تا حالا شده با تمام وجود بخوای لاغر بشی، ولی هر بار که یه روش جدید رو امتحان میکنی، آخرش با یه حس بد، یه عالمه اضافهوزن و یه عالمه سرزنش خودت رو پیدا کنی؟
📍 این جلسه، گام اول دوره رایگان «صد گام لاغری با ذهن» است؛ اگه پیشنیازش رو هنوز نخوندی، بهتره اول از اونجا شروع کنی.
این داستان، داستان خیلی از ماهاست و ریشهی ماجرا خیلی وقتها به یه چیز ساده اما خطرناک برمیگرده:
«اشتباه در انتخاب روش لاغری» 💣
توی این جلسه، قراره بریم سراغ این اشتباه بزرگ و ببینیم چطور بارها و بارها فریب خوردیم و چرا وقتشه جور دیگهای فکر کنیم.
پس کمربندت رو ببند، قراره سفری به دنیای ذهن، احساس و تناسب داشته باشیم. 🌱🧠
در این جلسه میآموزیم:

💡 اگه میخوای این مسیر رو با یه برنامه کامل و قدمبهقدم ادامه بدی، دوره آموزش لاغری با ذهن (ورود به سرزمین لاغرها) دقیقاً برای همین ساخته شده.
✍️ حالا بریم سراغ اولین اشتباه بزرگ؛ در ادامه هم توی گام ۲ سراغ «رهایی از چاقی با ذهن» میریم.
🚪 اشتباه اول: وقتی ترس راهنمای انتخاب میشه، نه شناخت!
از خودت بپرس: آخرین باری که تصمیم گرفتی لاغر بشی، دقیقاً چرا اون روش خاص رو انتخاب کردی؟
آیا چون عاشقش بودی؟ یا چون از بدن فعلیت فراری بودی؟ 😟
بذار یه تصویر برات بسازم:
داری جلوی آینه لباس پرو میکنی. شکم کمی از زیپ بیرون زده. حس خجالت، عصبانیت و ناامیدی با هم قاطی میشن. توی ذهنت یه جمله تکرار میشه:
«بسه دیگه! باید یه کاری کنم!»
و درست توی همون حالت هیجانی، میری سراغ اولین تبلیغی که میبینی:
🍵 یه دمنوش گیاهی!
🥗 یه رژیم پرطرفدار اینستاگرامی!
🏃♀️ یه چالش ۲۱ روزهی سختگیرانه!
اینجا دقیقاً نقطهایه که اشتباه در انتخاب روش لاغری رخ میده.
انتخابت بر اساس شناخت از بدن و سبک زندگیت نیست، بلکه بر اساس ترس، استیصال و تنفر از وضعیت فعلیته.
👀 مثالی از مدرسه…
یادته تو مدرسه ریاضی سخت بود؟ اگه ازش بدت میاومد، آیا اجبار معلم باعث شد عاشقش بشی؟ نه! چون علاقه با زور ایجاد نمیشه.
تو دنیای لاغری هم همینه.
وقتی روشی رو فقط بهخاطر ترس از چاقی انتخاب میکنی، نه به خاطر علاقه، نه براساس شناخت، نتیجهش میشه:
⛔ شروعهای پرانرژی
⛔ چند روز فشار و محدودیت
⛔ و بعدش، یه سقوط آزاد به سمت ناامیدی
🔬 نگاه علمی به اشتباه انتخاب از روی ترس
طبق تحقیقات انجمن ملی اختلالات خوردن، افرادی که با احساس شرم یا ترس از بدنشون رژیم میگیرن، بیشتر در معرض شکست رژیم و حتی پرخوریهای جبرانی هستن.
چرا؟ چون انتخابشون از روی اضطرابه، نه آرامش. و ذهن مضطرب، هیچ وقت همراه خوبی برای تغییر نیست 🧠💥
✅ راه درست چیه؟
🔍 اول، باید خودتو بشناسی:
- آدم انعطافپذیری هستی یا ساختارمند؟
- به تنهایی بهتر کار میکنی یا با همراه؟
- از محدودیت خوشت میاد یا آزادی؟
بعد، روشهایی رو بررسی کن که با شخصیت، روحیه و سبک زندگیت هماهنگ باشن.
مثلاً اگه از دیکته شدن بیزاری، شاید رژیمهای عددی برات مناسب نباشه.
یا اگه آدم درونگرایی هستی، ممکنه روش لاغری با ذهن، که درونی و آرامه، نتیجهی بهتری بده برات.
💡 اشتباه در انتخاب روش لاغری بیشتر وقتها بهخاطر اینه که عجله داریم و از خودمون نمیپرسیم:
«من واقعاً چی میخوام؟ چی برام جواب میده؟»
پس الان که تصمیم گرفتی لاغر بشی، قبل از اینکه بری سراغ جلسه بعدی، یه نفس عمیق بکش و بپرس:
«آیا دارم این انتخابو از روی عشق و آگاهی انجام میدم، یا از روی ترس و اجبار؟» 🌱
🔑 چون همون لحظه است که میتونی از اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری عبور کنی و مسیر جدیدی رو بسازی؛ مسیری که با خودت هماهنگه، نه با تیترهای فریبندهی مجلهها و اینستاگرام.

🎭 اشتباه دوم: گول خوردن از تبلیغات، نه تجربهی درونی
تا حالا شده آخر شب، وسط اسکرول اینستاگرام، یه تبلیغ ببینی که میگه:
✨ «فقط در ۱۰ روز، ۸ کیلو کم کن!»
یا یه خانم خوشهیکل با لیوان دمنوشی در دست، تو ساحل وایساده و میگه:
🌿 «رژیم ما تضمینیه… بدون بازگشت!»
تو اون لحظه، مغز خستهت فقط همون یه جمله رو میفهمه:
«نجات!» 😵💫
و اینجاست که اولین اشتباه در انتخاب روش لاغری اتفاق میافته… چون تصمیمگیریت از روی تجربهی واقعی خودت نیست، بلکه بر اساس ترس، عجله یا تقلید از دیگرانه.
🧠 ذهن وقتی ناامیده یا استیصال داره، دنبال راهحل سریع میگرده. این کاملاً طبیعیه. اما طبیعی بودنش، درست بودنش نیست!
🔬 از نظر علمی هم این موضوع حسابی بررسی شده. در یک مطالعه منتشرشده در Obesity Research Journal نشون داده شده که ۹۵٪ افرادی که با رژیمهای سخت و سریع وزن کم میکنن، طی ۳ تا ۵ سال دوباره وزنشون برمیگرده!
یعنی چی؟ یعنی بیشتر مردم دچار همون اشتباه در انتخاب روش لاغری هستن:
انتخابی که از بیرون بهشون خورونده میشه، نه از درون جوشیده.
🌀 بدن ما یه چاپگر نیست که دکمهی «لاغری فوری» داشته باشه! یه سیستم پیچیدهست که با هورمونها، مغز، احساسات، باورها و عادتها کار میکنه.
اگه فقط روی ظاهر تمرکز کنیم، مثل اینه که بخوایم با رنگ کردن دیوارای نمکشیده، مشکل ساختمون رو حل کنیم… فقط قشنگتر خراب میشه!
✅ راه بهتر چیه؟
بهجای دنبالهروی کورکورانه از هر رژیمی که «فالوئر زیاد» داره، بشین یه قدم به خودت نزدیکتر شو. ببین تو از چی لذت میبری؟ با چه چیزی احساس امنیت میکنی؟ روش انتخابیت قراره تو رو خستهتر کنه یا زندهتر؟
🧭 هر وقت به جای نگاه به بیرون، به درون خودت نگاه کردی، احتمال اینکه روش درستی برای لاغری انتخاب کنی خیلی بیشتر میشه.

⚠️ اشتباه سوم: سرزنش خودت، بهجای اصلاح روش
یه سؤال ساده اما مهم:
وقتی رژیمی که انتخاب کردی جواب نمیده، چی کار میکنی؟
- الف: میگی این روش برای من مناسب نبوده، باید دنبال یه مسیر دیگه باشم.
- ب: خودتو سرزنش میکنی که «بازم نتونستم… من هیچوقت اراده ندارم!» 😔
واقعبین باشیم… اکثر ما ناخودآگاه میریم سراغ گزینهی «ب».
چرا؟ چون سالها بهمون گفتن:
“لاغر نشدی؟ پس مقصری! تنبلی! بیارادهای! خودتو کنترل نمیکنی!”
و این دقیقاً یکی از خطرناکترین اشتباه در انتخاب روش لاغری؛ چون وقتی یک روش بهمون نمیسازه، به جای اینکه روش رو زیر سؤال ببریم، میزنیم تو سر خودمون!
📉 اما خبر بد اینه که با هر بار سرزنش، نهتنها عزتنفست افت میکنه، بلکه انگیزه و امید به تغییر هم کمرنگتر میشه.
و خبر خوب اینه که اشکال از تو نیست! اشکال از اشتباه در انتخاب روش لاغری.
👗 تصور کن…
رفتی خرید، یه لباس خوشگل دیدی، پوشیدی، دیدی بهت نمیاد.
خب چیکار میکنی؟
میگی: «اوف! من چقدر زشتم!»
یا میگی: «این لباس برام مناسب نیست، باید یکی دیگه امتحان کنم؟»
اگه جواب دومت رو انتخاب کردی، آفرین! تو داری یاد میگیری که لاغری هم مثل لباسه.
همهی روشها برای همه مناسب نیستن.
🌿 بدن ما یه سیستم بینهایت پیچیدهست، با تاریخچهای از احساسات، باورها، ژنها، عادتها و خاطرات.
وقتی با یه رژیم یا برنامه جواب نمیگیری، بهجای مچگیری از خودت، بهتره بگی:
“من روش رو درست انتخاب نکردم… باید روشی پیدا کنم که با مغزم، روحیهم و سبک زندگیم هماهنگه.”
🧠 اشتباه چهارم: نادیده گرفتن قدرت ذهن
منم یکی از اون آدمایی بودم که سالها توی دور باطل روشهای جسمی افتاده بودم:
📉 رژیم پشت رژیم
🏋️♀️ ورزش تا مرز بیحالی
🍵 دمنوش لاغری تلختر از دارو
📦 قرصهای گرون قیمت
💡 و البته دستگاههای عجیب و غریب که بیشتر شبیه ابزار شکنجهی قرون وسطی بودن!
هر بار با هیجان شروع میکردم، و بعد از چند هفته با ناامیدی و اضافهوزن بیشتر تموم میشد.
در واقع، من به شکل ناخودآگاه درگیر یکی از رایجترین اشتباه در انتخاب روش لاغری شده بودم:
نادیده گرفتن ذهن!
یعنی چی؟ یعنی فقط جسمم رو هدف گرفته بودم، در حالی که فرمانده کل بدنم، یعنی ذهنم رو اصلاً ندیده بودم.
🌪 وقتی ذهن نادیده گرفته بشه…
مثل اینه که بخوای ماشین رو هل بدی ولی ترمز دستی هنوز کشیدهست!
تو زور میزنی، عرق میریزی، انرژی میذاری… اما نمیدونی چرا جلو نمیری.
🧠 ذهن همون ترمز دستیایه که اگه آزادش نکنی، هیچ رژیمی و ورزشی کمکت نمیکنه.
🌟 وقتی ذهن رو وارد بازی کردم…
تازه فهمیدم چرا قبلاً موفق نمیشدم. من داشتم با جسم میجنگیدم، در حالی که مغزم هنوز فرمان «چاق بمون!» رو صادر میکرد.
تا زمانی که ذهن قانع نشه، بدن همکاری نمیکنه.
و این، همون نقطهای بود که مسیر من تغییر کرد…
✅ نتیجهگیری:
یکی از بزرگترین اشتباه در انتخاب روش لاغری، نادیده گرفتن مغز و ذهنه.
لاغری پایدار، فقط با کار روی بشقاب غذا نیست؛ باید با ذهن همدست بشی تا به صلح با غذا و بدن برسی.
پس این دفعه که میخوای یه روش جدید برای کاهش وزن رو امتحان کنی، اول از خودت بپرس:
«ذهن من تو این مسیر باهامه؟ یا دوباره قراره مقاومت کنه؟» 🧘♀️🌀

🔒 مزیت جادویی روش ذهنی: لاغر شدن بیصدا، اما عمیق!
وقتی رژیم میگیری، صدای بشقاب سالادت از طبقه بالا هم شنیده میشه!
🍽 مامان میپرسه: «باز کم خوردی؟»
👩💼 همکار میگه: «بازم رژیم گرفتی؟ نترکی یهوقت!»
👨👩👧👦 خانواده با نیشخند میپرسن: «اینیکی رژیمت با قبلیا فرق داره؟!»
حتی گربهی دم پنجره هم قضاوتت میکنه 😿!
اما وقتی میری سراغ روش ذهنی، یه اتفاق جادویی میافته: لاغر میشی، بیسروصدا. مثل شکفتن گل تو دل شب.
🧘♀️ نه قرصی روی میزته،
🏋️♂️ نه لباسی که داد بزنه «من باشگاه میرم»،
📱 نه اپی که صدای اعلانش همهجا بپیچه.
فقط تویی و ذهنت. تویی و خودت.
🎧 تجربه شخصی: وقتی کسی نفهمید، من رها شدم
اولین باری که تمرین ذهنی انجام دادم، حتی همسرم هم متوجه نشد!
نه خبری از “شروع رژیم” بود، نه نگرانی از شکستش. نه ترس از سوالهای تکراری، نه خجالت از توضیح دادن روش جدید.
و همین سکوت، شد بزرگترین مزیتش.
چون تمرکزم کاملاً رفت روی درون خودم، نه روی دفاع کردن از تصمیمم یا ثابت کردن چیزی به دیگران.
🧠 چرا سکوت روش ذهنی کمککنندهست؟
روش ذهنی تو رو از یکی از مهمترین اشتباه در انتخاب روش لاغری دور میکنه:
وابستگی به تأیید و توجه بیرونی.
تو دیگه دنبال این نیستی که “ثابت کنی” میتونی لاغر شی. بلکه واقعاً داری در درونت تغییر میکنی.
تغییری که:
✅ بدون زور و فشار بیرونی اتفاق میافته
✅ از جنس شناخت و آگاهیِ درونیه
✅ و دقیقاً به همین دلیله که پایدار میمونه
🌱 یه مقایسهی جالب:
روشهای پرزرقوبرق بیرونی مثل گل مصنوعیان:
تو رو سریع میبرن بالا، ولی از ریشه خبری نیست.
اما روش ذهنی؟
مثل کاشتن دونهست.
شاید مدتی طول بکشه تا نتیجه بده، ولی وقتی بده، ریشهدار، واقعی، و غیرقابل برگشته.
پس اگه تا حالا فکر میکردی که باید حتماً یه چیز عجیبغریب شروع کنی تا نتیجه بگیری، اینم بدون:
گاهی بهترین تغییرها، در سکوتترین حالت ممکن اتفاق میافتن.
🔐 و این، شاید اون روشیه که تا حالا نادیدهش گرفتی… همون انتخابی که با ذهنت شروع میشه و با دلت میمونه ❤️
ادامه این جلسه ویژه مشترکین است
برای مشاهده ادامه این جلسه (ویدیو، تمرین و دیدگاهها)، نیاز به تهیه اشتراک ویژه دارید.
📥 سقف بالا فقط برای دانلود فایل است؛ پخش آنلاین ویدیوها و فایلهای صوتی کاملاً نامحدود است.
🎥 فایل ویدیویی آموزشی هر جلسه (نه فقط متن مقاله؛ ویدیو نکاتی داره که در متن نیست)
📝 بخش تمرینهای عملی هر جلسه
🎧 فایل صوتی برای دانلود و مرور دوباره محتوا
💬 دیدگاههای سایرین زیر همون جلسه — خوندن تجربه و تمرین بقیه، کمک زیادی به مسیرت میکنه
توضیحات بیشتر در فایل صوتی 👇🏻
امتیاز 3.86 از 297 رای
با دیگران به اشتراک بگذارید تا امتیاز بگیرید!

سلام استاد خدا قوت
بله من هم در استفاده از روشهای لاغری گول خوردم و مثلا از نرم افزار کرفس استفاده کردم من هر چی با کالری شماری لا غر میشم بل دوباره برمیگرده چاقی برای همین دیگه نمی خوام با شمردن کالری هام لاغر بشم آخه چه فایده ای داره که یک بار بری تو یک مجلسی همه بگن وای چه خوب لاغر شدی باز دوباره بری توی یک مجلسی دیگه نتونی اون لباس های قشنگی که خریدی رو بپوشی و باز دوباره با همون لباس های مشکی که لاغر نشونم بده برم و فکر کنم بقیه دارن با هم میگم باز فاطی برگشت به روز اولش و دیگه برام حرف مردم مهم نیست می خوام وقتی خودم خودمو میبینم توی آینه لذت ببرم و کیف کنم آخه خودم برای خودم خیلی مهمم آخه میخوام لذت لباسهای زیبا رو برای همیشه بپوشم و لذت ببرم استفاده از روشهای لاغری دیگه بر روح منم تاثیر گذاشت چون همش ذهنم درگیر هست یکی ته قلبم از خودم بد میگه شاید بهم میگه چرا بیشتر ورزش نمی کنی چرا اینقد می خوری بدم میاد از اینهمه سرزنش روحی روش لاغری و احساس من خیلی مهمه چون با احساس خوب می تونم زندگیم قشنگ کنم ولی وقتی احساس خوبی ندارم چون مثلاکالری شماری رواصلا دوست ندارم و احساسم هم خوب نیست ولی وقتی از فایلها استفاده می کنم و غذا نمی خورم انگار محکم خودم هستم خودم دوست ندارم بخورم چون سیر هستم و این احساس قشنگی هستش که سیر باشم و نخورم وای چه احساس قشنگی هستش وقتی که سیر هستم و نمی خورم واقعا لذت بخشه خودمو در استفاده از روش های مختلف لاغری توانمند نمی دیدم چون باز چشمک میزد غذا بهم و اذیت میشدمبله من هم در استفاده از روشهای لاغری گول خوردم و مثلا از نرم افزار کرفس استفاده کردم من هر چی با کالری شماری لا غر میشم بل دوباره برمیگرده چاقی برای همین دیگه نمی خوام با شمردن کالری هام لاغر بشم آخه چه فایده ای داره که یک بار بری تو یک مجلسی همه بگن وای چه خوب لاغر شدی باز دوباره بری توی یک مجلسی دیگه نتونی اون لباس های قشنگی که خریدی رو بپوشی و باز دوباره با همون لباس های مشکی که لاغر نشونم بده برم و فکر کنم بقیه دارن با هم میگم باز فاطی برگشت به روز اولش و دیگه برام حرف مردم مهم نیست می خوام وقتی خودم خودمو میبینم توی آینه لذت ببرم و کیف کنم آخه خودم برای خودم خیلی مهمم آخه میخوام لذت لباسهای زیبا رو برای همیشه بپوشم و لذت ببرم استفاده از روشهای لاغری دیگه بر روح منم تاثیر گذاشت چون همش ذهنم درگیر هست یکی ته قلبم از خودم بد میگه شاید بهم میگه چرا بیشتر ورزش نمی کنی چرا اینقد می خوری بدم میاد از اینهمه سرزنش روحی روش لاغری و احساس من خیلی مهمه چون با احساس خوب می تونم زندگیم قشنگ کنم ولی وقتی احساس خوبی ندارم چون مثلاکالری شماری رواصلا دوست ندارم و احساسم هم خوب نیست ولی وقتی از فایلها استفاده می کنم و غذا نمی خورم انگار محکم خودم هستم خودم دوست ندارم بخورم چون سیر هستم و این احساس قشنگی هستش که سیر باشم و نخورم وای چه احساس قشنگی هستش وقتی که سیر هستم و نمی خورم واقعا لذت بخشه خودمو در استفاده از روش های مختلف لاغری توانمند نمی دیدم چون باز چشمک میزد غذا بهم و اذیت میشدم به نظر من روشهای دیگه لاغری مناسب نبودن و من همیشه اراده ی لاغر شدن و داشتم فقط برگشت داشت چاقی من واحساس میکنم دیگه تصمیم و گرفتم برای لاغری باذهن خودم که فکر میکنم موثرترین روش هستش
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان سلام به استاد عزیزم آیا شما هم در استفاده از روش های لاغری گول خورده اید؟ درباره آن شرح دهیدبله وقتی راهنمایی بودم کم کم متوجه شدم توسط دوستام و خاله ام مسخره میشم همش بهم میگفتن تو هم داری مثل مامانت چاق میشی و دیگه داشت باور میشد که منم چاقی گره خورده به سرنوشتم اندامم رو دوست نداشتم و تصمیم به رژیمگرفتم یه رژیم سخت که از پزشک عمومی محلمون گرفتم و فقط ۳ تا ۴ روز تونستم اجراش کنم چون باید مادرم عدای دیکه ای برام میپخت و سختش بود و درنهایت گفتن بیا از همین عذا های خودمون کمترش رو بخور که کنترل خودم سر سفره کار به شدت سختی بود تا اینکه همسایه گفت با این رژیم پوستت شل میشه و ترس اینکه پوستم خراب بشه رژیم رو رها کردن گذشت تا ازدواج کردم و با رژیم کالری شماری شروع کردم اولش کاملا پایبند به رژیم فقط کارم شده بود توونت دنبال کالری گشتن دیگه کل خانواده رو دیوانه کزده بودم و یه دفتر هم از سایت دکتر کرمانی گرفته بودم و هر روز کالری ها رو مینوشتم و وای که خدا نکرده یه روز بیشتر از حد میخوردم عذاب وجدان ولم نمیکردخوردن یه سری دمنوش ها که دیگه دیوانه ام میکرد و اگه مهمونی بودم برام چقدر سخت میشد و این باعث شده بود اصلا ترجیح بدم مهمونی نرم خوردن یه سری عرقیات بدمزه که یه کار زجر آور بود سلفون کشی دور شکمم و بستن کمربند های لاغری ولی همه این روش ها یه نتیجه زود گدربهم میداد ولی روح و روانم حالش خوب نبود و من نمیفهمیدم این موضوع رو هم جسمم رو عداب میدادم هم روحم رو برنامه های ورزشیکه ورزش میداد و آنقدر برای سخت بود منو از ورزش متنفر کزد حالم بد بود چون وقتی با این روش ها لاعر شدم اندامم بد فرم لاعر شد و عضله های زیادی از دست دادم و بیشتر اط قبل نا امید بودم چون دیگه از اون روش ها میترسیدم و هرروز شاهد چاق تر شدنم بودم و بیشتر ناتوانی خودم رو احساس میکردمبعصی وقتا فکر میکنم چی شد که من هدایت شدم بهداین مسیر زیبا و وقتی فک. میکنم ممیبینم اشتیاق من برای اینکه روشی باشه بدون ورزش رژیم و سختی بشه لاعر شد همیشه میگفتم خدایا کاش یه همچین روشی باشه ولی باور نداشتم چنین روشی باشه و وقتی آشنا شدم با این روش فهمیدم هیچ غیرممکنی وجود نداره این ذهن ماست که محدودیت رو باور کرده استفاده از روش های لاغری چه تاثیری بر جسم شما داشت؟جسم من رو بد فرم کرد و کلی آسیب بهم زد و عضله از دست دادم نه چربیاستفاده از روش های لاغری چه تاثیری بر احساس شما داشت؟یه احساس خیلی بد یه احساس تنفر به افراد متناسبیه احساس گله مندی از خدا که چرا فرق گداشتی اصلا به عدالت خدا شک کرده بودم فک میکردم اونا عزیز دردونه خدا هستن میگفتم من که اقدام کردم تلاش کردم ولی چرا نتیجه نمیده نعمت رو دادی خدایا ولی من نمیتونم استفاده کنم چه فایده کلا از زمین و زمان مخصوصا وقتایی که از این روش ها استفا ه میکردم و نتیجه نمیگرفتم گلایه میکردمآره من اعتراف میکنم گول همشون ر میخوردم و با اینکه میدونستم ج آب نمیده اما بازم امتحانش میکردم و همه اینا داشت ذره دره عزت نفس منو باورهای منو خدشه دار میکرداما حالا مسئولیت چاقی خودم رو به عهده گرفتم و حالم خوبه عجله ندارم و دوست دارم هر روز چیزای بیشتر ی یاد بگیرم و لذت ببرمچاقیم رو دوست دارم چون بخاطرش هدایت شدم به این مسیر و احساس میکنم روحم چقدر آرام در این مسیر جسمم چقدر آرام و دیگه اذیت نمیشه و یه نکته ی خوبی که این مسیر داره اینه میتونی بدون اینکه دیگران بفهمن رو خودت کار کنی قبلا هر بار رزیم میگرفتم و باید کمتر عدا میخوردم خیلی تو مهمونی ها تابلو میشد و میگفتن حالا رزیم رو آوردی خونه ما یه شب هزار شب نمیشه امشبو بخور ولی سرزنش های بعد مهمونی خواب شب رو ازم میگرفت و چقدر تو خلوتم بخاطر بی اراده بودن و برگی د باد بودنم خودمو سرزنش میکردم اون خودی که توانایی همه جی داشت و اصل کاری بود رو چقدر تحقیر کردمو خدا رو هزار مرتبه شکر میکنم که الان هم حال جسمم خوبه هم حال روحم و مهمتر از همه مسیر کع با علاقه انتخابش کردم و با عشق ادامه اش میدم چون فقط لاعری نداره شخصیتم عوض میشه و حالم خوبه خدایا شکرتتتت
به نام خدای مهربانم که هر لحظه هادی و حامی من هست .
من تصمیم گرفتم بعد از مدتها دوباره وارد دوره ی صد گام بشم و از گام اول با اشتیاق فراوان و عشق اون رو تکرار کنم .
من هم در گذشته ی نه چندان دور پذیرفته بودم که دیگه باید چاق باشم و هیچ راهی ندارم و هر چقدر بیشتر تلاش میکردم برای لاغری بیشتر به این نتیجه میرسیدم که این سرنوشت من هست که چاقی همراه من باشه و به زور رژیم و ورزش شاید لاغر بشم، اما تا کی باید این کارها رو میکردم گاهی اوقات واقعا خسته میشدم و اونها رو رها میکردم اما دویاره به عشق لاغری بعد از مدتی هر دو رو شروع میکردم و بارها به خودم میگفتم خب هر کس یه طوری خلق شده بعضیا چاق بعضیا لاعر هستن باید بپذیرم که بدن من هم اینطور هست با متناسب ها فرق داره و من اگر خیلی لاغری رو دوست دارم باید بسیار رژیم بگیرم و ورزش کنمدحتی رزیم از دکتر بگیرم که راحت تر جواب بده بماند که این اواخر اینها هم دیگه جواب نمیدادن و من بسیار ناراحت بودم تا به این راه الهی هدایت شدم .
من بارها گفتم که قبل از ازدواج بسیار لاغر بودم و هر چه میخواستم میخوردم اما بسیار لاغر بودم تا اینکه ازدواج کردم و اونجا بود که اولین باورهای نادرست در ذهن من جوانه زد که خانواده ی ما با ازدواج چاق میشین و چندین سال که از ازدواجم گذشت من احساس کردم خیلی چاقتر شدم و اون اوایل اطرافیان چقدر به من گفتن چاقی،به من میاد و من قشنگ تر شدم و من تو دل برو تر شدم و اما دیگه بعد از دو سه سال خیلی چاق شدم طوری که هر موقع برای خرید لباس به بازار میرفتم لباس به راجتی گیرم نمی اومد و من متوجه شدم اضافه وزن قابل توجهی پیدا کردم و چون هیچ دلیل خاصی نداشتم میگفتم اشتهام زیاد شده و فعالیتم کم شده و این ژنتیک خانواده ی ما هست که بعد از،ازدواج چاق بشیم برای همین چاق شدم و واقعا بیشتر میخوردم چون باور داشتم بعد از ازدواج چاق میشم و زیاد نمونه هم دیده بودم که افراد بعد از ازدواج چاق میشن مثل خواهرم و خواهرای همسرم و برادرم و ….و من هم راحت در اون زمان چاق شدم .و چقدر من در اون زمان ورزش کردم خودم رژیم سر خود گرفتم زیر دستگاه های برقی میرفتم که چاقی شکمی رو از بین ببرم و واقعا دردناک بود و چون فکر میکردم این چاقی به من تحمیل شده و ناخواسته در من به وجود اومده و من خودم تواان از بین بردن اون رو ندارم دست به دامان روشهای بیرونی میشدم چون فکر میکردم خودم نمیتونم لاغر بشم اما حالا هزار بار باید بگم من خودم میتونم لآعر بشم .
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
من میتونم لاغر بشم
همانطور که من خواندن و نو شتن و رانندگی و اشپزی و ….رو یادگرفتم پس لاغری رو هم میتونم یاد بگیرم .
لاعر شدن سخت نیست بسیار آسان هست هر چقدر بقیه گفتن لاغری سخت هست نباید باور کنم چون هیچ اطلاعی از راه درست لاغری با ذهن ندارن و ما هم در گذشته به خاطر این باور نادرست که لاعری سخت به راه های سخت رژیم و ورزش پناه میبردیم و از بس هم که گفته بودن باید کم غدا بخوری و زیاد ورزش کنی پذیرفته بودم که تنها راه لاعری همین دو کار هست و اتفاقا بسیار هم با این دوکار سخت در زماتهای مختلف خوب لاغر میشدم اما هیچ وقت نتیجه برام ماندگار نبود و همین قضیه به شدت من رو خسته و ناراحت میکردو همیشه باید درگیر مقدار خوردنها و فعالیتهام می بودم و اگر کمی رژیمم بهم میخورد بسیار ناراحت میشدم که الان من چاق میشم و چاق هم میشدم .
همه ی روشهای لاغری به افراد چاق میگن تو نمیتونی لاغر بشی مگر از این روشها استفاده کنی و افراد چاق به شدت درگیر اونها میشن اما اگر به اطرافمون نگاه کنیم افراد متناسب هرگز در گیر هیچ روش لاغری نیستن و به شدت هم متناسب هستن و تازه اگر توجه کنیم میبینیم افراد لاغر از همون غداهای ما استفاده میکنن اما لاغر هم هستن .
مثلا خیلی ها میگن نون و برنج و شیرینی و روعن و .. شما رو چاق میکنه اما چرا لاغرها استفاده میکنن و لاغر هستن ؟؟
پس باید باورهای ذهنی ما تغییر کنه نه غداهای ما و تغییر باورها با هیچ روش مثل ورزش و رژیم تغییر نمیکنه من با فایل گوش دادن و دیدن و نوشتن میتونم باورهام رو تغییر بدم .
همینجا باید بگم سه روز پیش در جمعی بودم با چند خانم جوان که سه تا از ما لاغر بود سه نفر چاق بودن و سکی از اون خانم های چاق چقدر هم خانم با،سواد امروزی بود اما به،شدت برای لاعری دنبال رژیم و ورزش و کالری شماری بود و تمام این کارها رو بسیار راه درست برای لاغری میدانست و همش نگران از خوردن بود و چقدر هم به قول خودش هر سال جاقتر میشد اما هرگز نمیشد بگم این راه لاغری نیست اخه برای کسی که در مسیر نیست از این سبک حرف زدنها سخته به من میخندن و این حرفها رو قبول ندارن برای همین من فقط گوش میدادم و اتفاقا بارها به من نگاه میکرد و میگفت اندام شما عالیه تازه حس میکنم از چند وقت پیش لاغر تر هم شدین و من در دلم میگفتم چون راهم درسته چون لاغری رو یاد گرفتم چون خدا هدایتم کرد چون لاغری حق من هست و …و چقدر با دیدن این افراد یاد گذشته های خودم افتادم و چقدر از من میخواست باهاش برم باشگاه و اما من میدونستم هیچ کدوم راه لاغری درست نیست و از مسیر درست خودم لیز نخوردم .
من چاقی رو یاد گرفتم چاقی به خاطر قرصهای من و اشتهام و … نیست چاقی به خاطر افکار و رفتار من هست من به،شکلی زندگی میکنم که نتیجه اش،میشه چاقی من هر لقمه که میخورم انتظازم از خودم چاقی هست در حالی که هر لقمه همچین کاری نمیکنه اما من با افکار نادرستم و تجسم چاقی خودم رو چاق میکنم اما افراد متناسب این بخش،ما رو ندارن یعنی اونها با غدا خوردن فکر نمیکنن که چاقتر میشن مثل همسر خودم دقیقا همینطور هست هر چه بخواد شیرینی و غدا و نون بسیار میخوره اما فکر چاقی هرگز نداره با دل راحت میخوره بر عکس چاقها همش موقع خوردن ناراحت و نارام هستن و حرص میخورن و چاقتر هم میشن .
مغر ما هر چیزی رو میتونه یاد بگیره و چاقی رو هم یاد گرفتیم بنابر این لاغری رو هم میشه یاد گرفت و با دارو و ورزش و دمنوش و قرص به دست نمیاد .
هیچ اطلاعاتی در دنیا با دمنوش و قرص و کرم به دست نمیاد و لاغری هم به این طریق به دست نمیاد .
من این اواخر فکر می کردم دیگه به خاطر داروهام لاغر بشو نیستم و یکم اضافه وزن دیگه حق من هست اما همین چند وقت پیش به خاطر یه قضیه ای بسیار لاعر شدم اونم راحت بدون هیچ کار. اضافه ای و فقط در حد رفع نیاز یکم عدا میخوردم و بسیار لاغر شدم و بعدا به خودم گفتم ببین جسم من خیلی راحت در هر زمانی اماده ی لاعر شدن هست اگر درست رفتار کنم و بدون فرمولهای چاقی عذا خورم یعنی در حد رفع گرسنگی غذا بخورم .
من توانایی لاعر شدن دارم و نباید گول هیچ فرد باسواد حتی دکترها و افراد سطح بالا رو بخورم هیچ ورزش و رژیمی نمیشه من رولاغر کنه من در گذشته چقدر گول رژیم های کارشناس های تغذیه رو خوردم من جقدر گول افراد اطرافم رو خوردم و کم تر عذا میخوردم که میگفتن کم بخور و بیشتر ورزش کن چقدر اطرافیان بهم گفتن غداها رو تفکیک کنید و هر چیزی رو نخور و من این کار رو کردم اما مقطعی جواب میداد اونم با زحر و سختی و یه جاهایی کم میوردم و حرص و ولع شدید غداها یی که در اونها محدود بودم رو پیدا میکردم واقعا من گول خوردم و من چقدر در مقابل خودم احساس ضعیفی میکردم و حس بی انگیزگی میکردم هنوزم از این افراد در اطراف من بسیار هست که میخوان از این طریق های نادرست مثل عمل معده و رژیم و ورزش و قرص و … لاعر بشن و من رو هم میخوان گمراه کنن اما من دیگه گول نمیخورم و در دلم میگم تو برو تا اخرش برو من که رفتم و جز سختی و نتیجه مقطعی و نارامی و حال بد و افسردگی و … چیزی برام نداشته و اینقدر این راه رو دوست دارم و نتایجم از این راه زیاد هست که دوست ندارم حتی لحظه ای،به اون دوران برگردم .
نشان های دریافت شده
بنام خداوندمهربان
سلام به استادگرامی ومهربانم وهمراهان وهم مسیرهای گرامی آموزش لاغری باذهن
گام اول:شما هم گول خورده اید
انتخاب کردن روشی برای لاغرشدنمان موضوعی بود که همیشه هممون رو گول زده بود
راستش من اینقدر گول خوردم که حسابش از دستم خارج شده
هر دفعه برای لاغرشدنم از روشهای گوناگون اقدام میکردم و همیشه گول می خوردم و هیچ نتیجه ای برایم نداشتند اما این موضوع باعث نمی شدکه من برای لاغر شدنم کاری نکنم و گول خوردنم مانع انتخاب روش جدید نمیشد
و همیشه در حال سرزنش کردن و تخریب کردن خودم بودم که من لاغر بشو نیستم و اراده ندارم من مجبورم که چاق بمانم و چاق از دنیا بروم مانند هزاران نفری که نتونسته بودند که خودشان را لاغر کنند مثل عموم وعمه ام که چاق بودند و چاق از دنیا رفتند
من اینقدر بدنبال روشهای لاغری میگشتم در حالی که هیچ وقت از هیچ روشی نتیجه ای نمیگرفتم
همیشه هر جا کلمهای یا نوشته ای در مورد رژيم و میشنیدم و میدیدم گوشهایم و چشمهایم را تیز میکردم که ببینم چی میگن یا چه چیزی نوشته اند که اون روش رو دنبال کنم تا بلکه از این چاقی خلاص شوم در واقع از چاقی فرار می کردم
من همیشه هر دفعه و هر بار اشتباه می کردم و هر دفعه یک روشی را انتخاب می کردم و هر بار گول تبلیغات روشهای لاغری را می خوردم و راه و مسیر اشتباهی رو انتخاب می کردم و همیشه شکست میخوردم. و همیشه برایم افسردگی و ناراحتی و چاق شدن را داشتند
ما هیچوقت به علاقهمندیهایمان ارزشی قائل نبودیم و گول تبلیغات ودیده هاو شنیده ها میشدیم و اونها رو انجام میدادیم
امروز بودنم در این مسیر برایم کاملآ آشکار کرد که باید به علایق خودم ارزش قائل باشم و بخاطر تصمیمی که می گیرم و انتخابی که می کنم رضایت کامل داشته باشم. در اون صورت است که به نتیجه عالی و خوبی می رسم
ما در تمام جنبه های زندگیمان باید همسو با علایقمان باشیم
من از کودکی تا سن سی و چند سالگی با رژیمهای من در آوردی و به گفته های دیگران خودم را کشته بودم که لاغر بشم ولی نتیجه ای نگرفتم بعد از اون در سن سی و هشت سالگی به دکتر تغذیه مراجعه کردم اون هم با وزن ۱۱۰کیلوای و در عرض چند ماه خودم رو به وزن ۷۳ کیلو رساندم ولی دوباره باز گشت اون هم در عرض چند ماه اولش.
ومن وقتی وزنم برگشت اینقدر خودم رو سرزنش کردم که من اراده ندارم عرضه ندارم من اصلا توانایی لاغر شدن را ندارم حتی لاغر ماند رو. من با هر بار شکست خوردن خیلی حالم بد می شد اعصابم داغون می شد اما هیچوقت دست از گول خوردن برنداشتم و همیشه از روشهای مختلف ومسیرهای اشتباه به راهم ادامه می دادم و نتیجه ای هم نمی گرفتم و سر خورده می شدم ولی از رو نمی رفتم و باز ادامه می دادم و خیلی راحت واسون گول تبلیغات را می خوردم
چون لاغرشدن را در ذهنم اینقدر سخت توصیفش کرده بودند و چاق شدن را آسون همیشه خیلی سخت لاغرمیشدم و مثل آب خوردن چاق میشدم
من از ۸.۹. سالگی از رژیمهای من در آوردی خودم رو لاغر می کردم چون اون زمان دکتر تغذیه نبود و هر کسی که می خواست راه کار نشون بده می گفت که کم بخور و زیاد فعالیت بکن وبخاطر چاقی از همون سن ۸. سالگی روزه گرفتن را شروع کردم واون هم ماه رمضان در چله تابستان بود و با اون شرایط گرمای شدید و طولانی بودن روز روزه می گرفتم به امید اینکه لاغرشوم
من هم در ذهنم این مرور می شد که چراهمه میخورن هر چیزی که دوست دارن میخورند ولی لاغرومتناسب هستند وچاق نمیشوند
اما من با اینکه همیشه درحال رژيم گرفتن هستم چاق میشوم حتی با یک لقمه اضافی هم چاق میشوم وهمیشه این رواز شانس بدم میدانستم و می گفتم که خدا من رو اینطوری آفریده یعنی همیشه از خدا گله مند بودم
و من همیشه باید رژيم می گرفتم. لقمه هایم را می شمردم. کالری شماری می کردم و یا اصلآ از صبح تا شب چیزی نمی خوردم اما باز چاق تر میشودم
من هنوز هم بعضی مواقع از خوردن موادغذای دلهره دارم چون همیشه واگویه های ذهنم شروع به گفتن می کنه تو که این همه میخوری. همیشه می خوری. چیزی که دوست داری می خوری. اون وقت فکر می کنی و انتظارداری که لاغر ومتناسب بشی و من در اون لحظه سعی می کنم خفش کنم
ومی گم که من در راه و مسیر درستی قدم گذاشتم که برایم نتیجه عالی داشت مگر نمی بینی با اینکه می خورم. اون چیزی که دوست دارم می خورم. و خیلی راحت واسون مثل آب خوردن اين همه وزن وسایز کم کردم
من همیشه برای خودم دلیل ومدارک می آورم که من خیلی خوب در این مسیر قرار گرفتم و دیگه نه به حرفهای منفی باف تو که ذهنم هستی ونه دیگه گول حرفها و شنیده های دیگران ونه گول تبلیغات را نمی خورم
من به مسیر و راهم ادامه می دهم و میدانم که موفق می شوم
ترسهایمان خیلی عمیق و ریشه انداخته اند تا بخواهیم ترسهایمان را از ریشه بکنیم زمان خواهد برد
ما در این مسیر خبر خوبی که شنیدیم اینکه لاغر شدن آسان تر از چاق شدن است
ما اینقدر در مسیر چاقی حرص خوردیم. عصبانی شدیم. استرس کشیدیم. افسرده شدیم. زجر و ناراحتی و درد کشیدیم.
اماحالا در این مسیرزیباقرارگرفتیم و
مطمئن هستیم که راه و مسیرمان درسته و راه درستی را انتخاب کردیم و تازه اون هم بدون بازگشت است
در این مسیر حالمان خوب شده اعتماد به نفسمان بالا رفته و فکر اینکه تناسب عالی خواهیم داشت و لباسهای رنگی زیبا و اندامی می پوشیم ذوق و شوق لاغر شدن. احساس خوب داشتن در ما زنده شده است ما در این مسیر به یاد گیری و آموزش دیدنمان ادامه می دهیم و به آرزو ورویای لاغریمان می رسیم و خواهیم رسید
ما همیشه آرزو داشتیم که بتوانیم غذایمان را در آرامش و لذت بخوریم مانند متناسبها که اصلآ دغدغه و نگرانی برای غذاخوردنشان ندارند و بدون ترس و نگرانی می خورند و ما می خواهیم مثل اونها رفتار کنیم و غذایمان را در آرامش و با لذت بخوریم و باید بدانیم که هیچ موادغذایی قدرت چاق کنندگی را ندارد ولی فکر وافکارمان میتوانند ما را چاق کنند.
همیشه باید به خودمان بگویم وذکر هر روزمان باشدکه لاغر شدن آسانترین راحتترین بهترین زیباترین وخوشمزه ترین کاردنیاست.
ما اگر از چاقیمان می ترسیم باید بدانیم که فرق بین ما و متناسبها در فرمولهای ذهنیمان است
ما نباید به هر چیزی که میگویند گوش کنیم که اون موادغذایی رو بخوریا اون کرم رو بمال و……
لاغر می شی. چون تو تبلیغاتی که می کنند لاغر شدن را برایمان سخت و دشوار می کنند و می گویند که شما لاغر نمی شوید باید فلان کار را انجام دهید تا لاغر شوید ولی ما نباید گول این حرفها را بخوریم چون لاغرشدن خیلی راحت واسون است و راحت تر از چاق شدن است یعنی لاغر شدن آسانترین کاردنیاست
و این تبلیغات چه بر سرمان آوردند که همیشه برایمان گفتند که تو نمی توانی لاغر شوی چون متابولیسمت کمه. سوخت و سازت پایین است و….پس باید این کار رو انجام بدی تا لاغر شوی
ما توی ذهنمان هر چیزی را که بپذیریم ذهنمان اون کار رو انجام میده
اگر در ذهنمان بپذیریم که چاقی آسان است و لاغری سخت است ذهنمان اون رو قبول خواهد کرد ولی اگر لاغر شدن را آسون و چاق شدن را سخت بداند اون را قبول می کند اون وقت لاغر شدن آسان می شود چون اصلآ ذهن کار سخت را نمیپذیرد و انجامش نمی دهد
پس ما باید افکار و نگرشمان را تغییر دهیم و با یادگیری و آموزش دیدن که چگونه باید لاغر شویم همه اون ترسها و نگرانیهایمان به پایان می رسد و اون موقع است که لاغرشدن آسان می شود
ما بخاطر اطلاعات و آگاهیهایی که در این مسیر به ذهنمان دادیم باور پذیرتر شده و ذهنمان لاغر شدن را آسون و راحت می داند
ما همیشه فکرمیکردیم که چاقی آسان و لاغر شدنمان سخت است و برای لاغرشدنمان زجر و سختی بکشیم
من همیشه فکرمیکردم که باید برای لاغرشدنم تلاش کنم اما چاق شدنم مثل آب خوردن بود برایم چون لاغری برایم نمی موند
ما همیشه یک باورهای اشتباهی داشتیم مثل من ژنتیکی چاق هستم. اشتهای کاذب دارم. سوخت وسازم پایین. سنم بالا رفته. فعالیتم کمه. ورزش و پیاده روی نمی کنم پس به همین خاطر چاق میشیم ولی خیلی از متناسبها هستند که این باورها را ندارند وهمیشه لاغر و خوش اندام هستند و من همیشه فکرمیکردم که خدا اون ها رو دوست داره که به اون شکل خلقشان کرده ولی من رو در زمان بی حوصلگی اش خلق کرده
وامروز با هدايت شدنم از سوی خالق یکتا توانستم که افکار اشتباهاتم را کمی کنترل کنم و موفق شدم که هرروز کم رنگ ترش کنم و با تعهدی که دادم و مسئولیت چاقی ام را پذیرفتم با اطمینان کامل دارم دراین مسیر حرکت میکنم
و من دیگر گول هیچ تبلیغاتی و گفته ها و شنیده ها را نمی خورم و خودم به تنهایی و با کمک استادگرامی و نوشته های مطالب آموزنده و فایل های آموزشی لاغر می شوم و با قدرت و شادمانی و آرامش و حس خوب جلو می روم و لاغر ومتناسب می شوم
من اولین بار از ۱۲جلسه لاغری باذهن را شروع کردم و در همون جلسه اول چنان تاثیر در من گذاشت و حس آرامش و اطمينان در من بوجود آورد و من تا به امروز تمام حرفها و گفته های استاد عزیزمان را پذیرفته و عمل کردم و قبول کردم که لاغر شدن آسانترین کاردنیاست
ما باید رفتارهایمان را درست کنیم و به حرفها و تمریناتی که استاد برایمان می گویند بطور کامل انجام دهیم و عاشقانه خودمان را دوست داشته باشیم اون موقع هستش که بطور طبیعی لاغری را در جسممان خواهیم دید نه با فشار آوردن به جسممان. چون اول بایدذهنمان تغییر کند نه جسممان
من دیگه باورم برای اینکه لاغرشوم باید ورزش کنم را ندارم. بايد رژيم بگیرم راندارم. بايد اين رو بخورم اون رو نخورم راندارم. بايد لقمه هایم را بشمارم راندارم.
من فقط باور کردم که وقتی گرسنه باشم میخورم وهر موقع حس سیری داشتم دیگه نمیخورم همین.
من چاقی ام را یه گوشه ای از جسمم گذاشتم و اصلا توجهی بهش ندارم و میدانم خودش راحت واسون و به آرامی از بدنم خارج خواهد شد وبرای همیشه من رو ترک خواهد کرد و من کاملا مطمئن هستم
واین رو مدیون استادگرامی ومهربانم هستم
یا حق
سلام خدمت استاد عزیز.
1_بله من هم از روش های خیلیییییییییییی زیادی گول خوردم و هیچ نتیجه ای نگرفتم استاد چقدرررر صحبت های شما مشابه من هست منم از سن بچگی 6 ماهگی چاق بودم و توی سن پایین همیشه مورد علاقه اطرافیانم بودم حتی وقتی مادرم یا کسی تعریف میکنه بیشتر متوجه میشم اما در ابتدایی وقتی معلم بهداشت اومد برای اندازهگیری وزن من توی کلاس از همه تپل تر بودم و تازه اونجا متوجه شدم که چاق هستم و اولین باری که گول خوردم و تصمیم گرفتم لاغر بشم اول راهنمایی بودم و دکتر به من عصاره لیمو ترش داد که فوق العاده تلخ بود من اصلا دوست نداشتم قبل از غذا استفاده کنم یکی دوماه مصرف کردم و مثل اینکه مادرم از جایی شنیده بود که در بلند مدت آثار بدی روی اعصاب و معده داره و دیگه من ادامه ندادم و در سوم راهنمایی یکم بیشتر چاق شدم و حرفای بقیه باعث شد تصمیم گرفتم از رژیم دکتر کرمانی که خیلی هم مشهور بود اون زمان متخصص تغذیه استفاده کنم یکی از کلینیک هاش رو هم در شهر ما زده بودن و همه تعریفش رو میکردن و بر اساس استخوان بندی دور مچ و… به من برنامه غذایی دادن خیلی هم تخصصی کار میکردن اول به اتاق مشاوره رفتم و سوال های ازم پرسیدن بعد به اتاق اندازه گیری رفتم و بعد از رد شدن از هفت خان منو پیش خود دکتر بردن و به من برنامه ای داد که در 5 ماه باید 10 کیلو کم کنم و اولش خیلی ذوق و شوق داشتم چون یه سمینار بزرگ هم داشت که هزاران چاق اونجا بودن و خود دکتر برامون صحبت کرد و سی دی و کتاب رژیم داد که برام خیلی جالب بود و من دو هفته انجام دادم و 5 کیلو کم کردم و خیلی هم خوشحال بودم هم متعجب هرچند خیلی رژیم سختی بود و گرسنگی زیادی داشت بعد از چند روز احساس کردم موهام شروع به ریزش کرده اونم خیلی شدید و مادرم دوباره از ترس اینکه من کچل نشم اون روش هم رها کردم و جوری رها کردم که ترسیده شده بودم دیگه سمتش نرفتم روش بعدی که تست کردم یه دکتر هورمون شناسی بود که به من گفتن به سری مشکلات و کیست این چیزا داری باعث چاقیت شده و من در عرض یک ماه 6 کیلو کم کردم ولی به محض اتمام دوره سه ماهه اون قرص من به وزن قبل برگشتم خیلی راحت و رهاش کردم روش انواع اقسام باشگاه های لاغری رو ثبت نام کردم هر نوع قرص گیاهی لاغری بود میخریدم و میخوردم یه روغن از عصاره سیاه دانه و زیره خریدم و به بدنم میمالیدم و شروع به طناب زدن میکردم و در دبیرستان که از همه این روش ها بی نتیجه بودم رژیم من درآوری و سرخود گرفتم که وزن زیادی هم کم کردم اما باعث افت فشار من و زیر سرم رفتنم میشد یعنی استاد اونقدر روش های زیادی امتحان کردم اونقدر گول خوردم که بخوام توضیح بدم باید یک روز کامل برای فقط روش ها تایپ کنم و هیچ کدوم پایدار نبود.
2_استفاده از روش های لاغری تاثیرات زیادی بر جسم من میذاشت اما برای یک ماه دو ماه ۶ ماه نهایت یکسال بیشترین زمانی که پایدار بود اونم دو سال رژیم من درآوری بود که خودم توی سن ۱۸و ۱۹ سالگی گرفتم و دانشجو شدم و بسیار لاغر و ضعیف شدم که مادرم نگران شده بود که میگفت دیگه نمیخوام ادامه بدی باید بریم دکتر آزمایش بدی که بدونم سالمی درسته جسم من لاغر میشد برای مقطعی اما پوست بدن من ترک ترکی شده بود چون هی لاغر میشدم هی چاق میشدم چاق شدنم بیشتر چاق تر تر تر شدن بود از وزن قبلی بدتر میشدم و همه اون لباس های قشنگی که خریده بودم ازم تنگ میشدن و به ته کمد لباس میرفتن و باعث مسخره شدن دوست و اطرافیان میشدم.
۳_از نظر احساسی اینجور بگم که اصلا خوشحال نبودم اصلا لذت نبردم اصلا راحت نبودم چرا چون همش گرسنگی همش افت فشار همش ورزش های که دوست نداشتم انجام بدم گذشتن از غذاهای مورد علاقه ام و مهمترین اینها عذاب وجدان و ترس بعد از اتمام دوره ای برای هر روشی داشتم ومجدد چاق شدنم اینکه توی مهمونی عروسی پیش دوستام هرکجا میرفتم تنها چیزی که ذهن منو درگیر میکرد کالری غذا اندازه گرفتن نخوردن زیاد و لذت نبردن از اون محیط بود و این استرس که با سختی لاغر شدم الان با خوردن یک قاشق یا یک لقمه اضافه تر چاق میشم و همهی زحمت من هدر میره و از همش بدتر از نظر روانی ناامیدی نابود ترین احساسی هست که همه ما چاق ها تجربه اش کردیم که گاهی وقتا از زندگی سیر میشدم و بیخیال همه روش ها میشدیم.
من در انتخاب هیچ کدوم از روش های لاغری توانمند نبودم اگه بودم الان اینجا و در حال نوشتن این دیدگاه نبودم.
خودم را سرزنش میکردم چون فکر میکردم که مشکل از من هست چون ارده قوی ندارم سست هستم زود خسته میشم ازشون و شکمو هستم بدرد نخورم وگرنه اگه این روش مشکل داشت چرا این همه با رژیم گرفتن لاغر شدن آخه همه روش های که من انجام میدادم کسی بهم مشاوره داد بود که خودش لاغر شده بود و من اشتیاق پیدا میکردم مثل اون شخص لاغر بشم و نه تنها بیشتر از دو سه ماه لاغر نمیموندم تازه چاق تر هم میشدم و میگفتم دیدی چقدر بی اراده هستی چقدر تنبلی خودتو دوست نداری اینم رها کردی و سرزنش های من روز به روس بیشتر میشد.
تا یکسال پیش فکر میکردم من واقعا دختر بی اراده و شکمویی هستم و تا آخر عمر قراره چاق باشم و چاق بمیرم اما یکساله که دیگه این فکرو ندارم اتفاقا من خیلی هم با اراده هستم اگه نبودم این همه روش رو انجام نمیدادم امتحان نمیکردم که لاغر بشم روش ها درست نبودن چون فقط جسم منو تغییر میدادند که اما احساس من نابود بود و هیچ خوشحالی و لذتی در کار نبود..
من باور دارم و مطمئنم از روش لاغری با قدرت ذهن نتیجه میبینم چون قبلا هم نتیجه گرفتم و دیدم به زندگی باز شد و متوجه شدم من خیلی دختر قوی هستم و با اصلاح کردن فکر و ذهنم میتونم هیکل و اندام رویایی خودم را بسازم این بار با این روش زیبا ایمان دارم که نتیجه ماندگاری دارم چرا ؟چون قبل از اینکه جسم من شروع کنه به لاغر شدن ذهن من احسان من داره تغییر میکنه خوشحالم سختی در کار نیست کسی متوجه نیست دارم چه کاری میکنم زحمتی ندارم از کسی کمکی نمیخوام توکل بر خدا و با استفاده از فایل هایی که خود شخصیکه سازنده این سایت بوده همه رنج ما رو تجربه کرده و هرچیزی درون ذهنم میگذره روی گوشی و این سایت بیرون میریزم و با ذهنی پاک روزهای بعدیم رو سپری میکنم و مطمئنم بعد از اینها نتیجه رو اندامم خواهم دید و دیگه نیازی نیست با استرس عذاب وجدان ترس زندگی کنم.
سلام وخسته نباشید خدمت استاد عزیز خیلی خوشحالم که بااین سایت اشنا شدم من یک ماه تا گام نهم رفتم اما تو گام نهم احساس کردم اون چیزی من میخام از تو فایل ودیدگاه ها ونوشته نتونستم درک کنم به قول قدیمی ها مو رو از ماست نکشیدم بیرون. خیلی نسبت به روزهای اول تغییرات ذهنی خوبی داشتم اما منو راضی نکرد حس کردم خیلی تند دارم پیش میرم برای همون با خودم گفتم دوباره از دیدگاه اول شروع کنم من همه تمرین ها رو تا گام نهم با دقت انجام دادم وفایل هارو هرکدام چندین بار با دقت گوش دادم اما الان خیلی خوشحالم چون دارم از فایل ها خلاصه ونکته برداری میکنم هر کلمه رو درک هضم میکنم جوری که با پوست واستخونم حسشون میکنم مسیر طولانیه اما من باعشق علاقه این مسیر واروم اروم طی میکنم واز زیبایی های مسیر لذت میبرم ومیدونم اخر این مسیر اون زیبایی رویایی است که سال ها تو سردارم وبه این رویای زیبا دست پیدا میکنم وبه واقعیت تبدیل میشه من مطمعنم وایمان دارم پس تا اون روز زیبا با علاقه هرروز دیدگاه هارو می خونم ونظراتم مینوسم وبا شما همراه هستم به امید ان روز زیبا
نشان های دریافت شده
به نام خدای مهربان
سلام به استاد عزیز و دوستان عزیز سایت
افرادی که اضافه وزن دارن برای انتخاب روش های لاغری مجبورن به علایق خودشون اهمیت ندن و فقط به خاطر شنیدهها و تبلیغات روش لاغری، انتخاب خودشون رو انجام بدناگر من بر اساس علایق خودم انتخاب نکنم هرگز نسبت به تصمیماتم احساس رضایت نمیکنمدر این صورت نتیجه مطلوبی هم از سعی و تلاشم در این مسیری که انتخاب کردم به دست نمیارماین موضوع فقط مربوط به لاغر شدن نیستبلکه در تموم جنبههای زندگی، اگه مجبور به انتخاب گزینهای مخالف با علایقم باشم هرگز در اون موضوع به احساس خوب و رضایت از نتیجه نمیرسم انتخاب کردن روش لاغری بر اساس تبلیغات یا پیشنهاد دیگران باعث میشه تا نه تنها نتیجه دلخواه رو به دست نیارم بلکه به خاطر نتیجه نگرفتن از روش لاغری، خودمو سرکوب کنم خودمو سرزنش و تحقیر کنم که چرا عرضه یا اراده لاغر شدن رو ندارم.یکی از مزیتهای روش لاغری با ذهن اینه که اقدامات روشهای قبلی رو انجام نمیدیممثل رژیم گرفتن، ورزش کردن،عرق کردن، پیاده روی، دارو، دمنوش.و فقط در سکوت خودمون مشغول به انجام تمرینات ذهنی برای لاغری میشیم
استفاده از روش لاغری با ذهن باعث میشه تا ما به واکنشهای ذهنمون در مواجه شدن با مواد غذایی و موقعیتهای مختلف پی ببریم و بر خودمون مسلط بشیم و این بهمون احساس آرامش میده اما توی روشهای اشتباه قبلی برای لاغری همیشه درگیری ذهنی داریم، ناراحتیم، اعصابمون خورده که چرا نباید از غذاهایی که دوست داریم به اندازهای که دوست داریم بخوریم روش لاغری با ذهن تنها روش ساده و بدون بازگشت برای لاغر شدن و رهایی از رنج چاقیهروشی که اولین دستاوردش برای ما آرامش ذهنیه،اطمینان به خودمون و توانمندیمون در متناسب شدنهروش لاغری صحیح باید بر جسم و احساس ما تاثیر مثبت داشته باشه به این معنی که اگر استفاده از روشی بر جسممون تاثیر بزاره اما روح و روانمون رو خدشهدار کنه این روش حتی اگه باعث کاهش وزن زیاد هم بشه هرگز روش صحیحی برای لاغر شدن نیستدلیل ماندگاری چاقی در ما این بوده که روشی که برای چاقی استفاده کردیم هم بر جسم و هم بر روح و روانمون تاثیر مشابه داشتهبنابراین روشی برای لاغر شدن صحیحه که هم جسممون رو ترمیم کنه و هم روح و روانمون رو به آرامش برسونه
خیلی از افرادی که اضافه وزن دارن یکی از دلایلی که دیگه نمیتونن لاغر بشن اینه که پذیرفتن که اونا برای همیشه چاق خواهند بود و هرگز نمیتونن لاغر بشن چرا این موضوع رو پذیرفتناول به خاطر اون اطلاعات و آگاهی هست که در مورد چاقیشون بهشون داده شدهدوم به خاطر تلاشهای مکرریه که برای لاغری انجام دادن و نتیجه نگرفتنهر کسی برای اضافه وزنش چند تا دلیل محکم داره که اینا رو از دیگران شنیده میتونه ژنتیک باشه، مصرف دارو باشه، رسیدن به سن بلوغ باشه، ازدواج کردن، که چون ازدواج کردم طبیعیه که بعد از ازدواج چاق بشمهر کدوم از ما به خاطر چاقیمون یه سری دلایل محکم توی ذهنمون داریم که مربوط به شنیدههامونه و اونا رو باور کردیمدومیش اینه که به خاطر تکرار تلاشمون برای لاغر شدن و شکست خوردن بوده. چون بارها تلاش کردیم از طریق روشهای مختلف لاغر بشیم و نتیجه نگرفتیم و این در ما نفوذ کرده که ما هرگز نمیتونیم لاغر بشیم
اینا دوتا عامل بسیار مهمهیکی شنیدههای ما درباره دلایل چاقیمون دومیش تلاش شخصیمون برای لاغر شدن و نتیجه نگرفتن.این دو تا عامل باعث میشه که خیلی از افراد تا ابد چاق بمونن و سختی و رنج چاقی رو تحمل کنن.پس خیلی مهمه که برای لاغر شدن با ذهن چند قدمی از سوابق خودمون فاصله بگیرم و با یک ذهن آرام و خالی از اون اطلاعات اشتباهی که در ذهنمون از بچگی کردن به سمت لاغری حرکت کنیم.دلیل اینکه ما از روشهای دیگه استفاده کردیم برای لاغری این بوده که ما به این نتیجه رسیدیم که ما نمیتونیم لاغر بشیم پس دیگران باید به ما کمک کنن.در قدم اول باید این فکر اشتباه رو اصلاح کنیم که من نمیتونم لاغر بشم.چرا من میتونم لاغر بشماگه دلیل قانع کنندهای الان براش نداشته باشم که بخوام به خودم تاکید کنم که من میتونم لاغر بشم،اما همین که بدونم که این نگرش رو باید در خودم ایجاد کنم خیلی تفاوت ایجاد میکنه با دیروزم، که فکر میکردم من نمیتونم لاغر بشم
ما از طریق ذهن خیلی کارها رو انجام دادیم.همه ما صحبت کردن رو یاد گرفتیم، نوشتن، خوندن،خیلی از کارهایی که در زندگی روزمره رو انجام میدیم همه رو یاد گرفتیم و این از تواناییهای ذهن ماست، از تواناییهای مغز ماست که میتونه بینهایت کار، مهارت و هر چیزی رو که دوست داشته باشیم رو یاد بگیریم.آنچه که ما بلد هستیم با آنچه که دیگران بلد هستن تفاوت داره.یه نفر مهارتهای دیگه داره، بینهایت تنوع هست در مهارتها. یه فردی که در کشور دیگه زندگی میکنه اصلاً به شکل متفاوتی از ما داره صحبت میکنه و این از تواناییهای مغزه که به بینهایت شکل متفاوت، میتونه آگاهیها رو دریافت کنه و یک سری چیزها رو یاد بگیره و یک سری تحلیلها رو انجام بده، محاسبات رو انجام بده و نتیجه بده. بنابراین لاغر شدن هم در ذهنم یکی از همین موارد باید باشه که تا حالا یاد گرفتم و چیز سخت و پیچیدهای نیست. اگر تا الان فکر میکردم که لاغر شدن خیلی سخته به خاطر این نیست که لاغر شدن سخته به خاطر اطلاعات اشتباهیه که در مورد لاغر شدن داشتم.
بنابراین اون روشهایی که برای لاغری استفاده کردم تعیین کننده صلاحیت یا لیاقت من برای لاغر شدن نیست،بلکه یه روشی بوده که به خاطر ضعف و عدم اطلاع من از لاغر شدن به وجود اومده.وقتی که چاقی در جوامع بشری گسترش پیدا کرد و برای کنترل و برطرف کردن اون افراد عاجز شدن، شروع کردن به پیدا کردن دلیلها و توجیههایی برای چاقی افرادبرای تفاوتِ بین افراد چاق و متناسبو حالا میگن چون این تفاوت رو داره پس راه حلش هم اینه.راه حلش رژیم گرفتنه،یا نباید نون و برنج مصرف کنیمنباید این مواد رو مصرف کنیو هی برنامهها به وجود اومدهباید به این شکل ورزش کنی دستگاههایی به وجود آوردن که ما بیایم با اونها ورزش کنیم و لاغر بشیمموادی به وجود اومده که ما اونها رو بخوریم و لاغر بشیمقرصهایی اختراع شده که ما اونها رو بخوریم و لاغر بشیمحتی کار به جایی رسیده که جراحی انجام میدنمیگن شما بدنتون مشکل داره معدهتون بزرگه، برای همینه که چاقی.یعنی همه روشها داره تاکید بر این میکنه که این فرد چاق خودش قادر به لاغر شدن نیست، این نمیتونه لاغر بشه مگر اینکه از این وسیله استفاده کنهمگر اینکه از این روش استفاده کنهو این در حالیه که این همه انسان متناسب در دنیا هست که هرگز از این وسایل، داروها، قرصها و دمنوشها استفاده نمیکنن و سالهاست که متناسبن و دارن از همون غذاهایی استفاده میکنن که ماها مصرف میکنیم. پس باید تموم حرف و حدیثهایی که درباره لاغر شدنم شنیدم باید بتونم فراموش کنم. اون چیزی که باعث لاغر شدنم میشه فرمولها و نگرشیه که در ذهنم وجود داره و فرمانهایی که در مغزم ثبت شده و داره هر روز و هر روز صادر میشهاونا وقتی تغییر کنه منم خود به خود لاغر میشم.تغییر دادن اونچه که در ذهنم هست به وسیله ورزش و مواد غذایی و استعمال کرمها و خوردن قرصها انجام نمیشه اونچه که در ذهنمه به وسیله شنیدن، دیدن و لمس کردن داره تغییر میکنه.
اون چیزی که تا حالا یاد گرفتم از طریق شنیدن، دیدن و لمس کردن بوده.من اگه دارم به زبان مادری صحبت میکنم چون شنیدم،فردی که ناشنواست نمیتونه به زبان مادریش صحبت کنه، چون از قدرت شنوایی محروم بوده و یاد نگرفته.من اگه مسیرها رو یاد گرفتم و به راحتی محل کارم میرم، خونه فامیل میرم و برمیگردم به خاطر اینه که از قدرت بیناییم استفاده کردم و مغزم مسیرها رو دریافت کرده، آگاهیها رو دریافت کرده، ذخیره کرده و من ازش استفاده میکنم هیچ وقت نمیتونم با تزریق یک آمپول، مسیرها و نقشه یک شهر رو وارد مغزم کنمهیچ وقت با استفاده از دارو نمیتونم زبان یک کشور دیگه رو یاد بگیرم.باید اون زبان رو بشنوم، تکرار کنم، تمرین کنم، تا یاد بگیرم.چاقی هم یاد گرفتنی بودهچاقی ژنتیکی نیست چاقی به خاطر تفاوت در سوخت و ساز بدن من با دیگران نیستچاقی به خاطر تفاوت در متابولیسم و مزاج نیستچاقی مجموعهای از افکار و نگرشه که من از طریق شنیدن، دیدن و بارها تکرار کردنش اونو یاد گرفتم و الان دارم به شکلی زندگی میکنم که نتیجش برای من چاقیه.به شکلی دارم در مورد خودم و وضعیتم و آیندم در زندگی فکر میکنم که نتیجش برام میشه چاقی.من هر لقمه ای رو که به دهنم میذارم انتظار چاق شدن دارماین یک نگرشهواقعا هر لقمهای که من میخورم قدرت چاق کنندگی منو ندارهاما من میتونم با فکرم، هر لقمه رو که به دهنم میذارم، با فکر کردن به اینکه این لقمه میخواد منو چاق کنهیا این غذا منو چاق میکنهیا من الان مستعد چاقتر شدن هستم به هزاران شکل میتونه فکر چاقی در ذهنم مرور بشهدر واقع من تجسم چاقی دارم انجام میدم و نتیجهاش در جسم من خودشو نشون میده.این بخشیه که در افراد متناسب وجود ندارهاونا هنگام غذا خوردن اصلاً نگرشی درباره اینکه این ماده غذایی میخواد چاقشون کنه ندارناونا به چاقی فکر نمیکنناونا تصویرسازی ذهنی چاقی ندارناونا فقط غذا میخورن
ولی من موقع غذا خوردن چیزی که نمیخورم غذاست.حرص میخورمفکر میکنم به چاقیاعصابم به هم ریخته است که الان من چاقتر میشمو به همه چیز دارم فکر میکنم.در واقع خیلی چیزای بیشتری رو من میخورم از طریق مغزم، از طریق ذهنم، نه از طریق دهانم.شاید در هر وعده غذایی ۵۰۰ گرم آب و غذا خورده باشم، یک کیلو غذا خورده باشم ولی با ذهنم میتونم یک کیلو رو به ۱۰۰ کیلو تاثیرش رو اضافه کنم این قدرت مغز منه که میتونه تصاویر رو به واقعیت تبدیل کنه.اینها رو از کجا میگیره؟؟اون چیزی که خودم بهش میدم.مغز من هیچ ارتباطی با بیرون خودش نداره.مغز بیرون رو نمیبینهاز چه طریق نسبت به دنیای پیرامون اطلاعات کسب میکنه؟؟از طریق چشم، گوش و لامسه
وقتی که من یک چیز داغ رو میگیرم متوجه میشم و از این به بعد یاد میگیرم مغزم یاد میگیره که به چیز داغ نباید دست بزنه.همه چیز یاد گرفتنیه.چاقی رو یاد گرفتمچاقی ژنتیکی نیستبنابراین لاغری رو هم میشه یاد بگیرم. لاغر شدن با رژیم گرفتن، با ورزش کردن، با استفاده از وسایل خاص، با مصرف دارو، با هیچ چیز دیگهای به دست نمیاد چاقی یاد گرفتنی بوده، لاغری هم یاد گرفتنیه همونطور که نمیتونم با مصرف دارو زبان انگلیسی یاد بگیرم،نمیتونم با تزریق آمپول نقشه یک شهر رو وارد مغزم کنم،هیچ اطلاعاتی رو از دنیا نمیتونم با دارو، دمنوش، کرم، وسیله، وارد مغزم کنم.پس لاغر شدن هم یه چیز کاملاً درونیه، مربوط به درونِ جسم منهو من نمیتونم اونو از طریق وسایل پیرامونی، استفاده از روشهای مختلف، وارد مغزم کنم.من میپذیرم که تموم اون تلاشهایی که برای لاغری انجام دادم و به نتیجه نرسیدم چیزی از توانایی لاغر شدن من کم نکردهاگر بهم اثبات کرده که من نمیتونم لاغر بشم، و باعث شدن که همش خودم رو سرزنش کنم که خاک تو سرت باز هم نتونستی لاغر بشیاز این برنامه هم نتونستیاز این رژیم هم نتونستیببین چقدر آدمها لاغر شدنببین نشون داد اونا چقدر توی این مدت کم کردن اما تو نتونستیهمش خودم رو سرزنش کردم که من نمیتونم لاغر بشمخودم رو تحقیر کردمو باور کردم که لاغر شدنی نیستم اما میپذیرم که اونها دروغی بیش نبوده من توانایی لاغر شدن رو دارم.و به هیچ عنوان فکر نکنم که اونها روشهایی بوده که من نتونستم از اونها لاغر بشم و الان بیام از لاغری با ذهن لاغر بشم.نه به هیچ عنوان.باید بپذیرم، باید درک کنم، باید باور کنم که اون روشها دروغی بیش نبودهاونها نمیتونسته منو لاغر کنهمن گول خوردم که از اون روشها استفاده کردم
تموم اون تلاشهای قبلی که منجر به شکستم شده به خاطر عدم لیاقت و ناتوانی من نبودهبلکه اون روشها دروغین بوده و من گول خوردم و هیچ اشکالی نداره جهان نسبت به این موضوع آگاهی نداره.فکر نکنم که اونها خیلی آدمهای نامردی بودننه اونها هم در این حد آگاهی داشتن و میخواستن به من کمک کنن که لاغر بشم ولی من گول خوردممن از همون اول گول خوردم که چاقی ارثیه، چاقی به خاطر سوخت و سازهچاقی به خاطر غذاهاستچاقی به خاطر خوردن کربوهیدرات و برنج و نوک و بستنی و فست فود و نوشابه است.ولی چاقی فقط به خاطر اون چیزیه که در مغز من ثبت شده و باعث شکلگیری اندامم شده و میتونم الان با کمک این آموزشها با شنیدن این حرفها و باور کردن اونها و تکرارشون و رها کردن گذشته کاملاً در شرایط متفاوتی باشم
من گول خوردم که فکر میکردم میتونم از روش لاغری با آکادمی لاغری سراج لاغر بشممن گول خوردم وقتی که فکر میکردم میتونم با رژیم دکتر کرمانی لاغر بشممن گول خوردم که فکر میکردم میتونم با رژیم گیاهخواری لاغر بشممن واقعاً گول خوردم که فکر میکردم فقط و فقط میتونم از طریق دوره قانون سلامتی لاغر بشم و این دوره واقعاً منو نابود کردمن قبل از خرید این دوره به طرز معجزهآسایی با دوره تناسب فکری آشنا شده بودم و داشتم فایلها رو گوش میکردم که دوره قانون سلامتی اومد منم واقعاً ۲۰ سال بود که آرزوی لاغر شدن رو داشتم و وقتی که دیدم این دوره میتونه منو خیلی سریع به خواستم برسونه هرجوری بود این دوره رو تهیه کردم و یک سال این روش رو انجام دادم.درسته که ۱۷ کیلو وزن کم کردم و به اون لاغری که میخواستم و آرزوش رو داشتم رسیدم ولی به هیچ عنوان لاغریم رو دوست نداشتم چون با زجر به دستش آورده بودم به شدت ریزش مو گرفته بودم و واقعاً از نظر ذهنی تحت فشار شدیدی بودم خیلی اذیت میشدم که دیگه نباید تا آخر عمر کربوهیدرات مصرف کنم و فقط پروتئین و غذاهای گوشتی باید بخورم و این واقعاً برام زجرآور بودو این لاغری رو اصلاً دوست نداشتم قیافم خیلی وحشتناک شده بود به شدت خودم رو سرزنش میکردم که تو چرا نتیجه نمیگیری ببین چقدر از این دوره نتیجه گرفتن واقعا تحت فشار بودم و نمیتونستم دیگه این دوره رو ادامه بدم یادمه گریه کردم و از خدا کمک خواستم که کمکم کنه و اصلاً یادم نمیره اون روزی رو که یک لحظه به ذهنم رسید که برو به سایت تناسب فکری و من اصلاً یادم رفته بود که یه زمانی توی این سایت بودم و داشتم از فایلهای رایگان استفاده میکردم.الان خیلی خوشحالم به یک آرامشی رسیدم که اصلاً با هیچ چیز عوضش نمیکنماستاد عطار روشن عزیز واقعاً از صمیم قلبم بابت تک تک فایلهاتون از شما سپاسگزارم که زندگیم رو نجات دادین و منو به آرامش رسوندین.
نشان های دریافت شده
سلام براستاد عزیز ودوستان همراه
من از اونجایکه فاصله زیادی با گذشته چاقیم گرفتم و تقریبا در تناسب اندام خوبی هستم فکر میکنم ۸۰ درصد به تناسب دلخواهم رسیدم مرور گذشته هم برام سخته چون کمتر خاطرات چاقی یادم میاد مگراینکه زمان بزارم و به ذهنم فشاربیارم و هم احساس خوبی بهم نمیده چون مرور خاطرات همراه با درد ورنج و گول خوردن حس خوبی نداره .
اما من از وقتی با این روش ذهنی لاغرشدم یاد گرفتم هرچیزی رو که کسی بهم گفت اگه توش سختی باشه نپذیرم چون من برای جذب ناخاسته ام سختی نکشیدم که بخام با سختی برطرفش بکنم .
سعی میکنم با روشهای ذهنی که آسونترین روش حل مشکلات هست مسایلم رو حل کنم .
من با کانون توجهاتم شرایط زندگیم رو خلق میکنم پس برای تغییر شرایط زندگیم هم باید با کانون توجهاتم این کار رو انجام بدم .
ومن این کار روانجام دادم وانجام میدمش . و چون یک شبه چاق نشدم و یک فکر باعث چاقی نمیشه بلکه مدتها تکرارش کردم تا باورش کردم وجاق شدم پس بایستی دوباره فکرم روعوض کنم یه مقدار زمان بزارم و روش کارکنم تا به باور تبدیل بشه تا متناسب متناسب بشم .
من یادم میاد همش از خدا میخاستم البته قبل آشنایی با مفاهیم قانون جذب و قدرت ذهن که خدایا چگونه زیستن رو به من بیاموز ومن چگونه مردن رو خود خواهم آموخت ..وخداوند سنگ تموم گذاشت و من پا در نشاخت قوانین جهان هستی گذاشتم و به این خواسته قلبیم رسیدم.
خدایا شکرت . تشکر از استاد عزیز بابت آموزشهای بی بدلیل شان .
خب خب خب، با سلام و اره منم ۲۴ سال گول خوردم و خودم رو گول زدم ، ۲۴ سال هر روز که پا شدم تو ذهنم چاقی داشت میچرخید تا شب که وقت خوابیدن میشد
اگه بگم تا الان نزدیک هزار بار رژیم گرفتم دروغ نگفتم ولی اگه قرار بود جواب بده جواب داده بود تا الان مگه نه، ، رژیمای غیر اصولی و زودگذر که فقط. به جسممون اسیب میزد، حیف نبود! و باورتون نمیشه دوستان ولی من حتی قبل شروع این دوره هم میخواستم یه رژیم ۴ روزه بگیرم و بعد شروع کنم، ولی نکردم، با خودم گفتم مرگ یه بار شیون یه بار، الان درست تو جایی از زندگیمم که میدونم تنها راهی که میتونه برای همیشه منو از این منجلاب چاقی و رژیم و پرخوری افراطی بکشه بیرون ، درست کردن طرز فکرمه، و من میدونم که نه امروز و نه فردا ولی روزایی که خیلیم ازمون دور نیستن به خودمون میایم و میبینیم که همه چی کم کم داره واسه همیشه درست میشه، با امیدواری موفقیت تک تکتون❤️
سوال اول: اره من واقعا تو کوتاه مدت ادم با اراده ای بودم ولی بعدش حریص میشدم
سوال دوم:دیگران رو میدیدم که چجوری اراده میکردن و عمل میکردن از خودم ناامید میشدم
سوال سوم: نصف نصف، بعضی از روشا خب واقعا اونقدام بد نبودن ولی من اراده بلند مدت واسه رعایت نداشتم
سوال چهارم: همیشه تو زندگیم بی نهایت معتقد به قانون جذب و قدرت ذهن بودم ولی هیچوقت فکر نمیکردم واسه تناسب اندامم بتونه بهم کمک کنه و تصمیمم، این بار فقط اینه که ادامه بدم، چون از همیشه مطمئن ترم که ذهن من برای همیشه باید درست بشه
سلام ودرود به استاد عزیز
شما درست گفتین الان که فکر میکنم میبینم از زمانی یادم میاد برای لاغر شدن به هر چیزی چنگ میزدم تا لاغر بشم مثل رژییم های مختلف ،یا اگه کسی لاغر میشود ازش میپرسیدم که چه جوری به چه روشی لاغر شدی ولی با این که اونها به من میگفتن چه کاری باید انجام بدم چون خواسته قلبی وجسمی من نبود من تو اون روش موفق نمیشودم چون اصلا از ذهن من نبود از نبود چاره به سمت این روش ها میرفتم
وشما درست میگید مارو گول زدن از نظر من مارو بیشتر با تبلیغات به سمت چاقی بیشتر کشوندن
اونم این که وقتی شما مدام کلمه چاقی بشنوی احساسش قبول میکنی واین میشه ملکه ذهنت حتی شاید تو اون روش کمی لاغر بشی ولی اون ها با تبلیغ انواع دمنوش یا وسایل ورزشی شما رو جذب روش های دیگر برای لاغری میکنن که به پول بیشتری برسن وشما همش در حال خرید برای هدف لاغری هستین ،ولی واقعیتش سیاست کثیف فروشندگان این محصولات فقط برای جذب آدم های چاق که اعتمادبنفسشون هر روز کمرنگ تر میشه ودنبال راهی برای لاغری هستن
این که میگید لاغری از ذهن وباور ماست شما درست میگید من میتونم بگم وقتی ترس ها به باور تبدیل بشن میتونن آدم ها رو به نابودی بکشونه ما از ترس چاقی بیشتر چاق میشیم واون جذب خودمون میکنیم مثل کسی که از رانندگی میترسه ولی دلش میخواد راننده بشه تا وقتی ترسش توش وجود داره اون هرگز راننده خوبی نمیشه
ومدام شاکی که چرا رانندگی خوبی نداره
آدم چاق هم از چاقی میترسه ولی مدام شاکی که چرا چاق ولاغر نمیشه
مادر من از بچگی من چاق بود پدرم همیشه به ما میگفت مثل مادرتون مراقب باشید چاق نشید واین سال ها تکرار کرد کلمه چاقی شد ملکه ذهن من وخواهرم تکرار این کلمه باعث شد بد سالها به خودمون نگاه کنیم وببینم چاق شدیم
در صورتی پدرم میگفت مثل مادرتون چاق نشید ما کلمه چاقی میشنیدیم وترس اون تکرار کلمه باعث چاقی ما شد
مغز ما دارای قدرت که میتون کلمات با انرژی مثبت یا منفی در درون ما شکل بده واون بشه سر لوح زندگی ما چاقی سر لوح منفی زندگی من شده بود
ولی من با همون قدرت ذهن وباورمثبت مغزم تبدیل به لاغری و جسم شاداب و پرنشاط میکنم
البته با لطف خدا وکمک شما استاد عزیز