اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 388 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











برداشت گام ١٣:با صحبتهاي استاد گرامي در گام ١٣هم به اين نتيجه رسيدم كه تمام تلاشها و افكار من در مسير لاغري فقط و فقط پاك كردن صورت مسئله بود ، صورت مسئله اي كه موضوع ان دلايل چاقي من و توجيهاتي كه ذهن من براي ان ميساخت تا من كمتر دچار عذاب وجدان شوم و خودم رو تسلي بدم كه تقصير تو نيست ، تو گناهي نداري ، عوامل بيروني مقصر اضافه وزن تو هستند و اين سرنوشت توست ، قسمت توست.پادكست اين قسمت باعث شد تا من دوباره سري به دفترچه متناسب شدنم بزنم و دلايل چاقي رو كه در گام هاي قبل براي خودم مشخص كرده بودم رو موشكافانه تر زير ذره بين بگذارم، و به اين نتيجه رسيدم كه تماما بازي ذهن چموش من بوده كه توجيهاتي مثل : ژنتيك، ارث، بارداري، تغييرات هورموني بعد از ازدواج، استاپ كردن بدن، متابوليسم و …. رو دليل اضافه وزنم ميدونستم و انها را پذيرفته بودم.اما وقتي به دنبال دلايل براي نقض قوانين ذهني اضافه وزنم پيدا كردم و ديدم افراد بسيار زياد رو ميشناسم كه تمام دلايل چاقي من رو در روزمرگي خود دارند اما بسيار متناسب هستند نور اميدي در من شكل گرفت كه من رو قانع كرد كه من در بازي ذهن منفي و چاق كننده قرار گرفتم و به تمام توجيهات ذهنم براي پذيرفتن طبيعي بودن اضافه وزن متاسفانه پاسخ مثبت دادم و كمال همكاري رو با ذهنم داشتم.جسم من هرگز اسيب زدن به خودش را دوست ندارد و * چاقي نوعي أسيب است چرا كه من هر چه بيشتر دچار أضافه وزن ميشدم جسمم بيشتر به من آلارم خطر ميداد( با كمر درد و پادرد، با سنگيني جسمم، با تنفر از نگاه كردن به جسمم در اينه، با حسرت خوردن اندام متناسبين و ….)*ولي متاسفانه من هرگز به فكر پذيرش اشتباهات خودم نيوفتاده بودم و دائما عوامل و محيط بيروني رو مقصر صد در صد عذابي كه داشتم ميدانستم و باور كرده بودم كه من اين هستم ، حتي به توانايي هاي جسمم كه با ورزش و رژيم كه ميتونستم تا چندين كيلو كاهش وزن داشته باشم هيچ توجهي نميكردم چون كاملا به ياد دارم در أوج لذت كاهش وزنم به فكر استاپ بدن و اينكه با خوردن مثلا يك شيريني يا يك قاشق اضافه غذا من چندين برابر برميگردم ، بودم و همين تلقين اشتباه به سرعت من رو به خونه اول برميگردوند* اما منِ مريم از امروز ٣١مرداد تمامي اشتباهات و افكار غلط خود را ميپذيرم و از امروز من قوانين ذهنم رو تعيين ميكنم و به او مانند يك كودك نو پا اموزش الفباي تناسب ذهن و اندام را در كمال دوستي و ارامش ميدهم ، به او مي اومدم كه از امروز من معلم تو هستم و همچنين متعهد ميشوم وزن خود را به ايده الم برسانم و در اين مسير از هيچ تلاشي دريغ نميكنم و هرگز نااميد نميشوم . چون پذيرفتم مسير سخت و طولاني را در پيش رو دارم و اگاه هستم راهي را كه من به اشتباه چندين سال طي كردم يك شبه نميتونن تغيير دهم پس هم من و هم ذهنم به فرصت احتياج داريم تا در اين مسير باهم همراه و دوست شويم*
درود و خدا قوت
گام سیزدهم
من در گاهم های قبل به تمام دلایل چاقی خود فکر کردم و ان هارو نوشتم و پیدا کردم
من برای رسیدن به لاغری ماندگارو صحیح باید علت چاقی رو ویدا کنم نه اینکه صورت مسعله رو پاک کنم باید ازریشه مسعله رو پیدا کنم و برای ان راه حل درستی پیدا کنم
خوب اینحا میگم که تمام دلایل چاقی من رد میشه من هرجی دلیل پیدا کردم وقتی در اطرافم جست و جو کردم دیدم اتقاقا افرادی بودن که دقیقا تو همین شرایط بودن ولی دچار اضافه وزن نشدن پس اگه بودن کسایی که دقیق مثل من بودن و چاق نشدن پس دلایل من معتبر نیست علمی نیست
مثل بیماری خاص .عمل حراحی .خوردن داروهای مختلف ژنتیک .کم تحرکه مه اینا دلایل من برای جاقی بود مه همه رد میشن
و میبینم دوستانی که دقیق هم داروهم بیماری دارند و بعد از همین حراخی اصلا دچار اضافه وزن نشدن
پس اینها باورهای اشتباه بود دلایلی بود که موجه نبودن پس این دلایل اشتباه مانع از متناسب شدن من میشوند
خداوند هیچ گاه نخواسته من دچار اضافه وزن بشم و حتی خود جسم من هم اینو دوست نداره و نمیپذیره تنها دلیل و مسول چاقی خودم فقط خودم هستم و باید بپذیرم که خودم باعث و بانی این شرایط فعلی هستم لاغری رو باید یاد بگیرمذ به تمرینات عمل کنم تا بتوانم در یه مدت زمان مناسب به تناسب اندام برسم همین جسمی که من و دجار اضافه وزن مرده به راحتی میتواند متناسب هم بشود فقط بایدذچیزی از درون خودم رو تعغیر بدم باید تنظیمات مغزی و ذهنیمو درست کنم تا راحتی بتوانم در این مسیر قرار بگیرم لاغری باید به عنوان یک هنر اموزش ببینم تمرین کنم و انجام بدم و تکرار کنم چه طور باید لاغر شویم
