0

زندگی با اراده خداوند (قسمت دوم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

از زمانی که به لطف خدا در مسیر اصلاح نگرش درباره خداوند قرار گرفتم با موضوع اراده خداوند آشنا شدم.

همیشه در ذهنم این سوال مطرح بود که: اراده خدا دقیقا در کجا قرار دارد؟

چگونه می توانم اراده خدا را ببینم یا تجربه کنم؟

اراده خداوند کجاست!

من به این طریق سعی کردم اراده خدا را درک کنم.

سعی کنید نیرویی را تصور کنید که در همه جا حضور دارد. جایی را نمی توان پیدا کرد که اراده خداوند در آنجا نباشد.

در حرکت باد، باران، پرواز یک پرنده، گریه نوزاد و حتی در خشم یک انسان اراده خدا را می توان دید.

اراده خداوند در ابتدایی ترین لحظه تولد انسان در دنیای مادی حضور دارد و نقش ایفا می کند.

در لحظه ای که نطفه انسان بسته می شود اراده خداوند به جریان می افتد و تعیین می کند که ظاهر جسمانی و مراحل رشد و زندگی انسان چگونه باید باشد.

اراده خداوند در همه جنبه های مادی و غیرمادی انسان حضور دارد. تمام فعالیت های جسمی مانند ضربان قلب، تنفس کردن، پلک زدن، هضم کردن و … جضور دارد و در تمام فعالیت های ذهنی ما مانند فکر کردن، برنامه ریزی کردن، خواب دیدن و … نیز حضور دائمی دارد.

از آنجاکه اراده خداوند در همه جا حضور دارد بنابراین به محض ورود ما به جهان مادی این نیرو در دسترس ما قرار می گیرد.

اما زمانی که اعتقاد داریم از این نیروی نهفته در جهان جدا هستیم، دسترسی خود به این نیروی عظیم را محدود می کنیم.

نه اینکه نیروی اراده خداوند در زندگی ما متوقف می شود بلکه ما به آن بی توجه هستیم و از آن استفاده نمی کنیم.

هر زمان که تصمیم بگیریم از این امکان خدادادی استفاده کنیم به سطحی از آگاهی دسترسی پیدا می کنیم که انچه در گذشته برای ما غیرممکن و باورنکردنی بوده است را اکنون در دسترس و امکان پذیر می دانیم.

من زمانی که حضور این نیرو در لحظه لحظه زندگی مادی و غیرمادی خود را باور کردم به مرور آنچه در گذشته برای من باورنکردنی بود به تجربه های زندگی من تبدیل شدند.

تصور کنیم ۳۵ سال تصور می کردم لاغر شدن ممکن نیست و نمی توانم رویای لاغری خود را به حقیقت تبدیل کنم اما زمانی که تصمیم گرفتم از اراده خدا برای رسیدن به آرزوهایم استفاده کنم، به لطف خدا سال هاست در بهترین شرایط جسمی زندگی خود هستم.

سال ها در کسب و کار شرایط مطلوبی نداشتم و هرچه دست و پا می زدم مانند همچون فردی که در باتلاق گرفتار شده است پایین تر می رفتم. اما زمانی که تصمیم گرفتم از اراده خداوند برای تغییر شرایط کسب و کارم استفاده کنم، به لطف خدا سال هاست در شرایط بسیار متفاوتی مشغول کار کردن و لذت بردن از زندگی هستم.

اراده خداوند، منبع و منشاء پیشرفت های معنوی و دنیایی است. این نیرو هم اکنون در این جا و در دسترس ما قرار دارد.

وقتی تصمیم می گیریم از این نیروی لایتناهی استفاده کنیم و آن را در زندگی خود فعال می کنیم، احساس هدفمند بودن در زندگی ما آغاز می شود. و اینجا نقطه شروع دریافت هدایت خداوند برای تجربه آرزوهاست.

برای باور کردن وجود داشتن میدان اراده خداوند و تصمیم گرفتن برای بهره برداری از آن و متصل شدن دوباره به اراده خداوند باید بدانیم چرا و چگونه ارتباط ما با اراده خداوند قطع شده است.

چرا و چگونه از اراده خداوند جدا شدیم!

اولین سوالی که بعد از آشنایی با نیروی اراده خداوند در ذهنم ایجاد شد این بود که اگر این نیرو در همه جا حضور دارد و در درون و بیرون از من حضور دارد پس چرا و چگونه از آن نیرو دور افتاده ام و احساس دوری از خداوند می کنم.

از کودکی بارها از اطرافیانم شنیده بودم که اگر خدا بخواهد همه چیز درست خواهد شد و اگر خدا نخواهد هرچه آنها تلاش کنند فایده ای ندارد. با این طرز فکر قدم در مسیر زندگی گذاشته بودم و از آنجا که سال ها برای تغییر شرایط زندگی ام تلاش کرده و هیچ نتیجه ای کسب نکرده بودم باور کرده بودم که خداوند برای من نمی خواهد.

خداوند سرنوشت و زندگی مرا از قبل مشخص کرده و به همین دلیل در خانواده ای متوسط متولد شده ام.

حتی چاق بودن و عینکی بودن خودم را انتخاب خداوند می دانستم. از این رو نمی توانستم قبول کنم من هم به اراده خداوند دسترسی دارم بنابراین خیلی مشتاق بودم تا اول دلیل جدا شدن و احساس ترد شدن از سمت خداوند را پیدا کنم.

با نگاهی به دنیای پیرامون خود می بینیم که حیوانات، پرندگان، ماهی ها و … همواره در حال زندگی کردن هستند. هر روز برای زنده بودن تلاش می کنند و هر ساله تعدادی از نسل خود را به جهان اضافه می کنند.

آنها هرگز از میدان اراده خداوند جدا نمی شوند.

آنها هرگز ارتباط و اتصال با منبع آفرینش خود را از دست نمی دهند.

آنها هرگز به هدف آفرینش خود شک نمی کنند.

اما انسان ها به واسطه برخوردار بودن از قدرت تفکر و اندیشیدن می تواند تصورات و تصویرسازی های ذهنی انجام دهد و زمانی که به صورت مداوم این کار را انجام دهد، نگرش و عقیده ای در او شکل می گیرد، پس از آن اعمال و رفتار انسان بر اساس عقیده و نگرشی که دارد تغییر پیدا می کند و در نهایت زندگی او بر اساس عقیده و نگرش او خواهد شد.

تصور کنید یک شیر در مدت حیات خود در دنیا چه دیدگاهی درباره خداوند و اراده او دارد؟

آیا درباره خداوند فکر میکند، توصیفی می شنود، مطلبی می خواند یا به سخنان شیر دیگری درباره خداوند گوش می دهد؟

هرگز این مسائل را تجربه نمی کند بنابراین نگرش و تفکری درباره خداوند در او شکل نمی گیرد بنابراین همواره در اتصال دائمی با منبع آفرینش خود که از زمان بسته شدن نطفه اش در اولین سلول شیر حضور داشته است باقی می ماند.

برای انسان این فرایند چگونه است؟

به روند ایجاد نگرش و دیدگاهتان دباره خداوند فکر کنید.

شما خداوند را از کجا می شناسید؟

تعریف شما درباره خداوند چیست؟

به نظر شما اگر تعریف شما درباره خداوند با والدین و جامعه خود تفاوت داشته باشد چه اتفاقی برای شما رخ می دهد؟

آنچه انسان درباره خداوند می شنود سبب می شود نگرش و انتظار فرد از خداوند در ذهنش به صورت مجموع های از دستورالعمل ها و بایدها و نبایدها ایجاد شود.

دستورالعمل هایی که برخی از آنها در تعامل با خداوند هستند.

به عنوان مثال باید ۴۰ شب هر شب فلان کار را انجام دهید یا فلان نوشته را بخوانید که خداوند فلان کار را برای شما انجام دهد.

آنچه در سال های زندگی درباره خداوند شنیده ایم و باور کرده ایم در مجموع باعث شکل گیری “منطق یا منیّت” در ما می شود.

هرچه قدرت منطق یا منیّت در ما بیشتر باشد، قدرت اراده خداوند در ما کمتر خواهد بود.

قدرت منیّت یا منطق سبب می شود تا ما به جای اینکه خود را به عنوان موجودی که در ارتباط و اتصال دائمی با اراده خداوند است توصیف کنیم، تعریف های متفاوتی از خود و شرایط وجودمان داشته باشم.

قدرت منطق سبب می شود خود را اینگونه بشناسیم:

۱- من با آنچه دارم شناخته میشوم. دارایی های من ماهیت وجود مرا تعیین می کند.

۲- من با آنچه انجام می دهم شناخته می شوم. اعمال من و موفقیت هایم مشخص کننده ماهیت وجود من هستند.

۳- من همان کسی هستم که دیگران درباره ام فکر می کنند. شهرت من و اعتبارم نزد دیگران ماهیت مرا مشخص می کند.

۴- من جدا از دیگر انسانها هستمو ملیت و فرهنگ کشورم ماهیت مرا مشخص می کند.

۵- من از آرزوها و خواسته هایم فاصله دارم و هرگز در زندگی نمی توانم آنگونه که می خواهم زندگی کنم. شرایط زندگی ام ارتباطی با آرزوها و خواسته های من ندارد.

۶- من از خداوند جدا هستم. زندگی من به ارزیابی و دیدگاه خداوند از شایستگی من بستگی دارد.

همانطور که ملاحظه کردید شکل گیری منیّت در ما سبب می شود ابتدا خود را با معیارهای دنیایی ارزیابی کنیم و در نهایت باعث ایجاد باور جدایی ما از خداوند می شود.

این سنجش به مرور که بزرگتر می شویم دامنه وسیع تری پیدا می کند. به این صورت که در سنین کودکی نه تنها وجود خود را بر اساس معیارهای دنیایی ارزیابی نمی کنیم بلکه درباره ارتباط خود با خداوند یا دیدگاه خداوند درباره خود هیچ نظری نداریم.

به همین دلیل همه ما عقیده داریم کودکان معصوم، بی گناه، بی خیال و آرامش دارند چون دیدگاهی درباره خود ندارند. همانطور که یک درخت یا پرنده یا هر موجود دیگری دیدگاهی درباره خود ندارد.

یعنی همه ما در کودکی مانند دیگر موجودات در ارتباط دائم با منشاء وجود خود هستیم و خود را پیوسته با خداوند و کل جهان می دانیم به همین دلیل در کودکی کینه، حسرت، افسوس و … در ما وجود ندارد.

همیشه شاد بودیم، راضی بودیم، لذت می بردیم و نگران هیچ چیز نبودیم.

هرچه بزرگتر می شویم به واسطه شنیدن معیارهای شکل دهنده منطق به مرور بخش منطق یا منیّت در ما ایجاد شده و قدرت پیدا می کند و این شروع فراموش کردن ماهیت اصلی خود و ایجاد اختلال در ارتباط با منبع آفرینش است.

هرچه بزرگتر می شویم احساس خوب در ما کمتر و در مقابل احساس بد در ما بیشتر می شود.

به دلیل ارزیابی خود با معیارهای دنیایی احساس بی لیاقتی و ناقص بودن می کنیم و به دلیل نگران شدن به خاطر ارزیابی خداوند از خودمان دچار احساس گناه می شویم.

این نگرش تا آنجا در وجود ما گسترش می یابد که نه تنها درباره خود بلکه درباره دیگران اظهار نظر می کنیم.

فلانی انسان خوشبختی است، انسان موفقی است، انسان باخدایی است، انسان بی خدایی است، خدا براش خواسته، خدا براش نخواسته و ….

به مرور زندگی دنیایی و معنوی ما بر اساس افکار و باورهای ما ارزیابی می شود.

در ابتدای این نوشته درباره حضور خداوند در تمام جنبه های زندگی مادی و معنوی توضیح داده شد و همانطور که ملاحظه می کنید در انتهای این نوشته به عدم حضور خداوند در تمام جنبه های مادی و معنوی زندگی خود رسیده ایم.

اینگونه ما از خداوند و منبع آفرینش خود دور شدیم.

زمانی که به این درک از چرایی و چگونگی دور شدنم از خداوند و از دست دادن اراده خدا رسیدم برایم واضح شد که چرا هرچه تلاش می کردم زندگی خود را تغییر دهم موفقیتی کسب نمی کردم.

تمام تلاش من بر مبنای افکاری بود که منیّت من را شکل داده بودند و هرچه بیشتر تلاش می کردم در واقع قدرت منیت خود را افزایش می دادم و در این صورت واضح است که دسترسی من به قدرت اراده خداوند کم و کمتر می شده است و از آنجا که اراده خداوند در همه جا و همه چیز حضور و نقش دارد وقتی اراده من بر مبنای منیّت باشد و توجهی به اراده خدا نداشته باشم موفقیتی و تغییری در زندگی حاصل نخواهد شد.

مهم نیست چقدر برای تغییر زندگی خود تلاش می کند، به هر حال چون تلاش شما بر اساس منطق و منیّت تان است، اراده خداوند در دسترس شما قرار نمی گیرد.

بنابراین اگر قصد تغییر کردن و تجربه زندگی متفاوت را دارید باید افکار مربوط به منیّت خود را تغییر دهید.

باید افکار مربوط به منطق را که سبب اختلال در ارتباط با اراده خداوند می شوند را شناسایی و با منطقی کردن بی اهمیت بودن آنها اعتبار آنها را در ذهن خود کمتر کنیم.

به این شکل به مرور ارتباط ما با قدرت اراده خداوند قوی تر می شود و این شروع تقویت استعدادهای ما برای تجربه زندگی متفاوت خواهد بود.

نوشته های باورساز مسیری است که من برای تغییر افکاری که باعث قدرت گرفتن منطق و منیّت من شده بود طی کرده ام و البته همچنان در حال ادامه دادن هستم.

از طریق خواندن نوشته های باورساز به مرور با افکار تقویت کننده منطق خود آشنا می شوید و راهکارهای بی اهمیت کردن آنها و در مقابل طریقه ایجاد افکاری که ارتباط شما با قدرت اراده خدا را تقویت می کند را می آموزید.

به این صورت شما به منبع آفرینش خود متصل می شوید و قدرت خلق کردن خود را به دست می آورید و زندگی را به شکلی که دوست دارید تجربه کنید می توانید خلق کنید.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.42 از 139 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=29579
85 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار 🤗Ꮥ-ᎷᎧᏗፚᏗᎷᎥᎩ😊
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۹ ۱۶:۱۸
      مدت عضویت: 1705 روز
      امتیاز کاربر: 262 سطح ۱: کاربر مبتدی
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 1,004 کلمه

      ب نام خدا

      سلام دوستان عزیز

      اراده خداوند کجاست! من تا ب امروز فکر میکردم ک اراده فقط مختص ب انسان است و همیشه شنیدم ک اگر آدم اراده کنه میتونه رتبه اول کنکور باشه ، اراده کنه میتونه لاغر بشه ، میتونه تو شغلش موفق باشه و حتی میتونه کوه رو جا ب جا کنه ‌.

      دروغ چرا راستش من همیشه شنیدم خدا بزرگه و همه جا هست و بدون اجازه خدا برگی از درخت نمی افته ، ولی نشنیدم ک بگن اگ خدا اراده کنه خیلی از کارهای غیر ممکن از نظر ما ممکن میشه ، ک این ممکن شدن اتصال الهی ما ب اون میشه . 

      این روزا ک لحظاتم داره توی نوشته های باور ساز میگذره فکرم بیشتراز هروزی ک ب کارهای بیهوده و افکار منفی میرفت مشغول کندو کاشت درمورد چرایی های خودمو و خداست ،! 

      اینک خدا کیست و هدفش از خلق کردن من چی بوده ، اینک چرا از ی جایی ب بعد دور میفتیم از خدا ، ازینک چرا میترسیم ازش ،…

      خدا ، خداست هرچی فکر کردم نتونستم بگم نوره ، آدمه ، ستاره س ،آسمونه ، زمینه ، خدا واقعا خداست وقتیک درهر شرایطی بدون حرفی نگاه ب آسمون میکنم آرامشی میگیرم ک توصیفی نیست ، ، ی وقتایی تو سرما ، یوقتایی تو چله تابستون و گرما وقتیک صورتم و نگاهم ب آسمونه انگار صورتم نوازش میشه ،،روحم نوازش میشه و ناخودآگاه لبخندی میاد روی لبانم ، ک امروز با خواندن این متن و نوشتها باور دارم ک تنها نوازشهای پراز مهرو محبت خداست ♥️

      قطعا هدف خدا از خلق کردن من ، ما،  این نبوده ک مارو بفرسته ب دنیاش بگه برو حالا زجر بکش ، عذاب بکش ،گناه کن ، تحقیر شو ،سرزنش شو ،هدفش این نبوده ک بگه برو ب زمین من امابدون انقدر بهت مسائل و مشکلات بدم ک کاسه چکنم چکنم دستت بگیری و مثل چی التماس مو کنی ، قطعا هدفش از آفرینش من ، ما ،این نبوده ک مارو انقدر چاق کنه ک ما ترس و یا حسرت از نعمتهاشو داشته باشیم ، وووووو 

      بنظر من هدف خدا از آفرینش ما این بود ک ی زندگی سراسر از عشق و خوشبختی ابدی رو تجریه کنیم ،از همه نعمتهاش استفاده کنیم ،و لذتشو ببریم ،،هدف خدا شادی و شور و شعف بوده ، و خدا هم از خوشحالی و خوشبختی ما خوشحال می بوده ، ولی زندگیهای حال ما نتیجه باور ها و نگرش های خودماست نسبت ب زندگی و دنیا و کلن جهان هستی..

      خدا علارقم همه ی موجودات و گل و گیاه های دیگ ب منه انسان قدرت تفکر و قدرت انتخاب دادع ،،،منو اشرف مخلوقاتش کرده ،از روح خودش در من دمیده ک از نعمتهای خوب خدا بهترینهاشو انتخاب کنم ، اینک الان فردی ضغیف ، و فردی ثروت منده خدا نگفته بیا ثروتم برای تو ینده ،،نداری و بدبختیمم برای این یکی بنده،،

      در حالی ک خدای من ، خدای ما بی نیاز ترین بینیاز هاست ،خدای من فقیر نیست ،ضعیف نیست ،بدبخت و بیچاره نیست ،،،انقدررر ثروت و قدرت داره ک اگ من هزاران هزار ازش خواسته های بزرگ بزرگ داشته باشم در مقابل اقیانوس داشته های خدا جزیی ترینه ،،،،

      مااز خدا دور افتادیم چون ذهن و روح پاک ما آلوده دیده و شنیده های اطرافیانمان شده ،،اطرافیانی ک خودشون هم قربانی ی سری دیده ها و شنیده ها و باور ها هستن ،،،

      باین وجود ک ما خدارو بد شناختیم و تعریفه درستی حداقل من فعلا برای خدا ندارم ولی بازم خدا ارحمن الراحمین ،بازم دستمون و میگیره ،باوجود گله شکایتها ،باوجود تهمت هایی ک ما ب خدا میزنیم تهمتهای مثل اینک خدا تو منو خلق کردی برای بدبختی کشیدن ،تهمتهای مثل ثروتت برای فلان بنده اته ،،تهمتهای مثل تو خدای دیگرانی وووو….خدا بازم انقدرررر مهربونه ک من هرموقع برم سراغش با آغوش بازش ازم استقبال میکنه ،چ با گناه برم ،چ با خشم برم ،چ با تندی برم ،چ طلبکارانه برم هرموقع هر زمان از شبانه روز ک برم خدا میگه بیا بنده ی من ،اگر بدونی چقدر انتظارتو کشیدم ،ک ب آغوش بکشمت و دست نوازشم و بکشم ب سرت، میدونم ک خدا میگ من نخاستم تو انقدر تو مزیقه باشی ،،من نخاستم ناراحت و عبوس و ناراحت باشی ،،این یاس و نامیدی نتیجه افکار و ورودیهای ذهنی خودته ،نتیجه اعمال و انتخاب های اشتباه خودته ،،ولی بازم نگران نباش من هستم ،کنارتم ،کافیه دلتو بسپاری ب من ،توکل کنی ب من از اعماق قلبت ،،بهم اعتماد کن ،و مطمئن باش ک همه چی و برات درست میکنم اگر ک فقط خودت بخای ،،ولی ما همچنان ساز خودمون و میزنیم و کاره خودمون و میکنیم و این یعنی ایمان و توکل واقعی نداشتن ،

      استاد جان بغض گلومو گرفته و دوست دارم انقدررر گریه کنم واز خوبیهای خدا بگم ،خوبیهایی ک یادمون میره ک خدا کی وکجا دستمو گرفته و دریغ از ی خدایا شکر ک دستم و گرفتی ،،وقتیک مشکلی داریم و حل میشه فکر نمیکنیم ک خدا بوده و کمک داده و ما فکر میکنیم ک این مابودیم ک حلش کردیم ،،خدا هیچ نیازی ب نماز و روزهای من نداره ،حتی از حق خودشم گذشته پس ما چ ها داریم میکنیم باین خدا ،،،

      همیشه خدا رو ب بدی ها خواستیم اگ ک کسی اذیتمون میکرد و دلمون میشکست فقط اونجا میگفتیم ک خدا خودش جوابتو بده ،ب زمین گرمت بزنه ،خدا تقاصمو ازت بگیره و چوب خدا صدا نداره وووووخدارو چوماقی کردیم واسه زدن روی سر بقیه …

      همیشه کارهایی کردیم ک مورد رضایت دیگران و بندهاش باشه دریغ ازینک بگیم خدا راضی باشه 

      خدایا بابت همه ی بدیها و تهمت های ک بهت زدم و میدونم بازم شاید ی جاهایی یادم بره و فراموش کنم ک تو چ خدایی هستی بزنم منو ببخش،،،و کمکم کن اینجور ک هدایتم کردی ب سرزمینی ک هیچ نوع شناخت ودرکی ازش نداشتم ک بیشتر و بهتر بشناسمت ،واقعیتتو ببینم و درک کنم ک برنگردم ب روزهای بیکسی و تنهایی بدون تو ،،خدایا شکرت ک چاقم ،چاقمو نعمت چاق بودنت باعث شد تسلیم بشم و خودت خوده خودت ن بنده های کوته فکرت با دادن رژیمهای طاقت فرساو زجر اورشون خودت دستمو گرفتی اوردی ب این سرزمین ..

      خدایا شکرت و سپاس بینهایت از استاد عزیزم

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 14 از 3 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار amirali2020110@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۸/۲۶ ۲۱:۵۸
      مدت عضویت: 1952 روز
      امتیاز کاربر: 56083 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 161 کلمه

      بنام خدا 

      من چند وقتی هست که دارم چند تا از نوشته های باور ساز را می‌خوانم هر نوشته را چندین بار می‌خوانم تا بتوانم از نوشته هایی به این عظمت چیزی یاد بگیرم و بتوانم در زندگی آن را اجرا کنم و زندگی خودم را تغییر بدم ‌

      اراده خداوند از همان موقع که انسان اول از نطفه و بعد بوجود آمدن دست وپا دیگر اعضای بدن هست و همچنین ضربان قلب ما ،تنفس ،باریدن باران ،پرواز پرنده ها و همه جا در کنار هر لحظه وجود دارد .اما ما از وقتی که خودمان را شناختیم با قدرت منیت خود را به خومان و دیگران ثابت کردیم و به همین این ترتیب ما خود را از اراده خداوند دور کردیم و هر چه تو زندکی دست و پا زدیم و بیشتر در باتلاق مشکلات فرو رفتیم . و من الان یاد گرفتم که تا جایی که می‌توانم به اراده خداوند در زندگی پی ببرم و خودم را به اراده خداوند بسپارم .

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فاطمه
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۸ ۱۵:۱۵
      مدت عضویت: 2439 روز
      امتیاز کاربر: 434 سطح ۱: کاربر مبتدی
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      سلام مدتهاست بامشکلی که برام پیش اومد بدجور ادب شدم وبقول شما منیتها رو شناسایی ودر جهت رفع انها بطور نصبی عمل کردم اما هنوز غم واندوه وچرایی انجام اشتباهات بر قلبم سنگینی میکنه میدانم خدا قدرت مطلق است وجهان پراز فراوانی وشادی وسلامتی وخیرو برکت است امیدوارم بزودی روی زیبایش را هم به ما نشان دهدتا روزنه امیدی برای تلاش بیشتر ومزه لذت بردن از عمر وزندگی وزنده بودن را بچشیم از تمام تلاش وزحماتتون متشکرم از خدا براتون توفیق وسلامتی وشادی بیشتر را میخواهم 💐

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار kouroshzamany95@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۲۰ ۰۹:۵۴
      مدت عضویت: 1765 روز
      امتیاز کاربر: 2050 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 280 کلمه

      به نام خدای مهربانم 

      نوشته های عمیقی بود کاملا من و به فکر برد و به دوران کودکی که از کی منیت من شکل گرفت 

      من فکر میکنم از زمان سن تکلیف همه چی خراب شد از زمانی که خودم رو مکلف دونستم و به اجبار باید یک سری کارها رو انجام میدادم مثل نماز خوندن مثل روسری سر کردن و… که من از اجبار خوشم نمیومد و همش از زیر این کارا در میرفتم و پدر و مادرم مدام مینشستن با من حرف میزدن که اگر نماز نخونی خدا میزندت خدا میبردت جهنم نمیزاره تو زندگی اب خوش از گلوت پایین بره و…. 

      خوب این حرفا باعث نمیشد که من اون کارها رو به زور انجام بدم و انجام نمیدادم فقط چی میموند تو ذهن من؟ نگاه من نصبت به خود من و به خدا 

      همیشه احساس گناهکار بودن رو داشتم همش میگفتم خدایا الان حوصله ندارم من و ببخش وقتی پیر شدم نماز میخونم نمازای الانم هم میخونم و همیشه فکر میکردم خدا از من ناراحته و با من قهره و به من توجه نمیکنه و من بندگی نکردم و دنبال عواقبش بعد از مرگ بودم 

      این حس حک شد روی قلب من و هر روز و هر ساعت من و آزار میداد و این باعث شد باور کنم که خدا حتی دعاهای من و نمیشنوه و من و نمیبینه و بعد ازون دنبال راههایی بودم که به چشم خدا بیام مثلا 

      چجور دعایی رو همراهم داشته باشم 

      سنگ فیروزه داشته باشم یا شرف الشمس 

      سنگ ماه تولدم رو بخرم 

      به دیگران بگم التماس دعا 

      برم امامزاده برای دعا کردن 

      نذز کردن 

      خدایا شکر که این راه و به من نشون دادی ایکاش بتونیم به فرزندانمون این راه درست و اموزش بدیم نه چیزایی که به ما تو مدرسه اموختن 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار yafatemehyezahramm@gmail.com
      ۱۴۰۰/۰۷/۰۲ ۱۸:۱۳
      مدت عضویت: 1843 روز
      امتیاز کاربر: 503 سطح ۲: کاربر متوسطه
      محتوای دیدگاه: 87 کلمه

      باسلام بسیار ازشما متشکرم که این نوشته هارا با ما به اشتراک میذارین عالی بود ممنون بابت موزیک های بیکلام . با صحبت هایی که کردین که خیلی عالی بود به دور از مفاهیم پیچیده  ببه یاد صحبت های اقای پرویز شهبازی افتادم   ووبه یاد این جمله از یکی دیگر از استادان که میگن هرکیی به تو (خدا ) دل داد خودش دلداده ی عالمین شد ازتون بازم ممنونم  امیدوارم خداوند همه ی مارو با اراده ی راستین خودش از منیت و من ذهنی نجات ببخشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 128 کلمه

      سلام استاد

      به نظر من خیلی مبحث پیچیده ای است،و من به شخصه برای اینکه جز باورهایم شود و مسیر تغییر رو طی کنم راه طولانی رو پیش رو دارم.

      از زمانی که من خودم را شناختم مدام از محیط پیرامون و تحصیلی به گفته شده از تو حرکت از خدا برکت،وراستش به تعداد روزهای سپری شده عمرم این فرمول در ذهن من قدمت و قدرت دارد،و وقتی الان با این موضوع مواجه میشم که تلاش بیشتر برای رسیدن به آرزوها فقط باعث انحراف بیشتر مسیر ما از اراده خداوند می‌شود،خوب طبعا گیج میشم.

      یا بطور مثال وقتی میبینم در اصل داستان در همه چیز اراده خداوند دخیل هست،واراده خداوند از قبل از بوجود آمدن ما ساری و جاری بوده ،هضم چگونه بدنیا آمدن افراد کم توان برای من مشکل هست. 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار آزیتا
      ۱۴۰۰/۰۵/۲۳ ۱۶:۳۶
      مدت عضویت: 2465 روز
      امتیاز کاربر: 7923 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 509 کلمه

      با یاد و نام خدا 

      استاد نوشته این متن را چند بار خوندم و هربار عمیق تر به نوشته های این قسمت توجه کردم واقعا اراده خداوند کجاست؟؟ همیشه به زبون گفتیم و شنیدیم که “یدالله فوق ایدیهم” قدرت خدا بالاتر از هر قدرتی هست، خودم بارها به زبون گفتم که توکل بر خدا. هر چی خدا بخواد.اما آیا واقعا ته دلم به خدا توکل کردم؟! آیا واقعا اراده خودم رو در راستای اون اراده قرار دادم. با خودمون رو راست باشیم وقتی به زبون میگم توکل به خدا اما ته دلم هنوز نگران انجام درست فلان کار هستم یعنی این که خودم هم اینو باور ندارم.هنوز اون منیت در وجودم از بین نرفته، هنوز اون اتصاله برقرار نشده و با این وجود چطور انتظار دارم که کارها اونجور که دلم میخود پیش بره.اگه تو یه کار الکتریکی اتصالات خوب نباشه اون وسیله به خوبی کار نمی کنه. خوب وقتی توی یه وسیله ارتباطات باید درست برقرار بشه تا اون درست کار بکنه چطور ما انتظار داریم بدون ارتباط درست با خدا کارمون در مسیر درست قرار بگیره!!

      چرا ما این قدر از خدا فاصله گرفتیم؟کجای رفتارمون اشتباه بوده؟ چقدرش به خودمون و باورامون برمی گرده؟ چقدرش در اثر محیط و اطرافیان تو ذهنمون جا گرفته؟ چرا هر صحبتی را شنیدیم سریع تحت تاثیرش قرار گرفتیم و…

      خدا را بد به ما معرفی کردن و ما هم هیچوقت تلاش نکردیم بهتر بشناسیمش. یادمه توی کتابای دینی یه حدیث می خوندم که هرکس  نفس خود را بشناسد خدای خود را بهتر خواهد شناخت اونموقع فقط درس را حفظ می کردم و درک درستی از اون نداشتم. ما حتی خودمون رو هم خوب نشناختیم که بخواهیم خدای خودمونو بشناسیم. ما فقط می شنیدیم که خدا بزرگه، خدا رحمان و رحیم هست، خدا بخشنده است ولی تا یه کار اشتباه می کردیم می گفتن میری جهنم، خدا می سوزوندت، سر پل صراط جلو راهتو می گیره، وما از خدای وحشتناکی که برامون ساختن دور و دورتر شدیم و فاصله گرفتیم . چقدر سخت و وحشتناکه که ما حتی نمی تونیم خدا و دینمون را به نحو شایسته در ذهن بچه هامون معرفی کنیم.

      وقتی همیشه با ترس و استرس عذاب های جور واجور به خدا فکر می کردیم چطور می تونستیم به اون منبع الهی نزدیک بشیم!! حتی اگه هزار بار به ظاهر اعلام کنیم که من خدا را دوست دارم و به اون توکل می کنم اما اون پس ذهنمون ترس و وحشت که حالا خدا به خاطر فلان اشتباه و گناه ما رو امتحان می کنه و فلان بلا رو سرمون در میاره.

      خدا را در حد یه انسان تو ذهنمون پایین میوردیم که صبح تا شب منتظر خطا واشتباه ماست که مثلا تلافی کنه و… و این گونه بود که من از خدای مهربانم دور افتادم بدون این که او را بشناسم یا تلاشی برای شناختش بکنم. الان کاملا متوجه میشم چرا هیچ وقت زندگی اونجوری که میخواستم طبق میلم پیش نرفت.الان این نکات منفی را دارم دونه دونه شناسایی می کنم این بار دلم می خواد سکان کشتی زندگیم در دستان پر مهر خدا باشه و منو به درست ترین مسیر هدایت کنه.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 9 از 2 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار پونه عدل تهرانی
      ۱۴۰۰/۰۵/۱۷ ۰۳:۵۶
      مدت عضویت: 2482 روز
      امتیاز کاربر: 21300 سطح ۵: هنرجوی متوسطه

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 355 کلمه

      به نام خدا

      وقت بخیر عزیزان

      من همیشه این جمله و شنیده بودم خودم هم می گفتم و الان هم می گم همچنان اگه خدا بخواد اگه به صلاحت باشه نمی دونم هنوز هم این در فکر من هست که اگه کاری و که دوست دارم نشد حتما خدا نخواسته ….

      حالا از اون دوره زندگی با طعم خدا من همیشه خودم و وصل به خدا و منبع دونستم و هیچ وقت جدا نشدم همیشه خودم و بچم و خانوادم و وصل به این منبع دونستم و می دونم که همیشه خدا ما رو راهنمایی و مواظبت می کنه.

      و اینکه اینم خوب یاد گرفتم که تلاش فیزیکی کردن به این در و اون در زدن هیچ کدوم کاری انجام نمی ده کارها همه باید راحت انجام بشن بعضی ها می گن نه اخه باید آدم تلاش کنه این جور …

      ولی من در مسایل اخیر خیلی اینو به عین دیدم که انقدر دنبال چیزی نگشتم و به خدا سپردم خدا راهاشو بهم نشون داد و انجام شد کارهاش منتها ما صبر نداریم به قول شما خدا هرگز دیر نمی کنه وقتش اون موقع بود و باید اون موقع انجام می شد به این در و اون در زدن نیست.

      مثل همه کارها که به صورت غیر ارادی ما انجام می شه تمام فعالیتهای بدن ضربان قلب و…. همه وصل به اراده خداونده پس بقیه کارهامون هم باید بسپریم به خداوند مثل اونها چون ما برای اینکه پلک بزنیم یا نفس بکشیم تلاش فیزیکی نمی کنیم .

      خدا رو شکر برای این همه نعمت . من واقعا از این دوره زندگی با طعم خدا و کلا همه دوره ها خیلی چیز یاد گرفتم خیلی مفیده مرسی استاد.

      دخترم از این موزیک این فایلها خیلی خوشش میاد دیروز بهم گفت مامی این موزیک و بزار خیلی دوست دارم پیانو می زنه .

      باید همیشه خودمون و لایق بهترینها بدونیم و خداوند همیشه به ما نزدیکه اصلا ما کاری نمی تونیم بکنیم که از خداوند دور بشیم ولی این تعریف و تمجیدهای بقیه هستش که باعث می شه ما فکر کنیم از خداوند دور شده ایم .

      خداوند لطفش شامل همه ما می شه فقط باید همیشه به نیروی خدایی وصل باشیم و خودمون و جدا نکنیم.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 403 کلمه

      سلام دوستان واستاد گرامی نوشته های باور ساز ۲ من قدرت واراده خداوند شنیده بودم اما نه با این جمله شنیده بودم که اگه خدا بخواد میشه اگه نخواد نمیشه وقدرت اراده خداوند نیرویکه در همه جا وهمه چیز وجود داره در پرواز پرنده ها ودر حرف زدن بعضی از پرندها در گریه کردن نوزادان راه رفتن وحرف زدن اونها ودر همه چیز وجود دارد
      از زمانیکه نطفه انسان بسته میشود قدرت اراده خداوند به جریان میافتد که مراحل رشد او ظاهر او جسمش چشمانش و…چگونه باید باشد
      قدرت اراده خداوند در تمام فعالیتهای جسمی ما وجود دارد در ضربان قلب ما هضم غذا پلک زدن و… ودر تمام فعالیتهای ذهنی ما نیز وجود دارد در فکر کردن ما برنامه ریری کردن وحتی در خواب ما نیز حضور دائمی دارد
      وبه محض ورود به جهان مادی ابن نیرو در دستدی ما قرار میگیرد اما اگر ما اعتقاد داشته باشیم که ار این نیرو جدا هستیم نمیتوانیم به این میرو دسترسی داشته باشیم  وقتی این نیرو باور کنیم میتونیم با کمک اون به تمام ارزوهاب ریز ودرشت خود برسیم ومن امتحان کردم فعلا به ریزها رسیدم ودارم روی بزرگا کار میکنم وبدیتشون میارم چون این نیرو یا قدرت اراده خداوند وجود داره ومیبینیم که چیزهاییکه برای ما غیر ممکن بودن دسترسی به اونها میشه ممکن ودسترسی به اونها خیلی خیلی راحت میشه
      چرا ما فکر میکنیم تز این نیرو جدا هستیم چون از کودکی شنیدیم که اگر خدا بخواد وبه صلاحت باشه میشه اگر خوا نخکاد وبه صلاحت نباشه نمیشه وقتی ابنو باور کرویم سالها با این باورها زندگی کردیم وهیچ نتیجه ای نگرفتبم به ما ثابت میشه که از خدا جدا شدیم دور افتادیم سرنوشت ما رو ار قبل نوشتن و…   وقتی به پیرامون خکد نگاه کنیم میبینیم که حیوانات پرنده ها ماهیها همواره در جتل زندگی کردن هستند وهرگز از میدان قدرت اراده خدا جدا نمیشن وهرگز به هوف افرینش شک نمیکنن
      تمام انسانها بواسطه برخورداری از قدرت تفکر واندبشبدن میتوانند تصور ات وتصویر سازی ذهنی انجام بدن
      شما خدا رو از کجا مبشناسی من خداوندم زیاد نمیسناختم برای همین این دوره تهیه کردم
      تعریف شما از خداوند چیه اینکه خداوند در همه جا وهمه چیز هست وهر چیزیکه در زندگی داریم منشع ومبدا اون انرژی اولیه ست ومیدونم که خداوند سبستمی وهیچ نفاوتی بین بندهاش وپیامبرانش قائل نیست ومیدونم که این نیرو از بین نمیره فقط از شکلی به شکل دیگه تغییر میکنه برای راحت زندگی کردن ما در نهایت سپاسگزاری ما

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 16 کلمه

      سلام استاد وقت بخیر میگم خیلی نگران شدم اگر اینترنت قط کنند تکلیف ما چی میشه 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا