با اینکار اجازه مید هم. جسم براساس فرمولهای اولیه پیش برود ماباید یادگیری لاغری در حقیقت ذهنی را که مدام به چاقی ولاغر شدن فکر میکند را به کار میگیریم وبا یادگیری حال خود راخوب میکنیم یکی از همین قوانین قانون رهایی است اما ذهن مگر میتواند چیزی را رها کند که به آن عادت کرده باشد. بله میتواند وقتی غذا دلچسب تری به ذهن بدهیم ذهن ما خوراک نه چندان مرغوب قبلی خود را رها میکندچون تازه میفهمید ان خوراکی چقدر بد مزه بود وبه ذائقه او نمیخورد ولاغر شدن رو رها کنیم قانون رهایی یعنی رها کردن. آنچه مارا با قوانین آفرینش ناهمسو میکنید ناتوان ناهمسو با آفرینش است چه چیزی به ما احساس ناتوانی میدهد. هر چیزی که مابا آن احساس ناتوانی میکنیم باید آن را رها کنیم. ودر آ
نجا که لاغر شدن احساس ناتوانی میدهدباید آن را رها کرد. یادگیری یک پروسه ذهنی ولاغر شدن یک پروسه ی جسمی است. برای لاغر شدن بایدپروسه ی جسمی رالاغر شدن رها کرد. مابا رها کردن جسم و لاغر شدن از تکرار فرمولهای چاق کننده دوری کنیم. ذهن تنها باخوراک علم میتواند خوراک های ناهمسو با آفرینش را رها کند لاغر شدن خودی خودی در حافظه الهی ما همه چیز است. جسم مابه علم لدنی متصل است وآموزش ما ناهمسو دخالت کردن کار جسم قدرت تخریب را بیش از قدرت ترمیم کرده ایم ولاغر شدن رورها میکنیم وجلوی تخریب ذهنمان را میگیریم ترمیم بدن پروسهی لاغری را که همیشه در حال انجام آن بود ادامه میدهد. دیگر ذهن یادگرفته کارخانه خودکار را رها کند. لاغری روخ دهید این یک آموزش عملی هست لاغری جسم تمام میشود. اما لاغری ذهن یادگیری تا ابد ادامه دارد این استمرار سبب لاغرماندن دائمی است خدایا شکرت که دراین مسیر زیبا قرار دارم ممنونم استاد بابت آگاهی ناب تون.
به نام خدا
خداوند را شاکرم که من را در مسیر لاغری قرار داد تا با یادگیری آن، به سمت متناسب شدن حرکت کنم…..
انتهایی مسیر ما لاغریست. از روزی که در مسیر لاغری قرلر گرفتم، فشار لاغری در من کم شد. هیچ وقت به لاغر شدن فکر نکردم و از مسیر و آموزش لذت بردم. چون مطمئنم منم شبیه همه ی دوستان به وزن متناسب میرسم. چون میدونم بدن هر انسانی به خواست و اراده ی خداوند، به سمت متناسب شدن حرکت می کنه. ماها از ابتدا متناسب بودیم. یه سری فرمول های غلط جایگزین فدمول های درست شدند و ما از مسیر خارج شدیم.
من از ۶ یا ۷ سال قبل، تا همین چند وقت پیش احساس میکردم که چاق شدم. سنگینی اش رو در بدنم حس می کردم. ولی این مدت که با سایت آشنا شدم، حس می کنم ۵۰ کیلو هستم و شبیه ۱۵ سال قبل. فشار از بدنم و فکرم جدا شده. احساس می کنم چربی های بدنم ریخته شده. قول میدم از امروز به بعد خودمو وزن نمی کنم خودمو سایز گیری نمی کنم. وقتی از متناسب ها بپرسی چند کیلو هستی، میگن چند ماه پیش خودمو وزن کردم و الان هم همونم. ولی ماها مدام روی ترازو هستم. چون تمام فکر و ذهن ما لاغری. در اصل ما به چاقی فکر میکنیم. از چاقی رنج میبریم که مدام وزن و سایزمون رو کنترل می کنیم…..
همین که موقع خوردن، نمی ترسیم خیلی خوبه. این یعنی، ما به غذاها برچسب چاقی لاغری نمیزنیم. نمی گیم برنج و نان چاق کننده هستن. شبا برنج نخوریم. چند تا قاشق اضافه بخوریم، چاق میشیم. ما هم شبیه متناسب ها با ولع نباید بخوریم و بعد اینکه سیر شدیم دست از غذا بکشیم.