برای لافری از طریق ذهن باید اموزش دید و از پایه شروع کرد
و من میخوام یه باور درست و یک بذر لاغری در ذهنم بکارم
اول مسولیت شرایط فعلی و چاقی خودم را میپذیرم
من فاطمه بلوچ 💫از امروز ۳۱ مردادمی خوام و متعهد هستم خودم را از وزن ۶۸ کیلوگرم به وزن ۵۶ کیلوگرم برسانم و در این راه از هیچ تلاشی و استمراری دست بر نمیدارم و تمام سعی و تلاشم رو میکنم که به این وزنم برسم ✅
جسممن توانایی کاهش وزن رو داره البته با روش و مسیر درست
من بارها از رژیم غذایی استفاده کردم در عرض ۲۱ روز یه بار ۳کیلو یک بار ۲ کیلو و یک بار ۱و ۸۰۰ گرم کم کرد
پس اگه جسم من با استفاده از روش های نامناسب و نادرست توانسته کم کنه و نشان داد که جسمم مشتاق لاغرشدن هست و انجام داد و الان مسیر درست که قدم گذاشته نتایج شگفتی سازی به بار میاید
من مسول چاقی خودم هستم .من باید درون و ذهن خودم رو تعغیر بدم من خودم باید به خودم کمک کنم و اینحا تعهد میدهم
خداروشکر که در مسیر درستی قرار گرفتم 😍
سلام
دلایل چاقی من که همگی رد شدند
۱.ژنتیک
نقص:در خانواده من پدر ،دختر خاله ها،پسرعمه ها،دختر عمو و ..لاغرند پس این ادعا رد میشود
۲.کم تحرکی
نقص:هم کلاسی ها و بعضی از افراد فامیل تحرکشان مثل من هست ولی لاغرند
۳.سوخت و ساز کم
نقص:مکانیسم سوخت و ساز همه انسان ها یکجور است
۴.مواد غذایی
نقص:پدرم مشابه من مواد غذایی مصرف میکن ولی لاغر است
من تعهد میدهم در تاریخ۱۴۰۰.۵.۲۹وزن خود را از ۷۲به ۵۵میرسانم و از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنم و مسئولیت چاقی و لاغری را به عهده میگیرم
تعداد دفعه ای که وزن کم کرده ام یکبار از ۷۴به ۶۸رساندم و بار دیگر از ۷۴به ۷۲رساندم
سلام برهمگی
در قسمت اول آموزش لاغری با ذهن اومدیم دلایل چاق بودن خودمان رو نوشتیم و الان درقسمت دوم با دلیل همشون رو ردمیکنم :
۱.کم تحرکی :
خیلی تو ذهنم کنکاش کردم که ببینم این باور من ازکجا نشات گرفته و متوجه شدم من که تا سن ۲۵ سالگی متناسب بودم و قبل از این سن یادم میاد که یه پسر همسایه داشتیم که تا یادم میاد خیلی چاق بود و هیچ وقت هم ندیدیم یا نشنیدیم که کاری برای چاقی خودش بکنه مثلا پیاده روی یا ورزش یا رژیم و.. و همش هم تو خونه بود وهمش از جسمش گله میکرد که با این چاقی نمیتونه سرکاربره و بیشترکارهای خونشون رو برادرش که لاغربود انجام میداد و اون رو همش میدیدیم که توخونه هست و اون زمان پدرم کارگری میکرد وکارش هم خیلی سخت بود و پدرم هم متناسب بود و همش میگفت این پسره اگه کاربکنه لاغرمیشه و صبح تاغروب خونست و تحرک نداره و داداشش تمام کارهای خونه رو میکنه و این پسره چون پرسروصدا بود وصدای بلندی داشت وقتی صحبت میکرد صداش تا خونه همسایه ها میرفت و همین باعث میشد همش تو خونه ما صحبت این پسره باشه و کم کم توذهنم من حک شده بود که کم تحرکی برابرهست با چاقی .
رد باور:
ولی الان که فکر میکنم این پسره از کودکی همینجور چاق بوده واون موقع هم مثل بچه های دیگه بازی میکرد دیگه اون موقع پسرای دیگه سرکارنمیرفتن که اون بنده خدا بره که لاغربشه .
یا نزدیکی ما یه خانمی هست که صبح زود پامیشه و کارمیکنه تا شب و چاق چاقه . یا دخترای فامیلمون همش خونه داری میکنن و همه جا باماشین میرن واصلا سرکارنمیرن ولی کاملا متناسب هستند .
۲. پشت میز نشینی
درسته من کارم پشت میزنشینی هست اما داخل همون شرکت بالای ۲۰ تا خانم بودند که کارشون پشت میزنشینی بود و بیشترشون هم متناسب بودند پس اگه این باور درست باشه برای همه باید باشه.
۳.استخوان بندی درشت
من چون دستهام وانگشتام کشیده وبلند نیست برخودم ثابت شد که استخوان بندی هم درشته . ولی الان که فکرشو میکنم همکارم ۵۳ کیلو هست ولاغره اما مدل دست وانگشتای اون وخواهرش که لاغرند شبیه منه . پس چرا مامانم میگفت که تو به عمه ات رفتی واستخوان بندیت درشته .
۴.آدم های که وضعیت مالیشون خوبه و
مرفه هستند چاق هستند:
این باور بیشتر از رسانه درذهنم حک شد و مردای پولدار رو چاق و کم مو نشون میدادن .و از زمانی که فارغ التحصیل شدم و مشغول به کارشدم و حقوق به گیرشدم و دستم توجیب خودم شد و بیشتر برای خودم هزینه میکردم کم کم این باورمن هم خودشو نشون داد و کم کم خیلی ملایم اضافه وزن پیدا کردم و این باورخودم رو هم رد میکنم چون همکارهای دیگه من هم وقتی شاغل شدن و درآمد داشتند هم بایستی چاق میشدن درحالیکه بیشترشون متناسب ولاغربودند .
