اگه از من بپرسی سالها چه دلیلی برای چاقیم داشتم، اولین جوابم این بود: «چاقی من ارثیه». همهی عموهام و خانوادهی پدریم اضافه وزن داشتن و من هم این رو یه دلیل محکم میدونستم. ولی امروز میدونم که بیشتر دلایل چاقی که ما سالها تکرارشون میکنیم، فقط توجیههایی هستن که جلوی لاغر شدنمون رو میگیرن.
این نوشته جلسه دوم از دوره رایگان ۱۲ جلسهای لاغری با ذهن است. در جلسه اول (شروع مسیر لاغری) دیدیم که ریشهی چاقی در ذهنه. در این جلسه دلیلهایی رو که برای چاقیمون میاریم یکییکی بررسی میکنیم، مسئولیت چاقیمون رو میپذیریم و اولین قدم لاغری رو برمیداریم.
همهی جلسهها رو روی گوشیت داشته باش. با اپلیکیشن لاغری با ذهن میتونی ویدیو و صوت جلسهها رو دانلود کنی و بدون اینترنت هم ببینی و گوش بدی.
در این جلسه میآموزیم:
🤔 چرا اول دلایل چاقی، بعد روش لاغری؟
میدونم خیلی از شما دوست دارید زودتر برسیم به اینکه «چطور لاغر بشیم». سالها اضافه وزن و فشار جسمی و روحی اون، اشتیاق زیادی در شما ساخته که هر چه زودتر از چاقی رها بشید. من این حس رو خیلی خوب میفهمم.
ولی لاغری با ذهن یه آموزشه. در این روش قرار نیست به زور غذامون رو کم کنیم یا ورزش سنگین کنیم تا بدنمون تغییر کنه. قراره ذهنمون یه چیز تازه یاد بگیره. ذهن هم مثل هر آموزش دیگهای، برای باور کردن یه موضوع به دلیل و مدرک و حرکت قدمبهقدم نیاز داره. بنابراین اول باید بفهمیم چرا چاق شدیم و بعد بریم سراغ اینکه چطور لاغر بشیم.
در جلسهی قبل یه تمرین داشتیم: نوشتن دلیلهای چاقی. اگه این تمرین رو انجام ندادی، پیشنهاد میکنم اول برگردی به جلسه اول، ویدیوش رو یکی دو بار دیگه ببینی، دلیلهات رو بنویسی و بعد این جلسه رو ادامه بدی. چون همهی کار این جلسه روی همون دلیلهاست.
⚖️ یه قانون ساده برای سنجیدن دلایل چاقی
معمولاً هر چی اضافه وزن بیشتر باشه، دلیلهایی که برای چاقی نوشتیم هم بیشتره. کسی که ۱۰ کیلو اضافه وزن داره شاید دو سه تا دلیل نوشته باشه، ولی کسی که ۴۰ یا ۵۰ کیلو اضافه وزن داره احتمالاً یه فهرست بلند نوشته. حالا میخوایم ببینیم این دلیلها واقعاً چقدر درستن.
یه قانون ساده وجود داره: هر دلیلی تا وقتی معتبره که نمونهی خلافش پیدا نشه. مثلاً قانون جاذبه میگه هر چیزی رو رها کنی به سمت زمین میاد. اگه یه روز یه سنگ رو رها کنی و به سمت بالا بره، این قانون دیگه اعتبار نداره.
دلایل چاقی هم همینطورن. خیلی سادهترش اینه که اگه کسی رو پیدا کنی که دقیقاً همون دلیل تو رو داره ولی چاق نیست، یعنی اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست. فقط یه توجیهه که سالها بهش تکیه کردی.

📋 رایجترین دلیلهایی که برای چاقیمون میاریم
از نوشتههای هزاران نفر از اعضای سایت و از تجربهی خودم، اینها رایجترین دلیلهایی هستن که برای چاقیمون میاریم:
- «چاقی ما ارثیه.»
- «غذاها پر از مواد شیمیایی و نگهدارندهان.»
- «کارم پشت میزیه و تحرکم کمه.»
- «چند ساله فلان دارو رو مصرف میکنم.»
- «تیروئیدم مشکل داره.»
- «سوختوساز بدنم پایینه.»
- «بعد از بارداری چاق شدم.»
- «زیاد میخوابم.»
احتمالاً چند تا از اینها رو تو هم نوشتی. حالا بیایید چند تا از مهمترینهاشون رو با همون قانون بررسی کنیم.
🔍 بررسی دلایل چاقی، یکییکی
«چاقی ما ارثیه»
این همون باوری بود که خود من سالها داشتم. از بچگی شنیده بودم که خانوادهی ما چاقن. راست هم میگفتن؛ تا جایی که من یادمه، همهی عموها و عموزادههام اضافه وزن داشتن. برای همین من هم قبول کرده بودم که چاقی من ارثیه و کاری از دستم برنمیاد.
ولی پیدا کردن نمونهی خلاف این باور خیلی راحته. خانوادهای رو در نظر بگیر که پدر و مادر و سه تا از بچهها چاقن، ولی بچهی چهارم متناسبه. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. حتی خانوادههایی هستن که پدر و مادر چاقن ولی هیچکدوم از بچهها چاق نیستن، یا برعکس.
مشکل اصلی اینجاست که وقتی از بچگی بارها میشنوی «چاقی تو ارثیه»، کمکم چاقی برات طبیعی میشه. با خودت میگی «مگه میشه با ارث جنگید؟» و همین باور باعث میشه اضافه وزن آرومآروم بیشتر بشه.
«غذاها پر از مواد شیمیاییان»
بعضیها میگن مواد نگهدارنده و کودهای شیمیایی که در غذاها هست اونها رو چاق کرده. ولی حتماً آدمهایی رو میشناسی که دقیقاً همون غذاها رو میخورن و متناسبن. بنابراین این دلیل هم نمیتونه دلیل واقعی چاقی تو باشه.
«کارم پشت میزیه و تحرکم کمه»
من سالها کارمند بودم و کارم پشت میز بود. اتفاقاً در همون سالها سریعتر چاق شدم. چون از قبل این باور رو داشتم که آدم کمتحرک طبیعیه که چاق بشه. یعنی اول باور در ذهنم بود و بعد بدنم همون رو نشون داد.
ولی دور و برت رو نگاه کن. خیلیها کار پشت میزی دارن، یا خانهدارن و کمتر از خونه بیرون میرن، ولی چاق نیستن. پس کمتحرکی هم بهتنهایی دلیل چاقی نیست.
«سوختوساز بدنم پایینه»
من هم یه زمانی باور کرده بودم که سوختوساز بدنم پایینه. ولی کافیه یه خواهر یا برادر رو در نظر بگیری که همخون خودته و متناسبه. اگه تفاوت بدنها اینقدر زیاد بود، باید حداقل در یه خانواده همه شبیه هم میبودن.
من نمیتونم قبول کنم که یه تفاوت کوچیک بین بدن من و یه نفر دیگه، باعث ۳۰ یا ۴۰ کیلو اختلاف وزن بشه. همهی ما قلب و ریه و کلیه و مغز داریم و بدنهامون یه جور کار میکنه.
«بعد از بارداری چاق شدم»
خیلی از خانمها باور دارن که بعد از به دنیا آوردن بچه، چاق شدن طبیعیه. ولی خانمهای زیادی هستن که بعد از بارداری فقط چند کیلو اضافه وزن داشتن و بعد از دو سه ماه به وزن قبلشون برگشتن.