رفتار متناسب ها با ماها که متناسب نیستم خیلی فرق داره. اونا دنبال چیزی هستن که بخورن تا چاق بشن. ماها به غذاها برچسب چاقی زدیم. به خاطر همینه که با هر وعده غذایی انتظار میکشیدیم که چاق بشیم. ما باید لاغر شدن رو کنار بزاریم. باید فرمول های لاغر کننده رو همراه با دلیل به ذهن خودمون بسپریم تا با مرور زمان ولع خوردن ما کم بشه و رفتار درست نسبت به غذا و خوراکی ها پیدا کنیم تا به آرزوی خود که لاغر شدن هست دست پیدا کنیم. هر روزی که حالمون خوب بود و به غذاها برچسب نزدیم و ولع نداشتیم و نگران چاق شدنمون نبودیم اون روز روزی لاغری ماست
به نام خداوند آسمان آبی
از 7 سالگی اضافه وزن من شروع شد ، کامل آن صحنه را هنوز یادم می اید که با بلوز آستین بلند قرمز جلوی آینه ایستادم و زیر لب زمزمه میکنم چرا چاقم؟ چرا بقیه مسخره ام کردن؟ چرا من ؟ چقدر از خودم بدم میاد ، کاش میشد این چربی ها رو نابود کرد هنوزم آن حس نفرت از خود را در آن روز به یاد دارم بخاطر حرف چندین نفر زمان شیرین کودکی خود را تلخ کردم و اکثر اوقات ناراحت بودم. و این به حدی بود که 8 سالگی شروع کردم به رژیم و ورزش اما چندی دوام نیاورد و دوباره وزن کاهش یافته بازگشت.
سایز شلوارم کاهش پیدا کند از ناحیه پایین تنه لاغر تر شوم ، بدن چابک تر و سبک تر میخوام هر لباسی که میخوام بپوشم بدون معلوم شدن چربی های بدنم ، یک بدن متناسب معمولی که بقیه به چشم متفاوتی بهم نگاه نکنن.
من این مشکل را تا چند وقت پیش داشتم اما اینقدر با خودم فکر کردم و تحلیل کردم که ذهنم هوشیار شده مثلا میگفتم هدف من 60 کیلوگرم است و من باید به 60 برسم اما به قول استاد من نقطه پایان را نقطه شروع خودم قرار دادم من چند وقت پیش پیام دادم و گفتم خودم را وزن کردم و 5 کیلوگرم اضافه کردم خیلی ناراحت شدم و به همه چیز شک کردم و… ، که استاد استوری قطار چاقی گذاشتن چندین بار دیدم و نوشتم و کمی با خودم کنار آمدم و دو دو تا چهار تا کردم و متوجه شدم استاد درست میگن من اگر میخوام وزنم به 60 کیلوگرم برسه و تغییر حسابی در جسمم داشته باشم اول باید ذهن من در روند متناسب شدن قرار بگیرد : اگر بدن ما قطار باشد با هرچندتا واگن که آخرین واگن جسم ماست که این قطار در مسیر چاقی در حال حرکت است و ما قصد داریم متناسب شویم اگر بخواهیم دور بزنیم و وارد مسیر لاغری شویم مدتی زمان می برد تا واگن آخر هم وارد این مسیر شود که واگن آخر جسم ماست ، من انتظار ندارم ماه آینده به 60 کیلوگرم برسم یا غصه بخورم و بگم چرا 60 کیلو نیستم نگاه کن فلانی چقدر متناسب و خوش اندامه من به خودم میگم یادت میاد روزایی که کنج خونه بودی و گریه میکردی یا احساس عذاب وجدان و گناه شب خوابت نمی برد یا یک قاشق غذا بیشتر میخوردم از خودم بدم میومد قرص بخور برای ریزش مو قرص آرامبخش بخور تا بتونی حداقل دوساعت بخوابی هرشب کابوس و استرس داشتم ، من از وقتی با اینجا آشنا شدم هیچکدام آن مشکلات ندارم خواب پر کیفیت و هیچکدام آن قرص های آرامبخش را نمیخورم ریزش موهام قطع شده و موهام زیباتر شده بجای کنج خونه در حال لذت بردن از طبیعت هستم و با خیال راحت درس میخونم بدون نگرانی و فکر به وزنم درس میخونم و کارام را انجام میدم این یعنی پیشرفت این یعنی من نسبت به قبل خیلی بهترم با اینکه وزنم به 60 نرسیده اما بسیار آرامش روانی دارم همین آرامش یعنی بزرگترین پیشرفت تا به این روز. یک چیز قشنگی که این هفته متوجه شدم شکمم جمع تر شده و احساس میکنم لاغر تر شدم که دوستم را هم این را گفت و من بابت همین تغییر کوچک بسیار خوشحال شدم این یعنی پیشرفت .
