0

زندگی با اراده خداوند (قسمت سوم)

زندگی با اراده خداوند
اندازه متن

رشته افکاری که در ذهن ما از کودکی ایجاد می شوند باعث شکل گیری تصویری از واقعیت وجودمان در ذهن می شود که واقعی نیست.

تصویر واقعی همان تصویری است که در کودکی درباره واقعیت وجودمان در ذهن داشتیم. تصویری که باعث آرامش، شادی و لذت بردن ما از لحظه به لحظه زندگی می شد.

تصویر فعلی که توسط بزرگترها، معلمین، رسانه ها و جامعه در ذهن ما شکل گرفته است مانند پرده ای که جلوی داخل شدن نور خورشید از پنجره را می گیرد مانع رسیدن نور حقیقت وجود واقعی ما که توسط خداوند برای ما درنظر گرفته شده است می شود.

تصویر ساختگی ما آنچنان پررنگ و واضح است که تمام توجه ما را به خود جلب کرده است و فرصتی برای توجه کردن به حقیقتی که در درون ما از بدو تولد قرار داده شده است باقی نمی گذارد.

تصویر جدید که همان منطق یا منیّت ما را شکل می دهد باعث می شود لحظات ما در زندگی روزمره سرشار از اضطراب، نگرانی، خشم یا حتی ناراحتی جسمانی باشد.

همانطور که در قسمت قبل گفته شد اراده خداوند در همه جا و همه چیز وجود دارد و جایی را نمی توان یافت که اراده خداوند در آن جا نباشد.

به طریق زندگی سایر موجودات اشاره شد که در مدت حیات خود به آفرینش خود شک نمی کنند، هرگز ارتباطشان با منبع آفرینش قطع نمی شد و در زندگی سردرگم نیستند، هرگز افسرده نمی شوند، حسرت گذشته را نمی خورند و نگران آینده نیستند.

آنها در لحظه حال زندگی می کنند.

از زمان کودکی علاقه زیادی به تماشای مستندهای حیات وحش داشتم.

بارها می دیدم حیوان درنده ای برای شکار کردن به گله حیوانات حمله می کند. آنها پراکنده می شوند اما بعد از چند دقیقه دوباره به همان محل بر می گردند و مشغول کار خود می شوند.

همیشه در ذهنم این سوال بود که چرا این حیوانات با اینکه دیدند حیوان درنده ای به آنها حمله ور شده است دوباره بدون ترس و نگرانی به محل خطر بر می گردند؟!

مدتی قبل مطلبی خواندن درباره تحقیقی که درباره رفتار گوزن هایی که مورد حمله شکارچیان قرار گرفته بودند صورت گرفته بود.

محققان به این نتیجه رسیده بودند که پس از حمله شکارچی، میزان ترس در گوزن ها به اوج خود می رسد و باعث واکنش آنها می شود که فرار کردن و پراکنده شدن است. اما تنها ۷ دقیقه بعد استرس گوزن ها فروکش کرده و آن صحنه را فراموش می کنند و به همین دلیل دوباره به روال عادی زندگی خود بی می گردند.

با مقایسه رفتار گوزن ها با انسانها به وضوح می توان به تفاوتی که در اتصال و ارتباط با منبع آفرینش وجود دارد پی برد.

تصور کنید یک گوزن مورد حمله قرار می گیرد و بالاترین میزان ترس و استرس را تجربه می کند اما فقط ۷ دقیقه بعد همه چیز را فراموش می کند و به شکل عادی زندگی می کند.

اما انسانها اگر یک صحنه را ببینند یا درباره آن بشنوند، بدون اینکه خودشان آن را تجربه کرده باشند تا روزی که زنده هستند آن اتفاق را در ذهن خود نگه می دارند و بارها نگران وقوع آن برای خود می شوند و حتی بارها به دیگران تذکر می دهند که مراقب فلان موضوع باشند.

این رفتار برای همه ما آشناست.

با اندکی دقت کردن در افکار خود متوجه انواع ترس هایی می شوید که خودتان اصلا تجربه نکرده اید بلکه درباره آن شنیده اید یا فیلم کوتاهی درباره آن دیده اید و آن اتفاق همیشه باعث ترس و نگرانی شما می شود که مبادا برای شما یا نزدیکانتان رخ دهد.

این میزان از ترس و نگرانی در طی زندگی روزمره و از طریق شنیده ها و دیده های ما در ذهن ما ایجاد می شوند و به مرور منطق قوی در ما ایجاد می کند که دنیا ناامن و بی سروسامان است.

به سادگی فراموش می کنیم که در عین حالی که در ظاهر و کلام اعتقاد داریم خداوند جهان هستی را خلق کرده است و هیچ برگی بدون ازن خداوند بر زمین نمی افتد اما در واقعیت و منطق باور داریم که خداوند تسلطی بر امور ندارد و این خودمان هستیم که باید اتفاقات دنیای پیرامون خود را تحت نظر بگیریم تا بتوانیم خود را از گزند بلاها و اتفاقات بد دور نگه داریم.

این درحالی است که اتفاقاتی برای انسانها رخ می دهد که خیلی از وقوع آن ترس داشته اند یا خیلی تلاش می کردند خود را از تجربه آن اتفاق دور نگه دارند.

بنابراین شکل گیری منطق یا منیّت در ما سبب بر هم خوردن آرامش، شادی و احساس خوب در زندگی روزمره می شود و اگر قصد داریم زندگی خود را تغییر داده و شرایط جدیدی را تجربه کنیم مهمترین کار ابتدا جلوگیری از تقویت افکاری است که باعث تقویت منیّت می شوند و سپس ایجاد افکاری است که به مرور تصویر واضح منیّت را کم رنگ کرده و باعث نمایان شدن تصویر خود واقعی ما می شود.

رسیدن به احساس آرامش و آسایش اولین و مهمترین دستاورد عمل کردن به این فرایند است.

از این طریق ما افکار مربوط به منیّت را رها می کنیم و به خودمان اجازه می دهیم تا به قدرت اراده خداوند دست پیدا کنیم.

سپس به این نیروی بی انتها توکل می کنیم تا ما را به سمت سرنوشتی که برای ما مقدر شده است هدایت کند.

دسترسی به اراده خداوند

برای اتصال به قدرت اراده الهی باید با ماهیت واقعی خود ارتباط برقرار کنیم و این کار از طریق رها کردن معیارهایی است که منطق ما با آنها هویت انسانی ما را تعیین می کند.

از طریق انجام مراحل زیر می توانید به شکل عالی این کار را انجام دهید:

۱- داشتن نظم شخصی

ایجاد نظم شخصی در تمام ابعاد وجود، اولین قدم برای دستیابی به قدرت اراده الهی است.

همانطور که می دانید یادگیری یک هنر یا مهارت جدید مستلزم این است که جسم خود را برای اجرای کارهایی که به آن علاقه و عشق دارید پرورش (آموزش) دهید.

برای از بین بردن معیارهای تعیین کننده هویت انسانی باید نظم شخصی در زندگی خود ایجاد کنید.

نظم شخصی داشتن شامل نظم در فکر کردن، حرف زدن و عمل کردن است.

همانطور که برای برقراری نظم در محیط خارج از خود مانند خانه یا محل کار سعی می کنیم وسایل را سر جای خودش قرار دهیم تا در موقع نیاز به راحتی در دسترس ما باشند و از آنها استفاده کنیم در مورد محیط درون خود نیز باید نظم را رعایت کنیم.

نظم درونی شامل سروسامان دادن به افکار، گفتار و رفتارهایمان است.

  • افکــار

باید افکار را به دو گروه افکار سبز و افکار قرمز دسته بندی کنیم.

افکار سبز: افکاری هستند که در من احساس خوب ایجاد می کنند.

افکار قرمز: افکاری هستند که در من احساس بد ایجاد میکند.

به راحتی می توانید این دسته بندی را درباره افکاری که در ذهن تان مرور می شود اعمال کنید.

به سادگی قابل تشخیص است که چه فکری چه احساسی در شما ایجاد میکند.

افکاری که احساس ترس، نگرانی، خشم، حسرت، اندوه، عصبانیت و … ایجاد می کند را در دسته افکار قرمز قرار دهید.

افکاری که احساس مهربانی، لذت، آرامش، امنیت، شادی و … ایجاد می کند را در دسته افکار سبز قرار دهید.

از این به بعد دیگر تصمیم گیری به عهده شماست که در زندگی روزمره چه مقدار از ذهن خود را افکار قرمز و چه مقداری را با افکار سبز رنگ آمیری می کنید.

میزان رنگ قرمز تضمین کننده ادامه شرایط زندگی شما در وضعیتی است که مورد رضایت و لذت شما نخواهد شد و میزان رنگ سبز تضمین کننده ادامه شرایط زندگی شما در وضعیتی است که مورد رضایت و لذت شما خواد بود.

  • گفتــار

در مورد گفتار هم باید مانند افکار عمل کنیم. گفتار خود را به دو گروه گفتار قرمز و گفتار سبز تقسیم بندی می کنیم.

گفتاری که در ما و شنونده احساس خوب ایجاد می کند را در گروه گفتار سبز و گفتاری که در ما و شنونده احساس بد ایجاد می کند را در گروه گفتار قرمز قرار می دهیم.

از این پس باید مراقب گفتار خود باشیم که با کلام خود چه نوع رنگی را در دنیای پیرامون خود پراکنده می کنیم.

رنگی که در پیرامون خود گسترده می کنید نمایانگر تجربیاتی است که در دنیای مادی خواهید داشت.

اگر رنگ پیرامون ما متمایل به سبز باشد مطمئن باشید اتفاقات و شرایطی را در زندگی تجربه خواهید کرد که در شما احساس خوب ایجاد می کند.

اما اگر رنگ پیرامون ما متمایل به قرمز باشد بیانگر این واقعیت است که اتفاقاتی را در زندگی روزمره تجربه خواهیم کرد که شرایط احساسی نامناسبی برای ما به همراه خواهد داشت.

نکته قابل توجه اینکه در تقسیم بندی گفتار خود دقت داشته باشید. ممکن است گفتاری را بیان کنید که تصور کنید در شما احساس خوب ایجاد میکند اما مطمئن هستید در شنونده احساس بد ایجاد خواهد کرد.

مانند زمانی که من از نسبت به فردی احساس ناراحتی و خشم دارم و به دنبال فرصتی هستم تا حرفهایی که بعنوان جواب رفتار و گفتار قبلا او آماده کرده ام را به او بزنم.

در این شرایط شاید تصور کنید که من با تلافی کردن احساس راحتی می کنم و این گفتار را در دسته گفتار سبز قرار دهید.

گفتار سبز، هم در گوینده و هم در شنونده احساس خوب ایجاد می کند.

  • اعمــال

در مورد اعمال نیز باید مانند دو موضوع قبل عمل کنید و اعمال خود را به دو دسته اعمال سبز و قرمز دسته بندی کنید.

اعمال سبز رفتارهایی هستند که در شما احساس خوب ایجاد می کند.

اعمال قرمز رفتارهایی هستند که در شما احساس بد ایجاد می کند.

در مورد اعمال به این نکته توجه داشته باشید که فقط ملاک عمل کردن خودتان هستید.

به عنوان مثال شاید شما یه یک گلدان آب می دهید.

این رفتار شما از طرف گلدان واکنشی به همراه ندارد بنابراین احساس شماست که تعیین کننده سبز بودن رفتارتان است.

همچنین ممکن است شما در پاسخ به درخواست کمک فردی پاسخ منفی بدهید و پاسخ شما در فرد مقابل احساس بد ایجاد کند اما شما از اینکه توانسته اید پاسخ منفی بدهید احساس خوبی داشته باشد چرا که اگر می خواستید درخواست فرد را قبول کنید درست است که فرد مقابل به احساس خوب می رسید اما شما قطعا دچار مشکل می شدید و احساس بد در شما ایجاد می شد.

بنابراین در این مورد پاسخ منفی دادن به درخواست دیگران در عین حالی که در فرد درخواست کننده احساس بد ایجاد می کند اما در دسته اعمال سیز قرار می گیرد چون با پاسخ منفی دادن خودتان را در مشکلی که باعث استرس و نگرانی و ناراحتی خودتان می شود قرار نداده اید.

رفتارهایی که با خودتان دارید را هم باید به دو گروه رفتار سبز و قرمز تقسیم بندی کنید.

رفتاری که باعث آسیب به جسم شما می شود را باید متوقف کنید.

پرخوری کردن، عصبانی شدن، خود را سرزنش کردن و هر عملی که باعث آسیب جسمی و روحی به خودتان می شود را باید متوقف کنید و در گروه اعمال قرمز قرار دهید.

در مقابل اعمالی را درباره خود تکرار کنید که در شما احساس خوبی ایجاد می کند.

دوش گرفتن، موسیقی گوش دادن، رقصیدن، تفریح کردن، به پارک رفتن و … شامل رفتارهای سبزی هستند که در شما احساس خوب ایجاد می کند.

مطمئن هستم به خوبی منظور من را درک کرده اید و امیدوارم به همین خوبی این نگرش جدید را درباره خود اعمال کنید.

۲- تهیه غذای مناسب برای روح

باید با انتخاب آگاهی مناسب و توجه کردن به آن از طریق خواندن، شنیدن، صحبت کردن و تماشا کردن غذای مناسب در اختیار روح خود قرار دهیم.

به این صورت همزمان با ایجاد نظم شخصی که منجر به کاهش توجه به منطق و در نتیجه سنجش خود بر اساس معیارهای بیرونی می شود، روح خود که در ارتباط دائم با منبع جهان هستی است را تقویت می کنیم.

ذکر این نکته در اینجا لازم است که روح ما کامل است و نیازی به تقویت شدن ندارد و ما نمی توانیم روح خود را کاملتر کنیم چون از همان ابتدا در حالت تعالی خود قرار دارد اما با توجه به موضوعاتی که احساس خوب از جمله آرامش در ما ایجاد میکند زمان بیشتری ذهن منفی باف و منطق گرای خود را تحت کنترل در می آوریم.

پس هدف اصلی از تهیه غذای مناسب برای روح ارتقاء کیفیت روح نیست بلکه افزایش مهار و کنترل کانون توجه ذهن می باشد.

زمانی که شما صرف خواندن این نوشته و نوشته های مانند این می کنید به میزان قابل توجهی از هجوم افکار منفی در ذهن شما کاسته خواهد شد و زمانی که این کار را به عادت روزانه خود تبدیل کنید پس از مدتی به طور کلی مرور افکار منفی در ذهن شما کاهش پیدا می کند.

۳- عشق ورزیدن به زندگی

پس از آنکه نظم شخصی در زندگی خود ایجاد کردیم و دادن غذای مناسب به روح از عادت های روزمره ما شد حالا نوبت به عشق ورزیدن به زندگی است.

برای اینکه عاشق زندگی شوید کافی است این دو کار را انجام دهید.

۱- هرآنچه را دوست دارید انجام دهید را حتما انجام دهید.

۲- اگر کاری را انجام می دهید که دوست ندارید باید با تغییر نگرش آن کار را به گونه ای انجام دهید که دوستش داشته باشید یا حداقل انجام آن باعث احساس بد در شما نشود.

انجام این دو مرحله به تنهایی تغییر شگرفی در زندگی من ایجاد کرد.

آن زمان که تصمیم گرفتم از اراده خداوند برای تغییر زندگی استفاده کنم در شرایط بسیار بدی زندگی می کردم.

از نظر جسمی، سلامتی، روابط، مالی و کسب و کار در شرایط نامساعدی بودم و هر روز از زندگی ناامیدتر و متنفرتر می شدم.

زمانی که با این موضوع که باید عاشق زندگی شوم مواجه شدم واقعا نمی دانستم چگونه باید عاشق زندگی شوم که سراسر رنج و ناراحتی بود.

در آن شرایط نمی توانستم کاری که دوست دارم و عاشقش هستم را انجام دهم چون عملا عاشق هیچ چیز در زندگی نبودم و کارهایی که دوست داشتم انجام دهم کارهایی بود که در مراحل قبل انجام آنها را متوقف کرده بودم.

اعمالی مانند سیگار کشیدن، پرخوری کردن، پرخاشگری کردن و خیلی از کارهایی که در عمل به توصیه ایجاد نظم شخصی در زندگی آن رفتار را در گروه رفتار قرمز قرار داده بودم و مدتی بود که آن رفتار را تکرار نمی کردم.

بنابراین کار دیگری که عاشقش باشم و بتونم انجامش بدم در ذهنم وجود نداشت.

بنابراین گزینه اول که انجام کار مورد علاقه ام بود درباره من صدق نمی کرد.

اما تصمیم گرفتم برای تغییر شرایط احساسی خودم به گزینه دوم عمل کنم.

سعی کردم کارهایی که از انجام آنها متنفر بودم را به شکلی انجام دهم که در ابتدا در من احساس بد کمتری ایجاد کند.

مثلا از رفتن سر کار متنفر بودم چون احساس می کردم هیچ نتیجه ای در زندگی من نخواهد داشت.

اما سعی کردم این کار را به شکلی انجام دهم که احساس بد کمتری در من ایجاد کند.

پس از مدتی دیگر از انجام آن کار متنفر نبودم و با احساس بهتری سرکار می رفتم.

حدود یک سال بعد نه تنها از انجام کار ابزار و یراق متنفر نبودم بلکه با اشتیاق آن کار را انجام می دادم و آن زمان بود که احساس کردم می توانم کاری که مورد علاقم بود را انجام دهم.

آن کار آموزش لاغری با ذهن بود که برای اولین بار در زندگی ام احساس کردم عاشقش هستم و از انجامش لذت می برم.

اگر به روند رسیدن به شرایطی که توانستم کار مورد علقه ام را انجام دهم توجه کنید از گزینه دوم شروع کردم و به صورت خودبخود به گزینه اول رسیدم.

بنابراین در هر شرایطی هستید سعی کنید نگرش خود درباره شرایط موجود را به شکلی تغییر دهید که احساس بد کمتری در شما ایجاد کند.

پس از مدت کوتاهی می توانید در همان شرایط مواردی را پیدا می کنید که نه تنها احساس شما را بد نمی کند بلکه باعث ایجاد احساس خوب در شما می شود.

در ادامه روند یافتن شرایطی که احساس خوب در شما ایجاد می کند گسترش پیدا می کند و اتفاقاتی رخ می دهد که شما در مسیر انجام کارهای مورد علاقه تان هدایت می شوید.

هرکاری که انجام می دهید را با اشتیاق انجام دهید.

اگر فروشنده هستید کار خود را با عشق انجام دهید نه از روی اجبار و برای دریافت دستمزد برای گذران امور زندگی.

اگر در حال یادگیری مهارتی هستید با عشق و علاقه مراحل مختلف آن مهارت را بیاموزید و تکرار و تمرین کنید.

اگر کالایی را برای فروش قرار داده اید به کالای خود عشق بورزید، در اینصورت عشق و اشتیاق خود را به مشتریان خود ارائه می دهید و آنها مشتری همیشگی شما خواهند شد.

۴- توکل کردن به خداوند

در کتاب های زیادی درباره رها کردن خواسته ها خوانده بودم اما درک این موضوع که چگونه هم خواسته ام را بخواهم و آن را رها کنم برایم واضح نبود.

پس از مدتها تفکر کردن درباره موضوع رها کردن و جستجو برای یافتن درک صحیح درباره رها کردن به این نتیجه رسیدم که رها کردن همان توکل کردن است.

ما خواسته خود را رها می کنم به این معنی که نگران برآورده شدن آن نیستم و با اشتیاق سعی می کنم در مسیر تجربه کردن خواسته هام هرکاری از دستم بر می آید انجام دهم و مطمئن باشم که خداوند که قادر مطلق است و قدرت اراده او بر جهان هستی گسترده است مرا به سمت تجربه آرزوهایم هدایت می کند.

وقتی توکل می کنیم در واقع مدیریت برآورده شدن خواسته ها را به خداوند واگذار می کنیم. در این مرحله ذهن و جسم به تقلا و سختی برای رسیدن به هدف نمی پردازد بلکه توسط اراده خداوند به سمت تجربه خواسته (برآورده شدن آرزو) هدایت می شود.

شما در نهایت آرامش خودتان را به همان قدرتی می سپارید که شکوفه را به سیب و قطره ذره بینی را به انسان تبدیل می کند.

وقتی خودمان را رها می کنیم، احساس سبک بالی در ما ایجاد می شود و می توانیم با روح لایتناهی خود مشورت و همکاری کنیم.

در این شرایط قدرت اراده خداوند در دسترس و خدمت ما قرار می گیرد تا ما را به جایی که مقدر شده است هدایت کند.

ممکن است خواندن این صحبت ها درباره قدرت اراده خداوند و رهاسازی سبب شود تا به قدرت اراده خود شک کنیم.

این احتمال وجود دارد که تصور کنیم در زندگی حق انتخاب یا اراده نداریم به این معنی که اگر قرار باشد خداوند ما را به سمتی که برای ما مقدر شده است هدایت کند پس نقش انتخاب و اراده انسان در زندگی دنیایی چه می شود.

در مقطعی از مسیر تغییر زندگی به این مساله برخوردم که اگر من اراده می کنم به چه خواسته ای برسم پس نقش اراده خداوند در هدایت من به سمت آرزوهایم چیست و اگر قرار است من خودم را رها کنم و اجازه دهم خداوند مرا به سمتی که برایم مقدر شده است هدایت کند نقش من در تجربه زندگی چیست.

درک این موضوع به نظر من اهیمت بسیار زیادی در تعیین نقش خود و خداوند در جریان زندگی دارد.

انشاالله در قسمت بعدی درباره این موضوع صحبت می کنیم.

منتظر خواندن نوشته های شما هستم

همراه همیشگی شما: رضا عطارروشن

با دادن ستاره به این مطلب امتیاز بگیرید.

امتیاز 4.40 از 126 رای

موزیک بی کلام
https://tanasobefekri.net/?p=29587
63 نظر توسط کاربران ثبت شده است.
اندازه متن بخش نوشتن دیدگاه:

دیدگاهتان را بنویسید

اندازه متن دیدگاه ها
      آواتار زهرا آقچه لو
      ۱۴۰۳/۰۶/۰۲ ۱۶:۵۹
      مدت عضویت: 741 روز
      امتیاز کاربر: 19360 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      محتوای دیدگاه: 39 کلمه

      به نام خدای مهربان

      حمد فراوان خدایی که مرا به این راه هدایت کرد.

      سلام خدمت شمااستادعزیز و همه عزیزان. 

      چقدر جالب بود خواندن مطالب این جلسه امیدوارم که درک کنم و عمل کنم حس بسیار خوبی از خواندن انها دارم.

      خدایا شکرت

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار صالحه
      ۱۴۰۳/۰۵/۲۳ ۰۹:۰۵
      مدت عضویت: 1234 روز
      امتیاز کاربر: 85801 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      سطح مبتدی
      سطح متوسطه
      سطح پیشرفته
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 862 کلمه

      به نام خدایی بخشنده ومهربان 

      سلام براستاد عطار روشن  وهمه دوستان هم مسیر 

      خدایا برای درک‌ اگاهی این نوشته که ابعاد بسیارکسترده تو نگاه امروز با سال پیش داره از پرورگار  بی همتایی هستی تشکر وسپاس گزارم‌ هستم

      هدایت شدم‌ حمایت شدم ازجانب خودش که استمرار داشته باشم ونتیجه به این خوبی رو امروز بهش برسم سال پیش من‌ تازه وارد بودم وفتی به این سمت هدایت شدم  این مطالب رو چندین بار خواندم چند روز دورنش بودن یی درک‌ خیلی کم‌ نا جیزی ارزش گرفتم اون روز توافکارعالترین نتیجه بود  امروز متوجه شدم که  وفتی  استمرار داشته باشم‌ تو بخش افکار دقت کنم‌ نظم بهش بدم ترتبش  روبه شکل درست رعایت کنم‌ اطلاعات رو هر روز به خودم بدم‌ تحلیل که انجام بدم نتیجه به مرو پر رنکتر درک بالاتر وفهم بهتری ازهرلخط به من داده میشه سال فبل که میثاق نامه هرروز با چندین بار میخواند فقط تو بخش لاغری اون تو ذهنم من‌ گسترش پیدا میکرد 

      ولی حالا هر بند اون‌ تو هرجنبه زندکی من داره کسترش پیدا میکنه اموز درست خواندن‌میثاق نامه که  شاید ۱۰ دقیقه براش با حس خوب زمان میزاشتم حدود دوساعت هی کسترش پیداد کردوفتی به خودم امد دیدم ۲ ساعت من هنوز داخل این بخش هستم و چقدربه تغییر این بخش رسیدم وفتی نوشت مطالعه کردم  دیدم درست مثل همون میثاق نامه داره عمل میکنه هربندش کلی مطلب داره که و اگر درست کامل اجرا بشه نقش بسیار بزرکی تو نتیجه ودرک چگونکی اون درمن خواهد داشت وفتی توبخش مرور من ازبخش منفی هی دور شدم افکار درست رو اجازه ودرش دادم ازدنبال کردن اخبار دور شدم  تو بخش حس خوب  منوندم چه تو صحبت چه تو افکار و چه تو رفتار حتی تو اجازه ودر فردی به محل اپن زندگیم که با اجازه  دادن خودن دچاراسبیب بشم از داسته خودم برای رفاه خودم  هزینه کنم نه برای رفع نیاز دیگران ازخود گذشتکی که باعث حس بد درمن بشه و طرف مقابل ارامش درش ایجاد بشه نداشته باشم که من‌ نیاز نیست این از خودگذشتکی رو برای راضی اون انجام بدم ولی خودم از داشته که خدا برام  هدیه کرده بگذرم دیگری رو شاد کنم‌ خودم تو سختی قرار بگیرم و درک این همه  مطلب تو یی نوشته کاره ساعتهای کار تو هر بخش این مسیر  هست که‌نتیجه به این بزرگی رو به من داره میده 

      وقتی ازگذشته خودم‌ رو خط زدم به شکل واقعی خط زدم گذشته تمام شده دیدم ومینم  توبخش مرو ربرم سمتی که درگذشته حس خوب دورنش بود از اون وبخش مرور داشته باشم هرانچه حس بد داشتن رو اصلا اجاره حضور تووفضای ذهنم  ندم.کار میبره ولی با تمرین اون میشه کم‌ وکمترکرد هیج زمان صفرنخواهد شد ولی بهترمیشه جون احساسی دورنش از حسهای خوب بود ولی زمان اون احساس کم‌ بود حالا تو مر استفاده  کنم‌که تجربه خوشایند دورش هست اسفتاده کنم‌ 

      از مرور افکار که دورنش هیج احساس خوشایندی نیست پرهیزم‌ کنم که به من‌ کمک نمیکنه مانع میشه برای هر کاری بخصوص ارنباط با خدای خودم  پس اول اگاهی خوب دریافت کردم از اگاهی فبلی دوری کردم خودم‌ تو محیط امن نگه داشتم کار روی خودم‌کردم وداره نتیجه کارم با ارتباط با خدای خودم هی بزرگ‌ وبزگتر میشه   

       راه حل برای اسونتر شدن مسیر رو به من ایده میده همه از  طرف خدا میاد وداده میشه  واین‌ تغیبرات تو چشم‌ هی بزرگ بزرگتر میشه وامید به هدفم و افکار و عمل کرد در من تازهتر میشه خیلی خوشحال هستم که دارم‌ تو چندین بخش کار میکنم و انچه که دست بهش پیدا میکنم تو چندین جهت داره رشت میکنه 

      بخش ارتباط و تناسب داره خیلی پیشرفت ایحاد میشه به پیش میره تو بخش رضایت از هرسه بخش  وجودیم‌ که عالی هست توبخش ارتباط با خدای مهربان بازم داره رشت وکسترش پیدا میکنه پس نتبجه هی داره بزرگ بزگتر میشه چون‌ نیاز من به این بخشها زیاد بود 

      تو بخش سلامتی  اون رها کردن ایجاد شده افکار این بخش رو دارم پاک سازی میکنم حسم وارامش تو این بخش هم خوب شده  ونتیجه اون دراینده هی واضحتر میشه مس درمجموع از بودن وکاری که انجام دادم وتو افکارنتیجه خیلی بزرکترازانتظارم گرفتم برام شادی دورن حس امنیت حس لایقت حس ازشمندی حس خودم دیدن خودم‌ فبول داشتن  خودم اعتبار برای خودم کارم افکارم حرف و رفتار وعمل کردم  قاعل شدن ارزش بی حدی به مسیر وهدفم گذاشتن ودست اودرن برای با شگوه شدن که نتیجه فراتر ازانتظارم برام رقم خورده  این همه خوبی تو این مدت زمان وکم  کسب کردن کلی با شکوه هست 

      انکار ده سالی روی خودم‌ کار کردم‌ که این همه نتیجه خوب کسب کردم این کارهای همه وهمه با کسترش ازطرف خدایی عزیزم‌ هست که این همه  بخش من‌ در خودم‌ رشت کسترش رو مشاده میکنم 

      یاده یی  خاطره دوسال پیش افتاد دختر به من‌ پشناهد داد که از یی  دوره رواشناسی استفاده کنم‌ تا شاید براپم‌ کمک  کننده باشه فکر کنم ی ماه بو.د هر چی اون‌ گفت من اصلا فبول نکردم‌ که یی ماه برم‌ریی نفر برام‌ صجبت کنه که من‌ بتوانم‌ ازصحبتش استفاده کنم اون فرد حالا داره ساعنهای زیادی تواین‌مسیر  داره تلاش میکنه برای درک کاملتراین همه مسبر  ونتیجه که دریافت ودراینده بی شک بازم کسترش بیشتری خواهد داشت خدایا برای هدایت و حمایت‌ و استمرار خودم ازت بی نهایت تشکر سپاس گزارهستم 

      خدا پشت وپنا هتون یا خق حق نگه دادتون 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار زهره
      ۱۴۰۳/۰۵/۱۱ ۱۸:۰۲
      مدت عضویت: 1068 روز
      امتیاز کاربر: 55870 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 367 کلمه

      به نام خدای هستی بخش 

      سلام به استاد عزیزم 

      سلام به دوستان همراهم 

      واقعا این ها آگاهی ها اصل قوانین هستی بخش خدای مهربان هستن من هم قبلا این ها رو دریافت کردم ونا حدودی عمل کردم ولی در بیشتر موارد از دستم خارج شده که بتونم ذهنم رو کنترل کنم واز زمانی که دوباره ورودی های ناجالب از طرف خانواده به سمت من سرازیر شد واقعا وقتی توی شرایط قرار بگیری و بخوای کنترل کنی افکار ورفتار واعمالت  رو در ذهن و جسمت کار بسیار دشواری هستش  ومن هم مدارم آمد پایین نا خودآگاهحسم بد شده بود ش  و حالا هدایت شدم از آگاهی های که دریافت کردم دوباره بخونم واین بار بهتر عمل کنم تا نتایج بهتری بگیرم 

      واقعا نظم در هر چیز عالی هستش وآرامش به انسان میده حالا از همین قانون استفاده کرده درباره محتویات ذهنم باید نظم ایجاد کنم وافکار بیمار گونه ام رو در ذهنم پاک کنم وافکار خوب رو تقویت کنم باید کلام رو اصلاح کنم و بهتر عمل کنم به این آگاهی ها عمل کرد  باید اعمالم در جهت دریافت احساس خوبم باشه کاری نکنم که از ته قلبم دوست ندارم باید با خودم در صلح باشم وهر گز خودم رو سر زنش نکنم چون من بهترین خودم هستم و بهترین خودم رو برای خودم نمایش بدم 

      باید به تکرار این آگاهی ها استمرار داشته باشم تا ملکه ذهنم بشه حال خوب وپیش فرض ذهنم ار حال بد به حال خوب تغییر کنه 

      باید در همین شرایط از زندگیم عشق بورزم باید دنبال علایقم باشم و اگه علایقم رو کشف نکردم فعلا برای کارهای روتینم  با علاقه بیشتر انجام بدم تا در من حس بهتری ایجاد بشه 

      باید در لحظه زندگی کنم همین و بس ودر هرکار توکل کنم به خداوند 

      خواستم رو از اون بخوام وبه چطور وچگونش کاری نداشته باشم  باید آنقدر قدرت خدارو رو ذهنم پر رنگ کنم که فقط اون که می تونه تمام ابعاد زندگی من رو متحول کنه باید توکل کنم و رها کنم در آرامش و سکوت ودر صلح بودن با خودباید اطمینان داشته باشم که خدا اجابت کننده دعاهای من وهر گز فراموش نمی کنه وهر گز خلف وعده نمی کنه اون برای من مورد اعتمادترن وفقط توکل میکنم تا به آرامش وخیال راحت برسم 

      سپاس فراوان از استاد عزیزم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار ط.ه
      ۱۴۰۳/۰۳/۱۹ ۲۱:۲۳
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 227 کلمه

      به نام خدا 

      با سپاس از استاد عزیزم 

      چقدر خوبه ادم نظم درونی داشته باشد تا حالا نمیدونستم در مورد نظم فقط نظم اشیا و محیط اطراف رو در نظر داشتم خیلی خوبه آدم به روحش تغذیه برسونه و بتونیم ذهنمون رو کنترل کنیم عالی بود استاد 

      من دیگه بخوام رفتار و عمل و گفتار بدی انجام بدم سریع اون رنگ قرمزش به ذهنم میاد و میدونم چه حال بدی برای من دارن 

      من در زندگی کارهای زیادی دوست دارم انجام بدم نمیدونم چرا تا میخوام انجام بدم حسش نیست بارها کلاس زبان رفتم و کتاب خریدم ولی اصلا اراده ندارم نصفه ولش میکنم 

      یا خیلی دوست دارم یه حرفه از آرایشگری رو یاد بگیرم فقط برای خودم  نزدیکترین اموزشگاه ها پیش خونه ماست ولی اصلا نرفتم حوصله نداشتم خیلی دوست داشتم هنر نقاشی که خدادبه من داده ادامه بدم ولی همش بهانه میارم که بچه دارم نمیشه برم 

      استاد دیگه هر چی دوست دارم رها میکنم تا خداوند با اراده خودشون آنها رو برای به انجام برسونه کمکم کنه به کارای مورد علاقه ام برسم 

      من دیگه افکار سبز رو یادداشت میکنم بتونم آنها رو انجام بدم و افکار قرمز رو مینویسم که دیگه انجام ندم فکر منفی در مورد چاقی فکر منفی در مورد حرف دیگران و  خیلی چیزهای دیگه که حالم رو بد میکنه انجام نمیدم 

      هیچ چیز بالاتر از اراده خداوند نیست خدایا کمکم کن بتونم اعمال درست رو انجام بدم 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      محتوای دیدگاه: 141 کلمه

      با سلام به نام الله یکتا 

      درود و تبریک به استاد عزیز 

      چه آگاهی های نابی چقدر عالی و درست 

      نظم شخصی یعنی نظارت بر افکار اعمال و گفتار ما که بایدباتوجه به احسلس خوبمان انجام دهیم تا در دسته سبز قرار بگیرند

      تهیه ی غذای مناسب روح که باعث کنترل ذهن میشود 

      عشق ورزیدن به زندگی که باید کارهایی که دوست داریم را انجام دهیم و کارهایی راهم که انجام میدهیم و دوست نداریم را با نگرشی انجام دهیم که احساس منفی مان کم شود 

      توکل به خداوند که توکل به معنای همان رها کردن خواسته است به این صورت که هر کاری که از دستمان بر می اید را برای خواسته مان انجام دهیم البته که باید تلاش بیش از اندازه نباشد و تداخل با قوانین الهی نداشته باشد سپس مطمئن باشیم که خداوند قادر مطلق است و اراده او بر همه چیز فارغ است 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار سرباز امام زمانم
      ۱۴۰۳/۰۳/۰۲ ۲۱:۳۴
      مدت عضویت: 791 روز
      امتیاز کاربر: 6565 سطح ۳: کاربر پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 725 کلمه

                       به نام الله ارحَمُ الرّاحمٖین

      سلام به استاد بزرگوار👋🏻🌹

      سلام هم مسیری های گل👋🏻😊

      خدااااااایاااااا بیکرااااان شکرت بابت این حال خوب و انرژی که با هدایت کردنم به این گام بهم بخشیدی😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍😍

      وای استاد نمیدونم چطور حالمو بگم😍

      یک سررسید برداشتم که بیام همه این اعمالی که باید انجام بدم رو توش یادداشت کنم و به امید خدا همشو انجام بدم انشالله

      اومدم بگم که من واقعاً تغییر کردم و ز استاد تشکر می‌کنم بابت این گام عالی که نوشتن

      امروز با عشق این گامو خوندم و یکی از فرمول‌هایی که باید عوض کنم یکی از اعمالی که باید تغییرش بدم اینه که با زور نیام اینجا کاری رو انجام بدم همه رو با عشق ببینم و امروز واقعاً این اتفاق افتاد و من اینو مثل یک کتاب دیدم که بهم گام موفقیت‌های زندگی رو میگه برای همین امروز واقعاً با عشق خوندم و حالمم الان فوق العاده است

      من می‌خوام توی سر رسیدم تمام افکار سبز و قرمزمو بنویسم و من از همین امروز شروع می‌کنم کارهایی رو که باید انجام بدم ،من از همین الان میخوام با اراده خدا زندگی کنم و مشتاقم که گام بعدی رو روز بعد بخونم و انگار که این گام مثل داستانی بود که پایینش نوشته ادامه دارد و منو با اشتیاق به روز بعد امید وار میکند😍

      من با هدف زندگی میکنم …

      و برای رسیدن به هدفم فقط خودم و سراسر وجودم رو به خدا میسپارم و بهش اطمینان کامل دارم چون قدرتش،امانتداریش،مهربونیش بیکرانه،….😍🥰

      از این جا شروع داستان منه …

      داستان من با اراده خدا😍💪🏻👊🏻

      من امروز فهمیدم که راه رسیدن به اراده خداوند خیلی ساده و لذت بخشه😍:

      ۱- داشتن نظم شخصی 

      افکار سبزی که‌ دلم میخواد انجام بدم : فکر کردن به اون زندگی رویایی و…😍

      افکار قرمز هم که خیلی زیاده مثل مقایسه کردن ،دائما فکر کردن به ظلمی که در حقمون شده و …

      معمولا خیلی حرف ها هست که حال ادمو بد میکنه و ماها هم عادت داریم به گفتنشون 

      و‌خب هرکسی یکسری حرف به نظرش حال بد میده که به نظرم این در همه مشترکه ،که بار ها نشستیم و از درد و مسیبت های زندگی‌خودمون به بقیه گفتیم ،باید این حرف هارو متوقف کرد چون نه تنها حال خودمون بد میشه بلکه شنونده هم تحت تاثیر منفیش قرار میگیره😔

      گفتار سبز هم که میتونم همین سخن های استاد رو مثال بزنم که حال هممونو خوب میکنه ،حال خود استاد هم خوب میشه…

      اعمال و رفتار هم مثل همین ها هست 

      و من میخوام از همین الان با حال خوب پیش‌برم یک جاهایی هست که واقعا حالمون بده اما خب میتونیم با یک سری کار که حالمون رو خوب میکنه کمتر به اون موضوع فکر کنیم 

      ۲- غذای مناسب برای روح خود تهیه کنید

      ما با خوندن این نوشته ها و اعمالی که انجام میدیم هر روز یک عالمه حال عالی و غذای لذیذ به رو حمون میدیم .چیزی بهتر از این ؟!

      البته یادمون نره که روح ما در درجه عالی هست و نیاز به تقویت نداره این کار های ما باعث میشه منفی باف رو کنترل کنیم  همون قاتل ارامش رو …

      پس با این کار یعنی منفی باف رو بشونیم سر جاش

      ۳- عشق ورزیدن به زندگی 

      من به زندگی عشق می ورزم 

      چون زندگی که چنین پاک باشد لذت بخش است 

      با را و در گفت در اعمال و رفتار پاک ،چه شود زندگی که با این همه حال عالی باشد😍😍😍

      الهی شکرت

      ۴- توکل کردن به خداوند

      من به خدایی توکل میکنم که..

      همان قدرتی است که شکوفه را به سیب و قطره ذره بینی را به انسان تبدیل می کند.

      همان مدیر عالی است که در مدیریت وجودم همتایی ندارد 

      او همان الله است😍🥰😘

      کلی حرف دارم که نمیشه نوشت و بانوشتن محدود میشود 

      من از حالا تصمیم دارم که انشالله زندگی جدیدی با این دو نگرش اغاز کنم ،زندگیی سرشار از حال عالی و خدایی😍

      ۱- هرآنچه را دوست دارید انجام دهید را حتما انجام دهید.

      ۲- اگر کاری را انجام می دهید که دوست ندارید باید با تغییر نگرش آن کار را به گونه ای انجام دهید که دوستش داشته باشید یا حداقل انجام آن باعث احساس بد در شما نشود.

      من با عشق اموزش میبینم ،

      باعشق‌ میخندم و از زندگی و بودن با خدای عظیمم لذت میبرم

      من با عشق زندگی میکنم 

      من با الله بینهایتم ،بینهایت میشوم

      تو هم میتونی کافیه بهش توکل کنی و قدم برداری و بقیشو به خودش بسپاری ،دیگه نگران نباش چون عادت داره برا بندگانش سنگ‌ تموم میگذاره😍

      الهی شکرت که بهم الهام کردی تا چنین به زندگی ،گام ها ،و خودم نگاه کنم تورا سپاس بیکران میگویم🥰

      زندگیتون خدایی🤲🏻

      یاحق مدد👋🏻

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار بانوی بهار
      ۱۴۰۳/۰۱/۲۸ ۱۰:۰۸
      مدت عضویت: 2332 روز
      امتیاز کاربر: 22608 سطح ۶: هنرجوی پیشرفته

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      نویسنده ممتاز (بیش از ۱۰۰ دیدگاه)
      نویسنده حرفه‌ای (بیش از ۱۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 939 کلمه

      سلام خدمت استاد عزیز و دوستان گرامی 

      زندگی با اراده خداوند 

      گام سوم

      چگونه به اراده خدا دسترسی پیدا کنیم؟

      برای اتصال به قدرت اراده الهی باید با ماهیت واقعی خود ارتباط برقرار کنیم

      نظم شخصی

       وقت آدم توی محیطی باشه که نظم داره هم روح و روانش در آرامش هست و هم قدرت تمرکزش بیشتر میشه و به راحتی می تونه تمام کارهاش رو انجام بده و من همیشه از بی نظمی بدم میومده و میاد .برای همین در اولین فرصتی که پیدا می کنم به اطرافم نظم و سر و سامان می دهم .

      تاقبل ازآشنایی با سایت تناسب فکری مثل بقیه آدم ها نظم رو بیرونی می دیدم و از قدرت ذهن و آثارش بی خبر بودم .برای همین ۵۰ درصد زندگی من تحت اخبار ناگوار و احوال دیگران قرار می گرفت و ساعت ها از حال خوش من رو خراب می کرد .

      تا اینکه متوجه اشتباه هایی که این همه سال انجام می دادم شدم و از اون روز به بعد کل افکار و رفتارم عوض شد و ملاک زندگی خودم قرار دادم و فقط دنبال حال خوب بودم دیگه نه اخبار دنبال کردم نه پیگیر اتفاق و تصادف های بد دیگران شدم .

      تازه به اطرافیانمم هشدار دادم که اخبار بد دنبال نکنند و اگرم هم چیزی شنیدن حق بازگو کردن  اون رو برای من ندارند و اگر هم جایی در حال گفتن هستن فورا بحث عوض می کنم تا از اون اتفاق فاصله بگیرند . تا جایی پیش رفتم که خود به خود دیگران از اخبار برای من حرف نمی زنند . یعنی خداروشکر اینقدر الان من حالم خوب هست و به آرامش رسیدم و این حال خوب اصلا قبلا نداشتم .

      افکار

      افکار سبز: افکاری هستند که در من احساس خوب ایجاد می کنند . از وقتی راه درست فکر کردن  رو یاد گرفتم و با قدرت ذهن آشنا شدم  هر لحظه سعی و تلاشم بر این بوده که فقط  افکار مثبت رو دنبال کنم . با این کار ویژگی های مثبت شخصیتی هم در من تقویت شد . با اینکه آدم سخاوتمندی هستم ولی وقتی کسی به ناحق آزارم می داد سخت می شد که ببخشمش اما  برای حال خوب خودم ، قدرت بخششم بالا رفت و تمام کسانی که یه ذره از افکار من رو  به خودشون اختصاص داده بودن رو بخشیدم و به فراموشی سپردم و خیلی حال و روز زندگی ام بهتر شد. 

      یه متن نوشته ای هست که میگه میبخشمت نه اینکه تو لایق بخششی نه ؛ هرگز بلکه این من هستم که لایق آرامشم . 

      شاید من صدها بار این رو خونده بودم ولی توی عمل که می رسید اینقدر باورهای اشتباه می اومد و مانعم می شد تا اینکه بالاخره قدرتش رو کسب کردم و به این نتیجه رسیدم که هیچی بهتر از اساس سبک بالی برای من نیست .

      افکار قرمز: افکاری هستند که در من احساس بد ایجاد می کند قبلا که افکار زیاد بود ولی الان شاید هفته ای یک فکر چند ثانیه ای بیاد که اونم سریع مشغول کاری می شم و رفع و رجوع اش می کنم .

      گفتار باید در دو طرف احساس خوب ایجاد کنه .توی زندگی من اهل تلافی کردن نیستم که بخواهم یک نفر رو با حرف ادب کنم .اتفاقا برعکس توی اتفاق ها بیشتر سکوت اختیار می کنم و مشغول کاری می شم ویه جورایی به اون طرف توجه نمی کنم اونم که می بینه برای حرفاش دو هزار ارزش قائل نیستم سکوت می کنه  .

      من آدم رک گویی هستم و توی گفتار تمام سعی من این هست که لبخند و حال خوش رو بیان کنم و طرف مقابلم شاد بشه وبیشتر مواقع لبخند رو به دیگران هدیه می دهم .

      اعمال

      توی عمل ملاک خودم هستم از قدیم الایام عاشق باغ و گل و گیاه بودم و تقریبا تمام وقت آزادم با این ها می گذرونم و حسابی حالم خوش میشه تا اونجایی پیش رفتم که توی حیاطمون کلی بادام و گردو و گل و انگور قلمه زدم برای باغ شهری آینده ام .کلا هر کاری دوست داشته باشم و حالم خوش کنه انجام می دهم ساعت ها با بچه ها بازی میکنم  . توی مسیرحال خوشم هرکی نظر مخالف بده اصلا بهش بها نمیدم و کارم خودم انجام میدهم . 

      غذای روح خود را انتخاب کنید

      روح و ذهن ما مثل یه نوار خالی می مونه ، هر چیزی که در آن بریزیم همون آهنگ رو برای ما می خونه .پس چه بهتر هست که اطلاعات مثبت و تاثیر گذاری روی آن بریزیم که بعد خودمون لذت شنیدن اون آهنگ رو ببریم .

      اطلاعات منفی فقط آزار دهنده هست و بیشتر ما رو توی مریضی و افسردگی می بره 

      هدف اصلی از تهیه غذای مناسب برای روح ارتقاء کیفیت روح نیست بلکه افزایش مهارت و کنترل کانون توجه ذهن می باشد

      عشق ورزیدن به زندگی

      قانون ۱- هرآنچه را دوست دارم حتما انجام می دهم .

      قانون ۲- اگر کاری را انجام می دهید که دوست ندارید باید با تغییر نگرش آن کار را به گونه ای انجام دهید که دوستش داشته باشید یا حداقل انجام آن باعث احساس بد در شما نشود.

      من همیشه توی زندگی کارهایی که دوست دارم انجام می دهم و هرکاری هم که دوست نداشتم انجام ندادم .فقط توی شغل قبلی توی تصوراتم دوست داشتم که آزادی بیشتری داشته باشم و خداروشکر هم همین طور شد و شغلی نصیبم شد که الان با آرامش کامل و با ذوق کارهام انجام می دهم . نه فقط توی شغل بلکه توی تمام اموراتم کاری ندارم که احساس بد در من ایجاد کنه .

      توکل کن برخدا

      وقتی خودمان را رها می کنیم، احساس سبک بالی در ما ایجاد می شود و می توانیم با روح لایتناهی خود مشورت و همکاری کنیم .

      هرجای زندگی که توجه ام رو از موضوع برداشتم وبه احساس درونی ام متصل شدم و  سپردم دست خدا همیشه بهترین اتفاق ها برام افتاده . 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      امتیاز کاربر: 0
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 386 کلمه

      بنام خالق یکتا مهربان و همیشه حاضر و حامی و عاشق پیشرفت ما،

      و درود بر روح و وجود شما که خداوند آنقدر قشنگ از طریق شما داره صحبت می‌کنه،

      من مطمئن شدم که دیگه هر چی بخوام خدا قادر مطلق شنوا بخاطره باوری که دارم از قدرتش پیدا میکنم و عمیقترم داره میشه با آموزشهای شما استاد ارجمند بهم عطا خواهد کرد و کرده ،

      مثلا گفتم رها کردن را یادم بده،

      چند روزبود معنیشو برای خودم توضیح میدادم و اینکه در عمل چگونه خواستمو بخوام و بعد رهاش کنم و 

      برای خودم تعریف کردم 

      و امروز به خدا گفتم: 

      خدا جون من که باید صادق باهات باشم مهربانترین  تو از درون من بهتر از خودمم خبر داری 

      من تنها نیازمند تو هستم اما از تو با تمام جسارت و وجودم میخواهم چون خودت گفتی مرا فقط بخوان و از شنیدن صدای من خوشحال میشوی و اجابتم می‌کنی و وفاداری و خلف وعده نمیکنی،

      منم خوشحالم چنین خدای مهربان و کاملی و  بخشنده ای بی نظیری دارم که دوست دارد فقط ازخودش بخواهم با حفظ عزتم ،

      و منم ازخودت میخواهم 

      اول اینکه هیچ وقت به خودم مغرور نشوم و 

      همیشه شاهد تسلیم و رضا در مقابل فرمانهایت باشم حتی تا پای جانم،که می‌دونمم همش به خیرو صلاح خودم،

      و همیشه رضایت تورا میخواهم خشنودی تو را میخواهم ، و بعد مصمم در برآورده شدن حتمااااا خواسته هام  و 

      دوباره در اهر هم باز خشنودی خودت را میخواهم 

       غیر از تو هم کسیو ندارم که صدامو بشنوه و کاملا درکم کنه و از درونم فقط تو خبر داری،

      و حالا چند وقت بود داشتم جمله بخواه و رها کن را با حفظ احترام خداوندم و حفظ عزت خودم و در عین حال باور به خدا و اطمییییینانم به خداوند را تمرین می‌کردم و در عین حال نسبت به خواستم نمیخوام حسرت به دلم باش و یا شک به دلم و نمی‌خوام حتی حس نیازمندی وابستگی به خواسته هام داشته باشم و 

      در عین حال فقط عشق خداوند را در دلم حفظ کنم تا شرک نورزیده باشم ،

      که جالب بود برام الان جوابمو گرفتم معنای کلمه رها کردن بسیار زیباست و جای تمرین داره ،

      مطمئن شدم آمادگی دریافت اطلاعات و نعمتها دارم میشم ،

      خدایا واقعا بی نظیری ممنونم‌ازت،

      استاد خیلی تشکر میکنم بابت این آموزشها و آگاهی های ناب و فضایی که برای تقویت ایمان ما فراهم کردید از طریق خواندن نوشتن و آمدن و ماندن در این سایت بی نظیر معنوی ممنونم واقعا.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 0 از 0 رأی
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار فریبا فروغی
      ۱۴۰۲/۰۸/۰۵ ۱۵:۴۹
      مدت عضویت: 1319 روز
      امتیاز کاربر: 18780 سطح ۵: هنرجوی متوسطه
      مدال طلایی
      محتوای دیدگاه: 399 کلمه

      باسلام خدمت شما ستاد عزیز 

      من هم افکار گفتار و اعمال خودم رو در دسته رنگ سیز قرار بدم میخوام با افکار خوبی مثل خوب دیدن و مثبت فکر کردن راجب خودم و هدف هام در افکارم رنگ سبز رو پرنگ تر کنم و افکار خوبی داشته باشم و همیشه در احساس خوبی باشم با اگاهی و تمرین و انتخاب افکارم ،

      و در طول روز یادم نره که این کارو انجام بدم و افکاری خوب داشته باشم که باعث لذت من میشه،

      و در باره ی گفتارم دوست دارم که همیشه گفتارم رنگ سبزی داشاه یاشند ،

      یعنی خوب حرف بزنم با خودم اول از همه و بعد با دیگران مهربون حرف بزنم از کلمات زیبایس استفاده کنم از کلمات مدرن و جدیدی در طول روز استفاده کنم ،

      برای گفتار خودم ارزش قائل بشم و اول اون چه میخوام بگم رو خوب در ذهنم تحلیل کنم و بعد بیان کنم ،چون ممکنه با گفتن یک کلمه در ذهنم افکار بدی بوجود بیارم ،

      پس برای گفته هام و طرز بیانم و حرف زدنم ارزش قائل بشم و همیشه موقع حرف زدن لبخند بر لب داشته باشم و با احساس خوب انتخاب میکنم که در دسته رنگ سبز گفتار خودم رو قرار بدم ،

      درباره ی اعمال هم همینطور میخوام رفتار و اعمال خوبی داشته باشم شاد باشم و خوشحال راضی باشم و در مسیر که هستم به خوبی تلاش‌کنم بزای رسیدن به هدف نهایی یعنی تغییر خوبی در اعمال خوب،.

      رفتار خوبی بر اساس افکار خوبی داشته باشم و این اعمال ماست که نتیجه زندگی رو برامون مشخص می‌کنه پس برای جذب اتفاق های خوب عملکرد خوبی با احساس خوبی داشته باشم ،

      من انتخاب می‌کنم که از امروز همه چیز رو درباره آینده خودم که نامشخص و نامعلوم هست رها کنم و با توکل به خدا نگرانی درباره حتی یک ساعت بعد خودم نداشته باشم،

      و از نظر من رها کردن یعنی که با احساس خوبی که داریم در مسیر هدفمون تلاش می‌کنیم و نگران موانعی که باعث نرسیدن ما میشن نیستیم،

      توکل داشتن یعنی اطمینان داشتن به رسیدن هدفمون خیلی خوشحالم که در این مسیر قرار گرفتم و برای زندگی بهتر و لذت بخش در دوست دارم که همیشه کیفیت زندگیم رو با گفتار خوب رفتار خوب و اعمالی خوب و سبز زیبا تر و لذت بخش‌تر کنم و هر روز بهترین خودم باشم و سپاسگزار برای داشته‌های خوبم هستم و راضی هستم و به انسانی که بهش تبدیل شدم و دوباره متولد شدم افتخار می‌کنم،

      باتشکرازشما 

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 5 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
      آواتار negarmalekzade2377@gmail.com
      ۱۴۰۲/۰۶/۰۸ ۱۳:۲۸
      مدت عضویت: 1801 روز
      امتیاز کاربر: 7597 سطح ۴: هنرجوی مبتدی

      نشان های دریافت شده

      نویسنده عالی (بیش از ۵۰ دیدگاه)
      دیدگاه فنی
      محتوای دیدگاه: 2,311 کلمه

      بهزندگی با اراده خداوند قسمت سوم

      رشته افکاری که در ذهنم از کودکی ایجاد میشن باعث شکل‌گیری تصویری از واقعیت وجودم در ذهن میشه که واقعی نیست،تصویر واقعی همون تصویریه که در کودکی درباره واقعیت وجودم در ذهن داشتم،تصویری که باعث آرامش، شادی و لذت بردنم از لحظه به لحظه زندگی میشد.

      تصویر فعلی که توسط بزرگترها، معلم‌ها، رسانه‌ها و جامعه در ذهنم شکل گرفته، مانند پرده‌ای که جلوی داخل شدن نور خورشید از پنجره رو می‌گیره،مانع رسیدن نور حقیقت وجود واقعیم که توسط خدا برام در نظر گرفته میشه،

      این تصویر ساختگی، اون چنان پررنگ و واضح شده که تمام وجودم رو به خودش جلب کرده و فرصتی برای توجه کردن به حقیقتی که در درونم از بدو تولد قرار داده شده باقی نمی‌ذاره.

      تصویر جدید که همون منطق یا منیت منو شکل میده، باعث میشه لحظاتم در زندگی روزمره سرشار از اضطراب، نگرانی، خشم، یا حتی ناراحتی جسمانی باشه.

      اراده خداوند در همه جا و همه چیز وجود داره و جایی رو نمی‌تونم پیدا کنم که اراده خداوند در اونجا نباشه،سایر موجودات هم در مدت حیات خودشون به آفرینش خودشون شک نمی‌کنن،هرگز ارتباطشون با منبع آفرینش قطع نمی‌شه و در زندگی سردرگم نیستن،هرگز افسرده نمی‌شن،حسرت گذشته رو نمی‌خورن،و نگران آینده هم نیستن،اونا در لحظه حال زندگی می‌کنن،

      تحقیقی درباره رفتار گوزن‌هایی که مورد حمله شکارچیان قرار می‌گیرن صورت گرفته که به این نتیجه رسیدن که پس از حمله شکارچی،میزان ترس در گوزن‌ها به اوج خودش میرسه و باعث واکنش اون‌ها میشه که فرار کردن و پراکنده شدن،اما تنها ۷ دقیقه بعد، استرس گوزن‌ها فروکش می‌کنه و اونا صحنه رو فراموش می‌کنن و به همین دلیل دوباره به روال عادی زندگی خودشون برمی‌گردن،با مقایسه رفتار گوزن‌ها با انسان‌ها به وضوح میتونم به تفاوتی که در اتصال و ارتباط با منبع آفرینش وجود داره پی ببرم.

      که یک گوزن مورد حمله قرار می‌گیره بالاترین میزان ترس و استرس رو تجربه میکنه،اما فقط ۷ دقیقه بعد همه چیزو فراموش می‌کنه و به شکل عادی زندگی میکنه،اما ما اگه یک صحنه ای رو ببینیم،یا درباره اون بشنویم،بدون اینکه خودمون اونو تجربه کرده باشیم،تا روزی که زنده‌ایم اون اتفاق رو در ذهنمون نگه می‌داریم و بارها نگران وقوع اون برای خودمون میشیم و حتی بارها به دیگران تذکر میدیم که مراقب فلان موضوع باش،و این رفتارها برای همه ما آشناست.

      با اندکی دقت در افکارم متوجه انواع ترس‌هایی میشم که خودم اصلاً تجربه نکردم، بلکه درباره اون شنیدم، یا فیلم کوتاهی در مورد اون دیدم و اون اتفاق همیشه باعث ترس و نگرانی من شده که مبادا برای من یا نزدیکانم هم رخ بده،و این میزان از ترس و نگرانی در زندگی، از طریق شنیده‌ها و دیده‌هام در ذهنم ایجاد میشن و به مرور منطق قوی در من ایجاد میکنه که دنیا ناامن و بی سر و سامانه.

      و به سادگی فراموش می‌کنم که در عین حالی که در ظاهر و کلام اعتقاد دارم که خدا جهان هستی رو خلق کرده و هیچ برگی بدون اذن خدا بر زمین نمیفته،اما در واقعیت و منطق باور دارم که خداوند تسلطی بر امور نداره و این خودم هستم که باید اتفاقات دنیای پیرامونم رو تحت نظر بگیرم تا بتونم خودم رو از گزند بلاها و اتفاقات بد دور نگه دارم.

      پس شکل‌گیری منطق یا منیت در من باعث برهم خوردن آرامش، شادی و احساس خوب در زندگی روزمره میشه و اگه می‌خوام زندگیم رو تغییر بدم و شرایط جدیدی رو تجربه کنم،مهم‌ترین کار اول جلوگیری از تقویت افکاریه که باعث تقویت منیتم میشن،بعد هم ایجاد افکاریه که به مرور تصویر واضح منیت رو کمرنگ کنه و باعث نمایان شدن تصویر خود واقعیم بشه،رسیدن به احساس آرامش و آسایش اولین و مهمترین دستاورد عمل کردن به این فراینده،از این طریق افکار مربوط به منیت رو رها می‌کنم و به خودم اجازه میدم تا به قدرت اراده خدا دست پیدا کنم،اون وقت به این نیروی بی‌انتها توکل می‌کنم تا منو به سمت سرنوشتی که برام مقدر شده هدایت کنه.

      چطور به اراده خدا دسترسی پیدا کنم؟؟برای اتصال به قدرت اراده خدا باید با ماهیت واقعی خودم ارتباط برقرار کنم و این کار از طریق رها کردن معیارهایی هست که منطقم با اونها هویت انسانی منو تعیین می‌کنه،با انجام مراحل زیر می‌تونم به شکل عالی این کارو انجام بدم،

      ۱_داشتن نظم شخصی،

      ایجاد نظم شخصی در تمام ابعاد وجود اولین قدم برای دستیابی به قدرت اراده الهیه،برای یادگیری یک هنر یا مهارت جدید مستلزم اینه که جسمم رو برای اجرای کارهایی که به اون علاقه و عشق دارم پرورش و آموزش بدم،برای از بین بردن معیارهای تعیین کننده هویت انسانی باید نظم شخصی در زندگیم ایجاد کنم،نظم شخصی داشتن شامل نظم در فکر کردن،حرف زدن،و عمل کردنه،

      همونطور که برای برقراری نظم در محیط خارج از خودم مثل خونه یا محل کار سعی می‌کنم وسایلم رو سر جای خودش قرار بدم تا در موقع نیاز به راحتی در دسترسم باشن و از اونا استفاده کنم،در مورد محیط درون خودم هم باید نظم رو رعایت کنم،نظم درونی شامل سر و سامان دادن به افکار، گفتار و رفتارهامه،

      باید افکار رو به دو گروه افکار سبز و افکار قرمز دسته‌بندی کنم،افکار سبز افکاری‌ان که در من احساس خوب ایجاد می‌کنن،

      افکار قرمز افکاری‌ان که در من احساس بد ایجاد می‌کنن،

      به راحتی می‌تونم این دسته‌بندی رو درباره افکاری که در ذهنم مرور میشه اعمال کنم،به سادگی قابل تشخیص که چه فکری چه احساسی در من ایجاد میکنه،افکاری که احساس ترس، نگرانی، خشم، حسرت، اندوه، عصبانیت رو ایجاد میکنه رو در دسته افکار قرمز قرار بدم،

      افکاری که احساس مهربانی، لذت، آرامش، امنیت، و شادی رو در من ایجاد می‌کنه رو در دسته افکار سبز قرار بدم.

      پس از این به بعد دیگه تصمیم گیری به عهده منه که در زندگی روزمره چه مقدار از ذهنم رو افکار قرمز و چه مقداری رو با افکار سبز رنگ آمیزی می‌کنم،میزان رنگ قرمز تضمین کننده ادامه شرایط زندگی من در وضعیتیه که مورد رضایت و لذت من نخواهد شد،و میزان رنگ سبز تضمین کننده ادامه شرایط زندگی من در وضعیتیه که مورد رضایت و لذت من خواهد بود.

      در مورد گفتار هم باید مانند افکار عمل کنم،گفتار خودم رو به دو گروه گفتار قرمز و گفتار سبز تقسیم بندی کنم،گفتاری که در من و شنونده احساس خوب ایجاد می‌کنه رو در گروه گفتار سبز،

      و گفتاری که در من و شنونده احساس بد ایجاد می‌کنه رو در گروه گفتار قرمز قرار بدم،از این پس باید مراقب گفتار خودم باشم که با کلام خودم چه نوع رنگی رو در دنیای پیرامونم پراکنده می‌کنم،رنگی که در پیرامون خود گسترده می‌کنم نمایانگر تجربیاتیه که در دنیای مادی خواهم داشت.

      اگر رنگ پیرامونم متمایل به سبز باشه مطمئن باشم اتفاقات و شرایطی رو در زندگی تجربه می‌کنم که در من احساس خوب ایجاد می‌کنه،اما اگه رنگ پیرامونم متمایل به قرمز باشه بیانگر این واقعیته که اتفاقاتی رو در زندگی روزمره تجربه خواهم کرد که شرایط احساسی نامناسبی برام به همراه خواهد داشت،نکته قابل توجه اینه که در تقسیم بندی گفتارم دقت داشته باشم،ممکنه گفتاری رو بیان کنم که فکر می‌کنم در من احساس خوب ایجاد می‌کنه،اما مطمئنم در شنونده احساس بد ایجاد خواهد کرد،مثل زمانی که من نسبت به فردی احساس ناراحتی و خشم دارم و به دنبال فرصتی‌ام تا حرف‌هایی که به عنوان جواب رفتار و گفتار قبلاً او آماده کردم رو به اون بزنم،در این شرایط شاید تصور کنم که من با تلافی کردن احساس راحتی می‌کنم،و این گفتار رو در دسته گفتار سبز قرار بدم،گفتار سبز باید هم در گوینده و هم در شنونده احساس خوب ایجاد کنه.

      در مورد اعمال هم باید مانند دو موضوع قبل عمل کنم و اعمالم رو به دو دسته اعمال سبز و قرمز دسته‌بندی کنم،اعمال سبز رفتارهایی که در من احساس خوب ایجاد می‌کنه،اعمال قرمز رفتارهایی که در من احساس بد ایجاد می‌کنه،در مورد اعمال به این نکته توجه کنم که فقط ملاک عمل کردن خودم هست.

      مثلاً شاید  من دارم به یه گلدون آب میدم، این رفتار من از طرف گلدون واکنشی به همراه نداره،بنابراین احساس منه که تعیین کننده سبز بودن رفتارمه،همچنین ممکنه من در پاسخ به درخواست کمک فردی پاسخ منفی بدم و پاسخ من در فرد مقابل احساس بد ایجاد کنه،اما خودم از اینکه تونستم پاسخ منفی بدم احساس خوبی داشته باشم،چرا که اگه می‌خواستم درخواست فرد رو قبول کنم درسته که فرد مقابل به احساس خوب می‌رسید اما من قطعاً دچار مشکل می‌شدم و احساس بدی در من ایجاد می‌شد،پس در این مورد پاسخ منفی دادن به درخواست دیگران در عین حالی که در فرد درخواست کننده احساس بد ایجاد می‌کنه اما در دسته اعمال سبز قرار می‌گیره،چون با پاسخ منفی دادن خودم رو در مشکلی که باعث استرس و نگرانی و ناراحتی خودم میشه قرار ندادم،رفتارهایی که با خودم دارم رو هم باید به دو گروه رفتار سبز و قرمز تقسیم بندی کنم.

      رفتاری که باعث آسیب به جسم من میشه رو باید متوقف کنم،پرخوری کردن، عصبانی شدن،خودم رو سرزنش کردن،و هر عملی که باعث آسیب جسمی و روحی به خودم می‌شه رو باید متوقف کنم و در گروه اعمال قرمز قرار بدم،در مقابل اعمالی رو درباره خودم تکرار کنم که در من احساس خوبی ایجاد می‌کنه،دوش گرفتن، موسیقی گوش دادن، رقصیدن، تفریح کردن، به پارک رفتن، این‌ها شامل رفتارهای سبزی هستن که در من احساس خوب ایجاد می‌کنه و سعی کنم که این نگرش جدید رو درباره خودم اعمال کنم.

      غذای مناسب برای روح خودم تهیه کنم، باید با انتخاب آگاهی مناسب و توجه کردن به اون از طریق خوندن، شنیدن، صحبت کردن و تماشا کردن، غذای مناسب در اختیار روحم قرار بدم،به این صورت همزمان با ایجاد نظم شخصی که منجر به کاهش توجه به منطق و در نتیجه سنجش خودم بر اساس معیارهای بیرونی میشه، روح خودم رو که در ارتباط دائم با منبع جهان هستی هست رو تقویت می‌کنم.

      باید بدونم که روحم کامله و نیازی به تقویت شدن نداره و من نمی‌تونم روح خودم رو کامل‌تر کنم،چون از همون ابتدا در حالت تعالی خودش قرار داره،اما با توجه کردن به موضوعاتی که احساس خوب از جمله آرامش در من ایجاد میکنه، زمان بیشتری ذهن منفی باف و منطق‌گرای خودم رو تحت کنترل در میارم،پس هدف اصلی از تهیه غذای مناسب برای روح ارتقای کیفیت روح نیست،بلکه افزایش مهار و کنترل کانون توجه ذهنه،زمان‌هایی رو که صرف خوندن و شنیدن این نوشته و نوشته‌هایی مثل این می‌کنم به میزان قابل توجهی از هجوم افکار منفی در ذهنم کم میشه و زمانی که این کار رو به عادت روزانه خودم تبدیل کنم، پس از مدتی به طور کلی مرور افکار منفی در ذهنم کم و کمتر میشه.

      پس از اینکه نظم شخصی در زندگیم ایجاد کردم و دادن غذای مناسب به روح از عادت‌های روزمره من شد،حالا نوبتِ عشق ورزیدن به زندگیه،

      برای اینکه عاشق زندگی بشم کافیه این دو کار رو انجام بدم،یک، هر آنچه را که دوست دارم انجام بدم رو حتماً انجام بدم،۲، اگه کاری رو انجام میدم که دوست ندارم، باید با تغییر نگرش اون کار رو طوری انجام بدم که دوستش داشته باشم،یا حداقل انجام اون باعث احساس بد در من نشه،انجام این دو مرحله به تنهایی تغییر شگرفی در زندگی من ایجاد می‌کنه.

      اگر هنوز نمی‌دونم چه کارهایی هست که عاشق انجام دادن اون‌ها هستم،یا چه کارهایی مورد علاقه من هستن، و اگر توی زندگی مجبور به انجام کارهایی هستم که دوسشون ندارم، سعی کنم اون کارها رو به شکلی انجام بدم که احساس بد کمتری در من ایجاد کنه،اون وقت پس از مدتی دیگه از انجام اون کار متنفر نمی‌شم و به احساس بهتری می‌رسم.

      پس در هر شرایطی که هستم سعی کنم نگرشم درباره شرایط موجود رو به شکلی تغییر بدم که احساس بد کمتری در من ایجاد کنه،پس از مدت کوتاهی می‌تونم در همون شرایط مواردی رو پیدا کنم که نه تنها احساسم رو بد نمی‌کنه، بلکه باعث ایجاد احساس خوب در من می‌شه.

      و در ادامه،روندِ یافتن شرایطی که احساس خوبی در من ایجاد می‌کنه گسترش پیدا می‌کنه و اتفاقاتی رخ میده که من در مسیر انجام کارهای مورد علاقه‌ام هدایت می‌شم، پس هر کاری که انجام میدم رو با اشتیاق انجام بدم.

      مثلاً اگر فروشنده‌ام کار خودم رو با عشق انجام بدم، نه از روی اجبار و برای دریافت دستمزد برای گذران امور زندگی،

      اگه در حال یادگیری مهارتی هستم با عشق و علاقه مراحل مختلف اون مهارت رو یاد بگیرم و تکرار و تمرین کنم،

      اگه کالایی رو برای فروش قرار دادم، به کالای خودم عشق بورزم، در این صورت عشق و اشتیاق خودم رو به مشتریان خودم ارائه میدم و اون‌ها مشتری همیشگی من خواهند بود.

      توکل کردن به خداوند،

      در کتاب‌های زیادی می‌خونیم درباره رها کردن خواسته‌ها، چگونه هم خواسته‌ام رو بخوام و  هم اونو رها کنم،؟؟رها کردن همون توکل کردنه،من خواسته خودم رو رها می‌کنم به این معنی که نگران برآورده شدن اون نیستم، و با اشتیاق سعی می‌کنم در مسیر تجربه کردن خواسته‌هام، هر کاری از دستم برمیاد انجام بدم و مطمئن باشم که خداوند که قادر مطلقه و قدرت اراده اون بر جهان هستی گسترده است، منو به سمت تجربه آرزوهام هدایت می‌کنه،وقتی توکل می‌کنم در واقع مدیریت برآورده شدن خواسته‌ها رو به خدا واگذار می‌کنم،در این مرحله ذهن و جسم به تقلا و سختی برای رسیدن به هدف نمی‌پردازه، بلکه توسط اراده خدا به سمت تجربه خواسته هدایت میشم،من در نهایت آرامش خودم رو به همون قدرتی می‌سپارم که شکوفه رو به سیب و قطره ذره بینی رو به انسان تبدیل می‌کنه، وقتی خودم رو رها کنم احساس سبکبالی در من ایجاد می‌شه و می‌تونم با روح لایتناهی خودم مشورت و همکاری کنم، در این شرایط قدرت اراده خدا در دسترس و خدمت من قرار می‌گیره تا منو به جایی که مقدر شده هدایت کنه.

      ممکنه خوندن این صحبت‌ها درباره قدرت اراده خدا و رهاسازی باعث بشه تا به قدرت اراده خودم شک کنم،این احتمال وجود داره که تصور کنم در زندگی حق انتخاب یا اراده ندارم،به این معنی که اگه قرار باشه خداوند منو به سمتی که برام مقدر شده هدایت کنه پس نقش انتخاب و اراده انسان در زندگی دنیایی چی میشه،

      و اگر این سوال برام پیش بیاد که اگه من اراده می‌کنم به چه خواسته‌ای برسم پس نقش اراده خدا در هدایت من به سمت آرزوهام چیه و اگه قراره من خودم رو رها کنم و اجازه بدم خداوند منو به سمتی که برام مقدر شده هدایت کنه، نقش من در تجربه زندگی چیه،درک این موضوع اهمیت بسیار زیادی در تعیین نقش خود و خداوند در جریان زندگی داره.

      برای ثبت امتیاز ، روی ستاره موردنظر کلیک کنید.
      ثبت امتیاز
      امتیاز: 4 از 1 رأی مشاهده امتیاز دهندگان
      افزودن به علاقه مندی این دیدگاه را خواندم
گردونه هدایا گردونه هدایا