پس من سمیه عزیز همه این باورها رو رد میکنم وخودم رو فقط خودم رومسئول چاقی خودم میدونم و درتاریخ ۱۴۰۰/۰۵/۲۸ متعهد میشم که این دوره آموزشی رو با اشتیاق و استمرار دنبال کنم و وزن خودم رو از ۷۴ به ۵۸ کیلو برسونم و از هیچ تلاشی فروگذاری نکنم .
من یه بار تونستم با پیاده روی و ورزش و رژیم تو سال ۹۶ یا ۹۷ در عرض ۶ماه وزن خودم رو از ۷۰ به ۶۵ برسونم و خب چون روش اشتباه بوده به نتیجه نرسیدم پس بدن من مشتاق متناسب بودن هست پس یک بار تونستم پس باز هم میتونم متناسب بشم اما این سری پایدار و به راحتی و باعلاقه .
خیلی جالبه در گذشته من هیچ وقت دلیل چاقی خودم رو ارث و ژنتیک نمیدونستم چون از یه مقطعی به بعد چاق شدم در واقع بعد از ازدواجم چاق شدم و همیشه میگفتم هر کس زیاد میخوره و کم تحرکه چاقه و اگر کم بخوره و فعالیت داشته باشه لاعر میشه و بارها میگفتم چون منم بعد از ازدواج اشتهام زیاد شده و زیاد میخورم چاقم و تنها راه لاغر شدن خودم رو کم خوردن با رژیم گرفتن میدونستم و در کنار اون رژیم ورزش کردن رو خیلی مهم و تاثیر گذار برای لاغری میدونستم و در واقع تنها راه درست برای لاغری ورزش و رژیم رو در کنار هم میدونستم .پس زمانی که از دواج کردم دلیل چاقی خودم رو اشتهای زیاد و کم تحرکی میدونستم و یکم که گذشت باردار شدم و کلی چاق شدم و بارداری رو دلیل چاقی خودم میدونستم و میگفتم من در بارداری خیلی اشتهام زیادم میشه و دست خودم نیست و تا ۳۰ کیلو افزایش وزن در هر بارداری داشتم و اما به زور رژیم وزنم رو کم میکردم اما دوباره تا حدودی برمیگشت علاوه بر اونها این اواخر دلیل چاقی خودم رو کم کاری تیرویید وخوردن قرص هورمونی هم که تازه پیدا کرده بودم میدونستم و حالا بعد از گدشتن یک سال و نیم از بودن در سایت دلیل چاقی خودم رو هیچ کدوم از این ها نمیدونم چرا ؟چون خیلیها با مشکلات من بازم لاغرن .
اشتها دلیل چاقی من نیست :چون فقط یک توجیه برای چاقی من هست و مانع لاغری من میشه چون همچین غده و انزیم و عصوی در بدن نداریم و اصلا اشتها وجود خارجی نداره و این اشتها در ذهن من لونه داره چرا در دوران مجردی نبودش کجا بود که من نمیدیم و بعد از ازدواج به وجود اومد و خیلیها رو میشناسم که با وجود ازدواج کردن بسیار متناسب هستن .و جرا حالا که در دوره ها هستم نیستش و کقطه ی سیری و گرسنگی من خیلی تغییر کرده پس چی شد اشتها اصلا انگار اون فروغ گدشته نیستم و نمیتونم یک سوم قبلا خودم غذا بخورم پس اشتها وجود نداره به جاش باید بگم قدرت انتخاب دارم اشتها ندارم .
بارداری دلیل چاقی و شکم بزرگ من نخواهد بود :چون خیلی از دوستام با وجود دو زایمان اندام بسیار لاغر و دخترونه و سایز جمع و جوری دارن خودم بعد از بارداری دومم با رزیم تونستم تا وزن ۵۹ کیلو هم برسم و بسیار طریف و لاغر شده بودم با سایز عالی و زیبا پس دوباره هم میتونم .
کم کاری تیرویید :خیلی از اطرافیان من با وجود این مشکل ولی بسیار لاعر و خوش اندام هستن و بسیا ر عالی دارن وزن کم میکنن حالا از راه غلط رژیم گرفتن ولی بدنشون تونسته عالی وزن کم کنه .
مشکل هورمونی و خوردن قرص هورمونی :خواهر همسرم و دوستم سالها همین دارو رو مصرف کردن و اب و از آب در بدن اونها تکون نخورد و بسیاد لاغر و ظریف بودن و هستن پس منم میتونم با وجود خوردن اینها لاغر باشم
فعالیت کم و نداشتن تحرک رو عامل چاقی میدونستم :ولی دختر خودم این یک سال و نیم هست با بیماری کرونا داخل خونه هست و هیچ جا نمیره و تمام کلاسهاش انلاین هست و اما در این یک سال و نیم با ورود من به این دوره حالا شاید از تاثیرات این دوره هم باشه که بعصی وقتها حرفی میزنم و یا خودش از کنجکاوی میپرسه چرا اینطور میکنی و من میگم دخترم بسیار وزن کم کرده و لاغر شده بدون اینکه ذره ای فعالیت داشته باشه تازه بعضی جاها از تنبلی زیاد اون گله مند هم میشم اما بسیار بسیار لاعر تر شده و هنه بهش،میگن بدون رژیم و یا فعالیت خاصی پس لاعری هیچ ربطی به فعالیت نداره .
پس من تمام دلایلم نقض شد و فقط خودم موندم و چاقی پس چرا اینطور چاق شدم چرا ؟؟
البته یه جاهایی هم بعد از ازدواچ چاقی رو دوست داشتم چون فکر میکردم با چاقی پوستم قشنگتره موهام پر پشت تر هست چهره ام زیباتر هست و دماغ و دهن من کوچیکتر میشن و دست و پای من زیباتر هست و لباس به تنم قشنگتر هست و اینطور جذابتر هستم انگار بدنم قویتر هست و انگار سالم تر هستم و تمام اینها رو در ذهنم داشتم و با یکم چاقی در اوایل ازدواجم فکر میکردم به تمام اینها رسیدم و خوشحال بودم و میگفتم اگر لاغر باشم زشتم رنگم پریده هست و همیشه مریضم و بدنم صعیف هست و دست و پای خیلی لاعر زشتن و دماغ و دهنم بزرگ نشون میده و پوستم و موهام ضعیف و بد شدن و ….خوشحال بودم که چاق شدم اما زمانی به خودم اومدم که خیلی دیگه چاق شده بودم اما میخوام به خودم بگم اصلا اینطور نیست خیلی از افراد لاعر پوست زیبا و چهری زیبا و دست و پای زیبا و کشیده و بدن قوی و سیستم ایمنی قوی و پوست و موی عالی دارن و چهره ی شادای و خوش فرمی دارن و خلاصه چاقی رو دلیل سلامتی نمیدونم چون خواهرم با وجود لاعری بسیار سلامت و بدن قوی دارد و خواهر همسرم پوست و موی عالی داره و چهر های عالی دارن و همه چیز در اونها عالی هست پس دیگه چاقی رو دلیل زیبایی و سلامتی و جذابیت نمیدونم و برعکس افراد لاعر اندام و کشیده و مانکنی رو جداب و زیبا و خوش لباس میدونم .و از چاقی در هر اندامی متنفرم از مچ پا بگیر تا صورت من بیزارم و متنفرم دیگه سلیقه ام فرق کرده .
حقیقتا بعضی وقتها نجوای متفی دارم و میگم شاید این ۵ کیلو اضافه ی من کم نمیشه به خاطر تیروییدم هست ولی من مشکل تیروییدم خیلی کم و خفیف هست و اصلا شدید نیست و لی بازم به متفی باف میگم نه به خاطر رفتارهای نادرست خودم هست و اگر من بازم به اندازه تر بخورم قطعا لاغرمیشم و لاغری حق من هست و طبیعی هست که من لاغر بشم و من هیج وقت باور نمیکنم به خاطر این مشکل باید یه اضافه وزنی رو با خودمحمل کنم من بارها گفتم باید در تناسب کامل باشم و اون حق من هست و من انتطار دارم به وزن ۵۹ کیلو برسم اصلا یه چیزی یادم اومد که باید به دهن منفی بافم که این رو میگه جواب بدم چطور من با رژیم در وزن ۵۹ کیلو اومدم بدون اینکه از این مشکل خبر داشته باشم و نپدیرفته بودم و باور نکرده بودم اما در بدنم بوده اما بنا به دلیلی مجبور به دادن آزمایشی شدم و وقتی این مشکل رو فهمیدم و همه گفتن احتمال چاقی داره و … بعد من شروع به چاق شدن و ثابت نبودن وزنم کرد که بارها به خودم میگفتم اخه یه قرص چیکار کرد که من چاق شدم امکان نداره من تا زیاد نخورم چاق نمیشم و اگر کم بخورم لاعر میشم و اما متاسفانه اینقدر اطرافیان و پزشکان گفته بودن به من تا در من باور شده بود و در حد ۱۳ کیلو افزایش وزن داشتم و اگر با این مسیر آشنا نشده بودم خدا میدونه الان چند کیلو بودم چند مانع جدید برای لاعری خودم درست کرده بودم اما وقتی وارد این مسیر شدم و این دلیلها رو نقض کردم شروع کردم به لاعر شدن و خیلی عالی سایز و وزن کم کردم و متناسب شدم و فهمیدم تیرویید مانع لاعری من نیست و حالا هم نیست و اگر کمی اصافه دارم چون کمی بیشتر از نیازم میخورم و اگر این کم اضافه رو نخورم به زودی متناسب میشم و به وزن ۵۹ کیلو میرسم .
گول نخورید لاعری خیلی آسون و راحت و طبیعی باید به سمت ما بیاد فقط کافیه موانع رو برداریم و بپذیرم من خودم مقصر اضافه وزن خودم هستم اگر میخوایی اون اندام رویایی رو خلق کنی باید بپدیری خودت مسول چاقی هستی و بعد بپذیر خودت مسول لاغری خودت هم هستی .
خودم جسمم رو خراب کردم و حالا خودم هم درستش میکنم چطور با به اندازه خوردن و زیاد نخوردن و به درستی به این نیاز جسمی خودم جواب دادن و به درستی به غدا و مواد خوراکی نگاه کردن و کلی چیز دیگه که درراین مسیر یاد گرفتم البته اینها در وجود من بودن ولی با اموزش چاقی کمرنگ شدن و حالا دوباره با بودن درراین مسیر این فرمولهای لاعری که در وجود من هستن و اما کمرنگ شدن بالا میان و من رو لاغر میکنن .پس تنها راه لاغری یاد گرفتن اون هست مثل چاقی که یادش گرفتیم و نیار به هیچ کار اضافه ای نیست و هیچ کاری نیست و فقط کافیه این هنر رو یاد بگیری خود به خود لاعر میشی و فقط کافیه تعهد و پشت کار داشته باشی تا موفق بشی .
من بارها برای لاعری از راه های غلط تلاش کردم و موفق شدم اما ماندگار نبوده و همیشه می گفتم رچرا ماندگار نیست پس اینکه بپذیریم با این روشم لاغر میشم کار سختی برام نیست و میپدیرم به زودی به تناسب دلخواهم میرسه چون بدنم به شدت مشتاق رسیدن به تناسب هست و بارها با من همکاری کرده و من رو متناسب کرده و میگم چون راهش اصولی هست بدون برگشت چاقی هست و من برای همیشه لاعر میشم پس همینجا تعهددمیدم
من فروغ ریاحی فر از امروز تاریخ ۲۰ مرداد از وزن نمیدونم شاید ۶۵ یا کمتر بیشتر به وزن ۵۹ کیلو گرم برسانم و در این مسیر از هیچ تلاش و کوششی سرباز نخواهم زد (یعنی به صدای درونم که بگه بسه دیگه نخور گوش بدم و عدا رو رها کنم و هیچ وقت حتی هر از گاهی پرخوری نکنم به این دلیل که این غدا رو دوست دارم ).
من تا پایان این دوره ی صد گام به وزن دلخواهم میرسم چون ممکنه حتی زیر ۶۵ کیلو باشم شایدم یکم بیشتر باشه نمیدونم و دارم متوجه میشم که هر روز دارم متناسب تر میشم چون خوردنم داره کمتر میشه و رفتار من تغییر کرده پس جسم من هم به زودی متناسب میشه .
من تا چند وقت پیش کلی دلیل داشتم چاقم و کلی دلیل داشتم که ناتوانم در لاغر شدن .
من با مشکل تیرویید در همین دوره کلی وزن کم کردم پس میتونم دوباره هم وزن کم کنم تا به تناسب برسم
من با همین استخوانبندی کلی وزن کم کردم پس دوباره هم میتونم کلی کم کنم و متناسب بشم .
من با همین داروها ی مصرفی کلی تا حالا با بودن در این مسیر وزن کم کردم پس دوباره هم میتونم متناسب بشم .
جسم من بسیار توانایی لاعر شدن داره چون سالها از راه علط کلی وزن کردم و حالا از این راه درست میتونم بهتر و عالیتر وزن کنم من باور دارم بدنم از راه درست بهتر وزن کم میکنه و خیلی طبیعی و راحت به تناسب میرسه چون من :
در سال ۸۳ با کم خوری خودم ۸ کیلو کم کردم
در سال ۸۶ با کم خوری و ورزش ۲۵ کیلو کم کردم
در سال ۹۰ با کم خوری و ورزش ۱۸ کیلو کم کردم
در سال ۹۳ با رزیم دکتر و ورزش ۳۰ کیلو کم کردم
در سال ۹۴ با رزیم و دکتر ۶ کیلو کم کردم
در سال ۹۵ با رزیم و رزش ۱۰کیلو کم کردم
در سال ۹۶ تا ۹۸ که وارد سایت شدم بارها رزیم سخت و ورزش داشتم که خوب لاغر می شدم و دوباره چاق شدم یعنی وزن کم میکردم اما ماندگار نبود تا وارد این مسیر شدم و الان دقیق وزن خودم رو نمیدونم فقط میدونم خیلی فاصله دارم از اون شرایطم هر چی بخوام میخورم و بسیار لدت میبرم و هیچ فعالیتی هم ندارم اما بسیار لاغر شدم و سایز کم کردم و بازم تا آخر دوره یا شاید هم زودتر من به وزن طبیعی خودم برسم چون هیچ مانعی برای رسیدن به اون اندام رویایی خودم نمیبینم یه جاهایی خیلی کم خطاهایی دارم که هر روز اونها رو یاداشت میکنم و خودم رو جریمه میکنم که تکراررنکنم و به زودی اونها در وجود من بسیار کمرنگ میشن و از بین میرن و لاغری به سمت من میاد چون جسم من توانمند هست و مشتاق لاعری هست.
چاقی یک ضایعه و بیماری و اختلال هست برای جسم من و جسم من مشتاق هست که اون رو از بین ببره و لاغر بشه ولی من خودم نمیزارم با رفتار غلط هر از گاهیم و یا افکار غلط هر از گاهی که دارم خودم رو چاق میکنم اما من تا حالا کلی اگاهی کسب کردم و کلی بهتر رفتار و فکر میکنم تا کمک به جسمم کنم و زودتر نتیجه رو ببینم .
بارها میگم اگر الان چاقم مقصر چاقی خودم هستم که زیادتر از نیازم میخورم و هر از گاهی با فشار شکمی از روی میز عدا بلند میشم نه هیچ چیز دیگه و باید بهتر روی خودم کار کنم و خودم رو به خاطر این کار تنبیه کنم تا دیگه تکرارش نکنم پس هیچ چیز مقصر نیست اون افکار علط که در ذهنم دارم بخور چون خوشمززه هست بخور چون نیست بخور چون همین امشب و … من رو وادار به خوردن بیشتر کردن و لی خالا کلی افکار حدید جایگرین دارم که اصلا زیاد خوردن چه بلایی به سر من میاره و من رو از هدف دور میکنه و من این حالت رو دوست ندارم و برام زشت و زننده هست و اگر به این حالت برسم میگردم ببینم چی شد که این کار رو کردم و به جاش فرمول جدید جایگزین میکنم خوب ممکنه بازم بگم چون عدا خوشنزه هست پس یکم بیشتر بخورم اما باید به دهنم بگم هست تا شب هست زیادتر نخور هر وقت خواستی و احساس گرسسنگی کردی بیا بخور هیچ محدودیتی نداری فقط به اون حالت زننده که فشار شکمی هست نخور چون از هدفت که اون اندام زیبا هست دور میشی حالا هر طور خودت میدونی !!!
در ذهن من اندام زیبا =زندگی عالی به همراه ازادی و خوش تیپی و رنگ شاد لباس پوشیدن و حال خوب و لذت بیشتر بردن و سبکی و اعتماد به نفس و احساس توانمندی و احساس خودباوری و روابط عالی و سلامتی و آزادی در خوردن و فعالیت کردن و الگو شدن برای خیلیها و با ایمان تر شدن و متوکل تر شدن و کار زیبا و مقدس انجام دادن با خدای خودم بیشتر بودن و …هست
بنام خدا
من با اشتیاق و انگیزه در یک دوره که رژیم گرفتم و ورزش کردم تونستم تو شش ماه از وزن ۶۲کیلو به وزن ۴۶ برسم اما چون بعد یک سال رژیم و ورزش رو رها کردم و فک میکردم دلیل لاغری من رژیم و ورزش بوده و دلیل چاقیم خوردن و کم تحرکیه یعنی عوامل بیرونی رو مقصر میدونستم دوباره چاق شدم اما الان که میدونم همه چی از درون و ذهن منه با اشتیاق بیشتر به سمت تناسب ماندگار میرم چون میدونم منی که یکبار تونستم این همه وزن کم کنم پس الان که در مسیر درستیم پس میتونم با اشتیاقی که در من و جسمم برای رسیدن به تناسب هست به تناسب دلخواه ام بریم
بنام خداوند هدایتگر وهاب
سلام به دوستان زیبانگرشم
من افسانه براهویی تعهد میدم در ۲۲مردادماه وسال ۱۴۰۰ روز جمعه که از وزن ۶۷کیلو به وزن ۵۲کیلو برسم و به تمریناتم پایبندباشم و تمام تلاشم رو تو مسیرکنم که به هدفم برسم ان شاالله
دلایل چاقی من که فکرمیکردم که باعث چاقی من شدن
۱:استعدادچاقی و ارثی بودن چاقیم اما درصورتی که تو خانواده ام دوتا از داداشای من بااینکه خیلی زیاد میخورن اما بازهم متناسب هستند و از غذاهای چرب وفست وفود و هله وهوله و نوشابه و شیرینجات میخورن اما بازهم متناسب هستند و حتی دوستانی داشتم که همش میخوردن اما بازهم متناسب هستند و توفامیلهامون هم خیلیا هستند که کم میخورن اما چاقن و خیلیا بااینکه زیادمیخورن لاغرن پس خوردن زیاد و ارثی بودن نقشی تو چاقیم نداره
۲:کم تحرکی بازهم داداشای خودم که خیلی کم تحرکن و بیشتر رو صندلین و همشم میخورن اما متناسبن بازهم دوستای داشتم ک میخورن و میخوابن و حتی میگن حوصله تحرک داشتن ندارن و همش هله و هوله میخورن اما لاغرن و خیلیا رو تو فامیل دیدم که خیلی تحرک دارند اما چاقن و حتی دخترخاله هام تحرک ندارند اما لاغرن
۳:خوردن زیاد بازهم داداشام و زن داداشم و برادرزاده ام خیلی میخورن اما لاغرن بااینکه من خیلی رعایت میکنم و زیاد نمیخورم و هله و هوله و چیپس و پفک نمیخورم اما چاقم پس خوردن زیاد تو هرچیزی باعث چاقی نمیشه
۴:خواب زیاد بازهم داداش و زن داداشم خیلی میخوابن و یا خیلیای دیگه هستن تو فامیل ک همش خوابن حتی از دوستام ک زیادمیخوابن اما لاغرن ولی من بااینکه روزها زیاد نمیخوابم چاقم پس چاقی ربطی به خواب زیاد نداره
۵:یبوست بازهم داداش خودم یبوست داره و خیلی از دوستامم این مشکلو داشتن و آب زیاد نمیخورن اما لاغرن اما من بااینکه اب میخورم که سموم از بدنم بره اما چاقم پس یبوست و کم ابی نقشی تو چاقی نداره
۶:غذاهای سرخ کردنی و چرب بازهم خانواده داداشام همش غذاهای چرب و سرخ کردنی میخورن اما لاغرن یا حتی دوستی دارم ک همش سرخ کردنی میخورن اما لاغرن و خیلیای دیگه تو فامیل و حتی یکی از فامیلهام که همش سرخ کردنی میخوره و همش خوابه هم کم تحرکه اما لاغره اما تو فامیل خیلیا رو دیدم تحرک دارند و کم میخورن و رعایت میکنند تاغذاها و کم میخوابن اما چاقن پس مشخص شد که اصلا این چیزها ربطی به چاقی و لاغری نداره
۷:سوخت و ساز پایین و طبع سرد خیلیا هستن که بدنشون همش سرده مثه خاله خودم لاغره وسیستم بدنی همه انسانهارو خدا یه جور خلق کرده پس اینا ربطی نداره
خیلیا هستن سوخت و ساز بالا دارند بازچاق ویابرعکس
پس اینا منطق اثبات شده نیستن چون انسانهای هستن که همش خوابن و یاخانواده چاقی دارند و یا همش شیرینجات و هله و هوله و غذاهای سرخ کردنی میخورن اما لاغرن اما کسایی هستن که کلی تو غذاخوردن ترس دارند و کم میخورن اما چاقن و همش نگرانن که چاق نشن
پس متوجه شدم که همه تو ذهن من و باورهای منه که چاقی رو برام طبیعی کرده اما الان که متوجه شدم هیچ کدوم از عوامل بیرونی باعث چاقی نمیشن و همه چی ذهن من و باورمنه میپذیرم که خودم با افکاروباورخودم باعث چاقی خودم شدم و مسئولیتشو ب عهده میگیرم و یادمیگیرم که ذهنم رو درست کنم برای متناسب شدن چون حق طبیعی من متناسب شدنه و من باید متناسب زندگی کنم
جهان آینه درون منه
در دل نوشته قبلی چندتا دلیل برای چاقیم گفتم . با گوش کردن به فایل استاد متوجه شدم که همه نقض میشود از جمله:
پرخوری، در اطرافم کسایی بسیاری دیدم که چندین برابر من غذا می خورن ولی از من خیلی لاغرتر هستن.
تندخوری ، خیلیا از من سریعتر می خورن ولی باز لاغر هستن.
کم تحرکی، در نزدیکانم کسانی میشناسم که نصف من تحرک ندارن ولی باز لاغرن
ژن ، چرا راه دور خواهر من یک سال از من کوچکتر است ولی ۴۰کیلو از من کمتر وزن دارد.
اینجانب آسیه بیگدلی با وزن ۹۰کیلو به تاریخ ۲۲مرداد متعهد میشوم به وزن ۶۰کیلو برسم . ودر این مسیر از هیچ کوششی سر باز نزنم.
شاید یه روز عنوان کردن وزنم واسم خجالت اور بود ولی از وقتی که مسیولیت چاقیم روپذیرفتم و با صحبتهای استاد، متوجه شدم خجالت آور اینه که من بخوام این سه گونی برنج ده کیلویی رو تا همیشه حمل کنم. ااز خدا می خوام که بهم کمک کنه این مسیر قشنگ رو ادامه بدم ولذت ببرم. ممنونم استاد که هستید
درود بخش سوم تبدیل مطالب جلسه دوم به رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی با ذهن
در بخش دوم گفتیم ما مسئول تنهایی یا نداشتن رابطه مد نظرمون هستیم و تصمیم گرفتیم وضعیت رو از طریق درستش که همون تغییر باور های ذهنی هست عوض کنیم.
میدونیدکه هیچوقت یک سند معتبر و یک موضوع مهم رو شفاهی نمیگذارند باقی بمونه و همیشه مکتوب ثبت و امضا میشه تا اعتبار پیدا کنه. پس شما هم برای اینکه به خودت قولی بدی که پاش بایستی و باید کتبا به خودت تعهد بدی، بنویسی که من فلانی از امروز تاریخ فلان متعهد هستم که وضعیت روابط خود را بهبود ببخشم و مثلا از تنهایی به یک رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی برسم یا مثلا رابطه عواطفی بی هدف و نصفه نیمه ام را به رابطه عاطفی عمیق ایده ال عاشقانه برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنم. اسم و امضا و تاریخ رو هم بنویسید. هر طور که راحت ترید و دلتون میخواد این مورد رو بنویسید، ولی حتما بنویسید و جایی ثبت کنید میتونید. داخل دفتر بنویسید میتونید روی یک کارت ویژه بنویسید و…
همه ما تا این سن مواردی کم با زیاد خوب یا بد برامون پیش اومده آشنایی هایی پیش اومده حتما افرادی به ما توجه کردند یا حتی افرادی ما رو مناسب دونستند و به سایرین معرفی کردند. ممکنه فکر کنید خب چه فایده نتیجه نداشت، یه مدت در رابطه بودیم ولی جدا شدیم، دو جلسه اومدن خواستگاری ولی به هم خورد و… اما میخوام یه چیزی بهتون بگم شما حتی در شرایطی که ذهنتون مانع میشد و باور نداشتید که میتونید رابطه خوبی داشته باشید مورد توجه قرار گرفتید، کار نداریم که نتیجه نداد یا به هم خورد و… مهم اینه که شما در مسیر های اشتباه هم نتایج کمی گرفتید، و این خیلی مهمه این یعنی شما پتانسیل عشق رو دارید این یعنی شما خواستنی هستید این یعنی شما کافی هستید این نشون میده روان شما حتی در شرایط سختی که ما ناخواسته از روی عدم آگاهی اون رو در زندان خواستنی نبودن با فرمول های ذهنی غلط قرار میدادیم، تمایل به عشق داشته تمایل به یکرابیه متاهلی ایده ال و عاشقانه داشته، حالا تصور کنید که موانع رو براش کنار بزنیم روان شما، وجود شما، از عشق سیراب میشه.
تنها بودن نداشتن رابطه متاهلی ایده ال عاشقانه یک ضایعه است، یک نقض طبیعته، در سراسر طبیعت و کائنات موجودات جفت هستند، همه جانداران همه مخلوقات خدا، خداوند خودش در قرآن مستقیما اشاره میکنه که همه چیز را جفت آفریدیم. حالا یعنی خدایی که حواسش به جفت بودن گیاه و گلی کوچیک و ناچیز هست حواسش ب ما نیست؟ با ما سر دشمنی داره؟ مثلا گفته همه چیز را جفت آفریدیم بجز فلانی!!! این باور که ما نمیتونیم ما همیشه تنها میمونیم حتی اینکه از ما گذشته و… ناشکریه، کفره، برهم زدن قانون دنیاست لگد زدن به طبیعت وسرشت انسانی خودمون هست.
وجود تو عاشق عشقه وجود تو تشنه رابطه متاهلی و تجربه عشق ایده ال هست شما نمیذاری، شما هر بار با افکار اشتباه با باورهای پوسیده اشتباه جلوی تجربه عشق رو میگیری. حقته که تنها باسی بهت برنخوره ولی تو حقته که تنها باشی!! اصلا بهت بر بخوره خودت اینو به خودت بگو ک بهت بربخوره از یه جایی ب بعد بگی چرا برای همه بشه برای من نشه معلومه که میتونم. چطور همه تونستن من نتونم!
میدونم گفتن اینا خیلی سخته اذیت میشید منم مثل شما سالها رنج تنهایی و حسرت داشتن عشق رو داشتم اما خودمون باعث شدیم و جای خوشحالی زیادی داره که الان دیگه حقمونه که عاشقی و رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی رو تجربه کنیم. بهت قول میدم به میزانی که باور کنی و مستمر یک مدت برای تغییر شرایط وقت بذاری نتایج عالی خواهی گرفت. ب امید اون روز.
تمرین این جلسه طولانی و خیلی مهم سه بخش هست اول که موارد تمرین جلسه اول رو موارد نقض براش پیدا کنید، دوم برای خودتون تعهد کتبی بنویسید و سوم اینکه تمام دفعاتی که مورد توجه قرار گرفتید کسی شما رو خواسته شما رو زیبا جذاب مهربان و…. دونسته و تمایل داشته باشما باشه رویکی کی یادداشت کنید. فقط بنویسید دیگه فکر نکنید آخرش چی شد همون مورد توجه قرار گرفتن رو میخوایم ک ب خودمون یاد اور کنیم ک میتونیم .
از همراهی شما و از مطالب عالی استاد عطا روشن کمال تشکر را دارم
درود بخش دوم و ادامه نظر قبلی برای تبدیل مطالب جلسه دوم به رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی با ذهن
در بخش اول گفتیم تمام مواردی که به عنوان علت برای نداشتن رابطه ایده ال مد نظرتون رو بررسی کنید و حتی اگه یکمورد نقض برای اون دلیل پیدا کردید اون علت حذف میشه چون اگه اون دلیل موجه بود باید هر کسی که اون دلیل رو داشت در وضعیت شما باشه اما شما پیدا کردید که هستند افرادی که با داشتن همون دلیل اوضاعشون کاملا متفاوت هست.
اول کار، ما بودیم کلی دلیل برای نداشتن رابطه مد نظرمون و وضعیت روابطی ک خب راضی مون نمیکرد، ما یکی یکی دلایل رو حذف کردیم حالا ما موندیم و وضعیت تنهایی یا نداشتن رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی که دوست داریم داشته باشیم. حالا خودمون موندیم و مسأله ی اصلی مون. شنیدن این جملات و قبول اونها کار ساده ای نیست اما بدونید. که این وضعیت مال منه! من دیدم اون موارد اصلا دلیل نمیشد! و من ساااالها پشت اون دلایل خودم رو مخفی کرده بودم تا مسئولیت تنها بودن خودم رو گردن نگیرم طوری که خودمم باورم شده که حقمه اینجوری باشم و طبیعیه دیگه. بله رفته رفته تنها بودن یا موفق نبودن در روابط طبیعی میشه برامون ولی این موضوع مثل یه سراشیبیه که انتها نداره، اگه خودتو بندازی توی اون مسیر دیگه تهش مشخص نیست که چقدر اینجوری بودن طبیعیه !!! اونقدر جلو میری رفته رفته، که خودت هم متوجه نمیشی! اگر سابق بر این با افرادی آشنا میشدی مدتی بهشون فرصت میدادی یا مدتی برای رابطه ای که دوست داشتی همیشگی باشه تلاش میکردی، حالا دیگه یه دافعه در خودت ایجاد کردی همه جا جار زدی من نمیخوام ازدواج کنم، در حالی که ته وجودت برعکسه و خیلی هم میخوای زندگی متاهلی خیلی خوبی داشته باشی ولی همه جا به خودت و ب بقیه گفتی من بی خیال همه چی شدم از مردا یا از زن ها بدم میاد! من شانس ندارم هر کس خورد به پست من فلان بود، همه سر تا پا یه کرباسن، من کسی رو میخوام ک منو بپرسته!! یک لحظه تصور کن خودت حاضری با آدمی با چنین ذهنیت غیر مسئولی حتی آشنا بشی؟ یا حاضری کسی رو با چنین آدمی آشنا کنی! معلومه که نه! بیا قبول کنیم که من خودم باعث نداشتن رابطه متاهلی ایده ال عاشقانه مد نظرم هستم. نه هیچ کس دیگه ای نه هیچ دلیل دیگه ای، این زندگی منه، منم که مسئولش هستم، خودم خود خود خودم باعث این شرایط شدم.
تا وقتی که خودت رو مسئول مجرد بودنت ندونی خودت رو مسئول متاهل شدنت هم نمیدونی. اما خبر خوب اینه ک وقتی مسئولیت این شرایط رو قبول کردی، میفتی تو مسیر حل موضوع و یادت باشه تو برای مجرد موندن و نداشتن رابطه موفق تلاشی نکردی، خودتو تحت فشار نداشتی که خب کسی رو به زندگی ام راه ندم، بنابراین برای داشتن رابطه خوب هم نباید هیچ عذاب و زحمتی باشه! باید با روش صحیح عواملی که در ذهنمون باعث شده این شرایط رو ایجاد کنیم شناسایی کنیم موارد درست رو جایگزینیش کنیم تا خود ب خود نتایج عوض بشه. شما تو مجرد بودن یا خراب کردن روابط استادی اگه همین الان بهت بگن شما برو یک ساعته این رابطه رو به هم بزن نیم ساعته اون کار رو میکنی، ولی وقتی حرف از ساختن رابطه باشه بدست اوردن رابطه خوب میمونیم چرا چون فکر میکنی خب مگه من مسئولشم! بله شما مسئولش هستید. و با قبول مسئولیتش رفته رفته یاد میگیریم بذر رابطه عالی رو در ذهنمون بکاریم و رشدش بدیم. این کار یه هنره در مورد هر هنر دیگه ای حتما شما میدونید که برای رسیدن به تسلط در اون هنر باید براش وقت گذاشت، تمرین کرد، تکرار کرد، یاد گرفت و به میزانی که فردی اون هنر رو بیشتر بهش اهمیت بده بیشتر براش وقت بذار استاد اون هنر میشه . ما اینجا هستیم تا هنر داشتن رابطه مورد نظرمون رو یاد بگیریم. حالا تفاوت روش ما با بقیه روش هایی که شما تا حالا پیگیرش بودید چیه؟ شما توی موارد قبل عکسی رو میدیدی که یک زوج خوشحال رو نشون میده و با یک عنوان نوشته مثلا چطور قلب طرف رو به دست بیاریم و اون تصویر باعث میشد اون موارد در ذهن شما کاربردی به نظر بیاد، یا مثلا کلی ادم که هیچکس نمیدونه واقعا مدرکشون چیه اصلا تخصصی دارند یا نه و اصلا خودشون روابط موفقی دارند یا نه به عنوان مشاور رابطه جلو دوربین میشینن و در فضای مجازی راهکار میدن که فلان کنید و چنان کنید. یا مواردی که یک عکس لاکچری با هدایای خیلی گرون قیمت به نظر خیلی رمانتیک و عاشقانه و طرف نوشته بی محلی همیشه جواب میده یا اصلا هیچی ننوشته کلی قوربون صدقه همدیگه رفتن و ما با دیدن اینا میگیم ببین مشکل از منه وگرنه چرا واسه بقیه اینجوریه، اول میخوام بگم که اون ظاهر سازی ها رو باور نکن و فکر نکن همه چیز به خوش و خرمی هست که به ما نشون میدن! بسیاری از این بلاگر ها دارند از طریق این روش ها میلیاردی پول در میارن پس شغلشونه نه لزوما واقعیت زندگی شون.و مورد مهم تری که میخوام بدونی این که بله تو میتونی شرایط ات رو عوض کنی و برسی به اون رابطه ی خوبی که میخوای ک همیشگی باشه و ادامه. مطلب رو در نظر بعدی بخونید ممنونم.