با آرامش ذهنی بدون استرس لاغر شدن هدف منه ، هروز یک گام کوچک بردارم و با حس خوب لاغر شوم من اگر به 60 میخوام برسم نمیگم ماه آینده به 60 برسم ، مگه ما یهو از عدد 80 میپریم عدد 60؟ اول 79 بعد 78 و ….. بعد 70 و……. بعد 65…… و در آخر 60 کاملا شبیه عدد وزنی من است اگر میخواستم در کوتاه مدت به 60 برسم میرفتم سراغ رژیم ، میخوام به 60 برسم اما برای همیشه .
بزرگی هست در عالم خدا نام که دل با یاد او می گیرد آرام
سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم مسیر
من حدود ۱۴ سالگی که به سن بلوغ رسیدم ارام ارام
شروع کردم به چاق شدن ،و ارام ارام ،ماه به ماه و
سال به سال من از ماههایی قبلی و سال هایی قبلی
چاق تر بودام ،تا موقع که ازدواج کردم که دیگه مث این
آتش فشانها که فوران میکنن من روز به روز چاق تر میشدم
و هر دفعه دوستام یا آشنایی رو می دیدم میگفتن چی کار
می کنی اینقدر چاق شدی ،که دیگه نه لباسی اندازم بود نه
کفشی ،نه مهمونی می تونستم برم ودیگه این حس هایی
بد تخریب گر بیشتر و بیشتر میشدن تا … .
سالها چاقی رژیم گرفتن و نتونستن ،یه من نمی تونم قوی در
من ساخته بود،چاقی اعتماد به نفس من رو از من گرفته ،من
خود واقعیم نیستم با چاقی ،خیلی کارا رو نمی تونم انجام
بدم ،هر لباسی رو نمی تونم بپوشم ،هر جایی دوست ندارم
برم ،اینا همه به کنار که بهم فشار میاره دختری دارم ۶ سالشه
میگه مامان کاش یا کم لاغر تر بودی ،چاقی من حتی این
بچه رو هم اذیت میکنه.
من ،از زمانی که الان حدود یکی دو ماه هست ،درک کردم
حس گرسنگی و سیری رو مخصوصا که چ زمانی از خوردن
دست بکشم ،اینقدر خوشحالم ،اینقدر حالم خوبه که دیگه
اون حس پرخوری سنگینی معده رو ندارم ،اصلا دیگه به
نتیجه فک نمیکنم،میگم همینه کافیه ولی خوب بعضی
اوقات هم چشمم به چاقی بدنم میفته شاید حسم بد بشه
و میگم خودم بودم و خودمم درستش میکنم و قسمت چاقی
جسمم رو نوازش میکنم و عذر خواهی میکنم از بدنم .
در رابطه با انتخاب هدف ،اینکه نه در چاقی ولاغری بلکه
در هر هدفی که توی زندگیمون میزاریم باید خودمون رو با
خود قبلیمون مقایسه کنیم این می تونه حسمون رو خوب
کنه و در مسیر نگهمون داره ،تا اینکه خودمون رو با کسی
که الان در اون شرایط زندگی میکنه ،که حتی اون ادم نزدیک
ترین فرد بهمون باشه حسمون بد میشه و ممکنه ما نا امید
بشیم و رها کنیم مسیر رو ،برای یادگیری هر چیزی نیاز به
آموزش ،تکرار و استمرار داریم ،حالا اون می تونه ،بهبود رابطه
باشه،پولسازی باشه ،پاکسازی باشه ،هر چیزی و خود شخص
من در رسیدن به تناسب زمان و تایم رو حذف کردم ،و این
طور حالم بهتره و وقتی نجوا ها میاد سراغم ،میگه که
اوه حالا کو تا لاغر بشی ،اوه تا تو لاغر بشی کسب و کارت
رو راه بندازی از این وضعیت مالی در بیایی
اوه بخوام بنویسم خیلی چیزا هست
و من وقتی این حس و احساس ها بهم دست میده میدونم
که کار اون شیطان هست که در درونم هست که عجله میکنه
ارام با خودم حرفهایی میزنم که اروم بگیرم و اینو با خودم
میگم که خداوند در قران فرمودن که پاداش صابرین
بی حساب است، و من مطمئنم من هم پاداش صبرم رو
می گیرم ،
با تشکر از استاد عزیزم و همراهی دوستام همراه .
نشان های دریافت شده
شنیده بودم برای اینکه ترازو وزنت رو درست نشون بده در تمام مدت رژیم نباید جای ترازو رو تغییر بدی و من به شدت روی این موضوع حساس بودم.
چقدر توجه به این موضوع برایم تاثیر گذار بود
اما برداشت من چطور بود
من هم وقتی میخواستم کاری را انجام بدهم توجه میکردم که از چه روشی انجام بدهم و چه چیزی باعث بدست آوردن اون چیزی که میخواهم میشود
در لاغری یاد گرفته بودم که حذف یک سری چیزها باعث کاهش وزن میشه و اگر اون ماده غذایی را متوجه میشدم در غذایی استفاده شده و من نمیدونستم و مصرف کردم بعد از اینکه متوجه می شدم کلی ناراحت میشدم در صورتی که اون ماده غذایی باعث چاقی و لاغری من نشده اون برچسب هایی که به اون ماده غذایی نسبت داده شده و در افکارم ثبت شده حتی نسبت به مقدارش هم تعیین و تکلیف میکنه حالت های من را ایجاد میکنه
دیروز همسرم غذا زرشک پلو با مرغ درست کرد موقع صرف غذا بهم گفت زرشک ها یکم بیشتر شیرین شده و من تایید کردم و گفت حواسم نبود و مقدار شکر را یکم بیشتر استفاده کردم
در صورتی که همزمان که داشتم غذا میخوردم هیچ توجهی به اینکه چرا شیرین هست یا نیست نداشتم بلکه داشتم از اون غذا و اون بودن با همسرم و اون نعمت ها لذت میبردم و من در اون لحظه فقط با یک حواس پرتی کلی آلارم و داد و بیداد در ذهنم ایجاد شد و بوق خط ممتد کلمه شکککککککککررررررررررررررررر زده شد و اینطور بود که ای وای شکر،
شکر صنعتی هست، شکر آسیب رسان هست ،شکر فلان و ….
حالا چرا اینطور کرد
برای اینکه من چند سال هست شکر مصرف نمیکنم شاید سالی یکبار با شربت
اینکه میلیون ها بار شنیدم که شکر تولیدش صنعتی هست
اینکه وقتی شکر مصرف میکنی چه اتفاقاتی در بدنت میوفته و داشت برای خودش سناریو میچید که یک لحظه به خودم اومدم که گفتم مگه من رژیم هستم و یا خودم را در محدودیت قرار دادم مگر من به قدرت افکارم ایمان ندارم و حالا بر اساس یک سری باورها طبیعی و صنعتی بودن را برچسب زدم ایا به این جسم واقف نیستم شیرینی شکر با شیرنی عسل هیچ فرقی نمیکنه و هر دو مزه شیرینی میدهد هر دو شیرینی هستند بعد من خودم آگاهانه و طبق درخواست بدنم و اون واکنش ذهنی شکر مصرف نمیکنم و راحت خودم را قانع کردم و تموم اینها فقط بخاطر شنیده هام در مورد برچسب هایی هست که به هر چیزی خورده و من هم باور کرده بودم مهم این هست که باور کنم ایا اون ماده غذایی هست که مرا چاق یا لاغر میکنه
ایا روش خاصی میتونه منو به موفقیت برسونه
آیا باید مثل مورچه بتونم از دیوار بالا بروم تا بتونم زندگیم را زیبا کنم
وقتی به تغییراتی که ۱۸ ماه پیش در من رخ داده نگاه میکنم و خودم را مقایسه میکنم با الان اون شخص من نیستم
روزی که شروع کردم به لاغری با ذهن با این نیت در مغزم رقم خورد که هر چیزی که دلم میخواد بخورم و من میتونم با قدرت ذهنم اونها را در بدنم به لاغری تبدیل کنم و تمام فکرم خوردن شکلات و شیرینی بود توی خونه چیزی به اسم شیرینی و شکلات مانده گار نبود بجایی رسید که همسرم یکم برداشت فریز کرد برای روزی که مهمون میاد داشته باشیم
فرقی نمیکرد چی باشد خوب یا بد خورده میشدالان برای عید ۱۰ مدل شکلات روی میز پذیرایی بود و هنوز هست و اینکه حتی یک دونه هم نخوردم نه اینکه خودم را منع کنم اصلا نمیتونم بهش فکر کنم همین که نزدیکش میشم انگار یکی منو میکشه یه طرف دیگه
وقتی به ظرف شکلات نگاه میکنم انگار دارم به مبل نگاه میکنم حسی بهش ندارم
و بسیار تغییراتی که در من ایجاد شده در پول و ثروت هدف من هم ثروتمند شدن بود اینکه هر چیزی دلم میخواهد راحت بخرم
یکی از آرزوهام این بود که یخچال و فریزر خونه ام اینقدر پر باشه که یک شب به فکر این خالی بودن و کمبود مواد غذایی نخوابم
همسرم برای تعریف میکنه ۲ بسته گوشت داشتیم و ۲ ماه یا فکر کنم ۳ ماه با اون سر میکردیم و استفاده نمیکردیم میگفت نمیدونستم واقعا اون روز را چه غذایی درست کنه چون ذهنش همش روی نبود اون مواد غذایی بود
ولی امروز نزدیک چندین کیلو گوشت هست و میتونم بگم یکماه بود استفاده هم نکردیم
چه اتفاقی افتاد در زندگی من
این مثال نمونه کوچکی از تغییراتی هست که در زندگیم افتاده
مثال دیگه ای که دارم تونستم تموم بدهکاری هام را تسویه کنم و الان فقط ماهانه کرایه خونه ام را پرداخت میکنم ولی ذهنم میاد میگه اگه این هم نبود چقدر خوب میشد ولی من در جواب میگم الان اینقدر با آرامش دارم این کامنت را مینویسم که هیچ استرسی از بابت بدهکاری و قرض و قسط ندارم که دنیایی برام ارزش داره
دستاوردهایی که در این مدت کسب کردم که برای هر کدام چه کارهایی نکردم و اوضاع از قبل هم خراب تر میشد
نتیجه پایانی خودش میاد
من در تناسب اندام هدفم سیکس پک کردن هست مدتی بود هر روز چندین بار به شکمم نگاه میکردم و میگفتم چیکار کنم چربی هام ا
آب شده ولی ای کاش یکم پوستم هم جمع تر میشد داشتم حسرت چیزی را میخوردم که به اون هم میرسم ولی از چیزی که داشتم لذت نمیبردم
لاغری ای که الان حدود یکسال هست هر روز منو جداب تر و خوش اندام تر میکنه و کلی داشته که کسب کردم من هر روز دارم قدم بر میدارم اگر دستاوردی نداشتم تا الان هزاران باره این روش و هر چیزی داشت را ول کرده بودم و پر از خشم و نفرت بودم ولی الان باز شروعی مجدد کرده ام نه برای اینکه مثل زمان رژیم و ورزش ببینم چی میشه و چند روزی اون چیزی که میخواهم را بدست بیارم بلکه برای اینکه قوی تر بشم و بیشتر به خودشناسی ام برسم و دستاوردهام را بیشتر کنم
سالها پیش این تعریف را
(((من فهمیده ام که اگر هزاران رنگ و آبرنگ و بوم و قلم و دیگر وسایل لاغری رو هم داشته باشم اما وقتی یاد نگرفته باشم نقاشی کردن را هرگز نمیتوانم قلم به دست گرفته و نقاشی کنم. برای نقاش شدن باید نقاش شدن را رها کرد و نقاشی کردن را آموخت.)))
جور دیگه ای موقعی که یادگیری قوانین جذب را شروع کردم استادی داشتم و گفت بسیار افرادی هستند که از این دوره به اون دوره میپرند،طرف چند ترابایت آموزش های مختلف داره ولی به هیچ کدوم عمل نمیکنه فقط یاد گرفته جمع کنه و الان این اگاهی به این شکل دوباره به من داده شد به دنبال این نباشم که اگر این باشد میشود کاری کرد یک نقاش با یک مداد هم میتواند زیباترین نقاشی را بکشد مهم اون هنر هست که از یادگیری و تمرین بدست میاریم
و درس بسیار عالی ای که یاد گرفتم شاید میلیونها بار شنیده بودم ممکنه در آموزش های مختلف شنیده بوده باشم ولی امروز و اینجا و این لحظه با درک الان و هدایت هایم بهش رسیدم
لاغر شدن را رها کنم لاغری یاد بگیرم
پولدار شدن و ثروتمند شدن را رها کنم و پولسازی را یاد بگیرم
تا یاد نگیرم نمیتونم کاری انجام بدهم
زمانی که کودک بودیم نمیتونستیم راه بریم یاد گرفتیم تا بتونیم راه بریم
وقتی میخواستیم غذا بخوریم بلد نبودیم چطور باید قاشق را در دست بگیرم یاد گرفتیم چطور قاشق را در دست بگیریم و غذا بخوریم
حرف زدن بلد نبودیم یاد گرفتیم
الان هم باید یاد بگیرم
خدایا شکرت بخاطر این درکی که تونستم بهش برسم و میدانم باز هم بیشتر میتونم یاد بگیرم
و خدایی که به شدت کافیست
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم