اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 389 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











نشان های دریافت شده
خداوند را شاکرم که باز توانستم مروری مجدد بر این دوره عالی و تاثیر گذار داشته باشم که توجه بر لاغری و آموزش های پایه و اصولی لاغری بتوانم به خودشناسی لاغری در ظاهر ولی خودشناسی وجودی خودم هدایت شوم
در این لحظه یکی از دلایل چاقی خودم را هنوز سعی در جلب رضایت آدمها از خودم می دونم
اینکه دیگران را از خودم راضی نگه دارم که این گزینه میشه گفت پاشنه آشیل من هست
ولی به لطف خداوند و همزمانی این جلسه با قسمت ۱۶ زندگی با کمک خداوند لطف خداوند شامل حال من هست دقیقا کلی گره ذهنی را در افکارم حل کرد
بخصوص رفتار و عملکردم در خودم
دیشب شب اول اول عید و دعوت بودم خوب نهار را حدود ساعت ۴ عصر خوردیم و در این بین تنقلات بود و خوشبختانه استفاده نکردم و بسیار از عملکردم راضی بودم موقع شام حدود ساعت ۱۰ شب و من سیر بودم ولی اول بخاطر تحریک بینایی و خاطره ای نوع غذا و دوم بخاطر ناراحتی اطرافیان که حالا شب عید هست و با ما باش و این افکار فارغ از اینکه کسی چیزی بگه ولی من در ذهن خودم بریدم و دوختم تصمیم به خوردن گرفتم که واقعا هم حالم بد شد
ولی درس بزرگی برام داشت که بخاطر دیگران حاظر بودم به خودم آسیب بزنم و هدایت دیگری که برایم رهنمون شد
اینکه فکر میکردم خودم را محدود کرده ام و چون وقتی سیر هستم هیچ تمایلی به استفاده از ماده غذایی دیگه ای ندارم و هر وقت هم چیزی اضافه بر نیاز بدنم بخوام بخورم خودکار ذهنی و بدنی واکنش نشون میدهم و منصرف میشوم
مدتی بود این حس محدودیت در من ایجاد شده بود که خوشبختانه دیشب با کلی سوال و جواب این مسئله را برای خودم منطقی کردم و دارم روش کار میکنم
من وارد مرحله جدیدتری شده ام دلایل سطحی چاقی را پشت سر گذاشته ام و دلایل ریشه ای چاقی برای من نمایان شده چون خواسته ام متفاوت شده
برای اینکه الان در وزن مورد نظرم مدت ها هست هستم
طبق تعهدم در دوره ورود به سرزمین لاغرها که حدود یکسال بیشتر هست از اون موقع میگذرد خودم را وزن نکردم ولی میدونم به وزن مورد نظرم رسیده ام و الان هدف من بدنی ایده آل از نظر خودم هست دارم در مسیرش حرکت میکنم فارع از وزن
چون وزن متغیر هست من در تلاش برای پاک کردن بدنم از هر گونه چربی اضافه هستم بدنی کاملا عضلانی شکمی سیکس پک سینه هایی کشیده و برجسته زیر بغل هایی پهن و کشیده و در کل بدنی عظلانی و تفکیک شده هستم و این را کاملا میدونم که بدنم این توانایی را دارد چون شواهدش را در بدنم دارم میبینم و اینکه همانطور که ذهنم را برنامه ریزی کرده بودم که مواد غذایی در بدنم تبدیل به چربی میشود الان ذهنم را برنامه ریزی کرده ام که مواد غذایی در بدنم تبدیل به عضله میشود و طبق آگاهی های دوره پیشرفته و فایل های چالش دوره پیشرفته به این یقین رسیدم که ذهن چقدر تاثیر گذار هست و این جسم من چقدر قوی هست و چه کارهای میتواند انجام دهد
با اقتدار اعلام میکنم که توانایی دارم چون چندین بار از روش های نامتعادل توانسته ام لاغر بشوم و حتی به تناسب اندام ایده الم برسم الان که خیلی راحت تر از هر زمانی توانسته ام به لاغری برسم و فراتر از هر چیزی به دنبال ساخت اندام ایده الم با ذهنم هستم
دلایل چاقی من شامل : ژن چاقی ، کم تحرکی ، ریزه خواری ، خوردن ، استرس و اضطراب ، متابولیسم بدن ، اختلال هورمون ها و استخوان بندی. اگر من چاقم چون ذهنم انباشته از افکار و باور های اشتباه شده ولی از این به بعد قرار نیست هر چیزی وارد ذهن من بشه . ژنتیک چاقی دارم اما دخترعمو های من همانند ژن مرا دارند پس چرا هیکل هایی متناسب دارند پس ژنتیک علت دقیقی برای چاقی من نیست . کم تحرک هستم اما منم مثل بقیه ورزش میکنم و از ورزش لذت میبرم مثل بقیه کار های روزمره انجام میدم و درحال تحصیل هستم پس کم تحرک نیستم و اینم یکی از باور های اشتباه من ، پس کم تحرکی باعث چاقی من نیست. ریزه خواری دارم پس چاق میشم اما خواهرم یا چند نفر دیگر که میشناسم همانند من ریزه خواری دارند اما متناسب اند پس ریزه خواری باعث چاقی من نیست . غذا زیاد میخورم اما همیشه عادت داشتم به میزان لازم غذا بخورم پس اصلا دلالت بر چاقی من ندارد. متابولیسم بدن من کنده پس چاق میشم اما من فقط از چندتا مقاله ناشناس و فضای مجازی اینو شنیدم پس بطور علمی اثبات نشده و نمیتواند باعث چاقی من باشه . استرس و اضطراب باعث ترشح هورمون در بدن میشود و باعث چاقی می شود اما آدمای هم دوره من اکثرا مضطرب اند اما لاغرن پس در منم باعث چاقی نمیشه . استخوان بندی درشت دارم و چاق تر نشان داده میشوم اما چندتا از دوستانم استخوان بندی درشتی دارند ما بسیار متناسب اند پس اینم دلیلی برای چاقی من نیست.
من مقصر چاقیم هستم ، من باعث چاقی خودم شدم و حالا مسئولم خودمم تغییرش بدم یکبار برای همیشه این قائله رو ختم به خیر میکنم یه کار مهم و ضروری باید به دفعه اول انجام بشه کامل و بدون هیچ نقصی ، بطوری که هیچ وقت حسرت چاقیمو نخورم.
توی 8 سالگی حدودا 7کیلوگرم کم کردم و در 17سالگی 12کیلوگرم کم کردم پس خبری نجات بخش برای جسم منه ، جسم من باید بدونه منم مثل بقیه میتونم بدون هیچ احساس بدی به بدنم زندگی کنم منم میتونم مثل بقیه لباسای خاص بپوشم ، منم لایق لاغری و تناسب اندام هستم و خدا به من بدنی سالم عطا کرده که میتونم لاغر بشم پس بدون هیچ احساس منفی به راهم ادامه میدم و قول میدم هیچوقت این راهو نصفه نیمه رها نکنم.
من چاقم چون فرمولهای ذهنی اشتباه دارم،
چون تصورم این بود که هر چی سن بره بالا چربی در بدن ذخیره میشه و باعث چاقی میشه،اما افرادی رو با سن بالا می شناسنم که لاغر هستند .
چون تصورم این بود یه مادر معمولا چاقه و می من هم مادر دو فرزندم هستم،اما دارم به چشم می بینم خاله م رو دختر عموهایم،دختر خاله و خیلی های دیگه که مثه من مادر شدن اما هنوز مانند دوران مجردیشون هستن.
تصورم این بود که وقتی بچه رو از شیر میگیری دیگه چون کسی از تو تغذیه نمی کنه پس چاق میشی،اما خودم موقع بچه اولم هیچ تغییر در وزنم نشد،و در اطرافیان کسانی رو می شناسیم که بارداری زایمان شیردهی ،هیچ کدوم ازیناا روشون تاثیری نداشته.
تصورم این بود که افسردگی و استرس بالا باعث چاقی میشه،اما چند تا آرمان اطرافیان را می شناسند که با وجود مریضی های مغز و اعصاب لاغرن
تصورم این بود که داروهای اعصاب خواب آور و چاق کننده هستن،اما باز هم نقضش رو دیدم،حتی چند سال پیش خودم استفاده کردم و تاثیری در وزنم نداشت.
خواب زیاد باعث چاقی میشه،اما نه دو تا از خاله هام به شدت خوابالو هستن به مرد خیلی خیلی خوابالو هم داریم تو فامیل که اتفاقا همیشه متناسب بوده حتی الان که پیر شده.
کم تحرکی،آن ما ورزشکارانی رو داریم در رشته های وزنه برداری که با ورزش و تحرک زیاد لاغر نیستن،پس عکسش هم صدق میکنه یعنی کم تحرکی چاق نمی کنه.
ریزه خواری،اما من خودم سالهای سال ریزه خواری کردم و متناسب بودم.
من اعتراف می کنم خودم مسیول چاقی خودم هستم.وبا ترس از چاقی و دادن فرمول های اشتباه به مغز و ذهنم برای خودم چاقی رو رغم زدم.
من توانایی لاغر شدن رو دارم،همانطور که چند سال پیش لاغر شدم و در بهترین حالت تناسب جسمم قرار گرفتم.
من با دیدن عکس جناب عطار روشن و همه دوستان شگفتی ساز به این باور رسیدن که برای لاغر شدن هیچ وقت دیر نیست و لاغر شدن ربطی به جنسیت و سن نداره
سلام و عرض ادب
قبل از اینکه بیام و مجدد این دوره رو بخوام استارت بزنم به این نتیجه رسیده بودم که خودم مسئول این وضعیتم هستم و توضیحات این جلسه هم تفکرات من رو تایید کرد.
در مورد مثال های نقض یکی از افرادی که هم خودم و خانواده ام میگفتن شبیه اش هستم عمه ام بود که میگفتن مدل بدن من به اون رفته اما مسئله جالب اینجاست که 2 تا دختر عمه هام لاغر هستن یا در مورد کنکور دوست صمیمی ام اصلا چاق نشد و تازه نتیجه بهتری هم نسبت به من گرفت و در مورد ازدواج چون چند سال قبلش فایل های لاغری با ذهن رو گوشس داده بودم مطمئن بودم چاقی ام ربطی به ازدواج نداره فقط خودم انتخاب کرده بودم زیاد بخوردم
من نازنین متعهد میشم که خودم تمام وکمال مسئولیت چاقی خودم رو قبول کنم و تلاشم رو برای متناسب شدن انجام بدم.
با تشکر
نشان های دریافت شده
سلام برخالق بی همتایی من
سلام براستادوهپه دوستان هم مسیر
چرا من چاق بودم
حالا که دارم این دیدگاه رومینویسم کاملا فبول دارم دیگه من فردی جاقی نیستم چون من اولین مکانی که چاقی در اون ایجاد شد ذهنم بود وحالا اون مکان رو پاک سازی کردم کلی باوره اشتباهدکه اول اون من فبول کرم هرکسی هرحرفی زد من اون اول فبول کردم تو ذهنم ذخیره کردم چون فبول کردماگه اون زمان من اصلا اون حرف روفبول نکرده بودم وتشویق به خوردن رونداشتم که ازمن کودکی منبود حتما من امروز این همه مشکلی که طی این همه سال داشتم رو نداشتنم شرایط متفاوتی رو داشتم ولی من فبول کردم و تشویق رو پذیرفتم درنتیجه جون توجه بهش کردن ذهنماون برای درمدلهای بیشتر اول نشون دا د ومنبا ت جه به افرادی که شکل من بودن توذهنم اول گفتم که جه خوب من مثل اون افراد چاقی زیادنیست غافل ازاینکه دارم به ذهنم کخ اصل ازبدل تشخیص نمیده دارم میگم چون من دارم توجه وتمرکزدارم دوست دارم مثل این افرادباشم ذهنماون کاره رو برام انجام داد من روزبه روز فردی چاق جاقتر شدم هر رژیم این کاره رو بدتر کرد وفتی فشاری که به حسم وارد می کردم رو به کنار میزاشتم ودیگه رژیم نمی کرفتم برکشت وزن بشترمی شد حس بدتر وترس هم بهش اضافه شد درنتیجه وضع برای من سختر شد شرایط روزبه روزحادتر ومشکلات دراوانواع مختلف خودش نشون داد وشده راه نرفتم حرکت نداستم مشکل مفصل زانو
تعهد بدم که خودم مقصرچاقی خودم هستم
وفنی وارد اینمسیر شدم اول برای خورم این باوره داشتمکه من فقط پر خوری کردم بیش از نیازم مصرف داشتمو دیگران درانواع مختلف تواین شرایط من شریک بودم ازجمله ازث که ب فبول داشتم چون پدر خدا وعده بیامرزم فردی چاقی بودن این چاقی ازاونها به من ارث رسیده فبول همین یی باوره کل ۵۶ سال زندگی من رو تحت تاثیرخودش قراد داد بود وفتی اولین باره دریافتم که نه هیج کسی جزخودن وباوره وافکاروتوجه ونگاه و همه کاری که من انجام دادم شدم فردی چاق ههه وهمه مال خودم بوددهیج کسی دیگه مسئول این همه کاره وعمل کرد واشتباهت من نبود فقط خودم این کاره رو انجام دادم این بخش چون پذیرش هست برای من آسون نبودولی فبول کردمکه آره من اشتباه کردم تعهد دادمکه خودم درستش می کنم وتا این زمان به شکرخدادتوبخسهای زیادی موفق بودم کلی تغییرخوبم داشتم نه تنها وزنمکمشره ذهنمرو هپ ترمیم کردم به شکرخدا ازهر چیزی که وتواینمسیربه من رسید بی کم کاست همه وهمه ازطرف خالقم بود دارم درس یاد می گریم که تو هرشرایط ارزش درخواست کنماون به شکل عالی به نحو احسن جواب میده خدایا شکرت
من توانایی لاغرشدن رودارم
من دریافت که تواینمسر اگه فبول کنمو باره به مسبر داسته باشم نیازمن به هیچ کسی دیگه نیست چون همین فبول کردنکه وتومسیردرست قراردارم و باوره دارم که این مسیر من روفردی متناسب خواهد کرد وتنها با گفت نه بکله آموزش دیدن یادگرفتن تمرین کردن رفتار وافکاروعمل کردن رو تغییر دادم توحه رواز افراد نا متناسب برداشتم به افراد متناسب تغییرنگاه دادم وشد لاغری با ذهن
من فبلا چاق با ذهن رو درست کامل یادگرفتم سالهای زیادی ازکل مسیرهای با ذهن استفاده گردم برای برکشت همونمسر رو توباندمخالف طی میکنم سرانجام به هدفم که تناسب هست میرسم دوست داشتم این مسبردرو طی کنم شاید افردی که اگر دلسر به اینمسیر نگاه دارن رو دلگرمکنم ۹ون خودم منتواین مسب بسیار چیزهای دیدمکه برام شگفتی سازه بود ازمن کاملا عجول فردی ارامساخته تومسبرم این خودن بهش رسیدم که عجله بزگترین مانع این مسبر هست جون من باید طی ۳ یا ۴ سال وزن به این زیادی رو کمدکنم با یی ماه دوماه کار نشدنی هست من طی این چندین ماه لباسهای که حدود ۱۲ سال هست توکمد لباسم قرارداشت از هر کودم کلی خاطرات خوب داشتم رو وبه هیج عنوان نمیتواستم به تم کنم همه روبی کمکاست پوشیدم جلوی آینه خودن رودیدم کلی خودمتشویق کردم وگفتم دیدی شد آره شد برای توشر چونتوخواستی تا زمانی که هرفرد خودش نخواهد هیج کس کمک نمی توانه انجام بده استاد این مسبر از تشویق من هیج جیزی کمنزاشت بقدری تشویق ایشون درمننفوذ پیدا کرد چون دوست داشتم تغییر زندگی بهتری رو داشته باشم استاد آقای عطارروش این تشویق به همه میکنه اصلا براش نه سن ونه هیج جیزه دیگه واهمیت نداده چه توبخش رایگان باشی وجه تو بخش دورهای خریداری شده پس اون وبنده خدا کارش رو بی کم کاست انجام میده جون درد کشبده این مسبر هست حس حال هر فرد رو کاملا درک می کنه ولی بازم باید همون فرد دلش بخواد که بمونه ادامه بده استمرار داشته باشه که تناسب به اون برسه
صرف بودن تو این مسیر کاری برای هیج فرد نخواهد کرد اگه تواین ۳ بخش که باید روش کاره بشه ناقص انجام بده هیج زمانی موفق نخواهد بود من یاد گرفتمکه تواین مسبر ۳ بخش ذهنم روح وجسم باید همسو کاره کنم هربخش به تنهایی نمی توان مشکل به آین بزرگی رو هل کنه با وجود ۳دبخش ذهن روح جسم هست که مشکلی از ریشه بازیابی می شه وبا هل مشکل ریشه هست که کاره به پیش میریم
حالا برای بودنم و استمرار داشتم ازخالق خودم تشکردارم که بازم و کمک کرد که خودم رو اول ازرچاه چاقی بیرون کشیدم و بعد دارم کم کم رشد می کنم به زندگی برکشت کردم ودیگه خودم رواصلا فرد چاق حس نمیکنم ذهنم که مجرن اولیه اینچاقی بوده روبا سازی کردم برای یی سال کاره برای من که خیلی پشرفت بزرگی رو به همراه داشت
دو روز گذشته داماد بزگم گفت زن دایی ازپارسال فکرکنم ۲۰ کلیو ولاعر شدی منو گفتم نمیدونم چون وهیج وزن کشی سایزگیری نداشتم مهم وزن نیست مهم حس حال خوبمکه بسیار دوستش دارم
شب گذشته داماد دومیم وفتی داشت ازخانه ما میرفت گفت مامان ازهفته پیش که دیدمتون لاغرتر شدی من فقط لبخند زدم وگفتمتشکر انشالله وچیزی دیگه نگفتم خداوند ازوزبون دامادهای به من میگه که موفق شدم پس لاغری داره آرام آرام به من میرسه سال پیش کجا امروز کجا کلی حس عالی شادی درون وافکار عالی رو تو همین زمان کم به دست اوردن برای اینمسیرکه خداوند من روهدایت کرد وحمایت کردم از خالق مهربان بسیار تشکر وسپاس دارم خدایم دوست دارم عشق خودتی مهر خودتی توان خودتی همه جیز بی کمکاست خودتی
خدا پشت وپنا هتون. یا حق. حق. نگه دارتون
سلام خدمت استاد بزرگوار
من تونستم ۱۵ کیلو کم کنم و الانم میتونم با قدرت لاغری با ذهن وزنم رو متناسب کنم نداشتن اراده و اشتهای زیاد و کم تحرکی و بارداری همش باور غلطی بود که تو خودم پرورش داده بودم و اشتباه بودن الان میدونم همه ش خودم مقصر بودم و قبول میکنم که اشتباه کردم و الان که میدونم اشتباه بوده راهم و افکارم میرم به سمت لاغری با ذهن با هدفی که برای خودم معلوم کردم بدون هیچ مانعی برای لاغری بدون هیچ دلیلی
سلام بر استاد عزیز
تمرین آموزشی جلسه دوم
از دلایلی که برای چاقی خودم آورده بودم:ژنتیک، بی تحرکی، پر خوری و ریزه خواری، دیر شام خوردن، میوه و سبزی کم خوردن، خوردن زیاد فست فود، خوردن نون و برنج زیاد، خواب ناکافی و نامنظم ، استرس بود.اکنون این دلایل را با آوردن نمونههایی در ذهنم رد میکنم:اگر مسئله ژنتیک را عامل چاقی بدانم ، خانواده خاله ام که دو دختر دارند یکی چاقی و یکی لاغر هست و خود خاله و شوهرش هم اضافه وزن دارند. عمه و شوهر عمه ام و دو تا از بچه هایشان اضافه وزن دارند ولی بچه سومشان لاغره.اگر ژنتیک عامل چاقی هست پس چرا در یک خانواده بعضیا لاغر بعضیا چاق هستند؟ پس ارث نمیتونه دلیلی برای چاقی باشه.اگر بی تحرکی در دوران کنکور و بعد از آن را عامل چاقی بدانم پس همهی افرادی که باید برای کنکور درس میخواندند باید چاق میشدند یا دوستانم اونها هم چه در دوران کنکور چه در دوران دانشگاه همراه من درس خواندن پس چرا همه از نظر وزنی متناسب یا حتی لاغر هستند و فقط من چاق شدم؟ تازه پدرم کارمند بوده ولی اندام مناسبی داشته اگر کارمندی و زیاد نشستن را عامل چاقی بدانم پس چرا همهی کارمندان چاق نیستند؟ چرا همه دانشجویانی که کنکور دادند چاق نشدند؟ پس بی تحرکی نمیتواند باعث چاقی من شده باشد.در بخشی از دوران تحصیلم که به واسطه کارم خواب نامنظم و ناکافی داشتم ، دچار پرخوری و ریزه خواری شده بودم، استرس داشتم و خوردن فست فود هم زیاد شده بود و دچار چاقی شدم خب دوستانم هم در این وضعیت بودند اونها هم خواب نامنظم و استرس و بی نظمی در غذا خوردن و مصرف غذاهای فست فودی داشتند پس چرا توی این دوران اونها چاق نشدند و فقط من چاق شدم؟ پس این عامل هم نمیتواند باعث چاقی من شده باشد.اگر کم خوردن میوه و سبزی را عامل چاقی بدانم دوستی دارم که از عادت بد غذایی خود و کم خوردن میوه سبزی شاکی بود ولی او هم اندام متناسبی داشت پس این عامل هم باعث چاقی نمیشود.اگر دیر شام خوردن را عامل چاقی بدانم خود خانوادم دیر شام میخوردم در توی این سال ها پس چطور پدرم چاق نشد و من چاق شدم پس دیر شام خوردن و ساعات نامنظم غذا خوردن نمیتواند عامل چاقی باشد.اگر نوع غذاهایی که میخورم باعث چاقی من شده خب دوستانم هم از همون غذاها میخوردند، در خانه خانواده هم از همون غذا میخوردند پس چرا چاق نشدند؟ پس غذاهایی هم که میخوریم نمیتواند عامل چاقی من باشد.اگر تند تند غذا خوردن باعث چاقی میشود دوستانی دارم که تند تند غذا میخوردند و دختر خاله من هم تند غذا میخورد پس چرا آن ها لاغر هستند؟پس این خود من و باور ها و افکار نامناسب من هست که باعث چاقی من شده است. یعنی این باور ها و الگوهای ذهنی منجر به رفتارهایی خودآگاهانه و ناخودآگاهانه در من میشه که نتیجهاش شده چاقی و تا زمانی که ذهنم رو عوض نکنم حتی بعد از رژیم و کاهش وزن با رها کردن رژیم و عادت های تغذیهای دوباره مغز من دستورات قدیمی را میدهد که باعث نتیجهی چاقی میشود.من بعد از کنکور ۷۸ کیلو بودم و طی سه ماه با پیاده روی یه رژیم ساده چند کیلو کم کردم دو سه سال بعدش ورزش و رژیم رو کنار گذاشتم ولی وزنم بالا نرفت و به ۶۰ رسید تا یه مدت بین ۶۰ تا ۶۲ کیلو ثابت مونده بودم. قبل از دوران دبیرستان هم اندام متناسبی داشتم و چاق نبودم. در یک دورانی که مریض شده بودم با اینکه بیشتر میخوابیدم و اندکی از حجم غذایم کم شده بود در مدت ده روز دو کیلو کم کردم. پس بدن من میتونه لاغر بشه و لاغر بمونه اگر که من الگوهای ذهنی غلط رو پیدا کنم و عادات نامناسبی رو شناسایی کنم و ذهنم رو تغییر بدم میتونم لاغر بشم و لاغر بمونم.من امروز مورخ ۱۴۰۲/۱۰/۶ با وزن ۷۴ کیلوگرم با قدمت اضافه وزن ۱۰ ساله متعهد میشوم که وزن خودم را به شرایط ایده آل یعنی از وزن ۷۴ کیلوگرم به وزن ۵۵ کیلوگرم برسانم در این مسیر به حرکت خود ادامه خواهم داد و هر روز به عنوان عمل به تعهدم تمرینات مربوط به هر جلسه آموزشی را در بخش نظرات ثبت میکنم تا ردپایی از تعهد به مسیر موفقیتم در لاغری با ذهن از خود گذاشته باشم.
نشان های دریافت شده
سلام به شما استاد عزیز و تمام دوستان خوبم
من در تمرین جلسه قبل یکی از دلایل چاق شدنم را نوشتم و همینطور مردود بودن آنرا با دیدن نتیجه های متفاوت تایید کردم
الان یک دلیل دیگر را به خاطر آوردم
در جمع دوستان صحبت از چاقی شد و من گفتم نمیدانم چرا هر کاری میکنم باز هم چاقتر میشوم
یکی از دوستان گفت از دکترت بخواه که تیروییدت را مورد آزمایش قرار بدهد چون من خودم مشکل تیرویید دارم که دچار اضافه وزن شده ام
من که به دنبال دلیل برای چاقی ام میگشتم که مسئولیت را از سر خودم باز کنم بلافاصله به دکترم مراجعه کردم و تقاضای انجام تست تیرویید کردم
جواب آزمایش مشخص کرد که یکی از غدد تیرویید کم کار است
راضی از نتیجه آزمایش مسولیت چاقی ام را به گردن اختلال تیرویید انداختم
دکترم قرص هایی تجویز کرد که هنوز هم دارم مصرف میکنم
اوایل از مصرف آنها هیچ رضایتی نداشتم و بالاجبار از آنها استفاده میکردم
بعد از تست های بعدی دکترم متوجه این شد که این دارو میزان تیرویید را به حد نرمال نرسانده است
من خودم فکر میکنم چون با نارضایتی از آنها استفاده میکنم انتظار نتیجه دادن را ندارم
الان چند وقتی هست که انتظارم را از نتیجه گرفتن مصرف دارو درست کردم و هدفم این است که با متناسب شدنم این اختلال هم برطرف میشود و من دیگر نیازی به مصرف دارو برای تیرویید نخواهم داشت
برای رد کردن این امر که اختلال در تیرویید نمی تواند باعث اضافه وزن زیاد در من شود نمی توانستم کسی را پیدا کنم که متناسب باشد و مشکل تیرویید هم داشته باشد
ممنونم از استاد عزیزمان که نتیجه تحقیقات در این مورد را در این فایل عالی در اختیار ما قرار داد
من در این مدت حدود چهل سال که از روشهای مختلف اقدام به لاغری کردم که بیشترش از طریق رژیم های متفاوت بود توانستم تا بیش از ۱۰ کیلو هم کم کنم اما مشکل نگهداشتن آن بود
هر وقت دوباره چاق میشدم خودم را سرزنش میکردم که چرا نمیتوانم آن کم کردن وزن را که با چقدر سختی به دست آورده بودم را حفظ کنم
الان که به لطف خدای مهربانم به سمت سایت تناسب فکری هدایت شدم متوجه شدم که برگشتن من به وزن قبلی به خاطر فرمولهای چاقی که در ذهنم داشتم بود
من با رژیم گرفتن جسمم را که تجربه کننده است و نمایشگر افکار و باورها و رفتار من میباشد در فشار قرار میدادم و انتظار ماندگار بودن آن مقدار که از وزنم کم کرده بودم را داشتم در صورتیکه تصمیم گیرنده که محتویات ذهنم بود سر جای خودش باقی بود و تغییری در آن به وجود نیامده بود
من الان با آموزشهایی که در دوره های لاغری با ذهن می بینم اولا قبول کرده ام که خودم مسئول چاق شدنم هستم و خودم را مسئول لاغر شدنم هم میدانم
الان با پیدا کردن فرمولهای چاقی و کمرنگ کردن آنها با دلایلی که برای رد کردن دلیل چاقی ام دارم فرمولهای صحیح لاغری را جایگزین فرمولهای چاقی میکنم
یادگیری در مورد ذهن و عملکرد آن برایم بسیار جالب و هیجان انگیز است
من باور دارم که به تناسب اندام دلخواهم میرسم و آن از طریق آموزشهایی است که در دوره های لاغری با ذهن دیده و انها را به عمل تبدیل میکنم
خداوند مهربانم مرا متناسب خلق کرده است و تا سن ۲۲ سالگی کاملا متناسب بودم اما بعد به دلیل شنیده های اشتباه و باور کردن آنها بدن متناسبم را چاق کردم
الان هم دیر نیست و به شکر خدای عزیزم که مرا به سمت سایت تناسب فکری هدایت کرد من دوباره به تناسب اندام دلخواهم میرسم و در آن تناسب برای همیشه و تا آخر عمرم باقی خواهم ماند
دانستن اینکه از این روش دیگر احتیاجی به فشار گذاشتن به جسمم ندارم و خودم را با گرفتن رژیم محدود نمیکنم به من یک آرامش و احساس قدرت و کنترل داشتن در نحوه زندگی ام میدهد
ممنونم استاد عزیز که این دوره های بینظیر و ارزشمند را در اختیار ما هدایت شده های خداوند به سایت شما می گذارید
نشان های دریافت شده
با سلام استاد عزیزم ودوستان همراهم
دلایل چاقی ام در ذهنم
ازدواج وبارداری وسزارین دلیل اصلی چاقی شکمی من بود
بعدها غذا ها ،تندتند خوردن ،ریزخواری ، معده بلغمی ، خوشی وراحتی وآرامش را دلیل چاقی بود ،بی تحریکی ،افزایش سن ،دیروقت غذا خوردن ،
اکنون تمام این دلایل منتفی کردم در ذهنم
ازدواج وسزارین دیگر باعث چاقی نیست چون خواهرام کاملا متناسب هستن بعد از ازدواج سزارین شکمی تخت دارند
غذا ها دیگر چاق کننده نیستن چون خانواده و متناسب ها از این غذاها میخورند
ژنتیک را رد کردم چون در خانواده ما لاغر هم داریم تعداد لاغر ها بیشتر هستن
خوشی باعث چاقی نیست چون خیلی ها در خوشی قرار دارند و لاغر و متناسب هستن
خیلی ها دیر غذا می خورند و لاغر هستن
افزایش سنن وبتحرکی منتفی در چاقی است چون عمههایم بسیار لاغر هستن عمو و پدرم لاغر بودن
تند تند خوردن باعث چاقی نیست چون دوستانی دارم که تندتند غذا می خورند و لاغر هستن
پس سفت بودن چربی های شکم دلیل چاقی شکمی بود و این دلیل منتفی شده دراین مدت که در سایت هستم چربی من شل شده ودر راستای مسیرلاغر در حال حرکت است
پس قبول دارم مسئول چاقی ام خودم هستم
و باور دارم به توانایی خودم ،برای لاغر شدم بسیار بیشتر شده
چون چربی شکم از سفتی به شل شدن تغییر کرده
پس داره تغییر افکار م به تغییر جسمم تبدیل میشه
من امروز ۱۴۰۲/۹/۲۰متعهد هستم از وزن ۷۳به وزن ۶۰ برسانم ودر این مسیر ازهر تلاشیوکوششی سر باز نزنم (بذر لاغری کاشته شد )
مهمترین گام مسئولیت پذیرفتن ،افکار واعمالی(باورهای اشتباه)که باعث چاقی واضافه وزنم شده راقبول میکنم
سپاس گذار خداوند واستاد عزیزم هستم 🙏🏻🌹❤
به امیدخلق شگفتیهادربدنم خدانگهدار🙏
نشان های دریافت شده
سلام بر استاد عزیز ودوستان همراه
یکی از مهم ترین دلایل چاقیم که تازه گیها اهمیتش رو درک کردم اینه که خانواده واطرافیانم در چاق شدن من نقش داشتن و من بی تقصیر بودم وهمش نقش مظلوم رو به خودم نسبت میدادم البته دربیشتر جنبه های زندگی .
خوب میگن حالا چه فرقی میکنه یا تاثیرش چقدر هست؟
میخام بگم من چون این باور مخرب رو داشتم و زبونا خودم رومقصر میدونستم اما ته دلم اطرافیانم رو مقصر میدونستم باعث شد که هر موقع واکنشی نشون میدادن منم سریع احساسم بد میشد و جوابشون رو میدادم وانگاری دلم خنک شده بود اما واقعیت این بود که من با بدشدن احساسم و نشون دادن واکنشم بیشتر به چاقی توجه میکردم ورفتار غذاییم همچنان درست نبود .
اما اونطرف خواهرم رو میدیدم که درمقابل واکنش های اطرافیان هرچند وحشتناک سکوت اختیار میکرد ..همش برام جای سوال بود خدایا من بیشتر توسایتم من بیشتر روی خودم کار میکنم من بیشتر عواقب احساس بد رومیدونم چطوره اون راحت سکوت میکنه بعد چند دقیقه باهمون طرف صحبت هم میکنه .
تا اینکه متوجه شدم که خواهرم مسولیت چاقی خود رو فقط وفقط خودش میدونه حتی تو لایه های زیرین مغزش .
واین باعث شده که تو ذهنش به خانواده و اطرافیان قدرت نده و موقع همچین واکنش هایی نه تنها مغزش براش موضوع رو بزرگنمایی نمیکنه بلکه براش طبق باورش که من مقصر چاقیم هستم بی اهمیت هم میکنه نظر دیگران . واون انگار نه انگار چیزی شنیده باشه ازش رد میشه .
چون واقعیتش همینه که واقعا خودمان مقصریم الان اگه خوب نگاه کنیم همین تو خانواده من داداشم کاملا متناسب هست اما من چاق بودم . بااینکه در یه خانواده بزرگ شدیم .
یا خانواده های اینچنینی .
وحل همین یه باور خیلی بهم کمک کرد که من تو مسیر دیگه کمتر لیز بخورم البته معز دلیل ومنطق میخاد وهرچی بیشتر روش کارکنم عکس العمل بهتری نشون میدم و درنتیجه رفتارهای بهتری هم خواهم داشت و سرعت روند لاغریم بیشتر میشه و من بهتر نتیجه می گیرم .
من قبلا دلایل زیادی رو نوشتم اما این موضوع که تازه اهمیتش برام آشکارشد رو هم روی خودم بیشتر کار میکنم تا به نتیجه دلخواهم برسم .
خدا روشاکرم بابت الهامات بی نظیرش بهم و
تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای فوق العاده که زندگی رو برامون لذت بخش تر کرد .