سؤال اینجاست که چرا یه نفر در دوران بارداری ۷ کیلو اضافه میکنه و یه نفر دیگه ۲۵ کیلو؟ این تفاوت نمیتونه فقط کار بدن باشه. یعنی باز هم پای باورها و ذهن در میونه.
«تیروئیدم مشکل داره» یا «دارو مصرف میکنم»
این سؤال رو خیلی از اعضای سایت از من پرسیدن. برای همین خیلی روش تحقیق کردم و از پزشکهای زیادی هم سؤال کردم. هیچکدوم با قطعیت نمیگفتن که اختلال تیروئید یا یه دارو حتماً اینقدر وزن اضافه میکنه. میگفتن ممکنه در یکی اثر بذاره و در یکی نذاره، و مقدارش هم مشخص نیست.
حالا وقتی کسی در عرض سه سال ۴۰ کیلو اضافه کرده و همهاش رو به تیروئید نسبت میده، داره یه باور رو جایگزین واقعیت میکنه. اینجا هم همون قانون کار میکنه: آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن.
خیلی سادهترش اینه که همهی این دلیلها یه پیام مشترک به ذهن ما میدن: «تو حق داری چاق باشی، چاقی برای تو طبیعیه». و وقتی چاقی در ذهن ما طبیعی بشه، دیگه حدی هم براش وجود نداره.
🧠 ذهنت مقاوم نیست، فقط دلیل کافی نداره
حالا نوبت توئه. دلیلهایی رو که در جلسهی قبل نوشتی یکییکی بخون و برای هر کدوم دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ در خانواده، دوستان، همکارها یا هر جای دیگه. بعد جوابت رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس. مثلاً: «فکر میکردم چاقیم ارثیه، ولی دخترخالهام با اینکه خانوادهاش چاقن، متناسبه.»
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم حتماً بخون. وقتی میبینی دلیلها بین همه مشترکه ولی هر کسی یه نمونهی متفاوت برای رد کردنش پیدا کرده، ذهنت خیلی راحتتر قبول میکنه که «این دلیل چاقی نیست».
خیلی از کسانی که این مسیر رو شروع میکنن بعد از چند روز بهم میگن «ذهن من نسبت به لاغر شدن مقاومت داره». جواب من اینه که ذهن تو بندهی خدا هیچ مقاومتی نداره. فقط هنوز دلیل کافی پیدا نکردی که به خودت ثابت کنی میتونی از طریق ذهن لاغر بشی.
یه مانع دیگه هم هست. وقتی کسی ۳۰ سال گفته «من به خاطر ارث یا کار پشت میزی چاقم»، حالا براش سخته قبول کنه که اشتباه میکرده. انگار خجالت میکشه. ولی مهم نیست چند سال این فکر رو داشتی. مهم اینه که از امروز اطلاعات درست به ذهنت بدی. چون این ذهنه که باید اطلاعات جدید رو تحلیل کنه، فرمول جدید بسازه و نتیجهی جدید رو در بدنت نشون بده.
📺 چرا حرف هر کسی رو دربارهی لاغری باور میکنیم؟
هر چیزی که میشنویم، میبینیم یا دربارهاش حرف میزنیم، در ذهن ما فرمولسازی میشه. مخصوصاً وقتی گوینده رو قبول داشته باشیم. تبلیغهای لاغری رو در نظر بگیر. معمولاً یه نفر با روپوش سفید پزشکی دربارهی یه محصول حرف میزنه. اصلاً معلوم نیست پزشک باشه، ولی چون در ذهن ما پزشک یعنی آدم قابل اعتماد، حرفش رو راحت قبول میکنیم.
یا یه آدم خوشاندام رو نشون میدن که میگه از این محصول استفاده کرده. ما هم با حسرت میگیم «کاش من هم مثل اون بودم» و میریم محصول رو میخریم. بعد که نتیجه نمیگیریم، بهجای اینکه به روش شک کنیم، خودمون رو سرزنش میکنیم و میگیم «لابد من یه مشکلی دارم».
بنابراین گول این وعدهها رو نخور. هیچکدوم از ما برای چاق شدن کار خاصی نکردیم. روش درست لاغری هم روشیه که به هیچ کار خاص و محصول عجیبی نیاز نداره.

🙋♂️ من و چاقی؛ مسئولیت با کیه؟
تا اینجا سه چیز داشتیم: من، چاقیم، و یه عالمه دلیل برای چاقیم. وقتی دلیلها رو یکییکی رد کردیم، چی باقی موند؟ فقط من و چاقیم.
حالا بین من و چاقیم دیگه تعارفی نیست. این چاقی رو خودم در بدنم به وجود آوردم. وقتی اضافه وزن داشتم، این وزن رو خودم با خودم از صورت تا مچ پا حمل میکردم. بنابراین مسئول چاقیم خودم هستم.
شاید قبول کردن این حرف اولش سخت باشه. ولی اگه میخوای لاغر بشی و اندامی رو که در رویات داری بسازی، راهی جز این نداری. چون وقتی مسئولیت چاقیت رو قبول کنی، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی.
چرا لاغریهای قبلی موندگار نبود؟
هر بار که با یه رژیم یا قرص وزن کم میکردی، لاغری رو به اون رژیم یا قرص نسبت میدادی. یعنی با خودت میگفتی «چون رژیم گرفتم لاغر شدم». بنابراین وقتی رژیم رو کنار میذاشتی، برگشتن وزن هم برات طبیعی بود. خیلی سادهترش اینه که چون خودت رو مسئول چاقیت نمیدونستی، خودت رو مسئول لاغریت هم نمیدونستی و خیلی زود از دستش میدادی.
وقتی محکم به خودت بگی «من خودم مسئول چاقیم هستم و خودم رو مسئول لاغریم هم میدونم»، یه اتفاق جالب میافته. دیگه خودت رو سرزنش نمیکنی و به خودت بد و بیراه نمیگی. بهجاش میگی «خب، کاری بود که خودم کردم. حالا میخوام درستش کنم». این جمله حال خیلی بهتری بهت میده تا اینکه بگی «نمیدونم چطور چاق شدم، همینجوری شد».
همهی ما در چاق شدن استادیم
هیچکدوم از ما چاق به دنیا نیومدیم. خداوند یه بدن کامل و متناسب به ما داده بود. اگه الان ازت بخوام در سه ماه آینده ۵ کیلو اضافه کنی، دقیقاً بلدی چه کار کنی. یعنی ذهن تو در چاق شدن استاده. ولی وقتی حرف لاغری میشه، انگار هیچی نمیدونه و دنبال این و اون میگرده.
خبر خوب اینه که همین ذهن و همین بدنی که تو رو چاق کرده، میتونه بدون هیچ چیز اضافهای تو رو لاغر کنه. در لاغری با ذهن قرص و برنامهی غذایی نداریم. همه چیز از درون خودت درست میشه.
🎨 لاغری با ذهن یه مهارته
هر مهارتی که الان بلدی، مثل رانندگی، آشپزی یا خیاطی، رو یه روزی یاد گرفتی. اول تصمیم گرفتی یادش بگیری، بعد آموزش دیدی و بعد اونقدر تکرار کردی تا ماهر شدی. لاغری با ذهن هم دقیقاً همینطوره. باید یادش بگیری و تمرینش کنی.
هر آموزشی هم از الفبا شروع میشه. برای یاد گرفتن رانندگی اول باید بدونی فرمون و ترمز و راهنما کجاست. الفبای لاغری با ذهن، ساختن فرمولهای درست در ذهنه. یعنی میخوایم یه باور جدید دربارهی لاغری در ذهنمون بسازیم.
✍️ قدم اول: تعهد کتبی برای لاغری
هر کسی به اندازهی شکستهایی که در مسیر لاغری خورده، از لاغر شدن ناامیدتره. کسی که ده بار رژیم گرفته و نتیجه نگرفته، لاغری رو خیلی دورتر از کسی میبینه که یک بار شکست خورده. برای همین اولین قدم ما اینه که مسئولیت لاغریمون رو بهصورت کتبی بپذیریم.
جملهی تعهدت رو با اسم خودت و تاریخ امروز اینطوری بنویس:
«من [اسم خودت]، از امروز [تاریخ]، متعهد هستم خودم را از وزن [وزن فعلی] به وزن [وزن دلخواه] برسانم و در این مسیر از هیچ تلاشی دریغ نکنم.»
این تعهد رو هر جا که حس بهتری بهت میده ثبت کن؛ در دفترت، روی یه کارتپستال قشنگ با رنگهایی که دوست داری، روی یه برگهی بزرگ که به در کمد بچسبونی، یا در گوشیت. سخت نگیر، فقط یه جایی ثبتش کن. در بخش نظرات همین جلسه هم بنویسش تا جلوی بقیهی اعضای سایت تعهد داده باشی. این کار اشتیاقت رو خیلی بیشتر میکنه.
💪 بدن تو توانایی لاغر شدن رو داره
خیلیها علاوه بر دلیلهای چاقی، یه عالمه دلیل هم برای «نتونستن» دارن. یکی میگه استخونبندیم درشته، یکی میگه چربیهام قدیمی و سفت شدن و دیگه آب نمیشن. همونطور که دلیلهای چاقی رو رد کردیم، این دلیلها رو هم میتونیم رد کنیم.
اگه بدنت تا امروز حتی یک بار، حتی یک کیلو وزن کم کرده، یعنی توانایی لاغر شدن رو داره. اگه الان متناسب نیستی، مشکل از بدنت نبوده، مشکل از روشت بوده. من خودم بارها با روشهای مختلف ۵ کیلو، ۱۰ کیلو و حتی ۲۰ کیلو وزن کم کردم، ولی دوباره برمیگشت. چون از همون روزهای اول منتظر بودم دوباره چاق بشم. در ذهنم ثبت شده بود که من نمیتونم لاغر بمونم.
خیلی از اعضای سایت بهم پیام میدن که «تا حالا با رژیم ۲۰ کیلو کم کردم، ولی چه فایده، دوباره چاق شدم». من بهشون میگم «آفرین، این خیلی خوبه!». چون همین ۲۰ کیلو ثابت میکنه که بدنشون میتونه لاغر بشه. وقتی بدن با یه روش اشتباه تونسته اینقدر کم کنه، فکرش رو بکن با روش درست چه کار میتونه بکنه.
بدن ما مشتاق لاغریه. وقتی دستت میبره، بدنت خودش زخم رو ترمیم میکنه. ولی اگه هر روز دوباره جای زخم رو باز کنی، هیچوقت خوب نمیشه. چاقی هم همینطوره. بدنت میخواد لاغر بشه، ولی ما با فکرها و رفتارهای اشتباهمون اجازه نمیدیم.
🌟 متناسب بودن حق همهست
سالها پدر و مادرم رو سرزنش میکردم که چرا چاق بودن تا من هم چاق باشم. سالها از خدا گله داشتم که چرا من رو اینطوری آفریده و برای چاقیم از هر چیزی بهانه میساختم. ولی امروز با کمال میل قبول میکنم که در اون سالها، خودم باعث چاقیم بودم.
و امروز متناسب بودن حق منه، چون خواستم و یاد گرفتم. این حق فقط مال من نیست. هر کسی که باور کنه میتونه لاغر بشه و قدمبهقدم در این مسیر حرکت کنه، به همین نتیجه میرسه.
✍️ تمرین آموزشی 📖
نقطه شروع شکست دادن چاقی
این تمرین روی دلیلهایی ساخته شده که در جلسه قبل نوشتی. اگه اون تمرین رو انجام ندادی، اول برگرد و دلیلهای چاقیت رو بنویس. بعد این سه مرحله رو انجام بده و جوابهات رو در بخش نظرات همین جلسه بنویس.
🟢 مرحله اول: رد کردن دلیلهای چاقی
دلیلهایی رو که برای چاقیت نوشتی، اینجا هم بنویس. بعد برای هر دلیل، دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ یعنی کسی که همون شرایط تو رو داره ولی متناسبه.
مثلاً اگه کمتحرکی رو دلیل چاقیت میدونی، کسی رو میشناسی که از تو کمتحرکتره ولی چاق نیست؟
🟡 مرحله دوم: پذیرفتن مسئولیت چاقی و لاغری
در قالب یه جمله یا یه متن کوتاه بنویس که مسئول چاقیت خودت هستی و از امروز مسئولیت لاغریت رو هم میپذیری.
بعد جملهی تعهدت رو با اسم و تاریخ و وزن فعلی و وزن دلخواهت بنویس.
🔵 مرحله سوم: باور به توانایی بدنت
هر باری که در گذشته وزن کم کردی رو بنویس؛ حتی اگه نیم کیلو بوده. مثلاً: «در فلان سال با فلان روش ۵ کیلو کم کردم.»
فقط مقدار کاهش وزن رو بنویس و ننویس که بعدش برگشت. بعد این جملهها رو چند بار بخون و به خودت تبریک بگو. اینها اطلاعات درستی هستن که به ذهنت نشون میدن بدنت توانایی لاغر شدن رو داره.
نوشتههای بقیهی اعضای سایت رو هم بخون؛
هر نمونهای که میخونی، باور ذهنت رو قویتر میکنه. 🌱
در جلسه بعد (قسمت سوم: روشهای لاغر شدن) دربارهی روشهای لاغری و اینکه چرا بیشترشون جواب نمیدن صحبت میکنیم.
منتظر کامنتهای شما هستیم! 💬👇
همراه همشگی شما: رضا عطارروشن
۱. مهمترین دلایل چاقی چیه؟
بیشتر دلیلهایی که برای چاقی میاریم، مثل ارث، کمتحرکی یا سوختوساز پایین، با یه نمونهی خلاف رد میشن. یعنی آدمهایی هستن که همین شرایط رو دارن ولی متناسبن. ریشهی اصلی، باورهای ذهنی ماست که چاقی رو برامون طبیعی کرده.
۲. چطور بفهمم دلیل چاقیم درسته یا نه؟
برای هر دلیل دنبال یه نمونهی خلاف بگرد؛ کسی که شرایط تو رو داره ولی چاق نیست. اگه چنین کسی رو پیدا کردی، اون دلیل، دلیل واقعی چاقی تو نیست و فقط یه توجیهه.
۳. چاقی واقعاً ارثیه؟
در خیلی از خانوادهها پدر و مادر چاقن ولی یکی از بچهها متناسبه، یا برعکس. اگه چاقی ارثی بود، همهی بچهها باید به یه اندازه ارث میبردن. چیزی که بیشتر از ژن منتقل میشه، باورها و جملههایی مثل «چاقی ما ارثیه» است.
۴. چرا باید مسئولیت چاقیم رو بپذیرم؟
چون تا وقتی چاقی رو به عوامل بیرونی نسبت بدی، لاغری رو هم به رژیم یا قرص نسبت میدی و با کنار گذاشتنشون از دستش میدی. وقتی مسئولیت چاقیت رو بپذیری، میتونی مسئولیت لاغریت رو هم قبول کنی و این بار لاغری موندگار میشه.
امتیاز 4.04 از 388 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!











سلام و درود تبدیل توضیحات جلسه دوم به رابطه ایده ال عاشقانه متاهلی با ذهن
تنها بودن! میخوایم تکلیف رو مشخص کنیم علت واقعا چی بوده و چکار میشه کرد.
بیاید با تمرین جلسه قبل شروع کنیم، اول که اگه تمرین رو انجام دادید بهتون تبریک میگم شما دارید قدم ب قدم با ترستون رو به رو میشد و امیدوارم با هم این مسیر رو تا انتهای خوش جلو ببریم.
دوستان قبول دارید که هر چیزی تا زمانی درسته که نقضش وجود نداشته باشه؟ مثلا من تلویزیونمون رو روشن میکنم میبینم برنامه ای نشون نمیده میگم خب صدا و سیما تعطیله امروز برنامه ندارن ولی یهو دوستم زنگ میزنه میگه من داشتم برنامه آشپزی میدیدم!!! خب پس تا وقتی میتونیم بگیم برنامه ندارن که برای همه این صادق باشه و هیچکس به اون برنامه ها دسترسی نداشته باشه ولی وقتی حتی یک نفر دسترسی داشته باشه یعنی هست و مشکل از گیرنده ماست بیشتر فکر کنید مثال های ملموس تری برای خودتون پیدا خواهید کرد حالا برگردیم ب تمرین هفته قبل ما توی لیستمون کلی دلیل آوردیم.
بستگی به کنکاشی که در ذهنتون برای پیدا کردن دلیل داشتید یا به میزانی که وضعیت تنهایی یا نداشتن رابطه عاشقانه ایده ال متاهلی اذیتتون کرده باشه ممکنه دلایل بیشتر یا کمتری داشته باشید. خوب دقت کنید دلایل شما تا زمانی اعتبار دارند که هیچگونه مثال نقضی راجب اون دلیل وجود نداشته باشه اما به مجرد اینکه حتی یک حالت نقض پیدا کنید یعنی شخصی که با داشتن همون دلیل شرایطی متفاوت از شما داره اون دلیل رد میشه. حالا چطور و چرا؟ من فرض کنید توی دلایلم میگم من ظاهر زیبایی ندارم برای همین تنها هستم یا برای همین رابطه همیشگی ک دلم میخواد رو ندارم، در حالی که قول میدم خودتون میتونید در کمترین زمان ممکن یه لیست بلنپ بالا بنویسید از کسانی که ظاهرشون به زیبایی شما نیست اما در رابطه متاهلی خیلی خوبی هستند. شما شاید بگید من بلد نیستم ویژگی های زنانه ام رو بروز بدم خانوم باشم و… بازهم کافیه یکم وقت بذارید خیلی ها چنین ویژگی رو ندارن اما مورد توجه هستند.
یک مورد دیگه که من خودمم خیلی به کار میبردم و خیلی میشنیدم ما شانس نداریم پیشونی نوشتمون خوب نیست، دوست عزیزم من عین شما هستم سالهای سال حسرت تجربه یک عشق و علاقه خالصانه که دلم آروم بگیره ک روحم راضی شه که بدونم اینادم مناسب منه خوب انتخاب کردم و کسیه که من میخوام نه اینکه از سر ترحم یا ناچاری باهاش باشم رو داشتم،،اینو میگم، برای اینکه بهت یاداور شم که اتفاقا تو اقبال خیلی خوبی داری، خدا پیشنونی سرنوشت، یا شانس هییییچکس رو بد ننوشته و نمینویسه و ما این چیزا رو بهونه کردیم که تو نقش قربانی بریم و مسئولیت رو از دوش خودمون برداریم و به دوش شرایط و محیط و حتی استغفرالله خدا بندازیم، توصیه میکنم دوره زندگی با طعم خدا استاد عطا روشن رو دنبال کنید تا کمکتون کنه.اما درباره موضوع شانس، شما ادم خوش شانسی هستی اینو من مطمئنم اگه یک باااار حتی کوچکترین چیز ممکن رو برنده شدی خوش شانسی، اگه خانواده ای داری ک حمایتت میکنن خوش شانسی، اگه شغل داری هر شغلی خوش شانسی چون خیلی ها در حسرت داشتن هر شغلی هستند اگه حتی یک دوست خوب داری خوش شانسی، اگه از یه رابطه سمی اومدی بیرون خوش شانسی، اگه قدر خودتون دونستی و خدا مواظبت بوده و برای رسیدن به شخص خاصی به خوت آسیب غیر قابل جبرانی نزدی خوش شانسی، اگه خواهر و برادر های خوبی داری خوش شانسی، اگه تونستی تحصیل کنی خوش شانسی خیلیاحسرت دارن که بتونن از در ورودی دانشگاه حتی برن داخل،مثال هاش خیلی زیاده خودتون حتما اگه منصفانه نکاه کنید خیلی چیزای بیشتری رو پیدا میکنید و حتی اگه بر فرض محاال هیچ مثالی پیدا نکردید همین که خدا این دوره و این سایت رو سر راهت گذاشته شما خوش شانسی
یکی یکی لیستی که تمرین جلسه قبل نوشتی رو بیار و روی کاغذ نه فقط توی ذهنت براش موارد نقض پیدا کن قول میدم خیلی راحت همه دلایل تو خط میخورن چون افراد دیگه ای با همون شرایط وضعیتشون متفاوته این بخش اول ادامه در نظر بعدی
سلام دوستان.
من تعهدم رو اینجا مینویسم.
من تعهد میدهم که تمام تمرینات مربوط به این دوره را انجام دهم و باور داشته باشم که خودم دلیل چاقی خودم هستم و برای خودم ارزش قائل باشم و اندامم را متناسب کنم چون چاقی یعنی برای خودت ارزش قائل نیستی.
راستش رو بخوایید خیلی قبول این موضوع که چاقی هیچ ربطی به ارث و ژنتیک نداره سخته چون تا بوده شنیدیم که چاقی ارثیه اما خوب که فکر میکنم این حرفا منطقیه مثلا اگر ارثی بود باید برای همه ی بچه ها اینطور میبود یا حتی هستند خانواده هایی که پدر و مادر چاقن و بچه ها همه لاغر.
باید قبول کنم که دلیل چاقی ارث نیست بلکه قبول این باورهاست و ذهن ما به این دلایل واهی و بدون سند قبول کرده و پذیرفته و یادگرفته چاقی رو.
من خودم تمامی این باورهایی که استاد گفتن رو به شخصه دارم تمام تمامشون.
یه کم از خودم عصبانی هستم که چرا فیلتر نکردم حرفایی که شنیدم رو و هر چی که شنیدم رو قبول کردم اونم درحالی که این حرفا رو متخصص یا دکتر نگفته فقط از اطرافیانی شنیدم که خودشونم فقط شنیده ها رو بر زبان آوردن
سلام استاد گرامی سلام دوستان متعهد
گام سیزدهم
باورهای چاقی
تیرویید
من کم کاری تیرویید دارم و همیشه باور داشتم که چاق میکنه ولی دیدم افرادی که کم کاری دارن ولی لاغرن و ادم چاقی دیدم که پر کاری داشت
ژنتیک هیچ وقت باور نداشتم که چاقی ارثی
عدم تحرک
خیلی چاق ها رو دیدم که خیلی فعالن
خوردن
من همیشه خوردن علت چاقی میدونستم و چون گرسنگی امری بود که نمی شد از زندگی بر حذف کرد
من مسیولیت چاقی خود را میپزیرم
من منیره متعهد میشم از وزن ۱۰۰به وزن ۷۰کیلو برسم انشاالله
بارها برای لاغری تلاش کردم
من در ۱۹ سالگی ۲۲ کیلو کم کردم
من در یک دوره ده کیلو کم کردم
من مشتاق لاغر شدنم
سلام استاد عزیز
سلام دوستان
من هم یسری دلایل برای اضافه وزن خودم داشتم که با توجه به حرفهای استاد میبینم واقعا هیچکدوم دلیل موجهی نیست
من خیلی ادمها رو دیدم که تمام موارد من رو دارن ولی متناسب هستند.
ادم کم تحرک که لاغر هست
یا کسی که میمیره برای شیرینی و هله هوله اما کاملا متناسب هست
یا ادمهای استرسی که لاغرن
و یا خانمهایی که چندبار باردار شدن اما خبری از اضافه وزن تو اونا نیست…
پس اشکال یه جای دیگس
خیلی کنجکاوم که مسیر رو ادامه بدم و زودتر به هدفم برسم
من چندین بار تجربه کاهش وزن رو داشتم
یکبار سال ۹۰ که از ۹۳ کیلو رسیدم به ۶۸ کیلو
و یکبار بعد از حاملگی که از ۹۶ کیلو شدم ۸۳
بار بعد از ۸۴ شدم ۷۴
من میتونم و توانش رو دارم الان هم که ۷۷ کیلو هستم دوست دارم برای آخرین بار و برای همیشه خودم رو کامل متناسب کنم و به وزن ۷۰ برسم.به لطف خدای مهربونم که من رو با استاد آشنا کرد حتما میتونم.
خدایا مرسی که اینقدر دوستم داری و ایندفعه جوری راهنماییم کردی که دیگه اینقدر به خاطر کاهش وزن،خودم و خودت رو ناراحت نکنم .
من مریم امروز مورخ ۱۱مرداد۱۴۰۰ تعهد میدم که تا اخر مسیر همراه با راهنمایی های استاد و توکل بر خدا پیش برم و به یک ذهن آگاهی عالی در مورد جسمم برسم و برای همیشه این پرونده باز ذهنم رو ببندم.
به امید خدای مهربونم😇
سلام آقا عطا روشن
ممنون به خاطر تمام زحماتتون و سایت فوق العاده اتون ❤😍
تمرین اول و دوم چرا چاق هستم و موارد نقض
۱-کم تحرکی …. خیلی از آدمهای کم تحرک لاغرن۲-مشکل هورمونی و تیروئید ….. مشکل هورمونی و تیروئید باعث این همه اضافه وزن نمیشود ۳- ارثی بودن چاقی هم از خانواده پدری و هم مادری…. هم در خانواده پدری و هم مادری خیلی ها لاغرن۴-پرخوری…. چندین نفر رو میشناسم که خیلی پرخورتر از من هستند و لاغر هستند
تعهد نامه من فرانک منصورفلاح متعهد میشود که از وزن .۱۲۶.۲۰۰ کیلو خودم را به وزن ۵۷ کیلو برسانم
زمان هایی که لاغر شدم
۱۵ زمان نوجوانی کیلو کم کرد ۴ کیلو سال ۷۹ کم کردم ۴ کیلو سال ۸۱ کم کردم۴ کیلو سال ۸۳ کم کردم ۴ کیلو سال ۸۴ کم کردم ۳ کیلو سال ۸۵ کم کردم ۴ کیلو سال ۸۶ کم کردم ۱۰ کیلو سال ۸۷ کم کردم ۱۰ کیلو سال ۹۰ کم کردم ۸ کیلو سال ۹۸ کم کردم
نشان های دریافت شده
سلام به دوست عزیزم فرانک ،
تا حالا دیدگاهی تا به این حد خلاصه نخونده بودم اول فکر کردم تازه به این سایت آمدید ولی مدت عضویتت رو که نگاه کردم نزدیک به ۵۰۰ روزه که عضو شدید .
پس از شما انتظار داریم که تمرینات نوشتنی در سایت رو کاملا جدی بگیرید و از خلاصه نویسی خودداری بفرمایید تا شانس موفقیتتونو بالاتر ببرید البته مهمترین گزینه های ذهنی که در این مسیر به شدت تاثیر گذارن علاوه بر نوشتنی های جامع و کامل در سایت ، عشق به تناسب اندام ،ایمان و باور به توانمندی خود به لاغر شدن و ایمان و باور به اینکه این مسیر صد در صد درسته و ما می تونیم با قدرت ذهن
متناسب و لاغر بشیم .
اینکه استاد روی کلمه متناسب شدن تاکید می کنن نه فقط لاغر شدن، ،چون یکی از موارد کاملا تاثیرگذار در متناسب شدن تبحر در به اندازه خوردنه فرقی همنمی کنه نوع غذایی که می خوریم چیه چربه ؟شیرینه ؟برنجه نونه چیه فرقی نداره میزان کالری غذاها اصلا مهم نیست فقط دست برداشتن از خوردن بعد از اولین علایم احساس سیری .و این کاملا امکان پذیره .چیز زیاد سختی نیست فقط باید بخواهیم و عاشق به اندازه خوردن بشیم و مواردی که به این موضوع کمک خواهد کرد توجه و دقت کنیم . ولی لاغر شدن مستلزم کمتر از نیاز خوردنه ،که این از عهده ی خیلی از ماها برنمی آد .مگر اینکه خوده ذهن، فرمول زیاد خوری رو به کم خوری تغییر بده و با کمتر از نیاز خوردن احساس سیری کامل کنیم در اینصورت میشه کم خورد و کنار کشید .فعلا که در یکچنین موقعیتی نیستیم و فقط باید روی به اندازه خوردن متمرکز بشیم .و هر روز از خود بپرسیم من امروز چگونه می توانم به اندازه ی نیازم غذا بخورم ؟ در میثاق نامه هم هر روز تعهد می دیم که به اندازه نیاز غذا بخوریم. وقتی روی این سوال متمرکز بشیم و بهش فکر کنیم حتما ذهن ، جوابهایی براش خواهد داشت .هر جوابی داد یادداشت کنیم و بعد بهترین مورد را انتخاب کنیم یکی از جوابهایی که ذهنم به این سوال داده اینه به آموزشها و تمرینها ادامه بده خودت اتوماتیک غذاتو کم می کنی .بدون تصمیم برای اینکار ،ذهنت برای به اندازه خوردن برنامه ریزی می شه و تو راحت می تونی حد سیری خودتو تشخیص بدی .
براتون آرزوی موفقیت دارم
ارادتمند شهربانو
سلام شهربانوی عزیزم
دوست عزیز واقعا دیدگاه های شما اموزنده و زیبا و پر از آگاهی هستن و این نوشته ی شما مثل همیشه عالی بود بود برای من و من اینقدر خوشم اومد که اون رو در دفترم یادداشت کردم .
برداشتم از حرف شما این بود اول باید به اندازه خوردن رو یاد بگیریم که متناسب بشیم و این به اندازه خوردن هم باید در ذهن ما لذت باشه و ما براش تعهد بدیم و بخواییم که به این اندازه غذا مصرف کنیم و به دنبال زیاد خوردن نباشیم و هر روز از خودمون سوال کنیم چی کار کنیم که به اندازه بخوریم ؟؟مثلا من همون لحطه گفتم در ذهنم برم داخل دفترم از بدیهای پرخوری و خوبیهای به اندازه خوردن بنویسم تا بهتر عمل کنم بعد اگر خواستیم لاغر بشیم باید از به اندازه خوردن کمتر بخوریم یعنی در حالی که هنوز جا برای خوردن داری غذا رو رها کنی و به مرور با تکرار این اندازه خوردن وقتی ذهن دید به این گرسنگی دیگه جواب داده نمیشه عادت میکنه و ذهن این اندازه رو به عنوان دستور سیری قبول میکنه و ما اون وقت لاغری رو هم تجربه میکنیم اما یکم برای چاقها انجامش سخته پس گام به گام باید جلو بریم اول به اندازه خوردن رو یاد بگیریم بعد کمتر از نیاز خوردن رو باید یاد بگیریم و مطمعنا با تکرار و تعهد به مهارت میرسیم و لاغری رو به دستش میاریم .
برای شما دوست خوبم آرزوی اندام زیبا و رویایی خودتون رو به همراه سلامتی و شادی خواستارم .
نشان های دریافت شده
فروغ جان ،سلام
ممنون از توجه و اظهار محبتت،خواهر خوبم ،نوشته های شما هم خوب و عالیه و هر وقت ایمیلمو چک می کنم متوجه میشم دیدگاه جدیدی نوشتم حتما باز می کنم و می خونم و لذت می برم .
در مورد خوردن ،نخوردن حرف بسیاره و تا بیاد این موضوع از دایره فکر و توجه ما خارج بشه طول می کشه .یک باور بسیار با سابقه درذهن ماست حتی در زمانی هم که اصلا چاق نبودیم مباحثش در ذهن ما می چرخید و در حافظه ما ذخیره می شد در نیوفولدری به نام چاقی ،
یکی از فایلهای بسیار ارزشمند ،فایلی است با عنوان مدیر کارخانه خود را برای آموزش اعزام کنید .که هم در دوره رایگان گذاشته شده هم در دوره ثبت نامی مقدماتی .از اون فایلهایی بود که خیلی مورد توجهم واقع شد .
اونجا بود که من دقیق تفاوت خوردن بین سه گروه چاقها ،متناسبها و لاغرها را ازش برداشت کردم .
اینکه درسته که هیچیک از گروههای غذایی چاق کننده نیستن اما همین غذایی که اصلا و ابداابتدا به ساکن نقشی در اضافه وزن نداره اما مقدارش نقش مستقیم در بروز سه حالت جسمانی در انسانها داره . به اینصورت که پرخوری عامل چاقی و به اندازه خوردن عامل تناسب و کم خوری عامل لاغری و مانکن شدن ،به همین دلیل من قبل از ورود به دوره سرزمین لاغرها روی مقدار غذاها حساس شدم .
غافل از اینکه همین حساس شدن به بحث غذاها خودش حرکت در مسیر چاقیه اما به عنوان مرحله ای از تکامل در جهت یادگیری لا غری باید می پذیرفتم .
مثلا خیلی فکر می کردم که خوب من از کجا باید بفهمم به اندازه خوردم و اضافه تر نخوردم . یه کمی دیگه که در آموزشها پیش رفتم و ذهنم بازتر شد فهمیدم درسته که برای متناسب شدن باید غذارو به اندازه خورد .اما این رفتار صحیح باید تحت فرمانهای مغزی در ما نمود پیدا کنه .ما تا به کارکرد دقیق ذهن ومغز و ارتباطشون با چاقی و تناسب و لاغری پی نبریم نمی تونیم با تصمیم آگاهانه در ایجاد این حالت صحیح ،صد درصد موفق بشیم .
برای هر رفتار صحیح ،نیاز به الگوی از قبل آماده شده در ذهن داریم.
این الگوها ،با تلاش در افزایش آگاهی های لاغر کننده در ذهن ذخیره میشن و سپس به فرمانهای مغزی تبدیل شده و بعد از اون ،جسم فرمانهای لاغر کننده ارو در خودش به شکل عینی پرورش می ده و ما ابتدا متناسب شده ،سپس در صورت ادامه آموزشها لاغر میشیم .
علت اصلی شکست روشهای رژیم غذایی در بلند مدت ،اجرای شتابزده ی اون تحت نسخه ها و دستورات پزشکان تغذیه و رژیم بوده .
به محض نوشتن برنامه کاهش وزن برای مراجعین ،صحبت از کم خوردن و محدودیت می کردن .
آدمی که یکی از علل مهم چاقیش پرخوری بود و به مرز به اندازه خوردن هیچوقت نزدیک نشده بود و اصلا مفهوم گرسنگی و سیری رو نمی دونست چیه مگر در حالت غیر طبیعیش یهو مواجه می شد با برنامه کمتر از نیاز خوردن .
کسی می تونه کمتر از نیاز بخوره و لاغر بشه که زیرساخت ذهنی ،قوی ومحکمی داشته باشه و ذهنش با فرمان کمتر خوردن سیر بشه و فرمان سیری صادر کنه .لازم نباشه حجم معده تا خرخره پر بشه از اغذیه و اشربه .
خوب حالا شما ببین ذهن یک آدمچاق ،که به دلیل آموزشهای اشتباه با دلایل متعدد ،حالت چاقی و اضافه وزنو واسه خودش طبیعی می دونه ،غذاهارو عامل چاقی می دونه و به همین دلیل ،الگوی پرخوری در ذهنش نقش بسته چطور می خواد تحت فشار و زور و اجبار برنامه خوردن ،کمتر از نیاز واسه لاغری در پیش بگیره .
جالبه در مطبها رژیم درمانی با کلی سوال و جواب و محاسبات ریاضی ،تعیین می کردن که نیاز بدن شما ۲۵۰۰ کالریه ولی برای اینکه لاغر بشی باید هزار کالریشو کم کنی .بعد مینشستن واسه ما برنامه دقیق کالری شماری می نوشتن که شما باید فقط ۱۵۰۰ تا بخوری وگرنه چاق می مونی.
در صورتی در لاغری با ذهن یاد می گیریم که اتفاقا باید همون ۲۵۰۰ تارو که با حساب و کتاب برامون معلوم می کردن مصرف می کردیم نه کمتر از اون
.اما نکته مهم و بسیار قابل تامل اینه که بدن ما خودش با توجه به سن و جنس ،میزان فعالیت ،سطح سلامتی و مهمتر از همه کیفیت تفکرات غذایی و رفتاری ،تعیین می کنه که ما چقدر به انرژی غذاها احتیاج داریم .
این سیستم ،همون سیستم هوشمندیه که میزان دقیق ضربان قلب،میزان تنفس و حد و اندازه تمام اعمال حیاتیه مارو خوب بلده تعیین کنه .
ما زمانی متناسب میشیم که به این سیستم هوشمند اعتماد کنیم .اجازه بدیم خودش بشینه حساب کتاب کنه ببینه ما به چند کالری انرژی غذایی نیازداریم
.و این یک راه حل ساده داره و اونم توجه به آلارم سیری از خوردنه .اینو باید دقت بهش کنیم نه مقدار غذایی که می خوریم . سیستم تعیین حد سیری خیلی دقیقه گاهی لازم می بینه بیشتر بخوریم گاهی کمتر .نباید نگران بشیم که وای زیادی خوردم و غذارو به خودمون زهر کنیم
و با انرژی منفی سلولهارو شارژ کنیم و در نتیجه چاقتر بشیم. اینجوری هم به نگرانی های در مورد خوردن نخوردن پایان می دیم هم ترس از خوردن رو کنار می ذاریم .
اگر به اندازه کافی گرسنه بشیم سپس اقدام به خوردن کنیم و حد سیری رو رعایت کنیم و روی بازدارنده های ذهنی دیگه در مورد لاغر شدن کار کنیم و بچسبیم به انجام درست تمرینها براحتی متناسب میشیم و البته روی باور من می تونم متناسب بشم خیلی کار کنیم .
قبل ورود به دوره مقدماتی چوناین آگاهی ها هنوز برام کامل نشده بود
فکر و ذکرم این شد که خوب پس من خیلی مواظب خوردنم باشم که زیادی نخورم حالا کم خوردنم پیشکشم باشه . و همین آگاهی قبل غذا خوردن باعث ایجاد نگرانیم شد که خوب نگرانی قبل از خوردن خودش عامل چاقیه .فرقی نمی کنه چه چیزی نگرانت کرده .قانون لاغری اینه غذا خوردن یک کار کاملا طبیعی و مورد نیاز برای ادامه حیات هست پس نمیشه حذفش کرد چاره ای از خوردن نیست و باید که عامل ایجاد توان وانرژی برای ادامه حیات باشه و به اراده الهی به دلیل تنوع در رنگ و مزه در خوردنی ها ،عامل ایجاد نشاط و سرخوشی و لذت باشه چیزی که لاغرها ومتناسبها کاملا ازش بهره مندن .
و یکی از راز و رمزهای آدمای متناسب و لاغر همینه که فقط وقتی گرسنه میشن غذا می خورن و هیچ باور منفی درباره غذاها ندارن و به اندازه می خورن .و از همه مهمتر از غدا ،استفاده ابزاری نمی کنن .
فروغ عزیز ،منو می بخشی وقتتو گرفتم . به قول استاد عزیزمون در پناه خداوند باشید و در مسیر متناسب شدن . خدانگهدار
سلام و درود
از اینکه در سرزمین لاغرها ساکن شدید خوشحالم
برای کسب نتیجه عالی این طریق انجام تمرینات مناسب نیست
باید شرح انشایی داشته باشه
خلاصه نویسی کردن تاثیری روی ذهن و تغییر فرمول های ذهنی نداره
منتظر خوندن نوشته های عالی شما هستم
سلام خدمت استاد عزیزم
با گوش کردن به این فایل صوتی من به تمام باورهای اشتباهی که داشتم پایان میدم و با تمام وجود خودم رو مسئول چاقی خودم میبینم بعد از این اعتراف متعهد میشم این ۲۰ کیلو اضافه وزن رو برطرف کرده و اندام دلخواه و به دنبال اون سلامتی رو بدست بیارم حتما خدا هم به من کمک میکمه و هدایتم میکنه استاد بزرگوار تشکر میکنم و آرزومند طول عمر
همراه با شادی و سلامتی و ثروت براتون دارم
استاد گرامی با شنیدن حرفها شما و صدای پراز انرژی وامید بخش شماشعفی وصف ناپذیر در دلهای ما بوجود میاد که من شخصا شما استاد گرامی را به صورت فرشته نجات خود میبینم پایدار و پاینده باشید
سلام وقت بخیر من درگام اول برا لاغری دلیل چاقیمونوشتم، اماالان پیداش نمیکنم که اینجاادامس روبنویسم، بایدچکارکنم؟؟ دوباره ازاول بنویسم؟؟
سلام دوست عزیز
وقت شما بخیر
دیدگاهی به نام شما در این بخش ثبت نشده است.
سلام خدمت دوستان و بخصوص استاد گرامی؛
من در مرور فایل جلسه اول به بررسی و عنوان دلایل چاقی خودم پرداختم و سعی کردم دلایل خودم رو با تحلیل خوب مورد توجه قرار بدم.
اولین دلیل من این بود که از وقتی که کارمند شدم فاصله بین صبحانه و ناهارم زیاد شد و این باعث میشد که من برای وعده ناهار ولع بیشتری داشته باشم و بیشتر بخورم، خب البته برای نقض این دلیل میتونم مثال پیدا کنم و اون همکارمه که روبروی من در یک اتاق هستیم ساعت کاری هر دومون یکیه و شرایط غذا خوردنمون هم یکی !
اما بدن اون از من متناسب تره و میشه گفت اضافه وزنی نداره، پس با احترام این نظر میره کنار
دلیل دوم من خوردن هله هوله بود که باز هم افراد زیادی رو می شناسم که خوراکی های متفرقه میخورن اما اضافه وزنی ندارن! ضمن اینکه من اونقدرها هم هله هوله خور نیستم، پس این نظر هم به زباله دان تاریخ میپیونده!!!
دلیل دیگر من اینه که در مقابل تعارف های دیگران به خوردن خوراکی دست رد به سینه شون نمیزنم، اما میتونم شوهرخواهرم و مثال بزنم که اون هم این جوریه اما اصلا اضافه وزن نداره
دلیل دیگر من پیروی من از ساعت بیولوژیکی بدنم بود که راس یک ساعت مشخص باید غذا بخورم حتی اگر گرسنه نباشم، خوب این یه وضعیت ذهنیه و باز هم یکی از همکارام و می شناسم که اون هم سر ساعت غذا میخوره اما کاملا قلمی و متناسبه، پس این دلیل هم میره کنار
تعهدنامه:
من وحید با ۴۳ سال سن و ۸۵ کیلو وزن در تاریخ ۲۵ تیرماه ۱۴۰۰ تعهد میدهم که مسئولیت اضافه وزنم را خودم بپذیرم و هیچکس و هیچ چیز دیگه مسئول نیست و برای کاهش وزن معادل ۸ کیلوگرم و رسیدن به وزن 77 کیلو از هیچ تلاشی فروگذار نمیکنم
همچنین من میتوانم این مسیر را ادامه بدم چرا که یکبار در سال ۹۶ با شروع یک برنامه رژیمی توانستم نزدیک 2 کیلوگرم وزن خود را کاهش بدم پس این کار برای من شدنی است.
به امید خدا
نشان های دریافت شده
سلام خدمت استاد عزیز ودوستان گرامی 🌹
لاغری با ذهن بهترین و صحیح ترین راه لاغر شدنه پس خیلی اصولی و گام گام حرکت بکنیم 😊 برای نتیجه گرفتن باید روش لاغری با ذهن را باور بکنیم و تمرین ها رو به بهترین نحو انجام بدهیم 😊
دلایل چاق شدن من 🤔 انسان در تمامی مدت زندگیش در حال یادگیری هست و این ذهن اصلا برایش فرقی نمیکنه که ما اگه حرفی رو می شنویم یا مطلبی رو دنبال میکنیم به اون علاقه داریم یا نه اصلا برامون مهم نیست و از سر کنجکاوی بوده که یک سری مطالب رو دنبال میکنیم.و متاسفانه من در تمام مدت زندگی خود از این موضوع بی خبر بودم 😔و دقیقا از همین موضع دچار آسیب و چاق شدن شدم😔
بچه بودم وبا کلی دنیای شیرین کودکانه و هرمیوه و خوراکی دوست میداشتم میخوردم (چون توی باغ و با انواع درخت ها و میوه ها سروکار داشتیم بودم بیشتر مواد غذایی ارگانیک میخوردم و دور چیپس و پفک و … نبودم) هرچقدر دوس داشتم با بچه های محله بازی میکردم و دائم در حال شیطنت های بچه گانه بودم و از دنیای انسان های چاق و لاغر بیخبر بودم تا اینکه وارد مدرسه شدم و دوستای پیدا کردم که از نظر جسمی ازمن درشت تر و به اصطلاح تپل بودن و من جز اون افراد متناسب کلاس بودم و به خاطر ورزیده بودن بدنم همیشه توی مسابقه دو 🏃♀️ مدرسه جز نفرات اول بودم 😊 تا اینکه رفته رفته جمله خوش به حالت تو لاغری و سبکی و خوب میتونی بدوی 🏃♀️رو از بچه های مدرسه به گوشم میخورد اصولا از اونجایی که بچه بودم و کنجکاو رفتم خونه و از بزرگترها می پرسیدم چرا دوستام مثل من نیستن و تپل هستن توی خونه ما اصولا بحث هایی که پیش میومد برای ما وقتی مطرح می شد تقریبا از همه میپرسیدم و همه جواب میدادن تا قانع بشم اونا گفتن 👈به خاطر اینه که تو همیشه در حال تحرک هستی (مسیر خونه تا مدرسه و باغموم نسبتا یکم طولانی بود و پن همیشه با راه میرفتم)و مدام در حال راه رفتنی از طرفی هم تو همش غذای سالم و تازه میخوری ولی دوستات همیشه با تاکسی میان مدرسه و راه نمیرن و همش در حال خوردن چیپس و پفک هستن (توی ذهن ما با دیدن افراد چاقی که دائم در حال خوردن چیپس و پفک بودن تنقلات خوری عاملی بود برای چاق شدن ) 👈تو غذا کم میخوری و اگه هم غذا میخوری به خاطر تحرکی که داری همش میشه انرژی و خرج میشه ولی دوستات زیاد میخورن و هیچ تحرکی ندارن برای همین توی بدنشون میشه چربی و میمونه و باعث چاق شدنشون میشه و نمونه بارز برای من از دوستان و آشنایان می آوردند و این مثال افراد باعث سرعت بخشی به قبول کردن حرفهاشون بود 👈یکی دیگه از دلایلی که برام می آوردند این بود که اونایی که چاق هست بعضی هاشونم به خاطر اینه که چاقیشون ارثی هست و دست خودشون نیست اینا آب هم بخورن باعث چاقی میشه.
این جواب ها بد جور در ذهن من حک شد و رفته رفته به یقین رسیدم که عدم تحرک وپرخوری و تنقلات خوری ژن ارثی داشتن باعث چاقی میشه😔طوری که با کم شدن فعالیت بدنی خودم و اعضای خانواده ام و تنقلات خوری و دیدن چاق شدن اعضای خانواده ام و شنیدن عامل ژنتیکی بودن و چاق شدن باور کردم منم چاق میشم و این باور قوی به مرحله عمل رسید و من چاق شدم😔مطمئن بودم فقط با برگشتن به حالت اولیه زندگیم که همون تحرک زیادی و کم خوردن هست میشه یکم لاغر شد و طی چندین سال اخیر هرچی تلاش کردم که لاغر بشم بی فایده بود و دوباره چاق می شدم دیگه داشت باورم میشد سرنوشت نهایی من چاق بودن و ماند هست که خدا خواست با لاغری با ذهن آشنا شدم😍و نور امید به وجود من تابیده شد 😍😍😊و پی به اشتباهات خودم بردم😊و فهمیدم سرنوشت من متناسب بودنه و لذت بردن از داشته هاست و بدست آوردن نداشته هاست😊😊
یک دلیل تا زمانی از نظر علمی دارای اعتباره که خلافش انجام نشه ولی اگر دلایل مخالف اون به وجود داشته باشه دیگه اون دلیل از درجه هستی ساقط میشه 😊
حالا اگه من نمونه هایی بیارم که دلیل چاقی من رو دچار اختلال کنه پس اون دلیل عامل چاقی من نیست 😊
دلیل اول من 👈کم تحرکی باعث چاق شدن بود😔اما فرشته دختر همسایه مون که اصلا مثل من تحرک نداشت پس چرا اون چاق نبود و متناسب بود🤔 یا مریم همکلاسیم اونم تحرک نداشت و همیشه خونه بود🤔 یا مهدیه دختر دائیم اون که توی شهر بزرگ زندگی میکرد و اصلا جایی برای تحرک نداشتن وبه قول گفتنی دست به سیاه و سفید نمیزنه پس چرا اون لاغره 🤔 👈👈پس تحرک نداشتن باعث چاقی من نبوده چون نمونه بارزش جلو چشام هست و میبینم افراد بی تحرکم لاغر هستن😊دلیل دوم من👈خوردن تنقلات (چیپس و پفک و…) باعث چاقی من شد😔 عسل دختر داداشم با دوتا دختر خاله اش مدام در حال خوردن تنقلاته ولی همیشه متناسبه همون مهدیه دختر دائیم از خوردن تنقلات هیچ وقت دست بر نمیداره ولی همیشه متناسب بوده و هست 👈👈پس خوردن تنقلات عامل چاقی من نبوده و نوع خوراکی ها باعث چاقی نمی شوند😊دلیل سوم من 👈👈ارثی و وراثتی بودن عامل چاقی من بوده😔اماداداشم رحمان که جز خانواده من بود و همون غذاهایی می خورد که من میخوردم و از یک پدر و مادر متولد شدیم و اونم سرنوشت زندگیش مثل من بوده پس چرا اون لاغر هست و من چاق🤔 توی فامیل هم که نگاه میکنم پسر و دختر دائی هم متناسبن و عموهام هم متناسبن 👈👈پس عامل ارثی و وراثتی باعث چاق شدن من نشدن و ژن چاق شدن وجود نداشته 😊
🌹الان که دلیل هام همه منتفی شدن پس هیچ کدوم از دلیل هام منطقی نبودن و عامل چاقی من نبودن🌹
فقط من خودم با باور های اشتباه باعث چاقی خودم شدم و تنها خودم میتونم باورهای صحیح رو جایگزین باورهای اشتباه کنم و برای همیشه متناسب باشم و خیلی راحت و با لذت تمام زندگی کنم😊